پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/culture-politics/scenario13 Mon, 17 Dec 2018 18:32:17 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 17 Dec 2018 18:32:17 GMT ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب 60 کامل‌ترین روایت از حضور رهبری در نمایشگاه http://dinonline.com/doc/report/fa/5057/ وقتی مینی‌بوس ما خبرنگارها وارد محوطه‌ی نمایشگاه شد هنوز ساعت کار غرفه‌ها شروع نشده بود. مردم در محوطه نشسته بودند و به ما نگاه می‌کردند که با دوربین و وسایلمان پیاده شدیم و رفتیم سمت غرفه‌ها. توی نگاهشان حسرت «ای کاش» معلوم بود. محافظی که مسئول خبرنگارها بود جمعمان کرد و با ادب و متانت خواهش کرد هماهنگ باشیم. این شروع خوبی بود.جمعیتی که می‌خواست این بازدید را پوشش بدهد، همه سرحال بودند و مشغول گفت‌و‌گو و شوخی. ظاهرا آقا قرار بود از غرفه‌ی نشر نی از انتهای شبستان وارد شوند و تا غرفه‌ی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی بیایند و بعد وارد راهروی ۱۸ شوند. اینطوری نشرهای مهم بیشتری را می‌دیدند.غرفه‌دارها هم منتظر بودند، هم مشغول مرتب کردن و جابجایی کتاب‌ها. وسواس زیادی داشتند که کدام کتاب را بگذارند جلوی دید. برخی‌شان هم سعی می‌کردند از داخلِ راهروی شمالی نمایشگاه سرک بکشند تا آمدنِ آقا را از دست ندهند.من راه افتادم به سمت در غربی مصلّا که متصل است به راهروی اصلی و محل عبور آقا. اوّلین غرفه، غرفه‌ی نشر نی است. مدیر نشر عاقله مردی است. هیجان دارد و واژه‌هایش دست خودش نیست. پرسیدم: «آخرین باری که آقا از غرفه‌تان بازدید کردند کی بود؟» گفت: «پارسال.» تذکر دادم آقا اساسا پارسال نمایشگاه نیامده‌اند. تأیید کرد و تصحیح کرد: «فکر کنم سالِ پیش از آن بود.»آقایان صالحی معاون فرهنگی ارشاد، مختارپور دبیر نهاد کتابخانه‌ها و مؤمنی رئیس حوزه‌ی هنری، در راهرو بودند. آقای جنتی وزیر ارشاد هم کمی مانده به ساعت ۱۰ رسید. بعضی مسئولین با او شوخی می‌کردند که دیر رسیده. او هم توضیح داد که صبح جلسه‌ی هیأت دولت بوده و از آنجا سریع آمده مصلا. مسئول اجرایی بیت با وزیر شوخی می‌کرد که در محل نماز یعنی مصلا نمایشگاه کتاب برقرار شده. وزیر هم جواب داد نمایشگاه کتاب که خوب است نمایشگاه‌های دیگری هم برگزار شده که به فضای مصلا کم ارتباط بوده. مسئولین خیلی دیپلماتیک در موضوع مصلا یک و دو می‌کردند که جمعیت رفت سمت در ورودی.آقا که رسیدند آقایان صالحی رئیس نمایشگاه و جنتی وزیر ارشاد رفتند به استقبال. سلام و علیک کردند و با آقا مصافحه کردند. آقا موقع ورود دست دکتر صالحی را گرفتند و آرام جوری که کسی نشنود به او چیزی گفتند. صالحی جواب داد: اگر فرصتی باشد گزارشی خدمتتان می‌دهم.آقا وارد نشر نی شدند. مدیر آن با احترام شروع کرد به توضیح دادن. آقا کنار قفسه‌های کتاب ایستاده بودند و کتاب‌ها را نگاه می‌کردند. مدیر نی کتابی را نشان داد و گفت: این کتاب یادداشت‌های فؤاد روحانی است. آقا گفتند: همان روحانی که از نفتی‌های قدیمی بود؟ او کتاب‌های دیگری هم درباره‌ی موضوع نفت دارد. مدیر توضیح می‌داد و آقا کتاب‌ها را می‌دیدند. فرهنگ جدید مداخل موضوعی پست‌مدرنیسم تألیف آقای رشیدیان یکی از آنها بود. آقا وقتی به آخر غرفه رسیدند گفتند: کارکردتان خوب است. این کتاب‌ها همه برای دو سه سال اخیر است؟ و مدیر تأیید کرد.آقا پرسیدند: فروشتان چطور است؟ مدیر گفت: خوب است.- بیشتر چه کتاب‌هایی فروش دارد؟- ادبیات و کتاب‌های دانشگاهی.- رمان؟- فروش رمان خوب است.موقع بیرون آمدن از نشر نی آقا به قفسه‌ای اشاره کردند که: اینها چیست؟ گفتند: نمایشنامه. آقا گفتند: اینها را هم می‌خرند؟ گفتند: بله. کما بیش. بیشتر دانشجوهای هنر.بیرون از نشر نی و قبل از نشر چشمه آقای مهدوی راد رفت جلو و سلام کرد. آقا با لبخند خوش‌وبش کردند و پس از چندکلامی که رد و بدل شد، گفتند: بچرخید بین کتاب‌ها و کیف کنید.* * *آقا وارد نشر چشمه شدند. آقا با همان سرعتی که از نظامی‌ها سان می‌بینند، از مقابل کتاب‌های چشمه رد می‌شدند و جواب سلام چشمه‌ای‌‌ها را می‌دادند. نزدیکِ خروجی، مسئول غرفه خودش را معرفی کرد. آقا از او درباره کتاب‌های تازه‌ی‌ نشر چشمه پرسیدند. او هم ردیف وسط را نشانِ آقا داد و گفت ۱۲۰ عنوان کتاب جدید دارند. این‌بار رهبر انقلاب با تأنّی و سرعت کمتری کتاب‌ها را دیدند. کیاییان گفت: اجازه می‌دهید دیوان عطار را خدمتتان تقدیم کنم. بعد از مصحح دیوان گفت و از کامل بودن کارش که من خوب نشنیدم.* * *غرفه‌ی بعدی مرکز بود. اسم مدیر نشر مرکز رمضانی بود. آقا گفتند: شما با آن آقای رمضانی که ناشر بودند نسبت دارید. مسئول غرفه گفت بله و ندانستم گفت عموی من است یا من عمویش هستم. آقا گفتند: بله رمضانی از اسم‌های معروف نشر است.آقا در غرفه مرکز بیشتر دیدند تا گفتگو کنند. دست روی کتاب تاریخ بیهقی جعفر مدرس صادقی گذاشتند و پرسیدند: این تاریخ بیهقی چه فرقی با بقیه دارد. آقای رمضانی جواب داد: کمی ساده‌سازی شده برای مخاطب عمومی‌تر. آقا گفتند: متن را که عوض نکرده؟ رمضانی گفت: نه. موقع رفتن پرسیدند: اسم انتشارات مرحوم رمضانی چی بود؟ مسئول مرکز جواب داد: اول کلاله خاور بود بعد شد شرق و بعدش هم ابن‌سینا. آقا گفتند: بله ابن‌سینا زمان جوانی ما بود.آخر غرفه هم دست روی کتابی گذاشتند که نفهمیدم چیست و گفتند: آقای کزازی کار خوبی کرده.* * *غرفه‌ی بعدی نشر قطره بود. آقا مشغول کتاب شدند و از غرفه‌دار پرسیدند: این آقای مصفا با مصفای معروف نسبتی دارد. ممکن است این آمادگی ذهنی آقا نسبت به مصفاهای معروف برگردد به دوستی ایشان با امیری فیروزکوهیِ شاعر. غرفه‌دار گفت نمی‌داند. جلوتر خانمی به آقا گفت: سلام. شما این قرآن را دارید؟ آقا جواب دادند: من قرآن‌های زیادی دارم، حالا کی ترجمه کرده؟-آقای کریمخانی... اجازه می‌دهید تقدیم کنم.و اینچنین قرآنی به قرآن‌های رهبر انقلاب اضافه شد و آقا هم تشکر کردند. ایشان کتابی را هم به بقیه نشان دادند و گفتند: «این دختر پاکستانی را هم دارند در دنیا بزرگ می‌کنند». «ملاله» همان دختر پاکستانی است که طالبان در راه مدرسه او را ترور نافرجام کرد؛ او بعدها جایزه‌ی صلح نوبل را بخاطر فعالیت‌هایی در حوزه زنان می‌گیرد.آقا از غرفه خارج شد و به وزیر که کنارش می‌آمد گفت: اخیرا گزارش‌هایی از نمایش‌های روی صحنه به من رسید که خوب نبود. باید به این موضوع توجه جدی کنید.باز هم موقع رفتن از غرفه به نمایشنامه‌ها اشاره کردند و پرسیدند: این نمایشنامه‌ها مشتری داره؟ غرفه‌دار جواب داد: بله، می‌برند. آقا از غرفه خارج شد و به وزیر که کنارش می‌آمد گفت: اخیرا گزارش‌هایی از نمایش‌های روی صحنه به من رسید که خوب نبود. باید به این موضوع توجه جدی کنید.* * *آقا وارد غرفه‌ی سوره مهر ‌شدند و ملّت صلوات ‌فرستادند. آقایان مؤمنی شریف و حمزه‌زاده آمدند به استقبال. اول از بخش کتاب‌های تعاملی به آقا گزارش دادند که صدای نویسنده هم جزو کتاب هست و در کتاب کودکان آهنگ و ترانه هم. مؤمنی از کتاب‌های سوره مهر گفت: اینها کتاب‌های بیداری اسلامی است. آقا پرسیدند: فروش اینها چطور است. مؤمنی گفت: خیلی خوب. حالا جلوتر در پرفروش‌ها توضیح می‌دهم. برخلاف حرف‌هایی که می‌زنند این کتاب‌ها هم فروش می‌رود، هم خوانده می‌شود. بعد کتابی را نشان داد و گفت: یک کار علمی و پژوهشی نشان داده این کتاب را ۲ میلیون نفر خوانده‌اند یعنی سه برابر تیراژ. (فکر کنم کتاب دا بود). کتاب آن بیست‌وسه نفر را هم نشان داد و گفت: بعد از لطف حضرت عالی این کتاب هم پرفروش شد. کتاب بابا عزیز هم کتاب خوبی است که البته حقش ادا نشد. کتاب دسته یک را هم نشان آقا داد و گفت: جلد دوم این کتاب هم از نگاه ستاد رو به اتمام است، این هم جلد ۶ و ۷ کتاب جاده جنگ. آقا گفتند: ئه! پس جلد ۶و ۷ هم آمد.-بعد از فرمایش شما ما روی خاطرات ارتشی‌ها هم کار کردیم. دریادار سیاری بعد از کتاب تکاوران نیروی دریایی گفتند این کتاب اولین کتاب نیروی دریایی است.بعد به قفسه‌ای اشاره کرد و گفت: اینها هم تازه‌هاست. پروژه‌ی ۱۵ خرداد دارد در ۱۸ جلد تمام می‌شود. پرفروش‌های ما هم اینجا هستند. همه جور کتابی در پرفروش‌ها هست، شعر، خاطره، رمان... گاهی ما از استقبال مردم عقب می‌مانیم. این هم کتاب آقای ژرفاست.آقا گفتند: بله ایشان را می‌شناسم. مؤمنی ادامه داد سه تا از کتاب‌های ما در جایزه‌ی جلال که جایزه مهمی است برنده شد. همین‌طور در جایزه‌ی کتاب دفاع مقدس و قلم زرین هم برنده داشتیم که نشان از کیفیت کتاب‌هاست.یک‌دفعه از دریچه‌ی جایگاهی که برای تحویل کتاب‌های سوره به مشتریان است سه چهار تا کله بیرون آمد به سلام کردن. آقا لبخند زدند و گفتند شما آنجا چه کار می‌کنید و همه خندیدند. فضا که عوض شد، غرفه‌داران سوره ریختند اطراف آقا به دست‌بوسی. مؤمنی هم که می‌خواست و نمی‌توانست قضیه را جمع کند گفت: الحمدلله همکاران ما به شما ارادت دارند.یک‌دفعه از دریچه‌ی جایگاهی که برای تحویل کتاب‌های سوره به مشتریان است سه چهار تا کله بیرون آمد به سلام کردن. آقا لبخند زدند و گفتند شما آنجا چه کار می‌کنید.* * *غرفه‌ی بعدی ققنوس بود. حسین‌زادگان مسئول ققنوس گفت ۹۴ کتاب جدید دارد و سر جمع با تجدید چاپی‌ها ۳۶۰ عنوان. آقا از این رونق تعجب کردند. گشتی داخل غرفه زدند و کتابی را برداشتند: این شوالیه رمان است؟-نه یک کتاب تاریخی درباره جنگ‌آوران است.آقا کتاب‌های دیگری را هم برداشتند و درباره‌شان سؤال کردند. حسین‌زادگان هم به آقا کتاب هدیه داد.* * *آقا وارد نشر ثالث شدند. جعفریه از ایشان استقبال کرد. آقا پرسیدند: چرا ثالث؟ به اخوان هم مربوط است این اسم؟ جعفریه گفت: بی ارتباط نیست ولی بیشتر به خاطر این ثالث شد که سه بار اسم نشر عوض شد. اول هدایت بود بعد روایت شد و سومین بار اسمش را گذاشتیم ثالث.