داخلی صفحه حوزه و روحانیت آرشيو گزارش
 
(به بهانه 23 آبان ماه سالروز درگذشت میرزا مهدی اصفهانی)
درباره میرزا مهدی اصفهانی؛ بنیان‌گذار مدرسه معارفی مشهد
اگر فلسفه و حکمت اسلامی در حوزه‌های علمیه با مجموعه‌ای از انتقادات بنیادین مواجه است نمی‌توان به طعنه‌ها و انتقادات میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان و توابعش، بی‌توجه بود. مدرسه معارفی مشهد که دودهه پیش محمدرضا حکیمی از آن به عنوان مکتب تفکیک یاد کرد وامدار نامی است که این روزها بسیاری کنجکاوند درباره‌ او و آثارش بدانند و بخوانند.
درباره میرزا مهدی اصفهانی؛ بنیان‌گذار مدرسه معارفی مشهد
میرزای اصفهانی در 1264 ش در اصفهان به دنیا آمده بود. دل به حوزه و روحانیت داد و به تحصیل مقدمات فقه و اصول پرداخت. دوازده سال بیشتر نداشت که به نجف رفت. تمایل به ریاضت و زهد در میرزا مهدی نمایان بود. به توصیه مرحوم حاج رحیم ارباب به کربلا رفت و از محضر سید اسماعیل صدر بهره برد. در محفل مرحوم صدر، به غیر از تحصیل علوم رایج به طی مقامات و تربیت نفس مشغول بود. نقل شده است که میرزا مهدی در این مرحله از زندگانی خود به مقام تجرید و خلع بدن دست یافته بود. مدافعان و داعیه داران مکتب تفکیک معتقدند که میرزا مهدی اصفهانی دارای "ملکه قدسیه اجتهاد" بود و رسالاتی نوشت که قدرت اجتهادش را نشان می‌داد. از زبان میرزای اصفهانی نقل شده بود که: "کمتر ریگی در مسجد سهله هست که اشک من بر آن نریخته باشد".

واقعه‌ای اما زندگانی میرزا مهدی را متحول کرد. 30 ساله بود که گفته می‌شود به دیدار حضرت حجت (عج) نائل آمد. او ماجرای این رؤیا را اینگونه بیان کرد: "بالاخره در عالم رؤیا خود را در یکی از مدارس نجف اشرف در حجره‌ای دیدم، ورقه‌ای به دست حقیر رسیده کأنه مثل ورق قرآنهای باغچه سرائی روس است، ولی ورق او بزرگ‌تر است از اوراق مصحف‌های فعلی در طرفی از او در عرض ورق نوشته شده به خط نسخ: "طلب المعارف من غیر طریقتنا اهل البیت، مساوق لانکارهم"... بعد از ین رؤیا تغییری در حال فقیر به تدریج پیدا شد."[1]

این دیدار، برای میرزا مهدی الهام بخش بود و طریقت وی را از فلسفه و عرفان برچید. وی پس از این دیدار بود که می‌گفت: طلب علم تنها از طریق اهل بیت (ع) امکان پذیر است و هر چه غیر از آن است مورد انکار می‌باشد.

این ادعای میرزای اصفهانی و دیدار با حضرت حجت (عج) موافقان و مخالفینی داشت. محمد رضا حکیمی بر اساس این اتفاق، میرزا مهدی را در زمره تشرف یافتگان به محضر امام زمان (عج) نوشت. شیخ محمود حلبی حتی ادعا کرد که این دیدارِ میرزا در بیداری به وقوع پیوسته است و نه در عالم رؤیا.
مخالفان این داستان اما معتقدند که این رؤیا اگر اتفاق افتاده باشد نیز، دلیل بر حضور حضرت حجت (عج) نیست. برخی گفته‌اند که واژه‌های "معارف" و "مساوق" اساساً در لسان اهل بیت (ع) وجود ندارد و بیگانه از آن است و نمی‌توان این عبارات را منتسب به حضرت کرد. گفته می‌شود که سید جمال الدین گلپایگانی که استاد سلوکی میرزا مهدی بوده، گفته بود که میرزا مهدی دارای ظرفیت سلوک نبود و لذا این ادعا از او ظاهر شد. سید جمال الدین گلپایگانی ماجرای رؤیت امام عصر (عج) توسط میرزا مهدی را به این صورت بیان کرد: "از جمله دستورها این بود که نوافل خود را به نحو نماز جعفر طیار بخواند، او در وقتی چنین حالی پیدا کرد که به هر جا نگاه می‌کرد، سید جمال می‌دید و ما هر چه خواستیم به او بفهمانیم این معنای حقیقت وجود نیست، نشد و این رؤیت را دلیل بر آن می‌گرفت که در عالم وجود حجت خدا، سید جمال است و پس از خارج شدن از این حال برای او شک و تردید پیدا شد که آیا سیر و سلوک حق است یا باطل؟ و روزی که در وادی السلام رفته بوده است و در مکاشفه‌ای می‌بیند که خود حضرت بقیه الله ارواحنا فداه کاغذی به او دادند که در پیش آن کاغذی به خط سبز نوشته است "انا الحجه بن الحسن" خودش این مکاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوک خود نمود."[2]

میرزای اصفهانی علاوه بر زهد و ریاضت، در کسب علوم دینی نیز پیش رفت و در 35 سالگی موفق به کسب اجازهٔ اجتهاد از میرزای نائینی شد. اجازهٔ میرزای نائینی را حضرات آقا ضیاء عراقی، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، ابوالحسن اصفهانی نیز مورد تأیید قرار دادند. میرزای اصفهانی پس از این ایام تحصیل، به مشهد رفت. در آنجا بود که میرزا شروع به تدریس مباحثی کرد که در حوزه‌های علمیه سابقه نداشت. این دروس تحت عنوان مباحث معارف مطرح شد. در این دروس، شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی، و شیخ محمود حلبی نیز حضور داشتند که بعدها راه استاد خود را پی گرفتند.

آیت‌الله وحید خراسانی از آخرین شاگردان وی بود. آیت الله وحید مدعی است که میرزا مهدی حوزه مشهد را منقلب کرد و فضلای مشهد محصول دروس اویند و کسانی که او را بی‌سواد خوانده‌اند، جاهل‌اند.

در این میان اما اصحاب فلسفه از منتقدانِ اصلی میرزای اصفهانی محسوب می‌شوند. سید جلال الدین آشتیانی بر این باور بود که میرزای اصفهانی تلاشها و ریاضتهای فراوانی برای فهم مسائل پیچیدهٔ فلسفی و عرفانی کشید، اما آسیب‌های جدی بر او وارد شد و تحملش را نسبت به فلسفه و عرفان از دست داد و به مخالفت با فلسفه برخاست.[3]

مهدی حائری یزدی نیز به نقد رویکرد میرزا مهدی پرداخته و اینگونه در وصف او گفت که: "در سالهای اخیر مردی دیندار و ماهر در فنون فقه و اصول و حدیث در خراسان می زیست که از حُسن سیرت و صفای نیت برخوردار بود، ولی آن فطنت وقاده ای را نداشت که بتواند از پیچیدگیهای مسائل عقلی گذر کند. و از مقدمات صحیح آن به نتایج حقیقی و قطعی راه برد. و به همین جهت از اختلاف آرای فلاسفه، مخصوصاً در باب خداشناسی، ضربت روحی خورده بود و آن را به طور کلی دلیل بر عقم قیاسات و اشکال منطقی تصور می‌کرد و راه خرد را بن بست و عقل را عاطل و بی اعتبار می‌پنداشت و به یاران خود که مجذوب او بودند و روزنه بینش خود را به کلی در نرد عشق و جاذبه او باخته بودند مطالبی بدین نمونه می‌گفت و به خیال آنکه رونق بازار دین را افزون می‌کند، راه خرد را از راه دین جدا معرفی می‌کرد."[4]

این مخالفت داعیه‌داران فلسفه با میرزا مهدی بود. اما برخی داعیه‌داران عرفان نیز، مواضع میرزا مهدی در خصوص عرفان بر نمی‌تابیدند. سید محمد حسن قاضی فرزند آیت الله سید علی قاضی در این خصوص گفته بود که: "من یک ماه رمضان در مشهد بودم و پای منبر آقای میرزا مهدی اصفهانی حاضر می‌شدم. ایشان سر منبر می‌رفت و زیاد هم عصبانی می‌شد و به پدرم ناسزا می‌گفت. صراحتاً می‌گفت: آن سید که در نجف است، ریشش قرمز است و قدش کوتاه و فلان ... بعضی‌ها به او می‌گفتند که پسرش پای منبر شما اینجا نشسته است! بعد از آن آمد و از من خیلی عذر خواست و حتی یک روز مرا به منزلش برای افطار دعوت کرد. من منبرهای او را می‌نوشتم و وقتی که به نجف رفتم آنها را به آقا نشان دادم. پدرم گفت: "این‌ها چیست که تو نوشته‌ای؟ هرگز آقا میرزا مهدی اصفهانی یک چنین حرف‌هایی نمی‌زند، مگر دیوانه‌ای؟ آن‌ها را دور بینداز." من هم آنها را دور ریختم. بعد از حدود 30 سال که کتاب انوار الهدی چاپ شد، آن را خواندم و دیدم صد رحمت به آنچه که در مشهد شنیدم."[5]

میرزا مهدی اصفهانی با رویّه‌ای که برگزیده بود، بنیان‌گذار مکتبی شد که برخی آن را مکتب تفکیک نامیدند. او بر این باور بود که راه فلسفه و عرفان به کلی از طریق اهل بیت (ع) جداست و نمی‌باید به آن دل بست. مدافعان اندیشه میرزا مهدی، امروزه اغلب می‌کوشند تا تفسیر معتدل‌تری را از آراء او ارائه کنند. آن‌ها به جای طرد و انکار کامل فلسفه و عرفان، بر این نکته تاکید می‌کنند که فلسفه و عرفان می‌باید حد خود را بشناسند و در تمامی زوایای دین سرک نکشد.

میرزا مهدی اصفهانی در 23 آبان ماه 1324 دیده از جهان فرو بست و در حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شد. رؤیای او در مواجهه با امام زمان (عج)، چه صحّت داشته باشد و یا نه، اما مقدمه‌ای برای مکتبی شد که امروز همچنان طرفدارانی دارد و در مقابل فیلسوفان و عارفان، قد علم می‌کند.

ارجاعات:
 
[1] میرزا مهدی اصفهانی، ابواب الهدی، مقدمه، ص 27
[2] سید محمد حسین طهرانی، تشابه آراء میرزا مهدی اصفهانی و شیخ احمد احسایی، مکتوبات خطی، جنگ‌ها، جُنگ 15، ص 81
[3] حسن جمشیدی، گنج پنهان فلسفه و عرفان، ص 117؛ نقل از ویکی شیعه
[4] مهدی حائری یزدی، علم کلی، ص 6، نقل از سودای تفکیک، سید حسن اسلامی اردکانی، ص 268
[5] یادنامه عارف کبیر سید علی قاضی، در گفت و گوی کیهان فرهنگی با فرزند ایشان، کیهان فرهنگی، ش 206، آذر 1382؛ نقل از سودای تفکیک
 
کد مطلب: 8043
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۰۱:۰۱
 
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر