پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://dinonline.com/ Tue, 28 Feb 2017 02:50:48 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 28 Feb 2017 02:50:48 GMT 60 انتقاد تند روحانیان سعودی از برگزاری کنسرت و نمایش طنز http://dinonline.com/doc/report/fa/7209/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری رویترز، روز یک‌شنبه گذشته، هزاران زن و مرد سعودی با لباس‌های مخصوص و صورت‌های نقّاشی‌شده در نخستین گردهمایی طنز (کامیک کان) کشور در شهر جدّه شرکت کردند. حال آن که در عربستانی که سخت ملزم به پیروی از تفسیر سختگیرانۀ وهابیان از اسلام است، زن و مرد به‌ندرت با هم اختلاط پیدا می‌کنند. چند هفته پیش از این نیز شاهد برگزاری نخستین کنسرت عمومی (پس از حدود یک دهه) در جدّه بودیم و ماه بعد نیز شاهد برگزاری کنسرت در ریاض خواهیم بود. پیرو این اتّفاقات، حسین آل‌شیخ، امام جماعت مسجد‌النّبی و شیخ عادل الکلبانی امام‌جماعت سابق مسجدالحرام به‌شدّت این اقدامات را محکوم ساختند و آن را خلاف دین خواندند. ده‌ها هزار تن از مردم سعودی نیز هم‌نوا با روحانیون از برگزاری گردهمایی طنز و «هیئت عمومی تفریح» که مسئول برگزاری مراسم بود انتقاد کردند. روحانیان عربستان کسانی هستند که موجب مشروعیت‌بخشی و جلب حمایت مردمی از پادشاه می‌شوند. نظارت بر نظام قضایی بر عهدۀ روحانیان است، اما مادامی که فرامین پادشاه خلاف تفسیر آنها از احکام اسلام نباشد، اکثر مسائل حکومتی را به وی می‌سپرند. اما حسین آل‌شیخ و الکلبانی عضو «مجلس هیئت کبار علما» نیستند و لذا نظراتشان از اهمیت قانونی چندانی برخوردار نیست. دولت وعده داده تا در قالب برنامۀ «چشم‌انداز 2030» محمد بن سلمان، تحوّلات و اصلاحاتی فرهنگی در کشور پیاده سازد. لذا است که عربستان سعی دارد بخش تفریح و سرگرمی را ارتقاء بخشد تا از این طریق اشتغال‌زایی صورت گیرد و میزان اتّکای کشور به نفت کاهش پیدا کند. ]]> بين الملل Mon, 27 Feb 2017 19:38:08 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7209/ چرا نیروهای داعش زنان را به بردگی می‌گیرند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7210/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکسپرس، "پکی" در کتاب خود از جرم و جنایت‌های افرادی پرده برمی‌دارد که مدّعی دیانت و ایمان هستند. وی می‌گوید بسیاری از نیروهای داعشی معتاد به مواد مخدّر، هرزه‌نگاری و بازی‌های خشن ویدئویی هستند. او نشان می‌دهد که حامیان داعش منافقان و متظاهرانی هستند که یک بام و دو هوا رفتار می‌کنند! بسیاری از آنها در پس نقابِ دین به مصرف موادمخدّر، تماشای هرزه‌نگاری و بازی‌های خشن ویدئویی مشغول می‌شوند. پکی معتقد است: افراطیان دین را دستاویز و بازیچۀ خود قرار داده‌اند و زندگی عملیِ آنها با آموزه‌های اسلام در تضاد است و به گفتۀ وی، این بنیادگرایان برای استثمار جنسی افراد کلاه شرعی درست می‌کنند و قربانیانِ تجاوزات خود را «برده» می‌خوانند. آنها معتقدند که مجازند تعداد نامحدودی برده داشته باشند و برقراری رابطۀ جنسی با بنده و کنیز بلامانع است! پکی می‌گوید اینها اتّفاقاتی است که در میان جهادگرایانِ آلمان شاهد آن بوده است. او شاهد سخنش را آن می‌داند که وقتی نیروهای امنیتی آلمان گوشی‌های همراه یا کامپیوترهای مظنونین داعشی را جستجو می‌کنند، همواره با تصاویر هرزه‌نگاری مواجه می‌شوند. این جهادگرای سابق معتقد است جهادگرایان آلمان رنج‌ها و دردسرهای بسیاری به بار می‌آورند. به گفتۀ وی، داعشی‌ها خود را برگزیدگان خدا تلقّی می‌کنند و گمان می‌کنند بهترین انسان‌های روی زمین هستند و از نظر آنها مسلمانانی که به غیرمسلمانان کمک می‌کنند مرتد هستند. ]]> بين الملل Mon, 27 Feb 2017 16:13:49 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7210/ «خوش‌بینی در عین نومیدی»؛ کتابی از چامسکی http://dinonline.com/doc/report/fa/7206/ به گزارش دین‌آنلاین، این کتاب درآمد مختصر و مفیدی است بر اندیشه‌های نوام چامسکی؛ اندیشمندی که به گفتۀ نیویورک تایمز، به‌یقین برجسته‌ترین متفکّر زندۀ جهان است. آقای پولیکرونیو مصاحبه‌های متعدّدی با چامسکی ترتیب دیده و دیدگاه‌های وی را درباره موضوعات مختلفی جویا شده است. از جملۀ این موضوعات می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: «مبارزه با تروریسم»، ظهور نئولیبرالیسم، بحران پناهندگان، شکاف‌های ایجادشده در اتحادیۀ اروپا، آیندۀ صلح میان اسرائیل و فلسطین، ظهور جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد»، نظام انتخاباتی ناکارآمد امریکا، خطر بحران اقلیمی و نقاط مثبت و منفی شکل‌گیری یک جنبش برای وضع تغییرات اساسی. نوام چامسکی استاد بازنشستۀ گروه زبان‌شناسی و فلسفۀ «مؤسسۀ فن‌آوری ماساچوست» (ام‌آی‌تی) است. چامسکی موفّق شده است انقلابی در عرصۀ زبان‌شناسی نوین پدید آورد. وی مؤلف کتب سیاسی پرفروش بسیاری است که به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده‌اند. چامسکی یکی از سرشناس‌ترین منتقدان سیاست خارجۀ امریکا است. سی جی پولیکرونیو نیز یکی از نویسندگان نهاد خبری «تروت‌آوت» است. وی کتب متعدّدی تألیف کرده و مقالات وی در نشریات، مجلّات، روزنامه‌ها و سایت‌های خبری معروف به چاپ رسیده‌اند. این کتاب 180 صفحه‌ای یازدهم آوریل 2017 توسط انتشارات هی‌مارکت بوکز منتشر شده است. ]]> کتاب Sun, 26 Feb 2017 20:27:15 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7206/ پاپ فرانسیس: ملحد بودن بهتر از این است که یک کاتولیک ریاکار باشی http://dinonline.com/doc/news/fa/7205/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، پاپ در مواعظ خود در مراسم عبادی صبحگاهی عنوان داشت: "مایۀ ننگ است که حرف و عمل انسان با هم یکی نباشد؛ این به منزلۀ یک زندگی دوگانه است".   رهبر کلیسای 1.2 میلیارد عضوی کاتولیک رومی ادامه داد: "بعضی‌ها هستند که می‌گویند من خیلی مؤمنم، همیشه در مراسم عبادی شرکت می‌کنم و عضو این انجمن و آن انجمن هستم، اما بعضی از این افراد باید این را هم بگویند که زندگی و عملکرد من مؤمنانه و کاتولیک‌وار نیست؛ من حقوق کافی به زیردستانم نمی‌دهم، از مردم به نفع خودم بهره‌کشی می‌کنم، وارد بده و بستان‌های کثیف می‌شوم، پولشویی می‌کنم و زندگی دوگانه و ریاکارانه‌ای دارم"..."بسیاری از کاتولیک‌ها این‌گونه زندگی می‌کنند و باعث رسوایی و ننگ کلیسا هستند. بارها این جمله را از مردم شنیده‌ایم که «اگر کاتولیک بودن این است، بهتر است ملحد باشی!»" فرانسیس از زمانی که در سال 2013 انتخاب شد، مرتّب از کاتولیک‌ها اعم از کشیشان و مؤمنین عادی خواسته است تا به آموزه‌های دینی خود عمل کنند. وی در خطابه‌های غالباً فی‌البداهۀ خود آزار و اذیت جنسی کودکان توسّط کشیشان را هم‌سنگ شیطان‌پرستی دانسته و گفته است که کاتولیک‌هایی که در این مافیا هستند به دست خود باعث تکفیر و طرد خود از جامعۀ کشیشان می‌شوند. پاپ حدود دو ماه پس از روی کار آمدن خود عنوان داشت که اگر ملحدان کارهای خوبی انجام دهند، مسیحیان باید آنها را به چشم خوب ببینند. ]]> مسیحیت Sun, 26 Feb 2017 20:19:02 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7205/ شکست الگوی تجاریِ داعش http://dinonline.com/doc/report/fa/7204/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از واشنگتن پست، وقتی در سال 2014 داعش مشغول پیشروی در خاک سوریه و عراق بود، نیروهای داعشی بانک‌ها را به غارت می‌بردند، میادین نفتی را می‌گرفتند و خارجی‌ها را گروگان می‌گرفتند. اما مطالعات صورت‌گرفته حاکی از آن است که اکنون وضعیت تغییر کرده و این گروه‌ تروریستی با معضل مالی مواجه شده است. طبق گزارش «مرکز بین‌المللی مطالعات رادیکال‌گری» لندن، عواید داعش ظرف دو سال گذشته 50% کاهش داشته و از 1.9 میلیارد دلار در سال 2014، به حداکثر 870 میلیون دلار در سال 2016 رسید. به گفتۀ آقای پیتر نیومن، مدیر مرکز مطالعاتی، الگوی تجاری داعش با شکست مواجه شده است. روند پیشروی داعش در سپتامبر 2013 گروه تروریستی القاعدۀ عراق که در رقه مستقر بود به داعش تبدیل شد. در ژوئن 2014 داعش پیشروی خود را در امتداد رود فرات آغاز کرد، به فلوجه رسید و سپس موصل را گرفت. در سپتامبر 2015 قلمرو داعش به وسیع‌ترین حدّ خود رسید. از اکتبر 2016 قدرت و نفوذ داعش رو به افول گذاشت. آسیب‌پذیریِ الگوی مالی داعش از همان سال 2014 مشهود بود. در آن زمان غارت، مصادره و اخذ مالیات مهم‌ترین منابع عواید داعش بودند. اما با متوقّف شدنِ سیر پیشروی این گروه‌ تروریستی، این منابع نیز از 52% در سال 2014 به 20% در سال 2015 کاهش پیدا کرد. بعد از آن اهمیت مالیات و عواید نفتی افزایش یافت، اما میادین نفتی داعش نیز موردهدف ائتلاف آمریکایی قرار گرفت و لذا دیگر نمی‌شد روی آنها هم حساب چندانی باز کرد. بر سر این موضوع که آیا داعش از جانب خارجی‌ها حمایت مالی می‌شود یا خیر اختلاف‌نظر وجود دارد. طبق نظر یکی از متخصّصین، حمایت مالی خارجی‌ها حداکثر 5% از عواید داعش را شکل می‌دهد. از دیگر منابع درآمد داعش می‌توان به پول حاصل از باج‌گیری (در ازای شهروندان کشورها) و فروش عتیقه‌جاتِ یه‌یغمارفته اشاره کرد. ]]> بين الملل Sat, 25 Feb 2017 16:18:50 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7204/ درخواست سیدجواد طباطبایی از نجف لکزایی برای تعطیلی پروژه پاسخگویی http://dinonline.com/doc/report/fa/7203/ به گزارش دین‌آنلاین، سیدجواد جواد طباطبایی در دهمین همایش سالانه علوم سیاسی با عنوان همایش «وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر» که پنج‌شنبه پنجم اسفندماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی به همت انجمن علوم سیاسی برگزار شده با اشاره به کتاب «زوال اندیشه سیاسی» گفته است: آنچه نوشتم باعث شد که برخی از طلاب حوزه علمیه قم و از جمله دوستان و همراهان نجف لکزایی تقریبا سی تا چهل جلد کتاب در پاسخ به آن منتشر کردند. نویسنده کناب «زوال اندیشه سیاسی» با بیان این نکته که عنوان و مفهوم کتابش به درستی فهمیده نشده توضیح داد: وقتی سخن از «زوال اندیشه سیاسی» گفتم، معنی آن نیست که اندیشه سیاسی در کار نبوده، بلکه اندیشه زوال پیدا کرده است.   وی افزود: بنابراین هرچه کتاب در پاسخ به «زوال اندیشه سیاسی» تالیف کنید تا بگویید که اندیشه سیاسی بوده است، به آن معنی است که نتوانستید سخن مرا درک کنید و این نوشتار پاسخ سخنم نیست. از طرفی کتابی در جواب من منتشر کردید که باید بگویم انصافا فاجعه است! کتابی که نام آن «دوام اندیشه سیاسی» است و هیچ معنی ندارد. ضمن اینکه بهتر بود قواعد فارسی‌نویسی و حُسن‌تالیف را رعایت کنید و عنوان آن را «تداوم اندیشه سیاسی در ایران» می‌گذاشتید. اگرچه کتابی درباره خواجه نظام نیز نوشته و عنوان آن را تداوم گذاشته بودم.   این فیلسوف ادامه داد: بنابراین به دکتر لکزایی و دوستانش پیشنهاد می‌کنم که پروژه پاسخگویی به کتاب «زوال اندیشه سیاسی» را تعطیل کنند، زیرا از نظر من پاسخ‌های شما تقریبا غیرقابل دفاع است. ضمن این‌که در کتاب‌هایی که تا کنون چاپ کردید، باید پاسخ می‌دادید که نسبت تداوم اندیشه سیاسی و زوال در کجاست؟ در حالی که شما تعدادی فیش دارید و به یک نفر می‌دهید که آن فرد می‌رود و کتابی درباره اندیشه سیاسی محمدباقر خوانساری می‌نویسد و دیگری اندیشه سیاسی فاضل مقداد. این افراد مهم هستند اما تکراری است.   گفتنی است كتاب «دوام اندیشه سیاسی در ایران» به قلم سید محمد ناصر تقوی در پژوهشكده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی توسط انتشارات بوستان كتاب قم منتشر شده است. در بخشی از مقدمه این كتاب كه به ارزیابی تحلیل نظریه زوال اندیشه سیاسی پرداخته، آمده است: «پاره‌ای ادعا كرده‌اند اندیشه سیاسی در اسلام و ایران، رو به زوال نهاده است. پژوهش حاضر، ادعای فوق را نقد كرده و با ارزیابی برخی ملایمات كلی و جزئی این دیدگاه، به تبار شناسی نظری آن پرداخته و بهره‌مندی‌های مستقیم و غیر مستقیم روش شناختی و محتوای صاحب این دیدگاه را از دیگر نظریه‌ها برای نخستین بار مورد توجه قرار داده است. كتاب، از یك پیش گفتار و چهار فصل تشكیل شده است كه به ترتیب با این عناوین‌اند: مروری اجمالی بر نظریه‌های انحطاط و عقب ماندگی تبار شناسی نظری دیدگاه زوال اندیشه‌ سیاسی، نقد مدعیات كلی نظریه زوال اندیشه سیاسی و نقد مدعیات جزئی نظریه زوال اندیشه سیاسی.» ]]> کتاب Sat, 25 Feb 2017 05:54:08 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7203/ یهودی‌ستیزی در امریکا و نگاه ترامپ به یهودستیزان http://dinonline.com/doc/news/fa/7201/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، در گیرودار افزایش یهودی‌ستیزی در امریکا، در روز دوشنبه شاهد سرنگون شدن و آسیب دیدن ده‌ها سنگ‌قبر در یک قبرستان یهودی در میسوری بودیم. پس از وقوع این حادثه، کاخ‌سفید ضمن گزارشی یهودی‌ستیزی را محکوم ساخت. دونالد ترامپ در روز سه‌شنبه اظهار داشت که یهودی‌ستیزی عملی وحشتناک است و باید خاتمه پیدا کند. سی‌ان‌ان به نقل از کاخ‌سفید نوشت نفرت و خشونت‌های حاصل از آن در امریکا جایی ندارند و رئیس‌جمهور چنین اقداماتی را غیرقابل‌قبول می‌داند. رویترز نیز ضمن خبری، یهودی‌ستیزی در امریکا را نشانه رفت و نوشت پیرو حملۀ صورت‌گرفته به قبرستان یهودیان و تهدید به بمب‌گذاری در مراکز یهودی، ترامپ برای نخستین بار حوادث مرتبط با یهودی‌ستیزی را محکوم ساخت. وی عنوان داشت خطراتی که جامعۀ یهودیانِ امریکا را تهدید می‌کند حاکی از آن است که هنوز لازم است کارهای زیادی برای ریشه‌کن ساختن نفرت و تعصّب و تسامح‌ناپذیری صورت گیرد. با این حال، دولت ترامپ متّهم به کم‌کاری و بی‌کفایتی در رابطه با محکوم‌سازی یهودی‌ستیزی است. آمار و ارقام منتشر‌شده توسّط «انجمن جی‌جی‌سی» امریکا نشان می‌دهد که از ماه ژانویه تاکنون، سازمان‌های یهودی با پنجاه مورد تهدید به بمب‌گذاری مواجه بوده‌اند. رویترز در مطلب دیگری در رابطه با حملۀ صورت‌گرفته به قبرستان یهودیان نوشت مسلمانان بیش از 91 هزار دلار برای مرمّت قبرستان آسیب‌دیده اعانه جمع کردند. در پی حملات و تهدیدات صورت‌گرفته نسبت به نهادهای یهودی، از جمله آسیب واردشده به قبرستان یهودی، مسلمانان امریکا مبلغی بالغ بر 91000 دلار برای بازسازی سنگ‌قبرهای تخریب‌شده جمع‌آوری کردند. این مسلمانان بیان داشتند که در راستای محکوم‌سازی حملۀ صورت‌گرفته، با جامعۀ یهودیان امریکا ابراز هم‌بستگی می‌کنند. مایک پنس معاون‌ رئیس‌جمهور امریکا در دیدار خود از قبرستان اظهار داشت که نفرت، خشونت، یهودی‌ستیزی و تعصّب‌ورزی جایی در امریکا ندارد. بعضی گروه‌های یهودی معتقدند که در پی پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری، گروه‌های یهودی‌ستیز جرئت بیشتری پیدا کرده‌اند. ]]> بين الملل Fri, 24 Feb 2017 19:48:29 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7201/ آیا متفکران مسلمان، درباره اندیشه اجتماعی کَم اندیشیده‌اند؟ http://dinonline.com/doc/article/fa/7198/ طرح این مناقشه متکی بر دو گمانه است: اول اینکه مسلمین در گذشته تاریخی خود، تمدن‌های بزرگی داشته‌اند و از این‌رو بعید به‌نظر می‌رسد که تفکر آنها محدود به تاملات فردی بوده باشد و دوم اینکه تصور ما نویسندگان، متفکران و عالمان علوم انسانی در ایران در دوره معاصر، تحت تأثیر علوم انسانی، به‌شدت «اجتماعی شده» یا «جامعه‌زده» است. این عینک اجتماعی معاصر باعث شده تا ما برخی از وجوه گذشته تاریخی خودمان را نبینیم. این یادداشت مختصر را با تاملی در این گمانه دوم آغاز می‌کنیم تا راهی برای طرح گمانه اول و مناقشه در گمانه رایج مذکور درباره محدودبودن تاملات مسلمین به حیات فردی بیابیم. به‌این‌منظور ابتدا باید دید اساساً مفهوم جامعه چیست؟ «جامعه» (society) مفهومی مدرن از امر اجتماعی است که بهترین صورت‌بندیِ آن‌را می‌توان در آراء «آگوست کنت»، «امیل دورکیم» و «کارل مارکس» یافت. مفهوم مدرن جامعه، به‌مثابه یک امر کلی، پوزیتیو و محصول جمعی‌شدنِ سوژه مدرن است. ذهن یا سوژه مدرن آن‌گونه که در دکارت شکل می‌گیرد و با کانت بسط و ادامه می‌یابد و در جامعه‌شناسی خصلت جمعی پیدا می‌کند، بیش از هر چیز نسبتی خاص با الاهیات مسیحی داشته است. آن‌گونه که کانت سوژه را محدود به پدیدارهای تجربی می‌کند، شکل‌گیری سوژه مدرن با نفیِ حضورِ مقولات الاهیاتی‌ـ‌متافیزیکی نظیر خدا و نفس در آن همراه است. شک دکارتی و تلاش او برای اثبات مقولات الاهیاتی نظیر خداوند با تکیه بر قواعد ریاضیات، در واقع به نوعی فروکاستنِ الاهیات به قواعد ریاضیات یا همان چیزی است که ژیلسون به‌درستی اصالت ریاضیات نام می‌نهد.(ژیلسون،1387: 109). این سوژه در جامعه‌شناسی خصلت جمعی پیدا می‌کند و بنابراین در قرن نوزدهم و با ظهور آگوست کنت، همانطور که ژیلسون نیز بیان می‌کند، اصالت با جامعه‌شناسی است.(همان،196) همان فروکاستنی که در سوژه دکارتی وجود داشت، در نظریه‌های جامعه‌شناسی کلاسیک در جامعه شکل می‌گیرد. با تأمل در  آراء دورکیم در نظریه جامعه‌شناختی روشن می‌شود مقولات الاهیاتی نظیر خداوند یا حتی مقولات فلسفی نظیر علیت، عدد، مکان، زمان، طبقه و شخصیت همگی در جامعه به‌نحو پیشینی وجود دارند. فرد اساساً در جامعه زاده می‌شود و با مقولاتی که در جامعه وجود دارند، می‌اندیشند (دورکیم،1963: 40‌ـ‌41 و دورکیم،1912: 22‌ـ‌28(. بنابراین بر اساس ابتدایی‌ترین تعریف، جامعه به‌عنوان امر اجتماعیِ مدرن، اولاً امری فرا‌ـ‌فردی است و ثانیاً امر دینی و قدسی است که کوشش شده تا تحت قواعد علمی  فهمیده شود. بر اساس تعریف غیرِ ماورایی (دینی) که از سوژه فردی در دوره روشنگری، به‌عنوان مثال در کانت ارائه می‌شود، هرگونه امر فرا‌ـ‌فردی یا فرا‌ـ‌سوژه‌ای، امر جمعی و  بنابراین امر ماورایی (دینی) است. چنانکه دورکیم توضیح می‌دهد این امر فرا‌ـ‌فردی یا امر جمعی توسط جامعه‌شناسی شناخته و کشف می‌شود و از رازآمیز بودن در می‌آید. بنابراین جامعه‌شناسی در واقع نوعی الاهیات طبیعی‌شده است که می‌کوشد امر فرا‌ـ‌فردی یا همان امر دینی را با قواعد علوم طبیعی تبیین  کند. جامعه‌شناسی با کشف این امر (ماورایی) دینی، در واقع آن‌را تبدیل به نوعی ساختار جمعی می‌کند. این ساختار جمعی چنانکه نظریه جامعه‌شناختی دورکیم به‌خوبی بیانگر آن است، در مقابل فرد قرار می‌گیرد و با مطرح شدنِ جامعه‌شناسی فردمحورِ وبری، تقابل فرد‌ـ‌ساختار در نظریه‌های جامعه‌شناسی مدرن شکل می‌گیرد.(کرایب،1388: 29‌ـ‌30) به این معنا تقابل مشهور فردـ‌ساختار در واقع تقابل امر فردی‌ـ‌امرجمعی یا امرفردی‌ـ‌امر فرافردی و به تعبیر دیگر تقابل امرفردی‌ـ‌امر ماورایی، دینی و مقدس است.  