پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين خانواده :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/family Wed, 21 Nov 2018 22:01:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Wed, 21 Nov 2018 22:01:57 GMT خانواده 60 عروسک‌هایی با شخصیت‌های متفاوت اما اسلامی به بازار آمد http://dinonline.com/doc/report/fa/7932/ به گفته پیتر گولد، یکی از بنیان‌گذاران  این شرکت، ایده ساختن این عروسک‌ها زمانی پدید آمد که او می‌خواست به دو دختر خود عروسک‌هایی هدیه دهد که مناسب آنها باشد. او یک پدر مسلمان است و پس از رو به رو شدن با دیگر خانواده‌های مسلمان تصمیم گرفت عروسک‌هایی ایجاد کند که نشان دهنده و شامل همه مسلمانان باشد. اسامی خواهران سلام، مریم، یاسمین، لیلا، نورا و کریمه است که هر کدام نماد گروه‌های مختلف مسلمانان و علایق گوناگون است. همچنین هرکدام از آن‌ها طیف‌های گوناگون فعالیت‌های تخصصی از ورزش، مد و علم را به تصویر می‌کشند. این عروسکها متعلق به قومیت‌های گوناگون هستند و هرکدام دارای رنگ چشم، استایل شخصی، چهره متفاوت و جنس موی مخصوص به خود هستند. هدف از این تفاوت بین عروسک‌ها این است که دخترهای جوان نسبت به ریشه‌های قومی خود احساس غرور داشته باشند. در کنار خواهرام سلام یک کتاب داستان طراحی شده است که دنیای هر یک از آنها را شرح می‌دهد، علاوه بر آن، هر عروسک دارای پوشش، روسری‌ها و شانه مخصوص به خود است. شخصیت هر یک از عروسک‌ها و داستان زندگی آنها از زنان مسلمان واقعی الهام گرفته شده است مثلاً شخصیت عروسک یاسمین از یک فعال زن مسلمان در استرالیا به نام یاسمین عبدالمجید الهام گرفته شده است. این عروسک‌ها در حال حاضر به صورت آنلاین دراسترالیا، آمریکا، آفریقای جنوبی و انگلیس به فروش می‌رسد و این شرکت قصد دارد در آینده فروش آن را در اروپا، آفریقا و کشورهای عربی نیز گسترش دهد.     ]]> خانواده Wed, 19 Sep 2018 14:28:04 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7932/ نقشی که پاپ به زنان در کلیسا نمی‌دهد http://dinonline.com/doc/report/fa/7895/ با وجود حمایت از فرآیند کشیش شدن زنان، پاپ فرانسیس و ساختار مردمحور واتیکان تأکید می‌کنند که تک‌جنسیتی و مرد بودن کشیش یک حکم الهی است و قابل تغییر نیست. در امریکا از سال ۱۹۷۰ کمپینی برای حمایت از کشیش شدن زنان شکل گرفته است که  طرفداران آن با استفاده از موضوع رسوایی اخلاقی مردان کشیش به دنبال تغییر ساختار مردمحور کلیسای کاتولیک هستند. آنها همچنین معتقدند که زنان می‌توانند نقش بسیار مهمی در حل مسئله کمبود کشیش در سراسر جهان داشته باشند. "بریجت مری میهان" یکی از حامیان این جنبش و از جمله کسانی که خود می‌خواهد کشیش باشد می‌گوید: "اگر زنان در شرایط برابر و به عنوان کشیش در کلیسا حضور داشتند کلیسا این‌گونه دچار آشفتگی نبود چرا که گویا والدینی به عنوان کشیش در کلیسا حضور دارند که از کودکان مراقبت می کنند." همه اینها در حالی است که مجازات تلاش برای کشیش شدن زنان طرد از کلیسا است. کلیسای واتیکان این موضوع را آن‌قدر شنیع می‌داند که آن را در رده گناهان بزرگ مانند سوء استفاده جنسی قرار می دهد. در دکترین کاتولیک، مقام کشیش فقط مختص مردان است چرا که عیسی مسیح ۱۲ مرد را به عنوان حواریون خود برگزید. این دیدگاه از نظر کلیسای کاتولیک الهی و غیر قابل خطا است. پاپ فرانسیس این ممنوعیت را بارها مورد حمایت قرار داده است، با وجود اینکه تأکید دارد کلیسا در ذات خود زنانه است و بدون زنان وجود نخواهد دشت. او از زنان خواسته بود در رده‌های تصمیم‌گیری کلیسا مشارکت داشته باشند و برای این امر یک کمیته در سال ۲۰۱۸ تشکیل داد تا نقش زنان را به عنوان دیکن در کلیسای اولیه بررسی کنند. نظرهای متفاوتی وجود دارد که آیا این کمیته مجوز حضور زنان در کلیسا را به عنوان دیکن خواهد داد یا نه. دیکن در انجام بسیاری از اعمال مانند کشیش است مانند خطابه کردن یا برگزاری مراسم، اما عشای ربانی فقط توسط کشیش انجام می‌شود. حامیان حضور زنان در کلیسا این امر را یک قدم مثبت رو به جلو می‌دانند اگرچه به نظر آنها این قدم، کامل نیست و هدف اصلی، کشیش شدن زنان است. یکی از مردان حامی کشیش شدن زنان مایکل هیگینز، پروفسور اندیشه کاتولیک در کالیفرنیا، معتقد است رسیدن به این هدف اصلی به زودی غیر ممکن به نظر می‌آید و پیش از آن کلیسا باید یک اصلاح اساسی در مفهوم مقام کشیش انجام دهد. ]]> مسیحیت Mon, 17 Sep 2018 20:55:38 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7895/ ​آموزش‌های مذهبی در غرب چگونه به‌روز می‌شود؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7835/ در جوامع سکولار مدرن، همچون بریتانیا، این تمایل وجود دارد که فکر کنند «مذهب» چیزی است که دیگران به آن عمل می‌کند. وقتی ما معانی درون زندگی مؤمنان را درک نکنیم، قادر نخواهیم بود به درستی آنها و خودمان را درک کنیم؛ و در جهانی که جهانی‌سازی جوامع را با ارزش‌های متفاوت به سمت قرابت بیشتر هُل می‌دهد، این عدم شناخت خطرناک است. پاسخ بدیهی این است که در مدارس به جای اینکه مذهب را دلبخواهانه و تصادفی آموزش بدهیم – چیزی که امروز در انگلستان رایج است - تلاش کنیم آن را به درستی به کودکان آموزش بدهیم. چارچوب قانونی برای این موضوع 75 سال پیش تعیین شد، یعنی زمانی که بریتانیا بسیار متفاوت با امروز بود و بدون تردید کشوری مسیحی به شمار می‌رفت و فرض این بود که در تمام مدارس دین مسیحیت آموزش داده شود و بر اساس آن عمل بشود ومعنای اصلی اعمال مذهبی اجتماعی روزانه به منظور عبادت صریح مسیحی باشد؛ چیزی که از آن زمان تاکنون تعدیل یافته است تا نشان‌دهندۀ یک شخصیت مسیحی نمونه باشد. این قانون در عمل و در سطح وسیعی نادیده گرفته شده است. صرف نظر از مدارس مذهبی، معلمان و دانش آموزان هیچ اشتیاقی برای استفاده از اجتماعات مدارس برای اعمال مذهبی ندارند. در ضمن، هیچ برنامۀ تحصیلی ملّی برای آموزش مذهبی و اعمال مذهبی وجود ندارد. آموزش بسیاری از کودکان دربارۀ کنیسه‌ها و روحانیان مذهبی به شیوه‌های مختلف صورت می‌گیرد. برنامه‌های درسی و رئوس مطالب و کیفیت آموزشی دربارۀ مذهب بسیار متغیر است و به‌ندرت دربارۀ بی‌دینی یا اومانیسم بحث می‌شود؛ اومانیسمی که نظام اعتقادی بیشتر جوانان در انگلستان امروز است. چارلز کلارک، وزیر سابق آموزش و پرورش و لیندا وودهد، جامعه‌شناسِ دین در کتابچه‌ای که اخیراً منتشر کرده‌اند معتقدند که مدت زمان زیادی است که موعد پاکسازیِ این آشفتگی گذشته است؛ [برنامۀ پیشنهادی آنها این است که] «آموزش مذهبی» جایگزینِ «دین، باورها و ارزش‌ها» خواهد شد و تا مقطع ششم در تمام مدارس اجباری است و این آموزش شامل اومانیسم به عنوان یک نظام اعتقادی نیز می‌شود. مدارس مذهبی نیز بر اساس اعتقادات‌شان به مسئله اضافه می‌شوند و محتوای برنامۀ آموزشی تحصیلی در تمام مدارس دولتی اجباری خواهد بود. محتوای این برنامۀ آموزشی توسط هیئتی از نمایندگان متخصص هم مذهبی و هم اومانیسم تنظیم خواهد شد، و معیار انتخاب مهارت‌های آموزشی است نه مبارزه و حمایت از دیدگاه‌های فردی‌شان. هدف نهایی این است که به شاگردان کمک شوند تا ارزش‌های خودشان را تشخیص و بازتاب دهند و بتوانند آنچه را با دیگران در آن مشترک هستند ببینند. سنجش و آزمون ارزش‌ها امری دشوار است زیرا ارزش‌ها به طور ضمنی در آنچه ما انجام می‌دهیم بیان می‌شوند و سپس به صراحت در داستان‌ها و لفاظی‌های ما توجیه می‌شوند. یکی از اهداف آموزش در ادیان، باورها و ارزش‌ها، شناخت اشکال متفاوت از فهم و درکی است که توسط ادیان و نظام‌های اعتقادی دیگر ارائه می‌شود. رسیدن به این فهم و درک به منظور فهم بهتر خودمان است. هدف دیگر فهم دیگران به خاطر خودشان است. آموزش مذهب به عنوان نوعی انسان‌شناسی کافی نیست. هدف نهایی بایست ایجاد فهم و همدلی عمیق‌تر درون و میان جوامع گوناگون باشد. گاهی اوقات تفاوت‌های ناسازگار و واقعی ظاهر می‌شوند. در برخی از موضوعات، مثل برابری و گوناگونی، تنها امکان توافق محدودی با تفاسیر مذهبی مسلّم وجود دارد، اما عدم چنین توافق‌هایی زمانی که در معرض عموم باشند خطرات کمتری دارند. نکتۀ ضروری دریافت این واقعیت است که باورها و ارزش‌ها، هر جامعه و هر زندگی انسانی را درکنار یکدیگر نگاه می‌دارند و قبل از اینکه بتوان آنها را مورد بحث و نظر قرار داد، باید زنده بمانند. در یک کشور متکثر و چندمذهبی، نیاز است که مدارس به مکان‌های تبدیل بشوند که در آنها ارزش‌ها هم زنده‌اند و هم مورد آزمون و بررسی قرار می‌گیرند. یک شیوۀ آموزشی مذهبی اصلاح‌شده، بخش ضروری در این فرایند است. ]]> خانواده Thu, 30 Aug 2018 22:20:49 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7835/ ​یک اشتباه تاریخی دربارۀ ممنوعیت وسایل ضدبارداری از سوی کاتولیک‌ها http://dinonline.com/doc/report/fa/7833/ امسال پنجاهمین سالگرد اشتباه تاریخی کلیسای کاتولیک است؛ تصمیم پاپ پل ششم مبنی بر ممنوعیت سنتی استفاده از وسایل ضدبارداری و اعلام آن در منشور زندگی بشری (Humanae Vitae). نتیجۀ کوتاه‌مدت این تصمیم بحران اقتدار درون کلیسا بود. ده‌ها میلیون کاتولیک برای نخستین بار با آموزه‌های آن ضدیت ورزیدند و ده‌ها هزار کشیش مشوق بیان این ضدیت با زبانی کم‌وبیش رمزگونه شدند. نتیجۀ این تصمیم در درازمدت بسیار بدتر و گسترده‌تر بود. در طی دهه‌های گذشته، در جهانِ در حال توسعه، از منشور زندگی بشری که توسط پاپ پل ششم منتشر شد برای توجیه سیاست‌گذاری‌های ممنوعیت وسایل ضدبارداری استفاده شد؛ حکمی که باعث شد ده‌ها هزارنفر به سوی مرگ ناشی از ایدز بروند؛ مرگ‌هایی که اجتناب‌پذیر بود. در حالی که زنان کاتولیک در کشورهای ثروتمند این منشور را به‌کلی نادیده می‌گرفتند، زنان در کشورهای در حال توسعه چنین گزینه‌ای نداشتند؛ چراکه کلیسا بر سیاستمداران کشورهایی که عمده‌ترین حامی مراقبت‌های بهداشتی در افریقا بودند فشار می‌آورد و این یعنی  قربانیان این