پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين خانواده :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/family Mon, 23 Jan 2017 20:19:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 23 Jan 2017 20:19:28 GMT خانواده 60 زنان پس از تغییر قانون بخشش سقط‌جنین توسّط پاپ http://dinonline.com/doc/note/fa/6999/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، براساس آموزه‌های کلیسا، سقط‌جنین خودبه‌خود منجر به تکفیر زن و تمام کسانی که در آن پروسه دست داشته‌اند می‌شود. اما فرانسیس مثل همیشه بر رحمت خداوند تأکید دارد. علی‌رغم سختگیری‌های کلیسا درباره سقط‌جنین، پژوهش‌ها حاکی از آن است که حدود 24درصد سقط‌جنین‌ها توسط کاتولیک‌ها انجام می‌شود. اکثر کاتولیک‌های آمریکا (57درصد) معتقدند که سقط‌جنین یک گناه است، اما تقریباً 54درصد آنها معتقدند که سقط‌جنین باید در همه یا اکثر موارد جواز قانونی داشته باشد. هافینگتون‌پست واکنش و نظر تعدادی از زنان کاتولیک را دربارۀ این سخن پاپ فرانسیس جویا شده است. عدّه‌ای این اقدام پاپ را مورد تحسین قرار دادند. تقریباً همۀ این زنان بر سر یک موضوع اتّفاق‌نظر داشتند: این اعلامیه از جانب فرانسیس می‌تواند زنان کاتولیکی را که پس از سقط‌جنین با احساس عذاب‌وجدان و گناه دست به گریبانند و به دنبال بخشش هستند نجات دهد. جنی اوبینگ، وبلاگ‌نویس کاتولیک اولین چیزی که به ذهنم رسید زنانی بودند که از ارتکاب سقط‌جنین در رنج به‌سرمی‌برند. من از کودکی دوستانی داشته‌ام که پس از مرتکب شدن گناه کبیره و نابخشودنی سقط‌جنین از دین دور شدند. پاپ فرانسیس چیزی را که کلیسا همواره به ما آموخته موردتأیید قرار داد: برای روح نادم، همیشه جای امیدواری هست. لیزا سول کاهیل، اخلاق‌دان و استاد کالج بوستون  من شک دارم که بسیاری از زنان آمریکایی که سقط‌جنین کرده‌اند حاضر به اعتراف و طلب بخشش شوند و خیلی‌های آنها با احساس گناه و پشیمانی به زندگی خود ادامه می‌دهند. از نظر من مسئلۀ مهم‌تر این است که کلیسا بیش از حد روی گناه سقط‌جنین تأکید کرده و کیفر و قبحی که برای آن تعیین کرده بیش از گناهانی که مردان انجام می‌دهند مثل نقض حقوق بشر، جنگ، یا تجاوز و کشتار زنان است. علاوه‌براین، این نمونه‌ای از تمرکز افراطی کلیسا بر روی جنسیت است. اکنون پاپ گفته است که سقط‌جنین تنها یا مهم‌ترین دغدغۀ رهبران کاتولیک نیست. به نظر می‌رسد این تحوّل در راستای تأکید بر همین موضوع است. کایا اوکز، فمنیست و نویسندۀ کاتولیک من معتقدم این حرکت زیبا و به‌جایی بود، اما غریزه به من می‌گوید که بسیاری از زنانی که مرتکب سقط‌جنین شده‌اند، هیچ‌گاه نزد کشیش حرفی نمی‌زنند، چون کلیسا به‌شدّت مخالف سقط‌جنین است، به‌حدّی که زنان ترجیح می‌دهند این راز را پیش خود نگه دارند، تا این که در معرض موردقضاوت قرار گرفتن یا محکوم شدن قرار بگیرند. چراکه بارها شاهد بوده‌ام زنان نزد کشیشان اعتراف کردند، اما کشیش آنها را موردبخشش قرار نداد و باعث شد آن زنان دیگر پای خود را به کلیسا نگذارند. مسئلۀ استفاده از روش‌های پیش‌گیری از بارداری نیز همین‌گونه است؛ این کار در مذهب کاتولیک یک گناه به شمار می‌رود و مرتکبین ملزم به اعتراف کردن نزد کشیشان هستند. اکثر قریب به‌اتّفاق زنان کاتولیک این کار را انجام می‌دهند، اما اقلیتی زحمت اعتراف کردن نزد کشیش را به خود می‌دهند. به‌طورکلّی، کاتولیک‌های معدودی به گناهان خود اعتراف می‌کنند. شاید این ترس از قضاوت شدن و محکوم شدن است که باعث می‌شود مردم از کلیسا دور شوند. سلیا وکسلر، خبرنگار کاتولیک اگر کلیسا گناه آدمکشان، متجاوزین، شکنجه‌گران و کسانی را که کودکان را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌دهند می‌بخشد، چه شده که گناه سقط‌جنین بزرگ‌تر از این گناهان تلقّی می‌شود؟ چه شده است که کشیشانی که به کودکان تجاوز می‌کنند، از دین خارج نمی‌شوند، اما اگر زنی سقط‌جنین کند، فوراً تکفیر می‌شود؟! کارا مک‌دوناف من از شنیدن این خبر خوشحالم، اما از نظر اکثر زنانی که من می‌شناسم، موردبخششِ کلیسا واقع شدن مسئلۀ مهمّی نیست. ]]> مسیحیت Wed, 30 Nov 2016 21:10:41 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6999/ طلاق و افول دین http://dinonline.com/doc/report/fa/6917/ به گزارش دین‌آنلاین، به نقل از واشنگتن پست، براساس یکی از تازه‌ترین مطالعات «مؤسسۀ پژوهشی دین عمومی» بین مسئله طلاق و مسئله افول دین در امریکا رابطه همبستگی برقرار است. معمولاً فرزندان طلاق در بزرگسالی افرادی بی‌دین و ایمان خواهند بود. در بین فرزندان طلاق 35درصد در پاسخ به نظرسنجی‌ها اظهار داشتند که به دین پشت کرده‌اند، در حالی که این رقم در بین اشخاصی که والدین آنها با هم زندگی می‌کنند، 23درصد است. البته اعراض نسل هزارۀ امریکا از دین دلایل دیگری نیز داشته است؛ 29درصد دلیل این امر را مخالفت دین با روابط هم‌جنس‌گرایی اظهار داشته‌اند، 19درصد به خاطر رسوایی‌های جنسی روحانیون کلیسا و 60درصد نیز به خاطر ناباوری و بی‌اعتقادی به آموزه‌های مذهبی از دین روی‌گردان شده‌اند. دانیل کاکس (Daniel Cox)، یکی از پژوهشگران این مطالعه می‌گوید در بحث ریشه‌یابیِ افزایش بی‌دینی‌ها، تمرکزها بیشتر بر روی مسئلۀ تغییر اولویت‌ها و ترجیحات فرهنگی مردم بوده است. اما موضوعی که کمتر به آن توجّه شده این است که روش تربیتیِ نسل هزاره با نسل‌های قبلی متفاوت بوده است. علاوه بر این، در مقایسه با نسل‌های قبل، تعداد بیشتری از آنها فرزند طلاق بوده‌اند و این خود عامل روی‌گردانیِ افراد از دین است. حتی فرزندانِ والدینی که خود متدیّن هستند نیز کمتر از هم‌سن و سالان خود مذهبی هستند.   ]]> خانواده Sun, 13 Nov 2016 11:42:55 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6917/ کشورهایی که در آنها ازدواج نابالغان مجاز است http://dinonline.com/doc/report/fa/6875/ به گزارش دین‌آنلاین، بر اساس یکی از تازه‌ترین تحقیقات مرکز پژوهشی پیو با این که در بسیاری از کشورها هجده سالگی نشانۀ پایان دوران نابالغی است، همیشه نیز سن ازدواج با سن بلوغ مطابقت ندارد (به لحاظ قانونی و غیره). ظاهراً اکثر کشورها (153 از 198) دارای این الزام هستند که کسانی که قصد ازدواج دارند بالغ (بالای هجده سال) باشند. اما بسیاری از همین کشورها نوعی استثناء برای این الزام قائل هستند؛ در بسیاری از کشورها از جمله عراق، جامائیکا و اوروگوئه، نابالغان مجازند با اجازۀ والدین خود زیر این سن ازدواج کنند. در حدود یک پنجم (38) کشورها شرط سنّی ازدواج برای زنان و مردان متفاوت است. مثلاً در بنگلادش زنان باید حداقل 18 و مردان 21 ساله باشند. در بسیاری از کشورها شرط سنّی برای ازدواج بسته به گرایش دینی افراد متفاوت است. مثلاً در فیلیپین شرط سنّی برای ازدواج 21 سالگی است، مگر این که شخص مسلمان باشد. پسران مسلمان مجازند در 15 سالگی و دختران نیز می‌توانند هرگاه به بلوغ رسیدند، ازدواج کنند. در 27 کشور شرط سنّی ازدواج هجده سالگی است. قریب به نیمی از این کشورها (14 از 27) در منطقۀ آسیا-اقیانوسیه واقع شده‌اند. برای مثال در چین مردان باید دست‌کم 22 و زنان 20 ساله باشند. در 96درصد کشورها قوانینی وجود دارد که شرط سنّی قانونی را برای ازدواج تعیین کرده‌اند. تنها در شش کشور (گینۀ استوایی، گامبیا، عربستان، سومالی، سودان و یمن) حداقل سنّی معین نشده است. طبق گزارش سازمان ملل و وزارت امور خارجۀ امریکا، افرادی که زیر سنّ قانونی یا سنّ بلوغ ازدواج می‌کنند، معمولاً از جانب دیگران به این کار واداشته می‌شوند. ]]> خانواده Sun, 06 Nov 2016 06:25:06 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6875/ مادران به نسبت پدران تأثیرگذاری بیشتری در گرایش دینی فرزندان دارند http://dinonline.com/doc/report/fa/6880/ به گزارش دین‌آنلاین، براساس یکی از تازه‌ترین پژوهش‌های مؤسسۀ پیو، حدود یک پنجم مردم امریکا در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که در آنها والدین پیرو ادیان متفاوتی هستند. 27درصد این افراد متعلّق به نسل هزاره هستند (تولّد نسل هزاره از اواخر دهۀ 1970 یا اوایل دهۀ 1980 آغاز شده و در اوایل دهۀ 2000 به پایان رسیده‌ است). تنها والدین 13درصد از افراد متعلّق به نسل خاموش (نسلی از امریکایی‌ها که در فاصلۀ سال‌های ۱۹۲۵ و ۱۹۴۲ زاده شده‌اند) ادیان متفاوتی دارند. 24درصد از افراد متعلّق به نسل هزاره، دارای یک والد مذهبی و یک والد لامذهب هستند. 62درصد این افراد معمولاً بی‌دین بار خواهند آمد. همچنین 62درصد افرادی که والدین آنها هر دو کاتولیک بوده‌اند، کاتولیک بار خواهند آمد. 79درصد کسانی که در خانواده‌های پروتستان بزرگ شده‌اند نیز پروتستان بار خواهند آمد. 50درصد کودکانی که یکی از والدین آنها کاتولیک است، کاتولیک می‌شوند و از کودکانی که یکی از والدین آنها پروتستان هستند نیز 56درصد پروتستان خواهند شد. دربارۀ امریکایی‌هایی که والدین آنها پیرو ادیان متفاوتی هستند، یافته‌های جالبی به دست آمده است. تقریباً 3درصد از تمام افراد بزرگسال امریکایی در آن واحد به ادیان مختلفی گرایش دارند. دلیل این امر یا تنوّع ادیان والدین و دیگر اعضای خانواده، یا تغییر دین والدین بوده است. کسانی که در چنین خانواده‌هایی زندگی کرده‌اند، عمدتاً به دین مادر خود گرایش پیدا کرده‌اند. مادران به نسبت پدران، نقش مهم‌تری در حیات دینی امریکایی‌ها ایفا می‌کنند. یک دهم کسانی که در خانواده‌های دارای تنوع دینی بزرگ شده‌اند، دارای والدینی مذهبی هستند که هر یک پیرو دین متفاوتی است. 12درصد این افراد دارای یک والد مذهبی و یک والد لامذهب هستند. اما همچنان تعداد امریکایی‌هایی که براساس یک دین تربیت شده‌اند غالب است. در کشور امریکا از هر ده نفر، هشت نفر با یک تربیت دینی بزرگ شده‌اند. این رقم هم شامل کسانی می‌شود که والدین آنها هر دو پیرو یک دین واحد بوده‌اند (دو سوم) و هم شامل کسانی است که توسط یک والد بزرگ شده‌اند (14درصد). ]]> جهان ادیان Thu, 03 Nov 2016 07:16:31 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6880/ زنگ خطر مسئول سازمان بسیج جامعه زنان به مناسبت رشد پدیده «فمینیسم اسلامی» http://dinonline.com/doc/report/fa/6881/ مینو اصلانی در نشست «صدای پای فمینیست» که در غرفه سازمان بسیج جامعه زنان کشور برگزار شده، با طرح این موضوع که حرکت‌های فیمنیستی، به طور علنی جنگ علیه خانواده را رقم زده و با آموزه‌های خاص خود هویتی ضد زن و مرد را ایجاد کرده، افزود: این اقدامات باعث جابه‌جایی نقش‌ها شده است و امروز شاهد این هستیم که نه زن در جایگاه اصلی خود قرار دارد و نه مرد نقش قوامیت و حاکمیت خانه را بر عهده دارد و مانند ستون خانواده به ایفای نقش می‌پردازد. وی ادامه داد: با این اقدامات هویت زن که مایه استحکام بنیاد خانواده بود، نادیده گرفته شده و زنان در حمایت هیچ مردی نیستند و باید خودشان درآمد داشته و بار زندگی را به تنهایی به دوش بکشند. این استاد دانشگاه، استفاده ابزاری از زن در تبلیغات فروش کالاها را از نتایج فعالیت‌های فیمنیست‌ها دانسته و اظهار کرد: همه اینها بر اساس گام‌های فیمنیست است و برخی از صاحبنظران معتقدند که فیمنیست قبل از اینکه حرکت زنانه باشد، حرکتی مردانه است