پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين جهان ادیان :: نسخه کامل http://dinonline.com/religion Tue, 16 Jan 2018 18:35:45 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 16 Jan 2018 18:35:45 GMT جهان ادیان 60 مدارای مذهبی در کوبا http://dinonline.com/doc/note/fa/7579/ به گزارش ددین‌آنلاین، الجزیره یک سال پس از درگذشت کاسترو سفری به شهر هاوانا، پایتخت کوبا ترتیب داد تا جوامع مختلف مذهبی را که در این کشور در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند مورد بررسی قرار دهد.   فیدل بابانی یکی از تاریخ‌نویسان «کنیسۀ بیت شلوم» در مرکز شهر هاوانا است. این کنیسه در سال 1952 ساخته شد. حتی فیدل کاسترو نیز در چند سال اخیر در جشن‌های جامعۀ یهودیان شرکت می‌کرد. یعقوب راهنمای مذهبیِ کنیسۀ «آدات اسرائیل»، تنها کنیسۀ ارتدوکس در کوبا است.   در این تصویر یکی از پدران کلیسای ارتدوکس یونانی در حال دعا و نیایش است. جمعیت پیروان این کلیسا در سال‌های گذشته افزایش یافته است. کلیسای ارتدوکس یونانی در نزدیکی گردشگاه ساحلی هاوانا واقع شده است. کلیسای «نوسترا سنورا دا کازان» که یک کلیسای ارتدوکس روسی است در سال 2008 به عنوان یک بنای نمادین آغاز به کار کرد. مسجد عبدالله در ماه ژوئیۀ 2015 افتتاح شد. در این مسجد مسلمانان هاوانا به نسخِ اسپانیایی قرآن دسترسی دارند. جمعیت مسلمانان در کوبا در حال افزایش است و در حال حاضر حدود نه هزار مسلمان در این جزیره زندگی می‌کنند. امینه متولد کوباست و در همین کشور بزرگ شده است. از اسلام آوردن او سال‌ها می‌گذرد. امینه یکی از معدود زنانی است که در این جزیره نقاب بر چهره می‌زند.   میشل یک راهب ذن است که متولّی صومعۀ بوداییِ «ذن دوجو» در مرکز هاوانا است. ]]> جهان ادیان Tue, 19 Dec 2017 21:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7579/ تجربه یکسان مسلمانان و یهودیان در غرب از نگاه کسلر http://dinonline.com/doc/note/fa/7589/ به گزارش دین‌آنلاین، اکبراحمد در گزارشی برای هافینگتون پست نوشته است: دکتر ادوارد کسلر از اساتید دانشگاه کمبریج و یکی از ستارگان گفتگوهای بینادینی است. در سال 2007 وی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فعّال در عرصۀ ارتباطات بینادینی معرّفی شد. دکتر کسلر مدیر «مؤسسۀ وولف» در کمبریج است که هدف از آن مطالعۀ روابط بین ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام است. او تأسیس این مؤسسه را (سال 1998) مهم‌ترین دستاورد خود تلقّی می‌کند و معتقد است که جامعه به وجود چنین نهادهایی نیاز مبرم دارد. وی در زمینۀ روابط میانِ ادیان ابراهیمی یک متخصّص است و به خاطر فعالیت‌ها و کتب فراوانی که به رشتۀ تحریر درآورده جوایز بسیاری دریافت کرده است. کسلر حتی در بعضی از موارد با رهبران بزرگ دینیِ جهان مثل پاپ و رئیس‌ خاخام‌های انگلیس همکاری کرده است. دکتر کسلر در جهان عرب نیز میهمانی گرامی و ارجمند تلقّی می‌شود و علما و شیوخ از وی به‌گرمی استقبال می‌کنند و او را از خود می‌دانند. دکتر کسلر دربارۀ ادیان اسلام و یهودیت معتقد است که این دو دین نزدیکی و قرابتی باورنکردنی با یکدیگر دارند. سال‌ها پیش من و دکتر کسلر با همکاری یکدیگر یک دورۀ آموزشیِ مجازی را با عنوان «غلبه بر شکاف بزرگ؛ رویاروی یهودیان و مسلمانان» آغاز کردیم و همچنان هر دو مدرّس این دوره هستیم. در این دوره روابط تاریخی و معاصر بین این دو دین مورد مطالعه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود فضایی برای پیروان اسلام و یهودیت فراهم شود تا بتوانند در آن فضا بر اختلافات خود فائق آیند و راه‌هایی را برای برقراری ارتباط سازنده پیدا کنند. من عملاً به این نتیجه رسیده‌ام که یادگیری در کنار پیروان ادیان دیگر تأثیر ژرفی بر روی دانشجویان دارد. این که می‌بینم غریبه‌هایی که پیرو ادیان مختلف هستند می‌آیند و کنار هم می‌نشینند و تفکّر خود را دربارۀ یکدیگر تغییر می‌دهند یکی از بزرگ‌ترین و لذّت‌بخش‌ترین ابعاد تدریسِ من در این دوره است. همان‌طور که می‌دانم، دکتر کسلر نیز با همین میزان شور و اشتیاق این دورۀ آموزشی را تدریس می‌کند. دخترم دکتر امینه هوتی نیز سال‌ها افتخار همکاری با دکتر کسلر را داشته است. اندکی پس از واقعۀ یازده سپتامبر، کسلر که مدرک دکترای خود را از کمبریج گرفته از امینه درخواست کرد تا مدیر «مرکز مطالعۀ روابط مسلمانان و یهودیان» شود. این مرکز نخستین مرکزِ این چنینی در اروپا است و شاخه‌ای از «مرکز مطالعات یهودیان و مسیحیان» است که خودِ کسلر پایه‌گذاری کرده است. امینه نیز موفّق شد از طریق دوره‌های آموزشی و سخنرانی‌ها، و ارائۀ مقالات و کتاب‌ها، دیدگاه اسلامی را وارد حوزۀ تدریسِ دین در بریتانیا کند. خاخام‌ها، پیش‌نمازها و کشیشان در دوره‌های آموزشی او شرکت می‌کردند. او در دورۀ پنج سالۀ تصدّیِ خود گام‌های بزرگی در راستای تقویت روابط بین جوامع یهودی، مسلمان و مسیحی برداشت. در نتیجۀ فعالیت دانشمندان فعّالی مثل او و دکتر کسلر، دیدگاه جامعۀ یهودی-مسیحی به دیدگاهی یهودی-مسیحی-اسلامی تبدیل شده و ترویج این دیدگاه می‌تواند با اسلام‌هراسیِ فزایندۀ موجود به مقابله بپردازد. در مصاحبۀ مفصّلی که برای پژوهشِ «سفری به اروپا» با دکتر کسلر داشتم، ایشان توضیح داد که یهودیت مدرن نکات بسیاری را از فلسفۀ اسلامی آموخته است. وی