پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين جهان ادیان :: نسخه کامل http://dinonline.com/religion Mon, 16 Jul 2018 07:16:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 16 Jul 2018 07:16:26 GMT جهان ادیان 60 پنج واقعیت در مورد دین در هند http://dinonline.com/doc/report/fa/7784/ به گزارش دین‌آنلاین، برای بسیاری از هندوها ایمان مسئلۀ مهمی است؛ در سال 2015 در یکی از پژوهش‌های مربوز به مرکز تحقیقات آماری پیو، از هر ده نفر هندی هشت نفر گفته بودند دین در زندگی آنها بسیار اهمیت دارد. در اینجا به پنج واقعیت در مورد دین در هندوستان می‌پردازیم: 1 جمعیت عظیم هند نه‌تنها شامل اکثریت قریب به اتفاق هندوهای جهان می‌شود بلکه هند پس از اندونزی دارای بزرگترین جمعیت مسلمان در جهان است. بر اساس پیش‌بینی مرکز تحقیقات پیو، تا سال 2050، جمعیت مسلمان هند تا 311 میلیون نفر رشد خواهد داشت و تا آن زمان هندوستان صاحب بزرگترین جمعیت مسلمان در جهان می‌شود. با همۀ اینها، مسلمانان هند باز هم در کشور خودشان در اقلیت باقی خواهند ماند، مسلمانان هند، در اواسط قرن 21ام حدود 18 درصد از کل جمعیت هند ر تشکیل خواهند داد و این در حالی خواهد بود که هندوها اکثریت جمعیت هند، یعنی حدود 77 درصد از جمعیت هند را تشکیل خواهند داد. 2 هند بزرگترین دموکراسی چندقومیتیِ متکثرِ مذهبی است. قانون اساسی در هند به شهروندان آزادی وجدان، حق ابراز عقیده و ایمان، انجام اعمال مذهبی و تبلیغ دین را داده است، این قانون از اقلیت‌ها در برابر تبعیض مذهبی و کاستی حمایت می‌کند. در سال 1976 میلادی، قانون اساسی اصلاح شد و به طور رسمی این کشور تبدیل به یک کشور سکولار شد. در همان زمان، یکی از فرمان‌های قانون اساسی مربوط به منع کشتار گاوها (حیوانی که هندوها آن را مقدس می‌دارند) است که بر اساس آن هر استان قدرت اجرایی آن را در دست دارد در حال حاضر در 21 استان از 29 استان انجام این عمل مجازات زندان دارد. 3 بر اساس تحقیق سالانۀ مرکز پژوهشهای آماری پیو، در حالی که حمایت‌های قانونی برای گروه‌های مذهبی و اقلیت‌ها وجود دارد، هندی‌ها به‌طور عمومی، همچنان سطح بالایی از محدودیت‌های حکومتی در مورد دین را تجربه می‌کنند. بر اساس گزارش کمیسیون بین‌المللی آزادی مذاهب در ایالات متحد امریکا، در حال حاضر حداقل در شش ایالت محدودیت‌های قانونی برای تغییر مذهب وجود دارد و گاهی اوقات مسلمانان و مسیحیانی که تازه به این ادیان گرویدند مورد تهدید و ارعاب قرار می‌گیرند. به علاوه، بودایی‌ها، جین‌ها و سیک‌ها در قانون در ذیل هندوها در نظرگرفته شده‌اند که این امر باعث می‌شود آنها نتوانند خدمات اجتماعی یا مشاغل و آموزش‌وپرورش مورد نظر و با انتخاب و ترجیح خودشان را داشته باشند. در این میان، مسیحیان و مسلمانانی که به عنوان کاست‌ پایین و نجس شناخته می‌شوند – بعضی از آنها زادگان هندوهای نجس (دالیت) هستند که برای فرار از تبعیض کاستی و فرار از انگ نجاست، مسلمان یا مسیحی شده‌اند – از دسترسی به مزایای تحصیلی و شغلی که به طور سنتی در اختیار هندوها بوده است محروم هستند. با وجود همۀ این محدودیت‌ها، دادگاه عالی هند در برخی از پرونده‌های آزادی مذهبی از اقلیت‌ها دفاع می‌کند. 4 در یافته‌های دیگری از تحقیق مؤسسۀ آماری پیو، در دهه‌های گذشته هند سطوح بسیار بالایی از خصومت‌های اجتماعی مرتبط با مذهب را تجربه کرده است، در واقع، از سال 2007 که این مطالعات آغاز شد این کشور به طور مداوم در شاخص خصومت اجتماعی سطح بسیار بالایی داشته است. بیشتر این خصومت‌ها به طور مستقیم علیه دالیت‌ها کاست پایین در هند صورت گرفته است. اقلیت‌های مذهبی دیگر مثل بودایی‌ها، مسیحیان، مسلمانان و جین‌ها و سیک‌ها نیز مورد این گونه حملات واقع شده‌اند. در سال‌های اخیر موجی از حملات توسط گروه‌های پارتیزانی هندو علیه مسلمانان و دالیت‌هایی که در صنایع گوشت گاو، لبنیات و چرم فعالیت دارند صورت گرفته است. علاوه بر این، زنان دالیت قربانیان خشونت جنسی هستند که در کاست خودشان رواج دارد، البته زنان و دختران مسلمان نیز به دلیل دین‌شان مورد این‌گونه آزارها و حملات واقع می‌شوند. 5 طولانی شدنِ تنش‌های فرقه‌ای در هند، میان پیروانِ مذاهب مختلف و کاست‌ها، جامعۀ هند را به ستوه آورده است. اکثر هندی‌ها دربارۀ اینگونه تنش‌ها ابراز نگرانی می‌کنند، از هر ده نفر هندی چهار نفرشان (حدود 34 درصد از مردم هند) می‌گویند «تنش‌های فرقه‌ای» در کشورشان مسئله‌ای بسیار جدی است. بسیاری دیگر از هندی‌ها تروریسم، فساد دولتی، فقدان فرصت‌های شغلی، تورم و مسائل دیگر را به عنوان مسائل مهم ملّی تلقی می‌کنند. ]]> جهان ادیان Sat, 14 Jul 2018 19:10:50 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7784/ تعامل و تقابل تاریخی اسلام و مسیحیت در غرب http://dinonline.com/doc/report/fa/7618/ دکتر حداد، تاریخ ارتباطات اسلام و مسیحیت را با یک واکاری تاریخی مدنظر قرار می‌دهد. ازنظر او، اسلام از همان ابتدا در قلمرو مسیحیت گسترش پیدا کرد. اولین برخورد اسلام با بیزانسی‌هایی[1] بود که مسلمانان را به‌عنوان مسیحیان کژاندیش تلقی می‌کردند. بیزانسی‌ها در حدود 5 قرن به مبارزه علیه نسطوری‌ها[2]، آریایی‌ها و هر نوع مسیحیت ارتدادآمیز پرداختند. اسلام ازنظر آنها یکی دیگر از این فرقه‌ها بود. این رویکرد باعث شد تا از همان ابتدا، مسیحیت رویکرد خاصی در مواجهه با اسلام داشته باشد. دومین تلاقی اسلام و مسیحیت، برای کلیسای کاتولیک اروپا این بار حتی خونین‌تر اتفاق افتاد؛ چراکه صلیبیان هنگامی که به شرق آمدند، هیچ علاقه‌ای به گفتگو و تعامل از خود نشان ندادند. آن‌ها تنها به فکر به دست آوردن اموال بیشتر، کسب مستعمرات وسیع‌تر و به کنترل درآوردن مناطق گسترده‌تر بودند. با کشتن همه حتی مسیحیان شرقی (به‌جز افرادی که با آنها همکاری می‌کردند) در انطاکیه و اورشلیم آنها به مقاصد خود رسیدند و قتل‌عام بزرگی را مرتکب شدند و درنهایت قسطنطنیه را به تاراج بردند. برخورد دیگر میان کلیسای کاتولیک و اسلام که البته بنیادی و اساسی بود و کماکان پیامدهای آن را شاهد هستیم، در اسپانیا و با مسیحیان جنبش استرداد[3] بود. در آن دوره، مسلمانان سه گزینه بیشتر نداشتند: تغییر دین، جلای وطن و یا مرگ. بسیاری از آنها آهنگ عزیمت نواختند، برخی هم دین خود را تغییر داده و برخی نیز تنها با رعایت تقیه در ظاهر فقط نشان دادند که مسیحی شده‌اند. دکتر حداد به نقل از مقاله‌ای در مورد گروهی از دانشجویان مسلمان می‌گوید که آنها مسجدی را در اسپانیا افتتاح کردند. زمانی که برای اولین بار از مسجد اذان پخش شد، چند صد نفر از خیابان‌های مجاور برای عبادت ملحق شدند- آن‌ها در حدود 500 سال (از سال 1492 که دولت اسلامی در جزیره ایبریا پایان پذیرفت) به‌طور مخفیانه به اسلام پایبند مانده بودند! بعد از سقوط اسپانیای اسلامی و آغاز گسترش امپراطوری اسپانیا و پرتغال، دوره قدرت اروپا نیز به‌تدریج آغاز شد که به دنبال دست‌یابی به کشورهای اسلامی و کنترل اقتصاد آنها از طرق مختلف بود. سومین مواجهه میان مسلمانان و مسیحیان در قرون نوزده و بیست با رشد پروتستانتیسم رخ داد. مبلغین مسیحی به‌جای قتل و غارت، بیشتر توجه خود را به قانع کردن مسلمانان و تغییر دین آنها معطوف کردند. اگرچه آنها نیز باوجوداین، کسی حتی مسیحیان عرب را در شرق در حد خود نمی‌پنداشتند. در این دوره مسیحیان بر این باور بودند که حقیقت را صرفاً در مسیحیت می‌توان جستجو کرد و همه باید همانند آنها بیندیشند. حتی اگر مردم با تغییر مذهب موافقت می‌کردند، به خاطر تبعیضات نژادی و قومی از جایگاه یکسانی برخوردار نبودند. آنچه از تاریخ تبیین شد، به پیامدهای عصر امروز انجامیده است. دکتر حداد، دوران معاصر را عهد یهودی-مسیحی[4] می‌نامد که البته به‌زعم خود او هنوز باید به دنبال اصطلاح بهتری برای توصیف این عهد باشیم. این دوران با تسلط ایالات‌متحده پیوند خورده است که به‌نوعی به‌طور علنی ضد مسلمانان است؛ اگرچه بیانیه‌های رسمی وزارت خارجه این کشور، اسلام را به‌عنوان یک دین رسمی می‌پذیرد. (اما این دین تنها دینی است که اگرچه موردقبول امریکا است اما درعین‌حال این کشور سعی در تجزیه آن دارد.) مضاف به اینکه، امریکا سیاست خاصی را در قبال اسلام دنبال می‌کند و میان مسلمانان معتدل و افراطی و غیره تفکیک قائل می‌شود. حداد هشدار می‌دهد که ما باید نسبت به سیاست‌هایی که از طرف دولت امریکا اتخاذ می‌شود کاملاً هوشیار باشیم، سیاست‌هایی مثل اعمال محدودیت نسبت به مهاجرت مردم از جهان عرب، به‌خصوص مسلمانان، ممانعت از ورود اعراب یا بازجویی در فرودگاه‌ها و غیره. حداد جامعه مسلمانان را ترغیب می‌کند تا با سناتورها و نمایندگان مجلس مسئله را درمیان بگذارند و غیرقابل‌قبول بودن چنین سیاست‌هایی را گوشزد کنند. مسئله دیگر که اخیراً پدید آمده، وضعیت نابسامان مسیحیان در خاورمیانه است. دولت اسرائیل مطالعه‌ای را منتشر کرد که طی آن مدعی بود مسیحیان در حال ترک فلسطین هستند. اسرائیلی‌ها اعلام کردند که مسیحیان به دلیل نارضایتی از مدیریت فلسطینیان در سال‌های اخیر این منطقه را بدرود گفته‌اند و عجیب اینکه این مطالعه هیچ ارتباطی میان آزارهایی که مسیحیان در مدت چند دهه حکومت اسرائیلی‌ها کشیده‌اند و ترک اسرائیل نمی‌بیند. آزارهایی مثل محرومیت از مالکیت، غصب خانه‌ها و منازل، بیکاری و ممانعت از تحصیل و غیره... هنگامی که اسرائیل در سال 1967 اورشلیم را به کنترل درآورد، در حدود 28000 مسیحی عرب در این شهر زندگی می‌کردند. امروز این تعداد به کمتر از 4000 نفر کاهش پیدا کرده است. اسرائیل قصد دارد تا با استفاده از افول جمعیت مسیحیان، مسلمانان را مقصر جلوه دهد. حداد اضافه می‌کند که نباید از این نکته غفلت کرد که روزنامه‌نگاران امریکایی که سهم بزرگی در خلق این داستان دارند، صراحتاً در صف مقدم حمله به مسلمانان مشارکت می‌کنند. علاوه بر مسئله مسیحیان فلسطینی، مسئله مسیحیان لبنانی و مسیحیان قبطی در مصر نیز مورد سوءاستفاده قرارگرفته است؛ اگرچه وضعیت آنها بسیار متفاوت است. مسیحیان لبنانی از یک جنگ داخلی که در آن مغلوب شدند، به‌تازگی رهایی یافته‌اند و در حال تجربه حس عمیق سرافکندگی و از دست دادن سیطره گذشته هستند و البته این حس درونی با نظام جدید هیچ ارتباطی ندارد. برخی مردم به دنبال دستکاری اوضاع برای القاء این حس هستند که مسیحیان و مسلمانان توان زندگی مسالمت‌آمیز را ندارند. مسئله قبطی ها نیز به اوایل دهه 1970 بازمی‌گردد که انور سادات تصمیم گرفت برای جلب نظر اخوان المسلمین، قبطی‌ها را تحت‌فشار قرار دهد. قبطی‌ها مسائل عدیده‌ای دارند که خواستار توجه بیشتر به آنها هستند و البته یک گروه فعال در امریکا از هیجانات به وجود آمده طرفداری می‌کند. باید دانست که درصد قابل‌توجهی از نفرت علیه اسلام در میان احزاب راست‌گرای مسیحی به چشم می‌خورد. بعد از جنگ 1967 این مسیحیان ازنظر دینی و اعتقادی مسلمانان را ضد مسیحی یا همان دجال پنداشتند که به دنبال انشقاق نهایی یهودیان هستند. اگرچه خوشبختانه گروهی از مسیحیان تبشیری هستند که از فلسطینی‌ها طرفداری می‌کنند و از سفرهای مسیحیان تبشیری به سرزمین مقدس حمایت می‌کنند تا اینکه آنها به چشم خود شاهد اتفاقات آن منطقه باشند. کلیساهای چپ‌گرا، که درواقع کلیساهای شورای ملی کلیساها هستند، موضع اندک متفاوتی دارند. آن‌ها همواره از راه‌حل دو ملتی و ایجاد پایتخت عربی در اورشلیم پشتیبانی می‌کنند. اگرچه برخی از آنها کمی دچار تحول شده و تحت تأثیر احساس تقصیر در مسئله هولوکاست، از مواضع قبلی خود فاصله گرفتند. حداد قائل است که این اتفاق باید به‌صورت جدی دنبال شود چراکه یک تغییر بنیادین در اعتقادات کل آنها رقم زده است. او حتی برخی از آنها را مبلغ مسیحی نمی‌داند بلکه مبلغ آموزه هولوکاستی[5] معرف می‌کند. این نکته بسیار مهمی است چراکه آنچه ازنظر آنها حتی ازنظر تاریخی برای مسیحیت یک بزنگاه است، نه تجسد مسیح و نه رستاخیز او بلکه هولوکاست است. حداد در مباحثاتی که با برخی از آنها داشته است همواره این سؤال را مطرح می‌کند که چرا ژاپنی‌ها، چینی‌ها و یا آفریقایی‌ها باید مسئولیت نفرت اروپاییان از یهودیان را بپردازند. پاسخ همیشگی آنها این است: "همه مقصر هستند!" این نوع الهیات به‌طور طبیعی از الگوی سنتی کلام مسیحی یعنی اعتقاد به مرگ و رستاخیز بهره‌برداری می‌کند اما به سمت نظام جدید، یعنی هولوکاست و رستاخیز دولت اسرائیل در حرکت است. دولت اسرائیل، بنابراین، برای هویت این دسته از مسیحیان یک مسئله حیاتی است و بقاء این دولت، برای رستگاری مسیحیان ضروری است چراکه بدون آن رستگاری وجود ندارد. حداد بیان می‌کند که این ایدئولوژی ارتدادآمیز است چراکه اگر شخصی الهیات مسیحی را در طول تاریخ ملاحظه کند، وجود چنین آموزه‌ای را مردود می‌داند. باوجوداین، امروزه برخی مدارس دینی مسیحی وجود دارند که یک چنین نظام الهیاتی را آموزش می‌دهند. این جز به افزایش تنش میان مسیحیان و مسلمانان نمی‌انجامد. مهاجرت مسلمانان به غرب این مسئله را پیچیده‌تر کرده است. از یک‌سو، می‌توان قضیه را ساده‌انگارانه مدنظر قرار داد که به‌طورکلی عده‌ای از مردم به علل مختلف (آزادی‌های دینی و سیاسی، بهره‌وری اقتصادی و غیره...) به اروپا مهاجرت می‌کنند اما از سوی دیگر، به خاطر یکسری دلایل، به‌طور ناگهانی سراسر اروپا از گسیل مهاجرت مسلمانان دچار وحشت می‌شود تا حدی که کشورهای اروپایی حتی تصمیم می‌گیرند تا ترکیه را از لیست انتظار برای الحاق به اتحادیه اروپا حذف کنند. اسلام در حال حاضر بزرگ‌ترین دین اروپا بعد از مسیحیت است که این حقیقت باعث می‌شود اسلام یک دین اروپایی باشد حال چه آنها علاقه داشته باشند یا خیر. اما این کشورها سیاست‌های متفاوتی را در قبال اسلام و مهاجرین اتخاذ کرده‌اند. به‌عنوان‌مثال، آلمان، اتریش، و سوئیس امتیاز شهروندی را به مهاجرین نمی‌دهند حتی اگر فرزندان آنها در آن کشور به دنیا آمده باشند. آن‌ها همواره به‌عنوان یک کارگر مهمان که یک روز باید این کشور را ترک کنند، به‌حساب می‌آیند. هلند نیز همین سیاست را دنبال کرد تا اینکه بهترین راه‌حل را در سامان بخشیدن به مهاجران دید. بنابراین احداث مساجد و پذیرش امامان را به هزینه‌های دولتی در دستور کار قرار داد. اما به‌جای تدریس زبان عربی، زبان دین اسلام، به آنها زبان ترکی و تاریخ ترکی آموختند! تمام این اتفاقات به هدف هویت بخشی جدید به آنها بود (هویت ترکی) و تا اینکه درنهایت با هویت جدید به کشور خود بازگردند. سپس آنها امامان مراکشی را با همین هدف وارد کردند. در حال حاضر، سیاستمداران هلندی متوجه شدند که مهاجرین به کشورهای خود بازنمی‌گردند، بنابراین تلاش می‌کنند تا با ترغیب مسلمانان برای تشکیل یک روال اداری اسلامی و اولویت‌بخشی این‌چنینی که قابل تدبیر و انعطاف‌پذیر باشد، آن‌ها را در کشور خود حفظ کنند. با حضور مسلمانان، برخی از مسیحیان در حال بازیابی دین خود هستند اما درعین‌حال هویت مسیحی را در مقابل هویت اسلامی قرار می‌دهند. دو دغدغه‌ای که اروپاییان و امریکایی‌ها عمیقاً نسبت به آنها ملاحظه دارند به ترتیب "امنیت" و"فرهنگ" هستند. امنیت هم شامل امنیت جامعه اقلیت مسلمانان در غرب می‌شود و هم امنیت کشورهایی که در مسلمانان در آن زندگی می‌کنند را دربرمی‌گیرد. مسئله فرهنگ نیز بسیار جالب و قابل‌توجه است. به دلیل اینکه مسلمانان و جوامع غربی از آن به‌عنوان راهی برای شناخت "دیگری" استفاده می‌کنند. پرفسور حداد، از یک گزارشگر روزنامه نیویورک‌تایمز خاطره‌ای را نقل می‌کند که طی یک همکاری قرار شده بود مقاله‌ای تحت عنوان "مسلمانان در امریکا" در چندین شماره چاپ شود. در حین صحبت، آن گزارشگر به‌تناوب از این عبارت استفاده می‌کرد: "آن‌ها به اینجا تعلق ندارند. چرا آنها به چائی که از آن آمده‌اند بازنمی‌گردند؟" حداد می‌گوید: از او پرسیدم چرا آنها به اینجا تعلق ندارند که او پاسخ داد: "آن‌ها ارزش‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند." حداد از او توضیح بیشتری می‌خواهد. آن گزارشگر بیان می‌کند که مثلاً مسلمانان الکل و شراب نمی‌نوشند، آن‌ها به ارتباط جنسی قبل از ازدواج و یا هم‌جنس‌گرایی اعتقاد ندارند. حداد، خود بازگو می‌کند، که در پاسخ به این نکته اشاره کرده است که بسیاری از مسیحیان و حتی یهودیان نیز چنین اعتقاداتی دارند پس ازنظر شما چه سیاستی را باید در قبال آنها در دستور کار قرار داد؟ بالاخره بعد از کمی گفتگو، آن گزارشگر پذیرفت که هنگامی که یهودیان در دهه 1920 نیز وارد امریکا شدند، نیویورک‌تایمز مقاله‌ای را به چاپ رساند که طی آن مدعی شده بود این گروه به امریکا تعلق ندارند چراکه از ارزش‌های متفاوتی تبعیت می‌کنند. درنتیجه این گفتگو، آن گزارشگر به این نتیجه رسید که به‌راحتی می‌توان از فرهنگ برای منزوی کردن گروه‌های مختلف استفاده کرد و برچسب "دیگر بودن و به اینجا تعلق نداشتن" را به آنها زد. مسلمانان نیز از "فرهنگ" برای متمایز کردن خود استفاده می‌کنند. بسیاری از مسلمانان، با آگاهی، در حال بازآفرینی اسلام هستند به این معنا که اسلام را در سبک پوشش و نحوه رفتار خلاصه می‌کنند. برای برخی، اسلام، بیشتر یک امر فرهنگی است تا یک نظام الهیاتی و عقیدتی. اسلام در حفظ هویت از اهمیت خاصی برخوردار است اما درعین‌حال، توسط فرهنگ‌های میزبان به‌عنوان یک تهدید برای تغییر جامعه ارزیابی می‌گردد. * مترجم: محمد رضا حضوربخش(دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی، پژوهشگر گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل‌بیت) ارجاعات: [1]. کلیسای ارتدکس یونانی [2]. شاخه‌ای از مسیحیت که به تبعیت از رهبر خود، نستوریوس، به تمایز جنبه بشری مسیح از جنبه الهی او معتقد هستند. [3]. Reconquista: جنبشی که با اوج‌گیری قدرت اروپاییان به‌خصوص اسپانیا و پرتغال برای بازپس‌گیری بخش مسلمان‌نشین اسپانیا و جزایر ایبریا شکل گرفت. [4]. Judeo-Christian [5]. Holocaustianity ]]> جهان ادیان Thu, 25 Jan 2018 03:45:29 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7618/ گزارشی درباره اهمیت دادن بوداییان به نظافت http://dinonline.com/doc/report/fa/7612/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، در مکتب بودیسم عمل نظافت گامی در راستای رسیدن به آرامش درونی است. در این آیین خویشتنِ انسان از محیط پیرامونِ او جدا نیست، لذا نظافتِ محیط حاکی از یگانگی شخص با جهان پیرامون اوست. از طرف دیگر، فرد همزمان با نظافت محیط اطرافش، فی‌الواقع درون وجود خود را نیز پاک و پاکیزه می‌سازد و عمل نظافت نوعی مدیتیشن است. همان‌طور که در وجود انسان صفاتی مثل خودپسندی، خشم یا اضطراب دائماً در حال قوّت گرفتن است و راهب باید همیشه در حال زدودن این صفات باشد، آلودگی و غبار نیز دائماً در حال انباشته شدن است و لذا برای نظافتِ درون و بیرون هیچ حدّ یقفی وجود ندارد. مردم ژاپن به نظافت و پاکیزگی اهمیت بسیاری می‌دهند. از نظر آنها، هدف از نظافت و تمیزکاری، نفسِ تمیز کردن نیست، بلکه آنها معتقدند نظافت و تمیزکاری به منزلۀ استفادۀ مفید از زمان است. راهبان بودایی شعاری دارند و آن این است: "زندگی کن تا نظافت کنی و نظافت کن تا زندگی کنی." پیش از این که عمل نظافت شروع شود، ابتدا باید تمام زباله‌ها دور ریخته شود. البته باید به خاطر داشت که هیچ‌چیزی از ابتدا زباله نبوده؛ یک شیء تنها زمانی به زباله تبدیل می‌شود که انسان آن را زباله تلقّی کند. لذا ابتدا باید بیاموزیم که زباله‌ها نیز حرمتی دارند. لذا سعی کنید محلّی برای قرار دادن زباله‌ها پیدا کنید که در آنجا شاد باشند و به آنها بگویید از این که با آنها خداحافظی می‌کنید ناراحت هستید. نظافت‌ باید اولین کاری باشد که در صبح انجام می‌شود. به حشرات توجّه ویژه‌ای داشته باشید. از نظر راهبانِ بودایی، جان تمام موجودات به‌یکسان ارزشمند است، لذا خیلی مهم است که به جای کشتن حشرات یا جارو کردن آنها، آنها را به منزل جدیدی راهنمایی کنید. همچنین باید بدانیم به محض این که خانۀ ما تمیز و پاکیزه شد، دیگر غذایی برای حشراتی که از بیرون آمده‌اند وجود نخواهد داشت و از گرسنگی خواهند مرد. بنابراین مهربانانه‌تر آن است که آنها را به نزدیک‌ترین منبع غذایی در خارج از خانه هدایت کنیم. وقتی کار نظافت آشپزخانه را به اتمام رساندید، سراغ اتاق بعدی بروید. اگر به طور اتّفاقی همزمان دو راهب مشغول نظافت یک قسمت شوند، یا باید کنار هم زانو بزنند و به نظافت ادامه دهند، یا یکی از آنها مشغول نظافت اتاق دیگری شود. نظافت همواره مستلزم تمرکز تام است، لذا باید هنگام نظافت سکوت کامل حکمفرما باشد. پیش از اقدام به نظافت نیز فرد باید ابتدا لباس مناسب به تن کند و تجهیزات موردنیاز را آماده سازد. راهبان ژاپنی برای این کار ردای مخصوص صومعه (samue) را بر تن می‌کنند و حوله‌ای دور سر خود می‌پیچند. استفاده از یک جارو و خاک‌انداز مناسب نیز توصیه می‌شود. فراموش نشود که کار نظافت به درب ورودی منزل خاتمه پیدا نمی‌کند، بلکه باغچه را نیز شامل می‌شود. وجود علفی که در جای نامناسبی رشد کرده، نشان‌دهندۀ ذهن نامنظّم شماست و می‌تواند کلّ زندگی شما را نابود سازد. در فصل پاییز راهب‌ها تمام روز را بیرون می‌ایستند و صبر می‌کنند تا هر برگی را که از درختان می‌افتد بگیرند. اکثر مردم کار نظافت را از آشپزخانه آغاز می‌کنند. از شستن ظرف‌های کثیف شروع کنید و بعد سطوح را نظافت کنید. بعد از این که از تمیزیِ کلّ اتاق مطمئن شدید، نوبت به کف اتاق می‌رسد. وقتی کف را می‌سابید و صیقلی می‌کنید، در حقیقت قلب و ذهن خود را صیقل می‌دهید. توالت اتاقی است که نیازمند بیشترین نظافت و تمیزی است و لذا باید حواستان کاملاً جمع باشد. اگر کوچک‌ترین اهمالی داشته باشید، ممکن است بدون آن که متوجّه شوید به‌تدریج جرم در آن انباشته شود. حواستان به کپک‌ها هم باشد. بهترین راه برای جلوگیری از ایجاد کپک آن است که چیزهایی را که موجب به وجود آمدن کپک می‌شود نگهداری نکنید. یکی از اشتباهات رایجِ خیلی‌ها این است که فراموش می‌کنند چراغ‌ها را تمیز کنند. ممکن است گرد و غبار دور حباب‌ها را بگیرد و باعث تاریک و کدر شدن اتاق شود. و یک اتاق تاریک و کدر نشان‌دهندۀ روحی مکّدر و تاریک است. نظافت حباب چراغ‌ها نیز باید در روز‌های سوم، هشتم، سیزدهم، هجدهم، بیست و سوم و بیست و هشتم هر ماه انجام شود. وقتی دور اول نظافت روزانه‌تان به پایان رسید، وقت آن می‌رسد که مشغول نظافت خودتان شوید. وجود لکه‌های نازیبا بر روی لباستان حاکی از وجود ذهنی آشفته است. تا جایی که می‌توانید لباس‌های سفید بپوشید تا لکّه‌ها بهتر تشخیص داده شوند. هیچ‌چیز بدتر از آن نیست که بفهمید روی شلوار جینِ تیره‌تان لکه‌ای بوده که از چشمتان دور مانده است. وقتی لباس‌هایتان خشک شد، حتماً قبل از این که آنها را کنار بگذارید اتویشان بزنید. راهبان تازه‌کار معمولاً در حین انجام این فعالیت‌ها از شدت هیجان به نفس‌نفس می‌افتند، لذا تمرکز کنید در تمام این مراحل تنفّس منظّمی داشته باشید. ممکن است آلودگی روی بدنتان نیز بنشیند. بنابراین لازم است در هر روز دوازده بار کلّ بدنتان را بشویید. ابتدا از صورت خود آغاز کنید و پایین بروید، به فاصلۀ میان انگشتان پاهایتان که مستعدّ بروز عفونت‌های قارچی هستند توجه ویژه‌ای داشته باشید. کار شستشو را با تمیز کردن دندان‌ها به پایان ببرید. همیشه در روزهای چهارم، نهم، چهاردهم، نوزدهم، بیست و چهارم و بیست و نهم هر ماه موهایتان را کوتاه کنید، مگر این که کچل باشید! حالا دیگر عالی شدید. ]]> جهان ادیان Tue, 16 Jan 2018 18:58:11 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7612/ مدارای مذهبی در کوبا http://dinonline.com/doc/note/fa/7579/ به گزارش ددین‌آنلاین، الجزیره یک سال پس از درگذشت کاسترو سفری به شهر هاوانا، پایتخت کوبا ترتیب داد تا جوامع مختلف مذهبی را که در این کشور در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند مورد بررسی قرار دهد.   فیدل بابانی یکی از تاریخ‌نویسان «کنیسۀ بیت شلوم» در مرکز شهر هاوانا است. این کنیسه در سال 1952 ساخته شد. حتی فیدل کاسترو نیز در چند سال اخیر در جشن‌های جامعۀ یهودیان شرکت می‌کرد. یعقوب راهنمای مذهبیِ کنیسۀ «آدات اسرائیل»، تنها کنیسۀ ارتدوکس در کوبا است.   در این تصویر یکی از پدران کلیسای ارتدوکس یونانی در حال دعا و نیایش است. جمعیت پیروان این کلیسا در سال‌های گذشته افزایش یافته است. کلیسای ارتدوکس یونانی در نزدیکی گردشگاه ساحلی هاوانا واقع شده است. کلیسای «نوسترا سنورا دا کازان» که یک کلیسای ارتدوکس روسی است در سال 2008 به عنوان یک بنای نمادین آغاز به کار کرد. مسجد عبدالله در ماه ژوئیۀ 2015 افتتاح شد. در این مسجد مسلمانان هاوانا به نسخِ اسپانیایی قرآن دسترسی دارند. جمعیت مسلمانان در کوبا در حال افزایش است و در حال حاضر حدود نه هزار مسلمان در این جزیره زندگی می‌کنند. امینه متولد کوباست و در همین کشور بزرگ شده است. از اسلام آوردن او سال‌ها می‌گذرد. امینه یکی از معدود زنانی است که در این جزیره نقاب بر چهره می‌زند.   میشل یک راهب ذن است که متولّی صومعۀ بوداییِ «ذن دوجو» در مرکز هاوانا است. ]]> جهان ادیان Tue, 19 Dec 2017 20:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7579/ تجربه یکسان مسلمانان و یهودیان در غرب از نگاه کسلر http://dinonline.com/doc/note/fa/7589/ به گزارش دین‌آنلاین، اکبراحمد در گزارشی برای هافینگتون پست نوشته است: دکتر ادوارد کسلر از اساتید دانشگاه کمبریج و یکی از ستارگان گفتگوهای بینادینی است. در سال 2007 وی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های فعّال در عرصۀ ارتباطات بینادینی معرّفی شد. دکتر کسلر مدیر «مؤسسۀ وولف» در کمبریج است که هدف از آن مطالعۀ روابط بین ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام است. او تأسیس این مؤسسه را (سال 1998) مهم‌ترین دستاورد خود تلقّی می‌کند و معتقد است که جامعه به وجود چنین نهادهایی نیاز مبرم دارد. وی در زمینۀ روابط میانِ ادیان ابراهیمی یک متخصّص است و به خاطر فعالیت‌ها و کتب فراوانی که به رشتۀ تحریر درآورده جوایز بسیاری دریافت کرده است. کسلر حتی در بعضی از موارد با رهبران بزرگ دینیِ جهان مثل پاپ و رئیس‌ خاخام‌های انگلیس همکاری کرده است. دکتر کسلر در جهان عرب نیز میهمانی گرامی و ارجمند تلقّی می‌شود و علما و شیوخ از وی به‌گرمی استقبال می‌کنند و او را از خود می‌دانند. دکتر کسلر دربارۀ ادیان اسلام و یهودیت معتقد است که این دو دین نزدیکی و قرابتی باورنکردنی با یکدیگر دارند. سال‌ها پیش من و دکتر کسلر با همکاری یکدیگر یک دورۀ آموزشیِ مجازی را با عنوان «غلبه بر شکاف بزرگ؛ رویاروی یهودیان و مسلمانان» آغاز کردیم و همچنان هر دو مدرّس این دوره هستیم. در این دوره روابط تاریخی و معاصر بین این دو دین مورد مطالعه قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود فضایی برای پیروان اسلام و یهودیت فراهم شود تا بتوانند در آن فضا بر اختلافات خود فائق آیند و راه‌هایی را برای برقراری ارتباط سازنده پیدا کنند. من عملاً به این نتیجه رسیده‌ام که یادگیری در کنار پیروان ادیان دیگر تأثیر ژرفی بر روی دانشجویان دارد. این که می‌بینم غریبه‌هایی که پیرو ادیان مختلف هستند می‌آیند و کنار هم می‌نشینند و تفکّر خود را دربارۀ یکدیگر تغییر می‌دهند یکی از بزرگ‌ترین و لذّت‌بخش‌ترین ابعاد تدریسِ من در این دوره است. همان‌طور که می‌دانم، دکتر کسلر نیز با همین میزان شور و اشتیاق این دورۀ آموزشی را تدریس می‌کند. دخترم دکتر امینه هوتی نیز سال‌ها افتخار همکاری با دکتر کسلر را داشته است. اندکی پس از واقعۀ یازده سپتامبر، کسلر که مدرک دکترای خود را از کمبریج گرفته از امینه درخواست کرد تا مدیر «مرکز مطالعۀ روابط مسلمانان و یهودیان» شود. این مرکز نخستین مرکزِ این چنینی در اروپا است و شاخه‌ای از «مرکز مطالعات یهودیان و مسیحیان» است که خودِ کسلر پایه‌گذاری کرده است. امینه نیز موفّق شد از طریق دوره‌های آموزشی و سخنرانی‌ها، و ارائۀ مقالات و کتاب‌ها، دیدگاه اسلامی را وارد حوزۀ تدریسِ دین در بریتانیا کند. خاخام‌ها، پیش‌نمازها و کشیشان در دوره‌های آموزشی او شرکت می‌کردند. او در دورۀ پنج سالۀ تصدّیِ خود گام‌های بزرگی در راستای تقویت روابط بین جوامع یهودی، مسلمان و مسیحی برداشت. در نتیجۀ فعالیت دانشمندان فعّالی مثل او و دکتر کسلر، دیدگاه جامعۀ یهودی-مسیحی به دیدگاهی یهودی-مسیحی-اسلامی تبدیل شده و ترویج این دیدگاه می‌تواند با اسلام‌هراسیِ فزایندۀ موجود به مقابله بپردازد. در مصاحبۀ مفصّلی که برای پژوهشِ «سفری به اروپا» با دکتر کسلر داشتم، ایشان توضیح داد که یهودیت مدرن نکات بسیاری را از فلسفۀ اسلامی آموخته است. وی گفت: "می‌توانم بگویم که به وجود آمدن فلسفۀ قرون وسطاییِ یهودیت بدون وجود فلسفۀ اسلامی امکان‌پذیر نبود. قواعد ادبیات و دستورزبان نیز اساساً از دستورنویسان مسلمان وام گرفته است." دکتر کسلر به وجود شباهت‌هایی میان تجربۀ مسلمانان و یهودیان در غرب امروز اشاره کرد. "من فکر می‌کنم که مسلمانان هنوز هم به عنوان «دیگری» قلمداد می‌شوند. و یهودیان این را درک می‌کنند، چراکه آنها نیز مدت‌های طولانی یک «دیگری» بوده‌اند و هنوز هم هستند... من فکر می‌کنم که جامعۀ مسلمانان باید تلاش کنند تا ارزش‌های دین اسلام را علنی سازند و نشان دهند که این دین خیلی خوب با دورنمایِ مذهبیِ کشور بریتانیا همخوانی دارد." دکتر کسلر از شخصیت‌های بسیاری الهام گرفته که از برجسته‌ترینِ آنها می‌توان به ابن رشد و پاپ ژان پل دوم اشاره کرد. ابن رشد شخصی بود که تمایل داشت با مسیحیان و یهودیان ارتباط برقرار کند و پاپ ژان پل دوم نیز ثابت کرد که یک رهبر می‌تواند مشوق بیش از یک میلیارد مسیحی شود تا با یهودیان و مسلمانان و دیگران وارد گفتگو شوند. در حال حاضر دکتر کسلر پروژۀ جدیدی را با عنوان «بی‌پرده با بنیادگرایی» دنبال می‌کند. در این پروژه بررسی می‌شود که بنیادگرایی به چه صورت خود را در ادیان مختلفِ ابراهیمی و غیرابراهیمی منعکس کرده است و چه شباهت‌هایی میان بنیادگرایی در ادیان مختلف وجود دارد. دکتر کسلر معتقد است برای این که صمیمیت و دوستی میان یهودیان و مسلمانان امکان‌پذیر باشد، لازم است گفتگوی سالم توأم با احترام و صبر و تفاهم در میان آنها تقویت شود. دکتر کسلر مثالی دربارۀ روابط بین ادیان می زند. او می‌گوید کسی که پدر یا مادر سه فرزند است (که تفاوت‌های با یکدیگر دارند) باید بداند هر فرزند دارای احتیاجات متفاوتی است و والدین باید بسته به آن احتیاجات به آنها پاسخ دهند. اگر میان فرزندان تبعیض قائل شوند، والدین خوبی نبوده‌اند. او می‌گوید اگر دربارۀ والدین این گونه است، پس در مورد خدا هم حتماً به همین نحو است. ]]> جهان ادیان Sun, 17 Dec 2017 15:21:46 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7589/ گزارشی از وضعیت اسلام و مسلمانان در کرۀ جنوبی http://dinonline.com/doc/report/fa/7580/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری الجزیره، امروز نسل جدیدِ جوانان تازه‌مسلمان کره‌ای تلاش دارند بین فرهنگ کره‌ای و دین جدید خود به یک تعادل و توازن دست پیدا کنند. در اینجا الجزیره در تلاش در پی کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ ورود دوبارۀ دین اسلام به کره توسط لشکریان ترک در جنگ 1950-1953، با نسل‌های مختلفی از مسلمانان کره به گفتگو پرداخته است. این افراد مشکلات خود را در جامعۀ کنفوسیوسیِ کره که طبقه، سلسله‌مراتب سِنّی، فرهنگ میگساری و بی‌اعتمادی نسبت به دین اسلام بر آن حاکم است مطرح کرده‌اند. مسجد مرکزی سئول که در محلۀ ایتاوون سئول واقع شده است در سال 1976 و با پشتیبانی مالیِ مالزی و همکاری دولت کره افتتاح شد. هر جمعه حدود هشتصد نمازگزار در این مسجد حضور به هم می‌رسانند. شمار بسیاری از مسلمانانِ خارجی کره که اهل پاکستان، ازبکستان، سنگال، ترکیه و کشورهای دیگر هستند در محلۀ ایتاوون زندگی می‌کنند. هارون کارا یک شهروند ترکیه‌ای است که در رستوران «مِستر کباب» مشغول به کار است. این رستوران در خیابانی واقع شده که اعضای محل آن را «خیابان مسلمانان» می‌نامند. خیابانی شیب‌دار که پر از رستوران‌های خاورمیانه‌ای و شیرینی‌فروشی‌های ترکیه‌ای است. این خیابان