پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين ظهور و افول یک خلافت :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/culture-politics/scenario39 Sat, 23 Jun 2018 09:10:37 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sat, 23 Jun 2018 09:10:37 GMT ظهور و افول یک خلافت 60 از داعش چه خواهد ماند؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7420/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری الجزيره متخصّصان می‌گویند با این که داعش در شرف شکست نظامی است، از بین بردن ایدئولوژیِ فراگیر آن کار بسیار دشوار‌تری است و احتمال دارد که بعدها مجدداً به اشکال دیگر بروز و ظهور پیدا کند. رامی خوری، استاد دانشگاه آمریکاییِ بیروت در پاسخ به الجزیره اظهار داشت: "ساختار داعش متلاشی شده، اما نیروهای تشکیل‌دهندۀ آن هنوز پابرجا هستند و به سمت بدتر شدن پیش می‌روند." مشخّص نیست که داعش چگونه مجدّداً سرپای خود خواهد ایستاد، اما عدّه‌ای معتقدند که اوضاع نابسامان اقتصادی و مناطق ناپایدار جنگ‌زده شالودۀ خوبی برای ظهور دوبارۀ چنین گروه‌هایی هستند. خوری عنوان داشت که اگر بعضی از مشکلات منطقه مثل بیکاری، نقض حقوق بشر و سرکوب‌های سیاسی حل و فصل نشود، ایدئولوژی داعش کماکان افراد محروم و کسانی را که راهی به حوزۀ سیاست ندارند جذب خود خواهد کرد. خلافت خودخواندۀ داعش که از انشعابات القاعده در عراق است نقش بزرگی در دامن زدن به جنگ فرقه‌ای در این کشور ایفا کرده است. حملۀ آمریکا به خاک عراق در سال 2003 تأثیرات مخرّبی بر بافت اجتماعی و اقتصادی این کشور برجای گذاشت. آمریکا پس از خلع صدام حسین، دستور به انحلال ارتش عراق داد و حزب بعث سنّی را از حکومت منع کرد. لذا حدود چهارصدهزار تن از عراقی‌ها که وابستۀ این حزب بودند شغل خود را از دست دادند. منتقدان معتقدند با نخست‌وزیر شدن نوری المالکیِ شیعی که در دوران تصدّی خود اهل‌سنّت و کردها را به حاشیه راند، اشغال عراق توسّط آمریکا به یک جنگ فرقه‌ای انجامید و باعث آواره شدن بیش از یک میلیون عراقی بین سال‌های 2006 تا 2008 شد. خلافت اسلامی عراق از بغداد بیرون رانده شد و به دومین شهر بزرگ عراق، یعنی موصل وارد شد و این شهر را به کانون عملیات خود مبدّل ساخت. در سال‌های بعد، داعش دست به حملات مرگبار بسیاری در بغداد و حوالی آن زد. در سال 2012 بغدادی به وابستگان خود دستور داد که انشعابی از داعش را در منطقۀ شمال‌شرق سوریه که درگیر جنگ داخلی بود راه‌اندازی کنند. این انشعاب در ابتدا تحت‌عنوان جبهةالنصرة به رهبری ابومحمد الجولانی شناخته شد. اما وقتی بغدادی انحلال جبهةالنصرة و ادغام آن با داعش را اعلام کرد، جولانی از دستور سرباز زد و بین این دو گروه تفرقه ایجاد شد. در سه دهۀ گذشته، خلافت خودخواندۀ داعش تلاش کرد کشوری با چندین کانون شهریِ مختلف به وجود آورد. داعش سعی کرد حضور خود را در مناطق محروم، آسیب‌پذیر و جنگ‌زده تثبیت کند. به گفتۀ یکی از تحلیل‌گران خاورمیانه، به نام آقای کولومب استرک، داعش تنها یکی از مظاهر ایدئولوژی‌ای است که چندین دهه است وجود داشته است... "بدیهی است که همین ایدئولوژی مجدّداً ظهور پیدا خواهد کرد. تعارضات فرقه‌ای موجود در عراق و سوریه که رقابت میان ایران و عربستان به آن دامن می‌زند موجب قدرت گرفتن ایدئولوژی جهادگرایان سنّی می‌شود." جنگ‌های داخلی سوریه نیز زمینه را برای توسعۀ داعش در این کشور مهیّا کرده است. به گفتۀ استرک، با شکست نظامی داعش، این خلأ توسط دیگر گروه‌های مشابه، به‌ویژه انشعاب‌های دیگرِ القاعده پر خواهد شد... برای عرب‌های اهل‌سنّتِ عراق که شیعه بودنِ دولت و افزایش قدرت ایران در این کشور موجب به حاشیه راندن آنها شده است، پیوستن به این گروه‌ها جایگزین جذّابی برای داعش به شمار می‌رود. می‌توان انتظار داشت که تا پایان سال داعش با شکست کامل نظامی مواجه شود، هرچند پیش‌بینی گام‌های بعدی داعش کار دشواری است. در حال حاضر یکی از چالش‌های موجود توانایی نهادهای دولتی مبنی بر حکومت بر مناطقی است که در سه سال گذشته از چنگال داعش بیرون آورده شده است. تحلیل‌گران معتقدند که پایان حکومت ارضیِ این خلافت خودخوانده به منزلۀ پایان‌ کار داعش نیست. به گفتۀ پرفسور رانج علاءالدین، از اعضای میهمان «مؤسسۀ بروکینگز» در دوحه، احتمال دارد داعش به گروه‌های مختلفی منشعب شود یا به دیگر گروه‌های افراطی بپیوندد که در این صورت نیروهای امنیتی با چالشی جدّی روبرو خواهند شد. در حال حاضر هیچ استراتژی یا چارچوب سیاسی و بشر‌دوستانه‌ای برای دوران پس از شکست داعش پیش‌بینی نشده است. ]]> ظهور و افول یک خلافت Sat, 12 Aug 2017 12:48:08 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7420/ ظهور و سقوط داعش http://dinonline.com/doc/note/fa/7403/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری الجزیره، با کمرنگ شدن حضور داعش در منطقه، این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که با عقب‌نشینی این گروه تروریستی چه گروهی جایگزین آن خواهد شد. رشد سریع داعش دینامیک سیاسی حاکم بر منطقه را به‌نحوبرگشت‌ناپذیری دستخوش تحوّل ساخته است. اما برای این که بدانیم این اتّفاق چگونه افتاده است، ابتدا باید زمینه‌ای را که به ظهور این گروه منجر شده است بشناسیم. از سال 2003 که امریکا عراق را به اشغال خود درآورد، خاورمیانه گرفتار کشمکش و فرقه‌گرایی و تغییر رژیم‌ها شد. در گیرودار همین فروپاشی و زوال منطقه‌ای بود که داعش شروع به رشد و تکثیر کرد و ضعف دولت‌های عربی که سرگرم جنگ یا آشوب‌های داخلی خود بودند به قدرت داعش دامن زد. کسانی که جذب داعش می‌شدند تقریباً پیش‌زمینۀ یکسانی داشتند؛ اغلب در فقر بزرگ شده بودند، در زندان به افراطی‌گری روی آورده بودند، کم‌سواد بودند و دانش و اطلاعاتی سطحی از قرآن داشتند. چه انتظاری می‌توانیم دربارۀ آیندۀ منطقه داشته باشیم؟ قلمرو داعش در حال کوچک شدن است، اما باید دانست که حتّی عقب‌نشینی داعش نیز مشکلات بزرگی را برای کشورهای مختلف به وجود خواهد آورد. داعش در طول سال‌ها به خشم و بی‌اعتمادیِ فرقه‌گرایانه بین کشورهای منطقه دامن زده است و با عقب‌نشینی داعش، چیزی از این سوءظن و آشفتگی کاسته نخواهد شد. از طرف دیگر، قدرت‌های خارجی‌ای که با داعش در حال جنگ‌ هستند مشکلات دیگری با خود به همراه آورده‌اند که در سال‌های آتی تأثیر شگرفی بر آیندۀ سیاسی عراق و سوریه خواهد گذاشت. موج مبارزۀ با داعش به شکل‌گیری گروه‌های منشعب و مختلفی منجر شده که هر یک منافع متفاوتی دارند و از حامیان خارجی مختلفی برخوردارند. با از میان رفتن داعش، عراق که حال ضعیف شده است باید در میان این همه چنددستگی، یک آیندۀ سیاسی هماهنگ و فراگیر برای خود بسازد. احتمال آن می‌رود که با افول داعش، جناح‌ها و نیروهای شبه‌نظامی مختلف ضدداعشی در عراق هر یک فرصت را مغتنم شمارند تا بر یکدیگر تفوّق جویند و بر سر دستیابی به امکانات یا قدرت سیاسی دچار اصطکاک شوند، غافل از این که عراق دچار یک بحران عظیم در نظام سیاسی خود شده است. از نیروهایی که در موصل مشغول جنگ با داعش هستند یک دسته موردحمایت ایران، دسته‌ای موردحمایت ترکیه و بعضی دیگر تحت‌حمایت آمریکا هستند و هریک منافع خاصّ خود را دارند. تمام اینها بعداً بر سر قلمرو و جولانگاه خود با هم به رقابت و ستیزه خواهند پرداخت. از سوی دیگر، استراتژی آتی داعش نامشخص است؟ آیا ممکن است داعش با از دست دادن قلمرو خود در خاورمیانه متوجّه غرب شود؟ هدف داعش توسعۀ قلمرو ارضی و رسیدن به یک خلافت خودخوانده بود و با از دست دادن اینها داعش باید هدف و حتّی عنوان خود را بازتعریف کند. ]]> ظهور و افول یک خلافت Tue, 04 Jul 2017 07:39:26 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7403/ سلفیه جهادی، افغان العرب تا داعش http://dinonline.com/doc/note/fa/5727/ تضاد مبانی و اهداف افغان‌العرب که بعدها القاعده از آن متولد گردید، در بستر فضای دو قطبی منطقه شکل گرفت. یکی از دو قطب جهانی به شکل مستقیم در این نزاع درگیر شد و اقدام به اشغال افغانستان نمود. به طور طبیعی کشورهای مسلمان منطقه که غالباً هم‌پیمآنان امریکا محسوب می‌شدند به کمک نیروهای جهادی شتافتند. این اشغال باعث شد، جنگی نیابتی بین دو قطب قدرت جهانی سامان پذیرد. اما نیروهای جهادی برای نبرد با شوروی اشغال‌گر، توجهی به مناسبات قدرت در جهان نداشتند. آنان به پشتوانه اسلام سنی سلفی و صدور فتواهای جهاد از عربستان و مصر که دو قطب علمی اسلام سنی محسوب می‌شود، به مبارزه و جهاد مبادرت می‌ورزیدند. بنابراین می‌توان گفت اصل کفرستیزی و تلاش برای پایان دادن به اشغال یک کشور اسلامی به عنوان اولویت‌های افغان‌العرب مطرح بود. این در حالی است که داعش در عراق اکنون در عراق و سوریه با هیچ نیروی اشغالگری رو به رو نیست. در سوریه هنگامی که سیل مجاهدان از سراسر کشورهای اسلامی برای نبرد با دولت مرکزی سرازیر شدند، ابتدا حس همراهی و تحسین معارضان سوری را در پی داشت اما بعد از مدتی اوضاع کاملاً دگرگون شد. اکنون بین نیروهای جهادی مانند جبهه النصره و داعش و دیگر گروه‌های شبه‌نظامی سوری زد و خوردهای مستمری برقرار است. یکی از عوامل شکل‌گیری این دشمنی، تفاوت مبنای نزاع است. کسانی که از مناطق دیگر جهان آمده‌اند هدفشان تأسیس دولت خلافت است و حتی اسامی استان‌های سوریه و عراق را به ولایت‌های مختلف تغییر داده‌اند. آنان در این مناطق احکام اسلامی شریعت را پیاده می‌کنند و به هیچ عنوان مایل به برگشت به موطن خود نیستند. بسیاری از آنان به صورت نمادین اقدام به سوزاندن گذرنامه‌های خود کرده‌اند، در حالی که افغان‌العرب فقط می‌خواستند به اشغال شوروی خاتمه داده و بعد از آن به کشورهای خود بازگردند. بسیاری از کشورهای منطقه خصوصاً عربستان ، الجزایر و مصر نگران مسائل امنیتی بازگشت افغان‌العرب به موطن خود بودند. منطقه شامات دروازه رویارویی جهان اسلام با اروپاست. به این جهت، اسلامی که در این مناطق وجود