داخلی صفحه رسانه آرشيو گزارش
 
مرور مطبوعات / پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد
پنجم آبان‌ماه 1397
چند نوشتار فلسفی، انتقاداتی از ساختار حوزه و چند مطلب اجتماعی عناوین مورد توجه مطبوعات امروزند. «هزینه‌های جاری حوزه را با کوچک‌سازی ساختار کاهش دهید»، «مدافع پرشور تاریخ علم اسلامی»، «روحانی از کاهش اعتماد عمومی احساس خطر می‎کند»، «چرا تغییر، شكست می‌خورد؟»، «فیلسوفان گسسته از جامعه»، «احترام به حقوق مالكیت»، «پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد»، «كتاب فوكویاما و فهم وضعیت ما»، «سرانجام ملی‌گرایی مبتنی بر اصول»، «یادمان هویت ملی مبتنی بر اصول»، «صداقت با مردم در جلب اعتماد جامعه به مسئولان تأثیرگذار است»، «مسئولیت مراجع»، «نزول سرمایه اجتماعی»، «مسلمانان امروز چه می‌خواهند؟» و «انقلابی درون یک انقلاب» عناوین برجسته شماره‌های امروزند.
مرور مطبوعات / پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد
شرق
 
انقلابی درون یک انقلاب
شرق در نوشتاری به معرفی کتاب «زنان در کوبا» که به تازگی از سوی نشر طلایه پرسو به فارسی منتشر شده، پرداخته است. در بخشی از این نوشتار آمده است: این کتاب می‌کوشد با بررسی نقش زنان به نحوه شکل‌گیری «انقلابی درون انقلاب» بپردازد. نقش زنان در انقلاب کوبا به حدی چشمگیر بود که فیدل کاسترو آن را «انقلاب در انقلاب» نامیده بود. کتاب سه نویسنده دارد که در قالب مقاله و مصاحبه انقلاب کوبا را روایت می‌کنند و هر سه نیز زن هستند. هر سه همدیگر را می‌شناختند و در دوره‌ای بیش از پنج دهه با هم کار کرده بودند. از‌این‌رو کتاب را می‌توان انعکاس دو نسل مختلف در رهبری «انقلابی درون انقلاب» دانست. ادغام و همکاری دو نسل در پیشبرد وظایف انقلاب بود که به وجه مشخصه جنبش زنان در انقلاب کوبا بدل شد. با‌این‌حال کتاب را نمی‌توان کتابی دانست صرفا درباره زنان. کتاب را می‌توان کتابی دانست درباره انقلاب کوبا که از منظر زنان فعال در این انقلاب نوشته شده است. در روایت زنانی که این کتاب را نوشته‌اند، یک چیز بیش از همه آشکار است: «گشودن راه برای آنکه گسترده‌ترین اقشار زنان - سازمان‌یافته، مؤثر و منضبط - درگیر مبارزات جاری و ساختن یک نظم نوین اجتماعی شوند».
 
مسلمانان امروز چه می‌خواهند؟
«آینده اسلام» دیگر کتابی است که شرق به معرفی آن پرداخته و نوشته است: کتاب «آینده اسلام» نوشته جان اسپوزیتو استاد امور بین‌الملل و مطالعات اسلامی در دانشگاه جورج‌تاون و یکی از اسلام‌پژوهان برجسته و مؤلفان پرکار در حوزه مطالعات اسلامی است كه در آن به وضعیت کنونی و آینده اسلام پرداخته و طی آن موضوعاتی مختلف از جمله وضعیت مسلمانان غربی را بررسی کرده است. نویسنده انگیزه اصلی در نوشتن كتاب «آینده اسلام» را تاثیرات اسلام و اكثریت مسلمانان بر جهان غرب در كنار اعمال اقلیتی از تروریست‌ها و نیازی كه باراك اوباما به بازسازی روابط با جهان اسلام ابراز كرده بود می‌داند. سوالات بررسی‌شده در این كتاب عبارتند از: آیا آینده اسلام با اصلاح همراه خواهد شد یا انقلاب؟ آیا اسلام و مدرنیته سازگارند؟ بنیادگرایی اسلامی تا چه اندازه فراگیر و نشان‌دهنده چهره واقعی اسلام است؟ آیا بنیادگرایی اسلامی تهدیدی برای جوامع مسلمان و غرب به شمار می‌رود؟ آیا اسلام با مفاهیم مدرن دموكراسی، حاكمیت قانون، برابری جنسیتی و حقوق بشر سازگاری دارد؟ آیا اقلیت‌های مسلمان می‌توانند شهروندانی وفادار در آمریكا و اروپا باشند؟
 