به مسجد مرکزی سئول منتهی می‌شود. کارا عضوی از جامعۀ کوچکِ ترک‌های مقیم کرۀ جنوبی است که ابتدائاً پس از جنگ کره در سال‌های 1950-1953 وارد کره شدند و در این کشور رحل اقامت افکندند. در آن زمان پانزده هزار سرباز ترک داوطلبانه آمدند تا در کنار نیروهای کره بجنگند. بسیاری از آنها تصمیم گرفتند در کره بمانند و متعاقباً دین اسلام را از نو به کره‌ای‌ها معرفی کردند. ترک‌ها در زمان جنگ مساجدی خیمه‌ای ساختند که ابتدا هدف از آنها خدمت‌رسانی به سربازان ترک بود. این کار زمینه را برای اشاعۀ دین اسلام در کرۀ قرن بیستم مهیا کرد. مشارکت ترک‌ها و کمک‌های آنها به کره چنان تأثیر ماندگاری برجای گذاشت که کره‌ای‌ها معمولاً ترک‌ها را «برادر» خود می‌خوانند. صفیه کنگ پس از ده سال کار کردن به عنوان مدیر حسابداری در مسجد مرکزی سئول، در سال 2015 مسلمان شد. او می‌گوید: "در ابتدا من نیز همانند بسیاری از دوستانم چیزی دربارۀ دین اسلام نمی‌دانستم و آن را به واقعۀ یازده سپتامبر و تروریسم ربط می‌دادم. اما می‌خواستم اطلاعات بیشتری دربارۀ پیامبر اسلام، الله و حقیقت دین اسلام به دست بیاورم. من معتقدم که دین اسلام دینی برحق است و به همین خاطر بود که اسلام آوردم". البته او به‌ندرت با حجاب در خیابان‌های سئول ظاهر می‌شود و در این باره می‌گوید دوست ندارم مردم خیره‌خیره به من نگاه کنند. امیر کیم نوکیش 28 سالۀ کره‌ای دربارۀ دین اسلام می‌گوید: "جذاب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین جنبۀ دین اسلام برای من مفهومِ برادری و برابری است. کرۀ جنوبی یک جامعۀ بسیار محافظه‌کارِ کنفوسیوسی است که سن در آن حرف اول را می‌زند و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها بالاترین منزلت را دارد". از نظر امیر، این معیار اجتماعی بسیاری از اوقات دست‌وپاگیر می‌شود. عمر چوی عضوی از موج جدید جوانان مسلمان کره‌ای است که سعی دارند دین اسلام را از طریق رسانه‌های اجتماعی در کرۀ جنوبی اشاعه دهند. او با تهیۀ مجموعۀ ویدئوییِ «از کباب تا کباب» برای یوتیوب، برای تبلیغ رستوران‌های اسلامی با «سازمان توریسم سئول» همکاری می‌کند. خانم اوا بورا سانگ پس از مطالعه و بررسی دربارۀ دین اسلام، در سال 2007 یعنی همزمان با گروگانگیری کره‌ای‌ها در افغانستان مسلمان شد. او می‌گوید: "بعضی‌ها به من می‌گویند به کشور خودم برگردم و بعضی دیگر فکر می‌کنند در کُتم بمب مخفی کرده‌ام. اکثر مردم کره تصویری کلیشه‌ای راجع به دین اسلام دارند که به‌غلط در رسانه‌های کره منعکس شده است". وی اکنون در مسجد سئول مشغول به فعالیت است و هر روز برای مسیحیان و دیگرانی که می‌خواهند اطلاعات خود را دربارۀ دین اسلام افزایش دهند سخنرانی می‌کند و به سؤالات آنها پاسخ می‌دهد تا سوءتفاهم‌هایی را که دربارۀ دین اسلام دارند از بین ببرد و پی ببرند که اسلام دین صلح و احترام است. از هزار تا دو هزار نفری که در سخنرانی‌های بورا شرکت می‌کنند، ده درصد مایل به گرویدن به دین اسلام هستند. ]]> جهان ادیان Sat, 09 Dec 2017 19:48:26 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7580/ بسیاری از ساکنان مرکز و شرق اروپا دین و هویت ملّی را با هم مرتبط می‌دانند http://dinonline.com/doc/article/fa/7560/ به گزارش دین‌آنلاین، براساس تحقیقات مؤسسۀ پیو، در مقایسه با شهروندان آن دسته از کشورهای مرکزی و شرقی اروپا که فاقد دین رسمی یا مرجّح هستند، در کشورهایی که دارای دین رسمی یا مرجّح هستند بیشترِ مردم هویت دینی و ملّی را با هم مرتبط می‌دانند. علاوه بر این، ساکنان کشورهایی که دارای دین رسمی یا مرجّح هستند بیشتر از اعطای کمک‌هزینه‌های دولتی به کلیسا و نقش داشتنِ کلیسا در سیاست‌های عمومیِ کشور خود حمایت می‌کنند. از هجده کشوری که مرکز پژوهشی پیو در این منطقه مورد بررسی قرار داد، دو کشور (ارمنستان و یونان) دارای دین رسمی دولتی هستند. در نه کشور دیگر از جمله روسیه و لهستان یک دین در ارجحیت قرار دارد. در این کشورها به پیروان آن دینِ خاص امتیازات ویژه‌ای تعلّق می‌گیرد، هرچند چنین چیزی به رسمیت شناخته نشده است. به طور متوسّط در این کشورها 66% مردم معتقدند که پیروی از دین رسمی یا مرجّحِ کشور جزء مهمّی از هویت ملّیِ آن کشور است. در اکثر کشورهایی که فاقد یک دین رسمی یا مرجّح هستند، تعداد کمتری از مردم (متوسط 43%) همین اعتقاد را دربارۀ گروه غالب مذهبیِ کشورشان دارند. برای مثال در کشور یونان که در آن مذهب ارتدوکس یونانی دین رسمی کشور است، از نظر 76% از مردم، ارتدوکس بودن جزء مهمّی از هویت یونانی محسوب می‌شود. در لهستان نیز که مذهب کاتولیک رومی موردترجیح دولت است، 64% از مردم می‌گویند کاتولیک بودن جزء مهمّی از یک لهستانیِ حقیقی بودن است. در کشورهایی که هیچ دین رسمی یا مرجّحی وجود ندارد، درصد کمتری از مردم قبول دارند که دین و وابستگیِ ملّی با هم در ارتباط هستند، از جمله در اوکراین (51%)، مجارستان ( 43%) و لاتویا (11%). البته این روند استنثاهایی نیز دارد. برای مثال در جمهوری سابق بوسنی که کشوری دارای تنوّع مذهبی است و فاقد یک دین رسمی یا مرجّح است، 59% از مردم معتقدند پیروی از یک دین (چه اسلام باشد، چه مذهب کاتولیک یا ارتدوکس)، جزء مهمّی از یک بوسنیاییِ واقعی بودن است. در کشور همسایه یعنی کرواسی نیز که آن هم فاقد یک دین مرجّح است، 58% از مردم می‌گویند کاتولیک بودن جزء مهمّی از کرواسیایی بودن است. با این که می‌دانیم میان دین و وابستگیِ ملّی پیوند وجود دارد، اکثر شهروندانِ چهار کشور از یازده کشور مرکز و شرق اروپا که دارای یک دین رسمی یا مرجّح هستند، عملاً طرفدار جدایی کلیسا و حکومتند. این شامل 62% از یونانیان و 59% از مولدووایی‌ها و صرب‌ها می‌شود. در بلاروس، بلغارستان و روسیه عموم مردم بر سر این مسئله اختلاف‌نظر دارند؛ 50% از مردم طرفدار جدایی دین از سیاست دولتی هستند و 42% نیز می‌گویند دولت باید مروّج اشاعۀ ارزش‌ها و اعتقادات مذهبی در کشور خود باشد. فقط در ارمنستان و گرجستان اکثریت مردم (به ترتیب 59% و 52%) معتقدند دولت باید اعتقادات و ارزش‌های مذهبی را در کشور ترویج کند. در هفت کشور شرقی و مرکزی اروپا که هیچ دین رسمی یا مرجّحی در آنها وجود ندارد، اکثریت قریب به اتّفاق مردم طرفدار جدایی دین و دولت هستند. برای مثال در بوسنی (که در دهۀ 1990 خشونت‌های قومی و مذهبی را تجربه کرد) 76% از مردم طرفدار جدایی دین و دولت هستند و در کرواسی که آن نیز