منشور غربی‌هایی نیستند که با صدای بلند و در ملأ عام آن را رد می‌کنند؛ قربانیان زنان کشورهای جنوبی جهان هستند که از دعوی‌های کلیسا دفاع می‌کنند. در جهان، در هر سال تقریباً 100 میلیون بارداریِ ناخواسته رخ می‌دهد و اکثر قریب به اتفاق این بارداری‌ها در مکان‌هایی رخ می‌دهد که زنان به وسایل ضدبارداری دسترسی ندارند. حدود 56 میلیون از تعداد کل بارداری‌های ناخواسته سقط جنین می‌کنند. سقط جنین عملی است که آموزه‌های کاتولیکی آن را بسیار نزدیک به قتل می‌داند و این آماری است که پاپ پل ششم باید بابت گناه آن سهم بزرگی را متحمل شود. با این حال نمی‌توان گفت که قصد و نیت این منشور بدخواهانه یا شر بوده است. اگر با نگاهی خیرخواهانه آن را بخوانیم برای این منشور، به لحاظ فلسفی، تمایز میان کنترل موالید با روش طبیعی یا مصنوعی، اهمیت دارد. در عمل میان روش جلوگیری از بارداری که اغلب همیشه کار می‌کند و روش دیگری از پیشگیری که نیاز است در آن همه چیز درست پیش برود تفاوت وجود دارد. درست است که امروز روش تنظیم خانواده از راه شناخت دورۀ باروری زن، در بازار با استفاده از دماسنج و اپلیکشن‌های گوشی هوشمند در معنای توانمندسازی زنان به فروش گذاشته‌ می‌شود، اما یک نسل کامل از زنان کاتولیک این روش را  در دهۀ 1960، در زمانی که تلاش می‌کردند به آموزه‌های مذهبی عمل کنند شناخته بودند و دختران و نوادگان دختر آنان هنوز این روش را می‌شناسند. این از آن دسته دانش‌هاست که نمی‌توان آن را یاد نگرفت. به نظر می‌رسد که تمایز میان روش‌های مؤثر و غیرمؤثر در جلوگیری از بارداری برای کلیسای کاتولیک در آن زمان مسئلۀ خیلی مهمی نبوده است چراکه این اعتقاد وجود داشت که معنا و هدف رابطۀ جنسی، بارداری و تولید مثل است و زوج‌ها حق واقعی در تصمیم‌گیری بر باروری‌ و تعداد موالیدشان نداشتند. بنابر این باور، باروری کارِ خداوند بود و کار کلیسا که ادعا می‌کرد می‌داند خداوند چه می‌خواهد. ممکن است پاپ به تصمیم‌گیری متقابل اعتقاد داشته باشد اما در پایان مشخص شد که او نمی‌تواند این را عملی کند. در واقع زنان به باروری خودشان اعتماد ندارند و نتایج و عواقب آن شدت عمل که 50 سال پیش در منشور پاپ پل اعلام شد رنجی عظیم و اجتناب‌ناپذیر شده است. ]]> خانواده Mon, 30 Jul 2018 13:31:39 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7833/ حجاب عرفی به جای حجاب شرعی ارزش یافته است http://dinonline.com/doc/report/fa/7832/ به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات فرهنگی این مرکز در گزارشی با عنوان «عوامل مؤثر بر اجرایی شدن سیاست‌های حجاب و راهکارهای پیش‌رو» عوامل تشدیدکننده این وضعیت و روند سیاستگذاری در خصوص حجاب را بررسی کرده و آورده است؛ در بخش اول گزارش، دو پارامترِ «نگرش مردم نسبت به موضوع حجاب» و «رفتار پوششی» آنها بررسی شده است. وضعیت نگرش جامعه به موضوع حجاب در پنج محور اساسی شامل ارزشمندی حجاب، ضرورت حجاب برای زن مسلمان، حدود حجاب، پیامدهای حجاب و بی‌‌حجابی، مداخله دولت در موضوع حجاب ارزیابی شده است. این گزارش می‌افزاید درخصوص وضعیت حجاب در کشور سه موضوع کانونی و مهم شامل تغییر ارزشمندی حجاب از شرعی به عرفی، جمعیت بالای بد‌‌حجابان کم‌‌آسیب (محجبه‌‌های عرفی)، کانون‌های بحران بدحجابی، وجود دارد که هرگونه سیاستگذاری و تصمیم‌‌گیری باید با لحاظ کردن آنها انجام شود. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در خصوص تغییر ارزشمندی حجاب از شرعی به عرفی، عنوان می‌کند که حجاب شرعی برای 35 درصد از افراد جامعه ارزشمند است و تقریباً 55 درصد از زنان حجاب عرفی را ارزشمند دانسته‌اند. درواقع نوعی حس و بی‌‌رغبتی درخصوص حجاب شرعی در میان بخشی از افراد جامعه ایجاد شده است که موجب می‌‌شود آنها بین دو گزینه حجاب عرفی و شرعی، حجاب عرفی را انتخاب کند. همچنین در بخش جمعیت بالای بد‌‌حجابان کم‌‌آسیب (محجبه‌‌های عرفی) نتایج تحقیقات متعدد نشان می‌‌دهد، بیش از 85 درصد از جمعیت افراد بد‌‌حجاب در گروه بدحجابان کم آسیب قرار دارند که به لحاظ ذهنی خود را محجبه می‌‌دانند. این گروه که اصطلاحاً آنها را طیف خاکستری می‌‌نامند، به لحاظ ذهنی از یک طرف حجاب را برای زن مسلمان واجب دانسته و نسبت به پیامدهای منفی بدحجابی آگاهی دارند، اما ازسوی دیگر نسبت به ارزشمندی حجاب شرعی و همچنین مداخله دولت در کنترل حجاب موضع داشته و مقاومت ذهنی دارند و بخشی از آنها به لحاظ ذهنی استعداد ریزش به سمت بدحجابان هنجارشکن را دارا هستند. تحقیقات در خصوص کانون‌های بحران بدحجابی نشان می‌‌دهد افراد تحصیلکردهِ جوانِ ساکن شهرهای بزرگ و کلان‌شهرها که عمده مصرف فرهنگی آنها تماشای ماهواره و فیلم‌‌های سینمایی داخلی و خارجی است، بیشترین میزان آسیب و ناهنجاری را در موضوع حجاب دارند. بنابراین قشر اصلی و هسته کانونی بدحجابی در کشور که طراح اصلی حرکت‌‌های ضدحجاب، کنشگران و بازیگران اصلی این صحنه هستند، دارای ویژگی‌هایی هستند که اتخاذ یک سیاست بسیار هوشمندانه، منعطف و سیال را ضروری می‌‌سازد. از‌همین‌رو به‌نظر می‌‌رسد درصورتی که قرار باشد اقدامی در‌‌خصوص حجاب انجام گیرد، این اقدام باید معطوف به نقطه کانونی آسیب‌‌زا به مسئله حجاب، یعنی کاهش ارزشمندی آن باشد که بار اصلی آن بر دوش نظام رسانه‌ای و مصرف فرهنگی افراد است. ]]> خانواده Sat, 28 Jul 2018 18:22:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7832/ کشورهای اتحادیه اروپا درباره حجاب چه قوانینی دارند؟ http://dinonline.com/doc/news/fa/7712/ موضوع ممنوعیت حجاب سر و صورت در یافته‌های ارائه‌شده در گزارش اخیر بنیاد جامعه باز آمده است، بنیاد جامعه باز یک سازمان بشردوستانۀ بین‌المللی است که توسط جورج سوروس بنیانگذاری شده است. بر اساس این گزارش‌ها فقط شش کشور در اتحادیۀ اروپا (کرواسی، قبرس، یونان، لهستان، پرتغال و رومانی) هستند که ممنوعیتی برای روسری و روبنده یا برقعِ اسلامی ندارند. ممنوعیت حجاب سر و صورت در کشورهای اتحادیۀ اروپا بر اساس آمارهایی که در این جدول ارائه شده است در مورد ممنوعیت حجاب سر و صورت، از میان 28 کشور در اتحادیۀ اروپا 22 کشور طرح‌های پیشنهادی قانونی تصویب نشده دارند، 13 کشور ممنوعیت حجاب سر و صورت در فضاهای خصوصی دارند، 9 کشور موارد حقوقی در مورد ممنوعیت استخدام شخصی دارند، 8 کشور ممنوعیت قانونی دارند، 8 کشور طرح‌های پیشنهادی قانونی تحت بررسی دارند، 7 کشور موارد حقوقی دربارۀ ممنوعیت در آموزش و پرورش دارند و 6 کشور هیچ ممنوعیت یا طرح پیشنهادی برای ممنوعیت حجاب سر و صورت ندارند. در حال حاضر هشت کشور عضو اتحادیۀ اروپا محدودیت‌های قابل‌ اجرای قانونی دربارۀ لباس سنتی مذهبی بسیاری از زنان مسلمان دارند. از میان این کشورها شش کشور نوعی ممنوعیت ملّی در مورد پوشش سر و صورت دارند. در حالی که فرانسه، بلژیک، بلغارستان و اتریش ممنوعیت قانونی برای کل کشور دارند، دانمارک و اسپانیا در بخش‌های خاصی این ممنوعیت را اعمال می‌کنند. برای مثال در دانمارک، قضاوت کردن در دادگاه با هر شکل از پوشش سر و صورت یا دیگر اقلام مذهبی ممنوع است. ممنوعیت‌های محلی دربارۀ حجاب سر و صورت در 5 کشور اروپایی وجود دارد. 8 کشور دیگر نیز در حال بررسی طرح‌های پیشنهادی برای اعمال این ممنوعیت‌ها هستند. این گزارش نشان می‌دهد حتی زمانی که کشوری ممنوعیتی برای حجاب‌داشتن اعمال نکند، نهادها و شرکت‌های خصوصی همچنان محدودیت‌هایی را اعمال می‌کنند. سال گذشته دادگاه عالی اروپا ممنوعیت‌های حجاب سر و صورت را در فضای کاری قانونی اعلام کرد. بسیاری از ممنوعیت‌ها بعد از حادثۀ یازده سپتامبر اعمال شد. در حالی که بیشتر احزاب دست راستی نقش اصلی را در طرح کردن و پیش بردنِ این محدودیت‌ها ایفا کرده‌اند، اغلب این احزاب سیاسی جریان اصلی است که در عمل این ممنوعیت‌ها را به شکل قانون درآوردند. مقاومت‌های زیادی نیز از طرف گروه‌های حامی حقوق بشر صورت گرفته است. این گزارش نشان می‌دهد که در 22 کشور، طرح‌های پیشنهادی برای ممنوعیت حجاب سر و صورت در نهایت رد شده‌اند. ]]> خانواده Sun, 29 Apr 2018 16:44:02 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7712/ کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7706/ 1. اندونزی – 227,226,404 کشور اندونزی بیشترین جمعیت مسلمان در جهان را دارد، بیش از 227 میلیون نفر در اندوزنی مسلمان هستند. با وجودی که اندونزی یک دولت سکولار قانونی دارد، اسلام دین غالب در کشور است. 99 درصد از مسلمانان اندونزی از پیروان مکتب شافعی از مذاهبِ فقه سنّی هستند. مسلمانان شیعه و احمدی درصد کمی از جمعیت اندونزی را تشکیل می‌دهند. 2. پاکستان – 204,194,370 جمهوری اسلامی پاکستان، اسلام را به عنوان دین دولتیِ و کشور پاکستان را به عنوان «مرکز جهانی اسلام سیاسی» معرفی می‌کند. 95 تا 97 درصد از جمعیت پاکستان مسلمان هستند و مسیحیان، هندوها و دیگر اقلیت‌های مذهبی درصد کمی از جمعیت پاکستان را تشکیل می‌دهند. بین 80 تا 85 درصد از مسلمانانِ پاکستان سنّی و بین 10 تا 20 درصد شیعه هستند. 3. هند – 189,000,000 هند سومین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده است. با این حال، مذهب غالب در هند هندوئیسم است و حدود 13.4 درصد از کل جمعیت را مسلمانان تشکیل می‌دهند. 4. بنگلادش – 148,607,000 جمعیت غالب در بنگلادش سنّی‌های مسلمان هستند و درصد کمی از مسلمانان در این کشور شیعه هستند. با وجودی‌که اغلب جمعیت بنگلادش مسلمان هستند، نظام حقوقی حاکم بر این کشور نظام انگلو – هندی است و هیچ دادگاه رسمی شرعی (اسلامی) ندارد، اما مسائل حقوقی شخصی همچون ازدواج، طلاق و ارث بر اساس قوانین اسلامی است و توسط قضات سنتی مسلمان انجام می‌شود. بنگلادش چهارمین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را دارد. 5. نیجریه – 95,316,131 نیجریه پنجمین کشور پرجمعیتِ مسلمان در جهان است و بیشترین جمعیت مسلمان در قارۀ افریقا را دارد. اکثر مسلمانان نیجریه سنّی و پیرو مکتب مالکی هستند، در کنار اقلیتی مهم از مسلمانان شیعه و اقلیتی کوچک از مسلمانان احمدی جمعیت نیجریه را تشکیل می‌دهند. با وجودی که نیجریه جمعیت بزرگ مسلمان دارد با نظام دموکراسی سکولار اداره می‌شود. 6. مصر – 87,336,965 اسلام دین مسلط در مصر است، حدود 97.4 درصد از جمعیت کشور، مسلمانان سنّی هستند و مسلمانان شیعه و احمدی تنها بخش کوچکی از جمعیت مصر هستند. مصر مدرن تحت تأثیر مذهب حاکم قرار گرفته است و نمادهای اسلامی در هنر غنی، معماری و فرهنگ مصر بازتاب یافته است. 7. ایران – 81,529,435 99.4 درصد از جمعیت ایران مسلمان هستند. ایران از معدود کشورهایی است که اکثر جمعیت مسلمان آن (90 تا 95 درصد) شیعه هستند، و حدود 5 تا 10 درصد از جمعیت مسلمان ایران سنّی هستند. بیشتر سنّی‌های ایران کورد، ترکمن، بلوچ یا لارستانی هستند. زندگی روزانۀ ایرانیان سرشار از نمادهای مرتبط با اسلام و به‌ویژه نمادهای شیعۀ «دوازده امامی» است. شهادت نوۀ حضرت محمد، امام حسین، همچون منبع ثابت تصویری و بیانی برای ایرانیان در فضای مذهبی و اجتماعی عمل می‌کند. 8. ترکیه – 80,683,525 در حالی‌که اغلب جمعیت کشور ترکیه مسلمان هستند اما دولتی سکولار دارد، 72 درصد از مسلمانان ترکیه سنّی هستند و 25 درصد از آنها علوی هستند. 9. الجزایر -  40,559,749 اسلام دین رسمی در الجزایر است، اکثر جمعیت الجزایر مسلمان هستند، بیشتر متعلق به مکتب فقهی مالکی هستند و درصد کمی مسلمانان اباضیه، شیعه و احمدی هستند. مسیحیان، یهودیان و بی‌خدایان نیز اقلیت کوچکی از جمعیت مراکش هستند. 10 سودان – 39,027,950 سودان دهمین کشور در جهان است که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده است، بیش از 95 درصد از جمعیت سودان مسلمان هستند و اکثر مسلمانان در سودان سنّی هستند. جدول: کشورهایی که بیشترین جمعیت مسلمان را دارند   رده کشور تعداد جمعیت مسلمان 1 اندونزی 227,226,404 2 پاکستان 204,194,370 3 هند 189,000,000 4 بنگلادش 148,607,000 5 نیجریه 95,316,131 6 مصر 87,336,965 7 ایران 81,529,435 8 ترکیه 80,683,525 9 الجزایر 40,559,749 10 سودان 39,027,950 11 عراق 38,800,190 12 افغانستان 34,022,437 13 مراکش 33,646,788 14 عربستان سعودی 31,878,000 15 اتیوپی 28,680,000 16 یمن 27,784,498 17 ازبکستان 26,550,000 18 چین 24,690,000 19 جمهوری نیجر 19,502,214 20 تانزانیا 19,426,814 21 مالزی 19,237,161 22 سوریه 18,930,000 23 مالی 15,667,704 24 سنگال 14,584,931 25 قزاقستان 13,026,802 26 بورکینا فاسو 11,270,000 27 تونس 11,190,000 28 ساحل عاج 10,375,283 29 اردن 9,961,123 30 آذربایجان 9,872,765 31 روسیه 9,400,000 32 سومالی 9,231,000 33 گینه 8,693,000 34 کنگو 8,330,115 35 چاد 7,827,653 36 تاجیکستان 7,621,700 37 لیبی 6,325,000 38 موزامبیک 5,340,000 39 اوگاندا 5,030,000 40 فیلیپین 5,000,000 41 کامرون 4,940,000 42 قرقیزستان 4,927,000 43 غنا 4,914,000 44 ترکمنستان 4,830,000 45 فرانسه 4,697,431 46 امارات متحده عربی 4,615,081 47 سرزمین‌های فلسطینی 4,298,000 48 موریتانی 4,171,633 49 سیرالئون 4,171,000 50 تایلند 3,952,000       ]]> خانواده Fri, 27 Apr 2018 20:03:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7706/ همجنسگرایی، دوجنسیتی، تراجنسیتی و فراجنسیتی و زندگی به سبک مسلمانان http://dinonline.com/doc/news/fa/7698/ مسجد الربیع یک مکان کوچک است که در کنار یک کلیسا در بخش شمال شیکاگو قرار دارد. مهدیه لین یک ترنس زن سی ساله است که به دین اسلام گرویده و یکی از بنیانگذاران مسجدالربیع است. یک سال و نیم است درهای این مسجد باز شده و در این مکان تمام فرقه‌های اسلامی، تمام افراد با هرگونه تمایلات جنسیتی، تمام هویت‌های جنسی در این مسجد با روی خوش پذیرفته می‌شوند. در حال حاضر در این مکان جمعه‌ها نماز جماعت برپا می‌شود و تعداد نمازگزاران بین 2 تا 20 نفر است. مسلمانان چندجنسیتی در کنار کسانی که تازه به دین اسلام گرویده‌اند همراه با افرادی که از زمان تولد مسلمان بوده‌اند نماز می‌گزارند. یک زن مسلمان می‌گوید این مکان را برای عبادت کردن خودش و فرزندانش انتخاب کرده است تا فرزندانش در یک جامعۀ مذهبی ِ همگانی، جامعه‌ای که هیچکس در آن طرد نمی‌شود بزرگ بشوند. با وجوداین بعضی از افرادی که به این مکان برای عبادت می‌آیند از فاش شدن هویت‌شان هراس دارند و فقط حرف اول نامشان را برای معرفی خود می‌گویند، یکی از آنها دختری بیست ساله است و نگرانی او این است که ممکن است در آینده به او اجازه ندهند در این مکان عبادت کند و اطرافیانش با دانستن دوجنسیتی بودنِ او، طردش کنند. او می‌گوید: تا پیش از اینکه این مکان تأسیس شود فکر می‌کردم مجبورم بین مذهبم و جنسیتم یکی را انتخاب کنم. ... سایر ادیان نیز با این مسئلۀ درون‌دینی مواجه هستند.. گشایش این مکان به این معنی نیست که موجی از پذیرش این افراد ایجاد شده است، اما به این معنی است که این دست افراد مطرود نیز خود را نیازمند منبع ایمان به خداوند می‌یابند و ازاین رو، خودشان فضاهایی برای پذیرش خودشان و دیگران ایجاد می‌کنند. بعدازتحریر یک: گزارش بالا به منظور انعکاس وضعیت دینداری در جامعه غرب به مخاطبان دین‌پژوه دین‌آنلاین منتشر می شود و پیشنهاد می‌شود برای مخاطبان عمومی بازنشر نگردد.     بعدازتحریر دو: برخی از عالمان شیعه به جواز تغییر یا تعیین جنسیت دوجنسیتی‌ها فتوا داده‌اند و احکام درباره مسئله دوجنسیتی‌ها به تفصیل است.       ]]> خانواده Wed, 18 Apr 2018 22:20:02 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7698/ لباس پوشیدن، مردانگی مسلط و غربی شدن در ایران در سال‌های 40-1900 http://dinonline.com/doc/report/fa/7693/ در طول سلطنت رضاشاه (1926-1941م)، نخبگان تحصیلکرده در غرب به سلطۀ سیاسی و اجتماعی دست یافتند، بسیاری از آنها در حکومت جدید به قدرت رسیدند و یا تبدیل به شخصیت‌ها و چهره‌های برجسته در عرصۀ فرهنگی شدند. در این زمان، غربی‌شدن شهروندان ایرانی همراه با اجبار حکومت منجر به شکل‌گیری روابط قدرت جدیدی بین دولت و جامعه و سلطۀ شکلِ جدیدِ مردانگی شد. دوران ورود مفاهیم و محصولات غربی به ایران را می‌توان در زمان تلفات نظامی سلسلۀ قاجار در جنگ‌های ایران و روس، و ایران و انگلستان در سال‌های 1796م/ 1174ش تا 1926م/ 1304ش دانست؛ گام اول واردات محصولات غربی به ایران در حوزۀ آموزش برداشته شد. در نیمۀ اول قرن نوزدهم دانش آموزان ایرانی برای ادامه تحصیل با هزینه‌های دولتی به اروپا فرستاده شدند، رشته‌های تحصیلی آنها توسط حکومت انتخاب می‌شد که شامل رشته‌های کاربردی مثل فنون نظامی و سیاسی بود. در نیمۀ دوم قرن نوزدهم نیز این روند ادامه یافت و خانواده‌های ثروتمند پسران خود را برای ادامه تحصیل به اروپا و بیشتر به فرانسه، انگلیس، آلمان و روسیه می‌فرستادند. این پسران هستۀ نخبگان جدیدی را تشکیل دادند که وجه تمایز آنها با نخبگان سنتی آموزش‌های غربی آنها بود که بر روی سرگرمی‌ها و شیوه‌های اندیشیدن و رفتار روزمرۀ آنها اثر گذاشته بود. اصطلاح «علم» که تا پیش از آن برای دانش‌ مذهبی به کار می‌رفت از آن پس برای انواع جدید دانش نیز استفاده شد. دست‌یابی به دانش غربی برای کودکان خانوادۀ فقیر و طبقۀ پایین، به خصوص برای کودکانی که از سنین کم مشغول به کار می‌شدند ممکن نبود. حتی تأسیس مدارس ابتدایی برای آموزش عمومی باعث تغییر این وضعیت نشد چرا که شیوۀ آموزش کودکان خانواده‌های فقیر با کودکان خانواده‌های ثروتمند متفاوت بود. دانش و آموزش مدرن باعث ایجاد یک سرمایۀ فرهنگی برای ایرانیان نخبه و به خصوص برای مردان نخبه فراهم کرد. شرایط برای آموزش زنان فراهم نشد و فقط تعداد معدودی از روشنفکران همچون فتحعلی آخوندزاده و میرزاآقاخان کرمانی معتقدند که آموزش زنان از اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. در واقع آموزش مدرن تک‌جنسیتی (مردانه) بود. در طول قرن نوزدهم بیشتر اقلیت‌های مذهبی نهادهایی برای آموزش دختران دایر کردند. در حالی که بیشتر دختران مسلمان در مکتب‌های سنتی یا در خانه‌ها تحت آموزش بودند. سی سال پس از افتتاح اولین دبیرستان پسرانه در ایران، در سال 1903م اولین مدرسۀ دخترانه برای دختران مسلمان در تهران دایر شد. و تا سال 1934م هیچ بحثی در مورد آموزش عالی زنان، از سوی دولت مطرح نشد. بنابراین زنان و مردان، و فقرا و ثروتمندان در شرایطی نابرابر آموزش دیدند. در این میان مردان نخبه به درک جدیدی از زمان و نظم دست یافتند، آنها در داخل و خارج مدارس و دانشگاه‌ها لباس‌های غربی به تن می‌کردند و بر اساس یک سبک زندگی اروپایی رفتار می‌کردند، برای مثال در زندگینامۀ عیسی صدیق نوشته شده است که چگونگی استفاده از کارد و چنگال به پسرانی که عازم اروپا بودند آموزش داده می‌شد. لباس سنتی پسران به لباس‌های اروپایی تغییر یافت؛ پسران ژاکت، جلیقه، یقۀ قابل جدا شدن، دستمال گردن و کلاه پشمی سیاه می‌پوشیدند. مردان نخبه‌ای که در غرب یا در نهادها و مؤسسات غربی تحصیل می‌کردند اغلب برای خود ظاهری غربی می‌ساختند و بر اساس شیوه‌های جدیدی که آموخته بودند رفتار می‌کردند، در جامعۀ ایران به اصطلاح به این افراد «فرنگی مآب» می‌گفتند. مناظراتی دربارۀ مردانگی غربی‌شدۀ جدید میان اصلاح‌طلبانِ جدید و محافظه‌کاران درگرفت؛ این جدل‌ها و بحث‌ها باعث برآمدن ظاهری بی‌مایه و اغراق‌شده به نام «فُکولی» شد. رواج صفت «فکولی»، به عنوان یک پادگونه یا ضد نوعِ مردان غربی‌شده باعث شد مردان ایرانی نخبۀ تحصیلکرده در غرب، به انتقاد از غربی‌شدنِ خودشان روی بیاورند. آموزش به سبک غربی که اغلب با پذیرش رفتار و شیوه‌های لباس پوشیدن غربی همراه بود، توسط بخش محافظه‌کار و عناصر مذهبی جامعه مورد انتقاد قرار گرفت. اصطلاح «فرنگی‌مآب» بار منفی پیدا کرد و این افراد تغییرات پوشش و دگرگونی در آموزش به سبک غربی را تهدیدی برای هویت ایرانی-اسلامی می‌دانستند، مردان غربی‌شده نه تنها این مخالفان را تمسخر و محکوم کردند بلکه آنها را افرادی معرفی کردند که نادان هستند و وطن‌پرست نیستند. منتقدان محافظه‌کار و مذهبی وقتی دانش غربی را با دانش مذهبی مقایسه می‌کردند، دانش غربی را غیرضروری و ظالمانه می‌دیدند، و معتقد بودند دانش مذهبی که تا آن زمان محترم بود اکنون عقب‌مانده و جاهلانه معرفی می‌شود. در اوایل قرن بیستم، روشنفکران اصلاح‌طلب شروع به نقد غرب‌زدگی سطحی و افراطی کردند. این گروه از منتقدان اصطاح «فرنگی‌مآب» را در دو معنای متفاوت به کار بردند؛ از یک طرف این اصطلاح به معنای افرادی بود که در تلاش بودند از مزایای دانش غربی برای پیشرفت جامعه و بهتر کردن ِ زندگی تودۀ مردم بهره ببرند و با مقاومت عناصر ارتجاعی روبه‌رو می‌شدند، از سوی دیگر «فرنگی‌مآب» فردی بود که تسلیم محض هرچیز غربی بود و یک درک سطحی از فرهنگ و اندیشۀ غربی داشت و حضورش خطری برای اعتبار و ملّی‌گرایی ایرانی بود. در ابتدای قرن بیستم از واژۀ «فوکولی» نیز برای توصیف مردان غربی‌شده استفاده می‌شد؛ این کلمه از ریشۀ فرانسوی faux-col به معنی «یقۀ قابل جدا شدن» گرفته شده بود. «فوکولی» بار منفی داشت و برای مردانی که بیش از حد ظاهری غربی پیدا کرده بودند استفاده می‌شد. همچنان که واژۀ «فرنگی‌مآب» به نوعی تمایل و شیوۀ عمل اشاره داشت، واژۀ «فوکولی» به لباس پوشیدن و رفتار فردی اشاره داشت که برای توصیفش از واژه‌های «جلف»، «سوسول» و «ژیگولو» نیز استفاده می‌شد. در معنای سیاسی نیز «فوکولی» برای توصیف افرادی به کار می‌رفت که در باطن سلطنت‌طلب هستند اما تظاهر به مشروطه‌خواهی می‌کنند و اعتقادی به مذهب ندارند. لباس‌های تنگ و تراشیدن ریش نیز باعث می‌شد این افراد را به چشم فردی ببینند که انحراف جنسی دارد و این نگاه ریشه در تمایل مردان به پسران نوجوان بدون ریش داشت. پس از کودتای رضاخان و اشغال ایران توسط نیروهای روس و انگلیس از بار منفی صفت «فوکولی» کاسته شد و تمایزی میان «فوکولی» و «مردانی که آداب غرب را به درستی فراگرفته‌اند» ایجاد شد. در این دوران نیز انتقاد از شیوۀ لباس‌پوشیدن «فوکولی» ادامه داشت و با نقدهایی که در ادبیات و روزنامه‌ها از غربزدگی می‌شد این بحث مطرح شد که می‌توان آموزش غربی داشت بدون اینکه تبدیل به «فوکولی» شد. در طول دوران سلطنت رضاشاه اصطلاح «فوکولی» در گفتمان عمومی کمرنگ شد، قانون لباس تصویب شد و به جز روحانیون که دولت مجوز استفاده از لباس سنتی را به آنها داد، تمام شهروندان مجبور به تبعیت از آن شدند. قانون لباس بخشی از یک پروژۀ ملّی برای شکل جدیدی از سلطۀ مردانه بود، مردانگی شهری، سکولار و نخبه‌گرایی که جایگزین سلطۀ مردانۀ مذهبی پیشین می‌شد. در کنار تغییرات در لباس پوشیدن برنامه‌های دولتی که با عنوان ورزشی و پیشاهنگی به منظور تشکیل ملتی از مردان سالم، عضلانی و بااخلاق اجرا می‌شد باعث تقویت سلطۀ مردانه در ایران می‌شد. دانش، اشیاء و شیوه‌های زندگی غربی، از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با استفاده از اقدامات دولتی، پذیرش شخصی و فشار نیروهای خارجی به جامعۀ ایران  وارد شد. این واردات نقشی محوری در شکل‌گیری مدل جدیدی از سلطۀ مردانه داشت که خود بخشی از مبارزه برای سلطۀ اجتماعی و سیاسی توسط مردان نخبۀ تحصیلکرده در غرب بود. این مردان دانش غربی را طریق ابزارهای آموزشی به خودشان اختصاص دادند ابزارهایی که در دسترس زنان و مردان غیر نخبه نبود و دانش غربی را پیش شرط سلطۀ مردانه ساخت. با وجود تغییر نظام سیاسی مردان ایرانی هنوز به قوانین سلطۀ مردانه‌ای که توسط مردان نخبۀ تحصیلکرده در غرب در آغاز قرن بیستم تنظیم شد وفادار مانده‌اند. ]]> خانواده Fri, 13 Apr 2018 23:57:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7693/ گزارش اکونومیست از تغییر جایگاه عرفی ازدواج در جهان http://dinonline.com/doc/article/fa/7577/ سنّت ازدواج بسیار ضعیف و کم‌بنیه شده و دیگر کسی همانند گذشته به آن اهمّیت نمی‌دهد، گویا این سنّت کم‌کم دارد از مد می‌افتد! محافظه‌کاران اجتماعی معتقدند سنّت ازدواج که زمانی از جایگاه والایی برخوردار بود، اکنون به خاطر رواج روابط جنسی پیش از ازدواج، ازدواج‌های سفید، طلاق و اخیراً به خاطر مشروعیت یافتن ازدواج هم‌جنس‌گرایان دچار ضعف شده است. این نگرانی کاملاً به‌جا است. صدها سال بود که حتّی در کشورهای غربی ازدواج گامی ضروری برای رسیدن به مرحلۀ بلوغ و کمال تلقّی می‌شد. در انگلستانِ پیش از انقلاب صنعتی، تمام زنانِ مجرّد فارغ از سنّی که داشتند «دوشیزه» و تمام مردان مجرّد «پسر» خوانده می‌شدند. کشیشان می‌گفتند ازدواج پیوندی سرنوشت‌ساز است که به خانواده و متعاقباً به بنیاد جامعه استحکام می‌بخشد. تا اواسط قرن بیستم ازدواج تقریباً امری اجتناب‌ناپذیر بود. تفکّر غالب در میان مردم آن بود که همگان باید ازدواج کنند و عمدتاً این مرد است که باید خانه نان‌آور خانواده باشد. حتّی در اروپا نیز ازدواج‌ها در سنین پایین صورت می‌گرفت. در سال 1972، 87% از زنان فرانسویِ بین 30 تا 34 ساله ازدواج کرده بودند. اما امروز تنها 43% از زنان فرانسویِ سی و خرده‌ای ساله متأهّل هستند. کاهش آمار ازدواج یک روند فراگیر است. در بسیاری از کشورها بحثِ ازدواج از بحثِ پدرومادر شدن جدا شده است. در سال 2015 دو پنجم تمام کودکان آمریکایی در دامان مادران ازدواج‌نکرده به دنیا آمدند. در فرانسه این نسبت 59% و در کلمبیا 84% است. فقط 21% از انگلیسی‌های بینِ 15 تا 24 ساله معتقدند که کسانی که فرزند می‌خواهند لزوماً باید ازدواج کنند. حال آن که این رقم در سال 1989 دو برابر بود. به نظر می‌رسد غرب مصمّم شده عملکرد متفاوتی از تمام جهان به‌ویژه آسیا در پیش بگیرد. در آسیا هنوز نگرش‌های سنّتی حاکم است. در ژاپن تنها 2% از نوزادان در دامان مادران ازدواج‌نکرده چشم به جهان می‌گشایند، در هندوستان و بخش اعظم آفریقای شمالی و خاورمیانه احتمالاً این نسبت از این هم پایین‌تر است. در بسیاری از کشورهای فقیر و با درآمد متوسّط، قانون زوجین ازدواج‌نکرده را به رسمیت نمی‌شناسد و فرزندان آنها را عملاً ناموجود قلمداد می‌کند. در این گزارشِ ویژه ذکر شده که بسیاری از چیزهایی که مردم فکر می‌کنند دربارۀ ازدواج می‌دانند غلط است. در غرب سنّتِ ازدواج انعطاف‌پذیرتر از چیزی است که به نظر می‌رسد، هرچند از اواسط قرن بیستم وضعیت تغییر کرده است. در آسیا نیز ازدواج سیّال‌تر و بی‌ثبات‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد. در مسئلۀ ازدواج تفاوت میان شرق و غرب صرفاً تفاوت در زمان ازدواج و شدِت و ضعف آن است. ازدواج دارد تقریباً در همه‌جا تغییر می‌کند، اما کشورهای مختلف در مراحل مختلفِ این سیر قرار گرفته‌اند. از غربِ لندن گرفته تا روستاهای چین و زاغه‌نشین‌های هند، سه تحوّل بزرگ در جریان است: نخست آن که تصمیم برای ازدواج دارد از دست والدین و بستگان خارج و توسّط خودِ جوانان اتّخاذ می‌شود. واضح‌ترین نشانۀ این موضوع افزایش متوسّط سنّ ازدواج است. دگرگونی دوم افزایش تأکید بر وجود عشق میان زوجین است. در قسمت اعظم تاریخ غرب، وجود عشق یا آشنایی میان زوجین نه فقط برای برخورداری از یک ازدواج موفّق ضروری تلقّی نمی‌شد، بلکه با آن در تناقض بود. ویلیام گاج، یکی از نویسندگان بانفوذِ قرن هفدهمی در انگلستان زنانی را که شوهران خود را عزیزم و جانم خطاب می‌کردند نکوهش می‌کرد. چنین دیدگاهی در آن زمان کاملاً مرسوم بود. اما امروز شرط عشق بر امر ازدواج مستولی شده است. حال که عشق شالودۀ ازدواج قلمداد می‌شود، دیگر ازدواج‌های بدون عشق منتفی است. و از آنجا که ازدواج دیگر جنبۀ اجباری ندارد، بعضی‌ها معتقدند که مراسم عروسی باید به‌نحوفوق‌العاده‌ای برگزار شود. درواقع عروسی به جشن تکریمِ عشق و وفاداری تبدیل شده است. البته عروس و دامادهای آسیایی معمولاً مخالف این عقیده هستند و معتقدند ازدواج باید علاوه بر عروس و داماد، خانواده‌های آنها را نیز به هم پیوند دهد. سومین تغییر بزرگِ جهانی مقبولیت فزایندۀ طلاق است. امروز در بسیاری از کشورها زنان دارند به لحاظ اقتصادی هرچه خودکفاتر می‌شوند. این روزها نرخ طلاق در چین و کرۀ جنوبی از اروپا نیز بالاتر زده است. دولت‌ها و کلیساها غالباً تلاش کرده‌اند تا در برابر این تغییرات مقاومت به خرج دهند، اما معمولاً مورد اهانت قرار گرفته‌اند. برنامه‌هایی که حکومت فدرال آمریکا با هدف ترویج ازدواج تدارک دیده، تقریباً از هیچ تأثیری برخوردار نبوده است. از طرف دیگر، اگر تلاش کنیم طلاق را هرچه دشوارتر سازیم، فقط تعداد ازدواج‌ها کمتر خواهد شد. تقریباً در همه‌جا ازدواج دارد جنبۀ ضروری و الزام‌آور خود را از دست می‌دهد. با این حال هنوز هم جذابیت خود را از دست نداده است. براساس یک نظرسنجی اخیر، 93% از بریتانیایی‌ها آرزوی ازدواج را در سر دارند. حتّی در کشورهایی که طلاق در جامعه پذیرفته‌ شده، مردم همچنان بر این باورند که ازدواج یک پیوند ویژه است که نباید با بی‌توجّهی صورت گیرد یا به‌آسانی فسخ گردد. مطالعات مکرّرِ صورت‌گرفته حاکی از آن است که افراد متأهّل سالم‌تر، ثروتمندتر و شادتر از مجرّدها هستند. در کشورهای ثروتمند با ازدواج کردن منافع و امتیازاتِ هرچه بیشتری شامل حال افراد می‌شود. زنان و مردان ثروتمند و دارای تحصیلات عالیه معمولاً دیرتر از دیگران و پس از بررسی‌های دقیق تن به ازدواج می‌دهند. البته این ازدواج‌ها از سطح موفقیت بالایی برخوردار هستند و نرخ طلاق در میان این قبیل افراد بسیار پایین است. میزان استحکام پیوند زوجین ازدواج‌کرده در غرب به اندازۀ پیوند زوجین متعهّد و وظیفه‌شناسی است که در کشورهای فقیرتر به سر می‌برند. اما به طور کلّی برای بسیاری از افراد ازدواج دارد به امری دور از دسترس تبدیل می‌شود. احتمال ازدواج در میان طبقات کارگر پایین‌تر از طبقات متوسّط است و معمولاً این ازدواج‌ها بیشتر در معرض ازهم‌پاشیدن است. ]]> خانواده Thu, 07 Dec 2017 17:52:48 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7577/