اعتماد
 
نزول سرمایه اجتماعی
عباس عبدی در نوشتاری در اعتماد، کاهش سرمایه اجتماعی در پی سیاست‌های اخیر دولت را مورد توجه قرار داده و با توجه به دیدار ریاست‌جمهوری با جامعه‌شناسان می‌نویسد: در این جلسه پرسش مهمی از سوی آقای روحانی طرح شد. این پرسش ناظر به این مسئله بود كه چرا اعتماد مردم به حكومت و به طور خاص دولت كم شده؛ در حالی كه دولت هیچ فرقی با گذشته نكرده است؟ البته اگر این پرسش جدی بود كه جدی هم هست، نباید در این جلسه طرح می‌شد، بلكه باید پیش از این از سازمان‌ها، نهادها و وزرای مربوطه سوال می‌شد تا از كارشناسان پاسخ آن را بگیرند. اولین نظرسنجی كه به دست دولت رسید و حكایت از افت شدید اعتماد داشت، باید موجب می‌شد كه دولت و رییس‌جمهور به سرعت كارگروهی را برای پاسخ به چرایی این وضع تشكیل می‌داد. این پاسخ در یك جلسه چند 10 نفری و به صورت اقتضایی به دست نمی‌آید. دستگاه اداری مسوول استفاده از صاحب‌نظران و كسب نظرات آنان است. بنابراین صرف اینكه پس از حدود یك سال چنین پرسشی در یك جلسه موردی طرح شده است، نشان می‌دهد كه پرسش برای دولت جدی نبوده است. برای فهم ماجرا باید به جمله دیگری از آقای روحانی در این جلسه توجه كرد آنجا كه گفتند: «ما كشور نیرومندی هستیم و نباید اجازه داد برخی‌ها آینده را برای مردم سیاه ترسیم كرده و آنان را نگران سازند. جامعه ما نباید نگران فردا باشد؛ جامعه‌ای كه بیش از امروز، نگران فردا باشد باعث می‌شود همین نگرانی از فردا، امروز آن را نیز برهم بزند» در حقیقت این نحوه نگاه به جامعه جدید ریشه این مشكلات است. در جامعه جدید آینده برای ما مساله اصلی است. حال را در پرتو آینده ارزیابی و درك می‌كنیم. اگر حاضر می‌شویم كه سرمایه‌های زیادی صرف آموزش و بهداشت فرزندان‌مان كنیم همه و همه معطوف به آینده او است.
 