و به نفع جامعه مردان گام بر می‌دارد زیرا مردان بدون پذیرش مسئولیتی به راحتی به خواسته‌های خود می‌رسند. مسئول بسیج جامعه زنان کشور ضمن اعلام هشدار به اقدامات فیمنیست‌ها در ایران گفت: متأسفانه در کشور شاهد رشد پدیده‌ای به نام «فیمنیسم اسلامی» هستیم که سعی دارند با شبهه‌افکنی در خصوص جایگاه زن در اسلام و زیر سؤال بردن نقش‌های خانوادگی زن‌ها، برخی از آموزه‌های فیمنیستی مانند تساوی جنسیتی را در کشور ترویج کنند در حالی که به زعم اندیشمندان غربی آنچه که باعث سست شدن بنیاد خانواده در غرب شده و باعث فروپاشی بسیاری از خانواده‌ها است، همین تساوی جنسیتی است زیرا به تفاوت‌های فطری توجه نمی‌کند و هویت زن، نقش همسری و مادری را به تمسخر می‌گیرد ولذا کرامت و جایگاه زن را در جامعه و خانواده تنزل داده‌اند. اصلانی تصریح کرد: متاسفانه به تازگی ایران در حال پیوستن به برخی از معاهدات بین المللی است و به دنبال ایجاد تساوی جنسیتی و سهمیه‌بندی جنسیتی در کشور است، در حالی که این بحث‌ها مخالف عدالت است زیرا افراد باید در فرایندی که با تکیه بر استعداد، توانایی‌ها و قابلیت‌های فرد است جایگاه مدیریتی را اخذ کنند نه اینکه ما مشخص کنیم که چه مقدار از تصدی‌ها برای زنان باشد و چند درصد از بخشدارها و فرمانداران کل کشور زنان باشند. وی این سهمیه‌بندی را دستاورد غربی‌ها در دیگر کشورها دانسته و افزود: سهم‌بندی توهین به زن است زیرا بر این مبناست که زن‌ها ویژگی‌های مدیریتی را ندارند بنابراین باید این سهمیه را به آنان تخصیص داد و این حرف خلاف واقع است و جوامع آزاد این تحمیل را نمی‌پذیرند اما غرب این اجبار را در کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان به انجام رسانده است و قصد اجرای آن را در کشور ما نیز دارند در حالیکه این فرایند نفوذ را در پی خواهد داشت. مسئول سازمان بسیج جامعه زنان روشنگری در خصوص حرکت‌های فیمنیستی در ایران را که به عنوان منفورترین حرکت در غرب شناخته شده است، یکی از اقدامات عملی در مبارزه با این جریان در کشور دانسته و افزود: این روشنگری باید در تمام اقشار دانش‌آموزان و دانشجویان انجام شود و اقدام مهم دیگر نظارت بیش از پیش مجلس بر این اقدامات است تا مانع از پیوستن به معاهداتی که تا این حد هزینه‌های سنگین معنوی، اخلاقی و خانوادگی برای ما دارد، بشود.   درباره فمینیست اسلامی نظر قاطعی وجود ندارد فریبا علاسوند عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده وابسته به حوزه علمیه قم در نشستی دیگر با عنوان "بررسی پژوهش تطور روش‌شناختی فمینیسم اسلامی" گفته است: باید دید فمینیست اسلامی را چه کسی استخدام می‌کند؟ در این رابطه نظریه قاطعی وجود ندارد، اما اگر جریان‌های خارج از فضای فکری اسلامی بخواهند به کسانی که از حقوق زنان دفاع می‌کنند اشاره کنند، نه تنها به افرادی که از فمینسیت خوانده‌شدن ابا دارند، بلکه به همه ما فمینیست اسلامی خواهند گفت. به این خاطر که شاخص جریان حمایت از حقوق زنان، جریان‌های فمینستی است و برای خود من بارها در خارج از کشور اتفاق افتاده است که وقتی خواستند مرا معرفی کنند گفتند فمینیست اسلامی است، درحالی‌که دیدگاه‌های ما با دیدگاه مرنیسی و دیگران، هیچ قرابتی ندارد. بنابراین وقتی آن‌ها چنین عبارتی را به کار می‌برند، به نوعی یک عبارت مشیر است برای نشان‌دادن جریان‌های اسلامی در داخل کشورهای اسلامی یا در میان مسلمان‌ها که یا می‌خواهند از مسئله زن و حقوق زن دفاع کنند و یا از ساحت قرآن در مقابل نگرش‌های مردسالارانه دفاع کنند. فمینیست‌ها با استفاده ابزاری از زنان مخالفند همچنین یک کارشناس در حوزه مطالعات زنان در پاسخ به پرسش دین‌آنلاین درباره اظهارات مسئول سازمان بسیج جامعه زنان گفت: دریافت ایشان از فمینیسم و فمینیسم اسلامی چندان دقیق نیست. فمینیست‌های اسلامی در پی وضعیتی عادلانه‌تر برای زنان و مردان هستند و تصور می‌کنند این نگاه با نگاه الاهی هم سازگار است. فمینیست‌های اسلامی از نگاه قرآنی انتقاد نمی‌کنند، بلکه با برتری‌جویی مردان مسلمان مبارزه می‌کنند. این استاد دانشگاه با اشاره به بخشی دیگر از سخنان خانم اصلانی در متوجه دانستن استفاده ابزاری از زن در تبلیغات فروش کالاها به فعالیت‌های فیمنیست‌ها اظهار داشت: بر خلاف تصور ایشان، یکی از جبهه‌های مبارزه فمینیست‌ها در جهان استفاده ابزاری از بدن زن در تبلیغات بازرگانی بوده است. ]]> خانواده Mon, 31 Oct 2016 16:59:55 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6881/ چگونه قبح طلاق در امریکا از میان رفت؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6857/ استفانی کونتز(Stephanie Coontz)، استاد تاریخ و مطالعات خانواده عنوان می‌دارد که طلاق در گذشته نیز بسیار رایج بوده است. هنری هشتم(1530) با زیر پا گذاشتن دستور پاپ، همسر اول خود را طلاق داد و همسر دیگری اختیار کرد و البته همین مخالفت با حکم کلیسا بود که در ظهور مذهب پروتستان در انگلستان نقش داشت. در ایالات متّحده نیز افزایش نرخ طلاق با انقلاب امریکا همزمان بود. ایدئولوژی انقلاب، بر روند طلاق در دهه‌های 1820 و 1830 تأثیر داشت. این رویداد به طور ضمنی القاء می‌کرد که همان‌طور که می‌شود اتّحاد چند کشور را درهم‌شکست، اتّحاد زوجین نیز درهم‌شکستنی است. در آن زمان طلاق صرفاً با اثبات خشونت فیزیکی و زنای زوج یا زوجه قابل‌تحقّق بود، اما بعدها طلاق مشروط به این که دادگاه آن را عادلانه و معقول تشخیص دهد، مشروعیت یافت و به‌تدریج ایدۀ طلاق در سراسر کشور منتشر شد. در نیمۀ دوم قرن نوزدهم، نرخ طلاق همچنان سیری صعودی داشت. سال 1867 نخستین سالی بود که آمار ملّی ازدواج و طلاق در دسترس قرار گرفت و بالاخره در سال 1969، رونالد ریگان مصوبۀ قانون خانواده را امضاء کرد و بدین ترتیب مفهوم «اختلافات حل‌ناشدنیِ زناشویی»(irreconcilable differences) مطرح شد. در دهۀ 60 طلاق توافقی برای مردم امریکا امکان‌پذیر شد؛ یعنی طلاقی که ضمن آن هر یک از زوجین می‌توانند بدون سر زدن هر گونه خطایی از جانب همسر خود، درخواست طلاق کنند. با این که طلاق در امریکا رواج یافت، اما در ابتدا ننگ سنگینی به همراه داشت. ولیکن امروز دیگر این قبح و احساس ننگ از میان رفته است و بسیاری از مردم این کشور دیگر طلاق را یک فاجعه، خیانت یا دلیلی برای متنفّر بودن از یکدیگر تلقّی نمی‌کنند. ]]> خانواده Mon, 24 Oct 2016 20:50:00 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6857/ محدودیت‌های مرتبط با پوشش مذهبی برای زنان http://dinonline.com/doc/report/fa/6853/ به گزارش دین‌آنلاین، مرکز تحقیقاتی پیو کشورهایی را که در آنها قوانینی درباره پوشش‌ها و نمادهای مذهبی(مثل روسری برای زنان یا ریش برای مردان) وجود دارد، بررسی کرده است. این مرکز با تمرکز بر قوانین و مقرّرات خاصّ پوشش بانوان، به این نتیجه رسیده که از 198 کشوری که در سال‌های 2012 و 2013 مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، 50 کشور دست‌کم یک قانون مرتبط با پوشش مذهبی برای زنان داشته‌اند. تقریباً یک سوم این کشورها(78%) قانونی داشته‌اند که اختیار زنان را برای انتخاب پوشش مذهبی محدود می‌کرده و یک چهارم(24%) آنها نیز دست‌کم دارای یک قانون مبنی بر الزام استفاده از پوشش مذهبی برای زنان بوده‌اند. کشور روسیه تنها کشوری است که هم سیاست‌هایی دارد که استفاده از پوشش مذهبی را برای زنان ممنوع می‌کند(در مدارس استاوروپول) و هم در عین حال در منطقۀ چچن زنان در تمام ساختمان‌های