پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين کتاب :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/book Mon, 25 Sep 2017 15:01:27 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 25 Sep 2017 15:01:27 GMT کتاب 60 دکتر ابراهیم یزدی: نقض ارزش‌های اسلامی، تلخ‌ترین اتفاق روزهای انقلاب بود http://dinonline.com/doc/report/fa/7479/ به گزارش دین آنلاین، در بخشی از سومین جلد کتاب خاطرات «دکتر ابراهیم یزدی» که با عنوان "۱۱۸روز در نوفل‌لوشاتو " منتشر شده، آمده است: «روزی که شاه ایران را ترک کرد و معلوم بود که انقلاب مراحل نهایی پیروزی خود را می‌گذراند، خبرنگاری از من پرسید چه احساسی داری؟ جواب دادم «همان احساسی را که وقتی اولین فرزندم به دنیا آمد، به بیمارستان رفتم و نوزاد را در آغوش گرفتم.» خبرنگار سوال دیگری نکرد اما در راه بازگشت به ایران در هواپیما، خانم «نوشابه امیری» از من پرسید که منظورت از آن جواب چه بود؟ گفتم: «همان احساس، یعنی نوزادی به دنیا آمده بود. همه خوشحال بودیم، به هم تبریک می‌گفتیم و هدایا رد و بدل می‌شد اما هر مادر و پدر باتجربه‌ای می‌داند که تا این نوزاد بزرگ شود و به سنی برسد که بالغ و رشید بر پای خود بایستد، پدر و مادر چه زجرها خواهند کشید.» در بدو تولد و دوران کودکی با انواع بیماری‌ها، دندان درآوردن، راه رفتن و بعد مدرسه، بعد دوران بلوغ و ...   انقلاب یک تولد جدید در تاریخ‌ کشورمان بود. این را با تمام وجود حس می‌کردم اما آن اندازه از تاریخ انقلاب‌های دنیا را خوانده بودم که بدانم چه حوادثی در انتظار ما خواهد بود. بنابراین هم احساس شادمانی و سرخوشی داشتم که انقلاب در یک مرحله به پیروزی رسیده است و هم با تمام وجود نگران حوادث پیش‌رو بودم. با وجود این نگرانی‌ها نسبت به آینده،‌ وقتی به ایران رسیدم، زیباترین پدیده‌ای که نظرم را به خود جلب کرد، امواج خروشان مردم در خیابان‌ها و برق شادی و سرخوشی در چهره‌ها بود که بعدها متاسفانه کمرنگ و کمرنگ‌تر شد.   یکی دیگر از زیبایی‌های جالب و جذاب، وحدت کلمه و یکپارچگی همه قشرهای ملت و شادابی چهره‌ها از زن و مرد و پیر و جوان بود. اما تلخ‌ترین اتفاق روزهای انقلاب، بروز پاره‌ای از خشونت‌ها و تحمیل آن به ملت فرهیخته ایران و نقض ارزش‌های اسلامی بود؛ دینی که سراسر رحمت و مهربانی و پیامبرش رحمت جهانیان است.»   منبع: کتاب « شصت سال صبوری و شکوری»، به قلم « دکتر ابراهیم یزدی». تهران: انتشارات کویر، جلد سوم . صفحه ۴۰۵   ]]> کتاب Mon, 28 Aug 2017 19:59:32 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7479/ امیرمعزی و بازگشت به تفکر غالیان شیعه http://dinonline.com/doc/interview/fa/7476/ محمدعلی امیرمعزی، (متولد ۲۶ ژانویه ۱۹۵۶ در تهران) اسلام شناس ایرانی مقیم فرانسه است. تخصص او، بر روی شیعه‌ شناسی است. وی دکترای خاورشناسی و مطالعات ادیان را در سال ۱۹۹۱ از دانشگاه سوربن پاریس گرفت و در زمینه تفسیر تاریخ‌های قرآنی و الهیات کلاسیک اسلامی تدریس می‌کند. امیرمعزی در کتاب تشیع: ریشه ها و باورهای عرفانی، با اتکا بر متون حدیثی (و غالبا بدون تحلیل‌) نشان می‌دهد چگونه شیعیان نخستین صفات فرا انسانی را برای امام قائل بودند. او مسئله رؤیت امامان در خواب و بیداری را بررسی کرده و به این تعارض می پردازد که چگونه مطابق توقیع امام زمان به نائب چهارم هر مدعی دیدار امام را باید تکذیب کرد و از سوی دیگر عالمانی چون سید بن طاووس و بحرالعلوم و دیگران ادعای ملاقات با امام داشته اند. امیر معزی منابع تحقیق خود را به متون قدیم شیعه منحصر کرده است: یعنی از ابوجعفر احمد بن محمد بَرقی (متوفی ۲۷۴ یا۲۸۰ه. ق) در المحاسن شروع کرده و به آن دسته از آثار شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) که قبل از سهو(اِسهاء) النبی نوشته شده اند، پایان داده است. در میانه این دوره کسانی مثل محمد بن حسن صفار قمی (متوفی ۲۹۰)، فرات کوفی (متوفی احتمالا ۳۰۰)، علی بن ابراهیم قمی (متوفی ۳۰۷) و محمد بن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۹) قرار می گیرند. اصل ادعای امیر معزی به تبع وات و فان اس در این کتاب این است که در این بازه زمانی تقسیم شیعۀ دوازده امامی به غالی و معتدل تقسیمی ذهنی و دور از واقع است و ماهیت شیعه در این دوره همان چیزی است که از ظواهر متون آنان در این دوره فهمیده می شود. این ماهیت به تعبیر او کاملا عرفانی یا معنوی است و رگه هایی از عرفی و عقلانی بودن (به معنای وسیع کلمه) در آن بسیار کم یافت می شود. معزی، علاوه بر همکاری و عضویت در موسسات علمی مختلف همچون موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه عبری اورشلیم، مرکز مطالعات ادیان فرانسه، موسسه مطالعات اسماعیلی و دایره المعارف ایرانیکا، بیش از ۲۰ سال است که استاد کرسی شیعه شناسی مدرسه عالی سوربون بوده و از جمله معروفترین شیعه پژوهان و  اسلام شناسان در فرانسه و اروپا به حساب می آید. محمد سوری محقق و نویسنده در گفتگو با خبرنگار مهر به نقد و بررسی دیدگاه امیرمعزی در مورد عرفان شیعی پرداختیم که اکنون متن آن پیش روی شماست؛ *آقای دکتر! ابتدا لازم است که خوانندگان آشنایی با آقای امیرمعزی داشته باشند تا بدانند ایشان کجا تحصیل کرده و رویکرد فکری ایشان چگونه است؟ آقای دکتر محمدعلی امیرمعزی اسلام‌شناس و صاحب کرسی شیعه‌شناسی در مدرسهٔ عالی سوربن فرانسه است. ایشان در دورهٔ دکتری خاورشناسی و مطالعات ادیان تحصیل کرده‌اند و رسالهٔ دکتری ایشان «تفسیر شرعی و الهیاتی اسلام شیعی» است که یکی از معدود رساله‌های مربوط به شیعه در محافل آکادمیک غربی است. بررسی‌های ایشان عمدتاً مبتنی بر روش پدیدارشناسی است که به نظر می‌رسد این روش را از استادش هانری‌ کربن به ارث برده است. از ایشان تاکنون کتاب‌ها و مقالات بسیاری منتشر شده است که البته ترجمه‌های برخی از آنها به فارسی موجود است. مهم‌ترین کتاب ایشان در این زمینه «راهنمای الوهی در تشیع نخستین» است که وی در این کتاب سیمای تشیع را همچون فرقه‌ای سرّی غنوصی به تصویر می‌کشد.  دومین کتاب ایشان «تشیع؛ ریشه‌ها و باورهای عرفانی» است. *امیرمعزی در مورد ریشه ها و باورهای عرفانی چه عقیده ای دارد؟ به باور ایشان، تشیع اصیل مذهبی باطنی و سرّی بوده است که با گذشت زمان و با توجه به سیطرهٔ نفوذ سنت فقهی و عقلی در شیعه به عقل‌گرایی نزدیک‌تر شده است. در واقع او با روش پدیدارشناسانه خود مدافع تشیع غالیانه است و معتقد است این خطر سیر نزولی از باطنی‌گری به سوی عقلگرایی به‌ ترتیب در احادیث موجود در کتاب بصائر الدرجاتِ صفّار قمی و اصول کافیِ کلینی و کتاب‌های شیخ صدوق قابل ردیابی است. *کتاب «تشیع ریشه‌هاو باورهای عرفانی» را اجمالا معرفی می کنید؟ امیرمعزی در این کتاب خود به ریشه‌ها و باروهای عرفانی تشیع در دوره نخستین پرداخته است. نگاه ایشان به تشیع با نگاه ما متفاوت است و بیشترین اختلاف‌نظر درباره ائمه و مقامات ایشان است. بیشتر انشعبات پیش‌آمده در مذهب شیعه به مسئله امامت مربوط است و فرقه‌هایی همچون اسماعیلیه و زیدیه و شیخیه در مسئله امامت از تشیع فاصله گرفتند. او بر آن است که تصویری که هم‌اکنون ما از تشیع و امامت داریم و بدان معتقدیم، تصویری ناصحیح است و معتقد است این تصویری است که در قرنهای ۴ و ۵ هجری برای ما ساخته‌اند. امیرمعزی در این کتاب به این می‌پردازد که تشیع اصیلی داشتیم که تشکلی سری ـ باطنی بوده و نگاهش به اهل‌بیت(ع) عمدتاً معطوف به به جنبه‌های فرابشری آن حضرات بوده است. مثلاً اینکه در چند هزار سال قبل از خلقت انسان،‌ امامان وجود داشته‌اند اما نه به شکل وجود مادی بلکه به صورت وجود نوری و در عالم خلقت در ‌کنار این جنبه‌های باطنی جنبه ظاهری هم پیدا ‌کرده‌اند و در یک سالی هم به دنیا آمده و از دنیا رفته‌اند. از نظر امیرمعزی مهم همین جنبه‌های باطنی و فرابشری امام(ع) است. مطابق مطالب این کتاب، گویا خداوند خلقت را به اهل‌ بیت(ع) واگذار کرده است. ایشان هستند که کارهای الوهی انجام می‌دهند و این تصور، تصویری صحیح از شیعه است. امیرمعزی معتقد است که تشیع اولیه قرآن کنونی را قبول نداشتند و معتقد بودند که قرآن تحریف شده و قرآن اصلی نزد امام(ع) است و قرآنی که امروز در دسترس ماست دچار دستکاری شده است. او همچنین معتقد است که اکثریت علمای شیعه نخستین هم قائل به تحریف قرآن بوده‌اند، ولی چون در قرن ۴ و۵ آل‌بویه ــ که گرایش شیعی داشتند ــ به قدرت رسیدند، علمای شیعه برآن شدند که اگر حکومت آل بویه بخواهد پایدار بماند و با علمای اهل سنت که اکثریت جمعیت متعلق به آنها بود، بتوانند تعامل داشته باشند، باید به اندازه‌ای از اعتقاداتشان کوتاه بیایند و مثلاً قبول کنند ‌که قرآن تحریف نشده است و به یک تفسیر عقلگرایانه از شیعه برسند که جنبه‌های سرّی و فرابشری  نداشته باشد. این علما معتقد بودند، شیعه در کنار اهل سنت باید علوم اسلامی، از قبیل فقه و اصول و تفسیر، داشته باشد و شروع کردند به تدوین تفکری که اکنون به عنوان تفکر شیعه می‌شناسیم، که در واقع انحرافی از شیعه اولیه و اصیل بود. *دکتر امیرمعزی در مورد شهربانو که شاهزاده ایرانی است و مادر امام سجاد(ع) است چه اعتقادی دارد؟ عنوان فصل دوم کتاب ایشان «شهربانو، بانوی ایران‌زمین و مادر امامان» است. امیرمعزی در این فصل با بررسی اخباری که به زندگی شهربانو می‌پردازند به این نتیجه می‌رسد که شخصیت شهربانو به عنوان شاهزاده ایرانی و مادر امامان از آنجا حائز اهمیت است که شیعه امامی را با ایران پیش از اسلام پیوند می‌زند و عناصر مشترکی را میان این دو پیدا می‌کند. اولاً در اصل و اساس آن قضیه شهربانو و ازدواج او با امام حسین(ع) شک و تردید جدی وجود دارد و ثانیاً به فرض اثبات هم تأثیری در اندیشه شیعی ندارد. منابع تاریخی درباره شهربانو بسیار مبهم و تیره است و احتمالِ اینکه این شخصیت از اساس ساختگی باشد وجود دارد. حتی اگر واقعی بودن این شخصیت و ازدواج او با امام حسین(ع) و مادری حضرت زین‌العابدین علیه السلام ثابت شود، باز هم این مسئله که شهربانو حلقه وصل تشیع امامی و تفکر ایرانیِ پیش از اسلام است به‌ غایت دور از ذهن است و در واقع شهربانو هیچ تأثیری در شکل‌گیری اندیشه‌های شیعه امامی نداشته است. *در ادامه کتاب، امیرمعزی به چه مباحثی می پردازد؟ فصلهای سوم تا هشتم کتاب به جنبه‌ دوگانه شخصیت امام یعنی عناصر قدسی (لاهوتی) و بشری (ناسوتی) و واسطه‌های بین این دو عنصر ــ اختصاص دارد و به آن دسته از دیدگاه‌های کلامی می‌پردازد که به ماهیت و مرتبه وجودی امام به‌  عنوان «ولی الله» مربوط‌ می‌شوند. عناوین این فصل‌ها عبارتند از: «پژوهشی درباره الوهیت امام»، «وجود پیشینی امام»، «امام در ملکوت: عروج و تعلیم راز»، «دانایی توانایی است: تعبیرها و نهفته‌های معجزه در تشیع امامی قدیم»، «نکته‌هایی در باب ولایت امامی»، «فقط مرد خدا انسان است: خداشناسی و انسان‌شناسی عرفانی». *به مبحث مهدویت هم در این کتاب می پردازد، چه دیدگاهی در مورد مهدویت دارد؟ جنبه‌های گوناگون تأویل و روش اشاعه آنها از راه اعمال عرفانی شیعه، محتوای فصلهای نهم تا یازدهم را تشکیل می‌دهند که این عناوین را دارند: «مجاهد تأویل: شعری از ملاصدرا درباره علی(ع)»، «ملاقات با ائمه در عرفان معاصر دوازده‌ امامی»، «یادداشت‌هایی درباره دعا در شیعه امامی». سه فصل پایانی کتاب به مباحث آخرالزمان و معاد و دیدار با امام غایب(عج) می‌پردازد. نویسنده در فصل دوازدهم میان دو مفهوم آخرالزمان و معاد (بازگشت به مبدأ‌) ارتباط برقرار می‌کند. عنوان این فصل «آخر زمان و بازگشت به مبدأ» است. فصل سیزدهم با عنوان «گونه‌شناسی دیدار امام غایب(عج)» به گزارشهای ملاقات امام غایب بر اساس روایاتی اختصاص یافته است که برای بیش از هزار سال ایمان و امید مؤمنان را پایدار نگه داشته است. سرانجام، فصل چهاردهم به بررسی تأویل‌های معادشناسی مکتب کلامی و عرفانی شیخیه کرمان، به‌ویژه عقیده مرکزی آنها (رکن رابع) اختصاص یافته است و عنوان آن از این قرار است: «غیبتی سرشار از حضور: تأویل شیخیه از غیبت». *در پایان چه نقدهای کلی به کتاب « تشیع ریشه‌هاو باورهای عرفانی» دارید؟ کتاب امیرمعزی مشکلات بسیاری دارد، از جمله نگاه مطلق به بخشی از میراث حدیثی‌ شیعه بدون هیچ‌گونه پالایش یا درنگ در سند و محتوای احادیث. نوع احادیث مورد استناد ایشان از نظر متنی و سندی ناتمام است و در سنت حدیث ‌شناسی شیعه جزو احادیث غیر قابل ‌اعتماد به شمار می‌رود. در مجموع، می‌توان گفت که پروژه امیرمعزی، نوعی بازگشت به تفکر غالیان شیعه و احیا و بازسازی آن تفکر است. شاهد این برداشت همان فصل چهاردهم کتاب است که همچون هانری کربن، شیخیه را تداوم شیعه واقعی و اصیل پنداشته است. ]]> کتاب Sun, 27 Aug 2017 16:39:10 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7476/ درباره کتاب «جامعه‌شناسی اسلام شیعی» http://dinonline.com/doc/report/fa/7467/ کتاب از نوزده مقاله تشکیل شده که به چهار بخش تقسیم‌بندی شده‌اند. در بخش نخست روند شکل‌گیریِ تاریخی تشیّع از قرن هشتم تا قرن سیزدهم میلادی مورد بررسی قرار گرفته است. سعید ارجمند،  مؤلف کتاب چارچوب جامعه‌شناختی خود را بر پایۀ یک سری اندیشه‌های وبری بنا کرده است؛ به‌ویژه این اندیشه که ادیانِ جهان راه‌حل‌هایی برای «مسئلۀ معنا» ارائه می‌دهند. به طور مشخّص‌تر، ادیان راه‌حل‌های نجات‌دهنده‌ای هستند برای این پرسش آزاردهنده که «چگونه می‌توان درد و رنج بشر را با عدالت خداوند تطبیق داد؟» راه‌حلّ نجات‌دهنده و منحصربه‌فرد تشیع دوازده امامی برای «مسئلۀ معنا» ترکیبی از این سه عنصر اصلی است: 1. امامت به عنوان هدایت الهی و همیشگیِ بشر پس از درگذشت پیامبر اسلام، 2. غیبت امام دوازدهم، 3. الهیات جهانی و رستگاری‌بخشِ شهادت که بر پایۀ قتل جانسوز حسین نوۀ پیامبر در سال 680 میلادی استوار شده است. در اسلام سنّی اثری از این سه عنصر وجود ندارد. بخش دوم کتاب که چهار مقاله را در خود جای داده، مربوط به گسترش و استقرار تشیع دوازده امامی در ایران در عصر صفویه (1501-1722) تا انقلاب اسلامی در سال 1979 است. در دوران صفویه تشیع دوازده امامی به‌تدریج از شکل یک دین اقلیتی به دین ملّیِ اکثر مردم ایران تغییر یافت. همزمان با این تحوّلات، فقها نیز به عنوان نمایندگان تشیع دوازده امامی به‌تدریج به یک نهاد حکومت مذهبی تبدیل شدند. در دورۀ قاجار، به خاطر از اعتبار افتادنِ قداست پادشاهان، «سزاروپاپیسم» جای خود را به دوگانگیِ حکومت_روحانی‌سالاری داد. اما در زمان روح‌الله خمینی، شاهد نوعی بازگشت به سزاروپاپیسمِ صفویون بودیم که این بار به شکل سلطنتی توأم با خداسالاری ظهور پیدا کرد. بخش سوم کتاب که شامل چهار مقاله می‌شود مربوط به تحوّلات ساختاری در نمایندگان تشیع دوازده امامی است. در دوران شکل‌گیریِ تشیع دوازده امامی (یعنی قرون هشتم و نهم میلادی)، نمایندگان مذهب تشیع خودِ دوازده امام فرهمند و مقدّس شیعه بودند. در زمان غیبت صغری، این نمایندگان نائبان امام غائب بودند و در زمان غیبت کبری نیز این وظیفه ابتدا به راویان حدیث، مثل محمّد کلینی و ابن بابویه و بعدها به الهیدانانی چون مفید و نصیر طوسی و در نهایت به فقها محوّل شد. موضوع مقالات بخش چهارم (یعنی بخش پایانی کتاب) حرکتِ پس و پیشِ اجتماعی-سیاسیِ تشیع دوازده امامی بین انقلاب و مشروطیت است. نخستین انقلاب شیعی تحوّلی بود که صفویان به بار آوردند. دومینِ آنها نیز تحولاتی بود که در سال 1979 با انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. این تحوّلات تأثیر ژرفی بر الهیات سیاسی شیعه برجای گذاشت. ارجمند با تأکید بر انقلاب سال 1979 عنوان می‌دارد که معاندان روشنفکرِ روحانی و غیرروحانی، مثل مجتهد شبستری، محسن کدیور و عبدالکریم سروش شالودۀ الهیاتی را که امام خمینی و پیروانِ انقلابی او بنا نهاده‌اند به لرزه درمی‌آورند. به جز فصل 5 و 9، تمام فصل‌های دیگرِ کتاب پیش‌تر در قالب فصولی در کتب دیگر یا مقالاتی در نشریات مختلف به انتشار درآمده بود. اما دست‌کم در یک مورد، به نظر می‌رسد که مقاله‌ای که در کتاب به چاپ رسیده است، در مقایسه با مقالۀ اصلی مورد کم‌دقّتی قرار گرفته است. در فصل 19 این طور نتیجه‌گیری شده است که "سیاست پیچیدۀ قانون اساسی در ایران در زمان ریاست‌جمهوری خاتمی موضوع مقالۀ دیگری است که من هفتۀ گذشته در بوداپست آن را ارائه دادم" (453). مشخّص نیست که در این جمله "هفتۀ گذشته" به کدام مقاله‌ اشاره دارد. حال آن که همین مطلب در مقالۀ اصلی به‌روشنی ذکر شده است. ارجمند مدّعی بود که پیش از امام خمینی، اعطای عنوان «امام» به یک آیت‌الله "کاملاً در تاریخ تشیع دوازده امامی بی‌سابقه بوده است و تا قبل از امام خمینی، شیعیان این عنوان را صرفاً منحصر به دوازده امام خود می‌دانستند" (187)، در حالی که این کار چندان هم بی‌سابقه نبوده است. خود مؤلف در همین کتاب ذکر می‌کند که حدود یک ربع قرن پیش از امام خمینی، پیروان محمد خالصی وی را امام می‌خواندند (374). همچنین می‌توان مورد موسی صدر را نیز در اینجا ذکر کرد که پیش از امام خمینی خیلی‌ها او را امام می‌نامیدند. علاوه بر این، تعدادی غلط‌های تایپی، کلمات تکراری و کلماتی که به طور تصادفی زیر آن خط‌کشی شده و خطاهای نقطه‌نگاری نیز در کتاب به چشم می‌خورد. سعید امیرارجمند (دارای مدرک دکترا از دانشگاه شیکاگو، 1980) استاد ممتاز جامعه‌شناسی و مدیر مؤسسۀ مطالعات جهانیِ «استونی بروک»، رئیس انجمن مطالعۀ «جوامع فارسی‌زبان» و سردبیر نشریۀ «مطالعات فارسی» است. تاریخ انتشار کتاب: اوت 2016 انتشارات بریل تعداد صفحات: 498 نویسنده گزارش: یاسر میردامادی (دانشجوی دکترای رشتۀ مطالعات اسلام و خاورمیانه در دانشگاه ادینبره) تاریخ تهیۀ گزارش: 14 اوت 2017 ]]> کتاب Sun, 20 Aug 2017 06:51:20 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7467/ نگاهی به کتاب «خدا و انسان در تهران» تألیف حسین کمالی http://dinonline.com/doc/report/fa/7456/ به گزارش دین‌آنلاین، حسین کمالی در کتاب «خدا و انسان در تهران»، به بررسی فرایندهای تاریخی‌ای می‌پردازد که ظرف دویست سال گذشته دیدگاه‌های متضادّی را دربارۀ خداوند در پایتخت ایران به وجود آورده و از میان برده‌اند. کمالی در این کتاب بررسی می‌کند که چگونه در این دوره یک سری اندیشه‌ها دربارۀ خداوند زمینه‌سازی شده، مورد بحث قرار گرفته و تغییرشکل یافته است.  او بر این نکته تأکید می‌کند که چگونه دیدگاه‌هایی که دربارۀ خداوند وجود دارد به مفهوم‌پردازی‌های متفاوتی دربارۀ طبیعت، منطق، حقوق، اخلاقیات و صاحبان قدرت شکل داده و از آنها تأثیر گرفته است. کتاب «خدا و انسان در تهران» به تحلیل سیاست‌های رسمی دولت، کتب درسی جدید و برنامه‌های درسی دانشگاه‌ها می‌پردازد. همچنین در این کتاب باورهای مردم، آیین‌های مذهبی و نگرش‌های فلسفی و حقوقی‌ای که در رابطه با مسائل مذهبی در نهادهای سنّتی وجود دارد مورد بررسی قرار گرفته است. کمالی ثبات و دگرگونی‌های مذهبی را در سلسله‌های قاجار و پهلوی مورد بررسی قرار داده است. از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب می‌توان به این موارد اشاره کرد: اهمیت همه‌گیریِ انتظار آمدن منجی، این که چرا ملّتی که رو به مدرنیته پیش می‌رفت به طور ناگهانی به سمت تدیّن گرایش پیدا کرد، و این که چگونه جمهوری اسلامی از دیدگاه‌های موجود دربارۀ خداوند علیه دشمنان خارجی و منتقدان داخلی استفاده می‌کند. این کتاب علاوه بر مسلمانان شیعه که اکثریت جمعیت ایران را شکل می‌دهند، به بررسی اوضاع و احوال مسلمانان اهل‌سنّت، ارامنه، مسیحیان آشوری، یهودیان، بهایی‌ها و زرتشتی‌ها نیز می‌پردازد و مسائل مربوط به جنسیت و طبقات اجتماعی را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد. کتاب «خدا و انسان در تهران» با تمرکز بر تنوّع دیدگاه‌های موجود دربارۀ خداوند، چشم‌انداز بدیعی دربارۀ جنبش‌های روشنفکری‌ای که مدرنیتۀ ایران را شکل داده‌اند در اختیار ما قرار می‌دهد. ]]> کتاب Sun, 06 Aug 2017 21:03:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7456/ کتاب «دین، نظریه، نقد: رویکردها و روش‌شناسی‌های کلاسیک و معاصر» http://dinonline.com/doc/report/fa/7449/ در این مجموعه مؤلفان مختلف دربارۀ تأثیر علوم طبیعی در مطالعۀ دین مطالبی نوشته‌اند؛ از جمله نقش مسیحیت اروپا در شکل‌گیری نظریه‌های دین، تجربۀ دینی و هم‌کنشِ آن با علوم شناختی؛ ساختار و کارکرد زبان دین، مطالعۀ اجتماعی-علمیِ دین، آیین‌های دینی، پدیدارشناسی دین، نظریۀ انتقادی و دین، تجسّم و دین، برخورد استعمار و مدرنیته، نظریه‌پردازی در حوزۀ دین نظر به مسائل نژادی و قومیت‌گرایی، پیوند میان دین، ملّی‌گرایی و جهانی شدن، تأثیر متقابل میان مسائل جنسیتی، جنسی و دین، دین و محیط‌زیست. در هر فصل ابتدا موضوع فصل تعریف شده، نظریه‌پردازان و مسائل اصلی معرّفی شده‌اند و به ماهیت پلورالیستی پژوهش‌های صورت‌گرفته در آن حوزه احترام گذاشته شده است. روی‌هم‌رفته، این مجموعه فرضیه‌های آشکار و تلویحی‌ای را که نظریه‌پردازان دربارۀ دین مطرح ساخته‌اند مورد بررسی قرار داده است. دربارۀ مؤلف ریچارد کینگ استاد مطالعات بودیستی و آسیایی در دانشگاه کنت است. عناوین کتب تألیفی او از این قرار است: ادویته ودانتۀ باستانی و بودیسم (1995)، شرق‌شناسی و دین: نظریۀ پسااستعماری، هند و شرقِ عرفان‌پیشه (1999)، فلسفۀ هند: درآمدی بر تفکّر هندویی و بودیستی (1999)، معنویت‌فروشی: تملّک خاموش دین (2004- با همکاری جرمی کرت). به ویراستاری ریچارد کینگ انتشارات دانشگاه کلمبیا تاریخ انتشار: ژوئیه 2017 تعداد صفحات: 688 ]]> کتاب Tue, 01 Aug 2017 09:24:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7449/ کتاب «کشور من، البریتانیا» تألیف جیمز فرگوسن http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ به گزارش دین‌آنلاین کریستوفر دوبلگ در یادداشتی که درباره کتاب «کشور من، البریتانیا» برای گاردین نوشته است آورده: این واقعیت که تعداد مسلمانان در بریتانیا رو به افزایش است یکی از معدود مسائلی است که اسلام‌هراسان و اسلام‌دوستان بر سر آن اتّفاق‌نظر دارند. از سال 2001 تاکنون، تعداد مسلمانان بریتانیا دو برابر شده و به بیش از سه میلیون یا 5% از جمعیت این کشور رسیده است. سال‌ها است که نام «محمّد» با تلفّظ‌های مختلفش منتخب‌ترین نام پسرانه بوده است. تا سال 2020 سنّ نیمی از جمعیت برادفورد که یکی از شهرهای مسلمان‌نشین‌ و همچنین یکی از فرزندآورترین شهرهای بریتانیا است، به زیر بیست سال خواهد رسید. اما یکی از سؤالاتی که در پی بمب‌گذاری منچستر (توسّط سلمان عابدی 22 ساله) بارزتر شده این است که با مسلمانان جوان بریتانیا چه کنیم؟ برای این که بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم باید بدانیم همان‌طور که جیمز فرگوسن در کتاب خود توضیح می‌دهد، حکایت اسلام در بریتانیا تنها حکایت مسائل مذهبی مسلمانان این کشور نیست. برای مثال، مدارس شهر برادفورد دارای پایین‌ترین سطح عملکرد آموزشی هستند و فقر و خرید و فروش موادمخدّر در این شهر فراگیر است. حکایت اسلام در بریتانیا حکایت اشتغال، تحصیل، جداسازی جنسیتی، جرائم جنایی، پیوند میان مسلمانان و جامعه و انسجام خانواده‌ها است. حکایت بومی‌گرایان بریتانیایی است که انگشتشان را صرفاً به سمت مزاحمانی نشانه گرفته‌اند که در سالن‌های کنسرت بمب‌گذاری می‌کنند و دختران کم‌سن را شوهر می‌دهند. حکایت زندگی اقلیتی است که زیر سایۀ جناح محافظه‌کار حزب کارگر با آرامش‌خاطر و آسودگی روزگار می‌گذراندند، اما حالا در میان ویرانه‌های مسیحیت و اتحادیه‌های کارگری گرفتار انزوای اخلاقی شده‌اند. آیا کار عاقلانه‌ای است که تشکیلات لیبرالی بریتانیا مسلمانان محافظه‌کار را وادار کند تا از الگوهایی که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده است تبعیت کنند و مسائل مربوط به روابط جنسی، هم‌جنس‌گرایی و اقتدار زنان را آن‌گونه که در جامعۀ بریتانیا جا افتاده بپذیرند؟ فرگوسن معتقد است خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار عاقلانه‌ است. از طرف دیگر، او مسلمانان ثابت‌ایمانِ فراوانی را سراغ دارد که در عین این که خود را یک بریتانیایی می‌دانند، حاضر نیستند از دولتِ غیرقابل‌اعتماد درس اخلاق بیاموزند. دولتی که هدف آن شبیه ساختن و یکدست‌سازی همۀ مردم جامعه به الگوی موردقبول خودش است. فرگوسن به بعضی از ابعاد دین اسلام غبطه می‌خورد؛ از جمله به فرهنگ انسان‌دوستی و توانایی مسلمانان بر فائق آمدن بر دغدغه‌های ناچیز مادّی. کتاب او عمدتاً دربارۀ مسلمانان بریتانیا است که با دیگر مسلمانان یا با فرهنگ جامعۀ بریتانیا دچار اصطکاک شده‌اند. او در میان مسلمانان اثری از کاریکاتور بیگانه‌هراسانه و برتری‌جویانه‌‌ای که دیگران از مسلمانان ترسیم کرده‌اند نمی‌یابد، بلکه در عوض با تناقضات، کشمکش‌ها و یک سری تقلید‌های مسخره‌آمیز مواجه می‌شود؛ از جمله مساجدی که از ترس این که برچسب افراطی‌گری بخورند، از وعّاظ خود فیلم می‌گیرند، زنی که نقاب را نه به خاطر دلایل دینی یا سیاسی، بلکه به این خاطر که چشمانش را زیباتر نشان می‌دهد بر چهره‌ می‌زند و شورای شریعتی که نه تنها (آن‌طور که منتقدان مدّعی هستند) حقوق زنان را پایمال نمی‌سازد، بلکه خدمات ارزشمندی به زنان مسلمان ستمدیده ارائه می‌دهد. فرگوسن بیش از این که شواهدی دالّ بر افراطی‌گری در میان مسلمانان پیدا کند، با «بحران مردانگی» در جامعۀ مسلمانان مواجه می‌شود؛ یعنی بحران زورگویی و خشونت مردان در فضای خانواده، هرچند او می‌داند که خشونت در میان جوانان به‌هیچ‌وجه منحصر به مسلمانان نیست. فرگوسن می‌گوید محرومیت جنسی و گرایش به افراطی‌گری و خشونت با هم در ارتباطند. او می‌گوید زنانی که خود را وقف داعش می‌کنند مذهبی نیستند، بلکه زنانی‌اند که در پی اطفای شهوات فراوان خود هستند و نباید آنها را به دین ربط داد. تاریخ انتشار: 1 ژوئن 2017 انتشارات بانتام تعداد صفحات: 400 ]]> کتاب Wed, 26 Jul 2017 16:49:21 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7442/ چرا هیتلر توجّه وافری به ماوراءالطبیعه داشت؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7425/ در دهۀ 1930 هیتلر در کتابی تحت عنوان «جادو: نظریه، تاریخ و کاربرد» حاشیه‌های فراوانی نوشت و زیر بعضی از قسمت‌های کتاب خط کشید؛ مثلاً این جمله: "کسی که تخم شیطانی درون خود نداشته باشد، هرگز قادر به ایجاد یک جهان جدید نخواهد بود." هیتلر در سال 1934، یعنی یک سال پس از آن که صدراعظم آلمان شد، یک دوزر (جادوگری که محلّ وجود آب، فلزات و... را غیب‌گویی می‌کند) استخدام کرد تا در کاخ صدارتِ رایش به جستجوی «اشعه‌های مرگی» که ممکن بود به کارکنان ساختمان آسیب برساند بپردازد. او و هیملر دربارۀ "امپراطوری جهانی آتلانتیس" و همچنین دربارۀ شبه‌علمِ نامعتبری تحت عنوان «نظریۀ جهان یخی» گفتگوهای بسیاری می‌کردند. براساس این نظریه، نظام عالم از یخ تشکیل شده و هیتلر و هیملر آن را معادل آلمانیِ نظریۀ «یهودیِ» نسبیت تلقّی می‌کردند. در حقیقت در میان تمام فرماندهان عالی‌رتبۀ نازی، اعتقاد به مسائل غیبی و رمزآلود فراگیر بود. خود آدولف هیتلر حامل «تخم شیطان» بود، گردان حفاظتی اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری داشت و گوبلس کتاب‌های نوستراداموس را مطالعه می‌کرد. رودلف هس دستی در هومئوپاتی و گیاه‌درمانی داشت و یک دوزر و طالع‌بینِ شخصی نیز در خدمت او بودند. از دیگر طرفداران «رادیستزی» (یک توانایی مافوق‌طبیعی مبنی بر یافتن اشیاء به کمک چوب و شاقول) می‌توان به جولیوس استرایشر، فرماندار نورمبرگ و ریچارد والتر داره، رئیس «ادارۀ اصلی نژاد و اسکان اس‌اس» اشاره کرد. بسیاری از مقامات عالی‌رتبۀ نازی به علوم سرّی شرقی –اسطوره‌های هند، معنویات تبتی و قوانین جنگجویان ژاپنی- علاقه‌مند بودند و اینها را تعالیم گمگشتۀ نژاد باستانی آریایی تلقّی می‌کردند. هیملر، رئیس اس‌اس در این زمینه از همه پیشگام‌تر بود و اندیشگاهِ «آننربه» را برای پژوهش‌ دربارۀ تاریخ انسان‌شناسی و فرهنگ نژاد آریایی تأسیس کرد. این مؤسسه برای یافتن اسناد و مدارک و فولکلورهایی که تفکّر هیملر مبنی بر وراثت آریایی را مورد تأیید قرار می‌داد، آلمان را زیرورو کرد و اروپا را به اشغال خود درآورد. در اس‌اس بخشی مختصّ جادوگری وجود داشت که مسئول بررسی شواهد جادوگری و محاکمۀ جادوگران بود. هیملر معتقد بود که جادوگران نمایندۀ یک دین قدیمی آلمانی هستند که ادیان یهودیت و مسیحیت (به‌ویژه یهودیت) بی‌رحمانه آن را از بین برده‌اند. فرماندهان عالی نازی با ترکیب عجیبِ «علم» و «اعتقاد به سحر» مأنوس بودند. در این کتاب اریک کورلاندر با کمال تبحّر تاریخ این اعتقادات را از قرن نوزدهم به بعد در تفکّر مردم آلمان موردبررسی قرار داده است. او می‌گوید در سال 1904 رهبران «جنبش ولکیش» پرچم‌هایی منقّش به صلیب شکسته به اهتزار درمی‌آوردند، از جنگ نژادی با «یهودا» حمایت می‌کردند و آمیزه‌های عجیب‌وغریب فولکلورهای آلمانی و علوم غریبۀ علمی-تخیّلی را ترویج می‌کردند. پس از پیمان ورسای که مردم مستأصل و مستعدّ باور به اوهام بودند، اعتقاد به انواع امور مافوق‌طبیعی و علوم خفیّه در جامعه رواج پیدا کرد. نازی‌ها از این گرایش بهره جستند، یک هویت ملّی «آلمانی» خلق کردند و طوری شد که این اعتقادات به عقاید ارتدوکسی سیاسی مبدّل شد. یعنی در زمان جنگ جهانی دوم هرکس که نسبت به «علوم حاشیه‌ای» (شبه‌علم) اظهار علاقه‌مندی و تبعیت می‌کرد، به احتمال زیاد برگ برنده را از آن خود ساخته بود. برای مثال در جنگ آتلانتیک، کاپیتانی به نام هانس رودر مدّعی بود که متّحدان برای ردیابی و غرق ساختن زیردریایی‌های آلمانی از روش جادو و رادیوستزی استفاده می‌کنند. اما به جای این که عذرش را بخواهند، بودجۀ قابل‌توجّهی در اختیار او قرار دادند تا «مؤسسۀ پاندول» را در برلین تأسیس کند. در واقع، در تمام طول جنگ جهانی دوم از کمک جادوگران استفاده می‌شد. در فصل آخر کتاب رنسانسی که هم‌اکنون در زمینۀ ماوراءالطبیعه، نظریه‌های توطئه، قدرت‌های مافوق‌زمینی و خیال‌پردازی دربارۀ اروپایی عاری از وجود مهاجرین و دین اسلام برپا شده مورد بررسی قرار گرفته است. گویا هیولاهای هیتلر صرفاً متعلّق به او نبودند و نیستند. ]]> کتاب Tue, 11 Jul 2017 13:24:33 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7425/ درباره کتاب نظریۀ اخلاقیِ الگوگرایی اثر زاگزبسکی http://dinonline.com/doc/note/fa/7341/ عدّه‌ای معتقدند که نظریه‌های اخلاقی باید از تعریف اصطلاحاتِ اخلاقی، مثل «خوبی» آغاز شوند. بعضی دیگر مدّعی‌اند که کار را باید از شناسایی و تعریفِ شرایطی که ضمنِ آنها یک عمل صحیح تلقّی می‌شود شروع کرد. عدّۀ دیگری نیز می‌گویند ابتدا باید روشی برای تعیین و تشخیص کارهایی که انجام آنها صحیح است به وجود آورد. تصوّر بر این است که به محض این که معلوم شود یک نظریۀ اخلاقی باید از چه نقطه‌ای آغاز شود، بقیۀ مباحث اخلاقی نیز به‌راحتی معنا پیدا می‌کنند. خانم لیندا زاگزبسکی در کتاب «نظریۀ اخلاقیِ الگوگرایی» (انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2017)،  یک نقطۀ آغازِ جدید و متعاقباً رویکرد تازه‌ای به اخلاقیات برای نظریۀ اخلاقی پیشنهاد می‌دهد. دیدگاه او با تجزیه و تحلیل پدیدۀ تحسینِ الگوها شروع می‌شود. زاگزبسکی می‌گوید به محض این که پی بردیم معنای تحسین کردن دیگران چیست و الگوها چه کسانی هستند، می‌توانیم طیف گسترده‌ای از دیگر مفاهیم اخلاقی، از جمله «خوبی»، «وظیفه» و «عمل درست» را توجیه کنیم. ]]> کتاب Sun, 09 Jul 2017 10:52:09 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7341/ «زنان در قرآن؛ خوانشی رهایی‌بخش» تألیف اسماء لمرابت http://dinonline.com/doc/report/fa/7413/ به گزارش دین‌آنلاین، سایت آمازون ضمن ارائه کتاب «زنان در قرآن: خوانشی رهایی‌بخش» در گزارشی به معرفی آن پرداخته است. در این گزارش به عقیده نویسنده اشاره کرده که معتقد است در نظام‌های اجتماعی زنان مسلمان به اسم دین مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند. لمبرابت مخالف دیدگاهی است که می‌گوید تنها راه آزادسازی زنان ترویج ارزش‌های غربی است. نقد آقای شاه تاجامو دانش‌آموختۀ مطالعات اسلامی امروز دین اسلام دینی زن‌ستیز تلقّی می‌شود و به ناحق ادّعا می‌شود که این دین حقوق برابری برای زنان قائل نیست و آنان را مورد ظلم و تعدّی قرار می‌دهد. جهانیان، به‌ویژه جهان غرب زن مسلمان را موجودی عقب‌مانده و دِمُده قلمداد می‌کنند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که آیا دین اسلام واقعاً نسبت به زنان مسلمان ظلم می‌کند؟ یا این که این تفاسیر متفاوت و تعصّب‌آمیزِ دین اسلام توسط اندیشمندان مرد است که گاهی تبعیض‌آمیز و برضدّ زنان مسلمان است؟ یا این دشمنان دین اسلام هستند که چنین اتّهاماتی را به دین وارد کرده‌اند؟ لمبرابت در کتاب به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد و تأکید می‌کند که دین اسلام برای زنان حقوقی برابر و عادلانه قائل است. نابرابری‌هایی که بعضاً نسبت به زنان مشاهده می‌شود، حاصل تفاسیر تعصّب‌آلود تعدادی از علمای قدیمی و مردسالار است که به‌ناحق کلام الهی را توجیهی برای این نابرابری‌ها قرار داده‌اند. از طرف دیگر، اسلام‌هراسانی که به دنبال منافع خود هستند نیز چنین انگ‌هایی به دین اسلام می‌زنند تا وجهۀ دین اسلام را تخریب کنند. لذا زن مسلمان قربانی بی‌عدالتی، سرکوب و تحقیر شده است. لمبرابت هم رویکرد محافظه‌کاران را نقد می‌کند و هم رویکرد اسلام‌هراسان غربی را. کتاب به دو بخش تقسیم شده است؛ بخش اول «هنگامی که خداوند دربارۀ زنان سخن می‌گوید» عنوان دارد که مربوط به معرّفی بانوان قرانی است؛ بلقیس، ساره، هاجر، زلیخا، مریم، امّ‌موسی و... خداوند نه تنها زنان را خوار نمی‌شمارد، بلکه این بانوان را به خاطر صفات برجستۀ انسانی مورد تحسین قرار می‌دهد و حتّی دیگران را دعوت به تبعیت و الگوگیری از بعضی از این بانوان می‌کند. بخش دوم کتاب نیز «هنگامی که خداوند با زنان تکلّم می‌کند» نام دارد. در قسمت پایانیِ کتاب، نویسنده به مسائلی جنجالی مثل کتک زدن زنان، شهادت زنان، مسئلۀ ارث و تعدّد زوجات می‌پردازد و با نقل آیات مرتبطِ قرآنی، مردسالاران و اسلام‌هراسانی را که برای بی‌آبرو کردن اسلام دست به هر کاری می‌زنند رسوا ساخته است. این کتاب برای زنانی که از حقوق خود غافلند و قربانی مردسالاران و اسلام‌هراسان واقع شده‌اند کتابی ارزشمند است. (ترجمه (از فرانسوی به انگلیسی) میریام فرانسوا سرا تاریخ انتشار کتاب: 24 مه 2016 انتشارات کیوب پابلیشینگ تعداد صفحات: 212) ]]> کتاب Fri, 30 Jun 2017 10:32:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7413/ "جهان اسلام" دقیقاً به چه معناست؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7345/ وقتی باراک اوباما در سال 2009 به قاهره سفر کرد تا برای مسلمانان سراسر جهان سخنرانی کند، پای خود را درست جای پای سیاستمداران بی‌شمار دیگری گذاشت که گمان می‌کنند مسلمانان جهان همگی یک‌دست و یک‌شکل هستند. اما همان‌طور که جمیل آیدین در این کتاب بحث‌برانگیز تاریخی مطرح می‌کند، اشتباه است تصوّر کنیم تمام یک و نیم میلیارد مسلمانی که در جهان زندگی می‌کنند، از یک هویت دینی-سیاسیِ واحد برخوردارند. اما این تصوّر غلط از کجا نشأت گرفت و چرا تا این حد شایع و فراگیر شد؟ پاسخ این سؤالات در این کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. تلاش شده تا خاستگاه‌های عقلایی این تصوّر غلط بررسی شود و علّت استمرار این فریب‌خوردگی که مسلمانان و غیرمسلمانان هر دو در دام آن افتاده‌اند روشن شود. ایدۀ «جهان اسلام» که نقطۀ مقابل تمدّن غرب مسیحی محسوب می‌شد، در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت؛ یعنی همان زمانی که امپراطوری‌های اروپایی بر اکثر مسلمانان جهان حکمرانی می‌کردند. نظریه‌های خودبرترپنداری سفیدپوستان از همان ابتدا ایدۀ «جهان اسلام» را دستخوش تحریف ساختند، اما در عین حال خود مسلمانان نیز در شکل‌گیری این تصوّر غلط بی‌تأثیر نبودند. آیدین از این حقیقت پرده برمی‌دارد که روشنفکران مسلمان به منظور ردّ دعویِ حقارت نژادی و فرهنگیِ مسلمانان، یک جامعۀ پان‌اسلامیِ آرمانی را تجسّم کردند و به آن ماهیت بخشیدند. ایدۀ «جهان اسلام» ابتدا نقشی کلیدی در سیاست‌های خلافت عثمانی ایفا کرد و پس از آن توانست از استعمارزدایی و جنگ سرد جان سالم به در ببرد و در قرن دوازدهم دوباره جان تازه‌ای به خود بگیرد. این ایده که در حدّ فاصل ایدئولوژی‌های اسلام‌هراسی و پان‌اسلامی واقع شده، همچنان اذهان مردم جهان را به‌شدّت در چنگ خود گرفته است، به‌نحوی که اگر بخواهیم گفتگویی ثمربخش‌تر دربارۀ امور سیاسی در جوامع امروز اسلامی آغاز کنیم، ابتدا لازم است جهانیان را از چنگ این تصوّر غلط رها سازیم. ]]> کتاب Wed, 10 May 2017 20:21:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7345/