مسئولیت مراجع
محمد مرزبان‌راد ضمن اشاره به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی درباره مهریه و تأثیرگذاری آن در تصمیم‌گیری‌های قوه قضائیه می‌نویسد: اگر قانونگذار و مجریان قانون در قوای مجریه و قضاییه تا این اندازه نسبت به نظر مراجع در حوزه‌های علمیه حساس هستند و واكنش درست و به‌موقع نشان می‌دهند - چنان‌كه در مورد اخیر مهریه شاهد آن بودیم- آیا این نشانگر مسئولیت عظیم مراجع معظم تقلید نسبت به سایر آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی كشور نیست؟ آیا نمی‌توان به پیشگاه مراجع محترم از ده‌ها مسئله لاینحل و صدها مشكل اساسی و زیربنایی كه كشور را دچار بحران‌های بزرگ اخلاقی و اجتماعی كرده است، شكوه كرد؟ تا چندی پیش بسط ید را تنها متوجه مسئولان در قوای سه‌گانه و سایر نهادهایی می‌دانستیم كه مستقیما از رهبر انقلاب مشروعیت می‌گیرند. لیكن با این مورد مسئولیت متوجه مراجع عظام تقلید و حوزه‌های علمیه نیز شده است. آقایان لازم است همان‌گونه كه آیت‌الله‌العظمی مكارم بدون آداب و ترتیب به فریاد درماندگان و گرفتاران رسیدند، به سایر ناهنجاری‌ها و گرفتاری‌های كشور بپردازند و راه‌حل ارایه كنند. این تعامل می‌تواند منشا خیر و بركت برای كشور باشد.
 
صداقت با مردم در جلب اعتماد جامعه به مسئولان تأثیرگذار است
سعید باستانی، نماینده مجلس گفت: شاخص‌های حساسیت و علل بی‌اعتمادی مردم به مسئولان مشتمل بر ناكارآمدی‌ها و بهره‌وری پایین، باندبازی‌ها و فساد اداری و اقتصادی، عزل و نصب‌های مدیریتی، بی‌عدالتی و بی‌تفاوتی در برخورد با مفاسد، فقدان سیستم‌ها و سامانه‌های جامع اداری و اطاله دادرسی در دستگاه قضایی است. نارضایتی مردم و دوری سرمایه اجتماعی از مسئولان كشور و شفاف و صادق نبودن مسئولان با جامعه در تداوم نابسامانی‌ها مؤثر است. تداوم این چرخه مانع از اعتماد جامعه به مسئولان و ناتوانی مسئولان برای آرام كردن شرایط كشور می‌شود. قوای سه‌گانه باید با آسیب‌شناسی زیرمجموعه‌های خود دلایل ایجاد مشكلات و چالش و ناكارآمدی‌ها را برای مردم تشریح كنند. امید مردم، سرمایه‌ای اجتماعی است كه باید برای بازگرداندن این سرمایه از دست رفته اقدامات اجرایی در سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه اتفاق بیفتد. صداقت مسئولان در رده‌های مختلف مدیریتی با مردم در جلب اعتماد جامعه به مسئولان تأثیرگذار است.
 
یادمان هویت ملی مبتنی بر اصول
دکتر محمدجواد کاشی استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نگاهی انداخته است به آخرین كتاب فرانسیس فوكویاما. در بخشی از این نوشتار آمده است: فوكویاما در كتاب اخیر خود كه با نام «هویت: طلب كرامت و سیاست مبتنی بر خشم» منتشر شده به روایتی از ملی‌گرایی تحت عنوان «هویت ملی مبتنی بر اصول» می‌پردازد كه به نظرم قابل تامل است. من خیال می‌كنم در آستانه انقلاب ایران چنین صورتی از ملی‌گرایی متولد شد اما در سن نوزادی از دنیا رفت. فوكویاما در كتاب خود به خطر ظهور هویت‌‌جویی‌های قومی، نژادی، مذهبی و جنسیتی به منزله صورت‌های خطرناك سیاست هویت اشاره می‌كند. ظهور ترامپ و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا، نمونه‌های بارز این ظهور خطرناكند و طلیعه دورانی تازه در مسیر تحولات جهانی. به نظر فوكویاما، سیاست‌های لیبرالیستی مدافع حقوق فردی و سیاست‌های چپ مبتنی بر دفاع از حقوق طبقه كارگر هر دو در یك نكته مشترك بودند و آن فراموش كردن بسیاری از گروه‌های اجتماعی حاشیه مانند گروه‌های قومی، جنسیتی، نژادی و مذهبی بود. این گروه‌ها، نه جایگاه خود را در سیاست‌های دنیای لیبرالی درك می‌كردند نه در سیاست‌های چپ. این سنخ از گروه‌ها به قول فوكویاما، دركی درونی از خود دارند كه با دركی كه از آنها ساخته شده، ناسازگار است. آنها تصور می‌كنند چیزی در سرشت هویتی‌شان وجود دارد كه ناشناخته مانده و در فضای سیاست‌های لیبرال یا چپ نادیده گرفته شده است. آنها خشمگین‌اند و اینك با تكیه بر ابزارهای رسانه‌ای جدید و موج نوظهور پوپولیسم سیاسی در عرصه بین‌الملل میدانی تازه برای ظهور پیدا كرده‌اند. به نظر فوكویاما، این سنخ از فعلیت سیاسی برای همه كشورها و عرصه بین الملل خطرناك است.
 
