پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين خانواده :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/family Fri, 20 Jul 2018 03:48:50 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 20 Jul 2018 03:48:50 GMT خانواده 60 کشورهای اتحادیه اروپا درباره حجاب چه قوانینی دارند؟ http://dinonline.com/doc/news/fa/7712/ موضوع ممنوعیت حجاب سر و صورت در یافته‌های ارائه‌شده در گزارش اخیر بنیاد جامعه باز آمده است، بنیاد جامعه باز یک سازمان بشردوستانۀ بین‌المللی است که توسط جورج سوروس بنیانگذاری شده است. بر اساس این گزارش‌ها فقط شش کشور در اتحادیۀ اروپا (کرواسی، قبرس، یونان، لهستان، پرتغال و رومانی) هستند که ممنوعیتی برای روسری و روبنده یا برقعِ اسلامی ندارند. ممنوعیت حجاب سر و صورت در کشورهای اتحادیۀ اروپا بر اساس آمارهایی که در این جدول ارائه شده است در مورد ممنوعیت حجاب سر و صورت، از میان 28 کشور در اتحادیۀ اروپا 22 کشور طرح‌های پیشنهادی قانونی تصویب نشده دارند، 13 کشور ممنوعیت حجاب سر و صورت در فضاهای خصوصی دارند، 9 کشور موارد حقوقی در مورد ممنوعیت استخدام شخصی دارند، 8 کشور ممنوعیت قانونی دارند، 8 کشور طرح‌های پیشنهادی قانونی تحت بررسی دارند، 7 کشور موارد حقوقی دربارۀ ممنوعیت در آموزش و پرورش دارند و 6 کشور هیچ ممنوعیت یا طرح پیشنهادی برای ممنوعیت حجاب سر و صورت ندارند. در حال حاضر هشت کشور عضو اتحادیۀ اروپا محدودیت‌های قابل‌ اجرای قانونی دربارۀ لباس سنتی مذهبی بسیاری از زنان مسلمان دارند. از میان این کشورها شش کشور نوعی ممنوعیت ملّی در مورد پوشش سر و صورت دارند. در حالی که فرانسه، بلژیک، بلغارستان و اتریش ممنوعیت قانونی برای کل کشور دارند، دانمارک و اسپانیا در بخش‌های خاصی این ممنوعیت را اعمال می‌کنند. برای مثال در دانمارک، قضاوت کردن در دادگاه با هر شکل از پوشش سر و صورت یا دیگر اقلام مذهبی ممنوع است. ممنوعیت‌های محلی دربارۀ حجاب سر و صورت در 5 کشور اروپایی وجود دارد. 8 کشور دیگر نیز در حال بررسی طرح‌های پیشنهادی برای اعمال این ممنوعیت‌ها هستند. این گزارش نشان می‌دهد حتی زمانی که کشوری ممنوعیتی برای حجاب‌داشتن اعمال نکند، نهادها و شرکت‌های خصوصی همچنان محدودیت‌هایی را اعمال می‌کنند. سال گذشته دادگاه عالی اروپا ممنوعیت‌های حجاب سر و صورت را در فضای کاری قانونی اعلام کرد. بسیاری از ممنوعیت‌ها بعد از حادثۀ یازده سپتامبر اعمال شد. در حالی که بیشتر احزاب دست راستی نقش اصلی را در طرح کردن و پیش بردنِ این محدودیت‌ها ایفا کرده‌اند، اغلب این احزاب سیاسی جریان اصلی است که در عمل این ممنوعیت‌ها را به شکل قانون درآوردند. مقاومت‌های زیادی نیز از طرف گروه‌های حامی حقوق بشر صورت گرفته است. این گزارش نشان می‌دهد که در 22 کشور، طرح‌های پیشنهادی برای ممنوعیت حجاب سر و صورت در نهایت رد شده‌اند. ]]> خانواده Sun, 29 Apr 2018 15:44:02 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7712/ کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7706/ 1. اندونزی – 227,226,404 کشور اندونزی بیشترین جمعیت مسلمان در جهان را دارد، بیش از 227 میلیون نفر در اندوزنی مسلمان هستند. با وجودی که اندونزی یک دولت سکولار قانونی دارد، اسلام دین غالب در کشور است. 99 درصد از مسلمانان اندونزی از پیروان مکتب شافعی از مذاهبِ فقه سنّی هستند. مسلمانان شیعه و احمدی درصد کمی از جمعیت اندونزی را تشکیل می‌دهند. 2. پاکستان – 204,194,370 جمهوری اسلامی پاکستان، اسلام را به عنوان دین دولتیِ و کشور پاکستان را به عنوان «مرکز جهانی اسلام سیاسی» معرفی می‌کند. 95 تا 97 درصد از جمعیت پاکستان مسلمان هستند و مسیحیان، هندوها و دیگر اقلیت‌های مذهبی درصد کمی از جمعیت پاکستان را تشکیل می‌دهند. بین 80 تا 85 درصد از مسلمانانِ پاکستان سنّی و بین 10 تا 20 درصد شیعه هستند. 3. هند – 189,000,000 هند سومین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده است. با این حال، مذهب غالب در هند هندوئیسم است و حدود 13.4 درصد از کل جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند. 4. بنگلادش – 148,607,000 جمعیت غالب در بنگلادش سنّی‌های مسلمان هستند و درصد کمی از مسلمانان در این کشور شیعه هستند. با وجودی‌که اغلب جمعیت بنگلادش مسلمان هستند، نظام حقوقی حاکم بر این کشور نظام انگلو – هندی است و هیچ دادگاه رسمی شرعی (اسلامی) ندارد، اما مسائل حقوقی شخصی همچون ازدواج، طلاق و ارث بر اساس قوانین اسلامی است و توسط قضات سنتی مسلمان انجام می‌شود. بنگلادش چهارمین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را دارد. 5. نیجریه – 95,316,131 نیجریه پنجمین کشور پرجمعیتِ مسلمان در جهان است و بیشترین جمعیت مسلمان در قارۀ افریقا را دارد. اکثر مسلمانان نیجریه سنّی و پیرو مکتب مالکی هستند، در کنار اقلیتی مهم از مسلمانان شیعه و اقلیتی کوچک از مسلمانان احمدی جمعیت نیجریه را تشکیل می‌دهند. با وجودی که نیجریه جمعیت بزرگ مسلمان دارد با نظام دموکراسی سکولار اداره می‌شود. 6. مصر – 87,336,965 اسلام دین مسلط در مصر است، حدود 97.4 درصد از جمعیت کشور، مسلمانان سنّی هستند و مسلمانان شیعه و احمدی تنها بخش کوچکی از جمعیت مصر هستند. مصر مدرن تحت تأثیر مذهب حاکم قرار گرفته است و نمادهای اسلامی در هنر غنی، معماری و فرهنگ مصر بازتاب یافته است. 7. ایران – 81,529,435 99.4 درصد از جمعیت ایران مسلمان هستند. ایران از معدود کشورهایی است که اکثر جمعیت مسلمان آن (90 تا 95 درصد) شیعه هستند، و حدود 5 تا 10 درصد از جمعیت مسلمان ایران سنّی هستند. بیشتر سنّی‌های ایران کورد، ترکمن، بلوچ یا لارستانی هستند. زندگی روزانۀ ایرانیان سرشار از نمادهای مرتبط با اسلام و به‌ویژه نمادهای شیعۀ «دوازده امامی» است. شهادت نوۀ حضرت محمد، امام حسین، همچون منبع ثابت تصویری و بیانی برای ایرانیان در فضای مذهبی و اجتماعی عمل می‌کند. 8. ترکیه – 80,683,525 در حالی‌که اغلب جمعیت کشور ترکیه مسلمان هستند اما دولتی سکولار دارد، 72 درصد از مسلمانان ترکیه سنّی هستند و 25 درصد از آنها علوی هستند. 9. الجزایر -  40,559,749 اسلام دین رسمی در الجزایر است، اکثر جمعیت الجزایر مسلمان هستند، بیشتر متعلق به مکتب فقهی مالکی هستند و درصد کمی مسلمانان اباضیه، شیعه و احمدی هستند. مسیحیان، یهودیان و بی‌خدایان نیز اقلیت کوچکی از جمعیت مراکش هستند. 10 سودان – 39,027,950 سودان دهمین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده است، بیش از 95 درصد از جمعیت سودان مسلمان هستند و اکثر مسلمانان در سودان سنّی هستند. جدول: کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند   رده کشور تعداد جمعیت مسلمان 1 اندونزی 227,226,404 2 پاکستان 204,194,370 3 هند 189,000,000 4 بنگلادش 148,607,000 5 نیجریه 95,316,131 6 مصر 87,336,965 7 ایران 81,529,435 8 ترکیه 80,683,525 9 الجزایر 40,559,749 10 سودان 39,027,950 11 عراق 38,800,190 12 افغانستان 34,022,437 13 مراکش 33,646,788 14 عربستان سعودی 31,878,000 15 اتیوپی 28,680,000 16 یمن 27,784,498 17 ازبکستان 26,550,000 18 چین 24,690,000 19 جمهوری نیجر 19,502,214 20 تانزانیا 19,426,814 21 مالزی 19,237,161 22 سوریه 18,930,000 23 مالی 15,667,704 24 سنگال 14,584,931 25 قزاقستان 13,026,802 26 بورکینا فاسو 11,270,000 27 تونس 11,190,000 28 ساحل عاج 10,375,283 29 اردن 9,961,123 30 آذربایجان 9,872,765 31 روسیه 9,400,000 32 سومالی 9,231,000 33 گینه 8,693,000 34 کنگو 8,330,115 35 چاد 7,827,653 36 تاجیکستان 7,621,700 37 لیبی 6,325,000 38 موزامبیک 5,340,000 39 اوگاندا 5,030,000 40 فیلیپین 5,000,000 41 کامرون 4,940,000 42 قرقیزستان 4,927,000 43 غنا 4,914,000 44 ترکمنستان 4,830,000 45 فرانسه 4,697,431 46 امارات متحده عربی 4,615,081 47 سرزمین‌های فلسطینی 4,298,000 48 موریتانی 4,171,633 49 سیرالئون 4,171,000 50 تایلند 3,952,000       ]]> خانواده Fri, 27 Apr 2018 19:03:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7706/ همجنسگرایی، دوجنسیتی، تراجنسیتی و فراجنسیتی و زندگی به سبک مسلمانان http://dinonline.com/doc/news/fa/7698/ مسجد الربیع یک مکان کوچک است که در کنار یک کلیسا در بخش شمال شیکاگو قرار دارد. مهدیه لین یک ترنس زن سی ساله است که به دین اسلام گرویده و یکی از بنیانگذاران مسجدالربیع است. یک سال و نیم است درهای این مسجد باز شده و در این مکان تمام فرقه‌های اسلامی، تمام افراد با هرگونه تمایلات جنسیتی، تمام هویت‌های جنسی در این مسجد با روی خوش پذیرفته می‌شوند. در حال حاضر در این مکان جمعه‌ها نماز جماعت برپا می‌شود و تعداد نمازگزاران بین 2 تا 20 نفر است. مسلمانان چندجنسیتی در کنار کسانی که تازه به دین اسلام گرویده‌اند همراه با افرادی که از زمان تولد مسلمان بوده‌اند نماز می‌گزارند. یک زن مسلمان می‌گوید این مکان را برای عبادت کردن خودش و فرزندانش انتخاب کرده است تا فرزندانش در یک جامعۀ مذهبی ِ همگانی، جامعه‌ای که هیچکس در آن طرد نمی‌شود بزرگ بشوند. با وجوداین بعضی از افرادی که به این مکان برای عبادت می‌آیند از فاش شدن هویت‌شان هراس دارند و فقط حرف اول نامشان را برای معرفی خود می‌گویند، یکی از آنها دختری بیست ساله است و نگرانی او این است که ممکن است در آینده به او اجازه ندهند در این مکان عبادت کند و اطرافیانش با دانستن دوجنسیتی بودنِ او، طردش کنند. او می‌گوید: تا پیش از اینکه این مکان تأسیس شود فکر می‌کردم مجبورم بین مذهبم و جنسیتم یکی را انتخاب کنم. ... سایر ادیان نیز با این مسئلۀ درون‌دینی مواجه هستند.. گشایش این مکان به این معنی نیست که موجی از پذیرش این افراد ایجاد شده است، اما به این معنی است که این دست افراد مطرود نیز خود را نیازمند منبع ایمان به خداوند می‌یابند و ازاین رو، خودشان فضاهایی برای پذیرش خودشان و دیگران ایجاد می‌کنند. بعدازتحریر یک: گزارش بالا به منظور انعکاس وضعیت دینداری در جامعه غرب به مخاطبان دین‌پژوه دین‌آنلاین منتشر می شود و پیشنهاد می‌شود برای مخاطبان عمومی بازنشر نگردد.     بعدازتحریر دو: برخی از عالمان شیعه به جواز تغییر یا تعیین جنسیت دوجنسیتی‌ها فتوا داده‌اند و احکام درباره مسئله دوجنسیتی‌ها به تفصیل است.       ]]> خانواده Wed, 18 Apr 2018 21:20:02 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7698/ لباس پوشیدن، مردانگی مسلط و غربی شدن در ایران در سال‌های 40-1900 http://dinonline.com/doc/report/fa/7693/ در طول سلطنت رضاشاه (1926-1941م)، نخبگان تحصیلکرده در غرب به سلطۀ سیاسی و اجتماعی دست یافتند، بسیاری از آنها در حکومت جدید به قدرت رسیدند و یا تبدیل به شخصیت‌ها و چهره‌های برجسته در عرصۀ فرهنگی شدند. در این زمان، غربی‌شدن شهروندان ایرانی همراه با اجبار حکومت منجر به شکل‌گیری روابط قدرت جدیدی بین دولت و جامعه و سلطۀ شکلِ جدیدِ مردانگی شد. دوران ورود مفاهیم و محصولات غربی به ایران را می‌توان در زمان تلفات نظامی سلسلۀ قاجار در جنگ‌های ایران و روس، و ایران و انگلستان در سال‌های 1796م/ 1174ش تا 1926م/ 1304ش دانست؛ گام اول واردات محصولات غربی به ایران در حوزۀ آموزش برداشته شد. در نیمۀ اول قرن نوزدهم دانش آموزان ایرانی برای ادامه تحصیل با هزینه‌های دولتی به اروپا فرستاده شدند، رشته‌های تحصیلی آنها توسط حکومت انتخاب می‌شد که شامل رشته‌های کاربردی مثل فنون نظامی و سیاسی بود. در نیمۀ دوم قرن نوزدهم نیز این روند ادامه یافت و خانواده‌های ثروتمند پسران خود را برای ادامه تحصیل به اروپا و بیشتر به فرانسه، انگلیس، آلمان و روسیه می‌فرستادند. این پسران هستۀ نخبگان جدیدی را تشکیل دادند که وجه تمایز آنها با نخبگان سنتی آموزش‌های غربی آنها بود که بر روی سرگرمی‌ها و شیوه‌های اندیشیدن و رفتار روزمرۀ آنها اثر گذاشته بود. اصطلاح «علم» که تا پیش از آن برای دانش‌ مذهبی به کار می‌رفت از آن پس برای انواع جدید دانش نیز استفاده شد. دست‌یابی به دانش غربی برای کودکان خانوادۀ فقیر و طبقۀ پایین، به خصوص برای کودکانی که از سنین کم مشغول به کار می‌شدند ممکن نبود. حتی تأسیس مدارس ابتدایی برای آموزش عمومی باعث تغییر این وضعیت نشد چرا که شیوۀ آموزش کودکان خانواده‌های فقیر با کودکان خانواده‌های ثروتمند متفاوت بود. دانش و آموزش مدرن باعث ایجاد یک سرمایۀ فرهنگی برای ایرانیان نخبه و به خصوص برای مردان نخبه فراهم کرد. شرایط برای آموزش زنان فراهم نشد و فقط تعداد معدودی از روشنفکران همچون فتحعلی آخوندزاده و میرزاآقاخان کرمانی معتقدند که آموزش زنان از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. در واقع آموزش مدرن تک‌جنسیتی (مردانه) بود. در طول قرن نوزدهم بیشتر اقلیت‌های مذهبی نهادهایی برای آموزش دختران دایر کردند. در حالی که بیشتر دختران مسلمان در مکتب‌های سنتی یا در خانه‌ها تحت آموزش بودند. سی سال پس از افتتاح اولین دبیرستان پسرانه در ایران، در سال 1903م اولین مدرسۀ دخترانه برای دختران مسلمان در تهران دایر شد. و تا سال 1934م هیچ بحثی در مورد آموزش عالی زنان، از سوی دولت مطرح نشد. بنابراین زنان و مردان، و فقرا و ثروتمندان در شرایطی نابرابر آموزش دیدند. در این میان مردان نخبه به درک جدیدی از زمان و نظم دست یافتند، آنها در داخل و خارج مدارس و دانشگاه‌ها لباس‌های غربی به تن می‌کردند و بر اساس یک سبک زندگی اروپایی رفتار می‌کردند، برای مثال در زندگینامۀ عیسی صدیق نوشته شده است که چگونگی استفاده از کارد و چنگال به پسرانی که عازم اروپا بودند آموزش داده می‌شد. لباس سنتی پسران به لباس‌های اروپایی تغییر یافت؛ پسران ژاکت، جلیقه، یقۀ قابل جدا شدن، دستمال گردن و کلاه پشمی سیاه می‌پوشیدند. مردان نخبه‌ای که در غرب یا در نهادها و مؤسسات غربی تحصیل می‌کردند اغلب برای خود ظاهری غربی می‌ساختند و بر اساس شیوه‌های جدیدی که آموخته بودند رفتار می‌کردند، در جامعۀ ایران به اصطلاح به این افراد «فرنگی مآب» می‌گفتند. مناظراتی دربارۀ مردانگی غربی‌شدۀ جدید میان اصلاح‌طلبانِ جدید و محافظه‌کاران درگرفت؛ این جدل‌ها و بحث‌ها باعث برآمدن ظاهری بی‌مایه و اغراق‌شده به نام «فُکولی» شد. رواج صفت «فکولی»، به عنوان یک پادگونه یا ضد نوعِ مردان غربی‌شده باعث شد مردان ایرانی نخبۀ تحصیلکرده در غرب، به انتقاد از غربی‌شدنِ خودشان روی بیاورند. آموزش به سبک غربی که اغلب با پذیرش رفتار و شیوه‌های لباس پوشیدن غربی همراه بود، توسط بخش محافظه‌کار و عناصر مذهبی جامعه مورد انتقاد قرار گرفت. اصطلاح «فرنگی‌مآب» بار منفی پیدا کرد و این افراد تغییرات پوشش و دگرگونی در آموزش به سبک غربی را تهدیدی برای هویت ایرانی-اسلامی می‌دانستند، مردان غربی‌شده نه تنها این مخالفان را تمسخر و محکوم کردند بلکه آنها را افرادی معرفی کردند که نادان هستند و وطن‌پرست نیستند. منتقدان محافظه‌کار و مذهبی وقتی دانش غربی را با دانش مذهبی مقایسه می‌کردند، دانش غربی را غیرضروری و ظالمانه می‌دیدند، و معتقد بودند دانش مذهبی که تا آن زمان محترم بود اکنون عقب‌مانده و جاهلانه معرفی می‌شود. در اوایل قرن بیستم، روشنفکران اصلاح‌طلب شروع به نقد غرب‌زدگی سطحی و افراطی کردند. این گروه از منتقدان اصطاح «فرنگی‌مآب» را در دو معنای متفاوت به کار بردند؛ از یک طرف این اصطلاح به معنای افرادی بود که در تلاش بودند از مزایای دانش غربی برای پیشرفت جامعه و بهتر کردن ِ زندگی تودۀ مردم بهره ببرند و با مقاومت عناصر ارتجاعی روبه‌رو می‌شدند، از سوی دیگر «فرنگی‌مآب» فردی بود که تسلیم محض هرچیز غربی بود و یک درک سطحی از فرهنگ و اندیشۀ غربی داشت و حضورش خطری برای اعتبار و ملّی‌گرایی ایرانی بود. در ابتدای قرن بیستم از واژۀ «فوکولی» نیز برای توصیف مردان غربی‌شده استفاده می‌شد؛ این کلمه از ریشۀ فرانسوی faux-col به معنی «یقۀ قابل جدا شدن» گرفته شده بود. «فوکولی» بار منفی داشت و برای مردانی که بیش از حد ظاهری غربی پیدا کرده بودند استفاده می‌شد. همچنان که واژۀ «فرنگی‌مآب» به نوعی تمایل و شیوۀ عمل اشاره داشت، واژۀ «فوکولی» به لباس پوشیدن و رفتار فردی اشاره داشت که برای توصیفش از واژه‌های «جلف»، «سوسول» و «ژیگولو» نیز استفاده می‌شد. در معنای سیاسی نیز «فوکولی» برای توصیف افرادی به کار می‌رفت که در باطن سلطنت‌طلب هستند اما تظاهر به مشروطه‌خواهی می‌کنند و اعتقادی به مذهب ندارند. لباس‌های تنگ و تراشیدن ریش نیز باعث می‌شد این افراد را به چشم فردی ببینند که انحراف جنسی دارد و این نگاه ریشه در تمایل مردان به پسران نوجوان بدون ریش داشت. پس از کودتای رضاخان و اشغال ایران توسط نیروهای روس و انگلیس از بار منفی صفت «فوکولی» کاسته شد و تمایزی میان «فوکولی» و «مردانی که آداب غرب را به درستی فراگرفته‌اند» ایجاد شد. در این دوران نیز انتقاد از شیوۀ لباس‌پوشیدن «فوکولی» ادامه داشت و با نقدهایی که در ادبیات و روزنامه‌ها از غربزدگی می‌شد این بحث مطرح شد که می‌توان آموزش غربی داشت بدون اینکه تبدیل به «فوکولی» شد. در طول دوران سلطنت رضاشاه اصطلاح «فوکولی» در گفتمان عمومی کمرنگ شد، قانون لباس تصویب شد و به جز روحانیون که دولت مجوز استفاده از لباس سنتی را به آنها داد، تمام شهروندان مجبور به تبعیت از آن شدند. قانون لباس بخشی از یک پروژۀ ملّی برای شکل جدیدی از سلطۀ مردانه بود، مردانگی شهری، سکولار و نخبه‌گرایی که جایگزین سلطۀ مردانۀ مذهبی پیشین می‌شد. در کنار تغییرات در لباس پوشیدن برنامه‌های دولتی که با عنوان ورزشی و پیشاهنگی به منظور تشکیل ملتی از مردان سالم، عضلانی و بااخلاق اجرا می‌شد باعث تقویت سلطۀ مردانه در ایران می‌شد. دانش، اشیاء و شیوه‌های زندگی غربی، از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با استفاده از اقدامات دولتی، پذیرش شخصی و فشار نیروهای خارجی به جامعۀ ایران  وارد شد. این واردات نقشی محوری در شکل‌گیری مدل جدیدی از سلطۀ مردانه داشت که خود بخشی از مبارزه برای سلطۀ اجتماعی و سیاسی توسط مردان نخبۀ تحصیلکرده در غرب بود. این مردان دانش غربی را طریق ابزارهای آموزشی به خودشان اختصاص دادند ابزارهایی که در دسترس زنان و مردان غیر نخبه نبود و دانش غربی را پیش شرط سلطۀ مردانه ساخت. با وجود تغییر نظام سیاسی مردان ایرانی هنوز به قوانین سلطۀ مردانه‌ای که توسط مردان نخبۀ تحصیلکرده در غرب در آغاز قرن بیستم تنظیم شد وفادار مانده‌اند. ]]> خانواده Fri, 13 Apr 2018 22:57:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7693/ گزارش اکونومیست از تغییر جایگاه عرفی ازدواج در جهان http://dinonline.com/doc/article/fa/7577/ سنّت ازدواج بسیار ضعیف و کم‌بنیه شده و دیگر کسی همانند گذشته به آن اهمّیت نمی‌دهد، گویا این سنّت کم‌کم دارد از مد می‌افتد! محافظه‌کاران اجتماعی معتقدند سنّت ازدواج که زمانی از جایگاه والایی برخوردار بود، اکنون به خاطر رواج روابط جنسی پیش از ازدواج، ازدواج‌های سفید، طلاق و اخیراً به خاطر مشروعیت یافتن ازدواج هم‌جنس‌گرایان دچار ضعف شده است. این نگرانی کاملاً به‌جا است. صدها سال بود که حتّی در کشورهای غربی ازدواج گامی ضروری برای رسیدن به مرحلۀ بلوغ و کمال تلقّی می‌شد. در انگلستانِ پیش از انقلاب صنعتی، تمام زنانِ مجرّد فارغ از سنّی که داشتند «دوشیزه» و تمام مردان مجرّد «پسر» خوانده می‌شدند. کشیشان می‌گفتند ازدواج پیوندی سرنوشت‌ساز است که به خانواده و متعاقباً به بنیاد جامعه استحکام می‌بخشد. تا اواسط قرن بیستم ازدواج تقریباً امری اجتناب‌ناپذیر بود. تفکّر غالب در میان مردم آن بود که همگان باید ازدواج کنند و عمدتاً این مرد است که باید خانه نان‌آور خانواده باشد. حتّی در اروپا نیز ازدواج‌ها در سنین پایین صورت می‌گرفت. در سال 1972، 87% از زنان فرانسویِ بین 30 تا 34 ساله ازدواج کرده بودند. اما امروز تنها 43% از زنان فرانسویِ سی و خرده‌ای ساله متأهّل هستند. کاهش آمار ازدواج یک روند فراگیر است. در بسیاری از کشورها بحثِ ازدواج از بحثِ پدرومادر شدن جدا شده است. در سال 2015 دو پنجم تمام کودکان آمریکایی در دامان مادران ازدواج‌نکرده به دنیا آمدند. در فرانسه این نسبت 59% و در کلمبیا 84% است. فقط 21% از انگلیسی‌های بینِ 15 تا 24 ساله معتقدند که کسانی که فرزند می‌خواهند لزوماً باید ازدواج کنند. حال آن که این رقم در سال 1989 دو برابر بود. به نظر می‌رسد غرب مصمّم شده عملکرد متفاوتی از تمام جهان به‌ویژه آسیا در پیش بگیرد. در آسیا هنوز نگرش‌های سنّتی حاکم است. در ژاپن تنها 2% از نوزادان در دامان مادران ازدواج‌نکرده چشم به جهان می‌گشایند، در هندوستان و بخش اعظم آفریقای شمالی و خاورمیانه احتمالاً این نسبت از این هم پایین‌تر است. در بسیاری از کشورهای فقیر و با درآمد متوسّط، قانون زوجین ازدواج‌نکرده را به رسمیت نمی‌شناسد و فرزندان آنها را عملاً ناموجود قلمداد می‌کند. در این گزارشِ ویژه ذکر شده که بسیاری از چیزهایی که مردم فکر می‌کنند دربارۀ ازدواج می‌دانند غلط است. در غرب سنّتِ ازدواج انعطاف‌پذیرتر از چیزی است که به نظر می‌رسد، هرچند از اواسط قرن بیستم وضعیت تغییر کرده است. در آسیا نیز ازدواج سیّال‌تر و بی‌ثبات‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. در مسئلۀ ازدواج تفاوت میان شرق و غرب صرفاً تفاوت در زمان ازدواج و شدِت و ضعف آن است. ازدواج دارد تقریباً در همه‌جا تغییر می‌کند، اما کشورهای مختلف در مراحل مختلفِ این سیر قرار گرفته‌اند. از غربِ لندن گرفته تا روستاهای چین و زاغه‌نشین‌های هند، سه تحوّل بزرگ در جریان است: نخست آن که تصمیم برای ازدواج دارد از دست والدین و بستگان خارج و توسّط خودِ جوانان اتّخاذ می‌شود. واضح‌ترین نشانۀ این موضوع افزایش متوسّط سنّ ازدواج است. دگرگونی دوم افزایش تأکید بر وجود عشق میان زوجین است. در قسمت اعظم تاریخ غرب، وجود عشق یا آشنایی میان زوجین نه فقط برای برخورداری از یک ازدواج موفّق ضروری تلقّی نمی‌شد، بلکه با آن در تناقض بود. ویلیام گاج، یکی از نویسندگان بانفوذِ قرن هفدهمی در انگلستان زنانی را که شوهران خود را عزیزم و جانم خطاب می‌کردند نکوهش می‌کرد. چنین دیدگاهی در آن زمان کاملاً مرسوم بود. اما امروز شرط عشق بر امر ازدواج مستولی شده است. حال که عشق شالودۀ ازدواج قلمداد می‌شود، دیگر ازدواج‌های بدون عشق منتفی است. و از آنجا که ازدواج دیگر جنبۀ اجباری ندارد، بعضی‌ها معتقدند که مراسم عروسی باید به‌نحوفوق‌العاده‌ای برگزار شود. درواقع عروسی به جشن تکریمِ عشق و وفاداری تبدیل شده است. البته عروس و دامادهای آسیایی معمولاً مخالف این عقیده هستند و معتقدند ازدواج باید علاوه بر عروس و داماد، خانواده‌های آنها را نیز به هم پیوند دهد. سومین تغییر بزرگِ جهانی مقبولیت فزایندۀ طلاق است. امروز در بسیاری از کشورها زنان دارند به لحاظ اقتصادی هرچه خودکفاتر می‌شوند. این روزها نرخ طلاق در چین و کرۀ جنوبی از اروپا نیز بالاتر زده است. دولت‌ها و کلیساها غالباً تلاش کرده‌اند تا در برابر این تغییرات مقاومت به خرج دهند، اما معمولاً مورد اهانت قرار گرفته‌اند. برنامه‌هایی که حکومت فدرال آمریکا با هدف ترویج ازدواج تدارک دیده، تقریباً از هیچ تأثیری برخوردار نبوده است. از طرف دیگر، اگر تلاش کنیم طلاق را هرچه دشوارتر سازیم، فقط تعداد ازدواج‌ها کمتر خواهد شد. تقریباً در همه‌جا ازدواج دارد جنبۀ ضروری و الزام‌آور خود را از دست می‌دهد. با این حال هنوز هم جذابیت خود را از دست نداده است. براساس یک نظرسنجی اخیر، 93% از بریتانیایی‌ها آرزوی ازدواج را در سر دارند. حتّی در کشورهایی که طلاق در جامعه پذیرفته‌ شده، مردم همچنان بر این باورند که ازدواج یک پیوند ویژه است که نباید با بی‌توجّهی صورت گیرد یا به‌آسانی فسخ گردد. مطالعات مکرّرِ صورت‌گرفته حاکی از آن است که افراد متأهّل سالم‌تر، ثروتمندتر و شادتر از مجرّدها هستند. در کشورهای ثروتمند با ازدواج کردن منافع و امتیازاتِ هرچه بیشتری شامل حال افراد می‌شود. زنان و مردان ثروتمند و دارای تحصیلات عالیه معمولاً دیرتر از دیگران و پس از بررسی‌های دقیق تن به ازدواج می‌دهند. البته این ازدواج‌ها از سطح موفقیت بالایی برخوردار هستند و نرخ طلاق در میان این قبیل افراد بسیار پایین است. میزان استحکام پیوند زوجین ازدواج‌کرده در غرب به اندازۀ پیوند زوجین متعهّد و وظیفه‌شناسی است که در کشورهای فقیرتر به سر می‌برند. اما به طور کلّی برای بسیاری از افراد ازدواج دارد به امری دور از دسترس تبدیل می‌شود. احتمال ازدواج در میان طبقات کارگر پایین‌تر از طبقات متوسّط است و معمولاً این ازدواج‌ها بیشتر در معرض ازهم‌پاشیدن است. ]]> خانواده Thu, 07 Dec 2017 16:52:48 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7577/ تظاهرات‌ مبارزه و اعلام مخالفت با شریعت در امریکا برای چیست؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7388/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، نهاد ملّی ضدّاسلامیِ «اقدام برای امریکا» (Act for America) مدّعی است که این تظاهرات‌ها در راستای حمایت از زنان و کودکان مسلمان در برابر قوانین اسلامی صورت می‌گیرد. این نهاد تأکید دارد که موارد پراکندۀ قتل‌های ناموسی و ختنۀ دختران و زنان در امریکا گواهی هستند بر این که قانون شرع دارد در جامعۀ امریکا رسوخ می‌کند. حال آن که اقداماتی از این دست با آموزه‌های اسلامی مغایرت دارند و ریشۀ آنها در فرهنگ غلط مردم است، نه در دین اسلام. روشن است که این نهاد تصوّر غلطی درباره ماهیت قانون شرع دارد و نسبت به تلاش بی‌وقفۀ فعّالان مسلمان برای مقابله با سنّت غلط ختنۀ زنان بی‌اعتناست. اشاعۀ اطلاعات نادرست دربارۀ قوانین شرع، پیامدهایی منفی برای مسلمانان امریکا درپی خواهد داشت؛ از جمله برای زنان و کودکان که «اقدام برای امریکا» مدّعی حمایت از حقوق آنهاست. هافینگتن‌پست با تعدادی از زنان برجستۀ مسلمان امریکا گفتگو کرده و نظر آنها را دربارۀ ادّعای «اقدام برای امریکا» مبنی بر دفاع از منافع آنها جویا شده است. دِیزی خان، مدیر اجرایی «برنامۀ معنویت و برابری برای زنان مسلمان» می‌گوید: "این اشخاص نمی‌توانند دربارۀ حقوق من به عنوان یک زن مسلمان صحبت کنند. اگر قرار است تحوّلی اساسی در عرصۀ حقوق زنان مسلمان صورت گیرد، باید به قدری شهامت داشته باشند که اقدامات مربوطه را در چارچوب اسلام انجام دهند، نه علیه اسلام." خانم دونا آستون پژوهشگر و فعّالِ حوزۀ اسلام‌هراسی سؤال مهمّی را مطرح می‌کند: "چه کسی بهتر می‌تواند منافع زنان مسلمان را تشخیص دهد؟ خود زنان مسلمان، یا مدافعانِ لفّاظی‌ها و سیاست‌هایی که آسیب‌های بسیاری به زندگی زنان جهان وارد آورده‌اند؟ ما زنان مسلمان نیاز نداریم که کسی به جای‌مان حرف بزند، خصوصاً کسانی که احترامی برای انسانیت و استقلال ما قائل نیستند." اسلام‌هراسی صرفاً یک معضل اجتماعی نیست، بلکه تجارتی سودآور است. طبق گزارش «شورای روابط اسلام و امریکا»، درآمد صنعت تبلیغات ضدّاسلامی بالغ بر 200 میلیون دلار است. گروه‌های نفرت از تداوم بخشیدن به کلیشۀ زن مسلمانِ ضعیف سود می‌برند و این کار به نفع برنامه‌های سیاسی‌شان است. بریجیت گابریل، پایه‌گذار «اقدام برای امریکا» معتقد است که تمام مسلمانان افراطی هستند. از نظر گابریل و دیگر فعالان ضدّشریعت، مشکل خود اسلام است، نه فقط افراطیون مسلمان! اگر کسی واقعاً می‌خواهد به زنان مسلمان کمک کند، باید به حرف‌های آنها گوش دهد. ]]> خانواده Sun, 18 Jun 2017 12:17:19 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7388/ زنان سعودی دیگر برای خروج از کشور نیازی به اجازه شوهر ندارند http://dinonline.com/doc/news/fa/7351/ به گزارش دین‌آنلاین، پایگاه اینترنتی العربیه خبر داده است: براساس آنچه در رسانه‌های سعودی منتشر شده است، حکم جدید موضوع اشتغال و سرکار رفتن زنان را نیز شامل می‌شود، مگر این که انجام این کار به لحاظ حقوقی با مفاد قانون شرع در تعارض باشد. زنان سعودی از دیرباز ملزم بوده‌اند که برای سفر به خارج از کشور، برای تأیید هویتشان در مؤسّسات دولتی و همچنین برای طرح شکایت به پلیس، از یکی از محارمِ مذکر خود رضایت‌نامه داشته باشند. اکنون ملک سلمان تمام نهادهای دولتی را ملزم ساخته تا روند کاری خود را براساس تغییر جدید اصلاح سازند و تمام امور و خدماتی را که زنان برای دسترسی به آنها مستلزم کسب رضایت ولیِ خود هستند شناسایی کنند. وی همچنین دستور داده تا قانون قیمومیت و ولایتِ مردان ظرف سه ماه فسخ شود و تمام مؤسّسات دولتی نیز این حکم را در وب‌سایت‌های رسمی خود منتشر سازند. علاوه بر این، وزارت کار و توسعۀ اجتماعی نیز ملزم شده تا براساس مفاد قانون کار، وسایل تردّد را برای زنان شاغل مهیا سازد. این حکم در پی به تصویب رسیدنِ طرح‌های پیشنهادیِ مجلس وزیران سعودی برای حلّ مشکلات مرتبط با حقوق زنان صادر شد. ]]> خانواده Wed, 17 May 2017 09:42:40 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7351/ اگر حجاب ممنوع شود زنان مسلمان چه واکنشی نشان می‌دهند؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7336/ ظاهراً اروپا سخت دل‌مشغول پوشش زنان مسلمان است. در ماه‌های گذشته در کشورهای مختلف اروپایی شاهد اعمال محدودیت‌هایی درباره پوشش اسلامی بوده‌ایم. در بسیاری از موارد این محدودیت‌ها علاوه بر زنان مسلمان، بر افراد دیگر نیز تأثیر گذاشته، هرچند بیشترین تأثیرها متوجّه خود زنان مسلمان بوده است. در سراسر اروپا، جناح راست افراطی این ممنوعیت‌ها را نوعی موفقیت برای خود تلقّی می‌کند و به آنها می‌بالد. اعضای این جناح حجاب را مایۀ ستم بر زنان و تهدیدی برای هم‌بستگی اجتماعی می‌دانند. حال آن که تأثیرِ عملی این مخالفت‌ها طرد ساختن و به انزوا کشاندن زنان مسلمان از حیات اجتماعی است. (کشورهایی که در آنها حجاب ممنوع است) بسیاری از زنانی که پایبند به حجاب هستند، در مواجهه با این مسئله به اعتقادات خود پشت نمی‌کنند، بلکه تنها گزینه‌ای که برای آنها باقی می‌ماند آن است که به ندای باطن خود گوش دهند و از محیط‌ها و افرادی که هویت مذهبی‌ آنها را قبول ندارند فاصله بگیرند. این یعنی بسیاری از زنان تغییر شغل خواهند داد و اگر شرکت‌های دیگر نیز تابع سیاست‌های تبعیض‌آمیز باشند، همۀ زنان محجّبه از کار بی‌کار خواهند شد. با ین اوضاع به نظر می‌رسد بسیار طعنه‌آمیز است که مدّعی‌اند هدف از این قانون آزادسازی زنان از قیدوبندِ ستمی است که دین بر آنها روا می‌دارد، حال آن که با این محدودیت‌ها، زنان را وادار می‌کنیم به تصمیماتی که دیگران برای آنها گرفته‌اند تن در دهند. اعمال محدودیت در حجاب از جانب کارفرمایان امری غیرانسانی و توهین‌آمیز است. آنها با این کار زنان را از فردیت و حقّ انسانی خود محروم می‌کنند. درواقع تکثّر مذهبی یکی از اصول اساسی دمکراسی‌ها است و ممنوع ساختن نمادهای مذهبی نوعی بنیادگراییِ کوته‌فکرانۀ سکولاری محسوب می‌شود که ناقض این ارزش مهم است. لیبرال دمکراسی که اصل و اساس اروپا را شکل می‌دهد، حوزۀ آزادی‌های فردی را گسترش می‌دهد و تمام ادیان و فرهنگ‌ها را محترم برمی‌شمرد. در چنین جامعه‌ای کسی نباید وادار به همرنگی با جماعت شود.   ]]> خانواده Wed, 03 May 2017 12:26:21 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7336/ شاهزادۀ سعودی: زنان عربستان نیاز ندارند که کسی به جای آنها حرف بزند http://dinonline.com/doc/interview/fa/7283/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از لس‌آنجلس تایمز، شاهزاده خانم که دبیر کلّ مؤسسۀ خیریۀ «الولید» است می‌گوید: "واقعاً لازم است تأکید کنیم که پیشرفت‌های بسیاری برای توانمندسازی زنان در سراسر مملکت سعودی صورت گرفته است". «الولید» مؤسسۀ خیریه‌ای است که آموزش‌های حقوقی برای زنان ارائه می‌دهد و آنها را نسبت به حقوق خود آگاه می‌سازد. ماه گذشته این مجموعه کنفرانسی بین‌المللی با موضوع توانمندسازی زنان برگزار کرد. چنین همایشی در مملکت فوق‌محافظه‌کار سعودی پدیده‌ای نوظهور بود. لس‌آنجلس‌تایمز مصاحبه‌ای با خانم بنت ماجد ترتیب داده که بخش‌هایی از آن را در اینجا آورده‌ایم: آیا برگزاری کنفرانس توانمندسازی زنان ضرورتی داشت؟ این مناسب‌ترین زمان برای برگزاری چنین همایشی در عربستان سعودی بود. ما می‌خواهیم توجّه همگان را معطوف به دستاوردها، پیشرفت‌ها و جایگاه زنان سعودی کنیم. زنان نقش بسیار مؤثّری در جامعۀ سعودی دارند. زنان ما برای تحصیل و پیشرفت لزوماً نیازی به سفر به خارج از کشور ندارند و می‌توانند با بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در داخل کشور به موفّقیت‌های خوبی دست پیدا کنند. هدف از برگزاری کنفرانس آن بود که الگوهایی در اختیار نسل جدید قرار دهیم. ما گلچینی از زنانِ بسیار موفّق را در کنفرانس معرّفی کردیم تا به دختران کشورمان بگوییم که اگر به دنبال الگو می‌گردند، کافی است به زنان مسلمانِ کشور خودمان نگاه کنند. از طرف دیگر می‌خواستیم به دنیا بفهمانیم که دربارۀ وضعیت زنان سعودی اشتباه فکر می‌کنند. آیا زنان سعودی خواهان ارزش‌های غربی هستند؟ آیا مایلند نقش‌های جنسیتی سنّتی تغییر کند؟ ما فرهنگ و سنّت و ذهنیتی داریم که به آن می‌بالیم و نقش‌های جنسیتی ما نیز جزو همین سنّت هستند. ارزش‌های غربی ارتباطی به ما ندارد.‌ با تصوّر رایج در غرب مبنی بر این که زنان سعودی ستمدیده و از حقوق خود محروم هستند چگونه برخورد می‌کنید؟ این تفکّرات واقعاً آزاردهنده هستند. حقیقتِ امر چیز دیگری است. ما زنان سعودی از حقوق بسیاری برخورداریم و در عرصۀ اجتماعی فعّال هستیم. حتّی 30% اعضای فعال مجلس الشّورا را زنان تشکیل می‌دهند. ]]> خانواده Thu, 06 Apr 2017 08:02:44 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7283/ راهکار پوتین برای بیشتر فرزندآوری زنان http://dinonline.com/doc/report/fa/7237/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از تلگراف، پس از تجزیۀ اتحاد شوروی، جمعیت روسیه سالانه هفت‌صدهزار نفر کاهش پیدا کرد. بین سال‌های 1992 و 2009، این کشور حدود شش میلیون نفر یعنی 4 درصد از جمعیت خود را از دست داد. ناگهان این طور به نظر می‌رسید که پایان تاریخ روسیه نزدیک است. این موضوع بسیار نگران‌کننده بود. چراکه تعداد تولّدها بسیار کمتر از نرخ مرگ و میر در این کشور بود.   در کمپین انتخاباتی سال 2012 بود که ولادیمیر پوتین زنگ هشدار را به صدا درآورد و گفت ما با این خطر مواجهیم که ممکن است کشورمان از سکنه خالی شود و دیگر سرنوشت آن از دست ما خارج گردد. ریشۀ این معضل به تبعاتِ تلخ جنگ جهانی دوم، نابودسازی جمعیت و قحطی دهۀ 1930 باز می‌گردد. اما بعد دولت روسیه راه‌حلّ ساده‌ای برای رفع این مشکل پیشنهاد داد؛ این که زن و شوهرها فرزندان بیشتری بیاورند. از سال 2007، دولت برای تشویق مردم، برای زوجینی که دومین و سومین فرزند خود را به دنیا می‌آوردند پاداش نقدی در نظر گرفت. همچنین والدینی که بالای شش فرزند داشتند (چه فرزند واقعی، چه فرزندخوانده)، به کاخ کرملین دعوت می‌شدند و از دست رئیس‌جمهور مدال دریافت می‌کردند. پدرِ یکی از این خانواده‌های بزرگ می‌گوید: "روسیه هرگز با هیچ‌ کشوری جنگ را آغاز نکرده‌ است، اما ما دائماً هدف حمله هستیم و لذا باید آمادۀ جنگ باشیم... ما مردمان بسیار خونگرم و مهربانی هستیم، اما دیگران باید مواظب باشند تا ما را به خشم نیاورند!" هم‌اکنون خانواده‌های بزرگ روسیه به لطف سخاوت دولت از وضع مالی خوبی برخوردار شده‌اند و این نشان‌دهندۀ احیای دین در روسیه است. در حقیقت کلیسای ارتدوکس روسیه و دولت پوتین ارتباط خوبی با هم دارند و پشت هم ایستاده‌اند. پوتین و کلیسا به منظور تضمین آیندۀ کشور، سخت از خانواده‌های بزرگ حمایت به عمل می‌آورند. ]]> خانواده Sat, 11 Mar 2017 18:52:30 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7237/