پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين فرهنگ عمومی :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/public Tue, 21 Nov 2017 00:47:25 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 00:47:25 GMT فرهنگ عمومی 60 آیا تبعیض مذهبی در کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان غیرشیعه دخیل بوده است؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7565/ درست وقتی در جاده قدیمی کربلا و حج ایرانیان، از شهرستان کرند غرب(یا دالاهو) به سمت قصرشیرین حرکت می‌کنید، پس از عبور از یک جاده تقریباً سی کیلومتری و پوشیده از جنگل‌های بلوط به شهری سبز و آباد با هوای گرمسیری به نام سرپل ذهاب می‌رسید. سرپل از پررونق‌ترین شهرهای استان کرمانشاه است که روستاهای بسیاری در پیرامون خود دارد و دشت‌های گندم و باغستان‌های میوه آن مشهور است و اقتصاد آن غالباً بر کشاورزی متکی است. در شهر سرپل و روستاهای اطراف آن، مردمان شیعه، اهل سنت و اهل حق زندگی می‌کنند. بنابر آمارهای رسمی، اکثریت جمعیت در منطقه سرپل ذهاب از آن شیعیان است ولی شمار پیروان اهل حق و اهل تسنن بسیار چشمگیر است و شاید شبیه این ترکیب جمعیتی را نتوان در جایی دیگر از کشور یافت. مردمان سه مذهب قرن‌هاست که بدون هیچ اصطکاک و تنشی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. آنان با یکدیگر ارتباطات و مناسبات گسترده‌ای دارند، برای معتقدات یکدیگر احترام قائلند، در برخی مراسم مذهبی یکدیگر شرکت می‌کنند، از غذاهای نذری یکدیگر می‌خورند و غالباً بدون آنکه از مفاهیم جدیدی مثل مدارای مذهبی مطلع باشند، به‌صورت شگفتی به آن باور دارند و عمل می‌کنند.(سرپل ذهاب از این لحاظ می‌تواند موضوع مطالعات جامعه‌شناختی و دین‌شناختی قرار گیرد. در واقع، موضوع شایان تحقیق این است که علل و اسباب مدارای مذهبی در این منطقه چیست و چه عواملی و چگونه مردمان سرپل ذهاب را اینچنین مداراگرایانه کنار یکدیگر جای داده است.) چند روز پیش که بعد از چهار ماه و این بار از سر ضرورت و برای کمک به زلزله‌زدگان وارد شهر سرپل ذهاب و روستاهای اطراف شدم، به نظرم رسید که سراغ روستاهایی بروم که از شهر دورند و شاید کمتر کمک به آنجا رسیده. با یک وانت حاوی اجناس مختلف راهی روستاهای دشت ذهاب شدم. روستاهای دشت ذهاب در جنگ هشت ساله به‌ناچار تخلیه شده بودند و در تیررس دشمن بودند. اهالی آنها غالباً اهل سنت و اهل حقند. در میان این روستاها به روستای سنی‌نشین تپانی رسیدم. روستاهای دیگری را نیز رفتم و دیدم و با مردم گفت‌وگو کردم و تسلیت گفتم. محرومیت، فقر و درماندگی رفاهی در این مناطق بسیار مشهود است. در واقع، وضعیت مالی و رفاهی بخشی از این مردم چندان تفاوتی با وضعیت پیش از زلزله ندارد. آنها گویی فراموش‌شدگان این مرز و بومند و بعضی نیز چیزی نداشته‌اند که حتی با زلزله از دست بدهند. دردناک بود که برخی از این مردم از زلزله به‌عنوان یک فرصت برای مطرح شدن نام دیارشان و توجه مسئولان به آن یاد می‌کردند. هرچند این مردم همواره محروم بوده‌اند، من آینده سخت‌تری را برای آنها پیش‌بینی می‌کنم زیرا زلزله مشاغل بسیاری را در منطقه از بین برده و دست‌کم تا چند ماه همان وضعیت نیم‌بند اقتصادی منطقه هم به نقطه پیش از زلزله بازنمی‌گردد و منطقه شاهد بی‌کاری گسترده‌تری خواهد شد. مسائل رفاهی و بهداشتی نیز با توجه به فصل سرمای در پیش، بسیار آنها را آزار خواهد داد. در این میان، برخی رسانه‌ها و تحلیل‌گران در چند روز گذشته از وجود تبعیض مذهبی در توزیع کمک‌های مردمی و دولتی به زلزله‌زدگان خبر دادند. آنها آشکارا گفتند که به زلزله‌زدگان سنی و اهل حق به دلایل مذهبی رسیدگی نشده است. این موضوع در شبکه‌های مجازی انعکاس وسیعی یافت. در این چند روز، سعی کردم تا در این‌باره نیز تحقیق کنم. بنابر تحقیقات و مشاهدات میدانی در منطقه، باید اذعان بدهم که این اخبار و تحلیل‌ها به هیچ روی صحت ندارند و اگر تبعیضی در میان هست تنها به دلایلی مانند دوری روستاهای غیرشیعه از شهر سرپل ذهاب و دیگر شهرهاست. مشکل نداشتن جاده و راه مناسب و فقر دستگاه‌های امدادی از نظر خودرویی و نیروی انسانی و نداشتن برنامه حساب شده و کارآ و کارساز عامل اصلی کاستی‌ها بوده است. مسلم است که وجود این مشکلات نمی‌تواند قصور دستگاه‌های دولتی را توجیه کند؛ ولی چنین نیست که تبعیض مذهبی مانع کمک رسانی شده باشد. در میان روستاهای سرپل ذهاب، برخی روستاهای شیعه‌نشین نیز هستند که همچون این روستاها نتوانسته‌اند کمکی برابر با کمک شهرنشینان دریافت کنند. در واقع اگر نیک بنگریم، نه فقط سنی و اهل حق بلکه به همه مردم این منطقه کم لطفی شده و علت آن همان است که ذکر گشت. و این کم لطفی ریشه‌دار است و این منطقه و مناطق مشابه آن در نقاط دیگر کشور، همواره با بی‌توجهی روبه‌رو بوده‌اند یا چوب کمبود بودجه کشور را خورده‌اند و از اولویت خارج شده‌اند. متأسفانه در کشور ما به دلایلی بیشتر به نقاط مرکزی و شهرهای بزرگ و مشهور رسیدگی می‌گردد و بیشتر امکانات کشور در آنجا خرج می‌شود. در رابطه با جامعه اهل سنت ایران، آنچه شایان توجه و رسیدگی بیشتر است، نه تبعیض در توزیع کمک‌های مردمی و دولتی به زلزله‌زدگان بلکه تبعیض‌هایی دیگر و مهم‌تر است؛ از جمله اکراه مسئولان دولتی از واگذاری پستهای بالای دولتی و حکومتی به اهل سنت. شاید اگر این کاستی رفع گردد، مانع بروز شایعاتی از قبیل تبعیض مذهبی در تقسیم کمک به زلزله‌زدگان شود و به امنیت پایدار کشور مدد برساند. درباره جامعه اهل حق، قضیه اندکی بغرنج‌تر است. مذهب این جامعه ایرانی که در سراسر کشور چند میلیون جمعیت دارد، ظاهراً جزو هیچ‌یک از مذاهبی که در قانون اساسی ذکر گشته، نیست و بسیاری از مردمان اهل حق سال‌هاست که مدعی‌اند در معرض تبعیض‌های سیستماتیک قرار دارند.   ]]> فرهنگ عمومی Mon, 20 Nov 2017 06:29:11 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7565/ آیا تدیّن بیشتر مساوی با خشونت کمتر است؟ http://dinonline.com/doc/interview/fa/7547/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از لس‌آنجلس تایمز، گزارش جرائم که «اف‌بی‌آی» منتشر کرده حاکی از آن است که در ایالت‌هایی که جمعیت‌های ساکن در آنها از سطح تدیّن پایین‌تری برخوردارند، نرخ قتل و جنایت نیز پایین‌تر است.رالبته سیلک اذعان داشته که همبستگی به معنای رابطۀ علّت و معلولی نیست. حال سؤال ذیل از چند کشیش، خاخام و ملحد پرسیده شده و دیدگاه‌هایشان در این مطلب منعکس شده است. سؤال: آیا از دیدگاه شما مذهبی بودن یک جامعه موجب پایین بودن نرخ جرم و جنایت در آن جامعه می‌شود؟ نظر شما راجع به سخنان رابرتسون و تحلیل سیلکس چیست؟   کشیش جان بارتا (از پیروان کلیسای تعمیدی): من معتقدم که هرچه یک جامعه «مسیحی‌تر» باشد، نرخ جرم و جنایت نیز در آن کمتر خواهد بود. البته منظور من از «مسیحی» فقط به اسم نیست، بلکه از نظر من یک مسیحی واقعی کسی است که قلبش حقیقتاً ایمان آورده باشد. یعنی همان‌طور که عیسی مسیح گفته "شما باید دوباره متولّد شوید" (انجیل یوحنا 3:7). اگر انسان این تولّدِ دوبارۀ ایمانی را تجربه نکند، به طبیعت جسمانی و شهوانی خود پس‌گرد خواهد کرد که آن نیز متعاقباً به بی‌اخلاقی، هرزگی، شهوت‌گرایی، شرک، دشمنی، خشم، حسادت، تفرقه، عیّاشی و امثالهم خواهد انجامید. ربی مارک سوبل (خاخام یهودی): مشکل ما مذهبی بودن یا غیرمذهبی بودن جوامع نیست. بلکه ضمیری که به دین نسبت می‌دهیم، سبب بروز مشکل می‌شود. اگر فرد متدیّن بر این باور باشد که دین او تنها دینِ برحق است، در واقع خود را مجاز خواهد دانست که به اسم دین دست به قتل و کشتار بزند و برای او مسئلۀ «درست و غلط» به «درستِ من» و «غلطِ تو» تبدیل خواهد شد. تفکّرات کشیش رابرتسون مبنی بر این که یک جامعۀ مذهبی در مقایسه با جوامع غیرمذهبی کمتر مرتکب خشونت می‌شود، از این باور نشأت گرفته است که راهِ او نه فقط تنها راه، بلکه بهترین راه است. این تفکّر با آنچه در سورۀ بقره در قران آمده تناقض دارد. در این سوره آمده است: "به‌درستی کسانی که ایمان آورده‌اند و یهودیان، مسیحیان و صابئینی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسی دارند، نه دچار غم و اندوه می‌شوند." اگر کسی گرفتار این تعصّب باشد که تنها دینِ خودش حقّانیت دارد، موفّق به درک سیرِ دینیِ دیگران نخواهد شد. در انجیل یوحنا آمده که "در خانۀ پدر من اتاق‌های بسیاری وجود دارد. اگر این‌گونه نبود، به شما می‌گفتم." بدبختیِ افراد مذهبیِ کوته‌فکر این است که خانۀ آنها خانۀ خدا نیست، چراکه اتاقی برای دیگران ندارد. بیایید نه با کوته‌نظری، بلکه با فکر و دلِ باز با دیگران مواجه شویم. رابرتا مدفورد (ملحد): من با تفکّر رابرتسون موافق نیستم، او باید با داده‌های علمی اثبات کند که بین بی‌خدایی و بالا بودن نرخ جرم و جنایت همبستگی وجود دارد. اما می‌دانم که داده‌های علمی یک چیز را ثابت کرده و آن هم این است که کنترل و محدودسازی مالکیت و حمل اسلحه می‌تواند موجب کاهش خشونت‌ها شود. مایکل وایت (مورمون): اگر در کشوری دین و ایمانِ خالصانه و صادقانه مردم را بر آن دارد تا با عشق و نیکوکاری و احترام با یکدیگر رفتار کنند، کاملاً طبیعی است که نرخ جرم و جنایت در چنین جامعه‌ای پایین خواهد بود. دین می‌تواند وجود انسان را تزکیه و پالایش کند، اما قدرتِ دین در متحوّل ساختن بشر، بستگی به میزان کامل بودنِ ایمان و قوت و ضعف او دارد. ما حتّی در جوامع مذهبی نیز همچنان شاهد قتل و تجاوز و خشونت هستیم، چراکه در این جوامع نیز افرادی هستند که به خاطر ضعف ایمان، در قلب خود نفرت و حرص و حسد می‌پرورانند. با این حال، من معتقدم که در جوامع مذهبی مهربانی، سخاوت و دیگردوستی بیش از آنی است که در جوامع لامذهب دیده می‌شود. سیلکس چند ایالت را با هم مقایسه کرده و این‌گونه نتیجه‌گیری کرده است. اما من حدس می‌زنم که پایین بودنِ سطح درآمد و تحصیلات و بالا بودن نرخ فقر در ایالت‌ها تأثیر بیشتری در افزایش نرخ جرم و جنایت داشته، تا بالا بودن سطح تدیّن! ]]> فرهنگ عمومی Mon, 23 Oct 2017 18:10:31 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7547/ آیا یوگا می‌تواند از ما انسان بهتری بسازد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7516/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، براساس گزارش «نشریۀ یوگا»، در سال 2016، در کشور امریکا 36.7 میلیون نفر به ورزش یوگا می‌پرداختند، در حالی که این رقم در سال 2012، 20.4 میلیون نفر بود. در حال حاضر، تجارت یوگا در آمریکا 16 میلیارد دلار و در سطح جهان 80 میلیارد دلار ارزش دارد. در سال 2016 در کشور بریتانیا واژۀ «یوگا» یکی از پرجستجوترین کلمات در گوگل بود. در این کشور یوگا و ورزش پیلاتس سالانه 812 میلیون یورو درآمدزایی دارد و این رقم رو به رشد است. کلاس‌های یوگا مملو از شاگرد است. هزینۀ هر جلسه 10 یورو و هزینۀ دوره‌های آموزشی اساتید یوگا بین 1500 تا 5000 یورو است. شرکت در مراکز تفریحی و آسایشی یوگا نیز بسیار پرهزینه است. علاوه بر هزینۀ باشگاه‌های یوگا، قیمت زیرانداز یوگا نیز بالاست. لباس‌های سبک اتلیژر (لباس‌هایی که مناسب فعالیت‌های ورزشی طراحی شده، اما در جاهای دیگر نیز پوشیده می‌شوند؛ مثلاً در محلّ کار و مدرسه) 17% از کلّ بازار لباس آمریکا را تشکیل می‌دهند. تسبیح‌های مارک «لولولمون» که در یوگا مورد استفاده قرار می‌گیرند، 108 دلار قیمت دارند! در محلّه‌ای از سیدنی که من در آنجا زندگی می‌کنم، گویا یوگی‌های ثروتمند خیابان اصلی را تحت اشغال خود درآورده‌اند. در منطقۀ حومه‌ایِ «بوندی» اکثر مردم دیگر لباس معمولی نمی‌پوشند و عمدتاً لباس ورزشی به تن می‌کنند؛ مثل شلوار یوگا، تاپ نیم‌تنه و سویشرت کلاه‌دار. تابستان‌ها دمپایی لاانگشتی پا می‌کنند و در زمستان کتانی می‌پوشند. خیلی‌ها هم زیرانداز مخصوص یوگا با خود حمل می‌کنند. من هم دوست داشتم مثل آنها شوم. کلاس‌های یوگایی که در بوندی می‌رفتم، بن‌مایه‌ای نیمه معنوی داشت که برایم جذّاب بود. در ابتدای کلاس، استاد بعضاً از اشعار سانسکریت می‌خواند یا موسیقی سه‌تار می‌گذاشت و همزمان از روی کتاب‌های معنوی مثل آثار اکهارت تولی می‌خواند. در کشورهای غیرمذهبی مثل بریتانیا و استرالیا بسیاری از جوانان از همین طریق آموزه‌های اخلاقی یا معنوی را یاد می‌گیرند. از بسیاری از جهات، یوگا تفریحی عالی برای نسل ما است. عنصر تعمّق و مراقبه‌ای که در آن است به ما این فرصت را می‌دهد تا بتوانیم در میان این همه اطلاعات گیج‌کننده به آرامش و سکون برسیم. در جایی که اثری از ادیان سنّتی نیست، واحدهای تعلیمیِ یوگا درس اخلاق به انسان می‌آموزد، و تمارین جسمانی و کششی یوگا روشی عالی برای جبران آسیب‌های آن هشت ساعتی است که جلوی کامپیوتر قوز می‌کنیم. اما آیا این ابعاد یوگا می‌تواند به ما کمک کند تا سطح روشنفکری یا مهربانی خود را افزایش دهیم؟ یا این که یوگا هم صرفاً صنعتی دیگر در خدمت سلامتی و تندرستی است که تنها قشر متموّل و بیکار از عهدۀ پرداخت هزینه‌های آن برمی‌آیند؟ بالاخره پس از مدّت‌ها یوگا کار کردن، تصمیم گرفتم در یک دورۀ درست و حسابیِ 600 دلاری یوگا شرکت کنم. کلاس‌ها شش روز در هفته بود. بعد از شش هفته بدنم انعطاف‌پذیرتر شده بود و تناسب اندام بهتری پیدا کرده بودم. البته تمرین‌های تکراری برایم به یک روتین تبدیل شده بود که مثل ربات و بدون فکر انجامشان می‌دادم و در کلاس حوصله‌ام سر می‌رفت. اساتید یوگا گاهی دربارۀ مسائل معنوی سخنرانی‌های عجیب و غریبی می‌کردند که اصلاً برایم معقول و قابل‌قبول نبود؛ مثل بی‌توجّهی به رویدادهای سیاسی و اجتماعی. دربارۀ یوگا و فعالیت‌های مشابه آن خیلی به فکر فرو رفتم. به این فکر می‌کردم که چرا یوگاکارها فقط انرژی را به درون خودشان می‌ریزند و به انسان‌های دیگر و به مسائل سیاسی پیرامونشان منتقل نمی‌کنند. خودمراقبتی خیلی عالی است، اما اگر دیگر انرژی‌ای برایمان باقی نماند تا به دیگران بهایی بدهیم چه؟ هرچه بیشتر یوگا کار می‌کردم، مردم بیشتر از من تعریف و تمجید می‌کردند. موهایم براق‌تر شده بود، پوستم می‌درخشید، لباس‌هایم برایم گشاد شده بود و مثل خیلی‌ها حتّی سرکار هم لباس اتلیژر می‌پوشیدم. اما با این که دو ماه از یوگی شدنم گذشته بود و دیگر به آرزویم رسیده بودم، به این نتیجه رسیدم که خیلی کارهای دیگر به جز یوگا هست که باید انجامشان بدهم. ]]> فرهنگ عمومی Tue, 19 Sep 2017 20:04:49 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7516/ آیا تدیّن و معنویت باعث اخلاقی‌تر عمل کردن افراد در محل‌کار می‌شود؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7501/ سی و سه نفر از مدیرانی که در مصاحبه حضور داشتند وجود این سنّت‌ها را موجب تقویت فضلیت‌هایی مثل صداقت، انعطاف‌پذیری، تعالی اخلاقی، بردباری و مسئولیت‌پذیری می‌دانستند. یکی از این مدیران که در بخش خودرو فعال است دربارۀ فضیلت انعطاف‌پذیری اظهار داشت: دین اسلام به ما می‌آموزد که نسبت به دیدگاه‌ها و نظرات دیگران بی‌اعتنا نباشیم. من در شغل خودم از این ارزش بهره می‌گیرم و به نظرات همکارانم توجّه می‌کنم. ما اختلاف‌نظرهای خود را حلّ و فصل می‌کنیم و ضمن این که سعی می‌کنیم اصل اعتقادات خود را حفظ کنیم، همیشه به یک نقطۀ مشترک قابل‌قبول می‌رسیم. حتّی بعضی از مدیران هنگام مواجهه با معضلات اخلاقی ترجیح می‌دهند که از منصب خود استعفا دهند. چراکه ارزش‌های اخلاقی‌ای که در اعتقادات دینی و معنوی آنها نهفته است اجازۀ تعدّی از اصول اخلاقی را به آنها نمی‌دهد. برای مثال یکی از مدیران بخش آی‌تی به خاطر این که سازمانی که پیشتر در آن مشغول به فعالیت بود دائماً قانون کپی‌رایت را نقض می‌کرد، از این سازمان کناره‌گیری کرد، چراکه عملکرد این سازمان با باورهای مذهبی او در تضاد بود. اما از این چهل مدیر، هفت تن از مدیران عضو هیچ گروه مذهبی یا معنوی‌ای نبودند. این عدّه بر این باور بودند که باید ارزش‌ها و فضیلت‌های غیر دین‌محور که بر پایۀ اخلاقیات اومانیستی و پراگماتیسم حرفه‌ای استوار شده است ترویج شود. در جامعۀ هند ادیان مختلفی وجود دارد، لذا عدّه‌ای معتقدند که اتّخاذ این دیدگاه می‌تواند به کارکنان کمک کند تا بی‌طرفانه و بدون تعصّب عمل کنند. یکی از مدیران بخش رسانه معتقد بود که محلّ‌ کار باید به گونه‌ای باشد که افراد فاقد مذهب و معنویت صرفاً به نظام اعتقادی اومانیستی خود تکیه داشته باشند و بس: اخلاقیات باید در سطح انسانی رعایت شود. به محض این که تفاسیر مذهبی به مباحث اخلاقی ورود می‌کند، زمینه برای جدال و اختلالِ بی‌پایان آماده می‌شود. از نظر من اخلاق یک موضوع سکولاری است. باید با حساسیت تمام مجموعه‌ای از قوانین اخلاقی تدوین شود. دین هم می‌تواند الگویی در اختیار ما قرار دهد، اما از نظر من الگویی که دین ارائه می‌دهد بیشتر دست‌و‌پاگیر است.     در معنویت دین‌محور می‌توان از یک یا چند سنّت دینی مواردی الگوبرداری کرد و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدف بهره جست. در معنویت غیردینی معمولاً خبری از اعتقادات مذهبی نیست. معنویت غیردینی بر پایۀ ارزش‌های سکولاری یا اومانیستی استوار شده است؛ مثل هم‌بستگی با دیگران در محلّ کار یا در جامعه و تلاش در راستای نیل به هدفی والا در زندگی، بدون این که لزوماً پای اعتقاد به خدا یا خالق در میان باشد. براساس مطالعاتی که به‌تازگی صورت گرفته، بین تدیّن و معنویت با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و اشتراکی، ایثارگری و رفتارهای جامعه‌پسند و اخلاقی پیوند و ارتباط وجود دارد. در مقابل یک سری از مطالعات نیز نتایج معکوسی به دست داده است. بعضی‌ها مدّعی شده‌اند که تدیّن و معنویتِ دین‌محور می‌تواند موجب بروز رفتارهای غیراخلاقی شود؛ مثل تبعیض قائل شدن در مورد کسی که پیرو یک نظام اعتقادی دیگر است. اعتقادات دینی حتّی می‌تواند بر نگرش کارفرمایان در گزینش کارکنان و نحوۀ رفتار همکاران با یکدیگر تأثیر بگذارد. معضلات و تناقضات اخلاقی با این که ادیان و سنن معنوی بسیار متنوّعی در کشور هند وجود دارد، رفتارهای غیراخلاقی مثل فساد، رشوه‌خواری، پارتی‌بازی و فامیل‌بازی در هندوستان بسیار شایع است. بعضی از افراد رفتارهای غیراخلاقی خود را توجیه می‌کنند و دلیل آن را وجود فشارهای خارجی بیان می‌دارند. این فشارها با حرص و طمع شخصی در هم می‌آمیزد و لذا دیگر انگیزه‌ای برای اخلاقی عمل کردن باقی نمی‌ماند. ]]> فرهنگ عمومی Sun, 10 Sep 2017 14:39:56 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7501/ پنج روشی که از طریق آن ایمان دینی می‌تواند با زورگویی‌‌ مقابله کند http://dinonline.com/doc/note/fa/7463/ در اینجا به ذکر پنج روش می‌پردازیم که ایمان دینی می‌تواند از آن طریق در کاهش زورگویی نقش به‌سزایی ایفا کند: بهبود سلامت معنوی طبق نتایج یک پژوهش، بزرگسالانی که برای آنها نیایش و مراقبه از اهمیت خاصی برخوردار است، کمتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به زورگویی به دیگران یا مورد زورگویی واقع شدن قرار دارند. این نشان می‌دهد که افراد مذهبی روابط مثبتی با هم‌نوعان خود برقرار می‌کنند که ضمن آن جایی برای تحقیر کردن و تحقیر شدن وجود ندارد. این مشاهدات نشان می‌دهد که برای کاهش شیوع زورگویی، لازم است تدابیری جهت ارتقای سلامت معنوی افراد ترویج شود. ارائۀ جایگزین‌هایی برای فرهنگ خشونت و بی‌ادبی در مطالعه‌ای که بر روی حدود چهارصد جوان مالزیایی صورت گرفت، عوامل اجتماعی-فرهنگی (مثل مقبولیت اجتماعی و تأثیر دوستان، والدین و نهادهای آموزشی) مهم‌ترین عواملی بودند که از قصد افراد برای زورگویی در فضای مجازی پرده برمی‌داشتند. به گزارش پژوهشگران، زورگویی در فضای مجازی و بالا رفتن شمار قربانیان زورگویی در این فضا زمانی اتّفاق می‌افتد که جامعه نسبت به این مو ضوع کم‌توجّه و بی‌اعتناست و کسانی که شاهد زورگویی در فضای مجازی هستند از گزارش موارد مربوطه به مسئولین قانونی و امنیتی خودداری می‌کنند. دوستان، والدین و نهادها همه و همه نقشی حیاتی در این میان دارند و باید در استراتژی‌های پیش‌گیری، مداخله و همچنین مقابله با زورگویی شرکت داده شوند. ایمان نیز می‌تواند نقش ویژه‌ای داشته باشد. در این مطالعه از هر پنج نفر یک نفر معتقد بود که دین تأثیر مثبتی در این رابطه دارد و متدیّنین معمولاً در برابر زورگویی و آسیب رساندن به دیگران مقاومت به خرج می‌دهند. ایجاد وجدان اخلاقی مطالعۀ بین‌المللی دیگری که بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی صورت گرفت، گویای آن است که عدم پایبندی به اصول اخلاقی (مثل تهمت زدن و ناسزا گفتن به قربانی) مؤثرترین عاملی است که سبب حملات مکرّر به دیگران در فضای مجازی می‌شود. از طرف دیگر، جلوه‌های مختلف معنویت، مثل بخشش، مراجعه به اماکن مذهبی و مبادرت به اعمال روزانۀ مذهبی منجر به کاهش زورگویی در میان افراد می‌شود. در اینجا یک راهکار مناسب آن است که چشم فرد زورگو را به روی آسیبی که با عمل خود به قربانی وارد می‌کند باز کنیم و قربانیان زورگویی را نیز مجاب سازیم این که خودشان قربانی زورگویی قرار گرفته‌اند، دلیل نمی‌شود که آنها نیز به دیگران زورگویی کنند. بخشش می‌تواند فعلی خدایی باشد مطالعه‌ای که در استرالیا بر روی نوجوانان یازده الی پانزده ساله صورت گرفت نشان داد افرادی که تصمیم گرفتند فرد زورگو را ببخشند، در مقایسه با کسانی که تصمیم گرفتند تلافی کنند یا کلاً رفتار فرد را نادیده بگیرند، خشم بسیار کمتری را تجربه کردند. اگر به افراد بخشیدن را بیاموزیم، می‌توانیم از این طریق میزان استرس، خشم و افسردگی آنها را کاهش دهیم و چه‌بسا روابط آنها را با یکدیگر احیا کنیم. حمایت، به جای قضاوت و جانبداری براساس نتایج یک مطالعه، معمولاً نوجوانان مؤمن و متدیّن بسیار بیشتر از دیگران از قربانیان زورگویی مدافعه و دلجویی می‌کنند یا سعی می‌کنند اتّفاقی را که افتاده به یک فرد بزرگسال گزارش دهند. در واقع، افراد متدیّن بیشتر اهل حمایتِ جانبدارانه از قربانیان هستند. اما شاید این کار همیشه هم درست نباشد. متدیّنانی که به جای ارائۀ عشق و حمایت نسبت به قربانیان، دست به قضاوت می‌زنند، ممکن است بیشتر موجبات درد و رنج قربانیان را فراهم آورند و آسیب بیشتری به آنها بزنند. ]]> فرهنگ عمومی Thu, 17 Aug 2017 11:55:05 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7463/ منفی‌نگری نسبت به ملحدان پدیده‌ای جهانی است؛ حتّی در میان خود ملحدها http://dinonline.com/doc/note/fa/7462/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، نتایج مطالعه نشان می‌دهد که در سراسر جهان مردم بر این باورند که ایمان دینی سپری ضروری برای مقابله با وسوسۀ ارتکاب رفتارهای غیراخلاقی است و باور اکثر مردم بر این است که ملحدها تعهّدی نسبت به اصول اخلاقی ندارند و افراد خطرناکی هستند. به بیان دیگر، مردم بر این باورند که اعتقاد به وجود خداوند سپر اخلاقی ارزشمندی برای جلوگیری از دست آلودن به رفتارهای غیراخلاقی است. در این مطالعه، نظرسنجی‌ای بر روی بیش از سه هزار نفر از 13 کشور مختلف در پنج قارۀ جهان انجام شد. هم کشورهای فوق سکولاری مثل چین و هلند و هم کشورهای فوق مذهبی مثل امارات و هندوستان در این مطالعه گنجانده شدند. پیروان ادیان مختلف مثل مسیحیت، اسلام، هندوئیسم، بودیسم یا سکولارها در این کشورها موردنظرسنجی قرار گرفتند. به منظور این مطالعه، مطلبی در اختیار پاسخ‌دهندگان قرار گرفت که در آن فردی توصیف شده بود که در کودکی حیوانات را شکنجه می‌داد و وقتی بزرگ شد معلّم شد و پنج بی‌خانمان را مورد قتل و شکنجه قرار داد. سپس از نیمی از پاسخ‌دهندگان درخواست شد که بگویند آیا احتمال می‌دهند که این شخص پیرو یک دین بوده باشد و از نیمی دیگر درخواست شد که بگویند چه میزان احتمال می‌دهند که این شخص ملحد بوده باشد. پاسخ اکثریت آنها این بود که شخص مربوطه به احتمال زیاد ملحد بوده است. پاسخ این سؤالات حتّی در کشورهای سکولار مثل استرالیا، چین، بریتانیا و هلند نیز همین بود. این مطالعه مهر تأییدی است بر گزارشی که مرکز پژوهشی پیو در سال 2014 منتشر کرد؛ مبنی بر این که اکثریت مردم معتقدند که اعتقاد به وجود خداوند برای مبادی اخلاق و ارزش‌های نیکو بودن ضرورت دارد. باور به این که متدیّن بودن جزئی لاینفک و ضروری برای مبادی اخلاق بودن است، باوری فراگیر است اما علم آن را تأیید نمی‌کند. مطالعات صورت‌گرفته گویای آن است که احتمال دارد قدمت بعضی از خصائل اخلاقی، مثل خونگرمی و همدردی با دیگران به پیش از ظهور ادیان بازگردد. ]]> فرهنگ عمومی Wed, 16 Aug 2017 12:40:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7462/ برنامۀ فمنیست مسلمان برای افتتاح یک مسجد لیبرالی دیگر در بریتانیا http://dinonline.com/doc/report/fa/7444/ ب گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، خانم سیران آتش، فمنیست مسلمان، قصد دارد ظرف یک سال آتی مسجدی را در لندن افتتاح کند تا زنان، مردان، مسلمانان تراجنسیتی، هم‌جنس‌گرا و پیروان تمام فرق اسلامی بتوانند در آنجا در کنار هم به عبادت بپردازند. برنامۀ آتش آن است که مساجد مشابهی را در پایتخت تمام کشورهای اروپا افتتاح کند. او در پاسخ به گاردین اظهار داشت: "من در عملی شدنِ این ایده تنها نیستم. این یک جنبش و یک انقلاب است... میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از این حرکت حمایت می‌کنند." این در حالی است که در ماه گذشته افتتاح مسجد لیبرالی برلین موجب بروز واکنش خصومت‌آمیز مسلمانان محافظه‌کار در اروپا، مصر و ترکیه شد. در رسانه‌های اجتماعی آتش را تهدید به مرگ کردند. «دارالفتاء ‌المصریه» این مسجد را از اساس مغایر با اسلام دانست، دپارتمان حقوقی دانشگاه الازهر قاهره نیز فتوایی برضدّ مساجد لیبرالی صادر کرد. دیانت، بنیاد امور اسلامی ترکیه هم عنوان داشت که هدف از تأسیس این مسجد تنها به انحراف و نابودی کشاندنِ دین است. حال آتش ناگزیر شده امنیت شخصی خود را افزایش دهد. لذا سفر دو روزه‌اش به لندن مسکوت ماند و مأمورین محافظتی نیز در این سفر او را همراهی کردند. آتش می‌گوید هر روز تعداد بیشتری از مردم می‌خواهند غل و زنجیرها را درهم‌بشکنند. در بسیاری از کشورها افرادی هستند که به طور پنهانی مشابه کارِ ما را انجام می‌دهند... نسخۀ افراطی اسلام مسلمانان لیبرال و سکولار را تحت‌فشار قرار داده و لذا آنها ترجیح می‌دهند سکوت پیشه سازند. مسلمانان لیبرال، مثل هم‌جنس‌گراها نمی‌توانند به‌راحتی حرف خود را بزنند و بر پیشانی آنها «انگ دشمنی» با اسلام خورده است. به گفتۀ آتش، هشت سال طول کشید تا مسجد لیبرالی برلین تأسیس شد، اما من‌بعد روند امور سرعت پیدا خواهد کرد. آتش قصد دارد تا پیش از پایان سال دومین مسجد لیبرالی را در شهر فرایبورگ آلمان افتتاح کند. او با دیگر مسلمانان ترقّی‌خواه از جمله خانم آنی زونولد، امام‌جماعت لس‌آنجلسی، شیرین خانکن، امام‌جماعت دانمارکی، لودویک محمد زاهد امام‌جماعت هم‌جنس‌گرای الجزیره‌ای و الهام مانع کارشناس احکام شرع در زوریخ همکاری تنگاتنگی دارد. آتش می‌گوید در بریتانیا نیاز ویژه‌ای به وجود اسلام لیبرالی است، چراکه در این کشور دادگاه‌های شریعت فعّال هستند و با مردسالاری خود حقوق زنان را پایمال می‌سازند. تصمیم آتش برای تأسیس مسجد لیبرالی در بریتانیا مورد حمایت تعداد بسیاری از اعضای مجلس اعیان این کشور قرار گرفته است. ]]> فرهنگ عمومی Sat, 29 Jul 2017 06:33:58 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7444/ اجباری شدن تعلیم و تربیت سکولار در مدارس بریتانیا http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری فاکس‌نیوز، گویا سکولارهای تندروی غربی دیگر در تحمیل تعلیم و تربیت سکولار بر کودکان هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. مدّتی پیش گزارش شد که یکی از مدارس خصوصی مختصّ دختران ارتدوکس یهودی (در بازۀ سنّی سه تا هشت ساله) به خاطر استنکاف از اطلاع‌رسانی به کودکان دربارۀ هم‌جنس‌گرایی یا تغییر در گرایش جنسی در شرف به تعطیلی کشانده شدن است. ادارۀ استانداردهای آموزشی دولت مدّعی است که این مدرسه باید از استانداردهای سکولار که دولت مقرّر کرده است تبعیت کند. اگر این مصوّبه به موقع اجرا گذاشته شود، خانواده‌های مذهبی اجازۀ این که فرزندانشان را مطابق اعتقادات دینی‌شان تربیت کنند نخواهند داشت. به موجب این مصوّبه، "مسئولان چنین مدارسی نباید در حوزۀ آموزش بین شاگردان تبعیض قائل شوند". به بیان دیگر، بوروکرات‌ها معتقدند که باید مسائل مربوط به هم‌جنس‌گرایی و گرایش‌های مختلف جنسی به دختران نابالغ آموزش داده شود و اگر آموزش این مسائل با اعتقادات یهودیت در تضاد باشد، این دین است که باید تغییر کند، نه رویۀ آموزشی مدرسه! و در غیر این صورت مدرسه فاقد صلاحیت تلقّی خواهد شد. مدرسۀ مذکور در آموزش موضوعات سکولار سرآمد است، اما دربارۀ مسائلی از قبیل گرایش جنسی اطلاعات روشنی در اختیار کودکان قرار نمی‌دهد و لذا از دیدگاه بوروکرات‌ها، رشد و پیشرفت اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی دانش‌آموزان را محدود می‌سازد و فرصت‌های برابری برای افرادی که دارای سبک‌ زندگی متفاوتی هستند ایجاد نمی‌کند. این نمونۀ شفّافی از دیکتاتوری نرم است. تعصّبات سکولاری در حالی بر جامعه تحمیل می‌شود که روشن نیست بر سر رشد معنوی و اخلاقی این کودکان چه خواهد آمد. آیا کسی می‌تواند ثابت کند که بوروکرات‌های انگلیسی عاقل‌تر از خاخام‌ها یا کشیشان هستند؟ آیا در بریتانیا ابراز عقاید دینی دست‌کم به اندازۀ سکولاریسم یک ارزش تلقّی نمی‌شود؟ رئیس ادارۀ استاندارد معتقد است که "جوانان باید از دانش و انعطاف‌پذیری لازم برای مقاومت در برابر افراطی‌گری برخوردار باشند." ظاهراً این حرف یعنی هشت ساله‌ها باید اصول بی‌بندوباری جنسی را از بر کنند! این قانون از مدارس می‌خواهد تا دانش‌آموزان را تشویق کنند که نسبت به کسانی که تابع ارزش‌های متفاوتی هستند احترام قائل باشند. اما در حقیقت این دولت است که دارد نشان می‌دهد خودش سبک زندگی مذهبی را قبول ندارد و احترامی برای آن قائل نیست. در واقع هم‌اکنون کودکان اجازه ندارند مطابق دینشان آموزش ببینند و در چنگال تعصّبات سکولاری گرفتار شده‌اند. ]]> فرهنگ عمومی Tue, 25 Jul 2017 08:55:19 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ بحران سلامت روان را باید با ترویج دوبارۀ معنویت مرتفع ساخت http://dinonline.com/doc/article/fa/7365/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از روزنامه اینترنتی ایندیپندنت در یادداشتی به قلم هسنت لائیس آورده است: دلایل پیچیده‌ای برای این آشوب و اضطراب درونی وجود دارد، اما اغلب به این واقعیت توجّه نمی‌شود که یکی از عوامل اصلیِ بروز بیماری‌های روانی و فروپاشی خانواده‌ها خلأ معنوی، مصرف‌گرایی و مادّی‌گرایی سیری‌ناپذیر ما است. نویسنده در ادامه افزوده است: مطالعات نشان می‌دهد که بین مادّی‌گرایی و ضعف سلامت روان ارتباط علّت و معلولی وجود دارد. افراد مادّی‌گرا بیشتر مستعدّ بروز اختلافات خانوادگی و از هم پاشیده شدن پیوندهای دوستی هستند. اما مردمی که هدف آنها ارضای لذّت‌های آنی‌شان است و معنا و مفهومِ وجودی برای زندگی قائل نیستند، وجود خود را مجموعه‌ای از داشته‌هایشان تلقّی می‌کنند. تمام درک آنها از زندگی منحصر به داشتن اتومبیل لوکس، خانه و زندگی پرتجمّل و ترفیع شغلی است. نویسنده روزنامه اینترنتی ایندیپندنت پیش‌بینی کرده است: اگر مردم بریتانیا به معنویت روی بیاورند، در این صورت است که می‌توانند خود را از چنگال جاذبۀ خانمان‌برانداز مادّی‌گرایی برهانند. او نوشته است: خانم ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا قول داده تا تسهیلات سلامت روان این کشور را سامانی دوباره بخشد، ظاهراً او از این واقعیت غافل است که این سبک زندگی سکولاری است که دارد بریتانیایی‌ها را از درون نابود می‌کند. این نویسنده اظهار داشته است: من معتقدم دلیل این که ما این چنین بی‌وقفه در پی ثروت‌اندوزی هستیم آن است که در درونمان میل و اشتیاق والاتری وجود دارد که برای ارضای آن تلاش می‌کنیم. وی با اشاره به اینکه مصرف‌گرایی تنها مقصّر نیست، آورده است: سیستم آموزشی نیز در این معضل نقش دارد. استرسی که به خاطر امتحانات به دانش‌آموزان وارد می‌شود می‌تواند منجر به بروز اختلالات سلامت روان شود. نظام آموزشی ما به یک رقابت تبدیل شده؛ به‌ندرت دانش‌آموزی را می‌بینیم که انگیزه‌ای درونی برای یادگیری داشته باشد. انگیزۀ دانش‌آموزان عمدتاً رقابت، نمرۀ خوب آوردن یا ورود به دانشگاه‌های معتبر است تا بدین ترتیب بتوانند شغل بهتری برای خود دست و پا کنند. صورت‌ظاهر این روال مشکلی ندارد، اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که این رقابت از همان کودکی آغاز شده است. هسنت لائیس به رسانه‌های اجتماعی نیز اشاره کرده و نوشته است: رسانه‌های اجتماعی نیز در شکل‌گیری سبک زندگی خودمحورانه نقش دارند. اپیدمی سلفی گرفتن و به رخ کشیدن دارایی‌هایمان ما را سخت گرفتار خود کرده، در حالی که این کار هم موجب انزجار دیگران از ما می‌شود و هم از ترس عمیق ما از شکست خوردن پرده برمی‌دارد. خانم گالومب، دکتر روان‌شناس می‌گوید از برنامه‌های اسنپ‌چت که تصاویر ما را زیباتر جلوه می‌دهد گرفته تا اطلاعات شخصی‌ای که برای خودنمایی در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم، همۀ این کارها را می‌کنیم تا نشان دهیم چقدر مرفّه و خوشبخت هستیم، حال آن که همۀ اینها گویای نومیدی درونی ماست. این نویسنده ایندیپندنت در تحلیل پایانی خود آورده است: مادّی‌گرایی افراطی باعث می‌شود احساس کنیم نسبت به ما بی‌عدالتی شده، چون نمی‌خواهیم از رقابت با دیگران عقب بمانیم. اما معنویت باعث می‌شود درک کنیم وجود ما چیزی فراتر از داشته‌هایمان است. مادامی که از معنویات غافل هستیم و فرهنگ خودمحوری بر جامعه‌مان حاکم است، افزایش بودجۀ خدمات بهداشت روان کمک چندانی به ما نخواهد کرد. ]]> فرهنگ عمومی Mon, 29 May 2017 16:15:20 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7365/ اقبال شرکت‌های بزرگ مد دنیا به حجاب http://dinonline.com/doc/report/fa/7238/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، تا همین یکی دو سال پیش، اگر سخن از عفاف و پوشش اسلامی مطرح می‌شد، با نگاه‌های متعجّب مواجه می‌شدیم. اما امسال، یا شاید بهتر باشد بگوییم همین چند هفتۀ اخیر، شاهد تحوّلات جالبی در این عرصه بوده‌ایم. در ماه جاری اولین شمارۀ مجلۀ مد «ووگ عربیا» به سردبیری شاهزاده دینا الجهنی عبدالعزیز به چاپ رسید. چند روز بعد نایک برای نخستین بار طرح حجاب خود را برای ورزشکاران زن ارائه داد. هفتۀ مدِ حجاب در لندن برگزار شد و برندهای بزرگی مثل دی‌کی‌ان‌وای، منگو، دولچه و گابانا، اسکار دلا رنتا همگی مدل‌های محجبۀ خود را ارائه دادند.   البته داغ‌ترین نقل محافل این روزها ظهور شرکت مد «مدیست» است که در روز جهانی زن آغاز به کار کرد.  مدل‌های طراحی‌شده توسط این شرکت مد باب میل زنان محجّبه‌ای است که می‌خواهند عفاف و خوش‌پوشی به سبک روز را توأمان داشته باشند. مؤسس مدیست می‌داند که این شرکت سود مالی بالایی برایش خواهد داشت. براساس پیش‌بینی‌ها میزان هزینه‌ای که مسلمانان در حوزۀ البسه می‌کنند به 484 میلیارد دلار خواهد رسید. راینا لوئیس استاد مطالعات فرهنگی کالج مد لندن معتقد است که وقتی برندهای مطرح وارد حوزۀ حجاب می‌شوند، احتمال بروز جنجال وجود دارد. صنعت مد فضایی سکولار است و نگرانی خاصّی دربارۀ ورود اسلام و مسلمانان به این حوزه وجود دارد. چراکه مسلمانان غالباً خارج از فضای تولیدات فرهنگی غربی بوده‌اند. اما به گفتۀ لوئیس اکنون این نگرش منفی در حال از بین رفتن است. ریملا اختر نخستین زن مسلمان عضو شورای انجمن فوتبال می‌گوید ظرف چند دهۀ گذشته زنان مسلمان به‌شدّت مورد توجه قرار گرفته‌اند و این هم مثبت است، هم منفی: "این که می‌بینیم به زنان مسلمان اهمیت داده می‌شود امیدوارکننده است، اما خیلی از این تبلیغات‌ها ممکن است منجر به کلیشه‌شکنی شود". امیدواریم زمانی برسد که حضور زنان در عرصۀ ورزش (و دیگر عرصه‌ها) به موضوعی نرمال تبدیل شود. ]]> فرهنگ عمومی Sun, 12 Mar 2017 16:24:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7238/