عمومی ملزم به داشتن حجاب بودند. قوانین یا سیاست‌های مبنی بر محدودسازی اختیار استفاده از پوشش مذهبی برای زنان در اروپا رایج‌تر بوده‌اند. 18 کشور از 45 کشور این قارّه، دست‌کم دارای یک محدودیت این‌چنینی بوده‌اند. تعداد بسیاری از کشورهای اروپایی نیز استفاده از بعضی انواع البسۀ مذهبی را در اماکن عمومی قدغن کرده بودند. برای نمونه، فرانسه و بلژیک استفاده از پوشش چهره(نقاب) را ممنوع کرده بودند و ناقضان این قانون را به پرداخت جریمه ملزم می‌کردند. در خاورمیانه و آفریقای شمالی، کشورهای عراق، لیبی، عربستان سعودی و سودان دارای قوانینی بوده‌اند که زنان را ملزم به حجاب می‌کردند. کشورهای الجزیره، مصر، اسرائیل و عمان نیز سیاست‌هایی دارند که اختیار زنان را برای استفاده از البسۀ مذهبی دست‌کم در بعضی موقعیت‌ها محدود می‌سازد. برای مثال دولت مصر کارکنان زن هواپیمایی ملّی را از حجاب منع کرده است. نیروهای امنیتی اسرائیل نیز حجاب را برای زنان زندانی فلسطینی، در زمان بازپرسی ممنوع کرده بود. در الجزیره زنان کارمند دولت مجاز به استفاده از روسری و نقاب بودند، اما اگر این پوشش باعث سخت‌ شدن عملکرد و ایفای وظیفۀ آنها می‌شد، از این پوشش ممانعت می‌شد. در منطقۀ آسیا و اقیانوسیه، شش کشور از پنجاه کشور(12%) دارای قوانینی بودند که زنان را ملزم به استفاده از پوشش مذهبی می‌کردند. در اندونزی زنان براساس آیین‌نامه، ملزم به حجاب بودند. در ایران نیز زنان در اماکن عمومی ملزم به پوشاندن موی سر و پوشیدن لباس‌های آزاد بودند. در یازده کشور از پنجاه کشور(22%) در این منطقه، قوانینی وجود داشت که استفاده از پوشش مذهبی را برای زنان محدود می‌کرد. در هندوستان در بعضی مدارس و دانشگاه‌ها حجاب ممنوع بود، چراکه همه می‌بایست به یک شکل لباس می‌پوشیدند. در سنگاپور نیز بعضی کارمندان بخش‌های عمومی، از جمله پرستارها حقّ محجبه بودن را نداشتند. در جنوب صحرای آفریقا قوانینی که زنان را ملزم به پوشش مذهبی می‌ساخت، تنها در کشور سومالی به چشم می‌خورد که گروه افراطی «الشباب» زنانی را که در مناطق تحت کنترل خودشان بودند ملزم به حجاب ساخته بودند. قوانین محدودکنندۀ پوشش مذهبی در پنج کشور در جنوب صحرای آفریقا مشاهده می‌شد، از جمله موزامبیک و کنیا. براساس منابع مورداستفاده در این مطالعه، هیچ‌یک از کشورهای قارۀ آمریکا زنان را ملزم به استفاده از پوشش مذهبی نمی‌کردند، صرفاً کانادا تاحدودی پوشش مذهبی را برای زنان محدود کرده بود؛ از جمله این که اشخاصی که می‌خواستند شهروند کانادا شوند، باید هنگام ادای سوگند شهروندی پوشش چهرۀ خود را برمی‌داشتند تا ادای سوگند مشخّص باشد. تعرّض به زنان به دلیل پوشش مذهبی حتّی در کشورهایی که فاقد مقرّرات رسمی برای پوشش زنان هستند، گاهی‌اوقات زنان در معرض فشارهای اجتماعی قرار می‌گیرند تا با این اهرم، با آداب و رسوم بومی یا هنجارهای رایج مرتبط با پوشش مذهبی هم‌راستا شوند. هم‌سو نشدن با جامعه می‌تواند به مورد آزار و اذیت قرار گرفتن زنان از جانب افراد، نهادها یا گروه‌های اجتماعی بینجامد؛ چه در صورت استفاده از پوشش مذهبی و چه در صورت نقض قوانین استفاده از پوشش مذهبی. براساس نتایج آخرین مطالعۀ مرکز پژوهشی پیو، در سال 2013 در بیش از پنجاه کشور، دست‌کم یک مورد این‌چنینی گزارش شده است. در اینجا تعریف تعرّض بسیار گسترده است و از ناسزا گفتن تا حملۀ فیزیکی را شامل می‌شود. در 33 کشور از 198 کشور(17%) زنان به خاطر پوشیدن لباس‌های مذهبی مورد تعرض قرار می‌گرفتند. در 23 کشور از 198 کشور نیز(12%) به خاطر نقض قانون حجاب مورد تعرض واقع می‌شدند و در 3% از کشورها نیز هر دوی این موارد مشاهده شده‌اند. به طور کلّی مورد تعرض قرار گرفتن زنان به تناسب قوانین آن کشور بوده است؛ یعنی تعرّض‌ها در صورت نقض قوانین و عرف رایج رخ داده بود. نوع تعرّضات به خاطر پوشش مذهبی در مناطق مختلف قارّۀ اروپا از نظر تعداد موارد تعرض برجستگی خاصی دارد؛ تقریباً در نیمی از کشورهای این قارّه، دست‌کم یک گزارش از مورد تعرض قرار گرفتن زنان به خاطر پوشش مذهبی وجود داشت. این درصد بالاتر از مناطق دیگر است.   