داخلی صفحه حوزه و روحانیت آرشيو گزارش
 
از دفتر خاطرات (17)
حساسیت میرزای شیرازی به وحدت جهان اسلام
اختلاف میان جهان تشیع و تسنن همواره دغدغه مراجع تقلید شیعه بوده است. زعمای تشیع، همواره سعی بر این داشته‌اند تا این اختلاف برجسته نشود و نزاعی در جهان اسلام در این خصوص رخ ندهد. اگر چه اختلافات عقیدتی همواره میان این دو مذهب وجود داشته است، اما آنجا که بحث درگیری و بعضاً خونریزی بر سر این عقاید بوجود آید، همواره مراجع شیعه پا پیش گذاشته و از اینگونه اختلافات مانع شده‌اند. آیت الله شبیری زنجانی در کتاب جرعه‌ای از دریا، در وصف احوالات مرحوم میرزای شیرازی به یکی از درایتهای میرزا به این نحو اشاره کرده است:
حساسیت میرزای شیرازی به وحدت جهان اسلام
"میرزا مرد خیلی باهوش و چیز فهم عجیب و غریبی بود. حاج آقا رضا صدر از حاج انصاریِ مرحوم، واعظ معروف و ایشان از مرحوم آقای شیخ عبدالکریم حائری نقل می‌کرده که در اواخر که ریاست میرزا خیلی بالا گرفته بود، دسترسی به ایشان مشکل بود، چون مراجعه زیاد بود. خوب سنشان هم بالا بود، گرفتاری هم زیاد، لذا برای اینکه خیلی‌ها علاقه داشتند میرزا را ملاقات کنند، هر چند روزی یک مرتبه، بار عام می‌داد که اشخاص بتوانند بیایند و میرزا را زیارت کنند.

در یکی از این بار عام‌ها که اشخاص می‌آمدند برای زیارت، می‌بینند که نظر میرزا به یک شخص معینی معطوف است. هر چه اشخاص جلو می‌آیند و بعد از دستبوسی میرزا می‌روند، باز هم توجه میرزا به همان شخص و همان نقطه است، تا اینکه بالاخره نوبت به آن شخص مورد نظر میرزا می‌رسد و می‌آید دست میرزا را می‌بوسد.

میرزا از او سؤال می‌کند که مثلاً اهل کجایی؟ می‌گوید: اهل کربلا. می‌پرسد: برای چه اینجا آمده‌ای؟ می‌گوید آمده‌ام تا در سامره درس بخوانم. میرزا می‌فرماید: من به شما حکم می‌کنم که همین حالا مراجعت کنید به کربلا، و شهریه و حقوقی هم که در اینجا به طلبه‌ها داده می‌شود، در کربلا به شما داده می‌شود، و همین حالا برگردید.
میرزا نوکرش را صدا می‌زند و به او می‌گوید قطار کی حرکت می‌کند؟ می‌گوید مثلاً نیم ساعت دیگر. می‌فرماید: این آقا را الان ببرید پای قطار و آنجا باشید تا ایشان سوار قطار بشوند و بعد مراجعت کنید. نیم ساعت بعد، یک ساعت بعد میرزا مرتباً می‌پرسد، خادم نیامد؟ و همین طور منتظر بوده و دقیقه شماری می‌کرده که خادم برگردد. بالأخره خادم بر می‌گردد. میرزا می‌گوید: او را راه انداختی؟ می‌گوید بله. می‌گوید خودت آنجا بودی موقع حرکت قطار. می‌گوید بله. می‌گوید قطعی شد حرکتش؟ می‌گوید بله. میرزا خیلی استنطاق می‌کند تا قطعی شود که آن شخص به کربلا برگشته است. بعداً بعضی از اصحاب ایشان می‌پرسند: چرا این شخص را با این اهتمام به کربلا برگرداندید؟ میرزا می‌فرماید: از خصوصیات قیافه این شخص فهمیدم که اگر او در اینجا بماند، کار دست ما می‌دهد و دعای "صنمی قریش"[1] می‌خواند، و ما که زحمت کشیدیم و مشکله اختلاف بین شیعه و سنی را به زحمت حل کردیم تا مساله وجود نداشته باشد و سامرا برای تشیع مرکزیت پیدا بکند، او با یک عملش ممکن است این زحمات را از بین ببرد، یک لعن در حرم بخواند و تمام این زحمات به هدر برود.

بعد که خود آن شخص را دیده بودند، گفته بود: خوش انصاف میرزا، نگذاشت اقلاً یک صنمی قریش بخوانیم.» (جرعه‌ای از دریا، سید موسی شبیری زنجانی، موسسه کتاب شناسی شیعه، صص 119-120)
 
[1] دعایی است که در آن، دشمنان اهل بیت لعن شده‌اند.
 
کد مطلب: 7906
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۱۲:۵۱
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر