پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين داخلی :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/politic/national Fri, 25 May 2018 15:30:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 25 May 2018 15:30:31 GMT داخلی 60 یافته‌های جدید درباره مداخله یا عدم‌مداخله برخی روحانیان بلندپایه در کودتا منتشر شد http://dinonline.com/doc/report/fa/7671/ بخش‌هایی از سندی که اخیراً از طبقه‌بندی محرمانه شده است ادعا می‌کند که برخی روحانیان ارشد در ایران در روزهای منتهی به کودتای 28 مرداد 1332، «مبالغ زیادی پول» از سوی مقامات رسمی امریکا برای سرنگونی نخست وزیر محمد مصدق دریافت کرده‌اند. اسناد ظاهراً انگلیسی هستند اما توسط پژوهشگران در آرشیو ملّی امریکا قرار گرفته‌اند. این اسناد امروز (7 مارچ 2018) برای اولین بار با همکاری آرشیو امنیت ملّی در دانشگاه جورج واشنگتن به طور کامل منتشر شده‌اند. پس از گذشت چند دهه از کودتا هنوز یکی از اصلی‌ترین پرسش‌های بی‌پاسخ، نقش روحانیان در برکناری مصدق است. گزارش‌های پیشین از عوامل اطلاعاتی امریکا و بازسازی‌های علمی نشان دادند که سازمان سیا برای کمک مالی به روحانیان صاحب‌نفوذ با هدف سازماندهی تظاهرات خیابانی برنامه‌ریزی داشته است، امّا هرگز مشخص نشد که آیا این پرداخت‌ها به دریافت‌کنندگانی که از قبل تعیین شده بودند رسید یا نه و اگر این مبالغ به آنها رسید آیا آنها منابع این پول‌ها را می‌شناختند یا نه. در کل استخراج واقعیات و حتی اعتمادکردن به منابع دربارۀ کودتای 1332 بسیار دشوار است. مدارک باقی‌مانده همچنان ناکامل است، بیشتر مدارک نابود شده‌اند و در هر صورت، گزارش‌هایی که برای تاریخ‌های همزمان وجود دارد مبهم و اغلب غیرقابل اعتماد هستند. این مسئله باعث ایجاد چالش بزرگی در قضاوت درستیِ اطلاعاتی می‌شود که در دسترس است. دربارۀ یادداشت‌های بریتانیایی که تازه منتشر شده، وزارت امور خارجه نیز اطلاعات کمی دربارۀ آن دارد و هیچ اطلاعاتی دربارۀ منبع و نحوۀ دسترسی به اسناد ارائه نمی‌کند، در صورتی که بیشترِ ویراستاران FRUS می‌توانستند بگویند که اسناد «همانند» ثبت سفارت بریتانیا یا دفتر امور خارجه است. در این نامۀ غیررسمی که با توجه به چند خطای چاپی ممکن است یک پیش‌نویس باشد و احتمالاً برای یک مخاطب دولتیِ بریتانیایی نوشته شده که مجاز به دانستن جزئیات کامل عملیات نیست، به کد بریتانیایی BOOT یا کد امریکایی TOAJAX ارجاع داده شده است. این سندِ فوق محرمانه به هیچ منبعی دربارۀ دست‌داشتن بریتانیا در کودتا ارجاع نمی‌دهد و این ثابت می‌کند که مخاطب نامه برای نویسنده چندان مشخص نیست. این نامه حتی از گفتن حقایق اصلی دیگری همچون نقش امریکا در عملیات اجتناب می‌کند و تنها به گفتن این نکته بسنده کرده که «منابع» به مشارکت واشنگتن اشاره داشته‌اند. در سال‌های اخیر تفسیرهای جدید دربارۀ کودتا، اهمیت نقش سیا و سازمان جاسوسی بریتانیا در انجام عملیات و شک‌وتردیدها دربارۀ هرگونه ارتباط بین روحانیان ایران و قدرت‌های غربی را بیشتر می‌کند. هدف اصلی ارتباط دولت‌های غربی با روحانیان این بوده که مردم ایران به رهبری روحانیان به دست خودشان و از اساس، مصدق را برکنار کنند. سندی که امروز (7 مارچ 2018) منتشر شده سندی بریتانیاییِ است که بر احتمالِ تأثیر واشنگتن بر نتیجۀ کودتا می‌افزاید. در این سند منابع امریکایی ذکر نشده اما «افراد بانفوذ» در تهران را با احساس «شعفِ حاکی از پیروزی» توصیف می‌کنند؛ افرادی که می‌گویند «امریکا باید برای نجاتِ کشور بیاید». افزون بر این در صفحۀ هشت این سند آمده است که «وفاق کلی این است که اگر کمک مالی امریکا ـ و نه دستیاری و راهنمایی امریکا ـ و اگر تشویق شاه برای مقاومت در برابر حس تحقیر نباشد، نقشۀ سرنگونی دولت مصدق به نتیجه نخواهد رسید.» در مورد روابط بین امریکا و روحانیان بلندمرتبه در ایران، شواهد روشنی در دو سند جدید وجود دارد. سند اول در آدرس شماره یک [i] و سند دوم در آدرس شمارۀ دو [ii] در وب‌سایت آرشیو امنیت ملّی در دسترس است. در سند اول و مهم‌تر، در صفحه دوم، یک پاراگراف بدونِ شماره، بین نکات 11 و 12 با این مضمون آمده است: «بر اساس گزارش‌های قابل اعتمادی که در تاریخ 19 مرداد 1332 رسیده است، سفارت امریکا به طور مخفیانه مبالغ هنگفتی پول به تعدادی از افراد بانفوذ، از جمله روحانی شناخته‌شده «آیت‌الله بهبهانی» داده است.» این سند نشان نمی‌دهد که این پول برای چه هدفی پرداخت شده است، اما شرایط تاریخی آن زمان دلالت بر این دارد که به احتمال زیاد این پول برای استفاده در عملیات کودتا استفاده شده است. در سند دوم، صفحۀ 5، پاراگراف 5 از نکتۀ 7، هرچند در مورد آیت‌الله بهبهانی نیست اما در پاراگراف بعد، قبل از نکتۀ 8، نام بهبهانی و اشاره به «منابع در جای درستی قرارگرفته است» نشان می‌دهد که او «مسئول سازماندهی تظاهرات بود» و «او از نقشۀ کودتا اطلاع داشته است». این دو سند در کنار هم شواهدی قوی برای اثبات این ارائه می‌کند که سازمان سیا به بهبهانی پول پرداخته تا وی به‌عنوان بخشی از تلاش برای سرنگونی مصدق تظاهرات را سازماندهی کند. در سند دوم زیر عنوان «نبرد برای ایران» که به تازگی منتشر شده است، اطلاعات بیشتری ارائه می‌دهد. «نبرد» یکی از سه داستان درونی سازمان سیا در مورد خلعِ ید دکتر مصدق است که پیش از این منتشر شده است. پس از درخواست بازبینی مجدد و اجباری اسناد توسط آرشیو امنیت ملّی و همچنین پافشاری و پیگیری پژوهشگرانِ مدافع گردش اطلاعات آزاد، سازمان سیا در سال گذشته بخش‌های جدیدی از اسناد کودتای سال 1332 در ایران را منتشر کرد. آخرین سند آزاد شده دو نکتۀ مهم دربارۀ دخالت روحانیان در کودتا را فاش می‌کند. این سند در آدرس شمارۀ سه [iii] در دسترس است. اولین نکته در پاراگراف آخر صفحۀ 65 از این سند نشان می‌دهد توطئه‌گرانِ کودتا تلاش کردند «روحانی پیشروی شیعه در قم را وادار به اعلام جنگ مقدس علیه کمونیسم کنند» اما «بی‌نتیجه بوده است». این مدارک به وضوح اشاره به آیت‌الله‌العظمی بروجردی  دارد و نشان می‌دهد که مقامات رسمی سیا معتقد بودند که بروجردی نقشی در عملیات کودتا نداشت. همچنان‌که در اسنادی که در خردادماه 1396 پس از 65 سال دربارۀ کودتا علیه دکتر مصدق آزاد شد این ادعا ثابت می‌شود، برای مثال، در سند شمارۀ 192، صفحات 530، 533 و 534، یادداشتی زیر عنوان «عوامل درگیر در سرنگونی مصدق» به روزولت، به طور ضمنی تصدیق می‌کند که برخی از نیروهای ایرانی در اجرای طرح کودتا تأثیرگذار هستند، این بخش از سند شرحی از «عناصر مذهبی» ارائه می‌دهد اما به طور قوی احتمال دخالت آیت‌الله بروجردی را کم می‌کند به ویژه وقتی می‌نویسد: «باید ترغیب بشود» تا از نفوذش برای حمایت از شاه استفاده کند. در همان زمان، عوامل سازمان سیا امید داشتند بتوانند گروه‌های مختلف از جمله روحانیان را برای برکناری مصدق هدایت کنند، به همین منظور در سند شمارۀ 192، در صفحات 535 و 536، از اصطلاح «دارایی‌های مذهبی» استفاده می‌کند. در صفحۀ 66 از سند سوم توضیحاتی آمده است مبنی بر اینکه آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی سازمان‌دهندۀ بسیاری از افرادی بود که در شلوغی‌های روز 28 مرداد 1332 شرکت کردند. این اسناد و شواهد استدلال‌های دخالت روحانیان در کودتا را قوی‌تر می‌کند. در این اسناد هیچ شواهدی مبنی بر اینکه از سوی سازمان سیا به آیت‌الله کاشانی پول پرداخت شده است وجود ندارد. با این حال، باید توجه داشت قبل و بعد از این متن، بازنویسی‌هایی در اسناد وجود دارد که ممکن است روابط کاشانی با سازمان سیا را ثابت کند. در حال حاضر بدون دانستن اینکه چه بخش‌هایی از محتوای اسناد حذف شده، نمی‌توان به طور قطع نشان داد روحانیان مستقل از سازمان سیا عمل کرده‌اند. روی هم رفته، اسنادی که در روزهای اخیر منتشر شده‌اند شواهد محکمی از نقش روحانیان، به‌خصوص در مورد آیت‌الله‌ بهبهانی و آیت‌الله کاشانی در کودتا ارائه می‌دهند. سند بریتانیایی نشان می‌دهد که آیت‌الله بهبهانی، دستِ‌کم، در جریان کودتا از سوی سازمان سیا پول دریافت کرده است و همچنان که برخی از پژوهشگران تأیید کرده‌اند در سند «نبرد برای ایران» گواهی‌های بیشتری مبنی بر عدم دخالت آیت‌الله بروجردی در کودتا ارائه شده است. با این حال هنوز ابهامات فراوان است و تا زمانی که اسناد باقی‌مانده از طبقه‌بندی محرمانه خارج نشوند نمی‌توان با قطعیت در مورد این پرونده رأی صادر کرد و دسترسی به هرگونه شواهد و مدارک قانونی دربارۀ کودتای سال 1332 در مرحله‌ای که امروز به آن رسیده‌ایم بسیار اهمیت دارد. ارجاعات: [i] https://nsarchive2.gwu.edu//dc.html?doc=4404301-Document-1-British-Foreign-Office-Persia [ii] https://nsarchive2.gwu.edu//dc.html?doc=4404302-Document-2-British-Foreign-Office-Persia [iii] https://nsarchive2.gwu.edu//dc.html?doc=4404303-Document-3-Central-Intelligence-Agency-History ]]> داخلی Tue, 13 Mar 2018 20:10:47 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7671/ نگاهی به شهر مشهد: نابرابری آفت جان شهر مقدّس ایران http://dinonline.com/doc/article/fa/7624/ به گزارش دین‌آنلاین، درپی اغتشاشات اخیر در ایران و چرایی شکل‌گیری آن برخی گزارش‌ها و تحلیل‌ها در رسانه‌های خارجی منتشر شد. گاردین نیز در گزارشی به قلم فیل هود با توجه به اینکه مبدأ این ناآرامی‌ها شهر مذهبی مشهد بوده است به بررسی موقعیت مشهد پرداخته است: معماری به نام داریوش بوربور طرحی را برای مدرنیزه‌سازی محوّطۀ حرم پیشنهاد داده بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی کنار گذاشته شد. احتمالاً ساخت و سازهایی که در بیست سال گذشته صورت گرفته موجبات خشمگین‌تر شدن نیروهای اجتماعی را فراهم آورد و باعث شد که این افراد روانۀ خیابان‌ها شوند. شایعه شده است که رقبای تندروی حسن روحانی، رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب ایران اعتراضات خیابانی را از پایگاه ملّت‌گرا-مذهبی خود در مشهد سازمان‌دهی کرده‌اند. خانم آذر تشکّر جامعه‌شناسی است که دورۀ تحصیلات خود را در شهر مشهد سپری کرده است. وی معتقد است که این شایعه، موضوع افزایش شکاف اجتماعی را تحت‌الشّعاع قرار می‌دهد و لذا نباید توجّه چندانی به آن شود. افزایش نابرابری‌ها جمعی از مقامات طراز اول کشور (که بسیاری از آنها به بنیاد خیریۀ آستان قدس که متولّی حرم امام رضاست وابسته هستند) از وجود انبوه هتل‌های لوکس و ساخت‌وسازهای محلۀ ثامن در پیرامون حرم منتفع می‌شوند. به گفتۀ تشکّر، سرعت بالای تحوّلات نابرابری‌ها را تشدید کرده است. مردم این تجاری‌سازی‌ها، انباشتگی سرمایه و اختلاس‌های احتمالی را می‌بینند. اما این شکل از توسعۀ اقتصادی برای محافظه‌کارانی که شهر را تحت مدیریت خود گرفته‌اند بسیار آرمانی است. حتّی ممکن است وجود این همه ثروت و ریخت‌وپاش در یک مکان مقدّس، از نظر روستانشینان فقیری که برای زیارت رهسپار مشهد می‌شوند و بعضاً نیروی کار ساخت‌وساز آن را تشکیل می‌دهند، مزوّرانه به نظر برسد. به گفتۀ تشکّر، "بسیاری از زوّار افراد متدیّنی هستند و نابرابری‌هایی را که در زندگی روزمره وجود دارد مشاهده می‌کنند. لذا فکر نمی‌کنم که اعتراضات به همین‌جا ختم شود." مشهد به روایت آمار و ارقام مساحت حرم امام رضا 598657 متر مربّع است و لذا بزرگ‌ترین عبادتگاه جهان به شمار می‌رود. خلیفۀ عباسی هارون الرشید کسی بود هفتمین امام شیعیان را به قتل رساند و قبر وی در جوار مرقد امام رضا (امام هشتم شیعیان که توسط مأمون پسر هارون کشته شد) واقع شده است. 55% از هتل‌های ایران در شهر مشهد واقع شده است. 90% زعفران جهان محصول ایران است. تاریخچۀ شهر مشهد امام رضا در سال 818 میلادی با انگوری زهرآگین مسموم شد و از دنیا رفت و بدین ترتیب بود که روستای کوچک خراسان به مکانی زیارتی مبدّل شد. متعاقباً بازارها و تسهیلات رفاهی نیز به منظور خدمات‌رسانی به زائران در اطراف مرقد شکل گرفتند. در قرن سیزدهم میلادی در زمان حملۀ مغول‌ها بود که مشهد به شهر مهمّی تبدیل شد. ازبک‌ها به این کانون مذهبیِ رو به‌توسعه چشم طمع داشتند و در قرن شانزدهم آن را به اشغال خود درآوردند، اما هنگامی که نادرشاه افشار مشهد را به پایتخت خود تبدیل کرد، شهر از چنگ ازبک‌ها آزاد شد. چند سلسله بعد، در اوایل قرن بیستم، رضا شاه مدرنیزه‌سازی مشهد را آغاز کرد و اولین نیروگاه، اتوبوس‌رانی و سرشماری جمعیت (76471 نفر) را در این شهر ترتیب داد. از آن زمان تا به امروز جمعیت این شهر چند برابر شده است. مشهد به روایت صدا و تصویر در سال 1969 مسعود کیمیایی فیلم تأثیرگذاری تحت عنوان «قیصر» ساخت که در میان‌پرده‌ای از آن، شخصیتِ ضدّقهرمانِ فیلم، پیرزنی را برای زیارت امام رضا به مشهد می‌برد. محمدرضا شجریان یکی از برجسته‌ترین اساتید موسیقی کلاسیک ایران محسوب می‌شود. این در حالی است که وی اجازه ندارد در زادگاه خود، یعنی شهر مشهد کنسرت برگزار کند، چون در حال حاضر برگزاری کنسرت در این شهر ممنوع است. خرده‌فرهنگ کلیدی به گفتۀ تشکّر، اعیان‌نشین‌سازیِ محلۀ ثامن دارد باعث می‌شود مردم معمولی ایران از زیارت رفتن بیزار شوند. "اهالی روستاها و شهرهای کوچک نمی‌توانند مکان مناسبی برای اقامت پیدا کنند. آنها استطاعت اقامت در این هتل‌های گران‌قیمت را ندارند و معمولاً خانه‌هایی نقلی را در کوچه‌های تنگ و باریک اجاره می‌کنند." حتّی با این که اخیراً هزینۀ اقامت زائران بین‌المللی تغییراتی کرده (طبق گزارش‌ها، هزینه‌ها 20% کاهش داشته)، موضوع اسکان مسافران دارد به یک معضل تبدیل می‌شود. با به وجود آمدن تنش‌های اخیر میان ایران و عربستان که باعث افت شمار گردشگران خارجی شده، اتّکای شهر بر گردشگری مذهبی مشهودتر شده است. لذا طیّ اقدامی باورنکردنی، تلاش شده تا برای تفرّج در مشهد، انگیزه‌های بیشتری به زوّار داده شود. لذا پارک‌های آبی فراوانی در این شهر احداث شده است. تشکّر می‌گوید: " زائران تنها یک یا دو بار به حرم می‌روند و پس از آن، وقت آزاد زیادی دارند. لذا در اینجا فعالیت‌های مذهبی و تفریحی در هم‌ تنیده‌ شده‌اند." کیفیت زندگی در مشهد به چه صورت است؟ در خارج از محلۀ ثروتمندنشین واقع در مرکز شهر، محرومیت به نحو هشداردهنده‌ای در حال افزایش است. رشد و توسعۀ توأم با شتابزدگی در مشهد (امروز این شهر از مساحت 22000 هکتاری که در برنامۀ سال 1995 تعیین شده بود فراتر رفته است) این شهر را مستعدّ به وجود آمدن محلّات فقیرنشین کرده است. ظاهراً 33% از جمعیت مشهد در 22% از مساحت زمینی این شهر تراکم یافته و گفته می‌شود که این رقم ظرف سال‌های آتی به دو سوم خواهد رسید. برای کسانی که در فقیرنشین‌ترین نواحی مشهد زندگی می‌کنند، زیرساخت‌ها و خدمات‌رسانی‌ها بسیار بسیار ضعیف است: هشتصد هزار نفری که در 42 محلۀ حومۀ شهر به سر می‌برند تنها یک بیمارستان دارند و در بعضی از جاها در ازای هر 16000 نفر تنها یک داروخانه وجود دارد. تردّد کارگران میان مرکز شهر و حومۀ آن نیز زمان زیادی می‌برد. لذا مشاهده می‌کنیم که آشوب‌ها و اغتشاشات به‌وجود‌آمده دلایل متعدّدی دارند. به گفتۀ تشکّر، "مردم خسته و ناامید شده‌اند. اگر یک جوان بخواهد در این شهر شغلی را آغاز کند، فقط می‌تواند در مشاغل موقت و ناپایدار مشغول به کار شود." نگاهی به شهرداری آستان قدس رضوی که مالک 43% از اراضی شهر است و در حوزۀ حرم از اقتداری واتیکان‌گونه برخوردار است، گاهی قدرت مرموزی از خود به نمایش می‌گذارد. یکی از مصادیق این قضیه کدورتی است که در سال 2011 میان آستان قدس و مسئولین شهرداری به وجود آمد. موضوع مربوط به دیوارنگاره‌هایی بود که پس از انقلاب بر روی بعضی از دیوارهای شهر نقش بسته بود. در پنجم ژوئن آن سال 2200 مترمربّع از دیوارنگاره‌های شاهنامۀ فردوسی یک‌شبه از روی دیوارها پاک شد. این پروژۀ 30000 دلاری در میدان و بلوار فردوسی به نمایش درآمده بود، اما دیوارها متعلّق به آستان قدس رضوی بود که با تصویرگری‌های سکولاری سر مخالفت داشت. شهرداری نیز که توان مقابله با این تصمیم را نداشت، دو سال بعد دیوارنگاره‌ها را در مکان دیگری نقّاشی کرد. سپاه انقلاب نیز دیوارنگاره‌هایی از شاهنامه را درست روی دیوارهای روبروی مجتمع ورزشی آستان قدس علم کرد. هنرهای عمومی ابزاری است که این بنیاد و دیگر گروه‌های مذهبی از طریق آن، قوانین آسمانی و قدرت زمینی خود را به مردم خاطرنشان می‌شوند. به گفتۀ تشکّر، مسئولان سعی دارند از طریق تصویرگری‌های بصری نیز مردم را به اخلاقیات دعوت کنند. آیندۀ شهر مشهد باید گذشته از حرم به جاهای دیگر شهر هم پرداخته شود و بقیۀ نقاط شهر نیز به وسایل حمل و نقل عمومی مجهّز گردد. در سال 2011 خطّ مترویی بین غرب تا جنوب شرق مشهد راه‌اندازی شد (اولین خط مترو در ایران که به فرودگاه منتهی می‌شد) و فاز دوم خطّ متروی دو نیز فوریۀ سال گذشته آغاز به کار کرد. دستگاه‌های حفر تونل هم‌اکنون در خطّ سه در حال فعالیت هستند و احداث دو خطّ دیگر و یک سیستم مونوریل نیز در دست بررسی است. قسمت اعظم خطّ 926 کیلومتریِ قطار برقی که در اوایل دهۀ 2020 تهران و مشهد را به هم متّصل خواهد کرد، با بودجۀ چین در دست احداث است. این خطّ قطار برقی که بخش مهمّی از برنامۀ «یک کمربند، یک جادۀ» چین را تشکیل داده است نشان می‌دهد که شهر مشهد صرفاً از صبغۀ زیارتی برخوردار نیست. ]]> داخلی Thu, 01 Feb 2018 04:27:25 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7624/ راهکاری برای کاهش بداخلاقی انتخاباتی؛ دو پیشنهاد برای شورای نگهبان http://dinonline.com/doc/note/fa/7371/ این انتخابات برنده‌هایی داشت؛ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، یکی از نامزدها، هواداران آن نامزد و توده‌های مردم برندگان این انتخابات بودند؛ اما در کنار این برنده‌ها، بازنده‌هایی هم بودند که به نظر می‌رسد در رأس آنها می‌توان از اخلاق‌مداری نام برد. به استناد تجربه‌های گذشته، امید زیادی به این که قوة عاقله‌ای دور از هیاهوهای بازار در کنج حجره‌ای بنشیند و به راههای برون‌رفت از این بداخلاقی‌ها بیندیشد نباید داشت. بر خلاف آسیب تقلب و تخلف که ابزارهای قانونی برای رصد آن بسیار بالاست و بیانیه شورای نگهبان هم در مقایسه با بیانیه‌های پیشین این شورا نویدبخش افزایش چشمگیر دقت‌نظرها و اعتناء به اعتراض‌ها و شکایت‌های مردمی بود. با این همه، ماییم و وظیفه‌ای که در قبال امام و نظام و شهیدان عظام بر دوش داریم. هر چند دست‌ها بسته است، باید در کَران تا کَران شهر کَران، فریاد کشید شاید دردمندی این ناله‌ها را لب‌خوانی کند. این نوشته با این هدف قلمی شده است که پیشنهادی را با حفظ ساختارهای قانونی کنونی کشور و تکیه بر ظرفیت‌های آن برای کاهش بی‌اخلاقی‌ها در معرض داوری قرار دهد: نخست: تصویب شعار کانونی یک نامزد ـ بر اساس قانون اساسی ما، تعیین سیاست‌های کلی نظام بر عهده مقام معظم رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام است و رئیس جمهوری رئیس قوه مجریه است و لذا شعارهای اصلی یک نامزد تصدی این منصب باید تنها ناظر به حیطة اجراء و حداکثر تعامل بین قوا باشد. پیشنهاد می‌شود شعار اصلی و کانونی هر نامزد ریاست جمهوری برای احراز رعایت اصل یکصد و دهم قانون اساسی به تأیید شورای نگهبان برسد. این امر سبب می‌شود قلمرویی قانونی برای شعارهای تبلیغاتی یک نامزد تعیین شود که برای خود او یک حصار امن در برابر نقدهای دیگران است و برای دیگران یک کلید فهم برای برنامه‌های آن نامزد و برای مسئولان نیز یک معیار و شاخص برای ارزیابی قانون‌گرایی نامزد در اظهارنظرهای ایام تبلیغات. دوم: رصد نقدهای نامزدها نسبت به یکدیگر ـ نقدهای نامزدها نسبت به یکدیگر اگر به گونه‌ای باشد که در صورت درست بودن، علی القاعده صلاحیت این نامزد نمی‌بایست به تأیید شورای نگهبان برسد می‌تواند به معنای مخالفت آشکار با مصوبه شورای نگهبان و به منزله قانون‌گریزی باشد و حتی اعتبار فرد مطرح کننده را زیر سوال ببرد. به عنوان مثال اگر یک نامزد دیگری را متهم به دروغگویی و یا اختلاس و یا بی‌کفایتی کند، اگر  این نقدها درست باشد، علی‌القاعده شورای نگهبان نمی بایست چنین فردی را تایید کند، حال اگر مطرح کننده این اتهام بتواند آن را اثبات کند، شورای نگهبان باید در تصمیم خود تجدیدنظر کند و اگر نتواند این اتهام را ثابت کند عملا و آشکارا تشخیص و مصوبه شورای نگهبان را زیر پا گذاشته است و صلاحیت او برای نامزدی می‌تواند زیر سوال برود. رصد نقدهای نامزدها نسبت به یکدیگر از سوی شورای نگهبان به منظور پاسداشت مصوبه خود می‌تواند تا حد زیادی نقدهای خارج از چارچوب را مهار کند. به نظر می‌رسد این روش هم می‌تواند قلمرو و چارچوبی برای نقدها مشخص سازد و هم مانع تبدیل نقد به تخریب شود. اگر بتوان با تدبیر اجرای این دو پیشنهاد تا اندازه‌ای اخلاق‌گرایی در رفتار تبلیغاتی نامزدها را تضمین کرد، می‌توان امید بست که طرفداران نامزدها نیز تا اندازه زیادی از بی‌اخلاقی‌های متعارف دست بکشند. هر چند برای رفتار ناپسند هوادارن نیز می‌توان همانند مسابقات ورزشی مجازات‌هایی برای نامزدها در نظر گرفت. به نظر می‌رسد اهتمام جمعی و دلسوزانه و همدلانه نخبگان کشور برای کاهش بداخلاقی‌ها می‌تواند به پیشنهاد راهکارهایی عملی با حفظ ساختارهای قانونی کشور بینجامد. ماه مبارک رمضان فرصتی است مناسب برای تمرین اخلاقی اندیشیدن و اخلاقی زیستن و چاره‌اندیشی برای برون‌رفت از بداخلاقی‌های فردی و اجتماعی و چه زیبنده است این فرصت الهی را مغتنم بشمریم.                               ]]> داخلی Wed, 31 May 2017 05:32:32 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7371/ ساخت‌وساز حوزه بر روی گسل‌‌‌های سیاسی؛ نگاه منتقدان داخلی حوزه به رفتار سیاسی حوزه در انتخابات ریاست جمهوری http://dinonline.com/doc/report/fa/7367/ به گزارش دین‌آنلاین، فرید مدرسی روزنامه و پژوهشگر در حوزه دین و روحانیت در کانال پرطرفدار تلگرامی خود در روزهای گذشته به‌صورت اختصاصی با برخی از فضلای حوزه درباره سیاسی‌کاری و مداخلات سیاسی حوزویان در انتخابات گذشته گفت‌گو کرده و نظر آنان را در این‌باره پرسیده است. محمدتقی سبحانی، استاد حوزه علمیه قم: از حوزه ناامیدم/ حوزه حزب سیاسی نیست؛ سخنگو ندارد   يكى از پديده هاى انتخابات اخير، آشكار شدن گسل‌هاى سياسى در سطوح عالى مديريت و مرجعيت حوزه بود؛ گسل‌هايى كه نه تنها نشان از نابسامانى در ساختار مديريت حوزه دارد، بلكه از وجود عوامل تأثيرگذار بيرونى بر فضاى آن حكايت مى‌كند. چنانكه در اين روزها بارها گفته‌اند، حضور در عرصه سياست بدون برنامه و راهبرد روشن، مى‌تواند خسارت سنگينى را بر پيكره حوزه بر جاى گذارد و نسبت روحانيت را با مردم و نخبگان دچار چالش و تنش جدى كند. در چنين شرايطى مى پرسند كه چه بايد كرد: بنده در كوتاه مدت راهى به حل اين بحران نمى‌شناسم و از بازآرايى سامانه سياسى و اجتماعى حوزه نااميدم و در كنار دلايل ديگر، عمده‌ترين مشكل را در حضور رهبران معنوى حوزه در كشمكش‌هاى سياسى مى‌دانم. با اين وصف، تنهاترين راه اين است كه با معرفى چند صدايى موجود در متن حوزه به جامعه، مردم را از اين پندار كه حوزه يك حزب سياسى است و يا داراى سخنگوى رسمى مى‌باشد، باز داريم و اين تصوير را تقويت كنيم كه روحانيت نيز به موازات مردم از نگرش‌ها و كنش‌هاى سياسى متنوعى برخوردار است.   سید عباس صالحی، عضو هیئت امنای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم: عده‌ای حوزه را قرنطینه شده معرفی می‌کنند   کنشگران سیاسی کوشیده‌اند که حوزه و روحانیت را مصادره کنند و روحانیت را آنگونه جلوه دهند که خود می‌خواهند. اما واقعیت سیاسی حوزه در جمهوری اسلامی چند صدایی است؛ از انتخابات اولین دوره ریاست‌جمهوری تاکنون چنین بوده. در انتخاب بنی‌صدر، جامعه مدرسین با نظر جامعه روحانیت همراه نشد؛ همچنین روحانیون مستقل، از آن دو هم گرایش‌های متفاوت داشتند. در انتخابات‌های بعد تا دوره سید محمد خاتمی، جامعه یکصدا بود؛ در حوزه هم چند صدایی محسوسی وجود نداشت اما در انتخاب میان ناطق-خاتمی، حوزه و روحانیت دوباره متکثر شد. گرچه جامعتین، علی‌اکبر ناطق‌نوری را برگزیدند اما حوزه محصور در این دو تشکل نبود. در انتخاب دولت هشتم و رقابت هاشمی ـ احمدی‌نژاد، حوزه دودستگی روشنی داشت؛ گرچه طیف آقای مصباح به احمدی‌نژاد روآورد اما طرفداران آقای هاشمی، هم اندک نبودند. در رقابت دولت نهم نیز این چنین بود؛ هواداران  احمدی نژاد و موسوی هر دو فعال بودند. در دو انتخابات دولت دهم و یازدهم نیز همین‌گونه بود. به نظر می‌رسد به‌رغم این تکثر ذاتی در سیاست‌ورزی حوزه، دو نکته قابل ذکر است: نخست اینکه یک جریان به اتکای رسانه‌های رسمی، می‌کوشد جریان فعال رقیب را کمرنگ نشان دهد. دوم آنکه به اتکای قدرت پنهان، محیط کنش سیاسی رقیب را ناامن کند و آن از لایه‌ای محسوس به لایه‌های نامحسوس‌تر بکشاند. همانگونه که چند صدایی فکری در حوزه رو به تزاید است، چند صدایی سیاسی هم چونان مسیری را طی می‌کند. حوزه با جامعه حرکت می‌کند، هرچند عده‌ای آن را قرنطینه شده معرفی کنند.   محمد عندلیب همدانی، عضو جامعه مدرسین حوزه: حوزه علمیه نباید به یک حزب و جناح سیاسی تنزل یابد مدیران حوزه‌ها فارغ از مقام و مسئولیت خویش، حق دارند نظرات خود را در مسائل گوناگون سیاسی-اجتماعی ابراز کنند و حتی به صورت مصداقی از نامزدی حمایت کنند و هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع این آزادی آنها شود؛ چنانکه حق دارند نظر خود را کتمان کنند و اظهارنظر صریحی نداشته باشند. حوزه‌های علمیه و روحانیت شیعه مرجع و ملجأ همه مردم با همه گرایش‌ها هستند و استفاده از عنوان حوزه و امکانات حوزه در مسیر تایید یک شخص را صحیح نمی‌دانم؛ تا چه رسد به این که از این عنوان و امکانات در مسیر نفی طرف مقابل استفاده شود. مدیران حوزوی باید از تحمیل نظر خود بر دیگران خودداری کنند و از ایجاد فضای تخریب و توهین جدا ممانعت کنند. از مصرف کردن بیت‌المال و وجوهات شرعیه در مسیر تبلیغات انتخاباتی خودداری کنند و نگذارند مباحث سیاسی جو غالب مدارس باشد. در صورت عدم رعایت، اعتماد مردم به روحانیت آرام‌آرام سلب می‌شود و تعلیم و تعلم از اولویت حوزه‌ها می‌افتد و تقوا و تزکیه رخت برمی‌بندد. همچنین فرصت و زمینه برای رشد افکار و عقاید انحرافی ایجاد می‌شود و آتش بغض و عداوت بین برادران و خواهران ایمانی شعله‌ور می‌گردد. حوزه و روحانیت از وظیفه اصلی و اساسی خود که هدایت خلق به سوی ارزش‌ها و زیبایی‌ها است، جا می‌ماند و به حد یک حزب و جناح سیاسی تنزل می‌کند. محمدرضا نائینی، عضو نشست دوره‌ای اساتید: کاندیدای نهادهای حوزوی، کاندیدای حوزه نیست/ زیردستان مدیر حوزه، حرمت او را پاس نداشتند معتقدم ورود مصداقی در انتخابات به صلاح نهادهای حوزوی نیست؛ زیرا: ۱- این نهادها را از حالت پدری برای تمامی جامعه خارج کرده و ایشان را به عضویت یک جناح، تنزل خواهد داد. ۲- با توجه به وجود اختلاف نظر جدی در میان نخبگان حوزوی، این نوع جانبداری‌ها از نفوذ معنوی این نهادها در داخل حوزه خواهد کاست. ۳- نادرستی این نحوه دخالت وقتی افزون خواهد شد که فضای تنفس برای دیگران را نیز محدود ‌کند. به نظرم بهترین کار همانی است که مدیر محترم حوزه‌های علمیه انجام دادند، یعنی منع زیرمجموعه‌ها از فعالیت برای کاندیدای خاص؛ گرچه برخی زیردستان، حرمت این دستورالعمل را پاس نداشتند. در وضعیت فعلی با توجه به اصرار برخی نهادهای حوزوی بر دخالت‌های مصداقی، شاید مناسب‌ترین کار، انتقال این واقعیت به جامعه باشد که "حوزه به عنوان حوزه نماینده خاصی در این موارد ندارد و کاندیداهای معرفی شده توسط برخی نهادهای حوزوی کاندیدای آن نهادها هستند؛ نه حوزه". بدیهی است که حساب آحاد روحانیت از نهادهای روحانی جدا است. تذکر پایانی این که مبنای مطالب فوق، آن است که انتخابات در نظام اسلامی دعوای حق و باطل نیست، بلکه رقابت میان افرادی است که اصل صلاحیت آنان مورد تأييد شورای محترم نگهبان قرار گرفته است. ]]> حوزه و روحانیت Mon, 29 May 2017 05:19:06 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7367/ اکونومیست درباره انتخابات رئیس‌جمهوری ایران چه می‌گوید؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7353/ به‌گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکونومیست، پیش‌بینی می‌شود که شانس پیروزی حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقتِ ایران از پنج کاندیدای دیگر بیشتر باشد. از سال 1981 تا به امروز، تمام رؤسای‌جمهور ایران دو دوره خدمت کرده‌اند. رقبای روحانی نیز چندان ترسناک به نظر نمی‌رسند. این در حالی است که بدنۀ اصلیِ روحانیتِ کشور از ابراهیم رئیسی اعلام حمایت کرده، هرچند وی تا به امروز تجربۀ وزارت نداشته است. محافظه‌کاران عملکرد اقتصادی روحانی را مورد انتقاد قرار داده‌اند. روحانی در حوزۀ اقتصاد ضعیف عمل کرده است. او به جای 50 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی‌ای که وعده داده بود در سال نخستِ پس از امضای توافق‌نامۀ هسته‌ای به سمت کشور روانه سازد، تا به امروز تقریباً موفّق به جذب هیچ سرمایه‌گذاری‌ای نشده است. او توانست تحریم‌های سازمان ملل را لغو کند، اما تحریم‌های امریکایی همچنان پابرجا هستند و اجازه نمی‌دهند که بانک‌های بین‌المللی که با دلار معامله می‌کنند، با ایران وارد معامله شوند. شرکت‌های بزرگ نفتی نیز همچنان از کشور ایران که دارای یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی و گازی جهان است کناره‌گیری می‌کنند. پاتریک پویان، مدیرعامل شرکت عظیم نفتی «توتال» می‌گوید ما بدون اسقاط دعویِ امریکا "قادر به همکاری با ایران نخواهیم بود" و مادامی که ترامپ رئیس‌جمهور است، بعید است چنین اتّفاقی بیفتد. لذا برنامۀ نوسازیِ روحانی به خاطر نبودِ بودجۀ خارجی با اشکال مواجه شده است. از زمان توافق هسته‌ای، نرخ بیکاری نیز افزایش یافته است. ایران تنها برای نیمی از دانشجویانی که هر سال از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند شغل دارد. البته روحانی می‌تواند به رشد تولید ناخالص ملّی (6/5%) در سال گذشته اشاره کند که با آزاد شدن نفت از تحریم‌های سازمان ملل تقریباً دو برابر شده است. هرچند او برای جبران زیاده‌روی‌های گذشته ملزم به محدود ساختن یارانه‌های نقدی دولت شده است. تندروها نئولیبرال‌های روحانی را دولت اشراف می‌خوانند و آنها را به مثابۀ کسانی می‌دانند که در زمان شاه بر مستضعفین سروری می‌کردند. رئیسی علی‌رغم بنیاد عظیمی که دارد، خود را یک قربانی می‌خواند و می‌گوید در زندگیِ خود طعم تلخ فقر را چشیده است. در فیلم ویدئویی کمپین او وضعیت نابسامان زاغه‌نشین‌های ایران با فروشگاه‌های لوکسی که حامیان روحانی در آن تردّد می‌کنند مورد مقایسه قرار گرفته است. تندروها به بیکاران دریافتی‌های ماهانه و اشتغال‌زایی را وعده می‌دهند. گویا این انتخابات در حال تبدیل شدن به جنگی طبقاتی، بین ارزش‌های پیش از انقلاب و ارزش‌های انقلابی است. روحانی نیز متقابلاً تندروها را مورد انتقاد قرار می‌دهد که قصد داشتند پیاده‌روها را تفکیک جنسیتی کنند. او رئیسی را مورد نکوهش قرار می‌دهد و به گذشتۀ او اشاره می‌کند که قاضی انقلاب بوده است. در سال 2013 روحانی با اختلاف اندکی از کشیده شدنِ انتخابات به دور دوم نجات پیدا کرد. آخرین باری که چنین اتّفاقی افتاد (در سال 2005)، تندروها با هم متّحد شدند و احمدی‌نژاد را به قدرت رساندند. امسال نیز ممکن است انتخابات به دور دوم کشیده شود و به گفتۀ یکی از ناظرانِ باتجربۀ خارجی، اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، روحانی شکست خواهد خورد. حامیان روحانی می‌گویند در این صورت قیامت خواهد شد. انزواطلبان بازار تازه‌افتتاح‌شدۀ بزرگی را که سرمایه‌گذاران تبلیغش می‌کنند به تعطیلی خواهند کشید و جشن خواهند گرفت. اصلاح‌طلبانی که وارد دولت روحانی شده بودند برکنار خواهند شد. قالیباف که در گذشته مسئول سرکوب اعتراضات دانشجویی بود، دوباره وارد عرصه خواهد شد و به گفتۀ روحانی، تحریم و درگیری از سرگرفته خواهد شد. تندروها نیز سعی می‌کنند مردم را بترسانند. آنها می‌گویند اگر روحانی پیروز شود، قدرت اقتصادی امریکا و سبک زندگی فاسد و مخرّبِ آمریکایی بر ایران غالب خواهد شد. ]]> داخلی Tue, 16 May 2017 06:29:51 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7353/ نظرسنجی پیو دربارۀ ورود شخصیت‌های مذهبی به عرصۀ سیاست http://dinonline.com/doc/report/fa/7342/ به گزارش دین‌آنلاین در نظرسنجی پیو آمده است: از هر ده ایرانی، تنها چهار نفر بر این باورند که چهره‌های مذهبی باید از قدرت و نفوذ بالایی در حوزۀ امور سیاسی کشور برخوردار باشند. به طور کلّی، جوان‌ترها کمتر موافق آنند که شخصیت‌های مذهبی قدرت و نفوذ بالایی در امور سیاسی داشته باشند؛ 35درصد افراد بین 18 تا 34 سال موافق ورود مذهبیون به حوزۀ امور مهمّ سیاسی هستند، حال آن که این رقم در میان افراد بالای 35 سال 46درصد است. از انقلاب اسلامی ایران تا به امروز، رهبران مذهبی نقش قابل‌توجّهی در نظام سیاسی ایران ایفا کرده‌اند. نتایج نظرسنجی مؤسسۀ پژوهشی پیو گویای آن است که تقریباً دو سوم مردم ایران (66درصد) مایلند که شخصیت‌های مذهبی دست‌کم از مقداری قدرت و نفوذ در حوزۀ امور سیاسی برخوردار باشند، حال آن که از هر ده نفر، سه نفر (19درصد) معتقدند این نفوذ باید کم باشد و 11درصد نیز به‌کلّی مخالف ورود مذهبیان به عرصۀ سیاست هستند. وقتی از مردم ایران پرسیده شد که قوانین فعلی این کشور تا چه اندازه با قانون شرع همخوانی دارد، از هر ده ایرانی، چهار ایرانی (37درصد) سطح مطابقت را بالا خواندند و اکثریت نسبی (45درصد) این مطابقت را تقریباً خوب دانستند. 10درصد از مردم ایران معتقدند که قوانین حاکم بر کشور مطابقت چندانی با قانون شرع ندارد و 3درصد نیز این مطابقت را صفر یا بسیار ناچیز خواندند. از بین 13درصدی که معتقدند قوانین کشور مطابقت چندانی با قانون شرع ندارد، 78درصد بر این باورند که قانون شرع باید در کشور پیاده شود. از دیگر دستاوردهای حائزاهمیت نظرسنجی آن بود که اکثریت قریب به اتّفاق مردم ایران (83درصد) خواستار اجرای قانون شرع هستند، اما تنها 37درصد آنها معتقدند که قوانین فعلیِ کشور تا حدّ زیادی تابع قانون شرع است. 15درصد نیز مخالف اجرای قانون شرع هستند. افراطی‌گری و کشمکش‌های مذهبی اکثر مردم ایران چندان نگران و دلواپس مسئلۀ افراطی‌گری مذهبی در کشور خود نیستند. از هر ده نفر، سه نفر یا کمتر (28درصد) تا حدّ زیاد یا متوسّطی نگران افراطی‌گری مذهبی هستند، حال آن که تقریباً نیمی (48درصد) از مردم اصلاً دغدغۀ گروه‌های افراطی مذهبی را ندارند و معتقدند نیازی به نگران بودن نیست. درصد کمی از مردم ایران (14درصد) نیز می‌گویند اصلاً در خاک ایران اثری از گروه‌های افراطی و تندرو وجود ندارد. 44درصد مردم ایران معتقدند سطح تنش‌های موجود میان افراد متدیّن و افرادی که سطح تدیّن و پایبندیِ کمتری دارند، بالا یا متوسّط است. تقریباً یک چهارم ایرانیان (23درصد) معتقدند سطح خصومت بین شیعه و سنّی در این کشور بالاست. در میان شیعیان که 93درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، از هر پنج نفر یک نفر معتقد است که این تنش‌ها سطح بالا یا متوسّطی دارد، اما در میان اقلیت سنّیِ این کشور نیز، 47درصد چنین باوری دارند. به طور کلّی، مصاحبه‌های رودررو با 1522 تن از ایرانیان حاکی از آن بود که از نظر اکثر مردم ایران، افراطی‌گری مذهبی مشکلی جدّی در این کشور به شمار نمی‌رود. تنها اقلیت‌ها معتقد بودند که سطح تنش‌ها و تعارضات میان مسلمانانِ پایبندتر و مسلمانانی که سطح تدیّن پایین‌تری دارند، میان گروه‌های مختلف مذهبی و میان شیعه و سنّی بالاست. مردم ایران نظام سیاسی مذهبی را ترجیح می‌دهند شخصیت‌های مذهبی باید در عرصۀ امور سیاسی... از قدرت و نفوذ بالایی برخوردار باشند                    40درصد از مقداری قدرت و نفوذ برخوردار باشند 26درصد قدرت و نفوذ چندانی نداشته باشند 19درصد از هیچ قدرت و نفوذی برخوردار نباشند 11درصد پاسخ «نمی‌دانم»، یا امتناع از پاسخ 4درصد     اجرای قانون شرع در ایران موافق 83درصد مخالف 15درصد پاسخ «نمی‌دانم»، یا امتناع از پاسخ 2درصد     قوانین حاکم بر ایران تا چه اندازه با قانون شرع مطابقت دارد؟ بسیار زیاد 37درصد تا حدودی 45درصد نه چندان 10درصد بسیار کم 3درصد پاسخ «نمی‌دانم»، یا امتناع از پاسخ 5درصد   (این سؤالات تنها از ایرانیانِ مسلمان پرسیده شد، اما مابقی سؤالات نظرسنجی از تمام مردم ایران پرسیده شد.)   ]]> داخلی Tue, 09 May 2017 05:21:32 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7342/ امکان وجود وصیت‌نامه سیاسی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی http://dinonline.com/doc/news/fa/7173/ محسن هاشمی در آستانه چهلمین روز از درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با ایسنا درباره آخرین دیدارش با مرحوم آیت‌الله هاشمی اظهار کرد: صبح شنبه 18 دی، یک روز قبل از رحلت آیت‌الله، آخرین باری بود که ایشان را دیدم. معمولاً صبح زود بیدار می‌شوم و آن روز دلم هوای ایشان را کرده بود. حدود ساعت هفت‌ونیم وارد اتاق‌شان شدم، ایشان هم طبق معمول مشغول دیدن اخبار، روی کامپیوتر اتاق کارشان بودند. با هم مشغول صحبت در مورد تخریب‌های اخیر ایشان و خانواده به بهانه 9 دی و نحوه پاسخگویی و بعد مسائل عمرانی دانشگاه آزاد شدیم که مادرم ما را دعوت به صرف صبحانه کرد و باهم به سر میز صبحانه رفتیم. وی ادامه داد: مشغول صرف صبحانه که بودیم، خواهرم فاطمه، پسرم عماد و برادرم مهدی که از روز قبلش به علت حضور در مراسم عقد لیلی، دختر ِبرادرم یاسر، یک روز از زندان مرخصی گرفته بود و باید به زندان بازمی‌گشت، رسیدند و طبق معمول آن روزها، بحث به سمت پیگیری برای به نتیجه رساندن درخواست اعاده دادرسی مهدی پیش رفت و علاوه بر آن در مورد رفتار ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا نیز سوالاتی از پدرم مطرح شد. فرزند ارشد آیت‌الله هاشمی با اشاره به تاکید پدرش بر پیگیری پرونده مهدی هاشمی در فضایی به دور از تنش، اظهار کرد: حدود ساعت 8 و چهل دقیقه جماران را به قصد دفترم در دانشگاه آزاد ترک کردم و ایشان هم سرحال و بشاش بودند و در موضوع پاسخ تخریب‌ها هم گفتند که عجله نکنید تا بشود در فضای آرام‌تری پرونده مهدی را پیگیری کرد. هاشمی با اشاره به رخدادهای عصر دوروز پیش از درگذشت آیت‌الله هاشمی، افزود: عصر روز جمعه هم ایشان خطبه عقد لیلی، دختر یاسر را با حضور اقوام نزدیک خواندند و اکثر نزدیکان را دیدند و با همه خوش‌وبش و احوالپرسی کردند. مخصوصاً که تلاش فاطمه برای گرفتن مرخصی یک‌روزه برای مهدی جهت شرکت در مراسم عقد جواب داد و مهدی از زندان تماس گرفت و از من خواست دنبالش بروم. من در مسیر، به زندان اوین رفتم و مهدی را برای مراسم به جماران آوردم. با تاخیر رسیدیم و میهمانان و پدر و خانواده داماد منتظر ماندند تا مهدی و من برسیم، به همین دلیل پدرم توانستند ساعتی در محفل خانوادگی و اقوام حضور داشته باشند و همه را از نزدیک ببینند. در روز شنبه که برای آخرین‌بار ایشان را دیدم نیز درخواست خانواده آقای موسوی برای ملاقات با ایشان و دیدار فرزندان مهندس موسوی را منتقل کردم که ایشان پذیرفتند، برخلاف معمول، هفته آخر، تقریباً هرروز، ایشان را دیدم. وی در پاسخ به این پرسش که آخرین یاداشت‌های آیت‌الله هاشمی به چه زمانی مربوط است و در آینده به چه نحوی منتشر می‌شود، گفت: ایشان معمولاً شب‌ها و قبل از خواب، خاطرات آن روز را می‌نوشتند. آخرین خاطرات روزنوشت ایشان مربوط به روز قبل از رحلت‌شان یعنی شنبه 18 دی‌ماه است اما در مورد انتشار خاطرات باید بگویم که تاکنون 13 جلد از خاطرات روزنوشت ایشان از سال 1360 تا سال 1372 منتشر شده است. خاطرات قبل از سال 1360 نیز در قالب مجموعه «هاشمی و دوران مبارزه» و «خاطرات سال‌های 1358 و 1359» منتشر شده است. هاشمی ادامه داد: به‌جز خاطرات سال 1373 که فرایند آماده‌سازی آن زیر نظر آیت‌الله هاشمی تقریبا به اتمام رسیده بود و به‌زودی به چاپ می‌رسد، 22 جلد از خاطرات روزنوشت ایشان از سال 1374 تا سال 1395 باقی می‌ماند که سعی خواهیم کرد با تغییر ساختار دفتر نشر معارف انقلاب که متولی انتشار خاطرات و سایر تالیفات و آثار پدرم است، این مجموعه را با سرعتی بیش از قبل یعنی بیش از انتشار هرسال، یک جلد از خاطرات، منتشر کنیم. فرزند ارشد آیت‌الله هاشمی درباره اینکه چقدر این امکان وجود دارد که رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، وصیت‌نامه دیگری را به رشته تحریر درآورده باشد که جدید و به‌روز باشد، اظهار کرد: وصیت‌نامه سال 1379 به صورت دستنویس و یک‌صفحه‌ای است که قبل از انجام آنژیو توسط ایشان تنظیم شد و جنبه شرعی دارد و احتمال اینکه ایشان وصیت‌نامه تکمیل‌شده و نهایی دیگری داشته باشد، ضعیف است و ما هنوز چنین وصیت‌نامه‌ای پیدا نکردیم. وی همچنین در پاسخ به این پرسش که چقدر احتمال دارد «آیت‌الله» دارای وصیت‌نامه سیاسی باشد، گفت: ما در اوراق و دست‌نوشته‌های ایشان، متونی پیدا کردیم که می‌تواند به‌عنوان بخش‌هایی از وصیت‌نامه سیاسی که ایشان در حال نگارش آن بودند، تلقی شود، به‌طور نمونه زندگینامه خودنوشت ایشان که مربوط به بدو تولد تا دوران نهضت و مبارزه است، یا صفحاتی از دیدگاه‌های ایشان، اما این مجموعه هنوز در قالب یک وصیت‌نامه منسجم نهایی نشده بود و خانواده پس از اطمینان از اینکه یاداشت دیگری وجود ندارد با انجام هماهنگی‌های لازم سعی خواهد کرد که این مجموعه را برای اطلاع مردم منتشر کند. هاشمی با اشاره به چگونگی اطلاع‌یافتنش از خبر درگذشت رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، اظهار کرد: من غروب روز 19 دی ماه در حال بازگشت از دانشگاه به منزل بودم که محافظان آیت‌الله هاشمی تماس گرفتند و گفتند که حال پدرم نامساعد است و به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده‌اند. به بیمارستان که رسیدم تیم پزشکی در حال انجام عملیات احیا بودند و به ایشان شوک می‌دادند. زمانی که دکتر قاضی‌زاده هاشمی، دکتر طباطبایی، دکتر زالی و سایر پزشکانی که حضور داشتند اظهار کردند امیدی نیست، خواستم عملیات احیا متوقف شود تا ایشان بیشتر اذیت نشود و پیکرشان را به بیمارستان جماران که نزدیک حسینیه جماران است، منتقل کردیم و حسینیه جهت مراسم وداع مردم با آیت‌الله هاشمی آماده شد. البته ایشان سابقه بیماری خاصی هم نداشتند و در سلامتی بودند. فرزند ارشد آیت‌الله هاشمی در پایان با ذکر خاطره‌ای از دوران حیات پدرش، اظهار کرد: چون در ایام پیروزی انقلاب هستیم، به‌خاطر دارم اولین ماموریتی که ایشان به من دادند، در روز 16 بهمن سال 1357 بود که من در سن 17 سالگی بودم. از طرف امام، ایشان قرائت حکم نخست‌وزیری مهندس بازرگان را عهده‌دار شده بودند و چون در آن زمان رادیو تلویزیون هنوز در اختیار نظام شاهنشاهی بود این مراسم مهم از تلویزیون بصورت مستقیم پخش نمی‌شد. بدستور ایشان همراه با تیمی، در حال مهیا کردن مقدمات فنی پخش این مراسم توسط فرستنده محلی بودیم که مردم بتوانند تا شعاع قابل توجهی از طریق تلویزیون‌هایشان این مراسم را مشاهده کنند. آخرین موضوعی هم که ایشان به من واگذار کرد، تهیه پاسخ برای تخریب‌ها و تهمت‌هایی بود که به‌مناسبت 9 دی در صداوسیما و سخنرانی‌ها علیه ایشان بیان می‌شد و علاوه بر ایشان، انقلاب و نظام را هم تخریب می‌کرد. ]]> داخلی Thu, 16 Feb 2017 07:49:07 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7173/ اکونومیست پس از رفسنجانی را چگونه می‌بیند http://dinonline.com/doc/report/fa/7097/ به گزارش دین‌آنلاین، اکونومیست در گزارشی پیرامون تأثیرات رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آینده سیاسی ایران آورده است: طبق اعلام مقامات ایران، بیش از دو میلیون نفر در مراسم تشییع و بزرگداشت آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی حضور به هم رساندند. این گزارش با اشاره به اینکه صفوف اول مراسم خاکسپاری مملو از چهره‌های برجسته‌ای بود که سابق بر این به انتقاد از رفسنجانی می‌پرداختند و حال او را تحسین و تمجید می‌کنند، آورده است: می‌گفتند رفسنجانی معمار انقلاب اسلامی بود، در زمان جنگ از انقلاب پشتیبانی می‌کرد و بعد از جنگ نیز کشور را از مشکلات اقتصادی نجات بخشید. آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب که دو دهه اختلافاتی با رفسنجانی داشت، ضمن پیامی او را دوست و همراه قدیمی خود خواند و بر پیکر وی نماز میّت اقامه کرد. روحانیان دیگر نیز بزرگ‌ترین مراسم تشییع را (که از زمان درگذشت آیت‌الله(امام) خمینی شاهد آن بودیم) برای او برگزار کردند، رفسنجانی را در جوار قبر بنیان‌گذار انقلاب، زیر گنبد طلایی به خاک سپردند و حتّی قول دادند خیابانی را به اسم او نام‌گذاری کنند، مدارس را تعطیل اعلام کردند و مراسم خاکسپاری را به طور زنده پخش کردند. گزارش‌نویس در ادامه با برجسته کردن اختلافات رهبر انقلاب با رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت آورده است: حال با رفتنِ رفسنجانی، تندروها امید پیدا کرده‌اند که بتوانند امور را به طور کامل در دست خود بگیرند. تندروها که این روزها از حضور فزایندۀ روسیه در منطقه خوشحالند و با نوید پیروزی در سوریه مواجهند، بالاخره می‌‌توانند شورای قدرتمندِ «تشخیص مصلحت نظام» را که رفسنجانی به مدت 28 سال ریاست آن را بر عهده داشت و موی دماغشان شده بود، به دست بگیرند. نیروهای امنیتی نیز کاری کرده‌اند که رفسنجانی نتواند جایگزینی برای خود بر جای بگذارد. در بخشی دیگر از این گزارش، حسن روحانی دست‌پروردۀ رفسنجانی خوانده شده و آمده است: رئیس جمهوری ایران بیش از حد محتاطانه عمل می‌کند و بیش از آنی کُند است که بخواهد به‌تنهایی در برابر نظام قد علم کند. حال پیروزی روحانی در دور دوم انتخابات خطری برای نظام دربر نخواهد داشت. نویسنده این گزارش با اشاره موردی به سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آخرین خطبه نماز جمعه‌اش در گیرودار ماجرای 88، آورده است: هروقت آقای