خشونت قومی و مذهبی را تجربه کرده، تقریباً از هر ده نفر هفت نفر (69%) همین حرف را می‌زنند. مردم کشورهایی که دارای یک دین رسمی یا مرجّح هستند بیشتر از کسانی که در جاهای دیگر زندگی می‌کنند (متوسط 53% در مقایسه با 40%) از اختصاص یافتنِ بودجۀ دولت به مذهبِ غالب کشور حمایت می‌کنند. برای مثال از هر ده گرجی هشت نفر (82%) معتقدند که کلیسای ارتدوکس گرجی (دین مرجّح کشور) باید مورد حمایت مالی دولت باشد. اما در لاتویا که فاقد کلیسای رسمی یا مرجّح است، کمتر از یک سوم (30%) از افراد بزرگسال معتقدند که دولت باید به بزرگ‌ترین کلیسای کشورشان، یعنی کلیسای لوتری اوانجلی لاتویا بودجه بدهد. اما دو کشور (لهستان و یونان) در مقابل این روند مقاومت می‌کنند. در یونان تنها 18% از مردم طرفدار حمایت مالی دولت از کلیسای ارتدوکس رسمی یونان هستند و در لهستان تنها 28% از مردم می‌گویند دولت باید از مذهبِ مرجّح کاتولیک در کشور حمایت مالی کند. ]]> جهان ادیان Wed, 08 Nov 2017 18:42:04 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7560/ آداب و رسوم تدفین مردگان در اقصی‌نقاط جهان http://dinonline.com/doc/article/fa/7557/ آنتیشتی- هند واژۀ آنتیشتی به معنای «آخرین ایثار» است. جنازه بسته به طبقۀ اجتماعی، جنسیت و سنّ متوفّی، طیّ مراسم خاصّی به عناصر خلقت بازگردانده می‌شود. در این روش جسد در تلّی از هیزم سوزانده می‌شود و خاکستر او به جریان رودخانه سپرده می‌شود. مهره‌هایی از جنس مرده- کرۀ جنوبی از آنجا که در کرۀ جنوبی فضای کافی برای خاکسپاری وجود ندارد، کره‌ای‌ها ناگزیرند در مورد جنازه‌های امواتشان خلاقیت به خرج دهند. آنها جسد را می‌سوزانند، باقیماندۀ آن را به شکل مهره‌هایی شبیه به جواهر درمی‌آورند و غالباً پس از رنگ‌آمیزی، آنها را در ظرفی نگهداری می‌کنند. برهنه‌رقصی- چین و تایوان در کشور تایوان خیلی مهم است که افراد زیادی در مراسم خاکسپاری شرکت کنند. لذا بعضی از خانواده‌ها به منظور جذب جمعیتِ هرچه‌بیشتر جشن می‌گیرند و برهنه‌رقصانی استخدام می‌کنند تا با رقصیدن مردم را جمع کنند. تابوت‌های معلّق- چین و فیلیپین اهالی ساگادا در فیلیپین بر این باور بودند که هرچه تابوت به آسمان نزدیک‌تر باشد، متوفّی به بهشت نزدیک‌تر خواهد بود. لذا تابوت‌ها را در نقاطی دور از دسترس بر فراز کوهستان‌ها قرار می‌دادند. جامه‌ای از یشم- سلسلۀ هان چین اعضای خانوادۀ سلطنتی دودمان هان در جامه‌ای از جنس یشم تدفین می‌شدند. یشم به شکل مربع، مستطیل و مثلث بریده و با استفاده از سیم به شکل لباسی به هم دوخته می‌شد. این لباس‌ها فوق‌العاده گران‌قیمت بودند و تهیۀ آنها سال‌ها زمان می‌برد. تشییع‌جنازه با موسیقی جاز- نیواورلئان این روش آمیزه‌ای است از فرهنگ سنتی اروپا و آفریقا. صفی از نوازندگان جاز متوفّی را تا قبر همراهی می‌کند و در تمام راه موسیقی غمگین می‌نوازند. البته پس از اتمام تدفین، موسیقی‌های شادتری نواخته می‌شود. تدفین جمجمه- جمهوری کیریباتی اهالی کیریباتی چند ماه پس از تدفین، نبش‌قبر می‌کنند و جمجمۀ مرده را برمی‌دارند و پس از برق انداختن و روغن‌مالی آن را در خانۀ خود در معرض دید قرار می‌دهند. در ماداگاسکار نیز فامادیهانایی‌ها هر 5-7 سال مرده را از قبر درمی‌آورند، دوباره در پارچه‌ای می‌پیچند، معطّر می‌کنند و با آن می‌رقصند. عکس یادگاری با مرده- انگلستان در عصر ویکتوریا گرفتن عکس با اموات رایج بود. تدفین آسمانی- تبت در بیشتر فرقه‌های بودایی، اجساد سوزانده می‌شود. اما چون در تبت چوب زیادی برای سوزاندن اموات نیست، تبتی‌ها جنازۀ مردگان خود را در دسترس کرکس‌ها قرار می‌دهند تا بخورند. سپس استخوان‌ها را جمع می‌کنند و به کلاغ‌ها می‌دهند. توتنپس- یونان باستان، مصر، شمال‌شرق آفریقا پیروان بعضی ادیان مصری یا سامی پاسپورت‌هایی برای اموات داشتند که بر روی آن عکس متوفّی و دستورالعمل‌هایی برای سیر و سیاحت در جهان اخروی درج شده بود. برج خاموشان- ایران و هند زرتشتی‌ها مردگان خود را در جایی به نام برج خاموشان در دسترس لاشخورها قرار می‌دهند تا گوشت آنها را بخورند. سپس استخوان‌ها را در مرکز سازه جمع می‌کنند تا پوسیده شود. باران نیز استخوان‌ها را می‌شوید و راهی خاک می‌شود. از این طریق متوفّی پاک می‌شود و به خاک بازمی‌گردد. تدفین در کشتی- اسکاندیناوی جسد به همراه اشیاء ارزشمندی مثل شمشیر، زره و جواهرات در قایقی که مخصوص این کار ساخته شده قرار داده می‌شود. گاهی قایق به دریا فرستاده می‌شود و گاه به تابوت مبدّل می‌شود و دفن می‌گردد. مومیایی کردن- مصر باستان، قارۀ آمریکا و آسیا در این روش اندام‌های داخلی از جسد خارج می‌شود، یا جسد خشکانده می‌شود و از گزند آفات مصون می‌گردد. قدمت قدیمی‌ترین مومیایی‌ها به 9400 سال پیش برمی‌گردد. مرده‌خواری- آفریقا، آمریکای جنوبی و اقیانوسیه در این روش عزاداران جنازه را به عنوان نوعی ابراز ترحّم یا جذب نیروی حیاتی متوفّی می‌خورند. اجساد لجنی- اروپا این نیز نوعی مومیایی کردن است. متوفّی در یک لجنزار دفن می‌شود که به‌ طورطبیعی جنازه را مومیایی می‌کند و سالم می‌ماند. سردابه- سراسر جهان سردابه یا دخمه‌ها آرامگاه‌های زیرزمینی برای تدفین مردگان هستند. تهی‌گور- سراسر جهان این بنا قبری خالی است که به یادبود فرد یا افرادی که در جای دیگری دفن شده‌اند ساخته می‌شود. تدفین در دریا ریشه‌های این سنّت باستانی بسیار عمیق و نامعلوم است و در اکثر ادیان بزرگ دیده می‌شود. سکۀ اوبول کارن، یونان باستان سکّه‌ای همراه با مرده دفن می‌شد تا با آن هزینۀ ورودی جهان اخروی را بپردازد. تدفین اکولوژیک در عصر مدرن بعضی‌ها ترجیح می‌دهند به جای این که فضایی در قبرستان اشغال کنند یا گازهای سمّی حاصل از سوختنشان در محیط‌زیست پخش شود، جسدشان سریع تجزیه شود و به طبیعت بازگردد. مرده‌سوزی، سراسر جهان این روش در مکاتب بودیسم و هندوئیسم رواج دارد و سال‌هاست که در مسیحیت نیز رفع ممنوعیت شده و رواج یافته است. جهت‌گیری جسد مسیحیان سر مرده را به سمت غرب و پاها را به سمت شرق قرار می‌دهند که این موضوع به رجعت مسیح مرتبط می‌شود. البته گاهی قاتلان، دزدها، خودکشی‌کرده‌ها و امثال آنها را سروته یا بر سر چهارراه‌ها دفن می‌کنند. ساتی، هند طبق این رسم، بیوۀ مرد خود را زنده‌زنده در تلّ آتش جنازۀ شوهر می‌افکند. خفه کردن، فیجی در این رسم، اعضای نزدیک خانوادۀ متوفّی (اکثراً همسر) از طریق خفه کردن کشته می‌شدند. اهالی فیجی معتقد بودند که خدای روویالو روح مردی را که همراه همسرش وارد جهان آخرت نشود نابود خواهد کرد. تدفین در فضا، آمریکا شرکت‌هایی مثل سلستیس خاکستر اموات را به مدار دور زمین یا با هزینه‌ای گزاف‌تر به ماه منتقل می‌کنند. ]]> جهان ادیان Tue, 31 Oct 2017 19:28:20 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7557/ شهرنشین‌ها وقتی برای دین ندارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ کایلی چیمبرز اهل شهر دونگال می‌گوید دین در زندگی روستانشین‌ها نقش پررنگ‌تری دارد؛ چراکه در این مناطق رویدادهای اجتماعی بیشتر است و روابط مردم با اعضای خانواده و دوستانشان حول محور کلیسا می‌چرخد. آقای چیمبرز همچنین به افزایش تنوّع مذهبی در جامعۀ ایرلند اشاره می‌کند و می‌گوید به نظر من خوب است که در زندگی روزمرۀ خودمان با تنوّع مواجه باشیم. دلیل بروز این گوناگونی، مهاجرت خارجی‌ها به ایرلند است و از نظر من خوب است که با هم تلاقی فرهنگی داشته باشیم. وقتی گفته شد 10 درصد مردم خود را فاقد دین معرّفی کرده‌اند، خانم کلورا هال اهل رینگسند از این موضوع تعجّبی نکرد. او می‌گوید در گروه دوستان و هم‌سن‌و‌سالان من همۀ ما بی‌دین هستیم، اما در فرم مدرسۀ کودکانمان در قسمت دین، جلوی «مذهب کاتولیک» تیک می‌زنیم. اما فقط اسماً کاتولیک هستیم، نه در عمل. او می‌گوید که امیدوار است افزایش تعداد ادیان دیگر در کنار مذهب کاتولیک، به تغییراتی در برنامه‌ریزی سیاست عمومی منجر شود و بتوانیم شاهد تحوّلات مثبتی در برنامه‌ریزی مدارس باشیم. ایان سندرز نیز از شنیدن خبر افزایش تعداد بی‌دین‌ها تعجّبی نکرد. او می‌گوید من فکر می‌کنم رویگردانی مردم از دین رویه‌ای عمومی است. امروزه مراسم‌های ازدواج و تشییع جنازه که در آنها مسئول اجرای مراسم یک اومانیست است مرسوم‌تر شده و افزایش یافته است. وقتی از سندرز پرسیده شد نظرش دربارۀ دلیل اینکه متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند بیش از متوسّط سنّ مسلمانان یا ارتدوکس‌هاست، پاسخ داد این به خاطر ورود مهاجران جوان به ایرلند است. مسلمانان و ارتدوکس‌ها و خانواده‌های جوانشان تقریباً تازه‌ به ایرلند مهاجرت کرده‌اند. رویری اُسیوچرو اهل تریلی نیز احساس می‌کند که جوانان علاقه‌ای به دین ندارند. او می‌گوید: "من فکر می‌کنم که بسیاری از جوانان اهل دین و دیانت نیستند و به احتمال زیاد در کادر دین، گزینۀ بی‌دین را تیک زده‌اند." از نظر او به همین خاطر است که تعداد بی‌دین‌ها 73.6% افزایش داشته است و متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند تا این اندازه در مقایسه با دیگران بالا رفته است. طبق نتایج این سرشماری، مناطق شهرنشین دارای کمترین درصد کاتولیک‌ها بود و در مقابل مناطق روستانشین بیشترین تراکم کاتولیک‌ها را دارا بود. از نظر اُسیرچرو این موضوع منطقی است، چون آن طور که به نظر می رسد، مردم شهرها زمانی برای دین ندارند. خانم روزالی انگلز اهل آلمان معتقد است رقم ده درصد برای تعداد جمعیت بی‌دین‌های ایرلند رقم کمی است، چراکه از نظر او از میان جمعیت دانشجویان دست‌کم نیمی از آنها بی‌دین هستند. تریشا کوزاک اهل لیمریک معتقد است که جوانانی که پیرو ادیان دیگر هستند بیشتر از کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها به دین خود افتخار می‌کنند، خصوصاً به خاطر رسوایی‌هایی که کلیسای کاتولیک رومی در سال‌های اخیر داشته است. او می‌گوید خود من شخصاً قبلاً هر هفته به کلیسا می‌رفتم، اما حالا فقط در مراسم کریسمس شرکت می‌کنم. چون فکر می‌کنم کلیسا نهادی است که مرتکب خطاهای بسیاری شده است. کوزاک معتقد است که نتایج این سرشماری در آینده بر سیاست عمومی خصوصاً در عرصۀ آموزش تأثیر خواهد گذاشت. ]]> جهان ادیان Thu, 19 Oct 2017 15:08:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ بیش از 20درصد کشورهای جهان دارای دین رسمی هستند http://dinonline.com/doc/report/fa/7531/ به گزارش دین‌آنلاین براساس تحقیقات صورت‌گرفته توسّط مرکز پژوهشی پیو، اکثر 43 کشوری که دارای دین رسمی هستند در خاورمیانه، شمال افریقا و گروهی از آنها نیز در شمال اروپا واقع شده‌اند و از این میان اکثریت آنها مسلمان هستند. طبق این گزارش، تقریباً نیمی از کشورهای جهان دارای هیچ دین رسمی یا مرجّحی نیستند و 10 کشور (5درصد) نیز کلاً با دین خصومت دارند. دین اسلام دین رسمی 27 کشور در آسیا، خاورمیانه، جنوب صحرای افریقا و همچنین افریقای شمالی است. دین رسمی سیزده کشور (از جمله نه کشورِ اروپایی) مسیحیت، دین رسمی دو کشور (بوتان و کامبوج) بودیسم و دین رسمی یک کشور (اسرائیل) نیز یهودیت است. اما هندوئیسم دین رسمی هیچ کشوری نیست. براساس گزارش مؤسسۀ پیو، در بعضی از موارد ادیان رسمی دارای نقش‌هایی عمدتاً تشریفاتی هستند. اما معمولاً پیروان دین رسمی یک کشور از لحاظ جایگاه حقوقی یا مالیاتی، مالکیت مستغلّات یا املاک دیگر و برخورداری از حمایت مالی دولت دارای امتیازات بارزی هستند. افزون بر این، کشورهایی که دارای دینی تحت حمایت دولت (یا دینی رسمی) هستند، معمولاً با سختگیری بیشتری برای ظهور و بروزهای دینی مردم قانون‌گذاری می‌کنند و برای مثال برای اقلیت‌های مذهبی محدودیت‌ها یا ممنوعیت‌هایی وضع می‌نمایند. همچنین در این گزارش آمده است که در موارد معدودی دین رسمی یک کشور اساساً میراث تاریخی آن است و اکنون دولت امتیازات اندکی به آن اختصاص داده است. تعداد کمی از کشورهای دیگر نیز در منتهی‌الیه این طیف قرار دارند و پذیرش دین رسمی خود را برای تمام شهروندان الزامی کرده‌اند. در میان کشورهایی که دارای یک دین مرجّح هستند، دین مسیحیت در 28 کشور از 40 کشور دین موردعلاقۀ مردم است. بیش از نیمی از تمام این کشورها بودجه یا امکاناتی را به برنامه‌های تعلیمات مذهبی (عمدتاً به نفع دین مرجّح) اختصاص داده‌اند و یک‌سوم نیز بودجه یا امکاناتی برای ساخت بناهای مذهبی لحاظ کرده‌اند. در ده کشور دولت یا به‌شدّت نهادهای مذهبی را تحت نظارت خود دارد، یا به‌طورجد با دین به دشمنی می‌پردازد. از جمله چین، کوبا، کرۀ شمالی، ویتنام و بسیاری از جمهوری‌های سابق شوروی. براساس گزارش مؤسسۀ پیو، این کشورها جاهایی هستند که مأمورین دولت عملکردهای عبادی، بروز و ظهورهای دینی مردم و فعالیت‌های سیاسی گروه‌های مذهبی را تحت کنترل خود دارند. ]]> جهان ادیان Tue, 03 Oct 2017 20:18:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7531/