دارد با تسامح و تساهل همراه است و جامعه مسلمان سوریه از نظر فرهنگی با جامعه مسلمانان در عربستان و شمال افریقا کاملاً متفاوت است. داعش به بهانه تطبیق شریعت در ولایات تحت تصرف خود، منظره‌هایی را در خیابان‌های سوریه رقم زد که قبل از آن جامعه سوریه به هیچ عنوان با آن آشنایی نداشت. گردن زدن و یا قطع دست و پا در خیابان و نیز کشتارهای دسته جمعی، باعث شد خیلی زود شکافی بین داعش و دیگر نیروهای عمل کننده در سوریه به وجود آید. افغان‌العرب به هیچ عنوان درگیر این دست مسائل نبودند؛ چرا که در جامعه محافظه‌کار افغانستان عمل می‌کردند. در حالی که طیف وسیعی از سوری‌های مخالف حکومت، در پی سرنگونی حکومت و رسیدن به یک حکومت دموکراتیک و مدنی هستند،  بسیاری از نیروهای جهادی، خصوصاً داعش در پی تأسیس خلافت هستند. داعش تمام افرادی را که با حکومت‌ها، در قالب کارمندی یا نیروهای پلیس و ارتش همکاری می‌کنند، مرتد و مجازات آنان را مرگ می‌داند. از سوی دیگر داعش، تمام اقلیت‌های موجود در  جهان اسلام را مرتد دانسته و پیروان این ادیان را بین مرگ، کوچ اجباری و یا اسلام آوردن مخیر کردند و فجایع بسیاری به بار آوردند. این در حالی است که سوری‌ها و عراقی‌ها سال‌هاست که با اقلیت‌های قومی و دینی زندگی می‌کنند و دارای ارتباطات گسترده‌ای با هم هستند. کشتار اقلیت‌ها و توجیه این عمل برای سوری‌هایی که به داعش پیوسته بودند از دیگر چالش‌های داعش در سوریه بود که جدا شدن بسیاری از افراد را بعد از مدتی در پی داشت. این جدا شدن خود بر چرخه خشونت می‌افزود چرا که پشت کردن به خلافت اسلامی مجازاتی جز مرگ ندارد. گزارش‌های بسیاری از اعدام دسته‌جمعی نیروهای سابق داعش در دست است. اختلاف فرهنگی مجاهدان شکل‌گیری افعان‌العرب در دهه هفتاد میلادی محصول فتاوای متعدد جهاد و نیز همراهی نظام جهانی به رهبری امریکا بود. عمده این مجاهدان از کشورهای عربی به سوی افغانستان حرکت کردند. بر اساس آمارها کشورهای عربستان و مصر بیشترین مشارکت را در شکل گیری آن نیروها داشتند. نکته مهم آن است که نوعی تشابه در فرهنگ پیکارجویان وجود داشت. هرچند اختلافاتی بین جریان عبدلله عزام به عنوان کوشنده و تئوری‌پرداز اصلی افغان‌العرب و برخی نیروهای جهادی که دارای گرایش اخوانی بودند وجود داشت، اما این اختلافات هیچ موقع تبدیل به درگیری نظامی و یا یک چالش مهم و تأثیرگذار نگردید. نیروی چندملیتی جهادی سلفی جهانی  که داعش مهم‌ترین آن است، از نظر افراد  تشکیل دهنده، با سلف خود یعنی افغان العرب، دارای تفاوت اساسی است. بر اساس آمارها اکنون بیش از 23هزار نفر از سراسر دنیا  به داعش پیوسته‌اند که بین آنان اتباع کشورهای انگلستان، استرالیا، اتریش، فرانسه، بلژیک و کانادا مشاهده می‌شوند. همچنین افرادی از آسیای مرکزی مانند چچن و نیز از شرق دور مانند چین، ژاپن و مالزی در بین پیکارجویان وجود دارند. سهم آسیا یازده هزار نفر، سهم شمال افریقا هفت هزارنفر و سهم اروپا پنج هزار نفر تخمین زده می‌شود. مدیریت این ترکیب جمعیتی که هر کدام به یک حوزه فرهنگی تعلق دارند کار دشواری است. در سوریه صفوف داعش از اختلافات عمیق فرهنگی و تبعیض علیه دیگر اعضا رنج می‌برد. کسانی که از اروپا آمده‌اند با میزبانان خود هم‌سویی کمتری حس می‌کنند. یک جنگجوی انگلیسی در توئیتر خود نوشته بود: "مجاهدان سوری در کارها غیر قابل اعتماد هستند و عادت به سرهم بندی کردن کارها دارند، آنان به طور وحشتناکی رانندگی می‌کنند، آنان حریم خصوصی همقطاران خود را رعایت نمی‌کنند و بدون اجازه از لوازم شخصی افراد استفاده می‌کنند، شارژر تلفن را بی‌اجازه بر می‌دارند و هنگام خروج از اتاق هر دمپایی را که جلوی آنها باشد می‌پوشند و به مالکیت افراد احترام نمی‌گزارند." یکی دیگر از افراد داعش با نام ابوسعید البریطانی می‌نویسد: "برادران سوری ما کارایی لازم را ندارند. فرق بین یک اروپایی و یک عرب تفاوت بین آسمان و زمین است. آنان غذا خوردن بلد نیستند و اگر به آنها اشتباهی را تذکر دهی خشمگین می‌شوند، عادت به تنبلی و فرار از مسئولیت دارند، رفتارهای آنان کودکانه است و از حیوان آزاری لذت می‌برند." ابوسعید همچنین زمانی که می‌خواهد به دیگر انگلیسی‌ها که خواهان پیوستن به داعش هستند مشاوره دهد می‌نویسد: "عرب‌ها دارای فرهنگ فردمحور هستند و قادر به انجام کار جمعی نیستند. آنان به صف ایستادن و به خط شدن را هم نمی‌توانند بیاموزند. به سختی می‌توان با یک عرب گفت‌وگویی متمدنانه داشت. اغلب آنان بلوف زدن و حرف‌های بی‌اساس زدن را دوست دارند. هنگام درخواست از یک سوری باید سر او فریاد کشید تا کاری را انجام دهد. عرب‌ها خودشان می‌گویند کفار ( اشاره به غرب) در مدیریت، برنامه‌ریزی و حسن انجام کارها از ما بهتر هستند. در پایان به طنز می‌گوید باید از نفهمی عرب‌ها به خدا پناه ببریم." چارلی وینتر پژوهشگر موسسه کویلیام بریتانیا معتقد است که این‌گونه نوشته‌ها و بسیاری دیگر نشان می‌دهد که اختلافات فرهنگی به شکل شکننده‌ای در صفوف داعش در سوریه وجود دارد. او همچنین معتقد است که بین جنگجویان خارجی و سوری از نظر دریافت دستمزد و حتی بهره‌مندی از غنایم، نیز نابرابری جدی وجود دارد. بسیاری از این جنگجوها با همسر و فرزندانشان، در بهترین منازل موجود در مناطق تحت کنترلشان  زندگی می‌کنند. داعش مالکان را اخراج کرده و این افراد را که معمولاً سِمت‌های امیری و فرماندهی نیز دارند، در آن جای داده است. از سوی دیگر به جهت شکست‌های اخیر ، درآمد آنها به شکل کلی کاهش یافته است، اما عواقب آن فقط سوری‌های را شامل شده است. علی‌رغم آنکه داعش در رسانه‌های خود، بر اساس تعالیم اسلام، روی عناصر  مساوات و برابری و قسط و عدل اسلامی تأکید می‌کند، اما در عمل این رفتارهای تبعیض‌آمیز را انجام می‌دهد. تجربه دوم شکل‌گیری نیروهای چند ملیتی در جهان اسلام در حال تکوین است. اختلافات سیاسی و مبنایی موجود در بین آنان و نیز اختلافات ناشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی و از همه مهمتر تبعیض‌های اقتصادی و نژادی چالش‌هایی است که در حال حاضر داعش نتوانسته است آنها را پشت سر بگذارد. با توجه به از دست دادن مناطق تحت کنترل و وسعت جبهه‌های نبرد، وجود دشمن مشترک شکاف‌های فعلی  در گروه را غیر فعال کرده است، اما اگر حالت سکون  و آرامش بر مناطق حاکم شود، قطعاً این شکاف‌ها و چالش‌ها می‌تواند برای هر مجموعه‌ای یک آسیب باشد.                برای مطالعه بیشتر به سایت های ذیل مراجه کنید http://www.quilliamfoundation.org/ http://www.ahram.org.eg ]]> ظهور و افول یک خلافت Fri, 13 Nov 2015 20:09:13 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5727/ داعش چگونه حکومت می‌کند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/4630/ سراسر ماه دسامبر گذشته، امریکا و بعضی از متحدانش در مقابله با رژیم بشار اسد، بمباران علیه داعش را در شهر رقه در شمال سوریه تشدید کردند(اگرچه ۹۷ درصد از حملات هوایی در سوریه کار امریکاست) در این بمباران‌ها امارات متحده عربی و عربستان سعودی امریکا را همراهی کردند. کشورهای غربی نظیر بریتانیا و فرانسه و نیز استرالیا که برخی از متحدان امریکا در نبرد با داعش- "عملیات راهکار ذاتی"- هستند فقط خواستار انجام حملات در عراق یودند. دیگر کشورها هم با محدودیت‌هایی به ارسال نیرو و تسلیحات پشتیبانی پرداختند. گرچه مدتی طولانی درباره مکان رهبر این سازمان جهادی، ابوبکر بغدادی و دیگر اعضای ارشد بانی آن پنهانکاری صورت می‌گرفت - به گفته محلی‌ها آنها بین عراق و سوریه در حرکتند- اما شهر رقه را معمولاً به عنوان پایتخت داعش می‌شناسند که در آن داعش اعلام خلافت کرده است. برای قضاوت درباره تصویری که داعش از این شهر ساخته است، رقه بی‌درنگ یک آرمانشهر دولت اسلامی و کانون افراطی‌گری است که اهالی آن در طلب اسلامی رادیکال هستند، از اعدام‌های دسته‌جمعی لذت می‌برند و قویاً از سوی اربابان سیاه‌پوش سنگدل خود حمایت می‌شوند. بریدن سر روزنامه‌نگار امریکایی، جیمز فولی و چندین گروگان دیگر در حوالی همین شهر صورت گرفته بود. داعش مدعی است که کشتن این امریکایی و قربانیان بریتانیایی به انتقام بمباران داعش در سوریه توسط امریکا صورت گرفته است. شبیه بیشتر کارهای داعش، آنها تلاش مخوفی را برای نمایش توان خود و ترساندن غرب به کار بسته‌اند. هنوز اطلاعات کمی درباره این شهر و از جمله جمعیت آن وجود دارد. بر اساس برخی آمارهای متفاوت، جمعیت شهر بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده شده که عموماً جهادی یا با گرایش‌های اسلامی هستند. در واقع، رقه تا پیش از تعارضات سال ۲۰۱۳، درگیر جنگ نبود. هنگامی‌که پیش از جنگ در دمشق زندگی می‌کردم، چندباری به رقه رفتم. مکانی غبارآلود که دور از دیگر شهرهای مهم قرار داشت، با امکاناتی اندک. بیشتر سوری‌هایی که می‌شناختم اگر به آن شهر می‌آمدند از آن گله می‌داشتند. درست است که جمعیت بومی آن، ترکیبی از قبایل مستقر است که اغلب، سنی‌اند؛ اما برخلاف شهرهای غربی سوریه مانند حما و آلپو، نشانه‌ای از فعالیت اسلامی در این شهر دیده نمی‌شد. یکی از اهالی طبقا، از شهرهای نزدیک به رقه که پایگاه هوایی آن توسط داعش در ماه آگوست اشغال شد، بیان داشت:"طنز روزگار این است که ما به بی‌نمازی مشهور شدیم!" اما اهمیت نداشتن نسبی رقه برای رژیم سوریه- که منجر به تسلیم آن شد- پهناوری آن، مجاورت آن با عراق و فاصله نسبی آن از خطوط اصلی جبهه نبرد بوده است که آن را به منطقه‌ای کلیدی برای داعش تبدیل کرده است. نیروهای داعش، بعد از بمباران‌های شدید علیه مواضعشان، از کوبانی در مرز سوریه و ترکیه عقب‌نشینی کرده، اما تسلط خود را بر مناطقی شامل هیت و رمادی در عراق تحکیم کردند و همچنان کنترل رقه را در دست دارند. هنگامی‌که داعش زمام امور در موصل دومین شهر بزرگ عراق را در ۱۰ ژوئن در دست گرفت، برخی تحلیلگران بیان کردند که این شهر به عنوان پایتخت جدید این گروه انتخاب خواهد شد. با این وجود، داعش در اصل یک