گفت: "می‌توانم بگویم که به وجود آمدن فلسفۀ قرون وسطاییِ یهودیت بدون وجود فلسفۀ اسلامی امکان‌پذیر نبود. قواعد ادبیات و دستورزبان نیز اساساً از دستورنویسان مسلمان وام گرفته است." دکتر کسلر به وجود شباهت‌هایی میان تجربۀ مسلمانان و یهودیان در غرب امروز اشاره کرد. "من فکر می‌کنم که مسلمانان هنوز هم به عنوان «دیگری» قلمداد می‌شوند. و یهودیان این را درک می‌کنند، چراکه آنها نیز مدت‌های طولانی یک «دیگری» بوده‌اند و هنوز هم هستند... من فکر می‌کنم که جامعۀ مسلمانان باید تلاش کنند تا ارزش‌های دین اسلام را علنی سازند و نشان دهند که این دین خیلی خوب با دورنمایِ مذهبیِ کشور بریتانیا همخوانی دارد." دکتر کسلر از شخصیت‌های بسیاری الهام گرفته که از برجسته‌ترینِ آنها می‌توان به ابن رشد و پاپ ژان پل دوم اشاره کرد. ابن رشد شخصی بود که تمایل داشت با مسیحیان و یهودیان ارتباط برقرار کند و پاپ ژان پل دوم نیز ثابت کرد که یک رهبر می‌تواند مشوق بیش از یک میلیارد مسیحی شود تا با یهودیان و مسلمانان و دیگران وارد گفتگو شوند. در حال حاضر دکتر کسلر پروژۀ جدیدی را با عنوان «بی‌پرده با بنیادگرایی» دنبال می‌کند. در این پروژه بررسی می‌شود که بنیادگرایی به چه صورت خود را در ادیان مختلفِ ابراهیمی و غیرابراهیمی منعکس کرده است و چه شباهت‌هایی میان بنیادگرایی در ادیان مختلف وجود دارد. دکتر کسلر معتقد است برای این که صمیمیت و دوستی میان یهودیان و مسلمانان امکان‌پذیر باشد، لازم است گفتگوی سالم توأم با احترام و صبر و تفاهم در میان آنها تقویت شود. دکتر کسلر مثالی دربارۀ روابط بین ادیان می زند. او می‌گوید کسی که پدر یا مادر سه فرزند است (که تفاوت‌های با یکدیگر دارند) باید بداند هر فرزند دارای احتیاجات متفاوتی است و والدین باید بسته به آن احتیاجات به آنها پاسخ دهند. اگر میان فرزندان تبعیض قائل شوند، والدین خوبی نبوده‌اند. او می‌گوید اگر دربارۀ والدین این گونه است، پس در مورد خدا هم حتماً به همین نحو است. ]]> جهان ادیان Sun, 17 Dec 2017 16:21:46 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7589/ گزارشی از وضعیت اسلام و مسلمانان در کرۀ جنوبی http://dinonline.com/doc/report/fa/7580/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری الجزیره، امروز نسل جدیدِ جوانان تازه‌مسلمان کره‌ای تلاش دارند بین فرهنگ کره‌ای و دین جدید خود به یک تعادل و توازن دست پیدا کنند. در اینجا الجزیره در تلاش در پی کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ ورود دوبارۀ دین اسلام به کره توسط لشکریان ترک در جنگ 1950-1953، با نسل‌های مختلفی از مسلمانان کره به گفتگو پرداخته است. این افراد مشکلات خود را در جامعۀ کنفوسیوسیِ کره که طبقه، سلسله‌مراتب سِنّی، فرهنگ میگساری و بی‌اعتمادی نسبت به دین اسلام بر آن حاکم است مطرح کرده‌اند. مسجد مرکزی سئول که در محلۀ ایتاوون سئول واقع شده است در سال 1976 و با پشتیبانی مالیِ مالزی و همکاری دولت کره افتتاح شد. هر جمعه حدود هشتصد نمازگزار در این مسجد حضور به هم می‌رسانند. شمار بسیاری از مسلمانانِ خارجی کره که اهل پاکستان، ازبکستان، سنگال، ترکیه و کشورهای دیگر هستند در محلۀ ایتاوون زندگی می‌کنند. هارون کارا یک شهروند ترکیه‌ای است که در رستوران «مِستر کباب» مشغول به کار است. این رستوران در خیابانی واقع شده که اعضای محل آن را «خیابان مسلمانان» می‌نامند. خیابانی شیب‌دار که پر از رستوران‌های خاورمیانه‌ای و شیرینی‌فروشی‌های ترکیه‌ای است. این خیابان به مسجد مرکزی سئول منتهی می‌شود. کارا عضوی از جامعۀ کوچکِ ترک‌های مقیم کرۀ جنوبی است که ابتدائاً پس از جنگ کره در سال‌های 1950-1953 وارد کره شدند و در این کشور رحل اقامت افکندند. در آن زمان پانزده هزار سرباز ترک داوطلبانه آمدند تا در کنار نیروهای کره بجنگند. بسیاری از آنها تصمیم گرفتند در کره بمانند و متعاقباً دین اسلام را از نو به کره‌ای‌ها معرفی کردند. ترک‌ها در زمان جنگ مساجدی خیمه‌ای ساختند که ابتدا هدف از آنها خدمت‌رسانی به سربازان ترک بود. این کار زمینه را برای اشاعۀ دین اسلام در کرۀ قرن بیستم مهیا کرد. مشارکت ترک‌ها و کمک‌های آنها به کره چنان تأثیر ماندگاری برجای گذاشت که کره‌ای‌ها معمولاً ترک‌ها را «برادر» خود می‌خوانند. صفیه کنگ پس از ده سال کار کردن به عنوان مدیر حسابداری در مسجد مرکزی سئول، در سال 2015 مسلمان شد. او می‌گوید: "در ابتدا من نیز همانند بسیاری از دوستانم چیزی دربارۀ دین اسلام نمی‌دانستم و آن را به واقعۀ یازده سپتامبر و تروریسم ربط می‌دادم. اما می‌خواستم اطلاعات بیشتری دربارۀ پیامبر اسلام، الله و حقیقت دین اسلام به دست بیاورم. من معتقدم که دین اسلام دینی برحق است و به همین خاطر بود که اسلام آوردم". البته او به‌ندرت با حجاب در خیابان‌های سئول ظاهر می‌شود و در این باره می‌گوید دوست ندارم مردم خیره‌خیره به من نگاه کنند. امیر کیم نوکیش 28 سالۀ کره‌ای دربارۀ دین اسلام می‌گوید: "جذاب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین جنبۀ دین اسلام برای من مفهومِ برادری و برابری است. کرۀ جنوبی یک جامعۀ بسیار محافظه‌کارِ کنفوسیوسی است که سن در آن حرف اول را می‌زند و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها بالاترین منزلت را دارد". از نظر امیر، این معیار اجتماعی بسیاری از اوقات