پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/book Fri, 28 Jul 2017 01:14:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Fri, 28 Jul 2017 01:14:53 GMT کتاب 60 کتاب «کشور من، البریتانیا» تألیف جیمز فرگوسن http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ به گزارش دین‌آنلاین کریستوفر دوبلگ در یادداشتی که درباره کتاب «کشور من، البریتانیا» برای گاردین نوشته است آورده: این واقعیت که تعداد مسلمانان در بریتانیا رو به افزایش است یکی از معدود مسائلی است که اسلام‌هراسان و اسلام‌دوستان بر سر آن اتّفاق‌نظر دارند. از سال 2001 تاکنون، تعداد مسلمانان بریتانیا دو برابر شده و به بیش از سه میلیون یا 5% از جمعیت این کشور رسیده است. سال‌ها است که نام «محمّد» با تلفّظ‌های مختلفش منتخب‌ترین نام پسرانه بوده است. تا سال 2020 سنّ نیمی از جمعیت برادفورد که یکی از شهرهای مسلمان‌نشین‌ و همچنین یکی از فرزندآورترین شهرهای بریتانیا است، به زیر بیست سال خواهد رسید. اما یکی از سؤالاتی که در پی بمب‌گذاری منچستر (توسّط سلمان عابدی 22 ساله) بارزتر شده این است که با مسلمانان جوان بریتانیا چه کنیم؟ برای این که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم باید بدانیم همان‌طور که جیمز فرگوسن در کتاب خود توضیح می‌دهد، حکایت اسلام در بریتانیا تنها حکایت مسائل مذهبی مسلمانان این کشور نیست. برای مثال، مدارس شهر برادفورد دارای پایین‌ترین سطح عملکرد آموزشی هستند و فقر و خرید و فروش موادمخدّر در این شهر فراگیر است. حکایت اسلام در بریتانیا حکایت اشتغال، تحصیل، جداسازی جنسیتی، جرائم جنایی، پیوند میان مسلمانان و جامعه و انسجام خانواده‌ها است. حکایت بومی‌گرایان بریتانیایی است که انگشتشان را صرفاً به سمت مزاحمانی نشانه گرفته‌اند که در سالن‌های کنسرت بمب‌گذاری می‌کنند و دختران کم‌سن را شوهر می‌دهند. حکایت زندگی اقلیتی است که زیر سایۀ جناح محافظه‌کار حزب کارگر با آرامش‌خاطر و آسودگی روزگار می‌گذراندند، اما حالا در میان ویرانه‌های مسیحیت و اتحادیه‌های کارگری گرفتار انزوای اخلاقی شده‌اند. آیا کار عاقلانه‌ای است که تشکیلات لیبرالی بریتانیا مسلمانان محافظه‌کار را وادار کند تا از الگوهایی که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده است تبعیت کنند و مسائل مربوط به روابط جنسی، هم‌جنس‌گرایی و اقتدار زنان را آن‌گونه که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده بپذیرند؟ فرگوسن معتقد است خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار عاقلانه‌ است. از طرف دیگر، او مسلمانان ثابت‌ایمانِ فراوانی را سراغ دارد که در عین این که خود را یک بریتانیایی می‌دانند، حاضر نیستند از دولتِ غیرقابل‌اعتماد درس اخلاق بیاموزند. دولتی که هدف آن شبیه ساختن و یکدست‌سازی همۀ مردم جامعه به الگوی موردقبول خودش است. فرگوسن به بعضی از ابعاد دین اسلام غبطه می‌خورد؛ از جمله به فرهنگ انسان‌دوستی و توانایی مسلمانان بر فائق آمدن بر دغدغه‌های ناچیز مادّی. کتاب او عمدتاً دربارۀ مسلمانان بریتانیا است که با دیگر مسلمانان یا با فرهنگ جامعۀ بریتانیا دچار اصطکاک شده‌اند. او در میان مسلمانان اثری از کاریکاتور بیگانه‌هراسانه و برتری‌جویانه‌‌ای که دیگران از مسلمانان ترسیم کرده‌اند نمی‌یابد، بلکه در عوض با تناقضات، کشمکش‌ها و یک سری تقلید‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شود؛ از جمله مساجدی که از ترس این که برچسب افراطی‌گری بخورند، از وعّاظ خود فیلم می‌گیرند، زنی که نقاب را نه به خاطر دلایل دینی یا سیاسی، بلکه به این خاطر که چشمانش را زیباتر نشان می‌دهد بر چهره‌ می‌زند و شورای شریعتی که نه تنها (آن‌طور که منتقدان مدّعی هستند) حقوق زنان را پایمال نمی‌سازد، بلکه خدمات ارزشمندی به زنان مسلمان ستمدیده ارائه می‌دهد. فرگوسن بیش از این که شواهدی دالّ بر افراطی‌گری در میان مسلمانان پیدا کند، با «بحران مردانگی» در جامعۀ مسلمانان مواجه می‌شود؛ یعنی بحران زورگویی و خشونت مردان در فضای خانواده، هرچند او می‌داند که خشونت در میان جوانان به‌هیچ‌وجه منحصر به مسلمانان نیست. فرگوسن می‌گوید محرومیت جنسی و گرایش به افراطی‌گری و خشونت با هم در ارتباطند. او می‌گوید زنانی که خود را وقف داعش می‌کنند مذهبی نیستند، بلکه زنانی‌اند که در پی اطفای شهوات فراوان خود هستند و نباید آنها را به دین ربط داد. تاریخ انتشار: 1 ژوئن 2017 انتشارات بانتام تعداد صفحات: 400 ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 15:49:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ چرا هیتلر توجّه وافری به ماوراءالطبیعه داشت؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7425/ در دهۀ 1930 هیتلر در کتابی تحت عنوان «جادو: نظریه، تاریخ و کاربرد» حاشیه‌های فراوانی نوشت و زیر بعضی از قسمت‌های کتاب خط کشید؛ مثلاً این جمله: "کسی که تخم شیطانی درون خود نداشته باشد، هرگز قادر به ایجاد یک جهان جدید نخواهد بود." هیتلر در سال 1934، یعنی یک سال پس از آن که صدراعظم آلمان شد، یک دوزر (جادوگری که محلّ وجود آب، فلزات و... را غیب‌گویی می‌کند) استخدام کرد تا در کاخ صدارتِ رایش به جستجوی «اشعه‌های مرگی» که ممکن بود به کارکنان ساختمان آسیب برساند بپردازد. او و هیملر دربارۀ "امپراطوری جهانی آتلانتیس" و همچنین دربارۀ شبه‌علمِ نامعتبری تحت عنوان «نظریۀ جهان یخی» گفتگوهای بسیاری می‌کردند. براساس این نظریه، نظام عالم از یخ تشکیل شده و هیتلر و هیملر آن را معادل آلمانیِ نظریۀ «یهودیِ» نسبیت تلقّی می‌کردند. در حقیقت در میان تمام فرماندهان عالی‌رتبۀ نازی، اعتقاد به مسائل غیبی و رمزآلود فراگیر بود. خود آدولف هیتلر حامل «تخم شیطان» بود، گردان حفاظتی اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری داشت و گوبلس کتاب‌های نوستراداموس را مطالعه می‌کرد. رودلف هس دستی در هومئوپاتی و گیاه‌درمانی داشت و یک دوزر و طالع‌بینِ شخصی نیز در خدمت او بودند. از دیگر طرفداران «رادیستزی» (یک توانایی مافوق‌طبیعی مبنی بر یافتن اشیاء به کمک چوب و شاقول) می‌توان به جولیوس استرایشر، فرماندار نورمبرگ و ریچارد والتر داره، رئیس «ادارۀ اصلی نژاد و اسکان اس‌اس» اشاره کرد. بسیاری از مقامات عالی‌رتبۀ نازی به علوم سرّی شرقی –اسطوره‌های هند، معنویات تبتی و قوانین جنگجویان ژاپنی- علاقه‌مند بودند و اینها را تعالیم گمگشتۀ نژاد باستانی آریایی تلقّی می‌کردند. هیملر، رئیس اس‌اس در این زمینه از همه پیشگام‌تر بود و اندیشگاهِ «آننربه» را برای پژوهش‌ دربارۀ تاریخ انسان‌شناسی و فرهنگ نژاد آریایی تأسیس کرد. این مؤسسه برای یافتن اسناد و مدارک و فولکلورهایی که تفکّر هیملر مبنی بر وراثت آریایی را مورد تأیید قرار می‌داد، آلمان را زیرورو کرد و اروپا را به اشغال خود درآورد. در اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری وجود داشت که مسئول بررسی شواهد جادوگری و محاکمۀ جادوگران بود. هیملر معتقد بود که جادوگران نمایندۀ یک دین قدیمی آلمانی هستند که ادیان یهودیت و مسیحیت (به‌ویژه یهودیت) بی‌رحمانه آن را از بین برده‌اند. فرماندهان عالی نازی با ترکیب عجیبِ «علم» و «اعتقاد به سحر» مأنوس بودند. در این کتاب اریک کورلاندر با کمال تبحّر تاریخ این اعتقادات را از قرن نوزدهم به بعد در تفکّر مردم آلمان موردبررسی قرار داده است. او می‌گوید در سال 1904 رهبران «جنبش ولکیش» پرچم‌هایی منقّش به صلیب شکسته به اهتزار درمی‌آوردند، از جنگ نژادی با «یهودا» حمایت می‌کردند و آمیزه‌های عجیب‌وغریب فولکلورهای آلمانی و علوم غریبۀ علمی-تخیّلی را ترویج می‌کردند. پس از پیمان ورسای که مردم مستأصل و مستعدّ باور به اوهام بودند، اعتقاد به انواع امور مافوق‌طبیعی و علوم خفیّه در جامعه رواج پیدا کرد. نازی‌ها از این گرایش بهره جستند، یک هویت ملّی «آلمانی» خلق کردند و طوری شد که این اعتقادات به عقاید ارتدوکسی سیاسی مبدّل شد. یعنی در زمان جنگ جهانی دوم هرکس که نسبت به «علوم حاشیه‌ای» (شبه‌علم) اظهار علاقه‌مندی و تبعیت می‌کرد، به احتمال زیاد برگ برنده را از آن خود ساخته بود. برای مثال در جنگ آتلانتیک، کاپیتانی به نام هانس رودر مدّعی بود که متّحدان برای ردیابی و غرق ساختن زیردریایی‌های آلمانی از روش جادو و رادیوستزی استفاده می‌کنند. اما به جای این که عذرش را بخواهند، بودجۀ قابل‌توجّهی در اختیار او قرار دادند تا «مؤسسۀ پاندول» را در برلین تأسیس کند. در واقع، در تمام طول جنگ جهانی دوم از کمک جادوگران استفاده می‌شد. در فصل آخر کتاب رنسانسی که هم‌اکنون در زمینۀ ماوراءالطبیعه، نظریه‌های توطئه، قدرت‌های مافوق‌زمینی و خیال‌پردازی دربارۀ اروپایی عاری از وجود مهاجرین و دین اسلام برپا شده مورد بررسی قرار گرفته است. گویا هیولاهای هیتلر صرفاً متعلّق به او نبودند و نیستند. ]]> کتاب Tue, 11 Jul 2017 12:24:33 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7425/ درباره کتاب نظریۀ اخلاقیِ الگوگرایی اثر زاگزبسکی http://dinonline.com/doc/note/fa/7341/ عدّه‌ای معتقدند که نظریه‌های اخلاقی باید از تعریف اصطلاحاتِ اخلاقی، مثل «خوبی» آغاز شوند. بعضی دیگر مدّعی‌اند که کار را باید از شناسایی و تعریفِ شرایطی که ضمنِ آنها یک عمل صحیح تلقّی می‌شود شروع کرد. عدّۀ دیگری نیز می‌گویند ابتدا باید روشی برای تعیین و تشخیص کارهایی که انجام آنها صحیح است به وجود آورد. تصوّر بر این است که به محض این که معلوم شود یک نظریۀ اخلاقی باید از چه نقطه‌ای آغاز شود، بقیۀ مباحث اخلاقی نیز به‌راحتی معنا پیدا می‌کنند. خانم لیندا زاگزبسکی در کتاب «نظریۀ اخلاقیِ الگوگرایی» (انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2017)،  یک نقطۀ آغازِ جدید و متعاقباً رویکرد تازه‌ای به اخلاقیات برای نظریۀ اخلاقی پیشنهاد می‌دهد. دیدگاه او با تجزیه و تحلیل پدیدۀ تحسینِ الگوها شروع می‌شود. زاگزبسکی می‌گوید به محض این که پی بردیم معنای تحسین کردن دیگران چیست و الگوها چه کسانی هستند، می‌توانیم طیف گسترده‌ای از دیگر مفاهیم اخلاقی، از جمله «خوبی»، «وظیفه» و «عمل درست» را توجیه کنیم. ]]> کتاب Sun, 09 Jul 2017 09:52:09 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7341/ «زنان در قرآن؛ خوانشی رهایی‌بخش» تألیف اسماء لمرابت http://dinonline.com/doc/report/fa/7413/ به گزارش دین‌آنلاین، سایت آمازون ضمن ارائه کتاب «زنان در قرآن: خوانشی رهایی‌بخش» در گزارشی به معرفی آن پرداخته است. در این گزارش به عقیده نویسنده اشاره کرده که معتقد است در نظام‌های اجتماعی زنان مسلمان به اسم دین مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند. لمبرابت مخالف دیدگاهی است که می‌گوید تنها راه آزادسازی زنان ترویج ارزش‌های غربی است. نقد آقای شاه تاجامو دانش‌آموختۀ مطالعات اسلامی امروز دین اسلام دینی زن‌ستیز تلقّی می‌شود و به ناحق ادّعا می‌شود که این دین حقوق برابری برای زنان قائل نیست و آنان را مورد ظلم و تعدّی قرار می‌دهد. جهانیان، به‌ویژه جهان غرب زن مسلمان را موجودی عقب‌مانده و دِمُده قلمداد می‌کنند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که آیا دین اسلام واقعاً نسبت به زنان مسلمان ظلم می‌کند؟ یا این که این تفاسیر متفاوت و تعصّب‌آمیزِ دین اسلام توسط اندیشمندان مرد است که گاهی تبعیض‌آمیز و برضدّ زنان مسلمان است؟ یا این دشمنان دین اسلام هستند که چنین اتّهاماتی را به دین وارد کرده‌اند؟ لمبرابت در کتاب به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که دین اسلام برای زنان حقوقی برابر و عادلانه قائل است. نابرابری‌هایی که بعضاً نسبت به زنان مشاهده می‌شود، حاصل تفاسیر تعصّب‌آلود تعدادی از علمای قدیمی و مردسالار است که به‌ناحق کلام الهی را توجیهی برای این نابرابری‌ها قرار داده‌اند. از طرف دیگر، اسلام‌هراسانی که به دنبال منافع خود هستند نیز چنین انگ‌هایی به دین اسلام می‌زنند تا وجهۀ دین اسلام را تخریب کنند. لذا زن مسلمان قربانی بی‌عدالتی، سرکوب و تحقیر شده است. لمبرابت هم رویکرد محافظه‌کاران را نقد می‌کند و هم رویکرد اسلام‌هراسان غربی را. کتاب به دو بخش تقسیم شده است؛ بخش اول «هنگامی که خداوند دربارۀ زنان سخن می‌گوید» عنوان دارد که مربوط به معرّفی بانوان قرانی است؛ بلقیس، ساره، هاجر، زلیخا، مریم، امّ‌موسی و... خداوند نه تنها زنان را خوار نمی‌شمارد، بلکه این بانوان را به خاطر صفات برجستۀ انسانی مورد تحسین قرار می‌دهد و حتّی دیگران را دعوت به تبعیت و الگوگیری از بعضی از این بانوان می‌کند. بخش دوم کتاب نیز «هنگامی که خداوند با زنان تکلّم می‌کند» نام دارد. در قسمت پایانیِ کتاب، نویسنده به مسائلی جنجالی مثل کتک زدن زنان، شهادت زنان، مسئلۀ ارث و تعدّد زوجات می‌پردازد و با نقل آیات مرتبطِ قرآنی، مردسالاران و اسلام‌هراسانی را که برای بی‌آبرو کردن اسلام دست به هر کاری می‌زنند رسوا ساخته است. این کتاب برای زنانی که از حقوق خود غافلند و قربانی مردسالاران و اسلام‌هراسان واقع شده‌اند کتابی ارزشمند است. (ترجمه (از فرانسوی به انگلیسی) میریام فرانسوا سرا تاریخ انتشار کتاب: 24 مه 2016 انتشارات کیوب پابلیشینگ تعداد صفحات: 212) ]]> کتاب Fri, 30 Jun 2017 09:32:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7413/ "جهان اسلام" دقیقاً به چه معناست؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7345/ وقتی باراک اوباما در سال 2009 به قاهره سفر کرد تا برای مسلمانان سراسر جهان سخنرانی کند، پای خود را درست جای پای سیاستمداران بی‌شمار دیگری گذاشت که گمان می‌کنند مسلمانان جهان همگی یک‌دست و یک‌شکل هستند. اما همان‌طور که جمیل آیدین در این کتاب بحث‌برانگیز تاریخی مطرح می‌کند، اشتباه است تصوّر کنیم تمام یک و نیم میلیارد مسلمانی که در جهان زندگی می‌کنند، از یک هویت دینی-سیاسیِ واحد برخوردارند. اما این تصوّر غلط از کجا نشأت گرفت و چرا تا این حد شایع و فراگیر شد؟ پاسخ این سؤالات در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. تلاش شده تا خاستگاه‌های عقلایی این تصوّر غلط بررسی شود و علّت استمرار این فریب‌خوردگی که مسلمانان و غیرمسلمانان هر دو در دام آن افتاده‌اند روشن شود. ایدۀ «جهان اسلام» که نقطۀ مقابل تمدّن غرب مسیحی محسوب می‌شد، در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت؛ یعنی همان زمانی که امپراطوری‌های اروپایی بر اکثر مسلمانان جهان حکمرانی می‌کردند. نظریه‌های خودبرترپنداری سفیدپوستان از همان ابتدا ایدۀ «جهان اسلام» را دستخوش تحریف ساختند، اما در عین حال خود مسلمانان نیز در شکل‌گیری این تصوّر غلط بی‌تأثیر نبودند. آیدین از این حقیقت پرده برمی‌دارد که روشنفکران مسلمان به منظور ردّ دعویِ حقارت نژادی و فرهنگیِ مسلمانان، یک جامعۀ پان‌اسلامیِ آرمانی را تجسّم کردند و به آن ماهیت بخشیدند. ایدۀ «جهان اسلام» ابتدا نقشی کلیدی در سیاست‌های خلافت عثمانی ایفا کرد و پس از آن توانست از استعمارزدایی و جنگ سرد جان سالم به در ببرد و در قرن دوازدهم دوباره جان تازه‌ای به خود بگیرد. این ایده که در حدّ فاصل ایدئولوژی‌های اسلام‌هراسی و پان‌اسلامی واقع شده، همچنان اذهان مردم جهان را به‌شدّت در چنگ خود گرفته است، به‌نحوی که اگر بخواهیم گفتگویی ثمربخش‌تر دربارۀ امور سیاسی در جوامع امروز اسلامی آغاز کنیم، ابتدا لازم است جهانیان را از چنگ این تصوّر غلط رها سازیم. ]]> کتاب Wed, 10 May 2017 19:21:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7345/ اسلام‌زدایی از اشعار مولوی http://dinonline.com/doc/article/fa/7338/ خود مولانا مثنوی را "اصول اصول اصول الدّین" و تفسیری از قرآن ("کشّاف‌ القرآن") توصیف کرده است، اما در ترجمه‌های آمریکایی پرفروشِ آثار مولانا اثری از دین دیده نمی‌شود. به گفتۀ جاوید مجدّدی، پژوهشگر حوزۀ تصوّف در دانشگاه «راتگرز»، "بهایی که مردم برای ترجمه‌های آثار رومی می‌پردازند، بریدن او از دین و فرهنگی است که به آن تعلّق دارد." شالوده‌ای که اندیشه‌های مولانا را شکل داده آموزه‌های اسلامی است، اما متأسفانه در ترجمه‌ها این آموزه‌ها از قلم افتاده است. به گفتۀ مجدّدی، قران مسیحیان و یهودیان را اهل کتاب می‌خواند و این نقطۀ آغاز حرکت به سمت جهان‌شمولی است. جهان‌شمولی‌ موجود در آثار رومی که خیلی‌ها آن را ارج می‌نهند، از اعتقادات اسلامی او نشأت گرفته است. امید صافی استاد مطالعات خاورمیانه و اسلام در دانشگاه «دوک» می‌گوید جداسازی اشعار عرفانی از خاستگاه اسلامیِ آنها در غرب، در عصر ویکتوریایی آغاز شد. مترجمان و الهیدانانِ آن زمان نمی‌توانستند تفکّرات خود دربارۀ دینِ بدوی اسلام را با آثار شاعرانی مثل مولانا و حافظ تطبیق دهند. آنها می‌گفتند علّت عارف شدن این افراد دین اسلام نبوده، بلکه مغایرت‌شان با اسلام بوده است. در آن زمان بود که در آمریکا قانونی برای کاهش تعداد مسلمانانی که اجازۀ ورود به کشور را داشتند به اجرا درآمد. دیوان عالی آمریکا می‌گفت مسلمانان با تمام ادیان دیگر، به‌ویژه مسیحیان خصومت دارند. بدین ترتیب بود که جهان غرب، مولانا و اسلام را از هم جدا کرد. (امید صافی) در میان ترجمه‌هایی که از آثار مولانا صورت‌گرفته، ترجمۀ کلمن بارکس از همه معروف‌تر است و بیش از ترجمه‌های دیگر در جهانی شدنِ اشعار این شاعر صوفی نقش داشته است. کلمن بارکس می‌گوید معنای اشعار مولانا در قالب زبان نمی‌گنجد. لذا وی برای این که بتواند به آن حقیقتِ بیان‌ناشدنی نزدیک شود، اشعار را آزادانه ترجمه کرده است. یکی از کارهایی که انجام داده آن بوده که اشاراتی که به اسلام شده را به حداقل رسانده و در بسیاری از جاها بافتار مذهبی را از بین برده است. حتّی در بعضی از ترجمه‌‌ها و اقتباس‌های دیگری که از آثار مولانا انجام شده (مثل ترجمۀ انتشارات نیو ایج)، اختلاف با متن اصلی از این هم بیشتر است و می‌توان گفت این ترجمه‌ها اصلاً شباهت چندانی به اشعار مولانا ندارند. (جاوید مجددی) جداسازی بعد معنوی از بافتِ مذهبی‌اش پیامدهای عمیقی به دنبال دارد. امروز خیلی‌ها اسلام را یک غدۀ سرطانی در جهان می‌دانند. اما متأسفانه در ترجمۀ معروفی مثل ترجمۀ بارکس، متن انگلیسی بسیار مخدوش و مغایر با متنِ اصلی است و در بعضی جاها این‌طور القا می‌شود که دین اسلام از زمان مولانا مروّج افراطی‌گری بوده است! سنان انطون، نویسنده و مترجمِ عراقی-آمریکایی می‌گوید یک مترجمِ خوب باید آثاری مثل آثار مولانا را به نحوی ترجمه کند تا خوانندگان بدانند که یک استاد شریعت نیز می‌تواند خالق یک مجموعه‌ از محبوب‌ترین اشعار عاشقانۀ جهان باشد. خوشبختانه چند سال است که آقای مجدّدی ترجمۀ دقیق و وفادارانه‌ای از آثار مولانا را آغاز کرده است. در این ترجمه تلاش شده تا ارجاعات قرانی و اسلامی به‌درستی به زبان انگلیسی برگردانده شود. تاکنون سه جلد از شش جلدِ ترجمۀ مجدّدی از مثنوی به انتشار رسیده و جلد چهارم نیز بهار امسال منتشر خواهد شد. ]]> کتاب Thu, 04 May 2017 07:44:02 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7338/ مخالفت با مشروطه، دلیل سب و لعن آیت الله سیدکاظم یزدی http://dinonline.com/doc/report/fa/7291/ به گزارش دین آنلاین، در بخشی از اولین جلد کتاب خاطرات «دکتر ابراهیم یزدی» با عنوان "شصت سال صبوری و شکوری" آمده است: «پدرم از پدربزرگم نقل می کرد که در یکی از سفرهایش به عتبات، یکی از روحانیون که دروس حوزوی خود را تمام کرده بود و از دوستی نزدیک پدربزرگ با آیت الله سید کاظم یزدی مطلع بود، به او مراجعه می کند و اظهار می دارد که درسش تمام شده است و می خواهد به شهر و دیار خود برگردد. سایر مراجع به او گواهی اجتهاد و اجازه دریافت وجوهات را داده اند، به جز آیت الله سیدکاظم یزدی. از پدربزرگ می خواهد که نزد سید وساطت کند تا ایشان نیز چنین گواهی و اجازه ای را به او بدهند. پدربزرگ او را با خود نزد سید می برد. مرحوم آیت الله سیدکاظم یزدی به پدربزرگ می گوید من مایل نبودم به او چنین گواهی را بدهم اما حال که شما وساطت کرده اید، به احترام شما به او می دهم اما مشروط. سپس مرحوم آیت الله سیدکاظم یزدی به پدربزرگ شروطی را در چگونگی دریافت وجوهات شرعی و هزینه آنها ذکر می کند و آن روحانی شروط را می پذیرد، سپس سید گواهی نامه و اجازه نامه به نام آن شخص صادر می کند و به او می دهد.   آن مرد روحانی قبل از ترک مجلس و بعد از دریافت گواهی نامه می گوید: "آقا عرض دیگری هم دارم و آن این که من پشت سر شما غیبت کرده ام. شما مرا ببخشید و حلال کنید." سید از او می خواهد آنچه را به او نسبت داده است، بازگو کند. اما مرد روحانی امتناع می کند؛ بالاخره پدربزرگ پادرمیانی کرده و با تندی به روحانی تکلیف می کند که آنچه را آیت الله یزدی خواسته است بیان نماید. مرد روحانی شرح می دهد که در هنگامه مشروطه خواهی در ایران، میان علمای بزرگ بر سر مشروطه اختلاف افتاد. مرحوم سید کاظم یزدی مخالف مشروطه بود. اکثر روحانیون جوان و طلاب، طرفدار مشروطه بودند. جنگ مخالف و موافق تا آنجا بالا گرفت که موافقین مشروطه، مخالفین، از جمله سیدکاظم یزدی را سب و لعن می کردند.   آن روحانی در حضور پدربزرگ اعتراف کرد که بعد از نمازهای یومیه به قصد قربت، سیدکاظم را لعن می کرده است. حالا از او تقاضای بخشش دارد. مرحوم سیدکاظم بعد از شنیدن ماجرا بسیار متألم و متأسف می شود. قطرات اشک روی صورتش می غلتند. مدتی سکوت می کند. بعد می گوید: "من از حق خودم گذشتم اما نمی دانم جده ام با تو چه معامله ای خواهد کرد."»   منبع: کتاب «شصت سال صبوری و شکوری»، به قلم «دکتر ابراهیم یزدی». تهران: انتشارات کویر، جلد اول. صفحات ۲۲ تا ۲۳     ]]> کتاب Sun, 09 Apr 2017 14:21:20 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7291/ چهار کتاب دربارۀ اسلام و داعش http://dinonline.com/doc/report/fa/7248/ پیرو حادثۀ تروریستی یازده سپتامبر، گفتگوهای بسیاری دربارۀ معضلی که از جانب دین اسلام به وجود آمده بود صورت گرفت. بخشی از معضل آن است که معدودی از کسانی که دوست دارند ساختمان‌ها را منفجر کنند و سرها را از بدن‌ها جدا سازند، این کار را به اسم دین اسلام انجام می‌دهند. مستأجرِ فعلیِ کاخ‌سفید می‌خواهد ورود بعضی از مسلمانان را به آمریکا محدود سازد، گویا ثابت شده که بین دین و خشونت ارتباطی وجود دارد! در حالی که این طور نیست! اگر نگاهی به دین اسلام در طول تاریخ بیندازیم، پی می‌بریم که این قضیه مشکوک است، چراکه حدود صد سال پیش نیز بسیاری از مسلمانان انگِ شهوت‌رانی، اسرارآمیز بودن و عجیب و غریب بودن می‌خوردند. اما اگر کتاب «سلوک بیگانگان» را مطالعه کنید، اثر چندانی از این سه ویژگی در وجود مسلمانان نخواهید دید. این کتاب همان‌طور که از عنوانش پیدا است، به بازگویی یک سری مواجهه‌ها با داعش می‌پردازد. گرام وود با تعدادی از حامیان و هواخواهان داعش در قاهره، لندن، نیویورک و جاهای دیگر گفتگو کرده است. داعش در غرب تحت عنوان «دولت اسلامی» شناخته شده، اما رسانه‌ها غالباً آن را «دولتِ به اصطلاح اسلامی» می‌خوانند؛ به این معنا که این دولت واقعاً اسلامی نیست. بسیاری از ما گمان می‌کنیم که کسانی که به سمت پرچم سیاه داعش می‌روند به دلایلی غیردینی این کار را می‌کنند؛ مثلاً برای این که داعش یک هدف به آنها می‌دهد، این که کشتن را دوست دارند یا این که شاهد ظلم و بی‌عدالتی بوده‌اند. شاید اینها انگیزۀ پیوستن بعضی‌ها به داعش بوده باشد، اما اکثر سربازان داعشی واقعاً معتقدند که به یک نهضت دوران‌ساز پیوسته‌اند که اسلام را به جایگاه برحقّ خود خواهد رساند. در صفحات آغازین کتاب به این موضوع پرداخته شده و دیدگاه داعش دربارۀ انسان‌های مختلف مطرح شده است. کسانی که سرسپردۀ داعش هستند در رأس همۀ انسان‌ها و نزدیک بهشت قرار دارند و کفّار، اومانیست‌های سکولار، مسیحیان و ایزدی‌ها در پایین‌ترین مرتبه قرار گرفته‌اند و همگی مستحقّ اسارت و بردگی هستند. وود در ماه مارس 2015 مقاله‌ای با عنوان «داعش واقعاً چه می‌خواهد» در نشریۀ آتلانتیک نوشت که بسیار موفقیت‌آمیز بود و موردتوجّه قرار گرفت. او توضیح می‌دهد که آنچه داعش می‌خواهد آن است که به ظنّ خودشان حکومتی شبیه به حکومت حضرت محمّد(ص) تأسیس کنند. مصاحبه‌هایی که وود با طرفداران ابوبکر بغدادی انجام داده گویای آن است که اکثر آنها معتقدند هدف وسیله را توجیه می‌کند و هرچقدر هم آن وسیله سبعانه باشد، همیشه می‌توان با استناد بر متون و سننِ دینی برای آن کلاه شرعی درست کرد! این بخشی از مشکلی است که همۀ ما با آن مواجهیم؛ یعنی نبود گفتگوی مستقیم. داعشی‌هایِ فعّال در رسانه‌های اجتماعی حرف‌هایی می‌زنند و مخالفینشان نیز چیزهای دیگری می‌گویند، اما خبری از گفتگوی مستقیم نیست. همان‌طور که بین شیعه و سنّی نیز گفتگوی کافی صورت نمی‌گیرد. لذا بسیاری از مفسّرین از جمله کریستوفر دوبلگ مؤلف کتاب «روشنگری اسلامی» معتقدند که «عصر اصلاحات مذهبی» فرا رسیده است. این کتاب به بیان شواهدی از وقوع چنین اصلاحاتی در مصر، امپراطوری عثمانی و ایران می‌پردازد. دوبلگ حملۀ ناپلئون به مصر در سال 1798 را مسبّب تجدید حیات منطقه و دین اسلام می‌داند. وقتی فرانسوی‌ها به خاک مصر قدم گذاشتند، همراه سربازان محققینی بودند که هرآنچه می‌دیدند ثبت و ضبط می‌کردند و نهادهایی علمی شبیه به آنچه در عصر روشنگری اروپا وجود داشت بنا نهادند. تعدادی از مصری‌ها به اروپا اعزام شدند. از سربازان، مهندسین و اندیشمندان اروپایی دعوت شد تا به مصر بیایند و بدین ترتیب به‌تدریج دوران نوسازی آغاز شد و نحوۀ تفکّر، رفتار و حکومت دستخوش دگرگونی گشت. دوبلاگ گزارش‌هایی دربارۀ وضیعت ایران و ترکیه تهیه کرده و به استنادِ تحقیقات خود، نشان می‌دهد که این رنسانس در تهران، استانبول و قاهره رخ داده است. وی این موضوع را در قالب ستیزۀ بین ایمانِ محافظه‌کارانه و عقلِ لیبرال بیان می‌کند. او نشان می‌دهد که ماهیت خائنانۀ استعمار و طمع غرب برای دستیابی به منابع طبیعی ابتدا باعث کند شدن روند نوین‌سازی و بعد موجب تخریب این روند شد. هنوز معلوم نیست که سرانجامِ این کشورهای اسلامی به روشنگری منتهی می‌شود یا خیر. اما همان‌طور که در کتاب «خاطرات رقّه» می‌بینیم، قلمروهایی که تحت اشغال داعش هستند، جزو تاریک‌ترین و ظلمانی‌ترین نقاط جهانند. مؤلف ناشناس کتاب که با اسم مستعار «سامر» کتاب را نوشته به ارائۀ سیمای زندگی در رقۀ اشغالی می‌پردازد. کتاب سبعیت‌های داعش و وضعیت وحشتناک زندگی تحت اشغال این گروه تروریستی را بازگو می‌کند؛ شرمساری مادران، جدا شدن سرها از بدن‌ها، شلاق خوردن و غیره همه به اسم اسلام... شاید خواندن حکایت این وحشی‌گری‌ها باعث شود عدّه‌ای شک کنند که شاید دین اسلام دینی خشن و ددمنش است. در این صورت بهتر است نگاهی به کتاب جیبی طارق رمضان با عنوان «اصول اساسی دین اسلام» بیاندازند. رمضان که نوۀ حسن البنا بنیان‌گذار اخوان‌المسلمین است، مدّت‌ها از ورود به خاک آمریکا منع شده بود. او در این کتاب به رفع یک سری از سوءتفاهمات و تصوّرات غلط دربارۀ دین اسلام می‌پردازد و به موضوعاتی مثل احکام شرع، تعدّد زوجات، جهاد و دیگر مسائل جنجالی اسلام ورود می‌کند. مسلّماً داعشی‌ها و هم‌فکرانشان با تفسیر رمضان از کتاب و سنّت موافق نیستند. این چهار کتاب هر یک به نوع خود نشان می‌دهند که پس از 1400 سال بحث و مخالفت در جهان اسلام، هنوز هم می‌توان تفسیر اسلامیِ خوبی از چگونه مسلمان زیستن داشت. ]]> کتاب Sun, 02 Apr 2017 18:48:22 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7248/ چرا بیت‌المقدس(اورشلیم) برای مسلمانان مهم است؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7268/ به گزارش دین‌آنلاین، کتاب «اورشلیم و اسلام؛ تاریخچه و اهمیت این شهر مقدّس برای مسلمانان» که در تاریخ هجدهم مارس 2017 منتشر شده و دسترسی بدان از طریق سایت آمازون ممکن است به بررسی اهمیت اورشلیم برای مسلمانان پرداخته است.   اورشلیم از کهن‌ترین شهرهای جهان است و محل مقدّس و ویژه‌ای در سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام به شمار می‌رود. اورشلیم در طول تاریخِ بالغ بر شش هزار سالۀ خود محل نزاع قبیله‌ها و کشورها بوده است. علاوه بر اهمیت مذهبی این شهر، موقعیت استراتژیک آن نیز باعث شده است که اورشلیم در طول تاریخ شهری پرخواهان باشد. دونالد ترامپ نیز در کمپین انتخاباتی خود بارها از انتقال سفارت امریکا از تل‌آویو به اورشلیم سخن می‌گفت. برای بسیاری از امریکایی‌ها و اسرائیلی‌های محافظه‌کار این حرف به آن معنا بود که امریکا موافق است اورشلیم تحت نظارت یهودیان درآید. کسانی که در غرب زندگی می‌کنند از میزان اهمیت این شهر برای یهودیان و مسیحیان باخبرند، اما بی‌شک اهمیت اورشلیم در دین اسلام نیز یکی از دلایل موردمنازعه بودنِ آن میان اسرائیل و فلسطین است. اورشلیم از قرن هفتم تا زمانی که به دست اسرائیل بیفتد، غالباً تحت حکومت حکّام مسلمان قرار داشت. علّت تقدّس این شهر برای مسلمانان آن است که به اعتقاد آنها پیامبر اسلام در معراج خود به اورشلیم سفر کرد. در دوره‌ای از حیات پیامبر اسلام نیز اورشلیم قبله‌گاه مسلمانان بود. همانند یهودیت و مسیحیت، در دین اسلام نیز اورشلیم از جایگاه مهمّی در پیش‌گویی‌های مرتبط با آخرالزّمان برخوردار است. لذا قریب به 1300 سال است که اورشلیم نماد مهمّی برای مسلمانان بوده و نقشی حیاتی در طول تاریخ تمدّن اسلامی ایفا کرده است. این کتاب به بررسی تاریخچۀ پرتلاطم اورشلیم و رابطۀ آن با جهان اسلام می‌پردازد. تصاویری از اشخاص، اماکن و رویدادهای مهم مرتبط با شهر نیز در آن مندرج گشته است. انتشارات: چارلز ریور ادیتورز ]]> کتاب Sat, 25 Mar 2017 19:32:12 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7268/ چرا غرب ثروتمند شد و خاورمیانه نشد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7267/ به گزارش دین‌آنلاین در کتاب «حکّام، دین و ثروت؛ چرا غرب ثروتمند شد و خاورمیانه نشد؟» جرد روبین به بررسی نقش دین اسلام در بدبیاری و بدشانسی خاورمیانه می‌پردازد. او در این کتاب می‌گوید: خود دین تقصیری ندارد، بلکه مقصّر اصلی شدّت اهمیت مشروعیت دینی در سیاست‌های خاورمیانه است. در واقع به مقامات مذهبی جایگاه مهمّی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی داده شد و آنها از این جایگاه برای سنگ‌اندازی و جلوگیری از پیشرفت‌های مهم استفاده کردند، برای مثال در حوزۀ چاپ و ارائۀ وام با بهره. اما در اروپا کلیسا نقش کمرنگ‌تری در مشروعیت‌بخشی به حکومت ایفا می‌کرد، خصوصاً هنگامی که مذهب پروتستان گسترش یافت. در حقیقت موفقیت اصلاحات پروتستانی مرهون توسعۀ صنعت چاپ بود؛ یعنی همان صنعتی که در خاورمیانه جلوی رشد آن گرفته شد. دقیقاً در همان کشورهای پروتستان، به‌ویژه در انگلستان و جمهوری هلند بود که اقتصاد نوین متولّد شد. کتاب به بررسی نقش دو دین اسلام و مسیحیت در معکوس شدن شانس و اقبال خاورمیانه و اروپا در حوزۀ امور اقتصادی می‌پردازد. در این کتاب به جای تمرکز بر محتوای ادیان، به بررسی اهمیت مشروعیت دینی در حوزۀ سیاست به عنوان یک نیروی محرّکه در عرصۀ تحوّلات اقتصادی پرداخته شده است. چند نقد بر کتاب: فیلیپ هافمن از مؤسسۀ فن‌آوری کالیفرنیا: در این کتاب جرد روبین تحلیل جالبی از چراییِ عقب افتادنِ خاورمیانه ارائه داده است. وی معتقد است که اتّفاقات قرون گذشته باعث شد خاورمیانه و غرب منابع متفاوتی برای مشروعیت سیاسی اتّخاذ کنند و از روش‌های متفاوتی برای پیاده‌سازی تحوّلات بنیادی پیروی نمایند. روبین توضیح می‌دهد که علت استبداد سیاسی و رکود اقتصادی در خاورمیانه چه چیز بوده و ناکامی سیاست‌های غرب در خاورمیانه چه دلیلی داشته است. جوئل موکیر از دانشگاه نورت‌وسترن: در اوایل قرون وسطی، جهان اسلام در حوزۀ مدیترانه به لحاظ تکنولوژی پیشرو و پیشرفته بود و اقتصاد شکوفایی داشت. اما غرب اروپا ضعیف بود. در عصر حاضر حوزۀ شمال‌غرب اروپا جلو افتاده و به مهد پیشرفت اقتصادی تبدیل شده است. دلیل بدبیاری خاورمیانه چه بود؟ پروفسور روبین در کتاب اصیل و تازۀ خود تاریخ، اقتصاد و سیاست را با هم ترکیب کرده و پاسخ حیرت‌آوری برای این سؤال ارائه داده که اندیشمندان را تا چند سال آتی به گفتگو وا خواهد داشت. این کتاب توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در 296 صفحه منتشر شده است. ]]> کتاب Fri, 24 Mar 2017 19:30:23 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7267/