پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/book Mon, 27 Feb 2017 23:53:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 27 Feb 2017 23:53:26 GMT کتاب 60 «خوش‌بینی در عین نومیدی»؛ کتابی از چامسکی http://dinonline.com/doc/report/fa/7206/ به گزارش دین‌آنلاین، این کتاب درآمد مختصر و مفیدی است بر اندیشه‌های نوام چامسکی؛ اندیشمندی که به گفتۀ نیویورک تایمز، به‌یقین برجسته‌ترین متفکّر زندۀ جهان است. آقای پولیکرونیو مصاحبه‌های متعدّدی با چامسکی ترتیب دیده و دیدگاه‌های وی را درباره موضوعات مختلفی جویا شده است. از جملۀ این موضوعات می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: «مبارزه با تروریسم»، ظهور نئولیبرالیسم، بحران پناهندگان، شکاف‌های ایجادشده در اتحادیۀ اروپا، آیندۀ صلح میان اسرائیل و فلسطین، ظهور جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد»، نظام انتخاباتی ناکارآمد امریکا، خطر بحران اقلیمی و نقاط مثبت و منفی شکل‌گیری یک جنبش برای وضع تغییرات اساسی. نوام چامسکی استاد بازنشستۀ گروه زبان‌شناسی و فلسفۀ «مؤسسۀ فن‌آوری ماساچوست» (ام‌آی‌تی) است. چامسکی موفّق شده است انقلابی در عرصۀ زبان‌شناسی نوین پدید آورد. وی مؤلف کتب سیاسی پرفروش بسیاری است که به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده‌اند. چامسکی یکی از سرشناس‌ترین منتقدان سیاست خارجۀ امریکا است. سی جی پولیکرونیو نیز یکی از نویسندگان نهاد خبری «تروت‌آوت» است. وی کتب متعدّدی تألیف کرده و مقالات وی در نشریات، مجلّات، روزنامه‌ها و سایت‌های خبری معروف به چاپ رسیده‌اند. این کتاب 180 صفحه‌ای یازدهم آوریل 2017 توسط انتشارات هی‌مارکت بوکز منتشر شده است. ]]> کتاب Sun, 26 Feb 2017 20:27:15 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7206/ درخواست سیدجواد طباطبایی از نجف لکزایی برای تعطیلی پروژه پاسخگویی http://dinonline.com/doc/report/fa/7203/ به گزارش دین‌آنلاین، سیدجواد جواد طباطبایی در دهمین همایش سالانه علوم سیاسی با عنوان همایش «وضعیت فکر سیاسی در ایران معاصر» که پنج‌شنبه پنجم اسفندماه در خانه اندیشمندان علوم انسانی به همت انجمن علوم سیاسی برگزار شده با اشاره به کتاب «زوال اندیشه سیاسی» گفته است: آنچه نوشتم باعث شد که برخی از طلاب حوزه علمیه قم و از جمله دوستان و همراهان نجف لکزایی تقریبا سی تا چهل جلد کتاب در پاسخ به آن منتشر کردند. نویسنده کناب «زوال اندیشه سیاسی» با بیان این نکته که عنوان و مفهوم کتابش به درستی فهمیده نشده توضیح داد: وقتی سخن از «زوال اندیشه سیاسی» گفتم، معنی آن نیست که اندیشه سیاسی در کار نبوده، بلکه اندیشه زوال پیدا کرده است.   وی افزود: بنابراین هرچه کتاب در پاسخ به «زوال اندیشه سیاسی» تالیف کنید تا بگویید که اندیشه سیاسی بوده است، به آن معنی است که نتوانستید سخن مرا درک کنید و این نوشتار پاسخ سخنم نیست. از طرفی کتابی در جواب من منتشر کردید که باید بگویم انصافا فاجعه است! کتابی که نام آن «دوام اندیشه سیاسی» است و هیچ معنی ندارد. ضمن اینکه بهتر بود قواعد فارسی‌نویسی و حُسن‌تالیف را رعایت کنید و عنوان آن را «تداوم اندیشه سیاسی در ایران» می‌گذاشتید. اگرچه کتابی درباره خواجه نظام نیز نوشته و عنوان آن را تداوم گذاشته بودم.   این فیلسوف ادامه داد: بنابراین به دکتر لکزایی و دوستانش پیشنهاد می‌کنم که پروژه پاسخگویی به کتاب «زوال اندیشه سیاسی» را تعطیل کنند، زیرا از نظر من پاسخ‌های شما تقریبا غیرقابل دفاع است. ضمن این‌که در کتاب‌هایی که تا کنون چاپ کردید، باید پاسخ می‌دادید که نسبت تداوم اندیشه سیاسی و زوال در کجاست؟ در حالی که شما تعدادی فیش دارید و به یک نفر می‌دهید که آن فرد می‌رود و کتابی درباره اندیشه سیاسی محمدباقر خوانساری می‌نویسد و دیگری اندیشه سیاسی فاضل مقداد. این افراد مهم هستند اما تکراری است.   گفتنی است كتاب «دوام اندیشه سیاسی در ایران» به قلم سید محمد ناصر تقوی در پژوهشكده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی توسط انتشارات بوستان كتاب قم منتشر شده است. در بخشی از مقدمه این كتاب كه به ارزیابی تحلیل نظریه زوال اندیشه سیاسی پرداخته، آمده است: «پاره‌ای ادعا كرده‌اند اندیشه سیاسی در اسلام و ایران، رو به زوال نهاده است. پژوهش حاضر، ادعای فوق را نقد كرده و با ارزیابی برخی ملایمات كلی و جزئی این دیدگاه، به تبار شناسی نظری آن پرداخته و بهره‌مندی‌های مستقیم و غیر مستقیم روش شناختی و محتوای صاحب این دیدگاه را از دیگر نظریه‌ها برای نخستین بار مورد توجه قرار داده است. كتاب، از یك پیش گفتار و چهار فصل تشكیل شده است كه به ترتیب با این عناوین‌اند: مروری اجمالی بر نظریه‌های انحطاط و عقب ماندگی تبار شناسی نظری دیدگاه زوال اندیشه‌ سیاسی، نقد مدعیات كلی نظریه زوال اندیشه سیاسی و نقد مدعیات جزئی نظریه زوال اندیشه سیاسی.» ]]> کتاب Sat, 25 Feb 2017 05:54:08 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7203/ فیرحی: کتاب‌های علوم سیاسی دچار خودسانسوری می‌شوند http://dinonline.com/doc/news/fa/7186/ دکتر داوود فیرحی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و مولف کتاب «در آستانه تجدد» به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: در این باره می‌توان به چند عامل اشاره کرد؛ در نگاه نخست باید گفت که توقع از کتاب‌های این حوزه بالا رفته و داوران آثار موجود را نمی‌پذیرند. چون بعضی کتاب‌ها که معادل این آثار است و شاید حتی پایین‌تر نیز هست در رشته‌های دیگر امکان رسیدن به جایزه کتاب سال را پیدا می‌کنند اما در حوزه علوم سیاسی به این شکل نیست. شاید به همین دلیل است که معتقدم توقع از این رشته بالا رفته است.   وی افزود: همان‌طور که اشاره کردم وزن کتاب‌های علوم سیاسی با برخی رشته‌ها تناسب دارد و حتی در بعضی رشته‌ها هم در حوزه تالیف و هم ترجمه بالاتر است. برای مثال ما باید ببینیم در حوزه دین، فقه، علوم‌اجتماعی و فلسفه چه کتاب‌هایی تالیف یا ترجمه شده که توانسته توجه مخاطبان را به خود جلب کند و یا نظر، نگاه و سخن تازه‌ای را بیان کرده باشد. بنابراین با توجه به وضعیت موجود باید باز هم سخنم را تکرار کنم که شاید توقع از تالیف و ترجمه در حوزه علوم سیاسی بالا رفته است با توجه به آمار کاذبی که از انتشار آثار سایر حوزه‌ها منعکس می‌شود.   این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در تشریح نگاه داوران به کتاب‌های حوزه علوم سیاسی ادامه داد: در گام بعدی نکته‌ای که به ذهن می‌رسد سلیقه داوران کتاب سال است که شاید در انتخاب آثار حوزه علوم سیاسی به شکل سلیقه‌ای برخورد کنند. زیرا در این میان نیز نوسانی با توجه به انتخاب کتاب‌ها در سال‌های گذشته دیده می‌شود. با این حال منظورم از نگاه سلیقه‌ای، برخورد جناحی نیست، بلکه معمولا در انتخاب کتاب‌های مطرح فرایندی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد برخی کتاب‌ها به مرحله پایانی برسند.   فیرحی بیان کرد: درباره تالیف نیز باید بگویم تالیف در علوم سیاسی فرایند پایداری است و مولف نگرانی این را دارد که جامعه چگونه به کتابش نگاه می‌کند، نگرانی که شاید در سایر رشته‌ها چندان مطرح نباشد. برای مثال اگر شما در روانشناسی بالینی کتابی بنویسید، امکان آن بسیار اندک است که دچار خودسانسوری شوید، اما در حوزه علوم سیاسی این مشکل وجود دارد که شاید تا اندازه‌ای به ماهیت رشته علوم سیاسی و شرایط جامعه نیز برمی‌گردد.   وی با اشاره به کتاب‌های ترجمه شده در رشته علوم سیاسی توسط برخی استادان دانشگاه‌ها عنوان کرد: در حوزه ترجمه نیز مترجمان کتاب‌های علوم سیاسی کمتر از حوزه‌های دیگر نیستند. کما‌اینکه هم اکنون آثار خوبی در حوزه اندیشه و سیاست ترجمه شده است که می‌توان به کتاب‌های دکتر عالم و معینی اشاره کرد. بنابراین این‌طور نیست که بگوییم مترجمان رشته علوم سیاسی مترجمان توانایی نیستند. مولف «در آستانه تجدد» اظهار کرد: از طرفی ممکن است توقع بیشتری نسبت به کتاب‌های ترجمه شده که خاستگاه غربی دارد، نیز مطرح است.            فیرحی در نتیجه‌گیری سخنانش گفت: در کل باید گفت با توجه به حجم تحقیقاتی که در رابطه با تالیف در حوزه علوم سیاسی وجود دارد، از نظر کیفیت با سایر رشته‌ها فرقی ندارد، شاید تنها تفاوت آن، آزادی مولفان در بیان مشکلات رشته خودشان است. ]]> کتاب Sun, 19 Feb 2017 11:20:13 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7186/ درباره کتاب "فقیهان و انقلاب ایران" http://dinonline.com/doc/report/fa/7168/ به‌گزارش دین‌آنلاین، انتشارات کویر کتاب "فقیهان و انقلاب ایران" را که به قلم سید هادی طباطبایی به رشته تحریر درآمده، منتشر کرد. این کتاب، به چگونگی مواجهه یازده فقیه برجسته شیعه با انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. محدوده زمانی که سیدهادی طباطبایی در کتاب "فقیهان و انقلاب ایران" به مطالعه آن پرداخته سال‌های 40 تا 57 است؛ زمانه‌ای که آیت‌الله بروجردی دار فانی را وداع گفت تا هنگامه پیروزی انقلاب اسلامی. شاید دلیل اینکه نویسنده کتاب، مواجهه آیت‌الله بروجردی را با حکومت پهلوی در مطالعه خود نگنجانده و از دوره پس از وفات ایشان به مطالعه پرداخته، تفاوت در تعامل و رویکرد دوسویه مرجعیت و نظام حاکم باشد؛ چراکه حکومت پهلوی تا هنگامی که آیت‌الله بروجردی زعامت را بر عهده داشت، پاس مقام مرجعیت را می‌نهاد و حتی پاره‌ای از قوانین را که بوی خلاف شرع از آن استشمام می‌شد مسکوت گذاشته بود اما با درگذشت آیت‌الله بروجردی، هم حاکمیت پهلوی عرصه را بر خود فراخ دید و هم علمای بزرگ در واکنش به خروش انقلابی طلاب پای به میدان سیاست نهادند؛ پا به میدان نهادند تا هم بی‌پروایی‌های حکومت را تعدیل کنند و هم تندروی‌های طلاب انقلابی را هدایت نمایند. این کتاب، ساحت مواجهه فقها با این موقعیت‌ها را به تصویر می‌کشد. کتاب در یازده فصل تنظیم شده و هر فصل به مطالعه رویکرد یک فقیه پرداخته است. فقهایی که از آنها سخن به میان آمده عبارتند از سید محسن حکیم، سید احمد خوانساری، سید عبدالله شیرازی، سید محمد هادی میلانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید محمد رضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی، سید ابوالقاسم خویی، سید محمد کاظم شریعتمداری، سید حسن طباطبایی قمی، سید محمد روحانی. گویا دلیلی برای چینش و ترتیب اسامی جز سنو سال فقیهان در نظر نویسنده نبوده است؛ از این‌روی، در فصل اول به آیت‌الله حکیم و در فصل پایانی به آیت‌الله سید محمد روحانی پرداخته است. ارتباط میان امام خمینی و سایر مراجع از نکاتی است که این کتاب در لابه‌لای فصل‌ها آن را دنبال می‌کند. اگر چه در غالب موارد، روابطی همدلانه میان امام و سایر مراجع وجود داشته، اما در پاره‌ای مواقع نیز تنش‌هایی میان این فقهای بزرگ ایجاد شده است. از دیگر نکاتی که در فصل‌های این کتاب پراکنده است مواجهه طلاب انقلابی با فقهاست. بسیاری از طلاب انقلابی آن موقع چون سیدعلی خامنه‌ای، حسن روحانی، محمد یزدی و عمادالدین باقی انتظار همراهی بیشتری از مراجع تقلید داشتند. برآورده نشدن خواسته‌های انقلابیان سبب می‌شد تا علیه مرجعیت برآشوبند و زبان به اعتراض بگشایند. کتاب "فقیهان و انقلاب ایران" با عنوان فرعی "یک نسل پس از آیت‌الله العظمی بروجردی" در 392 صفحه و با قیمت 28 هزار تومان مقارن با سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شده است.   ]]> کتاب Mon, 13 Feb 2017 12:22:22 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7168/ برگزیدگان جایزه جهانی کتاب سال معرفی شدند http://dinonline.com/doc/news/fa/7154/ هیئت داوران جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران ضمن سپاس از تمامی اندیشمندان حوزه مطالعات اسلامی و ایرانی که آثار خود را به این دبیرخانه ارسال کرده اند، برگزیدگان بیست و چهارمین دوره این جایزه را بدین شرح اعلام کرد: ۱ـ «راه میانه اعتدال در اسلام: اصل قرآنی وسطیه» از انتشارات دانشگاه آکسفورد؛ تالیف آقای پروفسور محمد هاشم کمالی (Mohammad Hashim Kamali) افغانی تبار و از کشور مالزی. پروفسور محمد هاشمی کمالی، استاد فقه و حقوق اسلامی دانشگاه بین المللی اسلامی مالزی و مدیر موسسه بین المللی مطالعات عالی اسلامی در مالزی، همچنین رئیس موسسه اندیشه و تمدن اسلامی است. ۲ـ «ترجمه شاهنامه فردوسی به زبان ترکی استانبولی» از انتشارات کابالجی؛ اثر آقای پروفسور نعمت پلدرم (Nimet Yildirim) در کشور ترکیه. پروفسور نعمت یلدرم، استاد و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاترک ترکیه است. ۳ـ «منابع سانسکریت، سریانی و فارسی کتاب رازی (الحاوی فی الطب)» از انتشارات بریل؛ اثر آقای دکتر الیور کال (Oliver Kahl) از آلمان. دکتر الیور کال از سال ۲۰۱۲ به عنوان پژوهشگر در مرکز مطالعات خاور نزدیک وئ میانه دانشگاه ماربورگ آلمان مشغول فعالیت است. ۴ـ «خودآگاهی در فلسفه اسلامی» از انتشارات دانشگاه کمبریج؛ اثر آقای پروفسور یاری کائوکوا Jari Kaukua از کشور فنلاند. پروفسور یاری کائوکوا رساله دکترای خود را به فلسفه ابن سینا اختصاص داد و از آن پس اغلب فعالیت های پژوهشی او در رابطه با فلسفه اسلامی به خصوص فلسفه ابن سینا ادامه یافته است. ۵ـ «فرجام شناسی و کیهان شناسی: پیوندگان مفهومی نظام دینی زرتشتیان» از انتشارات انجمن توسعه مطالعات ایران؛ تالیف خانم دکتر میهائیلا تیموش (Mihaela Timus) از کشور رومانی. دکتر میهائیلا تیموش عضو مرکز تاریخ ادیان فرهنگستان رومانی و نیز همکار مرکز ایران شناسی دانشگاه آزاد برلین و فرهنگستان علوم برلین است. ۶ـ «ترجمه اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید ابی الخیر به زبان اسپانیایی» از انتشارات ماندالا؛ اثر آقای پروفسور خواکین رودریگز بارگاس (Joaquin Rodrigues Vargae) از کشور اسپانیا. پروفسور خواکین رودریگز بارگاس، استاد زبان فارسی دانشگاه سویلا و دانشگاه بارسلونا بوده و مترجمن بسیاری از آثار ادبیات فارسی به اسپانیایی است. ۷ـ برگزیده بخش ویژه گفتگوی ادیان: اسلام و مسیحیت؛ جناب آقای دکتر آبوت تیموتی رایت (Abbot Timothy Wright) از کشور انگلستان. دکتر ابوت تیموتی رایت، مدرس دانشگاه سنت مارتین بوده و نیز پدر روحانی در «کالج پاپی بدا» در رم است. ۸ـ برگزیده بخش ویژه گفتگوی ادیان: اسلام و مسیحیت؛ جناب آقای دکتر محمدعلی شمالی از ایران. دکتر محمدعلی شمالی، مدیر مرکز اسلامی لندن و نیز مدیر موسسه بین المللی مطالعات اسلامی در قم است. همچنین عناوین آثار زیر شایسته تقدیر سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شدند: نسخ خطی ۱ـ فهرستگان نسخه‌های خطی ایران (فنخا) تالیف مصطفی درایتی، تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۴، ۴۵ ج. فلسفه غرب ۲ـ فرهنگ‌نامه تاریخی مفاهیم فلسفه (فلسفه اخلاق)، سرویراستاران یوآخیم ریتر، کارلفرید گروندر، گتفرید گابریل، ترجمه گروه مترجمان، سرویراستاران محمدرضا حسینی بهشتی، بهمن پازوکی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، موسسه فرهنگی ـ پژوهشی نوارغنون، ۱۳۹۴، ج ۳. فلسفه اسلامی ۳ـ سنجش و اکتشاف، تالیف علی عابدی شاهرودی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۹۴، ج ۱. کلیات اسلام ۴ـ اوراق الذهب او المعادن الذهبیه اللجینیه فی المحاسن الوهبیه الحسینیه، تالیف محمدعباس جزائری تستری، تحقیق و تدوین علی فاضلی، قم: موسسه کتاب‌شناسی شیعه،  ۱۳۹۴، ۳ ج. علوم قرآنی ۵ـ بازپژوهی ملاک‌های توسعه آیات الاحکام قرآن کریم، تالیف سیدجعفر صادقی فدکی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معاونت پژوهشی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۴، ۵۱۲ ص. ۶ـ القرآن کریم، ترجمه آیت‌الله نعمت‌اله صالحی نجف آبادی، تهران: کویر، ۱۳۹۴، ۱۲۳۹ ص. ۷ـ تفسیر فارسی قرآن کریم ترجمه الخواص، تالیف ابوالحسن علی بن حسن زواره‌ای، تصحیح منصور پهلوان، تهران: علمی و فرهنگی ۵ ج. ۸ـ شرح دعای ندبه، تالیف میرجلال‌الدین حسینی (محدث ارموی)، به کوشش رضا استادی و محسن احمدی تهرانی، قم: نشر کتابخانه تخصصی علوم حدیث، ۱۳۹۴، ۳ ج. ۹ـ نهج‌البلاغه، ترجمه سیدعلی موسوی گرمارودی، تهران: قدیانی، ۱۳۹۴، ۱۳۲۸ ص. عرفان و تصوف ۱۰ـ نص النصوص فی شرح الفصوص لمحیی‌الدین ابن عربی، شرح سید حیدر الاملی، تحقیق و تعلیق محسن بیدارفر، قم: بیدار، ۱۳۹۴، ۳ ج. سیره معصومین ۱۱ـ الصحابه الکرام، تالیف محمدعلی احمدیان نجف‌آبادی، قم: المرکز العالی للعلوم و الثقافه الاسلامیه، ۱۳۹۴، ۳ج. علوم اجتماعی ۱۲ـ فرهنگ و هویت: تاریخ، نظریه و کاربرد انسان‌شناسی روان‌شناختی، تالیف چارلز لیندولم، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر ثالث، ۱۳۹۴، ۷۲۰ ص. علوم سیاسی ۱۳ـ آستانه تجدد در «شرح تنبیه الامه و تنزیه المله» تالیف داود فیرحی، تهران: نشر نی، ۱۳۹۴، شانزده، ۶۱۱ ص.   ]]> کتاب Tue, 07 Feb 2017 17:39:37 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7154/ درباره کتاب «نامه‌های پولس و ساخت خویشتن اروپایی» http://dinonline.com/doc/report/fa/7094/ یکی از تصورات مهم درباره اندیشه اروپایی این است که از آغاز دوران مدرن نهاد دین و نهاد دولت از هم جدا شدند؛ چیزی که به عنوان یکی از معانی «سکولاریزاسیون» از آن تعبیر می‌شود. طبق این تصور، مفسر متن مقدس صرفاً می‌کوشد پیام خدا را به مردم برساند، اما نهاد دولت صرفاً دغدغه امور زمینی مردم را دارد. همین طور تصور می‌شود با گذشت زمان و پیشرفت علم باور دینی کمتر می‌شود ـ یکی از معانی دیگر سکولاریزاسیون. یعنی کار علمی یا فلسفه‌ورزی هم روز به روز از دین فاصله می‌گیرد، تفاسیر هم کمتر وضع ماورائی دارند و همه چیز به تدریج زمینی‌تر می‌شود. نه! این تصور کاملاً دقیق نیست. ما در عصر پساسکولار هستیم. چندان مطمئن نیستیم که نهاد دولت از نهاد دین مصون مانده است (یا برعکس)، پیشرفت علمی هم لزوماً به کمرنگ شدن دین نینجامیده، و فلسفه‌ورزی‌مان با پدیده‌ای به نام «بازگشت دین» مواجه شده است. در این میان ساخت هویت اروپایی مدرن هم درکشاکش مرزکشی‌های متعددی قرار گرفت. میشل فوکو دریافت که تاریخ زیر غباری از گفتمان به نگارش در می‌آید، پس نقد تاریخی هم به تبع آن در گیر و دار گفتمان‌ها تولید می‌شود. ادوارد سعید به ما آموخت هویت اروپاییان برساخته تخیلات آنان درباره شرق است. ژاک دریدا و جودیت باتلر، هر کدام به شکلی، به ما آموختند که هویت دوگانه به صورت دلبخواهی من-دیگری اجرا می‌شود و برساخته است. این‌ها زمینه بحث‌های کتاب نامه‌های پولس و ساخت خویشتن اروپایی است. اما ایده اصلی آن از جایی دیگر آغاز شد، از سوالاتی که هنگام تفسیر پرسیده می‌شود و سوالاتی موجه که پرسیده نمی‌شود، از پاسخ‌هایی که داده می‌شود و پاسخ‌هایی که داده نمی‌شود. سؤال اصلی من این بود که چرا هنگام تفسیر متونی از کتاب مقدس، برخی سؤالات پرسیده نمی‌شوند یا پاسخ‌هایی مرتبط به ذهن نمی‌رسند؟‌ آیا این تفاسیر و سؤالات و پاسخ‌های مربوط به آنها مقوله‌بندی‌های ذهن اروپایی را نشان نمی‌دهد؟ در این کتاب کوشیدم به این سؤالات پاسخ دهم. ابتدا سیر تطور تفاسیر را ذکر کردم. سپس رابطه آن تفاسیر انجام شده با مقوله‌بندی‌های فکری اروپایی را نشان دادم. در نهایت تفسیرهای بدیلی را ذکر کردم که کمتر به ذهن رسیده، اما با توجه به تاریخ و نظریات فلسفی اخیر قابل فهم است. به یاد داشته باشیم که من به دنبال جدا کردن تفسیر از فلسفه نیستم، بلکه تصور می‌کنم این رابطه باید به صورت تنگاتنگ‌تری صورت پذیرد. فلسفه قاره‌ای نیمه دوم قرن بیستم مرا در تبیین‌هایم کمک کردند. چرا پولس؟ از آغاز دوران مدرن تاکنون پولس در آثار فیلسوفان به عنوان الگویی برای اندیشه‌هایشان ذکر می‌شود، از جان لاک و جرمی بنتام و جان رالز لیبرال گرفته تا آلن بدیو و جورجو اگامبن و اسلاوی ژیژک چپ‌گرا. دلایل استشهاد این متفکران به پولس متنوع است. نگاه تحول‌گرای او در امور دینی قطعاً در این همذات‌پنداری مؤثر بوده است. اما اینکه این متفکران به چه شکلی ابتدا پولس را تصویر کرده‌اند و سپس به آن تصویر تمسک جسته‌اند، داستان جالبی دارد. زیرا اگر پولس را لیبرال بخوانند، ممکن است جنبه‌ای از محافظه‌کاری در او بیابند. اگر او را زن‌ستیز بنامند، جنبه‌هایی جالب از نگاه برابرگرایانه هم می‌توانند در آثارش بیابند. اگر او برای انسان مدرن نماد سکوت و سیاست‌زدایی باشد، نگاه انقلابی‌اش تصور ما را در هم می‌ریزد. اما خوب است درنگ کنیم، شاید اشکال از دوگانه‌های ذهنی ما باشد و نه پولس تاریخی. این ماییم که نمی‌توانیم آشتی یا برهم‌پوشانی برخی امور مانند تبعیت و انقلابی‌گری را بپذیریم. در مجال کوتاه این کتاب فقط سه متن از رساله‌های اصیل پولس را بررسی کنم: رومیان ۱۳ (درباره تبعیت از حاکمان مدنی)، غلاطیان ۲: ۱۱-۱۴ (درباره رابطه دین و تفکر مدرن) و اول قرنتیان ۱۱: ۵-۱۶ (درباره پوشش سر زنان). در رومیان ۱۳ پولس مومنان را به تبعیت بی قید و شرط از حاکمان مدنی توصیه می‌کند. تفسیر این آیه و انطباق آن با زندگی روزمره مومنان همواره دشوار بوده، به ویژه با توجه به اینکه این سخن همواره مورد سوء استفاده حاکمان سیاسی قرار می‌گرفته است. در سیر تفاسیر از گذشته تا کنون به این نتیجه می‌رسم که مشکل مفسران این بوده است که می‌کوشیدند پولس را در قالب جدایی نگاه سیاسی از نگاه الاهیاتی بفهمند. در کل تاریخِ تفاسیر فقط یاکوب تاوبز فیلسوف یهودی آلمانی در دهه ۱۹۸۰ و اخیراً لارنس ولبورن به این نتیجه رسیدند که کل فصل سیزدهم رساله به رومیان به مثابه یک واحد ادبی قابل فهم است. یعنی آیات ۱-۷ (امر به تبعیت از حاکمان مدنی) در قالب قسمت دوم (آیات ۱-۸، توصیه به محبت به همنوع) و قسمت سوم (آیات ۱۱-۱۴، سخن گفتن از آخرالزمان که به زودی واقع می‌شود و ضرورت تجهیز به اعمال صالح برای این رخداد عظیم) فهمیده می‌شود: انسان مؤمن از حاکمان مدنی تبعیت می‌کند، زیرا دنیا به زودی تمام می‌شود. مبارزه انقلابی واقعی در اعمال صالح فردی اتفاق می‌افتد. اما چرا تاکنون مفسرانی که تحت تأثیر فلسفه سیاسی مدرن بوده‌اند، چنین تفسیری نداشتند؟ زیرا نمی‌توانستند تصور کنند تبعیت سیاسی ناشی از نگاه الاهیاتی باشد، نمی‌توانستند جامعه‌ای را تصور کنند که در آن محبت به همنوع و انسجام جامعه ایمانی موجودیت سیاسی را به ارمغان می‌آورد، جامعه‌ای که در آن اعمال بدنی فردی نقش سیاسی جهانی داشته باشد و هیچ چیز جز مسئولیت اجتماعی اهمیت نداشته باشد. پیوند الاهیات و سیاست به معنای حکومت دینی نیست، بلکه می‌توان نقاطی کوچک در زندگی روزمره را یافت که در آن مقوله‌بندی‌های فلسفه مدرن عمل نمی‌کند، نقاطی که می‌توان آنها را همراه با برخی از فیلسوفان قاره‌ای تبلور «الاهیات سیاسی» نامید. تفاوت ما با پولس این است که ما شاید در نقاطی بتوانیم مقوله‌های الاهیاتی و سیاسی‌مان را به چالش بکشیم، اما او در این فضا می‌زیست. این تبیین را با استفاده از نظریه‌های الاهیات سیاسی، فلسفه‌های اگزیستانس و نئومارکسیست در فلسفه قاره‌ای (اندیشه‌های ماکس وبر، مارتین هایدگر، میشل فوکو، گرشوم شولم، کارل اشمیت، جورجو اگامبن، ژاک دریدا، والتر بنیامین، جودیت باتلر، صبا محمود، طلال اسد، استنیسلاس برتون و لویی آلتوسر) به دست آوردم. به عبارت دیگر به کمک این تبیین و با استفاده از نظریات «الاهیات سیاسی» در تفسیر قاره‌ای ادعا کردم که سخنان پولس باید جایی خارج از مقوله‌بندی‌های رایج فلسفه اروپایی فهمیده شود: موقعیتی که پایان جهان نزدیک است، اعمال صالح و نه شورش سربازی مناسب برای پایان جهان می‌آفریند، زمانی که عدالت گسترده می‌شود، پایانی که در محاسبات ما نمی‌گنجد و تصادفی است، و زمان انتظار فقط با دغدغه این جهانی و در عین حال نگرانی از پایان جهان می‌گذرد.   در فصل سوم به تفاسیر رساله به غلاطیان ۲: ۱۲-۱۴ (واقعه انطاکیه) پرداخته‌ام. در این فصل پولس اختلاف نظرش با پطرس را روایت می‌کند: زیرا پطرس پیش از اینکه گروهی از یهودیان ملتزم‌تر به انطاکیه بیایند، با غیریهودیان سر یک سفره می‌نشست. اما پس از آن شیوه‌اش را تغییر داد به گونه‌ای که دیگران هم به پیروی از او از غیریهودیان کناره گرفتند. پولس با اعتراض به پطرس می‌گوید: چرا آن چیزی را که خودت نمی‌توانی عمل کنی، به دیگران تحمیل می‌کنی؟ باز هم سیر تفاسیر روند جالبی را نشان می‌دهد. در دوران پیشامدرن بیشتر بحث در این باره بود که چرا دو رسول عاری از گناه باید با هم اختلاف داشته باشند و در صورت اختلاف شیوه کدام ترجیح داشته است و … اما پس از لوتر نزاع میان یهودیت و مسیحیت نقطه اصلی اختلاف می‌شود. این تصور که پولس با شریعت و در نتیجه یهودیت مخالف بوده است، در دوران اصلاحات دینی (قرن شانزدهم) تا نیمه قرن بیستم با شدت فراوان ادامه یافت. البته باید توجه داشت که تنها این قسمت از نامه‌های پولس برای اثبات دشمنی او با شریعت و یهودیت ذکر نمی‌شد. اما این آیات در قالب کلی نسخ یهودیت توسط مسیحیت قابل تفسیر بوده است. از دهه ۱۹۷۰ جریانی به نام «دیدگاه نو درباره پولس» این تصور را به چالش کشیده است. گفته می‌شود که نگاه اصلاح‌گران به یهودیت دقیق نبوده است و اتفاقاً سخنان پولس در قالب یهودیت بهتر فهمیده می‌شود. اما باز هم این رویکرد با انتقاد برخی از دانشمندان کتاب مقدس مواجه شد، زیرا تکثر نگاه یهودی و نیز یافته‌های دین‌پژوهانه درباره یهودیت را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده بود. در بررسی آثار لوتر، نیچه، فروید، ژیژک و بدیو درباره دین به این نتیجه رسیدم که نگاه آنان درباره دین به شدت متأثر از فضای تصور نسخ یهودیت توسط مسیحیت بوده است، فضایی که بدی‌ای را به یهودیت نسبت می‌داد و رسالت پولس را در غالب گذار از آن بدی و ایجاد مسلکی جدید بر مبنای آزادی ترسیم می‌کرد. اگر در فصل دوم با کمک فلسفه قاره‌ای به مطالعات تاریخی کتاب مقدس انتقاد کردم، در این فصل از مطالعات تاریخی بهره جستم تا اشکال تصور فیلسوفان قاره‌ای درباره ادیان را برجسته کنم. نزاع پولس و پطرس بسیار شبیه هر اختلاف نظری در یهودیت آن دوران بود، اختلافی درباره الزام شریعت بر دیگران. پولس هیچ گاه بنا نداشت از یهودیت فاصله بگیرد. حداکثر فاصله او با تصور ما از یهودیت این بود که بدون اینکه شریعت را کنار بگذارد، ایمان به مسیح را شرط رستگاری می‌دانست.   فصل چهارم کتاب به حکم پوشش سر در رساله به قرنتیان ۱۱: ۵-۱۶ اختصاص دارد. در این فصل پولس از مردان مؤمن می‌خواهد که هنگام عبادت چیزی بر سر نداشته باشند و از زنان می‌خواهد که در هنگام دعا و نبوت سرشان را بپوشانند. زیرا مرد سر زن است، زن از مرد گرفته شده و نه مرد از زن (در پیدایش آغازین) و به‌خاطر فرشتگان (عبارتی نسبتاً مبهم در متن). باز هم سیر تفاسیر تغییری شگفت‌انگیز را نمایش می‌دهد. در گذشته این آیات مشکلی ایجاد نمی‌کردند. اتفاقاً مفسران مسیحی از این آیات استفاده می‌کردند تا لزوم پوشش را برای زنان پررنگ کنند. اما این روند به تدریج در دوران مدرن تغییر یافت، به گونه‌ای که مفسران می‌گفتند هدف پولس از این حکم آن نبوده است که زنان مسیحی را به پوشش ملزم سازد، بلکه او رسمی اصالتاً یهودی یا یونانی یا شرقی را تقویت می‌کرده، در پی آن بوده که تفاوت بین دو جنس مشخص باشد (و خطر انحراف جنسی پیش نیاید)، می‌خواسته رفتارهای احتمالاً خلسه‌آمیز زنان در هنگام عبادت را کنترل کند و … به عبارت دیگر پوشش زنان برای مفسران مدرن اروپایی وسیله‌ای برای ایجاد هویت و کشیدن مرزهای میان هویت مطلوب و نامطلوب و خودی و غیرخودی بود. به عبارت دیگر، پوشش سر به نشانه «دیگری» مبدل شد. این در حالی است که بسیاری از مرزها و هویت‌ها در دهه‌های اخیر به چالش کشیده شده‌اند. اگر می‌گوییم پوشش زنان «نشانه تحقیر زن غیر اروپایی است»، دیگر امروز منظورمان از هر یک از کلمات روشن و معین نیست. اگر از نظریات لوس ایریگاری، گایاتری اسپیواک، ژاک دریدا، صبا محمود، فرانتس فانون و علی شریعتی استفاده کنیم، خواهیم دید که جنسیت، نحوه ابراز و سرکوب آن، سوژگی دینی و جنسیتی و حتی معنای پوشش هم متفاوت و متکثر است. هم تحمیل دیدگاه‌های امروزین بر پولس اشتباه است و هم تفسیری که با مرزکشی میان خودی و غیرخودی (که قطعاً در حکم حجاب مد نظر پولس نبوده است)، از مقصود او فاصله می‌گیرد. شاید همراه با یورن اوکلند و دیل مارتین و با استفاده از متون طبی و اجتماعی آن دوران بتوان گفت که پولس مایل بوده است با پوشش سر، جنسیت را محو سازد و زمینه‌ای را برای گنجاندن زنان در مجامع فراهم آورد. یعنی شاید از نظر پولس، حجاب مایه تحقیر و طرد زنان نبوده، بلکه به ادغام آنان با جامعه کمک می‌کرده است. او با حجاب مرز نکشید، بلکه باعث پاک شدن مرزها شد.   در این کتاب کوشیدم نشان دهم که برخی از تفاسیر قابل تأمل ارائه نشده‌اند، صرفاً به این دلیل که با نگاه فلسفی و دینی و فرهنگی اروپاییان به کتاب مقدس سازگار نبوده‌اند. بنابراین مایل بودم که پیش‌فرض‌های الاهیاتی و سیاسی نقد تاریخی را گوشزد کنم؛ بر طبیعت پساسکولار جامعه و در پی آن تفسیر تأکید کنم؛ نشان دهم که فلسفه و تفسیر رابطه‌ای وثیق دارند. من نه تنها رابطه فلسفه و تفسیر را مسئله‌ساز نمی‌دانم، بلکه اتفاقاً از محکم‌تر شدن آگاهانه این رابطه حمایت می‌کنم. هم مفسران باید از فلسفه بیاموزند (فصل ۲)، هم فیلسوفان از تفسیر (فصل ۳) و هم هر دوی آنها باید بکوشند خود را به دیگری گشوده سازند (فصل ۲ و ۳ و ۴). درست است که خویشتن اروپایی از طریق دوگانه‌هایی که از قضا به پولس هم ربط داده شده، ساخته شده است. اما اینکه پولس در این دوگانه‌ها نمی‌گنجد، شاید بتواند به انسان اروپایی گوشزد کند که خویشتن خود را از نو بسازد، خویشتنی گشوده‌تر به دیگری.   ]]> کتاب Fri, 13 Jan 2017 18:11:09 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7094/ نگاهی به برخی از نشریه‌های منتشر شده در حوزۀ ادیان http://dinonline.com/doc/report/fa/6932/ آخرین شماره دو فصلنامه علمی-پژوهشی الهیات تطبیقی نیز با مشخصات تاریخی «سال هفتم، شماره 15، بهار و تابستان 1395» توسط معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه اصفهان منتشر شده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله بی‌بی‌سادات رضی بهابادی است. نگارنده در مقاله خود با عنوان "بررسی تطبیقی آموزه فداء مسیحیت در تفاسیر المنار و المیزان" نوشته‌ است: «آموزه "فداء" از جمله اعتقادات رسمی مسیحیان است كه با گناه نخستین ارتباط تام دارد. نظریه آنسلم مشهورترین تبیین از این نظریه است. براساس این نظریه، تمام انسان‌ها بر اثر گناهِ آدم، فاسد و گنهكار شدند. ازسویی، عدالت خدا اقتضا می‌كند مجازاتی در پی این گناه باشد و ازسوی دیگر، لازمه رحمت خدا نجات انسان است؛ ازاین‌رو، عیسی مسیح به عنوان خدای انسان گونه، به منظور كفاره گناه آدم و نجات انسان به صلیب كشیده شد. تفسیر المنار با رویكردی صرفاً عقلانی و المیزان براساس تعالیم قرآنی نقدهایی جدی بر این آموزه دارند. المیزان به نقد همه مولفه‌های فداء توجه داشته است؛ اما بیشترین نقد المنار متوجه تزاحم رحمت و عدالت الهی است. المنار، منكر شفاعت است و تنها راه نجات را ایمان و عمل صالح می‌داند. از نظر علامه، ماهیت شفاعت و فداء متفاوت است و عیسی، شفیع است نه فادی. به طوركلی، از نگاه قرآن و عقل، آدم گناه نكرد. صحیح نیست كه به خاطر گناه یك شخص، تمام انسان‌ها عقوبت شوند. همه گناهان یكسان نیستند و هر گناهی به هلاكت ابدی منجر نمی شود. عدالت خدا با عفوش منافات ندارد. تجسد خدا محال است. لازمه كفاره شدن عیسی، لغو و بیهودگی شرایع و واقعی نبودن نظام پاداش و كیفر الهی است.» (ص. 47) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "پاسخ‌های فلسفی ملاصدرا و آگوستین به مسئله شر"؛ "زهد از نگاه نیچه وحافظ"؛ "هرمنوتیك انتولوژیك صدرایی و مسئله زبان دین"؛ "بررسی و تطبیق جعل یا كشف معنای زندگی در اندیشه كیركگور و سارتر"؛ "تحلیل مقایسه‌ای آراء آكویناس و ابن سینا درباره علم فرشتگان"؛ "تجربه دینی و گوهر انگاریِ آن از منظر غزالی و ویلیام جیمز"؛ "رؤیت خداوند از نگاه فخرالدین رازی و علامه طباطبایی" و "بررسی امكانِ جمع بین مبانی معرفتی قرآن و اصول هرمنوتیك فلسفی".   فصلنامه علمی ـ ترویجی معرفت ادیان  نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «سال ششم، شماره دوم، پیاپی 22، بهار 1394» منتشر شده است. این نشریه به کوشش مؤسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی (ره) منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله سیدمرتضی میرتبار و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "تأثیر الهیات اروپایی بر تشكیل الهیات رهایی بخش امریكای لاتین" نوشته‌‌اند: «ریشه‌های شكل‌گیری الهیات رهایی‌بخش امریكای لاتین را می‌توان در رخدادها و جنبش‌های سكولار و دینی اواسط قرن بیستم در اروپا جست‌وجو كرد؛ چراكه این الهیات در واكنش به تفكر اروپایی شكل گرفته بود. از جمله متفكران اروپایی كه نظریاتشان در الهیات رهایی‌بخش مورد استفاده قرار گرفت، یورگن مولتمان، ژان ماریتن و دیتریش بونهافر است. از منظر مولتمان، وعده خدا در انجیل، رستاخیز عیسی و كل آفرینش در پرتو قدرت الهی است كه پیوند عمیقی با عمل اجتماعی و سیاسی مسیحیان برای تجدید حیات جامعۀ بشری دارد. ازاین‌رو، این جهانی است، نه آن جهانی. كلیسا در این معنا، دارای نسبت خویشاوندی با جهان است. ماریتن قائل است انسان باید برای توسعۀ مادی، اجتماعی و معنوی همۀ اشخاص جامعه بكوشد، هم در مقام فرد و هم در مقام اشخاص كه این مستلزم عمل است. بونهافر نیز وظیفه مسیحیان در جهان سكولار و بی‌دین امروز را شریك شدن در رنج‌های خداوند، در احیای ایمان مسیحی در این جهان می‌داند تا زمینه‌های تحقق ملكوت و عدالت الهی فراهم آید. بنابراین، می‌توان گفت: الهی‌دانان بزرگ رهایی بخش امریكای لاتین، تحت تأثیر الهی دانان اروپایی بوده و از نظرات آنان در بیان دیدگاه‌های خود بهره می‌بردند. ازاین‌رو، یكی از مهم‌ترین علل شكل‌گیری الهیات رهایی‌بخش را باید الهیات اروپایی دانست و الهی‌دانان غربی را مؤثر در ایجاد این الهیات در امریكای لاتین قلمداد كرد.» (ص. 139) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نگارگری و شمایل‌نگاری: تجلّی هنر دینی در میان شیعیان امامیه و مسیحیان ارتدوكس"؛ "خشونت مذهبی در پناه نص گرایی(ظاهرگرایی) در اسلام و مسیحیت؛ با تأكید بر سلفی‌گری اسلامی و بنیادگرایی مسیحی"؛ "بررسی تطبیقی تصویر شیطان در ادیان الهی"؛ "بررسی و نقد تاریخی كتاب ایوب"؛ "تأملاتی تحلیلی و انتقادی در مكاتب فلسفی ناستیكه هند" و "نقدی بر نقد مقالة «تشابه ادیان توحیدی؛ تحریف كتاب مقدس و تحریف قرآن»"   دانشگاه ادیان و مذاهب(پژوهشکده ادیان و مذاهب)، آخرین شماره دو فصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهش‌های ادیانی را با مشخصات تاریخی « دوره 3، شماره 6، زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله مهدی صالحی و دیگران است. نگارندگان در مقالۀ خود با عنوان " گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در ایران معاصر؛ نگرشی آسیب‌شناختی" نوشته‌اند: «در نیم ‌قرن اخیر، وقایعی مانند تغییر منظر رسمی کلیسای کاتولیک در شورای واتیکانی دو، تشکیل شورای جهانی کلیساها و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در ایران در رشد و گسترش گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت نقش برجسته‌ای داشته است. علی‌رغم پیشرفت‌های حاصل‌شده در این زمینه، کماکان معضلات و موانعی در مسیر رسیدن به گفت‌وگوی مطلوب وجود دارد. نظر به اینکه ایران در دوران معاصر بیشترین سهم را در گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در منطقه‌ داشته، آسیب‌شناسی کارنامه گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در ایران معاصر ضروری است. مقاله حاضر می‌کوشد با نگاهی به گفت‌وگوهای مهم اسلام و مسیحیت در ایران معاصر، نقدها و کاستی‌های آن را به بحث بگذارد. این پژوهش مبتنی بر روش تحقیق کیفی است و از رویکرد توصیفی- تحلیلی بهره می‌برد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفت‌وگوهای اسلام و مسیحیت در ایران معاصر، به رغم دستاوردهای نسبی آن، با نقدهایی مواجه بوده است»  (ص. 41) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از:    "زردشت و ابراهیم در منابع اسلامی"؛ "سیمای دوگانه خدای اِنکی (اِآ) در اساطیر بین‌النهرین؛ "سجاد دهقان‌زاده؛ مهرنوش فکری"؛  "تحول قربانی از انسان به حیوان: نقطه عطفی در روند عقلانی‌شدن"؛ "کارکردهای تربیتی و اخلاقی رنج در الاهیات یهودی"؛ و "دلایل مطرح‌شدن «دین الاهی» از سوی اکبرشاه گورکانی در هند".   ]]> عباس مهدوی کتاب Sun, 13 Nov 2016 20:26:49 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6932/ نگاهی بر آخرین نشریه‌های منتشرشده در حوزه مذاهب http://dinonline.com/doc/report/fa/6904/ آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی شیعه‌شناسی نیز با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 50، تابستان 1394» توسط موسسه شیعه‌شناسی منتشرشده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله سارا شریعتی مزینانی و مهدی سلیمانیه است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "بررسی ویژگی‌های جامعه‌شناختی نمونه نوعی محصل علوم دینی در حوزه علمیه قم (طلاب دوره سطح)" نوشته‌اند: «این پژوهش در پی یافتن پاسخی جامعه‌شناختی برای این پرسش است که: «از زندگی طلاب چه می‌دانیم؟» در این زمینه، سؤال‌های متعددی مطرح می‌شود که غالباً حول محور ابعاد عینی، وضعیت زندگی روزمره و گرایش‌های ذهنی طلاب سازمان یافته است ... رویکرد روشی انجام این پژوهش، رویکرد کیفی است که در هر مرحله، از فنون متناسبی سود جسته است: در مرحله جمع‌آوری داده‌ها، از دو فن «مصاحبه عمیق نیمه ساخت‌یافته» و «مشاهده» (ساخت‌یافته و نیمه ساخت‌یافته) و در مرحله تحلیل داده‌ها، از دو روش اصلی «گروندد تئوری» و «تیپولوژی «(از نوع برساختی) استفاده شده است. نمونه این پژوهش، شامل نه تن از طلاب دوره سطح مشغول به تحصیل در حوزه علمیه قم و دو تن از استادان و مدیران حوزه بودند. در پایان این پژوهش و براساس داده‌های گردآوری‌شده از میدان تحقیق، دو گونه اجتماعی متمایز طلاب با عناوین «تیپ نوگرا» و «تیپ سنتی» نام‌گذاری شدند. این دو تیپ، باوجود نقاط شباهت فراوان، در هفت متغیر با یکدیگر تمایز قابل‌توجهی داشتند»: نوع انگیزه‌های طلبه شدن (شامل دو بُعد)، سن ازدواج، نوع ابزار تبلیغ دینی، نوع رابطه با فناوری‌های ارتباطی نوین، نوع رابطه اجتماعی با همسر، و دیدگاه درباره اشتغال همسر.» (ص 7) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "بررسی مشارکت جوانان در مساجد با تأکید بر خانواده"؛ "مناسبات اجتماعی شیعیان عصر حضور در تعامل با امامان معصوم (ع)"؛ "اهل حق (یارسان)؛ مطالعه مردم‌شناسانه گروهی از شیعیان غالی استان کرمانشاه"؛ "مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامت"؛ "نقش و اهمیت مذهبی، فرهنگی و اجتماعی راه عتبات (قم- قصر شیرین) با تکیه‌بر رفت‌وآمد زائران شیعی در دوره قاجار"؛ "بررسی تأثیر سفرهای زیارتی بر سیاست منطقه‌ای و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با عراق نوین"؛ "پیامدهای سیاست شاه‌عباس در براندازی حکومت شیعی آل کیا در گیلان"؛ "بررسی نقش تشیع در ورود و گسترش اسلام به آسیای جنوب شرقی" و "تقیه از نگاه مفسران و فقیهان فریقین" فصلنامه علمی-ترویجی مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت) نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «شماره 43، بهار 1395» منتشرشده است. این نشریه به کوشش دانشگاه مذاهب اسلامی  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله مهدی ایزدی و مرتضی قاسمی حامد است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "بررسی تطبیقی روایات مواجهه حضرت یوسف (ع) با پدر"، نوشته‌اند: «در جوامع روایی و تفسیری، 10 روایت درباره مواجهه حضرت یوسف (ع) با پدر وجود دارد که در آنها از بی‌احترامی حضرت یوسف (ع) به پدر، سخن به میان آمده است. پنج روایت در منابع امامیه و پنج روایت در منابع اهل سنت نقل شده‌اند. روایات امامیه با اهل سنت تفاوت ماهوی دارند، هرچند یکی از روایات اهل سنت مشابه روایات شیعه است، اما همگی حکایت از این دارند که حضرت یوسف (ع) به پدرش احترام نکرد. در این نوشتار، اسناد و متون این روایات براساس معیارهای نقد حدیث، موردنقد و بررسی تفصیلی قرار می‌گیرند و به ریشه‌یابی آنها پرداخته می‌شود. از بررسی این روایات، پی می‌بریم که هیچ‌کدام قابل استناد نیستند؛ زیرا: 1. همگی دچار ضعف سند بوده و از اقسام روایات ضعیف به شمار می‌روند. 2. در متن این روایات اختلاف‌ها، تناقض‌ها و ابهام‌هایی وجود دارد. 3. در آنها مطالب شاذ و متضاد با قرآن بیان شده است. 4. روایتی متعارض در مقابل آنها وجود دارد که با متن قرآن سازگار است. به نظر می‌رسد ریشه این روایات به تلمود می‌رسد؛ زیرا در آنجا یوسف (ع) متهم شده که حالت ریاست و فرمانروایی به خود می‌گرفته است. بنابراین علت رواج این روایات، این تفکر موجود در تلمود بوده است که برخی از روایان، با قبول این تفکر، درصدد اتهام‌زنی به یوسف (ع) برآمده‌اند. البته در قرآن و تورات، از این اتهام خبری نیست. قدیمی‌ترین منابع این روایت: تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم، جامع‌البیان طبری و تفسیر ابن ابی حاتم است که به نظر می‌رسد، از طریق آنها رواج پیدا کرده است.» (ص 80) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " نشانه‌شناختی جایگزینی واج و تأثیر آن در ایفای معنا در متون تفسیری (مطالعه موردی تفسیر التبیان)"؛ "نگاه عارفانه شیخ علاءالدوله سمنانی به جامعه"؛ "نمودارهای جهان‌نگارانه در اسلام"؛ "نمودی از هم‌گرایی مذاهب اسلامی در اعتماد محدثان اهل سنت به راوی شیعی عباد بن یعقوب" و" فضایل و مناقب حضرت علی (ع) در اشعار محیا". مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی، آخرین شمار دو فصلنامه علمی-پژوهشی انسان‌پژوهی دینی را با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 35، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله مهدی فرمانیان و علیرضا میرزایی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان " تمایزات اهل‌بیت (ع) به‌عنوان انسان برتر در نظر ابن حنبل و ابن تیمیه"، نوشته‌اند: «ابن حنبل در کتب خود همانند المسند و فضائل الصحابه و مطالب منقول در کتب تاریخ و سیر، نگاه اجلالی و تثبیتی و احترام‌آمیز به اهل‌بیت (ع) دارد. هرچند وی از سلسله‌جنبانان اهل حدیث و سلفی گری است در شکستن فضای عثمانیه و مروانی ضد علی (ع) نقش ممتازی ایفا کرد. نقش و اهتمام او در تربیع و تثبیت خلفای راشدین در چهار نفر، که منتهی به علی (ع) می‌شود، بسیار برجسته است. دیدگاه‌های ابن تیمیه، خلف ابن حنبل نیز، باوجود اشتراکات فراوان، گاه متفاوت با ابن حنبل است و گاه نیز با وی اختلاف دارد و بعضاً نسبت به اکثریت علمای اهل سنت در موضوع منزلت اهل‌بیت (ع) متفرد می‌شود. موضع ابن تیمیه راجع به اهل‌بیت (ع) اجلالی و تثبیتی است اما در اثر عواملی گاه گرفتار جدل‌های بی‌حاصل و تفریط در حق اهل‌بیت (ع) شده است. شیعیان، ائمه اهل‌بیت (ع) را به‌عنوان انسان کامل قبول دارند که مظهر تجلی اسما و صفات الهی است. این نگاه در اهل سنت طرفدار ندارد و دو اندیشمند حنبلی مذکور باوجود اعتقاد به منزلت والای آن ذوات مقدسه آنها را از نمونه انسان‌های برتر جامعه بشری و اسلامی می‌شناسند. در این مقاله، دیدگاه این دو عالم حنبلی را درباره منزلت اهل‌بیت (ع) بررسی تطبیقی می‌کنیم.» (ص، 223) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقش اراده در شکل‌گیری معرفت از منظر صدرای شیرازی"؛ "نقش فطرت در معناداری زندگی از دیدگاه صدرای شیرازی"؛ "برهان معرفت نفس از فارابی تا صدرای شیرازی"؛ "انسان و ساحات وجودی او بر مدار آموزه‌های رشدشناخت قرآنی-اوصیایی (ع)"؛ "نقش حرکت جوهری در تحول وجودی انسان"؛ "رابطه حقوق بشر و انسان‌شناسی"؛ " نقش نظریه اعتباریات در جایگاه‌شناسی علم انسان‌شناسی"؛ "رابطه طهارت انسانی با بطون قرآنی از نگاه سید جلال‌الدین آشتیانی" و " مقاصد انسانی شریعت در فقه امامیه".   ]]> عباس مهدوی کتاب Sat, 05 Nov 2016 06:33:17 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6904/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشر شده در حوزه عرفان اسلامی http://dinonline.com/doc/report/fa/6851/ دانشگاه کاشان، آخرین شمار دو فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات عرفانی را با مشخصات تاریخی «شماره 22، پاییز و زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله سیدمحمد استوار نامقی است. استوار نامقی در مقاله خود با عنوان " استعاره‌های سماع در انس التائبین احمد جام نامقی"، نوشته است: «مسئله اصلی این مقاله، بررسی استعاره‌های سماع در انس‌التائبین است. در نگرش شناختی، مفاهیمی چون زمان، کمیت، حالت، دگرگونی، کنش، علت، هدف، شیوه و وجه با روش استعاری فهمیده می‌شوند. احمد جام در انس‌التائبین برای تبیین بسیاری از جنبه‌های سماع از حوزه‌های «خوراک»، «انسان» و «بیماری و سلامت» بهره برده، با استعاره‌های «سماع، به‌مثابه انسان است»؛ «سماع به مثابه خوراک است»؛ «سماع به مثابه سلامت و بیماری است»، نظریه‌اش را تبیین کرده است. پشتوانه نظری مقاله، نظریه «استعاره‌های مفهومی» است که استعاره را از شگردی زیبایی‌شناسی به ابزار اندیشیدن ارتقاء داده‌است...» (ص 5) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "چگونگی استفاده عارفان از حدیث «الفقر فخری» و رویارویی محدثان با این روایت"؛ "بررسی نقش سه عارف خطه قومس در حفظ و استمرار اندیشه خسروانی و حکمت اشراق"؛ "معیار اعظم بودن «اسم اعظم» خداوند در عرفان اسلامی"؛ "ادریس (ع) از منظر ابن عربی (با تکیه بر فتوحات مکیه و فصوص الحکم)"؛ "تحلیل الگوهای فکری مولوی در نمادپردازی‌های حیوانی"؛ "تصحیح انتقادی و تحلیل ساختاری یک بیت عرفانی از دیوان حافظ " و "نخستین تبیین احوال و مقامات عرفانی در مناجات «خَمسَ عَشَرَه»". آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی عرفان اسلامی نیز با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 48، تابستان 1395» توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان  منتشر شده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله ابوالفضل غنی‌زاده است. غنی‌زاده در مقاله خود با عنوان "نگاهی به زیبایی‌شناختی عرفانی انتقادی در داستان پنجم مثنوی معنوی" نوشته است: «مکتب فرانکفورت چشمه فلسفی- فکری است که به وسیله روشنفکران آلمانی با رویکرد انتقادی اجتماعی در قرن بیستم بنا شد. نظریه زیبایی‌شناختی انتقادی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین جریان این چشمه به شمار می‌رود. طرفداران این نظریه، برخلاف شیوه تسلیمی و تمکینی دو مکتب جامعه شناختی: الف- سنتی قدیم (مادام دواستال و هیپولیت تن) که فقط به انعکاس مسائل اجتماعی در ادبیات بسنده داشتند. ب- سنتی جدید (جورج کوماج و لوسین گلدمن) که از چارچوب منافع اجتماعی و ساختار واحد اجتماعی نتوانستند پا را فراتر بگذارند، اعتقاد به مبانی آگاهی‌بخشی، استقلال، انتقاد منطقی و انقلابی هنر دارند و اصالت یک اثر هنری را با این مبانی و بینش به وجود آمده از آن، ارزیابی می‌کنند. به اعتقاد نویسنده، این انتظارات هنری در ساختار فکری و مشرب عرفانی جلال‌الدین مولوی نیز جریان دارد. برای اثبات آن؛ در این نوشته ابتدا چهار مفهوم اصلی نظریه یادشده؛ از قبیل: جنبه انتقادی هنر یا اثر ادبی، منش ایدئولوژیک هنر (قوه سیاسی)، رویکرد انقلابی و ساختار استقلالی اثر هنری به اجمال گزارش شد و با تحلیل و بررسی تطبیقی داستان «شیرو نخجیران» مولوی با مفاهیم اصلی مکتب فرانکفورت، دانسته شد که در لایه‌های نهفته سروده، بر خلاف رمز ظاهری داستان که افکار اغلب مثنوی‌پژوهان را به خود معطوف ساخته است، سبک عرفانی- انتقادی و انقلابی خاصی به‌کار رفته است.» (ص 95) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "سماع عارفانه و طواف عابدانه در ادب فارسی"؛ " نگاهی به فلسفه طنز و کاربرد آن در عرفان"؛ " آثارمقام عرفانی «صبر» برنفس سالک از نظر خواجه عبدالله انصاری با تکیه بر کلام امام علی (ع)"؛ "معناشناسی عشق از نگاه عرفا با رویکرد به نظرات مولوی"؛ " تجلی عرفان در برده بوصیری"؛ "گزاره «خواب»؛ سلطه تخیل یا کارکرد عقل"؛ "نوع مواجهه عرفا با عشق و سیاست با تکیه بر اشعار سنایی، مولوی و حافظ"؛ "مطالعه تطبیقی «وحدت وجود» در نگاه ابن عربی و ماسترِاِکهارت آلمانی"؛ "رضا در اشعار ابن فارض و ابن عربی"؛ "مهدویت در عرفان اسلامی" و "نقش ویژگی‌های ظاهری معشوق در تبیین مقاصد عرفانی حافظ". دو فصلنامه پژوهشنامه عرفان نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «سال هفتم، شماره 14، بهار و تابستان 1395» منتشر شده است. این نشریه به کوشش انجمن علمی عرفان اسلامی ایران  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله حسین یزدانی و حامد موسوی جروکانی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "خوداستعلایی در باور ابوسعید ابی‌الخیر و ویکتور فرانکل"، نوشته‌اند: «از جمله دغدغه‌های مشترک انسان معاصر و انسان گذشته، مسئله وجود (زیستن) و مرگ (نیستی) است. یکی از مباحثی که می‌توان ذیل دغدغه وجود (زیستن) مطرح کرد، مسئله اراده معطوف به خود یا غیر است. چیزی که روان‌شناسان وجودگرا از آن به «خوداستعلایی» تعبیرکرده‌اند. فرانکل یکی از این روان‌شناسان که در این پژوهش، آرای وی با ابوسعید ابی‌الخیر مورد تحلیل و تطبیق قرار گرفته است، خوداستعلایی را «فرارفتن از خود» و «درگیر غیر از خود شدن» می‌داند. ابوسعید نیز تعابیری چون فرارفتن از خود، غایب شدن از خویش و ... را به‌کار برده که نزدیک به مسئله خوداستعلایی است. فرانکل، مصادیق خوداستعلایی را تحقق آرمان هدفی، خدمت به انسان‌ها و عشق به دیگران می‌داند. ابوسعید نیز علاوه براین موارد، ظلم و تعدی نکردن به دیگران و بخشش (هبه) به انسان‌ها را از مصادیق خوداستعلایی برشمرده است. در این نوشتار، آثار خوداستعلایی از منظر ابوسعید، ذیل سه عنوان اخلاقی (دست‌یابی به تواضع)، روحی- روانی (رهایی از رنج و جاودانه شدن) و اجتماعی (پرهیز از خشونت) طبقه‌بندی شده است.» (ص 125) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقد آداب طعام در تصوف"؛ "دعا و طلب در عرفان نظری"؛ "مفهوم عرفانی نور و ظل در قرآن و سنت"؛ "بررسی و نقد فلسفی دیدگاه ابن‌عربی درباره مبادی برهان و یقین در عالم ماورای طبیعت"؛‌ " جایگاه و نسبت میان تصوف و شریعت در اندیشه شیخ احمد سرهندی" و "عرفان مسلمان و مسئله تأهل و تجرد سالک"   آخرین شماره دو فصلنامه ادیان و عرفان نیز با مشخصات تاریخی «سال چهل و هشتم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394» منتشر شده است، این نشریه به کوشش دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله حمید باقری است. باقری در مقاله خود با عنوان " «حقائق اسرارالدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه: پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مؤلّف آن" می‌نویسند: «"نُصیریه" از جمله فرقه‌های انحرافی شیعه امامی است که رویکرد باطنی-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده می‌شود. نظر به ماهیت سری جریان‌های باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه به‌شکل عمومی در اختیار است. در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای با عنوان "سلسله‌التراث‌العلوی" نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی از میراث نُصیریان است. کتاب "حقائق اسرارالدین" از جمله آن‌هاست که در میان نُصیریه به "ابومحمد حسن بن علی بن شُعْبه حَرانی" - صاحب کتاب تُحَف‌العُقول ـ نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقل‌قول‌های بسیاری از آثار جریان غلو، به ویژه غُلات سده‌های دوم و سوم کوفه، از جمله آثار منسوب به "مُفضل بن عُمر جُعْفی" و "محمد بن سنان" است که امروزه محتوای شماری از این متون تنها به‌واسطه همین اثر در دست است. این پژوهش می‌کوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سده چهارم هجری و منتسب به ابن شعبه حرانی است.» (ص 163) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " بازسازی انجیل زنده‌مانی بر پایه متن‌های ایرانی مانوی، یونانی، قبطی و اسلامی"؛ "باطنی‌گرایی در یونان باستان"؛ "رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی"؛ "خداشناسی اکهارت"؛ " عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف" و "مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف درباره معقولیت باورهای دینی". ]]> عباس مهدوی کتاب Sun, 23 Oct 2016 17:36:23 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6851/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشرشده در حوزه فلسفه اسلامی http://dinonline.com/doc/report/fa/6818/ دانشگاه پیام نور، آخرین شماره دوفصلنامه علمی-پژوهشی حکمت صدرایی را با مشخصات تاریخی «سال چهارم، شماره 2، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله محمدصادق زاهدی و دیگران است. نگارندگان در مقاله‌ای با عنوان "تأثیر آرای ابن عربی بر نظریه نجات فراگیر ملاصدرا" نوشته‌اند: «نظریه نجات صدرالدین شیرازی را می‌توان بدیلی در کنار نظریات سه‌گانه نجات، یعنی انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی به شمار آورد. ملاصدرا به نجات همه افراد بشر حتی کسانی که به تعبیر قرآن در دوزخ جاودانه خواهند بود معتقد است. او این نظریه را با تکیه بر اصول حکمت متعالیه، مانند اصالت وجود و تشکیک آن و مساوقت وجود و خیر، ارائه کرده است. این نظریه با شباهت زیاد در آثار ابن عربی مشاهده می‌شود و خود ملاصدرا نیز در موارد متعدد دیدگاه خود را در این زمینه برگرفته از اندیشه‌های وی می‌داند. با مراجعه به آثار ابن عربی نیز می‌توان شباهت دیدگاه او و ملاصدرا را دریافت؛ هرچند گاهی اختلافاتی میان این دو اندیشمند مشاهده می‌شود...» (ص. 65) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقد و بررسی مبانی اثبات «وجود رابط»"؛ "رؤیا از منظر ملاصدرا و روانکاوی فروید"؛ " مطالعه تطبیقی لوازم فلسفی نظریه وحدت شخصی وجود و وحدت تشکیکی وجود"؛ "علم امام در آینه حکمت متعالیه"؛ "بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی"؛ "معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای نامتناهی در فلسفه صدرایی"؛ "بررسی اصالت وجود صدرایی در حکمت سینوی"؛ "نقد و بررسی آرای میرزا ابوالحسن جلوه در مسئله ربط حادث به قدیم"؛ "اصالت وجود، از مسئله تا مبنا"؛ " نگرشی تطبیقی بر مفاهیم انسان کامل و کیمیا در حوزه عرفان با تکیه بر دیدگاه‌های عرفانی حکمت متعالیه و جابر بن حیان" و "موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)".   آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی خردنامه صدرا نیز با مشخصات تاریخی «شماره 83، بهار 1395» توسط بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشرشده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله روح‌الله دارایی و طوبی کرمانی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان" خوانشی انتقادی از نسبت خیال و عمل؛ اندیشه صدرایی در برابر فلسفه عمل مدرن" نوشته‌اند: «ازجمله مسائل عمده فلسفه عمل، تبیین نحوه تحقق افعال ارادی انسان است. از بررسی آراء صدرالمتألهین که در منظومه فکری خود، چیستی و کارکرد خیال را با رویکردی نو مطمح نظر قرار داده است، برمی‌آید که با توجه به سریان علت غایی و نیز نقش علی خیال و متخیله نسبت به اعمال، می‌توان تبیینی علی و عقلانی از افعال ارادی و ابدان اخروی ارائه کرد. با مقایسه دیدگاه ملاصدرا و نظریه دیویدسون، معروف به نظریه دوگانه «باورـ میل»، می‌توان دریافت که این نظریه در تبیین افعال ارادی انسان، جامع‌ومانع نیست؛ چراکه به‌واسطه بی‌توجهی به نقش علی خیال و متخیله نسبت به افعال ارادی، تبیینی جامع از اعمالی که متأثر از خیال و متخیله بوده‌اند، ارائه نکرده است. همچنین این نظریه، باور را از مبادی تمامی اعمال برشمرده است درصورتی‌که باور تصدیقی، جزو مبادی تمامی اعمال بشمار نمی‌آید. علم‌النفس فلسفی نزد ملاصدرا عنوانی کلی برای مباحثی می‌باشد که در آن از عوارض و افعال نفس بحث شده و آنچه را که فلسفه عمل می‌نامیم، ذیل آن قرار می‌گیرد. ملاصدرا تلاش کرده با بسط و تعالی نظریه قوا به نظریه شئون نفس و با اتکا به آراء خاص وجودشناختی نظیر «اتحاد عاقل و معقول، اتحاد مراد و مرید و اتحاد متخِیل و متخیل»، «نظریه تشکیک» و «حرکت جوهری نفس»، و نیز اعتقاد به سریان علیت و از آن‌جمله سریان علت غایی در جهان هستی، نظریه‌ای منسجم و مستدل و دربردارنده رابطه نیت، عمل و عامل ارائه کند.» (ص. 37) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " نقدی بر گزارشی انتقادی از رساله «حشرالاشیاء» ملاصدرا"؛ "نزاع در نفی و اثبات استلزام ممکن و ممتنع "؛ " مرز میان عرفان با دانش‌های همگن"؛ "بایسته‌های تحقق اتحاد عقل و عاقل و معقول در حکمت متعالیه"؛ "عقل بسیط انسانی در نگاه ملاصدرا" و " واکاوی برهان خلف ابن‌سینا در اثبات قاعده الواحد". آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت معاصر نیز با مشخصات تاریخی «سال ششم، شماره 16، 1394» توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشرشده است. یکی از آثار شماره پیش‌رو، مقاله کمال نصرتی هشی و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "اهداف و روش‌های تربیت سینوی مبتنی بر فرایند ادراک" نوشته‌اند: «هدف اصلی این پژوهش، که با رویکرد کیفی و با روش توصیفی ـ استنتاجی صورت گرفته است، این است که مبانی ادراک و اقسام آن از منظر ابن‌سینا و پیامدهای تربیتی آن را بازشناسی کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در فلسفه ابن‌سینا نفس جایگاه والایی دارد و مبنای ادراک شناخته می‌شود. همچنین، بعد از بحث در باب ادراک و تعریف و معرفی انواع و مراتب آن، به دلالت‌های تربیتی به‌ویژه در بعد اهداف و روش با توجه به مبانی ادراک می‌پردازیم و خواهیم دید که طبق پژوهش حاضر، هدف نهایی در نظام تعلیم و تربیت سینوی رسیدن به سعادت «نزدیکی به خداوند» است ولی دست یافتن به چنین هدفی، نیازمند رسیدن به اهداف فرعی‌ای چون رشد و تکامل قوای حسی، تخیلی، عقلی و درنهایت ادراکات شهودی است؛ لذا پژوهش حاضر به‌کارگیری فعال حواس، حفظ و به خاطر سپردن، جهت‌دهی تخیل و خلاقیت، سیر عقلانی، آموزش‌های جست‌وجوگرایانه و تقویت فکر و اندیشه، شهود یا مشاهده حضوری و باطنی (حدس) و روش‌های تلفیقی را به‌عنوان روش تربیت معرفی می‌کند.» (ص. 75) سایر مقاله‌های این شماره به‌شرح ذیل‌اند: "هرمنوتیک، حرکت جوهری و فرایند ترجمه"؛ "بررسی و مقایسه مبانی اثبات وحدت وجود در اندیشه ملاصدرا و ابن عربی"؛ " نسبت کمال عقلانی (اتحاد با عقل فعال) با کمالات اخلاقی ازنظر ملاصدرا"؛ "بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی و ملاصدرا در خصوص ماهیت خدا" و " اندیشوران شیعی و ابن عربی". آخرین شماره دو فصلنامه آموزه‌های فلسفه اسلامی نیز با مشخصات تاریخی «شماره 18، بهار و تابستان 1395» منتشرشده است، این نشریه به کوشش دانشگاه علوم اسلامی رضوی منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله رضا اکبریان و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "ثبات یا نسبیت گزاره‌های اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی" نوشته‌اند: «علامه طباطبایی با تقسیم ادراکات بشری به حقایق و اعتباریات، درصدد اثبات نوعی از ادراکات ثابت و غیر متغیر درگذر زمان‌بر آمد تا در پرتو آن، مقدمات دفاع از فلسفه، دین و اخلاق را در مقابل حملات مادی‌گرایان فراهم آورد. بررسی ادراکات اعتباری و شناخت لوازم معرفتی آن‌ها علاوه بر جلوگیری از بسیاری مغالطات، تأثیرات شگرفی در حوزه مدرکات عقل عملی به‌ویژه علم اخلاق بر جای خواهد گذاشت. ایشان در نظریه اعتباریات در بحثی نظری به منشأ بایدها و نبایدها و سازوکار اعتبار سازی ذهن در مقام عمل پرداخته و نوعی پیوند و ارتباط میان طبیعت و احساسات طبیعی موجودات ذی‌شعور با ادراکات اعتباری را اثبات می‌کند. این ارتباط به‌زعم بعضی نه‌تنها باعث حفظ اصول اخلاقی از گزند گذر زمان و تغییرات محیطی نمی‌شود، بلکه گزاره‌های اخلاقی را دچار نوعی نسبیت و تزلزل می‌نماید. این مقاله بر آن است تا با تحلیل دقیق فعالیت دستگاه اعتبارسازی ذهن و کیفیت ارتباط آن با نیازها و احساسات طبیعی، چگونگی پیدایش گزاره‌های اخلاقی از درون اعتبارات بشری را تبیین کند و ثبات یا نسبیت اصول این گزاره‌ها را بررسی نماید.» (ص. 51) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " مبادی فلسفی وحی در اندیشه ملاصدرا"؛ " توجیه متعالی صدرایی از رویداد مرگ"؛ "مخلوق اول در روایات و دو مواجهه متفاوت"؛ "خلافت الهی، انسان جهانی، ولایت تکوینی (با تکیه بر دیدگاه ملاصدرا)"؛ "رویکرد غزالی به منطق و برخی مسائل منطقی" و " بررسی و تحلیل انتقادات فخر رازی به براهین ابن‌سینا در تجرد نفس ناطقه". دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، آخرین شماره دوفصلنامه علمی-پژوهشی حکمت سینوی (مشکوة النور) را با مشخصات تاریخی «سال بیستم، شماره 55، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله فهیمه شریعتی است. شریعتی در مقاله‌ای با عنوان " مقایسه روش‌شناسی ابن‌سینا در مسئله نفس با روش علوم شناختی " نوشته است: «به دنبال پی بردن به‌ضرورت مطالعه میان‌رشته‌ای درباره ذهن و نفس، در قرن بیستم دانشی به نام علوم شناختی ایجاد شد. ابن‌سینا در رویکردی مشابه، در آثار متعددش از زوایای مختلف به شناخت نفس پرداخته و از علوم گوناگون پزشکی، عصب‌شناسی، عرفانی و عقلی دراین‌باره بهره برده است. این مقاله در پی شناخت روش و متدولوژی ابن‌سینا در طرح مسائل نفس است تا بتواند آن را با روش علوم شناختی مقایسه کند. به‌رغم مشابهت‌های کلی رویکرد ابن‌سینا در مسئله نفس با علوم شناختی، اختلافاتی عمده نیز وجود دارد که باعث به دست آمدن محتوا و نتایج متفاوت درباره نفس در هریک از این مطالعات شده است. روش ابن‌سینا که در خطوط کلی مشابه شیوه علوم شناختی است و بسیار پیش‌تر از این علوم وجود داشته است، روش میان‌رشته‌ای است. این روش در حوزه نفس‌شناسی در میان متفکران مسلمانان ادامه نیافت.» (ص. 43) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "حدس از نگاه ابن‌سینا و فخررازی"؛ "حقیت خداوند در نظر ابن‌سینا و تأثیر آن بر نظریه وحدت وجود در ملاصدرا"؛ "بررسی نظریه ارجاع اولیات به علم حضوری (نزد ابن‌سینا و مصباح یزدی)"؛ " سعادت ازنظر ابن‌سینا؛ غایت جامع یا غالب؟" و "چیستی و کارکرد ادراک جزئی «علی وجه کلی» در حکمت مشائیان با تأکید بر ابن‌سینا".   ]]> عباس مهدوی کتاب Mon, 17 Oct 2016 10:29:29 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6818/