پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين میرزاحسن رشدیه :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/persons/scenario31 Mon, 22 Oct 2018 22:37:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 22 Oct 2018 22:37:26 GMT میرزاحسن رشدیه 60 میرزا حسن رشدیه مبتکر و نوآور در تدریس الفبای فارسی http://dinonline.com/doc/note/fa/7024/ میرزا حسن رشدیه در نود و هفتاد سالگی در کمال فقر و عسرت در شهر قم درگذشت و در «قبرستان قم نو» آرام گرفت. برای یافتن سنگ مزار او باید این قبرستان بزرگ را ساعت‌ها جستجو کرد و در پایان از دور فاتحه‌ای خواند و رفت... حتماً قبل و بعد از میرزا حسن رشدیه بوده‌اند کسانی که به اصلاح نظام آموزشی و تعلیم و تربیت کشور اقدام کرده‌اند، اما هیچ کدام همت و جدیت و پشتکار رشدیه را نداشته‌اند. اکثر آن‌ها بعد از تحمل اندکی مصائب و توهین‌ها و تهمت‌های مخالفان دست از کار کشیده‌اند و عطای این کار را به لقایش بخشیده‌اند. میرزا حسن رشدیه، تمام سختی‌ها را با آغوش باز قبول کرد و در برابر مخالفان (عوام و خواص) ایستادگی کرد. اگر گذشتگان، قدر هفتاد سال تلاش میرزا حسن رشدیه را در زمان حیاتشان به خوبی ادا نکردند و نام و یاد او را پاس نداشتند، امروزه که هفتاد سال از مرگ رشدیه گذشته، ما برای او چه کرده‌ایم؟ آیا وزارت آموزش و پرورش، دین خود را نسبت به این بنیانگذار اصول جدید تعلیم و تربیت، ادا کرده است؟ آیا فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، در راستای کشف و احیای خدمت بزرگ رشدیه به رسم الخط و الفبای فارسی تلاش کرده است؟ آیا... به جرئت و قاطعانه پاسخ می‌دهم که جواب همه این سؤالات «نه» است. نه درسی در کتاب‌های درسی، نه خیابانی، نه میدانی، نه تندیسی، نه زندگینامه دقیق و جامعی، نه...، هیچ وزارتخانه‌ای، هیچ کاری که درشان جایگاه علمی و خدمات فراوان این مرد بزرگ باشد، انجام نداده است. برای اثبات این ادعا در یکی از جلسات ضمن خدمت فرهنگیان قم به سراغ دبیران محترم زبان و ادبیات فارسی رفتم و از صد نفر از آنان درباره میرزا حسن رشدیه پرسیدم. در کمال تأسف و تعجب، تنها ده نفر از این عزیزان، فقط نام رشدیه را شنیده بودند که یکی از بزرگان کشور است؛ همین و بس. از شنیدن این پاسخ‌های ناامید کننده، عرق شرم بر پیشانی‌ام نشست و به شدت اندوهگین و غصه‌دار شدم و اندکی از قصه پرغصه خود را با پیشکسوت دبیران ادبیات قم، استاد احمد عزتی پرور در میان گذاشتم و این گونه تسلی یافتم که: مگر در کتاب‌های درسی، نام و یاد میرزا حسن رشدیه آمده است که توقع آشنایی مردم با این مرد بزرگ را دارید؟ مگر همه معلمان، اهل تحقیق هستند که پس از مطالعات بسیار با زندگی میرزا حسن رشدیه آشنا شوند؟ نام کدام یک از خیابان‌های شهرهای ما مزین به نام این مرد پرهمت است که... تصمیم گرفتم برای زنده کردن نام و یاد این خدمتگزار بی‌ادعای فرهنگ ایران، چند سال از عمر را وقف تحقیق و پژوهش نمایم. حاصل دو سال تحقیقات میدانی و اسنادی، کشف و احیای بیش از چهارصد سند از خاندان میرزا حسن رشدیه است که ان شاء الله به زودی در قالب کتابی منتشر خواهد شد. سخن پایانی آن که بر فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی به خصوص جناب دکتر حداد عادل، فرض است که هر چه زودتر در راستای زنده نگه داشتن نام و یاد مرحوم رشدیه و احیای خدمات کم نظیر او به فرهنگ و زبان این مرز پرگهر، کاری کنند؛ توقع کاری که کارستان باشد، نداریم؛ نوشتن زندگینامه و شرح خدمات و نوآوری‌های او در قلمرو زبان و ادبیات فارسی در کتب درسی همین. آن هم نه به خاطر مرحوم رشدیه، بلکه برای تسلای دل و آرامش وجدان خودمان. در ادامه، بخشی از یکی نامه‌های میرزا حسن رشدیه آمده است که در آن، گوشه‌ای از خدمات او به فرهنگ ایران و زبان فارسی و همچنین سختی‌های انجام این کارها به تصویر کشیده شده و داستانی پر آب چشم، فراروی خوانندگان قرار داده شده است. برخی از افتخارات میرزا حسن رشدیه ـ بنیانگذار نظام جدید آموزش و پرورش ایران. ـ اولین معلم که در دارالمعلمین تحصیل کرده است. ـ اولین نویسنده کتاب درسی که بر اساس استانداردهای روز زمان خود به تألیف کتاب درسی اقدام کرده است. ـ اولین کسی که شیوه آموزش الفبای فارسی را از شیوه ابجدی به شیوه جدید (الف تا یا) تغییر داده است. ـ اولین کسی که برای آموزش الفبای فارسی، تدریس الفبای صوتی در 60 ساعت را ابداع کرده است. 29 اسد 1298 محضر مبارک حضرت اجل عالی، آقای اعلم الدوله، رئیس معارف مدظله العالی... قبل از من احدی پیدا نشده که الف باء اسلامی را صوتی تدریس کند؛ حتی مستشرقین از اروپایی که چون خواسته‌اند الف باء اسلامی را بیاموزند با این که الف باء خودشان به یک درجه صوتی است باز الف باء اسلامی را به طرز تعلیم مسلمین تدریس کرده‌اند. قبل از من احدی از معلمین عالم پیدا نشده که ترتیب منظم الف باء را بر هم زده حروفات منفصله را «دو شکلی» قبلاً و حروفات متصله را بعداً تدریس کند. قبل از من احدی پیدا نشده که درس روز اول از الف باء را با درس روز دویم ترکیب کرده دیکته بگوید؛ حتی معلمین بسیار ماهر اروپایی که در تسهیل و تصحیح تعلیم الف بائشان، مال بخشی و جان فشانی می‌کنند، این اقصر طرق را پی نبرده‌اند، بلکه اول یک دوره الف باء را مفرده به اطفالشان می‌آموزند بعد از آن‌ها کلمه و از کلمه‌ها کلام و کلام‌ها مکالمه و از مکالمه، حکایات ترتیب می‌دهند. قبل از من کسی کلمات را به اصوات بسیطه تجزیه و ترکیب نکرده حتی اروپاییان، مفردات حروفشان را بعضی بسیطه و بعضی با یک همزه مکسوره مرکبه تلفظ می‌کنند. قبل از من کسی اصطلاحات جاریه در الف باء را تفوّه نکرده. قبل از من کسی در تعیین مشاغل به کلاس اول در پروغرام یومیه، اوطاق درس آن اصطلاحات جاریه را که جسته جسته در السنه نوچه پهلوانان می‌بینم و می‌شنوم، استعمال نکرده است. قبل از من کسی از مسلمین پی نبرده و درک این مطلب را نکرده است که الف باء را به اطفال، قبلاً به زبان مادری باید آموخت نه به زبان ابجدی. [شاهد بر این مسئله یک وقت آقای سید علی مجتهد یزدی در تبریز در منبر ماه رمضان خطاب بر حاضرین: نه گمان کنید که رشدیه، ابجد شما را کُشت، بلکه آب و جدّ شما را کُشت و همان روز تمام هستی‌ام به یغما رفت.] ... زیاده تصدیع نمی‌دهم. پیر معارف     ]]> میرزاحسن رشدیه Mon, 12 Dec 2016 20:58:33 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7024/ رشدیه http://dinonline.com/doc/note/fa/7025/ میرزاحسن رشدیه در سیزدهم تیر 1230خورشیدی در تبریز به دنیا آمد و در 18یا 21 یا 29 آذرماه ۱۳۲۳ در 93 سالگی در قم درگذشت. در جوانی، به تشویق پدر، از رفتن به نجف منصرف شد و کشورهای عثمانی را برای تحصیل علوم برگزید. دو سال نیز در مدرسۀ فرانسوی‌زبان بیروت تحصیل کرد. در همین کشورها با شیوه‌های نو در سوادآموزی آشنا شد. تعلیم ساختارمند الفبا را در یکی از مدارس ایروان آغاز کرد. ناصرالدین شاه در بازگشت از سفر اروپا، در ایروان با رشدیه دیدار کرد و از او خواست که به ایران بیاید و نخستین مدرسۀ ایرانی را راه‌اندازی کند؛ اما هنوز از ایروان بیرون نیامده بود که از پیشنهاد خود پشیمان شد. گویا همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را متجدد و یاغی می‌کند. رشدیه ناامید نشد. از ایروان به تبریز آمد و در آنجا با سرمایۀ شخصی و میراث پدری، نخستین مدرسه را در سال 1266 خورشیدی بنیان گذاشت. مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند. میرزا حسن، به رغم‌ آنکه دروس طلبگی نیز خوانده بود و در کسوت روحانی بود، در تبریز متهم به بابی‌گری و فرنگ‌مآبی شد. چندین بار مدرسۀ او را غارت کردند. ناگزیر از تبریز به تهران آمد و در آنجا نیز مدرسه‌ای به نام «رشدیه» ساخت و نخستین کتاب درسی مدارس را نوشت. او معتقد بود فرزندان ایران، افزون بر قرآن و گلستان سعدی و مختارنامه، باید کتاب‌های علمی هم بخوانند. رشدیه، سوادآموزی را در ایران متحول کرد؛ بر تنوع کتاب‌های درسی افزود؛ میز و تخته‌سیاه به کلاس‌های درس آورد؛ آموزش الفبا را به شکلی نو، جایگزین «الف دو زَبَر اَن، دو زیر اِن، دو پیش اُن» کرد. پیش از او، تحصیل دانش، ویژۀ نخبگان و طبقۀ مرفه جامعه بود. رشدیه سوادآموزی را چنان آسان و ارزان کرد كه دیگر هیچ کس بهانه‌‌ای برای فرار از سوادآموزی نداشته باشد. حمایت از تأسیس مدارس دخترانه، انتشار روزنامه و شب‌نامه علیه استبداد و نیز اختراع الفبای صوتی، از دیگر کوشش‌های او در تهران بود. همچنین در سال‌های پایانی عمر، آموزش الفبای نابینایان را – با ساختن الفباي فارسي با گل - آغاز کرد؛ اما فقر شدید، مانع پیشرفت كار او شد و متأسفانه اكنون اثري از آن حروف گلي در دست نيست تا سندي باشد بر نخستين مدرسۀ مردمي آموزش نابينايان. بیشترین مخالفت‌ها با مدارس رشدیه، به دلیل مشروطه‌خواهی و نوانديشي او و تنوع مواد و کتب درسی در این مدارس بود. ناظم الاسلام کرمانی در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» می‌گوید: «شیخ فضل الله نوری در مجلسی به من گفت: ای ناظم الاسلام، تو را به حقیقت اسلام قسم می‌دهم آیا مدارس جدید خلاف شرع نیست؟ آیا ورود به این مدارس مصادف اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟ مدارس را افتتاح کردید، آنچه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حالا شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟» (ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، نشر آگاه بخش اول، ص322) رشدیه، 27 جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت. چندین مدرسه در تبریز و تهران و شهرهای دیگر بنیان نهاد که بیشتر آنها را در همان زمان تعطیل یا ویران کردند. پیش از او نیز کسانی بودند که در این راه قدم برداشتند؛ اما هیچ‌یک پشتکار و نستوهی او را نداشت. سرانجام نیز به قم تبعید شد و در 93 سالگی در نهایت فقر و عسرت درگذشت. قبر او اکنون در یکی در قبرستان‌های قم است؛ اما هیچ نشانی بر سر قبر او نیست که یافتن آن آسان باشد؛ چنانكه هیچ مدرسه‌ای از مدارس دولتي به نام او نیست. یکی از دخترانش، به نام شهناز رشدیه(معروف به شهناز آزاد)، از پیشگامان جنبش زنان در ایران بود. شهناز با راه‌اندازی مجلۀ «نامه بانوان» که همۀ نویسندگان آن زن بودند، جنبش مطالبات زنان را در ایران پایه‌گذاری کرد. عنوان «نخستین مدیر زن مدرسه در قم» نیز نصیب یکی دیگر از دختران او شد. چهار سال پس از فوت مظلومانۀ رشدیه، نیما یوشیج دردنامه‌ای در رثای او و هم‌گامانش سرود: یاد بعضی نفرات روشنَم می‌دارد: اعتصام یوسف، حسن رشدیه. قوّتم می‌بخشد ره می‌اندازد و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم گرم می‌آید از گرمی عالی‌دَمِشان. نام بعضی نفرات رزقِ روحم شده است. وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست جرئتم می‌بخشد روشنم می‌دارد ]]> میرزاحسن رشدیه Mon, 12 Dec 2016 20:58:00 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7025/ میرزاحسن رشدیه، غلامحسین صدیقی و محمد قانعی‌راد http://dinonline.com/doc/note/fa/7029/ ۱) یکی از سوالاتی که در جمع علاقمندان به علوم اجتماعی (از جمله جامعه شناسی) در ایران مطرح هست این است که آیا پس از هشت دهه آموزش و پژوهش علوم اجتماعی در ایران ما می توانیم از یک مکتب ایرانی مطالعات علوم اجتماعی (مثلا مکتب بهارستان یا مکتب گیشا) سخن بگوییم یا نه؟ هستند جامعه‌شناسانی (مثل دکتر آزاد) که به این سوال پاسخ مثبت می‌دهند و کسانی که (مثل دکتر مهدوی) پاسخ مثبت به این سوال را هنوز زود می‌دانند. ۲) در پاسخ به سوال فوق زیاد خودم را خسته نمی کنم، زیرا معتقدم وقتی بارش باران تداوم پیدا ‎کند «سیل» هم جاری می‌شود. ظهور مکتب‌ها در هر حوزه آموزشی و علمی طراحی‌شده نیست. وقتی باران «آموزش» و «پژوهش» مستمرا ببارد به تدریج «دریاچه‌ها»ی مکاتب و سنت‌های آکادمیک هم از آب باران تشکیل و سیراب و بزرگ می‌شوند. مکاتب و سنت‌های آکادمیکی در جامعه‌شناسی در فرانسه، انگلیس و آمریکا پرورده شد هم از انباشتِ همین آموزش و پژوهش‌ها شکل گرفتند. ۳) معتقدم اتفاق دیگری در علوم اجتماعی در ایران افتاده است که اهمیتش از ظهور مکاتب کمتر نیست: با تلاش نسل‌های پیشین اساتید و نویسندگان و مترجمان علوم اجتماعی اکنون در ایران می‌توانیم با «زبان فارسی» هم نظریه و روش و مفاهیم علوم اجتماعی را تدریس کنیم و به همین زبان پژوهش جامعه‌شناختی انجام دهیم. این دستاورد در علوم اجتماعی ایران، به نسبت بسیاری از رشته‌های دیگر، شایسته‌ی توجه و بالیدن است. زبانِ پرورده‌‌شده‌ی فارسی برای علوم اجتماعی، گرچه هنوز جای زیادی برای ورزیده‌تر شدن دارد، چنان در عرصه‌ی عمومی و نهادهای علوم اجتماعی در ایران ریشه دوانده که مبارزه سازمان‌یافته جریان ضد علوم اجتماعی متعارف در ایران از  ۸۸ تا ۹۲ تحت عنوان علوم غربی، سکولار و دین‌ستیز (که از امنیت و قدرت مالی و اداری بالایی نیز برخوردار بود) نتوانست خللی تعیین‌کننده در فرایند آموزش و پژوهش علوم اجتماعی در ایران ایجاد کند (هرچند به این فرایند آسیب رساند). ۴) اگر ادعای بند سه را جدی بگیریم. این سوال پیش می‌آید که در مراحل آغازین شکل‌گیری علوم اجتماعی شخصیتِ تاثیر گذار ما که بیشترین و پایدارترین تاثیر را در ریشه گرفتن این رشته و پرورش زبانِ آن داشت که بود؟ به نظرم بر اساس شواهد و قرائن استوار می‌توان گفت این شخصیت تاثیر‌گذار استاد دکتر غلامحسین صدیقی بوده است. بعضی از دوستان به خطا می‌گویند چون صدیقی کم می‌نوشته است (به خاطر کمال‌گرایی اش) نمی‌توان چنین نقش تاثیرگذاری به او نسبت داد. اما چنان‌که جامعه‌شناسی علم به ما می‌آموزد رشد هر علمی وابسته به فعالیت مستمر اساتید بزرگ (great scholars) آن رشته بوده است. بزرگی یک استاد هم وابسته به کمیت آثار او نیست. بلکه به کیفیت تدریس او، دانشجو‌پروری‌اش، شخصیت اخلاقی و حقیقت‌جوی او، مهارت‌های نهادسازی و ایجاد شرایط رشد حوزه‌ی آن رشته و نوع تعاملات این استاد بزرگ با محیط علمی و قدرت رسمی و بخش مدنی جامعه بستگی دارد. ۵) در تایید نظر فوق درباره نقش صدیقی بیش از همه تحت تاثیر مصاحبه با مرحوم دکتر احسان نراقی، که از همه اساتید زمان خود به صدیقی نزدیک‌تر بود،  بوده‌ام. اما اساتیدی که از نزدیک با فعالیت‌های علمی سه دهه‌ای  صدیقی آشنایی داشتند نیز این نظر را تایید می‌کنند (از جمله اساتید گرامی توسلی، ساروخانی و محمد میرزایی). باز اگر بخواهم از زبان تمثیل استفاده کنم می‌توان گفت کاری که مرحوم سید حسن رشدیه در پایه‌گذاری آموزش و پرورش جدید (خصوصا آموزش دختران) کرد (و گزارش مختصر فوق ☝️به قلم دکتر بابایی به آن می‌پردازد) دکتر غلامحسین صدیقی در پایه‌ریزی علوم اجتماعی در ایران انجام داد. ۶)اگر مضمون تحلیل فوق را جدی بگیریم در علوم اجتماعی قدر اساتید مبرز و دارای شخصیت تاثیرگذار را بیشتر خواهیم شناخت. پرورش دانشجوی محقق و رشد گفت و گوهای علمی با  سر و صدا و تبلیغات حاصل نمی‌شود و به تلاش مستمر و تعادل‌بخش اساتید صادق و مبرز وابسته است. به نظرم در ۱۵ سال گذشته یکی از اساتیدی که به لحاظ شخصیت و فعالیت علمی و دانشجوپروری و زمینه‌سازی نهادی برای رشد علوم اجتماعی پای در راه صدیقی‌ها و احسان نراقی‌ها گذاشتند، جناب دکتر قانعی‌راد بوده است که با فعالیت‌های مجدانه و طولانی‌مدت و خوش‌ثمرش در انجمن جامعه‌شناسی ترازِ این نهاد علمی مدنی را ارتقا داده است. توفیقاتشان روزافزون! ]]> میرزاحسن رشدیه Mon, 12 Dec 2016 20:57:19 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7029/ خاطره‌ای ناخوانده و ناگفته از میرزاحسن‌خان رشدیه http://dinonline.com/doc/note/fa/7028/ در بازگویی این خاطره نمی‌خواهم به تکرار سخن بگویم که چگونه مردی از سلاله اندیشه‌ورزان و از خیل عاشقان رویش و ازریشه‌روییدن، طرحی نو افکند و به آموزش جدید روی آورد و نمی‌گویم چند بار مدرسه‌های به‌گونه‌ امروزی‌اش را تاریک‌اندیشان با خاک یکسان کردند و او را چه دردناک آزردند و آواره گرداندند. فقط می‌خواهم بگویم او عاشق بود و عاشق بی‌‌قرار است و جدّ اعلایم میرزاحسن‌خان، بی‌قرار بود تا قراری دیگر بگذارد و سامانی دیگر بخشد و نظام آموزشی ناتوان سنتی را که راه به جایی نمی‌برد مگر به ظلمات، توانی تازه و سمت‌وسویی تازه بخشد.  رؤیای میرزاحسن‌خان برای نوسازی نظام آموزشی و گذر از سنت ناکارآمد و پیوستن به جامعه‌ای که شتابان و ناشکیب به سوی پیشرفت و روشنایی می‌تاخت، چون فروزینه‌ای در دلش آتشی افروخت که هر طریقی می‌جست تا این رؤیا را به حقیقت مبدل كند و آن روزها در شهر رشت مانند دیگر مادر شهرهای ایران، فقط مکتب‌خانه‌ها دایر بود و آنچه آموزش داده می‌شد، اگرچه ارجمند بود اما برای روزگاران در پیشِ‌روی، به‌راستی هیچ بود.  میرزاحسن‌خان می‌دانست برای تأسیس مدرسه به شیوه امروزی‌اش نیاز به حمایت بانوی خردمند نو‌اندیشی مانند ملاباجی دارد که اگرچه مکتب‌خانه‌دار است و همان دروس سنتی را تدریس می‌کند، اما دارای آن بن‌مایه است که بتواند تحولی نو در نظام آموزشی خود ایجاد کند و میرزا‌حسن‌خان رؤیای شیرین خود را با ملا‌باجی در میان گذاشت.  ملا‌باجی تأملی کرد و دل بست به رؤیای میرزا که تصویری مبهم و کم‌رنگ از دختران سپید‌پوشی را در ذهن او نقش می‌بست که جامه پرستاری برمي‌داشتند و در کنار پزشکان صاحب دانش روز پزشکی - نه حکیم‌باشی‌ها- به درمان مردمان رنج‌دیده‌ای می‌پرداختند که بیشتر از ستم حکومت از ستم بی‌فرهنگی و بی‌دانشی رنج می‌کشیدند و آن فروزینه که میرزا در دست داشت، قلب ملا‌باجی را نیز به آتش کشید و شعله‌ای در درونش زبانه گرفت. اما میرزا برای دریافت حمایت همه‌جانبه ملا‌باجی صاحب نفوذ، ضمانت بیشتری می‌خواست و پیوند زناشویی بین نظام‌الدین ١٥ساله، پسر میرزاحسن‌خان و عفت‌خانم ٩ساله، دختر ملا‌باجی، مهر تأیید و تضمین تحقق آن رؤیا بود.  ملا‌باجی حاضر به سپردن دختر ٩ساله‌اش به نوجوان ١٥ساله نبود و سرانجام در قبال تعهد میرزا که دختر تا ١٢سالگی در کنار مادر می‌ماند و سپس به خانه بخت می‌رود، به عقد او رضایت داد و زمانی که عاقد برای عقد آن دو کودک آمد، عفت‌کوچولو روی تاب نشسته بود و نظام‌الدین، طناب تاب را به پیش و پس می‌راند و عاقد چون آن دو را تا این حد کودک دید، با تردید اظهار کرد این دختر نمی‌داند اصلا شوهر چیست و برای اثبات دعوی خویش از عفت خانم کوچولو پرسید: مرغ، تخم می‌گذارد یا خروس؟ و عروس‌خانم اظهار كرد: خروس و دیگر بار عاقد شیوه بیان خود را تغییر داد و این‌بار پرسید: خروس، تخم می‌گذارد یا مرغ؟ و این‌بار عروس‌خانم پاسخ داد: مرغ و چون از او پرسیدند چرا این‌بار مرغ را برای پاسخ برگزیدی، اظهار کرد هر اسمی را که در آخر نام ببرید، همان را تکرار می‌کنم.  بااین‌حال، این تضمین آن‌قدر قدرتمند بود که ملاباجی در حمایت از میرزا و رؤیاهایش بایستد، هرچند تاریک‌اندیشان تاب نیاوردند و مدرسه نظام جدید میرزا را با خاک یکسان کردند؛ این‌بار به اتهام بابی‌گری و غرب‌زدگی.  اما آن فروزینه، شعله کشیده بود و آن شعله آتشفشانی شد که دیری نپایید همان تاریک‌اندیشان، فرزندان خود را روانه مدارس بنیادگرفته به شیوه میرزاحسن‌خان رشدیه کردند و فرزندان، فرزندان همان تاریک‌اندیشان هستند که روشنای امروزمان شده‌اند و مشعل‌داران فرداهای دانشی که مرزهای قراردادی را درخواهد نوردید و جهانی روشن‌تر را نوید می‌دهد؛ جهانی که مرزی نمی‌شناسد و امروزه همین نوادگان تاریک‌اندیشان هستند که در جای‌جای جهان به لطف آن اندیشه دلیرانه شگفتی‌ها می‌آفرینند. ]]> میرزاحسن رشدیه Mon, 12 Dec 2016 20:56:48 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7028/