پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://dinonline.com/ Fri, 28 Jul 2017 01:13:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 28 Jul 2017 01:13:53 GMT 60 سقوط موصل، پایان یا آغاز کار داعش؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7443/ علی‌رغم جشن‌هایی که در عراق به مناسبت شکست داعش گرفته می‌شود، شکست داعش در موصل به معنای پایان کار این گروه نیست. بلکه صرفاً به منزلۀ پایان کار داعشی است که یک قلمرو ارضی را تحت سیطرۀ خود درآورده بود. در حقیقت با آزادی موصل، خلافت خودخواندۀ داعش ضربه خورد، اما مرحلۀ جدیدی آغاز شد که به همان اندازۀ تصرّف ارضی داعش ترسناک است. ظرف چند ماه گذشته، داعش با از دست دادن قلمرو خود در موصل و رقّه، دوباره به وضعیت سابق خود بازگشته و تبدیل به یک گروه افراطی شورشی شده که دست به بمب‌گذاری‌هایی در عراق و سوریه می‌زند. بخش قابل‌توجّهی از دلیل جذب افراد به داعش دقیقاً رفتار خشونت‌بار سربازان عراقی با غیرنظامیان این کشور است. آنها با این کار خود را با داعش هم‌سطح می‌سازند و تنها باعث شعله‌ورتر شدن آتش تنش‌هایی می‌شوند که موجب پر و بال گرفتن داعش می‌شود. دیده‌بان حقوق بشر خلاصه‌ای از نحوۀ اعدام متهمان به عضویت در داعش، حبس در شرایط غیرانسانی و مجازات جمعی اعضای خانوادۀ جنگجویان داعشی، تخریب خانه‌های آنها و تبعیدشان به اردوگاه‌ها را توسّط دولت عراق به ثبت رسانده است. همچنین بیش از هزار تن از اهل‌سنّت که به خاطر جنگ موصل آواره شده بودند بدون دلیل و مدرک بازداشت شدند. اتّفاقاتی از این قبیل یادآور استثمارهای دولت عراق در سال‌های پیش از ظهور داعش است. از سال 2003 تاکنون نیروهای عراقی غیرنظامیان و به‌ویژه اهل‌سنّت را آماج خشونت‌های خود قرار داده‌اند. همین قبیل رفتارها بود که موجب گرایش جوانان سنی به گروه‌های افراطی شد. نبرد با داعش تنها یک نبرد نظامی نیست، بلکه جنبۀ سیاسی نیز دارد. بخشی از این مبارزه متضمّن آن است که بر عملکرد نیروهای نظامی و رفتار آنها با مردم، حتّی با زندانیان داعشی نظارت صورت گیرد. * انتشار این دیدگاه در دین‌آنلاین به‌منزله تأیید ادعاهای نویسنده درباره نحوه برخورد ارتش عراق با داعش نیست. دین‌آنلاین این یادداشت را تنها به‌منظور انعکاس بخشی از نگرانی‌ها و نگرانی‌پراکنی‌ها در رسانه‌های غرب، منتشر کرده است. ]]> بين الملل Thu, 27 Jul 2017 08:34:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7443/ کتاب «کشور من، البریتانیا» تألیف جیمز فرگوسن http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ به گزارش دین‌آنلاین کریستوفر دوبلگ در یادداشتی که درباره کتاب «کشور من، البریتانیا» برای گاردین نوشته است آورده: این واقعیت که تعداد مسلمانان در بریتانیا رو به افزایش است یکی از معدود مسائلی است که اسلام‌هراسان و اسلام‌دوستان بر سر آن اتّفاق‌نظر دارند. از سال 2001 تاکنون، تعداد مسلمانان بریتانیا دو برابر شده و به بیش از سه میلیون یا 5% از جمعیت این کشور رسیده است. سال‌ها است که نام «محمّد» با تلفّظ‌های مختلفش منتخب‌ترین نام پسرانه بوده است. تا سال 2020 سنّ نیمی از جمعیت برادفورد که یکی از شهرهای مسلمان‌نشین‌ و همچنین یکی از فرزندآورترین شهرهای بریتانیا است، به زیر بیست سال خواهد رسید. اما یکی از سؤالاتی که در پی بمب‌گذاری منچستر (توسّط سلمان عابدی 22 ساله) بارزتر شده این است که با مسلمانان جوان بریتانیا چه کنیم؟ برای این که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم باید بدانیم همان‌طور که جیمز فرگوسن در کتاب خود توضیح می‌دهد، حکایت اسلام در بریتانیا تنها حکایت مسائل مذهبی مسلمانان این کشور نیست. برای مثال، مدارس شهر برادفورد دارای پایین‌ترین سطح عملکرد آموزشی هستند و فقر و خرید و فروش موادمخدّر در این شهر فراگیر است. حکایت اسلام در بریتانیا حکایت اشتغال، تحصیل، جداسازی جنسیتی، جرائم جنایی، پیوند میان مسلمانان و جامعه و انسجام خانواده‌ها است. حکایت بومی‌گرایان بریتانیایی است که انگشتشان را صرفاً به سمت مزاحمانی نشانه گرفته‌اند که در سالن‌های کنسرت بمب‌گذاری می‌کنند و دختران کم‌سن را شوهر می‌دهند. حکایت زندگی اقلیتی است که زیر سایۀ جناح محافظه‌کار حزب کارگر با آرامش‌خاطر و آسودگی روزگار می‌گذراندند، اما حالا در میان ویرانه‌های مسیحیت و اتحادیه‌های کارگری گرفتار انزوای اخلاقی شده‌اند. آیا کار عاقلانه‌ای است که تشکیلات لیبرالی بریتانیا مسلمانان محافظه‌کار را وادار کند تا از الگوهایی که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده است تبعیت کنند و مسائل مربوط به روابط جنسی، هم‌جنس‌گرایی و اقتدار زنان را آن‌گونه که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده بپذیرند؟ فرگوسن معتقد است خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار عاقلانه‌ است. از طرف دیگر، او مسلمانان ثابت‌ایمانِ فراوانی را سراغ دارد که در عین این که خود را یک بریتانیایی می‌دانند، حاضر نیستند از دولتِ غیرقابل‌اعتماد درس اخلاق بیاموزند. دولتی که هدف آن شبیه ساختن و یکدست‌سازی همۀ مردم جامعه به الگوی موردقبول خودش است. فرگوسن به بعضی از ابعاد دین اسلام غبطه می‌خورد؛ از جمله به فرهنگ انسان‌دوستی و توانایی مسلمانان بر فائق آمدن بر دغدغه‌های ناچیز مادّی. کتاب او عمدتاً دربارۀ مسلمانان بریتانیا است که با دیگر مسلمانان یا با فرهنگ جامعۀ بریتانیا دچار اصطکاک شده‌اند. او در میان مسلمانان اثری از کاریکاتور بیگانه‌هراسانه و برتری‌جویانه‌‌ای که دیگران از مسلمانان ترسیم کرده‌اند نمی‌یابد، بلکه در عوض با تناقضات، کشمکش‌ها و یک سری تقلید‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شود؛ از جمله مساجدی که از ترس این که برچسب افراطی‌گری بخورند، از وعّاظ خود فیلم می‌گیرند، زنی که نقاب را نه به خاطر دلایل دینی یا سیاسی، بلکه به این خاطر که چشمانش را زیباتر نشان می‌دهد بر چهره‌ می‌زند و شورای شریعتی که نه تنها (آن‌طور که منتقدان مدّعی هستند) حقوق زنان را پایمال نمی‌سازد، بلکه خدمات ارزشمندی به زنان مسلمان ستمدیده ارائه می‌دهد. فرگوسن بیش از این که شواهدی دالّ بر افراطی‌گری در میان مسلمانان پیدا کند، با «بحران مردانگی» در جامعۀ مسلمانان مواجه می‌شود؛ یعنی بحران زورگویی و خشونت مردان در فضای خانواده، هرچند او می‌داند که خشونت در میان جوانان به‌هیچ‌وجه منحصر به مسلمانان نیست. فرگوسن می‌گوید محرومیت جنسی و گرایش به افراطی‌گری و خشونت با هم در ارتباطند. او می‌گوید زنانی که خود را وقف داعش می‌کنند مذهبی نیستند، بلکه زنانی‌اند که در پی اطفای شهوات فراوان خود هستند و نباید آنها را به دین ربط داد. تاریخ انتشار: 1 ژوئن 2017 انتشارات بانتام تعداد صفحات: 400 ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 15:49:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ اجباری شدن تعلیم و تربیت سکولار در مدارس بریتانیا http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از خبرگزاری فاکس‌نیوز، گویا سکولارهای تندروی غربی دیگر در تحمیل تعلیم و تربیت سکولار بر کودکان هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. مدّتی پیش گزارش شد که یکی از مدارس خصوصی مختصّ دختران ارتدوکس یهودی (در بازۀ سنّی سه تا هشت ساله) به خاطر استنکاف از اطلاع‌رسانی به کودکان دربارۀ هم‌جنس‌گرایی یا تغییر در گرایش جنسی در شرف به تعطیلی کشانده شدن است. ادارۀ استانداردهای آموزشی دولت مدّعی است که این مدرسه باید از استانداردهای سکولار که دولت مقرّر کرده است تبعیت کند. اگر این مصوّبه به موقع اجرا گذاشته شود، خانواده‌های مذهبی اجازۀ این که فرزندانشان را مطابق اعتقادات دینی‌شان تربیت کنند نخواهند داشت. به موجب این مصوّبه، "مسئولان چنین مدارسی نباید در حوزۀ آموزش بین شاگردان تبعیض قائل شوند". به بیان دیگر، بوروکرات‌ها معتقدند که باید مسائل مربوط به هم‌جنس‌گرایی و گرایش‌های مختلف جنسی به دختران نابالغ آموزش داده شود و اگر آموزش این مسائل با اعتقادات یهودیت در تضاد باشد، این دین است که باید تغییر کند، نه رویۀ آموزشی مدرسه! و در غیر این صورت مدرسه فاقد صلاحیت تلقّی خواهد شد. مدرسۀ مذکور در آموزش موضوعات سکولار سرآمد است، اما دربارۀ مسائلی از قبیل گرایش جنسی اطلاعات روشنی در اختیار کودکان قرار نمی‌دهد و لذا از دیدگاه بوروکرات‌ها، رشد و پیشرفت اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی دانش‌آموزان را محدود می‌سازد و فرصت‌های برابری برای افرادی که دارای سبک‌ زندگی متفاوتی هستند ایجاد نمی‌کند. این نمونۀ شفّافی از دیکتاتوری نرم است. تعصّبات سکولاری در حالی بر جامعه تحمیل می‌شود که روشن نیست بر سر رشد معنوی و اخلاقی این کودکان چه خواهد آمد. آیا کسی می‌تواند ثابت کند که بوروکرات‌های انگلیسی عاقل‌تر از خاخام‌ها یا کشیشان هستند؟ آیا در بریتانیا ابراز عقاید دینی دست‌کم به اندازۀ سکولاریسم یک ارزش تلقّی نمی‌شود؟ رئیس ادارۀ استاندارد معتقد است که "جوانان باید از دانش و انعطاف‌پذیری لازم برای مقاومت در برابر افراطی‌گری برخوردار باشند." ظاهراً این حرف یعنی هشت ساله‌ها باید اصول بی‌بندوباری جنسی را از بر کنند! این قانون از مدارس می‌خواهد تا دانش‌آموزان را تشویق کنند که نسبت به کسانی که تابع ارزش‌های متفاوتی هستند احترام قائل باشند. اما در حقیقت این دولت است که دارد نشان می‌دهد خودش سبک زندگی مذهبی را قبول ندارد و احترامی برای آن قائل نیست. در واقع هم‌اکنون کودکان اجازه ندارند مطابق دینشان آموزش ببینند و در چنگال تعصّبات سکولاری گرفتار شده‌اند. ]]> فرهنگ عمومی Tue, 25 Jul 2017 07:55:19 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7440/ پس از چهل سال http://dinonline.com/doc/note/fa/7441/ بیش از چهل سال از روزگار مطهری می‌گذرد و آن زیان‌ها و جهالت‌هایی که او از آن می‌ترسید، اکنون چهل برابر شده است. مسلمانان شنیده‌اند که باید امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ اما کسی به آنان نمی‌گوید در روزگاری که رسانه‌ها هزاران گونه برنامۀ صوتی و تصویری و نوشتاری دربارۀ منکرات پخش و منتشر می‌کنند، امر به معروف و نهی از منکر در مترو و خیابان و کوچه و بازار ‌معنا ندارد. امر به معروف و نهی از منکر برای چیست؟ اگر برای آگاهی دادن به دیگران دربارۀ امور پسندیده یا منکرات است، اکنون کیست که نداند معروف چیست و منکر کدام است، تا نیازی به توضیح و تشریح دیگران در کوچه و خیابان داشته باشد؟ اگر برای تأثیرگذاری اخلاقی است، «به عمل کار برآید به سخندانی نیست.» اگر برای اصرار و تکرار و يادآوري است، این کار را هم که صدها رسانۀ صوتی و تصویری و نوشتاری و ده‌ها کتاب درسی و واحدهای تحصیلی در دانشگاه و سخنرانان و نویسندگان ترویجی و...، برعهده گرفته‌اند؟ همۀ کسانی که به وجوب امر به معروف و نهی از منکر فتوا داده‌اند، بی‌درنگ افزوده‌اند که وجوب آن، «کفایی» است؛ یعنی «اگر افرادی - به قدر کفایت-  به انجام آن اقدام کنند، از دیگران ساقط می‌شود.»(آیت الله صانعی، فقه و زندگی، ج11، ص15). آیا اکنون به قدر کفایت دربارۀ – مثلا – حجاب، امر به معروف و نهی از منکر نشده است؟ همچنین همۀ فقها در امر به معروف و نهی از منکر شرط کرده‌اند که باید بدون آبروریزی و زیان باشد و باید «احتمال تأثیر در مورد آن شخص داده شود، و ضرری برای خود او نداشته باشد، و باید تناسب را بین ضرر احتمالی و اهمیت منکری که از آن نهی می‌کند، ملاحظه نماید. در غیر این صورت، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست.»(اآیت الله خامنه‌ای، اجوبة الاستفتائات، ص۲۳۲). «درباره نماز گفته نشده است كه اگر دیدی به حالت مفید است بخوان و اگر دیدی مفید نیست نخوان. همچنین در روزه، حج یا زکات یا جهاد، این طور قیدی نشده. اما در باب امر به معروف این قید هست که ببین چه اثری و چه عکس‌العملی دارد و آیا کار تو در جهت صلاح اسلام و مسلمین است یا نه؟ در این تکلیف هر کسی حق دارد، بلکه واجب است که منطق و عقل و بصیرت در عمل و توجه به فایده را دخالت دهد.»(مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص46). به عبارت دیگر، در امر به معروف و نهی از منکر، سه هدف را می‌توان تصور کرد: 1. آموزش(ارشاد الجاهل)؛ 2. یادآوری و تکرار؛   3. اجبار. در زمانۀ ما امر به معروف و نهی از منکر به قصد آموزش، تقریبا بی‌‌معنا است؛ زیرا مثلا کسی که حجاب را برنگزیده است، از آن رو نیست که حکم حجاب را در فقه اسلامی نمی‌داند و نیازمند آموزش است. بله؛ روزگارانی بوده است که برخی از مردم نمی‌دانستند مثلا نظرگاه فقه دربارۀ حجاب یا شراب چیست و آگاه‌سازی آنان جز از طریق گفت‌وگوهای زنده و رودررو در کوچه و خیابان ممکن نبوده است. اما اکنون چنین گفت‌وگوهایی بی‌فایده است؛ مگر اینکه هر دو سوی گفت‌وگو علاقه‌مند و مایل به آن باشند. تکرار و یادآوری رودررو در کوچه و خیابان و جنگل و دریا و مترو هم بیهوده است؛ زیرا صدها رسانه و نهاد و مؤسسه، شبانه‌روز مشغول برنامه‌سازی و یادآوری و تبلیغات گسترده‌اند. اجبار نیز مبنای شرعی و عقلی و عرفی ندارد و اگر هم داشته باشد، وظیفۀ حکومت است، نه مردم؛ وگرنه به هرج‌ومرج و ناامنی عمومی می‌انجامد که خود بزرگ‌ترین منکر است. به گفتۀ برخی دین‌شناسان معاصر، تحقق امر به معروف و نهی از منکر در روزگار ما، در گفت‌وگوی انتقادی با صاحبان قدرت است، نه درگیری مردم با یک‌دیگر در کوچه و خیابان و مترو. ]]> دیدگاه Tue, 25 Jul 2017 05:14:01 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7441/ نخستين تلاش‌هاي شيعي در تفسير كتاب مقدس: مصباح الظلمات فی تفسیر التورات http://dinonline.com/doc/article/fa/7292/ کتابی که مسلمانان به عنوان تورات می‌شناسند، نزد یهودیان «تَنَخ/תנך» نام دارد. واژه تَنخ برگرفته از سه حرف نخستین تورا /תורה ، نویِّیم/ נביאים و کتوبیم/ כתובים است(حرف כ در ابتدا و وسط كلمه ك و در انتها خ/ ך تلفظ مي‌شود)، هر یک متضمن شماری کتاب‌اند که در مجموع 39 عدد مي‌باشند: الف) توراه مشتمل بر پنج سِفر حضرت موسی. ب) نویِّیم همان کتاب‌های انبیا. ج) کتوبیم یا نوشته‌ها، مجموعه‌ای متنوع با موضوعاتی مانند نیایش‌های شاعرانه، داستان‌ها، عبارات حکیمانه و سروده‌ها که بیانگر فرهنگ، تاریخ و ادبیات یهودیت باستان هستند. گاهي تورا/ تورات گفته مي‌شود و مقصود كلّ تنخ است و گاهي تنها به اسفار خمسه اشاره دارد. در سراسر مقاله حاضر به تبعيت از رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات، منظور از تورات همان توراه، يعني اسفار خمسة موسي است. مؤلف رساله زين‌العابدين بن محمد عتباتي عالم شيعي زنده در نيمه اول قرن 13 هجري قمري در عراق، مؤلف رسالة مصباح الظلمات في تفسير التورات مي‌باشد. «عتباتي» لقبي است كه ما بر اساس مقدمه رساله (برگ 4) به او داده‌ايم: «چنين گويد بنده حقير فقير و كمترين مسكين مستكين ابن ملّا ميرزا محمد، زين‌العابدين عتباتي المسكن و المدفن انشاء الله تع. بنوك خامة شبرنگ بلبل فصاحت ... .» كلمه عتبات جمع عَتَبَه در لغت بمعني آستانه[1]، به مزار امامان شيعه در عراق گفته مي‌شود كه شامل شهرهاي نجف، كربلا، سامرا و كاظمين مي‌باشد؛ روشن نيست كه وي در كداميك از اين شهر‌ها مي‌زيسته. دانشنامه‌هاي بزرگ در شرح حال عالمان شيعه مانند اعيان الشيعه، طبقات اعلام الشيعه و ... نامي از ايشان نبرده‌اند، حتي در الذريعه نيز اشاره‌اي به اين رساله نشده است. بر اساس ياداشت تملك در برگ نخست، احتمال مي‌رود كه كتابت آن در كاظمين بوده، چه اينكه تاريخ تملّك و كتابت يكي است يعني سال 1263ق.؛ و اين البته حدود 40 سال پس از تاريخ تأليف يعني 1226ق. مي‌باشد. تنها منبع فعلي ما از حيات مادي و معنوي مؤلف همين رساله است كه در كتابخانه گلپايگاني قم نگهداري مي‌شود. نويسنده با شعر و ادبيات نيز مأنوس بوده و خود نيز دستي در سرودن شعر داشته است. جایگاه علمی نویسنده و رساله طبق مقدمة رساله مؤلف ما از عنفوان جواني علاوه بر اكتساب علوم ديني، در شناخت اديان و مذاهب ديگر، علوم غريبه و نيز زبان عبري مجدّ بوده است. هر چند رساله حاضر نسخه به خط مؤلف نيست، چه اينكه برخي حذفيات و ثبت مغلوط واژگان عبري در آن رخ داده (نك. ادامه)، با اين وجود متن رساله نشان از دانش گسترده نويسندة آن در تورات عبري، تفسير راشي، كتاب عين يعقوب (خلاصه تلمود به عبري) دارد. عتباتي ارادت خاصي نسبت به اهل بيت داشته و از اينرو در مطلب يازدهم رساله كه به پيشگويي‌هاي تورات راجع به نبوت پيامبر اسلام است، تلاش كرده مؤيداتي از تورات بر ولايت امامان شيعه بيابد. استادان و شاگردان تا كنون هيچ اطلاعي از استادان و شاگردان مؤلف در دست نداريم و در خود رساله نيز توضيحي در اين باب نيامده است. از آنجايي كه ايشان به علوم ديني اشتغال داشته (در صفحه نخست برگ 11)، مي‌توان احتمال داد كه محضر عالمان بزرگ عراق آن عصر همچون شيخ جعفر كاشف الغطاء (1228ق.) را درك كرده باشد. اما به هر حال اين موضوع براي ما مبهم است. آثار نویسنده رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات تنها اثر شناخته شده اين نويسنده مي‌باشد. البته رساله حاضر تنها مقدمه‌اي بر تفسير تورات بوده و طبق توضيحات پاياني رساله، نويسنده در اينجا قصد داشته تنها 12 مطلب در باب آشنايي با تورات را بگويد، و اين در واقع درآمدي بر تأليف تفسير تورات وي بوده است. مؤلف در موارد متعددي در نسخه موجود نيز وعده تشريح برخي از موضوعات را در آينده داده است. در انتهاي رساله، برگ 59 آمده: «تمام شد دوازده مطلب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات[2] كتاب تورات و اكنون وقت آن شد كه كميت خوش خرام قلم بر صفحه ميادين اوراق جولان داده بذكر نگارش آن پردازد، مأمول اين مذنب شرمسار از عنايت حضرت آفريدگار آنكه بدرقه توفيق را هم عنان اين مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنكه شروع كنم در مقصود، متوكلاً علي الله المعبود، فإنّه خير شاهد و مشهود، سنه 1226.» اگر عتباتي موفق به نگارش تفسير شده، و نيز اگر آن نسخه از بين نرفته باشد، نگارنده به رغم تلاش‌هاي بسيار هنوز به آن دست نيافتم. مصباح الظلمات فی تفسیر التورات مشخصات ظاهري نسخه عنوان: مصباح الظلمات في تفسير التوارت مؤلف: زين العابدين بن ميرزا محمد عتباتي (ق. 13) زبان: فارسي/ محل تأليف: عراق نسخه‌هاي موجود: دو نسخه، يكي كامل و ديگري ناقص هر دو در كتابخانه آيت الله گلپايگاني قم[3] تاريخ تأليف: 1226ق./ تاريخ كتابت: 1263ق./ موضوع: مقدمه‌اي بر تفسير تورات به درخواست: ميرزا عيسي قائم مقام* * ميرزا عيسي ملقب به سيد الوزاء[4]، پدر قائم مقام فراهاني مشهور از مردان نيك و دورانديش عصر خود بوده است، همو در اثبات نبوت خاصه و جوابيّه بر مبلغان مسيحي رساله دارد كه در انتهاي مقاله خواهد آمد. مهديّ اليه: فتحعلي شاه قاجار و فرزندش عباس ميرزا كاتب:‌ حسین بن محمدمحسن الإصفهانی تملك: در برگ اول ياداشت تملك محمد بن حاج عبدالرحيم قزويني به تاريخ 1263ق. در كاظمين و مهر مربع «يا محمد» و مهر بيضوي «علي نقي بن محمد» ديده مي‌شود. 58 برگ، 14 سطر،  15× 20س.