داخلی صفحه حوزه و روحانیت آرشيو گزارش
 
از دفتر خاطرات 20
هاشم آغاجری و محافل مذهبی پیش از انقلاب
سید هاشم آغاجری ازجمله فعالان سیاسی است که اخیراً قسمتی از خاطرات خود را منتشر کرده است. وی در گوشه‌ای از خاطرات خود، از محافلی مذهبی یاد می‌کند که پیش از انقلاب اسلامی وجود داشته و او در آنها شرکت می‌کرده است. در ذیل به قسمتی از خاطرات او از مباحث شهید مطهری، راستی کاشانی، منیرالدین حسینی و مرحوم مشکینی اشاره می‌شود.
هاشم آغاجری و محافل مذهبی پیش از انقلاب
"آقای مطهری هم در مسجد توحید یا در خانه‌های افرادی در آریاشهر و قم کلاس‌هایی داشت که من و آقای (محمدباقر) ذوالقدر در آنها شرکت می‌کردیم. البته آن موقع ما واقعاً احساس خلأ فلسفی می‌کردیم. یعنی درست است که آثار دکتر شریعتی و سایر روشنفکران دینی را می‌خواندم، جزوه‌های ایدئولوژیک مجاهدین خلق را خوانده بودم، اما یک خلأ فلسفی احساس می‌کردم، یعنی به لحاظ مبانی فلسفی احتیاج به مطالعه داشتم. به همین دلیل مطالعه کتاب "اصول فلسفه و روش رئالیسم" با مقدمه شهید مطهری و شرکت در کلاس‌های ایشان برای پر کردن این خلأ فلسفی یکی از برنامه‌های من شده بود. .... من گاهی می‌دیدم آقای مطهری در موضع عکس‌العملی قرارگرفته است. حتی بعضی مواقع ایشان با مسائلی که آیت‌الله (امام) خمینی هم قبول داشت، جور دیگر برخورد می‌کرد. یادم هست ایشان در قم، در حسینیه کوچک مکتب اسلام، درس شناخت می‌داد و طلبه‌ها و یک تعداد دانشجوها می‌آمدند که من و آقای ذوالقدر هم می‌رفتیم. حساسیت‌های آقای مطهری به‌قدری (نسبت به گرایش چپ اسلامی) تشدید شده بود که یادم هست یک‌بار در همان جلسات، ایشان به یک مناسبتی گریزی زد به این آیه معروف قرآن "و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین". بعد حمله کرد به کسانی که گرایش‌های مارکسیستی دارند و این آیه را این‌طور تفسیر می‌کنند که خدا دارد وعده می‌دهد که آخرش مستضعفان و زحمتکشان پیروز می‌شوند و وارث زمین می‌شوند. می‌گفت این تفسیر، تفسیر غلطی است. این آیه مربوط به بنی‌اسرائیل است. بعد که درس ایشان تمام شد و ایشان آمدند بیرون، من رفتم جلو گفتم ببخشید حاج‌آقا، شما درباره این آیه این‌طور گفتید، درحالی‌که آیت‌الله (امام) خمینی در فلان اطلاعیه که داده، دارد اتفاقاً با استناد به این آیه وعده می‌دهد که مردم پیروزند و ظلم و ستم در آینده نابود می‌شود. تفسیری که آیت‌الله (امام) خمینی از این آیه می‌کند یک تفسیر عام است، درحالی‌که شما تخصیص می‌دهید به بنی‌اسرائیل. لذا من ضمن اینکه از آقای مطهری آنجا که بحث‌های فلسفی زیر بنایی مطرح می‌کرد استفاده می‌کردم، ولی چون تعلق‌خاطر ویژه‌ای به دکتر شریعتی داشتم، ضمناً از جریان کلی مجاهدین خلق دفاع می‌کردم، اما به‌طورکلی از آن مشی (ایشان) خوشم نمی‌آمد.

خب، ما قم هم می‌رفتیم پیش آقای راستی کاشانی و منیرالدین حسینی و آنها انتقادهایی به دکتر شریعتی وارد می‌کردند که ازنظر من انتقادهای قابل قبولی نبود. کلاً حساسیتی نسبت به جریان روشنفکری دینی پیدا کرده بودند. به نظر من آقای منیر الدین حسینی، نسبت به آقای مطهری، تفکرشان سنتی‌تر و جزمی‌تر بود. یادم هست همان موقع آیت‌الله مشکینی در مسجد امام حسن (ع) در قم تفسیر قرآن داشت، در تفسیر سوره مریم به مناسبت داستان تولد حضرت مسیح، بحثش کشیده بود به نظریه تکامل. ده پانزده جلسه راجع به نظریه داروین و نظریه تکامل صحبت کرد و تلاش داشت که به نوعی قرآن و اسلام را با نظریه تکامل سازگار کند. درحالی‌که آقای منیرالدین حسینی به‌شدت با این موضوع مخالف بودند و به‌شدت توهین می‌کردند به آیت‌الله مشکینی. آن موقع ما آقای مشکینی را به‌عنوان یک روحانی مبارز قبول داشتیم، یعنی در ایران شاید سه روحانی بودند که بین مبارزین خیلی معروف بودند، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله منتظری و آیت‌الله مشکینی. این سه تا از بقیه معروف‌تر بودند، زندان کشیده بودند.

خب، من نسبت به آقای مشکینی طبیعتاً یک موضع مثبتی داشتم و خیلی برایم سنگین بود که کسی به ایشان حمله کند. خانه آقای منیرالدین حسینی بودیم که ایشان شدیداً به آقای مشکینی حمله کرد، من ناچار در دفاع از آقای مشکینی وارد بحث خیلی داغ و دوطرفه‌ای شدم. استدلال‌های ایشان این بود که مثلاً آقای مشکینی چه حقی دارد که بیاید و تفسیر قرآن بگوید. ایشان مگر فقیه است؟ مجتهد است؟ ما می‌گفتیم مگر تمام مفسران قرآن، فقیه بودند. اصلاً تفسیر و فقاهت دو مقوله جداگانه است. ضرورتی ندارد که هر مفسری الزاماً فقیه باشد. آقای منیرالدین حسینی و راستی کاشانی یک تفکر فقاهتی خیلی خاصی داشتند. می‌گفتند که همه این مسائل باید زیر نظر فقیه باشد و از کانال فقه بگذرد. آن‌ها حتی به آقای مطهری هم انتقاد داشتند، منتها خب مطهری موقعیتش طوری بود که خیلی نمی‌شد به او انتقاد کرد. معمولاً به آقای مطهری انتقاد نمی‌کردند، هرچند که بعد از انقلاب شروع کردند به انتقاد کردن به آقای مطهری".

 (خاطرات دکتر سید هاشم آقاجری؛ از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حسین میرزایی، انتشارات کویر، 1397، صص 139-141)
 
کد مطلب: 8101
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۷
ساعت انتشار : ۱۵:۱۰
 
 
هاشم آقاجری/ هاشم آغاجری/ چپ مسلمان/ راستی کاشانی/ منیرالدین حسینی
 


انتشار یافته : ۰نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر