پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين فرهنگ عمومی :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/public Thu, 21 Sep 2017 02:21:40 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Thu, 21 Sep 2017 02:21:40 GMT فرهنگ عمومی 60 آیا یوگا می‌تواند از ما انسان بهتری بسازد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7516/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، براساس گزارش «نشریۀ یوگا»، در سال 2016، در کشور امریکا 36.7 میلیون نفر به ورزش یوگا می‌پرداختند، در حالی که این رقم در سال 2012، 20.4 میلیون نفر بود. در حال حاضر، تجارت یوگا در آمریکا 16 میلیارد دلار و در سطح جهان 80 میلیارد دلار ارزش دارد. در سال 2016 در کشور بریتانیا واژۀ «یوگا» یکی از پرجستجوترین کلمات در گوگل بود. در این کشور یوگا و ورزش پیلاتس سالانه 812 میلیون یورو درآمدزایی دارد و این رقم رو به رشد است. کلاس‌های یوگا مملو از شاگرد است. هزینۀ هر جلسه 10 یورو و هزینۀ دوره‌های آموزشی اساتید یوگا بین 1500 تا 5000 یورو است. شرکت در مراکز تفریحی و آسایشی یوگا نیز بسیار پرهزینه است. علاوه بر هزینۀ باشگاه‌های یوگا، قیمت زیرانداز یوگا نیز بالاست. لباس‌های سبک اتلیژر (لباس‌هایی که مناسب فعالیت‌های ورزشی طراحی شده، اما در جاهای دیگر نیز پوشیده می‌شوند؛ مثلاً در محلّ کار و مدرسه) 17% از کلّ بازار لباس آمریکا را تشکیل می‌دهند. تسبیح‌های مارک «لولولمون» که در یوگا مورد استفاده قرار می‌گیرند، 108 دلار قیمت دارند! در محلّه‌ای از سیدنی که من در آنجا زندگی می‌کنم، گویا یوگی‌های ثروتمند خیابان اصلی را تحت اشغال خود درآورده‌اند. در منطقۀ حومه‌ایِ «بوندی» اکثر مردم دیگر لباس معمولی نمی‌پوشند و عمدتاً لباس ورزشی به تن می‌کنند؛ مثل شلوار یوگا، تاپ نیم‌تنه و سویشرت کلاه‌دار. تابستان‌ها دمپایی لاانگشتی پا می‌کنند و در زمستان کتانی می‌پوشند. خیلی‌ها هم زیرانداز مخصوص یوگا با خود حمل می‌کنند. من هم دوست داشتم مثل آنها شوم. کلاس‌های یوگایی که در بوندی می‌رفتم، بن‌مایه‌ای نیمه معنوی داشت که برایم جذّاب بود. در ابتدای کلاس، استاد بعضاً از اشعار سانسکریت می‌خواند یا موسیقی سه‌تار می‌گذاشت و همزمان از روی کتاب‌های معنوی مثل آثار اکهارت تولی می‌خواند. در کشورهای غیرمذهبی مثل بریتانیا و استرالیا بسیاری از جوانان از همین طریق آموزه‌های اخلاقی یا معنوی را یاد می‌گیرند. از بسیاری از جهات، یوگا تفریحی عالی برای نسل ما است. عنصر تعمّق و مراقبه‌ای که در آن است به ما این فرصت را می‌دهد تا بتوانیم در میان این همه اطلاعات گیج‌کننده به آرامش و سکون برسیم. در جایی که اثری از ادیان سنّتی نیست، واحدهای تعلیمیِ یوگا درس اخلاق به انسان می‌آموزد، و تمارین جسمانی و کششی یوگا روشی عالی برای جبران آسیب‌های آن هشت ساعتی است که جلوی کامپیوتر قوز می‌کنیم. اما آیا این ابعاد یوگا می‌تواند به ما کمک کند تا سطح روشنفکری یا مهربانی خود را افزایش دهیم؟ یا این که یوگا هم صرفاً صنعتی دیگر در خدمت سلامتی و تندرستی است که تنها قشر متموّل و بیکار از عهدۀ پرداخت هزینه‌های آن برمی‌آیند؟ بالاخره پس از مدّت‌ها یوگا کار کردن، تصمیم گرفتم در یک دورۀ درست و حسابیِ 600 دلاری یوگا شرکت کنم. کلاس‌ها شش روز در هفته بود. بعد از شش هفته بدنم انعطاف‌پذیرتر شده بود و تناسب اندام بهتری پیدا کرده بودم. البته تمرین‌های تکراری برایم به یک روتین تبدیل شده بود که مثل ربات و بدون فکر انجامشان می‌دادم و در کلاس حوصله‌ام سر می‌رفت. اساتید یوگا گاهی دربارۀ مسائل معنوی سخنرانی‌های عجیب و غریبی می‌کردند که اصلاً برایم معقول و قابل‌قبول نبود؛ مثل بی‌توجّهی به رویدادهای سیاسی و اجتماعی. دربارۀ یوگا و فعالیت‌های مشابه آن خیلی به فکر فرو رفتم. به این فکر می‌کردم که چرا یوگاکارها فقط انرژی را به درون خودشان می‌ریزند و به انسان‌های دیگر و به مسائل سیاسی پیرامونشان منتقل نمی‌کنند. خودمراقبتی خیلی عالی است، اما اگر دیگر انرژی‌ای برایمان باقی نماند تا به دیگران بهایی بدهیم چه؟ هرچه بیشتر یوگا کار می‌کردم، مردم بیشتر از من تعریف و تمجید می‌کردند. موهایم براق‌تر شده بود، پوستم می‌درخشید، لباس‌هایم برایم گشاد شده بود و مثل خیلی‌ها حتّی سرکار هم لباس اتلیژر می‌پوشیدم. اما با این که دو ماه از یوگی شدنم گذشته بود و دیگر به آرزویم رسیده بودم، به این نتیجه رسیدم که خیلی کارهای دیگر به جز یوگا هست که باید انجامشان بدهم. ]]> فرهنگ عمومی Tue, 19 Sep 2017 19:04:49 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7516/ آیا تدیّن و معنویت باعث اخلاقی‌تر عمل کردن افراد در محل‌کار می‌شود؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7501/ سی و سه نفر از مدیرانی که در مصاحبه حضور داشتند وجود این سنّت‌ها را موجب تقویت فضلیت‌هایی مثل صداقت، انعطاف‌پذیری، تعالی اخلاقی، بردباری و مسئولیت‌پذیری می‌دانستند. یکی از این مدیران که در بخش خودرو فعال است دربارۀ فضیلت انعطاف‌پذیری اظهار داشت: دین اسلام به ما می‌آموزد که نسبت به دیدگاه‌ها و نظرات دیگران بی‌اعتنا نباشیم. من در شغل خودم از این ارزش بهره می‌گیرم و به نظرات همکارانم توجّه می‌کنم. ما اختلاف‌نظرهای خود را حلّ و فصل می‌کنیم و ضمن این که سعی می‌کنیم اصل اعتقادات خود را حفظ کنیم، همیشه به یک نقطۀ مشترک قابل‌قبول می‌رسیم. حتّی بعضی از مدیران هنگام مواجهه با معضلات اخلاقی ترجیح می‌دهند که از منصب خود استعفا دهند. چراکه ارزش‌های اخلاقی‌ای که در اعتقادات دینی و معنوی آنها نهفته است اجازۀ تعدّی از اصول اخلاقی را به آنها نمی‌دهد. برای مثال یکی از مدیران بخش آی‌تی به خاطر این که سازمانی که پیشتر در آن مشغول به فعالیت بود دائماً قانون کپی‌رایت را نقض می‌کرد، از این سازمان کناره‌گیری کرد، چراکه عملکرد این سازمان با باورهای مذهبی او در تضاد بود. اما از این چهل مدیر، هفت تن از مدیران عضو هیچ گروه مذهبی یا معنوی‌ای نبودند. این عدّه بر این باور بودند که باید ارزش‌ها و فضیلت‌های غیر دین‌محور که بر پایۀ اخلاقیات اومانیستی و پراگماتیسم حرفه‌ای استوار شده است ترویج شود. در جامعۀ هند ادیان مختلفی وجود دارد، لذا عدّه‌ای معتقدند که اتّخاذ این دیدگاه می‌تواند به کارکنان کمک کند تا بی‌طرفانه و بدون تعصّب عمل کنند. یکی از مدیران بخش رسانه معتقد بود که محلّ‌ کار باید به گونه‌ای باشد که افراد فاقد مذهب و معنویت صرفاً به نظام اعتقادی اومانیستی خود تکیه داشته باشند و بس: اخلاقیات باید در سطح انسانی رعایت شود. به محض این که تفاسیر مذهبی به مباحث اخلاقی ورود می‌کند، زمینه برای جدال و اختلالِ بی‌پایان آماده می‌شود. از نظر من اخلاق یک موضوع سکولاری است. باید با حساسیت تمام مجموعه‌ای از قوانین اخلاقی تدوین شود. دین هم می‌تواند الگویی در اختیار ما قرار دهد، اما از نظر من الگویی که دین ارائه می‌دهد بیشتر دست‌و‌پاگیر است.     در معنویت دین‌محور می‌توان از یک یا چند سنّت دینی مواردی الگوبرداری کرد و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدف بهره جست. در معنویت غیردینی معمولاً خبری از اعتقادات مذهبی نیست. معنویت غیردینی بر پایۀ ارزش‌های سکولاری یا اومانیستی استوار شده است؛ مثل هم‌بستگی با دیگران در محلّ کار یا در جامعه و تلاش در راستای نیل به هدفی والا در زندگی، بدون این که لزوماً پای اعتقاد به خدا یا خالق در میان باشد. براساس مطالعاتی که به‌تازگی صورت گرفته، بین تدیّن و معنویت با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و اشتراکی، ایثارگری و رفتارهای جامعه‌پسند و اخلاقی پیوند و ارتباط وجود دارد. در مقابل یک سری از مطالعات نیز نتایج معکوسی به دست داده است. بعضی‌ها مدّعی شده‌اند که تدیّن و معنویتِ دین‌محور می‌تواند موجب بروز رفتارهای غیراخلاقی شود؛ مثل تبعیض قائل شدن در مورد کسی که پیرو یک نظام اعتقادی دیگر است. اعتقادات دینی حتّی می‌تواند بر نگرش کارفرمایان در گزینش کارکنان و نحوۀ رفتار همکاران با یکدیگر تأثیر بگذارد. معضلات و تناقضات اخلاقی با این که ادیان و سنن معنوی بسیار متنوّعی در کشور هند وجود دارد، رفتارهای غیراخلاقی مثل فساد، رشوه‌خواری، پارتی‌بازی و فامیل‌بازی در هندوستان بسیار شایع است. بعضی از افراد رفتارهای غیراخلاقی خود را توجیه می‌کنند و دلیل آن را وجود فشارهای خارجی بیان می‌دارند. این فشارها با حرص و طمع شخصی در هم می‌آمیزد و لذا دیگر انگیزه‌ای برای اخلاقی عمل کردن باقی نمی‌ماند. ]]> فرهنگ عمومی Sun, 10 Sep 2017 13:39:56 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7501/ پنج روشی که از طریق آن ایمان دینی می‌تواند با زورگویی‌‌ مقابله کند http://dinonline.com/doc/note/fa/7463/ در اینجا به ذکر پنج روش می‌پردازیم که ایمان دینی می‌تواند از آن طریق در کاهش زورگویی نقش به‌سزایی ایفا کند: بهبود سلامت معنوی طبق نتایج یک پژوهش، بزرگسالانی که برای آنها نیایش و مراقبه از اهمیت خاصی برخوردار است، کمتر از دیگران در معرض خطر ابتلا به زورگویی به دیگران یا مورد زورگویی واقع شدن قرار دارند. این نشان می‌دهد که افراد مذهبی روابط مثبتی با هم‌نوعان خود برقرار می‌کنند که ضمن آن جایی برای تحقیر کردن و تحقیر شدن وجود ندارد. این مشاهدات نشان می‌دهد که برای کاهش شیوع زورگویی، لازم است تدابیری جهت ارتقای سلامت معنوی افراد ترویج شود. ارائۀ جایگزین‌هایی برای فرهنگ خشونت و بی‌ادبی در مطالعه‌ای که بر روی حدود چهارصد جوان مالزیایی صورت گرفت، عوامل اجتماعی-فرهنگی (مثل مقبولیت اجتماعی و تأثیر دوستان، والدین و نهادهای آموزشی) مهم‌ترین عواملی بودند که از قصد افراد برای زورگویی در فضای مجازی پرده برمی‌داشتند. به گزارش پژوهشگران، زورگویی در فضای مجازی و بالا رفتن شمار قربانیان زورگویی در این فضا زمانی اتّفاق می‌افتد که جامعه نسبت به این مو ضوع کم‌توجّه و بی‌اعتناست و کسانی که شاهد زورگویی در فضای مجازی هستند از گزارش موارد مربوطه به مسئولین قانونی و امنیتی خودداری می‌کنند. دوستان، والدین و نهادها همه و همه نقشی حیاتی در این میان دارند و باید در استراتژی‌های پیش‌گیری، مداخله و همچنین مقابله با زورگویی شرکت داده شوند. ایمان نیز می‌تواند نقش ویژه‌ای داشته باشد. در این مطالعه از هر پنج نفر یک نفر معتقد بود که دین تأثیر مثبتی در این رابطه دارد و متدیّنین معمولاً در برابر زورگویی و آسیب رساندن به دیگران مقاومت به خرج می‌دهند. ایجاد وجدان اخلاقی مطالعۀ بین‌المللی دیگری که بر روی دانش‌آموزان دبیرستانی صورت گرفت، گویای آن است که عدم پایبندی به اصول اخلاقی (مثل تهمت زدن و ناسزا گفتن به قربانی) مؤثرترین عاملی است که سبب حملات مکرّر به دیگران در فضای مجازی می‌شود. از طرف دیگر، جلوه‌های مختلف معنویت، مثل بخشش، مراجعه به اماکن مذهبی و مبادرت به اعمال روزانۀ مذهبی منجر به کاهش زورگویی در میان افراد می‌شود. در اینجا یک راهکار مناسب آن است که چشم فرد زورگو را به روی آسیبی که با عمل خود به قربانی وارد می‌کند باز کنیم و قربانیان زورگویی را نیز مجاب سازیم این که خودشان قربانی زورگویی قرار گرفته‌اند، دلیل نمی‌شود که آنها نیز به دیگران زورگویی کنند. بخشش می‌تواند فعلی خدایی باشد مطالعه‌ای که در استرالیا بر روی نوجوانان یازده الی پانزده ساله صورت گرفت نشان داد افرادی که تصمیم گرفتند فرد زورگو را ببخشند، در مقایسه با کسانی که تصمیم گرفتند تلافی کنند یا کلاً رفتار فرد را نادیده بگیرند، خشم بسیار کمتری را تجربه کردند. اگر به افراد بخشیدن را بیاموزیم، می‌توانیم از این طریق میزان استرس، خشم و افسردگی آنها را کاهش دهیم و چه‌بسا روابط آنها را با یکدیگر احیا کنیم. حمایت، به جای قضاوت و جانبداری براساس نتایج یک مطالعه، معمولاً نوجوانان مؤمن و متدیّن بسیار بیشتر از دیگران از قربانیان زورگویی مدافعه و دلجویی می‌کنند یا سعی می‌کنند اتّفاقی را که افتاده به یک فرد بزرگسال گزارش دهند. در واقع، افراد متدیّن بیشتر اهل حمایتِ جانبدارانه از قربانیان هستند. اما شاید این کار همیشه هم درست نباشد. متدیّنانی که به جای ارائۀ عشق و حمایت نسبت به قربانیان، دست به قضاوت می‌زنند، ممکن است بیشتر موجبات درد و رنج قربانیان را فراهم آورند و آسیب بیشتری به آنها بزنند. ]]> فرهنگ عمومی Thu, 17 Aug 2017 10:55:05 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7463/ منفی‌نگری نسبت به ملحدان پدیده‌ای جهانی است؛ حتّی در میان خود ملحدها http://dinonline.com/doc/note/fa/7462/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، نتایج مطالعه نشان می‌دهد که در سراسر جهان مردم بر این باورند که ایمان دینی سپری ضروری برای مقابله با وسوسۀ ارتکاب رفتارهای غیراخلاقی است و باور اکثر مردم بر این است که ملحدها تعهّدی نسبت به اصول اخلاقی ندارند و افراد خطرناکی هستند. به بیان دیگر، مردم بر این باورند که اعتقاد به وجود خداوند سپر اخلاقی ارزشمندی برای جلوگیری از دست آلودن به رفتارهای غیراخلاقی است. در این مطالعه، نظرسنجی‌ای بر روی بیش از سه هزار نفر از 13 کشور مختلف در پنج قارۀ جهان انجام شد. هم کشورهای فوق سکولاری مثل چین و هلند و هم کشورهای فوق مذهبی مثل امارات و هندوستان در این مطالعه گنجانده شدند. پیروان ادیان مختلف مثل مسیحیت، اسلام، هندوئیسم، بودیسم یا سکولارها در این کشورها موردنظرسنجی قرار گرفتند. به منظور این مطالعه، مطلبی در اختیار پاسخ‌دهندگان قرار گرفت که در آن فردی توصیف شده بود که در کودکی حیوانات را شکنجه می‌داد و وقتی بزرگ شد معلّم شد و پنج بی‌خانمان را مورد قتل و شکنجه قرار داد. سپس از نیمی از پاسخ‌دهندگان درخواست شد که بگویند آیا احتمال می‌دهند که این شخص پیرو یک دین بوده باشد و از نیمی دیگر درخواست شد که بگویند چه میزان احتمال می‌دهند که این شخص ملحد بوده باشد. پاسخ اکثریت آنها این بود که شخص مربوطه به احتمال زیاد ملحد بوده است. پاسخ این سؤالات حتّی در کشورهای سکولار مثل استرالیا، چین، بریتانیا و هلند نیز همین بود. این مطالعه مهر تأییدی است بر گزارشی که مرکز پژوهشی پیو در سال 2014 منتشر کرد؛ مبنی بر این که اکثریت مردم معتقدند که اعتقاد به وجود خداوند برای مبادی اخلاق و ارزش‌های نیکو بودن ضرورت دارد. باور به این که متدیّن بودن جزئی لاینفک و ضروری برای مبادی اخلاق بودن است، باوری فراگیر است اما علم آن را تأیید نمی‌کند. مطالعات صورت‌گرفته گویای آن است که احتمال دارد قدمت بعضی از خصائل اخلاقی، مثل خونگرمی و همدردی با دیگران به پیش از ظهور ادیان بازگردد. ]]> فرهنگ عمومی Wed, 16 Aug 2017 11:40:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7462/ برنامۀ فمنیست مسلمان برای افتتاح یک مسجد لیبرالی دیگر در بریتانیا http://dinonline.com/doc/report/fa/7444/ ب گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، خانم سیران آتش، فمنیست مسلمان، قصد دارد ظرف یک سال آتی مسجدی را در لندن افتتاح کند تا زنان، مردان، مسلمانان تراجنسیتی، هم‌جنس‌گرا و پیروان تمام فرق اسلامی بتوانند در آنجا در کنار هم به عبادت بپردازند. برنامۀ آتش آن است که مساجد مشابهی را در پایتخت تمام کشورهای اروپا افتتاح کند. او در پاسخ به گاردین اظهار داشت: "من در عملی شدنِ این ایده تنها نیستم. این یک جنبش و یک انقلاب است... میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از این حرکت حمایت می‌کنند." این در حالی است که در ماه گذشته افتتاح مسجد لیبرالی برلین موجب بروز واکنش خصومت‌آمیز مسلمانان محافظه‌کار در اروپا، مصر و ترکیه شد. در رسانه‌های اجتماعی آتش را تهدید به مرگ کردند. «دارالفتاء ‌المصریه» این مسجد را از اساس مغایر با اسلام دانست، دپارتمان حقوقی دانشگاه الازهر قاهره نیز فتوایی برضدّ مساجد لیبرالی صادر کرد. دیانت، بنیاد امور اسلامی ترکیه هم عنوان داشت که هدف از تأسیس این مسجد تنها به انحراف و نابودی کشاندنِ دین است. حال آتش ناگزیر شده امنیت شخصی خود را افزایش دهد. لذا سفر دو روزه‌اش به لندن مسکوت ماند و مأمورین محافظتی نیز در این سفر او را همراهی کردند. آتش می‌گوید هر روز تعداد بیشتری از مردم می‌خواهند غل و زنجیرها را درهم‌بشکنند. در بسیاری از کشورها افرادی هستند که به طور پنهانی مشابه کارِ ما را انجام می‌دهند... نسخۀ افراطی اسلام مسلمانان لیبرال و سکولار را تحت‌فشار قرار داده و لذا آنها ترجیح می‌دهند سکوت پیشه سازند. مسلمانان لیبرال، مثل هم‌جنس‌گراها نمی‌توانند به‌راحتی حرف خود را بزنند و بر پیشانی آنها «انگ دشمنی» با اسلام خورده است. به گفتۀ آتش، هشت سال طول کشید تا مسجد لیبرالی برلین تأسیس شد، اما من‌بعد روند امور سرعت پیدا خواهد کرد. آتش قصد دارد تا پیش از پایان سال دومین مسجد لیبرالی را در شهر فرایبورگ آلمان افتتاح کند. او با دیگر مسلمانان ترقّی‌خواه از جمله خانم آنی زونولد، امام‌جماعت لس‌آنجلسی، شیرین خانکن، امام‌جماعت دانمارکی، لودویک محمد زاهد امام‌جماعت هم‌جنس‌گرای الجزیره‌ای و الهام مانع کارشناس احکام شرع در زوریخ همکاری تنگاتنگی دارد. آتش می‌گوید در بریتانیا نیاز ویژه‌ای به وجود اسلام لیبرالی است، چراکه در این کشور دادگاه‌های شریعت فعّال هستند و با مردسالاری خود حقوق زنان را پایمال می‌سازند. تصمیم آتش برای تأسیس مسجد لیبرالی در بریتانیا مورد حمایت تعداد بسیاری از اعضای مجلس اعیان این کشور قرار گرفته است. ]]> فرهنگ عمومی Sat, 29 Jul 2017 05:33:58 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7444/ اجباری شدن تعلیم و تربیت سکولار در مدارس بریتانیا http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری فاکس‌نیوز، گویا سکولارهای تندروی غربی دیگر در تحمیل تعلیم و تربیت سکولار بر کودکان هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. مدّتی پیش گزارش شد که یکی از مدارس خصوصی مختصّ دختران ارتدوکس یهودی (در بازۀ سنّی سه تا هشت ساله) به خاطر استنکاف از اطلاع‌رسانی به کودکان دربارۀ هم‌جنس‌گرایی یا تغییر در گرایش جنسی در شرف به تعطیلی کشانده شدن است. ادارۀ استانداردهای آموزشی دولت مدّعی است که این مدرسه باید از استانداردهای سکولار که دولت مقرّر کرده است تبعیت کند. اگر این مصوّبه به موقع اجرا گذاشته شود، خانواده‌های مذهبی اجازۀ این که فرزندانشان را مطابق اعتقادات دینی‌شان تربیت کنند نخواهند داشت. به موجب این مصوّبه، "مسئولان چنین مدارسی نباید در حوزۀ آموزش بین شاگردان تبعیض قائل شوند". به بیان دیگر، بوروکرات‌ها معتقدند که باید مسائل مربوط به هم‌جنس‌گرایی و گرایش‌های مختلف جنسی به دختران نابالغ آموزش داده شود و اگر آموزش این مسائل با اعتقادات یهودیت در تضاد باشد، این دین است که باید تغییر کند، نه رویۀ آموزشی مدرسه! و در غیر این صورت مدرسه فاقد صلاحیت تلقّی خواهد شد. مدرسۀ مذکور در آموزش موضوعات سکولار سرآمد است، اما دربارۀ مسائلی از قبیل گرایش جنسی اطلاعات روشنی در اختیار کودکان قرار نمی‌دهد و لذا از دیدگاه بوروکرات‌ها، رشد و پیشرفت اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی دانش‌آموزان را محدود می‌سازد و فرصت‌های برابری برای افرادی که دارای سبک‌ زندگی متفاوتی هستند ایجاد نمی‌کند. این نمونۀ شفّافی از دیکتاتوری نرم است. تعصّبات سکولاری در حالی بر جامعه تحمیل می‌شود که روشن نیست بر سر رشد معنوی و اخلاقی این کودکان چه خواهد آمد. آیا کسی می‌تواند ثابت کند که بوروکرات‌های انگلیسی عاقل‌تر از خاخام‌ها یا کشیشان هستند؟ آیا در بریتانیا ابراز عقاید دینی دست‌کم به اندازۀ سکولاریسم یک ارزش تلقّی نمی‌شود؟ رئیس ادارۀ استاندارد معتقد است که "جوانان باید از دانش و انعطاف‌پذیری لازم برای مقاومت در برابر افراطی‌گری برخوردار باشند." ظاهراً این حرف یعنی هشت ساله‌ها باید اصول بی‌بندوباری جنسی را از بر کنند! این قانون از مدارس می‌خواهد تا دانش‌آموزان را تشویق کنند که نسبت به کسانی که تابع ارزش‌های متفاوتی هستند احترام قائل باشند. اما در حقیقت این دولت است که دارد نشان می‌دهد خودش سبک زندگی مذهبی را قبول ندارد و احترامی برای آن قائل نیست. در واقع هم‌اکنون کودکان اجازه ندارند مطابق دینشان آموزش ببینند و در چنگال تعصّبات سکولاری گرفتار شده‌اند. ]]> فرهنگ عمومی Tue, 25 Jul 2017 07:55:19 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ بحران سلامت روان را باید با ترویج دوبارۀ معنویت مرتفع ساخت http://dinonline.com/doc/article/fa/7365/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از روزنامه اینترنتی ایندیپندنت در یادداشتی به قلم هسنت لائیس آورده است: دلایل پیچیده‌ای برای این آشوب و اضطراب درونی وجود دارد، اما اغلب به این واقعیت توجّه نمی‌شود که یکی از عوامل اصلیِ بروز بیماری‌های روانی و فروپاشی خانواده‌ها خلأ معنوی، مصرف‌گرایی و مادّی‌گرایی سیری‌ناپذیر ما است. نویسنده در ادامه افزوده است: مطالعات نشان می‌دهد که بین مادّی‌گرایی و ضعف سلامت روان ارتباط علّت و معلولی وجود دارد. افراد مادّی‌گرا بیشتر مستعدّ بروز اختلافات خانوادگی و از هم پاشیده شدن پیوندهای دوستی هستند. اما مردمی که هدف آنها ارضای لذّت‌های آنی‌شان است و معنا و مفهومِ وجودی برای زندگی قائل نیستند، وجود خود را مجموعه‌ای از داشته‌هایشان تلقّی می‌کنند. تمام درک آنها از زندگی منحصر به داشتن اتومبیل لوکس، خانه و زندگی پرتجمّل و ترفیع شغلی است. نویسنده روزنامه اینترنتی ایندیپندنت پیش‌بینی کرده است: اگر مردم بریتانیا به معنویت روی بیاورند، در این صورت است که می‌توانند خود را از چنگال جاذبۀ خانمان‌برانداز مادّی‌گرایی برهانند. او نوشته است: خانم ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا قول داده تا تسهیلات سلامت روان این کشور را سامانی دوباره بخشد، ظاهراً او از این واقعیت غافل است که این سبک زندگی سکولاری است که دارد بریتانیایی‌ها را از درون نابود می‌کند. این نویسنده اظهار داشته است: من معتقدم دلیل این که ما این چنین بی‌وقفه در پی ثروت‌اندوزی هستیم آن است که در درونمان میل و اشتیاق والاتری وجود دارد که برای ارضای آن تلاش می‌کنیم. وی با اشاره به اینکه مصرف‌گرایی تنها مقصّر نیست، آورده است: سیستم آموزشی نیز در این معضل نقش دارد. استرسی که به خاطر امتحانات به دانش‌آموزان وارد می‌شود می‌تواند منجر به بروز اختلالات سلامت روان شود. نظام آموزشی ما به یک رقابت تبدیل شده؛ به‌ندرت دانش‌آموزی را می‌بینیم که انگیزه‌ای درونی برای یادگیری داشته باشد. انگیزۀ دانش‌آموزان عمدتاً رقابت، نمرۀ خوب آوردن یا ورود به دانشگاه‌های معتبر است تا بدین ترتیب بتوانند شغل بهتری برای خود دست و پا کنند. صورت‌ظاهر این روال مشکلی ندارد، اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که این رقابت از همان کودکی آغاز شده است. هسنت لائیس به رسانه‌های اجتماعی نیز اشاره کرده و نوشته است: رسانه‌های اجتماعی نیز در شکل‌گیری سبک زندگی خودمحورانه نقش دارند. اپیدمی سلفی گرفتن و به رخ کشیدن دارایی‌هایمان ما را سخت گرفتار خود کرده، در حالی که این کار هم موجب انزجار دیگران از ما می‌شود و هم از ترس عمیق ما از شکست خوردن پرده برمی‌دارد. خانم گالومب، دکتر روان‌شناس می‌گوید از برنامه‌های اسنپ‌چت که تصاویر ما را زیباتر جلوه می‌دهد گرفته تا اطلاعات شخصی‌ای که برای خودنمایی در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم، همۀ این کارها را می‌کنیم تا نشان دهیم چقدر مرفّه و خوشبخت هستیم، حال آن که همۀ اینها گویای نومیدی درونی ماست. این نویسنده ایندیپندنت در تحلیل پایانی خود آورده است: مادّی‌گرایی افراطی باعث می‌شود احساس کنیم نسبت به ما بی‌عدالتی شده، چون نمی‌خواهیم از رقابت با دیگران عقب بمانیم. اما معنویت باعث می‌شود درک کنیم وجود ما چیزی فراتر از داشته‌هایمان است. مادامی که از معنویات غافل هستیم و فرهنگ خودمحوری بر جامعه‌مان حاکم است، افزایش بودجۀ خدمات بهداشت روان کمک چندانی به ما نخواهد کرد. ]]> فرهنگ عمومی Mon, 29 May 2017 15:15:20 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7365/ اقبال شرکت‌های بزرگ مد دنیا به حجاب http://dinonline.com/doc/report/fa/7238/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، تا همین یکی دو سال پیش، اگر سخن از عفاف و پوشش اسلامی مطرح می‌شد، با نگاه‌های متعجّب مواجه می‌شدیم. اما امسال، یا شاید بهتر باشد بگوییم همین چند هفتۀ اخیر، شاهد تحوّلات جالبی در این عرصه بوده‌ایم. در ماه جاری اولین شمارۀ مجلۀ مد «ووگ عربیا» به سردبیری شاهزاده دینا الجهنی عبدالعزیز به چاپ رسید. چند روز بعد نایک برای نخستین بار طرح حجاب خود را برای ورزشکاران زن ارائه داد. هفتۀ مدِ حجاب در لندن برگزار شد و برندهای بزرگی مثل دی‌کی‌ان‌وای، منگو، دولچه و گابانا، اسکار دلا رنتا همگی مدل‌های محجبۀ خود را ارائه دادند.   البته داغ‌ترین نقل محافل این روزها ظهور شرکت مد «مدیست» است که در روز جهانی زن آغاز به کار کرد.  مدل‌های طراحی‌شده توسط این شرکت مد باب میل زنان محجّبه‌ای است که می‌خواهند عفاف و خوش‌پوشی به سبک روز را توأمان داشته باشند. مؤسس مدیست می‌داند که این شرکت سود مالی بالایی برایش خواهد داشت. براساس پیش‌بینی‌ها میزان هزینه‌ای که مسلمانان در حوزۀ البسه می‌کنند به 484 میلیارد دلار خواهد رسید. راینا لوئیس استاد مطالعات فرهنگی کالج مد لندن معتقد است که وقتی برندهای مطرح وارد حوزۀ حجاب می‌شوند، احتمال بروز جنجال وجود دارد. صنعت مد فضایی سکولار است و نگرانی خاصّی دربارۀ ورود اسلام و مسلمانان به این حوزه وجود دارد. چراکه مسلمانان غالباً خارج از فضای تولیدات فرهنگی غربی بوده‌اند. اما به گفتۀ لوئیس اکنون این نگرش منفی در حال از بین رفتن است. ریملا اختر نخستین زن مسلمان عضو شورای انجمن فوتبال می‌گوید ظرف چند دهۀ گذشته زنان مسلمان به‌شدّت مورد توجه قرار گرفته‌اند و این هم مثبت است، هم منفی: "این که می‌بینیم به زنان مسلمان اهمیت داده می‌شود امیدوارکننده است، اما خیلی از این تبلیغات‌ها ممکن است منجر به کلیشه‌شکنی شود". امیدواریم زمانی برسد که حضور زنان در عرصۀ ورزش (و دیگر عرصه‌ها) به موضوعی نرمال تبدیل شود. ]]> فرهنگ عمومی Sun, 12 Mar 2017 15:24:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7238/ ده راز تاریخی که احتمالاً برای همیشه سرپوشیده باقی خواهند ماند http://dinonline.com/doc/article/fa/6925/ به گزارش دین‌آنلاین، شماری از اسرار تاریخی هستند که ممکن است هیچ‌گاه پرده از روی آنها برداشته نشود. سایت لایو‌ساینس به ده مورد از این پرسش‌های تاریخی که ممکن است هیچ‌گاه توجیه قاطعی برای آنها یافت نشود نگاهی انداخته است. «جک آدم‌کش» در سال 1888 «جک آدم‌کش» دست‌کم پنج زن را در لندن به قتل رساند و جنازه‌هایشان را مثله کرد. چند نفر در این زمینه مظنون بودند، اما هویت جک هیچ‌گاه معلوم نشد. جیمی هوفا رهبر اتحادیۀ کامیون‌رانان که به دست داشتن در جرائم سازمان‌یافته اشتهار داشت، در ژولای 1975 در شهر میشیگان ناپدید شد. هویت قاتلان و محل دفن وی همچنان نامعلوم است و جستجوهای پلیس نتیجه‌ای دربرنداشته است. مقبرۀ کلئوپاترا نویسندگان می‌گویند پیکر کلئوپاترای هفتم و معشوق او یعنی مارک آنتونی پس از مرگشان در سالِ 30 پیش از میلاد، با هم در یک مقبره دفن شد. پلوتارک نوشته است که این مقبره جایی در نزدیکی معبد ایزیس الهۀ مصری واقع شده و داخل بقعۀ مرتفع و زیبایی است که گنجینه‌هایی از طلا، نقره و زمرد در آن قرار دارد. اما محل این مقبره همچنان یک راز است. در سال 2010 در محلی نزدیک اسکندریه حفاری‌هایی انجام شد و اکتشافات باستان‌شناسی جالبی به عمل آمد، اما مقبرۀ کلئوپاترا جزو آنها نبود. باستان‌شناسان می‌گویند حتی اگر مقبرۀ کلئوپاترا تا به امروز باقی مانده باشد، احتمالاً دیگر به غارت رفته و غیرقابل‌شناسایی است. قاتل کندی در 22 نوامبر 1963 رئیس‌جمهور آمریکا، جان اف کندی به ضرب گلوله کشته شد. گفته می‌شود قاتل وی «لی هاروی اسوالد» بوده که به اتهام ترور کندی، دو روز بعد توسط جک روبی کشته شد. اما در این زمینه هیچ قطعیتی وجود دارد. چاه پول در جزیرۀ اوک دو قرن است گفته می‌شود در جزیرۀ اوک در نوا اسکاتیا چاهی پر از پول قرار دارد که گفته می‌شود کاپیتان ویلیام کید (1645-1701) که دزددریایی بوده آن را برجای گذاشته است. برهمین اساس، خیلی‌ها به امید یافتن گنج میلیون‌ها دلار هزینه کرده و به جزیره سفر کرده‌اند، اما چیزی نیافته‌اند. طومار مسی در سال 1952 باستان‌شناسان طوماری مسی را در کنار طومارهای دیگر بحرالمیت در قمران یافتند. این طومار بالغ بر 1900 سال قدمت داشت و  بر روی آن از گنجینه‌های طلا و نقره‌ای سخن رفته بود که بعضی دانشمندان وجودشان را محال می‌پندارند. این که آیا این گنج وجود داشت، محل دقیق آن کجا بود، آیا یافت شد یا هنوز موجود است، همه اسراری هستند که احتمالاً هیچ‌گاه پرده از آنها برداشته نخواهد شد. سرنوشت تابوت عهد در سال 587 پیش از میلاد، ارتشی بابلی تحت فرماندهی نبوکدالنصر دوم اورشلیم را فتح کرد، شهر را به یغما برد و معبد اول را نابود ساخت. تابوت عهد نیز در داخل معبد بود و در آن الواحی قرار داشت که ده فرمان روی آن ثبت شده بود. معلوم نیست که چه بر سر تابوت آمد. طبق آنچه از منابع باستانی برمی‌آید، تابوت عهد یا به بابل برگردانده شد یا پیش از اشغال شهر در جایی مخفی شد. همچنین محتمل است که تابوت در گیرودار چپاول شهر از بین رفته باشد. عدّه‌ای معتقدند تابوت رهسپار اتیوپی شد و اکنون در آنجا است و بعضی دیگر نیز می‌گویند خداوند تابوت را پنهان ساخته و با ظهور منجی آن را نیز ظاهر خواهد ساخت. باغ‌های معلّق بابل نویسندگان باستان مجموعه باغ‌های فوق‌العاده‌ای را وصف کرده‌اند که در شهر باستانی بابل واقع در عراق امروز ساخته شده بود. زمان ساخته شدن این باغ‌ها نامعلوم است. پیرامون سال 250 پیش از میلاد، فیلو این گونه نوشت که در باغ‌های معلق درختانی در ارتفاعی بالاتر از سطح زمین کاشته شده بود که ریشۀ آنها در ‌بام قرار داشت، نه در خاک. تاکنون باستان‌شناسان نتوانسته‌اند اثری از چنین باغی پیدا کنند. شهر آتلانتیس در قرن چهارم پیش از میلاد، افلاطون داستان سرزمینی به نام آتلانتیس را در اقیانوس اطلس تعریف می‌کند که ظاهراً در دوران پیش از تاریخ بخش عمدۀ اروپا و آمریکا را فتح کرده بود. آتنی‌ها آتلانتیس را شکست می‌دهند و در نهایت این شهر زیر امواج ناپدید می‌شود. دانشمندان این را افسانه‌ای تلقّی می‌کنند که از رویدادهایی در تاریخ یونان الهام گرفته است. زندگی مسیح قدیمی‌ترین انجیل باقی‌مانده به قرن دوم، یعنی تقریباً صد سال پس از مسیح بازمی‌گردد. لذا از آنجا که از قرن نخست میلادی متنی برجا نمانده است، عالمان کتاب مقدس با چندین پرسش مواجهند؛ اناجیل چه زمانی نوشته شد؟ چند مورد از داستان‌ها واقعاً در عمل اتفاق افتاده است؟ زندگی دنیوی مسیح به چه صورت بود؟ ]]> فرهنگ عمومی Wed, 09 Nov 2016 19:33:43 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/6925/ سوگواری‌های جدلیُ‌الطرفین http://dinonline.com/doc/article/fa/6856/ معنای شعائر جامعه‌شناسان دین، عنصر باورها را از عنصر مناسک دین جدا می‌کنند. مناسک در ادبیات جامعه‌شناختی، نظام‌های عملی معطوف به پرستش است که به هر علت و دلیلی، اکنون جمعی از مؤمنان بدانها پای‌بندَند. از این منظر، سرچشمه مناسک کاویده نمی‌شود، بلکه خود مناسک عنصر عملیِ دین به شمار می‌روند و به تعبیر دیگر، جامعه‌شناسان دین به داوری معرفت‌شناختی درباره مناسک دینی نمی‌پردازند. از دید آنان، «پیاده‌روی اربعین» شیعیان همچون «نماز جماعت»، از مناسک دینی است، اما از منظر فقهی، (با توجه به ادبیات متن مقدس / قرآن)، مناسک دینی را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد: 1. آیین‌هایی برآمده از متن مقدس که آنها را «مناسک شرعی» می‌خوانند؛ 2. آیین‌های دینی برآمده از سبک زندگی که آنها را «شعائر» می‌توان نامید. واژه شعائر از چهار آیه قرآن به ادبیات دینی مسلمانان راه یافته است: 1. «صفا و مروه از شعائر خدایَند[1]»؛ 2. «شعائر خدا را حلال نشمُرید[2]»؛ 3. «[کار] کسی که شعائر خدا را بزرگ می‌دارد، از تقوای دلش سرچشمه می‌گیرد[3]»؛ 4. «شتُرهای چاق را از شعائر خدا شمردیم[4]». بحث مفهوم‌شناختیِ درازدامن درباره این واژه، به علت تنگیِ مجال و به دلیل گستردگیِ قول و مَقال مفسران در این‌باره، ممکن و مطلوب نیست، اما همین اندک اشارت ناگزیر است که ماده «شعر» در هیئت‌های گوناگونَش بر «باریکی» و «نازکی» چیزی دلالت می‌کند[5]؛ یعنی چیزی که با باریک‌بینی و نازک‌خویی، می‌توانَش یافت یا چیزی که به باریکی و نازکی، به چیز دیگری پیوسته است. برای نمونه، موی بدن را «شَعر» می‌خوانند؛ زیرا هم خودش باریک و نازک است و هم پیوندش به پوست انسان و حیوان. رُستنی‌ها و نهال‌های باریک زمین یا دانه‌های ریز برآمده از ساقه شعیر (جو)، «شَعار» و «شُعر» خوانده می‌شوند. به زیرجامه (زیرپوش) نازک و چسبیده به تَن، «شِعار» می‌گویند که در برابر «دِثار» به کار می‌رود. هم‌چنین نشانه‌های رمزی راه‌ها را «شِعار» می‌خوانند؛ زیرا باریک‌بینان آنها را درمی‌یابند. شعار هم‌چنین بر کلمات رمزی افراد و گروه‌ها دلالت می‌کند. فرآورده نازک‌نگری و باریک‌بینی و حس و ذوق لطیف، «شِعر» است و نازک‌کاری؛ یعنی رفتار همراه با باریک‌بینی درباره تقدم و تأخر اعمال و رعایت ترتیب و آداب خاص، «شعائر» نام می‌گیرد. بعدها توسّعی در این ریشه معنایی پدید آمد؛ چنان‌که به نشانه‌های آشکار نیز «شعار» یا «شعیره» گفته شد.   وجه[6] شعائر شعیره (مفرد شعائر) درباره قربانی آیین حج به کار می‌رفت؛ زیرا پیش از بردن حیوان به قربان‌گاه، خونی‌اش می‌کردند و این خون، نشانه قربانی بودن و قربانی شدنَش بود. دیدگاه‌های مفسران را درباه مدلول شعائر (در حج، آیه 32)، به دو دسته «بسته» و «باز» می‌توان تقسیم کرد: 1. برخی از آنان گفته‌اند شعائر به معنای نشانه‌هاست، اما با توجه به بافت (سیاق) آیات سوره حج، مقصود از آن، شتران فربهی است که آنها را برای قربانی شدن، نشان‌دار می‌کنند. قربانی کردن رفتاری برای نزدیک شدن به خداوند است که در ادبیات دینی «عبادت» نامیده می‌شود؛ چنان‌که پیشکش قربانی به خداوند در دیگر ادیان ابراهیمی در قالب منسَک (حج، آیه 34)؛ یعنی عبادت تشریع شده بود[7]؛ 2. شماری از آنان گفته‌اند: مناسک حج به‌ویژه قربانی کردن از شعائر است، عمومیت مفهوم آیه درباره دیگر شعائر اسلامی از میان نمی‌رود؛ یعنی هیچ دلیلی بر تخصیص آن به قربانی کردن یا مناسک حج در دست نیست[8]. بر پایه دیدگاه باز، افزون بر شتر قربانی و اعمال و مناسک حج و جایگاه اجرای این اعمال، هر چیزی که «نشانه» پیروی از خداوند باشد، از شعائر به شمار می‌رود[9]. با این فرض، هر کار خداپسندی که به صلاح دین خدا و متدینان می‌انجامد، از شعائر به شمار می‌رود؛ مانند تأسیس پُل و خیابان و تعمیر آنها یا دفع مفاسد از جامعه اسلامی؛ مانند آشتی دادن دو گروه مسلمانان با یک‌دیگر[10]. بنابراین، هر رفتاری که به انگیزه نزدیکی (تقرُب) به خداوند صورت می‌پذیرد، شعائر به شمار می‌رود، اما با توجه به اینکه از دید معناشناختی میان «شعائر» و «مناسک» مرزی هست و مدلول هر یک از این واژه‌ها از یک‌دیگر متمایزَند، هر عمل عبادی را نمی‌توان از شعائر برشمرد. شواهد قرآنی نیز چنین تمایزی‌ را تأیید می‌کنند. شعائر و مناسک هر دو از جنس رفتار (عمل)اَند؛ رفتارهایی که به انگیزه نزدیکی (قرب) به خدا صورت می‌پذیرند، اما مناسک بر رفتار معیَن و شعائر بر رفتار نامعین[11] دلالت می‌کند؛ یعنی اگر متدین برای کوچکی و بندگی (عبادت) کردن نزد خداوند و پیروی (طاعت) کردن از فرمان‌های او به رفتارهایی دست بزند که خود خداوند چگونگی آنها را تعیین کرده است، او را «ناسک» و رفتارش را «منسک» می‌توان خواند[12]. مانند رفتارهای عبادی در برگزاری آیین حج (هفت بار طواف، هفت بار سعی، دو رکعت نماز و...)، اما اگر با همان انگیزه‌ها به رفتاری دست بزند که فرمان و گفتار معینی درباره‌اش نیست، بلکه آن رفتار تنها نشانه عبادت و طاعت اوست، وی را بزرگ‌دارنده شعائر می‌توان گفت. پس همه مناسک، از شعائر به شمار می‌روند، اما همه شعائر، از مناسک نیستند؛ زیرا همه مناسک کوشش متقربانه بنده را نزد خداوند نشان می‌دهند، اما همه شعائر (رفتارهای دارای آداب و ترتیب خاص) به فرمان خداوند مقرر و معین نشده‌اند. از همین روی، شعائر را «رفتارهای عبادی نُمادین» نیز می‌توان خواند؛ زیرا چیزی (عبادت و طاعت) را به دیگران می‌نُمایند. این نمایش دو طرف دارد: عامل و ناظر. عمل عامل کوچکی کردن او را نزد خداوند، به ناظر / ناظران می‌نُماید. چنین رفتاری کارکردهای اجتماعی فراوانی دارد که پرداختن به آنها موضوع این یادداشت نیست. جامعه‌شناسان دین، رفتارهای دین‌ورزانه را نظام کُنشی دین‌داران یا «مناسک» (Rituals) دینی می‌خوانند[13]. بنابراین، تمایز یاد شده در تعبیر آنان دیده نمی‌شود، اما بر پایه تمایز معناشناختی پیش‌گفته، منبع مناسک «دین» است و منبع شعائر، «دین‌داری» یا «دین‌ورزی».   تعظیم شعائر حتی اگر چارچوب معنایی شعائر به اندازه‌ای گسترده باشد که همه کارهای خداپسند را فراگیرَد، باز ترکیب «تعظیم شعائر» مبهم خواهد ماند. البته خود تعظیم مبهم نیست؛ زیرا با توجه به نهی «لا تحلوا شعائر الله» می‌توان آن را در معنای «حرمت نهادن»، «پاس داشتن»، «بزرگ داشتن»، «گرامی داشتن» و از دست نگذاشتن و اعتنا کردن یا به شکل سلبی، «بی‌اعتنا نبودن» به کار برد. باری، سرچشمه بسیاری از مناقشات فقهی و کلامی و بسیاری از تکفیرها و تفسیق‌های ناظر به دین‌داری، اختلاف در ویژگی (وجه) نُمادین برخی از رفتارهای دین‌ورزانه است و اصطلاح «بدعت» از همین مدخل به ادبیات دینی مسلمانان راه می‌یابد. بنابر دیدگاه باز، رفتارهای متدینان یا از مناسک یا از شعائر یا از بدعت‌هاست. بدعت، رفتاری دینی است که مستنَد شرعی ندارد. بنیادگذاری عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین، بدعت است؛ یعنی نوآوری عقیده یا عملی در حوزۀ دین بدون استناد به منابع پذیرفته شده در استنباط احکام، همچون قرآن و سنّت که از آن به تشریع در دین نیز تعبیر می‌شود. بدعت، در برابر «سنّت»؛ یعنی عقاید، اخلاقیات و احکام عملی پیامبر و امامان (ع) جای می‌گیرد[14]. از همین روی، دین‌داران درباره حلیّت یا حرمت برخی از رفتارهایشان شک و سؤال می‌کنند. برای نمونه، برخی از شیعیان از مرجع تقلیدشان پرسیده‌اند: ما به زیارت قدم‌گاه‌ها یا مکان‌های منسوب به امامان شیعه می‌رویم که آنها را حسینیه به شمار نمی‌آوریم و معتقد نیستیم که امام در آن‌جا مدفون است. آیا این عمل ما که به قصد قربت و دست‌یابی به ثواب صورت می‌گیرد، مُجاز است؟ مرجع محترم در پاسخ نوشته است: «اگر رفتن به آن مکان‌ها و اجرای آن رسم‌ها بدعت نباشد، بلکه تعظیم شعائر مرتبط به ائمه باشد، مشکلی در این کار نیست[15]». تقابل تعظیم شعائر با بدعت در این فتوا، بر روشن نبودن مرز میان آنها دست‌کم نزد مقلدان دلالت می‌کند؛ چنان‌که به استفتای آنان در این‌باره انجامیده است. بر پایه این فتوا، رفتار دین‌داران نباید بدعت‌آمیز یا بدعت‌گذارانه باشد، بلکه باید مصداقی از تعظیم شعائر به شمار بیاید، اما شعائری بودنَش نیز به دلیل نیازمند است؛ یعنی دین‌داران باید از بدعت‌گذاری بپرهیزند، بلکه به تعظیم شعائر بپردازند، اما رفتارشان زمانی از مصادیق شعائر خواهد بود که نصی (دلیلی نقلی) درباره‌اش رسیده باشد: «آیا خونین کردن سر (قمه‌زنی / تطبیر) رایج در محفل‌های سوگواری درباره امام حسین (ع) با فرض زیان‌بار نبودنَش مُجاز است؟» مرجع محترم در پاسخ نوشته است: «بر پایه فرض سؤال، مشکلی نیست»؛ مقلدان دوباره پرسیده‌اند: کسانی می‌گویند قمه‌زنی حداکثر کار مباحی است. آیا اگر کسی به قصد تعظیم شعائر و غم‌خواری بر اهل‌بیت (ع) چنین کند، رفتارش مستحب نیست؟ ایشان در پاسخ آورده‌اند: «نصی بر شعار بودن این عمل نداریم؛ پس نمی‌توان به استحبابش فتوا داد، اما بعید نیست که خداوند غم‌خواری آنان را پاداش دهد[16]». بر پایه این منطق، نه تنها درباره قمه‌زنی، بلکه درباره بسیاری از گونه‌های سوگواری خودزَنانه (زنجیرزَنی، سینه‌زنی، تیغ‌زنی، غروه‌زنی، سَرکوبی، سینه‌خراشی، شاخ‌زَنی، سیلی‌زنی / لطم و...)، نصی در کار نیست و حتی نصوصی در نهی از آنها رسیده است. چنین منطقی از متمایز نکردن مناسک از شعائر سرچشمه می‌گیرد. شعائر، آیین‌های دین‌داران است که تنها برخی از آنها مستنَدی در متون دینی دارند نه همه آنها و به تعبیر دیگر، همه آیین‌های دین‌داران را نصوص دین (متون مقدس) پشتیبانی نمی‌کنند و چنانچه معیار داوری درباره این دست از آیین‌ها (شعائر) خود دین باشد، بسیاری از آنها «بدعت» به شمار خواهند رفت؛ زیرا بنابر تعریف، تعظیم شعائر پرداختن به رفتارهایی است که ویژگی رسانه‌ای دارند؛ یعنی پیام نمادینی را به دیگران منتقل می‌کنند. چگونگی اجرای رفتارهای شعائری همچون رفتارهای مناسکی، معین نیست، بلکه کنش‌گران هر مکان و زمانی، رفتار ویژه‌ای را دارای خصلت رسانه‌ای و نمادین می‌یابند و می‌بینند و به اجرای آن دست می‌گشایند. بنابراین، شعائر (با فرض پذیرفتن دیدگاه باز)، منصوص و معین نیستند تا چگونگی تعظیم آنها نیز معین باشد، بلکه رفتار خاصی نزد کسانی، از شعائر به شمار می‌رود و نزد کسانی از بدعت‌ها. اختلاف در این زمینه، بر پایه‌های معرفت تاریخی، جامعه‌شناختی، مردم‌شناختی و الاهیاتی استوار است.   محل جِدال موافقان و مؤیدان آیین‌های نامنصوص برای مشروعیت‌بخشی به رفتارشان و مستند کردنَش، رفتار زینب (س) خواهر حسین بن‌علی (ع) را گواه می‌گرفتند و می‌گیرند که هنگام دیدن سرهای کشتگان کربلا بر نیزه، سرش را به چوب محمل کوبید؛ چنان‌که از آن خون ریخت، اما مخالفان و منتقدان افزون بر تشکیک در آن نقل، با استناد به قاعده خرَدپذیر «لا ضرر و لا ضرار فی الدین»، چنین رفتارهایی را آسیب‌رسان و «بدعت‌گرانه» می‌خوانند و می‌خوانند[17]. این اختلاف که خود تاریخ کهنی دارد، از میانه سده چهاردهم هجری بسی گسترده شد؛ زیرا کسانی مانند جمال‌الدین اسدآبادی به انگیزه پیرایه‌زُدایی و پالایش دین‌داری عامه از خرافات، به اصلاح‌گری پرداخت و دیگر عالمان مصلح مانند محمدمهدی موسوی قزوینی و محسن امین در پی او کتاب‌هایی در حُرمت این آیین‌ها نوشتند و مراجعی مانند ابوالحسن اصفهانی دیدگاه آنان را در قالب فتوا به حرمت خودآزاری در مراسم عزای حسینی، تأیید کردند. اصفهانی نه تنها به حرمت کاربست قمه و زنجیر در عزاداری فتوا داد که شیپور و دُهل‌زنی و سنج‌کوبی را نیز حرام شمرد: «ان استعمال السیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم فی مواکب العزاء بیوم عاشوراء، انما هو محرّم و هو غیر شرعی[18]». از سوی دیگر، عالمانی مانند عبدالحسین شرف‌الدین[19]، مرتضی آل‌یاسین، عبدالله سبیتی، عبدالحسین عاملی، محمدحسین مظفر و عبدالحسین حلی، در قالب رسائل و کتُبی به مخالفت با کتاب محسن امین پرداختند. افزون بر اینها، مراجعی مانند محمدحسین نائینی به جواز قمه‌زنی فتوا دادند[20]. برخی از متأخران نیز راه موافقان را پیمودند و با افزودن قیدهایی، نه تنها به جواز آن رفتارها فتوا دادند که آنها را «تعظیم شعائر حسینی» خواندند: طبل زدن در مراسم عزاداری امام حسین (ع) چه حکمی دارد؟ استفاده از طبل و سنج در مراسم عزاداری و غیر آن چه حکمی دارد؟ «تعظیم شعائر حسینی از افضل قربات است و از هر وسیله معقول می‌توان استفاده کرد، استفاده از طبل اگر با آهنگ‌های مناسب مجالس فساد نباشد، اشکالی ندارد». «استفاده از طبل و سنج در این مراسم آن چنان که معمول است و آهنگ لهوی در آن نیست اشکالی ندارد[21]». منازعات و مناقشات و استدلالات درازآهنگ عالمان در این‌باره، در الشعائر الحسینة (سه جلدی)، بدون دسته‌بندی و تحلیل، گرد آمده است. موضوع نزاع و جدال دو طرف، برخی از انواع عزاداری است که از آنها با عنوان‌های «خودزنی‌ها»، «همانندسازی‌ها»، «دسته‌گردانی‌ها» و «سازنوازی‌ها» می‌توان یاد کرد. استدلال موافقان به سود مشروعیت این رفتارها، بر پایه این فرض استوار است که آنها مصداقی از مصادیق شعائرَند و شعائر را باید بزرگ داشت، اما نقد مخالفان به همین فرض ناظر است. آنان می‌گویند: این رفتارها یا به «غنا» یا «اختلاط» یا «کشف حجاب» یا «تشبّه به کافر» یا «هتک» یا «توهین» یا «کذب» می‌انجامد که همه آنها حرامَند و شعائر را نمی‌توان با حرام تعظیم کرد (لا یطاعُ الله من حیث یُعصی) و از سوی دیگر، هیچ یک از امامان (ع) و شاگردان آنان و هیچ یک از مشایخ شیعه که الگو (اسوه و قدوه) شیعیانَند، برای بزرگ‌داشت شعائر به چنین رفتارهایی دست نزدند[22]. بنابراین، عادت‌هایی را که سرچشمه دینی ندارند، نباید دینی شمرد[23]. موافقان برای مشروعیت‌بخشی به این رفتارها کوشیده‌اند و می‌کوشند مستندی منصوص بیابند یا چنانچه از این کار بازبمانند، بر شعائر بودن آنها تأکید کنند. برای نمونه، عبدالله مامقانی در تأیید فتوای خود به جواز این رفتارها آورده است: «در زمانی که کسانی در پی خاموش کردن نور اهل‌بیتَند، این رفتارها و حتی قمه‌زنی بی‌شک و شبهه مجاز است[24]». دیگر موافقان هم آورده‌اند «از باب تعظیم شعائر»، اگر مستحب نباشد دست‌کم مُباح است[25]. کمابیش همه فتاوای موافق به تلویح یا به تصریح، این اعمال را «رفتار شرعی نمادین» دانسته‌اند که ویژگی تبلیغی ـ ترویجی دارد و از این‌رو، از شعائر به شمار می‌رود و شعائر را باید پاس و بزرگ داشت. چکیده سخن موافق این است که این رفتارها مستنَد است و اگر نباشد، از شعائر به شمار می‌رود و چکیده سخن مخالف این است که مستنَد نیست و از بدعت‌ها به شمار می‌رود.   تغییر زمین نزاع با توجه به نسبیت معناشناختی شعائر، تا زمانی که دو طرف نزاع در زمین عقلانیت نظری بازی می‌کنند، به سود مدعای خود از کتاب و سنت می‌توانند دلیل بیاورند. عقلانیت نظری به رابطه منطقی «دلیل ـ مدعا» معطوف است و به تعبیر دیگر، کنش‌گران در چارچوب عقلانیت نظری، از صدق و کذب و صحت و خطا می‌پرسند و کفایت دلایل را در اثبات برمی‌رسند و می‌کوشند از تناقض نظری برکنار بمانند، اما تا هنگامی که دو طرف این زمین را ترک نکنند، حرمت و حلیت سوگواری‌های پیش‌گفته جدلیُ الطرفین خواهند ماند؛ یعنی هم به سود و هم به زیان یک مصداق، دلایلی می‌توان آورد، اما چنانچه هر دو گروه به زمین عقلانیت عملی گام بگذارند، آسان‌تر و آشکارتر می‌توانند کفه استدلال را به سود خود بچربانَند. عقلانیت عملی به رابطه «هدف ـ وسیله ـ عمل» معطوف است و به تعبیر دیگر، از سهم تأثیر فلان عمل در دست‌یابی به بَهمان هدف می‌پرسد. هم‌چنین رابطه «وسیله ـ کارکرد» در این حوزه از عقلانیت برجسته می‌شود. برای نمونه، موافقان انواع خودزنی، در زمین عقلانیت عملی باید ثابت کنند به واسطه این رفتار، زودتر و مطمئن‌تر به هدف (کمال یا معنویت یا تجربه دینی یا تقرب به خدا یا دین‌داری یا...) دست می‌یابند. هم‌چنین باید ثابت کنند پیام «مظلومیت» و «خون‌خواهی» و «احقیت» اهل‌بیت به‌ویژه حسین بن‌علی (ع) با این وسیله گسترده‌تر و زودتر به مردم جهان مخابره می‌شود. مخالفان انواع خودزنی نیز بر پایه همین نوع از عقلانیت باید ثابت کنند از طریق انواع خودزنی نمی‌توان دین‌دارتر یا معنوی‌تر یا مقرب‌تر یا... شد. هم‌چنین باید ثابت کنند انواع خودزنی کارکردی جز «نفرت‌پراکنی» و تشویه چهره شیعیان ندارد. شبیه‌خوانی نمونه دیگری است که بررسی آن در چارچوب عقلانیت‌های نظری و عملی به فهم موضوع کمک می‌کند. موافقان شبیه‌خوانی در چارچوب عقلانیت نظری استدلال می‌کردند و می‌کنند که شیعه متشرعه از دیرباز شبیه می‌خوانده است. تشبّه زن و مرد به یک‌دیگر در آیین شبیه‌خوانی حرام نیست؛ زیرا تشبّهی در کار نیست، بلکه مرد و زن، زمان کوتاهی جامه یک‌دیگر را می‌پوشند. سخن گفتن زن در جمع مردان نیز با استناد به خطبه‌خوانی زینب (س) در جمع نامحرمان، موجه است و... . مخالفان شبیه‌خوانی در چارچوب عقلانیت نظری درست همین دلایل را با استناد به قرآن و سنت و سیره رد می‌کردند و می‌کنند، بلکه بر این نکته پای می‌فشردَند و می‌فشارند که بویهیان یا صفویان یا قاجاریان این رسم‌ها را در انداختند. شبیه‌خوانی، هم از دید تشبّه دو جنس به یک‌دیگر و هم از دید تشبه به کفار (اشقیای دشمن حسین بن‌علی و مسیحیان و یهودیان مؤسس آیین شبیه‌خوانی)، شبهه‌ناک است. حتی سیاه‌پوشی از رسم‌های عباسیان است و حتی برخی از عادات فراگیر شیعیان که مصداقی از تعظیم شعائر پنداشته می‌شوند، با مدلول برخی از آیات قرآن سازگار نیستند. مانند «ختم صلوات جلی» در مشاهد مشرفه که آیه «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی وَ لاَ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کجَهْرِ بَعْضِکمْ لِبَعْضٍ»، مؤمنان را از این کار بازمی‌دارد. برخی از مفسران معاصر در این‌باره گفته‌اند: «آدم [نباید در مشاهد] این گونه بلند زیارت‌نامه بخواند، این‌طور بلند صلوات بفرستد؛ [زیرا] حیات و ممات ائمه (ع) یکی است. حدیث «ارْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ بِالصَّلَاةِ عَلَی»؛ یعنی علنی باشد که خیلیها بفهمند، همس نباشد! نه جَهر باشد که همه را برنجاند. این رفع صوت در برابر همس است؛ علنی باشد و به صورت آشکار؛ نظیر جَهر به نماز، آن‌گونه باشد، نه اینکه آن‌طور آدم داد بزند که کلّ حرم را خبر کند[26]». تا چه رسد به لخت شدن در آیین سوگواری یا لطم‌زنی و شیون کردن با صوت بلند و نعره زدن و...، که با استناد به دلایل فراوان از قرآن و سنت و سیره، بدعت‌آمیز و حرامَند و چه رسد به عَلم‌برداری و نخل‌گردانی و شبیه‌خوانی که خاستگاه یهودی و مسیحی دارد[27]؛ یعنی از رسم‌های یهودیان سرچشمه می‌گیرد؛ چنان‌که ارمیای یهودی ویرانی معبد سلیمان و اسارت یهودیان را در قالب شعر عِبری در کتاب «مراثی» گزارش کرد (۵۸۶ ـ۵۱۶ ق.م) و یهودیان تا امروز همین کتاب را نهم آب (تاریخ ویرانی هیکل سلیمان)، کنار دیوار غربی اورشلیم با صوت بلند می‌خوانند. پس از مرگ مسیح (به باور مسیحیان) نیز سوگواری در این‌باره در قالب تمثل و تشبیه و تشییع نمادین پیکرش صورت می‌گرفت. هم‌چنین گمان می‌رود شبیه‌خوانی از جشن‌های ایرانی «مُغ‌کشی» و «کوسه» «دیبمهر» پیش از اسلام برآمده و در قالب «عُمَرکشی» و «قالی‌شویی» و شبیه‌خوانی میان شیعیان ایرانی مانده باشد[28]. موافقان در این چارچوب پاسخ می‌گویند: استدلال مخالفان به «مغالطه منشأ» دچار است؛ یعنی حتی با فرض اینکه این رسم‌ها از سرزمین‌های نامسلمانان برخاسته باشند (که البته دلایل مخالفان در این‌باره کافی نیست)، اکنون ماهیت آنها دگرگون شده و به خدمت تعظیم شعائر حسینی درآمده است. باری، این مناقشات در چارچوب عقلانیت نظری همواره برقرار خواهند ماند، اما اگر دو گروه در زمین منازعه عقلانیت عملی با یک‌دیگر گفت‌وگو کنند، امید می‌رود که جدال به سود موافق یا مخالف به پایان برسد. موافقان شبیه‌خوانی و شبیه‌گردانی در چارچوب عقلانیت عملی باید ثابت کنند «تعزیه» به‌رغم گسترش تئاتر (صحنه‌ای و خیابانی) با مضمون‌های دینی ـ عاشورایی و فراگیری سینما و تلویزیون، کارکرد خودش را حفظ کرده است و ثابت کردن این دعوی، با ارتکازات ذهنی و درون‌نگری امکان‌ناپذیر، بلکه به شیوه‌های میدانی اثبات‌پذیر است. در چارچوب عقلانیت عملی، دست‌کم با اعتماد به نفس نمی‌توان گفت: «تمثیل هاتیک الفاجعه المشجیه، من اعظم شعائر الفرقة الجعفریه؛ شبیه‌خوانی درباره این روی‌داد سوگناک، از بزرگ‌ترین شعائر جعفریان (شیعیان) است[29]».   ارجاعات: [1] . بقره، 158. [2] . مائده، آیه 2. [3] . حج، آیه 32. [4] . حج، آیه 36. [5] . حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏6، ص 7. [6] . مقصود از وجه (کارکرد)، مراد گوینده است. قدما به جای کارکرد از تعبیر «وجه» استفاده می‌کردند و تعبیر «وجه القرآن» را هنگامی به کار می‌بردند که در پی کشف مقصود گوینده بودند. اکنون این شاخه از ادبیات یا زبان‌شناسی با عنوان «Pragmatics» یا کارکردشناسی شناخته می‌شود. [7] . برای نمونه، ر.ک: محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 374. [8] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 14، ص 97. [9] . احمد بن‌محمدمهدی نراقی، عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام و مهمات مسائل الحلال و الحرام‌، ص 29. [10] . روح‌الله موسوی خمینی، زبدة الاحکام، ص 123؛ همان، تحریر الوسیله، ج 1، ص 338. [11] . حسن مصطفوی، همان، ج 12، ص 5. [12] . ر.ک: بقره، آیه 128، 196 و 200؛ انعام، آیه 162؛ به‌ویژه حج، آیه 34 و 67. [13] . ر.ک: امیل دورکیم، صور ابتدایی حیات دینی، ترجمه باقر پرهام، ص 270. [14] . گروه نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، با نظارت محمود هاشمی شاهرودی، ج 2، ص 75. [15] . ابوالقاسم موسوی خویی، صراط النجاه، ج 2، ص 438. [16] . همان، ج 1، ص 433. [17] . محسن حسام مظاهری، رسانه شیعه؛ جامعه‌شناسی آیین‌های سوگواری و هیئت‌های مذهبی در ایران، ص 110. [18] . به نقل از جعفر خلیلی، هکذا عرفتهم؛ خواطر عن اناس افذاذ عاشوا بعض الاحیان لغیرهم اکثر مما عاشوا لانفسهم، ج 1، ص 104. [19] . شرف‌الدین و امین به‌رغم اختلافشان در این زمینه، هر دو از پیش‌گامان نهضت اصلاحی شیعه به شمار می‌روند. مرتضی مطهری که خودش بعدها در قالب سخن‌رانی‌هایی به موضوع تحریف‌های عاشورا پرداخت و با محسن امین در این‌باره هم‌سو بود، وی و عبدالحسن شرف‌الدین را بسیار بزرگ می‌داشت؛ چنان‌که درباره آن دو نوشته است: «بهتر این است که در قسمت اخیر، عملیات دو رهبر بزرگ دینی شیعی مذهب که از مفاخر بزرگ عالم اسلام می‏باشند؛ یعنی علامه جلیل سید شرف‌الدین عاملی و علامه جلیل سید محسن امین عاملی سرمشق قرار گیرد. این دو رهبر بزرگ در بسیاری از کارها باید سرمشق قرار بگیرند. شایسته است دبیرخانه انجمن‌های اسلامی ایران خدمات و مزایای این دو مرد بزرگ را نیز در اختیار جامعه مسلمانان قرار دهد». ر.ک: مرتضی مطهری، شش مقاله، ص 265. [20] . به نقل از علی ربانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، ص 107-108. [21] . ناصر مکارم شیرازی، استفتاءات جدید، ج ‌1، ص، 152. [22] . محمد حسون، الشعائر الحسینة، ص 40-37. [23] . همان، ص 48. [24] . همان، ص 294. [25] . همان، ص 297. [26] . تفسیر سوره حجرات، قم، مسجد اعظم، چهارم مهر 1395. برگرفته از پایگاه رسمی عبدالله جوادی آملی: www.javadi.esra.ir/web/office [27]. Encyclopedia Britannica, Vol 4, P813. [28] . برای آگاهی بیش‌تر در این‌باره، ر.ک: بهرام بیضایی، نمایش در ایران، ص 28 ـ 47. [29] . محمد حسون، همان، ص 297. ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Mon, 24 Oct 2016 10:22:56 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/6856/