سرانجام ملی‌گرایی مبتنی بر اصول
اعتماد در نوشتاری درباره احساس تشخص جمعی بدون توجه به تنوعات درونی مخالفان شاه در ابتدای انقلاب می‌نویسد: آن روز كه خسرو گلسرخی ماركسیست در دادگاه شاه به نام امام علی تمسك كرد، بی‌آنكه الزاما مسلمان یا شیعه شود، یك تحول بزرگ در ایران روی داده بود. مردم خود را آماده عقد یك پیمان جدید می‌دیدند كه در پرتو آن احساس تشخص جمعی كنند بی‌آنكه تنوعات درونی‌شان نادیده گرفته شود. همه با یكدیگر احساس آشنایی و صمیمیت می‌كردند و تنها یك نفر بود كه در این میان بیگانه بود و آن شخص شاه بود. طرد نام شاه، اسم رمز پیوند میان مردم حول و حوش ارزش‌های آزادیخواهی و عدالت و استقلال بود. اما صد افسوس كه ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی در همان فضای انقلابی سال‌های 56 و 57 متولد شد و هنوز سنش به یكی دو سال نرسیده بود كه از دنیا رفت. فقط به چند عامل اشاره می‌كنم كه مسبب مرگ این طفل بیچاره شدند والا عوامل بسیار دیگری دخیل بودند. از جمله این دلایل عبارت بود از این که حفظ سرشت ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی با خواست تمركز در عرصه سیاسی ناسازگار بود. در آن روزگار در عرصه سیاسی ایران، كسانی با هم ستیز می‌كردند كه در یك نكته مشترك‌ بودند، همه خواهان صورتی از سیاست متمركز بودند. به جز یكی دو مورد خاص، هیچ كس، خرد حیات سیاسی مبتنی بر كثرت و تفاوت را نداشت. یكی، دیگری را متهم می‌كرد به مزدور بیگانه و خود داغ ننگ مرتجع را بر گردن می‌آویخت. یكی با خشم دیگری را پایگاه امپریالیسم می‌شمرد و البته خود داغ وابستگی به ساواك شاه را دریافت می‌كرد. اما این همه نمی‌دانستند كه با هم شریك و همكارند در تولید احساس ضرورت به یك نظم متمركز و تك ‌پایه. در چنین شرایطی طفل ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی یا باید در پای اسلام‌گرایی قربانی می‌شد یا چپ‌گرایی. چنین شد كه انقلاب اسلامی شد و طفل ملی‌گرایی مبتنی بر اصول از دنیا رفت.
 
كتاب فوكویاما و فهم وضعیت ما
اعتماد در نوشتاری با نگاه به کتاب تازه فوکویاما و وضعیت ابتدای انقلاب اسلامی می‌نویسد: كتاب فوكویاما، مرا به فضای ابتدای انقلاب برد. واقع این است كه خواست آزادی و عدالت و استقلال سیاسی، مضمون اساسی نهضتی بود كه در فضای منتهی به انقلاب سال 57 در ایران شعله كشید. دین و باورهای مذهبی در برانگیختن این فضا، نقش درجه اول داشت. اما آنچه سبب معتبر شدن دین در عرصه سیاسی شد، عرضه روایت‌هایی بود كه دین را به منزله پشتوانه اصلی عدالت و آزادی و استقلال در عرصه عمومی منتشر كرده بود. فوكویاما در كتاب خود به خطر ظهور هویت‌‌جویی‌های قومی، نژادی، مذهبی و جنسیتی به منزله صورت‌های خطرناك سیاست هویت اشاره می‌كند. ظهور ترامپ و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا، نمونه‌های بارز این ظهور خطرناكند و طلیعه دورانی تازه در مسیر تحولات جهانی. او برای برون‌رفت از این خطر، همه را به احیای هویت ملی مبتنی بر اصول فراخوان می‌كند. به قول فوكویاما، ملی‌گرایی كه بر انگاره‌های عصر روشنگری ظهور كرد مبتنی بر باورهای نژادی و قومی نبود بلكه بر منظومه‌ای از آرای اصولی عصر روشنگری نظیر آزادی و برابری انسانی استوار بود. فوكویاما، هم لیبرال‌ها و هم چپ‌ها را فرا می‌خواند تا برای نجات ارزش‌های عصر روشنگری، پرچم آن سنخ از ملی‌گرایی را برافرازند و در مقابل سیاست‌های هویت دنیای امروز مقاومت كنند. یكی از دلایل ظهور سیاست‌های هویتی گروه‌های قومی و مذهبی و جنسیتی در دنیای امروز از نظر فوكویاما، رشد فرآیند جهانی شدن است. جهانی شدن هم احساس درونی نادیده‌ گرفته‌شدگی گروه‌های قومی و جنسیتی و دینی را تشدید كرده و هم امكان‌های ظهور و بروز به آنها عطا كرده است.
 
پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد
نیما اسدی در نوشتاری به بررسی مکتب فرانکفورت در فضای روشنفکری آمریکا پرداخته و می‌نویسد: انتخابات ریاست‌جمهوری امریكا كه منجر به انتخاب دونالد ترامپ شد، شوكی به روشنفكران جهان از جمله خود ایالات متحده بود و این سوال در ذهن اكثر آنها حكاكی شد كه چگونه در یك كشور آزاد و پیشرو در همه زمینه‌ها از جمله علوم انسانی، فردی پوپولیست كه متوسط اندیشه‌هایش از تمامی رییسان جمهور امریكا پایین‌تر است برگزیده شده است. هنوز پس از دو سال از این انتخاب این سوال كماكان در ذهن روشنفكران امریكا باقی است. اما اگر كمی به اندیشه‌های مكاتب جهانی رجوع كنیم متوجه یك نكته مهم می‌شویم و آن این است كه حدود نیم قرن پیش یك مكتب فكری پیش‌بینی چنین روزی را می‌كرد؛ مكتب فرانكفورت. این موضوع را مجله نیویوركر حدود یك ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری امریكا در گزارشی منتشر كرد. گزارش زیر در همین خصوص است: مدت كوتاهی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، خبر كوتاهی روی خطوط خبری آمد: ویلای توماس مان در لس‌آنجلس حفظ خواهد شد. این خانه كه مطابق با مشخصه‌های توماس ‌مان در دهه 1940 ساخته شده بود در اوایل همین سال (2015) برای فروش گذاشته شده بود و به احتمال زیاد تخریب می‌شد زیرا ساختمان بی‌ارزش‌تر از زمین آن بود.
 