آقا پرسیدند: مگر شریعتی در تهران خانه داشت؟ جعفریه تایید کرد. آقا گفتند: گمان نمی‌کنم. شریعتی در حسینیه‌ی ارشاد یک اتاق داشت که وقتی تهران می‌آمد آنجا ساکن می‌شد. بعد از زندان هم فکر کنم خیلی تهران نبود.آقا گفتند: شما مشهدی که نیستی؟ جعفریه با خنده گفت: نه. بعد آقا کتاب‌ها را دیدند، کتاب‌هایی درباره شاملو، شفیعی، اخوان. از آن بین کتابی را برداشتند و پرسیدند: این رمانه؟ گفت: نه خاطرات خودنوشت یوسا* است. آقا کتاب را ورانداز کردند و مطالبی درمورد یوسا گفتند. جعفریه کتاب دیگری را هم نشان داد و گفت: یک خانمی رفته خانه‌ی مشاهیر تهران را پیدا کرده و سرگذشت خانه‌ها را نوشته، مثلا خانه‌ی دانشور، منزل عمران صلاحی، منزل شریعتی... آقا پرسیدند: مگر شریعتی در تهران خانه داشت؟ جعفریه تأیید کرد. آقا گفتند: گمان نمی‌کنم. شریعتی در حسینیه‌ی ارشاد یک اتاق داشت که وقتی تهران می‌آمد آنجا ساکن می‌شد. بعد از زندان هم فکر کنم خیلی تهران نبود... شاید هم بعدا خانه‌ای گرفته... شاید.آقا که داشتند وارد نشر بعدی می‌شدند، مدیر نشر ثالث با خنده‌ای حسرت‌آلود گفت: «آقا را از ما دور کردند.» جعفریه بعدش ادامه داد: «آقا درباره‌ی یوسا صحبت کردند. بعید می‌دانم ۹۹ درصد مسئولین بدانند یوسا پوشیدنی است، خوردنی است، چیست؟»جعفریه‌ی ثالث چند تا از کتاب‌های این نشر را به آقا هدیه داد. روضه نوح حسن محمودی و کتابی از سید علی صالحی میان کتاب‌ها بود. (الان که این گزارش را می‌نویسم شنیدم محمودی از اینکه کتابش دست آقا رسیده خیلی خوشحال شده است). کسی که کتاب‌ها را می‌برد، حواسش بود هر کتاب را داخل کیسه مخصوص همان انتشارات قرار دهد.آقا که داشتند وارد نشر بعدی می‌شدند، مدیر نشر ثالث با خنده‌ای حسرت‌آلود گفت: «آقا را از ما دور کردند.» جعفریه بعدش ادامه داد: «آقا درباره‌ی یوسا صحبت کردند. بعید می‌دانم ۹۹ درصد مسئولین بدانند یوسا پوشیدنی است، خوردنی است، چیست؟» جعفریه می‌گفت دوست داشت آقا بیشتر می‌ماندند و بیشتر با ایشان صحبت کنند؛ چون آقا یک کتاب‌خوان حرفه‌ای‌اند، «بیش از آن که یک آدم سیاسی یا یک آدم معمولی باشند.»* * *در انتشارات نگاه، مدیر انتشارات را ندیدم. گویا آن‌ها کمی دیر رسیده بودند و راه‌ها بسته بود و به غرفه نرسیدند. این را یکی از کارمندان ارشاد که از سرِ ناچاری توی نشر نگاه موقع بازدید آقا نشسته بود بهم گفت. آقا همان اول گفتند: چی دارید آقا؟ غرفه‌دار کتاب‌هایی را نشان داد که بیشتر رمان ایرانی بود. آقا پرسیدند: اینها مشتری دارد؟ غرفه‌دار گفت: بله می‌خرند استقبال خوبه. آقا گفتند: امیدوارم کیفیتش هم خوب باشد. بعد فرهنگ دانشنامه کارا را نشان آقا دادند که خرمشاهی سال‌ها روی آن کار کرده بود.آخر غرفه هم اشاره کردند به کتابی که: این کتاب را کسی میخرد؟ غرفه‌دار گفت: نه متاسفانه. آقا فوری گفتند: متاسفانه ندارد، اصلا کتاب خوبی نیست.آقا کتاب‌ها را می‌دیدند و جلو می‌رفتند. کتابی را برداشتند و گفتند: این دو جلده؟ ژان کریستف در مجموعه‌ کتاب‌های جیبی قدیم ۷-۸ جلد بود. کتاب دیگری را برداشتند و نگاه کردند و آرام گفتند:... اخوان خدابیامرز! آخر غرفه هم اشاره کردند به کتابی که: این کتاب را کسی میخرد؟ غرفه‌دار گفت: نه متاسفانه. آقا فوری گفتند: متاسفانه ندارد، اصلا کتاب خوبی نیست.* * *آقای انصاریِ حفظ و نشر آثار امام جلوی غرفه‌شان آمد استقبال آقا. خوش‌وبش کنان وارد غرفه شدند. انصاری توضیح می‌داد و آقا کتاب می‌دیدند: عکس‌های ارزشمند را در این کتاب جمع کردیم... کتاب جدید دوره‌ی ۱۷ جلدی اسناد است که به ترتیب تاریخ اسناد، درآمده...بخش خاطرات‌مان فعال است و خاطرات شاگردان امام را جمع می‌کنیم... اسناد مربوط به شهرهای مختلف مرتبط با انقلاب را هم جمع کردیم... آقای روحانی هم جلد ۲و۳ کتابشان را نوشتند...آقا یک جمله گفتند و از غرفه درآمدند: کسانی که این کارها را برای شما انجام می‌دهند باید آدم‌های حسابی باشند، هم کار بلد باشند و هم دلشان با انقلاب باشد.آقا که رفتند انصاری گفت فرصت نشد که کامل‌تر برای آقا کارهای نشر را توضیح بدهد. فرصت اندک است، موقع توضیح‌های طولانی‌تر نیست.* * *-شما نسبتی با شهید مطهری دارید؟-بله من پسر آقا مجتبی هستم.-اِ حدس زدم. شباهت هم دارید.غرفه بعدی صدرا بود که نوه‌ی شهید مطهری توضیح می‌داد. هم‌زمان با بازدید آقا از غرفه‌ی صدرا، سخنرانی معروف شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی که درباره‌ی فلسطین بود پخش می‌شد. آقا وقت رفتن به پسر آقا مجتبی گفتند: سلام من را به خانم بزرگ برسان.مطهری کوچک که ترکیب صورتش به جدّش رفته بود با نگاه مشتاق حضور آقا در غرفه‌ی بعدی را پیگیری می‌کرد. او گفت از این که دیدم آقا آخرین تازه‌های چاپ ما را پیگیری می‌کنند شگفت‌زده شدم.* * *قبل از اینکه آقا وارد غرفه سخن بشود، آقای مهدوی راد که دبیر کتاب سال و دبیر جایزه‌ی جلال بود، جلو آمد و گفت اینجا کتاب‌های قرآنی خوبی دارد. مسئول نشر سخن سلام و علیک کرد. آقا گفتند: شما علمی هستید؟ مسئول گفت: بله علی اصغر علمی.-شما محبت می‌کنید کتاب‌ها را می‌فرستید و من هم نگاه می‌کنم. حالا از علمی‌ها کی فعاله؟ علی اصغر علمی هم یک نمودار درختی نشان آقا داد از اجدادش که در حوزه‌ی نشر مشغول کار بودند.دکتر صالحی به آقا می‌گفت که کلکسیون آثار علمی‌ها از دوره قاجاریه و عباس میرزا تا امروز یک گنجینه خوب است.آقای مهدوی راد کتابی به آقا نشان داد که درباره‌ی آثار خواجه عبدالله انصاری بود. به آقا گفت: نویسنده در این کتاب اثبات کرده با سند که بیشتر نوشته‌های خواجه عبدالله مال خودش نیست و نوشته کسی به اسم پیرِ هری است با تاریخ ۲۰۰ سال پیش از خواجه عبدالله. آقا به شوخی گفتند: زحمت کشیده!به آقا گفت: نویسنده در این کتاب اثبات کرده با سند که بیشتر نوشته‌های خواجه عبدالله مال خودش نیست و نوشته کسی به اسم پیرِ هری است با تاریخ ۲۰۰ سال پیش از خواجه عبدالله. آقا به شوخی گفتند: زحمت کشیده!آقا کتاب‌های دیگر را دیدند. به منطق‌الطیر که رسیدند پرسیدند: آقای شفیعی کدکنی منطق‌الطیر را کامل کار کردند؟ علی اصغر علمی جواب مثبت داد. کتاب دیگری را نشان آقا داد. آقا پرسیدند: یعنی این کتاب از علی نامه‌ای که آقای شفیعی درآورده قدیمی‌تره؟ علمی جواب داد: بله. این مال صفویه است. پهلوان‌نامه‌هایی است به سبک شاهنامه.درباره کتابی هم آقای مختارپور توضیح داد که: کار سجاد آیدانلوست، خیلی آدم محققیه.علمی توضیح داد سری آثار جمالزاده را منتشر کرده و ۲۰ عنوان از داوری اردکانی و ۱۸ جلد در ترازوی نقد که آقا گفتند: این ۱۸ جلد را خواندم.* * *مختارپور هم درباره‌ی رمان آبلوموف توضیح داد و شخصیت اصلی رمان که آقا آخر حرف او گفتند: این رمان را سال‌ها پیش خواندم.غرفه‌ی فرهنگ معاصر غرفه کتاب‌های فرهنگ‌نامه و مرجع بود. مسئول غرفه توضیح داد کارشان چاپ کتاب‌های مرجع است اما با توسعه‌ی فضای مجازی و خلأ قانونی به ما ضربه وارد آمده و مجبور شدیم کارهای دیگری هم چاپ کنیم. ما ویرایش‌های جدید فرهنگ‌ها را ارائه می‌کنیم مثلا این فرهنگ عربی با حذف ال از کلمات عربی فقط کلمات را آورده و دیگر ریشه‌ی کلمات لازم نیست بررسی شود. آقا پرسید: فرهنگ لغات چینی هم دارید. جواب منفی بود. مسئول غرفه کتاب‌هایی را نشان داد و گفت این هم یک مجموعه‌ی ۱۴ جلدیه که... آقا بی‌درنگ گفتند که: بله اینها را خواندم. دکتر صالحی گفت: این انتشارات در حد یک آکادمی علمی فعالیت دارد. مسئول غرفه کتابی را نشان آقا داد که اسمش چین بود. نوشته‌ی کیسینجر. درباره‌ی توسعه‌ی چین. مختارپور هم درباره‌ی رمان آبلوموف توضیح داد و شخصیت اصلی رمان که آقا آخر حرف او گفتند: این رمان را سال‌ها پیش خواندم.مسئول غرفه یک کتاب سه جلدی را در آخر بازدید نشان داد و گفت این هم فرهنگِ هنر است. آقا گفتند: این را هم دیدم. آقا از این غرفه هم کتاب بردند.* * *امروز فرصت شد تا با حجت‌الاسلام‌ و المسلمین رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی صحبت کنم. او تا به حال هم‌پای آقا در نمایشگاه نبوده است و این اولین‌باری است که همراه ایشان است. آقا قرار است در غرفه‌ی پژوهشگاه دمی استراحت کنند و بعد به بازدیدشان ادامه بدهند. رشاد گفت آقا پشت کتاب‌هایی که می‌خوانند به ساعت و تاریخ یادداشت می‌نویسند. او گفت برخی از این یادداشت‌ها را که منتشر هم نشده دیده است. بیش‌ترشان بعد از نیمه‌شب مطالعه می‌شوند. رشاد گفت آقا در زمینه‌های مختلف مطالعه می‌کنند.یک نفر از آن عقب گفت: برای نابودی آمریکا و اسراییل و داعش صلوات! آقا آرام گفتند: اگر با صلوات نابود می‌شدند ده تا صلوات می‌فرستادیم!وقت استراحت آقا در غرفه‌ی پژوهشگاه آقای رشاد گفت حدود ۱۴۰۰ کتاب و مجله چاپ کرده‌اند ولی تیراژها پایین است مثلا ۳۰۰ نسخه. آقا خیلی تعجب کردند. یک نفر از آن عقب گفت: برای نابودی آمریکا و اسراییل و داعش صلوات! آقا آرام گفتند: اگر با صلوات نابود می‌شدند ده تا صلوات می‌فرستادیم! آقا با رشاد صحبتشان را ادامه دادند. صدایشان به سختی می‌رسید، ولی فکر کنم حتی اگر به خوبی می‌شنیدم هم فایده نداشت. سطح بحث خیلی بالا و علمی بود.آقا حال آقای آخوندی را هم پرسیدند که نشسته بود. بالاخره چای آوردند و جمع آرام شد. دکتر جنتی و دکتر صالحی یک سمت نشسته بودند و آقای رشاد سمت دیگر. دکتر صالحی افراد حاضر را معرفی کرد.توضیحاتی درباره نشر بعد از انقلاب به آقا داد و حرف‌هایی که به سختی شنیده می‌شد. از دور می‌شنیدم آقا درباره‌ی جشنواره‌ها و نگرانی کتاب‌فروش‌ها و خوب بودن نسبی وضعیت نشر بعد از انقلاب و قابل تأمل بودن قدر مطلق نشر، حرفهایی زدند.بعد از استراحت، آقا این بار در راهروی ۱۸ به بازدیدشان ادامه دادند.در غرفه‌ی صهبای دانش پرسیدند: چی چاپ می‌کنید؟-روانشناسی.-فروش خوبه؟-الحمدلله، راضی هستیم.آقا به هر غرفه که می‌رسیدند از کتاب‌ها می‌پرسیدند و چاپ‌های جدید. غرفه‌دار اگر جوابی نداشت زود می‌گذشتند. در غرفه‌ی طرح فردا که عکس رحیم‌پور ازغدی را به دیوار داشت، گفتند: سلام من را به آقای رحیم‌پور برسانید.دانلود نسخه موبایل | دانلود با کیفیت پایین | دانلود با کیفیت بالادر غرفه‌ی طراحان ایماژ همان سؤال را پرسیدند: چی چاپ می‌کنید؟-روانشناسی.-مثل اینکه روانشناسی خیلی مشتری داره!نشر طراحان ایماژ از بحث‌های مالیاتی گله داشتند، ولی بیشتر نشرها گله‌گذاری نمی‌کردند. همه یا راضی بودند یا حداقل می‌گفتند: الحمدلله.نشر طاهریان هم که روانشناسی کار می‌کرد گفت: «ما خوب می‌فروشیم.»برخی از اطلاع‌رسانی ضعیف می‌گفتند. مسئول ضریح آفتاب از تورم کاغذ ناخرسند بود. خانمی در نشر صلاه آن‌قدر غرق در گریه بود که نمی‌توانست زبان به کلام باز کند. غرفه‌دار صابرین گفت: «دوست دارم کتاب هدیه کنم.»نشر صورت‌گر دوست داشت نمایشگاه طوری باشد که در آن آمد و شد راحت‌تر باشد؛ آمد و شد در راهروها برای خرید کتاب‌ها. وقتی آقا درباره‌ی استقبال مردم پرسیدند، جواب داد خوب است، نسبت به سال‌های گذشته بهتر است. صحیفه‌ی خرد هم کتابی از آقای منتظری را به نمایشگاه آورده بود. آقا کتاب آقای منتظری را دیدند و پرسیدند: درس‌های ایشان است. غرفه‌دار گفت: مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها و ... بعد از بازدید آقا، غرفه‌دار به من می‌گفت چطور می‌توانم نامه‌ای به دست آقا برسانم. برایم سؤال بود، الان که آقا این‌جا بود چرا نامه‌اش را آماده نکرده بود. گفتم: «نامه‌ات را که نوشتی، باید بدهی به واحد ارتباطات مردمی.» گفت درخواستی هم دارد. بعد به من گفت می‌تواند صریح حرف بزند. خودم را آماده کردم برای شنیدن حرفِ صریحش. نگاهی هم به اطراف کردم که کسی نباشد که بخواهد گیر بدهد به ما. گفتم بگو. گفت چرا نباید در آن شبستان باز باشد.یک بنده خدایی در یکی از غرفه‌ها به آقا گفت: ۱۵ ماه است ازدواج کرده‌ام و یک سال است که ناگهانی خانمم نابینا شده... لطفا دعا کنید و تبرکی بدهید برای شفایش. آقا فوری پرسیدند: دکتر هم رفتید. جوان توضیح داد دکتر رفتن‌هایش را... آقا ناراحت شدند و همانجا دعایی خواندند و چفیه شان را به جوان دادند.خنده‌ام گرفت از سطحِ درخواستش. البته کاش به او می‌گفتم که در الان باز شده است. عوامل اجرایی اینجور تنظیم کرده بودند که پشت سر حرکت آقا پارتیشن‌ها را جابجا می‌کردند تا دسترسی عمومی به غرفه‌ها سریعتر صورت بگیرد.در غرفه‌ی صریر آقا سراغ آقای بهزاد را گرفتند. مسئول غرفه از درآوردن کتاب‌های شناسنامه یادمان‌های مناطق جنگی به توصیه‌ی آقا گزارش داد و آقا کتاب‌ها را دیدند.غرفه‌ی مجمع ناشران کم‌کتاب بود. البته چون ناشر نیست نباید انتظار داشت کتاب در غرفه داشته باشد. نرسیده بودند بالای غرفه هم اسم‌شان را بزنند؛ آنها راجع به لیست‌هایی که برای مطالعه آماده کرده بودند توضیح دادند و از تلاشی که برای توزیع کتاب‌های «من زنده‌ام» و کتابی دیگر به انجام رسانده بودند. حضور آقا خیلی طول نکشید ولی خوب گوش دادند و تشویق‌شان کردند.http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-۱-n.gifمسئول غرفه‌ی صبح پیروزی گفت: ما مردم لرستان آماده‌ایم. آقا هم جواب دادند خدا شما لرها را حفظ کند.یک بنده خدایی در یکی از غرفه‌ها به آقا گفت: ۱۵ ماه است ازدواج کرده‌ام و یک سال است که ناگهانی خانمم نابینا شده. شب خوابیده و صبح نابینا بلند شده. لطفا دعا کنید و تبرکی بدهید برای شفایش. آقا فوری پرسیدند: دکتر هم رفتید؟ جوان توضیح داد دکتر رفتن‌هایش را... آقا ناراحت شدند و همانجا دعایی خواندند و چفیه شان را به جوان دادند.در نشر صادق آقا به کتاب کبریت احمر اشاره کردند و پرسیدند: کی این کتاب را می‌خرد؟ غرفه‌دار گفت: طلبه‌ها طالبند. بعد آقا به دکتر صالحی و دیگران در مورد نویسنده و رگ و ریشه‌اش به احترام توضیح دادند.در غرفه‌ی شهید زین‌الدین آقا به داماد شهید گفتند به خانواده‌ی شهید سلامشان را برساند. آقا در غرفه‌ی یک ناشر کُرد درباره شعرای پارسی‌گوی کرد پرسیدند. غرفه‌دار اسم گلشن را برد. آقا گفتند: خدا بیامرزدش، گلشن را می‌شناسم. از زنده‌ها بگو. غرفه‌دار نمی‌دانست. غرفه‌دار نشر شهید فهمیده هم این قدر از دیدار آقا خوشحال بود که آن را بهترین روز زندگی‌اش می‌دانست. انتظار داشت آقا قرآنی را که همسرِ غرفه‌دار داده بود، امضاء کند که آقا گفتند الان امکان‌پذیر نیست.یک نفر هم در غرفه دیگری یک قرآن گرفت سمت آقا که «لطفا برایمان تبرک کنید». آقا با تعجب گفتند «من قرآن را تبرک کنم؟! من اگر دستم را به قرآن بزنم دست من متبرک می‌شود».شمیم قلم از رواج نسخه‌های پی‌دی‌اف کتاب‌های بازار در اینترنت خبر داد. نسخه‌های غیر مجازی که هم نشر الکترونیک را با خطر مواجه می‌کند و هم نشر کاغذی را. شلفین هم از تجدید دیدارش با آقا پس از دوازده سال می‌گفت.در غرفه‌ی شلاک آقا معنی اسم نشر را پرسیدند و غرفه‌دار گفت: به مازندرانی یعنی باران تند. در غرفه‌ی شکرانه آقا عکس آقای صادقی تهرانی را شناختند. پرسید شما با ایشان نسبت دارید. غرفه‌دار گفت پسر صادقی است. می‌خواست تفسیر پدرش را هدیه کند. آقا گفتند دارم. از خودشان گرفتم.نوبت غرفه‌ی شهرستان ادب شد که امسال یکی از ناشران نمونه شده بود. آقا، علی محمد مؤدب را تحویل گرفتند. کتاب‌های جدید نشر را طلب کردند و شناخت‌نامه‌ی قزوه را در جواب گرفتند. همین‌طور سال گرگ. آقا پرسیدند اسم این کتاب شبیه گرگ سالی امیر حسین فردی است. مؤدب توضیح داد سال گرگ برگزیده‌ی جشنواره‌ی داستان انقلاب است که آن موقع خود آقای فردی دبیرش بود. آقا کتابی را هم برداشتند و پشت کتاب را نگاه کردند شعر معروف از آخر مجلس را خواندند. «ما سینه زدیم، بی صدا باریدند/ از هر چه که دم زدیم، آن‌ها دیدند/ ما مدعیان صف اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند.» یک نفر پرسید کتاب کیست و آقا جواب دادند: «کتاب میلاد!» عرفان‌پور را می‌گفتند. موقع رفتن آقا گفتند مجموع کارهای شما الحمدلله خوب است. یک نفر از داخل غرفه گفت: آقا ما دوستتان داریم. آقا هم جواب داد: من هم دوستتان دارم.آقا کتابی را هم برداشتند و پشت کتاب را نگاه کردند شعر معروف از آخر مجلس را خواندند. «ما سینه زدیم، بی صدا باریدند/ از هر چه که دم زدیم، آن‌ها دیدند/ ما مدعیان صف اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند.» یک نفر پرسید کتاب کیست و آقا جواب دادند: «کتاب میلاد!» عرفان‌پور را می‌گفتند.غرفه‌دار شهرستان ادب بعد از رفتن آقا از توجه و دقت ایشان به کتاب صحبت کرد و از مسئولین خواست که آن‌ها همین قدر کتاب‌ها به‌ویژه در حوزه‌های شعر و داستان را جدی بگیرند و بخوانند. نشرهای دیگری هم بودند که بلافاصله پس از دیدار با آقا گفتند که از دیدن آقا خوشحالند و باعث افتخارشان است که رهبرشان این‌چنین به کتاب اهمیت می‌دهند. غرفه‌دار یکی از نشرها، کتاب یاد دوست را به آقا هدیه داد. بعدش گفت که لای کتاب یک نامه هم برای آقا نوشته است. گفتم در نامه چه نوشته است؟ گفت نامه‌ی فدایت شوم است. لبخندی زدم: «ان‌شاءالله مسأله‌ات حل شود.»شقایق، نشر افکار، نشر البرز (که از علمی‌هاست)، سایه‌بان، همه به سؤال و جواب چی چاپ می‌کنید و راضی هستیم و الحمدالله و موفق باشید گذشت. در شرکت کتاب‌های جیبی که وابسته به امیرکبیر بود آقا مدت بیشتری ایستادند. غرفه‌دار توضیح داد که دارند همان کار کتاب‌های جیبی قدیم را ادامه می‌دهند با انتخاب و خلاصه کردن رمان‌ها و تولید آثار جدید. آقا دست روی کتابی گذاشتند و خوب نگاهش کردند. مختارپور گفت: این مجموعه ۱۴ جلدی زندگانی معصومین را آقای قزلی نوشته که شما کتاب پنجره‌های تشنه‌اش را تقریظ کردید. آقا به تأیید سر تکان دادند.نشر شباهنگ هم دوست داشت چیزی به آقا بگوید که فرصت نشد. بهش گفتم: «دوست داشتی چه بگویی؟» گفت: «شخصی بود.»در غرفه‌ی چاپ و نشر بین‌الملل هم غرفه‌دار کتاب آنتوان بارا درباره‌ی حضرت زینب را نشان آقا داد و گفت: نویسنده‌اش دوست داشت این کتاب را به دست شما برساند. آوازه‌ی کتاب‌خوانی آقا بین‌المللی شده!در شرکت سهامی انتشار آقا سراغ آقای محجوب را گرفتند. همین‌طور جواب الحمدلله در برابر سؤال وضعتان چطور است.در غرفه‌ی چاپ و نشر بین‌الملل هم غرفه‌دار کتاب آنتوان بارا درباره‌ی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را نشان آقا داد و گفت: نویسنده‌اش دوست داشت این کتاب را به دست شما برساند. آوازه‌ی کتاب‌خوانی آقا بین‌المللی شده!صدای قرآن قبل از نماز بلند شد. غرفه‌ی تعاونی ناشران گیلان آخرین غرفه‌ای بود که آقا بازدید کردند. تا اینجا حدود ۷۰ غرفه! آقا بشاش‌تر از وقتی وارد نمایشگاه شده بودند تصمیم به ترک مصلا گرفتند. تازه نیمی از غرفه‌های راهروی ۱۹ را دیده بودند که دست‌های‌شان را بلند کردند به نشانه‌ی خداحافظی. باقی غرفه‌دارهای راهروی ۱۹ و ۲۰ که نوبت به‌شان نرسید، با حسرت دست تکان می‌دادند و از آقا خداحافظی کردند.موقع رفتن باز آقا دکتر صالحی را پیش خودشان فراخواندند و نکاتی گفتند. آقا که راه افتادند، صدای قرآن پخش می‌شد و راهروی آخر هم به روی مردم باز شد تا آنها هم در میان کتاب‌ها بچرخند و لذت ببرند. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Sat, 16 May 2015 07:34:40 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5057/ وقتی کتاب سال جمهوری اسلامی را خمیر کردند/ رونمایی از شهر مردگان نوشته سروش محلاتی http://dinonline.com/doc/report/fa/5045/ در این مراسم که با استقبال دانشجویان و طلاب و برخی اساتید حوزه و دانشگاه همراه شده بود، از مجموعه مقالات حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی با محوریت «حقوق اساسی مخالفان» رونمایی شد.سید محمدرضا حسینی بهشتی‌، فرزند شهید آیت الله بهشتی در ابتدای این نشست به بیان تجربه‌ای از دوران تدریس در رشته فلسفه پرداخت و گفت: در طول این سال‌هایی که مشغول فلسفه بودم، دریافتی داشتم و آن این بود که قبل از هر دوره‌ای از یک تلاش برای اندیشه جدید، ما با یک دوره‌ای مواجه هستیم که در آن چیزهایی که بدیهی هستند، از بداهت خارج می شوند و افراد را با حیرتی روبرو می‌کند که سرآغاز «پرسش» است؛ در واقع این پرسش جدید واکنشی است به آن حیرت.وی با اشاره به نظر افلاطون و ارسطو که سرآغاز فلسفه را حیرت می دانند، افزود: در تاریخ فلسفه انگار همیشه اینچنین اتفاقاتی افتاده و دوره‌هایی را پیدا می‌کنیم که در آنها یک نوع تردید نسبت به آنچه که درباره امور متداول شده رخ می دهد و حالا دوباره از نو برخاستنی، از نو پرسیدن و از نو برانگیخته شدنی حاصل می‌شود.نگاهی نو به امر بدیهی و خروج از بداهتعضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: با خواندن این کتاب همان تجربه را در عرصه‌ای دیگر لمس کردم و عمق درگیری به انداره‌ای است که ما را به تکاپو واداشت و آن هم یک تکاپویی که احساس می‌شود خود سرآغاز تکاپویی دیگر است و در ادامه خود محقق و افرادی دیگر به حرکت واداشته می‌شوند. از این جهت این کتاب برای من دربردارنده نکات جدید است.بهشتی با تقدیر از نویسنده این کتاب برای پاسخگویی به آنچه که ذهن برخی افراد جامعه را درگیر کرده و مساله روز است، گفت: من به آقای سروش محلاتی تبریک می‌گویم چراکه گویی قدم در مسیری گذاشتند که ممکن است تلاش خودشان و دیگران با ثمرات دراز مدتی روبرو شود.فرزند شهید بهشتی از انتخاب موزه شهید بهشتی به عنوان محل برگزاری این نشست نیز تقدیر کرد و گفت: از اینکه این منزل را که روزگاری خاستگاه چنین پرسش هایی بود و نقطه عزیمت تفکرات و اندیشه های جدید، انتخاب کردید، بسیار خوشحالم.بیان نواندیشانه با زبانی ساده و شیوادکتر داوود فیرحی، پژوهشگر و مدرس حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران که از دیگر سخنرانان این مراسم بود، با ذکر خاطره ای از نوجوانی خود و مطالعه زندگی نامه خودنوشت آیت الله شهید بهشتی به عنوان تغییر دهنده مسیر زندگی اش، طی سخنانی اظهار کرد: من کتاب «شهر مردگان» را از چند جهت مهم می‌دانم؛ یکی از نکات بسیار مهم این کتاب بارقه‌های سنگین نواندیشانه است که به شکلی بسیار روان بیان شده است. بطوریکه بسیاری از بحث‌های این کتاب قابلیت تفصیل شدن و گسترش دادن را داشتند، اما خیلی ساده و شیوا ارائه شده است.وی افزود: دومین ویژگی این کتاب به نظر من بیان مطبوعاتی و مساله روز بودن مقالات است. فقهای ما یا یک فتوای کوتاهی می‌دهند و یا یک بحث تفصیلی مفصلی را شروع می‌کنند. این مباحث عمیق هست ولی گاه مصرف اجتماعی روشن ندارد و اهمیت این کتاب هم درست بر همین اساس است که با وجود اهمیت مساله، مصرف روز دارد و خیلی ساده بیان شده است.این پژوهشگر علوم و اندیشه سیاسی با بیان اینکه کتاب «شهر مردگان» در حال احیاء کردن برخی موضوعات فراموش شده است، گفت: کتاب، جهت گیری روشنی دارد و نشان می دهد نویسنده اش زمان شناس است.آزادی نیاز به دلیل ندارد؛ استبداد است که دلیل می‌خواهدفیرحی درباره محتوای مقاله اول این کتاب با عنوان «شهر مردگان» گفت: در این مقاله نویسنده محترم یک مبنای فقهی را باز می‌کند که می‌گوید شهری که انسان آن آزاد نباشد، گورستان است. یعنی آزادی مهم‌ترین شأن انسانیت تصور شده؛ به عبارتی دیگر هرکجا که انسان اراده‌ای از خود نداشته باشد و نتواند هرنوع استدلال، تهمت و پیش داوری علیه خودش را جواب دهد، به آن فرد عنوان مرده و به آن شهر، شهر مردگان اطلاق می‌شود.وی با تأکید بر اینکه مقاله اول این کتاب درباره آزادی، پایه‌ای برای تمام مقالات کتاب است، افزود: بزرگترین متفکر دوره ما، آیت‌الله نائینی در کتاب «‌تنبیه الاُمَّة» همین موضوع را عنوان می‌کند؛ آنجاکه از ایشان سوال می‌شود که آزادی باید یک دلیل داشته باشد. ایشان پاسخ می‌دهند که آزادی دلیل نمی‌خواهد، آنچه که دلیل می‌خواهد استبداد است.این استاد حوزه علمیه با اشاره به ذهنیت نادرست عمومی از فقه و دستگاه فقهی ادامه داد: در جامعه ما که یک جامعه مذهبی است تحولاتی رخ داده و خیلی‌ها حتی اهالی دانشگاه فکر می‌کنند که دیگر از دانش‌هایی مثل فقه انتظار پشتیبانی از حقوق مردم، آزادی‌ها، حق عمومی و کرامت انسانی نیست و تصور می‌کنند که فقه همه‌اش تکلیف است.فیرحی افزود: این کتاب یا کتاب‌هایی از این دست، آغازی بر گفتمانی دیگر است؛ گفتمانی که بنیان آن در آزادی است، نه در محدودیت. اصلا کار فقه دفاع از آزادی است و جایی که اگر فقه از آزادی دفاع نکرده، آن فقه تحریف شده و این کتاب آن چهره پنهان فقه را نمایان می‌کند. در واقع کار این کتاب پرداختن به وجوه درخشان و مغفول فقه است.فیرحی در در پایان سخنان خود یادآور شد. این گونه کتاب‌ها انسان را به یاد خیزش‌های دهه ۲۰ می‌اندازد که کتاب‌ها کوتاه، اما برنده بودند و معتقدم که حرف‌های مهم همیشه کوتاه هستند. من هم از جامعه طلبگی که به اینگونه مباحث توجه نشان می‌دهند ممنونم و هم از نویسنده ارجمند این متن و فکر می کنم که این کتاب، آغازی برای درخشش‌های بزرگ است.توقف ۳۰ سال تألیف کتاب برای اعمال تغییرات عمدهحجت الاسلام و المسلمین محمد سروش محلاتی، نویسنده کتاب «شهر مردگان» نیز در این مراسم ضمن گرامی داشتن یاد و خاطره دکتر بهشتی گفت: اگر چیزی در این آثار وجود داشته باشند، استفاده و بهره‌ایست که از زندگی آن بزرگوار حاصل شده است.وی با بیان یک نکته درباره کتاب، تاکید کرد: حقوقی که اسلام برای مردم در نظر گرفته بسیار بسیار زیاد است و من در این کتاب به حقوق مخالفان بر اساس منابع اسلامی پرداختم.محلاتی با اشاره به سابقه ۳۰ ساله خود در عرصه نویسندگی، گفت: حدود ۱۲ سال قبل اثری از من با عنوان «آزادی، عقل و ایمان» منتشر شد که در زمان انتشار خود، عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی را تصاحب کرد و در حوزه علمیه قم هم به عنوان اثر برتر و ممتاز شناخته شد. قبل از آن هم یک کتاب حجیم و وزین از نظر ظاهر، به نام «دین و دولت» از من منتشر شده بود که آن هم با استقبال محافل علمی روبرو شده بود.این پژوهشگر علوم دینی افزود: ولی از حدود ۱۰ سال قبل این کار را که به آن مشغول بودم و موفقیت‌هایی نیز به دست آورده بودم، قطع کردم و به روش دیگری روی آوردم؛ من حس کردم که دو تغییر را باید در کار خودم بدهم و دادم؛ یکی تغییر محتوایی و یکی هم تغییر شکلی.گرایش‌های فقه شیعه قبل و بعد از رسیدن به حکومتسروش محلاتی در تشریح دلایل این تغییرات به لحاظ محتوایی گفت: وقتی مراجعه می‌کنیم به سابقه فقه شیعه حداقل در ۱۰ قرن آخر آن آثار شیخ مفید بصورت مدون و کامل در اختیار ما وجود دارد. این فقه به لحاظ گرایش اجتماعی و سیاسی گرایش خاصی دارد؛ به دلیل اینکه شیعه چون یک گروه مغلوب و محروم و مظلوم بوده، این شرایط جامعه شیعی، تأثیراتی را بر مباحث فقهی فقهای ما داشته و آن تأثیر این است که فقهای ما دائما از حمایت از جمعیت مظلوم و محروم بحث کردند.وی درباره گرایش فقه شیعه در آن زمان گفت: بطور کلی یک حمایت از مظلوم در سراسر این موارد دیده می‌شود و این گرایشی است که بر حسب نیاز وجود داشته و یک واقعیتی است که درست هم هست. خب در ادامه انقلاب اسلامی ما به پیروزی رسید و ما از وضع مغلوب به وضع غالب تغییر شرایط دادیم و حکومت در اختیار ما قرار گرفت. به عبارتی اگر دیروز می‌گفتیم که قدرت نداریم و «نمی‌توانیم»، امروز قدرت داریم و «می‌توانیم».این پژوهشگر علوم دینی ادامه داد: این تغییر یک گرایش جدید فقهی را هم به تناسب خودش به همراه داشت و آن گرایش این بود که حالا باید از این حکومتی که آمده و می‌خواهد اسلام را پیاده کند، حمایت شود.کمرنگ شدن «نمی تواند» ها به مرور زمانسروش محلاتی با اشاره به برخی از خطابه ها و نظرات فقهی که در این سال‌ها مطرح شده گفت: بطور مثال آمده «حکوکت اسلامی می‌تواند، قراردادهای خود را با مردم، یک جانبه در صورتیکه صلاح بداند لغو کند و به هم بزند». این واژه «حکومت می‌تواند» باعث شد که ما به تقویت جانب حکومت بپردازیم و این را لازم و ضروری می‌دانستیم.وی افزود: آرام آرام گذشت تا آنکه آن «نمی‌تواند» رو به تحلیل و ضعف رفت. چرا؟ احتیاج به یک بررسی کلی دارد. ولی یک جنبه‌اش این بود که آن کسانی که منادی نمی‌تواند بودند، در جامعه و حوزه‌های علمی ما اهل فتوا بودند، آن نسل رفتند و نسل بعدی از آن از قدرت گفتن «نمی‌تواند» برخوردار نبودند. پیام ۸ ماده ای امام(ره) بر اساس همین «نمی تواند»ها شکل گرفته بود و با هدف تعادل مبانی حکومت. اما رفته رفته، این توازن به هم خورد و از آن طرف متعادل کردن این شرایط هم سخت‌تر و دشوارتر شده بود.کتابم را خمیر کردندسروش محلاتی در ادامه سخنان خود در این مراسم، درباره تغییرات ایجاد کرده در شکل کار خود نیز عنوان کرد: من کتاب دومم را با عنوان «آزادی، عقل و ایمان» به پیشنهاد دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری، و زیر نظر آیت‌الله امینی نوشتم که ایشان در تمام مراحل نگارش کتاب ناظر بودند و کلمه به کلمه کتاب را هم می‌خواند و علی رغم اینکه گاهی بحث و گفت‌وگو هم داشتیم، اما اعمال نظر نمی‌کرد و می‌گفت که نویسنده باید حرف خود را بزند.وی افزود: در ادامه این کتاب را به فردی دیگر دادند که ایشان هم ببیند، اما ایشان از صفحه اول این کتاب شروع به اشکال گرفتن کرد. من نقلی از علامه طباطبایی کرده بودم که ایشان گفته بودند «جوامع اسلامی از آزادی خودشان را محروم کردند و همان وضعی که در شرایط حاکمیت کلیسا در جوامع مسیحی بوده، ما هم به همان اوضاع و احوال مبتلا شدیم و چقدر خوب شد که این مشروطیت آمد و جلوی یک سری از این تندروی‌هایی که در بین متدینین وجود داشت، گرفته شد.» آن آقا گفته بودند که باید این مطالب را حذف کنید. من آن بخش را حذف نکردم و کتاب چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت و در جوایز بسیاری از جمله کتاب سال و کتاب حوزه را به خود اختصاص داد ولی بعد از مدتی، افرادی به بنده مراجعه کردند و گفتند که این کتاب به درد توزیع در جامعه نمی‌خورد و باید خمیر شود.