دست‌وپاگیر می‌شود. عمر چوی عضوی از موج جدید جوانان مسلمان کره‌ای است که سعی دارند دین اسلام را از طریق رسانه‌های اجتماعی در کرۀ جنوبی اشاعه دهند. او با تهیۀ مجموعۀ ویدئوییِ «از کباب تا کباب» برای یوتیوب، برای تبلیغ رستوران‌های اسلامی با «سازمان توریسم سئول» همکاری می‌کند. خانم اوا بورا سانگ پس از مطالعه و بررسی دربارۀ دین اسلام، در سال 2007 یعنی همزمان با گروگانگیری کره‌ای‌ها در افغانستان مسلمان شد. او می‌گوید: "بعضی‌ها به من می‌گویند به کشور خودم برگردم و بعضی دیگر فکر می‌کنند در کُتم بمب مخفی کرده‌ام. اکثر مردم کره تصویری کلیشه‌ای راجع به دین اسلام دارند که به‌غلط در رسانه‌های کره منعکس شده است". وی اکنون در مسجد سئول مشغول به فعالیت است و هر روز برای مسیحیان و دیگرانی که می‌خواهند اطلاعات خود را دربارۀ دین اسلام افزایش دهند سخنرانی می‌کند و به سؤالات آنها پاسخ می‌دهد تا سوءتفاهم‌هایی را که دربارۀ دین اسلام دارند از بین ببرد و پی ببرند که اسلام دین صلح و احترام است. از هزار تا دو هزار نفری که در سخنرانی‌های بورا شرکت می‌کنند، ده درصد مایل به گرویدن به دین اسلام هستند. ]]> جهان ادیان Sat, 09 Dec 2017 20:48:26 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7580/ بسیاری از ساکنان مرکز و شرق اروپا دین و هویت ملّی را با هم مرتبط می‌دانند http://dinonline.com/doc/article/fa/7560/ به گزارش دین‌آنلاین، براساس تحقیقات مؤسسۀ پیو، در مقایسه با شهروندان آن دسته از کشورهای مرکزی و شرقی اروپا که فاقد دین رسمی یا مرجّح هستند، در کشورهایی که دارای دین رسمی یا مرجّح هستند بیشترِ مردم هویت دینی و ملّی را با هم مرتبط می‌دانند. علاوه بر این، ساکنان کشورهایی که دارای دین رسمی یا مرجّح هستند بیشتر از اعطای کمک‌هزینه‌های دولتی به کلیسا و نقش داشتنِ کلیسا در سیاست‌های عمومیِ کشور خود حمایت می‌کنند. از هجده کشوری که مرکز پژوهشی پیو در این منطقه مورد بررسی قرار داد، دو کشور (ارمنستان و یونان) دارای دین رسمی دولتی هستند. در نه کشور دیگر از جمله روسیه و لهستان یک دین در ارجحیت قرار دارد. در این کشورها به پیروان آن دینِ خاص امتیازات ویژه‌ای تعلّق می‌گیرد، هرچند چنین چیزی به رسمیت شناخته نشده است. به طور متوسّط در این کشورها 66% مردم معتقدند که پیروی از دین رسمی یا مرجّحِ کشور جزء مهمّی از هویت ملّیِ آن کشور است. در اکثر کشورهایی که فاقد یک دین رسمی یا مرجّح هستند، تعداد کمتری از مردم (متوسط 43%) همین اعتقاد را دربارۀ گروه غالب مذهبیِ کشورشان دارند. برای مثال در کشور یونان که در آن مذهب ارتدوکس یونانی دین رسمی کشور است، از نظر 76% از مردم، ارتدوکس بودن جزء مهمّی از هویت یونانی محسوب می‌شود. در لهستان نیز که مذهب کاتولیک رومی موردترجیح دولت است، 64% از مردم می‌گویند کاتولیک بودن جزء مهمّی از یک لهستانیِ حقیقی بودن است. در کشورهایی که هیچ دین رسمی یا مرجّحی وجود ندارد، درصد کمتری از مردم قبول دارند که دین و وابستگیِ ملّی با هم در ارتباط هستند، از جمله در اوکراین (51%)، مجارستان ( 43%) و لاتویا (11%). البته این روند استنثاهایی نیز دارد. برای مثال در جمهوری سابق بوسنی که کشوری دارای تنوّع مذهبی است و فاقد یک دین رسمی یا مرجّح است، 59% از مردم معتقدند پیروی از یک دین (چه اسلام باشد، چه مذهب کاتولیک یا ارتدوکس)، جزء مهمّی از یک بوسنیاییِ واقعی بودن است. در کشور همسایه یعنی کرواسی نیز که آن هم فاقد یک دین مرجّح است، 58% از مردم می‌گویند کاتولیک بودن جزء مهمّی از کرواسیایی بودن است. با این که می‌دانیم میان دین و وابستگیِ ملّی پیوند وجود دارد، اکثر شهروندانِ چهار کشور از یازده کشور مرکز و شرق اروپا که دارای یک دین رسمی یا مرجّح هستند، عملاً طرفدار جدایی کلیسا و حکومتند. این شامل 62% از یونانیان و 59% از مولدووایی‌ها و صرب‌ها می‌شود. در بلاروس، بلغارستان و روسیه عموم مردم بر سر این مسئله اختلاف‌نظر دارند؛ 50% از مردم طرفدار جدایی دین از سیاست دولتی هستند و 42% نیز می‌گویند دولت باید مروّج اشاعۀ ارزش‌ها و اعتقادات مذهبی در کشور خود باشد. فقط در ارمنستان و گرجستان اکثریت مردم (به ترتیب 59% و 52%) معتقدند دولت باید اعتقادات و ارزش‌های مذهبی را در کشور ترویج کند. در هفت کشور شرقی و مرکزی اروپا که هیچ دین رسمی یا مرجّحی در آنها وجود ندارد، اکثریت قریب به اتّفاق مردم طرفدار جدایی دین و دولت هستند. برای مثال در بوسنی (که در دهۀ 1990 خشونت‌های قومی و مذهبی را تجربه کرد) 76% از مردم طرفدار جدایی دین و دولت هستند و در کرواسی که آن نیز خشونت قومی و مذهبی را تجربه کرده، تقریباً از هر ده نفر هفت نفر (69%) همین حرف را می‌زنند. مردم کشورهایی که دارای یک دین رسمی یا مرجّح هستند بیشتر از کسانی که در جاهای دیگر زندگی می‌کنند (متوسط 53% در مقایسه با 40%) از اختصاص یافتنِ بودجۀ دولت به مذهبِ غالب کشور حمایت می‌کنند. برای مثال از هر ده گرجی هشت نفر (82%) معتقدند که کلیسای ارتدوکس گرجی (دین مرجّح کشور) باید مورد حمایت مالی دولت باشد. اما در لاتویا که فاقد کلیسای رسمی یا مرجّح است، کمتر از یک سوم (30%) از افراد بزرگسال معتقدند که دولت باید به بزرگ‌ترین کلیسای کشورشان، یعنی کلیسای لوتری اوانجلی لاتویا بودجه بدهد. اما دو کشور (لهستان و یونان) در مقابل این روند مقاومت می‌کنند. در یونان تنها 18% از مردم طرفدار حمایت مالی دولت از کلیسای ارتدوکس رسمی یونان هستند و در لهستان تنها 28% از مردم می‌گویند دولت باید از مذهبِ مرجّح کاتولیک در کشور حمایت مالی کند. ]]> جهان ادیان Wed, 08 Nov 2017 19:42:04 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7560/ آداب و رسوم تدفین مردگان در اقصی‌نقاط جهان http://dinonline.com/doc/article/fa/7557/ آنتیشتی- هند واژۀ آنتیشتی به معنای «آخرین ایثار» است. جنازه بسته به طبقۀ اجتماعی، جنسیت و سنّ متوفّی، طیّ مراسم خاصّی به عناصر خلقت بازگردانده می‌شود. در این روش جسد در تلّی از هیزم سوزانده می‌شود و خاکستر او به جریان رودخانه سپرده می‌شود. مهره‌هایی از جنس مرده- کرۀ جنوبی از آنجا که در کرۀ جنوبی فضای کافی برای خاکسپاری وجود ندارد، کره‌ای‌ها ناگزیرند در مورد جنازه‌های امواتشان خلاقیت به خرج دهند. آنها جسد را می‌سوزانند، باقیماندۀ آن را به شکل مهره‌هایی شبیه به جواهر درمی‌آورند و غالباً پس از رنگ‌آمیزی، آنها را در ظرفی نگهداری می‌کنند. برهنه‌رقصی- چین و تایوان در کشور تایوان خیلی مهم است که افراد زیادی در مراسم خاکسپاری شرکت کنند. لذا بعضی از خانواده‌ها به منظور جذب جمعیتِ هرچه‌بیشتر جشن می‌گیرند و برهنه‌رقصانی استخدام می‌کنند تا با رقصیدن مردم را جمع کنند. تابوت‌های معلّق- چین و فیلیپین اهالی ساگادا در فیلیپین بر این باور بودند که هرچه تابوت به آسمان نزدیک‌تر باشد، متوفّی به بهشت نزدیک‌تر خواهد بود. لذا تابوت‌ها را در نقاطی دور از دسترس بر فراز کوهستان‌ها قرار می‌دادند. جامه‌ای از یشم- سلسلۀ هان چین اعضای خانوادۀ سلطنتی دودمان هان در جامه‌ای از جنس یشم تدفین می‌شدند. یشم به شکل مربع، مستطیل و مثلث بریده و با استفاده از سیم به شکل لباسی به هم دوخته می‌شد. این لباس‌ها فوق‌العاده گران‌قیمت بودند و تهیۀ آنها سال‌ها زمان می‌برد. تشییع‌جنازه با موسیقی جاز- نیواورلئان این روش آمیزه‌ای است از فرهنگ سنتی اروپا و آفریقا. صفی از نوازندگان جاز متوفّی را تا قبر همراهی می‌کند و در تمام راه موسیقی غمگین می‌نوازند. البته پس از اتمام تدفین، موسیقی‌های شادتری نواخته می‌شود. تدفین جمجمه- جمهوری کیریباتی اهالی کیریباتی چند ماه پس از تدفین، نبش‌قبر می‌کنند و جمجمۀ مرده را برمی‌دارند و پس از برق انداختن و روغن‌مالی آن را در خانۀ خود در معرض دید قرار می‌دهند. در ماداگاسکار نیز فامادیهانایی‌ها هر 5-7 سال مرده را از قبر درمی‌آورند، دوباره در پارچه‌ای می‌پیچند، معطّر می‌کنند و با آن می‌رقصند. عکس یادگاری با مرده- انگلستان در عصر ویکتوریا گرفتن عکس با اموات رایج بود. تدفین آسمانی- تبت در بیشتر فرقه‌های بودایی، اجساد سوزانده می‌شود. اما چون در تبت چوب زیادی برای سوزاندن اموات نیست، تبتی‌ها جنازۀ مردگان خود را در دسترس کرکس‌ها قرار می‌دهند تا بخورند. سپس استخوان‌ها را جمع می‌کنند و به کلاغ‌ها می‌دهند. توتنپس- یونان باستان، مصر، شمال‌شرق آفریقا پیروان بعضی ادیان مصری یا سامی پاسپورت‌هایی برای اموات داشتند که بر روی آن عکس متوفّی و دستورالعمل‌هایی برای سیر و سیاحت در جهان اخروی درج شده بود. برج خاموشان- ایران و هند زرتشتی‌ها مردگان خود را در جایی به نام برج خاموشان در دسترس لاشخورها قرار می‌دهند تا گوشت آنها را بخورند. سپس استخوان‌ها را در مرکز سازه جمع می‌کنند تا پوسیده شود. باران نیز استخوان‌ها را می‌شوید و راهی خاک می‌شود. از این طریق متوفّی پاک می‌شود و به خاک بازمی‌گردد. تدفین در کشتی- اسکاندیناوی جسد به همراه اشیاء ارزشمندی مثل شمشیر، زره و جواهرات در قایقی که مخصوص این کار ساخته شده قرار داده می‌شود. گاهی قایق به دریا فرستاده می‌شود و گاه به تابوت مبدّل می‌شود و دفن می‌گردد. مومیایی کردن- مصر باستان، قارۀ آمریکا و آسیا در این روش اندام‌های داخلی از جسد خارج می‌شود، یا جسد خشکانده می‌شود و از گزند آفات مصون می‌گردد. قدمت قدیمی‌ترین مومیایی‌ها به 9400 سال پیش برمی‌گردد. مرده‌خواری- آفریقا، آمریکای جنوبی و اقیانوسیه در این روش عزاداران جنازه را به عنوان نوعی ابراز ترحّم یا جذب نیروی حیاتی متوفّی می‌خورند. اجساد لجنی- اروپا این نیز نوعی مومیایی کردن است. متوفّی در یک لجنزار دفن می‌شود که به‌ طورطبیعی جنازه را مومیایی می‌کند و سالم می‌ماند. سردابه- سراسر جهان سردابه یا دخمه‌ها آرامگاه‌های زیرزمینی برای تدفین مردگان هستند. تهی‌گور- سراسر جهان این بنا قبری خالی است که به یادبود فرد یا افرادی که در جای دیگری دفن شده‌اند ساخته می‌شود. تدفین در دریا ریشه‌های این سنّت باستانی بسیار عمیق و نامعلوم است و در اکثر ادیان بزرگ دیده می‌شود. سکۀ اوبول کارن، یونان باستان سکّه‌ای همراه با مرده دفن می‌شد تا با آن هزینۀ ورودی جهان اخروی را بپردازد. تدفین اکولوژیک در عصر مدرن بعضی‌ها ترجیح می‌دهند به جای این که فضایی در قبرستان اشغال کنند یا گازهای سمّی حاصل از سوختنشان در محیط‌زیست پخش شود، جسدشان سریع تجزیه شود و به طبیعت بازگردد. مرده‌سوزی، سراسر جهان این روش در مکاتب بودیسم و هندوئیسم رواج دارد و سال‌هاست که در مسیحیت نیز رفع ممنوعیت شده و رواج یافته است. جهت‌گیری جسد مسیحیان سر مرده را به سمت غرب و پاها را به سمت شرق قرار می‌دهند که این موضوع به رجعت مسیح مرتبط می‌شود. البته گاهی قاتلان، دزدها، خودکشی‌کرده‌ها و امثال آنها