پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/culture-politics/scenario41 Tue, 21 Aug 2018 14:25:50 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 21 Aug 2018 14:25:50 GMT خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ 60 آیا آموزه‌ای از بودیسم کشتار میانمار را توجیه می‌کند؟ http://dinonline.com/doc/interview/fa/7568/ * اخلاقیات بوداگرایانه بر دو اصل بی‌گزندی و رواداری برپا شده است. خاستگاه این دو اصل در این آیین چیست؟ احتمالاً مرادتان از بی‌گزندی که لازمه‌ آن نیز رواداری است اشاره به اصطلاح سنسکریت اهیمسا است. من اهیمسا را به «نیازردن» یا «عدم آزار جانداران» برمی‌گردانم. می‌گوییم آزردن چون آزردن جانداران مراتب دارد شامل آزار روحی و جسمی و اوج آن در گرفتن جان یا قتل است. می‌گوییم جاندار چون شامل کشتن انسان، حیوان، یا هرموجود زنده‌ای است که دم حیاتی دارد. در نظر بودا سقط جنین حتا خطای بزرگی است. اهیمسا مهم‌ترین آموزه‌ی بودا است که در کانون پالی یا مجموعه متون دینی سنت هینه‌یانه یا تیره‌واده بارها به آن اشاره شده است. اهیمسا یا نیازردن در متون بودایی در شمار «دستورهای اخلاقی» و بلکه شرعی است. رهروی که مرتکب قتل شود علاوه بر مجازات کیهانی، بی‌تردید از دیر اخراج می‌شود؛ زیرا با این عمل نشان می‌دهد که صلاحیت یا آمادگی گام نهادن در راه بودا را ندارد. اهیمسا یکی از پنج دستور بودایی است که همه پیروان بودا وظیفه دارند از آن‌ها اجتناب کنند و به‌جا آوردن آن‌ها را مدام به زبان آورند، این‌گونه: تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از گرفتن جان؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از دزدی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از بی‌عفتی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از دروغگویی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از می‌خواری. نقض هریک از این پنج دستور علاوه بر مجازات کیهانی (نیروی کرمه) برای رهرو اخراج از دیر را نیز به همراه دارد. اولین دستور به پرهیز از آزار جاندارن و گرفتن جان اشاره دارد و از همه سنگین‌تر گرفتن جان انسان است حتا اگر جنین باشد.  سبد وینیه، اولین بخش کانون پالی هینه‌یانه، «گرفتن جان انسان» را ممنوع و نابخشودنی می‌خواند. قانون‌نامه دیری بودایی (پراتی‌موکشه) در سبد انضباط دیری (وینیه پیتکه) از چهار خطای بزرگ نام می‌برد که رهرو در صورت ارتکاب آن‌ها با کیفر اخراج همیشگی از سنگه (انجمن دیری) مواجه می‌شود. این چهار خطا این‌هاست: 1. رابطه جنسی یا بی عفتی، 2. گرفتن مال داده نشده یا دزدی، 3. گرفتن جان یا قتل، و 4. ادعای داشتن نیروهای فراطبیعی یا کرامات. رهروی که مرتکب یکی از این‌ها می‌شود را به «برگ خزان» یا «نخل بی سر» تشبیه کرده‌اند. در سراسر متون دینی وابسته به مکتب تیره‌واده آمده است رهروی که مرتکب قتل شود، چه در این زندگی و چه در زندگی بعدی، پیرو بودا نخواهد بود: «رهرو پذیرش شده‌ی کامل نباید دانسته جانداران را از داشتن زندگی محروم کند حتا اگر موری باشد. رهروی که دانسته انسانی را از زندگی محروم کند، حتا اگر جنین باشد، دیگر پبرو بودا نخواهد بود. رهروی که دانسته انسانی را از زندگی محروم کند دیگر هرگز پیرو بودا نخواهد شد، به کردار صخره‌یی دو نیم شده دیگر هرگز به هم نمی‌رسند.» * اگر بخواهیم برای آیین بودا اندیشه سیاسی یا اجتماعی متصور شویم چه  ویژگی‌هایی را باید برشمریم؟ آیین بودا بعد سیاسی ندارد. بعد اجتماعی هم بعدها در چین پیدا کرد. آموزه‌های بودا ربط و نسبتی با جامعه و سیاست نداشت اگرچه برخی جامعه‌شناسان دین مانند گامبریک نقش مصلح اجتماعی به او داده‌اند. او را مصلح آیین برهمنی دانسته‌اند که با نظام برهمنان به مخالفت برخاست و آیین جدیدی آورد. خلاصه از او یک مارتین لوتر بودایی ساخته‌اند. اما به واقع خودش گفته است آموزه‌ی من تنها به رنج انسان‌ها و کلید رهایی از رنج که درون خود انسان است اشاره دارد نه جامعه و تشکیل ملت واحد یا حکومت. در متون بودایی حتا یک عبارت نمی‌توان یافت که علیه نظام برهمنی بیان شده باشد. تاریخ آیین بودا زمانی با سیاست پیوند خورد که آشوکا، شاه مئوری، قرن سوم ق‌م، بودایی شد و خود را متعهد دانست که آموزه‌های بودا را گسترش دهد. انگیزه‌ پشت این کار او را متفاوت بیان کرده‌اند. نظر من این است که بیش‌تر دغدغه حکومت داشت. او با متحد کردن ادیان زمانه خویش، صلح و آرامش را در سراسر امپراتوری خویش گسترش داد و این کار بزرگی بود اما انگیزه او صرف گسترش دین بودایی نبود. حتا سعی کرد به جای آموزه‌های بودا، اندیشه‌های خود را گسترش دهد تا جایی که آموزه‌های بودا را دست‌کاری یا به قول امروزی‌ها تحریف می‌کرد، بر کتیبه‌ها می‌نوشت و در سراسر قلمرو خویش نصب می‌کرد. مردم در این نوشته‌ها بیش‌تر او را می‌دیدند تا بودا یا بنیادگذار هر دین دیگری را. بودایی‌ها هنوز هم او را شاه بودایی الگو می‌دانند اما هیچ‌گاه اجازه ندادند که آموزه‌های او جایگزین آموزه‌های بودا شود. دین بودایی که امروزه در کشورهای آسیای جنوبی و جنوب شرقی (سری‌لانکا، تایلند، میانمار، کامبوج و لائوس) رایج است در نتیجه فتوحات و سلطه آشوکا بر این مناطق بود. بعدها شاه آرمانی (چکره‌ورتین) وارد منابع بودایی شد. میتریه، بودای بعدی در سنت بودایی نیز بعدها رنگ موعود گرفت که برای نجات بودایی‌های جهان حکومت جهانی تشکیل خواهد داد. همه این‌ها بعدها در بیرون هند ساخته و پرداخته شد. غالباً هم متأثر از اندیشه چینی است و ربط و نسبتی با متون اولیه سنت‌های مختلف بودایی ندارد. * آیین بودا در جهان معاصر چه تحولات و تغییراتی را پذیرفته است؟ آیین بودا یک نام کلی است برای سه سنت رایج آن در مناطق مختلف جهان، یعنی سنت هینه‌یانه در پنج کشور آسیای جنوب شرقی، سنت مهایانه چهار کشور آسیای شرقی، و سنت وجره‌یانه در تبت. سنت هینه‌یانه تحول چندانی نداشته اما مهایانه و وجره‌یانه از همان آغاز خود را با جهان هماهنگ کردند. بودا شاگردان متفاوتی داشت اگرچه مهایانه فراتر از این معتقد است که بودا تعالیم متفاوتی هم داشت. یک قرن پس از مرگ بودا اختلاف‌های روشی بین پیروان او پیدا شد و انجمن واحدی که بنیاد نهاده بود دچار اختلاف و انشعاب شد. پیشگامان مهایانه اندیشه مهرورزی به حال همه جانداران را پیشه خود کردند و هینه‌یانه را خودخواه و خودپرست دانستند که جز به خود به کسی نمی‌اندیشد. این دعواهای فرقه‌ای تا امروز ادامه دارد. هینه‌یانه بسته باقی ماند اما مهایانه بیرون از هند با جان‌های دیگر به هم آمیخت و شکوفا شد. مهایانه بیش‌ترین تحول را در چین پیدا کرد. آموزه مهر به همه (کرونا) باعث شد که مهایانه تکلیف خود را با دیگران روشن کند و همدردی با مردم جهان را سرلوحه راه و روش خود قرار دهد. بوداییان مهایانی در چین و ژاپن و تبت چنین رویکردی دارند. اما هینه‌یانه امروزه در کشورهای آسیای جنوب شرقی همان است که در هند بود. راه و روشی که برای نجات بشر پیشنهاد می‌دهند در دیرنشینی و زاویه‌گیری خلاصه می‌شود که به نجات فردی می‌انجامد. هر کس خودش باید به رهایی برسد. فریادرسی از بیرون نخواهد آمد. اینان آموزه «جزیره‌ خود باش!» بودا را سرلوحه قرار داده‌اند. سخت‌گیری‌های هینه‌یانه سنت‌گرا موجب پیدایش یک نهضت در میان زنان بودایی شد که به «آیین بودای فعال اجتماعی» یا «آیین بودای درگیر» معروف است. مهم‌ترین تحول در هینه‌یانه همین است که چندان هم مورد قبول سنگه (انمن رهروان) بودایی نیست. مهم‌ترین کار «آیین بودای درگیر» کمک به آسیب دیدگان جهان و مستمندان است. پنج سال پس از تشکیل سنگه مردان، بودا سنگه زنان را تشکیل داد و خاله و دایه‌اش مهاپراجاپتی رئیس دیر زنان شد. اما با مخالفت‌های رهروان زن با دیر زنان و کارشکنی‌هایی که در طول تاریخ کردند به مرور دیر زنان از میان رفت و زنان هرگز اجازه نیافتند وارد نظام دیری شوند که در دست مردان بود. اینان کوشیند نقش زنان را در گسترش آیین بودا ناچیز جلوه دهند و برای این کار در متون هم دست بردند و حوادث مربوط به زنان را یا به مردان نسبت دادند و یا کلاً حذف کردند. نهضتی که امروزه در جهان بودایی به دست زنان اداره و رهبری می‌شود پاسخی است به این جریان زن‌ستیزی تاریخی. البته مراد من از زن ستیزی اشاره به زن در لباس رهرو و رهبر دینی است و این اندیشة که زن نمی‌تواند آموزگار دین باشد؛ زیرا آیین بودای تیره‌واده یا هینه‌یانه بر نقش اجتماعی زن به عنوان حامی آیین و نیز نقش مادر و تربیت فرزندان بودایی تأکید زیادی دارد اگرچه نقش زنان را محدود به همین دو نقش می‌داند. سنت هینه‌یانه چشمش را به روی این حقیقت می بندد که بودا با تشکیل دیر زنان اجازه داد که زنان هم در کنار مردان آموزگار دین باشند. *اگر بخواهیم نگاهی ژئوپلتیکی به بودیسم بیندازیم جغرافیای سیاسی بودیسم در مواجهه با پیروان دیگر ادیان چه حدود و ثغوری دارد؟ اگرچه اکثر دانشمندان ژئوپلتیک قائل به جدایی حوزه‌های ژئوپلتیک از جغرافیای سیاسی هستند اما ظاهراً شما ژئوپلتیک را معادل جغرافیای سیاسی گرفته‌اید که چندان غیرمعمول نیست. پاسخ این پرسش را بیش‌تر باید از کارشناسان علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و جغرافیا جویا شوید اما در باب تأثیر عوامل جغرافیایی بر رفتار دولت، ربط و نسبت مستقیمی با آیین بودا ندارد. اگرچه گاه در تاریخ آیین بودا می‌خوانیم که در مرحله‌ای دین دولتی شناخته شده اما ربط و نسبتی با آموزه‌های بودا نداشته است. بلکه سیاست حاکمان زمان بوده که از آیین بودا به عنوان رقیب ادیان دیگر حمایت کنند. امروزه آیین بودا در هیچ جای دنیا دین دولتی نیست. این را نیز نباید از یاد برد که آیین بودا در هیچ نقطه‌ای از جهان با هیچ دینی به رقابت و دشمنی نپرداخته. یعنی آموزه‌های بودا چنین اقتضایی ندارند. اما این بدین معنا نیست که آیین بودا در طول تاریخ دستخوش سیاست‌های دولتمردان نبوده است. گاه مثلا در ژاپن قدیم می‌بینیم که آیین بودا به عنوان وسیله‌ای در دست حاکمان در قبال ادیان بومی به کار گرفته شده است. اما هیچ رهبر دینی را نمی‌شود نام برد که سیاسی بوده باشد. هرجا رد پایی از آیین بودا در سیاست می‌بینیم باید به دنبال دست پنهان دولت و کشف سیاست پشت این آن برآییم. سرمشق جهان بودایی در مواجهه با ادیان دیگر را باید در سیرة خود بودا جسجو کرد. آیین بودا از هند، در میان مکتب‌های گوناگون هندی، برخاست و آموزه‌هایش با آن‌ها تفاوت چشمگیری داشت اما بودا برای ادیان معاصر خود حرمت زیادی قائل بود. در روایت‌ها آمده است وقتی پیروان ادیان دیگر نزد او می‌آمدند و اجازه می‌خواستند که پیرو او شوند «وی ایشان را از این کار منع می‌کرد و وقتی با اصرار آن‌ها مواجه می‌شد قبول می‌کرد اما توصیه می‌کرد که از انفاق به یاران سابق خود دریغ نکنند.» *ماجرای میانمار را چگونه تحلیل می‌کنید؟ حوادث میانمار یک جریان سیاسی است که در آغاز ربط و نسبتی با آیین بودا نداشت. قریب دو قرن است که دولت غیردینی میانمار  با مسلمانان ساکن منطقه وسیع آراکان درگیرند. مسلمانان این منطقه که به قوم روهینگیا معروفند در اصل مهاجران بنگالی هستند که هیچ‌گاه شهروند میانمار شناخته نشدند و از حقوق مردم میانمار برخوردار نیستند. مسلمانان برای رسیدن به این جایگاه کوشش زیادی کرده‌اند اما دولت میانمار با سرسختی تمام در برابر آنان مقاومت می‌کند و آنان را مهاجران غیرقانونی می‌خواند. در دهه‌های اخیر دولت میانمار فشار زیادی به مسلمان وارد کرده است. جمعی از فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر را بازداشت و از کشور اخراج کرده است. هر بار به بهانه‌ای هجوم می‌اورند عده‌ای را بازداشت و از کشور اخراج می‌کنند تا از این راه آمار را پایین بیاورند و اخیراً که دست به قتل عام مردم این منطقه زده‌اند. این درگیری‌ها تا این جند سال اخیر ادامه داشت تا این‌که ماجرای درگیری بین یک مسلمان و یک بودایی بر سر مسائل شخصی که منجر به فوت بودایی می‌شود دست‌مایه فتنه‌انگیزی دولت می‌شود که یک مسئله سیاسی و دولتی را به جنگ دینی تبدیل کند زیرا اکثریت مردم میانمار بودایی هستند و گویا اندیشه بر این بوده است که نزاع میان بوداییان و مسلمانان به مسئله مسلمانان برای همیشه خاتمه خواهد داد. دولت میانمار برای این کار از رهروان انقلابی و دست نشانده خود استفاده کرد و با این کار وارد بازی خطرناکی شد. آتشی افروخت که هم دامن خودش را گرفت و هم آیین بودا را خدشه‌دار کرد. این بازی آنقدر خطرناک بود که بیش از همه دامن دولت را گرفت و از رهبری فرهمند چهره‌ای دوگانه ساخت و کوس رسوایی‌اش را در جهان زدند. *آیا ماجرای میانمار ممکن است نوعی از خشونت دینی و مذهبی یا نوعی افراط‌گروی در برخی شاخه‌ های بودیسم انگاشته شود؟ بله عملاً که این‌طور برداشت می‌شود و نشان می‌دهد که هیچ دینی از ورود خشونت به آن مصون نیست. اساس آیین بودا بر عدم خشونت یا پرهیز از خشونت (قاعدة اهیمسا) است. این بدین معنا است چه بخواهیم و چه نخواهیم آیین بودا در این گوشه جهان یک بعد سیاسی پیدا کرده است اگرچه تازگی ندارد. البته داشتن بعد سیاسی یک چیز است و دشمنی کردن با دیگران چیز دیگر است. حضور قوم روهینگیا، یا به تعبیر دولت مهاجران غیرقانی، در میانمار نمی‌تواند علت دشمنی بوداییان با مسلمانان باشد. کشته شدن یک بودایی در یک درگیری متعارف که در هر کشوری اتفاق می‌افتد نیز ناچیزتر از آن است که دلیل دشمنی میان پیروان دو دین جهانی به شمار آید. پس این ماجرا نمی‌تواند دینی یا به تعبیر شما مذهبی باشد. اختلافات میان بوداییان و مسلمانان در سری‌لانکا بسیار شدیدتر از میانمار است اما هیچ‌گاه به این‌جا کشیده نشده است که یک دیر بودایی رهبر خشونت‌ علیه پیروان دین دیگر شود. اما نباید این پدیده را که در یک برهه از تاریخ و در یک گوشه از جهان رخ داده است با جهان بودایی یکی بگیریم. هینه‌یانه فقط یک سنت در میان سنت‌های بودایی است و میانمار فقط یک کشور در میان کشورهای هینه‌یانه است و آشین ویراتو، رهرو بودایی و رهبر خشونت‌های میانمار، فقط یک فرقه در میانمار است. ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Sun, 10 Dec 2017 06:51:15 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7568/ آپارتاید در میانمار http://dinonline.com/doc/report/fa/7569/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتون پست، این سازمانِ حقوق بشری در گزارش خود این گونه توضیح داد که خشونت علیه روهینگیایی‌ها حملۀ گسترده و نظام‌مندی علیه غیرنظامیان به شمار می‌رود که بدیهی است با هویت قومی (یا نژادی) آنان در ارتباط است. لذا این جنایت‌ها قانوناً یک آپارتاید محسوب می‌شود؛ جنایتی که براساس قوانین بین‌الملل جنایتی علیه بشریت به شمار می‌رود. در این گزارش آمده است که پیکارِ خونین علیه روستاهای روهینگیایی واکنش نامشروع و نامتناسبی در برابر حملات گروه مسلّح روهینگیایی‌ِ «آراکان» به پایگاه‌های امنیتی دولت است که در ماه اوت اتفاق افتاد. بنا به اظهار سازمان عفو بین‌الملل، دولت میانمار به جای این که سعی کند متجاوزان را پای میز محاکمه بکشاند، کلّ روهینگیایی‌ها را به خاطر هویت‌شان هدف حملات خود قرار داده است. اوضاع انسانی در ایالت راخین (که سازمان ملل آن را مصداق بارزی از پاکسازی قومی خوانده است) به‌شدّت رو به وخامت گذاشته است. این بحران توجّه بین‌الملل را معطوف به ده‌ها سال تبعیض‌ حکومت علیه مسلمانان روهینگیا کرده است؛ مدّت‌ها است که این مردمان از حقوق شهروندی و بسیاری از حقوق ابتدایی خود محروم بوده‌اند. در روز سه‌شنبه آنگ سان سوچی، رهبر فعلی میانمار عنوان داشت که تلاش دارد بر سر بازگرداندن روهینگیایی‌ها به ایالت راخین با کشور بنگلادش به توافق برسد. از سال 2012 کشمکش‌ها میان بودایی‌ها و مسلمانان میانمار شدّت گرفت که این موضوع منجر به درگرفتن شورش‌های مرگبار و همچنین به آتش کشیده شدن خانه‌ها و آوارگی بسیاری از مردم شده است. از آن زمان تا به امروز روهینگیایی‌ها دسترسی به امکانات بهداشتی-پزشکی و آموزشی نداشته و برای مسافرت با محدودیت‌هایی مواجه بوده‌اند. شدّت محدودیت‌ها به گونه‌ای است که گویا این اقلیت در زندان بدون سقفی به سر می‌برند. قوانین تبعیض‌آمیز و دلبخواهی از جمله اوقات منع عبور و مرور بر روهینگیایی‌ها حاکم است. خانم آنا نیستات، مدیر ارشد پژوهشی سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید گویا سیستم طوری طراحی شده تا روهینگیایی‌ها در نومیدانه‌ترین و تحقیرآمیزترین حالت ممکن به سر ببرند. ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Sun, 10 Dec 2017 06:17:41 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7569/ روهینگیا چه کسانی هستند و در میانمار چه می‌گذرد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7500/ روهینگیایی‌ها چه کسانی هستند؟ در کشور میانمار 1.1 میلیون روهینگیایی زندگی می‌کنند که امروز ستمدیده‌ترین مردم جهان به شمار می‌روند. این افراد عمدتاً در ایالت راخین زندگی می‌کنند؛ همان‌جایی که چندین دهه با سختی در کنار بودایی‌ها همزیستی کرده‌اند. مردم روهینگیا خود را از نسل مسلمانان می‌دانند؛ احتمالاً از نسل بازرگانان ایرانی و عربی که صدها سال پیش به میانمار آمدند. بسیاری از مردم میانمار روهینگیایی‌ها را مهاجرینی غیرقانونی می‌دانند و لذا این مردمان از تبعیض‌هایی که علیه‌شان روا می‌رود در رنج هستند. دولت میانمار با روهینگیایی‌ها همانند مردمانی فاقد ملّیت و بی‌خانمان برخورد می‌کند و به آنها تابعیت نمی‌دهد. روهینگیایی‌ها با محدودیت‌های سفت و سختی مواجه هستند؛ از جمله محدودیت در جابجایی، دسترسی به امکانات پزشکی و آموزشی. روهینگیایی‌ها در چه شرایطی به سر می‌برند؟ در بیست و پنجم ماه اوت مبارزین به نیروهای دولتی هجوم بردند و بدین ترتیب درگیری‌های خشونت‌‌آمیز در ایالت راخین آغاز شد. در مقابل، نیروهای امنیتی نیز که موردحمایت نیروهای شبه‌نظامی بودایی بودند «عملیات پاکسازی» را شروع کردند. متعاقباً قتل‌عام‌هایی در روستاها رخ داد و سربازان خانه‌های مردم را به آتش کشیدند. دولت مدّعی است که روهینگیایی‌ها خود خانه‌هایشان را آتش زده و بودایی‌ها و هندوها را کشته‌اند. شمار کشته‌شدگان، مجروحین و کسانی که وادار به گریز شده‌اند چقدر است؟ طبق گزارش ارتش، در گیرودار این خشونت‌ها چهارصد نفر جان باخته و بنا به اعلام سازمان ملل، 123000 نفر نیز به بنگلادش گریخته‌اند. کسانی که موفّق شده‌اند به مرز برسند، روزهای طولانی راه رفته‌اند، در جنگل‌ها پنهان شده و از کوهستان‌ها و رودخانه‌ها عبور کرده‌اند. بسیاری از آنها نیز در این مسیر بیمار و مجروح شده‌اند. بنا به تخمین‌ها، بیش از 30000 روهینگیایی در اردوگاه‌های پناهندگان کوتوپالونگ و نایاپارا در بنگلادش پناه گرفته‌اند و این اردوگاه‌ها الان پر شده است. خیلی‌های دیگر هم در پایگاه‌های موقتّی و روستاها به سر می‌برند. ظاهراً چیزی حدود چهارصدهزار روهینگیایی بی‌خانمان در مناطق درگیری گرفتار شده‌اند. در روز سه‌شنبه «کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان» اعلام داشت که به‌شدّت نگران ادامۀ تعارضات است. در روز دوشنبه نیز سازمان ملل اعلام داشت که به آژانس‌های امدادرسانی‌اش اجازه داده نمی‌شود تا امکاناتی مثل آب و غذا و دارو  را به هزاران غیرنظامی ایالت راخین برسانند. پس‌زمینۀ این ماجرا چیست؟ چندین دهه است که تنش‌ها و خشونت‌های قومی در ایالت راخین ادامه داشته است. اکتبر سال گذشته مردان مسلحی که به ادعای مقامات، مسلمان بودند، نه مأمور پلیس را به قتل رساندند. با ادامه یافتن خشونت‌ها، 87000 تن از مسلمانان روهینگیا به بنگلادش گریختند و نیروهای دولت حضور خود را در ایالت راخین پررنگ‌تر ساختند. در آن زمان، یکی از مسئولین عالی‌رتبۀ سازمان ملل ادّعا کرد که دولت میانمار می‌خواهد کشور را از شر اقلیت مسلمانان خلاص کند؛ اتهامی که بارها از جانب گروه‌های حقوق بشر تکرار شده است. اما دولت منکر این اتهام است. ماه گذشته پس از این که هفت بودایی کشته شدند، میانمار تعداد نیروهای خود در راخین را بیش از پیش افزایش داد. افزایش نیروها حاکی از هشدار موج تازه‌ای از خشونت‌ها بود. خشونت‌های اخیر نقطۀ اوج درگیری‌ها قلمداد می‌شود و این نه صرفاً به خاطر وسعت خشونت‌ها بوده، بلکه بدان خاطر است که این بار یک گروه جدید از مبارزین روهینگیایی، تحت عنوان «ارتش آزدی‌بخش آراکان روهینگیا» دست در کار است. بنا به اظهار این گروه، حملاتی که علیه نیروهای دولتی صورت گرفته در حقیقت وجهۀ دفاعی داشته است. دولت میانمار چه می‌گوید؟ ارتش میانمار علاوه بر این که مدّعی شده روهینگیایی‌ها خودشان روستاهایشان را به آتش کشیده و بودایی‌ها و هندوها را به قتل رسانده‌اند، عنوان داشته که اکثریت کشته‌شدگان «تروریست» بوده‌اند. اما از آنجا که دسترسی به ایالت راخین با محدودیت‌هایی مواجه است، کسب اطمینان از صحّت این ادّعاها غیرممکن است. دولت میانمار به امدادرسانان بین‌المللی اتّهام زده که به تروریست‌ها کمک کرده‌اند روستایی را در ایالت راخین محاصره کنند. دولت میانمار بارها و بارها اتهام «پاکسازی نژادی» را رد کرده است. چرا آنگ سان سوچی هیچ کاری در این رابطه انجام نداده است؟ وقتی سوچی به قدرت رسید، این امید وجود داشت که این خانم برندۀ جایزۀ نوبل به رفع شکاف‌های قومیِ کشور کمک کند. اما متاسفانه شاهد سکوت این خانم در برابر خشونت‌ها بودیم و جامعۀ بین‌الملل وی را تحت فشار قرار داده تا عملیات نظامی را مهار سازد. سال گذشته سوچی کوفی عنان را رئیس کمیسیونی کرد که به برنامۀ برقراری صلح در ایالت راخین رسیدگی کند. اما این خانم از محکوم ساختن خشونت‌هایی که علیه روهینگیایی‌ها صورت می‌گیرد استنکاف کرد. ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Tue, 26 Sep 2017 05:34:29 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7500/ آشین ویراتو، راهب مسلمان‌ستیز بودایی: ترامپ شبیه به من است http://dinonline.com/doc/report/fa/7507/ آشین ویراتو که از رهبران برجستۀ سازمان بودیستی میانمار تحت عنوان «سازمان ما با تا» است، دیدگاه‌های خود دربارۀ دین اسلام را با نگرش رئیس‌جمهور آمریکا در همین‌باره  مقایسه می‌کند. کمپین انتخاباتی ترامپ پر بود از لفّاظی‌های ضدّاسلامی و طرح‌هایی از جمله ممنوع‌سازی ورود مسلمانان به این کشور و تشدید نظارت‌ها بر مساجد. ویراتو می‌گوید: "همۀ جهان ما را سرزنش کردند، اما ما صرفاً داریم از مردم و کشورمان محافظت می‌کنیم. دنیا ما را افرادی کوته‌فکر تلقّی کرد. اما امروز می‌بینیم مردم کشوری که پدربزرگ دموکراسی و حقوق بشر است دونالد ترامپ را انتخاب کرده‌اند؛ ترامپ از این حیث که ملّی‌گرایی را در اولویت قرار داده شبیه به من است، لذا از این پس جامعۀ بین‌الملل کمتر انگشت خود را به سمت من نشانه خواهد گرفت." ویراتو حتّی ایدۀ همکاری با گروه‌های ملّی‌گرای آمریکا را مطرح کرد. او در مصاحبه‌ای که در 12 نوامبر در صومعه‌اش در ماندالی صورت گرفت اظهار داشت: "احتمال دارد در آمریکا سازمان‌هایی مثل سازمان ما باشد که از جامعه در برابر خطرات اسلامی‌سازی محافظت به عمل می‌آورند. این سازمان‌ها می‌توانند برای دریافت پیشنهادها یا گفتگو با ما به سازمان‌های میانمار بیایند. میانمار واقعاً نیازی ندارد که پیشنهادهای کشورهای دیگر را بشنود. اما دیگران می‌توانند از میانمار ایده‌هایی بگیرند." در سال 2012 شورشیانی که به رهبری بودایی‌ها دست به آشوبگری زده بودند، 200 نفر را کشتند و صدها هزار نفر را وادار به ترک خانه‌هایشان کردند که اکثر این افراد مسلمانان روهینگیای ایالت راخین بودند. در میانمار نفرت و انزجار بسیاری علیه روهینگیایی‌ها وجود دارد. در سال 2015 از قدرت و نفوذ ویراتو کاسته شد. او پیش از انتخابات نوامبر 2015 از دولتی که از پشتوانۀ ارتش برخوردار بود حمایت کرد، اما حزب حاکم با اختلاف بسیاری به «اتحادیۀ ملی برای دموکراسی» خانم آنگ سان سوچی شکست خورد. در ماه ژوئیه، یکی از مقامات عالی‌رتبۀ «اتحادیۀ ملی برای دموکراسی» در یانگون عنوان داشت که دیگر احتیاجی به وجود «سازمان ما با تا» نیست. در همان ماه بود که روحانیون رسمی بودایی کشور علناً از این گروه فاصله گرفتند. در ماه اوت نشریۀ انگلیسی زبان «میانمار تایمز» این گونه تیتر زد: "«ما با تا» ضعیف می‌شود". اما ویراتو عنوان داشت که به‌هیچ‌وجه بنا ندارد عقب‌نشینی کند و کمرنگ شود. وی گفت: "این دولت سازمانِ «ما با تای» ما را نمی‌خواهد. اما تلاش «اتحادیۀ ملی برای دموکراسی» برای متوقف ساختن فعالیت این گروه برایشان کار دشواری خواهد بود، چراکه «ما با تا» هیچ قانونی را نقض نکرده است. ما فعلاً منتظریم ببینیم وضعیت چگونه می‌شود، چون این دولت تازه‌وارد است و نمی‌داند چگونه مدیریت کند. لذا ما نه کمپینی علیه آنها راه می‌اندازیم، نه اعتراض می‌کنیم تا دولت را تحت فشار قرار دهیم. بلکه در عوض نشست‌هایی برگزار می‌کنیم، بیانیه‌هایی منتشر می‌سازیم و به ایفای نقش خود ادامه می‌دهیم." ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Tue, 12 Sep 2017 12:15:30 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7507/ "تنها وجود یک تروریست کافی است": راهبی بودایی که علیه مسلمانان میانمار نفرت‌پراکنی می‌کند http://dinonline.com/doc/interview/fa/7503/ آشین ویراتو با لحنی افتخارآمیز می‌گوید: "آنگ سان سوچی می‌خواهد به بنگالی‌ها (او روهینیگایی‌ها را بنگالی می‌خواند) کمک کند، اما من به او اجازۀ این کار را نمی‌دهم." ویراتو که مجلۀ تایم به او لقب «سیمای تروریسم بودایی» را داده است در شهر ماندالی و در «صومعۀ ماسوین» مجموعه‌ای مختصّ خود دارد. مراجعانی که سری به این صومعه می‌زنند، پیش از این که صندلی‌ای برای نشستن به آنها تعارف شود، با دیواری پر از تصاویر خونین و شنیع مواجه می‌شوند. این تصاویر عکس‌هایی هستند از سرهای قمه‌خورده و اعضای بریده شدۀ بدن، صورت‌های ازشکل‌افتاده و بدن‌های مثله‌شده که به ادّعای ویراتو (که کوچک‌ترین مدرکی برای حرفش ندارد)، تصاویر بودیست‌هایی هستند که مورد حملۀ مسلمانان واقع شده‌اند. بعد از دیدن این تصاویر، با میز طویلی مواجه می‌شویم که روی آن پر از روزنامه است و این نشان می‌دهد برای شاگردان ویراتو، مطالعۀ روزانه فقط منحصر به خواندن متون معنوی نیست، بلکه مسائل سیاسی را هم دربرمی‌گیرد. یکی از دستیاران نارنجی‌پوشِ ویراتو دوربین فیلم‌برداری را روی سه‌پایه تنظیم می‌کند و دیگری دوربین نیکونی را که عدسی‌های بزرگی دارد آماده می‌سازد. راهب‌ها به‌دقّت این مصاحبه را ضبط می‌کنند. ویراتو مردی است با چهره‌ای ساده و بچّه‌گانه. این چهره با قدرت فراوانی که ویراتو بر فعّالان ملّی‌گرای میانمار دارد همخوانی ندارد. او رهبر «جنبش 969» و رئیس «ما با تا»، «سازمان محافظت از دین و نژاد» در این کشور است. او بر روی یکی از دو صندلی‌ دسته‌دار که از چوب ساج ساخته شده لم می‌دهد. دیوار سمت چپ او مملو از تصاویر بزرگی از ویراتو است. ویراتو متّهم به ایجاد جوّ خشونت علیه اقلیت مسلمانان میانمار است. در کشور میانمار گسل‌های نژادی و مذهبی روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. در سال 2012 ویراتو با سخنرانی‌های تحریک‌کننده‌اش باعث شد در شهر میکتیلا، واقع در مرکز میانمار، شورش‌هایی علیه مسلمانان آغاز شود. درگیرودار این آشوب‌ها، یکی از مساجد به آتش کشیده شد و بالغ بر صد تن جان خود را از دست دادند. ویراتو با صدای ملایم و آهنگینی که دارد، ادّعا می‌کند سخنانش نه نفرت‌پراکنی است، نه نژادپرستانه؛ بلکه صرفاً هشداری است تا بدین ترتیب از مردم خود محافظت کند. او خونسردانه می‌گوید: "چیزی که مردم از این هشدارها برداشت می‌کنند، دیگر تقصیر من نیست." او می‌گوید: "من از عزیزانم دفاع می‌کنم، همان‌طور که شما هم از عزیزان خودتان دفاع می‌کنید. من فقط به مردم دربارۀ مسلمانان هشدار می‌دهم. مثل این می‌ماند که سگی داشته باشید که وقتی غریبه‌ای وارد خانه‌تان می‌شود پارس می‌کند تا به شما هشدار دهد. من هم مثل همان سگ هستم و دارم پارس می‌کنم." ویراتو منکر پذیرش مسئولیت خشونت‌هایی است که در پی خطابه‌های او درگرفت، اما این ادّعا با گزارش شاهدان عینی در تضاد است. عدّه‌ای دیده بودند که در شورش‌های 2013 در ماندالی، راهبان چاقوبه‌دست در حالی که شلوار جین زیر ردایشان پوشیده بودند از صومعۀ ویراتو بیرون رفتند. مسلمانان تنها 5% از جمعیت 54 میلیونی میانمار را تشکیل می‌دهند، اما ملّی‌گرایانی مثل ویراتو دارند این تفکّر را جا می‌اندازند که دین اسلام کشور میانمار و آئین بودیسم را در معرض خطر قرار داده است. او منکر این واقعیت است که یک میلیون مسلمان روهینگیایی در کشور او در شرایط بی‌ثبات و پرخطری زندگی می‌کنند (و بنا اظهار آژانس‌های حقوق بشر، ستمدیده‌ترین مردم روی زمین هستند). او می‌گوید: "تنها کافی است یک تروریست در میان آنها وجود داشته باشد. ببینید چه بر سر غرب آمده است. من نمی‌خواهم این اتّفاق برای کشور من هم رخ بدهد. تمام کاری که دارم انجام می‌دهم این است که به مردم هشدار می‌دهم تا مراقب باشند." ویراتو اضافه می‌کند که اگر دونالد ترامپ یا نایجل فراژ نیاز به مشورت داشته باشند، او با خشنودی پیشنهادها و دیدگاه‌های خود را با آنها به اشتراک خواهد گذاشت؛ پیشنهادهایی مثل نفوذ به صفحات فیس‌بوکِ گروه‌های اسلامی، موظّف ساختن مدارس اسلامی به ضبط کلاس‌ها و نظارت دولت بر فعالیت مسلمانان در فضای مجازی، از جمله بر ایمیل‌ها. ویراتو مدّعی است که سپاهی مختصّ خود در میانمار دارد که اینترنت را غربال می‌کنند. ویراتو دربارۀ اوضاع نابسامان روهینگیایی‌هایی که در ایالت راخین به سر می‌برند اظهار تحقیر و کوچک‌انگاری می‌کند. حال آن که قدر مسلّم است مسلمانان روهینگیا به دارو، کمک و مایحتاج اولیۀ انسانی مثل آب تمیز، بهداشت و غذا دسترسی ندارند. روهینگیایی‌ها غالباً از درگیری‌های سال 2012 به بعد در اردوگاه‌ها جمع شدند. سکوت رهبر میانمار، خانم آنگ سان سوچی و «اتحادیۀ ملّی برای دموکراسی» در رابطه با وضعیت اسفناک مردم روهینگیا موجب شدّت گرفتن انتقادات شده است. ویراتو روهینگیایی‌های بی‌خانمان و فاقد ملّیت را مهاجران غیرقانونی می‌داند؛ این همان دیدگاهی است که دولت آن را منعکس کرده است. او تنها تحت عنوان «بنگلادشی‌ها» به روهینگیایی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید واقعیت آن‌گونه که تصویر می‌شود نیست. "اگر چیزهایی که خارجی‌ها می‌گویند صحت داشت، کمک می‌کردم، اما خودم بارها از اردوگاه‌ها دیدن کرده‌ام. دلیل این که اجازۀ دسترسی به آژانس‌های امدادرسانی داده نمی‌شود این است که آنها از آوارگان برای پر کردن جیب خودشان استفاده می‌کنند. بنگلادشی‌ها دارند در مقابل رسانه‌ها تظاهر می‌کنند. آنها گرسنه نیستند. آن‌قدر غذا دارند که در مغازه‌هایشان هم می‌فروشند و حتّی از همدیگر دزدی می‌کنند." ویراتو در مقابل این اتّهام که ارتش میانمار به زنان روهینگیا تجاوز می‌کند خنده سر می‌دهد و می‌گوید: "این غیرممکن است، چون بدن آنها بیش از حد چندش‌آور است." در خارج از میانمار، عدّه‌ای از خانم آنگ سان سوچی خواسته‌اند که جایزۀ صلح نوبل خود را پس دهد، چراکه نتوانسته از پس وضعیت نابسامان پناهندگان برآید و به وعده‌های خودش در رابطه با حقوق بشر عمل نکرده است. ویراتو به چهار سرباز که در محوّطه قدم می‌زنند اشاره می‌کند و به مزاح می‌گوید اینها آمده‌اند تا دوباره مرا دستگیر کنند. در سال 2003 ویراتو به خاطر مواعظ ضدّاسلامی‌اش به 25 سال حبس محکوم شد، اما بعد از نه سال از زندان آزاد شد. دلیل حضور سربازها در صومعه صرفاً کمک‌رسانی به برنامه‌های ویراتو است. ویراتو اطمینان دارد که سازمان «ما با تا» قدرت بسیاری در اختیار دارد و ضعیف نخواهد شد. این سازمان نمایندۀ آیین بودیسم در میانمار است و قدرت و نفوذ عمیقی در دولت این کشور دارد. پشه‌ای از مقابل ویراتو عبور می‌کند و او موضوع بحث را از لفّاظی‌های ضدّاسلامی‌اش تغییر می‌دهد و می‌گوید: "اگر می‌خواهی بودایی بهتری باشی، نباید پشه را بکشی. بلکه اول از همه باید نسبت به آن احساس دلسوزی داشته باشی. تصوّر کن که پشه به تو احتیاج دارد، چون خانواده‌ای ندارد که به او غذا بدهد. دوم این که باید سعی کنی خودت را جای او بگذاری." ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Mon, 11 Sep 2017 21:41:53 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7503/ قتل‌عام در روستای تولا تولی؛ خاطرات تلخ اهالی روهینگیا از حملات دهشت‌زای ارتش میانمار http://dinonline.com/doc/report/fa/7506/ این رودخانۀ پرجوش و خروش بود که سرنوشت ساکنین تولا تولی را رقم می‌زد. آب‌های رودخانه که از سه جانب دور این روستای دورافتاده چنبره زده بود باعث شد سربازان برمه‌ای بتوانند مردم را در ساحل شنی رودخانه به دام بیاندازند. تعدادی از اهالی روستا همانجا مورد شلیک گلوله قرار گرفتند و عدّه‌ای نیز در حالی که سعی در فرار داشتند در جریان رود غرق شدند. زهیر احمد وحشت‌زده به آن سوی رود گریخت، در جنگل‌ مخفی شد و از آنجا با چشمانی خون‌گرفته نظاره‌گر آخرین لحظات زندگی خانواده‌اش شد. احمد در مصاحبه‌ای که یک هفته بعد از این ماجرا در اردوگاه پناهندگان در بنگلادش داشت تعریف کرد که چگونه ارتش میانمار بزرگسالان و نوجوانان را هدف گلوله قرار دادند و کودکان کم سنّ و سال، از جمله دختر شش ماهۀ او را در آب رود پرتاب کردند. تاکنون بیش از 160000 نفر از اقلیت قومیِ 1.1 میلیونی روهینگیا به بنگلادش فرار کرده‌اند و حال از برنامۀ میانمار برای پاکسازی قومی تعریف می‌کنند. گاردین در مصاحبه‌هایی که با بیش از دوازده روهینگیایی اهل روستای تولا تولی داشت، از ماجرای کشتار خیل مردم روهینگیا توسط نیروهای مسلّح میانمار در تاریخ سی‌ام اوت سال جاری خبردار شد. کسانی که موفّق به فرار شده بودند به سمت تپه‌ها در غرب گریخته و راهیِ سفری سه‌روزه به مقصد بنگلادش شده بودند. اما باقی اهالی روستا همگی در یک گور دسته‌جمعی دفن شدند. میانمار که اکثریت جمعیت آن بودایی هستند راه ورود به منطقۀ تولا تولی را بسته است و این یعنی گاردین نمی‌تواند مستقلّاً صحت و سقم اظهارات روستاییان را اثبات کند. اما بسیاری از مصاحبه‌ها به ‌طور جداگانه ظرف دو روز انجام شد و روستاییان بدون این که از سخنان یکدیگر اطّلاعی داشته باشند، همگی حرف‌های مشابهی ‌زدند. ماجرای تولا تولی ماجرای وحشتناکی است، اما فقط منحصر به این روستا نیست. ارتش در تلافی اقدام یک گروه جنگجوی روهینگیایی که در 25 ماه اوت به سبک چریکی از کمینگاه حمله کرده بودند، ضدّحملۀ بزرگی در ایالت راخین ترتیب داد. بسیاری از روهینگیایی‌ها پیش از آن فرار کرده بودند. درگیری‌های همگانی‌ای که در ایالت راخین بین اهالی روهینگیا و بودایی‌ها رخ داد، باعث شد در سال 2012، 140000 نفر از روهینگیایی‌ها خانه‌های خود را ترک کنند. از آن زمان تا به امروز، هزاران نفر در دریا یا در اردوگاه‌های جنگلی که توسط قاچاقچیان انسان گردانده می‌شود جان خود را از دست داده‌اند. امسال سازمان ملل گزارشی منتشر کرد که در آن جزئیات اتّفاقاتی که برای بازماندگان روستا رخ داده ثبت شده است. در این گزارش کشتارهای جمعی و تجاوزهای گروهی نیروهای مسلّح شرح داده شده و به عنوان جرائمی ضدّانسانی از آنها یاد شده است. موج کنونی خشونت‌ها به بدترین حالت خود رسیده و بنا به اظهارات گروه‌های حقوق‌بشر، ممکن است این خشونت‌ها آخرین برنامۀ میانمار برای خلاص شدن از روهینگیایی‌ها باشد. ماهواره‌ها تصاویری از روستاهایی ضبط کرده‌اند که به طور کامل سوزانده شده و چیزی از آنها باقی نمانده است. در این منطقه جلوی تمام اقدامات امدادرسانی سازمان ملل گرفته شده است. کابینۀ آنگ سان سوچی در توجیه این اقدامات، عنوان داشته که در حال مبارزه با «تروریست‌های افراط‌گرایی» است که روستاهای خود را به آتش می‌کشند. همچنین گزارش‌هایی از حملات وحشیانۀ مبارزین روهینگیایی علیه هندوها و بودایی‌ها در راخین منتشر شده و ادّعا شده که حدود 26000 غیرمسلمان در گیرودار این درگیری‌ها آواره شده‌اند. خالد حسین، کارگر 29 ساله طبق اظهارات حسین، سه روز پیش از قتل‌عام، حدود 90 سرباز به چند صد افراد ساکن در روستا دستور دادند که به منطقه‌ای در شرق روستا بروند؛ جایی که اهالی محل به خاطر زمین بایرش، آن را «شن‌زار» می‌خوانند. حسین می‌گوید: "رهبر سربازها دو ستاره بر روی شانه‌اش داشت. او به ما گفت روستانشینان شایعه‌پراکنی می‌کنند که سربازان در راخین مردم را می‌کشند. اما شما باید همگی به فعالیت کشاورزی و ماهی‌گیریِ خود ادامه دهید. تنها چیزی که ما از شما می‌خواهیم این است که اگر سربازان را دیدید فرار نکنید. چون اگر فرار کنید شلیک خواهند کرد." "پس از سخنرانی، سربازان از خانه‌ای به خانۀ دیگر رفتند. چند تن از اهالی بودایی راخین نیز همراه آنها بودند و هر چیز ارزشمندی را که پیدا می‌کردند با خود می‌بردند: طلا، پول، لباس، سیب‌زمینی و برنج. سربازان خانه‌های سه یا چهار نفر را که به ادّعای آنها شایعه‌پراکنی کرده بودند از بین بردند. آنها دنبال مبارزین می‌گشتند. بودایی‌ها آنها گفته بودند که مبارزین در روستا هستند، اما خبری از آنها نبود." پتام علی، 30 ساله، توزیع‌کنندۀ برنج یک روز پیش از حمله، اهالی روستایی در آن سوی رودخانه به نام «دوال تولی» عرض رودخانه را شنا کردند تا خود را از چنگ ارتش نجات دهند. به گفتۀ پتام علی که تعدادی از آوارگان را در خانه‌اش پناه داده است، بیش از ده نفر جان خود را در رودخانه از دست دادند. آنها از آن سوی رودخانه سوختن روستایشان را تماشا می‌کردند. روز بعد، ساعت 3:30 صبح بود که علی صدای تیراندازی شنید، اما از جهت صدا مطمئن نبود. "من در شمال روستا زندگی می‌کنم. ارتش از رودخانه عبور کرده بود و از بالای روستا به سمت ما می‌آمد. به سمت جنگل دویدم و پس از این که نیروهای ارتش را دیدم، نزد خانواده‌ام بازگشتم تا همه را جمع کنم و فرار کنیم. اما مادربزرگم پیرتر از آن بود که بتواند پابه‌پای ما بدود. ما رفتیم و از جنگل دیدیم که خانه‌مان را به آتش کشیدند. خانۀ ما اولین خانه در تولا تولی بود که سوزانده شد. سربازها از نارنجک‌های موشکی استفاده می‌کردند و با کبریت خانه‌ها را آتش می‌زدند. همین که آنها رفتند، به سمت روستا برگشتم. همۀ خانه‌ها را آتش زده بودند. در جاده هم پیرمردی از آشنایان را دیدم که به ضرب گلوله کشته شده بود." علی در ویرانه‌های خانه‌اش با جنازۀ سربریده و سوختۀ مادربزرگش، رقیه بانو مواجه شد. کبیر احمد، 65 ساله، شالیکار "نیروهای ارتش میانمار تعدادی از اهالی روستا را جمع کردند و به آنها گفتند بروید. بعد به آنها شلیک کردند و جنازه‌هایشان را آتش زدند." محمد ادریس، 35 ساله "در بنگلادش پناهندگانی که از تولا تولی آمده‌اند، روی تپه‌ها خیمه‌هایی برای خود درست کرده‌اند. هزاران تن از روهینگیایی‌ها درختان را بریده و زمین گلی را هموار کرده‌اند و با استفاده از چوب درختان و پارچۀ عایق سیاه چادرهایی علم کرده‌اند. آنها همگی گرسنه هستند، سیل مردم به سمت کامیون‌هایی که در مساجد محل لباس و غذا توزیع می‌کنند یورش می‌برند. بچّه‌ها در چادرها روی گل می‌خوابند و پدرومادرها نگرانند که نکند به آنفلونزا یا اسهال مبتلا شوند. آوارگان تولا تولی موقع بارش باران در فضای باز دوش می‌گیرند و زنان و کودکان در کنار چادرها قابلمه می‌گیرند و آب جمع می‌کنند." ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Mon, 11 Sep 2017 21:23:25 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7506/ اینفوگرافی خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ http://dinonline.com/doc/gallery/fa/7658/1/ ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Sun, 27 Aug 2017 04:08:51 GMT http://dinonline.com/doc/gallery/fa/7658/1/