پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/book Mon, 23 Jan 2017 20:21:41 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 23 Jan 2017 20:21:41 GMT کتاب 60 درباره کتاب «نامه‌های پولس و ساخت خویشتن اروپایی» http://dinonline.com/doc/report/fa/7094/ یکی از تصورات مهم درباره اندیشه اروپایی این است که از آغاز دوران مدرن نهاد دین و نهاد دولت از هم جدا شدند؛ چیزی که به عنوان یکی از معانی «سکولاریزاسیون» از آن تعبیر می‌شود. طبق این تصور، مفسر متن مقدس صرفاً می‌کوشد پیام خدا را به مردم برساند، اما نهاد دولت صرفاً دغدغه امور زمینی مردم را دارد. همین طور تصور می‌شود با گذشت زمان و پیشرفت علم باور دینی کمتر می‌شود ـ یکی از معانی دیگر سکولاریزاسیون. یعنی کار علمی یا فلسفه‌ورزی هم روز به روز از دین فاصله می‌گیرد، تفاسیر هم کمتر وضع ماورائی دارند و همه چیز به تدریج زمینی‌تر می‌شود. نه! این تصور کاملاً دقیق نیست. ما در عصر پساسکولار هستیم. چندان مطمئن نیستیم که نهاد دولت از نهاد دین مصون مانده است (یا برعکس)، پیشرفت علمی هم لزوماً به کمرنگ شدن دین نینجامیده، و فلسفه‌ورزی‌مان با پدیده‌ای به نام «بازگشت دین» مواجه شده است. در این میان ساخت هویت اروپایی مدرن هم درکشاکش مرزکشی‌های متعددی قرار گرفت. میشل فوکو دریافت که تاریخ زیر غباری از گفتمان به نگارش در می‌آید، پس نقد تاریخی هم به تبع آن در گیر و دار گفتمان‌ها تولید می‌شود. ادوارد سعید به ما آموخت هویت اروپاییان برساخته تخیلات آنان درباره شرق است. ژاک دریدا و جودیت باتلر، هر کدام به شکلی، به ما آموختند که هویت دوگانه به صورت دلبخواهی من-دیگری اجرا می‌شود و برساخته است. این‌ها زمینه بحث‌های کتاب نامه‌های پولس و ساخت خویشتن اروپایی است. اما ایده اصلی آن از جایی دیگر آغاز شد، از سوالاتی که هنگام تفسیر پرسیده می‌شود و سوالاتی موجه که پرسیده نمی‌شود، از پاسخ‌هایی که داده می‌شود و پاسخ‌هایی که داده نمی‌شود. سؤال اصلی من این بود که چرا هنگام تفسیر متونی از کتاب مقدس، برخی سؤالات پرسیده نمی‌شوند یا پاسخ‌هایی مرتبط به ذهن نمی‌رسند؟‌ آیا این تفاسیر و سؤالات و پاسخ‌های مربوط به آنها مقوله‌بندی‌های ذهن اروپایی را نشان نمی‌دهد؟ در این کتاب کوشیدم به این سؤالات پاسخ دهم. ابتدا سیر تطور تفاسیر را ذکر کردم. سپس رابطه آن تفاسیر انجام شده با مقوله‌بندی‌های فکری اروپایی را نشان دادم. در نهایت تفسیرهای بدیلی را ذکر کردم که کمتر به ذهن رسیده، اما با توجه به تاریخ و نظریات فلسفی اخیر قابل فهم است. به یاد داشته باشیم که من به دنبال جدا کردن تفسیر از فلسفه نیستم، بلکه تصور می‌کنم این رابطه باید به صورت تنگاتنگ‌تری صورت پذیرد. فلسفه قاره‌ای نیمه دوم قرن بیستم مرا در تبیین‌هایم کمک کردند. چرا پولس؟ از آغاز دوران مدرن تاکنون پولس در آثار فیلسوفان به عنوان الگویی برای اندیشه‌هایشان ذکر می‌شود، از جان لاک و جرمی بنتام و جان رالز لیبرال گرفته تا آلن بدیو و جورجو اگامبن و اسلاوی ژیژک چپ‌گرا. دلایل استشهاد این متفکران به پولس متنوع است. نگاه تحول‌گرای او در امور دینی قطعاً در این همذات‌پنداری مؤثر بوده است. اما اینکه این متفکران به چه شکلی ابتدا پولس را تصویر کرده‌اند و سپس به آن تصویر تمسک جسته‌اند، داستان جالبی دارد. زیرا اگر پولس را لیبرال بخوانند، ممکن است جنبه‌ای از محافظه‌کاری در او بیابند. اگر او را زن‌ستیز بنامند، جنبه‌هایی جالب از نگاه برابرگرایانه هم می‌توانند در آثارش بیابند. اگر او برای انسان مدرن نماد سکوت و سیاست‌زدایی باشد، نگاه انقلابی‌اش تصور ما را در هم می‌ریزد. اما خوب است درنگ کنیم، شاید اشکال از دوگانه‌های ذهنی ما باشد و نه پولس تاریخی. این ماییم که نمی‌توانیم آشتی یا برهم‌پوشانی برخی امور مانند تبعیت و انقلابی‌گری را بپذیریم. در مجال کوتاه این کتاب فقط سه متن از رساله‌های اصیل پولس را بررسی کنم: رومیان ۱۳ (درباره تبعیت از حاکمان مدنی)، غلاطیان ۲: ۱۱-۱۴ (درباره رابطه دین و تفکر مدرن) و اول قرنتیان ۱۱: ۵-۱۶ (درباره پوشش سر زنان). در رومیان ۱۳ پولس مومنان را به تبعیت بی قید و شرط از حاکمان مدنی توصیه می‌کند. تفسیر این آیه و انطباق آن با زندگی روزمره مومنان همواره دشوار بوده، به ویژه با توجه به اینکه این سخن همواره مورد سوء استفاده حاکمان سیاسی قرار می‌گرفته است. در سیر تفاسیر از گذشته تا کنون به این نتیجه می‌رسم که مشکل مفسران این بوده است که می‌کوشیدند پولس را در قالب جدایی نگاه سیاسی از نگاه الاهیاتی بفهمند. در کل تاریخِ تفاسیر فقط یاکوب تاوبز فیلسوف یهودی آلمانی در دهه ۱۹۸۰ و اخیراً لارنس ولبورن به این نتیجه رسیدند که کل فصل سیزدهم رساله به رومیان به مثابه یک واحد ادبی قابل فهم است. یعنی آیات ۱-۷ (امر به تبعیت از حاکمان مدنی) در قالب قسمت دوم (آیات ۱-۸، توصیه به محبت به همنوع) و قسمت سوم (آیات ۱۱-۱۴، سخن گفتن از آخرالزمان که به زودی واقع می‌شود و ضرورت تجهیز به اعمال صالح برای این رخداد عظیم) فهمیده می‌شود: انسان مؤمن از حاکمان مدنی تبعیت می‌کند، زیرا دنیا به زودی تمام می‌شود. مبارزه انقلابی واقعی در اعمال صالح فردی اتفاق می‌افتد. اما چرا تاکنون مفسرانی که تحت تأثیر فلسفه سیاسی مدرن بوده‌اند، چنین تفسیری نداشتند؟ زیرا نمی‌توانستند تصور کنند تبعیت سیاسی ناشی از نگاه الاهیاتی باشد، نمی‌توانستند جامعه‌ای را تصور کنند که در آن محبت به همنوع و انسجام جامعه ایمانی موجودیت سیاسی را به ارمغان می‌آورد، جامعه‌ای که در آن اعمال بدنی فردی نقش سیاسی جهانی داشته باشد و هیچ چیز جز مسئولیت اجتماعی اهمیت نداشته باشد. پیوند الاهیات و سیاست به معنای حکومت دینی نیست، بلکه می‌توان نقاطی کوچک در زندگی روزمره را یافت که در آن مقوله‌بندی‌های فلسفه مدرن عمل نمی‌کند، نقاطی که می‌توان آنها را همراه با برخی از فیلسوفان قاره‌ای تبلور «الاهیات سیاسی» نامید. تفاوت ما با پولس این است که ما شاید در نقاطی بتوانیم مقوله‌های الاهیاتی و سیاسی‌مان را به چالش بکشیم، اما او در این فضا می‌زیست. این تبیین را با استفاده از نظریه‌های الاهیات سیاسی، فلسفه‌های اگزیستانس و نئومارکسیست در فلسفه قاره‌ای (اندیشه‌های ماکس وبر، مارتین هایدگر، میشل فوکو، گرشوم شولم، کارل اشمیت، جورجو اگامبن، ژاک دریدا، والتر بنیامین، جودیت باتلر، صبا محمود، طلال اسد، استنیسلاس برتون و لویی آلتوسر) به دست آوردم. به عبارت دیگر به کمک این تبیین و با استفاده از نظریات «الاهیات سیاسی» در تفسیر قاره‌ای ادعا کردم که سخنان پولس باید جایی خارج از مقوله‌بندی‌های رایج فلسفه اروپایی فهمیده شود: موقعیتی که پایان جهان نزدیک است، اعمال صالح و نه شورش سربازی مناسب برای پایان جهان می‌آفریند، زمانی که عدالت گسترده می‌شود، پایانی که در محاسبات ما نمی‌گنجد و تصادفی است، و زمان انتظار فقط با دغدغه این جهانی و در عین حال نگرانی از پایان جهان می‌گذرد.   در فصل سوم به تفاسیر رساله به غلاطیان ۲: ۱۲-۱۴ (واقعه انطاکیه) پرداخته‌ام. در این فصل پولس اختلاف نظرش با پطرس را روایت می‌کند: زیرا پطرس پیش از اینکه گروهی از یهودیان ملتزم‌تر به انطاکیه بیایند، با غیریهودیان سر یک سفره می‌نشست. اما پس از آن شیوه‌اش را تغییر داد به گونه‌ای که دیگران هم به پیروی از او از غیریهودیان کناره گرفتند. پولس با اعتراض به پطرس می‌گوید: چرا آن چیزی را که خودت نمی‌توانی عمل کنی، به دیگران تحمیل می‌کنی؟ باز هم سیر تفاسیر روند جالبی را نشان می‌دهد. در دوران پیشامدرن بیشتر بحث در این باره بود که چرا دو رسول عاری از گناه باید با هم اختلاف داشته باشند و در صورت اختلاف شیوه کدام ترجیح داشته است و … اما پس از لوتر نزاع میان یهودیت و مسیحیت نقطه اصلی اختلاف می‌شود. این تصور که پولس با شریعت و در نتیجه یهودیت مخالف بوده است، در دوران اصلاحات دینی (قرن شانزدهم) تا نیمه قرن بیستم با شدت فراوان ادامه یافت. البته باید توجه داشت که تنها این قسمت از نامه‌های پولس برای اثبات دشمنی او با شریعت و یهودیت ذکر نمی‌شد. اما این آیات در قالب کلی نسخ یهودیت توسط مسیحیت قابل تفسیر بوده است. از دهه ۱۹۷۰ جریانی به نام «دیدگاه نو درباره پولس» این تصور را به چالش کشیده است. گفته می‌شود که نگاه اصلاح‌گران به یهودیت دقیق نبوده است و اتفاقاً سخنان پولس در قالب یهودیت بهتر فهمیده می‌شود. اما باز هم این رویکرد با انتقاد برخی از دانشمندان کتاب مقدس مواجه شد، زیرا تکثر نگاه یهودی و نیز یافته‌های دین‌پژوهانه درباره یهودیت را به اندازه کافی مورد توجه قرار نداده بود. در بررسی آثار لوتر، نیچه، فروید، ژیژک و بدیو درباره دین به این نتیجه رسیدم که نگاه آنان درباره دین به شدت متأثر از فضای تصور نسخ یهودیت توسط مسیحیت بوده است، فضایی که بدی‌ای را به یهودیت نسبت می‌داد و رسالت پولس را در غالب گذار از آن بدی و ایجاد مسلکی جدید بر مبنای آزادی ترسیم می‌کرد. اگر در فصل دوم با کمک فلسفه قاره‌ای به مطالعات تاریخی کتاب مقدس انتقاد کردم، در این فصل از مطالعات تاریخی بهره جستم تا اشکال تصور فیلسوفان قاره‌ای درباره ادیان را برجسته کنم. نزاع پولس و پطرس بسیار شبیه هر اختلاف نظری در یهودیت آن دوران بود، اختلافی درباره الزام شریعت بر دیگران. پولس هیچ گاه بنا نداشت از یهودیت فاصله بگیرد. حداکثر فاصله او با تصور ما از یهودیت این بود که بدون اینکه شریعت را کنار بگذارد، ایمان به مسیح را شرط رستگاری می‌دانست.   فصل چهارم کتاب به حکم پوشش سر در رساله به قرنتیان ۱۱: ۵-۱۶ اختصاص دارد. در این فصل پولس از مردان مؤمن می‌خواهد که هنگام عبادت چیزی بر سر نداشته باشند و از زنان می‌خواهد که در هنگام دعا و نبوت سرشان را بپوشانند. زیرا مرد سر زن است، زن از مرد گرفته شده و نه مرد از زن (در پیدایش آغازین) و به‌خاطر فرشتگان (عبارتی نسبتاً مبهم در متن). باز هم سیر تفاسیر تغییری شگفت‌انگیز را نمایش می‌دهد. در گذشته این آیات مشکلی ایجاد نمی‌کردند. اتفاقاً مفسران مسیحی از این آیات استفاده می‌کردند تا لزوم پوشش را برای زنان پررنگ کنند. اما این روند به تدریج در دوران مدرن تغییر یافت، به گونه‌ای که مفسران می‌گفتند هدف پولس از این حکم آن نبوده است که زنان مسیحی را به پوشش ملزم سازد، بلکه او رسمی اصالتاً یهودی یا یونانی یا شرقی را تقویت می‌کرده، در پی آن بوده که تفاوت بین دو جنس مشخص باشد (و خطر انحراف جنسی پیش نیاید)، می‌خواسته رفتارهای احتمالاً خلسه‌آمیز زنان در هنگام عبادت را کنترل کند و … به عبارت دیگر پوشش زنان برای مفسران مدرن اروپایی وسیله‌ای برای ایجاد هویت و کشیدن مرزهای میان هویت مطلوب و نامطلوب و خودی و غیرخودی بود. به عبارت دیگر، پوشش سر به نشانه «دیگری» مبدل شد. این در حالی است که بسیاری از مرزها و هویت‌ها در دهه‌های اخیر به چالش کشیده شده‌اند. اگر می‌گوییم پوشش زنان «نشانه تحقیر زن غیر اروپایی است»، دیگر امروز منظورمان از هر یک از کلمات روشن و معین نیست. اگر از نظریات لوس ایریگاری، گایاتری اسپیواک، ژاک دریدا، صبا محمود، فرانتس فانون و علی شریعتی استفاده کنیم، خواهیم دید که جنسیت، نحوه ابراز و سرکوب آن، سوژگی دینی و جنسیتی و حتی معنای پوشش هم متفاوت و متکثر است. هم تحمیل دیدگاه‌های امروزین بر پولس اشتباه است و هم تفسیری که با مرزکشی میان خودی و غیرخودی (که قطعاً در حکم حجاب مد نظر پولس نبوده است)، از مقصود او فاصله می‌گیرد. شاید همراه با یورن اوکلند و دیل مارتین و با استفاده از متون طبی و اجتماعی آن دوران بتوان گفت که پولس مایل بوده است با پوشش سر، جنسیت را محو سازد و زمینه‌ای را برای گنجاندن زنان در مجامع فراهم آورد. یعنی شاید از نظر پولس، حجاب مایه تحقیر و طرد زنان نبوده، بلکه به ادغام آنان با جامعه کمک می‌کرده است. او با حجاب مرز نکشید، بلکه باعث پاک شدن مرزها شد.   در این کتاب کوشیدم نشان دهم که برخی از تفاسیر قابل تأمل ارائه نشده‌اند، صرفاً به این دلیل که با نگاه فلسفی و دینی و فرهنگی اروپاییان به کتاب مقدس سازگار نبوده‌اند. بنابراین مایل بودم که پیش‌فرض‌های الاهیاتی و سیاسی نقد تاریخی را گوشزد کنم؛ بر طبیعت پساسکولار جامعه و در پی آن تفسیر تأکید کنم؛ نشان دهم که فلسفه و تفسیر رابطه‌ای وثیق دارند. من نه تنها رابطه فلسفه و تفسیر را مسئله‌ساز نمی‌دانم، بلکه اتفاقاً از محکم‌تر شدن آگاهانه این رابطه حمایت می‌کنم. هم مفسران باید از فلسفه بیاموزند (فصل ۲)، هم فیلسوفان از تفسیر (فصل ۳) و هم هر دوی آنها باید بکوشند خود را به دیگری گشوده سازند (فصل ۲ و ۳ و ۴). درست است که خویشتن اروپایی از طریق دوگانه‌هایی که از قضا به پولس هم ربط داده شده، ساخته شده است. اما اینکه پولس در این دوگانه‌ها نمی‌گنجد، شاید بتواند به انسان اروپایی گوشزد کند که خویشتن خود را از نو بسازد، خویشتنی گشوده‌تر به دیگری.   ]]> کتاب Fri, 13 Jan 2017 18:11:09 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7094/ نگاهی به برخی از نشریه‌های منتشر شده در حوزۀ ادیان http://dinonline.com/doc/report/fa/6932/ آخرین شماره دو فصلنامه علمی-پژوهشی الهیات تطبیقی نیز با مشخصات تاریخی «سال هفتم، شماره 15، بهار و تابستان 1395» توسط معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه اصفهان منتشر شده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله بی‌بی‌سادات رضی بهابادی است. نگارنده در مقاله خود با عنوان "بررسی تطبیقی آموزه فداء مسیحیت در تفاسیر المنار و المیزان" نوشته‌ است: «آموزه "فداء" از جمله اعتقادات رسمی مسیحیان است كه با گناه نخستین ارتباط تام دارد. نظریه آنسلم مشهورترین تبیین از این نظریه است. براساس این نظریه، تمام انسان‌ها بر اثر گناهِ آدم، فاسد و گنهكار شدند. ازسویی، عدالت خدا اقتضا می‌كند مجازاتی در پی این گناه باشد و ازسوی دیگر، لازمه رحمت خدا نجات انسان است؛ ازاین‌رو، عیسی مسیح به عنوان خدای انسان گونه، به منظور كفاره گناه آدم و نجات انسان به صلیب كشیده شد. تفسیر المنار با رویكردی صرفاً عقلانی و المیزان براساس تعالیم قرآنی نقدهایی جدی بر این آموزه دارند. المیزان به نقد همه مولفه‌های فداء توجه داشته است؛ اما بیشترین نقد المنار متوجه تزاحم رحمت و عدالت الهی است. المنار، منكر شفاعت است و تنها راه نجات را ایمان و عمل صالح می‌داند. از نظر علامه، ماهیت شفاعت و فداء متفاوت است و عیسی، شفیع است نه فادی. به طوركلی، از نگاه قرآن و عقل، آدم گناه نكرد. صحیح نیست كه به خاطر گناه یك شخص، تمام انسان‌ها عقوبت شوند. همه گناهان یكسان نیستند و هر گناهی به هلاكت ابدی منجر نمی شود. عدالت خدا با عفوش منافات ندارد. تجسد خدا محال است. لازمه كفاره شدن عیسی، لغو و بیهودگی شرایع و واقعی نبودن نظام پاداش و كیفر الهی است.» (ص. 47) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "پاسخ‌های فلسفی ملاصدرا و آگوستین به مسئله شر"؛ "زهد از نگاه نیچه وحافظ"؛ "هرمنوتیك انتولوژیك صدرایی و مسئله زبان دین"؛ "بررسی و تطبیق جعل یا كشف معنای زندگی در اندیشه كیركگور و سارتر"؛ "تحلیل مقایسه‌ای آراء آكویناس و ابن سینا درباره علم فرشتگان"؛ "تجربه دینی و گوهر انگاریِ آن از منظر غزالی و ویلیام جیمز"؛ "رؤیت خداوند از نگاه فخرالدین رازی و علامه طباطبایی" و "بررسی امكانِ جمع بین مبانی معرفتی قرآن و اصول هرمنوتیك فلسفی".   فصلنامه علمی ـ ترویجی معرفت ادیان  نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «سال ششم، شماره دوم، پیاپی 22، بهار 1394» منتشر شده است. این نشریه به کوشش مؤسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی (ره) منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله سیدمرتضی میرتبار و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "تأثیر الهیات اروپایی بر تشكیل الهیات رهایی بخش امریكای لاتین" نوشته‌‌اند: «ریشه‌های شكل‌گیری الهیات رهایی‌بخش امریكای لاتین را می‌توان در رخدادها و جنبش‌های سكولار و دینی اواسط قرن بیستم در اروپا جست‌وجو كرد؛ چراكه این الهیات در واكنش به تفكر اروپایی شكل گرفته بود. از جمله متفكران اروپایی كه نظریاتشان در الهیات رهایی‌بخش مورد استفاده قرار گرفت، یورگن مولتمان، ژان ماریتن و دیتریش بونهافر است. از منظر مولتمان، وعده خدا در انجیل، رستاخیز عیسی و كل آفرینش در پرتو قدرت الهی است كه پیوند عمیقی با عمل اجتماعی و سیاسی مسیحیان برای تجدید حیات جامعۀ بشری دارد. ازاین‌رو، این جهانی است، نه آن جهانی. كلیسا در این معنا، دارای نسبت خویشاوندی با جهان است. ماریتن قائل است انسان باید برای توسعۀ مادی، اجتماعی و معنوی همۀ اشخاص جامعه بكوشد، هم در مقام فرد و هم در مقام اشخاص كه این مستلزم عمل است. بونهافر نیز وظیفه مسیحیان در جهان سكولار و بی‌دین امروز را شریك شدن در رنج‌های خداوند، در احیای ایمان مسیحی در این جهان می‌داند تا زمینه‌های تحقق ملكوت و عدالت الهی فراهم آید. بنابراین، می‌توان گفت: الهی‌دانان بزرگ رهایی بخش امریكای لاتین، تحت تأثیر الهی دانان اروپایی بوده و از نظرات آنان در بیان دیدگاه‌های خود بهره می‌بردند. ازاین‌رو، یكی از مهم‌ترین علل شكل‌گیری الهیات رهایی‌بخش را باید الهیات اروپایی دانست و الهی‌دانان غربی را مؤثر در ایجاد این الهیات در امریكای لاتین قلمداد كرد.» (ص. 139) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نگارگری و شمایل‌نگاری: تجلّی هنر دینی در میان شیعیان امامیه و مسیحیان ارتدوكس"؛ "خشونت مذهبی در پناه نص گرایی(ظاهرگرایی) در اسلام و مسیحیت؛ با تأكید بر سلفی‌گری اسلامی و بنیادگرایی مسیحی"؛ "بررسی تطبیقی تصویر شیطان در ادیان الهی"؛ "بررسی و نقد تاریخی كتاب ایوب"؛ "تأملاتی تحلیلی و انتقادی در مكاتب فلسفی ناستیكه هند" و "نقدی بر نقد مقالة «تشابه ادیان توحیدی؛ تحریف كتاب مقدس و تحریف قرآن»"   دانشگاه ادیان و مذاهب(پژوهشکده ادیان و مذاهب)، آخرین شماره دو فصلنامه علمی ـ پژوهشی پژوهش‌های ادیانی را با مشخصات تاریخی « دوره 3، شماره 6، زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله مهدی صالحی و دیگران است. نگارندگان در مقالۀ خود با عنوان " گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در ایران معاصر؛ نگرشی آسیب‌شناختی" نوشته‌اند: «در نیم ‌قرن اخیر، وقایعی مانند تغییر منظر رسمی کلیسای کاتولیک در شورای واتیکانی دو، تشکیل شورای جهانی کلیساها و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در ایران در رشد و گسترش گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت نقش برجسته‌ای داشته است. علی‌رغم پیشرفت‌های حاصل‌شده در این زمینه، کماکان معضلات و موانعی در مسیر رسیدن به گفت‌وگوی مطلوب وجود دارد. نظر به اینکه ایران در دوران معاصر بیشترین سهم را در گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در منطقه‌ داشته، آسیب‌شناسی کارنامه گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت در ایران معاصر ضروری است. مقاله حاضر می‌کوشد با نگاهی به گفت‌وگوهای مهم اسلام و مسیحیت در ایران معاصر، نقدها و کاستی‌های آن را به بحث بگذارد. این پژوهش مبتنی بر روش تحقیق کیفی است و از رویکرد توصیفی- تحلیلی بهره می‌برد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفت‌وگوهای اسلام و مسیحیت در ایران معاصر، به رغم دستاوردهای نسبی آن، با نقدهایی مواجه بوده است»  (ص. 41) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از:    "زردشت و ابراهیم در منابع اسلامی"؛ "سیمای دوگانه خدای اِنکی (اِآ) در اساطیر بین‌النهرین؛ "سجاد دهقان‌زاده؛ مهرنوش فکری"؛  "تحول قربانی از انسان به حیوان: نقطه عطفی در روند عقلانی‌شدن"؛ "کارکردهای تربیتی و اخلاقی رنج در الاهیات یهودی"؛ و "دلایل مطرح‌شدن «دین الاهی» از سوی اکبرشاه گورکانی در هند".   ]]> عباس مهدوی کتاب Sun, 13 Nov 2016 20:26:49 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6932/ نگاهی بر آخرین نشریه‌های منتشرشده در حوزه مذاهب http://dinonline.com/doc/report/fa/6904/ آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی شیعه‌شناسی نیز با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 50، تابستان 1394» توسط موسسه شیعه‌شناسی منتشرشده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله سارا شریعتی مزینانی و مهدی سلیمانیه است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "بررسی ویژگی‌های جامعه‌شناختی نمونه نوعی محصل علوم دینی در حوزه علمیه قم (طلاب دوره سطح)" نوشته‌اند: «این پژوهش در پی یافتن پاسخی جامعه‌شناختی برای این پرسش است که: «از زندگی طلاب چه می‌دانیم؟» در این زمینه، سؤال‌های متعددی مطرح می‌شود که غالباً حول محور ابعاد عینی، وضعیت زندگی روزمره و گرایش‌های ذهنی طلاب سازمان یافته است ... رویکرد روشی انجام این پژوهش، رویکرد کیفی است که در هر مرحله، از فنون متناسبی سود جسته است: در مرحله جمع‌آوری داده‌ها، از دو فن «مصاحبه عمیق نیمه ساخت‌یافته» و «مشاهده» (ساخت‌یافته و نیمه ساخت‌یافته) و در مرحله تحلیل داده‌ها، از دو روش اصلی «گروندد تئوری» و «تیپولوژی «(از نوع برساختی) استفاده شده است. نمونه این پژوهش، شامل نه تن از طلاب دوره سطح مشغول به تحصیل در حوزه علمیه قم و دو تن از استادان و مدیران حوزه بودند. در پایان این پژوهش و براساس داده‌های گردآوری‌شده از میدان تحقیق، دو گونه اجتماعی متمایز طلاب با عناوین «تیپ نوگرا» و «تیپ سنتی» نام‌گذاری شدند. این دو تیپ، باوجود نقاط شباهت فراوان، در هفت متغیر با یکدیگر تمایز قابل‌توجهی داشتند»: نوع انگیزه‌های طلبه شدن (شامل دو بُعد)، سن ازدواج، نوع ابزار تبلیغ دینی، نوع رابطه با فناوری‌های ارتباطی نوین، نوع رابطه اجتماعی با همسر، و دیدگاه درباره اشتغال همسر.» (ص 7) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "بررسی مشارکت جوانان در مساجد با تأکید بر خانواده"؛ "مناسبات اجتماعی شیعیان عصر حضور در تعامل با امامان معصوم (ع)"؛ "اهل حق (یارسان)؛ مطالعه مردم‌شناسانه گروهی از شیعیان غالی استان کرمانشاه"؛ "مفهوم‌شناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامت"؛ "نقش و اهمیت مذهبی، فرهنگی و اجتماعی راه عتبات (قم- قصر شیرین) با تکیه‌بر رفت‌وآمد زائران شیعی در دوره قاجار"؛ "بررسی تأثیر سفرهای زیارتی بر سیاست منطقه‌ای و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با عراق نوین"؛ "پیامدهای سیاست شاه‌عباس در براندازی حکومت شیعی آل کیا در گیلان"؛ "بررسی نقش تشیع در ورود و گسترش اسلام به آسیای جنوب شرقی" و "تقیه از نگاه مفسران و فقیهان فریقین" فصلنامه علمی-ترویجی مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی (فروغ وحدت) نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «شماره 43، بهار 1395» منتشرشده است. این نشریه به کوشش دانشگاه مذاهب اسلامی  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله مهدی ایزدی و مرتضی قاسمی حامد است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "بررسی تطبیقی روایات مواجهه حضرت یوسف (ع) با پدر"، نوشته‌اند: «در جوامع روایی و تفسیری، 10 روایت درباره مواجهه حضرت یوسف (ع) با پدر وجود دارد که در آنها از بی‌احترامی حضرت یوسف (ع) به پدر، سخن به میان آمده است. پنج روایت در منابع امامیه و پنج روایت در منابع اهل سنت نقل شده‌اند. روایات امامیه با اهل سنت تفاوت ماهوی دارند، هرچند یکی از روایات اهل سنت مشابه روایات شیعه است، اما همگی حکایت از این دارند که حضرت یوسف (ع) به پدرش احترام نکرد. در این نوشتار، اسناد و متون این روایات براساس معیارهای نقد حدیث، موردنقد و بررسی تفصیلی قرار می‌گیرند و به ریشه‌یابی آنها پرداخته می‌شود. از بررسی این روایات، پی می‌بریم که هیچ‌کدام قابل استناد نیستند؛ زیرا: 1. همگی دچار ضعف سند بوده و از اقسام روایات ضعیف به شمار می‌روند. 2. در متن این روایات اختلاف‌ها، تناقض‌ها و ابهام‌هایی وجود دارد. 3. در آنها مطالب شاذ و متضاد با قرآن بیان شده است. 4. روایتی متعارض در مقابل آنها وجود دارد که با متن قرآن سازگار است. به نظر می‌رسد ریشه این روایات به تلمود می‌رسد؛ زیرا در آنجا یوسف (ع) متهم شده که حالت ریاست و فرمانروایی به خود می‌گرفته است. بنابراین علت رواج این روایات، این تفکر موجود در تلمود بوده است که برخی از روایان، با قبول این تفکر، درصدد اتهام‌زنی به یوسف (ع) برآمده‌اند. البته در قرآن و تورات، از این اتهام خبری نیست. قدیمی‌ترین منابع این روایت: تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم، جامع‌البیان طبری و تفسیر ابن ابی حاتم است که به نظر می‌رسد، از طریق آنها رواج پیدا کرده است.» (ص 80) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " نشانه‌شناختی جایگزینی واج و تأثیر آن در ایفای معنا در متون تفسیری (مطالعه موردی تفسیر التبیان)"؛ "نگاه عارفانه شیخ علاءالدوله سمنانی به جامعه"؛ "نمودارهای جهان‌نگارانه در اسلام"؛ "نمودی از هم‌گرایی مذاهب اسلامی در اعتماد محدثان اهل سنت به راوی شیعی عباد بن یعقوب" و" فضایل و مناقب حضرت علی (ع) در اشعار محیا". مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی، آخرین شمار دو فصلنامه علمی-پژوهشی انسان‌پژوهی دینی را با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 35، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله مهدی فرمانیان و علیرضا میرزایی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان " تمایزات اهل‌بیت (ع) به‌عنوان انسان برتر در نظر ابن حنبل و ابن تیمیه"، نوشته‌اند: «ابن حنبل در کتب خود همانند المسند و فضائل الصحابه و مطالب منقول در کتب تاریخ و سیر، نگاه اجلالی و تثبیتی و احترام‌آمیز به اهل‌بیت (ع) دارد. هرچند وی از سلسله‌جنبانان اهل حدیث و سلفی گری است در شکستن فضای عثمانیه و مروانی ضد علی (ع) نقش ممتازی ایفا کرد. نقش و اهتمام او در تربیع و تثبیت خلفای راشدین در چهار نفر، که منتهی به علی (ع) می‌شود، بسیار برجسته است. دیدگاه‌های ابن تیمیه، خلف ابن حنبل نیز، باوجود اشتراکات فراوان، گاه متفاوت با ابن حنبل است و گاه نیز با وی اختلاف دارد و بعضاً نسبت به اکثریت علمای اهل سنت در موضوع منزلت اهل‌بیت (ع) متفرد می‌شود. موضع ابن تیمیه راجع به اهل‌بیت (ع) اجلالی و تثبیتی است اما در اثر عواملی گاه گرفتار جدل‌های بی‌حاصل و تفریط در حق اهل‌بیت (ع) شده است. شیعیان، ائمه اهل‌بیت (ع) را به‌عنوان انسان کامل قبول دارند که مظهر تجلی اسما و صفات الهی است. این نگاه در اهل سنت طرفدار ندارد و دو اندیشمند حنبلی مذکور باوجود اعتقاد به منزلت والای آن ذوات مقدسه آنها را از نمونه انسان‌های برتر جامعه بشری و اسلامی می‌شناسند. در این مقاله، دیدگاه این دو عالم حنبلی را درباره منزلت اهل‌بیت (ع) بررسی تطبیقی می‌کنیم.» (ص، 223) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقش اراده در شکل‌گیری معرفت از منظر صدرای شیرازی"؛ "نقش فطرت در معناداری زندگی از دیدگاه صدرای شیرازی"؛ "برهان معرفت نفس از فارابی تا صدرای شیرازی"؛ "انسان و ساحات وجودی او بر مدار آموزه‌های رشدشناخت قرآنی-اوصیایی (ع)"؛ "نقش حرکت جوهری در تحول وجودی انسان"؛ "رابطه حقوق بشر و انسان‌شناسی"؛ " نقش نظریه اعتباریات در جایگاه‌شناسی علم انسان‌شناسی"؛ "رابطه طهارت انسانی با بطون قرآنی از نگاه سید جلال‌الدین آشتیانی" و " مقاصد انسانی شریعت در فقه امامیه".   ]]> عباس مهدوی کتاب Sat, 05 Nov 2016 06:33:17 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6904/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشر شده در حوزه عرفان اسلامی http://dinonline.com/doc/report/fa/6851/ دانشگاه کاشان، آخرین شمار دو فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات عرفانی را با مشخصات تاریخی «شماره 22، پاییز و زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله سیدمحمد استوار نامقی است. استوار نامقی در مقاله خود با عنوان " استعاره‌های سماع در انس التائبین احمد جام نامقی"، نوشته است: «مسئله اصلی این مقاله، بررسی استعاره‌های سماع در انس‌التائبین است. در نگرش شناختی، مفاهیمی چون زمان، کمیت، حالت، دگرگونی، کنش، علت، هدف، شیوه و وجه با روش استعاری فهمیده می‌شوند. احمد جام در انس‌التائبین برای تبیین بسیاری از جنبه‌های سماع از حوزه‌های «خوراک»، «انسان» و «بیماری و سلامت» بهره برده، با استعاره‌های «سماع، به‌مثابه انسان است»؛ «سماع به مثابه خوراک است»؛ «سماع به مثابه سلامت و بیماری است»، نظریه‌اش را تبیین کرده است. پشتوانه نظری مقاله، نظریه «استعاره‌های مفهومی» است که استعاره را از شگردی زیبایی‌شناسی به ابزار اندیشیدن ارتقاء داده‌است...» (ص 5) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "چگونگی استفاده عارفان از حدیث «الفقر فخری» و رویارویی محدثان با این روایت"؛ "بررسی نقش سه عارف خطه قومس در حفظ و استمرار اندیشه خسروانی و حکمت اشراق"؛ "معیار اعظم بودن «اسم اعظم» خداوند در عرفان اسلامی"؛ "ادریس (ع) از منظر ابن عربی (با تکیه بر فتوحات مکیه و فصوص الحکم)"؛ "تحلیل الگوهای فکری مولوی در نمادپردازی‌های حیوانی"؛ "تصحیح انتقادی و تحلیل ساختاری یک بیت عرفانی از دیوان حافظ " و "نخستین تبیین احوال و مقامات عرفانی در مناجات «خَمسَ عَشَرَه»". آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی عرفان اسلامی نیز با مشخصات تاریخی «سال سیزدهم، شماره 48، تابستان 1395» توسط دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان  منتشر شده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله ابوالفضل غنی‌زاده است. غنی‌زاده در مقاله خود با عنوان "نگاهی به زیبایی‌شناختی عرفانی انتقادی در داستان پنجم مثنوی معنوی" نوشته است: «مکتب فرانکفورت چشمه فلسفی- فکری است که به وسیله روشنفکران آلمانی با رویکرد انتقادی اجتماعی در قرن بیستم بنا شد. نظریه زیبایی‌شناختی انتقادی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین جریان این چشمه به شمار می‌رود. طرفداران این نظریه، برخلاف شیوه تسلیمی و تمکینی دو مکتب جامعه شناختی: الف- سنتی قدیم (مادام دواستال و هیپولیت تن) که فقط به انعکاس مسائل اجتماعی در ادبیات بسنده داشتند. ب- سنتی جدید (جورج کوماج و لوسین گلدمن) که از چارچوب منافع اجتماعی و ساختار واحد اجتماعی نتوانستند پا را فراتر بگذارند، اعتقاد به مبانی آگاهی‌بخشی، استقلال، انتقاد منطقی و انقلابی هنر دارند و اصالت یک اثر هنری را با این مبانی و بینش به وجود آمده از آن، ارزیابی می‌کنند. به اعتقاد نویسنده، این انتظارات هنری در ساختار فکری و مشرب عرفانی جلال‌الدین مولوی نیز جریان دارد. برای اثبات آن؛ در این نوشته ابتدا چهار مفهوم اصلی نظریه یادشده؛ از قبیل: جنبه انتقادی هنر یا اثر ادبی، منش ایدئولوژیک هنر (قوه سیاسی)، رویکرد انقلابی و ساختار استقلالی اثر هنری به اجمال گزارش شد و با تحلیل و بررسی تطبیقی داستان «شیرو نخجیران» مولوی با مفاهیم اصلی مکتب فرانکفورت، دانسته شد که در لایه‌های نهفته سروده، بر خلاف رمز ظاهری داستان که افکار اغلب مثنوی‌پژوهان را به خود معطوف ساخته است، سبک عرفانی- انتقادی و انقلابی خاصی به‌کار رفته است.» (ص 95) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "سماع عارفانه و طواف عابدانه در ادب فارسی"؛ " نگاهی به فلسفه طنز و کاربرد آن در عرفان"؛ " آثارمقام عرفانی «صبر» برنفس سالک از نظر خواجه عبدالله انصاری با تکیه بر کلام امام علی (ع)"؛ "معناشناسی عشق از نگاه عرفا با رویکرد به نظرات مولوی"؛ " تجلی عرفان در برده بوصیری"؛ "گزاره «خواب»؛ سلطه تخیل یا کارکرد عقل"؛ "نوع مواجهه عرفا با عشق و سیاست با تکیه بر اشعار سنایی، مولوی و حافظ"؛ "مطالعه تطبیقی «وحدت وجود» در نگاه ابن عربی و ماسترِاِکهارت آلمانی"؛ "رضا در اشعار ابن فارض و ابن عربی"؛ "مهدویت در عرفان اسلامی" و "نقش ویژگی‌های ظاهری معشوق در تبیین مقاصد عرفانی حافظ". دو فصلنامه پژوهشنامه عرفان نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی «سال هفتم، شماره 14، بهار و تابستان 1395» منتشر شده است. این نشریه به کوشش انجمن علمی عرفان اسلامی ایران  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله حسین یزدانی و حامد موسوی جروکانی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "خوداستعلایی در باور ابوسعید ابی‌الخیر و ویکتور فرانکل"، نوشته‌اند: «از جمله دغدغه‌های مشترک انسان معاصر و انسان گذشته، مسئله وجود (زیستن) و مرگ (نیستی) است. یکی از مباحثی که می‌توان ذیل دغدغه وجود (زیستن) مطرح کرد، مسئله اراده معطوف به خود یا غیر است. چیزی که روان‌شناسان وجودگرا از آن به «خوداستعلایی» تعبیرکرده‌اند. فرانکل یکی از این روان‌شناسان که در این پژوهش، آرای وی با ابوسعید ابی‌الخیر مورد تحلیل و تطبیق قرار گرفته است، خوداستعلایی را «فرارفتن از خود» و «درگیر غیر از خود شدن» می‌داند. ابوسعید نیز تعابیری چون فرارفتن از خود، غایب شدن از خویش و ... را به‌کار برده که نزدیک به مسئله خوداستعلایی است. فرانکل، مصادیق خوداستعلایی را تحقق آرمان هدفی، خدمت به انسان‌ها و عشق به دیگران می‌داند. ابوسعید نیز علاوه براین موارد، ظلم و تعدی نکردن به دیگران و بخشش (هبه) به انسان‌ها را از مصادیق خوداستعلایی برشمرده است. در این نوشتار، آثار خوداستعلایی از منظر ابوسعید، ذیل سه عنوان اخلاقی (دست‌یابی به تواضع)، روحی- روانی (رهایی از رنج و جاودانه شدن) و اجتماعی (پرهیز از خشونت) طبقه‌بندی شده است.» (ص 125) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقد آداب طعام در تصوف"؛ "دعا و طلب در عرفان نظری"؛ "مفهوم عرفانی نور و ظل در قرآن و سنت"؛ "بررسی و نقد فلسفی دیدگاه ابن‌عربی درباره مبادی برهان و یقین در عالم ماورای طبیعت"؛‌ " جایگاه و نسبت میان تصوف و شریعت در اندیشه شیخ احمد سرهندی" و "عرفان مسلمان و مسئله تأهل و تجرد سالک"   آخرین شماره دو فصلنامه ادیان و عرفان نیز با مشخصات تاریخی «سال چهل و هشتم، شماره 2، پاییز و زمستان 1394» منتشر شده است، این نشریه به کوشش دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله حمید باقری است. باقری در مقاله خود با عنوان " «حقائق اسرارالدین»، متنی کهن از میراث نُصیریه: پژوهشی در تاریخ گذاری و شناسایی مؤلّف آن" می‌نویسند: «"نُصیریه" از جمله فرقه‌های انحرافی شیعه امامی است که رویکرد باطنی-غالیانه در میان پیروان آن مشاهده می‌شود. نظر به ماهیت سری جریان‌های باطنی، آثار اندکی از میراث نُصیریه به‌شکل عمومی در اختیار است. در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای با عنوان "سلسله‌التراث‌العلوی" نشر یافته که مشتمل بر آثار فراوانی از میراث نُصیریان است. کتاب "حقائق اسرارالدین" از جمله آن‌هاست که در میان نُصیریه به "ابومحمد حسن بن علی بن شُعْبه حَرانی" - صاحب کتاب تُحَف‌العُقول ـ نسبت یافته است. اهمیت این کتاب از آن روست که شامل نقل‌قول‌های بسیاری از آثار جریان غلو، به ویژه غُلات سده‌های دوم و سوم کوفه، از جمله آثار منسوب به "مُفضل بن عُمر جُعْفی" و "محمد بن سنان" است که امروزه محتوای شماری از این متون تنها به‌واسطه همین اثر در دست است. این پژوهش می‌کوشد تا با بررسی شواهد مختلف، در گام نخست، تاریخی را که متن به آن تعلق دارد، تعیین و سپس مؤلف آن را شناسایی کند. بنا بر شواهد موجود و بر اساس نقد متنی، این متن اصالت تاریخی دارد و تاریخ حدودی آن سده چهارم هجری و منتسب به ابن شعبه حرانی است.» (ص 163) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " بازسازی انجیل زنده‌مانی بر پایه متن‌های ایرانی مانوی، یونانی، قبطی و اسلامی"؛ "باطنی‌گرایی در یونان باستان"؛ "رویکرد آلوسی به تفسیر عرفانی"؛ "خداشناسی اکهارت"؛ " عقلانیت و معنویت: مبانی و اهداف" و "مبانی معرفت‌شناختی دیدگاه ولترستورف درباره معقولیت باورهای دینی". ]]> عباس مهدوی کتاب Sun, 23 Oct 2016 17:36:23 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6851/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشرشده در حوزه فلسفه اسلامی http://dinonline.com/doc/report/fa/6818/ دانشگاه پیام نور، آخرین شماره دوفصلنامه علمی-پژوهشی حکمت صدرایی را با مشخصات تاریخی «سال چهارم، شماره 2، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله محمدصادق زاهدی و دیگران است. نگارندگان در مقاله‌ای با عنوان "تأثیر آرای ابن عربی بر نظریه نجات فراگیر ملاصدرا" نوشته‌اند: «نظریه نجات صدرالدین شیرازی را می‌توان بدیلی در کنار نظریات سه‌گانه نجات، یعنی انحصارگرایی، شمول‌گرایی و کثرت‌گرایی به شمار آورد. ملاصدرا به نجات همه افراد بشر حتی کسانی که به تعبیر قرآن در دوزخ جاودانه خواهند بود معتقد است. او این نظریه را با تکیه بر اصول حکمت متعالیه، مانند اصالت وجود و تشکیک آن و مساوقت وجود و خیر، ارائه کرده است. این نظریه با شباهت زیاد در آثار ابن عربی مشاهده می‌شود و خود ملاصدرا نیز در موارد متعدد دیدگاه خود را در این زمینه برگرفته از اندیشه‌های وی می‌داند. با مراجعه به آثار ابن عربی نیز می‌توان شباهت دیدگاه او و ملاصدرا را دریافت؛ هرچند گاهی اختلافاتی میان این دو اندیشمند مشاهده می‌شود...» (ص. 65) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "نقد و بررسی مبانی اثبات «وجود رابط»"؛ "رؤیا از منظر ملاصدرا و روانکاوی فروید"؛ " مطالعه تطبیقی لوازم فلسفی نظریه وحدت شخصی وجود و وحدت تشکیکی وجود"؛ "علم امام در آینه حکمت متعالیه"؛ "بررسی انتقادی دیدگاه فرگه در باب وجود محمولی در پرتو حکمت صدرایی"؛ "معناشناسی، وجودشناسی و کارکردهای نامتناهی در فلسفه صدرایی"؛ "بررسی اصالت وجود صدرایی در حکمت سینوی"؛ "نقد و بررسی آرای میرزا ابوالحسن جلوه در مسئله ربط حادث به قدیم"؛ "اصالت وجود، از مسئله تا مبنا"؛ " نگرشی تطبیقی بر مفاهیم انسان کامل و کیمیا در حوزه عرفان با تکیه بر دیدگاه‌های عرفانی حکمت متعالیه و جابر بن حیان" و "موانع معرفت حقیقی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره)".   آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی خردنامه صدرا نیز با مشخصات تاریخی «شماره 83، بهار 1395» توسط بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشرشده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله روح‌الله دارایی و طوبی کرمانی است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان" خوانشی انتقادی از نسبت خیال و عمل؛ اندیشه صدرایی در برابر فلسفه عمل مدرن" نوشته‌اند: «ازجمله مسائل عمده فلسفه عمل، تبیین نحوه تحقق افعال ارادی انسان است. از بررسی آراء صدرالمتألهین که در منظومه فکری خود، چیستی و کارکرد خیال را با رویکردی نو مطمح نظر قرار داده است، برمی‌آید که با توجه به سریان علت غایی و نیز نقش علی خیال و متخیله نسبت به اعمال، می‌توان تبیینی علی و عقلانی از افعال ارادی و ابدان اخروی ارائه کرد. با مقایسه دیدگاه ملاصدرا و نظریه دیویدسون، معروف به نظریه دوگانه «باورـ میل»، می‌توان دریافت که این نظریه در تبیین افعال ارادی انسان، جامع‌ومانع نیست؛ چراکه به‌واسطه بی‌توجهی به نقش علی خیال و متخیله نسبت به افعال ارادی، تبیینی جامع از اعمالی که متأثر از خیال و متخیله بوده‌اند، ارائه نکرده است. همچنین این نظریه، باور را از مبادی تمامی اعمال برشمرده است درصورتی‌که باور تصدیقی، جزو مبادی تمامی اعمال بشمار نمی‌آید. علم‌النفس فلسفی نزد ملاصدرا عنوانی کلی برای مباحثی می‌باشد که در آن از عوارض و افعال نفس بحث شده و آنچه را که فلسفه عمل می‌نامیم، ذیل آن قرار می‌گیرد. ملاصدرا تلاش کرده با بسط و تعالی نظریه قوا به نظریه شئون نفس و با اتکا به آراء خاص وجودشناختی نظیر «اتحاد عاقل و معقول، اتحاد مراد و مرید و اتحاد متخِیل و متخیل»، «نظریه تشکیک» و «حرکت جوهری نفس»، و نیز اعتقاد به سریان علیت و از آن‌جمله سریان علت غایی در جهان هستی، نظریه‌ای منسجم و مستدل و دربردارنده رابطه نیت، عمل و عامل ارائه کند.» (ص. 37) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " نقدی بر گزارشی انتقادی از رساله «حشرالاشیاء» ملاصدرا"؛ "نزاع در نفی و اثبات استلزام ممکن و ممتنع "؛ " مرز میان عرفان با دانش‌های همگن"؛ "بایسته‌های تحقق اتحاد عقل و عاقل و معقول در حکمت متعالیه"؛ "عقل بسیط انسانی در نگاه ملاصدرا" و " واکاوی برهان خلف ابن‌سینا در اثبات قاعده الواحد". آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت معاصر نیز با مشخصات تاریخی «سال ششم، شماره 16، 1394» توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشرشده است. یکی از آثار شماره پیش‌رو، مقاله کمال نصرتی هشی و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "اهداف و روش‌های تربیت سینوی مبتنی بر فرایند ادراک" نوشته‌اند: «هدف اصلی این پژوهش، که با رویکرد کیفی و با روش توصیفی ـ استنتاجی صورت گرفته است، این است که مبانی ادراک و اقسام آن از منظر ابن‌سینا و پیامدهای تربیتی آن را بازشناسی کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در فلسفه ابن‌سینا نفس جایگاه والایی دارد و مبنای ادراک شناخته می‌شود. همچنین، بعد از بحث در باب ادراک و تعریف و معرفی انواع و مراتب آن، به دلالت‌های تربیتی به‌ویژه در بعد اهداف و روش با توجه به مبانی ادراک می‌پردازیم و خواهیم دید که طبق پژوهش حاضر، هدف نهایی در نظام تعلیم و تربیت سینوی رسیدن به سعادت «نزدیکی به خداوند» است ولی دست یافتن به چنین هدفی، نیازمند رسیدن به اهداف فرعی‌ای چون رشد و تکامل قوای حسی، تخیلی، عقلی و درنهایت ادراکات شهودی است؛ لذا پژوهش حاضر به‌کارگیری فعال حواس، حفظ و به خاطر سپردن، جهت‌دهی تخیل و خلاقیت، سیر عقلانی، آموزش‌های جست‌وجوگرایانه و تقویت فکر و اندیشه، شهود یا مشاهده حضوری و باطنی (حدس) و روش‌های تلفیقی را به‌عنوان روش تربیت معرفی می‌کند.» (ص. 75) سایر مقاله‌های این شماره به‌شرح ذیل‌اند: "هرمنوتیک، حرکت جوهری و فرایند ترجمه"؛ "بررسی و مقایسه مبانی اثبات وحدت وجود در اندیشه ملاصدرا و ابن عربی"؛ " نسبت کمال عقلانی (اتحاد با عقل فعال) با کمالات اخلاقی ازنظر ملاصدرا"؛ "بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی و ملاصدرا در خصوص ماهیت خدا" و " اندیشوران شیعی و ابن عربی". آخرین شماره دو فصلنامه آموزه‌های فلسفه اسلامی نیز با مشخصات تاریخی «شماره 18، بهار و تابستان 1395» منتشرشده است، این نشریه به کوشش دانشگاه علوم اسلامی رضوی منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله رضا اکبریان و دیگران است. نگارندگان در مقاله خود با عنوان "ثبات یا نسبیت گزاره‌های اخلاقی از دیدگاه علامه طباطبایی" نوشته‌اند: «علامه طباطبایی با تقسیم ادراکات بشری به حقایق و اعتباریات، درصدد اثبات نوعی از ادراکات ثابت و غیر متغیر درگذر زمان‌بر آمد تا در پرتو آن، مقدمات دفاع از فلسفه، دین و اخلاق را در مقابل حملات مادی‌گرایان فراهم آورد. بررسی ادراکات اعتباری و شناخت لوازم معرفتی آن‌ها علاوه بر جلوگیری از بسیاری مغالطات، تأثیرات شگرفی در حوزه مدرکات عقل عملی به‌ویژه علم اخلاق بر جای خواهد گذاشت. ایشان در نظریه اعتباریات در بحثی نظری به منشأ بایدها و نبایدها و سازوکار اعتبار سازی ذهن در مقام عمل پرداخته و نوعی پیوند و ارتباط میان طبیعت و احساسات طبیعی موجودات ذی‌شعور با ادراکات اعتباری را اثبات می‌کند. این ارتباط به‌زعم بعضی نه‌تنها باعث حفظ اصول اخلاقی از گزند گذر زمان و تغییرات محیطی نمی‌شود، بلکه گزاره‌های اخلاقی را دچار نوعی نسبیت و تزلزل می‌نماید. این مقاله بر آن است تا با تحلیل دقیق فعالیت دستگاه اعتبارسازی ذهن و کیفیت ارتباط آن با نیازها و احساسات طبیعی، چگونگی پیدایش گزاره‌های اخلاقی از درون اعتبارات بشری را تبیین کند و ثبات یا نسبیت اصول این گزاره‌ها را بررسی نماید.» (ص. 51) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: " مبادی فلسفی وحی در اندیشه ملاصدرا"؛ " توجیه متعالی صدرایی از رویداد مرگ"؛ "مخلوق اول در روایات و دو مواجهه متفاوت"؛ "خلافت الهی، انسان جهانی، ولایت تکوینی (با تکیه بر دیدگاه ملاصدرا)"؛ "رویکرد غزالی به منطق و برخی مسائل منطقی" و " بررسی و تحلیل انتقادات فخر رازی به براهین ابن‌سینا در تجرد نفس ناطقه". دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، آخرین شماره دوفصلنامه علمی-پژوهشی حکمت سینوی (مشکوة النور) را با مشخصات تاریخی «سال بیستم، شماره 55، بهار و تابستان 1395» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشرشده در این شماره، مقاله فهیمه شریعتی است. شریعتی در مقاله‌ای با عنوان " مقایسه روش‌شناسی ابن‌سینا در مسئله نفس با روش علوم شناختی " نوشته است: «به دنبال پی بردن به‌ضرورت مطالعه میان‌رشته‌ای درباره ذهن و نفس، در قرن بیستم دانشی به نام علوم شناختی ایجاد شد. ابن‌سینا در رویکردی مشابه، در آثار متعددش از زوایای مختلف به شناخت نفس پرداخته و از علوم گوناگون پزشکی، عصب‌شناسی، عرفانی و عقلی دراین‌باره بهره برده است. این مقاله در پی شناخت روش و متدولوژی ابن‌سینا در طرح مسائل نفس است تا بتواند آن را با روش علوم شناختی مقایسه کند. به‌رغم مشابهت‌های کلی رویکرد ابن‌سینا در مسئله نفس با علوم شناختی، اختلافاتی عمده نیز وجود دارد که باعث به دست آمدن محتوا و نتایج متفاوت درباره نفس در هریک از این مطالعات شده است. روش ابن‌سینا که در خطوط کلی مشابه شیوه علوم شناختی است و بسیار پیش‌تر از این علوم وجود داشته است، روش میان‌رشته‌ای است. این روش در حوزه نفس‌شناسی در میان متفکران مسلمانان ادامه نیافت.» (ص. 43) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "حدس از نگاه ابن‌سینا و فخررازی"؛ "حقیت خداوند در نظر ابن‌سینا و تأثیر آن بر نظریه وحدت وجود در ملاصدرا"؛ "بررسی نظریه ارجاع اولیات به علم حضوری (نزد ابن‌سینا و مصباح یزدی)"؛ " سعادت ازنظر ابن‌سینا؛ غایت جامع یا غالب؟" و "چیستی و کارکرد ادراک جزئی «علی وجه کلی» در حکمت مشائیان با تأکید بر ابن‌سینا".   ]]> عباس مهدوی کتاب Mon, 17 Oct 2016 10:29:29 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6818/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشر شده در حوزۀ کلام اسلامی http://dinonline.com/doc/report/fa/6794/ دانشگاه فردوسی مشهد، آخرین شماره دو فصلنامه علمی-پژوهشی فلسفه و کلام را با مشخصات تاریخی « سال چهل و هفتم، شماره 95، پاییز و زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشره در این شماره، مقالۀ فروغ‌السادات رحیم‌پور و فرزانه شهبازی است. نگارندگان در مقالۀ خود با عنوان  "بررسی حد و معیار غلو و تقصیر از دیدگاه شیخ مفید و علامه مجلسی" نوشته‌اند: «...هر دو متكلم موارد مشابهی را به عنوان معیار غلو مطرح كرده‌اند از جمله اعتقاد به الوهیت معصومین و نبوت امامان، اعتقاد به حلول و اتحاد ذات خداوند با معصومان، یا اعتقاد به اینكه با وجود معرفت امامان، انجام تكالیف شرعی لازم نیست. معیار مشترك تفویض نیز این است كه معصومان علیهم السلام (به طور مستقل و هم‌عرض با خداوند) متصف به صفاتی چون خالقیت، رازقیت و زنده كردن و میراندن شوند. اختلاف نظر این دو در تعیین حد و معیار غلو و تقصیر در مسائلی نظیر علم امام، عصمت از گناه صغیره یا سهو، خلقت متقدم چهارده معصوم، كرامات یا فضایل خارق‌العاده، شأن و جایگاه ایشان در هستی و امثال آن نمودار می‌شود است و دامنه این اختلاف باعث می‌گردد كه غالی و مقصر در نظر هریك متفاوت باشد. توجه به این تفاوت‌ها از آن رو حائز اهمیت است كه از نظر فقهی، غالی كافر شمرده می‌شود و لوازم كفر بر او مترتب می‌گردد لذا جا دارد كه اولا در تعیین حد و ملاكی كه عدول از آن غلو (یا تقصیر) شمرده می‌شود به امور متفق علیه نزدیك و نزدیك‌تر شد و ثانیاً در كافر خواندن غالیان، به آرایی از این دست كه می‌گوید غلو تنها اگر به انكار (آگاهانه و عمدی) الوهیت و توحید و نبوت منجر شود، موجب كفر خواهد بود توجه نموده، در مسائل اختلافی و جدلی الطرفین و در امور فرعی و جزئی، مطابق حدود و ملاك‌های شخصی یا حداقلی، افراد را به غلو و تقصیر متهم نكرد.»(ص. 83) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "بررسی نقادانه عینیت وجود و ماهیت در حكمت متعالیه"؛ "نقد نظریه بلوغ عقلی بشریت در فلسفه خاتمیت و امامت"؛ "تحلیل و نقد دلایل ظن به امامت اسماعیل از منظر منابع امامیه"؛ "بازخوانی هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی دیدگاه مثل"؛ "بررسی و نقد نظریه دلالت اقناعی معجزات" و "پژوهشی در معنای كلمه توحید" آخرین شماره فصلنامه علمی-پژوهشی کلام اسلامی با مشخصات تاریخی «سال بیست و چهارم، شماره 95، پاییز 1394» به همت  آیت الله سبحانی (دامت بركاته)  منتشر شده است. یکی از آثار شمارۀ پش‌رو، مقالۀ محمد غفوری‌نژاد است. غفوری‌نژاد در مقالۀ خود با عنوان "تاملاتی در مقاله هشام بن حكم و دیدگاه او در باب علم امام" یادآور می‌شود:  «تمیمه بیهم دائو در مقاله "هشام بن حكم و دیدگاه او در باب علم امام"0 تلاش كرده است تا آراء هشام در مورد علم امام را بازسازی كند. از جمله مهمترین نقدهای وارد بر پژوهش او تكیه بر گزارشی از دیدگاه هشام در مقالات الاسلامیین اشعری و بی‌توجهی به گزارش‌ها و شواهد موجود در منابع امامی در مورد این موضوع است كه صدق گزارش اشعری را تأیید نمی‌كند. نقد دیگر بر پژوهش دائو ابتناء آن بر فرضیه‌ای اثبات ناشده از مادلونگ است كه دائو آن را مسلم انگاشته و مطالعه خود را بر اساس آن سامان داده است. مادلونگ با استناد به شواهدی ادعا كرده است كه نوبختی و اشعری در آثار فرقه‌شناسانه منسوب به آنان (فِرَق الشیعه و المقالات و الفِرَق) از كتاب اختلاف ‌الناس فی الإمامه هشام بن حكم استفاده كرده‌اند. دائو با مسلم انگاشتن فرضیه مادلونگ، به لایه‌شناسی فرق الشیعه پرداخته و بخش‌هایی از آن را كه تصور می‌كرده از كتاب هشام اقتباس شده، مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. حال آنكه شواهد مادلونگ بر مدعایش آن قدر قوی نیست كه بتوان بر پایه آن، پژوهشی برای بازسازی آراء هشام ترتیب داد. بر برخی مدعیات و استدلال‌های دائو نقدهای جدی دیگری نیز وارد است كه ناشی از غفلت او و منابع مورد استفاده اش، از برخی داده‌های تاریخی از جمله گزارش‌های رجالی و حدیثی است. » (ص. 87) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "از الهیات طبیعی تا الهیات طبیعت"؛" بررسی حسن و قبح در اندیشه شهید صدر"؛ "بررسی انتقادی اشكالات محقق لاهیجی بر محقق طوسی پیرامون كیفیت علم الهی به غیر"؛ "مشروعیت دعا نزد قبور اولیای الهی" و "روش‌شناسی كلامی خواجه نصیرالدین طوسی". آخرین شماره فصلنامه پژوهش‌های اعتقادی كلامی با مشخصات تاریخی « سال ششم، شماره 22، تابستان 1395» منتشر شده است، این نشریه به کوشش دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه (گروه معارف اسلامی) منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله اصغر غلامی و علینقی خدایاری است. نگارندگان در مقالۀ خود با عنوان "جستجوی مفهوم امامت در حدود وسطای ادله قاعده لطف" می‌نویسند: « ...متكلمان شیعه عموماً در مباحث كلامی مربوط به امامت به طور مستقل به مفهوم‌شناسی امامت نپرداخته و تنها تعریفی مشابه با تعریف سنیان از آن ارائه داده‌اند. به این معنا كه تقریبا همه متكلمان شیعه پس از تعریف امامت به «ریاست عامه در امور دین و دنیا» بلا فاصله، با استناد به قاعده لطف، به اثبات وجوب نصب امام بر خداوند پرداخته‌اند. نگارنده پس از بررسی تعاریف متكلمان از امامت به جستجوی مفهوم آن در حدود وسطای ادله قاعده لطف پرداخته و نتیجه می‌گیرد كه از نظر متكلمان شیعه امامت مقام افتراض طاعت است كه برای تربیت و قرار گرفتن بندگان در مسیر عبودیت و كمال برای برخی بندگان برگزیده الهی جعل می‌شود.» (ص. 109) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از: "عقل‌گرایی اعتدالی در آراء شهید مرتضی مطهری"؛ "بررسی نظریه ابدان روحانی از منظر روایات شیعی (با تكیه بر دیدگاه نهج البلاغه)"؛ "تاملی بر مفهوم آزادی و اختیار از منظر اگزیستانسیالیسم (با تكیه بر آراء كی‌یركگور)"؛ "قلمرو عصمت فاطمه زهراء(س) در حدیث «فاطمه بضعه منی»"؛ "مبانی كلامی نظریه‌ی ولایت فقیه"؛ و "كثرت‌گرایی دینی (نجات‌شناختی) در مثنوی مولوی".   آخرین شماره دو فصلنامه علمی-ترویجی معرفت کلامی نیز با مشخصات تاریخی «سال ششم، شماره 2 (پیاپی 15)، پاییز و زمستان 1394» توسط مؤسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی (ره)  در 174 صفحه منتشر  شده است. یکی از آثار منشره در این شماره، مقالۀ فائزه برزگر تبریزی است. برزگر تبریزی، در مقاله‌ای با عنوان "كشف مغالطات در پردازش ایده بی‌صورتی وحی" می‌نویسد: «درك مغالطات و كشف آنها از میان یك متن از موضوعاتی است كه آموزش آنها از طریق نظری و صرفاً ارائه تعریف، بسیار سخت و حتی ناممكن به نظر می‌رسد. از نظر نگارنده در چنین مواردی روشی عملی باید در پیش گرفته شود و آنچه پیش‌روی است نمونه‌ای از این رویكرد برای آشنایی خواننده با انواع مغالطات و روش كشف آنهاست. به دلیل جذابیت مباحث مربوط به «تجربه دینی» به ویژه برای علاقه‌مندان به «فلسفه دین»، اثر عبدالكریم سروش با عنوان «كلام محمد» به عنوان متن مورد بررسی انتخاب، و اصل مقاله به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول سعی بر آن است كه مغالطات هر بخش به طور جداگانه شناسایی و بررسی شوند و در بخش دوم مغالطاتی كه در كل متن به عنوان یك استدلال یك پارچه به نظر می‌رسند مطرح می‌شوند.» (ص. 117) سایر مقاله‌های شمارۀ پیش‌رو عبارتند از: "بررسی تطبیقی معاد در عرفان، فلسفه و كلام "؛ "تبیین حقیقت روح و استعمالات قرآنی و روایی آن با توجه به دیدگاه علامه طباطبائی"؛ "چگونگی عالم ذر با بررسی و نقد نظریات مربوط به آن"؛ "بررسی و نقد مبانی نظریه مشروعیت در اندیشه سیاسی ابن تیمیه"؛  "بررسی مشروعیت «نصب الهی» امام در كلام سیاسی اشاعره" و "دفاع مجدد از دلیل عقلی ضرورت وحی بر اساس حكمت الهی".   ]]> کتاب Sun, 09 Oct 2016 12:17:44 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6794/ هشدار الهی‌دانان درباره تغییرات در کتاب مقدّس http://dinonline.com/doc/report/fa/6787/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از واشنگتن تایمز، بنا به گفتۀ ناشر این کتاب مقدس، از 775 هزار واژۀ کتاب مقدس، تنها 52 واژه تغییر یافته و اصلاحات دربردارندۀ 29 آیه از بیش از 31 هزار آیۀ متن مقدّس است و تیم پژوهشی اصلاحات و تغییرات را طی هفده سال تحلیل و ترجمه و به قصد افزایش صحّت و دقت کتاب مقدّس و وفاداری لفظی به معنا پیاده ساخته‌اند. به گفتۀ ناشر، بعد از این در چاپ‌های آتی این نسخه از کتاب مقدّس که توسط انتشارات «کراس‌وی» منتشر شده است، هیچ‌گونه تغییر و اصلاحی پیاده نخواهد شد. اما عدّه‌ای نسبت به این تغییرات، به‌ویژه تغییراتی که در سفر پیدایش 3:16 صورت گرفته است معترض هستند. عبارت «میل تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد» به «میل تو برخلاف میل همسرت خواهد بود، اما او بر تو حکمرانی خواهد کرد» تغییر یافته است. اسکات مک‌نایت (Scot McKnight) که پژوهشگر کتاب مقدّس و استاد مدرسۀ علوم دینی در ایلینوی است، یکی از این معترضان است. او می‌گوید اساساً اختلاف بر سر این موضوع است که آیا آیۀ مربوط به تکلّم خداوند با حوا، پس از آن که آدم و حوا در باغ عدن دست به گناه زدند، باید به صورت تجویزی معنا شود یا توصیفی. اگر به صورت تجویزی معنا شود، به معنی آن است که این نفرین خداوند برای تمام زنان در همۀ اعصار و قرون است و لذا به خاطر عملکرد حوا، زنان باید همواره تحت نظارت شوهر خود عمل کنند. در این صورت منظور از میل، خواست زن برای غلبه یا تفوّق بر اقتدار مرد است، مرد راهبر و راهنمای زن است و خداوند نوعی سلسله مراتب و مردسالاری را برای بشر طرح‌ریزی کرده است. اما طبق دیدگاه توصیفی، زنان و مردان گناهکارانی هستند که گاهی خواست آنها با هم در تضاد و تعارض است؛ به لحاظ نظری زنان سعی دارند بر مردان حکمرانی کنند و مردان بر زنان. به عبارت دیگر، در دیدگاه توصیفی خبری از فرمان الهی نیست، بلکه آیه وضعیت زندگی بشر بر روی زمین را پیشگویی می‌کند. مک‌نایت می‌گوید مشابه همین ساختار در غزل غزل‌ها (7:10) نیز آمده و اگر به آن بخش مراجعه کنیم متوجّه خواهیم شد که ترجمۀ صحیح ترجمۀ توصیفی است، نه تجویزی. لذا او ترجمۀ جدید را خطرناک می‌خواند، چراکه به طور ضمنی این گونه القا می‌کند که خداوند زن را نفرین کرده است و این نفرین بر سرگردانی، بیگانگی و وجود کشمکش بین زن و مرد مهر تأیید می‌زند. چنین تعبیری به مردان کج‌اندیش، بهانۀ سلطه‌جویی بر زنان را می‌دهد. خانم کارولین کاستیز جیمز (Carolyn Custis James)، استاد مدرّس کتاب مقدّس نیز نسبت به این نسخه انتقاد دارد و می‌گوید در ترجمۀ صورت گرفته ضمایر و ارجاعات به گونه‌ای ترجمه شده‌اند که باعث می‌شود خوانندگان مؤنثِ کتاب سردرگم شوند و ندانند که آیا آنها نیز مخاطب کلام الهی هستند، یا این که خداوند صرفاً مشغول تکلّم با مردان بوده است! انتقاداتی از این دست، همچنان ادامه دارد، با این حال ناشر تاکنون پذیرای انتقادات نبوده است و ادّعا دارد که اصلاحات همگی در راستای هرچه دقیق‌تر و صحیح‌تر ساختن متن مقدّس صورت گرفته‌اند. ]]> کتاب Fri, 07 Oct 2016 21:38:15 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6787/ نگاهی به کتاب «جانم را به پایش می‌دهم: قدرت و سیاست پرچم‌ها» به تألیف تیم مارشال http://dinonline.com/doc/report/fa/6761/ جزم‌اندیشان داعش به پیش‌گویی‌ای اعتقاد دارند که می‌گوید لشکر روم (یعنی غرب و کفّار دیگر) و لشکر اسلام در دشتی در سوریه با یکدیگر به نبرد خواهند پرداخت. هنگامی که داعش دابق را اشغال کرد، یکی از اولین کارهایی که جنگجویان انجام دادند آن بود که صدها پرچم سیاه را از پشت‌بام‌های شهر به اهتزار درآوردند. تیم مارشال می‌گوید پرچم‌ها روش عینی و سریعی برای ابراز وفاداری، قدرت و اندیشه‌ها هستند. پیام پرچم‌های سیاه داعش نیز روشن است: تحقّق یک پیشگویی آخرالزّمانی. پرچم‌های سیاه از دیرباز به پیامبر اسلام نسبت داده شده‌اند، همچنین به مهدی که پیش از روز قیامت ظهور خواهد کرد تا عدالت را احیاء کند. بر روی پرچم داعش به رنگ سفید نوشته شده است: «لا اله الا الله، محمد رسول الله». این دو جمله شهادتین مسلمانان است. نوشته شدن شهادت بر روی یک پرچم لزوماً علامت جنگ‌طلبی نیست؛ بر روی پرچم عربستان و افغانستان (پیش از طالبان) نیز همین نوشته شده است. اما داعش به جای خط زیبای پرچم عربستان، خطّ ناموزونی انتخاب کرده تا نشان دهد نمایندۀ یک اسلامِ خالص‌تر، خشن‌تر و جنگ‌طلب‌تر است. مارشال خاطرنشان می‌کند که ما اغلب فراموش می‌کنیم که پرچم‌های رسمی کشورها نمادهایی ستیزه‌جویانه دربردارند. جالب است بدانیم که در پس شکل و رنگ پرچم اکثر کشورها ماجرایی تاریخی مرتبط با جنگ نهفته است. برای مثال پرچم قرمز-سفید-قرمز اتریش، با راه‌راه‌های افقی‌اش خاطرۀ دوک لئوپولد پنجم را به یاد می‌آورد که پس از آن که در جنگ صلیبی سوم مسلمانان را قتل‌عام کرد، کمربندش را باز کرد و زیر آن باریکۀ سفیدی در میان پیراهن خونینش نمایان شد! به گفتۀ مارشال، بزرگ‌ترین تیر پرچم دنیا در شهر جدّه در عربستان سعودی قرار دارد که ارتفاع آن 170 متر، طول پرچم 49 متر و وزن آن 570 کیلوگرم است!   ]]> کتاب Tue, 04 Oct 2016 07:17:10 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6761/ آیا رفتن به دانشگاه می‌تواند به دیانت افراد لطمه بزند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6745/ به گزارش دین آنلاین، خانم آرورا گریفین (Aurora Griffin)، مؤلف و پژوهشگر، در کتاب خود «چگونه در هاروارد کاتولیک ماندم» (How I Stayed Catholic at Harvard) چهل نکتۀ کاربردی را مطرح می‌کند که دانشجویان می‌توانند به کمک آنها اعتقادات خود را حفظ کنند. گریفین توصیه‌هایی در رابطه با دانشگاهیان، نیایش و مراسم مذهبی‌ای که به او کمک کردند تا در هاروارد کاتولیک بماند و حتّی پیشرفت کند مطرح می‌کند. او می‌گوید ارزشمندترین بخش زندگی دانشجویی (یعنی دوستی‌ها، رشد علمی و عقلانی و خاطرات شیرین) زمانی معنادارتر می‌شود که انسان اعتقادات دینی مستحکم‌تری داشته باشد. نگرش غالب در اکثر دانشگاه‌های سکولار آن است که دانشگاه محلّ تفریح و رهایی از قید و بندِ دین و ارزش‌ها و تفکّرات قدیمی است، در حالی که زندگی مادّی‌گرایانه صرفاً نوید فریبندگی و هیجانات و ارضای نیازها را می‌دهد، ولیکن در آخر پوچ و توخالی است. ما تنها در صورتی می‌توانیم خود واقعی‌مان باشیم و بیشتر احساس آزادی، شادی و خوشبختی کنیم که آن‌گونه که خدا خواسته شویم. گریفین یادآوری می‌کند که حفظ ایمان یک تصمیم آگاهانه است و مداومت در انجام اعمال روزانۀ مذهبی آن را تقویت می‌کند. وقتی انسان مستقلّانه دربارۀ مسائل مذهبی خود تصمیم‌گیری می‌کند و اجازه نمی‌دهد تحت‌تأثیر دیگران واقع شود، حتّی در سکولارترین محیط‌ها و تحت شدیدترین فشارها نیز هیچ‌کس نخواهد توانست به ایمان او خدشه‌ای وارد کند. ]]> کتاب Sat, 01 Oct 2016 10:57:20 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6745/ نگاهی به آخرین نشریه‌های منتشر شده در حوزۀ فلسفه دین http://dinonline.com/doc/report/fa/6748/ به گزارش دین‌آنلاین، دانشگاه امام صادق (ع) آخرین شماره فصلنامه علمي ـ پژوهشي پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) را با مشخصات تاریخی «سال سيزدهم، شماره 2 (پياپي 26)، پاييز و زمستان 1394» منتشر کرده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله حسن طوسی است. طوسی در مقاله خود با عنوان "نگاه نقادانه ويليام جي. وينرايت به نقش داروهاي شيميايي در تحقق تجربه ديني"، نوشته است: «برخي از محققان تلاش كرده‌اند تا با انجام دادن آزمايش‌ها و بررسي‌هاي لازم، تحقق تجربه ديني و عرفاني را از طريق مصرف داروهاي شيميايي به اثبات رسانند. وينرايت، با تمايز گزاردن ميان تجربه عرفاني وحدت‌گرا و خداباور، و با توجه به پژوهش‌هاي انجام شده توسط كلارك، پنك، و هيوستون و مسترز، بر اين باور است كه هرچند داروهاي روان‌نما مي‌توانند نوعي تجربه عرفاني وحدت‌گرا به وجود آورند، ولي نمي‌توانند تجربه عرفاني خداباور به وجود آورند. در تحقيقات محققان، شواهد و مدارك قابل اعتنايي وجود ندارد كه بر اساس آن تجربه‌هاي عرفاني خداباورانه را بتوان ناشي از مصرف داروهاي شيميايي دانست. بررسي‌هاي انجام گرفته روي نتايج استخراج شده از آزمايش‌هاي محققان اخير نشان داد كه تجربيات ناشي از مصرف داروها بيشتر آفاقي بوده و درصد ناچيزي از آن به تجربه انفسي ارتباط دارد. به نظر وينرايت، در تبيين علمي تجربه‌هاي عرفاني، توجه به نكاتي لازم است. اولاً، توجه به موضوع اين تجربيات و تفكيك انواع تجارب عرفاني از يكديگر ضروري به نظر مي‌رسد، يعني ممكن است موضوع تجربه به گونه‌اي باشد كه هرگز نتوان تبيين علمي كافي از آن ارائه داد. ثانياً ماهيت تجربه ديني و عرفاني به گونه‌اي است كه آن را با پرسشنامه و آزمايش‌هاي تجربي نمي‌توان تعيين كرد، زيرا اين تجارب اموري دروني هستند و قابل اندازه‌گيري با معيارهاي بيروني نيستند. »(ص 155) سایر مقاله‌های این شماره عبارتند از:    "بررسي و نقد نظريه بسامدي شر(بر اساس تقرير وسلي سمون)"؛ "چالش هاي اساسي نظريه آقاعلي حكيم درباره «كيفيت معاد جسماني» از ديدگاه سيد جلال الدين آشتياني"؛ "گستره عصمت انبيا از ديدگاه فخر رازي"؛ "نقش خوش بيني كيهاني و فرهنگ در معناي داري زندگي از نظر جان هيك"؛ "باور ديني و خودآييني عقلاني"؛ "بازسازي و تحليل چهار الگوي خداباوري در انديشه ي غزالي"؛ "جايگاه نظريه عروض وجود بر ماهيت در الهيات بالمعني الاخص ابن سينا"؛ "گفتگوي توافقي يا ديالكتيك هرمنوتيكال ميان عقل و دين «ديدگاهي نو در نسبت ميان عقل و دين»" و "زبان ديني از منظر استيس، با تاكيد بر مباني معرفت شناختي آن".   آخرین شماره دو فصلنامه علمي-پژوهشي جستارهای فلسفۀ دین نیز با مشخصات تاریخی «دوره 5، شماره 1، تابستان و پاییز 1395» توسط انجمن فلسفه دين ايران  منتشر شده است. یکی از آثار منتشر شده در این شماره، مقاله محمد نژادایران است. نژادایران در مقاله خود با عنوان " نقد ماهیت سلبی سنت‌گرایی در اندیشة سیدحسین نصر" نوشته است: «سنت‌گرایی یک جریان فکری جدید است که در واکنش به روند رو به رشد مدرنیته در جهان امروز پدید آمده است. بررسی مبانی انسان‌شناختی، معرفت‌شناختی و دین‌شناختی سنت‌گرایی نشان می‌دهد که این جریان فکری فاقد هرگونه ماهیت ایجابی است و صرفاً می‌توان آن را در نسبت سلبی با مفاهیم اصلی مدرنیته نظیر سوژة استعلایی، علم مدرن و عرفی‌گرایی درک کرد. سنت‌گرایی بیش‌ از آن‌که برآمده از اصول و مبانی سنتی و مذهبی باشد، نوعی ایدئولوژی مدرن است که بر مبنای مدرنیته‌ستیزی شکل‌ گرفته است و هویت خود را به صورت سلبی و از طریق نفی مدرنیته تعریف می‌کند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رویکرد سنت‌گرایانی نظیر سیدحسین نصر به مفاهیم و مبانی سنتی اغلب با نگرش‌های سنتی متفکران جوامع پیشامدرن تفاوت‌های اساسی دارد و بیش‌تر آن‌ها با الهام از انگاره‌ها و مفاهیم مدرن و با وارونه‌سازی آن‌ها سعی در ترسیم نوعی تفکر ضدمدرن دارند که مختصات آن چندان با مناسبات فکری و الگوهای زندگی جوامع سنتی تطابق ندارد. همین عدم هم‌خوانی سنت‌گرایی با انگاره‌های سنتی باعث شده است تا بسیاری از نگرش‌های آن‌ها با واقعیت‌های تاریخی جوامع پیشامدرن در تعارض باشد و سنت‌گرایی را دچار یک دوگانگی مبنایی کند. سنت‌گرایی از یک‌سو به نفی مدرنیته به سود سنت‌های پیشامدرن می‌پردازد و از سوی دیگر با گسست از مبانی پیشامدرن، منطق درونی مدرنیته در تقسیم‌بندی مبتنی بر دوگانگی سنت و مدرنیته را می‌پذیرد و بازتولید می‌کند.» (ص 101) سایر مقاله‌‌های شماره پیش‌رو عبارتند از: "بررسی تحلیلی نسبت زبان و امر متعالی در مسئلۀ تنوع دینی"؛ "دفاع از براهین کلاسیک اثبات خدا بر مبنای طرح ماهیت اصلاح‌شدة برهان جورج ماورودس"؛ "مقایسة دیدگاه ویلیام جیمز و جان بیشاپ در زمینة توجیه باور دینی" و "الگوی الهیات اجتماعی اسلامی در اندیشه و آثار موسی صدر؛ امت واحده". فصلنامه فلسفه دین نیز در آخرین شماره‌اش با مشخصات تاریخی « دوره 13، شماره 1، بهار 1395» منتشر شده است. این نشریه به کوشش پرديس فارابي دانشگاه تهران  منتشر می‌شود. یکی از آثار این شماره، مقاله وحیده فخار نوغانی است. فخار نوغانی در مقاله خود با عنوان "بررسی و نقد مفهوم وحی گزاره‌ای و غیرگزاره‌ای در الهیات مسیحی"، نوشته‌ است: «پدیدۀ وحی و تبیین آن یکی از مهم‌ترین موضوعات در حوزۀ ادیان الهی محسوب می‌شود. ماهیت رازگونه و فراطبیعی این پدیده سبب شده است تا رویکردهای گوناگونی در این خصوص از سوی اندیشمندان دینی مطرح شود. در الهیات مسیحی دو رویکرد کلی گزاره‌ای و غیرگزاره‌ای در تبیین وحی وجود دارد. بر اساس رویکرد اول وحی عبارت از مجموعه آگاهی‌هایی است که در قالب عبارات و گزاره‌ها آشکار می‌شود، در حالی‌که بر اساس رویکرد دوم پدیدۀ وحی نه از سنخ گزاره بلکه به‌معنای مکاشفه است. در این مقاله ضمن بررسی، تحلیل و نقد هر یک از دو رویکرد، تلاش شده است تا مهم‌ترین نقص‌ها و کاستی‌های موجود در هر یک از دیدگاه‌ها مطرح شود. فروکاهش وحی به ساحت گزاره‌ای صرف در رویکرد گزاره‌ای، عدم توجه به مبانی انسان‌شناسی و هستی‌شناسی و فروکاهش وحی به سطح نازلی از تجربیات بشری در رویکرد غیرگزاره‌ای و نیز غفلت از مبانی زبان‌شناسی در حوزۀ زبان دین، برخی از مهم‌ترین نقص‌های الهیات مسیحی در تبیین پدیدۀ وحی هستند.»(ص113) سایر مقاله‌‌های شماره پیش‌رو عبارتند از:  "ذات خدا و تمایز صفات او در فلسفۀ اسپینوزا"؛ "آرای عبدالرزاق لاهیجی در باب حکمت خداوند: بررسی انتقادی"؛ "ابزارانگاری در علم، راهکاری برای تعارض‌زدایی میان علم و دین"؛ "فرایند خداباوری یهود با تأکید بر شواهد قرآنی"؛ "منزلت عقل متعالی (نقش عقل در ساحات مختلف دین)"؛ "بررسی و نقد مفهوم وحی گزاره‌ای و غیرگزاره‌ای در الهیات مسیحی"؛ "هنر ارزشی و غیرارزشی از دیدگاه افلاطون"؛ و "مبانی فلسفی و کلامی مدیریت اجتماعی از دیدگاه اسلام". ]]> عباس مهدوی کتاب Fri, 30 Sep 2016 16:25:04 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6748/