سازمان عراقی است که از دل القاعده در عراق شکل گرفته است و تقریباً همه رهبران ارشد آن از جمله ابوبکر بغدادی عراقی‌اند. اما در موصل که جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر دارد هنوز درجاتی از تقسیم قدرت با دیگر گروه‌های سنی مذهب مانند بعثی‌های بازمانده از رژیم صدام حسین و برخی قبایل وجود دارد. داعش در عراق با تهدیدهای نطامی بیشتری نسبت به سوریه مواجه است- شبه نظامیان شیعی، پیشمرگان کرد، ارتش نامنظم عراق و برخی از قبایل سنی که در پیمان با امریکا هستند. حتی پیش از اینکه داعش کنترل شرق سوریه را به دست بگیرد، نخست با اشغال روستاها و شهرهای کوچک آغاز کرد و سپس رقه را در ژوئن ۲۰۱۳ به تصرف درآورد و سرانجام بر مناطق وسیع‌تری در ژوئن ۲۰۱۴ مسلط شد، رژیم سوریه به کلی منطقه را ترک کرد تا بر نواحی پرجمعیت‌تر غربی کشور تمرکز یابد. رژیم سوریه از آغاز نبرد تا کنون برای اولین بار داعش را رها کرد و رشد داعش کمک کرد تا دمشق مخالفان را به عنوان "تروریست" جلوه دهد. شورشیان سوری که رقه را در آوریل ۲۰۱۳ از دست دولت خارج کردند، ملغمه‌ای از گروه‌هایی هستند که از داعش ضعیف‌ترند. اگرچه کشورهای حامی مانند امریکا، ترکیه، قطر و عربستان سعودی به هماهنگی بیشتری در تجهیز گروه‌های شورشی سوری رسیدند، اما آنها همچنان متفرقند. گروه‌های اسلامی که حتی از کمک‌های اهدایی استفاده می‌کنند و از گروههای سکولار مورد حمایت امریکا قویترند- نیز در قیاس با داعش ضعیفترند. برای سربازان جدید داعش که اکثراً از جنوب ترکیه وارد می‌شوند(ترکیه تا کنون سعی در بستن مرزهای خود داشت)، رقه مناسب است. اگرچه حملات هوایی امریکا و متحدان عربش و یورش‌های اخیر رژیم اسد، عرصه را بر داعش تنگ کرده، اما رقه را به مرکزی حساس در ناحیه‌ای بدل کرده که حالا از بسیاری کشورها بزرگتر است و ۶ تا ۸ میلیون عراقی و سوری را در خود جای داده است. داعش چندین ساختمان در رقه را به عنوان کاخ امارت اشغال کرده، از جمله ساختمان شهرداری و کلسیای کاتولیک امریکایی و کنترل نواحی بیرونی شهر مانند منطقه ۱۷ ، پایگاه سابق ارتش و تأسیسات نفتی را در دست دارد. بسیاری از این مکان ها هدف حمله حملات هوایی امریکا قرار گرفته است و بسیاری از گروگان‌های غربی و غیر غربی، که بعدها اعدام یا در ازای پول آزاد شدند در این مکان‌های بیرون شهر نگهداری می‌شدند. از جمله رهبران داعش، نظامی بعثی سابق ابو علی انباری که از افسران ارشد صدام بوده، گفته می‌شود که اکنون جانشین بغدادی شده است. رهبران یک سازمان با سلسله مراتب و نظم ساخته‌اند. این بر اساس گفته های ابوحمزه فراری سوری از سرویس جاسوسی گروه است که من با او در جنوب ترکیه آشنا شدم. در رآس، گروهی متشکل از ۲۰ مرد است که به تقسیم وظایف میان نظامیان داعشی و نیروهای شخصی می‌پردازد. رهبران خاص مسئول نطامیان و نیروهای امنیتی هستند؛ وزرای غیرنظامی نیز هستند که البته در مکان‌های اصلی ظاهر نمی‌شوند. هر منطقه‌ای از سوریه که تحت کنترل داعش است طبق گفته ابوحمزه، امیری با قوای نظامی و جانشینان غیرنظامی دارد که ناظر بر ادارات محلی است. گروه، دادگاههای جدید و نیروی پلیس محلی و یک اداره بزرگ اقتصادی ایجاد کرده که آموزش، بهداشت، مخابرات و برق را در اختیار گرفته است( البته برخی از امکانات هنوز توسط دولت سوریه اداره می‌شود) طبق تفسیر جازمانه داعش از شریعت، زنان باید نقاب داشته باشند، مردان تی شرت های بدون تصویر بپوشند، سیگار کشیدن ممنوع است، فروشگاهها باید در ۵ نوبت برای نماز تعطیل کنند(مانند عربستان) و تنها زنان حق دارند در لباس فروشی زنانه کار کنند. از اگوست ۲۰۱۴ یک مرد محرم نیز باید با زنان در بیرون همراه باشد. پیروی از این قوانین توسط یک بریگاد زنانه با نام خنسا و مردانه با نام حسبه مورد نظارت قرار می‌گیرد. دو زن از اهالی به من گفتند که اعضای سعودی داعش که از کشوری با پلیس دینی و اسلامی نزدیک به قرائت داعش آمده‌اند اغلب درباره تخلفات اخلاقی حساسیت دارند. رقه همچنین مدلی از نظام مالیاتی داعش است: مغازه‌داران دو و نیم درصد از درآمدشان را می‌پردازند که همان زکات در اسلام انگاشته می‌شود و ماهانه ۱۵۰۰ پوند سوریه یا هشت و نیم دلار تعیین شده است که هرگز به مثابه مالیات در نظر گرفته نمی‌‌شود. داعش اکنون ۴۰۰ پوند سوریه ماهانه برای هر خط تلفن می‌گیرد. محلی‌ها گزارش داده‌اند که حقوق کارگران و جنگجویان غیرنظامی به طور منظم و به مبلغ ۴۰۰ دلار در ماه پرداخت می‌شود. به نام حمایت از مصرف‌کننده، داعش قیمت و کیفیت اجناس را تنظیم می‌کند. تصور همه اینها دو سال قبل سخت بوده است. اگرچه اعتراضاتی در آغاز خیزش سوریه در مارس ۲۰۱۱ صورت گرفت، اما اهالی رقه، کمابیش به رژیم اسد وفادار ماندند، بخشی به دلیل نفوذ دمشق بر قبایل سنتی و بخشی به خاطر اینکه شمار زیادی از آوارگان سوری که به شهر آمده بودند، شورشی نبودند. در مارس ۲۰۱۳، شبه‌نظامیان شورشی عمدتاً اسلامگرا از جمله احرارالشام، جبهه النصره و شاخه القاعده