چرا از فضای مجازی برای نگارش استفاده می کنم؟وی با اشاره به تجربه دیگری از انتشار کتاب‌های خود نیز گفت: یک کاری انجام داده بودم در زمینه حریم خصوصی و حدود ۴ سال برای آن وقت صرف کردم. آن فردی که متولی این کار بود از این کار خوشش نمی‌آمد. کتاب آماده شد، ارزیابی شد، اصلاحات و نمایه‌های آن کار شد و من تابستان ۹۰ مقدمه آن را نوشتم، حالا بعد از ۴ سال تازه بخش اول آن منتشر شده است!سروش با اشاره به وضع تألیف و دشواری‌های آن در جامعه گفت: من به این نتیجه رسیده‌ام که باید این شیوه و روش را کنار بگذاریم. ما هر روز یک مسئله‌ای در جامعه مان داریم و می‌آییم همان مسئله را به صورت مختصر و با استفاده از فضای مجازی پاسخ می‌دهیم. در این صورت دیگر یک بحثی مانند «حریم خصوصی» ۴ سال و بیشتر از آن گرد و خاک نمی‌خورد. الان می‌توانی بنویسی و بلافاصله در وبلاگ خود منتشر کنی و هر کسی هم که خواست استفاده کند.وی ادامه داد: در طول این سال‌ها حدود ۱۰۰ مقاله از من در مطبوعات و فضای مجازی منتشر شده و تا به حال ۳ تا از آنها مجددا به صورت کتاب منتشر شده و فکر می‌کنم که این روش بسیار مفیدتر و موثرتر است و می‌توان نیازهای این دوره و زمان را به صورت سریع‌تر پاسخ داد و همواره در جلساتی که در قم با دوستان دارم بر ورود و استفاده از فضای مجازی برای پاسخ سریع به مسائل روز تاکید دارم.در ادامه جلسه و بعد از رونمایی از کتاب، پرسش و پاسخ هایی میان حضار و مولف صورت گرفت و محمدرضا بهشتی نیز پیشنهاد داد، کتاب هایی از این دست، قبل از انتشار توسط برخی منتقدان و مخاطبان خاص، مطالعه شود و بعد اشکالات و انتقادات آنها، همراه با پاسخ های مولف در انتهای کتاب چاپ شود تا ابهامات و سوالات کتاب نیز پاسخ داده شده باشد. وی این روش را روش کانت در انتشار کتاب عنوان کرد.همچنین در این نشست از فیلتر بودن سایت بنیاد نشر اثار و اندیشه های شهید بهشتی انتقاد شد.بنابراین گزارش، شهر مردگان، مجموعه ۱۰ مقاله درباره حقوق اساسی مخالفان است که توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.سروش محلاتی در مقدمه کتاب آورده است: "دغدغه‌ای که به نگارش و چاپ این مقالات انجامیده، همان دغدغه‌ی دیرینه‌ی بشر در هنگام بروز ظلم در نظام‌های اجتماعی و سیاسی است. با آغاز حاکمیت دین، هرچند انتظار می‌رود که این نگرانی کاهش یابد، ولی گاه زمینه‌ی تازه‌ای از بی‌عدالتی، به‌وجود می‌آید و همین‌جاست که دین و به‌خصوص دانش فقه باید موضع خود را به شکل شفاف و روشن در قبال این نگرانی ارائه کند. بر این اساس، نگاه غالب در این مقالات، تحلیل دینی از زاویه‌ی فقه‌سیاسی است. "عناوین برخی از مقالات کتاب بدین شرح است: "آیا متهم می تواند قاضی شود؟" ، "تبرئه ی یزید؛ هرگز"، "کدام دولت: نامسلمان دادگر یا مسلمان بی دادگر؟" ، امام خمینی(ره) و نظریه طاغوت" و "آیا ما فقط آدمیم؟"کتاب «شهر مردگان» را انتشارات میراث اهل قلم منتشر کرده و در راهروی ۶، غرفه ۱۲ نمایشگاه کتاب عرضه شده است. همچنین علاقمندان می توانند به صورت تلفنی ۳۳۳۵۵۵۷۷ - ۰۲۱ این کتاب را تهیه کنند. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Tue, 12 May 2015 09:43:17 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5045/ آیا باید از صنعت نشر حمایت کنیم؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/5040/ ماجرای رکود بازار کتاب، مسئله‌ای پیچیده و ذووجوه است و نمی‌توان یک یا دو عامل را برای آن جست و به نظر می‌رسد که گرانی کتاب در ایران ـ اگر قائل به آن باشیم ـ عامل واقعی رکود نیست. برای مثال از جمله عوامل رکود این است که کتاب همچون دهه شصت شمسی کالای بی‌رقیبی نیست؛ دهها رقیب قدرتمند پیدا کرده است. بدین رو، رکود نشر در کشور ما و افت میزان کتابخوانی و خرید کتاب، حتی پیش از قطع یارانه‌ها نیز محسوس بود. با این حال، برخی ناشران از دولت گلایه‌مندند و خواستار توجه مادی بیشتری به عرصه کار نشرند. آنها از مردم هم گلایه دارند و معتقدند که مردم به هر حال باید از صنعت نشر کشور حمایت کنند. اما آیا حمایت مردمی و دولتی از بازار کتاب مشکلات این عرصه را حل می‌کند و آیا اصلا این کار بر مصلحت است؟ در جهان مدرن، هیچ صنعتی را هیچ کسی جز اهالی همان صنعت حمایت نمی‌کند و اساسا این سخنها که باید فلان صنعت را حمایت کرد، گویا از سنخ سخنهای ما ایرانیان است و به درآمد نفتی بدون زحمتمان بازمی‌گردد. معنای حمایت در اینجا این است که مردم از خودگذشتگی کنند و برای کالایی که دریافت می‌کنند بهایی بیشتر بپردازند. من در اینجا از کلمه «مردم» استفاده می‌کنم چون کمکهای دولتی هم در نهایت از جیب مردم است. این راه‌ حل شبیه حمایت از صنایع خودروسازی داخلی است؛ مردم باید تحمل کنند و بیشتر بپردازند تا آن صنعت زمین نخورد. شاید این درخواست، منطقی می‌بود اگر کار به یک سال و دو سال یا یک مورد و دو مورد ختم می‌شد؛ اما گویی در ایران مردم همیشه باید از همه چیز حمایت کنند و از خود مایه بگذارند! در جهان ما هر چه می‌سازند، برای حمایت از مردم است و فلسفه وجودی‌ای غیر از این ندارد؛ ولی گویا در کشور ما، هرچه می‌سازند در حمایت مردم است و فلسفه وجودی مردم حمایت از چیزی است که دیگران می‌سازند. در جهان ما، اگر در جایی، سخنی از حمایت در میان باشد، از این سنخ نیست که اهالی صنعت ما توقع دارند و چنین نیست که کشوری در دنیا منابع طبیعی خود را به صورت خام بفروشد تا به صنعتی که به لحاظ اقتصادی جواب نمی‌دهد، تزریق کند. صنایع باید مستقل باشند و بر پای خود بایستند. صنایع در دنیا در حال یک رقابت و مبارزه دائمی برای بقایند. زندگی آنها چندان راحت نیست آن گونه که در کشور ما راحت و بی رقیب است. هر روز ناچارند محصولی نو تولید کنند که از محصول پیشین قدمی جلوتر است. هر نوع محصول تجاری باید خود، مشتری جلب کند. برای جلب مشتری هم باید ابتکار و نوآوری داشت و بی‌وقفه تلاش کرد و در یک کلام: باید به مشتریها نیز سود رساند و به عبارتی دیگر: مشتری باید مجبور باشد که محصول را بخرد؛ باید برای او بصرفد که هزینه کند و محصول را به تملک در بیاورد.آیا محصولات نشر ما چنین است؟ آیا مشتری مجبور است کتاب ما را بخرد؟ پاسخ من منفی است و معتقدم که مشکل اصلی نشر ما همین است. البته بعضی ناشران مانند ناشران کتابهای کمک‌درسی ظاهرا به چنین موفقیتی نایل آمده‌اند که مشتریان را مجبور به خرید کنند. من در اینجا مایل نیستم وارد این بحث شوم که اصلا آیا این ناشران، ناشر کتاب‌اند یا تولیدکننده کالایی دیگر؛ زیرا شرط ناشر کتاب بودن، تولید یا ارائه دانش، فکر و اندیشه است و ثانیا مشتریان می‌باید به میل و شوق کتاب را خریداری کنند با صرف نظر از این که برای ورود به دانشگاه یا استخدام در فلان مرکز، به کتاب نیازمندند و بدین رو است که شاید نتوان این دسته از ناشران را ناشر دانست. اگر شرطی را که مطرح ساختم، معیار قرار بدهیم، وضعیت نشر کتاب در ایران، خوب نیست. آماری که برای نشر و فروش کتاب ارائه می‌شود، فریب‌دهنده است و اگر گاهی رشدی را نشان می‌دهد، نباید آن را دقیقا حاکی از رشد کتابخوانی و رونق نشر کتاب در کشور دانست. برای مثال، بخشی عمده از این آمار مربوط به کتابهای درسی و کمک‌درسی است و بخشی مربوط به کتابهایی است که اگرچه برای ما محترم‌اند، چندان در جرگه کتاب نمی‌گنجند. برای نمونه، کتاب مفاتیح الجنان ـ که هر ساله هزاران نسخه از آن چاپ و شمارگانش جزو آمار نشر کتاب گنجانیده می‌شود ـ اگر چه کتاب محترمی است و مردم مسلمان ما به آن نیازمندند(و نگارنده هم چند جلد از آن را در خانه دارد و این محصول باید هر ساله تولید هم بشود)، نباید در آمار نشر کتاب به حساب بیاید. بخشی دیگر از آمار نشر ما نیز مربوط به کتابهای موسوم به «بازاری» یا «شبه‌کتاب»ها است مثلا کتابهایی از قبیل فالگیری و پیشگویی(که اخیرا محدودیتهایی نیز در نشر آنها اعمال شده) یا نوشته‌جاتی که برای این ارگان و آن اداره و آن سازمان ساخته و پرداخته می‌شوند و نام کتاب دینی نیز به خود می‌گیرند در حالی که بهره چندانی نیز از دانش دینی ندارند و یا کتابهای مولود «کتاب‌سازی» که از خود هیچ ندارند و محتوای آنها ترکیبی است از کتابهای دیگر.برخی ناشران وضعیت بد اقتصادی مردم را علت رکود بازار کتاب می‌دانند. این عامل اگرچه بی‌اثر نیست، تعیین‌کننده نیست. کافی است نگاهی به آمار خرید تلفن همراه در ایران بیندازیم تا دریابیم که اگر مردم به کالایی احساس نیاز کنند نمی‌گذارند به تولیدکنندگان آن بد بگذرد. در سال گذشته کشور ما ۳۰۱.۵ میلیون دلار برای واردات تلفن همراه هزینه کرده است. مقایسه آمار واردات موبایل در دو سال گذشته نشان می‌دهد که واردات این محصول به لحاظ ارزش، یک و نیم برابر افزایش داشته است. به نظر می‌رسد ناشرانی که پیوسته از کم لطفی مردم گلایه‌مندند می‌باید به محصولات خود هم بنگرند. از میان حدود ۱۲ هزار ناشری که پروانه نشر در دست دارند، غالبا ناشران معدودی واقعا «کتاب» منتشر می‌کنند و گلایه اصلی اینان هم نبود یارانه و کمک دولتی نیست. گلایه‌ها بیشتر متوجه موضوعاتی مانند سختگیری در ممیزی است که مانع عرضه کارهای نو و خواستنی می‌شود و البته همین از عوامل مهم رکود بازار است.پرداخت یارانه به ناشر یا مردم و یا خرید دولتی کتاب از ناشر و این قبیل راه‌حلها هیچ گرهی را در این عرصه نمی‌گشاید و تنها سرمایه‌ای را به باد می‌دهد و البته چه بسا فسادها و تبعیضهایی را نیز با خود به ارمغان بیاورد. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Mon, 11 May 2015 11:25:27 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5040/ پارادوکسی که به بیماری نشر مربوط می‌شود http://dinonline.com/doc/news/fa/5038/ سیدعباس صالحی با بیان این‌که شرایط برای جراحی عمیق نمایشگاه کتاب فراهم نیست گفت: ما در نمایشگاه کتاب در یک پارادوکس گرفتاریم و آن پارادوکس به بیماری نشر ما مربوط می‌شود.او همچنین درباره راهکارهای مقابله با تولید شبه کتاب‌ها و کتاب‌سازی‌ها گفت: به نظر می‌رسد در نوع مواجهه با این دغدغه‌ها باید با احتیاط عمل کرد چون این امکان وجود دارد که با سانسورهای متنوع روبه‌رو شویم.معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در پاسخ به این‌که مهم‌ترین مشکل نمایشگاه کتاب چیست و نقد خود او به برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چه چیزی است گفت: ما در نمایشگاه کتاب در یک پارادوکس گرفتاریم و آن پارادوکس به بیماری نشر ما مربوط می‌شود. به همین خاطر به همین مقدار فروش کتاب در فضای نمایشگاه نیازمندیم که خود این بارهایی به دوش ما به عنوان برگزارکنندگان چه در دوره‌های قبل و چه الان تحمیل می‌کند.او افزود: نمایشگاه کتاب در دوره‌ای با ۲۰۰ ناشر آغاز به کار کرده است اما الان ۲۰۰۰ ناشر در آن حضور پیدا کرده‌اند ولو این‌که متقاضیان شرکت در آن بیش‌تر از این تعداد هستند. بنابراین اگر بخواهیم آب باریکه جریان اقتصاد نشر را هم قطع کنیم این مسکن هم از بین می‌رود و به یک بحران عمیق تبدیل می‌شود.صالحی در ادامه گفت: از طرف دیگر جریانی که بخواهد در جریان نمایشگاهی جدی‌تر باشد نمی‌تواند با این بازار انبوه به‌هم‌ریخته و یا آشفته فروشگاهی حرکت کند. عملا پارادوکس فضای نمایشگاه کتاب این است که شما اگر بخواهید به اقتصاد نشر بی‌توجهی کنید و به وجوه نمایشگاهی آن تاکید کنید طبیعتا فضای اقتصاد نشر و فعالیت ناشران تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد و ما الان برای این جراحی عمیق در یک شرایط آرام نیستیم. بخصوص که در سه چهار سال اخیر صنایع ما بخصوص صنایع فرهنگی و نشر ما شرایط مطلوبی نداشته و همین‌ها باعث شده است ما الان برای یک جراحی عمیق شرایط آرامی نداشته باشیم. در این شرایط باید مواظبت کرد تا ما هر دو این موضوعات را در نظربگیریم و با توجه به آن‌ها مسائل را جلو ببریم و این با هم جلو بردن طبیعتا کار را کند و تدریجی می‌کند و مواظبت‌های بیش‌تری می‌طلبد.معاون فرهنگی وزرات ارشاد همچنین در پاسخ به این‌که چرا باید در نمایشگاه بین‌المللی کتاب شرایطی وجود داشته باشد‌ که خیل زیادی از ناشرانی که کتاب‌های بی‌کیفیت منتشر و کتاب‌سازی می‌کنند حضور داشته باشند و باعث شوند آثار ناشرانی که کتاب‌های باکیفیت منتشر می‌کنند در انبوه این آثار گم شود‌، گفت: دغدغه داشتن درباره تولید کتاب‌، انبوهی کتاب و دیده شدن کتاب‌های کیفی در بین انبوه کتاب‌های تولیدشده دغدغه‌های درستی است. این نشان می‌دهد که ما باید بر آن‌چه تولید می‌شود یک ارزیابی داشته باشیم که مثلا چند درصد از ۷۲ هزار عنوان کتاب امسال که به صورت چاپ اول و تجدیدچاپ عرضه شده، کیفی است و احیانا چه مجموعه‌هایی کتاب‌سازی هستند یا شبه کتاب و بعد بالاتر این‌که کتاب‌های کیفی چقدر دیده می‌شوند. این دغدغه‌ها دغدغه‌های درستی است.صالحی در ادامه اظهار کرد: به نظر می‌رسد در نوع مواجهه با این دغدغه‌ها باید با احتیاط عمل کرد. چون این امکان وجود دارد که با سانسورهای متنوع روبه‌رو شویم و همچنان که سانسورهایی در فضای اجتماعی در حوزه تولید مطرح است‌، در عرضه هم ممکن است سانسورهایی اتفاق بیفتد؛ یعنی ممکن است اگر ما بخواهیم در عرضه‌ کتاب هم قرنطینه‌سازی‌هایی مشابه قرنطینه‌سازی در تولید که بعضا با نگاه‌ ممیزی با آن آشنا هستیم ایجاد کنیم این موضوع هم بار سنگین دیگری به فضای کتاب و نشر ما اضافه کند. لذا شاید راه مقابله با کتاب‌سازی و شبه کتاب‌ها این نباشد که بخواهیم حوزه عرضه را محدود کنیم؛ همان‌گونه که نباید در تولید عرصه را محدود کرد.او درباره راه‌های جلوگیری از کتاب‌سازی‌ها گفت: طبیعتا می‌توان با برخی از قوانین جلو کتاب‌سازی‌ها را گرفت برای این‌که روشن است آن‌ها کتاب‌سازی هستند اما مساله ما صرفا کتاب‌سازی نیست بلکه شبه کتاب‌ها هم هستند و شما با قوانین حقوقی نمی‌توانید جلو تولید آن‌ها را بگیرید چون در آن‌ها کپی خط به خط انجام نگرفته است؛ اما وقتی به آن‌ها مراجعه می‌کنید می‌بینید که حرف تازه‌ای ندارند و از دیگر کتاب‌ها ترکیب‌سازی شده‌اند.این مقام مسوول گفت: نمی‌توان با ضوابط جلو این‌گونه کتاب‌ها را گرفت. اما این‌ها واقعا کتاب خوب نیستند. همان‌طور که اگر بخواهیم در بحث تولید سخت‌گیری کنیم‌، راه را برای برخی از اتفاقات تازه باز می‌کنیم. باید با احتیاط با این‌گونه کتاب‌ها برخورد کرد تا خود این داستان جدیدی برای عرضه اندیشه درست نکند.معاون فرهنگی وزیر ارشاد اظهار کرد: در عین این‌که اصل دغدغه جلوگیری از شبه‌ کتاب‌ها و کتاب‌سازی درست است اما اگر بخواهیم در عرصه عرضه محدودسازی‌های دولتی انجام دهیم مخصوصا در شرایطی که هنوز نمایشگاه‌ها در اختیار دولت است‌، سلیقه‌ها بر آن حاکمیت پیدا می‌کنند و جلو عرضه کتاب‌های خوب را هم ممکن است بگیرند ولو این‌که هدف ما جلوگیری از شبه‌ کتاب‌ها باشد.صالحی ادامه داد: به نظر چیزی که باید دنبال کنیم دو بخش است؛ یکی این‌که در بخش حقوقی خودمان را فعال کنیم و جلو کتاب‌سازی‌ها را به صورت جدی بگیریم و هم در فضای تولید و هم در فضای عرضه با قواعد حقوقی به صورت جدی جلو کتاب‌سازی‌ها را بگیریم. بخش دوم با حوزه گسترش فضای اطلاع‌رسانی و نقد قابل دنبال کردن است که باید آن‌قدر آن را جدی بگیریم و به آن اهمیت بدهیم که کتاب‌های خوب واقعا تشخیص داده شوند و دیده شوند.او در ادامه گفت: در جهان پیشرفته امروز هم این‌گونه نیست که برای این دسته از کتاب‌ها منع ایجاد کنند. اما می‌توان با برندسازی‌هایی که از سوی ناشران صورت می‌گیرد عملا بین کتاب‌های خوب با کتاب‌هایی که از سوی ناشرانی که شبه کتاب تولید می‌کنند مرزگذاری کرد. این موضوع یک اتفاق است که ما باید به طرف نشر حرفه‌ای و برندسازی حرکت کنیم و از ناشران حرفه‌ای حمایت کنیم و همه را با یک دید نبینیم. باید ناشرانی را که برای تولید فکر و برنامه‌ریزی می‌کنند و برای آن ارزش قائل هستند مورد توجه قرار دهیم. این بخشی از دیده شدن کتاب خوب است و بخش دیگر این است که جریان نقد و اطلاع‌رسانی را جدی کنیم تا کتاب‌های خوب دیده و شبه‌ کتاب‌ها رسوا شوند.معاون فرهنگی وزیر ارشاد گفت: این اتفاقات اتفاقاتی است که می‌تواند فضای دیده شدن‌ها را فعال‌تر کند و به نظر می‌آید در این دو بخش کارهای جدی باید دنبال شود که ما در حال حاضر بخش‌هایی از آن را دنبال می‌کنیم.سیدعباس صالحی در پاسخ به این سوال خبرنگار ایسنا که چرا ما هنوز در حوزه معرفی ادبیات معاصرمان به دیگر کشورها کاری انجام نداده‌ایم و در داخل هم در دانشگاه‌ها به ادبیات معاصرمان کم پرداخته شده است گفت: سوال کمی سنگین است و راجع به آن باید با تفصیل بیش‌تری صحبت کرد اما من در پاسخ به این سوال تنها به یک نکته اشاره می‌کنم که ادبیات معاصر ما در آن‌جایی که توانسته مفهوم و زبان جهانی پیدا کند سرعت انتشارش بیش‌تر و وسیع‌تر بوده اما آن‌جایی که مفهوم و زبان جهانی پیدا نکرده است طبیعتا نباید از آن انتظار جهانی شدن داشت.او افزود: اگر ما می‌بینیم که مولوی یا حافظ در ادبیات کهن ما یا حتی در دوره‌های معاصر افرادی مثل هوشنگ مرادی کرمانی و دیگران جایگاهی پیدا کرده‌اند به خاطر این است که مفاهیم و زبان‌شان جهانی بوده است. نمی‌شود با مفاهیم و زبان بومی انتظار ادبیات جهانی را داشت.رییس نمایشگاه کتاب تهران اظهار کرد: یکی از مشکلات ما در ادبیات معاصر این بوده که هم در مفاهیم و هم در زبان کم‌تر جهانی بوده‌ایم و طبیعی است که در این فضا هم فرصت‌های جهانی شدن برای ما کم باشد. اما این به معنی آن نیست که تنها عامل این موضوع است. واقعا در ادبیات معاصر ما نویسندگان و مفاهیمی هستند که قابلیت جهانی شدن دارند و باید به آن‌ها فرصت حضور داد که این موضوع بحث دیگری است. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Sun, 10 May 2015 09:25:53 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/5038/ دین و رویکرد اجتماعی امام صدر در معرفی یک کتاب http://dinonline.com/doc/note/fa/5027/ برای علاقه مندان به امام موسی صدر و آن‌ها که دربارۀ اندیشه و عمل ایشان مطالعه می‌کنند، همواره پرسش هایی در موضوعات مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح بوده است.من هم که مدتی، افتخار همکاری با مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر را داشته‌ام، از این قاعده مستثنی نیستم.اخیراً درجریان چند دیدار که با جناب سید صدرالدین صدر فرزند ارجمند امام به دست آمد، تعدادی از‌‌ همان پرسش‌ها را بدون نظمی مشخص با او در میان گذاشتم.میان همین گفت وگو‌های پراکنده بود که سخن به کتاب و کتابخوانی رسید و من پرسیدم: «آیا امام صدر کتابی را برای مطالعه به شما توصیه کرده بود؟» پاسخ داد: «گاهی این اتفاق می‌افتاد، یکی از آن‌ها که الان در خاطرم هست سفارش ایشان به مطالعۀ تفسیر «فی ظلال القرآن» نوشتۀ سید قطب، اندیشمند مصری است. به نظرم امام می‌خواست من را با نوع نگاه نویسنده و شیوۀ تفسیر او از قرآن آشنا کند.»برای من، همین خاطرۀ کوچک کافی بود تا مسیر رسیدن به پاسخ را پیدا کنم.تفسیر «فی ظلال القران» از نخستین آثار تفسیری است که درکنار تشریح و تبیین ادبی و روایی قرآن، به تأثیر برخی مفاهیم اسلامی در فرآیندهای اجتماعی پرداخته و آموزه‌های دینی را در حل مسایل اجتماعی و سیاسی راهگشا دانسته است. نویسنده همچنین در این اثر تلاش کرده ضمن تفسیر اجتماعی از قرآن، تحرک و نشاط اجتماعی مسلمانان را با هدف احیای نهضت اصیل اسلامی رونق بخشد.