داخلی صفحه حوزه و روحانیت آرشيو گزارش
۱
 
از دفتر خاطرات (9)
انتقادها به بیت آیت‌الله گلپایگانی
در جریان مبارزات انقلاب، افراد انقلابی بر آن بودند تا همگی را به سمت اعتراض علیه رژیم پهلوی بکشانند؛ هر کس که در این راه سستی از خود نشان می‌داد، مورد اعتراض قرار می‌گرفت. نیروهای انقلابی حتی در این زمینه، انتظار بیشتری از مراجع عظام تقلید داشتند. هر کجا که مراجع عظام، پای پس می‌کشیدند یا همسوییِ تام و تمام با انقلابی‌ها نداشتند، مورد اعتراض واقع می‌شدند. در کتاب‌های خاطرات، برخی از این برخوردها گزارش شده است. شیخ احمد سالک، یکی از این وقایع را گزارش داده است:
انتقادها به بیت آیت‌الله گلپایگانی
"یک شب بعد از نماز آیت‌الله اراکی عده‌ای از آقایان از جمله آقای هادی نجف آبادی و مهدی هاشمی و عناصرش در جلسه‌ای جمع شدند و تصمیم گرفتند به خانه آیت الله گلپایگانی بروند تا در حقیقت با فرزند آیت‌الله گلپایگانی (حاج آقا جواد گلپایگانی) خورده حساب‌هایشان را تصفیه کنند. من هم چون موضوع را نمی‌دانستم به همراه جمعیت کثیری از مدرسه فیضیه دنبال آنها راه افتادم. وقتی به خانه آیت الله گلپایگانی رسیدیم، آقای هادی نجف‌آبادی در سخنرانی خود انواع توهین‌ها و بی‌ادبی‌ها را به آیت‌الله گلپایگانی روا داشتند و در واقع این برخوردها و توهین‌ها من را از این آقای نجف‌آبادی، مهدی هاشمی و دوستانشان متنفر نمود و اعتراضات و برخوردهای لفظی من با آنها شدت پیدا کرد، طوری که ناچار شدم حتی ارتباط سلام علیکی خود را هم با این آقایان قطع کنم." (خاطرات حجه الاسلام شیخ احمد سالک؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385 ص 57،)
 
آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای نیز مشی سیاسی آیت‌الله گلپایگانی را مورد انتقاد قرار داده و بر وی نقد کرده بود. او در خاطرات خود می‌گوید:
"روزی یکی از علمای آذربایجان به قم آمده بود و ما به سبب آشنایی به دیدن او رفتیم. آقای گلپایگانی هم آنجا بود. مجلس خصوصی بود. صاحب خانه و آقای گلپایگانی و من و یکی از فرزندان این عالم آذربایجانی که از دوستان من بود، حضور داشتند. شاید حدود سال‌های چهل و یک یا دو بود. من درباره اقدامات دولت علیه حوزه و امام خمینی و اوضاع سیاسی مملکت صحبت کردم و به وضعیت موجود و سکوت بعضی از مراجع اعتراض داشتم. آقای گلپایگانی هم جواب می‌داد و نصیحت می‌کرد. من از روی احساس حرف می‌زدم و از مراجع انتقاد می‌نمودم و از دین و حوزه و روحانیت دفاع می‌کردم. آن‌قدر گرم شده بودم که فکر می‌کنم نمی‌توانستم جلوی خودم را در آن لحظه بگیرم و ایشان هم چندبار کوتاه و تند جواب داد. پس از تمام شدن حرف‌های من، ایشان تأملی کرد و پس از دقایقی شروع کرد به تحسین کردن من و احساسات خالص و مخلصانه برای اسلام و حوزه و اقرار کرد که حرف‌های ما درست است ولی باید با حوصله و به روش دیگری عمل کرد."(خاطرات سید محمد خامنه‌ای، ج اول، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392، صص 162-163)
 
 
کد مطلب: 7745
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۱۱:۴۲
 
 


انتشار یافته : ۱نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
علا
۱۳۹۷-۰۳-۰۷ ۱۳:۱۸:۴۲
امان از دست این ... (3082)