عملاً تمام موارد تعرض در اروپا مربوط به زنان مسلمان می‌شود. برای مثال در فرانسه دو مرد به خانم مسلمان بارداری حمله کردند، به شکم او لگد زدند، سعی کردند روسری او را بردارند و موهایش را ببرند. در آخر نیز زن، فرزند خود را از دست داد. کشورهای معدودی(7%) در اروپا وجود دارند که در آنها زنان به خاطر عدم استفاده از پوشش مذهبی مورد تعرّض واقع شده باشند که یکی از موارد در چچنِ روسیه رخ داد. خاورمیانه و آفریقای شمالی مناطقی بودند که دارای بالاترین میزان تعرّض به زنان به خاطر عدم استفاده از پوشش مذهبی هستند. از 20 کشور، در 8 کشور(40%) شاهد چنین مواردی بودیم که البته همۀ موارد مربوط به مسلمانان نبود. برای مثال در اسرائیل گروهی از یهودیان ارتدوکس افراطی(یهودیان هاردی) به خاطر پوشش نادرست زنی به وی حمله کردند و با سنگ به سر او کوبیدند. در منطقۀ آسیا-اقیانوسیه زنان(عمدتاً زنان مسلمان) به‌یکسان هم به خاطر پوشش مذهبی و هم به خاطر نقض قوانین پوشش مذهبی مورد تعرّض قرار می‌گیرند. در جنوب صحرای آفریقا نیز حدود 15% از زنان در رابطه با پوشش مذهبی(6% به خاطر پوشش مذهبی و 8% به خاطر عدم استفاده از این پوشش) مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. در قارۀ آمریکا در یک کشور از 35 کشور، یعنی در کشور کانادا زنان به خاطر حجاب خود مورد تعرّض لفظی و فیزیکی واقع می‌شوند. در این قارّه موردی مبنی بر تعرّض به زنان به دلیل عدم استفاده از پوشش مذهبی مشاهده نشده است. در ایالات متّحده هیچ موردی دربارۀ تعرّض به زنان به خاطر پوشش مذهبی گزارش نشده است. این کشور دارای قوانینی اعتدال‌آمیز در رابطه با محدودیت‌های دولتی دربارۀ دین و خصومت‌های اجتماعی نسبت به گروه‌های مذهبی است و از این لحاظ در بین دویست کشور مورد مطالعه در اواسط طیف قرار دارد. ]]> حقوق Mon, 24 Oct 2016 00:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6853/ فرزندان طلاق بیشتر در معرض اعراض از دین هستند http://dinonline.com/doc/report/fa/6836/ در حال حاضر 35% فرزندان طلاق پیرو هیچ دین و مذهبی نیستند، در حالی که این رقم در بین فرزندانی که والدین آنها با هم زندگی می‌کنند، 23% است. اظهار بی‌اعتقادی به دین و اعراضِ از آن، از دهۀ 70 آغاز شد و نرخ طلاق نیز از دهۀ 80 رو به فزونی گذاشت. این نشان می‌دهد که احتمالاً ارتباطی میان این دو موضوع وجود دارد. در حال حاضر نسبت افراد بی‌دین 25% است، حال آن که چهل سال پیش این رقم تنها 5% بود. افزون بر این، نتایج همین پژوهش نشان می‌دهد که فرزندانی که والدین آنها پیرو ادیان متفاوتی هستند، بیشتر در معرض اعراض از دین هستند. فرزندان طلاقی که والدین آنها پیرو ادیان متفاوت بوده‌اند، محتمل‌ترین افراد برای اعراض از دین هستند. به‌علاوه، نتایج پژوهش گویای آن بود که احتمال مذهبی بودنِ فرزندان طلاقی که والدین آنها مذهبی هستند، کم است. تنها 31% فرزندان طلاقی که دارای والدین مذهبی بوده‌اند همچنان به طور مرتّب به کلیسا می‌روند، در حالی که 43% فرزندان والدینی که با هم زندگی می‌کنند به طور مرتّب در مراسم کلیسا شرکت می‌کنند. اندرو روت (Andrew Root)، استاد مدرسۀ دینی لوتر می‌گوید: "با طلاق همه‌چیز از هم می‌پاشد؛ دوستان مشترک، بستگان. همه علیه هم جبهه می‌گیرند. حتّی دین هم جانب‌داری می‌کند و کلیساها از هم جدا می‌شود. پدر دینِ مادر را ترک می‌کند یا بالعکس. ارتباط برقرار کردن بین دنیای آنها دشوار می‌شود." روت کشیش‌ها، به‌ویژه کشیش‌های پروتستان را به خاطر رشد بی‌ایمانی در بین جوانان مقصّر می‌داند. او می‌گوید در دهۀ 80 که نرخ طلاق به طور ناگهانی افزایش یافت، کشیش‌های پروتستان به موضوع رسیدگی نکردند، طلاق را مذمّت نکردند و ساکت ماندند. طبیعتاً فرزندان افرادی که عضو این کلیساها بودند نیز با این تفکّر بزرگ شدند که کلیسا و دین هیچ کاری نکردند تا در آن شرایط دشوار به داد آنها برسند و کمکشان کنند. از عوامل دیگری که باعث روی‌گرداندن افراد از دین می‌شود، می‌توان رسوایی‌هایی که روحانیون به بار می‌آورند و ناتوانایی افراد در درک آموزه‌های دینی را نام برد. ]]> خانواده Wed, 19 Oct 2016 21:46:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6836/ آیا مشاوران خانواده زوجین را به طلاق تشویق می‌کنند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6830/ به گزارش دین‌آنلاین، گروه فرهنگ و اندیشه شبکه چهار سیما چهارشنبه ۲۸ مهرماه در برنامه زاویه به بررسی این موضوع می‌پردازد که روان‌شناسان و مشاوران تا چه اندازه توانسته‌اند طلاق را کاهش دهند؟ میهمانان این برنامه ابراهیم فیاض، شهریار شهیدی و محمدعلی مظاهری هستند. این برنامه چهارشنبه شب ساعت ۹ شب از شبکه چهار سیما به صورت زنده پخش می شود. سوالات این برنامه به شرح زیر است: ۱- جناب فیاض شما بر اساس چه پژوهشی به این نتیجه رسیدید که  اکثر طلاق ها زیر سر روانشناسان و مشاوران است؟ و بر پایه چه شاقولی می‌توان پذیرفت نتیجه به دست آمده دقیق و درست است؟ ۲- آیا روانشناسان و مشاوران واقعا مردم را به طلاق دعوت می کنند یا صرفا راه و چاه را به مردم می گویند و این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند چه کار کنند؟ به عبارتی: آیا مشاوره نوعی توصیه یا شبیه پند و اندرز و تشویق و فرمان به کاری است یا ارائه دهنده نقشه راه و راهکارها؟ ۳- اگر بپذیریرم مشاوران و روانشناسان سهم بزرگی در طلاق دارند در این حالت این خطای روانشناسان خطایی سیستمی و ذاتی و غیر قابل درمان است یا خطایی غیرسیستمی و قابل علاج؟ ۴- چرا از میان عوامل رنگارنگ اقتصادی، فرهنگی و شخصیتی مشاوران و روانشناسان را عامل اکثر طلاق ها معرفی می کنیم؟ ]]> خانواده Tue, 18 Oct 2016 16:37:07 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6830/ افزایش آمار طلاق در عراق به سبب اسلام‌گرایی، فقر و پخش سریال‌های ترکیه‌ای http://dinonline.com/doc/report/fa/6771/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکونومیست، اکنون تعداد موارد طلاق در مقایسه با سال 2004 تقریباً دو برابر شده است. سازمان دادگستری سخت تلاش می‌کند تا از افزایش آمار طلاق بکاهد، چراکه این موضوع تأثیراتی منفی بر روی جامعه دارد.   عدّه‌ای علّت افزایش طلاق را سختگیرانه‌تر شدن قوانین اسلام در طی دهۀ گذشته می‌دانند؛ چراکه این امر باعث افزایش ازدواج‌هایی شده که صرفاً برای اطفای غرایز صورت می‌گیرد. حال آنکه بنیان چنین خانواده‌هایی بسیار سست و از هم گسستن آنها بسیار سهل است. پدیداری «دولت اسلامی» نیز باعث شدت گرفتن تفرقه‌ میان شیعه و سنی شده و لذا اخیراً بسیاری از ازدواج‌های بین شیعه و سنی به طلاق کشیده شده‌ است. عامل دیگر نیز افزایش فقر است؛ این روزها بعضی مردان عراقی به خاطر عدم استطاعت مالی برای تأمین هزینه‌های خانواده، همسر خود را طلاق می‌دهند. جامعه‌شناسان یکی از دلایل دیگر را سریال‌های پرطرفدار ترکیه‌ای می‌دانند که در حال زدودن قبح خیانت و طلاق از نظرگاه مردم هستند.   ]]> خانواده Wed, 05 Oct 2016 18:56:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6771/