را سروته یا بر سر چهارراه‌ها دفن می‌کنند. ساتی، هند طبق این رسم، بیوۀ مرد خود را زنده‌زنده در تلّ آتش جنازۀ شوهر می‌افکند. خفه کردن، فیجی در این رسم، اعضای نزدیک خانوادۀ متوفّی (اکثراً همسر) از طریق خفه کردن کشته می‌شدند. اهالی فیجی معتقد بودند که خدای روویالو روح مردی را که همراه همسرش وارد جهان آخرت نشود نابود خواهد کرد. تدفین در فضا، آمریکا شرکت‌هایی مثل سلستیس خاکستر اموات را به مدار دور زمین یا با هزینه‌ای گزاف‌تر به ماه منتقل می‌کنند. ]]> جهان ادیان Tue, 31 Oct 2017 20:28:20 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7557/ شهرنشین‌ها وقتی برای دین ندارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ کایلی چیمبرز اهل شهر دونگال می‌گوید دین در زندگی روستانشین‌ها نقش پررنگ‌تری دارد؛ چراکه در این مناطق رویدادهای اجتماعی بیشتر است و روابط مردم با اعضای خانواده و دوستانشان حول محور کلیسا می‌چرخد. آقای چیمبرز همچنین به افزایش تنوّع مذهبی در جامعۀ ایرلند اشاره می‌کند و می‌گوید به نظر من خوب است که در زندگی روزمرۀ خودمان با تنوّع مواجه باشیم. دلیل بروز این گوناگونی، مهاجرت خارجی‌ها به ایرلند است و از نظر من خوب است که با هم تلاقی فرهنگی داشته باشیم. وقتی گفته شد 10 درصد مردم خود را فاقد دین معرّفی کرده‌اند، خانم کلورا هال اهل رینگسند از این موضوع تعجّبی نکرد. او می‌گوید در گروه دوستان و هم‌سن‌و‌سالان من همۀ ما بی‌دین هستیم، اما در فرم مدرسۀ کودکانمان در قسمت دین، جلوی «مذهب کاتولیک» تیک می‌زنیم. اما فقط اسماً کاتولیک هستیم، نه در عمل. او می‌گوید که امیدوار است افزایش تعداد ادیان دیگر در کنار مذهب کاتولیک، به تغییراتی در برنامه‌ریزی سیاست عمومی منجر شود و بتوانیم شاهد تحوّلات مثبتی در برنامه‌ریزی مدارس باشیم. ایان سندرز نیز از شنیدن خبر افزایش تعداد بی‌دین‌ها تعجّبی نکرد. او می‌گوید من فکر می‌کنم رویگردانی مردم از دین رویه‌ای عمومی است. امروزه مراسم‌های ازدواج و تشییع جنازه که در آنها مسئول اجرای مراسم یک اومانیست است مرسوم‌تر شده و افزایش یافته است. وقتی از سندرز پرسیده شد نظرش دربارۀ دلیل اینکه متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند بیش از متوسّط سنّ مسلمانان یا ارتدوکس‌هاست، پاسخ داد این به خاطر ورود مهاجران جوان به ایرلند است. مسلمانان و ارتدوکس‌ها و خانواده‌های جوانشان تقریباً تازه‌ به ایرلند مهاجرت کرده‌اند. رویری اُسیوچرو اهل تریلی نیز احساس می‌کند که جوانان علاقه‌ای به دین ندارند. او می‌گوید: "من فکر می‌کنم که بسیاری از جوانان اهل دین و دیانت نیستند و به احتمال زیاد در کادر دین، گزینۀ بی‌دین را تیک زده‌اند." از نظر او به همین خاطر است که تعداد بی‌دین‌ها 73.6% افزایش داشته است و متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند تا این اندازه در مقایسه با دیگران بالا رفته است. طبق نتایج این سرشماری، مناطق شهرنشین دارای کمترین درصد کاتولیک‌ها بود و در مقابل مناطق روستانشین بیشترین تراکم کاتولیک‌ها را دارا بود. از نظر اُسیرچرو این موضوع منطقی است، چون آن طور که به نظر می رسد، مردم شهرها زمانی برای دین ندارند. خانم روزالی انگلز اهل آلمان معتقد است رقم ده درصد برای تعداد جمعیت بی‌دین‌های ایرلند رقم کمی است، چراکه از نظر او از میان جمعیت دانشجویان دست‌کم نیمی از آنها بی‌دین هستند. تریشا کوزاک اهل لیمریک معتقد است که جوانانی که پیرو ادیان دیگر هستند بیشتر از کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها به دین خود افتخار می‌کنند، خصوصاً به خاطر رسوایی‌هایی که کلیسای کاتولیک رومی در سال‌های اخیر داشته است. او می‌گوید خود من شخصاً قبلاً هر هفته به کلیسا می‌رفتم، اما حالا فقط در مراسم کریسمس شرکت می‌کنم. چون فکر می‌کنم کلیسا نهادی است که مرتکب خطاهای بسیاری شده است. کوزاک معتقد است که نتایج این سرشماری در آینده بر سیاست عمومی خصوصاً در عرصۀ آموزش تأثیر خواهد گذاشت. ]]> جهان ادیان Thu, 19 Oct 2017 16:08:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ بیش از 20درصد کشورهای جهان دارای دین رسمی هستند http://dinonline.com/doc/report/fa/7531/ به گزارش دین‌آنلاین براساس تحقیقات صورت‌گرفته توسّط مرکز پژوهشی پیو، اکثر 43 کشوری که دارای دین رسمی هستند در خاورمیانه، شمال افریقا و گروهی از آنها نیز در شمال اروپا واقع شده‌اند و از این میان اکثریت آنها مسلمان هستند. طبق این گزارش، تقریباً نیمی از کشورهای جهان دارای هیچ دین رسمی یا مرجّحی نیستند و 10 کشور (5درصد) نیز کلاً با دین خصومت دارند. دین اسلام دین رسمی 27 کشور در آسیا، خاورمیانه، جنوب صحرای افریقا و همچنین افریقای شمالی است. دین رسمی سیزده کشور (از جمله نه کشورِ اروپایی) مسیحیت، دین رسمی دو کشور (بوتان و کامبوج) بودیسم و دین رسمی یک کشور (اسرائیل) نیز یهودیت است. اما هندوئیسم دین رسمی هیچ کشوری نیست. براساس گزارش مؤسسۀ پیو، در بعضی از موارد ادیان رسمی دارای نقش‌هایی عمدتاً تشریفاتی هستند. اما معمولاً پیروان دین رسمی یک کشور از لحاظ جایگاه حقوقی یا مالیاتی، مالکیت مستغلّات یا املاک دیگر و برخورداری از حمایت مالی دولت دارای امتیازات بارزی هستند. افزون بر این، کشورهایی که دارای دینی تحت حمایت دولت (یا دینی رسمی) هستند، معمولاً با سختگیری