پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/solicitude/scenario29 Mon, 10 Dec 2018 14:56:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 10 Dec 2018 14:56:01 GMT قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین 60 شبهه اهانت به مذهب به سبب قمه‌زنی http://dinonline.com/doc/note/fa/6896/ ۱. شبهه اولاً در قالب «وهن مذهب» باید مطرح باشد نه «وهن دین». چون قمه‌زنی مختص به شیعه است و عکس‌های منتشرشده از سروصورت‌های به خون‌آغشته در سایت‌های خبری که با واژه عاشورا قابل جستجو است، همه سیاه‌نمایی از مرام شیعه است،‌ هرچند که نزد استکبار جهانی می‌تواند ابزاری برای تقبیح مرام مسلمانان باشد. یعنی حتی نقطه‌ضعف ما اگر به‌پای همه مسلمانان گذاشته شود، بازهم برای آنها امتیازی در مبارزه با اسلام است.    به هر صورت در شرایط فعلی ما از دو جا موردنقد هستیم: یکی از جانب اهل سنت که نمی‌توانند قمه‌زنی را برای خودشان توجیه کنند و دیگر از جانب غیرمسلمانان ‌که عمل یک مذهب را به‌پای همه امت اسلامی می‌گذارد و چه بخواهیم چه نخواهیم چنین تلقی در اذهان عمومی مردم جهان پدید می‌آید؛ مثلاً اعمال تکفیری‌ها را به‌پای مسلمانان می‌گذارند، چنانکه حادثه برج‌های دوقلو را به‌پای مسلمانان تندرو گذاشتند و افکار عمومی را برای حمله به عراق آماده کردند.   بنابراین همه مذاهب باید به فکر اصل اسلام باشند و البته شیعه که خودش را برخاسته از ذات و طبیعت اسلام می‌داند و به قول شهید صدر «تشیع مولود طبیعی اسلام است» بهتر و بیشتر از دیگران باید پاسدار اسلام باشد و جلوی وهن دین را هم بگیرد.   ۲. در متن آن گزارش آمده بود که احتمال «حرمت وهن دین» از اساس صحیح نیست. به نظرم اشتباه فاحشی در اینجا رخ‌داده و مقام ثبوت و اثبات به هم خلط شده است. چون وقتی گفته می‌شود قمه‌زنی وهن دین است، مراد دین واقعی و نفس‌الامری که نیست، بلکه همین دین من و شماست. یعنی آنچه در خارج به‌عنوان اسلام شناخته می‌شود، و تمسک به «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» ازنظر فنی خیلی عجیب‌وغریب است چون مستشکل می‌گوید فلان چیز وهن دین است و شما می‌گویید اسلام دین برتر است؛ پس هیچ‌چیز نمی‌تواند وهن او باشد و البته اسلامی که در آسمان هفتم است، از عمل من و شما آسیب نمی‌بیند. حتی ماجرای کربلا نیز وهن دین نبوده و نیست و حتی کشتن امام معصوم که اعظم گناهان است، بدین حساب وهن دین نیست.   به قول شاعر: گر جمله کائنات کافر گردند/ بر دامن کبریا نشیند گردی»، ناچار باید بگوییم آنچه مصداق وهن شمرده می‌شود و خود شما قبول دارید، مثل توهین به امام معصوم یا توهین به قرآن، مربوط به دین‌داری ماست. درواقع دین‌داری ماست که می‌تواند آسیب ببیند یا نبیند، ولی آنچه خدا به‌عنوان دین نزد خود مقرر کرده، البته بالاتر و برتر از همه نسخه‌های دیگر هدایت است و عمل ما ضرری به قانون خدا نمی‌زند. به‌علاوه که تمسک به «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» از قبیل دور یا مصادره به مطلوب است. یعنی شما می‌گویید قمه‌زنی وهن نیست چون اسلام دینی است که وهن نمی‌پذیرد؛ یعنی قمه‌زنی وهن دین نیست چون وهن دین نیست.   ۳. احتمال دوم آن بود که قمه‌زنی وهن مسلمانان باشد. این احتمال را نیز نفی کرده‌اند. بدین بیان که وهن به ترک واجب یا انجام حرام است نه انجام شعائری چون قمه‌زنی.  بازهم نمی‌توانم تعجب خودم را مخفی بدارم از این‌گونه استدلال. درواقع گفته‌اند که قمه‌زنی وهن مسلمانان نیست چون ازجمله شعائر است. خب، مستشکل هم در مقابل می‌گوید ازجمله شعائر نیست بلکه از اسباب وهن است. پس هم شما و هم مستشکل باید دلیل بیاورید و مجرد هر ادعایی، ادعای دیگر را نفی نمی‌کند.   ۴. احتمال سوم این بود که قمه‌زنی موجب مسخره کردن باشد. اگر بخواهم نظم فکری خاصی حاکم بر بحث کنم و بیان آقای شیرازی را شکل منطقی بدهم، باید بگویم در احتمال اول و دوم نظرشان به متعلَق وهن بود. یعنی چیزی که موهون می‌گردد و از اینجا به بعد سه احتمال در تفسیر خود وهن مطرح می‌کنند، حال متعلَقش در هر سه تفسیر دین باشد یا متدینین بدان یعنی مسلمانان.   احتمال چهارم این بوده که وهن یعنی تشنیع و احتمال پنجم این بود که وهن یعنی فراهم آوردن اسباب تنفیر و زدگی مردم و ایجاد مانع برای مسلمان شدن آنها. سپس ایشان هر سه تفسیر از وهن را به یک طریق پاسخ داده‌اند و گفته قمه‌زنی موجب مسخره شدن دین یا مذهب و موجب زشت شمرده شدن دین یا مذهب و سبب دوری مردم از دین و مذهب و مانع‌تراشی برای اسلام آوردن آنها نیست، چون استهزاء و تشنیع و تنفیر از سوی کفار نسبت به مسلمانان حتی در نماز و روزه و حج و جهاد و تعدد زوجات و خلاصه ضروریات دین نیز هست. پس نباید از قضاوت آنها ترسید و احکام خدا را تعطیل کرد، بلکه باید تبلیغ صحیح کرد و آنها را واقف به اسرار اعمال خود کنیم.   این پاسخ نیز پاسخ علمی، معتبر و فنی نیست. شاید بر سر منبر به‌تعجیل آن را مطرح کنیم و رد شویم ولی در ذهن شنونده این شبهه می‌ماند که من می‌گویم وهن است و شما می‌گویید وهن نیست، چون چیزهای دیگری را نیز کفار وهن می‌دانند که وهن نیست. خب بنده می‌گویم اصلاً کاری به کفار ندارم. خود ما شیعیان برخی امور را وهن مذهب می‌دانیم. مثلاً قرآن‌خوانی به سبک ترانه و با موزیک، صرف‌نظر از دیدگاه دیگران وهن کتاب آسمانی است یا مداحی اهل‌بیت با اشعار سخیف و به سبک ترانه‌های مبتذل، وهن مذهب است. پس ملاک وهن یا عدم وهن قضاوت کفار نیست ولی البته تلقی آنها از رفتار ما نباید نادیده گرفته شود. با این حساب باید قضاوت کفار، تمام الملاک در صدق وهن نباشد، بلکه باید در جستجوی ملاک صدق وهن باشیم.   اینجا به عرض می‌رسانم که وهن از قبیل موضوعاتی است که نه عرفی محض است و نه شرعی محض؛ بلکه ازقبیل اموری است که نزد عرف شناخته‌شده است؛ مثل صبح، شب، بلوغ، اول ماه. ولی شارع گاه قیودی را در آنها برای ترتب احکام شرعی لحاظ کرده است. بنابراین گاه عملی ذاتاً موهن است، چه فاعل آن نیت خیر داشته باشد یا نداشته باشد. مثل نجس کردن قرآن یا نجس کردن مسجد و گاه از امور قصدی است، مثلاً حذف القاب و عناوین برای افراد و خواندن آنها به اسمشان می‌تواند توهین تلقی شود و می‌تواند از صمیمیت باشد و این گاه وابسته به قصد گوینده است.   در همان قسم اول که تنجیس قرآن یا مسجد باشد، می‌بینیم که عرف گاه توهین را نمی‌فهمد. مثلاً ریخته شدن بول طفلی روی فرش مسجد بدون آن‌که بو یا رنگی تنفرآمیز داشته باشد، ازنظر عقلا دلیل توهین نیست ولی شارع چون بول را نجس و قذر اعتبار کرده، تلوث مسجد بدان را خلاف تعظیم مسجد می‌داند. اینجا مفهوم وهن به لحاظ قصد فاعل مطلق است ولی به لحاظ دخالت شارع در صدق مفهوم وهن مقید است و از آن‌طرف اگر کسی در مجلس عزای حسینی شرکت کند و سوگواران نگاه کند و به رفتار آنها بخندد یا قهقهه بزند، قطعاً بدانها توهین کرده است، چه قصد توهین داشته باشد یا نداشته باشد. اینجا توهین، صدق عرفی دارد و همین کافی برای ترتب حکم شرعی حرمت است و شارع دخالتی در مفهوم ندارد.   حال قسم دیگری وجود دارد که عملی نزد دیگران توهین تلقی می‌شود ولی شارع تلقی آنها را الغاء و ابطال کرده است. مثلاً تعدد زوجات یا رمی جمرات ممکن است نزد برخی معاندین با اسلام عملی بد و زشت و توهین‌آمیز تلقی شود ولی شارع داوری آنها را الغاء کرده است. حرف اساسی همین‌جاست که اگر این تلقی عمومی و به طبع عقلایی باشد، آیا ممکن است شارع آن را الغاء کند؟ و به تعبیر دیگر بگوییم آیا اساساً ممکن است در اسلام حکمی باشد که با طبیعت عقلایی منافات داشته باشد؟ مثلاً در نماز و روزه یا نکاح صغیره می‌بینیم که استهزاء و تشنیع کار یک یا دو نفر یا جمعی خاص است و از طبع عقلایی برنمی‌خیزد و شاهدش آن است که عقلا مناسک مذهبی ادیان مختلف را تقبیح نمی‌کنند، مادامی‌که خرافات و امور شنیع مثل قربانی برای بت‌ها کشانده نشود. ولی اگر چیزی مثل قمه‌زنی که سابقه در تاریخ اسلام ندارد و در قرون اخیر پیداشده، مورد تقبیح عموم عقلا باشد، چه کنیم؟ به‌علاوه که صدق ضجه بر اصل عمل محل اشکال است، چون ضجه مفهوم عرفی است و کسی ادعا نکرده که بر خصوص قمه‌زنی دلیل خاصی داریم. بلکه همه از اطلاقات و عمومات ادله عزاداری استفاده کرده‌اند.   از همه اینها گذشته، درباره نماز و روزه دلیل شرعی بر وجوب عمل داریم و مفری از آن نیست. چه به مذاق کافران خوش آید یا نیاید ولی بر خصوص قمه‌زنی دلیلی نداریم که الزام بدان کرده باشد و شما مفری نداشته باشید و ملامت کفار را به جان بخرید. بلکه می‌توانید جلوه‌های دیگری از عزاداری را نمایش بدهید. علاوه که مصلحت تألیف قلوب کافران بر مفسده تنفیر آن‌ها از دین با قمه‌زنی غالب می‌آید و به خاطر آن مصلحت اهم، می‌توان فرد دیگری برای اقامه عزا انتخاب کرد از باب جمع میان موسع و مضیق.   به‌علاوه که سیاه‌نمایی رسانه‌های مجازی از مراسم عزاداری موجی جدید آفریده که صرف‌نظر از همه مباحث پیش‌گفته باید نادیده گرفته نشود. این سیاه‌نمایی اگر سبب عروض عنوانی بر عمل شود، موضوع حکم به‌تبع آن عوض می‌شود. یعنی قمه‌زنی در عصر قاجار با قمه‌زنی در شرایط فعلی فرق دارد. در شرایط فعلی برفرض که عملی مطلوب و مرغوب باشد، چون ما نمی‌توانیم تبلیغات منفی را از سر آن کوتاه کنیم، چرا باید اصرار بر ارتکابش داشته باشیم؛ خصوصاً که واجب تعیینی نیست. به‌علاوه که حاکم مشروع همان‌طور که می‌تواند حج را در مقطعی برای عده‌ای خاص تعطیل یا مسجدی را از سر راه بردارد، می‌تواند برخی جلوه‌های عزاداری را به خاطر مصالحی تعطیل کند و تشخیص چنین مصلحت به نظر شخصی من یا شما نیست وگرنه به تعداد افراد، حاکم خواهیم داشت، بلکه به نظر حاکم با رعایت ضوابط خاصی است که وجودش مفروض است. خلاصه آنکه شبهه وهن مذهب به سبب قمه‌زنی، کافی در تعطیلی آن است، چه رسد که فهم عرفی عام بر صدق وهن لااقل در شرایط حاضر وجود دارد و نفس اصرار بر ارتکاب عمل محذور را بیشتر می‌کند.   همه آنچه تاکنون گفته شد بر محور کلمه «وهن» بود ولی می‌دانیم که ازنظر فقهی این کلمه خودش موضوعیت ندارد و کلمات مشابه که مفید معنای آن باشند نیز موضوع حکم قرار می‌گیرند مثل تضعیف دین، تنفیر از دین یا مشوه کردن دین. بنابراین باب واسعی برای بحث گشوده می‌شود. آن‌گاه چطور می‌شود کسی بگوید این مطلب نزد فقها مورد اعتنا نیست و در تزاحم با ملاکات قرار نمی‌گیرد؟ به‌علاوه که در برخی صور اصلاً تزاحم پدید نمی‌آید و آنچه مصداقاً سبب وهن یا تنفیر یا تشویه سمعه مذهب یا دین می‌شود، اصلاً نمی‌تواند مصداق امری قرار بگیرد، مثل «قمه‌زنی سبک لندنی» که هیچ‌گاه نمی‌تواند مصداق ضجه برای اهل‌بیت(ع) باشد خصوصاً که تعمد در هول‌انگیز بودن آن دارند و انعکاسش را نیز مطلوب می‌دانند و خیال می‌کنند مردم دنیا شجاعت آنها را می‌ستایند، درصورتی‌که مردم می‌دانند معمولاً اینها در صحنه‌های واقعی پیکار با استکبار جهانی غایب هستند.    نمونه بحث فقهی درباره تزاحم مفسده وهن با ملاک و مصلحت تکلیف را می‌توانید در العروه الوثقی در خلال مسائل طواف ببینید که سید یزدی می‌فرماید: «مراعات محاذات کتف ایسر با بیت نباید جوری باشد که طرز حرکت شیعیان موجب انگشت‌نما شدن آنها و وهن مذهب باشد.» همین یک نمونه بس باشد و بنا می‌گذارم که موارد دیگر را که از کتب فقها دیده‌ام، آدرس ندهم. چون به نظرم این‌قدر مسئله روشن است که اگر زحمت اندک تتبعی به خود می‌دادیم و مکان حصول بحث را می‌دانستیم، نمی‌گفتیم که وهن ملاکیت ندارد. عجیب‌تر که گفته‌اند «وهن» نمی‌تواند اباحه لا اقتضایی را نیز تکانی بدهد و بر لا اقتضا غالب شود. مثلاً اگر فرض کنیم راه رفتن ذاتاً خالی از هرگونه ملاکی باشد و به جهت خلو از مصلحت و مفسده مباح لا اقتضایی باشد، حال اگر عنوانی مثل وهم مذهب بر آن عارض شود، مثلاً در جلسه قرائت قرآن که همه سنی‌ها نشسته‌اند و با عشق و شور به آیات نور گوش فرا می‌دهند، یک‌باره یک نفر با نمادی از تشیع برخیزد و در میان جلسه قدم بزند و بگوید راه رفتن مباح است و انگشت‌نماشدن من به‌حساب وهن مذهب و به‌حساب بی‌اعتنایی شیعه‌ها به قرآن؛ به گفته آقای فلانی، مزاحم حکم لااقتضایی نیست، خب ببینید چه می‌شود؟   خلاصه نمی‌دانم این چه جور بحث فقهی است که برخی راه انداخته‌اند و در لابه‌لایش اصطلاحات علمی را نیز بی‌حساب خرج می‌کنند و دیگر آن‌که اهل اصطلاح نیستند، خیال می‌کنند چه خبر شده است. یک طلبه ساده نیز اینجا یک‌دفعه یاد آیه قرآن می‌افتد که پس «ولا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» چه شد؟ مگر نه این است که از باب سد ذرایع باید جلوی بهانه‌جویی دشمن را گرفت؟ چطور می‌شود به تبلیغات منفی دشمن بی‌اعتنا باشیم درحالی‌که برای عمل خود مندوحه داریم؟    اگر میرزای نائینی بزرگ در آن زمان فتوایی مبنی بر جواز قمه‌زنی با آن قیود و شروط دقیق و تحفظ های متعدد داد، اولاً مقابلش فتواهای دیگر نیز مبنی بر عدم جواز پدید آمد. ازجمله فتوای سیدابوالحسن اصفهانی و ثانیاً وضعیت زمان و مکان و نحوه عمل در زمان کنونی تفاوت با آن زمان پیدا کرده و عمده‌اش در مرئی و منظر بودن برای کسانی است که هیچ آشنایی با ما ندارند.   ثالثاً همین شهرت عظیمه که در میان مراجع شیعه مبنی بر عدم جواز قمه‌زنی پیداشده است، خودش امری قابل‌بررسی است و برفرض اطلاقات و عمومات دلالتی داشت، این اعراض نشان می‌دهد که قمه‌زنی به شکل فعلی منصرف از قمه‌زنی جزئی و محدودی است که میرزای نائینی جایز می‌دانسته است. و هو الهادی الی الصواب! ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Wed, 02 Nov 2016 20:48:27 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6896/ سوگواری‌های جدلیُ‌الطرفین http://dinonline.com/doc/article/fa/6856/ معنای شعائر جامعه‌شناسان دین، عنصر باورها را از عنصر مناسک دین جدا می‌کنند. مناسک در ادبیات جامعه‌شناختی، نظام‌های عملی معطوف به پرستش است که به هر علت و دلیلی، اکنون جمعی از مؤمنان بدانها پای‌بندَند. از این منظر، سرچشمه مناسک کاویده نمی‌شود، بلکه خود مناسک عنصر عملیِ دین به شمار می‌روند و به تعبیر دیگر، جامعه‌شناسان دین به داوری معرفت‌شناختی درباره مناسک دینی نمی‌پردازند. از دید آنان، «پیاده‌روی اربعین» شیعیان همچون «نماز جماعت»، از مناسک دینی است، اما از منظر فقهی، (با توجه به ادبیات متن مقدس / قرآن)، مناسک دینی را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد: 1. آیین‌هایی برآمده از متن مقدس که آنها را «مناسک شرعی» می‌خوانند؛ 2. آیین‌های دینی برآمده از سبک زندگی که آنها را «شعائر» می‌توان نامید. واژه شعائر از چهار آیه قرآن به ادبیات دینی مسلمانان راه یافته است: 1. «صفا و مروه از شعائر خدایَند[1]»؛ 2. «شعائر خدا را حلال نشمُرید[2]»؛ 3. «[کار] کسی که شعائر خدا را بزرگ می‌دارد، از تقوای دلش سرچشمه می‌گیرد[3]»؛ 4. «شتُرهای چاق را از شعائر خدا شمردیم[4]». بحث مفهوم‌شناختیِ درازدامن درباره این واژه، به علت تنگیِ مجال و به دلیل گستردگیِ قول و مَقال مفسران در این‌باره، ممکن و مطلوب نیست، اما همین اندک اشارت ناگزیر است که ماده «شعر» در هیئت‌های گوناگونَش بر «باریکی» و «نازکی» چیزی دلالت می‌کند[5]؛ یعنی چیزی که با باریک‌بینی و نازک‌خویی، می‌توانَش یافت یا چیزی که به باریکی و نازکی، به چیز دیگری پیوسته است. برای نمونه، موی بدن را «شَعر» می‌خوانند؛ زیرا هم خودش باریک و نازک است و هم پیوندش به پوست انسان و حیوان. رُستنی‌ها و نهال‌های باریک زمین یا دانه‌های ریز برآمده از ساقه شعیر (جو)، «شَعار» و «شُعر» خوانده می‌شوند. به زیرجامه (زیرپوش) نازک و چسبیده به تَن، «شِعار» می‌گویند که در برابر «دِثار» به کار می‌رود. هم‌چنین نشانه‌های رمزی راه‌ها را «شِعار» می‌خوانند؛ زیرا باریک‌بینان آنها را درمی‌یابند. شعار هم‌چنین بر کلمات رمزی افراد و گروه‌ها دلالت می‌کند. فرآورده نازک‌نگری و باریک‌بینی و حس و ذوق لطیف، «شِعر» است و نازک‌کاری؛ یعنی رفتار همراه با باریک‌بینی درباره تقدم و تأخر اعمال و رعایت ترتیب و آداب خاص، «شعائر» نام می‌گیرد. بعدها توسّعی در این ریشه معنایی پدید آمد؛ چنان‌که به نشانه‌های آشکار نیز «شعار» یا «شعیره» گفته شد.   وجه[6] شعائر شعیره (مفرد شعائر) درباره قربانی آیین حج به کار می‌رفت؛ زیرا پیش از بردن حیوان به قربان‌گاه، خونی‌اش می‌کردند و این خون، نشانه قربانی بودن و قربانی شدنَش بود. دیدگاه‌های مفسران را درباه مدلول شعائر (در حج، آیه 32)، به دو دسته «بسته» و «باز» می‌توان تقسیم کرد: 1. برخی از آنان گفته‌اند شعائر به معنای نشانه‌هاست، اما با توجه به بافت (سیاق) آیات سوره حج، مقصود از آن، شتران فربهی است که آنها را برای قربانی شدن، نشان‌دار می‌کنند. قربانی کردن رفتاری برای نزدیک شدن به خداوند است که در ادبیات دینی «عبادت» نامیده می‌شود؛ چنان‌که پیشکش قربانی به خداوند در دیگر ادیان ابراهیمی در قالب منسَک (حج، آیه 34)؛ یعنی عبادت تشریع شده بود[7]؛ 2. شماری از آنان گفته‌اند: مناسک حج به‌ویژه قربانی کردن از شعائر است، عمومیت مفهوم آیه درباره دیگر شعائر اسلامی از میان نمی‌رود؛ یعنی هیچ دلیلی بر تخصیص آن به قربانی کردن یا مناسک حج در دست نیست[8]. بر پایه دیدگاه باز، افزون بر شتر قربانی و اعمال و مناسک حج و جایگاه اجرای این اعمال، هر چیزی که «نشانه» پیروی از خداوند باشد، از شعائر به شمار می‌رود[9]. با این فرض، هر کار خداپسندی که به صلاح دین خدا و متدینان می‌انجامد، از شعائر به شمار می‌رود؛ مانند تأسیس پُل و خیابان و تعمیر آنها یا دفع مفاسد از جامعه اسلامی؛ مانند آشتی دادن دو گروه مسلمانان با یک‌دیگر[10]. بنابراین، هر رفتاری که به انگیزه نزدیکی (تقرُب) به خداوند صورت می‌پذیرد، شعائر به شمار می‌رود، اما با توجه به اینکه از دید معناشناختی میان «شعائر» و «مناسک» مرزی هست و مدلول هر یک از این واژه‌ها از یک‌دیگر متمایزَند، هر عمل عبادی را نمی‌توان از شعائر برشمرد. شواهد قرآنی نیز چنین تمایزی‌ را تأیید می‌کنند. شعائر و مناسک هر دو از جنس رفتار (عمل)اَند؛ رفتارهایی که به انگیزه نزدیکی (قرب) به خدا صورت می‌پذیرند، اما مناسک بر رفتار معیَن و شعائر بر رفتار نامعین[11] دلالت می‌کند؛ یعنی اگر متدین برای کوچکی و بندگی (عبادت) کردن نزد خداوند و پیروی (طاعت) کردن از فرمان‌های او به رفتارهایی دست بزند که خود خداوند چگونگی آنها را تعیین کرده است، او را «ناسک» و رفتارش را «منسک» می‌توان خواند[12]. مانند رفتارهای عبادی در برگزاری آیین حج (هفت بار طواف، هفت بار سعی، دو رکعت نماز و...)، اما اگر با همان انگیزه‌ها به رفتاری دست بزند که فرمان و گفتار معینی درباره‌اش نیست، بلکه آن رفتار تنها نشانه عبادت و طاعت اوست، وی را بزرگ‌دارنده شعائر می‌توان گفت. پس همه مناسک، از شعائر به شمار می‌روند، اما همه شعائر، از مناسک نیستند؛ زیرا همه مناسک کوشش متقربانه بنده را نزد خداوند نشان می‌دهند، اما همه شعائر (رفتارهای دارای آداب و ترتیب خاص) به فرمان خداوند مقرر و معین نشده‌اند. از همین روی، شعائر را «رفتارهای عبادی نُمادین» نیز می‌توان خواند؛ زیرا چیزی (عبادت و طاعت) را به دیگران می‌نُمایند. این نمایش دو طرف دارد: عامل و ناظر. عمل عامل کوچکی کردن او را نزد خداوند، به ناظر / ناظران می‌نُماید. چنین رفتاری کارکردهای اجتماعی فراوانی دارد که پرداختن به آنها موضوع این یادداشت نیست. جامعه‌شناسان دین، رفتارهای دین‌ورزانه را نظام کُنشی دین‌داران یا «مناسک» (Rituals) دینی می‌خوانند[13]. بنابراین، تمایز یاد شده در تعبیر آنان دیده نمی‌شود، اما بر پایه تمایز معناشناختی پیش‌گفته، منبع مناسک «دین» است و منبع شعائر، «دین‌داری» یا «دین‌ورزی».   تعظیم شعائر حتی اگر چارچوب معنایی شعائر به اندازه‌ای گسترده باشد که همه کارهای خداپسند را فراگیرَد، باز ترکیب «تعظیم شعائر» مبهم خواهد ماند. البته خود تعظیم مبهم نیست؛ زیرا با توجه به نهی «لا تحلوا شعائر الله» می‌توان آن را در معنای «حرمت نهادن»، «پاس داشتن»، «بزرگ داشتن»، «گرامی داشتن» و از دست نگذاشتن و اعتنا کردن یا به شکل سلبی، «بی‌اعتنا نبودن» به کار برد. باری، سرچشمه بسیاری از مناقشات فقهی و کلامی و بسیاری از تکفیرها و تفسیق‌های ناظر به دین‌داری، اختلاف در ویژگی (وجه) نُمادین برخی از رفتارهای دین‌ورزانه است و اصطلاح «بدعت» از همین مدخل به ادبیات دینی مسلمانان راه می‌یابد. بنابر دیدگاه باز، رفتارهای متدینان یا از مناسک یا از شعائر یا از بدعت‌هاست. بدعت، رفتاری دینی است که مستنَد شرعی ندارد. بنیادگذاری عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین، بدعت است؛ یعنی نوآوری عقیده یا عملی در حوزۀ دین بدون استناد به منابع پذیرفته شده در استنباط احکام، همچون قرآن و سنّت که از آن به تشریع در دین نیز تعبیر می‌شود. بدعت، در برابر «سنّت»؛ یعنی عقاید، اخلاقیات و احکام عملی پیامبر و امامان (ع) جای می‌گیرد[14]. از همین روی، دین‌داران درباره حلیّت یا حرمت برخی از رفتارهایشان شک و سؤال می‌کنند. برای نمونه، برخی از شیعیان از مرجع تقلیدشان پرسیده‌اند: ما به زیارت قدم‌گاه‌ها یا مکان‌های منسوب به امامان شیعه می‌رویم که آنها را حسینیه به شمار نمی‌آوریم و معتقد نیستیم که امام در آن‌جا مدفون است. آیا این عمل ما که به قصد قربت و دست‌یابی به ثواب صورت می‌گیرد، مُجاز است؟ مرجع محترم در پاسخ نوشته است: «اگر رفتن به آن مکان‌ها و اجرای آن رسم‌ها بدعت نباشد، بلکه تعظیم شعائر مرتبط به ائمه باشد، مشکلی در این کار نیست[15]». تقابل تعظیم شعائر با بدعت در این فتوا، بر روشن نبودن مرز میان آنها دست‌کم نزد مقلدان دلالت می‌کند؛ چنان‌که به استفتای آنان در این‌باره انجامیده است. بر پایه این فتوا، رفتار دین‌داران نباید بدعت‌آمیز یا بدعت‌گذارانه باشد، بلکه باید مصداقی از تعظیم شعائر به شمار بیاید، اما شعائری بودنَش نیز به دلیل نیازمند است؛ یعنی دین‌داران باید از بدعت‌گذاری بپرهیزند، بلکه به تعظیم شعائر بپردازند، اما رفتارشان زمانی از مصادیق شعائر خواهد بود که نصی (دلیلی نقلی) درباره‌اش رسیده باشد: «آیا خونین کردن سر (قمه‌زنی / تطبیر) رایج در محفل‌های سوگواری درباره امام حسین (ع) با فرض زیان‌بار نبودنَش مُجاز است؟» مرجع محترم در پاسخ نوشته است: «بر پایه فرض سؤال، مشکلی نیست»؛ مقلدان دوباره پرسیده‌اند: کسانی می‌گویند قمه‌زنی حداکثر کار مباحی است. آیا اگر کسی به قصد تعظیم شعائر و غم‌خواری بر اهل‌بیت (ع) چنین کند، رفتارش مستحب نیست؟ ایشان در پاسخ آورده‌اند: «نصی بر شعار بودن این عمل نداریم؛ پس نمی‌توان به استحبابش فتوا داد، اما بعید نیست که خداوند غم‌خواری آنان را پاداش دهد[16]». بر پایه این منطق، نه تنها درباره قمه‌زنی، بلکه درباره بسیاری از گونه‌های سوگواری خودزَنانه (زنجیرزَنی، سینه‌زنی، تیغ‌زنی، غروه‌زنی، سَرکوبی، سینه‌خراشی، شاخ‌زَنی، سیلی‌زنی / لطم و...)، نصی در کار نیست و حتی نصوصی در نهی از آنها رسیده است. چنین منطقی از متمایز نکردن مناسک از شعائر سرچشمه می‌گیرد. شعائر، آیین‌های دین‌داران است که تنها برخی از آنها مستنَدی در متون دینی دارند نه همه آنها و به تعبیر دیگر، همه آیین‌های دین‌داران را نصوص دین (متون مقدس) پشتیبانی نمی‌کنند و چنانچه معیار داوری درباره این دست از آیین‌ها (شعائر) خود دین باشد، بسیاری از آنها «بدعت» به شمار خواهند رفت؛ زیرا بنابر تعریف، تعظیم شعائر پرداختن به رفتارهایی است که ویژگی رسانه‌ای دارند؛ یعنی پیام نمادینی را به دیگران منتقل می‌کنند. چگونگی اجرای رفتارهای شعائری همچون رفتارهای مناسکی، معین نیست، بلکه کنش‌گران هر مکان و زمانی، رفتار ویژه‌ای را دارای خصلت رسانه‌ای و نمادین می‌یابند و می‌بینند و به اجرای آن دست می‌گشایند. بنابراین، شعائر (با فرض پذیرفتن دیدگاه باز)، منصوص و معین نیستند تا چگونگی تعظیم آنها نیز معین باشد، بلکه رفتار خاصی نزد کسانی، از شعائر به شمار می‌رود و نزد کسانی از بدعت‌ها. اختلاف در این زمینه، بر پایه‌های معرفت تاریخی، جامعه‌شناختی، مردم‌شناختی و الاهیاتی استوار است.   محل جِدال موافقان و مؤیدان آیین‌های نامنصوص برای مشروعیت‌بخشی به رفتارشان و مستند کردنَش، رفتار زینب (س) خواهر حسین بن‌علی (ع) را گواه می‌گرفتند و می‌گیرند که هنگام دیدن سرهای کشتگان کربلا بر نیزه، سرش را به چوب محمل کوبید؛ چنان‌که از آن خون ریخت، اما مخالفان و منتقدان افزون بر تشکیک در آن نقل، با استناد به قاعده خرَدپذیر «لا ضرر و لا ضرار فی الدین»، چنین رفتارهایی را آسیب‌رسان و «بدعت‌گرانه» می‌خوانند و می‌خوانند[17]. این اختلاف که خود تاریخ کهنی دارد، از میانه سده چهاردهم هجری بسی گسترده شد؛ زیرا کسانی مانند جمال‌الدین اسدآبادی به انگیزه پیرایه‌زُدایی و پالایش دین‌داری عامه از خرافات، به اصلاح‌گری پرداخت و دیگر عالمان مصلح مانند محمدمهدی موسوی قزوینی و محسن امین در پی او کتاب‌هایی در حُرمت این آیین‌ها نوشتند و مراجعی مانند ابوالحسن اصفهانی دیدگاه آنان را در قالب فتوا به حرمت خودآزاری در مراسم عزای حسینی، تأیید کردند. اصفهانی نه تنها به حرمت کاربست قمه و زنجیر در عزاداری فتوا داد که شیپور و دُهل‌زنی و سنج‌کوبی را نیز حرام شمرد: «ان استعمال السیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم فی مواکب العزاء بیوم عاشوراء، انما هو محرّم و هو غیر شرعی[18]». از سوی دیگر، عالمانی مانند عبدالحسین شرف‌الدین[19]، مرتضی آل‌یاسین، عبدالله سبیتی، عبدالحسین عاملی، محمدحسین مظفر و عبدالحسین حلی، در قالب رسائل و کتُبی به مخالفت با کتاب محسن امین پرداختند. افزون بر اینها، مراجعی مانند محمدحسین نائینی به جواز قمه‌زنی فتوا دادند[20]. برخی از متأخران نیز راه موافقان را پیمودند و با افزودن قیدهایی، نه تنها به جواز آن رفتارها فتوا دادند که آنها را «تعظیم شعائر حسینی» خواندند: طبل زدن در مراسم عزاداری امام حسین (ع) چه حکمی دارد؟ استفاده از طبل و سنج در مراسم عزاداری و غیر آن چه حکمی دارد؟ «تعظیم شعائر حسینی از افضل قربات است و از هر وسیله معقول می‌توان استفاده کرد، استفاده از طبل اگر با آهنگ‌های مناسب مجالس فساد نباشد، اشکالی ندارد». «استفاده از طبل و سنج در این مراسم آن چنان که معمول است و آهنگ لهوی در آن نیست اشکالی ندارد[21]». منازعات و مناقشات و استدلالات درازآهنگ عالمان در این‌باره، در الشعائر الحسینة (سه جلدی)، بدون دسته‌بندی و تحلیل، گرد آمده است. موضوع نزاع و جدال دو طرف، برخی از انواع عزاداری است که از آنها با عنوان‌های «خودزنی‌ها»، «همانندسازی‌ها»، «دسته‌گردانی‌ها» و «سازنوازی‌ها» می‌توان یاد کرد. استدلال موافقان به سود مشروعیت این رفتارها، بر پایه این فرض استوار است که آنها مصداقی از مصادیق شعائرَند و شعائر را باید بزرگ داشت، اما نقد مخالفان به همین فرض ناظر است. آنان می‌گویند: این رفتارها یا به «غنا» یا «اختلاط» یا «کشف حجاب» یا «تشبّه به کافر» یا «هتک» یا «توهین» یا «کذب» می‌انجامد که همه آنها حرامَند و شعائر را نمی‌توان با حرام تعظیم کرد (لا یطاعُ الله من حیث یُعصی) و از سوی دیگر، هیچ یک از امامان (ع) و شاگردان آنان و هیچ یک از مشایخ شیعه که الگو (اسوه و قدوه) شیعیانَند، برای بزرگ‌داشت شعائر به چنین رفتارهایی دست نزدند[22]. بنابراین، عادت‌هایی را که سرچشمه دینی ندارند، نباید دینی شمرد[23]. موافقان برای مشروعیت‌بخشی به این رفتارها کوشیده‌اند و می‌کوشند مستندی منصوص بیابند یا چنانچه از این کار بازبمانند، بر شعائر بودن آنها تأکید کنند. برای نمونه، عبدالله مامقانی در تأیید فتوای خود به جواز این رفتارها آورده است: «در زمانی که کسانی در پی خاموش کردن نور اهل‌بیتَند، این رفتارها و حتی قمه‌زنی بی‌شک و شبهه مجاز است[24]». دیگر موافقان هم آورده‌اند «از باب تعظیم شعائر»، اگر مستحب نباشد دست‌کم مُباح است[25]. کمابیش همه فتاوای موافق به تلویح یا به تصریح، این اعمال را «رفتار شرعی نمادین» دانسته‌اند که ویژگی تبلیغی ـ ترویجی دارد و از این‌رو، از شعائر به شمار می‌رود و شعائر را باید پاس و بزرگ داشت. چکیده سخن موافق این است که این رفتارها مستنَد است و اگر نباشد، از شعائر به شمار می‌رود و چکیده سخن مخالف این است که مستنَد نیست و از بدعت‌ها به شمار می‌رود.   تغییر زمین نزاع با توجه به نسبیت معناشناختی شعائر، تا زمانی که دو طرف نزاع در زمین عقلانیت نظری بازی می‌کنند، به سود مدعای خود از کتاب و سنت می‌توانند دلیل بیاورند. عقلانیت نظری به رابطه منطقی «دلیل ـ مدعا» معطوف است و به تعبیر دیگر، کنش‌گران در چارچوب عقلانیت نظری، از صدق و کذب و صحت و خطا می‌پرسند و کفایت دلایل را در اثبات برمی‌رسند و می‌کوشند از تناقض نظری برکنار بمانند، اما تا هنگامی که دو طرف این زمین را ترک نکنند، حرمت و حلیت سوگواری‌های پیش‌گفته جدلیُ الطرفین خواهند ماند؛ یعنی هم به سود و هم به زیان یک مصداق، دلایلی می‌توان آورد، اما چنانچه هر دو گروه به زمین عقلانیت عملی گام بگذارند، آسان‌تر و آشکارتر می‌توانند کفه استدلال را به سود خود بچربانَند. عقلانیت عملی به رابطه «هدف ـ وسیله ـ عمل» معطوف است و به تعبیر دیگر، از سهم تأثیر فلان عمل در دست‌یابی به بَهمان هدف می‌پرسد. هم‌چنین رابطه «وسیله ـ کارکرد» در این حوزه از عقلانیت برجسته می‌شود. برای نمونه، موافقان انواع خودزنی، در زمین عقلانیت عملی باید ثابت کنند به واسطه این رفتار، زودتر و مطمئن‌تر به هدف (کمال یا معنویت یا تجربه دینی یا تقرب به خدا یا دین‌داری یا...) دست می‌یابند. هم‌چنین باید ثابت کنند پیام «مظلومیت» و «خون‌خواهی» و «احقیت» اهل‌بیت به‌ویژه حسین بن‌علی (ع) با این وسیله گسترده‌تر و زودتر به مردم جهان مخابره می‌شود. مخالفان انواع خودزنی نیز بر پایه همین نوع از عقلانیت باید ثابت کنند از طریق انواع خودزنی نمی‌توان دین‌دارتر یا معنوی‌تر یا مقرب‌تر یا... شد. هم‌چنین باید ثابت کنند انواع خودزنی کارکردی جز «نفرت‌پراکنی» و تشویه چهره شیعیان ندارد. شبیه‌خوانی نمونه دیگری است که بررسی آن در چارچوب عقلانیت‌های نظری و عملی به فهم موضوع کمک می‌کند. موافقان شبیه‌خوانی در چارچوب عقلانیت نظری استدلال می‌کردند و می‌کنند که شیعه متشرعه از دیرباز شبیه می‌خوانده است. تشبّه زن و مرد به یک‌دیگر در آیین شبیه‌خوانی حرام نیست؛ زیرا تشبّهی در کار نیست، بلکه مرد و زن، زمان کوتاهی جامه یک‌دیگر را می‌پوشند. سخن گفتن زن در جمع مردان نیز با استناد به خطبه‌خوانی زینب (س) در جمع نامحرمان، موجه است و... . مخالفان شبیه‌خوانی در چارچوب عقلانیت نظری درست همین دلایل را با استناد به قرآن و سنت و سیره رد می‌کردند و می‌کنند، بلکه بر این نکته پای می‌فشردَند و می‌فشارند که بویهیان یا صفویان یا قاجاریان این رسم‌ها را در انداختند. شبیه‌خوانی، هم از دید تشبّه دو جنس به یک‌دیگر و هم از دید تشبه به کفار (اشقیای دشمن حسین بن‌علی و مسیحیان و یهودیان مؤسس آیین شبیه‌خوانی)، شبهه‌ناک است. حتی سیاه‌پوشی از رسم‌های عباسیان است و حتی برخی از عادات فراگیر شیعیان که مصداقی از تعظیم شعائر پنداشته می‌شوند، با مدلول برخی از آیات قرآن سازگار نیستند. مانند «ختم صلوات جلی» در مشاهد مشرفه که آیه «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِی وَ لاَ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کجَهْرِ بَعْضِکمْ لِبَعْضٍ»، مؤمنان را از این کار بازمی‌دارد. برخی از مفسران معاصر در این‌باره گفته‌اند: «آدم [نباید در مشاهد] این گونه بلند زیارت‌نامه بخواند، این‌طور بلند صلوات بفرستد؛ [زیرا] حیات و ممات ائمه (ع) یکی است. حدیث «ارْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ بِالصَّلَاةِ عَلَی»؛ یعنی علنی باشد که خیلیها بفهمند، همس نباشد! نه جَهر باشد که همه را برنجاند. این رفع صوت در برابر همس است؛ علنی باشد و به صورت آشکار؛ نظیر جَهر به نماز، آن‌گونه باشد، نه اینکه آن‌طور آدم داد بزند که کلّ حرم را خبر کند[26]». تا چه رسد به لخت شدن در آیین سوگواری یا لطم‌زنی و شیون کردن با صوت بلند و نعره زدن و...، که با استناد به دلایل فراوان از قرآن و سنت و سیره، بدعت‌آمیز و حرامَند و چه رسد به عَلم‌برداری و نخل‌گردانی و شبیه‌خوانی که خاستگاه یهودی و مسیحی دارد[27]؛ یعنی از رسم‌های یهودیان سرچشمه می‌گیرد؛ چنان‌که ارمیای یهودی ویرانی معبد سلیمان و اسارت یهودیان را در قالب شعر عِبری در کتاب «مراثی» گزارش کرد (۵۸۶ ـ۵۱۶ ق.م) و یهودیان تا امروز همین کتاب را نهم آب (تاریخ ویرانی هیکل سلیمان)، کنار دیوار غربی اورشلیم با صوت بلند می‌خوانند. پس از مرگ مسیح (به باور مسیحیان) نیز سوگواری در این‌باره در قالب تمثل و تشبیه و تشییع نمادین پیکرش صورت می‌گرفت. هم‌چنین گمان می‌رود شبیه‌خوانی از جشن‌های ایرانی «مُغ‌کشی» و «کوسه» «دیبمهر» پیش از اسلام برآمده و در قالب «عُمَرکشی» و «قالی‌شویی» و شبیه‌خوانی میان شیعیان ایرانی مانده باشد[28]. موافقان در این چارچوب پاسخ می‌گویند: استدلال مخالفان به «مغالطه منشأ» دچار است؛ یعنی حتی با فرض اینکه این رسم‌ها از سرزمین‌های نامسلمانان برخاسته باشند (که البته دلایل مخالفان در این‌باره کافی نیست)، اکنون ماهیت آنها دگرگون شده و به خدمت تعظیم شعائر حسینی درآمده است. باری، این مناقشات در چارچوب عقلانیت نظری همواره برقرار خواهند ماند، اما اگر دو گروه در زمین منازعه عقلانیت عملی با یک‌دیگر گفت‌وگو کنند، امید می‌رود که جدال به سود موافق یا مخالف به پایان برسد. موافقان شبیه‌خوانی و شبیه‌گردانی در چارچوب عقلانیت عملی باید ثابت کنند «تعزیه» به‌رغم گسترش تئاتر (صحنه‌ای و خیابانی) با مضمون‌های دینی ـ عاشورایی و فراگیری سینما و تلویزیون، کارکرد خودش را حفظ کرده است و ثابت کردن این دعوی، با ارتکازات ذهنی و درون‌نگری امکان‌ناپذیر، بلکه به شیوه‌های میدانی اثبات‌پذیر است. در چارچوب عقلانیت عملی، دست‌کم با اعتماد به نفس نمی‌توان گفت: «تمثیل هاتیک الفاجعه المشجیه، من اعظم شعائر الفرقة الجعفریه؛ شبیه‌خوانی درباره این روی‌داد سوگناک، از بزرگ‌ترین شعائر جعفریان (شیعیان) است[29]».   ارجاعات: [1] . بقره، 158. [2] . مائده، آیه 2. [3] . حج، آیه 32. [4] . حج، آیه 36. [5] . حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ‏6، ص 7. [6] . مقصود از وجه (کارکرد)، مراد گوینده است. قدما به جای کارکرد از تعبیر «وجه» استفاده می‌کردند و تعبیر «وجه القرآن» را هنگامی به کار می‌بردند که در پی کشف مقصود گوینده بودند. اکنون این شاخه از ادبیات یا زبان‌شناسی با عنوان «Pragmatics» یا کارکردشناسی شناخته می‌شود. [7] . برای نمونه، ر.ک: محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 374. [8] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 14، ص 97. [9] . احمد بن‌محمدمهدی نراقی، عوائد الایام فی بیان قواعد الاحکام و مهمات مسائل الحلال و الحرام‌، ص 29. [10] . روح‌الله موسوی خمینی، زبدة الاحکام، ص 123؛ همان، تحریر الوسیله، ج 1، ص 338. [11] . حسن مصطفوی، همان، ج 12، ص 5. [12] . ر.ک: بقره، آیه 128، 196 و 200؛ انعام، آیه 162؛ به‌ویژه حج، آیه 34 و 67. [13] . ر.ک: امیل دورکیم، صور ابتدایی حیات دینی، ترجمه باقر پرهام، ص 270. [14] . گروه نویسندگان، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت، با نظارت محمود هاشمی شاهرودی، ج 2، ص 75. [15] . ابوالقاسم موسوی خویی، صراط النجاه، ج 2، ص 438. [16] . همان، ج 1، ص 433. [17] . محسن حسام مظاهری، رسانه شیعه؛ جامعه‌شناسی آیین‌های سوگواری و هیئت‌های مذهبی در ایران، ص 110. [18] . به نقل از جعفر خلیلی، هکذا عرفتهم؛ خواطر عن اناس افذاذ عاشوا بعض الاحیان لغیرهم اکثر مما عاشوا لانفسهم، ج 1، ص 104. [19] . شرف‌الدین و امین به‌رغم اختلافشان در این زمینه، هر دو از پیش‌گامان نهضت اصلاحی شیعه به شمار می‌روند. مرتضی مطهری که خودش بعدها در قالب سخن‌رانی‌هایی به موضوع تحریف‌های عاشورا پرداخت و با محسن امین در این‌باره هم‌سو بود، وی و عبدالحسن شرف‌الدین را بسیار بزرگ می‌داشت؛ چنان‌که درباره آن دو نوشته است: «بهتر این است که در قسمت اخیر، عملیات دو رهبر بزرگ دینی شیعی مذهب که از مفاخر بزرگ عالم اسلام می‏باشند؛ یعنی علامه جلیل سید شرف‌الدین عاملی و علامه جلیل سید محسن امین عاملی سرمشق قرار گیرد. این دو رهبر بزرگ در بسیاری از کارها باید سرمشق قرار بگیرند. شایسته است دبیرخانه انجمن‌های اسلامی ایران خدمات و مزایای این دو مرد بزرگ را نیز در اختیار جامعه مسلمانان قرار دهد». ر.ک: مرتضی مطهری، شش مقاله، ص 265. [20] . به نقل از علی ربانی خلخالی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، ص 107-108. [21] . ناصر مکارم شیرازی، استفتاءات جدید، ج ‌1، ص، 152. [22] . محمد حسون، الشعائر الحسینة، ص 40-37. [23] . همان، ص 48. [24] . همان، ص 294. [25] . همان، ص 297. [26] . تفسیر سوره حجرات، قم، مسجد اعظم، چهارم مهر 1395. برگرفته از پایگاه رسمی عبدالله جوادی آملی: www.javadi.esra.ir/web/office [27]. Encyclopedia Britannica, Vol 4, P813. [28] . برای آگاهی بیش‌تر در این‌باره، ر.ک: بهرام بیضایی، نمایش در ایران، ص 28 ـ 47. [29] . محمد حسون، همان، ص 297. ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Mon, 24 Oct 2016 11:22:56 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/6856/ آيا عنوان "وهن دين" مي‌تواند مستند حرمت باشد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6838/ اگر دلیل معتبری بر حكم الزامی نباشد بر اساس اصالت برائت و اصالت اباحه حکم به حلیت آن شیء می‌شود. حال باید دید آیا «وهن دین» ممکن است مستند حکم شرعی مانند حرمت قرار بگیرد؟ در کلمه «وهن دین» پنج احتمال وجود دارد که هیچ‌کدام از این احتمالات مستند حکم خدا نمی‌تواند باشد: احتمال اول: وهن خود دین صورت پذیرد، به معنای اینکه دین ضعیف یا نابود شود. این احتمال از پایه صحیح نیست و خلاف قرآن و احادیث متواتر است. خدای متعال می‌فرماید: «وکلمة الله هی العلیا» و در حدیث نبوی آمده: «الاسلام یعلو ولا یعلی علیه». لذا دین خدا همیشه اعلی و قوی بوده است و هیچ چیزی باعث ضعف دین خدا نمی‌شود و فرقی در قوت دین بین روز فتح مکه و بین روز پناه به غار نیست. احتمال دوم: مراد وهن مسلمین باشد که البته مسلمانان گاهی ضعیف و گاهی قوی هستند. دراین‌باره باید گفت سبب ضعف مسلمین عمل نکردن به احکام الهی است. می‌فرماید: «ومن اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکاً؛ هرکس که از ذکر خدا روی گرداند دارای زندگی سختی خواهد شد.» لذا عمل کردن به احکام خدا و تطبیق شعایر خود سبب قوت مسلمین است، زیرا منشأ ضعف مسلمین ترک احکام خداست، نه تطبیق آن. عمل به واجبات چون اجرای حدود، یا عمل کردن به مستحبات چون شعایر حسینی، یا عمل کردن به مباحات هیچ کدام باعث ضعف نیست. آنچه باعث ضعف است پشت‌پازدن به احکام خدا و پشت‌سرانداختن آن احکام است. احتمال سوم: مراد از وهن مسخره کردن باشد. پر واضح است که مسخره کردن هیچ‌گاه ملاک حکم شرع نیست و اصلاً باعث حرمت حلالی نمی‌شود، چه برسد به مستحب یا واجب. تمامی پیامبران مورد تمسخر کفار قرار می‌گرفتند. قرآن کریم می‌فرماید: «یا حسرة علی العباد ما یأتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون؛ حسرت باد بر بندگانی که هر فرستاده خدا را که می‌آمد به استهزاء می‌گرفتند.» در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «ان الذین اجرموا کانوا من الذین آمنوا یضحکون» که البته دلالت دارد که اگر روزی کفار ما را مسخره نکردند باید در ایمان و دین خود شک کنیم. نیز می‌فرماید: «ولن ترضی عنک الیهود ولا النصاری حتی تتبع ملتهم؛ هیچ‌گاه یهودیان و مسیحیان از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه پیرو ملتشان شوی.» پس نباید به دنبال جلب رضایت آنان باشیم. احتمال چهارم: مراد از وهن تشنیع باشد، یعنی اینکه کار ما را زشت و شنیع پندارند. آیا تشنیع آنان باعث حرام شدن حلالی می‌شود؟ جواب این است که آنها بسیاری از احکام مسلّم اسلام را شنیع می‌دانند و با این حال این احکام تغییر نمی‌کند. برای نمونه چند مورد را ذکر می‌کنیم: 1. حدود شرعی، قطع دست دزد، سنگسار زانی محصن و... از نظر جهان امروز بسیار شنیع و زشت شمرده می‌شود و اگر موردی تطبیق شود، دادوهوار آنان به آسمان برمی‌خیزد، اما حکم خدا با تشنیع آنان اصلاً تغییر نمی‌کند. آیا باید برای خشنودی آنان احکام حدود را تعطیل کنیم؟ اگر تعطیل کردیم نصّ آیات قرآن را چه کنیم؟ آنان اسلام را دین توحش می‌پندارند و قرآن کریم را سبب آن توحش، حال برای خوش‌آمدگویی آنان نص قرآن را چه کنیم؟ تحریف کنیم؟ 2. حقوق زن از اهم مسائل در غرب است، غربی‌ها حجاب را از مصادیق توحش و ستم به زنان می‌دانند. حجاب را چه کنیم؟ حال اگر حجاب را منع کردیم چون وهن دین است آیه حجاب را چه کنیم؟ آیه «فاضربوهن» را چه کنیم که اکنون هرگاه که غربی‌ها بخواهند به اسلام حمله کنند این آیه را ذکر می‌کنند که اسلام و قرآن، زدن زنان را مشروع جلوه داده است؟ ارث زنان را چه کنیم که به نص قرآن نصف ارث مرد است؟ دیه زن را چه کنیم که نصف دین زن است؟ تشنیع غربی‌ها بر این مسائل بسیار زیادتر است از تشنیع بر شعایر حسینی! اگر تشنیع آنها ملاک برای دست برداشتن از احکام خدا نمی‌تواند باشد خود این دلیل است که تشنیع اصلاً ملاک بر تحریم حلال هم نمی‌تواند باشد. 3. جهاد از احکام مسلم اسلام است، آنها جهاد علیه اسرائیل را کار تروریستی تلقی کرده و مسلمانان را به تروریست بودن و اسلام و قرآن را پایه‌گذار ترور و تروریست می‌پندارند و چقدر در رسانه‌هایشان از این جهت اسلام و مسلمین را تشنیع می‌کنند. حال جهاد را چه باید کرد؟ اگر جهاد را لغو کردیم آیات جهاد را چه باید کرد؟ 4. اسلام اجازه ارتداد را نمی‌دهد و اگر کسی مرتد شد قتلش واجب، همسرش از او جدا، اموالش بین ورثه‌اش تقسیم می‌گردد. خود همین مسئله چه جنجالی علیه اسلام در غرب راه انداخته است! حال برای اینکه تشنیع علیه ما نکنند این احکام خدا را تعطیل کنیم؟ 5. اصل حكم رق و متفرعاتش 6. مواردی دیگر از مباحات مانند تعدد زوجات، تزویج صغیرة و ااستمتاع از وی، تحلیل اماء، اصل حكم رق و متفرعاتش و دیگر موارد. خلاصه كلام اینكه تمدن اسلامی با تمدن غربی اختلاف جوهری دارد و غربیان خیلی از احکام خدا را شنیع حساب می کنند. با این حال خدای متعال هیچ تعارف ندارد و حق و حقیقت را بیان کرده چه در قرآن و چه در سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام. خود این دلیل است که نظر کفار  در احكام تأثیری ندارد. وهابیان نیز اگر در سایت‌های خود عکس‌های برخی عزاداری‌ها را می‌گذارند و با آن امور شیعیان را معرفی می‌کنند، این هیچ سببی برای منع ان عزا نخواهد بود؛ زیرا این وهابیان بر تمامی اقسام عزا اشکال دارند و تشنیع می‌کنند؛ زنجیرزنی، سینه‌زنی، گریه و... را نیز شنیع دانسته و در رسانه‌هایشان به همه این شعایر خرده می‌گیرند و مسخره می‌کنند که البته بیشتر اشکال آنان در موضوعاتی چون ازدواج موقت، زیارت قبور ائمه، سجده بر مهر و... است. احتمال پنجم: اینکه مراد از وهن این باشد که کفار از اسلام زده شوند و همین مانع داخل شدن آنان در اسلام شود! باید بگوییم که ما تا به حال نشنیدیم و ندیدیم که شعایر حسینی مانع داخل شدن مردم به اسلام باشد. چیزی که مانع داخل شدن بسیاری از کفار به اسلام است، تبلیغات ضعیف مسلمانان، شبهات و اشكالات کفار در حدود شرعی، در حقوق زن، در آزادی عقیده، در جهاد و غیره است كه باید پاسخ داده شود، آن هم با زبانی که آنان بفهمند. تبلیغ نکردن صحیح یا کم‌کاری باعث بقای بسیاری از کفار بر دینشان شده است، نه شعایر اسلام یا شعایر حسینی، اگر کافری فلسفه رمی جمرات را نمی‌داند باید برای او تبلیغ و توضیح داد نه اینکه رمی جمرات را تعطیل کنیم که در حالت تبلیغ نکردن تعطیل کردن احکام فایده‌ای نخواهد داشت. همچنین اگر کافری فلسفه شعایر حسینی را نداند علاج به توضیح و تبلیغ است، نه منع و تعطیل. نتیجه آنکه وهن ملاك برای حكم نیست، حتى در احكامی که اقتضایی نباشد؛ زیرا اگر ملاكیتی داشت با ملاكات احكام اقتضائی تزاحم می‌كرد و در این صورت باید بحث از اهم‌الملاكین می‌كردیم. حال آنكه در موارد مذكور با وجود معنای سوم، چهارم و پنجم، فقها ملتزم به حكم شده‌اند، بدون آنکه بحث از  تزاحم و ترجیح اقوی‌الملاکین كنند. ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Sun, 23 Oct 2016 07:23:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6838/ رسانه‌های غربی، عاشورای امسال را از چه زاویه‌ای بازتاب دادند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6806/ به گزارش دین‌آنلاین، «نشریۀ ایندیپندنت» عاشورا را مقدّس‌ترین روز در تقویم شیعه خوانده و آن را روز ماتم و اندوه شیعیان و خودزنی آنان در راستای همدردی با امام حسین معرّفی کرده است. ایندیپندنت در ادامه ذکر می‌کند که عاشورا بهانه‌ای برای ابراز خشونت‌های فرقه‌ای(میان شیعیان و اهل‌سنّت) به وجود می‌آورد، چراکه بحث بر سر خلافت امام حسین، نقطۀ افتراق شیعه و سنّی است(!) امسال میلیون‌ها تن از شیعیان از سراسر جهان، برای بزرگداشت شهادت امام حسین، در عزاداری‌ها شرکت کردند. هر ساله شیعیان به نشانۀ عزاداری به سر و سینۀ خود می‌کوبند و با زنجیر یا شمشیر بر بدن خود ضربه می‌زنند. خاستگاه این عمل که در زبان عربی «تطبیر» و در جنوب آسیا به «تلوارزنی» و «قمه‌زنی» مشهور است، جنوب لبنان و شهر کربلا است. با این که بسیاری از دولت‌ها و مقامات مذهبی شیعه انجام این عمل را ممنوع اعلام کرده‌اند و در عوض مردم را به اهدای خون تشویق می‌کنند، همچنان در بعضی مناطق شاهد این قبیل اقدامات هستیم. علاوه بر این، ایندیپندنت از کشته شدن 14 نفر و مجروح شدن 26 نفر در بمب‌گذاری یکی از مساجد افغانستان خبر می‌دهد و ذکر می‌کند که در شهر سرینگر در هندوستان نیز حکومت نظامی اعلام شد تا جلوی خشونت‌های احتمالی گرفته شود. ایندیپندنت به حواشی برگزاری مسابقۀ فوتبال ایران و کره جنوبی به مناسبت بازی‌های مقدماتی جام جهانی 2018 فیفا در ایّام عزاداری نیز اشاره کرده و آورده است روحانیان ایران خواستار لغو بازی بودند تا در صورت پیروزی، مردم روز عزا را به جشن مشغول نشوند. «هافینگتن پست» نیز به تفاوت نحوۀ گرامی‌داشت این روز در میان اهل‌سنّت و شیعیان، و چرایی این تفاوت پرداخت و اشاره داشت که شهادت (امام) حسین یکی از دو رویداد مهمّی است که به ایجاد انشعاب شیعه-سنّی انجامیده است. این سایت خبری در ادامه به شرح نحوۀ عزاداری شیعیان پرداخت، خودزنی و خونریزی عدّه‌ای از شیعیان را برجسته ساخت و بیان داشت که شیعیان با این کار جسم خود را تنبیه می‌کنند. نشریۀ «گاردین» اما صرفاً به گزارش بمب‌گذاری در یکی از مساجد در شمال افغانستان و کشته شدن چهارده تن از شیعیان پیرو این حادثه پرداخته است. به گزارش گاردین، این حادثه در یکی از مساجد شیعیان در مرکز بلخ رخ داد و داعش مسئولیت این بمب‌گذاری و نیز حملۀ دیگری را که در روز سه‌شنبه در کابل صورت گرفت و به مرگ هجده نفر انجامید بر عهده گرفت. اینن گزارش در ادامه آورده است: روز عاشورا روزی است که مستعدّ حملات اهل‌سنّت به شیعیان است و در عاشورای سال 2011 نیز شاهد کشته شدن هشتاد نفر از شیعیان کابل به‌ دست یک عامل انتحاری بودیم. «واشنگتن پست» مجموعۀ تصاویری از عزاداری شیعیان را در کشورهای مختلف منتشر کرده است. این سایت خبری در ابتدا به بیان چرایی بزرگداشت این روز و دلیل اهمیت آن در تقویم شیعه و سپس به بیان چگونگی عزاداری و بزرگ‌داشت این روز در میان شیعیان پرداخته است. واشنگتن پست نیز همانند بسیاری سایت‌های خبری دیگر، به خشونت و خودزنی شیعیان تأکید ویژه‌ای کرده و بیان داشته که همین رویداد(کشته شدن امام حسین به دست یزیدیان) باعث دو دسته شدن مسلمانان شده و خاورمیانه را به دو گروه تقسیم کرده است که یکی توسط ایران شیعی و دیگری توسط عربستان سنّی‌مذهب اداره می‌شود. همچنین ذکر می‌کند که سنّی‌ها این روز را به جای عزاداری، به عنوان بزرگ‌داشت روز پیروزی حضرت موسی روزه می‌گیرند(!) پاکستان عراق ایران ایران لبنان   سایت خبری «یورو نیوز» در گزارشی به مناسبت برگزاری این آیین شیعی، اعلام داشت که امسال به خاطر ترس و وحشت مردم از فقدان امنیت و همچنین هشدار بعضی دولت‌ها مبنی بر حملات احتمالی، اجتماعات عزاداری کم‌ازدحام‌تر از سال‌های گذشته بودند. «بی‌بی‌سی» نیز گزارشی از کشته شدن شیعیان افغانستان را منتشر کرد، اما بیان داشت که هیچ گروهی مسئولیت حملات را عهده‌دار نشده است و این اقدام کار طالبان بوده است. نشریۀ «دیلی‌میل» در گزارشی اندکی به شرح خاستگاه عزاداری روز عاشورا پرداخته و عمدۀ مطلب خود از عاشورای امسال را به گزارش تصویری و متنی از خودزنی، قمه‌زنی و چاقو کشیدن به سر کودکان اختصاص داده و بیان داشته که شیعیان این اقدامات را روشی برای پاک شدن از گناهان تلقّی می‌کنند. هزاران نفر از شیعیان در پاکستان، عراق، افغانستان، هندوستان، لبنان، میانمار، بنگلادش و حتّی یونان در روز عاشورا دست به اعمال وحشیانه‌ای می‌زنند و بر بدن خود زخم و آسیب وارد می‌کنند. در لبنان تنها مردان و پسرها خودزنی نمی‌کنند، بلکه زنان، دختران و حتّی کودکان نیز در راه خدا از بدن خود خون جاری می‌سازند. دیلی‌میل در ادامه ذکر می‌کند که در میانمار، بعضی از شیعیان به عنوان بخشی از مراسم گرامی‌داشت عاشورا، روی زغال‌های داغ و سوزان می‌دوند. ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Thu, 13 Oct 2016 19:58:42 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6806/ فرهنگ عزاداری و گریز از وهن در مذهب http://dinonline.com/doc/note/fa/6768/ یکی از مباحثی که در عداد مستحدثات فقهی می­‌توان از آن یاد کرد، فقه عزاداری است. ­تعیین دقیق حدود عزاداری مشروع و ارائۀ خطوط قرمزی که باید در عزاداری برای اهل  بیت(ع) و خصوصاً سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) باید رعایت شود و تعیین مصادیق  اموری که موجب وهن مذهب است، از مهم‌ترین مسائل این بحث فقهی است. استدلالی که این نوشتار  می‌خواهد بیان کند این است که فقه عزاداری از جمله مباحث فقهی است که  باید اصل را در آن بر احتیاط گذاشت و با آن مواجهه‌ای سخت­گیرانه داشت. این اصل هم باید در مقام افتاء رعایت شود و هم در مقام عمل. بدین معنی که هم مراجع تقلید و مجتهدان عظام باید در مقام افتا، مراقب عواقب سوء‌استفاده­‌ها و سوء‌برداشت­‌ها باشند و هم مکلفان در مقام عمل تا می­‌توانند از نحوه­‌های جدید و غیر متعارف عزاداری که  شبهۀ وهن مذهب دارد، دوری کنند. برای این منظور توجه به نکات ذیل روشنگر است: عزاداری امام حسین(ع) شعار شیعه است. بسیاری از دیگر مسلمانان یا غیر مسلمانان، شیعه را به همین مراسم می‌شناسند و چه بسا شناخت آنان از شیعه محدود به این مراسم است. در عزاداری سالار شهیدان(ع) شیعیان در تمام جهان، از چین و شبه‌قاره گرفته تا قلب نیویورک، به کوی و برزن می­‌آیند و به عزاداری می­‌پردازند. هیچ یک از مناسک شیعی به اندازۀ این عزاداری روی آنتن شبکه­‌های ماهواره­‌ای نیست و این حجم عظیم را در پایگاه­‌های اینترنتی اشغال نکرده است. این نکته ای است که باید همواره مدنظر داشت. سالار شهیدان(ع) در قلب شیعه جایگاه بی­‌بدیلی دارد. به همین نسبت، قالب­‌ها و آیین­‌های عزاداری آن بزرگوار از نوعی تقدس برخوردار گردیده است. به دیگر سخن، تقدس جایگاه  آن حضرت در قلب پیروان، به شیوه­‌های عزاداری نیز سرایت کرده است. از همین رو، مبارزه با برخی قالب‌های نامناسب عزاداری و تلاش برای برچیدن آن، دشوار است. یکی از عللی که اکنون روند حذف مراسم تطبیر یا قمه­‌زنی و تیغ­‌زنی (استفاده از زنجیرهای تیغ­‌دار در زنجیرزنی) از میان شیعیان عراق و شبه قاره کُند یا به کلی متوقف است، همین نکته است. بنابراین باید با چشمانی باز، شیوه­‌های جدید عزاداری را که هر از چندی در منطقه­‌ای ابداع  می­‌گردد رصد کرد و در صورت  لزوم قبل از آنکه از چنان تقدسی برخوردار شوند، آن را برانداخت. مراسمی از  قبیل قمه­‌زنی، راه رفتن روی زغال گداخته، استفاده از زنجیر تیغ­‌دار در عزاداری­‌ها و... تصویری غیر عقلانی از مکتب تشیع در ذهن افراد ناآشنا با این فرهنگ بر جای می­‌گذارد و چه بسا موجب نفرت همیشگی آنان از این مذهب گردد. قطعاً این‌گونه شیوه­‌های عزاداری که بعضاً امروزه گستره عظیمی از مناطق شیعه‌نشین را تحت تأثیر قرار داده، از انحرافات کوچک و محدود آغاز شده است. حقیقت آن است که هم­‌اکنون عزاداری سالار شهیدان پیرایه­‌هایی دارد که ستردن آن از فرهنگ برخی جوامع شیعی بسی دشوار است[1]. شکل­‌گیری این پیرایه­‌ها معلول هر عاملی که بوده باشد، باید هشداری برای متولیان امر دین در جامعه شیعی باشد. اگر مسامحه کنیم، ممکن است عصر ما هم آبستن ظهور آلودگی­‌هایی دیگر از این دست باشد که چند ده سال بعد، ستردن آن به دشواریِ برخی پیرایه­‌های فعلی و بلکه سخت­‌تر باشد. مطالعۀ تاریخ انحرافات دینی نشان می­‌دهد که این انحرافات معمولا از یک زاویۀ کوچک آغاز شده و در درازنای زمان، رفته­رفته به انحرافی بزرگ و گسترده بدل شده است. لذا ضرور است که اکنون با انحرافات کوچک به سختی مقابله کنیم. برای نمونه تا ده- بیست سال پیش، شاهد برهنه شدن افراد در جلسات سینه‌زنی نبودیم. اما امروزه این رفتار در برخی جوامع کاملاً جا افتاده و جایگاه خود را به عنوان شیوه‌ه­ای برای عرض ارادت خالصانه­‌تر(!) به پیشگاه اهل­‌بیت(ع) باز کرده است. با اندک تأملی به این نکته پی­‌می­‌بریم که برهنه شدن به هنگام سینه­‌زنی، نه تنها عرض ارادت ویژه­‌تر به پیشگاه اهل بیت(ع) نیست، بلکه شبهۀ بی­‌احترامی به مجلس عزا دارد و با وقار[2] جلسۀ منسوب به امام حسین(ع) منافات دارد. لذا برخی مراجع این عمل را دارای اشکال دانسته[3] و برخی دیگر ضمن اعلام جواز، برهنه­‌نشدن را بهتر معرفی کرده­‌اند[4].  عزاداری امام حسین(ع) از کارآمدترین ابزارهای تبلیغ مذهب حقه شیعه است و بی­‌گمان یکی از عوامل رشد تشیع در طول تاریخ، همین آیین و جاذبۀ آن بوده است. اما انحرافاتی که اکنون با آن دست به گریبانیم، جاذبۀ این آیین را در نظر بسیاری از ناظران بیرونی به دافعه بدل ساخته است. مناظر چندش­‌آور قمه­‌زنی و تیغ­‌زنی و ... به یک ضدتبلیغ برای شیعه تبدیل شده و دست­‌آویز دشمنان مکتب برای تبلیغات ضدشیعی گردیده  است. در ترویج مکتب تشیع باید نگاه کلان، استراتژیک و جهانی داشته باشیم. چه بسیارند کسانی که سر در لاک غفلت فرو برده‌اند و چه بسا از سر اخلاص، به مظاهری از عزاداری دامن می­‌زنند و دل­خوش­ند که به محضر سالار شهیدان ابراز ارادت کرده‌اند، حال آنکه عمل آنان چیزی جز پنهان  ساختن دست‌آورد گران‌بهای قیام سیدالشهداء(ع) در زیر اعمال خرافی و به دور از عقلانیت نیست. پیام قیام عاشورا، متاع ذی­‌قیمت شیعه در عرصۀ فرهنگ و اندیشه است که باید آن را با بهترین بسته­‌بندی به بازار فکر و فرهنگ عرضه کرد. فروشندۀ موفق کسی است که کالای خود را با بهترین و زیباترین بسته­‌بندی عرضه کند و زیبایی­‌های آن را به چشم مشتری بیاورد، نه اینکه آن را آلوده و چرکین کند و در ویترین قرار دهد.        ارجاعات: [1] . نمونه‌هایی دیگر از انحرافات در عزاداری‌ها و ابراز ارادت به اهل بیت(ع) در استفتائات از مراجع عظام تقلید منعکس شده است. به این سؤالات از محضر رهبر معظم انقلاب و پاسخ‌های ایشان توجه فرمایید: س: آیا آنچه متداول شده که به عنوان عزادارى براى امام حسین(علیه‌السلام) گوشت بدن را سوراخ کرده و قفل و سنگ کیلو به آن آویزان مى‏کنند، جایز است؟ ج: این گونه اعمال که موجب وهن مذهب مى‏شوند جایز نیست. س: اگر انسان در زیارتگاه‌هاى ائمه(علیهم‏السلام) خود را به زمین بیندازد و همانند بعضى از مردم که صورت و سینه خود را برزمین مى‏مالند تا از آن خون جارى شود و به همان حالت وارد حرم مى‏‌شوند، عمل کند چه حکمى دارد؟ ج: این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزادارى سنّتى و محبت ائمه(علیهم‏السلام) محسوب نمى‏شوند از نظر شرعى اعتبارى ندارند، بلکه اگر منجر به ضرر بدنى قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست. س: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود که علاوه بر اینکه باعث بدنام شدن مذهب شیعه اثنى عشرى در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به این اشخاص وارد مى‏کند و همچنین موجب توهین به مذهب مى‏گردد، نظر شریف حضرتعالى در این‌باره چیست؟ ج: هر کارى که براى انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفى نیست که بیشتر این امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بیت(علیهم‌السلام) مى‏شود و این از بزرگترین ضررها و خسارتهاست. (بخش اسفتائات سایت دفتر معظم له). در همین راستا به این سوال از محضر آیه الله مکارم شیرازی عنایت فرمایید: س: در برخی مناطق، سنّتى است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند. با این توضیح که: روز تاسوعا و عاشورا عَلَمى که در تمام مناطق مرسوم است را به دست افراد خاصّى مى دهند که این افراد با حرکتهاى مخصوص و حتى گاهى با حمله­ور شدن به زنان و مردان و ترساندن بچّه ها، به تعبیر مردم، علم را جوش مى آورند و آن را نسبت به امام حسین(علیه السلام) مى دهند؛ مردم دور آن جمع مى شوند و مى گویند عَلَم فرد را دنبال خود مى برد، وقتى عَلَم بعضى از افراد را زخمى مى کند، به معناى آن است که آن فرد، انسان بدى است و با دیده تردید به عَلَم نگاه کرده است. متأسفانه عَلَم در دست افراد معلوم الحال به جوش مى آید و گاهى افراد متدیّن و وجیه را زخمى مى کند. نظر شما را در این مورد خواستاریم؟ ج: عزادارى حضرت خامس آل عبا(علیه السلام) از موجبات مهمّ تقویت دین است، ولى نباید آن را آلوده به این گونه کارهاى نادرست کرد که موجب اذیّت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند شود. (بخش اسفتائات سایت دفتر معظم له).   [2]. مروری بر فتاوای فقهای عظام در فقه عزاداری نشان می‌دهد که حفظ وقار این مجالس نزد آنان مهم است و نباید مخدوش شود. پاسخ آیت‌الله صافی گلپایگانی به این استفتا روشنگر است: س) سینه‌زنی به صورتی‌كه دور می‌چرخند و جست و خیز دارند، چه حكمی دارد؟ ج) اشكال ندارد، ولی مواظب باشید وقار عزاداری مخدوش نشود.   [3]. به این استفتاء از آیه الله مکارم شیرازی و پاسخ ایشان توجه فرمایید: س: مردانی هستند که هنگام عزاداری برای امام حسین از ناف به بالا لخت می شوند در حالی که در بالای مجلس زنان نیز حضور دارند، می خواستم بدانم حکم مسئله چیست؟و حتی اگر مجلس مردانه نیز باشد در ان صورت حکم چیست؟ ج: برهنه شدن در مراسم عزاداری مطلقاً اشکال دارد. (بخش اسفتائات سایت دفتر معظم له) ایشان در موضعی دیگر در پاسخ به سوالی مشابه فرموده­‌اند: این كار اشكال دارد; زیرا خلاف شأن مجلس عزاى سیّدالشّهدا(علیه السلام) است. كدام یك از ما در مراسم عزاى پدر خود برهنه مى شود و مثلاً به اهل مجلس تعزیت مى گوید؟!   [4]. استفتاء از آیه الله صافی گلپایگانی: س)در مراسم سینه زدن، در آوردن لباس در صورتی كه معرض تحریك باشد چه حكمی دارد؟ ج) اگر معرض تحریك باشد اشكال دارد و بهتر است با لباس عزاداری شود. (بخش استفتائات سایت دفتر معظم له)   ]]> قمه‌زنی، شعائر مذهبی یا وهن دین Thu, 06 Oct 2016 10:51:20 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6768/