رفسنجانی سخنرانی‌ای انجام می‌داد، در پس کلام او پیغامی بود که نظام را آزار می‌داد. او در سال 2009 در حیاط سرپوشیدۀ دانشگاه تهران از مقامات که آراء را دستکاری کرده بودند تا دوباره احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور شود، درخواست کرد تا به حرف مردم توجّه کنند. رفسنجانی می‌گفت: "ما به یک جامعۀ آزاد نیاز داریم که مردم بتوانند هرچه می‌خواهند بگویند، نباید مردم را روانۀ زندان‌ها سازیم." اکونومیست افزوده است: آیت‌الله رفسنجانی هم یکی از ارکان نظام دینیِ ایران بود و هم یکی از منتقدان درجه یکِ آن. او هم به انتقادها دامن می‌زد، هم آنها را با پارامترهای قابل‌قبول مهار می‌کرد. اما شگرد او آن بود که باعث شد بسیاری از ایرانیانِ ناراضی از فرایند انتخابات ناامید شوند و به دنبال روش دیگری برای ابراز اعتراضات خود باشند. حال با درگذشت او احتمالاً تجّار از امکان برقراری روابط عادی تجاری با غرب ناامید شده‌اند. شاید روحانیان قم نیز که از اختلاط اسلام و سیاست ابا دارند با سروصدای بیشتری مشروعیت جمهوری اسلامی را زیر سؤال ببرند. یکی از عزاداران جوان که از درگذشت رفسنجانی شوکه شده است می‌گوید: "ما فکر می‌کردیم او کسی است که می‌تواند نظام را میانه‌روتر سازد و دوستی ما با غرب را امکان‌پذیرتر کند." در پایان این گزارش آمده است: در این هفته آقای رفسنجانی موفق شد برای یک لحظه هم که شده نیروهای مخالف ایران را گرد هم آورد. همه (خصوصاً در خاورمیانه) در کمال صلح و آرامش در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. اما ممکن است حفظ این آرامشِ دوجانبه بدون وجود یک شخصیت میانه‌رو دشوارتر شود. حال دیگر حاکمان و مردم با محدودیت‌های کمتری مواجه خواهند بود.   ]]> داخلی Sat, 14 Jan 2017 19:48:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7097/ واکاوی تأثیر كاری كه نشريه «یالثارات» كرد! http://dinonline.com/doc/note/fa/6516/ شاید در طول تاریخ شیعه هیچ گاه شرایط گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه شیعی تا این اندازه پیچیده و سخت نبوده است. نه هرگز چنین فرصتی برای معرفی معارف اهل بیت علیهم السلام و مظلومیت و حقانیت آنان فراهم بوده و نه هرگز این اندازه تهدید و خطر و آسیب و مشكل در مقابل پیروان اهل بیت وجود داشته است. هم حجم تهدیدها و هم میزان فرصت‌ها در این دوره زمانی كاملاً استثنایی و متفاوت است و همین عامل باعث حساسیت اوضاع و ضرورت بیشتر هوشیاری و توجه ماست. امروز در نقاط گوناگون جهان نام سیدالشهدا علیه السلام به عنوان نقطه كانونی معارف شیعی و محور تحولات آخرالزمان شنیده می شود و شهید مظلوم و غریب كربلا، دیگر در هیچ جای جهان ناشناخته و نا آشنا نیست. قیام سیدالشهدا علیه السلام نه تنها در زمان خود موجب حفظ اسلام و بقای دین حنیف بود، بلكه امروز نیز حفظ و حراست از حقیقت اسلام ناب محمدی را خورشید درخشان عنایات حسینی عهده دار شده است. اینك در عرصه های مختلف فرهنگی و حوزه های متنوع جغرافیایی بیش از هر زمان دیگر نام نورانی فرزند شهید پیامبر می درخشد و جلوه نمایی می كند و چنان كه می دانیم این گستردگی و جهانی شدن مظلومیت سیدالشهدا علیه السلام مقدمه جهانی شدن دعوت فرزندش امام عصر علیه السلام است كه در هنگام ظهور خود را با عنوان جدّ غریبش معرفی خواهد كرد و با فریاد «إن جدی الحسین» به دیوار كعبه تكیه خواهد زد و با جهانیان سخن خواهد گفت و برای گرفتن انتقام خون آن مظلوم قیام عظیم جهانی خود را آغاز خواهد كرد. یاران و همراهان آن حضرت نیز با پرچم خونخواهی سیدالشهدا علیه السلام و شعار «یا لثارات الحسین» به میدان می آیند و به یاری آن حضرت برمی خیزند. دنیای جدید و تحولات گسترده و روزافزون اجتماعی فضایی فراهم كرده كه مرزها را در نوردیده و حدود و حریم ها را تسخیر كرده و فضای مجازی و شبكه های اجتماعی اقتضائات و مناسبات جدیدی در ساحت ارتباطات و اطلاع رسانی ایجاد كرده اند. شاید پیش از این مدتها زمان می گذشت تا یك سخن یا عمل به گوش دیگران برسد اما امروز هر گفتار و نوشتار بلكه هر حركت كوچك بی وقفه و تأمل به چشم و گوش و دست و زبان میلیونها نفر می رسد و در دهكده جهانی حتى صدای سرفه و عطسه ما را همه ساكنان این روستای كوچك و همسایگان دیوار به دیوار ما می شنوند! اگر پیش از این هم رفتار و گفتار ما حساسیت داشت و «مثقال ذره» آن مورد محاسبه بود و پیشوایان ما دستور و تأكید مراقبت بر حفظ اسرار و مراعات تحمل مخاطب را داشتند امروز هرچه می گذرد این ضرورت و حساسیت بیشتر و بیشتر می شود. امروز بیش از هر زمان باید میان ادبیات محفلی و خاص كه برای چند نفر با مفاهمه مشترك و یكسان قابل درك و توجیه است با ادبیات عام، كه مخاطب انبوه جهانی دارد تفاوت قائل شد. امروز بیش از هر زمان دیگر می توان فهمید كه چرا امامان بعد از حسین بن علی علیه السلام بر مراقبت‌های اجتماعی حساس بودند و بر حفظ ارتباط پیروانشان با مخاطبان متنوع تأكید داشتند و همواره آنان را به آبروداری و نیك رفتاری توصیه می كردند. تكرار مضامین و عباراتی چون «شما را به نام ما می شناسند» یا «برای ما مایه عزت و آبرو باشید نه باعث خجلت و شرمساری» یا «كاری كنید كه بگویند شیعیان جعفری این چنین مؤدب و شایسته‌اند» در گفتار فرزندان پیامبر همه از آن روست كه می‌دانستند و می‌دیدند كه این حقیقت مقتول و مذبوح و این دیانت خونین و مجروح بعد از كربلا نیاز به احیا دارد و زنده شدن مجدد آن جز با رفتار شایسته و مراقبت شدید پیروانشان ممكن نیست. رفتار و گفتار دقیق و سنجیده پیروان اهل بیت می‌تواند ضامن حفظ این آیین باشد و آنان كه شعار حسینی می دهند تنها با شعور حسینی می توانند رهروان حقیقی این مسیر شوند و آنان كه كلام حسینی می گویند تنها با مرام حسینی می توانند پرچمدار این آیین و مذهب باشند. طبیعی است كه با تغییرات اجتماعی و تحولات جدید و در دنیای عجیب امروز كه خرده فرهنگ‌های كاملا متفاوت و بعضا متعارض در یك محیط اجتماعی و فضای جغرافیایی در كنار هم قرار می گیرند، شرایط بیش از هر زمان دیگر حساس و سخت است. در دنیای امروز موضوعات مختلفی مانند حفظ حرمت‌ها و قداست‌ها و ارزش‌ها، حجاب و حیا و عفاف، تقدس‌زدایی و عادی‌سازی اهانت‌ها، پاسداشت مناسبت‌های مذهبی و ... می‌تواند زمینه و مجال بروز چالش‌ها و درگیری‌های جدی و سوء تفاهم‌های عمیق باشد. یكی از این چالش‌ها و درگیری‌ها ماجرای واكنش نشریه لثارات الحسین به كیفیت حضور برخی هنرمندان و هنرپیشه‌های سینما بر روی فرش قرمز در جشن هنری حافظ در تالار وحدت تهران بود. حالات و اشكالی كه به طور طبیعی در چنین فضایی و از چنین اشخاصی دیده می‌شود قطعا مورد تأیید افراد مؤمن و مذهبی نیست و با معیارهای دینی و شرعی نمی‌توان آن را توجیه و تحمل كرد. اما واكنش در مقابل چنین رفتارها و صحنه هایی چگونه باید باشد و آیا معیارها و شاخص‌های دینی و اخلاقی ما اجازه هر گونه واكنشی را می‌دهد؟ در آیین و مذهبی كه حتى شیشه شراب شخص عرق خوار و مجرم مالیت دارد و شما حق ندارید شیشه را بشكنید و تنها مجاز به تلف كردن شراب هستید(بلكه اگر بگوید من خودم شراب را خالی می‌كنم باید به خودش اجازه دهید این كار را بكند) و اگر شیشه او را بشكنید مدیون هستید و باید پول شیشه خالی را به او برگردانید تكلیف آبروی افراد چه می شود؟ در چنین دین و مذهبی آیا مجاز هستیم هر طور می خواهیم با دیگران برخورد كنیم و هر چه می‌خواهیم به آنان بگوییم و نسبت بدهیم؟ آیا پیشوایان ما در برخورد با خطاكاران و مجرمان سنت و سلوك روشنی نداشته اند و آیا شیوه صحیح نهی از منكر را به ما آموزش نداده اند؟ رفتار عجیب و غریب نشریه لثارات در برابر جشن حافظ چنان غیر منتظره و غیر قابل باور بود كه بسیاری از دلسوزان و دردمندان فضای فرهنگی جبهه انقلاب را متحیر ساخت و فرصت هرگونه عكس العمل و تحركی را از آنان گرفت. از یكسو این رفتار زشت و نادرست به هیچ وجه با فرهنگ دینی و مبانی ارزشهای اسلامی قابل هضم نبود و از سوی دیگر موضوعی كه همواره مورد انتقاد همه مؤمنان و متشرعان است به شكل بدی دستمالی شده بود. با انتشار این نشریه بسیاری از چهره های دینی و حوزوی به صراحت موضع گرفته و آن را محكوم كردند و از این شیوه اعلام انزجار و برائت نمودند و حتى یكی از فضلای برجسته حوزه یادداشتی صریح با این عنوان نوشت كه «این صدای حوزه نیست». من نیز كه بارها از سوی متولایان این نشریه مورد لطف قرار گرفته و ناروا شنیده بودم نگران بودم كه اگر اعتراض و انتقادی مطرح كنم به حساب آزردگی‌های پیشین گذاشته شود و از همین روی چیزی ننوشتم و مطلبی منتشر نكردم. اما اینجا در مجله خیمه با موضوع خاص و مخاطبان اخص شاید جا داشته باشد از همین زاویه به این مساله بپردازیم و بپرسیم كه كار نشریه لثارات الحسین با شعار حسینی چه بود و چه نتایجی داشت؟ حقیقت این است كه این عملكرد نشریه لثارات بیش و پیش از هر كسی به جبهه خودی ضربه زد و ظرفیت نهی از منكر و تقبیح رویدادهای ناشایست امثال جشن حافظ را تخریب كرد و باعث شد موضع منتقدان و معترضان به این مسائل تضعیف شود. زیرا برای مخاطب عام و انسان معمولی كه معمولا ذهنش دو قطبی است وقتی یك طرف تخریب شود به طور طبیعی جبهه مقابل تقویت می شود. مثلا در دوقطبی ایرانی‌ها و خارجی‌ها! وقتی جنس ایرانی تضعیف شد و اعتماد به نفس ایرانی از بین رفت و خود را آفتابه‌ساز دانست خود به خود تصور شخص از كیفیت جنس خارجی مثبت می‌شود و كالای غیر ایرانی قیمت و ارزش پیدا می‌كند! در موضوعات فرهنگی نیز اگر یك دانش‌آموز از معلم دینی یا قرآن كودكی‌اش كتك خورد و خاطره بدی پیدا كرد به طور ناخواسته نسبت به رفتارهای ضد دینی و غیر دینی گرایش می‌یابد! وقتی نشریه‌ای كه حتى نام عربی به معنای شعاری دینی را دارد موضوعی نادرست و غیر قابل تأیید مثل پوشش غیرمطلوب و ناروای هنرپیشه‌های زن سینما را به شكلی بدتر و غیر قابل قبول‌تر و غیر قابل تأییدتر! مورد نقد قرار می‌دهد قبل از هر چیز راه را بر انتقاد منطقی و صحیح از آن رفتار غلط می‌بندد! وقتی كسی مثلا برای مجازات یك مجرم كاری غیر اخلاقی و زشت كرده باشد، مجرم در موضع قدرت قرار می گیرد و حتی اگر قتل و غارت و جنایت  هم كرده باشد زبان شما در مقابل او بسته است! نشریه لثارات با رفتار غیر اخلاقی و نادرست خود بیش از هر كسی به جبهه انقلاب و متدینین ضربه زد و زبان آنها را بست! نشریه‌ای كه شعار خونخواهی امام مظلوم و شهید كربلا را بر تارك خود دارد و همیشه مدعی پرچمداری مرام و مسلك حسینی بوده است چگونه می‌تواند به راحتی تهمتی شنیع و زننده به دیگران بزند و چیزی را ادعا كند كه حد شرعی دارد؟ اگر آنچه رخ داده است منكر بوده چرا تصاویر آن در این نشریه به چاپ می‌رسد و جزئیاتی كه معمولا هم مورد توجه قرار نمی‌گیرد با شرح و تفصیل و به شكل زننده بازتاب می‌یابد؟   از آن بدتر این است كه این نشریه از كار خود نه تنها شرمنده و پشیمان نباشد بلكه با چاپ مجدد تصاویر در شماره بعد  منتقدان خود را انگلیسی و ... بنامد و بیش از گذشته بر خلاف خود اصرار كند! آیا شیوه جذب مخاطبان به سوی آستان مقدس حسینی چنین است؟ آیا گشودگی مبنای «باب الحسین أوسع» كه قرار است حتى شهروندان اروپایی و آمریكایی را با هر حال و روزی شامل شود و آنان را به سعادت برساند این گونه در مورد شهروندان ایرانی به ضیق و تنگی می‌رسد؟ آیا وسعت و فراخی سفینة الحسین كه قرار است هر گم گشته غرقاب سیل‌های آخرالزمان را نجات بخشد و هدایت كند این طور در مورد هم‌وطن‌های شیعه خودمان به تنگنا می رسد؟ آیا دستور «كن محبا لمحبینا ولو كانوا فاسقین/ دوستداران ما را حتى اگر خطاكار بودند دوست بدار» كه امام هشتم علیه السلام به كاروان دار سنّی اصفهانی خود فرمود این گونه فراموش می شود؟    دوستی و محبت اهل بیت علیهم السلام بهانه ای است برای گردآوردن و جمع كردن نه تاراندن و دورساختن. چرا كه شمع محبت اهل بیت دل را گرم می كند و زمینه هدایت و سعادت انسان را فراهم می سازد. كسی كه در مسیر محبت حسینی قرار گرفت و بر مظلومیت آن حضرت قطره ای اشك ریخت و در مجلس عزای آن حضرت لحظه ای نشست، اندك اندك به سوی حقایق و معارف سوق می یابد وزمینه تحول و تغییر پیدا می كند و در مسیر توبه و اصلاح قرار می گیرد. هنرمندان و بازیگران و كارگردانان سینمایی كه در جشن حافظ حضور داشتند (حتى خانم هایی كه با وضعی زننده و ناشایست قدم بر فرش قرمز گذاشته بودند) همه كسانی هستند كه ارادت و احترام خود را به ساحت قدسی سیدالشهدا ابراز كرده اند. برخی از این بانوان كسانی هستند كه در سال‌های اخیر روضه‌خوان سیدالشهدا بوده‌اند و با قرائت مقتل عاشورا در مراسم عزاداری برخی مراكز فرهنگی و هنری مانند برج میلاد به سبك و شیوه خود در اقامه عزای سالار شهیدان مشاركت كرده‌اند. آیا معیارهای شرعی و قواعد عقلی حكم می‌كند كه از این بهانه استفاده كنیم و با شیوه‌ای نیكو و زبانی نرم و روشی پسندیده آنان را بیشتر و بهتر در این فضا و محیط نگهداریم یا اینكه با برخورد بی‌ادبانه و رفتارهای غیر شرعی و غیر اخلاقی همین فرصت نزدیك شدن شان به درگاه نجاتبخش قلعه و بارگاه توسل به سیدالشهدا علیه السلام را هم از آنان بگیریم؟ خدا به كدام یك بیشتر راضی است؟ ارباب و مولایمان كدام را بیشتر می پسندد؟ كدام روش و شیوه صحیح و سزاوار است؟ ]]> فرهنگ عمومی Wed, 14 Sep 2016 15:45:17 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6516/ رهبرانقلاب: به برکت «اسلام انقلابی» و «انقلاب اسلامی» آمریکا در غرب آسیا زمین‌گیر شده است http://dinonline.com/doc/news/fa/6609/ به مناسبت روز جهانی مسجد، ائمه جماعات مساجد استان تهران، صبح امروز با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند. اهم سخنان ایشان به گزینش دین آنلاین در زیر می‌آید: ـ این روزِ اساساً انقلابی [روز جهانی مسجد] با پافشاری و مطالبه جمهوری اسلامی و به علت آتش زدن مسجدالاقصی به دست صهیونیست‌ها و با هدف مقابله امت اسلام با رژیم صهیونیستی، در سازمان کنفرانس اسلامی تصویب شد و باید با همین نگاه، آن را مورد توجه قرار داد. ـ مسجد باید پایگاه «انسان‌سازی، عمران دل و دنیا، مقابله با دشمن، بصیرت‌افزایی و زمینه‌سازی برای ایجاد تمدن اسلامی» باشد. امامت مسجد شغلی مهم و اساسی است و نباید با نگاهی حاشیه‌ای به این مأموریت مهم، در حق مسجد کم گذاشت، بلکه باید با «حضور منظم و با طمأنینه، ادای با کیفیتِ نماز، گفت‌وگو با مردم و تشکیل حلقه‌های معرفتی و پاسخ به سؤالات جوانان»، حق مسجد را ادا کرد. ـ «اسلام سکولار و محصور در عبادات چه فردی و چه دسته‌جمعی» حتی اگر طرفداران فراوانی داشته باشد، مورد خصومت سلطه‌گران نیست، آنچه زورگویان جهانی با آن دشمنی دارند، «اسلام مقتدر» است که نظام سیاسی- اجتماعی تشکیل می دهد و ملتها را به سمت سعادت حقیقی دنیا و آخرت هدایت می کند. ـ به برکت «اسلام انقلابی» و «انقلاب اسلامی» هدف اصلی زورگویان جهانی یعنی فرمانروایی بر منطقه ناکام مانده و امریکا در منطقه غرب آسیا عملاً زمین‌گیر شده است. ـ محور مسجد، امام جماعت است و وظیفه‌اش فقط پیشنمازی نیست/ اینکه امام جماعت کارهای روزانه را انجام بدهد، بعد سر اذان برود برای نماز، این کم گذاشتن در حق مسجد است/ برخی می‌خواهند مسجد از مسائل سیاسی باز بماند و پیشنمازی محض باشد؛ این همان سکولاریسم است. ]]> داخلی Sun, 21 Aug 2016 10:56:59 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/6609/