تحلیل دورکیم نشان می‌دهد امر جمعی در واقع آن امر فرافردی است که چیزی بیشتر از مجموعه همه افراد دارد. دورکیم در توصیف قواعد حاکم بر جامعه، دو قاعده ملموس‌بودن (تلقی آن به‌عنوان یک شیء خارجی) و داشتن جبرِ بیرونی بر افراد را از ویژگی‌های جامعه مدرن یا همان امر جمعی (فرافردی) معرفی می‌کند (آرون،1382: 413). همین ویژگی جبرِ بر افراد است که دورکیم بر اساس آن میان امر جمعی و امر لاهوتی/دینی مساوقت می‌بیند. همانطور که می‌دانیم مسئله دورکیم از تقسیم کار اجتماعی و تغییر آن از شکل مکانیکی به ارگانیکی، ارتباط کاملی با مسئله او در صور بنیادین حیات دینی (1912) دارد. دستکم در تفسیری که اغلب کتب نظریه‌های جامعه‌شناسی از آراء او داده‌اند، دورکیم با مشاهده تغییر در شیوه تقسیم کار و تخصصی و فردی‌شدن امور، به‌دنبال بازسازی نوعی وجدان جمعی  بوده است. احیاء این وجدان جمعی و ترسیم ویژگی‌های آن، به‌معنای ترسیم جامعه آرمانی یا نظم اجتماعی مطلوب دورکیم است. صور بنیادین حیات دینی (1912) و پژوهشی که او درباره اشکال اولیه دینی در قبایل استرالیا انجام می‌دهد و قداست توتم را ناشی از امر جمعی می‌داند، پاسخی به این مسئله و در واقع پاسخی به مسئله سرچشمه‌های نظم اجتماعی بوده است (کالینکوس،1383: 251). بنابراین بنیان نظریه جامعه‌شناختی دورکیم و دو قاعده اصلی جامعه‌شناسیِ او، برخاسته از این پژوهش و مساوقتی است که میان امر جمعی و امر مقدس برقرار می‌سازد. به این معنا پژوهش الاهیاتی یا دین‌پژوهی دورکیم و نظریه‌ای که از آن استنتاج می‌کند، در واقع همان بنیان اندیشه اجتماعی یا نظریه جامعه‌شناختی اوست. با این حال دورکیم، نظیر دیگر جامعه‌شناسان کلاسیک، امر ناسوتی/دینی را به‌سودِ امر لاهوتی/دنیوی  و در اینجا امر جمعی فروکاست. تعبیر ژیلسون از اصالت جامعه‌شناسی که در نظریه دورکیم نیز مشاهده می‌شود، سبب شد تا او امر ناسوتی را به سودِ امر دنیوی فرو بکاهد و با این فروکاستن، استمرار نظریه‌پردازی یا معنابخشی به حیات اجتماعی را منوط به روش‌های علوم طبیعی نمود. امر جمعی یا جامعه، حداقل «چیزی» بیش از فردِ فردِ انسان‌ها دارد. به‌بیانی دیگر جامعه نه حاصل‌جمع تکِ تک افراد، بلکه نوعی مرکب حقیقی است، اما این مرکب حقیقی، در نظریات جامعه‌شناسی مدرن از نوع ترکیب‌های حقیقیِ علوم طبیعی و چیزی مانند ترکیب هیدروژن و اکسیژن در ترکیبی به نام «آب» است. مواجهه برخی از متفکران مسلمان با مفهوم جامعه استاد مطهری در یکی از منقح‌ترین مباحثی که در دوره اخیر درباره نسبت فرد و جامعه انجام شده و محل ارجاع دیگر تحقیقات در این زمینه است، تقابل جبرِ جامعه با اراده عاملِ فردی را با اتکا به مسئله کلامی جبر و اختیار و عقیده شیعه درباره «امر بین‌الامرین» با اتکا به آموزه‌هایی نظیر حدیثی از امام ششم شیعیان  حل می‌کند (مطهری،1387: 39). ایشان در کتاب ناتمام اما بسیار مهمِ جامعه و تاریخ، ریشه اعتقاد به جبر را در باور پوزیتیویستی جامعه‌شناسانی نظیر دورکیم به تلقی آنها از یکسان‌بودن ترکیب حقیقی جامعه انسانی با ترکیب حقیقی علوم طبیعی معرفی می‌کند. با این حال اگر ریشه فلسفیِ بحث جبر و اختیار را در کلام شیعی جست‌وجو کنیم، آن‌را در تعلق علم ازلی (و همچنین قدرت و اراده) خداوند به فعل اختیاری انسان درمی‌یابیم (طباطبائی،1386: 23 و سعیدی‌مهر،1388: 221). به این معنا راه حل مسئله جبر ساختار اجتماعی و عاملیت فردی در نزد متفکران شیعی نیز در علم ازلی خداوند (یا نیروهای بهره‌مند از این علم) به تحولات تاریخ بشری است. هرچند اشاره مستقیم به مفهوم جامعه یا امر اجتماعی در آثار متفکران سده‌های گذشته اسلامی وجود ندارد، اما درون‌مایه بحث از آن وجود داشته است. اکنون می‌توان پرسید که اگر متفکران سده‌های نخستین اسلامی صریحاً به وجود جدیدی به‌نام جامعه اشاره نکرده‌اند، آیا نظریه اجتماعی یا اندیشه اجتماعی هم نداشته‌اند؟ آیا حیات اجتماعی مسلمانان بدون پشتوانه نظری و نظام معنابخش به آن ادامه یافته است؟ کدام دانش یا دانش‌ها متکفل توضیح و «معنابخشی» به حیات اجتماعی آنان، در عصر رونق تمدنی و فرهنگی مسلمانان بوده است؟ نظریه‌های مدرن، مخصوصاً نظریه‌های کلاسیک جامعه‌شناسی، امر قدسی را با اتخاذ رویکرد طبیعت‌گرایانه و پوزیتیویستی به یک امر طبیعی تبدیل کردند و با تکیه بر آن، مفهوم مدرن جامعه زاده شد. با این حال تدقیق در این مفهوم نشان می‌دهد که امر جمعی، ریشه‌های الاهیاتی دارد. به این معنا امر اجتماعی تا قبل از دوره مدرن و غلبه نگاه طبیعت‌گرایانه متأثر از علوم طبیعی، وجود داشته و آرائی که پیرامون آن صورت‌بندی می‌شده‌اند، حیات اجتماعی انسان‌ها را توضیح داده و معنا می‌بخشیده‌اند؛ هرچند این آراء و نظریه‌ها ذیل عنوانی به‌نام جامعه‌شناسی صورت‌بندی نشده‌اند. در واقع نظریه دورکیم و تلاش او برای بازخوانیِ صوربنیادین حیات دینی در قالبِ نظریه اجتماعی، نوعی توضیح وجدان جمعی در وضعیت تقسیم کار اورگانیک و معنابخشی به نظم اجتماعی مدرن است. دانش‌های متکفل توضیح حیات اجتماعی مسلمین هرچند بحث در این باره نیازمند فرصتی مبسوط است، اما در این یادداشت کوشیدم تا نشان دهم که بحث درباره حیات اجتماعی انسان‌ها در دوره‌های تاریخی غیر از مدرنیته، ذیل علومی غیر از «جامعه‌شناسی مدرن»، از جمله حکمت عملی انجام می‌شده است. به عنوان مثال یونانیان حیات اجتماعی را در ذیل حکمت عملی توضیح می‌داده‌اند و حکمت عملی (علم مدنی) در نظر فارابی، هرچند مانند جامعه‌شناسی به توضیح امر اجتماعی می‌پردازد، اما عمدتاً توسط دو دانش کلام و فقه که هر ریشه دینی و الاهیاتی دارند، صورت‌بندی شده است. در اینجا نیز سعی کردیم در مقام تعریف و تحدید بیشتر مفهوم اندیشه اجتماعی، نشان دهیم که تقابل فرد و جامعه اصالتاً یک تقابل الاهیاتی  بوده که در نظریه‌های جامعه‌شناسی کلاسیک به‌عنوان یک تقابل «علمی»  مطرح شده است. راه‌حل استاد مطهری به‌خوبی نشان می‌دهد که هرچند مسئله تقابل فرد و جامعه یک تقابل برآمده از نظریه‌های جامعه‌شناسی مدرن است، اما راه‌حل آن همچنان یک راه‌حل الاهیاتی است. به این معنا می‌توان نتیجه گرفت که امر اجتماعی و اندیشه اجتماعیِ که آن امر اجتماعی را توضیح دهد، قبل و پیش از ظهور مدرنیته نیز وجود داشته است. معنابخشی به این امر اجتماعی در دوره‌های قبل یا غیر از مدرنیته، در حوزه دانش‌هایی نظیر حکمت عملی صورت می‌گرفته و لذا نظریاتی که به‌صورت‌بندیِ این امر اجتماعی می‌پرداختند، در ذیل حکمت عملی قرار می‌گرفته‌اند. بایدها و نبایدهای حکمت عملی نیز تابع منطق حکمت نظری بوده و دانش‌های مختلف حکمت نظری نظیر طبیعیات و ریاضیات تابع الاهیات به‌معنی‌الاخص (فلسفه اولی) بوده‌اند که منطق عقلانی یا وحیانی (الاهیاتی) داشته است. اما در دوره مدرن با گسستی که میان علم مدرن و الاهیات مسیحی صورت می‌گیرد و منطق علوم طبیعی مدرن در جایگاه پاسخ‌گویی به مسائل عقلانی و الاهیاتی می‌نشیند، معنابخشی به حیات اجتماعی به حوزه «علوم» اجتماعی و نظریات کلاسیک جامعه‌شناسی مدرن منتقل می‌شود. این معنابخشی به‌عنوان مسئله‌ای علمی مطرح می‌شود که صرفاً بایستی با تکیه بر قواعد علوم طبیعی مدرن به آن پاسخ داد.   منابع: ـ ژیلسون، اتین (1387) نقد تفکر فلسفیِ غرب، ترجمه احمد احمدی، تهران، انتشارات سمت؛ ـ کرایب، یان (1388) نظریه اجتماعی مدرن: از پارسونز تا هابرماس، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر آگه، چاپ پنجم؛ ـ آرون، ریمون (1390) مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی؛ ـ کالینیکوس، الکس (1383) درآمدی تاریخی بر نظریه اجتماعی، ترجمه اکبر معصوم بیگی، تهران، نشر آگه؛ ـ مطهری، مرتضی (1387) جامعه و تاریخ، تهران، انتشارات صدرا؛ ـ طباطبائی، [علامه] سیدمحمدحسین (1386) بدایه‌الحکمه، ترجمه و اضافات علی شیروانی، قم، انتشارات دارالعلم، چاپ دوازدهم؛ ـ سعیدی‌مهر، محمد (1388) کلام اسلامی، ج 1، قم، کتاب طه؛ Durkheim, E and Mauss, M (1903) Primitive Classification, (London, 1963) Durkheim, Emile (1912) The Elementary Forms of Religious Life (New York, 1965)     ]]> مقاله Fri, 24 Feb 2017 19:30:15 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7198/ آیا ترغیب زنان کارگر جنسی و زنان معتاد کارتن خواب، به عقیم شدن اخلاقی است؟ http://dinonline.com/doc/article/fa/7202/ 1. مقدمه بسیاری از صاحب نظران، طراحان این موضوع را بسیار نکوهش کردند که چرا چنین ایده‌ای را مطرح کرده‌اند. من آنچه از این نکوهش می‌فهمم این است که ایشان معتقدند که نباید چنین چیزی مطرح می‌شد. البته در این بین بسیاری این طرح را یک طرح اجباری تصور می‌کردند در حالی که به هیچ وجه این طرح یک طرح اجباری نبود و اصل بر این بود که زنان کارتن‌خواب و کارگر جنسی با رضایت در این طرح شرکت کنند. در این بین ممکن است این پرسش به وجود بیاید که: فارغ از اینکه این عمل حتی به‌صورت رضایتمندانه درست است یا خیر، آیا «ترغیب زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی به عقیم شدن» عملی اخلاقی است یا خیر؟ در این نوشته من سعی خواهم کرد به این پرسش اخیر پاسخ دهم.   اما آنجه در این یاداشت سعی در اثبات آن را دارم این مدعاست که: (C) ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است[1]. من دو دلیل اصلی در تأیید C خواهم آورد اولی مبتنی بر اصل فایده‌گرایی اخلاقی است ‌ و دیگری مبتنی بر اصل غیر اخلاقی بودن اعمال درد و رنج بدون توجیه کافی است. ‌ پیش از آنکه دلایل خود را له C‌ بیاورم لازم می‌دانم پیش فرض‌های مهمی را که از سوی طرح کنندگان عقیم‌سازی زنان کارگر جنسی و زنان کارتن‌خواب معتاد، البته به ظن من، وجود دارد را مطرح کنم. این پیش فرض‌ها عبارتند از: (A1) حضور زنان کارتن‌خواب معتاد و کارگر جنسی در جامعه ما مشهود است. (A2) بارداری‌های ناخواستهٔ حاصل از تن‌فروشی این زنان، آسیب‌های اجتماعی جدی را منجر می‌شود. (A3) راه‌کارهای موجود برای حل این معضل نتوانسته‌اند موفقیت‌آمیز باشند یا موفقیت‌های قابل ملاحظه‌ای نداشته‌اند. در مورد ‌ A1 من «مشهود بودن» را در معنای قابل ملاحظه بودن بکار می‌برم و باید گفت که ما به چشم یا از دیگران از وجود چنین اشخاصی مطلع شده‌ایم. گمان نمی‌کنم هیچ فردی این حقیقت را کتمان کند مگر آنکه چشم بینا یا گوش شنوا نداشته باشد. اما آنچه مشخص است هیچ گونه آمار رسمی از تعداد این زنان در دسترس نیست و یا اگر هست، رسانه‌ای نیست. من احتمال دوم را قوی‌تر می‌دانم زیرا بر اساس باورهای قومی و دینی برای جامعهٔ ما وجود چنین کسانی به خصوص مقولهٔ زنان کارگر جنسی، یک تابو است و فرهنگ جامعهٔ ما کسب درآمد از طریق کارگری جنسی را برنمی‌تابد. شاید دلایل دیگری هم برای پنهان‌کاری در اعلام آمار رسمی این مورد وجود داشته باشد، اما اینقدر می‌توان فهمید که اعلام طرح عقیم‌سازی این زنان خود می‌تواند موید وجود چنین زنانی آن‌هم در شمار کثیر باشد. اما A2‌ چندان نیازمند بحث نیست اگر به واقع حضور چنین زنانی آسیب‌های جدی را در حوزهٔ فرزندآوری ایجاد نمی‌کرد بی‌گمان اعلام چنین طرحی لغو و بیهوده بود. بنابراین این مورد و مورد A3‌ از اعلام چنین طرحی قابل فرض است. اما من معتقدم یکی از دلایل مهمی که A3‌ را در پی داشته است باز به باورهای قومی ـ دینی و قوانین مستخرج از آن بازمی‌گردد. بر اساس این باورها چنین زنانی، به خصوص کارگران جنسی، از سوی جامعه طرد می‌شوند و هیچ جایگاهی در جامعه ندارند. لذا هر طرحی که بخواهد این آسیب اجتماعی را درمان کند یا اصلاً موفقیت‌آمیز نخواهد بود و یا اگر باشد موفقیت چشمگیری نخواهد داشت. 2. دلیل اول (1) اگر طرح عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی مطرح شده است آنگاه A1‌، A2‌ و A3‌ صادق است. (2) اگر A1‌، ‌A2 و ‌A3 صادق باشد آنگاه ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است. (3) اگر طرح عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی مطرح شده است آنگاه ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است. (4) طرح عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی مطرح شده است. بنابراین: ‌(‌C‌) ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است. در استدلال اخیر مقدمهٔ 2 محور اصلی استدلال است و اگر من بتوانم آن را اثبات کنم آنگاه C را اثبات نموده‌ام. زیرا در مورد 1 پیش از این دلایلی را بیان کردم و به نظرم به‌قدر کافی این دلایل واضح هستند. در این بین 3 و 4 هم چندان نیازمند اثبات نیستند. زیرا 3 نتیجه 2 و 1 است در نتیجه اگر این دو مقدمه صادق باشند قیاس شرطی حاصل از آنها هم صادق است. مقدمه 4 هم که در رسانه‌ها به‌صورت علنی اعلام شده است بنابراین صدق آن محرز است. پس تنها مورد اصلی اثبات فقط 2 است. من برای اثبات 2 از اصل فایده‌گرایی اخلاقی استفاده خواهم کرد. من ساده‌ترین تفسیر از اصل فایده‌گرایی اخلاقی را مدنظر دارم یعنی: عمل x اخلاقی است اگر و تنها اگر x بیشترین خیر ممکن را برای اکثریت افراد محقق کند و یا x از بروز بیشترین شر ممکن برای اکثریت افراد جلوگیری کند. من در اینجا باید بر اساس اصل فایده باوری فوق دلیلی را ترتیب دهم که نشان دهد ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، با در نظر گرفتن موارد A1، A2 و A3، بیشترین خیر ممکن را برای اکثریت افراد جامعهٔ ما به همراه دارد و یا اینکه از بیشترین شر ممکن برای اکثریت افراد جامعهٔ ما جلوگیری می‌کند. برای این منظور من در ادامه گوشه‌ای از صحبتهای سیاوش شهریور را می‌آورم: مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با اشاره به اینکه این زنان علاوه بر توزیع مواد مخدر، خودشان هم مصرف می‌کنند و به سکس ورکری [روسپی‌گری] هم مشغول هستند، افزود: بالای ۲۰ درصد این زنان ایدز دارند و انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند. وی ادامه داد: برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به فروش می‌رسند ... وی بابیان اینکه هیچ‌کسی در ایران (مدیران ملی) با این گزاره ضدحقوقی (عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب) موافق نیست، تصریح کرد: اگر زنی باشد که جانش به لبش رسیده باشد، نتواند بچه‌اش را بزرگ کند و مجبور باشد آن را بفروشد، اگر بگوید که حاضرم عقیم شوم، این کار انجام شود؛ بهتر است، چراکه حداقل شاهد بچه‌ای مریض، دارای فقر غذایی، بحران‌زده و فاقد سرپرست نخواهیم بود ... باید با پروژه قانع کردن زنان کارتن‌خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود. استدلال من برای پذیرش مقدمهٔ 2 به این شرح است: (5)[(A1 ∧ A2) A3] ⊃ (A2 ∧ A3)[2] ‌ (6) اگر ‌(‌A2 ∧ ‌A3) صادق باشد آنگاه فرزندآوری حاصل از تن‌فروشی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی مشکلات کثیری را برای جامعه ایجاد می‌کند. (7) اگر فرزندآوری حاصل از تن‌فروشی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی مشکلات کثیری را برای جامعه ایجاد کند آنگاه عقیم‌سازی آنها می‌تواند به عنوان یک راهکار موقتی از بروز این مشکلات جلوگیری کند. (8) اگر عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی ‌ می‌تواند به عنوان یک راهکار موقتی از بروز این مشکلات جلوگیری کند آنگاه ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است.‌ بنابراین (2) اگر ‌A1‌، ‌A2 و ‌A3 صادق باشد آنگاه ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی است.‌ در استدلال اخیر 5 نیازمند اثبات نیست. زیرا 5 یک گزارهٔ منطقاً صادق است. اما در مورد 6 همانطور که شهریور هم بدان اشاره کرد زنانی از این دست با توجه به اینکه بی‌سرپرست هستند و نیز با توجه به اظهار نظر لیلا ارشد، مددکار اجتماعی و مدیرعامل خانه خورشید که در خصوص زنان کارتن‌خواب کارگر جنسی اظهار می‌کند: «کودکان این زنان مسئله بسیار مهمی هستند که جامعه باید به آنها توجه کند. وی افزود:‌ وقتی این زنان کارتن‌خواب در پارک‌ها، شیشه مصرف می‌کنند و اقدام به برقراری روابط جنسی می‌کنند باردار شده و کودکان حاصل ازاین‌روابط تبدیل به دغدغه‌ای برای آنها می‌شود[3]»، فرزندان خود را به فروش می‌رسانند. فروش این کودکان بی‌گناه معضلاتی را پدید می‌آورد از جمله تبدیل‌شدن آنها به کودکان کار، حمل‌کنندگان مواد مخدر، بزهکاری و حتی در نهایت، اگر این کودکان دختر باشند، تبدیل به یک کارگر جنسی دیگر در آینده می‌شوند؛ این‌ها معضلات کمی نیستند و مشکلات و هزینه‌های گزافی را بر جامعه تحمیل می‌کنند و با توجه به باورهای قومی ـ دینی اشاره شده، جامعه از پذیرش آنها سرباز می‌زند. اما برای تأیید 7 من استناد می‌کنم به گفته‌های لیلا رشید به عنوان یک متخصص در این زمینه که: «زنی که سال‌هاست در سن باروری بوده و دچار اختلالات شخصیتی و سوءمصرف موادمخدر و محرک است و در بهزیستی فرزندی دارد، زمانی که تمایل به توبکتومی داشته باشد، با کارشناسی یک روان‌شناس، یک متخصص زنان و یک مددکار اجتماعی عمل توبکتومی انجام می‌شود. به عبارت دیگر، این کار زمانی جایز است که فردی دچار اختلال شخصیت بوده و تصمیمی برای فرزندآوری نداشته باشد.» او ادامه می‌دهد: «یکی از زنانی که مصرف‌کننده بود، می‌گفت من متامفتامین مصرف می‌کنم و نمی‌توانم برای یک رفتار دیگر تصمیم بگیرم چون بسیاری از این افراد مورد تعرض قرار می‌گیرند و قادر به تشخیص رفتار در یک موقعیت محافظت‌شده نیستند [4]» همانطور که از صحبت‌های رشید برمی‌آید توبکتومی یا عقیم‌سازی گویا در حال حاضر بهترین گزینه برای چنین زنانی است که با مصرف مواد یا حتی برای به دست آوردن مواد دست به تن‌فروشی می‌زنند یا مورد تعرض قرار می‌گیرند. مقدمهٔ 8 را هم می‌توان بر اساس اصل فایده‌گرایی اخلاقی توجیه کرد. بر این اساس 8 اینطور مستدل می‌شود که چون عقیم‌سازی از بروز شر ممکن کثیر برای اکثریت جامعه جلوگیری می‌کند لذا ترغیب زنان معتاد کارتن‌خواب و کارگر جنسی به عقیم شدن، عملی اخلاقی خواهد بود. با این مقدمات به نظر می‌رسد که 2 صادق است. 3. دلیل دوم اما دلیل دیگر در تأیید C از این قرار است: (β) اگر عمل اختیاری x، منجر به درد و رنج بدون توجیه کافی شود آنگاه: a) x غیر اخلاقی است و b) هر عمل اختیاری دیگری مانند y که ممکن است به x منتهی شود، هم عملی غیر اخلاقی است. (φ) اگر عمل اختیاری x` از بروز درد و رنج بدون توجیه کافی، جلوگیری کند آنگاه: a) x` اخلاقی است و b) هر عمل اختیاری دیگر مانند y` که ممکن است به x` منتهی شود، هم عملی اخلاقی است.   (9)[(A1‌ ∧ A2‌) ∧ A3‌] ⊃ A2‌[5] (10) اگر A2 صادق باشد آنگاه آسیب‌های اجتماعی بسیاری متوجه خود کودک متولد شده است. (11) اگر آسیب‌های اجتماعی بسیاری متوجه خود کودک متولد شده باشد آنگاه وی دچار درد و رنج بدون توجیه کافی خواهد شد. (12) اگر این کودکان دچار درد و رنج بدون توجیه کافی می‌شوند آنگاه باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی منجر به درد و رنج این کودکان شده است. (13) جلوگیری نکردن از بارداری این زنان ممکن است منجر به باردار شدن آنها شود.  (β`) اگر باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی منجر به درد و رنج بدون توجیه کافی فرزندان آنها شود آنگاه: a) باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی، غیر اخلاقی است و b) جلوگیری نکردن از بارداری این زنآن‌هم غیر اخلاقی است. (بدیل β). (14) اگر گزارهٔ 12 صادق باشد آنگاه جلوگیری کردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی از درد و رنج این کودکان جلوگیری می‌کند. (15) اگر جلوگیری کردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی از درد و رنج این کودکان جلوگیری می‌کند آنگاه ترغیب به عقیم شدن این زنان ممکن است از باردار شدن آنها جلوگیری کند. (φ`) اگر جلوگیری کردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی از درد و رنج این کودکان جلوگیری می‌کند آنگاه a) جلوگیری کردن از باردار شدن این زنان اخلاقی است و b) ترغیب زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی به عقیم‌سازی، عملی اخلاقی است (بدیل φ) بنابراین: (C) ترغیب زنان کارتن‌خواب معتاد و زنان کارگر جنسی به عقیم‌سازی، عملی اخلاقی است. دلیل دوم من، دلیل قابل توجه تری است زیرا در نقدهای بسیاری که به طراحان عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب و کارگر جنسی می‌شود، از رنج‌هایی که از به دنیا آمدن این کودکان، نصیب این کودکان می‌شود، غفلت شده است. مقدمات β و φ صورت‌بندی اصل «غیر اخلاقی بودن درد و رنج بدون توجیه کافی» است. β صورت‌بندی سلبی از این اصل است و φ صورت‌بندی ایجابی آن. براساس صورت‌بندی سلبی، یعنی β، هر عملی که به‌صورت مستقیم یا غیر مستقیم، بالضروره یا بالامکان، منتهی به درد و رنج بدون توجیه کافی شود، غیر اخلاقی است و در مقابل در صورت‌بندی ایجابی، یعنی φ، هر عملی که به‌صورت مستقیم یا غیر مستقیم، بالضروره یا بالامکان، از درد و رنج بدون توجیه کافی جلوگیری کند، اخلاقی است. اما در این استدلال هم مقدمهٔ 9 و 10 چندان نیازمند مستدل شدن نیستند. زیرا 9 منطقاً ضروری است و 10 هم کاملاً مشخص است و همانطور که در بالا هم گفته شد، آسیب‌های اجتماعی متنوعی گریبان گیر این کودکان است. اما مقدمهٔ 11 هم صحیح است. زیرا ایجاد این رنج برای این کودکان هیچ توجیه کافی ندارد و هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بگوید چرا این کودکان باید به دنیا بیایند و رنج بکشند و این رنج کشیدن بنابر فلان دلیل کاملاً معقول است. مقدمات 12 و 13 هم به‌قدر کافی روشن هستند. بر اساس 12 بارداری زنان کارتن‌خواب و کارگر جنسی عامل اصلی برای تولد کودکان ایشان و لاجرم درد و رنج آنها خواهد شد. از سوی دیگر مشخص است که جلوگیری نکردن از بارداری در این زنان عامل دیگری است برای بارداری ایشان و در نتیجه درد و رنج این کودکان ازاین‌رو 13 هم کاملاً محرز و مشخص خواهد بود. اگر 12 و 13، و هم‌چنین صورت‌بندی سلبی اصل ‌«غیر اخلاقی بودن درد و رنج بدون توجیه کافی» یعنی β صحیح باشد آنگاه β` هم صحیح خواهد بود. آنچه تا اینجا با قبول ‌β` به دست می‌آید این است که جلوگیری نکردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی غیر اخلاقی است. بنابراین این مقدمه حلقهٔ واسطه‌ای می‌شود برای ادامهٔ مسیر استدلال از 12 به‌سوی 14. زیرا اگر جلوگیری نکردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی غیر اخلاقی باشد، پس باید نشان دهیم چگونه از این عمل غیر اخلاقی باید حذر کنیم. اما مقدمهٔ 14 در واقع لازمهٔ مقدمهٔ 12 است. به واقع اگر درد و رنج این کودکان معلول باردار شدن مادران ایشان باشد، مشخص است که جلوگیری کردن از باردار شدن این زنان، از بروز درد و رنج این کودکان جلوگیری می‌کند. اما مقدمهٔ 15 ممکن است چالش‌برانگیز باشد. سؤال اینجاست: چرا در مورد 15 باید استلزام میان مقدم، یعنی «جلوگیری کردن از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی از درد و رنج این کودکان جلوگیری می‌کند» و تالی آن یعنی «ترغیب به عقیم شدن این زنان ممکن است از باردار شدن آنها جلوگیری کند» را بپذیریم؟ به عبارت دیگر با فرض قبول مقدم، چرا باید فقط ‌«ترغیب به عقیم شدن این زنان ممکن است از باردار شدن آنها جلوگیری کند»‌ را لازمهٔ آن بدانیم؟ چرا نگوییم «ترغیب به عقیم شدن مردان کارتن‌خواب معتاد و مردان هرزه ممکن است از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و زنان کارگر جنسی جلوگیری کند»؟ پاسخ من از این قرار است که، اولاً من 15 را به عنوان یک استلزام منطقی در نظر نگرفته‌ام؛ بنابراین من نمی‌گویم که عقیم کردن مردانی که هرزه یا کارتن‌خواب هستند نمی‌تواند از بارداری این زنان جلوگیری کند. حتی من معتقد هستم که ترغیب مردان بخصوص کارتن‌خواب و معتاد هم به عقیم‌سازی لازم است و نباید فرض کنیم که این تنها زنان کارتن‌خواب یا کارگر جنسی هستند که باید ترغیب شوند از حق طبیعی مادر شدن خودداری کنند.‌ بنابراین اگر شما به جای ‌«ترغیب به عقیم شدن این زنان ممکن است از باردار شدن آنها جلوگیری کند»‌ در 15، ‌«ترغیب به عقیم شدن مردان کارتن‌خواب معتاد و مردان هرزه ممکن است از باردار شدن زنان کارتن‌خواب و زنان کارگر جنسی جلوگیری کند» قرار دهید، من هیچ اعتراضی نخواهم داشت. اما این جای گذاری از درستی 15 نمی‌کاهد. به عبارت دیگر حتی اگر این جای گذاری را انجام دهیم باز هم 15 می‌تواند درست باشد. از سوی دیگر قرار گرفتن 15 در سیر استدلال من از آن جهت بوده است که من قصد داشتم c را اثبات کنم. اگر قصد من اثبات چیزی بود مثل این که «ترغیب مردان کارتن‌خواب و هرزه، به عقیم شدن، اخلاقی است»، بدون شک از آن جای گذاری اخیر استفاده می‌کردم. اما باز ممکن است کسانی مایل باشند که از بدیل‌های دیگری بجای تالی 15، به‌طور خاص و یا عدم عقیم‌سازی یکی از طرفین نزدیکی جنسی به‌طور عام، استفاده کنند. من باز فی‌نفسه منکر این جای گذاری‌ها نخواهم بود. اما پرسشی دارم که از این قرار است: کدام بدیل می‌تواند در جامعه کنونی ما و در شرایط حاضر راهگشا باشد؟ از سوی دیگر آیا بدیل‌های دیگر می‌توانند به‌اندازهٔ تالی 15، یا بدیل دیگر آن یعنی عقیم‌سازی مردان کارتن‌خواب یا هرزه، از بروز درد و رنج برای این کودکان جلوگیری کند؟ از سوی دیگر این کار نیازمند فرهنگ‌سازی در این باب است که من گمان نمی‌کنم با توجه به دیدگاه اجتماعی حال حاضر ما از این امور چنین فرهنگ‌سازی بتواند جایی برای خود باز کند، یا لااقل به این زودی نمی‌تواند باز کند. بنابراین من گمان می‌کنم 15 و بدیل دیگر آن بر اساس طرح عقیم‌سازی مردان کارتن‌خواب و هرزه، در جهان ممکن ما درست است. اگر شما دلایل من را در پذیرفته باشد آنگاه درستی φ` را نیز خواهید پذیرفت زیرا φ` بدیل φ براساس مقدمات سابق خود است. و ازاین‌رو c را هم لاجرم باید بپذیرید. خاتمه اگر دو دلیل من درست باشند آنگاه من توانسته‌ام c را اثبات کنم. بنابراین طراحان این عملی غیر اخلاقی را مرتکب نشده‌اند. شاید کسانی مایل باشند c را تعمیم دهند و از آن نتیجه بگیرند که عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب و کارگر جنسی، عملی اخلاقی است. این نتیجه‌گیری زمانی درست است که بتوان این مقدمه را اثبات کرد که: «اگر ترغیب به یک عمل مانند x در زمان t اخلاقی باشد، آنگاه x در t اخلاقی است». بر همین اساس «اگر c در زمان حاضر اخلاقی باشد آنگاه عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب و کارگر جنسی، اخلاقی است» یا بدیل دیگر آن عقیم کردن مردان هرزه و مردان کارتن‌خواب معتاد اخلاقی است. من به گمانم این نتیجه‌گیری درست است. زیرا مقدمه اخیر درست است. زیرا واضح است تا زمانی که ما عملی را اخلاقی ندانیم اخلاقاً مجاز به ترغیب دیگران به انجام آن عمل نیستیم. بنابراین نفس عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب و کارگران جنسی در زمان حاضر اخلاقی است. اما از این نتیجه‌گیری هم نباید برداشت کرد که عقیم‌سازی با اجبار جواز اخلاقی دارد. زیرا این اجبار داشتن با نفس «ترغیب کردن» که در مقدم آمده است منافات دارد. از سوی دیگر شاید عده‌ای به من اعتراض کنند که چرا چنین دیدگاهی دارم و چرا چنین چیزی را مستدل کرده‌ام. من این گونه راهکار را یک راهکار مطلق در نظر نگرفته‌ام بلکه آن را در شرایط کنونی راهکار مناسبی می‌دانم به عبارت دیگر تا زمانی که راهکارهای فعلی دیگر نتایج موثری به بار نمی‌آورند، به نظر می‌رسد این ایده بتواند مانند یک ترمز اضطراری عمل کند. من متاسفم هستم از بیان این نکته که: «تا زمانی که جامعهٔ ما این طیف از شهروندان خود را برای کمک انسان دوستانه به ایشان، برای رهایی آنها از این آسیب اجتماعی، پذیرا نباشد، هیچ راهکار دیگری نمی‌تواند واقعاً مؤثر واقع شود». این ادعای اخیر من بدان معنا نیست که من بروز چنین چیزهایی را می‌پذیرم چراکه بدون شک چنین چیزهایی یک آسیب اجتماعی محسوب می‌شود و هیچ عاقلی اینها را تصدیق نمی‌کند؛ بلکه بدان معناست که برای حل این معضل، به صورتی غیر ازآنچه در اینجا مستدل شد، یک شرط لازم وجود دارد که همانا پرورش روحیهٔ دیگر دوستی برای کمک به یک هم نوع برای بیرون آمدن از منجلاب چنین مسایلی است فارغ از اینکه او چه کسی باشد. ارجاعات: [1] C حرف اول واژه Claim است. [2] به عبارت دیگر:‌ اگر ‌A1‌، ‌A2 و ‌A3 صادق باشد آنگاه (‌A2 و ‌A3) هم صادق است.‌   [3] ایسنا، کد خبر: 94072717493 [4] خبر آنلاین، کد خبر: ۴۷۲۳۵ [5] به عبارت دیگر: اگر ‌A1‌، ‌A2 و ‌A3 صادق باشد آنگاه ‌A2 صادق است.‌ ]]> دیدگاه Fri, 24 Feb 2017 18:18:33 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7202/ جماعت‌گرایی در گفت‌وگو با مایکل والرز و مایکل سندل http://dinonline.com/doc/interview/fa/7197/ (1) مایکل والزر از مهم­‌ترین اندیشمندان جماعت­‌گرا محسوب می­‌شود. به اعتقاد وی، هرچند نقدهایی بر لیبرالیسم وارد است، اما در عین حال دو مکتب لیبرالیسم و جماعت­‌گرایی قابل‌جمع به نظر می­‌رسند. تاکنون آثاری از وی، همانند حوزه­‌های عدالت، فربه و نحیف و تفسیر و نقد اجتماعی، به زبان فارسی ترجمه شده است. چکیده سخنان والزر: - لیبرالیسم و جماعت­‌گرایی امری طیفی است. - نقد من به سندل این است که امریکای مورد تحلیل او امریکای بدون مهاجر است. مبنای تحلیل پلورالیستی سندل، امریکای توکویل است. - نقدهای جماعت­‌گرایان موقت است و تا وقتی تداوم دارد که این نقایص در جامعه لیبرالی مشاهده می­‌شود. ـ فربه کردن، غنی کردن و تشخص (specification) حقوق بشر مربوط به حقوق بشر مثبت (right to) است. ـ منظور از فربه کردن ارزش­‌ها می­‌تواند تمایز و تنوع (differentiation) آن­ها در زمینه­‌های مختلف باشد. ـ حداقل­‌هایی برای حقوق بشر و عدالت وجود دارد. شکنجه، برده­‌داری و کشتار و مانند آن در هر زمان و مکانی ممنوع است، چه برای حکومت­‌ها و چه برای افراد. ـ من هم فیلسوف تحلیلی هستم، هم در خصوص عدالت معتقدم این مفهوم باید توسط فرهنگ و دین فربه شود، و به همین جهت به زمینه هم توجه دارم. تعبیر «بین متن و زمینه» را من هم می­ پذیرم. ـ جنگ امریکا علیه عراق ناعادلانه و علیه افغانستان عادلانه بود. ـ اصل جنگ علیه طالبان عادلانه بود، ولی شیوه عملکرد (یا conduct) عادلانه نبود. ـ با تعبیر دین یک و دو و سه موافقم و بحث ما در حوزه دین دو است. ـ در یهودیت پاپ نیست و از این جهت تفسیر آزادتر از مسیحیت است. ـ تفاسیر متکثرند و در طول تاریخ به تفاسیر جدید و بازتفسیر نیاز داریم. ـ نقدهای ما به لیبرالها، می‌تواند با نظریه‌های غیرسکولار نیز اشتراک داشته باشد. (2) کمتر کسی نام مایکل سندل، استاد تمام دانشگاه هاروارد و نقدهای جماعت­‌گرایانه­‌اش نسبت به عدالت لیبرالی را نشنیده است. سخنرانی­‌های علمی او در دانشگاه هاروارد مخاطبان زیادی دارد و در سالن 1500 نفری برگزار می­‌شود. در دانشگاه هاروارد بیش از چهارده‌هزار نفر درس او را ثبت نام کرده­‌اند. وی در سال 1985 جایزه تدریس هاروارد - رادکلیف را دریافت کرد. او در سال 2001 به عنوان استاد مدعو به تدریس در دانشگاه سوربن پاریس نیز پرداخت. تاکنون آثاری از وی- همانند لیبرالیسم و منتقدان آن، لیبرالیسم و محدودیت­ های آن، عدالت: چه باید کرد؟، و آن­ چه با پول نمی­‌توان خرید، به زبان فارسی ترجمه شده است. به اعتقاد سندل، در کشورهای غربی، از یک سو «تحرک» در اقتصاد به «نابرابری» انجامیده، و از سویی دیگر احزاب کارگر، دموکرات و سوسیال دموکرات به این علت محبوبیت خود را در طبقه متوسط از دست داده­‌اند که شعارهایی توخالی مطرح می­‌کنند. به بیان دیگر، موانع زیادی برای شایسته­‌سالاری، اهمیت دادن به کار، هویت و کرامت انسان وجود دارد. فقط در بحران 2008 بود که اوباما به این‌گونه مسائل اخلاقی در اقتصاد توجه کرد، اما به هر حال دوران او هم به ریاست جمهوری ترامپ ختم شد. چکیده سخنان سندل: - اگر جماعت­‌گرایی به معنای تقدم منافع اکثریت و اکثریت­‌گرایی باشد، من جماعت­‌گرا به آن معنا نیستم؛ چون معتقد نیستم اکثریت همیشه بر حق باشد. - اگر جماعت­­‌گرایی به معنای نقد نظام بازار غربی باشد، نظریه عدالت من زیرمجموعه جماعت­­‌گرایی قرار می­‌گیرد. - با مفهوم طیفی بودن جماعت­‌گرایی موافقم، من در کنار چارلز تیلور و نزدیک به مک­ اینتایر قرار دارم. - من با تیلور در نوارسطویی بودن و تأثیر پذیرفتن از هگل مشترکیم. - نظرات من با دولت کوچک حزب جمهوری‌خواه همخوان نیست. - دو اصطلاح «فربه» و «نحیف» که والزر به کار برده به خوبی می­‌تواند معنای مدنظر جماعت­‌گرایان را برساند. - جماعت­‌گرایی یک مکتب فکری (school of thought) است، اما اگر بنا باشد روشی را معرفی کنم که به این مکتب مربوط باشد، باید از هرمنوتیک نام ببرم. - نمی­‌توان در پایان‌نامه و رساله از روشی به نام جماعت­‌گرایی استفاده کرد. - اگر سوسیال دموکراسی به معنای بازتوزیع ثروت و درآمد طبقات مرفه برای خیر عمومی باشد، با این معنا موافقم و خود را سوسیال دموکرات می­‌دانم. - مقتضای عدالت آن است که حقوق بشر غنی شده و موقعیت­ مند (situated) را قبول کنیم تا مقتضیات هر زمان و مکان را لحاظ نماید. - جدا کردن حقوق بشر منفی (right from) از حقوق بشر مثبت (right to) معیار خوبی است. - ابعاد جهان‌شمولی در بحث عدالت وجود دارد، چرا که همواره می­‌توان از اصول مشترک سخن گفت. - نمی­‌توان ویژگی­‌های خاص هر منطقه را نادیده گرفت. - در کشوری مثل ایران، عدالت از دل سنت اسلامی و قرآن درمی­‌آید و به سرانجام می­‌رسد. -  من با تعبیر همروی متن­‌گرایی و زمینه­‌گرایی موافقم. - به نظر من هر دو جنگ امریکا علیه افغانستان و عراق اشتباه بود. - جنگ امریکا علیه داعش عادلانه، اما غیرمؤثر بوده است. - شرط پذیرش نقدهای جماعت­‌گرایان به لیبرال‌ها، سکولار بودن نیست. ]]> انعکاس Thu, 23 Feb 2017 21:56:37 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7197/