احترام به حقوق مالكیت
اعتماد در نوشتاری به بررسی نقش قانون مالکیت از سوی حکومت‌ها پرداخته و می‌نویسد: نخستین مولفه حاكمیت قانون و دومین مولفه احترام به حقوق مالكیت است. اگر به این مولفه توجه شده و به آن جامه عمل پوشانده شود، نهادگرایی گسترش پیدا خواهد كرد اما مادامی كه ما شاهد نقض مكرر حاكمیت مردم و همچنین ناتوانی دستگاه قضایی در مقابله با این موارد به دلیل گستردگی و شدت هستیم، نهادگرایی معنا ندارد. دراین میان صحبت از بازار آزاد فرصتی را برای صاحبان ثروت فراهم می‌كند تا در كاركرد درست بازار آزاد اخلال كنند. این اتفاقی است كه به كرات در ایران رخ داده و مردم شاهد تضییع حقوق‌شان موارد متعدد توسط نهادهای قدرتمند بوده‌اند بنابراین خلأ نهادی كه در چنین شرایطی مردم را همراهی و پشتیبانی كند، احساس می‌شود. به بیان دیگر نهادی كه حامی منافع مردم باشد، وجود ندارد. مطرح شدن موضوع بازنگری در ساختار اقتصادی، بحث تازه‌ای نیست. در سه دهه گذشته ما همواره شاهد حضور سیاست‌هایی به اسم بازار آزاد بودیم و این سیاست‌ها در شرایطی پدیدار می‌شدند كه بستر نهادی تحقق بازار آزاد وجود نداشت. در آن دوران اقداماتی صورت گرفت كه منافع گروه‌های خاص تامین شد و این تامین منافع، سبب بروز شكاف طبقاتی، اختلاف درآمدی و از دست رفتن فرصت‌های اجتماعی برای جمعیت كثیری از مردم شد. خروجی دیگر این دیدگاه، فقر بیش از حد مردم بود. باید بدانیم ناامنی به دنبال فقر وارد جامعه می‌شود.
 
فیلسوفان گسسته از جامعه
محسن آزموده با نگاهی به پیشینه قدرتمند فلسفه در سنت ایرانیان و عدم ایجاد ارتباطی وثیق بین فلاسفه و جامعه ایرانی می‌نویسد: با وجود این سنت دیرپا و كهن، فلسفه ایرانی و بالطبع فیلسوفانی ایرانی، به دلایل و عللی كه مجال تفصیل آن اینجا نیست، نتوانسته‌اند پیوند وثیقی با جامعه ایرانی بیابند و در نتیجه از میان نخبگان فكری ما، اعم از فیلسوفان، فقها، متكلمان، دانشمندان، عرفا و ادبا و شاعران، آنها كه بیش از همه در زبان و فرهنگ عمومی حضور دارند، دسته اخیر، یعنی ادبا و شاعران و تاحدودی عرفا هستند. به بیان روشن‌تر، فیلسوفان ما، از فارابی و ابن‌سینا و خواجه نصیرالدین گرفته شیخ اشراق و میرداماد و ملاصدرا، با وجود بلندی اندیشه و اهمیت انكارناپذیرشان، كمتر با متن جامعه ارتباط داشتند و آثارشان مخاطبانی محدود در میان اهل فرهنگ و كتابخوان‌ها داشت. بر این اساس پربیراه نیست اگر ادعا كنیم كه در تاریخ فرهنگی ما، این ادیبان و شاعران بودند و هستند كه نقشی را كه فیلسوفان و متفكران غربی ایفا می‌كردند، برعهده دارند. مردم ما با حافظ و سعدی و خیام، هم‌سخنی بیشتری دارند تا با معلم ثانی و بوعلی و حاج ملاهادی سبزواری. مخاطب اصلی گروه دوم، نخبگان فكری و معدود تحصیلكردگان بودند و هستند و آثاری چون فصول الحكمه و شفا و نجات و اسفار را اندك‌شمار فرهیختگانی می‌خواندند و می‌خوانند كه آموزش فلسفی دیده‌اند و به زبان مغلق و پیچیده و «مفهومی» فلسفه آشنایی دارند.
 
چرا تغییر، شكست می‌خورد؟
خشایار قدیری‌نژاد در نوشتاری به چرایی موفق‌آمیز نبودن تغییر در سازمان‌های اجتماعی پرداخته و می‌نویسد: اكثر مدیران نمی‌دانند كه تغییر یك فرآیند است و نه یك رویداد. این مدیران، كه برای شتابدهی به فرآیند تغییر همواره تحت فشارند، ناچار یا خود خواسته از برخی مراحل تغییر چشم‌پوشی می‌كنند اما نمی‌دانند كه میانبر‌ها همیشه به مقصد نمی‌رسند. با شناخت مراحل تغییر می‌توان احتمال موفقیت تغییر را افزایش داد. مرحله اول تغییر ایجاد حس فوریت و ضرورت تغییر است. موفق‌ترین تلاش‌ها برای تغییر زمانی پدید می‌آیند كه برخی افراد یا گروه‌ها نگاه موشكافانه به وضعیت داخلی سازمان، موقعیت سازمان در بازار، روندهای فناوری و عملكرد مالی بیندازند. از نكات مهم این مرحله متقاعد كردن 75درصد از مدیران سازمان با این موضوع است كه وضعیت فعلی خطرناك‌تر از وضعیت ناشناخته بعدی است. مرحله دوم تشكیل اتحادی قدرتمند است. باید گروهی را گرد هم آورد كه یك تعهد مشترك دارند و قدرت كافی برای هدایت تلاش‌های تغییر؛ البته ترغیب این گروه به كار تیمی، فراتر از سلسه مراتب معمول ضروریست. باید دقت كرد كه این تیم باتجربه باشند و رهبری را به مدیریت منابع انسانی، مدیریت كیفی یا برنامه‌ریزی تنزل ندهند، یعنی یك مدیر صفی. مرحله سوم از تغییر ایجاد بینشی جدید است. ایجاد بینشی جدید برای هدایت تلاش‌های تغییر و توسعه راهبردهایی برای تحقق این بینش بسیار مهم است. بینش نباید مبهم باشد و باید بتوان در كمتر از 5 دقیقه آن را برای دیگران توضیح داد. مرحله چهارم تغییر انتقال بینش است. باید از تمام ابزار و روش‌ها برای انتقال بینش جدید و راهبردهای دستیابی به آن استفاده كرد و رفتارهای جدید را با الگو قرار دادن گروه اتحاد قدرتمند آموزش داد.
 
ایران
 
روحانی از کاهش اعتماد عمومی احساس خطر میکند
اشرف بروجردی در گفت‎وگو با ایران درباره کاهش اعتماد عمومی می‌گوید: اگر در بین احزاب و گروه‎های سیاسی تعاملات فکری صورت بگیرد، گره‎های ذهنی باز و ابهامات مرتفع شود و با ادبیات فاخری که لازمه سیاستمداران است سخن گفته شود، می‎توان به بهبود وضعیت امور امیدوار بود. قطعاً برگزاری نشست با احزب می‎تواند اعتماد عمومی از دست رفته را به جامعه برگرداند. این امر کمک می‎کند که احزاب نقش خودشان را ایفا کنند و به‌عنوان یک پایگاه فکری برای جامعه مطرح باشند. احزاب و گروه‌هایی که با رئیس‎جمهوری گفت‎وگو می‎کنند، شامل همه طیف‎ها نمی‎شود. هرچند می‎توان آن را مفید دانست اما از این منظر که این جلسات فراگیر نیست، نمی‎توان آن را جامع دانست. به‌نظر باید زمینه‎ای فراهم شود که در یک میدان وسیعتری گفت‌و‌گوها ادامه پیدا کند. انتقاداتی که بعضاً در مورد دولتمردان و شخص رئیس‎جمهوری مطرح می‌‎شد، عدم برگزاری چنین نشست‎هایی با احزاب و گروه‌های سیاسی و صاحبنظران حوزه‎های اقتصادی و جامعه‌شناسی و سایر حوزه‎ها بوده است. چه واقعیاتی در جامعه رخ داده که باعث و بانی چنین جلساتی شده است؟ آیا با این اتفاق باید بحث کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را جدی گرفت؟
 