بیشتری برای ظهور و بروزهای دینی مردم قانون‌گذاری می‌کنند و برای مثال برای اقلیت‌های مذهبی محدودیت‌ها یا ممنوعیت‌هایی وضع می‌نمایند. همچنین در این گزارش آمده است که در موارد معدودی دین رسمی یک کشور اساساً میراث تاریخی آن است و اکنون دولت امتیازات اندکی به آن اختصاص داده است. تعداد کمی از کشورهای دیگر نیز در منتهی‌الیه این طیف قرار دارند و پذیرش دین رسمی خود را برای تمام شهروندان الزامی کرده‌اند. در میان کشورهایی که دارای یک دین مرجّح هستند، دین مسیحیت در 28 کشور از 40 کشور دین موردعلاقۀ مردم است. بیش از نیمی از تمام این کشورها بودجه یا امکاناتی را به برنامه‌های تعلیمات مذهبی (عمدتاً به نفع دین مرجّح) اختصاص داده‌اند و یک‌سوم نیز بودجه یا امکاناتی برای ساخت بناهای مذهبی لحاظ کرده‌اند. در ده کشور دولت یا به‌شدّت نهادهای مذهبی را تحت نظارت خود دارد، یا به‌طورجد با دین به دشمنی می‌پردازد. از جمله چین، کوبا، کرۀ شمالی، ویتنام و بسیاری از جمهوری‌های سابق شوروی. براساس گزارش مؤسسۀ پیو، این کشورها جاهایی هستند که مأمورین دولت عملکردهای عبادی، بروز و ظهورهای دینی مردم و فعالیت‌های سیاسی گروه‌های مذهبی را تحت کنترل خود دارند. ]]> جهان ادیان Tue, 03 Oct 2017 21:18:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7531/ چگونه تحوّل و پیشرفت نظام آموزشی باعث سکولاتر شدن بریتانیا شد http://dinonline.com/doc/article/fa/7525/ به گزارش دین‌آنلاین، جیمز ویلیامز مدرّس علوم در کالج چلسی، مرکز آموزش علوم و ریاضیات و دانشگاه لندن در یادداشتی برای ایندیپندنت نوشته است: ارتقای نظام آموزشی انگلیس بر نظام اعتقادی دانش‌آموزان تأثیر گذاشته است. با ترویج تفکّر انتقادی و درک و فهمِ علم‌محور، دین دیگر نمی‌تواند جوانان را متقاعد سازد و به خود جذب کند. البته این اتّفاق تازگی ندارد. یکی از معروف‌ترین دانشمندانی که اعتقاد خود را از دست داد چارلز داروین بود که با افزایش علم و شناختش نسبت به جهان، از دین فاصله گرفت. داروین در جوانی فرد دینداری بود (البته به گفتۀ خودش هیچ‌گاه با تمام وجود مذهبی نبود). وقتی دانشجوی الهیاتِ دانشگاه کمبریج بود، معترف بود که اعتقادش به وجود خداوند همراه با شک و تردید است. پی بردن او به نظریۀ تکامل، نقش چندانی در بی‌دین شدن او نداشت، بلکه آشنایی وی با افراد مختلف در مسافرت‌هایش بود که تأثیر قابل‌توجّهی بر اعتقادات او گذاشت. این مدرس کالج چلسی که گرایش الحادی دارد در ادامه درباره عقاید داروین نوشته است: داروین از خود می‌پرسید اگر خداوند یکتاست، پس چرا مردم خدایان متعدّدی را پرستش می‌کنند؟ از طرف دیگر، داروین پی برد که مطالب کتاب عهد قدیم به دور از واقعیت است و جنبۀ استعاری یا نمادین دارد. این عوامل به‌تدریج سبب فاصله گرفتن وی از دین شد. اما یکی از چیزهایی که داورین هیچ‌وقت آن را از دست نداد، اعتقاد به وجود یک «علّت اولیه» بود که سرآغاز همه‌چیز است. ویلیامز در این یادداشت آورده است: نظام فعلی آموزش و پرورش بریتانیا ارزش بسیاری برای تفکّر انتقادی قائل است. این که چیزی را بدون دلیل بپذیریم کفایت نمی‌کند. به کودکان یاد داده می‌شود که دربارۀ همه‌چیز سؤال بپرسند. آنها تشویق می‌شوند که به حلّ مسائل بپردازند و برای تصمیم‌گیری از منطق و تفکّر منطقی بهره بگیرند. مشکلی که در رابطه با دین وجود دارد این است که مسائل دینی بعضاً بسیار به دور از منطق هستند. برای مثال این که یک مار سخن بگوید، یا انسان‌ها به نمک تبدیل شوند یا یک پیرمرد 600 ساله قایقی بسازد و تمام گونه‌های جانوری را در آن جا دهد (تمام این موارد در کتاب مقدّس ذکر شده است). این همان چیزی است که داروین به آن رسید؛ این که چنین داستان‌هایی صرفاً جنبۀ داستانی دارند و واقعی نیستند. البته وی در ادامه نوشته: ممکن است امروز کلیسا ادّعا کند که مطالب کتاب مقدّس را به اسم واقعیت آموزش نمی‌دهد، بلکه به عنوان داستان‌های استعاری‌ای آموزش می‌دهد که هدف از آنها راهنمایی اخلاقی است. اما اگر این کتاب را با دقت بیشتری بررسی کنیم، پی می‌بریم که بعضی از نکات «اخلاقی» آن سؤال‌برانگیز است. حتی مسیحیانِ مقیّد نیز مخالف سنگسار زناکار هستند، اما کتاب مقدّس چنین موضعی دارد. اگر کتاب مقدس چندان حاوی مطالب واقعی نیست و آموزه‌های اخلاقی آن نیز جای تردید دارد، پس مطالب آن چه کاربردی برای دنیای امروز دارد؟ سپس این مدرس مرکز آموزش علوم و ریاضیات و دانشگاه لندن آورده: من به عنوان یک لاادری و پژوهشگر حوزۀ آفرینش‌گرایی، با بسیاری از مسیحیان پروپاقرص مواجه می‌شوم که کتاب مقدّس را از اولین کلمه تا آخرین کلمۀ آن باور دارند، حتی قصۀ مار سخنگو و داستان نوح را. این افراد نشان می‌دهند که اعتقاد و ایمان می‌تواند خلاف‌منطق و بدون مدرک باشد و اصلاً خلاف منطق بودن ویژگی کلیدی اعتقاد و ایمان است. اما ما در جامعۀ امروز و در حوزۀ آموزش و پرورش‌مان، بیش از پیش متّکی به وجود شواهد و مدارک هستیم. این یک طرز تفکّر و موضع منطقی است. یعنی اگر شواهد جدیدی به دست‌مان بیاید که ناقض چیزهایی است که از قبل می‌دانستیم، می‌توانیم تفکّرمان را تغییر دهیم. اما در رابطه با ایمان و اعتقاد فرایند تغییر موضع بسیار دشوارتر است، چراکه اساس ایمان‌مان را زیر سؤال می‌برد. وی در ادامه با طرح پرسشی ادامه می‌دهد: پس جوامع دینی باید با معضل کاهش تعداد متدیّنین چه کنند؟ روشن است که به دنیا آمدن در یک خانوادۀ مذهبی یا رفتن به مدارس مذهبی لزوماً درک و فهم مذهبی انسان را افزایش نخواهد داد. یکی از پاسخ‌هایی که می‌توان به این سؤال داد این است که وقتی کودکان به دنیا می‌آیند، اسم دین والدین آنها رویشان گذاشته نشود. و در مدارس (که به اعتقاد من باید سکولار باشند) به تمام دانش‌آموزان دربارۀ ادیان مختلف جهان آموزش داده شود، اما به آنها یاد داده نشود که از یک دین پیروی کنند. گرایش به یک دین باید انتخاب مثبت و آگاهانه‌ای باشد که فرد با ارادۀ خود انجام می‌دهد. شاید انتخاب دین را باید محدود به سنّی کرد که جوانان به پیامدهای تصمیم خود واقف باشند، مثلا در 16 یا 18 سالگی. این نویسنده ملحد در پایان پیشنهاد داده است: ادیان مختلف جهان باید بیشتر بر نقش خود در جامعه متمرکز باشند تا این که بخواهند دیگران را ملزم به پیروی کورکورانه از یک وجود مافوق‌طبیعی کنند. در واقع اگر دین می‌خواهد بقا پیدا کند، باید کارهای بسیاری برای بقای خود انجام دهد. ]]> جهان ادیان Thu, 28 Sep 2017 14:47:50 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7525/ نظرسنجی پیو درباره اعتقاد مردم به آخرالزّمان و نقش خدا در تغییرات اقلیمی http://dinonline.com/doc/report/fa/7484/ به گزارش دین‌آنلاین، براساس نظرسنجی‌ای که مؤسسۀ پیو در سال 2010 انجام داد، 41 درصد از کلّ مردم آمریکا و 58 درصد از مسیحیان انجیلی معتقدند که حضرت عیسی تا سال 2050 رجعت خواهد کرد. در جهان اسلام نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. نظرسنجی‌ای که در سال 2012 انجام شد نشان داد که 83% از مسلمانان افغانستان، 72% مسلمانان عراق و 68% مسلمانان ترکیه انتظار بازگشت مهدی را می‌کشند. اکثر پیروان ادیان به طور منفعلانه انتظار موعود را می‌کشند، اما بعضی جنبش‌های افراطی نیز مثل داعشی‌ها در اسلام، «اوم شینریکیو» در ژاپن و فرقۀ «هویت مسیحی» در آمریکا در این زمینه فعّال هستند. اگر این اعداد و ارقام به همین منوال باقی بماند، تا سال 2050، میلیاردها تن از مردم جهان منتظر وقوع آخرالزّمان خواهند بود. اما این ارقام سیر صعودی دارد، چراکه با افزایش تنش‌های اجتماعی که زاییدۀ تغییرات اقلیمی، تنزّل زیست‌محیطی و دیگر فجایع جهانی است، اعتقاد به وقوع آخرالزّمان گسترش و شدّت خواهد یافت. حتّی پیشرفت‌های حوزۀ تکنولوژی مثل تولید هوش مصنوعی نیز می‌تواند اشتیاق مردم را به وقوع آخرالزّمان افزایش دهد. دین و تغییرات اقلیمی اعتقادات دینی می‌تواند منجر به تشدید انکارگرایی یا همان بی‌اعتنایی نسبت به تغییرات اقلیمی شود. 15% از مردم آمریکا معتقدند که کنترل شرایط اقلیمی به دست خداست و 14% نیز بر این باورند که تغییرات اقلیمی از نشانه‌های وقوع آخرالزّمان است. 11% نیز معتقدند که با توجّه به نزدیک بودن پایان جهان، لازم نیست نگران تغییرات اقلیمی باشیم. مطالعۀ سال 2014 بر روی مسیحیان، مسلمانان و غیرمتدیّنین در بریتانیا نشان داد که مسیحیان و مسلمانان نسبت به مسائل زیست‌محیطی کم‌اعتنا هستند و اهمیت چندانی به آن نمی‌دهند، چراکه به آخرت و مداخلۀ الهی ایمان دارند و معتقدند که در این زمینه باید در عین مواظبت از محیط‌زیست، نهایتاً کار را به دست خدا سپرد. یکی دیگر از مسائل شایان‌توجّه آن است که اصول مذهبی ادیان اسلام و مسیحیت با فرض انقراض بشر در تعارض است. از آموزه‌های هر دوی این ادیان آن است که همۀ انسان‌ها دارای روحی فناناپذیر هستند که با مرگ از بین نمی‌رود و به بهشت یا جهنّم خواهد رفت. بی‌توجّهی نسبت به خطرات هستی‌شناختی اعتقادات مذهبی می‌تواند باعث شود افراد نسبت به بلایا و پدیده‌های خطرناک اظهار بی‌اعتنایی کنند یا در حالت افراطی، با "رضایت ترسناکی" از چنین اتّفاقاتی استقبال کنند. چراکه معتقدند خداوند کنترل امور را در دست خود دارد. متدیّنین هیچ نگران انقراض نوع بشر نیستند و معتقدند نسل انسان هیچ‌گاه همانند دایناسورها منقرض نخواهد شد. موضوع دیگر مربوط به خطرات هستی‌شناختی است؛ منظور از خطرات هستی‌شناختی اتّفاقاتی است که اجازه نمی‌دهند بشر بتواند به یک تمدّنِ برترِ «فرا انسانی» دست یابد. یکی از فلاسفۀ آکسفورد، به نام آقای نیک بوستروم «تمدّن فراانسانی» را این گونه توصیف می‌کند: جامعه‌ای مملو از موجودات ارتقایافته که در مقایسه با بشر امروزی دارای توانایی‌های بالاتر ذهنی و جسمی هستند. بعضی دانشمندان «فرا انسانیت» را از این حیث مطلوب می‌دانند که به ما کمک می‌کند تا بر «شرایط انسانی» (و آسیب‌هایی مثل درد و رنج، مصیبت‌ها، بیماری و مرگ و محدودیت‌هایی مثل طول عمر و محدودیت در توانایی شناختی) فائق آییم. اعتقادات مذهبی می‌تواند باعث شود انسان از هدف دستیابی به فراانسانیت دست بردارد. یکی از نظرسنجی‌هایی که مؤسسۀ پیو در سال 2016 انجام داد نشان می‌دهد که متدیّنین بیش از بقیه در برابر استفاده از فن‌آوری‌های مهندسی پزشکی که در خدمت ارتقای بشر است مقاومت به خرج می‌دهند. زیرا در صورت ارتقا یافتنِ بشر، چیزی که بسیاری از متدیّنین آن را «جوهرۀ» ویژۀ انسانی می‌دانند تغییر پیدا می‌کند و اعمال هرگونه تغییرات اساسی در وجود بشر خلاف ارادۀ الهی است. امروز ما بیش از هر زمان دیگری به مردمانی آگاه و مطّلع نیاز داریم که بر چالش‌های بی‌حدّ‌وحصری که پیشاروی ماست واقف باشند و احتمال فروپاشی تمدّن و انقراض بشر را جدی بگیرند. سکولاراندیشانی که نگران وقوع فجایع بزرگ هستند باید راهکارهای کارآمدتری برای گفتگو دربارۀ این خطرات با افراد مذهبی پیدا کنند به طوری که در عین حال به اعتقادات شخصی دینی آنها نیز احترام گذاشته شود. ]]> جهان ادیان Wed, 30 Aug 2017 21:25:55 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7484/ چرا افراد مسن متدیّن‌تر هستند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7455/ به گزارش دین‌آنلاین، یکی از نظرسنجی‌های مستمرّ دینی که مؤسسۀ پژوهشی پیو در آمریکا انجام داده حاکی از آن است که 48% از افراد بالای 65 سال به طور مرتّب به کلیسا می‌روند، اما این رقم در میان افراد 18 الی 29 ساله تنها 27% است. وقتی در مورد اهمیت درونیِ دین از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی سؤال شد، 65% از افراد مسن و تنها 40% از جوانان اظهار داشتند که دین برای آنها اهمیت بسیاری دارد. جوان‌ترها در مقایسه با نسل‌های قبلی از سطح تدیّن پایین‌تری برخوردار هستند. بعضی از روان‌شناسان تکوینی و الهیدانان ثابت کرده‌اند که دین و به طور گسترده‌تر معنویت به زندگی شخص مفهوم و انسجام می‌بخشد و این موضوع در مراحل پایانیِ تکامل انسان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند (فولر، 1981؛ تورنستام، 1997). تعدادی از روان‌شناسان اجتماعی مدّعی‌اند که دین به فرونشاندن احساس ترس و ناامنی مرتبط با مرگ کمک می‌کند (ویل و دیگران، 2009)، خصوصاً هنگامی که دین نوید بقا و نامیرایی به انسان می‌دهد. از آنجایی که با افزایش سن این نگرانی‌ها نیز شدّت می‌گیرد، همچنان باور بر این است که هرچه سنّ انسان بالاتر می‌رود، دین نیز برای او اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. متأسفانه اکثر نظرسنجی‌هایی که در رابطه با اعتقادات و عملکردهای مذهبی صورت گرفته صرفاً بازتاب تصویر ثابتی از یک جمعیت در یک زمان معیّن است. لذا تفکیک تأثیر افزایش سن از تأثیر تعلّق به یک گروه اجتماعی کار دشواری است. آیا در این مطالعۀ پیو، افراد مسن‌تر به خاطر وجود نیازهای روان‌شناختی که حاصل گذر عمر است مذهبی‌تر شده بودند؟ (تأثیر افزایش سن) یا مذهبی‌تر شدن آنها بدان دلیل است که در دوره‌ای متولّد و بزرگ شده‌اند که دین جایگاه محوری‌تری در زندگی مردم آمریکا داشته است؟ (تأثیر گروه اجتماعی) خوشبختانه یک مجموعۀ داده‌ای مرتبط با تغییرات در درازمدّت در دسترس است و ما می‌توانیم با  مقایسۀ سطح تدیّن در کشورها و گروه‌های مختلفِ فرهنگی، تأثیر افزایش سن و تعلّق به گروه اجتماعی را از هم تفکیک کنیم. «نظرسنجی ارزش‌های جهانی» (WVS) و «مطالعۀ ارزش‌های اروپایی» (EVS) پروژه‌هایی بین‌المللی در مقیاس گسترده هستند که هر چند وقت یک‌ بار ارزش‌ها، اعتقادات و نگرش‌های مردم را مورد سنجش قرار می‌دهند. برخلاف اکثر نظرسنجی‌های مرتبط با موضوع تدیّن، پژوهشگران WVS و EVS هر پنج الی ده سال دوباره با جمعیت موردمطالعۀ خود دیدار می‌کنند و دوباره همان پرسش‌ها را از آنها می‌پرسند. با این نوع مطالعه می‌توان تشخیص داد که آیا افراد مسن‌تر به خاطر افزایش سن است که مذهبی‌تر هستند، یا تدیّن بیشترِ آنها به این خاطر است که به یک گروه نسلیِ خاص تعلّق دارند. در سال 2015 پژوهشگران دیوید هیوارد و نیل کراس در دانشگاه میشیگان دو مورد از شاخصه‌های تدیّن را در نظرسنجی‌ها مورد بررسی قرار دادند؛ یکی اهمیت وجود خداوند برای فرد و دیگری این که افراد با چه تناوبی به کلیسا می‌روند. آنها تمام اطّلاعات لازم دربارۀ این دو شاخص را از WVS و EVS گرفتند و یک مجموعۀ بسیار بزرگ از داده‌ها به دستشان آمد: داده‌های مربوط به 726977 پاسخ‌دهنده در بازۀ سنی 12 الی 104 ساله که اهل هشتاد کشور مختلف جهان بودند، در یک بازۀ زمانی 33 ساله (هیوارد و کراس، 2015). آنها پس از خرد کردنِ اعداد و ارقام به این نتیجه رسیدند که در همه جای جهان مردم با بالا رفتن سنشان مذهبی‌تر می‌شوند. انسان متعلّق به هر نسلی که باشد، به احتمال زیاد با افزایش سن مذهبی‌تر خواهد شد. اما وقتی پژوهشگران مقایسه‌های بینافرهنگی انجام دادند، الگوی جالبی به دستشان آمد. تأثیر سن در فرهنگ‌های غربی، آمریکای لاتین و کشورهای پیرو مکتب کنفوسیوس بسیار بیشتر از کشورهای جنوب‌شرق آسیا و جهان اسلام بود و در آفریقا نیز این تأثیر نزدیک به صفر بود. الگوی حاصله ادّعاهای نظریه‌های روان‌شناسی مربوط به موضوع افزایش سن و سطح تدیّن را زیر سؤال برد. شاید بتوان گفت بحران هویت در سنّ پیری و ترس از مرگ اصلاً صبغۀ فراگیر و جهانی ندارند. یا اگر هم دارد، شاید بتوان گفت مردم کشورهای مختلف به روش‌های مختلفی با ترس از مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، روش‌هایی که همیشه هم مربوط به دین نمی‌شود. شاید هم بعضی از افراد، مثلاً مسلمانان چنان در تمام طول عمر خود مذهبی هستند که واقعاً نمی‌توانند با افزایش سن از آنچه که هستند مذهبی‌تر شوند. ما هنوز هم تلاقی دین، روانشناسی و فرهنگ را به طور کامل درک نکرده‌ایم. اما داده‌های حاصل از WVS و EVS و مطالعۀ صورت‌گرفته توسط هیوارد و کراس ما را کمی به درک واقعیت نزدیک‌تر می‌سازد و نشانمان می‌دهد که این تلاقی چقدر پیچیده است و به ما کمک می‌کند تا بتوانیم از پژوهش‌های آتی نتیجه‌های بهتری بگیریم. ]]> جهان ادیان Mon, 07 Aug 2017 19:56:42 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7455/