پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين حقوق :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/rights Tue, 25 Jun 2019 16:47:13 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 25 Jun 2019 16:47:13 GMT حقوق 60 جنجال بر سر یک سوگند در امریکا http://dinonline.com/doc/report/fa/8177/ استیو کوهن نماینده تنسی به نیویورک تایمز گفته است: «من فکر می‌کنم خدا به نهادهای مذهبی همچون معبد، کلیسا، کلیسای جامع و مسجد تعلق داشته باشد نه به کنگره". کوهن رئیس کمیته حقوق شهروندی و آزادی‌های مدنی کنگره است. همچنین جرالد نادلر به‌عنوان رئیس کمیته قضایی مجلس نمایندگان امریکا گفته است: "ما آزمون‌های دینی نداریم". در ماه فوریه و در جریان یک جلسه دادرسی، نادلر به هنگام ادای سوگند در جایگاه شهود این عبارت را ادا نکرد ولی با تذکر مایک جانسون جمهوری‌خواه، عذرخواست و آن را ذکر کرد. در عرصه سیاست حزب دموکرات‌ها همواره به بی‌خدایی متهم است. لیز چنی نماینده جمهوری‌خواه از وایومینگ به فاکس نیوز می گوید: "آنها واقعا تبدیل به حزب کارل مارکس شده‌اند." مدافعان حذف عبارت مذکور از مراسم سوگند می‌گویند چنین عبارتی در قانون اساسی وجود ندارد. در همین حال دبی دینگل جمهوری‌خواه مدافع حفظ این عبارت از جمهوری‌خواهان بابت این امر شاکی است که آنها از این قضیه برای منحرف کردن اذهان نسبت به مسائلی همچون درمان عمومی استفاده می‌نمایند. گفتنی است کشور امریکا در زمان شکل گرفتن از مسیحیان و دین‌باوران تشکیل شده بود. در آن زمان خداناباوران کمی وجود داشتند. امروزه اما امریکا کشوری متکثر با مجموعه گسترده‌ای از عقاید و خداناباوران است. به گفته مرکز تحقیقاتی پیو (Pew) مسیحیان همچنان اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند (70 درصد)، ولی 6 درصد غیر مسیحی و 7 درصد بی دین و خداناباور وجود دارند. ]]> حقوق Mon, 17 Jun 2019 19:19:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8177/ نزاع های کلامی بر سر سقط جنین http://dinonline.com/doc/report/fa/8167/ مدافعان قانون جدید ممنوعیت سقط جنین در یکی از ایالات متحده آمریکا از آن به‌عنوان "ضربان قلب" یاد می کنند که اشاره به اولین ضربان قلب جنین دارد. از سوی دیگر استیسی آبرامز از حزب دموکرات که اخیرا رقابت بر سر تصدی فرمانداری را واگذار کرده است قانون تصویب شده در ایالت جورجیا را "لایحه باروری اجباری" دانسته است و پس از آن شعار "نه به تولد اجباری" شکل گرفت. نزاع بر سر سقط جنین مدتهاست که شکل واژگانی گرفته است. در دهه 1960 مخالفان سقط جنین عبارت "pro-life" را جعل نمودند و می گفتند که توجهشان به انسانیت جنین می باشد و مدافعان سقط جنین در مقابل عبارت "pro-choice" را برگزیدند و بر حق تصمیم گیری زن نسبت به بدنش تاکید داشتند. در میانه دهه 1990، مخالفان سقط جنین عبارت "سقط جنین، تولد ناقص" را بکار می بردند و موافقان سقط جنین عبارت "به زنان اعتماد کنید" را. گونیداکیس یکی از فعالان مخالف سقط جنین در این باره می گوید: "وقتی می گوییم از نوزادان با قلب تپنده محافظت کنیم راهی را برای مقابله با سونامی پیامهای والدگری تنظیم شده پیدا کرده ایم". در اینجا اشاره گونیداکیس به یک گروه برجسته مدافع سقط جنین است. او در ادامه می افزاید: "قدرت کلمات و تکرار آنها بارها به جهت دادن بحث کمک کرده و جریان را به نفع شما تغییر می دهد". کارشناسان می گویند در یک میدان جنگ فرهنگی که بسیاری از امریکایی ها انتخاب خود را از پیش انجام داده اند، پیام رسانی موثر می تواند به عنوان یک عامل کارگشا در جهت سوق دادن افرادی که هنوز تصمیم خود را نگرفته اند به یک سمت، تعیین کننده باشد. اکنون داستانهای پیرامون سقط جنین به طور فزاینده ای با هشتگ هایی همچون "سقط جنین خود را فریاد بزن" و "تو مرا می شناسی" رواج یافته است. هدف بسیاری از فعالان مدافع سقط جنین استفاده از ادبیات صریح ‌تر است تا بدین وسیله تمرکز افراد را از جنین به شخصی بازگردانند که حامله می باشد. در مقابل نیز مخالفان سقط جنین تاکید زیادی بر این دارند که آنها به وجود انسانی جنین باور دارند. آنها اجتماعاتی را در مقابل کلینیک های سقط جنین راه می اندازند همراه با شعارهایی همچون "سقط جنین یک قلب تپنده را از کار می اندازد". اندره میلر مدافع حق سقط جنین و رئیس موسسه ملی سلامت تولید مثل می گوید که شعارهایی همچون "سقط جنین سالم و قانونی" عالی می باشند اما در برانگیختن احساساتی که مخالفان سقط جنین به مدیریت آنها می پردازند ناکام هستند. میلر می گوید: "وقتی شما از امر قانونی دور می شوید و به فعالیت در زندگی واقعی مردم وارد می شوید شاهد حمایت و تحرک بیشتری هستید". در جانب مقابل، گونیداکیس یکی از فعالان مخالف سقط جنین است و می گوید ادبیات استفاده شده در برخی هشتگ ها از سوی هواداران سقط جنین همچون "ممنوعیت ها را پایان دهید" و "زایش اجباری" توجه او را به خود جلب کرده است. اما با این حال می گوید: "من نمی گویم [آنها] گیرا نیستند اما من معتقدم نجات دادن یک کودک با قلب در حال تپش، نسبت به آنها جذاب تر است". ]]> حقوق Sun, 16 Jun 2019 14:46:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8167/ فقط روحانیان مسیحی حق حضور کنار اعدامی دارند! http://dinonline.com/doc/report/fa/8152/ هنگامی که دادگاه عالی در تابستان گذشته خصومت رئیس جمهور ترامپ نسبت به مسلمانان را نادیده گرفت، قاضی سونیا سوتومایور به مخالفان هشدار داد که اکثریت اساس «اصول بنیادی رواداری مذهبی» را تضعیف می‌کنند. او گفت دادگاه پیامی فرستاده است که «اقلیت‌های مذهبی در کشور ما خارجی هستند و عضو اصلی جامعه‌ سیاسی نیستند.» در اواخر روز پنج‌شنبه دادگاه عالی پیامی ارسال کرد که موعد اعدام یک زندانی به نام «دومینیک حکیم مارسل ری» است که در سال ۱۹۹۵ در آلاباما به علت تجاوز و قتل دختری ۱۵ ساله به اسم سلمی محکوم شده است. یک روز پیش از آن دادگاه استیناف اعدام آقای ری را به تعویق انداخته بود. آقای ری خواسته بود که در زمان اعدام یک روحانی مسلمان در کنارش باشد؛ اما در اداره اصلاحات آلاباما، هولمن، تنها یک کشیش مسیحی حضور داشت. مسئولان زندان گفتند که مجوز دادن به روحانی مسلمان نگرانی‌های امنیتی ایجاد خواهد کرد. آقای ری اعلام کرد که حضور روحانی مسیحی به جای مسلمان در اتاق اعدام، تخطی از حق آزادی مذهب در مورد اوست. پس از رأی گیری در دادگاه عالی اعدام در حالی انجام شد که «امام یوسف مایسونت» از پشت شیشه شاهد اعدام آقای ری بود. اما پنج عضو محافظه‌کار دادگاه عالی در مورد درخواست آقای ری رضایت پیدا نکردند. قاضی الینا کاگان تصمیم اکثریت اعضا را «عمیقاً اشتباه» خواند. کاگان گفت اینکه یک زندانی با دینی غیر از مسیحیت نمی‌تواند یک روحانی از دین خود در کنار خود داشته باشد مغایر با ماده‌ی اصلی بی‌‌طرفی مذهبی است. او افزود که آقای ری «شجاعانه ادعا کرد که دولت حقوق مذهبی او را در زمان محکومیت به مرگ نقض می‌کند». اسپنسر هان، یکی از وکلای آقای ری، پس از اعدام او گفت: «او تا آخرین لحظات خواستار رفتار برابر بود.» ]]> حقوق Fri, 10 May 2019 13:59:08 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8152/ در اتخاذ مبانی توسعه و برنامه‌ریزی منحرف شده‌ایم http://dinonline.com/doc/report/fa/8120/ علی‌رضا بهشتی استاد دانشگاه تربیت مدرس در نشست چالش‌های انقلاب اسلامی در دهه پنجم که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار گردید گفت: «در تمامی دولت‌های پس از جنگ با وجود همه اختلافات باید از یک انحراف در اتخاذ مبانی توسعه و برنامه ریزی متناسب با دیدگاه توسعه انسانی نام برد، که ما را از عدالت دور کرده است». بهشتی در ابتدای سخنان خود ضمن اعلام عنوان سخنرانی با عنوان «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، عدالت و توسعه انسانی» گفت: «همیشه اعتقاد داشته‌ایم که همچون شب قدر در ارزیابی کارنامه یکساله اعمال عبادی، دهه فجر نیز وقت حساب کشی و محاسبه کارنامه یکساله انقلاب اسلامی می‌باشد.» او افزود: «ایده پیشرفت اصلی‌ترین مطالبه جامعه ایرانی پس از مواجهه با تجدد بوده و باقی مانده است. ایده‌ای که بعدها نامش توسعه گذارده شد. اهداف میانی‌ای نیز از سوی مصلحان و اندیشمندان مورد پیشنهاد واقع شده است که بیش از همه استقلال، آزادی و عدالت مورد اهتمام قرار گرفت. در این زمینه همیشه دیدگاه‌ها و مناقشات بسیاری درباره اَشکال و حدود و ثغور این اهداف و مبانی درگرفته است. انقلاب اسلامی سال 1357 نقطه عطفی در زمینه ایده توسعه و پیشرفت بود، چرا که برای اولین بار امکان طراحی یک نظام سرتاسر جدید فراهم شد. گفتگو و مناقشات فراوان در زمان تدوین قانون اساسی ایران در آزادترین فضای سیاسی تاریخ معاصر ایران، کار تصمیم گیری نظام جدید درباره ایده توسعه و پیشرفت را با مشکلات زیادی مواجه ساخت.» بهشتی ادامه داد: «به هر صورت نمایندگان منتخب مردم در مجلس خبرگان قانون اساسی در یکی از آزادترین انتخابات تاریخ معاصر، متن قانون اساسی را تدوین کردند و آن را جهت رسمیت به همه پرسی عمومی گذاشتند. پرسش مهم این است که چارچوب قانون اساسی در قبال ایده توسعه و پیشرفت به کدام یک از الگوهای شناخته شده این زمینه نظیر نوین‌سازی، ساخت‌گرایی، نئوکلاسیک و توسعه انسانی نزدیک است؟ تلاش خواهم کرد نشان دهم که اصول اقتصادی این قانون بیش از همه نزدیک به الگوی توسعه انسانی آن هم یک دهه پیش از طرح آن به عنوان مبنایی متفاوت برای توسعه و معیاری جهانی برای سنجش، نزدیک است.» این استاد دانشگاه در بخش نخست ارائه خود ادامه داد: «به این منظور نظریه توسعه انسانی با ارجاع به فرازهای مهم آن از نظر صاحبنظرانی چون محبوب الحق، آمارتیا سِن و مارتانوسبام به عنوان پیشگامان این ایده در خور توجه است. البته ترجمه درست‌تر این ایده توسعه انسان یا تعالی و رشد انسان است. توسعه انسانی یک ایده اصلی دارد و آن بازگشت به هدف است. محبوب الحق اقتصاد دان پاکستانی نخستین نظریه پرداز ایده در بین سال‌های 1986 تا سال 1993 این طرح نو را با همکاری دیگران به عنوان اولین گزارش توسعه انسانی سازمان ملل عرضه و طراحی نمود. در مقدمه کتاب محبوب الحق با عنوان «تاملاتی در توسعه انسانی» که در سال 1995 انتشار یافت شش دلیل در برتری این نظریه با سایر آرا عرضه گردید. ارزش ذاتی و عدم نیاز به استدلالی فراتر، ابزار تولید بیشتر، کاهش زاد و ولد، کاهش فقر، حفاظت از محیط زیست، تاثیرگذاری بر جامعه مدنی سالم، ارتقا دموکراسی و ثبات اجتماعی بیشتر و کاهش بی ثباتی سیاسی از جمله این دلایل بود. محبوب الحق مفهوم امنیت را با دور ساختن از امنیت نظامی و سرزمینی و ملی و نزدیک ساختن آن به مفهوم امنیت انسانی، شرط اساسی توسعه انسانی را آن می‌داند. در دیدگاه او مردم ابزار و هم هدف توسعه انسانی است.» بهشتی ادامه داد: «عبارت طنزآمیز محبوب الحق این بود که باید از خودمان بپرسیم اگر در نیمه شب بچه شیرخوارمان گریه کند، آیا به جای شیر به او اسلحه می‌دهیم یا نه، به اینکه بخش زیادی از بودجه کشورها را مصارف نظامی می‌بلعد انتقاد می‌کند. در دیدگاه محبوب الحق انسان به جای طفیلی توسعه بودن، موضوع و هدف اصلی آن است. گسترش انتخاب‌های مردم، اوقات فراغت مناسب، دسترسی بیشتر به دانش، تغذیه، امنیت خاطر، امنیت در قبال جرائم، آزادی‌های سیاسی و فرهنگی و حس مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی از مهمترین اهداف این رویکرد انسان مدار است. جایی که در دهمین سالگرد بیانیه آماتیا سن و همکارانش هم، کانونی بودن GDP در مباحث توسعه انسانی به عنوان شاخص اصلی را مورد انتقاد قرار دادند. چیزی که همچنان در کشور ما متاسفانه دنبال می‌شود.» این استاد دانشگاه در بخش دوم سخنان خود در تحلیل قانون اساسی تدوین شده در سال 1358 و تطبیقش بر رویکرد و مفاهیم توسعه انسانی اضافه کرد: «در مقدمه قانون اساسی اصل رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل او معرفی می‌شود. در این نگاه اقتصاد وسیله و نه هدف است و کارایی‌اش در جهت وصول اهداف انسانی است. برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن زمینه مناسب برای بروز خلاقیت‌های متفاوت انسانی معرفی می‌شود. تأمین امکانات مساوی و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی وظیفه حکومت اسلامی بیان می‌شود. در اصل سومِ فصل اول و فصل چهارم قانون اساسی (خصوصاً اصل 43) هم نکات، فهرست و ایده‌آل‌های بلندبالایی نزدیک به رویکرد توسعه انسانی یک دهه پیش از ارائه این ایده تدوین و تصویب می‌گردد.» فرزند معمار قوه قضاییه خاطرنشان کرد: «یکی از راه‌های فهم قانون مراجعه به دیدگاه قانونگذار است. نقش آیت الله بهشتی در تدوینِ خصوصاً مبانی اقتصادی قانون اساسی پُررنگ بوده است، اما این به معنای آن نیست که هر چه در قانون اساسی است حاصل و مطابق اندیشه‌های اوست. برای ارزیابی میزان این دلالت و مطابقت مراجعه به آثار ایشان رهگشاست. در بررسی یکی از این آثار به متن سه میزگرد تلویزیونی با عنوان «ابعاد اساسی اقتصاد در قانون اساسی» بر می‌خوریم که اتفاقاً امسال انتشار یافته است. مرحوم بهشتی در آنجا به هفت بُعد اصلی اقتصادی اشاره می‌کند. مبارزه با فقر، آزاد نگه داشتن بخشی از وقت هر انسان برای خودسازی و تعالی معنوی، اعتدال در مصرف و جلوگیری از اسراف، حفظ آزادی انسان در رابطه با عامل اقتصادی، تاکید بر استقلال اقتصادی و تاکید بر تکامل صنعتی از جمله این موارد است.» بهشتی در پایان سخنانش افزود: «نکته اصلی‌ای که در پایان می‌خواهم اشاره کنم این است که به خصوص بعد از فوت، شهادت، کناره گیری یا بعضاً کنارگذاشتن برخی از رهبران، معماران و تدوینگران قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی و به خصوص بعد از دهه 1360 و پایان جنگ شیوه برنامه‌ریزی توسعه در کشور ما به هیچ وجه با آن مقاصد تعبیه شده در قانون اساسی سازگاری نداشته است. به جایش همان ریل گذاری متنافی و مغایر با توسعه انسانی که بعد از ثروتمند شدن نظام شاهنشاهی و رشد فزاینده قیمت نفت علیرغم نظر کارشناسان نظام برنامه ریزی پی گرفته شد، در تمامی دولت‌های بعد از جنگ هم با همه اختلافات دنبال شده است و قطار توسعه را به حرکت در آورده است. به صراحت باید در اینجا از یک انحراف در اتخاذ مبانی توسعه‌ای برنامه ریزی نام برد که ما را از مسیر تحقق عدالت دور کرده است. لوکوموتیوران این قطار گهگاهی عوض می‌شود، اما ریل گذاری همان ریل گذاری نادرست سابق است. حرکت‌های جزئی برخی دولت‌ها هم در جهت تحقق عدالت بیشتر، به دست یازی به یکسری مفاهیم بسیط و ساده از برابری منتج شده است و حاصلش همچون خیلی از فضاهای نولیبرال حاکم بر دنیا، نابرابری‌های بیشتر و ایجاد بی عدالتی‌های گسترده‌تر بوده است. البته آنچه که در کشور ما حاکم است را به زحمت می‌توان یک نظام نومحافظه کار و نظام نولیبرال اقتصادی نامید، چرا که یک کاریکاتور ناقض و مضحکی از آن است.» تهیه‌کننده گزارش: علی سلطانی ]]> داخلی Fri, 15 Feb 2019 13:02:34 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8120/ چرا مذهبی‌ها تغییرات اقلیمی را کمتر مهم می‌دانند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/8094/ اسکات کالمن، مدیر امور محیط زیستی که باپتیستی معتقد است، ارتباط سیاست‌های لیبرال با مسئله محافظت از محیط زیست را علت نگاه منفی گروه‌های مذهبی نسبت به این موضوع می‌داند. او معتقد است:" اگر رهبران مذهبی در جنوب امریکا بیشتر درباره اهمیت خلقت و محیط زیست صحبت کنند می‌توانند به غیر سیاسی کردن این موضوع کمک کنند و غیر سیاسی کردن آن می‌تواند فرهنگ مردم جنوب نسبت به حفاظت از محیط زیست را به طور کلی تغییر دهد." در مصاحبه با افراد مختلف در شهرهای آلاباما، میسی سی پی، جورجیا، کارولینا، ویرجینیا و فلوریدا تنها نکته‌ای که به چشم می‌خورد این است که علت عدم علاقه مردم به فعالیت‌های محیط زیستی، ارتباط آن با سیاست‌های لیبرالی است.   آنا جین جوینر، فعال محیط زیست که پدرش کشیش یکی از کلیساهای بزرگ در منطقه کارولینای جنوبی است می‌گوید با این دیدگاه بزرگ شده است که:" فعالان محیط زیست با هیپی‌ها و لیبرال‌ها و بقیه کسانی خواهند بود که احتمالاً به جهنم خواهند رفت."   نماینده جمهوری خواه سابق ۶ دوره کنگره امریکا، باب انگلس که از حامیان و فعالان محیط زیست است جنبش محیط زیستی را پرنده‌ای بزرگ با بالهای چپ می‌داند که نمی‌تواند مستقیم پرواز کند. او معتقد است: "به ندرت به زبان محافظه کارانه درباره مبحث تغییرات اقلیمی سخن گفته شده است، اگر می‌خواهید با فردی گفتگو داشته باشید باید با زبان خود او صحبت کنی."   تقریباً نیمی از مردم در جنوب امریکا از صحبت درباره مسائل محیط زیستی پرهیز می‌کنند. به گفته ماری بنی، کشیش ساوانا، "صحبت درباره این موضوع در بین این جمعیت مذهبی حتی از صحبت درباره نژاد و جنسیت بحث برانگیزتر است." بر اساس بررسی مرکز پیو، ۷۷ درصد از کاتولیک‌های اسپانیایی‌تبار در امریکا معتقدند فعالیت‌های انسانی موجب گرمایش زمین شده است. ۶۴ درصد از افراد غیر مذهبی و ۵۶ درصد از سیاه‌پوستان پروتستان نیز بین تغییرات اقلیمی و فعالیت‌های انسانی ارتباطی مستقیم قائلند. این در حالی است که این باور در بین سفیدپوستان پروتستان ۴۱ درصد و در بین مسیحیان انجیلی سفیدپوست ۲۸ درصد است.   ]]> حقوق Sun, 30 Dec 2018 14:37:02 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8094/ آرزوهای قاضی‌القضات فقید برای حذف مجازات زندان http://dinonline.com/doc/report/fa/8092/  چهارمین قاضی‌القضات جمهوری اسلامی دیدگاه‌هایی داشت که می‌توانست نظام قضایی کشور را با تحوّلی مثبت مواجه کند. وی با ساختار زندان‌محور قوه مخالف بود و می‌گفت در اسلام، زندان وجود ندارد مگر در مواردی خاص:  «زندان یک مجازات اسلامی نیست. نظر فقهی من این است که زندان یک مجازات ثانوی و محدود در سیستم نظام کیفری اسلامی است ... زندان به عنوان مجازات نیست. شاید به عنوان یک اقدام تأمینی و تربیتی باشد ... اینکه یکی را ببرند در اتاقی بایکوت کنند و هزینه بدهند کار غلطی است» (هاشمی شاهرودی، حقوق شهروندی، ص13). وی حتی زندان را میراث شوم نظام‌های طاغوتی می‌دانست: «به نظر من کل زندان‌هایی که در کشورهای اسلامی در دوران خلفا ایجاد شده است، بخاطر خوی طاغوتی حکام جور بوده است که از طاغوت‌های قبلی خود گرفته‌اند و ادامه داده‌اند ... زندان در زمان پیامبر و امیرالمؤمنین نبود و برای مسائل مالی کسی را حبس نمی‌کردند. اما ما در قوانین خود زندان را به عنوان مجازات باز کردیم، در حالی که این با فقه ما سازگاری ندارد» (حقوق شهروندی، ص 14). وی می‌گفت که دنیای جدید هم رفته رفته به همین سمت می‌رود و زندان را از نظام قضایی خود حذف می‌کند. هرچند به ادعای وی، این روند در کشورهای غربی از آنجا که نظام‌هایی طاغوتی هستند، به این زودی محقق نمی‌شود. او انتظار داشت این مهم در نظام الهی و اسلامی زودتر محقق شود. مرحوم شاهرودی که زندان را مخالف با فقه و مرام اسلامی می‌دانست، در خصوص زندان‌های انفرادی نیز اعتراض داشت. او گفته بود که از رییس سازمان زندان‌ها خواسته‌ام که همه زندان‌های انفرادی را تخریب کند و آنها را به صورت اتاق‌های بزرگ با شرایط و امکانات لازم در آورد (همان، ص17). شاهرودی با برخی رفتارها در مواجهه با متهمان نیز مخالف بود و می‌گفت: «چه لزومی دارد وقتی متهم بازجویی می‌شود، چشم‌های او بسته باشد؟ در پرونده‌هایی که با چشمِ باز بازجویی کردیم، خیلی بهتر به ثمر رسید و خیلی بهتر جرم کشف شد، تا پرونده‌هایی که متهم را چشم بسته و با خشونت بازجویی کردند (سخنرانی در جلسه معاونین دادگستری تهران، 12/9/82). وی سپس هشدار داده بود که این‌گونه رفتارها نشانه‌ اقتدار قوه‌ قضائیه نیست: «هر که خیال می‌کند اقتدار قاضی و دستگاه قضائی در چشم بستن و بازجویی شبانه کردن و این قبیل برخوردهاست، در اشتباه فاحشی است (همان‌جا). آیت‌الله هاشمی شاهرودی همچنین اعتراض کرده بود که: «در پرونده‌های فساد اقتصادی، با آلبوم عکس متهم چه کار دارید؟ به اتاق خواب او چه کار دارید؟» (حقوق شهروندی، ص20). از دیگر مواردی که مرحوم شاهرودی بر آن تأکید داشت، حضور طرفین دعوا نزد قاضی بود. وی از این مسأله گلایه کرده بود که گاهی قاضی حکمی را صادر می‌کند بدون اینکه هر دو طرف دعوا در دادگاه حضور داشته باشند. او توجه داده بود که در مواردی که از دستگاه حکومتی شکایت می‌شود، قاضی می‌باید طرف ضعیف را در نظر داشته باشد: «قاضی باید نشان بدهد که دنبال حق و عدالت است حتی اگر علیه حاکمیت باشد. نه اینکه تا یک گزارشی از یک دستگاه حکومتی آمد، بگوید حق با این است و اصلاً به طرف آن اجازه دفاع ندهد. برعکس قاضی در اینجا بایستی طرف ضعیف را بگیرد، مگر اینکه برایش قطعی شود که محق نیست. باید ارباب رجوع احساس کند که قاضی در پی حق است و جانب طرف قوی را نمی‌گیرد». (همان‌جا). نفس بیان این سخنان از سوی عالی‌ترین مقام قضایی کشور به ویژه در نخستین ماه‌های پس از وقوع قتل‌های زنجیره‌ای امیدبخش و اثرگذار بود. هرچند دوران ده ساله ریاست مرحوم شاهرودی بر دستگاه قضایی با وقایع تلخ پس از انتخابات 88 پایان یافت و همراه با انتقادهای گسترده بود، اما خاطره این سخنان امیدبخش و برخی اقدامات اصلاحی او می‌تواند در اصلاح رویه قضایی کشور مؤثر باشد. کانال راوی در تلگرام: @raawinews ]]> حقوق Mon, 24 Dec 2018 19:16:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8092/ مجازات رهبران معترض به حکم تبرئه آسیه بی بی http://dinonline.com/doc/news/fa/8071/ خادم حسین رضوی رهبر حزب تندرو "تحریک لبیک" پاکستان و چندین مقام رده بالای این حزب ماه گذشته به علت مسدود کردن سه روزه چند شهر بزرگ و به جرم آشوب دستگیر شدند. دادگاه عالی پاکستان ، آسیه بی بی زن مسیحی را که از سال ۲۰۱۲ به جرم توهین به مقدسات اسلامی بازداشت و به اعدام محکوم شده بود در اکتبر ماه سال جاری تبرئه کرد. این حکم جدید باعث اعتراض فراوان خشونت‌آمیز توسط حزب تحریک پاکستان شد و آنها خواستار اعدام آسیه بی بی و قضات و سرنگونی حکومت شدند. وزیر اطلاعات پاکستان، فواد چودری می‌گوید: خادم حسین رضوی محکوم به آشوب و تروریسم است و ما امروز تصمیم گرفته‌ایم که در مقابل رهبران تحریک لبیک پاکستان اقدامات قانونی انجام دهیم. اگرچه پیش از دستگیری رضوی اعضای تحریک طالبان در پی مذاکره با ارتش به اعتراضات خود پایان داده بودند با وجوداین رضوی و حدود ۳۰۰ نفر از اعضای این حزب پس از آن دستگیر شدند. حزب تحریک لبیک پاکستان که از حامیان قانون  مجازات توهین کنندگان به مقدسات اسلامی است اولین بار در سال ۲۰۱۱ در حمایت از بادیگاردی که استاندار پنجاب حامی آسیا بی بی را ترور کرده بود بنیان گذاشته شد. توهین به مقدسات مسئله بسیار حساس و مهمی در جامعه مذهبی پاکستان است و مقامات دولتی نسبت به افزایش حمایت از گروه تحریک لبیک در طی دو سال گذشته احساس نگرانی می‌کنند. علاوه بر رضوی، افضل قدری، نماینده او و چند مقام دیگر به تروریسم و آشوب محکوم شده‌اند. به گفته چودری "مجازات  آشوب برای آنها می‌تواند حبس ابد باشد".   ]]> حقوق Fri, 07 Dec 2018 17:58:20 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/8071/ آیا دادگاه عالی امریکا استاندارد دوگانه در قبال مذهب دارد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7905/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از سی.ان.ان. این در حالی است که هفته گذشته، پنج قاضی دادگاه عالی امریکا در حمایت از حکم ترامپ مبنی بر ممنوعیت سفر مسلمانان به امریکا اعلام کردند که نظرات انتقادی ترامپ درباره اسلام و مسلمانان چه در زمان کاندیداتوری چه در زمان ریاست جمهوری مسئله مهمی نیست. بیرون از دادگاه عالی، معترضان و برخی اعضای کنگره، دادگاه عالی را به داشتن استاندارد دوگانه محکوم می‌کنند؛ یک استاندارد برای مسیحیان سفیدپوست و یک استاندارد برای مسلمانان و دیگر اقلیت‌های مذهبی. آندره کارسون یکی از دو مسلمان نماینده کنگره امریکا می‌گوید: "این یک تناقض آشکار است، این کاملاً واضح است که نوعی استاندارد دوگانه وجود دارد." فرحنا خرا، مدیر اجرایی وکیل مدافعان مسلمان معتقد است دادگاه در حالی حکم به نفع شیرینی‌پز با عنوان رد عداوت‌های ضددین می‌دهد که به حجم زیاد سخنان تعصب‌آمیز ضداسلام توسط ترامپ اهمیت نمی‌دهد و ترامپ در حال گسترش عقاید خود و تصویب سیاست‌هایی مطابق با آن است. سونیا سوتومایر، یکی از قضات امریکایی می‌گوید: "چنین رویه‌هایی اصول بنیادین تحمل مذهبی را دچار فرسایش می‌کند و در واقع دادگاه به اعضای اقلیت‌های مذهبی می‌گوید که شما نه عضو جامعه واحد سیاسی، بلکه خارجی هستید." با وجود همه اعتراضات، ایرا لوپو متخصص دین و قانون اساسی در دانشگاه جرج واشنگتون نظر متفاوتی دارد و می‌گوید: "قضیه شیرینی‌پز با نظرات ضداسلام ترامپ کاملاً تفاوت دارد. این یک استاندارد دوگانه است اما از یک نظر قابل توجیه است؛ چرا که موضوع ترامپ، موضوعی اساسی‌تر مربوط به تفکیک قوا، سیاست خارجی و امنیت ملی است." ]]> حقوق Sat, 01 Sep 2018 18:01:47 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7905/ مجازات بدنی به جای حبس؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7876/ هادی صادقی معاون فرهنگی قوه قضاییه که در زمینه فلسفه اخلاق آثار و پژوهش‌هایی داشته به مجازات حبس و زندان انتقاد دارد و معتقد است باید از مجازات‌های جایگزین استفاده کرد. اینکه پیشنهاد بدیل آنان چیست خود جای توجه دارد. حبس برداشته شود و به جای آن مجازات بدنی تعیین شود! آیا مجازات بدنی درباره همه جرایم و تعزیرات رواست؟ معاون فرهنگی قوه قضائیه در مذمت حبس به چند مورد اشاره کرده و گفته است: زمانی که یک فرد زندانی می‌شود، علاوه بر مجازات حبس، مجازات های دیگری نیز به وی و اطرافیانش تحمیل می گردد به طوری که خانواده آن فرد نیز در کنار وی مجازات می شود. علاوه بر آن دولت نیز مکلف به تامین هزینه های فرد زندانی می گردد و زندانی از فعالیت اجتماعی محروم می شود و در واقع جامعه نیز به نوعی مجازات می شود. از سوی دیگر در زندان شبکه سازی مجرمین شکل می گیرد زیرا زندان دانشگاه جرم و جنایت است و هر چه در امر آموزش زندانیان تلاش کنیم، باز هم زندانیان در کنار هم قرار دارند و از هم تاثیر می پذیرند. وی در توضیح این مطلب اظهار داشته است: زندان نباید به عنوان مجازات اصلی برای فرد مجرم در نظر گرفته شود زیرا زندان تناسبی با جرم ندارد، تناسب‌ها در زندان رعایت نمی‌شود و زندانی کردن فرد به معنای سلب آزادی از یک انسان است. معاون فرهنگی قوه قضاییه گقته است: وقتی فرد به بدن فرد دیگر آسیب می زند، با زندانی کردن وی به جای قصاص و آسیب بر جسم وی، به روحش آسیب می‌زنیم در حالی که از نظر انسانی چنین حقی را نداریم و این مسئله یک خطای حقوقی است و جامعه حقوقی از آن غفلت کرده است. این خطای حقوقی در همه دنیا رخ می دهد لذا حقوقدانان و اندیشمندان باید به جای زندانی کردن فرد، روشهای جایگزین بیابند. البته ایشان احتمالاً روش‌های جایگزین را متعدد می‌داند، اما از باب مثال، از روش شلاق زدن به عنوان روشی تأثیرگذار سخن به میان می‌آورد. برخی از منتقدان معتقدند جایگزین کردن تنبیه بدنی نیز ممکن است در موارد بسیاری با کرامت انسانی افراد منافات داشته باشد و هرگز نمی‌توان این تنبیه را به عنوان تنبیهی اخلاقی و جایگزین حبس معرفی کرد. ]]> حقوق Mon, 20 Aug 2018 10:52:54 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7876/ ​توماس جفرسون و تاریخ طولانی دفاع از حقوق مسلمانان http://dinonline.com/doc/report/fa/7774/ بار دیگر مسلمانان در ایالات متحدۀ امریکا محور  مناظرات دربارۀ تبعیض مذهبی هستند. در واقع بحث و جدل دربارۀ مسلمانان از ابتدای بنیانگذاری ایالات متحده در این کشور گرم بود. چندی پیش دونالد ترامپ با اشاره به امنیّت ملی، بار دیگر ورود مسلمانانِ تبعۀ کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان، به ایالات متحده را ممنوع اعلام کرد. بسیاری از منتقدان می‌گوید دستورات ترامپ از اساس یک ممنوعیت برای مسلمانان و قطع کامل ورود آنها به امریکا است. مباحثه دربارۀ حقوق مسلمانان در طول قرن‌ها یکی از جنبه‌های گفتمان سیاسی ملی در امریکا بوده است. پدران بنیانگذار امریکا به وضوح به مسلمانان توجه داشتند، و مؤلفه‌هایی را برای آزادی مذهبی و تأمین برابر مشخص کردند. در قرن هجده میلادی منظور از مسلمانان به طور ضمنی «ترک‌ها» یا «محمدیان» Mahometans بود، تخمین زده شده است حدود 20 درصد از بردگان آفریقایی مسلمان بوده‌اند. بر اساس اسناد تاریخی، بیشتر شهروندان در آن زمان وجود مسلمانان در امریکا را تصدیق نمی‌کردند. برخلاف یهودیان و مسیحیان، آن زمان مسلمانان در بحث‌ها و جدل‌ها به طور فرضی انگاشته می‌شدند. برای اینکه بدانید میزان تحمل و حقوق مدنی برابر چقدر بوده است به کتاب «قرآن توماس جفرسون، اسلام و بنیانگذاران» نوشتۀ دنیس اسپلبرگ رجوع کنید. اسپلبرگ در مصاحبه‌ای می‌گوید: در شکل‌گیری ایده‌ها و اصول امریکایی، از ابتدا اصول قانون اساسی برای تمام باورهای مذهبی از جمله مسلمانان یکسان بود. توماس جفرسون از بنیانگذاران و سومین رئیس جمهور امریکا، از آزادی مذاهب دفاع می‌کرد. یکی از سه دستاورد جفرسوف که روی سنگ قبر او نیز حک شده است آزادی مذاهب در ایالت ویرجینیا است. قانون مدنی ویرجینیا مبنای قوانین مدنی بعدی ایالات متحده در حفاظت از آزادی مذاهب قرار گرفت. در قوانینی که در سال 1786 میلادی توسط جفرسون تصویب شد، به طور خاص به حقوق مسلمانان در کنار حقوق پیروانِ دیگر مذاهب اشاره شده است. آنها نشان دادند که متن نوشته‌شدۀ قوانین دربارۀ باورها و عقاید محتوایی جهانی دارد. به همین دلیل از ورود نام عیسی مسیح در گزاره‌های قانونی جلوگیری شد. دیدگاه‌های جفرسون دربارۀ آزادی مذهبی جان لاک را تحت تأثیر قرار داد. این بنیانگذاران معتقد بودند جدایی کلیسا از دولت باعث ترویج دین مسیحیت می‌شود، یک جامعۀ باز می‌تواند برای کسانی که زیر تأثیر دین‌های ساختگی هستند محل مناسبی باشد. برای آمریکایی‌های اولیه مسلمانان اصلاً یک نگرانی جدی نبودند. بابتیست‌ها و پروتستان‌های آمریکایی در قرن هجده به طور جدی به دنبال آزادی مذهبی بودند. اونجلیک‌ها در آن زمان مخالف آزادی مذاهب بودند و در اعلامیه‌های مخالفت خود را بیان می‌کردند، آنها معتقد بودند آزادی مذاهب باعث می‌شود کافران، مسلمانان و یهودیان به مقام دست یابند. اما در آن زمان اونجلیک‌ها کنترل شدند. در نامه‌ای که از سوی مجمع کشیش‌های هانوفر در حمایت از اساسنامه جفرسون ارسال شد، برداشتن مرزهای مذهبی همچون مرزهای دیگر بین امریکایی‌ها را، به عنوان خواسته و انتظار خود از نمایندگان عنوان کرده بودند. همچنین در این نامه تأیید محترمانۀ پیروان قرآن و محمد را همچون پیروان مسیحیت خواستار بودند. از سوی دیگر اعتراض‌هایی علیه قوانین آزادی مذاهب درگرفت. در نیوانگلند در سال 1788 معترضان می‌گفتند بر اساس این قانون اگر آزمون‌های مذهبی انجام نشود راه برای یهودیان و تُرک‌ها و کافران باز می‌شود. دفاع جفرسون از آزادی مذهبی، او را مصون از نقد نکرد و در نهایت عده‌ای او را به بی‌خدایی متهم کردند. در سال 1765، زمانی که جفرسون در حال بررسی متن قانون اساسی بود یک مترجم انگلیسی را برای قرآن به کار گرفت. از دوستان دانشمندش خواست مطالعات تطبیقی روی ادیان بزرگ جهان انجام بدهند و ماهیت مشترک ادیان را استخراج کنند. او بعدها به انتقاد از مذهب پرداخت و دین را ضد علم و ضد خِرد دانست. اینها نظر شخصی جفرسون بود اما در عمل او قاطعانه از آزادی مذاهب دفاع کرد و معتقد بودند تمام امریکایی‌ها حق دارند به دین و مذهب خودشان باور داشته باشند و مهم نیست که باور یا اعتقادشان چقدر پوچ و بی اهمیت باشد.   جفرسون معتقد بود قدرت‌های مشروع دولتی باید تنها اعمالی را تحت انقیاد در‌آورند که موجب آسیب‌رساندن به دیگران می‌شوند و اگر همسایه‌ به همسایه آسیبی نزند، اهمیتی ندارد که بیست خدا را پرستش کنند یا هیچ خدایی را. جفرسون انسان عصر روشنگری و خِردگرا بود، معجرات را رد می‌کرد و در نامه‌ای به برادرزاده‌اش نوشت: «با جسارت سؤال کن! حتی اگر خدا وجود داشته باشد.» ]]> حقوق Sat, 07 Jul 2018 18:48:37 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7774/