سوریه، رقه را تصرف کردند. اشغالگران از بیرون امده بودند و محلی‌ها از این امر خوشحال نبودند. زمانی که دو ماه بعدش، در می ۲۰۱۳ از شهر دیدن کردم، پرچمهای سیاه جبهه النصره در مسیر خیابان نزدیک به مقر حکومتی نصب شده بود، اما هیچ گروهی به تنهایی کنترل شهر را در دست نداشت. گروههای شبه نظامی و شورشی، به جای تحمیل قوانین خود، رقابت تنگاتنگی را برای جلب حمایت محلیها به کار گرفتند؛ آنها برای گرفتن فضایی به رقابت پرداختند که در آن، فعالان معتدل محلی ورک شاپ‌هایی را در زمینه موضوعاتی چون حقوق زنان و تساهل دینی برگزار کرده و به ایجاد شورای شهر کمک کنند. اما رقابت میان گروه‌های مسلح و فقدان بودجه مشخص برای شورا(که از سوی کشورهای خارجی چون فرانسه و قطر تأمین می‌شد) مانع از شکل‌گیری حکومت محلی تمام عیار شد. این فرصتی به داعش داد تا بخش اعظمی از شهر را تصرف کند و مسیر را برای ایجاد دولت موسوم به اسلامی هموار کند. در آغاز جنگ سوریه، رهبران القاعده عراق گروهی را به سوریه فرستادند که جبهه النصره را تشکیل داد. در آوریل ۲۰۱۳ ابوبکر بغدادی عضو القاعده مدعی شد که دو گروه با هم ادغام شدند و د اعش( دولت اسلامی عراق و شام) را تشکیل داده‌اند. اما ابو محمد جولانی رهبر سوری جبهه النصره این ادغام را رد کرد. بر خلاف جبهه النصره، داعش فوراً هدف اصلی خود را نه جنگ با اسد بلکه تصرف منطقه و اجرای شریعت اسلامی قرار داد و در این راه از شیوه‌های وحشیانه‌تری نسبت به القاعده استفاده کرد.(رهبری مرکزی القاعده به خاطر خشونت‌های شدید اعضای عراقی خود در داعش مورد انتقاد قرار گرفت و پس از مشاجره میان بغدادی و جولانی، داعش از القاعده جدا شد) در آگوست ۲۰۱۳، نیروهای داعش حمله وحشیانه‌ای را عله گروه‌های شورشی در رقه ترتیب دادند و به سرعت کنترل شهر را به دست گرفتند. می‌توان پرسشی را مطزح کرد که چرا داعش برای بسیاری از جنگجویان چنین جذاب شده است. تا آنجا که سریعترین فرایند بسیج جنگجویان خارجی تا کنون را داشته و حتی از سربازگیری علیه شوروی در جنگ افغانستان و جنگ علیه صدام حسین در عراق پیشی گرفته است. شاید بخشی از پاسخ در استفاده بی‌سابقه داعش از رسانه‌های اجتماعی برای جذب افراد، آزادی نسبی زندگی در سوریه و فقدان حکومت‌ها با ایدئولوژی‌های متقاعد کننده در منطقه و غرب و دیدن فساد در میان مردمان مسلمان و غیرمسلمان نهفته باشد. میزان علاقه به حمایت از داعش در رقه مشخص نیست، اما مطمئناً کمتر از عراق است که در آن گروه‌های سنی ناراضی از حکومت شیعی به اتحاد با داعش دست زدند. در روزهای آغازین حکومت داعش، محلی‌ها می‌گفتند از افراطیگری‌های داعش نفرت دارند، اما برخی نیز عقیده دارند که در زمان حکومت گروه‌های شورشی مانند احرارالشام فساد وجود داشته و تحت حکومت داعش کاهش یافته است. یک تاجر اهل رقه که اکنون در ترکیه زندگی می‌کند می‌گفت گرچه از داعش نفرت دارد اما او اکنون آسانتر از قبل می‌تواند کالاهای خود را از قلمرو داعش عبور دهد، زیرا ایست‌های بازرسی در دوره شورشیان رشوه می‌گرفتند اما امروزه، رشوه گرفته نمی‌شود. رهبران داعش در اجرای خدمات شهری عملگرایانه رفتار می‌کنند؛ کارمندان متخصص را در پست‌های خود نگه داشته‌اند، مانند بخش‌های اجرایی حکومت و شبکه‌های مخابراتی. معلمان می‌توانند همچنان به تدریس خود ادامه دهند، البته با تغییراتی در مواد درسی مانند حذف شیمی و زبان فرانسه و افزودن مطالعات اسلامی. یک دانشجوی پزشکی می‌گفت که رئیس بخش بیمارستان برکنار شده و یکی از اعضای داعش به جای او نشسته است و عنوان شغلی خود را به "امیر پزشکی عمومی" تغییر داده است. پزشکان زن تنها اجازه دارند که بیماران زن را معالجه کنند، البته با پوشش نقاب. به سرعت آشکار شده است که توانایی داعش برای حفظ قدرت خود، شدیداً به اعمال خشونت زیاد از طرف ایشان بستگی دارد. اگر چه سربریدن دو روزنامه‌گار امریکایی و دو مددجوی انگلیسی خبرساز شد، اما می‌توان از کشتار سوری‌ها و عراقی‌های بیشماری نیز سخن گفت. یک پایگاه حقوق بشری انگلیسی در سوریه، گزارش داده که داعش ۱۱۸۰ نفر را از زمان اعلام خلافت خود در ماه ژوئن تا کنون کشته که از آن میان ۱۱۷۷ نفر غیرنظامی بودند و حداقل ۱۲۰ نفرشان نیز داعشی‌‌هایی بودند که قصد داشتند گروه را ترک کنند. ابوحمزه یکی از اعضای سابق داعش می‌گوید که سرویس امنیتی داعش از ملیت‌های مختلف است اما آنقدر سوری دارد که از سوابق اعضای سوری داعش مطلعند. آنها دشمنان خود را گسترده می‌بینند، از بشار اسد گرفته تا امریکا و دیگر شورشیان. اما دشمن شماره یک خود را گروه‌های شورشی دیگر می‌دانند. از آنجایی که داعش قادر به کنترل الکترونیکی بر تلفن و اینترنت نیست، گروه تا می‌تواند درباره افراد مختلف اطلاعات جمع‌آوری می‌کند و هر که را مشغول فیلمبرداری ببیند سر میبرد( به همین دلیل است که تصاویر مربوط به شهر کم است). بسیاری از سوری‌ها می‌گویند که آنها تصاویر و موسیقی‌های گوشی‌های خود را پاک کرده‌اند مبادا توسط داعشی ‌ها گرفتار