[5] شماره نسخه در فهرست: 137020 ؛ شماره نسخه در قفسه: 4026ـ 146 / 20 آغاز: الحمدلله الذي يدرك الأبصار ولا تدركه و كان منها خفيا ... اما بعد چنين گويد حقير فقير و كمترين مسكين ... انجام: مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار ... تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه 1226، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه 1263، التماس دعا دارم.» فهرست مطالب: مقدمه: تمجيد حاكمان قاجار، انگيزه از تأليف رساله و فهرست مطالب مطلب اول: در اشتقاق لفظ جلاله در تورات./ مطلب دوم: در وجه تسميه بعضي از اسامي انبيا در تورات./ مطلب سوم: در بعضي عقايد فاسده يهود./ مطلب چهارم: در عدد آيات و كلمات و حروف تورات./ مطلب پنجم: در عدد اوامر و نواهي و مسائل تورات./ مطلب ششم: در فِرَق طايفه يهود./ مطلب هفتم: در صحف سماويه./ مطلب هشتم: در اصطلاحات و نسبت‌ها./ مطلب نهم: در قربانها و  عدد اوصياء./ مطلب دهم: در كيفيت وضع تورات./ مطلب يازدهم: در اثبات پيامبر اسلام و اصياي آن حضرت./ مطلب دوازدهم: در فهرست‌ سِفرهاي تورات. رساله به درخواست مجدَّد میرزا عیسی قائم مقام (فوت 1237ق./ 1822م.) نگارش یافته است. دفعه نخست مؤلف به علت ضعف جسمی و دشواری کار خود را معذور داشته، اما پس از اصرار میرزا عیسی قائم مقام ضرورت کار را احساس کرده و به قصد دانش افزایی اهل اسلام در مواجهه با یهود به نگارش آن دست يازيد(برگ 11). اسلوب رساله الف) اسلوب در لغه عبری در پايان مقدمه (برگ 11) مؤلف مي‌گويد فقراتي كه از تورات نقل خواهم كرد بر سه شكل خواهد بود: متن عبري به خط عبري لفظ عبري با خط عربي ترجمه فارسي اما در نسخه حاضر شكل اول ديده نمي‌شود. به نظر مي‌رسد كاتب به دليل دشوار بودن نگارش متن عبري آنها را حذف كرده است. و به اين موضوع بايد ضبط اشتباه برخي از اسامي و اصطلاحات عبري را افزود مانند: عاسو، به جاي «عيسو» هيوشع، به جاي «يهوشع» و ... ب) ويژگي‌هاي زباني و كتابت ساختار جملات به طور كامل فارسي دوره ميانه است: ... پيغمبري برپا كنم، ... ميتواند بود. ج) شكل خاصي از كتابت برخي حروف حرف اضافه ب در همه جا به كلمه بعد از خود چسبيده: «به ايشان» به صورت «بايشان»، «به سيّد» به صورت «بسيّد» و ... . «تورات» به صورت «توريه»؛ حرف گ بدون سركش محتوای رساله   1 مقدمه مدح حاكمان قاجار، انگيزه تألیف و فهرست رساله 18 ص.: برگ 3ـ 13   رساله همچون بسياري از متون اين دوره با مدح مفصل حاكمان قاجار، فتحعلي شاه، وليعهد عباس ميرزا و ميرزا عيسي قائم مقام شروع مي‌شود. در اين ميان، نويسنده به طور خاص در توصيف عباس ميرزا از مضامين كتاب مقدس بهره‌ گرفته است. در صفحه دوم از برگ 8 آمده: « ... و بِيُمن عدل و رعيّت پروري و نهايت انصاف و دادگستري، ... ميش با گرگ آغاز أخوت نموده، شير با آهو هم سِير گشته، شعر: گوسفند و گرگ با هم گشته رام/ آهو و شيرند با هم در خرام ...». پيشتر اشعيا مدينه فاضله و دنيايي عاري از جنگ را چنين توصيف كرده است: گرگ با برّه سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد (11: 6)، گرگ و بره با هم خواهند چريد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد ... (65:‌ 25).   2 مطلب اول اشتقاق لفظ «إله» که در تورات است.   نصف صفحه نخست از برگ 14   يكي از معروف‌ترين اسامي خدا در تورات إل/ אל است كه به صورت إلُهيم/ אלהים نيز جمع تشريفي بسته مي‌شود. اينكه إله در عربي و إل در عبري به لحاظ اشتقاق چه نستبي دارند، مؤلف ما فقط طرح بحث كرده و اظهار نظري ننموده. در ميان متقدمين فخررازي تقريبا همه آراء عصر خود را در تفسير مفاتيح الغيب[6] گزارش كرده است. آقاي آذرنوش نيز در دائره المعارف بزرگ اسلامي مدخل «الله» دسته‌بندي منظمي از همه آراء و نظرات ارائه كرده است. 3 مطلب دوم وجه تسمیه اسماء بعضی از انبیاء و اولاد ایشان که در تورات مذکور است.   3 ص.: برگ 14ـ 15   در اين مطلب معنای نوزده اسم توراتی بیان شده است، که عبارتند از: آدم، هابیل، قابیل، شیث، ادریس، نوح، شیم*، ابرام[7]، یصحق [= اسحاق]، یشماعیل [= اسماعیل]، یسرائیل[= اسرائیل]، عساو[8]، یوسف، شمعون، مریم[9]، لوط، مُشه [= موسی]، هیوشع[10]، اَهارون [= هارون]. *  برگ 14 ص. 2: [شیم، اسم را گویند]. واژه شیم/שֵם / shem در عبری اعراب تصره/ Tsere : ֵ دارد و این اعراب مانند کسره در عربی است، بنابراین شِم صحيح است، نه شیم. اما در رساله حاضر همچون موارد ديگر آن را به صورت حریق/ ִ /hiriq که تلفظ حرف ی را دارد، ثبت شده است؛ و اين قبيل اختلاف‌ها يا جزء تصيحف‌هايي است كه در سراسر رساله رخ داده، و يا در اين مورد خاص طبق لهجه و گویش یهودیان عراق بوده است. در هر صورت، همانطور که نویسنده محترم آورده شِم در عبری و اسم در عربی از واژگان مشترک زبانهای سامی‌ و به یک معنی می باشند.   با توجه به تحولات در علم اشتقاق و سمانتیک در دورة معاصر، وجه اشتقاق بسیاری از اسامی فوق معرکه آراء است و به تنهایی نیازمند یک مقاله پُر پیمان می‌باشد. در مورد برخی از اسامی، از آنجایی که در خود کتاب مقدس به طور اجمال معنای آن بیان شده، مؤلف ما نیز همان را گزارش کرده است؛ به عنوان نمونه: ابراهیم (پیدایش 17: 5)، اسماعیل / یشماعیل (پیدایش 16: 11)، اسحاق / یصحاق (پیدایش 18: 13 و 21: 5ـ 6)، عیسو (25: 25) و یعقوب (25: 26). 4 مطلب سوم ذکر بعضی از عقاید یهود 7ص.: برگ 15 ـ 18   در اين بخش به برخي باورهاي يهوديان به طور انتقادي اشاره شده است؛ عمدة مسائل مطرح شده بر محور باور به جسمانيت خداست كه از ظاهر تورات و بخش‌هاي فراواني از تلمود برمي‌آيد. تعدادي از موضوعات مطرح شده مسائلي متداول در كتب جدلي است، اما برخي نيز نتيجه مطالعه مستقيم آثاري چون عين يعقوب، تلمود و ... مي‌باشد. الف) آيات مشعر بر جسم بودن خدا در تورات، مانند استراحت در روز شنبه (ن. پيدايش 2: 2ـ 3 ؛ خروج 20: 11 ، 31: 17؛ رساله به عبرانيان 4: 4 و ...). ب) نسبت زنا به لوط با دخترانش (پيدايش 19: 30ـ 38)؛ نسبت به زنا به مريم مقدس. ج) گريه خداوند بر خرابي دوم معبد. د) خدا نيز مانند يهوديان در نماز تفيلين مي‌بندد(تلمود، براخوت، 6 الف )؛ عتباتي آيه «قالت اليهود يدالله مغلوله غلّت أيديم«(مائده/ 64) را اشاره به اين موضوع دانسته است. نگارنده در مقاله‌اي با عنوان «خدا تفيلين مي‌بندد» به نقد و بررسي اين نظريه پرداخته‌ام. در هر صورت، تحليل و بررسي تك تك مسائل مطرح شده، مطالعه مفصل و همه جانبه مي‌طلبد. 5 مطلب چهارم بیان عدد آیات و کلمات و حروفات تورات   3 ص.: برگ 19ـ 20   اين بخش به ارقام و اعداد و اسامي بخش‌ها يا همان پاراشات‌ تورات اختصاص دارد. در اين رابطه چند نكته لازم به ذكر است: اسامي اسفار و پاراشات‌ها با نام اصلي ثبت شده‌اند. اسفار خمسه به تفكيك اسامي و تعداد آيات. تفكيك پاراشات هر سفر و تعيين تعداد آيات. در پايان تعداد حروف اسفار خمسه به طور اجمال تعداد آيات اسفار خمسه 5845 ؛ تعداد كلمات آن 79975 و تعداد حروف آن 304850 به عنوان نمونه معرفي سفر نخست، برشيت (پيدايش) و پاراشات‌‌ آن چنين معرفي شده‌اند:‌ «... سفر اول موسوم به براشيت است[11]، 1534 آيه است، ... و نظر به تقسيم پاراشات باين نحواست از سفر اول براشيت 126 آيه است. تلدوت نوح 154 آيه است. لَخلَخا 126 آيه است. يرالاو[12] 147 آيه است. حي سارا[13] 160 آيه است. يلدوت[14] 106 آيه است. يصا 148 آيه است. يشلح 154 آيه است. ويشو 114 آيه است. ولهي ميقص 146 ايه است. و يهي يعقوب 85 آيه است و از سفر دويّم شموت 174 آيه است ... .» نويسنده در اين خصوص به منبعي اشاره نكرده، اما تقريبا تمام ارقام و اعداد با اندازه‌هايي كه در منابع يهودي منتشر شده است، مطابقت دارد.[15] 6 مطلب پنجم در ذکر عدد اوامر و نواهی و مسایل تورات و جایهای هر کدام از آنها   2ص.: برگ20ـ 21   دستورات دینی تورات 613 عدد می‌باشد و از این مقدار 365 فرمان، به تعداد روزهای سال شمسی راجع به نواهی‌اند و 248 فرمان، به تعداد اعضای بدن انسان، راجع به اوامرند. در این بخش به محتوای این دستورات توجهی نشده، بلکه اینکه چه تعداد از آنها در کدام پاراشات قرار دارند، اکتفا شده است و البته آن هم بدون ذکر شماره آيه.[16] از این جهت، تنها متضمن اطلاعات آماری کلی است:   7 مطلب ششم فِرقه‌هاي طایفه یهود 6ص.: برگ21ـ 24   فصل ششم متضمن توضيح اسامي و برخي از باورهاي پنج فرقه عينانيه[17]، عيسويه، يوذعانيه[18]، موشكانيه، سامريه است. البته فرقه اخير، سامريه خود به دو گروه تقسيم مي‌شوند (دوستانيه و كوسانيه) كه با احتساب اين دو شمار آنها به هفت عدد مي‌رسد. نويسنده در اين جا از منبعي نام نمي‌برد، اما ترتيب اسامي فرقه‌ها و توضيحات ذيل آنها به طور كامل برگرفته از الملل و النحل[19] شهرستاني است. وي همسو با شهرستاني تقسيم يهود به 71 فرقه را تأييد مي‌كند، و انشعاب ديگر فرقه‌ها را از اسامي مذكور مي‌داند. عينانيه: منسوب به عبدالله بن داود[20] ملقب به رأس الجالوت. مخالفت آنها با يهوديان در حفظ سبّت و برخي از اعياد بوده است. اينان عيسي مسيح را ناسخ شريعت يهود نمي‌دانند، بلكه جزء اولياء الهي. و اناجيل نه كتب وحياني، بلكه گرداوري حواريون مي‌باشد. عيسويه: منسوب به ابوعيسي بن اسحاق در اصفهان اواخر عصر حكومت امويان. ابوعيسي جزء مسيحاي دورغين بشمار مي‌رود، وي هرچند در ميان پيروانش تغييراتي را در شريعت ايجاد كرد، اما با كشته شدنش در 755م. در درگيري با لشكر بني‌عباس، مريدان وي نيز پراكنده شدند. يودعانيه: پيروان يهودا يودعان اهل همدان (اواخر سده هشتم و اوائل سده نهم ميلادي). وي بر زهد زياد، نماز و پرهيز از غذاهاي گوشتي تأكيد داشت. يودعان تحت تأثير انديشه‌هاي معتزلي تفسير عقلاني از كتاب مقدس ارائه مي‌داد.  موشكانيه: سخن عتباتي در معرفي اين فرقه چنين است: «موشكانيه نيز عين بوذعانيه‌اند در عقايد، مگر اينكه جماعت از موشكانيه جناب خاتم الأنبياء را پيغمبر بر عرب و ساير الناس دانسته مگر به يهود، بجهت آنكه گمان كرده است كه اهل ملت و شريعت و صاحب كتاب و طريقه است تغيير نمي‌يابد.» مقايسه شود با عبارت شهرستاني: «الموشكانيه: كان علي مذهب يوذعان ... ذكر عن جماعه من الموشكانيه أنهم أثبتوا نبوه المصطفي محمد ص إلي العرب وسائر الناس، سوي اليهود، لأنهم أهل مله و كتاب.»[21] سامريه: همان يهوديان سامري‌اند. 8 مطلب هفتم ذکر صحف و کتب سماویه و عدد آن  اثبات نسخ شریعه تورات   8 ص.: از برگ 24ـ 27   بخش عمده این مطلب، بجز چند خطی که راجع به صحف انبیاست، به اثبات وقوع نسخ در احکام و دستورات تورات اختصاص دارد. اعتراض عتباتی به یهودیان متوجه این باور ایشان است، که معتقدند هیچگونه نسخی در شریعت جایز نیست. نویسنده، نسخ را مرتبه کمال دین معرفی کرده و در ادامه به ذكر شواهدی از وقوع نسخ در احکام تورات مي‌پردازد: الف) انجام قربانی بخش عمده شریعت تورات را شکل می‌دهد و این مبتنی بر تحقق شرائطی از جمله ساختان معبد اورشلیم، کهانت خاندن هارون و سوزاندن قربانی در آنجا، به طوری که هر وقت قربانی با آتش آسمانی بسوزد نشانه قبولی آن باشد و شرائط بسیار دیگر که در پاراشات 4 و 9 در سفر پنجم مذکور است. و باز طبق دستور تورات انجام بسیاری از اعمال مبتنی و مشروط به آن منطقه جغرافیایی می‌باشد. ب) در پاراشات چهارم موسوم به تزیع[22] از سفر سیّم (وَییقرا / لاویان) آمده: «و چون ایام طُهرش برای پسر یا دختر تمام شود، برّه‌ای یک ساله برای قربانی سوختنی و جوجه کبوتر یا فاخته‌ای برای قربانی گناه به در خیمه اجتماع نزد کاهن بیاورد.»[23] اما قرنهاست که زنان یهودی از انجام این دستورات معذورند.  ج) در کتاب اشعیا سخن از شریعتی نو و تسبیح و تمجید جدید است: «اینک بنده من که ... روح خود را بر او می‌نهم تا انصاف را برای امت ها صادر سازد. ... او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره‌ها منتظر شریعت او باشند. ... »[24] 9 مطلب هشتم بیان یکپاره اصطلاحات و نسبتها و تأويل آن   5 ص.: از برگ 29ـ 31   در اين بخش شش فقره از تورات كه مشعر به جسمانيت خداست، مورد بحث قرار گرفته كه عبارتند از: ظهور خداوند بر ابراهيم و ضيافت او[25] رؤيت خدا به وسيله يعقوب[26] ظهور خدا در طور سينا[27] خداوند بالاي صندوق شهادي مي‌آيد[28] مطبوع بودن بوي قرباني سوختني براي خداوند[29] تعبير از اسرائيل به عنوان نخست‌زاده خداوند[30] مؤلف در پنج مورد نخست تأويل‌ مفسران يهودي را مي‌پذيرد و آنها را همچون آيات «وَ جاءَ ربُّكَ ...»[31]، «يَدُاللهِ فَوقَ أيدِيهم ...»[32]، «فَنَفخنا فِيها مِن روحنا ...»[33] و ... مي‌شمرد كه هيچ وقت معناي ظاهري آنها منظور نبوده است. اما در مورد اخير، يعني معرفي اسرائيل به عنوان نخست‌زادة خداوند تأويل ايشان به تقرب و برگزيدگي قوم اسرائيل را موجّه نمي‌داند. در سفر خروج خداوند در خطاب به موسي مي‌گويد: «به فرعون بگو خداوند چنين مي‌گويد: اسرائيل، پسر من و نخست‌زادة من است. پسرم را رها كن تا مرا عبادت نمايد، اگر إبا نمايي، همانا پسر تو، يعني نخست‌زادة تو را مي‌كشم».[34] اين مضمون در بخش‌هاي ديگر تورات نيز به وجود دارد.[35] عتباتي اين موضوع را مانند مسئله «عزير ابن الله»[36] مي‌داند كه هيچ توجيه و تأويلي ندارد. در اين رابطه نويسنده از مناظره پيامبر اسلام با يهوديان استفاده مي‌كند كه طبرسي در الإحتجاج آورده است. در اين مناظره، يهوديان در پاسخ پيامبر كه چرا عُزير را پسر خدا مي‌خوانند؟ پاسخ مي‌دهند به اين علت كه او تورات را احياء كرد. پيامبر مي‌فرمايد: اگر چنين است، موسي به اين لقب سزاوار است چه اينكه تورات به او نازل شده بود. در اين روايت يهوديان از پاسخ دادن عاجز ماندند.[37] پس، جايي كه ابن‌الله خواندن عزير سزاوار نيست، به طريق اولي نمي‌تواند در مورد قوم اسرائيل صادق باشد. 10 مطلب نهم در بیان قربانها و عدد اوصیآء و معنی «بیت ایل»   4 ص.: از برگ 27ـ 29   در اين بخش سه مسئله مختلف مطرح شده است كه در اين ميان توضيحات عتباتي در موضوع اول و سوم از دقت كافي برخوردار است، اما سخن وي در معرفي اوصياي حضرت موسي مخدوش و مبهم است. الف) اقسام قرباني در آيين يهود احكام مربوط به قرباني، جزئيات و شرائط آن بخش وسيعي از شريعت تورات و تلمود را در بر مي‌گيرد. در اينجا عتباتي تنها به ذكر اسامي و توضيح مختصر اكتفا كرده است. تحليل منظمي از اين موضوع در مدخل قرباني/ Sacrifice دانشنامه جودائيكا قرار دارد.[38] مدخل مذكور معيار ما در ضبط صحيح اسامي در پاورقي بوده است. «اول قربان علا[39] و آن عبارت از بردن حيوانات مخصوصه كه در تورات گفته است بقربانگاه علا كه جايي مخصوص در بيت المقدس است. دويّم قربان اشه[40] كه همان علامت بشرط قبول كه آتش آمده او را بسوزاند. سيّم قربان اشام[41] عبارت از قربان بردن و بسيّد* دادن است، بجهت خطور معصيت از قلب و آن معصيت را بجا نياورده باشد و بعضي گويند كه قربان اشام عبارت از خلاصي يافتن از بلا و امراض است. چهارم قربان شلاميم[42] و آن قربان سلامت بدن است ... بسيّد كه اولاد هارونست باو برسد و بعضي گفته‌اند قربان شلاميم مخصوص بقربان حيوان است اما بايست بسيّد داد. پنجم قربان منها[43] است بمعني پيشكش نمودن كه مي‌بايست نيز بسيّد برسد، اين را قربان گفتن مجاز است كه از قربانها محسوب نيست. ششم قربان حطات[44] و آن عبارت از قربان مخصوصه كه در تورات است در حالت خطا نمودن كه بسيّد بدهند. هفتم قربان مصورع[45] و آن آنست كه كه كسي مريض باشد و خوب شد قربان برده بسيّد بدهد. هشتم قربان نذرات[46] و آن آنست كه كسي نذر كرده و بجا نياورد، مي‌بايد قربان برده و بسيّد بدهد. نهم قربان تداه[47] كه در او اختلاف است مشهور آنست كه قربان عهد را گويند كه كسي با خدا عهد كرده باشد كه قرباني كند، اما مجموع اين قربانهاي مذكره هر كدام عليحده حكم مفصل و دستور العمل مبسوط دارد كه در تورات كيفيّت آن بيان مي‌شود، انشآء الله تع.»  *زبان عرفي نويسنده جالب توجه است! همانطور كه نويسنده توضيح داده منظور از سيّد، اولاد هارون است، كه منصب كهانت به خاندان او عطا گرديد.[48]   ب) اوصياي حضرت موسي «عدد اوصيا موسي و نقباي اسرائيل دوازده‌اند: اول يوشع بن نون، دويّم كالب ابن يفونه، سيّم يسع بن اخطوب، چهارم يونس ابن متي[49]، پنجم حزقيل، ششم شموئيل[50]، هفتم شعيا[51]، هشتم دانيال، نهم ارميا، دهم عزير، يازدهم، داود، دوازدهم سليمان.» چند نكته: ملاك اسامي فوق براي ما رشن نيست، چه اينكه نه داراي ترتيب تاريخي‌اند و نه در رتبه يكساني قرار دارند. به عنوان نمونه داود و سليمان به لحاظ تاريخي حدود پانصد سال پيش از مثلا دانيال بوده‌اند[52]، و حال آنكه در ليست عتباتي پس از دانيال ذكر شدند. بر اساس سفر تثنيه 34:‌ 9 و سراسر كتاب يوشع، يوشع بن نون ملازم[53] و نخستين جانشين موسي است، اما در مورد كالب بن يفونه و شموئيل بن عَميهود بايد گفت كه ايشان در زمان حيات موسي، هر يك نماينده يكي از اسباط براي تقسيم زمين كنعان در ميان بني‌اسرائيل بودند.[54] ج) معناي بيت إل/ בֵּית-אֵל «بيت إل» بمعني خانه خداست، مصاديق متعددي دارد و به هر مكان مقدسي اطلاع مي‌شود.[55] عتباتي به چهار مصداق آن اشاره مي‌كند كه البته مورد چهارم تكرار شماره دوم مي‌باشد: الف) بيت المقدس؛ ب) يعقوب هنگام فرار از دست برادرش عيسو در بين راه، شهر لوز كاشفه‌اي را تجربه كرد، در آنجا بنايي ساخت و اسم آن موضع را بيت إل ناميد. [56] ج) بعد از جدايي يعقوب از پدر زن خود لابان ، مأموريت مي‌يابد به بيت إل برگردد. [57] د) مذبحي كه يعقوب در حوالي شهر لوز بنا كرد. 11 مطلب دهم در خصوص کیفیّت وضع تورات و گفتگوی در شش روز خلقت عالم و آدم   5 ص.: از انتهای برگ 31ـ 33   در سفر پیدایش 1: 1ـ 31 می‌خوانیم: «در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید. و زمین تهی و بایر بود ... و خدا گفت: «روشنایی بشود.» و روشنایی شد. و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریک جدا ساخت. و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود، روز اول. و خدا گفت: «فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.» و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود، روز دوم. ... و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می خزند، حکومت نماید.» پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. ... و خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روز ششم.» اینکه منظور از این روزها چیست آیا از قبیل «إنّ یوماً عِند ربّکَ کألفِ سَنَه مِما تَعُدون»[58] است و یا به دوره‌های خاصی اشاره دارد، همچنانکه صاحب رساله اشاره کرده، در میان مفسران یهودی اختلاف نظر وجود دارد. به این موضوع باید مسئله ازلی بودن تورات را نیز افزود، همانطور که برخي از مسلمانان همين بارو را نسبت به قرآن دارند. تبیین این مسئله همواره پیچیدگی‌های خود را داشته و عتباتی نیز به اجمال و البته مجمل و خیلی کوتاه به آن اشاره کرده است.   12 مطلب یازدهم اثبات سیّد کاینات و اوصیاء سرور موجودات   26 ص. از برگ 33 تا 56   اين بخش در 26 صفحه مفصل‌ترين قسمت رساله است. موضوع بشارت‌های انبیاء گذشته به ظهور پیامبر اسلام از مباحث كهن مطرح در کتب کلام اسلامي می‌باشد که ریشه قرآنی نیز دارد. قرآن کریم در آیاتي[59] صریحا اعلام می‌کند که انبیاء گذشته ظهور پیامبر اسلام را به پیروان خویش بشارت داده بودند؛ به تبع آن متکلمین اسلامی اعم از شیعه و سنی تا عصر حاضر تلاش نمودند شواهدی از کتاب مقدس را بیابند که اشاره به ظهور پیامبر اسلام دارد. در همين زمينه عتباتي به فقرات متعددي از تورات به طور مفصل استناد مي‌كند؛ دو مورد از آنها عبارتند از: الف) پاراشات شُفطيم[60] از سفر تثنيه در تورات، حضرت موسى به بنی‌اسرائيل مى­گويد: «يَهُوه، خدايت نبي‌اي را از ميان تو از برادرانت، مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد، او را بشنويد .. و خداوند به من گفت: ... نبي‌اي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد، و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت. و هر كسي كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد».[61] شكى نيست كه اين فقره آمدن پيامبرى را بشارت مى‌دهند. اين پيامبر ويژگى­هايى دارد؛ از جمله اين كه مانند موسى ع است و ديگر اين كه از ميان برادران قوم اسرائيل برخواهد خواست. بدون شك مهم­ترين ويژگى نبوت حضرت موسى ع اين است كه شريعتى خاص آورده است. و وقتى گفته مى­شود «نبى­اى مانند موسى» حتماً بايد اين ويژگى در نظر گرفته شود. هيچ يك از انبيا بجز حضرت محمد ص ادعا نكرده­اند كه شريعتى خاص آورده است و حتى حضرت عيسى به گفته اناجيل[62] همان شريعت پیشین را اجرا مى­كرده و مأمور تکمیل آن  بوده است. بنابراين، فقره مذكور بشارتي به آيين پيامبر اسلام است. اگر يهوديان بگويند منظور از «برادران شما» در آيه فوق خود بني‌اسرائيل است، نه بني‌اسماعيل، و از اين جهت مصداق اين فقره انبيا متأخر بني‌اسرائيل مي‌باشد. مي‌توان پاسخ داد كه در پاراشات ذات حفت[63] سفر اعداد [64]، حضرت موسي طايفة «أدوم» را برادر اسرائيل خوانده، پس اسماعيل كه سزاوارتر به آن خواهد بود. ب) پاراشات لَخلَخا[65] از سفر پيدايش «و اما در خصوص اسماعيل، تو را اجابت فرمودم. اينك او را بركت داده، بارور گردانم، و او را بسيار كثير گردانم. دوازده رئيس از وي پديد آيند، و امتي عظيم از وي بوجود آورم.»[66] 13 مطلب دوازدهم در فهرست سفرهای تورات مع پاراشات هر سِفر   5 ص. از برگ 57ـ 59   اسفار پنجگانه به 54 پاراشات تقسیم می‌شوند و نویسنده در اینجا به ذکر اسامی به همراه توضیح مختصری در محتوای آنها پرداخته است؛ به عبارتی این بخش فهرست تفصیلی توراه است. عبارت مؤلف در معرفی سفر اول، برشیت چنین است: «و تورات مشتمل بر پنج سفر و پنجاه چهار پاراشات است و پاراشت بمعنی فصل است. سفر اول مشهور به براشیت[67] مشتمل بر دوازده پاراشات: اول) پاراشات براشیت، در ذکر ایجاد عالم و خلقت آدم و نقل هابیل و قابیل. دویّم) تلدوت نوح، در بیان احوال ... سیّم) لخلخا، ... چهارم) موسوم به یرالا[68]، و در ذکر ... پنجم) مشهور به حَی‌[ه] سارا، در ذکر ... ششم) تُلدوت، ... هفتم) یصاو[69]، دچار شدن یعقوب به برادرش عساو و ... هشتم) یشلح[70]، پیشکش فرستادن یعقوب به برادرش. نهم) یشب[71]، خواب دیدن یوسف ع و فروخته شدن وی...» فهرست تفصیلی سفرهای دیگر نیز به همین منوال ذکر می‌شود. و این گونه، مقدمه نویسنده بر تفسیر تورات پایان می یابد: « ... تمام شد دوازده مطالب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات کتاب تورات و اکنون وقت آن شد که کُمیت خوش خرام قلم بر صفحه میادین اوراق جولان داده، بذکر نگارش آن پردازد، مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار آنکه بدرقه توفیق را هم عنان این مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه 1226، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه 1263، التماس دعا دارم.»    منابع نویسنده متن عبري كتاب مقدس عین یعقوب/ עין יעקב/ Ein Yaakov کتاب فوق اثر ربی یعقوب بن سلیمان بن حبیب (1460ـ 1516م.) می باشد. در سال 1492 که یهودیان از اسپانیا اخراج شدند، نویسنده به همراه خانواده اش در شهر سالونیکا(Salonica)، دومین شهر بزرگ یونان اقامت گزید و شروع به تألیف این کتاب به زبان عبری نمود. کتاب عین یعقوب شامل بخش‌های اگادایی تلمود بابلی و تلمود اورشیمی است. دو بخش نخست کتاب (سدر زراعیم و سدر موعد) در 1515م. منتشر شد، در این زمان نویسنده چشم از جهان فروبست و پسرش لوی بن یعقوب چهار بخش دیگر (سدر ناشیم، نزیکین، قداشیم و طهورت) را به چاپ رساند. عین یعقوب در چند سده گذشته جزء منابع درسی در مدارس دینی یهودی بوده است. ترجمه انگلیسی آن به همراه متن اصلی (ترجمه مقابل) در 5 جلد در 1921م. در شیکاگو با عنوان: Ein Yaakov: The Ethical and Inspirational Teachings of the Talmud منتشر شده است. تلمود، نك: برگ 37 زوهر، نك: برگ 44 تفسير راشي، نك: برگ 12 وحي كودك، كتابي متضمن بشارت‌هايي به ظهور پيامبر اسلام، كه ادعا مي‌شود يك نوزاد يهودي آنها را بر زبان جاري ساخته است (نك.: مطلب يازدهم). نسخه‌هايي عبري و ترجمه‌هايي از آن موجود است!   الملل و النحل، عبدالکریم شهرستاني، (در بیان فرقه های یهود، برگ 21ـ 24). الإحتجاج، احمد بن علی طبرسی، (در مطلب هشتم، برگ 31). سخن پاياني ايران در آغازه‌هاي قرن نوزدهم میلادی شاهد موج جدید جریان تبشیری مسيحيان بود.[72] در اين دوره گروهی از مبلغان پروتستان به ایران آمدند که از جمله مشهورترین آنها باید از راهب پروتستانی، کارل گوتلیب فاندر[73] (1805-1865) آلمانی و هنری مارتین[74] (1781- 1812م.) نام برد. تأليف مصباح الظلمات في تفسير التورات (1226ق./ 1811م.) هم‌زمان با فعاليت‌هاي تبشيري هنري مارتين در ايران است. در سال 1811م. اين کشیش جوان تصمیم می‌گیرد نسخه‌ای از ترجمه انجیل را به شاه ایران، فتحعلی شاه قاجارتقدیم کند، اما اين اقدام وی ناکام ماند. پس از آن، هنری مارتین تبریز را به قصد استانبول ترک کرد، اما در شهر توکات[75] ترکیه در 16 اکتبر 1812 بدرود حیات گفت. در هر صورت حضور هنری مارتین در ایران و شبهه پراکنی‌های وی راجع به دین اسلام که به شبهات پادری[76] معروف شد، در حوزه‌های علمیه جنبشی تازه پدید آورد. عمده ردّیه‌هایی که در این دوره نوشته شده یا در ردّ بر میزان الحق فاندر بوده و یا ردّ بر هنری مارتین است.[77] بر اين اساس، رساله مصباح الظلمات في تفسير التورات واكنشي به فعاليت‌هاي تبشيري بوده است، البته وي تلاش كرده روشي متفاوت در پيش‌گيرد. متأسفانه نمي‌دانيم كه آيا عتباتي پس از اين رساله كه نقش مقدمه‌اي داشته، موفق به تأليف تفسير مفصل تورات شده يا نه؟ اما به هر روي، اين رسالة كوتاه نيز به رغم برخي نوآوري‌هاي آن در همان فضاي جدلي و رديه‌نويسي تنفس مي‌كند. برخي از ردّيه‌هاي اين دوره به ترتيب تاريخي عبارتند از: رادّ الشبهات الکفار، محمدعلی بن علامه بهبهانی(1144- 1216ق)[78]. ردّ پاری، ملا علی اکبر بن محمدباقر ایجی اصفهانی(م 1232ق)[79]. ردّ پادری، میر محمدحسین بن عبدالباقی خاتون آبادی(م 1233ق.)[80]. ردّ پادری، حسین‌علی شاه(1234ق)[81]. ردّ به پادری، محمدحسین اصفهانی(پیش از 1235ق)[82]. ردّ پاردی، میرزا عیسی فراهانی(م 1238ق)[83]. اثبات النبوه، از همو. سیف الامة و برهان الملة[84]، تالیف ملا احمد نراقی(1244ق). مفتاح النبوة، تالیف ملا محمدرضا همدانی معروف به کوثر علی‌شاه(1247ق)[85]. ... راجع ديگر ردّيه‌ها و طبقه‌بندي آنها نك. مقدمة صفاخانه اصفهان در گفت و گوي اسلام و مسيحيت ص. 60ـ 75 . ناگفته نماند كه ردّيه‌نويسي در قالب تفسير كتاب مقدس، پيش از عتباتي نيز مرسوم بوده است. در اين رابطه بايد به تعليقه‌ و تفسير نجم الدين طوفي (فوت 716ق/ 1316م) بر سِفرهاي مختلف كتاب مقدس اشاره كرد. اين مجموعه با عنوان تفسير اسلامي بر كتاب مقدس در مصر دورة ميانه (Muslim Exegesis of the Bible in Medieval Cairo) با مقدمه و تصحيح عالمانه خانم دكتر ليلا دميري در سال 2013 از سوي انتشارات بريل منتشر شده است.     منابع قرآن كريم كتاب مقدس مجموعه توراه و هفطاراه با ترجمه فارسي، لس آنجلس: انجمن فرهنگي اوتصر هتوراه گنج دانش، 1988م. حييم، سليمان، فرهنگ عبري ـ فارسي، تهران: انجمن كليمان، 1360 داعي الأسلام، محمدعلي حسني، صفاخانه اصفهان در گفتگوي اسلام و مسيحيت، تصحيح: حيدر عيوضي، قم: اديان، 1393 دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، تهران: دانشگاه تهران، 1377 شهرستاني، محمد بن عبدالكريم، الملل والنحل، بيروت: دارالمعرفه، 1982 صداريي خويي، علي، حافظيان، ابوالفضل، فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانه عموي گلپايگاني قم، تهران: مجلس شوراي اسلامي و مؤسسه فرهنگي الجواد ع، 1388 طبرسی، ابومنصور احمد بن علی، الإحتجاج، تحقیق: ابراهیم بهاری و محمد هادی، قم: اسوه، 1413ق. عتباتي، زين العابدين بن ميرزا محمد، مصباح الظلمات في تفسير التورات، نسخه خطي، 1226ق. فخررازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دارالأحیاء التراث العربی، 1424ق. فرزين، رضا، باورها و آيين‌هاي يهودي، قم: دانشگاه اديان و مذاهب، 1385 قائم مقام، ميرزا موسي، يادداشتها و خاطرات ميرزا موسي خان قائم مقام فراهاني، تهران: بي‌جا، 1369 هاکس، ویلیام، قاموس کتاب مقدس،  چاپ اول، تهران، اساطیر، 1377ش. Hebrew – English Edition of the Babylonian Talmud, Berakoth, London, The Soncino Press, 1984 Encyclopedia Judaica ) Sacrifice by Rothkoff, Aaron), Second Edition, USA, 2007   * . عضو پژوهشكده تفسير ـ پژوهشگاه دارالحديث، دانشجوي دكتري مطالعات تطبيقي اديان،                          heidareyvazi@yahoo.com       تصحيح كامل اين نسخه به قلم نگارنده آماده انتشار مي‌باشد. از دوست ارجمندم جناب آقاي دكتر حسين متقي بابت پيشنهاد معرفي نسخه ممنونم. مشخصات نشر: آينه پژوهش، سال بيست و هفتم، شماره ششم، ش. پ. 162، بهمن و اسفند 1395، صص. 46ـ 58 . [1] . دهخدا، 1377: 10/ 15745 [2] . پاراشاه / פרשה و جمع آن پاراشات/ פרשות (ديگر شكل جمع آن پاراشيوت/ פרשיות مي‌باشد، نك: حييم، 1360:‌ 433، 499) به معني بخش و قسمت، بخش هفتگي تورات كه روز شنبه قرائت مي‌شود. اسفار خمسه داراي 54 پاراشات مي‌باشد؛ به هر يك از فصل‌هاي تورات نيز پاراشاه گفته مي‌شود. [3] . صدرايي خويي، حافظيان، 1388: 8ـ 7/ 4357 [4] . ميرزا عيسي مشهور به ميرزا بزرگ قائم مقام فراهاني و ملقب به سيدالوزراء. در سال 1208ق. از سوي فتحعلي شاه وزير حسينعلي ميرزا معرفي شد. نظر به لياقتي كه داشت به دستور شاه قاجار به عناون مشاور عباس ميرزا، نايب السلطنه راهي تبريز شد. از خدمات او مي‌توان به اعزام نخستين گروه محصلين ايراني به انگلستان، دعوت از معلمين اروپا براي تربيت قشون و تأليف كتابهايي با عنوان اثبات نبوت خاصه و رساله جهاديه نام برد. او انساني منيع الطبع و بلند نظر بوده، ژاك موريه مستشار سفارت انگليس در مورد او مي‌گويد: «ميرزا بزرگ نايب السلطنه به نظر من سرآمد تمام آدمهايي است كه من در ايران ديدم؛ روزي از طرف سفير براي او هديه بردم، اما او نپذيرفت، در مملكتي كه تمام مردم پولكي مي‌باشند اين كار خيلي تعجب آور مي‌باشد». (قائم مقام، 1369: 1/ 33ـ 34).     [5] . مشخصات نسخه ناقص: 23 برگ، 17 سطر، 21× 15س. شماره نسخه در فهرست: 13703؛ شماره نگهداري نسخه: 1/ 894569/ 23 [6] . فخر رازي، 1420: 1/ 143ـ 149 [7] . بر اساس سفر پیدایش ابراهیم نخست ابرام نام داشت (11: 26). و بعدها، هنگامی که خداوند با او عهد بست، او را ابراهیم خواند: «اینک عهد من با توست و تو پدر امت های بسیار خواهی بود. و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود، زیرا که تو را پدر امت های بسیار گردانیدم.»(17: 4ـ 5). [8] . کذا، صحیح: عیسو [9] . در رابطه با جديدترين نظریات در ماده اشتقاق و معناي واژه مريم نک: بخش اول مقاله‌اي از نگارنده با عنوان: دختری در محراب: مطالعه تطبیقی شخصیت مریم در سنت مسیحی ـ اسلامی، تفسیر اهل بیت، سال اول ش. دوم، 1392، ص. 95ـ 110. [10] . کذا، صحیح: یهوشع (יהושע / Jehoshua )، شکل مخفف و مشهور آن یوشع (ישוע  Joshua/). [11] . در اينجا به جهت اختصار شماره‌ها به عدد نوشته شده است. [12] . كذا، و صحيح: وَيِرا [13] . كذا، و صحيح: حَيي سارا [14] . كذا، و صحيح: تولدوت [15] . مجموعه توراه و هفطاراه، 1988: ي [16] . در رابطه با تفصیل این موضوع نک: «احکام 613گانه تورات» حسین سلیمان، هفت آسمان، تابستان 1382، ش. 18، صص. 153 ـ 176 [17] . كذا، صحيح: عنانيه [18] . كذا، و همينطور در الملل و النحل، ص. 216، صحيح: يودعانيه [19] . شهرستاني، 1982: 210ـ 219 [20] . كذا، صحيح: عنان بن داود. [21] . شهرستاني، 1982: 217 [22] . کذا، صحیح: تَزریعَ [23] . لاویان 12: 6 [24] . اشعیا 42: 11 [25] . پيدايش باب 18 [26] . پيدايش 28: 10ـ 22 [27] . پیدایش 19: 17ـ 21 [28] . خروج 25: 22 [29] . خروج 29: 25، 41؛ لاويان 1: 9، 13؛ 2: 3، 9، 13 و ... . [30] . خروج 4: 22 [31] . فجر/ 22 [32] . فتح / 10 [33] . انبيا / 91؛ و در سوره تحريم/ 12: «فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا». [34] . خروج 4:‌ 22ـ 23 [35] . تثنيه 14:‌1 ؛ در هوشع 11:‌ 1 مي‌خوانيم:‌ «هنگامي كه اسرائيل طفل بود او را دوست مي‌داشتم و پسر خود را از مصر فرخواندم». مسيحيان فقره اخير را از پيشگويي‌هاي تورات در مورد مسيح مي‌دانند. نك: متي 2: 15 [36] . توبه/ 30 [37] . طبرسي، 1413: 1/ 28ـ 30 [38] . Encyclopedia Judaica, 2007: v. 17, p. 639- 649 [39] . عُلاه/ עולה قرباني سوختني، نك:لايان 1: 3ـ 17، 6: 1ـ 6 ؛ خروج 29: 38ـ 42 ؛ اعداد 28: 1ـ 8 [40] . ايشه/ אשה قرباني سوختني [41] . آشام/ אשם پيشكش گناه، نك: لايان 4:‌ 3 [42] . شِلاميم/ שלמים قرباني سلامتي، نك: لاويان 7: 11ـ 36، شكل مفرد آن شِلِم/ שלם تنها در عاموس 5: 22 آمده است. [43] . مينحاه/ מנחה قرباني هديه آردي، نك: لاويان 6:‌ 7ـ 16، همانطور كه عتباتي نيز متذكر شده اين مورد به طور مجازي جزء قرباني‌ها شمرده مي‌شود. مينحاه به نماز عصر نيز گفته مي‌شود. [44] . حطات/ חטאת مانند آشام پيشكش گناه است. [45] . معناي دقيق آن مشخص نشد. [46] . كذا، صحيح: نِدِر / נדר ، نك: لاويان 7: 16؛ 22: 18 [47] . תודה / نك: لاويان 7: 13ـ 12؛ 22: 29 [48] . خروج 28: 1ـ 2 [49] . كذا، صحيح: يونس بن امِتّاي، حيات وي در سده هشت قبل از ميلاد بوده است، نك: دوم پادشاهان 14: 25؛ يونس 1: 1 [50] . به احتمال منظور سموئيل است كه به عنوان آخرين نفر از داوران كه پس از موسي رهبري بني‌اسرائيل را بر عهده داشتند (عصر داوران حدود 2 قرن، 1230ق.م. تا 1033ق.م. به طول كشيد و تعداد آنها با يوشع بن نون 16 نفر بودند). شرح حال ايشان در كتابهاي يوشع، داوران، اول و دوم سموئل روايت شده است. [51] . همان اشيعاي نبي [52] . داود در حدود 1015ق.م. جانشين طالوت شد و دانيال معاصر با خرابي معبد در 587ق.م. بوده است. [53] . پس موسي با خادم خود يوشع برخاست و موسي به كوه خدا بالا آمد، خروج 24:‌13 [54] . اعداد 34: 19ـ 20 [55] . هاكس، 1383: 197 [56] . پيدايش 28: 10ـ 22 [57] . پيدايش 35 [58] . حج/ 47 [59] . بقره/ 146، آل عمران/ 81 ؛ اعراف/ 157؛ انعام/ 20، 114 ؛ صف/ 61 [60] . كذا، صحيح: شوفطيم، بخش پنجم از سفر دواريم = تثنيه [61] . پيدايش 18: 18ـ 19 [62] . متى5 :17ـ19 [63] . کذا، صحیح: حوقَت: پاراشات ششم از سفر بمیدبار = اعداد  [64] . اعداد 20: 14 « و موسی‌، رسولان‌ از قادش‌ نزد مَلک‌ اَدوم‌ فرستاد که‌ «برادر تو اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: که‌ تمامی‌ مشقتی‌ را که‌ بر ما واقع‌ شده‌ است‌، تو می‌دانی‌.». [65] . كذا، صحيح: لِخ لِخا، بخش سوم از سفر پيدايش [66] . پيدايش 17:‌20 [67] . کذا، صحیح: بِرِشیت = پیدایش [68] . کذا، صحیح: وَیِرا [69] . کذا، صحیح: وَیِصِه [70] . کذا، صحیح: وَییشلَح [71] . کذا، صحیح: وَیِشِو [72] . در رابطه با نقاط عطف در فعاليت‌هاي تبشيري در ايران نك: به مقدمه نگارنده در «صفاخانه اصفهان در گفتگوي‌ اسلام و مسيحيت»، قم: نشر اديان، 1393، ص 60ـ 78 [73]. REW.C.G.Pfander [74]. Henry Martin [75]. Tokat [76]. پادری معادل واژه: Father [77] . نك:‌ مقدمه صفاخانه اصفهان در گفتگوي اسلام و مسيحيت، ص. 67ـ 70 [78]. این کتاب در سال 1372 ش. در انتشارات انصاریان منتشر و در 1391ش. به وسیله انتشارات علامه بهبهانی تجدید چاپ شد. آیت الله محمدعلی بهبهانی بیش از 58 اثر دارد که علاوه بر کتاب یاد شده تنها دو کتاب مقامع الفصل و خیراتیه منتشر شده است. [79]. همان، 10/ 215 .[80] همان، 10/ 215 .[81] همان، 10/ 215 [82]. منزوی، 1383، 9/ 308 .[83] همان، 10/ 215 [84]. این کتاب به کوشش آقای سید مهدی طباطبایی تصحیح شده است. قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1385 [85]. آقا بزرگ، الکرام، 549؛ مرآت الکتب، 6/ 576؛ الکتاب فی مقدمه و خمسه مفاتیح، الّفه به اسم فتحعلی شاه و عباس میرزا ولیعهد، والدیباجه لمیرزا ابی القاسم القائم المقام الفراهانی، انشائه فی 1232ق. و فهرست الکتاب لولد المصنف المیرزا محمدعلی، رک: الذریعه، 21/ 352 ]]> مقاله Sun, 23 Jul 2017 04:46:38 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7292/ امام صادق (ع) و تأسيس مذهب http://dinonline.com/doc/note/fa/7439/ 1. بلافاصله بعد از رحلت پیامبر میان اصحاب آن حضرت اختلافاتی بروز کرد که صدالبته در پیش از رحلت آن حضرت ریشه داشت. در زمان خود حضرت اختلافاتی میان خود اصحاب بر سر برخی برداشت‌ها از وحی و شخصیت پیامبر و سرنوشت اسلام و مسلمانان پس از حضرتش وجود داشت و حتی برخی اصحاب با خود حضرت نیز در برخی موضوعات اختلاف داشتند، اما اقتدار شخصیت و جایگاه بلامنازع حضرتش که مهبط وحی و مؤید به آن بود، آن اندازه عظیم بود که مانع جدایی و انشقاق جریانات و گرایش‌های درونی اصحاب شده و همگی تسلیم نظر حضرتش گردند.  2. با رحلت رسول خدا آن اقتدار نیز از میان رفت و به‌ویژه، اصحابی که از سابقه، قرابت، شیخوخت بیشتر و امتیاز برتر اجتماعی برخوردار بودند میدان‌دار گردیده و تفسیرهای خود را از وحی و سنت و شخصیت آن حضرت به‌عنوان تفسیر درست و صحیح به کرسی نشاندند. و چون آنان متعدد بودند تفسیرها و برداشت‌ها هم متعدد گردید و این تفاسیر از طریق شاگردان و شاگردان شاگردانشان (اصطلاحاً تابعین و تابعین تابعین) به نسل‌های بعدی منتقل گردید و با تعلیم و تبلیغ، هرکدام طرفداران و پیروانی یافتند و درنتیجه به‌تدریج مذاهب مختلف شکل گرفت. مذاهب اصلی تا قرن سوم و بلکه چهارم شکل گرفتند و رسمیت یافتند. این اختلافات هم در عقاید و کلام بود و هم در فقه و شریعت. لذا هم مذاهب کلامی مختلف و هم مذاهب فقهی مختلفی پدید آمدند. 3. یکی از مهم‌ترین اختلافاتی که شواهد تاریخی نشان می‌دهند از زمان خود حضرت رسول (ص) وجود داشته و حتی سبب رنجش و ناراحتی حضرت در  اواخر عمر و در بستر بیماری گردید موضوع جانشینی آن حضرت و راهبری و امامت امت پس از ایشان بود. شواهد و قرائن تاریخی حاکی از آن است که رسول خدا (ص) در مواقع مختلف و پرشمار و به‌انحاءمختلف نظر خود را در این مورد با نشان دادن امام امیرالمؤمنین اعلان می‌کردند. 4. باوجوداین، پس از رحلت رسول خدا یکی دیگر از اصحاب خلافت را به دست گرفت. همین امر سبب گردید که گروهی دیگر از اصحاب به سائقه و سابقه دیدگاه  رسول خدا و به‌حکم افضلیت حضرت علی به احقیت او در امر خلافت رسول خدا و امامت امت نظر داشته و او را به وحی خدا و سنت رسول‌الله اعلم  و اصلح از دیگران دانسته و به حمایت و پیروی او پرداختند. 5. در اسلام همین پیروی را "تشیع" نامیدند که در درجه نخست تشیع امام علی (ع) بود. «تشیع و شیعه علی» از همین‌جا بود که در تاریخ اسلام آشکار گردید. هرچند، شواهدی دال بر اطلاق "شیعة علی" از زبان و زمان پیامبر وجود دارد که بر طرفداران امام اطلاق شده و از همان زمان بعثت یاران او همچون سلمان، ابوذر، عمار و دیگران به این جهت‌گیری و حمایت شناخته شده بودند. 6. البته، شانس خلافت و حکومت که در سوی دیگر بود سبب همراه شدن اکثریت مسلمانان با جهت‌گیری مقابل شد که بعدها و در قرن سه و چهار به‌تدریج به‌عنوان اهل تسنن نام بردار گردید. 7. ابان بن تغلب از اصحاب دانشمند امام صادق (ع) در یک سخن مشهور که نجاشی، رجالی مشهور شیعی در قرن پنجم از او نقل کرده است می‌گوید شیعه به آنانی گفته می‌شود که در اختلافات پس از رسول خدا از سخن و رأی امام علی و سپس در اختلافات پیش‌آمده میان پیروان امام علی از قول و سخن امام صادق متابعت نمودند. این سخن ابان بن تغلب نشان می‌دهد که پس از رحلت رسول خدا اختلافاتی میان اصحاب پیش آمد و اقوال و آراء مختلفی مطرح گردید که در این میان یکی از وجوه و یک قطب اصلی، حضرت امیر بود. آنان که اقوال و آراء امیرالمؤمنین را طریق صحیح پیوند و اتصال به وحی و سنت رسول خدا می‌دانستند، "شیعه علی" را رقم زدند. 8. اما، عوامل مختلفی پس از شهادت حضرت امیر سبب اختلافاتی در جبهه شیعیان علی (ع) گردید و به‌تدریج گروه‌های مختلفی در میان شیعیان پدید آمدند. البته همین وضع در میان گروه اکثریت که بعدها به نام عمومی اهل سنت معروف گردیدند، نیز پدید آمد. 9. جبهه‌گیری میان اصحاب پس از رحلت رسول خدا که به شکل‌گیری دو خط اصلی شیعه علی و غیر شیعه علی انجامید، هرچند در کلیت خود هرکدام یک جبهه را تشکیل می‌دادند ولی در درون خود اختلافاتشان به‌تدریج از امر امامت و خلافت هم به سائر عقاید و هم به حوزه فقه و شریعت کشیده شد و چون تمام این اختلافات توسط اصحاب و بعد شاگردان نسل اول و دوم و سومشان از راه نقل حدیث از رسول خدا تبیین و تأیید می‌شد، "دو خط حدیثی اصلی علوی و غیر علوی" نیز پدید آمد که اگرچه بسیاری از احادیث هر دو خط، به‌ویژه در کلیات، مشترک یا قریب المضامین بودند ولی در بسیاری از موارد و مضامین، مختلف و متفاوت و گاهی متضاد بودند. 10. در دوران امام صادق جریان‌های مختلف از هر دو خط یادشده به نحو جدی به تبیین فهم و تفسیر خود از وحی و سنت و تعلیم آن فهم و تفسیر و یارگیری پرداختند. 11. از اواسط دهه دوم قرن دوم به بعد که " امام ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق (ع)" ردای امامت شیعیان را به تن کردند به سبب فراگیر شدن فضای علمی و فرهنگی و در مقطعی هم به جهت سست شدن ارکان حکومت اموی و  اوضاع نخستینِ نه‌چندان مستقر ِعباسیان و درنتیجه فراهم آمدن فضای آزادی فکری و عقیدتی، گروه‌ها و به تعبیری فرقه‌های مختلف شکل گرفته و به تبیین اندیشه‌های خود اهتمام ورزیدند. حنفی‌ها، مالکی‌ها، معتزلی ها، اهل حدیث و...در همین دوران پدید آمدند. 12. در این زمان و همین فضا بود که امام صادق توانستند پایه‌های عقیدتی، فقهی و حدیثی شیعیان و پیروان اهل‌بیت را مرزبندی، تبیین و تحکیم کنند. و مذهب شیعه را با تعلیم و تربیت شاگردان بسیار و دانشمند بر پایه‌های محکم برآمده از خط فکری و حدیثی امام علی و دیگر آباء و اجداد خویش استوار سازند و آسیب‌ها، انحرافات و اختلافات درون مذهبی میان شیعیان را تا حد زیادی برطرف ساخته و تمرکز و وحدت را جایگزین تشتت و انحراف و اختلاف سازند. به‌این‌ترتیب بود که مذهب تشیع از جهت حدیثی، فقهی و عقیدتی کاملاً هویت پیدا کرد و به نام نامی امام صادق (ع) به "جعفری" نام بردار و متیمن گردید. بدین معنا است که امام صادق (ع) مؤسس مذهب در امامیه خوانده می‌شود وگرنه تأسیس تشیع نخستین به حضرت امیر، امام نخست، و به باور شیعه به عهد رسول خدا (ص) بازمی‌گردد. 13. اگر به میراث حدیثی تشیع بنگریم، عمده روایات و احادیث از امام صادق است. مهم‌ترین و مؤثرترین مدرسه فکری شیعه در عصر ائمه مدرسه کوفه است که رشد کمی و کیفی بی‌نظیر خود را مرهون راهبری و تعالیم و هدایت‌های آن امام همام بوده است. عمده کتب چهارصدگانه که به " اصول اربعمأة" مشهور است از آنِ اصحاب آن حصرتند که مشتمل بر احادیث و تعالیم حضرتش بوده‌اند. 14. احادیث این اصول چهارصدگانه در قرن چهار و پنج به منابع و مجامیع حدیثی و ازجمله کتب اربعه منتقل گردید و این گونه بود که نام مذهب به نام امام صادق پیوند خورد. 15. پس از امام صادق دو مذهب عمده از خط اصلی تشیع جعفری جدا شدند: یکی " اسماعیلیه" و دیگری "واقفه" که بر امامت امام کاظم توقف کردند که پس از چند قرنی به‌کلی از میان رفتند. ولی اسماعیلیه مشتمل بر دو جریان اصلی‌اند که تا روزگار ما باقی‌مانده‌اند ولی جمعیت آنان از چند میلیون بیشتر نیستند. 16. " زیدیه" فرقه شیعی دیگری است که در خط جعفری نیست و در دوران حیات امام صادق شکل گرفت و امروزه اقلیتی چندمیلیونی‌اند که باسابقه‌ای بیش از هزار سال در یمن مستقرند و متأسفانه به جنگی نابرابر گرفتار و البته مردانه در برابر تجاوز رژیم عربستان ایستاده‌اند. اما اکثریت قاطع شیعیان جهان "شیعیان جعفری یا اثناعشری یا امامی" هستند که اگرچه آما دقیقی از آنها در دست نبست ولی جمعیت آنها میان ۲۰۰ تا سیصد میلیون برآورد می‌شود. 17. مجاهدت‌های علمی- مذهبی امام صادق (ع) افزون بر هویت بخشی به تشیع و تأمین منابع فکری - مذهبی شیعه، که در طول تاریخ همواره برگ و بار داده و درخت اصیل تشیع را ریشه‌دار و تنومند ساخته در کلیت تمدن اسلامی اثرگذار بوده و اقوال و سیره نورانی حضرتش در منابع و مجامع اهل سنت نیز بازتاب یافته است. 18. بر ما جعفریان لازم است که با سخنان و روش و سیره آن حضرت بیش‌ازپیش مأنوس گردیم و در میراث او افزون از گذشته اندیشه کنیم و قلب و اندیشه خویش را از سرچشمه زلال معارف او سیراب سازیم. ]]> دیدگاه Sat, 22 Jul 2017 11:13:48 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7439/ هشت نکته‌ای که دربارۀ مسجد الاقصی نمی‌دانستید http://dinonline.com/doc/article/fa/7428/ در اینجا به هشت نکتۀ جالب دربارۀ این مسجد می‌پردازیم که بسیاری از آن بی‌اطّلاعند: 1. در نقطه‌ای که ما به عنوان مسجدالاقصی می‌شناسیم تنها یک مسجد وجود ندارد، بلکه چندین مسجد در این مکان واقع شده است. مسجدالاقصی اصلی در منتهی‌الیه جنوبی این تصویر واقع شده که نام دیگر آن مسجد قِبلی است، چراکه از باقی مساجد به قبله نزدیک‌تر است. کلّ این محوّطۀ تپّه‌مانند مسجد‌الاقصی نام دارد و گاهی حرم‌الشریف هم به آن گفته می‌شود. اما مساجد دیگری نیز در این مجموعه وجود دارند؛ از جمله مسجد براق، مسجد مروانی و غیره. 2. این مکان مدفن بسیاری از پیامبران و اصحاب پیامبران است. برای مثال به احتمال زیاد حضرت سلیمان علیه‌السّلام در این مکان دفن شده است، چراکه پیامبران همیشه در همانجایی دفن می‌شوند که از دنیا می‌روند. 3. در یک دوره که رومی‌ها شهر را به اشغال خود درآورده بودند و یهودیان اجازۀ زندگی در بیت‌المقدس را نداشتند، از محوطۀ مسجد به عنوان زباله‌دانی استفاده می‌شد. 4. ابوحامد غزالی، عالم بزرگ اسلام مدّتی در مسجدالاقصی زندگی می‌کرد و کتاب «احیاء علوم الدین» را در همین دوره در مسجد تألیف کرد. 5. وقتی در جنگ صلیبی اول، صلیبیون اورشلیم را اشغال کردند، اکثر مسلمانان شهر در مسجدالاقصی جمع شده بودند. صلیبیون حدود هفتاد هزار تن از مسلمانان را قتل‌عام کردند و سپس مسجد قبلی را به کاخ، قبة‌الصّخره را به کلیسا و اتاق‌های زیرزمین را به اصطبل تبدیل کردند. مسلمانانی که از قتل‌عام جان سالم به در برده بودند نیز یک‌به‌یک بر روی صلیبی که وسط مسجد علم شده بود به صلیب کشیده شدند. 6. نورالدین زنگی منبر زیبا و خارق‌العاده‌ای در مسجدالاقصی نصب کرد که در طول تاریخ از بین رفت. 7. قبة‌الصخره در گذشته ظاهری بسیار متفاوت داشت و گنبد آن چوبی بود. 8. در سال 1967 بیت‌المقدس برای سومین بار از دست مسلمانان خارج شد و تحت‌کنترل اسرائیل قرار گرفت. در سال 1969 یک صهیونیست استرالیایی منبر نورالدین و مسجد قبلی را به آتش کشید. و از آن زمان تا به امروز اهانت‌ها به ساحت این مسجد همچنان ادامه دارد؛ از جمله حفّاری‌هایی که در زیر محوطۀ مسجد انجام می‌شود و تهدیدهای هر روزه مبنی بر بازسازی معبد قدیمی صورت می‌گیرد. ]]> جهان ادیان Sat, 22 Jul 2017 07:15:02 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7428/ نتایج یک مطالعه در آلمان: مسلمانان افراطی اطلاعات اندکی دربارۀ دین اسلام دارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7436/ به گزارش دین آنلاین به نقل از هافینگتن پست، گروهی از پژوهشگران آلمانی در دانشگاه‌های بیلفیلد و اسنابروک 5757 مورد از پیام‌های واتس‌اپِ گروهی از تروریست‌های افراطی را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که این افراد اطلاعات بسیار ناچیزی دربارۀ دین اسلام دارند و اسلامی که آنها از آن پیروی می‌کنند، اسلامی ساختگی است که با اهداف و مقاصد خودشان هماهنگی داشته باشد. باسم دزیری یکی از پژوهشگران دانشگاه اسنابروک پیام‌ها را از زاویۀ مطالعات اسلامی مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که این گروه تروریستی حتّی از اطلاعات ابتدایی دربارۀ دین اسلام بی‌بهره بودند. پژوهشگران مطالعۀ خود را تحت عنوان کتاب «سیمای جوانان خشن سلفی در آلمان» منتشر کردند؛ در این کتاب سلفی‌گری که انشعاب فوق‌محافظه‌کار دین اسلام است مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. مؤسسۀ بروکینگز سلفی‌گری را این گونه تعریف می‌کند: «باور به این که اسلام اصیل و حقیقی همان چیزی است که در سیرۀ عملی نسل‌های اولیۀ مسلمانان، یعنی سلف دیده می‌شد؛ کسانی که هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ قرابت بیش از دیگران به رسول خدا نزدیک بودند.» گروه کوچکی از سلفی‌ها به اسم جهادگرایان سلفی، اِعمال خشونت را دستور الهی می‌دانند و لذا گروه‌هایی مانند داعش و القاعده را تشکیل می‌دهند. پیام‌های مذکور از دینامیک داخلی سلفی‌های جوان و فرایند گرایش آنها به افراطی‌گری حکایت می‌کند. یکی از مسائلی که در پیام‌های آنها خود را نشان می‌داد آن بود که این افراد از جامعه و مساجد فاصلۀ بسیاری گرفته بودند و به نظر می‌رسید دربارۀ انجام کارهای ساده‌ای مثل برگزاری نماز جمعه نیز سردرگم هستند. در بخشی از پیام‌ها یکی از مردان جوان سؤال می‌کند " آیا تقلّب کردن در مدرسه جایز است؟" و دیگری پاسخ می‌دهد "وقتی با کافران مواجه هستیم، اجازۀ انجام هر کاری را داریم و چون تقریباً همه (جز ما) کافر هستند، می‌توانیم هر کاری را که می‌خواهیم انجام دهیم." این گزارش مطالعۀ موردیِ گروهی از جهادگرایان سلفی است و شاید نتیجه‌گیری‌های حاصل از آن قابل‌تعمیم‌دهی به تمام موارد نباشد. آنچه مهم است آن است که نتایج حاصله بر باورهای بسیاری از اندیشمندان و فعالان مسلمان که معتقدند عملکرد افراطیون هیچ شباهتی به دین اسلام ندارد مهرتأیید می‌زند. ]]> مالیخولیای داعش Thu, 20 Jul 2017 18:46:04 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7436/ تعداد آیات مرتبط با خشونت در کتاب مقدّس بیشتر است تا در قرآن http://dinonline.com/doc/report/fa/7437/ به گزارش دین‌آنلاین، ایندیپندنت با اشاره به بررسی و مطالعه اندرسون درباره میزان خشونت به کار رفته در کتاب مقدس اسلام و مسیحیت و یهودیت آورده است: اندرسون می‌گوید انگیزه‌اش از انجام این پروژه بحث‌های رایج در میان مردم بود؛ مبنی بر این که آیا دلیل گرایش بعضی از بنیادگرایان مسلمان به تروریسم وجود خشونت ذاتی و نهادینه در دین اسلام است و آیا اسلام خشن‌تر از ادیان دیگر است یا خیر. وی با استفاده از نرم‌افزار تحلیل متنی که خود تحت عنوان نرم‌افزار «اودین تکست» (Odin Text) طراحی کرده کتب عهد جدید، عهد قدیم و ترجمۀ انگلیسی قرآن را مورد تحلیل قرار داد. تنها دو دقیقه زمان برد تا نرم‌افزار این سه کتاب را بخواند و تحلیل کند. نرم‌افزار واژه‌ها را به هشت گروه از احساسات دسته‌بندی کرد: شادی، انتظار، خشم، انزجار، ناراحتی، تعجّب، ترس و اعتماد. نتایج تحلیل صورت‌گرفته حاکی از آن بود که تعداد واژگان مرتبط با خشم در کتاب مقدّس بیشتر است. تعداد واژگان مرتبط با اعتماد نیز در قرآن بسیار بیشتر از کتب دیگر است. به طور کلّی، نتایج تحقیق گویای آن بود که میزان خشونتِ موجود در کتاب‌ مقدّس بیش از دو برابر بیشتر از خشونتِ موجود در قرآن است. آقای اندرسون به طور خلاصه می‌گوید از میان این سه کتاب مقدس، به نظر می‌رسد که محتوای عهد قدیم از همه خشن‌تر است. در عهد جدید اشاره به کشتار و نابودی (2.8%) اندکی بیشتر از قران (2.1%) است، اما در عهد قدیم خشونت از همه بیشتر (5.3%) است. با وجود این، باید به این نکته توجّه داشت که عهد قدیم و عهد جدید و قرآن تنها متون موجود در ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام نیستند و تمام آموزه‌ها و اصول این ادیان را دربرنمی‌گیرند. ]]> جهان ادیان Tue, 18 Jul 2017 15:46:40 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7437/ رفع الزام از قانون پوشیدن ردای روحانیت در کلیسای انگلستان http://dinonline.com/doc/news/fa/7435/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، ماه گذشته جان برکو، سخنگوی پارلمان تصمیم گرفت سنّتی را که اعضای مذکر پارلمان را ملزم به پوشیدن کت‌وشلوار و کراوات می‌کرد تغییر دهد و حال پیرو آن ماجرا، کلیسای انگلستان نیز به روحانیان اجازه داده تا با لباس شخصی مراسم مذهبی را برگزار کنند. شورای سینود این تصمیم را تأیید نهایی کرده و قرار است پس از تأیید ملکه به قانون کلیسا تبدیل شود. ملکه نیز ماه گذشته در مراسم رسمی افتتاح پارلمان، در راستای ترویج پوشش غیررسمی در بریتانیا، به جای تاج با کلاه در مراسم شرکت کرد. در حال حاضر روحانیان در هنگام برگزاری مراسم عشای ربّانی یا مراسم‌هایی مثل ازدواج، خاکسپاری یا غسل تعمید ملزم به پوشیدن ردای سنّتی (ردای سفید یا قبای بلند با لچک یا شال) هستند. در روز دوشنبه شورای سینود حکم خواهد داد که روحانیان می‌توانند با موافقت شورای کلیسای ناحیۀ خود، لباس‌های مختلفی به تن کنند و هرجا که اختلاف‌نظری در این رابطه باشد، اسقفِ ناحیه حرف آخر را خواهد زد. برای مراسم‌های ازدواج، خاکسپاری و غسل تعمید نیز رضایت صاحبان اصلی مراسم باید جلب شود. رسم پوشیدن رداهای سنّتی به چندین قرن پیش بازمی‌گردد، اما امروزه در میان کشیشان خصوصاً در کلیساهایی که به سبک غیررسمی و مدرن به عبادت می‌پردازند، این رسم به نحو فزاینده‌ای مغفول واقع شده است. بعضی از روحانیان می‌گویند ردا و قبا جوانان را دفع می‌کند و کشیش را از جمع متمایز می‌سازد. اما سنّت‌گراها معتقدند که هدف از پوشیدن لباس رسمی، دقیقاً متمایز بودن کشیش از بقیه است. الن اسمیت، اسقف سنت‌آلبانز خطاب به شورای سینود عنوان داشت چنانچه کسوت سنّتی روحانیت کنار گذاشته شود، باز هم شکل لباسی که کشیش انتخاب می‌کند باید مناسب شأن و پیشۀ او باشد. الیستر مک‌هافی یکی از روحانیون بلک‌برن می‌گوید این گونه تغییرات در قانون کلیسا صرفاً بازتاب تغییرات جامعه است. در گذشته مردم رسمی‌تر لباس می‌پوشیدند و اکنون شرایط تغییر کرده است. یکی از روحانیان عالی‌رتبۀ سینود از اسقف‌ها درخواست کرد تا تاج مخصوص اسقفی بر سر نگذارند، چراکه این تاج نماد قدرت است. ایان پاول می‌گوید تاج اسقفی باعث می‌شود به نظر برسد اسقف متعلّق به دنیای دیگری است؛ دنیای گذشته، دنیای نوستالژی و دنیایی که کاملاً از تجربیات و ارزش‌های زمان حاضر فاصله دارد. این تاج در خیلی‌ها این حس را به وجود می‌آورد که کلیسا با مسائل روز ارتباط ندارد. جامعۀ معاصر دیگر تحمّل سلسله‌مراتب‌های مذهبی را ندارد. ]]> مسیحیت Tue, 18 Jul 2017 04:41:09 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7435/