پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://dinonline.com/ Tue, 24 Oct 2017 03:37:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 24 Oct 2017 03:37:36 GMT 60 آیا تدیّن بیشتر مساوی با خشونت کمتر است؟ http://dinonline.com/doc/interview/fa/7547/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از لس‌آنجلس تایمز، گزارش جرائم که «اف‌بی‌آی» منتشر کرده حاکی از آن است که در ایالت‌هایی که جمعیت‌های ساکن در آنها از سطح تدیّن پایین‌تری برخوردارند، نرخ قتل و جنایت نیز پایین‌تر است.رالبته سیلک اذعان داشته که همبستگی به معنای رابطۀ علّت و معلولی نیست. حال سؤال ذیل از چند کشیش، خاخام و ملحد پرسیده شده و دیدگاه‌هایشان در این مطلب منعکس شده است. سؤال: آیا از دیدگاه شما مذهبی بودن یک جامعه موجب پایین بودن نرخ جرم و جنایت در آن جامعه می‌شود؟ نظر شما راجع به سخنان رابرتسون و تحلیل سیلکس چیست؟   کشیش جان بارتا (از پیروان کلیسای تعمیدی): من معتقدم که هرچه یک جامعه «مسیحی‌تر» باشد، نرخ جرم و جنایت نیز در آن کمتر خواهد بود. البته منظور من از «مسیحی» فقط به اسم نیست، بلکه از نظر من یک مسیحی واقعی کسی است که قلبش حقیقتاً ایمان آورده باشد. یعنی همان‌طور که عیسی مسیح گفته "شما باید دوباره متولّد شوید" (انجیل یوحنا 3:7). اگر انسان این تولّدِ دوبارۀ ایمانی را تجربه نکند، به طبیعت جسمانی و شهوانی خود پس‌گرد خواهد کرد که آن نیز متعاقباً به بی‌اخلاقی، هرزگی، شهوت‌گرایی، شرک، دشمنی، خشم، حسادت، تفرقه، عیّاشی و امثالهم خواهد انجامید. ربی مارک سوبل (خاخام یهودی): مشکل ما مذهبی بودن یا غیرمذهبی بودن جوامع نیست. بلکه ضمیری که به دین نسبت می‌دهیم، سبب بروز مشکل می‌شود. اگر فرد متدیّن بر این باور باشد که دین او تنها دینِ برحق است، در واقع خود را مجاز خواهد دانست که به اسم دین دست به قتل و کشتار بزند و برای او مسئلۀ «درست و غلط» به «درستِ من» و «غلطِ تو» تبدیل خواهد شد. تفکّرات کشیش رابرتسون مبنی بر این که یک جامعۀ مذهبی در مقایسه با جوامع غیرمذهبی کمتر مرتکب خشونت می‌شود، از این باور نشأت گرفته است که راهِ او نه فقط تنها راه، بلکه بهترین راه است. این تفکّر با آنچه در سورۀ بقره در قران آمده تناقض دارد. در این سوره آمده است: "به‌درستی کسانی که ایمان آورده‌اند و یهودیان، مسیحیان و صابئینی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند، پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسی دارند، نه دچار غم و اندوه می‌شوند." اگر کسی گرفتار این تعصّب باشد که تنها دینِ خودش حقّانیت دارد، موفّق به درک سیرِ دینیِ دیگران نخواهد شد. در انجیل یوحنا آمده که "در خانۀ پدر من اتاق‌های بسیاری وجود دارد. اگر این‌گونه نبود، به شما می‌گفتم." بدبختیِ افراد مذهبیِ کوته‌فکر این است که خانۀ آنها خانۀ خدا نیست، چراکه اتاقی برای دیگران ندارد. بیایید نه با کوته‌نظری، بلکه با فکر و دلِ باز با دیگران مواجه شویم. رابرتا مدفورد (ملحد): من با تفکّر رابرتسون موافق نیستم، او باید با داده‌های علمی اثبات کند که بین بی‌خدایی و بالا بودن نرخ جرم و جنایت همبستگی وجود دارد. اما می‌دانم که داده‌های علمی یک چیز را ثابت کرده و آن هم این است که کنترل و محدودسازی مالکیت و حمل اسلحه می‌تواند موجب کاهش خشونت‌ها شود. مایکل وایت (مورمون): اگر در کشوری دین و ایمانِ خالصانه و صادقانه مردم را بر آن دارد تا با عشق و نیکوکاری و احترام با یکدیگر رفتار کنند، کاملاً طبیعی است که نرخ جرم و جنایت در چنین جامعه‌ای پایین خواهد بود. دین می‌تواند وجود انسان را تزکیه و پالایش کند، اما قدرتِ دین در متحوّل ساختن بشر، بستگی به میزان کامل بودنِ ایمان و قوت و ضعف او دارد. ما حتّی در جوامع مذهبی نیز همچنان شاهد قتل و تجاوز و خشونت هستیم، چراکه در این جوامع نیز افرادی هستند که به خاطر ضعف ایمان، در قلب خود نفرت و حرص و حسد می‌پرورانند. با این حال، من معتقدم که در جوامع مذهبی مهربانی، سخاوت و دیگردوستی بیش از آنی است که در جوامع لامذهب دیده می‌شود. سیلکس چند ایالت را با هم مقایسه کرده و این‌گونه نتیجه‌گیری کرده است. اما من حدس می‌زنم که پایین بودنِ سطح درآمد و تحصیلات و بالا بودن نرخ فقر در ایالت‌ها تأثیر بیشتری در افزایش نرخ جرم و جنایت داشته، تا بالا بودن سطح تدیّن! ]]> فرهنگ عمومی Mon, 23 Oct 2017 18:10:31 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7547/ اقدام سعودی برای حذف احادیث توجیه‌گر رفتارهای افراطی http://dinonline.com/doc/news/fa/7546/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، بنابه اعلام وزارت فرهنگ و اطلاع‌رسانی عربستان سعودی، بعد از این «مجموعۀ ملک سلمان» به "منبع موثّقی از احادیث صحیح و معتبر" تبدیل خواهد شد. در بیانیۀ وزارتخانه آمده است: علما احادیث را "با هدف حذف مطالب جعلی و افراط‌گرایانه مورد مطالعه قرار خواهند داد. دیگر مطالب حذف‌شده مطالبی خواهند بود که با آموزه‌های دین اسلام در تناقض هستند و قتل و جنایت و اقدامات تروریستی را (که جایی در دین صلح‌آمیزِ اسلام ندارد) توجیه می‌کنند." ملک سلمان متولّی مساجد مقدّسِ مکّه و مدینه، شیخ محمد بن حسن الشیخ، یکی از اعضای بلندپایۀ شورای  علما را به عنوان رئیس شورای علمی منصوب کرده است. اعضای شورا نیز براساس حکم سلطنتی معیّن خواهند شد. جین کینینمونت یکی از اعضای عالی‌رتبۀ پژوهشیِ «چاتم‌هاوس» می‌گوید مقامات سعودی از یازدهم سپتامبر سال 2001 نگران افراطی‌گری بوده‌اند؛ چراکه برای آنها افراطی‌گری هم یک تهدید داخلی است و هم تنشی است که بر روابط عربستان با غرب وارد می‌آید. کینینمونت می‌گوید: "آنها مدّعی‌اند که این اتّهامات دمده شده، اما می‌دانند که این مسئله نقطۀ ضعف آنها در غرب است. رهبران جدید عربستان خیلی بیشتر از قبل نگران وجهه و روابط عمومی خود هستند و واقعاً تلاش دارند با افراطی‌گری مقابله کنند." خانم کینینمونت افزود عربستان سعودی بر سر موضوع یمن نیز با فشارهای بین‌المللی مواجه بود. ماه گذشته سازمان ملل توافق کرد که تحقیقات مستقلّی دربارۀ اتّهامات نقض حقوق بشر که توسّط تمام طرف‌ها در جنگ داخلی سه سالۀ یمن صورت گرفته انجام دهد. عربستان سعودی از رئیس‌جمهور یمن، عبد ربه منصور هادی در مقابل شورشیان حوثی که از حمایت ایران برخوردارند پشتیبانی می‌کند. عربستان سعودی و متّحدان آن به حملات هوایی غیرقانونی در یمن متّهم شده‌اند که موجب کشته شدن هزاران غیرنظامی و مورد اصابت قرار گرفتن مدارس، بیمارستان‌ها، بازارها و منازل مسکونی در گیرودار این جنگ داخلی شده است. مدّتی قبل در سال جاری جامعۀ محافظه‌کارِ «هنری جکسون» طیّ گزارشی مدّعی شد که عربستان افراطی‌گری را در بریتانیا ترویج می‌کند و از آن حمایت مالی به عمل می‌آورد. در این گزارش درج شده بود که "عربستان سعودی از دهۀ 1960 تاکنون یک برنامۀ چندین ‌میلیون دلاری برای صادر کردن اسلام وهّابی به سراسر جهان اسلام، از جمله به جوامع مسلمان غرب به راه انداخته است." "در بریتانیا این حمایت مالی عمدتاً در قالب کمک‌های مالی به مساجد و مؤسّسات آموزشی اسلامی بوده است که به نوبۀ خود میزبان واعظان افراط‌گرا و عهده‌دار توزیع مطالب افراط‌آمیز بوده‌اند. آنها با مورد تعلیم قرار دادن رهبران مذهبی مسلمان بریتانیایی در عربستان سعودی و همچنین استفاده از کتب درسی سعودی در تعدادی از مدارس اسلامی مستقلّ بریتانیا اعمال نفوذ کرده‌اند." البته سفارت عربستان در لندن عنوان داشت که این ادّعا مطلقاً غلط است. ]]> بين الملل Sat, 21 Oct 2017 20:49:41 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7546/ دین و معنویت در امریکا http://dinonline.com/doc/note/fa/7540/ ـ مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در امریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است. بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت‌هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در امریکا زندگی می‌کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت‌های دیگر است، ایالت‌هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در امریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در امریکا ۷ میلیون نفر است که می‌شود ۲ درصد جمعیت امریکا. ـ رشد جمعیت مسلمانان در امریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان است، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصاً کسانی مانند افغانستانی‌ها و پاکستانی‌ها چهار تا پنج فرزند می‌آورند، اما بسیاری از خانواده‌های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک‌فرزند هستند. جامعه امریکا مذهبی‌تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در امریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در امریکا قوی‌تر از اروپاست. ـ دو مسئله متضاد در امریکا وجود دارد: یک مسئله اینکه بی‌دینی در حال رشد است و روی  دیگر سکه این است که دین‌داری هم در حال رشد است، چطور این دو مسئله با هم جمع می‌شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی‌دینی پیش می‌رود، مظاهر بی‌دینی در جهان روبه‌افزایش است، مانند مسئله همجنس‌گرایی و حتی مسئله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دین‌داری هم در بین قشری از مردم روبه‌افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می‌زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می‌کنند که ما معنویت‌گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده‌ای است در غرب که احساس می‌کنند می‌توان معنویت‌گرا بود، ولی مذهبی نبود، نوع معنویت غیر دینی، شعار آنها این است که شما برای معنویت نیاز نیست که به خداوند اعتقاد داشته باشید همین که امید و عشق به همنوع خود داشته باشید. مثال دیگر برای این مسئله، رشد همجنس‌گرایی و عدم توجه به ملاحظات اخلاقی و ارزش خانواده است. ـ از طرف دیگر علاقه‌مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در امریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت درگذشت، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی‌تبار و باسابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسائل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه‌مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می‌خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه‌ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه‌ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه‌مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند.   ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:40:56 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7540/ سخنان لیاقت تکیم درباره "وضعیت شیعیان امریکای شمالی" http://dinonline.com/doc/report/fa/7464/ بررسی تاریخی ورود مسلمانان و شیعیان به امریکا به نقل از پروفسور تکیم، بنابر برخی احتمالات، مسلمانان قبل از کریستف کلمب وارد امریکا شدند. ولی قدر متیقن در سال 1517 شخصی به نام استفان از اسپانیا به وسیله کشتی کلمب به این منطقه عزیمت کرد و در فلوریدا ساکن شد. در زمان برده‌داری، در حدود 10 میلیون برده وارد امریکا شد. از آن تعداد 10 درصد مسلمان بودند که می‌توان آنها را از روی اسم و سایر مشخصات شناسایی کرد به‌عنوان‌مثال “kunta kinte” (کنتا کینته) که مستندی هم درباره او به نام “Roots”(ریشه‌ها) ساخته شد. برخی از این مسلمانان باسواد و حتی حافظ قرآن بودند. در سال 1880 عرب‌های مهاجر از شام (لبنان امروزی) به سمت امریکا آمدند. بعضی در نیویورک، لس‌آنجلس و سکرمنتو ساکن شدند. کماکان از اسم این مسلمانان که بعداً در انگلیسی تغییر پیدا کرده بود می‌توان ریشه‌های اسلامی را دنبال کرد مثل “Hajoli” که همان حاج علی است. در کشتی تایتانیک نیز حداقل سه مسلمان حضور داشتند و یکی از آنها فاطمه مسلمانی است که نجات پیدا کرد.[1] شهر میشیگان، به خاطر وجود کارخانه ماشین در بین سال‌های 1912 تا 1915، به‌عنوان نخستین پایگاه شیعیان در امریکا نام گرفت. دومین مسجد تاریخ امریکا نیز توسط شیعیان در این شهر ساخته شد. بعد از جنگ‌های جهانی، مهاجرت مسلمانان از کشورهای مختلف به امریکا اوج گرفت. تمایل سیاه‌پوستان امریکا به اسلام در سال 1917 در امریکا جنبشی به نام “Black Americans” (امریکایی‌های سیاه) تحت رهبری “Timothy drew” آغاز شد. وی در سفری که به مکه داشت ادعای پیامبری کرد و ملکه انگلستان به او نشان شرافت اعطا کرد. از همین موقع، او نام خود را به “noble drew Ali” تغییر داد و قرآن دیگری آورد. این قرآن تنها 48 سوره داشت که در حال حاضر در دسترس نیست. این جنبش بعداً “Moorish science temple” خوانده شد چراکه این سیاهان در اصل از مراکش و اسپانیا آمده بودند. ماهیت این نهضت آمیختی از اسلام، مسیحیت و احمدیه است. لازم به ذکر است که اولین قومی که در امریکا، اسلام تبشیری را آغاز کرد، احمدیه بود. در سال 1920 شخصی به نام محمدصادق از هند با کشتی به سمت امریکا حرکت کرد که در همان کشتی موفق شد 4 نفر چینی را به اسلام دعوت کند. وی بعد از ورود به امریکا، اجازه فعالیت تبلیغی پیدا نکرد. در سال 1930، “Wallace Fard Muhammad” (فرد والس) ادعای خدایی کرد و “Elijah Robert Poole” (الیجا پول) او را تأیید کرد. نام این نهضت “Nation of Islam” (ملت اسلام) بود که در سال 1931 تشکیل شد. الیجا محمد مدعی شد ((که در جهان دو ژن وجود داشته است (قوی و ضعیف) که در 6300 سال پیش، سیاه‌پوستان از ترکیب ژن قوی با ژن قوی دیگر به وجود آمدند.)) دلیل او بر این مدعا قدرت جسمانی سیاه‌پوستان در مقایسه با سفیدپوستان بود. ملت اسلام یک جنبش ضد سفیدپوست و به نفع سیاه‌پوست‌ها تبعیض‌آمیز است. اگرچه انحرافی، اما این حرکت به جایگاه اجتماعی سیاه‌پوستان کمک شایانی کرد. یکی از افرادی که جذب این جنبش شد مالکوم ایکس بود. ایکس به معنای نامعلوم بودن اسم واقعی است. توضیح بیشتر اینکه، آن‌ها اسامی واقعی خود را در پیشینه تاریخی‌شان جستجو می‌کردند و اسامی غربی را اسم واقعی خود نمی‌پنداشتند. باید به این واقعیت اذعان کرد که مالکوم ایکس حتی از خود الیجا محمد هم تأثیرگذارتر بود. در سال 1963 که جان اف کندی ترور شد، مالکوم ایکس از ضرب‌المثل “chickens come home to roost” استفاده کرد که به معنای "او مستحق چنین سرنوشتی بود" است. به همین خاطر الیجا محمد او را برای مدت سه ماه از ایراد هرگونه سخنرانی منع کرد. در همین فترت، مالکوم به سمت مکه رهسپار شد و درنتیجه آشنایی عمیق‌تر با اسلام به مقابله با الیجا محمد برخاست. در حال حاضر، این جنبش با کاهش شدید اقبال عمومی مواجه است. تاریخچه و آمار شیعیان در امریکا محمدجواد چیلری اولین عالم شیعی است که در سال 1942 تأثیر عمیقی را در منطقه خود ایجاد کرد. شیعیان در دهه 50 و 60 میلادی اسامی خود را تغییر می‌دادند تا با امریکایی‌ها بهتر ارتباط برقرار کنند. جمعیت شیعیان در امریکا در حال حاضر در حدود 2 میلیون نفر تخمین زده می‌شود و به‌طورکلی 5 یا 6 میلیون مسلمان در امریکا زندگی می‌کنند. حدود 1500 مسجد یا مرکز اسلامی در امریکای شمالی وجود دارد. معضلات اجتماعی شیعیان در امریکا اختلافات قومی و نژادی: در امریکا مرکز اسلامی واقعی وجود ندارد اما مراکز هندی، پاکستانی، ایرانی و غیره به‌وفور یافت می‌شوند. در لس‌آنجلس، مثلاً، به‌تنهایی در حدود 30 مرکز اسلامی مختلف وجود دارد. مجلس علماء امریکای شمالی نیز خود دچار تفرقه است. مسئله جوانان: جوانان ما با مسیحیان و یهودیان ازدواج می‌کنند. بر اساس آمار غیررسمی، 25 تا 30 درصد جوانان با غیر شیعیان ازدواج می‌کنند چراکه هیچ فرصتی برای آشنایی درون دینی ندارند. ارتباط دختران و پسران طبق فتوای مراجع بسیار محدود است و این یک مشکل بزرگ در میان جوانان شیعه است. در شهر “Miami” (میامی) و “Denver” (دنور) تعداد دختران و پسران دارای سن ازدواج قابل‌توجه است ولی اینها هیچ ارتباطی با هم ندارند و ازنظر فقهی هم علما این ارتباط را نفی می‌کنند. ارتباط شیعه و سنی: ارتباط شیعه و سنی بعد از انقلاب اسلامی ایران، با فعالیت پرشور سلفی‌ها و وهابی‌ها، دچار تنش شد. در دانشگاه‌های کانادا مثلاً جنبش “Muslim student association” (انجمن دانش آموزان مسلمان) وجود دارد اما گرایش وهابی دارند و حتی می‌گویند که در کرسی‌های پروفسور تکیم شرکت نکنید. مرجعیت و تأثیر آن در امریکا با توجه به این نکته که در اهل سنت مرجعیت وجود ندارد، سنی‌ها فقهی به نام "فقه الاقلیه" برای مناطقی که مسلمانان در اقلیت هستند راه‌اندازی کرده‌اند و افرادی مانند قرضاوی یا جابر الالوانی و غیره متکفل چنین بحث‌هایی هستند. در شیعه، فقهایی که برای شیعیانِ در اقلیت فتوا بدهند، وجود ندارند. از طرفی روش معمولِ پرسش و پاسخ مراجع برای ما کارساز و عملیاتی نیست. مثلاً در مورد ارتباط جوانان با جنس مخالف دیگر نمی‌شود به روش سنتی کشورهای اسلامی برخورد کرد. فقه المغتربین هم یکسری پرسش و پاسخ بی‌روح است، پاسخ‌هایی که بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی شیعیان در امریکا ارائه می‌شوند. نمونه‌هایی از دغدغه‌های فقهی عید فطر و رؤیت هلال: حتی در یک خانواده به دلیل تقلید از مراجع مختلف مشکل داریم. مرگ و کیفیت آن چیست. چه مرحله‌ای را باید مرگ بدانیم؟ آیا مرگ مغزی، مجوز قطع دستگاه‌های پزشکی است؟ برخی مراجع فتوا دادند که شما می‌توانید از کفار دزدی کنید؟! اگر مسلمان در حال موت است، ازنظر فقهی باید به او کمک کرد و اگر کافر باشد لازم نیست که توجه کرد!  مثال دیگر، ازدواج با دختر صغیره و استمتاع از آن است. مشکل ما در فقه، تعارض فقه و اخلاق است. فقه ما این ظرفیت را دارد که خود را تطبیق دهد. لازم نیست که اسلام و فقه را عوض کنیم. فقه ما ابزاری دارد مثل عقل، سیره عقلا، اخلاق که کمتر در فقه استفاده می‌شود. باید یک فقه پویایی درست بشود تا پاسخ گوی نیازهای جوانان باشد. البته اسلام امروز در اقصی نقاط جهان گسترده است و حتی در شمالی‌ترین منطقه جهان در شهر “Inuvik” (اینویک) نیز ما مسجد داریم.[2] تشیع در امریکا بعد از یازدهم سپتامبر این اتفاق تا حدودی به نفع ما تمام شد چراکه جامعه غرب با وهابیت آشنایی پیدا کرد و تفاوت آن را با شیعه متوجه شد. پروفسور تکیم نقل می‌کند که "حتی گاهی از من در فرودگاه می‌پرسند که آیا شما شیعه هستی یا سنی؟" این یک فرصت طلایی بود که متأسفانه به دلیل عدم توانایی ما در تبلیغ از دست رفت. بعد از حادثه یازدهم سپتامبر شیعیان از هوشیاری و صدای بهتری در فضای سیاسی برخوردار شدند. حتی سنی‌ها بر شرکت در صحنه سیاسی امریکا برای تأثیرگذاری بیشتر تأکید دارند. شیعیان سیاه‌پوست  این حرکت نه از جانب ما بلکه از جانب خود سیاهان و حرکت آنها به سمت تشیع در سال‌های اخیر شروع شده است. سیاهان شیعه، برخلاف سیاهان اهل سنت، فاقد یک رهبر سیاه‌پوست تأثیرگذار هستند. در بحث ازدواج، منابع مالی، مسائل اجتماعی، مشکلات زیادی دارند به‌خصوص در زندان‌ها. هیچ‌کس به زندانیان شیعه در برگزاری مراسم عبادی شیعه در زندان کمک نکرد. تنها یک نفر به نام “Frankie Cancell” فرانکی کانسل به‌طور شخصی اقامه دعوا کرد.[3] در دادگاه اول مغلوب شد ولی در یک دادگاه ایالتی در مرتبه دوم برنده شد و ازاین‌پس، شیعیان مراسم عبادی خود را در زندان برگزار می‌کنند. باید دانست که شیعه شدن یک فرآیند است نه یک پدیده آنی. تحصیل و تدریس کرسی شیعه شناسی در امریکای شمالی: در کل منطقه امریکای شمالی تنها در حدود 10 تا 15 پروفسور شیعه مشغول تدریس هستند. اکثراً سنی‌ها کرسی‌های اسلام‌شناسی را اشغال کرده‌اند. البته وضعیت فعلی در مقایسه با سنوات قبل که کرسی‌های شیعه شناسی و اسلام‌شناسی توسط یهودیان اداره می‌شد، بهبود پیدا کرده است. راه‌اندازی یک کرسی شیعه شناسی دائمی در دانشگاه‌های کانادا در حدود 2 تا 3 میلیون دلار نیاز دارد. سنی‌ها تمام صحاح سته را ترجمه کردند. کتب اربعه ما اصلاً ترجمه نشده است. باید همایش در مورد تشیع برگزار کرد. فقط بودجه نیاز است و می‌توان به‌راحتی آن را انجام داد. اینکه چرا تشیع در جوامع مدرن پیشرفت نمی‌کند شاید به این خاطر باشد که در سطح آکادمیک فعالیتی نداریم. در سطح عامهٔ مردم نیز لطمه زدن و قمه زدن و نمایش این قبیل کارها در کانال اهل‌بیت مثلاً نه‌تنها جذابیتی ندارد بلکه باعث انزجار مردم می‌شود. در سطح آکادمیک، نیاز بیشتری به مدرسین شیعی احساس می‌شود. خروجی‌های حوزه علمیه، حتماً باید در مقطع فوق‌لیسانس فراگیری و آموزش خود را دنبال کنند. چراکه نظام آموزشی در غرب هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ روش بسیار متفاوت است. کیفیت مواجهه با جوامع غربی در پاسخ به این سؤال که چقدر شیعیان می‌توانند در سیاست‌های امریکا در خاورمیانه تأثیرگذار باشند، پرفسور تکیم می‌گوید که ما تا جایی که قانونی عمل کنیم و قانونی را زیرپا نگذاریم، ظرفیت انجام کار داریم. ولی مشکل از ناحیه خود ماست که متفرق هستیم و اختلاف درونی داریم. و از طرفی، اطلاعات حقوقی لازم را نداریم. بزرگ‌ترین لابی در امریکا، از آنِ یهودی‌ها است. تا حدی که هیچ‌کس نمی‌تواند علیه یهودیان در رسانه‌های امریکا یک کلمه بگوید. ارجاعات: [1]. https://www.encyclopedia-titanica.org/titanic-survivor/fatima-mousselmani.htmlui [2]. http://www.inuvik.ca/en/discovering-inuvik/Midnight-Sun-Mosque.asp [3]. http://law.justia.com/cases/federal/district-courts/FSupp2/205/128/2332290/ ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:39:56 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7464/ معرفی کتاب شیعه در امریکای شمالی http://dinonline.com/doc/report/fa/7466/ مؤلف در فصل اول به سیر تاریخ ورود مسلمانان و همچنین شیعیان به امریکا پرداخته است و بنابر برخی احتمالات غیر رسمی، حتی ورود مسلمانان به امریکا را قبل از کشف این کشور توسط کریستفر کلمب تخمین می‌زند. اولین دسته از مهاجران شیعه از شام (لبنان امروز) در دهه 20 به این کشور سفر کردند و در بین دهه‌های 50 تا 80 میلادی به دلیل مشکلات داخلی کشورهای اسلامی و تسهیل قوانین مهاجرتی در امریکا و کانادا، میزان مهاجرت مسلمانان به اوج خود رسید. تمرکز کتاب در فصل دوم به مراکز اسلامی و شیعی در امریکای شمالی معطوف شده است. علاوه بر نام بردن از مهم‌ترین مراکز و پایگاه‌های اسلامی در امریکای شمالی، این بخش از کتاب متکفل بحث از چالش‌های این مراکز است، مسائلی از قبیل معضلات جوانان و فاصله گرفتن آنها از مراکز اسلامی، قوم‌گرایی و مسئله زنان. پروفسور لیاقت تکیم در این بخش نمونه‌های متعددی از اختلافات قومی و نژادی و دخالت فرهنگ در دین را متذکر می‌شود. در فصل سوم، گزارش آماری از مراکز متعدد در امریکای شمالی ارائه شده است. این اطلاعات به‌صورت موسمی و مناسبتی قابل استفاده است. ازجمله عناصر این گزارش نام سازمان، آدرس، عالم مقیم، تعداد اعضاء نژاد، سال تأسیس، زبان برنامه‌ها، چالش کنونی و چشم‌اندازهای آینده است. فصل چهارم به نقش رهبری و مرجعیت و تاریخ حضور فعال آنها در منطقه امریکای شمالی اشاره شده است. آیت‌الله خویی اولین مرجع شیعی است که به راه‌اندازی یک مرکز اسلامی و حل مسائل شیعیان این منطقه رسیدگی کرده است. مشکل اصلی رهبری تشیع در این منطقه، اختلافات فقهی و مبنایی علماء و مراجع در موضوعاتی مثل رؤیت هلال، مسئله ارتباط جوانان، تکنولوژی، فتاوای سنتی است. از دیگر نکات حائز اهمیت، بومی نبودن علماء و عدم آشنایی آنها با جوامع غربی است. آخرین فصل کتاب به تطبیق فعالیت‌های تبلیغی اهل سنت و شیعه پرداخته است. همان‌طور که قابل پیش‌بینی است، سنی‌ها در این عرصه نسبتاً موفق عمل کرده‌اند درحالی‌که شیعه اساساً کار تبلیغی انجام نمی‌دهد. مراکز اسلامی صرفاً به برگزاری اعمال عبادی خود مشغول هستند و هیچ حرکتی برای جذب سایر مردم از خود نشان نمی‌دهند. از طرفی، مؤلف کتاب قائل است که شیعه شدن یک فرآیند است و نه یک پدیده. بنابراین باید برنامه‌ریزی بلندمدت برای افرادی که تازه شیعه هستند، چه ازلحاظ اجتماعی، فرهنگی و چه ازلحاظ اقتصادی و سیاسی صورت بگیرد. این در حالی است که جامعه شیعه در خواب غفلت به سر می‌برد.   ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:38:30 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7466/ زنان مسلمان در امریکا در گفت‌وگو با ایوان یازبک حداد http://dinonline.com/doc/interview/fa/7541/ سؤال: مختصری از خودتان تعریف کنید؟ پاسخ: قبل از هر چیز، باید بدانید که من مسلمان نیستم. بسیاری از مردم به‌اشتباه تصور می‌کنند که من مسلمانم. در سوریه بزرگ شدم و شوهرم متولد اردن است. من یک پرزبیتار[2] هستم و در سال 1963 به امریکا مهاجرت کردم. سؤال: آیا شما فمینیست هستید؟ پاسخ: خیلی مشخص نیست. من همانند بسیاری از زنان مسلمان، عضو موسسه ملی زنان[3] نیستم. معتقدم که زنان از حقوق خود بهره مند هستند و این وضعیت را در بیشتر کشورهای عربی شاهد هستیم. در سوریه زنانی هستند که حتی سالها قبل از زنان در امریکا در رشته مهندسی مشغول به تحصیل بودند. سؤال: چگونه جنگ عراق، زنان مسلمان را در امریکا تحت تأثیر قرار داده است؟ پاسخ: امروز زنان بیشتری در امریکا حجاب را رعایت می‌کنند چرا که گمان می‌کنند ما علیه اسلام و نه علیه تروریسم اعلام جنگ کرده‌ایم. هم اکنون اسلام‌گرایی در سراسر جهان متبلور است. در گذشته تنها یک سوم زنان در قاهره مصر حجاب داشتند، اما الان این تعداد به 98% افزایش پیدا کرده است. زنان امروز برای انکار عقیده بوش با رضایت کامل سر خود را می‌پوشانند، عقیده‌ای که از نظر آنها، یا پذیرش ارزش‌های امریکایی است و یا اینکه ما بر سر تو بمب می‌اندازیم. سؤال: آیا این اسلام‌گرایی، زنان مسلمان امریکایی محصل در دانشگاه را نیز تحت تأثیر قرار داده است؟ پاسخ: بر عکس. اگر شما یک روسری بر سر کنید، در واقع گویی اعلام می‌کنید که من پذیرای رابطه نامشروع نیستم و خود را در ورطه زندگی خوابگاهی که چیزی جز شرابخواری و رابطه نامتعارف نیست، نمی‌افکنید. سؤال: در پروژه تحقیقاتی اخیر شما پیرامون زنان مسلمان در امریکا، به چه نتیجه‌ای دست پیدا کردید؟ پاسخ: جوان‌ترها در مورد ازدواج صحبت می‌کنند. آن‌ها تنها حاضر به پذیرش فردی از درون فرهنگ خود می‌باشند. مشکل این است که مردان مسلمان می‌توانند با غیر مسلمانان (مسیحیان و یهودیان) ازدواج کنند اما زنان چنین اجازه‌ای ندارند. بنابراین، تعداد زنان بیشتر خواهد بود. مضاف به اینکه، احساس کلی در دختران بالای 25 سال، این است که پیر شده و زمان ازدواج آنها دیر شده است. سؤال: آیا تجربه زنان مسلمان سیاه پوست در امریکا از اکثریت متمایز است؟ پاسخ: البته. اسلام سیاه، در مقابله با تبعیض در شهرها، از محله‌های سیاه‌نشین[4] سربرآورد. سیاهان از جنوب به سمت شهرهایی همچون شیکاگو و دیترویت با این ذهنیت مهاجرت کردند که مکان‌های جدید در مواجهه با سیاهان لیبرال هستند. اما برآیند عملیِ تعامل با ساکنان این شهرها، خلاف آن را اثبات کرد. هنگامی که مالکوم ایکس[5] تبلیغ خود را آغاز کرد، ایدئولوژی او به سرعت گسترش پیدا کرد. اگر به تعلیمات آنها دقت کنید، آن را به موازات اعتقادات گروه کوکلاکس کلن[6] درمی یابید با این تفاوت که آنها یک سفیدپوست را نمود شیطان تلقی می‌کنند. البته این نگرش هیچ ربطی به اسلام ندارد. سؤال: دانش آموزان مسلمان در مقاطع بالای تحصیلی امریکا چه جایگاهی دارند؟ پاسخ: در حال حاضر، تعداد اندکی موقعیت قابل دسترس وجود دارد. این یک نیاز است و دانش آموزان در جستجوی آن هستند. دولت به افرادی نیاز دارد که مسلمانان را درک کند و قدرت تکلم به زبان عربی را داشته باشد، بنابراین بودجه زیادی برای حمایت از آن وجود دارد. من یک استاد در مدرسه خدمات برون مرزی هستم و می‌دانم که دانش‌آموزان به وزارت امور خارجه مراجعه می‌کردند و الان به سازمان سیا مراجعه می‌کنند. جامعه وسواسمندانه رویکردی امنیتی پیدا کرده است و همگان گمان می‌کنند که در میان آنها جاسوس‌های اطلاعاتی حضور دارند. این بخشی از سیاست نظام پلیسی[7] (حکومت پلیسی) در امریکاست. ارجاعات: [1]. Lippy, Charles H. (2002). Pluralism Comes of Age: American Religious Culture in the Twentieth Century. ME. Sharpe. P. 184. [2]. Presbyterian [3]. National Organization of Women [4]. Ghetto [5]. Malcolm X [6]. Ku Klux Klan [7]. Police State ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:33:22 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7541/ در ستایش کثرت‌گرایی و در مذمت انحصارگرایی ِ ایمان http://dinonline.com/doc/note/fa/7543/ حال انحصارگرایی امروزی، نوعی بینش ِ به‌ظاهر پست‌مدرن اما به‌واقع شدیداً سنت محورانه در مقوله استفاده از علمِ دینی است که در آن، سردمدار متشرع، حقیقت کمی و کیفی ِ فهم دین را منوط به میزان ِ پالایش مطالعات خود دانسته و تنها درگاهِ خویش را محل عبور مؤمنان حقیقی می‌داند. این نگرش به‌طور دقیق روبروی کثرت‌گرایی قرار گرفته و بنیادین‌ترین اصل ادیان که همان وفاق و وحدت است را دچار چالش می‌کند. در فهم واژه «حقیقت» نیز می‌توان به ابزار قرار دادن ِ دکترینِ «راه رستگاری» اشاره کرد، چیزی که مبلغان در ادای آن از حد افراط گذار کرده و با مقوله محافظه‌کارانه‌ای دچار مفاهیمی چون «صیانت سنتی» می‌شوند. پیام این دو واژه دو حقیقت گسترده و سلفی گونه را در بردارد. اولی صیانتی است که در آن شارع ِ دینی ِانحصارگرا، حفظ حریم شریعت را واجب تکوینی و چیزی هم‌تراز با وحی پنداشته و لذا آن را در چهارچوب فکر بشری خود می‌داند. دیگر بحث، بحث "سنت" است که در آن، شارعِ دینی ِ انحصارگرا تمامی شاخ و برگ‌های خارج از سنت ِ دینی خود را بدعت، کج روی و کوته انگاری می‌خواند و اصولاً تمسک به امر تکفیرسازی دگراندیشان، تمامیت‌خواهی، عوام‌فریبی دینی و کاپیتالیسم متشرعانه از این نقطه آغاز می‌گردد. نقطه بحرانی که امروز در نوع مبالغه انگیز آن شامل گروه‌های چون «داعش و القاعده» – و در باب ِ میانه‌روی ِ ظاهر اندیش ِ آن حکومت‌های مدعی ِ دارای قانون اساسی هستند. اربابان زر و زور و تزویری که امروز خاورمیانه‌ای لگدکوب شده را برای نسل‌های پس از خود به هدیه گذاشته‌اند. حال با اندک فهمی از بحث"صیانت سنتی" به بررسی گزاره‌های مذمت گونه انحصارگرایی می‌پردازیم. در انجیل یوحنا سخنی منسوب به عیسی مسیح (ع) با مضمون «هیچ‌کس نمی‌تواند به پدر برسد مگر به‌واسطه من» [1] وجود دارد؛ حال اگر از بحث بر تاریخ و الهیات موجود در کلام فاصله بگیریم و آن را به حوزه علم کلام مختص بدانیم و در آن بحثی ننماییم. خواهیم یافت همین عقیده منجر به آن گردید که از اوایل قرن سوم میلادی، ابتدایی‌ترین ریشه‌های انحصارگرایی مسیحیان شکل گیرد؛ در این نوع صیانت سنتی و تفسیر انحصاری از کلمه «دین» چنین یافت می‌شود که گویی ذاتاً در خارج از دربِ محیط کلیسا رستگاری یافت نمی‌شود. این قول باعث تقویت مکاتب مادی‌گرایان و ضد کلیسا گرایی در قرن هجدهم به بعد گردید. به همین منوال نیز در سایر ادیانِ قبل و پس از مسیحیت بالأخص اسلام نیز این‌گونه بازگشت به سنت و صیانت سنتی تقویت گردیده و باعث تولد و ترویج فرق و تفکرات سلفی و تکفیری شد. به‌طور مثال در نمونه تاریخی آن و در صدر حکومت خودمختار شام به دست «معاویه بن ابوسفیان»، وی بارها دین ِ تفسیر شده از زبان علی (ع) را خارج از حقیقت دانسته و بارها به دستور وی، خُطبای مساجد در تمدن نوظهور اسلامی دست بر تکفیر دگراندیشی مانند علی (ع) نموده‌اند [2]. حتی این داستان تکفیرسازی و تمامیت‌خواهی دینی در عصر خلفای عباسی به‌صورت عینی‌تر قابل‌بررسی است، در نمونه شناخته‌شده تاریخی آن، برخورد «مأمون عباسی» با برخی قائلان به خلقت قرآن بود. تا جایی که حتی خلفای بعد از مأمون نیز از شکنجه و شلاق کسی چون «احمد حنبل» یکی از ائمه فقهی اهل سنت هیچ واهمه‌ای نداشتند [3]. این تلاطم قدرت و دین در بحث صیانت سنتی تا همین عصر وجود داشته تا جایی که مادرِ رنج‌کشیده دین در قرن حاضر آبستن به مفهوم نامشروع «بددینی» گردیده است. جالب آن است که انحصارگرایی پیش از مسیحیت نیز چه در تورات و چه در اقوال هندوها به نام «وِداها» [4] و بوداییان به نام «گوتاما» و «دَرمه» [5] به‌وفور یافت می‌شود. درنتیجه این کنش و واکنش‌ها افراد پرورش‌یافته در چهارچوب چنین سنت دینی، بجای آنکه دین و الوهیت را ابتدا در خویشتن جستجو کرده و از فطرت به الوهیت برسند، خود را وام‌دار اصالت سنتی می‌پندارند و الوهیت این یگانه اصل نهفته در سرشت آدمی را دست‌خوش بازی‌های فرقه‌گرایانه و انحصار طلبانه می‌کنند؛ نهایت الامر در نهیب قیل‌وقال‌های چنین نگرشی اگر رویه‌ای نو از سمت روشنفکران دینی مطرح شود چیزی جز برچسب بدعت و یا خصومت نمی‌خورد و جز شدت گرفتن قلدرمآبی کسانی که خورد را تا گلوگاه مدیون صیانت سنتی می‌دانند چیزی رخ نمی‌دهد. دیگر حربه‌ای که پدران صیانت سنتی در اندیشه اسلامی به شکل دست‌آویز از آن بهره می‌برند، برداشت‌ها و تفاسیر یک‌جانبه است. به‌طور مثال در خصوص"اهل کتاب" ِ مورد خطاب قرآن کریم، که کلامی کاملاً روشن در سنت و سیره پیامبر اسلام (ص) دارد، عده‌ای که از گمراهی‌های تاریک و دالان‌های جاهلانه انحصار خواهی خارج‌شده‌اند مشی مختلفی نسبت به اهل کتاب داشته و هماره از درب حکمت و شریعتِ حقه به بررسی روابط اجتماعی امت با سایر امم می‌پردازند. اما انحصارگرایان در خیال واهیِ کمال‌گرایی پوشالیِ خود کمر به تکفیر اهل کتاب بسته و با وسواس بیشتری با مردمانی غیر از خودشان حشرونشر دارند. در مسیحیت نیز این عقیده آکادمیک تر و تندتر موردبررسی قرار گرفته است تا جایی که کارل رانر [6] اظهار می‌دارد که «چون مسیح، ایثاری بشری انجام داده و تمامی بشریت از ازلیت تا به ابدیت مدیون آمرزش مسیح در قالب قربانی بوده است پس یا مردم مسیحیند و یا آنانی هم که کیشی جز مسیحیت اختیار کرده‌اند [مسیحیان گمنام] هستند» [7]؛ این عقیده چنان تند و جانب دارانه است که به‌راحتی می‌تواند ترویج‌دهنده مکاتب فلسفی نوظهور علیه مسیحت و به‌طور عام علیه مفهوم دین شود. در یهودیت نیز همین منوال به شکل دکترین" قوم برتر" ارائه‌شده است. درحالی‌که در تورات آیاتی فراوانی به ناسپاسی و نابخردی اکابر یهودی کیش مطرح شده است که همیشه در پستوهای یهود شناسی غرب پنهان می‌شود: «زیرا که ایشان قوم گم کرده تدبیر هستند؛ و در ایشان بصیرتی نیست. کاش که حکیم بوده، این را می‌فهمیدید؛ و در عاقبت خود تأمل می‌نمودند» [8] اما در مقابل هجمه‌های مختلف انحصارگرایی دینی، اسلام ِ قرآنی با نگاهی منعطف‌تر به الهیات، خود را درگیر چون‌وچرایی کارزار ِ برتری ِ اله‌ها در ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی ننموده و هماره به معنای واقعی کلمه از کثرت به وحدت مطلق رسیده و لذا اگر با چشم آشکارتری به قرآن حکیم نظاره کنیم درمی‌یابیم که: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَینَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ / و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو کنید آنجا روی [به] خداست آری خدا گشایشگر داناست» [9].  در ادامه برای روشن‌تر شدن آیه فوق می‌توان به ابیات عارف شهیر مسلمان، مولانا اشاره کرد که در مذمت انحصارگرایی می‌فرمایند: ده چراغ آر حاضر آرید در مکان هریکی باشد به‌صورت غیر آن فرق نتوان کرد نور هریکی چون به نورش روی آری بی‌شکی [10] بنابراین، پذیرش گستردگی دیدگاه کثرت‌گرا در مورد حیات دینی بشریت باید همراه با رشد خودشناسی بوده تا هر یک از سردمداران سننِ صنف ِ صیانت سنتی ادعاهای همسوتری با بحث وحدت و عدالت عرضه کنند و لذا از حالت محافظه‌کارانه خود خارج شده تا بتوانند به مفهوم اصیل‌تری از کلمه "دین" برسند، حقیقتی که جز در سایه‌سار بررسی جهانی‌تر از حضور «حقیقت عالم» و مفهوم کلمه «حق» در روح بشری نیست. حقیقتی که قابل تأویل و تفسیرهای حق‌به‌جانب نبوده و بیشتر الزامی برای حرکت انسان از کثرت به یگانگی مطلق است. واحد ِ مطلقی که در شرق و غرب عالم قابل روئیت است و در نفس‌های انسانی محل خلود اوست. هرچند که اگر ملت‌ها آن را سی پاره کرده و تکه‌ای از آن را به معرفت دانش خود از اسلاف و یا از حال ِ خود به دست یا به دست‌آویز گرفته باشند. یگانگی که امروز بیشتر در سایه اخلاق و انسان‌شناسی به وقوع می‌پیوندند نه تمامیت‌خواهی‌های شرعی و وارونه جلوه دادن احکام الهی که حاصل دست رنج ِ یک عمر انبیاء و اولیاءالله بوده است.   پی‌نوشت‌ها: انجیل یوحنا،، باب 14، آیه 6 شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد سوم، صفحه 15-16 مأمون و محنة، علی ناظمیان فرد، صفحات 67 - 78 به معنای مرجع اصلی جاودانگی به معنای تنها راه رهایی بشر از فلاکت Karl Rahner یکی از متفکران آلمانی کاتولیک مذهب – شاگرد هایدگر (تاریخ سخنرانی: سال 1949 و در خلال بیانیه آمرزش بشری) تفسیر نویسنده: به‌گونه‌ای یا مردم جهان خود مسیحیت را انتخاب کرده‌اند یا برخی نمی‌دانند و مسیحیت برایشان تقدیر شده است و گوییا مسیحیت تنها راه نجات است. تورات، تثنیه، آیات 28 و 29 قرآن حکیم، سوره بقره، آیه 115 مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت 678 ]]> دیدگاه Fri, 20 Oct 2017 15:42:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7543/ ازسرگیری صدور ویزا برای شهروندان شش کشور مسلمان‌نشین توسّط آمریکا http://dinonline.com/doc/news/fa/7545/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از راشاتودی، وزارت امور خارجه امریکا با تأسّی از حکم دادگاه، به سفارت‌خانه‌های امریکا دستور داده تا به درخواست صدور ویزای شهروندان چاد، ایران، لیبی، سومالی، سوریه و یمن ترتیب اثر دهند. البته این وزارتخانه جهت صدور ویزا برای شهروندان کرۀ شمالی و ونزوئلا  همچنان از دستورالعمل‌های رئیس‌جمهور تبعیت خواهد کرد. اما وزارت دادگستری امریکا عنوان داشته که حکم قاضی را مورد استیناف قرار خواهد داد. این وزارت ضمن بیانیه‌ای عنوان داشت: "حکمی که امروز صادر شد حکم غلطی است و ممکن است پیامدهای منفی جدّی‌ای برای امنیت ملّی‌مان در پی داشته باشد." اما دادستان کلّ هاوایی، آقای دوگ چین حکم قاضی را یک پیروزی دیگر در عرصۀ تحقّقِ قانون خوانده و اظهار داشته که آمادۀ دفاع از این حکم است. قاضی واتسون در حکم خود عنوان داشت که در سومین نسخۀ ممنوعیت مسافرتیِ ترامپ اثبات نشده که ورود بیش از 150 میلیون تابعۀ شش کشور معیّن ضرری برای منافع ایالات متّحدۀ آمریکا دربردارد. قاضی واتسون قبلاً نیز جلوی نسخۀ دوم ممنوعیت مسافرتی ترامپ ایستاده و حکم داده بود که این ممنوعیت خلاف قانون اساسی امریکا است، چراکه براساس آن ممنوعیت، افراد بر اساس گرایش‌های دینی خود مورد تبعیض واقع شده بودند. در ماه سپتامبر ترامپ یک حکم اجرایی دیگر به امضا رساند که ممنوعیت مسافرتی را گسترش داده و کرۀ شمالی و ونزوئلا را (که مسلمان‌نشین نبودند) نیز شامل می‌شد. یکی از تأثیرات افزوده شدن این دو کشور آن بود که دادخواه دیگر نمی‌توانست به قوّت قبل مدّعی شود که اصل و اساس این ممنوعیت تبعیض دینی است. ]]> بين الملل Thu, 19 Oct 2017 16:30:14 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7545/ شهرنشین‌ها وقتی برای دین ندارند http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ کایلی چیمبرز اهل شهر دونگال می‌گوید دین در زندگی روستانشین‌ها نقش پررنگ‌تری دارد؛ چراکه در این مناطق رویدادهای اجتماعی بیشتر است و روابط مردم با اعضای خانواده و دوستانشان حول محور کلیسا می‌چرخد. آقای چیمبرز همچنین به افزایش تنوّع مذهبی در جامعۀ ایرلند اشاره می‌کند و می‌گوید به نظر من خوب است که در زندگی روزمرۀ خودمان با تنوّع مواجه باشیم. دلیل بروز این گوناگونی، مهاجرت خارجی‌ها به ایرلند است و از نظر من خوب است که با هم تلاقی فرهنگی داشته باشیم. وقتی گفته شد 10 درصد مردم خود را فاقد دین معرّفی کرده‌اند، خانم کلورا هال اهل رینگسند از این موضوع تعجّبی نکرد. او می‌گوید در گروه دوستان و هم‌سن‌و‌سالان من همۀ ما بی‌دین هستیم، اما در فرم مدرسۀ کودکانمان در قسمت دین، جلوی «مذهب کاتولیک» تیک می‌زنیم. اما فقط اسماً کاتولیک هستیم، نه در عمل. او می‌گوید که امیدوار است افزایش تعداد ادیان دیگر در کنار مذهب کاتولیک، به تغییراتی در برنامه‌ریزی سیاست عمومی منجر شود و بتوانیم شاهد تحوّلات مثبتی در برنامه‌ریزی مدارس باشیم. ایان سندرز نیز از شنیدن خبر افزایش تعداد بی‌دین‌ها تعجّبی نکرد. او می‌گوید من فکر می‌کنم رویگردانی مردم از دین رویه‌ای عمومی است. امروزه مراسم‌های ازدواج و تشییع جنازه که در آنها مسئول اجرای مراسم یک اومانیست است مرسوم‌تر شده و افزایش یافته است. وقتی از سندرز پرسیده شد نظرش دربارۀ دلیل اینکه متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند بیش از متوسّط سنّ مسلمانان یا ارتدوکس‌هاست، پاسخ داد این به خاطر ورود مهاجران جوان به ایرلند است. مسلمانان و ارتدوکس‌ها و خانواده‌های جوانشان تقریباً تازه‌ به ایرلند مهاجرت کرده‌اند. رویری اُسیوچرو اهل تریلی نیز احساس می‌کند که جوانان علاقه‌ای به دین ندارند. او می‌گوید: "من فکر می‌کنم که بسیاری از جوانان اهل دین و دیانت نیستند و به احتمال زیاد در کادر دین، گزینۀ بی‌دین را تیک زده‌اند." از نظر او به همین خاطر است که تعداد بی‌دین‌ها 73.6% افزایش داشته است و متوسّط سنّ کاتولیک‌ها و پیروان کلیسای ایرلند تا این اندازه در مقایسه با دیگران بالا رفته است. طبق نتایج این سرشماری، مناطق شهرنشین دارای کمترین درصد کاتولیک‌ها بود و در مقابل مناطق روستانشین بیشترین تراکم کاتولیک‌ها را دارا بود. از نظر اُسیرچرو این موضوع منطقی است، چون آن طور که به نظر می رسد، مردم شهرها زمانی برای دین ندارند. خانم روزالی انگلز اهل آلمان معتقد است رقم ده درصد برای تعداد جمعیت بی‌دین‌های ایرلند رقم کمی است، چراکه از نظر او از میان جمعیت دانشجویان دست‌کم نیمی از آنها بی‌دین هستند. تریشا کوزاک اهل لیمریک معتقد است که جوانانی که پیرو ادیان دیگر هستند بیشتر از کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها به دین خود افتخار می‌کنند، خصوصاً به خاطر رسوایی‌هایی که کلیسای کاتولیک رومی در سال‌های اخیر داشته است. او می‌گوید خود من شخصاً قبلاً هر هفته به کلیسا می‌رفتم، اما حالا فقط در مراسم کریسمس شرکت می‌کنم. چون فکر می‌کنم کلیسا نهادی است که مرتکب خطاهای بسیاری شده است. کوزاک معتقد است که نتایج این سرشماری در آینده بر سیاست عمومی خصوصاً در عرصۀ آموزش تأثیر خواهد گذاشت. ]]> جهان ادیان Thu, 19 Oct 2017 16:08:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7544/ پیش بینی اسحاق نیوتن درباره پایان‌ جهان http://dinonline.com/doc/note/fa/7542/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکسپرس، مطالبی که نیوتن در رابطه با آخرالزّمان نگاشته است 250 سال در صندوقی در خانۀ «ارل پورتزموس» نگه‌داری می‌شده است. در این مکتوبات آمده است که "شاید هم پایان کار جهان بعد از سال 2060 باشد، اما من دلیلی نمی‌بینم که زودتر از اینها به پایان برسد. دلیل این که این مطالب را می‌نویسم آن نیست که در مورد زمان دقیق پایان عمر جهان اظهارنظر قطعی کنم، بلکه هدفم آن است که به حدس و گمان‌های بی‌پروای خیالباف‌هایی که مرتّب دربارۀ زمان پایان عمر جهان اظهارنظر می‌کنند و با غلط از آب درآمدن پیش‌بینی‌هایشان، اعتبار پیش‌گویی‌های کتب مقدّس را نیز زیر سؤال می‌برند خاتمه ببخشم. نیوتن در یادداشت‌های خود می‌نویسد "کشورهای شرور نابود خواهند شد و یهودیان نیز پیش از پایان جهان به موطن خود بازخواهند گشت". می‌توان این حرفِ نیوتن را به استقرار اسرائیل پس از جنگ جهانی دوم تعبیر کرد. مکتوبات نیوتن در نمایشگاه دانشگاه عبری اورشلیم به نمایش درآمده است. به گفتۀ یمیمه بن مناحم، متصدّی نمایشگاه، نیوتن این نظرات خود را بر پایۀ دین مطرح کرده، نه بر پایۀ علم. اسحاق نیوتن به‌شدّت شیفتۀ موضوعات مربوط به پایان جهان بود و  در طیّ پنجاه سال 4500 صفحه دربارۀ هنگامۀ آخرالزمان مطلب نوشت. ]]> علم Mon, 16 Oct 2017 08:57:57 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7542/