شوند. شنیده‌ها حاکی از آن است که بسیاری از جهادگران خارجی وارد شدند و ازدواج کردند و از این طریق داعش را به بزرگترین جنبش جهادی تبدیل کردند. داعش خانه‌هایی را برای جنگجویان خود تهیه کرده و حتی زنان بیوه از مزایای رفاهی به نسبت تعداد فرزندان خود استفاده می‌کنند. داعش وجود کودکان را برای آینده خود ضروری می‌داند. البته والدین بچه‌ها می‌گویند که داعش بچه‌ها را مجبور به رفتن به مدرسه نمی‌کند اما نوجوانان زیر ۱۸ سال را سربازگیری کرده و به آنها آموزش‌های قرانی می‌دهد. چگونگی تولید فیلم‌های ویدئویی و چاپ مجله دابق به زبان انگلیسی مشخص نیست، اما شاهدان می‌گویند که دستگاه‌های مجهز به تکنولوژی های بالا در شهر وجوددارد و اینکه فروشگاه‌های محلی رقه به فروش اینترنت ماهواره‌ای مشغولند. به گفته ابوحمزه یک فیلمساز ایسلندی در میان اعضای جدید به چشم می‌خورد( دولت ایسلند ادعا کرده بود که هیچکدام از شهروندانش به داعش ملحق نشده است.) و او یکی از افرادی است که به ساخت فیلم های ویدئویی برای جذب جنگجویان جدید مبادرت می‌ورزند. علیرغم همه اینها و وجود متخصصانی از چین و هکرهایی از مصر، برخی از اهالی رقه می‌گویند که داعش در زمامداری خود دچار افول شده است، به ویژه بعد از حملات هوایی امریکا. مادر دو کودک در جنوب ترکیه به من گفت که برق حتی برای کسانی که زنراتور دارند نیز اغلب قطع است و به دلیل نبود پمپ، آب کمیاب است، مراقبت های پزشکی در وضع بدی است، بیشتر مدارس تعطیل است و خیابان ها پر از آشغال است. ]]> ظهور و افول یک خلافت Sat, 31 Jan 2015 13:55:26 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/4630/ دینِ داعش http://dinonline.com/doc/note/fa/4517/ «در آن لحظه هم گریه می‌کردم، هم می‌خندیدم؛ من آزاد بودم!» اینک ادیبه –دختر نوجوان اقلیت ایزدی- صدای شبه‌نظامیان کُرد را شنیده‌است. داعش به‌سرعت بر افکار عمومی غلبه می‌کند و در صورت یک نیروی مهارناپذیر رخ می‌نمایاند. شاید روایت فرار ادیبه از چنگال داعش به پایان رسیده‌باشد، اما هرگز نمی‌توان روایت تراژیک میلیون‌ها ادیبه‌ای را فراموش کرد که در تنگنای مناسبات داعش، القاعده، النصره، طالبان، بوکوحرام‌ و دیگر شبه‌نظامیان بنیادگرای مدعی برقراری حکومت‌های مذهب‌سرشت طعمه حریق مرگ شده‌اند. داعش را از منظرهای گونه‌گون واکاوی کرده‌اند. گروهی آن را برآمده از تفکر ناب دینی و از نخستین نشانه‌های زوال دین‌داری در عصر مدرن می‌داند و گروه دیگر آن را طفل ناخواسته قدرت‌های استعمار نوین و ابزار شوراندن افکار عمومی علیه دین تعبیر می‌کند. گروهی بر فتاوای عمیقاً دینی داعش تأکید می‌کند و گروه دیگر در جستجوی اصلی‌ترین نشانه‌ها در پشتوانه‌های اقتصادی آن است. اما نگارنده، فارغ از جنجال‌های سیاست‌ورزانه موجود، در این نگاشته منظری نو بر این امر خواهد گشود و این فرصت مختصر را برای جستجوی فهم داعش به‌مثابه یک واقعیت اجتماعی – و نه یک واقعیت سیاسی یا تاریخی- مغتنم خواهد شمرد. امیل دورکیم، که او را از بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان عصر کلاسیک برمی‌شمارند، واقعیتی را اجتماعی می‌داند که همچون یک نمود مستقل بیرونی بر جامعه نیرو وارد کند. امروز داعش در جایگاه یک نمود مستقل تئوریک، و نه لزوماً در قالب یک نیروی نظامی، بر افکار عمومی سایه‌ افکنده‌است؛ فهم عمیق داعش بدون توجه به مبانی تئوریک این واقعیت اجتماعی دشوار خواهد بود. نفی انتساب داعش به اسلام، واکنش رایج مذهبیون پیرو مکاتب سنّتی، محل تردید است و دشوار می‌توان اعمال این گروه را ناشی از ناآشنایی با مذهب دانست. اغلب اعضا و طرفداران این گروه عمیقاً متعهد به اصول و احکام فقهی اسلامی هستند و ابوبکر البغدادی، رهبر داعش، از دین‌ورزان چیره‌دست اسلام‌‌شناس به‌شمار می‌رود. البغدادی در نخستین بیانیه خود پنج دلیل برای فعالیت داعش اقامه می‌کند: «وجوب خلافت، تفرق امّت اسلامی، ناسازگاری اسلام و دموکراسی، استبداد حاکمان، لزوم طغیان علیه معاهدات بین‌المللی». ممکن است بتوان چنین تفکری را حاصل کژفهمی و دژدیسه‌کردن اسلام دانست؛ اما هرگز نمی‌توان ادعا کرد که تفکر داعش مبنای غیراسلامی دارد. ردپای چنین گروه‌هایی در بسیاری از اعصار تاریخ اسلام به‌وضوح دیده می‌شود و حذف مسئله راه‌حل مواجهه با آن نیست. ابن تیمیه (۶۶۱ تا ۷۲۸ قمری) در مقام طراح عقاید سلفیه، دیرینه‌ترین مبانی فلسفی گروه‌های بنیادگرای اسلامی را در «مجموعه فتاوی» خود تئوریزه کرده‌است. او توصیه می‌کند که مسلمانان در تمام اعصار و جوامع به‌گونه‌ای زندگی کنند که گویی در همان لحظه از صحابه پیامبر اسلام (ص) هستند. ابن تیمیه ریشه‌ای‌ترین تفاوت خود با سایر مسلمانان را در این می‌داند که او قائل به دو اصل «پذیرش تحول در اسلام» و «تفسیر متون اعتقادی» نیست. بر این اساس می‌توان اصولی چون ابدیت احکام اسلامی، وجوب اجرای احکام استنباطی اسلامی بر زمین، نفی توجه به اقتضائات زمان در اجرای احکام و لزوم بنیان‌گذاری تمام امور دنیوی بر توجیهات فقهی را درون‌مایه‌های اصلی مبانی تئوریک داعش و سایر فرق سلفیه دانست. بر اساس آنچه تاکنون گفته شد تردید در هویت اسلامی داعش غرض‌ورزانه است و محل نزاع را باید در مسیر دیگری جستجو کرد. پیش از توصیف دقیق‌تر، ذکر چهار اصل بنیادین و همچنین شرح مختصر مقدماتی ضروری به‌نظر می‌رسد. اولاً طرق فهمِ متن متکثر است و نمی‌توان ادعا کرد که حتی ساده‌ترین اشکال متن تصور مفهومی مشابهی در تمام مخاطبان آن متن ایجاد می‌کند. ثانیاً طرق تفسیر تجارب دینی متکثر است و نمی‌توان ادعا کرد که حتی ساده‌ترین تجربیات دینی حالات مشابهی در تمام افراد برمی‌انگیزانند. ثالثاً کلام الهی ذوبطون است و نمی‌توان با فهم یک یا چند لایه از آن فراگرد تفسیر را پایان‌یافته تلقّی کرد. رابعاً تجربه ایمانی (آن‌گونه که کیرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست مسیحی، به زیبایی تعبیر می‌کند) بی‌واسطه و نقل ناپذیر است. مولوی در شرح روایت فیل در اتاق تاریک و فهم متکثر افراد از آن این‌گونه نتیجه می‌گیرد که امکان تجرید مطلق ذهن از عوارض منظر (perspective) وجود ندارد و در شرح روایت موسی و شبان قیاس می‌کند که همه انسان‌ها لاجرم «مشبه» هستند و برای کسبِ فهم، لایتناهی را به متناهی تقلیل می‌دهند. نتیجه اساسی مقدمات فوق این است که اقاله تفکیک میان دین و معرفت دینی امری ضروری است. دین آن عنصر قدسی، ثابت و غیرعصری است که از سوی «شارع» و از ناحیه لایتناهی صادر می‌شود و در مقابل معرفت دینی آن ادراک بشری، منعطف و عصری است که از سوی «شارح» و از ناحیه متناهی فهم می‌شود. معرفت دینی از ناحیه منظر شارح فهم می‌شود و آغشته به عوارض عصری است، تحول می‌پذیرد و انعطاف می‌یابد؛ هنر شارح نیز این است که پیوسته در بازعصری کردن معرفت دینی جهد کند. استمرار عصری‌شدن معرفت دینی یک ضرورت کارکردی است و معرفتی که در برابر بازعصری‌شدن مقاومت کند، لاجرم طرد خواهد شد. دومین نتیجه مهم مقدمات پیش‌گفته نیز این است که چون همه انواع بشر مشبه هستند، هیچ معرفت دینی بر معرفت دیگر دینی رجحان پیشینی ندارد و این سنگ‌بنای پلورالیسم دینی است. از مقدماتی که آمد این‌گونه فهم می‌شود که فهم داعش از اسلام، یک صورت معرفت دینی است در کنار صور دیگر معارف دینی. گفتیم که ابن تیمیه توصیه به زیست مشابه صحابه می‌کند و بنابراین از تفسیر دین احتراز می‌ورزد. اینک، پس از سه‌دهه جهد مستمر دانش هرمنوتیک، می‌توان گفت که احتراز از تفسیر دین خود یک تفسیر دینی و معرفت عصری از متن دین است. ‌عمیق‌ترین منشأ تبدیل داعش به خطری برای ملّت‌ها، ادعای دسترسی به دین قدسی و بی‌نیازی از معرفت دینی عصری است. ترجمه معرفت دینی در گذر زمان سرنوشتی چون سرنوشت نظریه در تز تاین بی دارد. در ابتدای طرح معرفت دینی، جامعه آن را در ترازوی آرای متنوع و بافتار اجتماعی می‏سنجد و به مرور توافقاتی را حاصل می‏کند. توافق پدید آمده به گفتگو با برداشتهای اقلیتی دیگر پرداخته و توافق عام اجتماعی در باب معرفت دینی را پدیدار می‏سازد. این توافق عام به یک پارادایم (عرف اندیشه‏ای) جدید اجتماعی تبدیل می‏شود و برای ثبات خود دست به نهادسازی می‏زند. نهادها موظف به دفاع از پارادایم‏ها و مقابله‏ی دائمی با آرای متفاوت می‏شوند. گذشت زمان بافتار اجتماعی را تغییر می‏دهد، اما نهادها همچنان به دفاع از همان پارادایم و مقابله با آرای متناسب با عصر جدید می‏پردازند. متولیان رسمی دین در مقابل اصول عقلانی بافتار اجتماعی خود صف‌آرایی و با اعتراف به عدم رجحان عقلانیت، میان تعقل و تعبد مرزبندی می‏کنند. کسانی که خود را معتقد به دین می‏دانند ولی معرفت موجود در بافتار عصر را صحیح نمی‏پندارند، قرائت رسمی از دین را موردانتقاد قرار می‏دهند. مخالفان دین، به بهانه‏ی گذار بافتار اجتماعی از معرفت دینی (که مظهر آن متولیان رسمی دین هستند) انتقاد می‏کنند و متولیان رسمی دین با مخالفان دین به این بهانه که در دوراهی تعقل و تعبد، تعبد را رها کرده‏اند خصومت می‏ورزند. داعش نماینده تام گروه دوم است و با هر نوع بازعصری سازی معرفت دینی مخالفت می‌کند. سخن کوتاه کنیم؛ کناره‌گیری از جدال بی‌پایان دین‌ستیزان و متحجران، تنها از رهروان چالاکی برمی‌آید که در راه مصالحه ابدیت و تغییر، اصطلاح مشهور اقبال، و سنت و مدرنیته به حذف هیچ‌یک رضایت نمی‌دهند. اگر رسالت دین‌داران دیروز خارج کردن دین از چنگال دین‌فروشان بوده‌است، رسالت محییان امروز تحمل گذردادن بار گران معرفت دینی از گذرگاه‌های سهمگین تاریخ است. صلح اصناف مختلف و خوانش‌های متنوع دین‌داری در گرو پذیرش عادلانه تکثر دینی است و پذیرش تکثر دینی علاجی جز اعتراف به خوانش‌مند بودن دین ندارد. اگر ظهور داعش تا امروز متولیان رسمی دین را به پذیرش لزوم بازعصری‌کردن معرفت دینی قانع نکرده‌است، چه هشداری برای ادامه حیات دین‌داری در عالم کفایت می‌کند؟ ]]> ظهور و افول یک خلافت Sat, 27 Dec 2014 10:17:07 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4517/