تفسیر اجتماعی گرایشی در تفسیر‌های معاصر و از شاخه‌های تفسیر اجتهادی است که مفسر با طرح گسترده و عمیق مباحث اجتماعی به همۀ آیات قرآن از زاویۀ حل مسائل و مشکلات اجتماعی نگاه می‌کند و با تطبیق آموزه هاى قرآن بر مسائل اجتماعى، جامعه را به سمت تحول و پیشرفت سوق می‌دهد.پیدایش این گرایش تفسیری پس از آن آغاز شد که برخی مصلحان، شیوه‌های سنتی تفسیر را در پاسخگویی به نیازهای روز راهگشا ندیدند و چاره را در تغییر نگاه و رویکردهای تفسیری پیشین دانستند. پیش قراول این گروه سید جمال الدین اسد آبادی بود که نگرش‌های او الهام بخش مصلحان و احیاگران بعدی نیز شد.نکتۀ جالب توجه اینکه نگاهی هرچند گذرا به مجموعه آثار امام موسی صدر نشان می‌دهد او نیز با همین شیوۀ تفسیری به تبیین آیات قرآن پرداخته است. کتابهای تفسیر «حدیث سحرگاهان» و «برای زندگی» که حاوی دیدگاههای تفسیری ایشان است در کنار سایر آثار به خوبی نشان می‌دهد که مؤلف چرا و چگونه دین را عنصر تحول جامعه ارزیابی کرده است.اساساً امام صدر، اسلام را موجب عمق بخشیدن به مدنیت دانسته و معتقد است: «اسلام... می‌خواهد روشن کند که جامعه ساختۀ دست شما و از مخلوقات شماست و چیزی نیست که از بیرون بر شما تحمیل شده باشد. این یک مسئلۀ اساسی است. انسان وقتی احساس کند که خود او سازندۀ جامعه است، می‌تواند باعث توسعۀ جامعه خود گردد و طبق برنامۀ مشخصی تعامل نماید. این مطلب در پاره‌ای از آیات قرآن کریم بیان شده است: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (خدا چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.) ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس (به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد.) بدین سان، در بسیاری از آیات، قطعیت این مطلب را می‌یابیم که آنچه در جامعه دیده می‌شود، حاصل عملکرد مجموعه‌ها و سازمان‌هاست و سازمان‌ها ساخته دست شما و در گرو اشاره شماست...» (ادیان در خدمت انسان،ص ۲۰۷)اهمیت دیگر این رویکرد در آثار امام صدر و برخی مصلحان هم عصر او، این است که این نگاه در شرایطی مطرح می‌شد که دین از سوی دو گروه - با گرایش های متضاد- از عرصۀ اجتماعی فاصله گرفته بود. گروه نخست، کسانی بودند که ظاهراً دغدغه دینی داشتند و با تقدس مآبی، دین را بالا‌تر از آن می‌دیدند که بخواهد از امور فردی و عبادی فرا‌تر رفته و به امور اجتماعی بپردازد و گروه دیگر کسانی بودند که دین را یا تخدیر توده‌ها می دانستند و آن را برای ایجاد تحول ناتوان قلمداد می‌کردند و یا آن را در تضاد با آزادی و نشاط اجتماعی می‌خواندند. درست به همین سبب بود که بسیاری از جوانان و علاقه مندان به حرکت های اصلاحی و یا انقلابی به جریان‌ها و گروه های غیر دینی و یا ضد مذهبی گرایش پیدا می‌کردند.درچنین شرایطی سخن گفتن از اسلام به مثابۀ آیین زندگی و احیای قرائت اجتماعی از دین، کار دشواری بود که کمتر کسی توان آن را داشت. والبته امام صدر نه تنها به طرح نظری این نگرش پرداخت که خود به تحقق عملی آن در جامعۀ متنوع و آزاد لبنان نیز مبادرت ورزید و موفق به جذب مخاطبان فراوان و تأثیرات عمیق فرهنگی و اجتماعی شد.او از معدود کسانی بود که موفق شد برای مذهب و اسلام، به عنوان تنها آلترناتیو ایدئولوژی‌های مادی، جایی در ذهن و دل روشنفکران و تودۀ مردم باز کند.برای اطلاع بیشتر دربارۀ سیره و روش او می‌توان به مجموعه آثار منتشر شده از سوی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر مراجعه کرد. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Sat, 09 May 2015 05:38:42 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5027/ گفتگویی دربارۀ «معجم الاحادیث المعتبره»؛ برگزیده کتاب سال حوزه و جمهوری اسلامی ایران http://dinonline.com/doc/interview/fa/4769/ به گزارش دین‌آنلاین، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد دربارۀ معیارهای انتخاب کتاب «معجم الاحادیث المعتبره» گفت: اتقان محتوا، سودمند بودن در روزگاری که کتاب تدوین شده، تصحیح و تحکیم و استوارسازی جریان‌های فکری، اثرگذاری کتاب فراتر از مرزهای خودی دست‌کم در محدودۀ اقالیم قبله و معیارهای صوری و شکلی باعث شد تا این کتاب به عنوانی کتابی برگزیده انتخاب شود. وی محتوای غنی و روشمند بودن تألیف را نیز از مهم‌ترین مشخصات این مجموعه نام برد. حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع کتاب گفت: ورود هر کسی در این میدان روا نیست، لذا برخی از این دست کارها، ضررش بیشتر از نفع آن‌هاست.این محقق حوزوی دربارۀ شخصیت آیت‌الله محسنی گفت: ایشان از علمای بزرگ، فقهای نواندیش، متفکران آگاه به زمان و هوشمند جهان اسلام است که حقیقتاً یک تنه جریان فکری شیعه را در افغانستان حمایت می‌کند و پیش می‌برد. وی افزود: آیت‌الله محسنی تحصیل‌کرده نجف هستند و از شاگردان برجستۀ خویی و حکیم و دیگران است.وی ادامه داد: آیت‌الله محسنی از نظر علمی و فقهی و تخصص مرتبط با حدیث، از شخصیت‌های ردیف اول است و کتاب هم در حوزه‌ای که به نگارش درآمده، کار کم‌نظیری است.حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد دربارۀ موضوع کتاب گفت: موضوع این کتاب گزینش احادیث معتبره از میراث کهن ماست. حوزه کاری ایشان به لحاظ منابع کتاب‌های بحارالانوار، کافی، کتب اربعه است. وی که در کتاب سال حوزه داور این کتاب بود با این توضیح که احادیث ما به صحیح و غیر صحیح به‌سامان و نابه‌سامان مخلوط است گفت: فقها و علما دربارۀ کتب اربعه هم این‌طور نیست که صد درصد هرچه بین دفّتین هست صحیح است. از این روی، پالایش میراث حدیثی ضروری است تا مجموعه‌ای پایا و سودمند، به هنجار و کارآمد در اختیار کسانی قرار گیرد که آنها تخصص این کار را ندارند. وی اولین ویژگی آیت‌الله آصف محسنی را شجاعت ایشان دانسته و افزود: ایشان می‌داند وارد میدانی شده که در مجموعه فضای علمی و دینی ما پذیرشش آسان نیست. حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد به روشمند بودن تحقیق آیت‌الله آصف محسنی گفت: ایشان در حدیث صاحب رأی است و در رجال کتاب مهمی نوشته است. آیت‌الله آصف محسنی هم توانایی‌اش را دارد هم در اعمال این توانایی باری به هر جهت کار نمی‌کند و نهایت دقت و حزم اندیشی را به کار می‌برد.دربارۀ نگرش سندی آیت‌الله آصف محسنی نیز سخن به میان آمد. مهدوی راد دراین‌باره گفت: ایشان پس از ارزیابی سند، عدم تخالف با قرآن، عدم تخالف مضمون آن با عقل و سنت قائمه و معلومه، معارض نداشتن روایت چه بالصراحه و چه به التزام چیزهایی است که مورد توجه ایشان قرار گرفته است.وی کتاب دیگر آیت الله محسنی را که «بحوث فی علم الرجال» است مبنای کتاب دانسته و گفت: نویسنده در جلد اول مبنای روشن خود را دربارۀ تحقیق و روش خود نوشته است بنابراین روشمند بودن کار ایشان برای بنده بسیار اهمیت داشت. نکته دیگری که با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد درباره‌اش سخن گفتیم ضرورت چنین نوشتاری بود. وی گفت: امروز دروازه‌های علم بازشده و مرزهای دانش شکسته شده و ابزار دستیابی به میراث یکدیگر آسان شده است. تمام آثار مکتوب نحله‌های مختلف در دست است. دگراندیشانی که زمینه عناد با مکتب تشیع دارد با رسیدن به روایت‌های غیر معتبر، فرهنگ شیعی را زیر سؤال می‌برد. کما اینکه کسانی که در میدان مطالعه هستند می‌دانند ماه و هفته‌ای نیست که کتابی بر ضد شیعه نوشته شود و مثلاً فصل الخطاب مرحوم میرزای نوری مورد وهن و طعن شیعه نشده باشد.وی افزود: این جایگاه، جایگاه فضلا نیست، بلکه جای فقیهان محدث و محدثان فقیه است که باید برخیزند و شجاعانه، روشمند و اصولی حقیقت را بیان کنند.وی در ادامه به تلاش آیت الله مکارم شیرازی اشاره کرد و تصحیح و گزینش بحارالانوار را با پانوشت‌های توضیحی بااهمیت خواند.نکته سومی که این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد سبک نگارش کتاب است: سبک آیت الله محسنی سندی است. روش مدرسه نجف چنین است. این کتاب محصول ده سال کار فقیهی است که پشتوانۀ پنجاه سال مطالعات و تحقیقات فقهی رجالی عقیدتی دارد کسی که عالم پرکار و ذات الاطرافی است. وی دربارۀ شخصیت تقریبی آیت الله محسنی گفت: این به تأملات ایشان در قرآن و حدیث، خردمندی و زمان‌شناسی ایشان بازمی‌گردد. در کتاب «تقریب از اندیشه تا عمل» که مجموعه چند گفتگو با ایشان است نکات بسیار مهمی هست که نشان می‌دهد حرکت اعتدالی، خردمندانه و آمیخته با تدبیر چگونه توانسته در افغانستان شیعیان را که ۲۵ درصد افغانستان هستند سربلند نگاه دارد. وی در ادامه گفت: آیت الله محسنی در این گفتگوها می‌گوید من مطلقاً از موضعم عقب‌نشینی نکرده‌ام. حرف‌هایم را صریح گفته‌ام. فقط بدو بی‌راه نگفته‌ام. با احترام سخن گفته و نقد کرده‌ام. ایشان واقعاً یک الگوی موفق اثرگذار تقریبی هستند.حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد دربارۀ غلو این‌گونه ادامه داد: غلو بحث حساس و دامنه‌داری است. ائمه علیهم السلام هم با غالیان برخورد تندی کرده‌اند و از سران غالیان چهره نمایی کرند. آنها به جامعۀ شیعه را مکرراً هشدار می‌دادند که از سران و جریان سازان غلو و غلونگری دوری کنند و از آنها پیروی نکنند. وی افزود: جریان غلو فقط در خدا کردن یا الوهیت بخشیدن به پیامبر ص یا علی ع ختم نمی‌شود. در فرهنگ روایی ما غالی شاخه‌های دیگری هم دارد، فرا انسان انگاری معصومان حد افراط این جریان است. اینکه بگوییم معصومان حاکمان علی الاطلاق دنیا هستند. این دعواهای مدرسه‌های بغداد و قم هنوز هم هست و البته این بحثی آکادمیک است. نوعی اباحی گری نیز در غالیان دیده می‌شود: اینکه در مرحله‌ای عمل دیگر مهم نیست و حب علی ع کفایت از اعمال می‌کند. این در حالی است که ائمه با این اندیشه مبارزه کرده‌اند. حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی راد در مقایسه کتاب «معجم الاحادیث المعتبره» با چند کتاب دیگر گفت: در حوزه میراث مکتوب، کتاب‌های دیگری هم نگاشته شده است، از جمله کتابی به نام «الموسوعة الإسلامية الثانية» یا «الجودي الثاني» نوشتۀ سید محمود عبدالعزیز جوده نویسندۀ لبنانی و گام‌های بلندی مرحوم محقق و محدث عالی‌قدر محمدباقر بهبودی در گزیده کافی و تهذیب برداشتند. با این همه باید گفت آیت الله محسنی در یک نگاه کلان مانند آیت الله خویی، سندمحورانه عمل کرده است، اما در ریز مسائل و مطالعه میدانی و کلیات مباحث رجالی و پذیرش و عدم پذیرش افراد، تفاوت‌های جدی با آیت الله خویی دارند. ]]> ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Thu, 07 May 2015 10:54:39 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/4769/ درنگي در ادبيات گويندگان و نويسندگان مذهبي http://dinonline.com/doc/note/fa/5020/ ۱. موضع نابرابر در مجالس مذهبی، پله‌های منبر، گوینده را برتر از شنونده می‌نشاند و همین برتری ظاهری و شكلی، ناخودآگاه به او احساس برتری و برخورداری از جایگاهی ویژه و مصون از نقد و پرسش می‌دهد. همچنین گویندگان مذهبی، سخن خود را به آیات و روایات می‌‌آرایند، و همین آراستگی، گاهی این گمان را در گوینده پدید می‌آورد كه سخنگوی خدا و دین او است و از موضع «لایسئل عنه» سخن می‌گوید. این گمان كه حضور آیات و روایات در سخن كسی، به معنای موضع برتر و دست بالای او در گفت‌وگو با دیگران است، مشكلات بسیاری برای جامعة دینی آفریده است؛ زیرا هر كسی قادر است برای تبلیغ هر موضع و گرایشی، به آیه‌ای یا روایتی استناد كند؛ گاهی با تفسیر به رأی و گاهی حتی بدون آن. اگر منبر ظاهری، جسم گوینده را برتر می‌نشاند، درج مكرر آیات و روایات در سخن، شخصیت او را نیز در هاله‌ای از قدوسیت فرو می‌برد و جرئت تردید، نقد و گفت‌وگو را از مخاطب می‌‌گیرد. در غیبت نقد و گفت‌وگو نیز چیزی جز مریدی و پیروی تا ناكجاآباد، مجال ظهور نمی‌یابد.از سوی دیگر، ادبیات گفتاری و نوشتاری دینی بدون استناد به آیات و روایات ممكن نیست. پس خواه‌ناخواه متكلم در چشم مخاطب، بلندگوی خدا می‌شود. برای جلوگیری از این آسیب ناخواسته و آفت ناگزیر، بر گویندگان است كه پیوسته و صمیمانه، به مخاطبان خود یادآوری كنند كه آنچه می‌گویند سخن و برداشت آنان از بخشی از متون دینی است، و نه بیشتر. این تذكار باید مكرر و از سر صدق و اخلاص و باور باشد، تا اثر كند و مخاطب را از تلقی‌های نادرست از سخنان گوینده برهاند. گویندگان و نویسندگان مذهبی باید بیشتر از هر گروه دیگر، از این آیة شریف قرآن بهراسند كه فرمود: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً؛ كیست ظالم‌تر از آن كس كه بر خدا سخن ناورا می‌بندد؟»(سورة انعام، آیة ۲۱). همچنین هر گوینده‌ای باید بداند كه مخاطب امروز او، فردا در مجلسی دیگر می‌نشیند و گوش به خطیبی دیگر می‌سپارد، و اگر امروز در مجلس او نیاموزد كه استناد گویندگان به آیات و روایات، بالضروره به معنای سخن گفتن از جانب خدا نیست، فردا به دام گوینده یا نویسنده‌ای دیگر می‌افتد و در حق او چنین اعتقاد نادرستی پیدا می‌كند. نوشته‌اند: «مردی به خانه آمد و لرزان و هراسان در کنجی نشست. زن، نزدیک شوی شد و آهسته در گوش مرد گفت: تو را چه پیش آمده است؟ به خدای بزرگ سوگند که هرگز تو را چنین زار و غمناک ندیده بودم. مرد هراسان گفت: امشب به مسجد بودم. واعظ می‌گفت: هر که خدا را تشبیه کند و نشسته بر عرش داند، جای او دوزخ است. شب پیشین واعظی دیگر بر منبر بود. او می‌گفت: هر کس كه مشبّهی نباشد و نشستن خدا را بر عرش تأویل یا انكار کند، جای او دوزخ است. اکنون ما کدام گیریم؟ بر چه باشیم؟ بر چه میریم كه دوزخی نباشیم؟ عاجز شدیم! زن گفت: ای مرد، هیچ عاجز مشو، و سرگردان مباش. خدا اگر بر عرش است و اگر بی‌عرش است، اگر در جای است و اگر بی‌جای است، هر چه هست عمرش دراز باد و دولتش پاینده! برخیز تا غم خویش خوریم، كه سفره بی‌نان است و خانه بی‌چراغ.»(بازنوشتة حكایتی از مقالات شمس) ۲. ناپاسخگوییعصر ما، عصر گفت‌وگو است و سخنرانی‌ها و نوشتارهای تك‌صدایی كارایی سابق را ندارند؛ مگر در محیط‌هایی خاص. گوینده یا نویسنده باید بداند كه دورة «گفتن و رفتن» گذشته است. روزگار، روزگار «گفتن و شنیدن» است. ناپاسخگویی، یعنی بگویی و بروی و مخاطبانت را با انبوهی از پرسش و نقد، رها كنی. پاسخگویی، لوازمی دارد؛ از جمله اینكه گوینده باید دست از كلی‌گویی بردارد و دامنة سخن خود را چنان به غرب و شرق عالم نكشاند كه نقد آن عملا ناممكن گردد. این شیوة مخاطبه، در درازمدتْ مخاطب را برای گوینده در حد شی‌ء پایین می‌آورد و گوینده را چنان از مخاطب دور می‌كند كه جز صدایی نامفهوم از او نمی‌شنود و همان صدا را نیز زود از یاد می‌برد.ناپاسخگویی، معنایی دیگر و مهم‌تر نیز دارد: گویندگان و نویسندگان باید بدانند و بپذیرند كه جامعه، دست‌پروردة زبان و قلم آنان است و بخش مهمی از آنچه در متن اجتماع می‌گذرد، خوب یا بد، پیامد اندیشه و زبان ایشان است. آنان در برابر ناهنجاری‌های جامعه، به اندازة سهمی كه از فرصت‌ها و امكانات در اختیار داشته‌اند، باید پاسخگو باشند. نمی‌توان فرصت‌ها و بلندگوها و مجالس و و مجال‌ها و بودجه‌ها را در اختیار داشت، اما همچنان طلبكار بود و وضعیت جامعه را به گردن این و آن انداخت. اگر گویندگان و نویسندگان، بیش‌وكم خود را مسئول و پاسخگو بدانند، هماره در روش‌ها و اندیشه‌ها و گفتار خود می‌اندیشند تا نسبت آن را با وضعیت موجود در جامعه بسنجند؛ اما بی‌مسئولیتی و ناپاسخگویی موجب می‌شود كه گوینده یا نویسنده، دامن‌كشان از كنار همة ناهنجاری‌های موجود در جامعه بگذرد و دائما گریبان دیگران را بگیرد كه چرا چنین و چنان است. سال‌ها پیش كه سخن از «تهاجم فرهنگی» آغاز شد، درست كسانی طلبكار شدند و به میدان آمدند كه تقریبا همة امكانات تبلیغی كشور در دست آنان بود؛ اما آنان همه‌ چیز را به گردن این و آن انداختند و بودجه‌های بیشتر گرفتند! گویندگان و نویسندگان، در برابر آنچه نمی‌گویند نیز مسئولیت دارند؛ به‌ویژه گویندگان و نویسندگانی كه از راه گفتن و نوشتن امرار معاش می‌كنند. مثلا اگر آنان توجه چندانی به ظلم‌ها و ناهنجاری‌های محسوس و جاری در كوچه‌ها و خیابان‌های امروز نكردند و از ریشه‌های واقعی و علل نزدیك آنها نگفتند و مظلومیت‌های عینی در متن جامعة امروز را در كنار مظلومیت تاریخی پیشوایان دینی، برجسته نكردند، در برابر همة ظلم‌هایی كه در كوچه‌ها و خیابان‌ها می‌گذرد، مسئولیت دارند. كسانی كه وقت عظیمی از مجالس دینی را صرف شرح و بسط نزاع‌های تاریخی می‌كنند و نیم‌نگاهی نیز به علل و مسائل جاری در زیر پای خود نمی‌اندارند، حق گلایه و شكایت از وضعیت موجود را ندارند؛ بلكه در برابر آن مسئول‌اند. سخنرانان مذهبی باید بدانند كه تشكیل جلسات و گردهمایی‌های مردمی، فرصتی مغتنم و بسیار ارزشمند است و چنین امكانی برای گروه‌های دیگر(مثلا برای طرفداران محیط زیست یا فعالان حقوقی) كمیاب و هزینه‌ساز است. این فرصت‌ها و امكانات، همانقدر كه ارزشمند و مغتنم است، مسئولیت‌زا نیز هست. نمی‌توان دربارة خود حق‌اندیش بود و دربارة دیگران تكلیف‌اندیش. هر حقی، تكلیفی بر گردن می‌گذارد و حقی كه از آن تكلیفی نمی‌زاید، حق‌خوری است.۳. پرستش‌خواهیدر این باره سخن فراوان است. در اینجا بیش از این نمی‌توان گفت كه با مخاطب امروزین نمی‌توان به گونه‌ای سخن گفت كه پدران با فرزندان نابالغ می‌گویند. دعوی‌های بی‌سند، درشت‌گویی، تحقیر مخالف و از موضع قدیسان سخن گفتن، توهین به روح و روان مخاطب، و فروكاستن او تا حد پرستندة بی‌اختیار است. مثلا واعظی كه سخن خود را به عمری نوكری بر در خانة اهل بیت(ع) مستند ‌می‌كند و هیچ دلیل عقلی یا نقلی نمی‌آورد و از مردم می‌خواهد كه حرفی بدین مهمی را سربسته از او بپذیرند، تصور درستی از مخاطب امروزین ندارد. مواجهة او با مخاطب، مواجهة پدری است كه فرزند خردسالش را قادر به درك مسئله‌ای نمی‌داند و از او می‌خواهد كه بدون دلیل، از او پیروی كند یا رأی و نظری را بپذیرد. مگر ادبیات فرعونی، غیر از این است كه از مردم بخواهیم بدون پرسیدن و مطالبة دلیل، آنچه می‌گوییم بپذیرند و دم برنیاورند؟انسان جدید، بر خلاف انسان قدیم، بسیار دیرباور و سخت‌پذیر است. پیشتر، انسان‌ها با چند نظام عقیدتی ساده روبه‌رو بودند و به‌آسانی یكی را برمی‌گزیدند و بر همان مشی می‌كردند؛ امام اكنون نظام‌های عقیدتی، بی‌شمار و برخی بسیار پیچیده است. به آسانی گذشته نمی‌توان انسان‌ها را به مشی و منشی خاص باورمند كرد. پیشینیان، گاهی با دیدن رؤیایی در خواب یا شنیدن سخنی دلنشین و نافذ یا تجربه‌ای روحانی، سرشار از یقین و باور می‌شدند؛ اما اكنون خوارق عادات نیز نمی‌تواند انسان معاصر را به باوری خاص ملزم كند و گریبان او را از دست چون‌وچرا بیرون آورد. زبان شفاهی و تا حدی زبان نوشتاری اغلب نویسندگان دینی، زبان تبلیغی برای مخاطب باورمند است. اگر مخاطب، در شك یا موضع انكار باشد، نمی‌تواند با این زبان، ارتباط برقرار كند؛ خصوصا وقتی پای مسائل عرفی و زیستی در میان باشد. ادب گفتاری و نوشتاری، درك مختصات روحی مخاطب است، نه فقط پرهیز از كلمات ركیك. مهم‌ترین شاخص در ادب گفتار و نوشتار، غنی‌سازی استدلال‌ها و پایین آمدن از مقام حق مطلق و احترام به شعور مخاطب، هنگام گفت‌وگو با او است. زبان آمرانه و مقتدرانه و حتی پدرانه، انسان معاصر را می‌رماند. ]]> رضا بابایی ویژه‌نامه بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب Thu, 07 May 2015 10:54:27 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5020/