مدافع پرشور تاریخ علم اسلامی
ایران از برگزاری بزرگداشت فؤاد سزگین شرق‌شناس ترک در دانشگاه تهران خبر داده و می‌نویسد: سزگین اما بیش از هرچیز به کسی شناخته می‌شد که تاریخ‌نگار علم است و تاریخ علوم اسلامی را خوب می‌شناسد. چیزی در حدود 40 سال، تاریخ علوم طبیعى و علوم عربى اسلامى در دانشگاه فرانکفورت تدریس کرد و در آنجا به پژوهش پرداخت. در میان آثارش، «تاریخ ‌التراث العربی» با موضوع تاریخ علم و فناوری در جهان اسلام و گاهشمار دانشمندان و مهندسان مسلمان را نوشت و حتی برای ترجمه‌اش از آلمانی به عربی، جایزه‌ای از ملک فیصل دریافت کرد. او حتی موزه‌ای در همان دانشگاه، تأسیس کرد تا با 800 عدد از ابزار و ادوات، عصر طلایی تاریخ علم مسلمانان را به نمایش گذاشت. از آثار او، اما، 4 جلد از مجموعه 13 جلدی، «تاریخ ‌التراث العربی» با عنوان «تاریخ نگارش‌های عربی» توسط گروهی به سرپرستی احمدرضا رحیمی ریسه، در سال 1391 از سوی خانه کتاب منتشر شده است که شامل «قرآن، حدیث، تاریخ، فقه، عقاید، تصوف» در جلد نخست، «شعر» در جلد دوم، «پزشکی، داروسازی، جانورشناسی، دامپزشکی» در جلد سوم و «کیمیا، شیمی، گیاه‌شناسی، کشاوری» در جلد چهارم آمده است. جایگاه او چنان رفیع است که رجب طیب اردوغان؛ رئیس جمهوری ترکیه، در تشییع جنازه‌اش گفت سال 2019 را سال «پروفسور فؤاد سزگین و تاریخ علوم اسلامی» نامگذاری خواهیم کرد.
 
رسالت
 
هزینه‌های جاری حوزه را با کوچک‌سازی ساختار کاهش دهید
آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید گفت: در مدیریت حوزه با برنامه‌ریزی و کوچک‌سازی ساختار هزینه‌ها کنترل و کاهش یابد. یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که سنّت‌های حوزه را حفظ کنید تا تحت‌الشّعاع دیگر فرهنگ‌ها قرار نگیرد؛ چرا که حوزه خود فرهنگ مستقلی دارد و باید این فرهنگ و سنّت حفظ شود. طبق اساسنامه شورای عالی حوزه، این شورا مستقل است و این استقلال فقط به معنای استقلال مالی نیست بلکه استقلال در تصمیم‌گیری‌ها و... را نیز شامل می‌شود و امام راحل نیز بر این استقلال تأکید فراوان داشتند. اگرچه معمولاً دیگر استقلال‌ها بدون استقلال مالی انجام نمی‌گیرد لیکن باید تلاش شود استقلال همه‌جانبه شورای عالی و حوزه علمیه حفظ شود. شورای عالی حوزه، باید ارتباطش با مراجع را پررنگ‌تر و پیوندش را با آنان بیشتر کند. در گذشته علما و مراجع از موقعیت بالایی برخوردار بودند. انتظار می‌رود اکنون نیز در نظام جمهوری اسلامی این امر تقویت شود. عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه با اشاره محدودیت‌های حوزه قم و نیاز حوزه به تخصص‌گرایی در حوزه تاکید کرد: پذیرش طلاب مبتدی را به شهرستان‌ها واگذار کنید تا حوزه قم بتواند در سطح بالاتری فعالیت کند. از آنجایی که قم مرکز حضور فضلا شده،‌ لذا شهرستان‌ها خالی مانده و این موجب آسیب‌پذیرتر شدن است؛ بنابراین باید این موضوع بررسی شود و طرحی اجرایی برای آن اندیشیده شود.
 
کد مطلب: 8019
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : شنبه ۵ آبان ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۰۷:۰۰
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر