پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://dinonline.com/ Mon, 29 May 2017 06:32:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 29 May 2017 06:32:02 GMT 60 چرا در هند دین و معبدسازی یک تجارت سودآور است؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7366/ تلاش‌هایی صورت‌گرفته برای ترویج فرهنگ گردشگری بیشتر بر روی مثلث طلاییِ «دهلی-آگرا-جیپور» متمرکز بوده است. مقصد اکثر گردشگران خارجی (21درصد) ایالت تامیل نادو است. حدود 10درصد از گردشگران خارجی نیز دهلی را به عنوان مقصد خود برمی‌گزینند. اکثر گردشگران داخلی و خارجی ایالت‌های جنوبی را برای سفر انتخاب می‌کنند و این به خاطر وجود اماکن مذهبی مهمّی مثل شهر مادورای و تیروپاتی است. اکنون توریسم مذهبی به یک تجارت بسیار بزرگ در هند تبدیل شده است. این نشان‌دهندۀ چه چیزی است؟ نظرسنجی پیو حاکی از آن است که بالغ بر 25درصد مردم هند ظرف چهار، پنج سال گذشته مذهبی‌تر شده‌اند. میانگین خرجکرد مردم برای سفرهای مذهبی نیز در این دوره به بیش از دو برابر افزایش یافت. این روند در میان پیروان ادیان مختلف هند مشاهده می‌شود. این فعالیت اقتصادی و اشتغالِ حاصل از آن مایۀ خوشحالی است، اما باید دربارۀ تبعات دیگرِ افزایشِ تدیّن در میان مردم هند نیز تأمل کنیم. رشد گرایش به خرافات و دیانت‌های کورکورانه، سلطه‌جویانه و خشونت‌آمیز خطری است که جامعۀ هند را تهدید می‌کند. معبدسازی نیز تجارت پرسودی است و لذاست که عدّه‌ای اماکن عمومی را جهت ساخت معبد غصب می‌کنند. این در حالی است که در هند وقتی تندیس خدایان و دیگر تندیس‌های مذهبی در مکانی بنا می‌شود، دیگر نمی‌توان آنها را تخریب کرد. اکنون دین‌ورزی به تجارت بزرگی در هند تبدیل شده و دولت‌ها نیز مروّج «گردشگری مذهبی» هستند. در جامعۀ هند یک نوع رقابت ناگفته و ظریف در میان مردم شکل گرفته و همه می‌خواهند به یکدیگر بگویند که اعتقاد من و بت من بهتر از اعتقاد و بت دیگران است. جواهر لعل نهرو آرزو داشت منطق و روحیۀ علمی بر هندوستان حاکم شود. اما برعکس مردم هند هر روز بیش از پیش از تعصّبات و ایمان کورکورانه پیروی می‌کنند. منشأ بسیاری از ناسازگاری‌های اجتماعی و ایجاد اختلال در نظم عمومی دیانت‌های کورکورانه است. امروز می‌بینیم که چهره‌های سیاسی هند به جای این که راه درست را به مردم نشان دهند، خود مروّج دیانت کورکورانه هستند. البته سیاستمداران حق دارند خدایانی را که دوست دارند بپرستند، اما نه با هزینه‌ای که از جیب مالیات‌دهندگان می‌رود! مگر این که این کار نیز جزئی از تبلیغات تجاری آنها محسوب شود. ]]> اقتصاد Sat, 27 May 2017 22:14:21 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7366/ ازدواج همجنسگرایان در کلیسای اسکاتلند اجرایی می‌شود http://dinonline.com/doc/note/fa/7364/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، در اجلاس عمومی کلیسای اسکاتلند در شهر ادینبرو به مقامات مسئول دستور داده شد تا تغییراتی در قوانین کلیسا اعمال سازند که به موجب آن کشیشان بتوانند مراسم ازدواج هم‌جنس‌گرایان را اجرا کنند. اما با وجود حمایت قویِ هیئت مدیرۀ کلیسا، احتمالاً چند سال طول خواهد کشید تا مراسم ازدواج هم‌جنس‌گرایان توسط کشیشان کلیسای اسکاتلند برگزار شود. تغییرات حقوقی لازم ابتدا در اجلاس سال آینده مطرح خواهد شد. قرار است کلیسای اپیسکوپالی اسکاتلند ظرف دو هفتۀ آتی رأی دهد که آیا قوانین خود را تغییر خواهد داد و ازدواج هم‌جنس‌گرایان را مجاز برخواهد شمرد یا خیر. این اقدامی است که باعث مخالفت کلیسای انگلستان خواهد شد و ممکن است موجب تحریم‌هایی از جانب فرقۀ بین‌المللی آنگلیکان شود. سال گذشته کلیسای اپیسکوپالی آمریکا پس از صدور جواز ازدواج هم‌جنس‌گرایان مورد تنبیه قرار گرفت. در اجلاس کلیسای اسکاتلند از رهبران خواسته شد تا تاریخچه‌ای از تبعیض‌های مختلف صورت‌گرفته علیه هم‌جنس‌گرایان تهیه کند، از آنها معذرت‌خواهی به عمل آورد و تلاش کند تا از این پس بهتر عمل کند. طبق گزارش «گردهمایی مذهبی»، زمینۀ دینی کافی برای انکار حقّ اختیار کشیشان مبنی بر اجرای عقد ازدواج هم‌جنس‌گرایان وجود ندارد. با این حال استنکاف بعضی از کشیشان و دیکون‌ها از اجرای چنین مراسم‌هایی قابل‌احترام است. پروفسور ایان تورانس می‌گوید پروتستان‌ها ازدواج را یک آیین مقدّس تلقّی نمی‌کنند، بلکه آن را عهدی می‌دانند که داوطلبانه بین دو شخص بسته شده و آنها متعهّد می‌شوند به یک سری وعده‌ها عمل کنند. یکی از کشیشان می‌گوید فعالیت هم‌جنس‌گرایان خلاف کلام الهی و گناه است. ما نمی‌توانیم چیزی را که خداوند گناه دانسته، خوب بخوانیم. از سال 2014 تاکنون اسکاتلند جواز ازدواج هم‌جنس‌گرایان را صادر کرده است. اما فرقه‌های مختلف مختارند مستقلّاً در این رابطه تصمیم‌گیری کنند. ]]> مسیحیت Sat, 27 May 2017 05:49:27 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7364/ گزارش رویترز از رقابت ایران و عربستان در سنگال http://dinonline.com/doc/report/fa/7350/ به گزارش دین‌آنلاین، خبرگزاری رویترز در گزارشی به قلم تیم کاکز و بزرگمهر شرف‌الدین به مقایسه دو مؤسسه دینی ایران و عربستان در سنگال پرداخته و در این گزارش کوشیده اختلافات ایران و سعودی را از منظر رقابت در گسترش فعالیت‌های آموزشی ترویجی این دو مؤسسه پی بگیرد. در این گزارش آمده است: می‌توان فعالیت این شعبه از جامعه المصطفی و «انجمن موعظۀ اسلامی برای جوانان» را نماد و تجسّم تقابلِ شیعیان ایرانی و اهل‌سنّتِ سعودی بر سر نفوذ در سنگال و به طور گسترده‌تر در افریقا دانست؛ تنازعی بر سر قدرت که هر یک از طرفین میلیون‌ها دلار برای جذب نوکیشان هزینه می‌کنند. اما در این میان، قارۀ غنی از منابعِ افریقا که اغلب صحنۀ رقابت میان قدرت‌های جهانی بوده در معرض خطر نفوذ سیاسی قرار گرفته است. نویسندگان با اشاره به گفت‌وگوی خود با معلمان و نوکیشان هر دو مؤسسه آورده‌اند: گفت‌وگو با این دو دسته عمق اختلافات و تلاش طرفین را برای رقابت نشان می‌دهد. شیخ عباس معتقدی مدیر جامعة‌المصطفي نگرانی خود را دربارۀ رقبای سعودی‌اش پنهان نمی‌کند و می‌گوید: "سلفی‌ها به افریقا آمده‌اند تا اسلام را نابود سازند." این در حالی است که در ساختمان «انجمن موعظۀ اسلامی» نیز سلفی‌ها همین نگرانی را دارند. شیخ ابراهیما نیانگ امام جماعت انجمن می‌گوید: "ما نمی‌توانیم نفوذ ایرانی‌ها را در سنگال تاب بیاوریم و برای مبارزه با آنها هر کاری از دستمان برآید انجام می‌دهیم. ما باید به جهان ثابت کنیم که مکتب تشیّع غلط است." نویسندگان این گزارش در ادامه با اشاره به موقعیت مذهبی سنگال گزارش کرده‌اند: برای کشور سنگال نفوذ هر یک از این طرفین به منزلۀ ایجاد اختلال است. به لطف سنّتِ تحمّل‌پذیری که فرقه‌ها یا انجمن‌های صوفی در جامعه ترویج کرده‌اند، جامعۀ سنگال همواره به سمت اعتدال سیاسی متمایل بوده است. به گفتۀ باکاری سامبه، هماهنگ‌کنندۀ «دیده‌بان‌گاه افراطی‌گری و تعارضات مذهبی در افریقا»، "در جاهایی مثل شرق سنگال که در آنجا اخوت‌ها ضعیف‌تر هستند، خطر گرایش مردم به افراطی‌گری بیشتر است." در این گزارش آمده است: اهل‌تصوّفِ سنگال معتقدند که سلفی‌گری بیش از تشیّع برایشان ایجاد دردسر می‌کند. سلفی‌ها مداخلات سیاسی انجام نمی‌دهند، اما مسبّب آشوب و خشونت می‌شوند. حال آن که سنگال تاکنون از خشونت به دور بوده است. سلفی‌ها خود را سربازان خدا می‌دانند که وظیفه‌شان اصلاح دین اسلام است. هرچند خود سلفی‌ها منکر ارتباطشان با تروریسم هستند. نیانگ می‌گوید: "خیلی‌ها هستند که می‌خواهند با متوسّل شدن به زور، تفسیر سلفیان از دین را بر جامعه تحمیل کنند، اما ما با آنها و با خشونت مخالف هستیم." خبرگزاری رویترز با اشاره به اینکه آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران بر فعالیت‌های جامعة‌المصطفی که در پنجاه کشور جهان شعبه دارد نظارت می‌کند افزوده است: جامعة‌المصطفیِ داکار سالانه 150 دانشجو می‌پذیرد. در حال حاضر این دانشگاه به ابزار اصلی ایران برای تبلیغ تشیّع تبدیل شده است(!) یکی از مسئولان عالی‌رتبۀ جامعة‌المصطفی در قم می‌گوید: "هدف ما کاملاً فرهنگی و آموزشی است. ما می‌خواهیم تحصیلات عالیه را در افریقا رواج دهیم. عربستان، کویت، ترکیه و بسیاری از کشورهای دیگر مدارسی مذهبی در افریقا ساخته‌اند. علاوه بر این، مدارس مسیحی و حتی هندوییِ بسیاری نیز در این قاره مشغول به فعالیت هستند. لذا یک رقابت در افریقا برپا شده که اگر ما نیز در آنجا اعلام حضور نکنیم، از قافله عقب خواهیم ماند." معتقدی، مدیر جامعة‌المصطفیِ داکار می‌گوید: "این دانشگاه هیچ ارتباطی با نیروهای اطلاعاتی یا سیاست ایران ندارد. اینجا یک دانشگاه خصوصی است و تنها رسالت ما آموزش است ولاغیر." از آن سوی نیانگ مدیر «انجمن موعظۀ اسلامی» در مقام تمجید از سلفی‌گری می‌گوید: "سلفی‌گری یک پیغام ساده دارد و آن این است: اگر کسی می‌خواهد مسلمان خوبی باشد، باید از سنّت رسول خدا تبعیت کند." نیانگ و دیگر همکاران محافظه‌کار او این انجمن را در سال 1989 پایه‌گذاری کردند و از آن زمان تاکنون صدها شعبۀ دیگر از آن در اقصی‌نقاط سنگال تأسیس شده است. از جمعیت پانزده میلیونی کشور سنگال، بین سی الی پنجاه هزار نفر شیعه هستند. اطلاعات دقیقی دربارۀ تعداد سلفیانِ سنگال در دست نیست، اما سلفیان موفّق شده‌اند بسیاری از مساجد معروف این کشور را تحت مدیریت خود بگیرند. * دیدگاه‌های مطرح شده در این گزارش نگاه نویسندگان خبرگزاری رویترز را به فعالیت‌های جامعه‌المصطفی در سنگال نشان می‌دهد و دین‌آنلاین تنها بازنشر دهنده این گزارش است. همچنین برخی از مدیران جامعةالمصطفی بعد از انتشار ترجمه گزارش بالا به نقل از خبرگزاری رویترز، به دین‌آنلاین اظهار داشتند: فعالیت المصطفی در ایران و بسیاری از کشورهای مقصد نه تنها تبشیری نیست بلکه در بسیاری از موارد صرفاً اسلامی و مشترک بین شیعه و سنی و در مواردی منحصر به آموزه های اهل سنت از مذاهب گوناگون است و البته در تمام موارد تأکید بر تقریب و وحدت اسلامی و مقابل با تطرف و تند روی ها از دو طرف است.   ]]> اسلام Fri, 26 May 2017 16:32:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7350/ رمضان و اولویت پرداختن به روح دین http://dinonline.com/doc/note/fa/7363/ اگر هدف از رسالت را –با توجه به حدیث نبوی (ص)- تکمیل مکارم اخلاقی بدانیم و گوهر آن را ایمان به غیب و معنویت حاصل از آن تصور کنیم، آیا دغدغه‌ها و سؤالات ما، با این اولویت‌ها، رابطه‌ای متناسب برقرار می‌کند؟ به‌عبارت‌دیگر، چقدر از ما در پی روح/هدف/گوهر دین هستیم و چه میزان در ظاهر مانده‌ایم؟ روح دین چیست؟ روح دین ایمان است، اما نه ایمانی که صرفاً تکرار شهادتین باشد و به لفظ خلاصه شود، آن‌چنان‌که برای بسیاری از ما این‌گونه تعریف شده است تا جایی که مولوی نهیب می‌زند که «ای قناعت کرده از ایمان به قول». ایمان یعنی یک باور درونی که از ساحت ذهن و ضمیر فراتر رود و خود را به تمام ساحت‌های وجودی انسان گسترش دهد و به قول جان هیک، زمینه دگرگون شدن انسان را فراهم آورد و او را از خودمحوری به خدامحوری سوق دهد. اگر این نگاه را بپذیریم، آن‌گاه منظومه دینی ما بایستی بر اساس اولویت‌های تعریف‌شده شکل بگیرد و مهندسی آن به‌نحوی باشد که همه بخش‌های آن، در راه رسیدن به روح دین یاری کنند. در این حالت، اهمیت هر پرسش دینی به میزانی خواهد بود که بر ایمان فرد بیفزاید و زمینه آن دگرگونی مبارک را فراهم آورد. مولوی در شعر دیگری، اولویت پرداختن به روح دین را به‌خوبی ترسیم می‌کند: مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت * غم فراق تو را با تو باز بگذارم و اگرنه این چه نمازی بود که من بی تو * نشسته روی به محراب و دل به بازارم   اگر این اولویت‌بندی را اساس دین‌ورزی خود قرار دهیم، آن‌گاه خود را در آستانه حادثه‌ای مبارک خواهیم یافت؛ جایی که می‌توانیم بیش‌ازپیش به روح دین دست‌یابیم و آن تغییر وجودی را در خویش پدید بیاوریم. اگر این اولویت‌بندی را اساس دین‌ورزی خود قرار دهیم، آن‌گاه می‌توانیم مخاطب این گفتار نبوی(ص) در خطبه شعبانیه باشیم که: ایهاالناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکه والرحمه والمغفره شهر هو عندالله افضل الشهور و ایامه افضل الایام و لیالیه افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات ...   ]]> دیدگاه Fri, 26 May 2017 16:08:42 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7363/ آیا نگاه ترامپ به اسلام و مسلمانان تغییر کرده است؟ http://dinonline.com/doc/news/fa/7362/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، ترامپ مدّعی شده که می‌تواند جهان اسلام را علیه افراطی‌گری بسیج سازد. او از تریبون سخنرانی خود در ریاض برای فراخوان جهانیان جهت اجرای اصلاحات، برقراری روابط تجاری و اعتماد به یکدیگر استفاده کرد و عهد کرد تا به کمک کشورهای اسلامی، با مغلوب ساختن افراطی‌گری، از این آزمون عظیم تاریخ سربلند بیرون آید. این مهم‌ترین سخنرانی ترامپ در پنج ماه ریاست‌جمهوری‌اش بوده است. تغییر موضع ترامپ نسبت به اسلام و مسلمانان نشان می‌دهد که او یک رهبر جاه‌طلب است که حاضر است برای به دست آوردن اعتماد دیگران، دیدگاه‌ها و سیاست‌های خود را تغییر دهد. ترامپ در سخنرانی چهل دقیقه‌ای خود اقدامات ایران را با اقدامات داعش و القاعده یکسان برشمرد و از کشورهای اسلامی خواست تا پرچم‌دار مبارزه با تروریسم باشند؛ یعنی همان چیزی که اوباما نیز آن را محور سیاست آمریکا تعیین کرده بود. اما انتخاب ریاض به عنوان مقصد نخستین سفر خارجه، نقطۀ تفاوت سیاست ترامپ و اوباما بود. بعضی از رهبران سعودی و منطقه‌ای از این که لحن و محتوای سخنرانی ترامپ ملایم بود و به موضوعات جنجالی فرهنگی نزدیک نشد ابراز آسودگی‌خاطر کردند. اما به اعتقاد ناظران خاورمیانه، در این سخنرانی هیچ حرف مشخّصی دربارۀ چگونگی عملکرد چنین ائتلافی زده نشد. ظاهراً ترامپ می‌خواست با غرور و گستاخی بگوید که حضور او در آن اجلاس نقطۀ عطفی در تاریخ منطقه است. ترامپ گفت: "این گردهمایی گردهمایی بی‌نظیری در تاریخ ملل است. کشورهای حوزۀ خاورمیانه نمی‌توانند منتظر بمانند تا امریکا این شرارت‌ها را برای آنها سرکوب سازد. اگر قرار است تروریسم و افراطی‌گری را شکست دهیم و از این آزمون تاریخ سربلند بیرون آییم، کشورهای اسلامی نیز باید بار مسئولیت خود را بر دوش بکشند." ترامپ موضع امریکا نسبت به منطقه را یک واقع‌گرایی اصولی خواند که در ارزش‌ها و منافع مشترک ریشه دارد: "ما بر مبنای نتایج واقع‌بینانه تصمیم‌گیری خواهیم کرد، نه بر پایۀ ایدئولوژی انعطاف‌ناپذیر. راهبر و راهنمای ما تجربه خواهد بود، نه جمود فکری. ما در هر جا که امکان داشته باشد اصلاحات را به صورت تدریجی پیش خواهیم برد، نه به صورت مداخلۀ ناگهانی." با این حال تعدادی از منتقدان نسبت به صدق سخنان ترامپ خوش‌بینی چندانی ندارند و معتقدند که علی‌رغم ادّعای ترامپ مبنی بر صلح‌طلبی و برقراری روابط دوستانه، ممکن است به‌ناگاه شاهد اقدامات خصومت‌آمیزِ وی باشیم. ]]> بين الملل Thu, 25 May 2017 19:20:03 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7362/ «عروج» روایتی سینمایی از تقابل خیر و شر http://dinonline.com/doc/note/fa/7361/ حسن این سیاست سینمایی آن بود که از دیدن این همه خشونت، سرعت و بی‌تابی که گویی شاخصه فیلم‌های هالیوودی است، راحت بودیم. بدی کار آن بود که فیلم‌های روسی واقعاً تماشاچیان را ابله فرض می‌کردند و می‌خواستند به ضرب دنگکْ زیباشناسی «رئالیسم سوسیالیستی» را توی چشم آنان فروکنند و به آنان هر یاوه‌ای را بباورانند؛ تازه در کار خود کمی ذوق هنری هم به خرج نمی‌دانند که بیننده بی‌ربطی داستان را به سبب مثلاً نورپردازی درخشان یا موزیک متن عالی آن تحمل کند. این فیلم‌ها، به قول معروف، همه چیزشان به همه چیزشان می‌خورد. اما از حق نباید گذشت که گاه در میان این فیلم‌های سری‌دوزی شده شاهد تک ستاره‌ای بودیم که اثری ماندگار بر بینندگان می‌گذاشت و آن‌ها را تا سال‌های سال رها نمی‌کرد. یکی از آن‌ها فیلم «عروج» بود که نزدیک سی سال پیش آن را دیدم، اما هنوز یادآوری برخی از سکانس‌های آن روحم را تکان می‌دهد. عروج شاهکاری شاعرانه در متن جنگ جهانی دوم است. بازسازی مسیح و یهودا در قالب دو پارتیزان روسی است که به چنگ روس‌های سفید و همکاران نازی می‌افتند. مسیر داستان ساده و روشن است، هرچند به ظاهر این فیلم جنگی است، خبری از تیراندازی و صدای شنی تانک‌ها، بمباران هوایی، کشته‌های پشته شده و یا جلوه‌های ویژه نیست. فیلم بسیار آرام است و همه چیز در سرمای جنگل و برف‌هایی که همه جا را سفید کرده‌ پوشیده شده است. دو پارتیزان روسی برای به دست آوردن خوراکی وارد منطقه روس‌های سفید و هم‌پیمانان نازی‌ها می‌شوند و پس از آن که یکی از آن دو، سوتنیکف[1] که بیمار است، تیری به زانویش می‌خورد و زخمی می‌شود، گیر می‌افتند. مقاومت در برابر بازجویی سخت است؛ آدمی از گوشت و استخوان ساخته شده است. با این همه، سوتنیکف زخمی ایستادگی می‌کند، ولی آن دیگری، ریباک،[2] تسلیم می‌شود.  پایان محتوم داستان مشخص است، سوتنیکف زخمی، که تنی نزار، چهره‌ای آرام و بیرنگ و رخساری مسیح‌گونه دارد، تا سرحد مرگ شکنجه و سرانجام به دار آویخته می‌شود. اما ریباک خیانت می‌کند و تن به همکاری با روس‌های سفید می‌دهد و مزد خود را چون یهودای اسخریوطی می‌گیرد و جان سالم به در می‌برد. اما پس از رهایی به نادرستی کارش پی می‌برد و دست به خودکشی می‌زند. طرفه آن که کمربندی که قرار است او را خفه کند باز می‌شود و او نمی‌میرد. ظاهراً مرگ هم از او دوری می‌کند. وی دو باره کمربند را سفت می‌کند تا خود را به دار آویزد، اما دیگر جرأت این کار را ندارد. سرانجام مطرود، تحقیر شده و دوست از دست داده، دیگر نه جرأت خودکشی دوباره را دارد و نه تحمل این نوع زندگی را. این فیلم درخشان دینی، که از شگفتی‌های روزگار در فضای دین‌ستیزانه شوروی ساخته شده است، با نشان دادن فاصله کیهانی عروج سوتنیک، که بازگوی شخصیت مسیح است، و سقوط دردناک ریباک، که همان یهودای امروزی شده است، به پایان می‌رسد. پایان این فیلم تفاوتی ظریف با روایت رسمی تصلیب مسیح دارد. در حالی که به روایت اناجیل، مسیح در کنار راهزنان به صلیب کشیده می‌شود، سوتنیکف را پیرمرد، مادر جوان، و دختر 10-12 ساله‌اش که به پارتیزان‌ها کمک کرده‌اند،  همراهی می‌کنند و به دار آویخته می‌شوند. اما دخترک حتی هنگامی که بر پایه زیر طناب دار می‌ایستد، قدش چنان کوتاه است که به طناب نمی‌رسد و نمی‌تواند سرش را داخل طناب کند. در نتیجه، او را بغل می‌کنند تا بتواند با سوتنیکف عروج کند. کمی هم درباره مسائل فنی فیلم. این سینمایی سیاه و سفید آخرین ساخته خانم لاریسا شپیتکو (1938-1979) است که جوایزی، از جمله جایزه خرس طلایی از بیست و هفتیمین جشنواره بین المللی فیلم برلین، را از آن خود کرده است. شپیتکو همسر الِم کلیموف، کارگردان روسی، بود. از قضا صدا و سیما فیلم معروف این کارگردان، یعنی «بیا و بنگر» را نیز پخش کرده است که دیدن آن نیز غنیمت است. شپیتکو در 41 سالگی همراه با چهار تن از عوامل تولید فیلم در تصادف خودرو کشته شد و فیلم ناتمامش، «وداع با متیورا» را شوهرش به پایان رساند. پس از پخش این فیلم از صدا و سیما و آشنایی با شپتیکو، مصاحبه‌ای از او در یکی از نشریات فارسی خواندم. خبرنگار از او پرسیده بود که شما شاهد جنگ جهانی دوم نبودید و در نتیجه حافظه شما برای ساختن این فیلم یاری نمی‌دهد، پس چرا سراغ این موضوع رفتید؟ پاسخ وی عالی بود: درست است که من در آن زمان نبودم، اما از حافظه ملت خودم یاری گرفتم. سخن کوتاه، عروج روایت صعود حضرت عیسی مسیح و نسخه امروزی شده این جشن بزرگ است که از چشمان هوشمندانه زنی روسی روایت شده است و در آن تقابل زیبایی و زشتی، صعود و سقوط، اخلاق و بی‌اخلاقی، شرافت و رذالت، قدرت و ضعف بشری، به‌خوبی به تصویر کشیده شده است؛ البته بی آن که شعارهای کلیشه‌ای یا مطلق‌سازی‌های هالیودی و سیاه و سفید کردن شخصیت‌ها، آزارمان بدهد. لذت این فیلم پیشکش همه هموطنان مسیحی باد. گفتنی است که  روز پنجشنبه 19/2/1392 برابر با 9 می 2013، عید صعود حضرت عیسی به شمار می‌رود. طبق سنت مسیحی، حضرت عیسی چهل روز بعد از عید پاک و پس از آن که چند بار بر حواریان خود پدیدار شد، به آسمان عروج کرد. این عید به روز صعود (Ascension Day)، پنجشنبه مقدس (Holy Thursday)، و پنجشنبه صعود (Ascension Thursday) نیز معروف است و از اعیاد مهم مسیحیان به شمار می‌رود.   ارجاعات: [1] Sotnikov. [2] Rybak.   رونوشت از سایت دغدغه های اخلاق و دین (دکتر سید حسن اسلامی) HassanEslami.com ]]> هنر و ادبیات Wed, 24 May 2017 09:49:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7361/ شواهدی برای اثبات وجود خداوند؛ از قوانین ریاضیات تا آگاهی بشر http://dinonline.com/doc/article/fa/7358/ من در کتاب خود با عنوان «محتمل بودن وجود خدا: پنج روش منطقی برای تأمّل دربارۀ وجود خداوند»، علم فیزیک، فلسفۀ آگاهی بشر، زیست‌شناسی تکاملی، ریاضیات، تاریخ ادیان و الهیات را موردبررسی قرار داده‌ام تا شواهدی برای وجود خداوند ارائه دهم. قوانین ریاضیات در سال 1960 یوجین ویگنر، فیزیکدان دانشگاه پرینستون یک پرسش اساسی را مطرح کرد: "چرا جهان طبیعت  همواره تابع قوانین ریاضی بوده است؟" به اعتقاد دانشمندانی مثل فیلیپ دیویس و روبن هرش، وجود ریاضیات مستقلّ از واقعیت فیزیکی است. وظیفۀ علم ریاضی آن است که واقعیت‌های جهانِ قوانین و مفاهیم ریاضی را کشف سازد. لذا فیزیکدانان علم ریاضی را براساس قوانین پیش‌گویی و پیروی از روش علمی مورد استفاده قرار می دهند. اما علم ریاضیات نوین معمولاً پیش از انجام گرفتنِ مشاهدات طبیعی به وجود می‌آید و امروز بسیاری از قوانین ریاضی هیچ نظیر فیزیکیِ شناخته‌شده‌ای ندارند. برای مثال نظریۀ نسبیت اینشتین بر مبنای ریاضیات نظری‌ای شکل گرفت که پنجاه سال پیش از آن توسّط ریاضیدان بزرگ آلمانی، برنارد ریمن مطرح شد. در زمان ریمن این نظریه هیچ کاربرد عملی شناخته‌شده‌ای نداشت. البته در بعضی موارد نیز این فیزیکدان است که ریاضیات را کشف می‌کند. اسحاق نیوتن از بزرگ‌ترین ریاضیدانان و فیزیکدانان قرن هفدهم به شمار می‌رود. نیوتن علم حساب را کشف کرد و به کمک قانون ریاضیِ جاذبه به چگونگی عملکرد منظومۀ شمسی پی برد. نیوتون سخت تلاش کرد تا توجیهی طبیعی پیدا کند، اما در آخر تنها ‌توانست بگوید که علّت وجود جاذبه ارادۀ الهی است. به گفتۀ ویگنر، "در علوم طبیعی، کارایی ریاضیات امری اسرارآمیز است و هیچ توجیه منطقی‌ای برای آن وجود ندارد." همان‌طور که من در کتابم نوشته‌ام، درک شالوده‌های ریاضیِ عالم، مستلزم اعتقاد به وجود خداوند است. ریاضیات و عوالم دیگر در سال 2004 راجر پنروز، فیزیکدان بزرگ انگلیسی بیان داشت که عالم از سه جهان مستقل تشکیل شده است؛ جهان ریاضی، جهان مادّه و آگاهی بشر. خود پنروز نیز تعامل این سه جهان با یکدیگر را معمّایی می‌دانست که حلّ آن خارج از حوزۀ توانایی علم و منطق است. برای مثال اتم‌ها و ملکول‌ها چگونه می‌توانند چیزی را (آگاهی بشر) به وجود آورند که متعلّق به قلمرو دیگری است و وجود فیزیکی ندارد؟ این رازی است که کشف آن فراتر از حوزۀ توانایی علم است. این همان اعتقادی است که افلاطون داشت و می‌گفت اندیشه‌های انتزاعی (فوق همه ریاضیات) در ابتدا خارج از واقعیت فیزیکی وجود داشته‌اند و عالم مادّه بازتاب ناکاملی از این انگاره‌ها است. به گفتۀ آقای فیزیکدان، مکس تگمارک، ریاضیات واقعیت بنیادینی در جهان است که عالم را هدایت می‌کند. ریاضیات به روشی خداگونه عمل می‌کند. راز آگاهی بشر عملکرد آگاهی بشر نیز به همین اندازه اعجاب‌آور است. آگاهی نیز همانند قوانین ریاضی وجود فیزیکی ندارد؛ تصاویر و افکاری که در آگاهی ما وجود دارد دارای هیچ ابعاد سنجش‌پذیری نیست. با این وجود، افکار غیرفیزیکی ما به‌نحوی اسرارآمیز عملکرد جسمی و فیزیکی ما را هدایت می‌کند. تنها راهی که می‌توان این موضوع را به لحاظ علمی توجیه کرد آن است که بگوییم ساختارهای ریاضی و غیرفیزیکی این توانایی اسرارآمیز را دارند که عملکرد یک جهان فیزیکی را تعیین کنند. من معتقدم که ماهیت مافوق‌طبیعیِ عملکرد آگاهی بشر شاهد دیگری برای پذیرش احتمال وجود یک خدای مافوق‌طبیعه است. اندیشه‌های معجزه‌آسا در آن واحد دست‌کم در ده هزار سال گذشته، مهم‌ترین تحوّلات عرصۀ بشری به واسطۀ پیشرفت‌های فرهنگی در حوزۀ اندیشۀ انسان رخ داده است. در عصر باستان اندیشه‌هایی مثل بودیسم، مکتب کنفوسیوس، فلسفۀ افلاطون و ارسطو و تورات تحوّلاتی در جهان پدید آوردند. در قرن هفدهم نیز رشد روش علمی پیامدهای تحوّل‌آفرینی در جهان داشت. در حقیقت وقوع یک انقلاب در تفکّر بشر (که با مادّه‌گرایی علمی قابل توجیه نیست) باعث به وجود آمدن جهان مدرن شد. این که تمام این اتّفاقات حیرت‌آور در چارچوب عملکرد آگاهانۀ ذهن بشر اتّفاق افتاده و خارج از حوزۀ واقعیت فیزیکی عمل می‌کند، شاهد دیگری بر این نتیجه‌گیری است که انسان به عنوان مظهر خدا آفریده شده است. شاهد دیگری که برای وجود خدا می‌آورم، آن است که ادیانی مانند مسیحیت در گیرودار تحوّلات سیاسی، اقتصادی، عقلایی و... (در مقایسه با مکاتب فکری بشری) همچنان پایدار و مستحکم مانده‌اند. ]]> دیدگاه Mon, 22 May 2017 11:02:46 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7358/ بحران مقبولیت http://dinonline.com/doc/note/fa/7360/ آنچه در این انتخابات گذشت تکرار چندباره یک پیام و یک هشدار بود اما متأسفم که گویا به تعبیر قرآن برخی انگشت‌ها را تا انتها در گوش فروبرده و این دعوت به خودسازی و هم‌آغوشی با مغفرت و رحمت الهی که تحقق عینی‌اش در عشق به عموم مردم است را نیم شنوند. «وَإِنِّی کلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکبَرُوا اسْتِکبَارًا». در یادداشتی دیگر نوشتم نباید از دین سوء استفاده کرد و آن را هزینه اختلافات طبیعی و عادی؛ سیاسی کرد. اختلافات و حتی دعواهای سیاسی امری بسیار طبیعی و پذیرفتنی اما اگر این اختلافات به پیش‌فرض‌ها و پشتوانه‌های دینی ارجاع داده شود و با شبیه‌سازی‌های عقیم سخن از تکرار دوباره تاریخ رانده شود می‌تواند هزینه‌های دینی؛ اخلاقی و اجتماعی را بسیار افزایش دهد. در این یادداشت – به جهت علقه شخصی و صنفی و اجتماعی و دینی-می‌خواهم به موضوعی بپردازم که دیگر تبدیل به یک بحران شده است و لذا ضروری است که متولیان و علاقه‌مندان با تشکیل اتاق بحران در مدیریت آن تلاش کنند. نهاد روحانیت یکی از دیرپای‌ترین نهادهای اجتماعی در جامعه ماست که اتفاقاً منشأ خیرات و برکات بسیاری برای جامعه ایرانی و اسلامی ما بوده است. حفظ شأن و جایگاه این نهاد به‌مثابه یک نهاد مهم و تأثیرگذار همانند بسیاری از دیگر نهادهای اجتماعی امری لازم و ضروری است که انتظار می‌رود این امر ابتدا توسط متولیان آن رعایت شود. واقعیت آن است که برخلاف دهه‌های پیشین که نهاد روحانیت یک مرکز تصمیم‌گیری و تصمیم سازی داشت در این چند دهه اخیر دچار تعدد مراکز تصمیم گیر و تصمیم‌ساز بوده است و لذا پاره‌ای از علل و عوامل بحرانی که اشاره خواهم کرد معلول این امر است. نهاد روحانیت به گمان بنده دچار بحران «مقبولیت اجتماعی» شده است و مردم در دو دهه اخیر به شیوه‌های مختلف این را اعلام کرده‌اند اما با کمال تأسف توسط تصمیم‌سازان این نهاد شنیده نشد. از انتخابات اخیر که آخرین نمونه اعلام مسالمت‌آمیز این پیام توسط مردم بود شروع می‌کنم. در انتخابات اخیر همگان مشاهده کردند که نهادهای رسمی حوزوی همچون جامعه مدرسین، برخی حضرات مراجع و حتی برخی مدارس و مراکز حوزوی نه‌تنها یک‌سوی تفاوت و اختلاف در عالم سیاست را گرفته بودند که تبدیل به ستاد تبلیغاتی یک فرد شده بودند به‌گونه‌ای که دوگانه حمایت حوزه از یک فرد و دانشگاه از فرد دیگر شنیده می‌شد. سخن نگارنده ناظر به عدم ورود نهاد حوزه و مرجعیت به عرصه سیاست و یا حتی حمایت از یک جریان خاص سیاسی نیست بلکه سخن این است که اگر می‌خواهیم این‌چنین کنیم برای تداوم مقبولیت حداکثری اجتماعی باید تلاش کنیم تا این حضور: اولاً قاعده‌مند و روشمند باشد؛ ثانیاً به لوازم و پیامدهای این حضور نیز اشراف پیدا کنیم و آن‌ها را بپذیریم. برای روشن‌تر شدت دو نکته مهم حضور روشمند و پذیرش پیامدهای این حضور نکاتی چند را به شرح ذیل ارائه خواهم داد امید که موردتوجه و نقد و نظر عالمان و دلسوزان قرار گیرد. 1. ورود قاعده‌مند به عرصه‌های سیاسی قاعده‌گرایی و توجه به متُدها هم در دانش‌ها و هم در رفتارهای اجتماعی در جهان جدید تبدیل به هنجار و امری بدیهی شده است. به همین جهت انتظار این است که اگر نهاد روحانیت و مرجعیت می‌خواهد در امری سیاسی ورود پیدا کند و یک‌سوی جریانات سیاسی قرار گیرد ضمن آن که این حضورش نیز تأثیرگذار و مقبول واقع شود باید حداقل قواعد زیر را رعایت کند: الف) شنیدن سخنان مختلف نهاد روحانیت باید سخنان همه جریانات سیاسی را بشنود و سپس اگر می‌خواهد وارد بازی سیاست شود ورود پیدا کند. به‌عنوان نمونه انتظار این بود جامعه مدرسین از همه شش نامزد نهایی ریاست جمهوری دعوت کند و از آن‌ها برنامه بخواهد و در یک مواجهه علمی با آنان به تصمیم‌گیری برسد و سپس اعلام کند که ما این‌گونه می‌اندیشیم. رعایت نکردن این امر بسیار ابتدائی و روشن تصمیم‌گیری در نهاد روحانیت را در حد تصمیمات شخصی و جناحی تقلیل می‌دهد و به‌صورت طبیعی بحران‌آفرین خواهد بود.   به‌راستی اگر در انتخاباتی که گذشت جامعه مدرسین یا مراجعی که در این امور نوعاً ورود پیدا می‌کنند و با اشاراتی گاه روشن جریانی خاص یا فردی خاص را موردحمایت قرار می‌دهند از نامزدهای محترم می‌خواستند تا ضمن دیداری حضوری؛ برنامه‌های خویش را ارائه دهند ضریب پذیرش رأی ایشان در افکار عمومی بالاتر نمی‌رفت؟ ب) به رسمیت شناختن همه صداهای موجود در جامعه نکته دوم که بسیار مهم است رسمیت بخشی به همه صداهای موجود در عرصه سیاست است. نهاد روحانیت و مرجعیت نباید با همراهی با یک‌صدا و جریان سیاسی دیگر جریانات را غیر اصیل و انحرافی جلوه دهد. شاید گفته شود که این لایه‌های دوم یا زیرین هستند که این‌گونه می‌کنند پاسخ این است که چون از نهاد روحانیت و مرجعیت هزینه می‌شود قابل پذیرش نیست باید چنان رسمی و جدی مشروعیت همه صداهای موجود را اعلام کنند که لایه‌های زیرین نتوانند این سوءاستفاده را بکنند. این تک‌صدایی گاه چنان جلوه می‌کند که حتی حاضر نیستند صداهای رفیقان و هم‌صنفان خویش را نیز بشنوند. ج) نهادینه کردن تقدم اخلاق بر حرکت‌های سیاسی  انتظار دیگر این است که نهاد حوزه و مرجعیت باید تلاش کنند تا «تقدم اخلاق» بر همه‌چیز را به‌عنوان یک اصل زرین و بدیهی به جامعه از یک‌سو و همراهان و هواداران خویش از سوی دیگر در هرگونه حضور اجتماعی و فعالیت سیاسی اعلام و اثبات کنند. به‌بیان‌دیگر انتظار این است نهاد حوزه و مرجعیت اخلاق‌گرایی را خط قرمز مقلدان و همراهان خویش قرار دهد و اگر فردی یا جریانی - هرچند در قالب دفاع از نهاد دین و مرجعیت – از مرز اخلاق‌گرایی خارج شد طرد گردد و از ایشان برائت جسته شود. این وفاداری به اخلاق‌گرایی و رعایت موازین اخلاقی است که می‌تواند حتی خطاهای مصداقی نهاد روحانیت را توجیه کند و این نهاد را با بحران مقبولیت مواجه نکند. 2. پذیرش پیامدهای رفتارهای سیاسی نکته بعدی که نهاد روحانیت و مرجعیت باید تن به آن دهد پذیرش پیامدهای رفتارهای سیاسی است. رفتارها و حرکت‌های سیاسی لوازم و پیامدهای دارند که برخی قابل مدیریت و برخی هم غیرقابل مدیریت‌اند که تنها در ادامه به دو مورد از مهم‌ترین پیامدهای پذیرش ورود در عرصه سیاست می‌پردازم. الف) تقدس‌زدایی و عرفی‌نگری یکی از پیامدهای ورود در سپهر سیاست تن دادن به زمینی بودن تصمیمات و ره‌آوردهای انسان‌ها و نهادهای دینی و اجتماعی است. نمی‌توان در رقابت‌های زمینی و این جهانی هم جون: رقابت‌های سیاسی یا اقتصادی و .... وارد شد اما کماکان خود را در هاله‌ای از تقدس قرارداد و تصمیمات و ره‌آوردهای خویش را آسمانی جلوه داد. شاید نکته مهم آن‌هم این باشد که ورود در این‌گونه از امور قابل داوری و سنجش انسانی‌اند لذا نمی‌توان آن‌ها را حوالت به امور رازآمیز و رمزآلوده کرد. جهان سیاست و امر سیاسی تقدس پذیر نیست کما اینکه اقتصاد و ...این گونه‌اند به همین جهت اگر نهادی – هرچند مقدس – می‌خواهد وارد بازی سیاست شود چاره‌ای ندارد که به تقدس زدایی از خویش و حتی ره‌آوردهای اندیشه‌ای خویش تن دهد و داشته‌های خویش را در این بازار ارائه دهد. ب) به‌روزرسانی و بازخوانی داشته‌ها و اندیشه‌ها دیگر پیامد مهم ضرورت به‌روزرسانی است که این به‌روزرسانی خود می‌تواند دریچه‌ای به این جهانی‌شدن اندیشه‌ها نیز باشد. نهاد روحانیت اگر پذیرفته است که در سپهر سیاست می‌خواهد نقش‌آفرین باشد لاجرم باید هر از چندی به بازخوانی داشته‌های خویش بپردازند و خود را به‌روزرسانی کنند. حداقل به‌روزرسانی در ادبیات گفت‌وگویی و حداکثر آن در به‌روزرسانی گفتمانی است که انتظار می‌رود این نهاد دیرپای برای رهایی ازآنچه از آن با نام «بحران مقبولیت» یاد می‌شود تلاش کرده و به این بازخوانی تن دهد تا خدایی ناکرده به «بحران مشروعیت» دچار نشود که تدبیر کردنی نیست. ]]> دیدگاه Mon, 22 May 2017 10:47:48 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7360/ ده شایعه بزرگ درباره اسلام http://dinonline.com/doc/note/fa/7359/ در پی پاسخ به همین دغدغه بودم که دریافتم کتابی روان و خوش‌خوان در سال 2014 به رشته تحریر درآمده است که پنجاه افسانه رایج در باب اصل دین و ادیان بزرگ جهان را فهرست کرده و برای ردّ هر یک از آنها اگرچه موجز و مختصر اما آن‌قدر مستند استدلال کرده تا نهایتاً بتواند مخاطب را قانع سازد[1]. من اکنون متعرض چهل مورد از این شایعات و افسانه‌ها که مربوط به اصل پدیده دیانت و نیز دیگر ادیان بزرگ جهان است نمی‌شوم و خواننده مشتاق را به اصل کتاب ارجاع می‌دهم. اما اجازه دهید تنها ده شایعه بزرگ در مورد اسلام را بازگو کنم و خلاصه‌ای از استدلال‌های کتاب در رد آنها را گزارش کنم:   بیشتر مسلمانان عرب هستند و همه اعراب مسلمان هستند از منظر نویسندگان کتاب، این نخستین شایعه در باب دین اسلام است که باید آن را رد کرد. حدود 23 درصد از مردمان جهان مسلمان هستند؛ چیزی قریب به یک میلیارد و شش‌صد میلیون نفر. اما کشورهای دارای اکثریت عرب‌زبان که بیست‌ودو کشور هستند کمتر از 20 درصد از یک میلیارد و شش‌صد میلیون مسلمان جهان را در خود جای‌داده‌اند. به‌بیان‌دیگر، سه‌چهارم مسلمانان؛ عرب نیستند. کشور اندونزی که بیشترین جمعیت مسلمان را در خود جای‌داده، بیش از شش هزار و چهارصد کیلومتر با نزدیک‌ترین کشور عربی فاصله دارد. حتی در خاورمیانه هم بزرگ‌ترین کشورهای مسلمان، کشورهای عرب نیستند بلکه ایران و ترکیه بر صدر نشسته‌اند. اما آیا همه اعراب، مسلمان هستند؟ این‌گونه نیست. در مصر و لبنان و سوریه اقلیت قابل‌توجهی از مردم غیرمسلمان بالأخص مسیحیان زندگی می‌کنند. حتی بسیاری از یهودیانی که اکنون در اسرائیل سکونت یافته‌اند تا چند دهه پیش در سرزمین‌های عربی زندگی می‌کردند. مسلمانان خدایی متفاوت و مختص به خود را پرستش می‌کنند این شایعه و افسانه‌ای است نسبتاً رایج. پت رابرتسن، رئیس شبکه اطلاع‌رسانی مسیحیت در خلال سخنرانی خود در اسرائیل بر مبنای همین افسانه می‌گوید:"اکنون سرتاسر جهان در گیرودار یک نزاع دینی است... یا الله، خداوند مکه برتر است و یا یهوه، خدای کتاب مقدس". برخی از معروف‌ترین مبلغان مذهبی در آمریکا خدای اسلام را درواقع همان ایزد یا بت هُبَل معرفی می‌کنند و برخی دیگر آن را موجودی شبیه به جن توصیف می‌کنند که به پیامبر اسلام (ص) چیزهایی را الهام می‌کرده است! بسیاری لفظ جلاله الله را اشاره به ایزدی می‌دانند که اعراب پیش از اسلام آن را می‌پرستیدند. اما لفظ جلاله الله درواقع معنایی ندارد جز خدای یگانه؛ همان لفظی که حتی اعراب مسیحی و یهودی و...نیز برای اشاره به خدا از آن بهره می‌جویند. حتی در زبان آرامی، یعنی همان زبانی که مسیح (ع) به آن تکلم می‌کرده است لفظ جلاله الله برای خدا استفاده می‌شود. قرآن یهودیت و مسیحیت را تخطئه می‌کند در مناظره‌ها و پویش‌های تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2008، رقیب باراک اوباما یعنی جان مک کین، در کنار خود مبلغان اوانجلیستی را داشت که عمدتاً در مواعظ خویش، اسلام را دشمن سنت یهودی – مسیحی و هویت آمریکا معرفی می‌کردند. البته باید اذعان کرد که این سنخ از حملات ریشه‌های تاریخی دورودرازی دارد و به‌هیچ‌وجه آن را نباید به منازعات سیاسی داخل آمریکا و یا تبعات پس از حادثه یازده سپتامبر تقلیل داد. جان دمشقی یکی از نخستین کسانی است که یک قرن پس از رحلت پیامبر (ص) سنگ بنای حملات و شایعات در باب دشمنی اسلام با مسیحیت را محکم کرد. بسیاری از بدفهمی‌های رایج در پیش و حین قرون وسطی نسبت به اسلام به آثار جان دمشقی بازمی‌گردد؛ جان یا همان یوحنای دمشقی. کمدی الهی دانته نیز که یکی از شاهکارهای ادبیات غرب محسوب می‌شود از بانیان یا بزرگ‌ترین انعکاس‌دهندگان این افسانه‌ها و شایعات نابجا در باب اسلام است. در این کتاب، محمد (ص) صراحتاً دشمن خطرناک مسیحیت معرفی شده است. این در حالی است که قرآن از تورات و انجیل به‌عنوان وحی الهی یاد می‌کند. نویسندگان کتاب معتقدند که استناد به برخی از آیات قرآن در خارج از بافت و چارچوب اصلی آنها یکی از عوامل متهم کردن اسلام به دشمنی با یهودیت و مسیحیت است. درحالی‌که این آیات عمدتاً واکنشی است به برخی از یهودیان یا مسیحیانی که در ابتدای نشر دین اسلام به ریشخند و استهزاء پیامبر اسلام (ص) می‌پرداختند. جهاد به معنای جنگ مقدس است این نیز یکی از شایعات و افسانه‌های رایج در باب اسلام است. معنای جهاد، برخلاف تصور رایج، گسترده‌تر از مفهوم جنگ است. نویسندگان کتاب با اشاره به سطح‌بندی جهاد در تعالیم اسلامی، میان جهاد اصغر و جهاد اکبر فرق قائل می‌شوند و جنگ یا نزاع را یکی از مصادیق جهاد اصغر معرفی می‌کنند. جهاد اصغر نوعی تلاش و کوشش اجتماعی برای تحقق عدالت و مبارزه با ظلم و ستم است. اگرچه گاهی لازمه تلاش برای تحقق عدالت، جنگ و درگیری است اما جهاد حتی جهاد اصغر صرفاً مساوی با جنگ و نزاع نیست. اما جهاد اکبر! جهاد اکبر فراتر از جهاد اصغر بوده و عبارت از تلاش و تقلّا برای کنترل خود و تسلط بر نفس است؛ جهادی ناب و حقیقی که بدون آن هیچ جهاد دیگری به هدف اصلی خود نخواهد رسید. قرآن مشوّق خشونت است قرآن نمی‌تواند مشوق خشونت باشد؛ آن هم قرآنی که می‌گوید: هر کس، کسی را جز به قصاص قتل یا [به کیفر] فسادی در زمین بکشد چنان است که گویی همه مردم را کشته باشد و هر کس کسی را زنده بدارد چنان است که گویی تمام مردم را زنده داشته است (مائده/32). اما نمی‌توان انکار کرد که برخی از آیات قرآن از دفاع و یا حتی جنگ سخن می‌گویند. ولی آیا زمینه تاریخی این آیات مهم نیستند؟ دشمنان اصلی پیامبر (ص) عمدتاً ثروتمندانی بودند که بعثت او را خطری جدی برای منافع و کسب‌وکار آلوده خود می‌دیدند و به همین دلیل، بخشی از ثروت خود را صرف تجهیز و تهیه سپاه علیه او می‌کردند. پیامبر (ص) ناگزیر بود با این افراد بجنگد و دین تازه خود را محافظت کند. نکته مهم و تاریخی این است که مسلمانان در ابتدا قصد جنگ نداشتند و حتی در مقابل آزارهای مخالفین سکوت کرده و از مقابله‌به‌مثل ابا داشتند. اما وقتی دعوت پیامبر اسلام (ص) گسترده شد و مخالفت‌ها نیز جنبه عمومی و لشکرکشی به خود گرفت دیگر چاره‌ای جز جنگ نبود. قرآن بدرفتاری با زنان را به دیده اغماض می‌نگرد آیا واقعاً چنین است؟ خوشبختانه در دهه‌های اخیر توجه به حقوق زنان و نیز تلاش برای مقابله با بدرفتاری با زنان و دختران فزونی گرفته است. اما هنوز موارد گسترده‌ای از این بدرفتاری‌ها در جای‌جای جهان ادامه دارد. ولی شوربختی اینکه بدرفتاری با زنان در کشورهای اسلامی بیش از دیگر نقاط دنیا رسانه‌ای می‌گردد. برخی از افراد اسلام‌ستیز و نیز زنان معدودی که در اثر برخی تجارب شخصی منفی از مسلمانی دست کشیده‌اند بیشترین تبلیغات علیه نگرش اسلام به حقوق زنان را عهده‌دار هستند. اما بگذارید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنیم که در میان متون اصلی ادیان توحیدی، قرآن یگانه متنی است که زنان و مردان را توأمان مخاطب قرار می‌دهد. این به معنای توجه ویژه اسلام به زنان است. نویسندگان کتاب با اشاره به زمانه نزول قرآن، نصف بودن ارث زنان را با مقوله الزامی بودن ازدواج زنان در دنیای قدیم و لزوم پشتیبانی مالی کامل مردان از زنان و فرزندان پیوند می‌زنند و آن را دالّ بر نگرش اسلام به جایگاه زن نمی‌دانند.   قرآن به عاملان انتحاری وعده هفتادودو حوری بهشتی می‌دهد گفته می‌شود که به اعتقاد مسلمانان، هفتادودو حوری بر دروازه بهشت به پیشواز مردان مسلمانی می‌آیند که با انفجار بمب، خود و مخالفانشان را به قتل می‌رسانند. این در حالی است که بنابر عقیده نویسندگان کتاب، اولاً اسلام هرگز خودکشی را تأیید نمی‌کند؛ چه رسد به آنکه برای آن اجر و پاداش اخروی تعیین کند. ثانیاً بیش از صدها فتوای فقهی وجود دارد که هرگونه عملیات تروریستی را از شمول جهاد خارج می‌داند. مسلمانان مخالف دمکراسی هستند بسیاری معتقدند که مسلمانان مخالف دمکراسی هستند. در میان محققان، ساموئل هانتینگتون یکی از مهم‌ترین باورمندان به این عقیده است. به گمان هانتینگتون، بسیاری از کشورهایی که دارای اکثریت مسلمان هستند آشکارا غیردمکراتیک و یکه‌سالار یا به شکل تک‌حزبی اداره می‌شوند. او بر همین مبنا معتقد است که میان تمدن اسلامی و غرب دمکراتیک یک نزاع و برخورد تمدنی درخواهد گرفت. اما نویسندگان کتاب با استناد به آخرین نظرسنجی‌های علمی و معتبر از جوامع اسلامی معتقدند که غالب مسلمانان موافق دمکراسی هستند و حتی آزادی سیاسی را یکی از نخستین نکات مثبت در زندگی و تمدن غربی می‌دانند. نویسندگان همچنین معتقدند اگرچه برخی از اصلاحگران دینی و روشنفکران از استعمال واژه دمکراسی پرهیز می‌کنند و حتی بعضاً آن را بیگانه با اسلام معرفی می‌کنند اما در توصیف نظام حکومتی مطلوب خود اموری چون تفکیک قوا، آزادی بیان و آزادی مذهب را مورد تأیید قرار می‌دهند.   مسلمانان از موضع‌گیری علیه تروریسم ناتوان هستند نویسندگان کتاب در رد این شایعه به فهرست بلندبالایی از فتاوای مذهبی اشاره می‌کنند که نافی تروریسم هستند. جالب اینجا است که نویسندگان کتاب شیخ یوسف القرضاوی را به‌عنوان مشهور و محترم‌ترین روحانی اهل سنت جهان مورد اشاره قرار داده و نظر او در محکومیت حادثه یازدهم سپتامبر را دلیلی بر نظر خود می‌دانند. نکته پایانی نویسندگان در رد این شایعه ضداسلامی نتایج یک نظرسنجی از مسلمانان آمریکا است که در سال 2011 انجام گرفته است. بر اساس این نظرسنجی، مسلمانان بیش از دیگر گروه‌های مذهبی آمریکا حملات یازده سپتامبر را ناموجه می‌دانند.   مسلمانان آمریکائی می‌خواهند قوانین اسلامی را بر آمریکا تحمیل کنند نکته آخر بیشتر ناظر بر مباحثات مربوط به فضای داخلی آمریکا است و شاید بیان آن فایده چندانی برای مخاطبان این نوشتار نداشته باشد. مجموعاً باید گفت کتاب"پنجاه شایعه بزرگ در باب ادیان" کتابی است که می‌خواهد از طریق رفع سوءتفاهم‌ها و سوءبرداشت‌ها راه را بر همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان هموار سازد. ازاین‌جهت باید هدف نیکو و اخلاقی آنان را ستود. روش اثر نیز به‌گونه‌ای است که سعی دارد با مراجعه به منابع معتبر، در کمال اختصار، هم استدلال کند و هم بدون طول‌وتفصیل، خواننده را قانع سازد. شاید یکی از نقدهای وارد بر این اثر این باشد که بیشتر برای مخاطب غربی بالأخص مخاطب آمریکایی نوشته شده است. در نگاه نخست، این نه‌تنها عیب نیست بلکه می‌تواند حسن اثر باشد اما مشکل اینجا است که معیار افسانه/ شایعه بودن یا نبودن برخی از این پنجاه مورد، ملاک‌های انسان معاصر آمریکایی است. ارجاعات: [1]- John Morreall and Tamara Sonn. 50 Great Myths About Religions.Wiley Blackwell.2014 ]]> دیدگاه Mon, 22 May 2017 10:01:03 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7359/ آیا امروز نیز معجزات و نشانه‌های الهی رخ می‌دهند؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7357/ پاسخ سؤال نخست مثبت است. حتّی در دنیای علم‌محورِ امروز نیز انسان‌ها شیفتۀ مافوق‌الطبیعه و برقراری ارتباط با خداوند هستند. در درون وجود انسان میلی باطنی برای شناخت خالق وجود دارد که ما را جذب او می‌سازد. لزومی ندارد که نشانه‌های الهی حتماً چیزهایی مثل بوتۀ سوزان یا فرشتگان باشند. در حقیقت ماهیت وجود خداوند جاویدان و لایتغیّر است. بنابراین اگر خدا همان خدا است، پس خدایی که در گذشته از طریق معجزات با ما سخن گفته، چرا امروز این کار را انجام ندهد؟ پس چرا ما این معجزات را نمی‌بینیم؟ ما نمی‌توانیم به خاطر نادر بودن معجزات بگوییم دیدن آنها امکان‌پذیر نیست. بلکه باید چشم دیدن آنها را داشت. اگر خداوند از طریق یک بوتۀ سوزان با شما سخن نگفت، تعجّب نکنید. خداوند از طریق آتش، باد یا زلزله با ایلیای نبی سخن نگفت، بلکه خیلی آهسته با او نجوا کرد. اگر زندگی شما بیش از اندازه سریع، پر سر و صدا یا پریشان است، به احتمال زیاد متوجّه نشانه‌های الهی نخواهید شد و با خود خواهید گفت "چرا خداوند با من سخن نمی‌گوید؟!" دریافت آیات و نشانه‌های الهی مستلزم وجود ایمان، دل‌بستگی مذهبی، آرامش و روحیه‌ای متواضع و پذیرا است. خداوند خیلی از اوقات در دعاها با انسان سخن می‌گوید. اگر انسان به دعا و نیایش خو پیدا کند، پی خواهد برد که دعا یک گفتگوی دوطرفه است، نه یک‌طرفه. اگر انسان در حین دعا و یاد خداوند همّت خود را صرفاً محدود به درخواست کردن از خداوند نکند و توجّهش معطوف به جانب خداوند باشد، قلبش آمادۀ دریافت پیام‌های الهی و مشیّت خداوند خواهد شد. برای مثال شاید شما دعا کنید تا به موقعیت شغلی خاصّی دست پیدا کنید یا خواستۀ دیگری از خداوند دارید، اما خداوند اتفاقاتی در زندگی شما جاری می‌کند که پی می‌برید خداوند بهتر از ما به تمامیت زندگی‌مان اشراف دارد و مصلحت ما را بهتر از خود ما می‌داند. در اینجا نیز خداوند دارد با ما سخن می‌گوید و به ما هشدار می‌دهد. یکی از نشانه‌های متداول خداوند نیز زمانی است که از در و دیوار اتفاقات ناراحت‌کننده بر سر ما فرو می‌بارد و گویا دنیا کلاً علیه ما متّحد شده است. شاید در اینجا خداوند می‌خواهد از طریق این تلخی‌ها توجّه ما را به خود جلب کند. درواقع بهترین قاعده برای تشخیص این که یک نشانه از جانب خداوند است آن است که اطمینان حاصل کنیم که با کلام الهی مطابقت دارد. اگر اتفاقی برایمان افتاد و گمان کردیم نشانه‌ای از جانب خداوند است، اما با آنچه در کتاب آسمانی آمده تناقض داشت، نمی‌توانیم آن را نشانۀ الهی تلقّی کنیم، چراکه خداوند کلام خود را نقض نمی‌کند. خداوند هیچ‌گاه آنچه را در گذشته در قالب کتب آسمانی وحی کرده نقض نخواهد کرد. ]]> دیدگاه Sun, 21 May 2017 07:48:31 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7357/