پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/persons/scenario5 Tue, 16 Jan 2018 18:43:49 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 16 Jan 2018 18:43:49 GMT جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی 60 دیداری با جرج جرداق http://dinonline.com/doc/article/fa/4406/ بیش از نیم قرن از زمان انتشار کتاب جرج جرداق درباره امام علی می‌گذرد؛ کتابی که به سرعت در جهان تشیع به شهرت رسید. مصاحبه‌های فراوانی نیز از سوی روزنامه‌نگاران شیعه با نویسنده انجام شد که بیشتر آنها با انگیزه اثبات خویشتن بودند؛ دقیقا چیزی که مرحوم جرداق، به مقابله با آن برخاسته بود، و سعی می‌کرد امام علی را فرادینی معرفی کند؛ شخصیتی که همه انسان‌ها با هر دین و باوری می‌بایست به ایشان اقتدا کنند.وی در مصاحبه‌های گوناگونی از انگیزه‌هایش درباره نگارش این کتاب، و بزرگی و نبوغ امام علی گفته بود؛ لیکن کمتر از نقشی که چنین شخصیت تاریخی در عصر ما می‌تواند ایفا کند، از او پرسش شده بود. حتی در مصاحبه‌ای گفته بود که امام موسی صدر را امتداد روش و منش علوی در عصر حاضر می‌داند؛ اما به شباهت‌ها اشاره‌ای نمی‌شود. البته پرسش‌های کلیشه‌ای از نحوه آشنایی جرج جرداق با امام علی و نظر شخصی‌اش درباره ایشان و مواردی مشابه این، چندان خالی از لطف نیز نیستند؛ بلکه می‌تواند شیعیان را از نقاط قوت خویش که برای دیگران جذابیت دارد، آشنا کند.سال‌ها پیش از فوت مرحوم جرج جرداق، مجله المنبر در شماره ششم خود، مصاحبه‌ای با ایشان انجام داد که علی‌رغم گذشت سال‌ها از آن، هنوز خواندنی است. محور اصلی این گفتگو، امام علی است؛ لیکن به جایگاه نهج‌البلاغه در جهان مسیحی و واکنش‌ها به تألیفات مرحوم جرداق در جهان اسلام و دنیای مسیحی، و سپس نگاه ایشان به تشیع و نیازهای جهان امروز نیز می‌پردازد. این مصاحبه با معرفی نویسنده، از زبان خودش شروع می‌شود که در این جا با دخل و تصرف مختصری آمده است، و سپس متن مصاحبه به طور کامل خواهد آمد.***جرج سجعان جرداق در سال ۱۹۲۶ میلادی در روستای الجدیدة در منطقه مرجعیون لبنان به دنیا آمد؛ منطقه‌ای بسیار خوش آب و هوا و سرسبز با چشمه‌های فراوان آب در جنوب لبنان که تنوع فرهنگی بسیار زیاد از شیعه اثناعشری و مسلمان اهل سنت گرفته تا مارونی و کاتولیک و ارتدوکس و دروزی و مسیحیان انجیلی و... دارد. وی، خود را از خانواده‌ای با ریشه‌های غسانی و قحطانی می‌خواند که در فرهنگ و زبان کاملا عرب بودند.در کودکی همواره از مدرسه فرار می‌کرد تا بتواند در میان مراتع سرسبز و چشمه‌های فراوان زادگاهش، آن چیزهایی را مطالعه کند که دوست دارد، و همیشه دیوان متنبی و مجمع البحرین، اثر شیخ ناصیف یازجی را به همراه داشت.برادرش، فؤاد در یکی از همین روزهایی که از جرج مدرسه گریخته بود تا در طبیعت به مطالعه بپردازد، او را می‌بیند و کتاب نهج‌البلاغه را به او می‌دهد و می‌گوید: این کتاب را به خوبی مطالعه کن و هر قدر می‌توانی از آن را حفظ کن که تمام خیر و نیکی از آن کسی است که این کتاب را بخواند و حفظ کند.جرج جرداق هنوز به سیزدهمین سال عمر خود نرسیده بود که بخش‌های زیادی از آن سه کتاب، به ویژه نهج‌البلاغه را حفظ کرد و تا پایان عمر به یاد داشت.علاقه جرج جرداق به زادگاهش و محیط سرسبز آن و همچنین ادبیات و شعر تا حدی بود که با وجود آن که زمینه مهاجرت به اروپا و تحصیل در علوم طبیعی و ریاضیات برایش فراهم بود، با این حال به بیروت می‌رود تا در دانشکده پاتریارکی، زبان و ادب عربی بیاموزد. در طول تحصیل از اساتید بزرگی همچون رنیف خوری و فواد افرام بستانی در زبان عربی و میشل فرید غریب در زبان فرانسه بهره می‌برد.بعد از اتمام تحصیل در دانشگاه پاتریارکی به روزنامه‌نگاری در نشریات لبنانی و عربی و تدریس ادبیات عرب و فلسفه در دانشگاه مشغول می‌شود. مرحوم جرداق با نشریات فراوانی چه در داخل کشورهای عربی از جمله مصر و لبنان و سوریه و چه در خارج از آن، همچون الجمهور الجدید، الحریه، الصیاد، الشبکه، نساء، الکفاح العربی، الامن، القبث، الوطن، الرای العام و... همکاری داشت. معروف است هر آن چه از جرج جرداق در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های صوتی و تصویری منتشر می‌شد، هیچ گونه سانسوری نداشت، و این امر، شرط اصلی و اساسی وی در همکاری با رسانه‌ها بود.***ـ کی و چگونه با شخصیت امام علی آشنا شدید؟آشنایی من با این شخصیت بزرگوار به دوران کودکی‌ام برمی‌گردد. همان‌گونه که گفتم برادرم، فؤاد، کتاب نهج‌البلاغه را در کودکی به من داد و گفت که آن را مطالعه کنم و هر مقدار که می‌توانم از آن حفظ کنم. همچنین باید اضافه کنم که فؤاد اشعار فراوانی درباره نبوغ و بزرگی و عظمت مبانی فکری و انسانی امام علی و زندگی نورانی ایشان سروده بود و زمانی که آن‌ها را برای مهمانان‌مان می‌خواند، همواره با دقت تمام به آن‌ها گوش می‌سپردم. یکی از این اشعار را در پایان جلد پنجم از مجموعه امام علی آورده‌ام که می‌توانید در آن جا مطالعه کنید.این گونه بود که تصویر امام علی از کودکی در مخیله‌ام نقش بست؛ آن چنان که سخنان و رفتار و تصاویری اثرگذار در مخیله کودکان رسوخ می‌کند.آگاهی از آرا و نظرات نویسندگان و مورخان در مورد شخصیت متفکر یا فیلسوفی که قصد مطالعه آثارش را داریم، امری ضروری است، و از همین رو بود که به مطالعه هر آن چه در مورد امام علی نوشته شده بود، پرداختم. در میان مطالعاتم متوجه شدم که بیشتر مطالب حول اموری تاریخی و محدود به زمان و مکانی مشخص می‌گردد، و در ارتباط با گروهی از مردم در برهه‌ای تاریخی، و نه تمام انسان‌ها در تمام زمان‌ها است. بیشتر آثار در ارتباط با حق امام علی در خلافت و میزان آن بود، و هر کدام انگیزه‌هایی از تالیف داشتند که ارتباطی استوار با آن چه در اندیشه علوی موج می‌زند، نداشت. دیدگاه و نظرات امام علی در مورد زندگی و شرایط لازم برای اجتماع انسانی که اجرای آن‌ها ضامن سلامت جامعه است، مورد توجه قرار نگرفته بود. بنابراین، تصمیم گرفتم بار دیگر نهج البلاغه را با نگاهی بازتر و متفاوت با دوران کودکی‌ام بخوانم، و این چنین بود که متوجه شدم افکار امام علی بزرگ‌تر و عمیق‌تر از آن چیزی است که گذشتگان و معاصران از آن سخن گفته‌اند و می‌گویند. شخصیت انسانی امام علی با تمام عناصر و انگیزه‌هایش از اندیشه‌ای زلال، و شناختی عمیق به معنای وجود حقیقی نشأت می‌گیرد، و آن چه در رفتار و سیره‌اش و مبانی و مبادی‌اش فرا‌می‌خواند، از مرزهای زمان و مکان تجاوز کرده و ابدی است. پس چه ضرورتی دارد که چنین شخصیت بزرگ و نادری را در موضوع حق خلافت و مانند آن محصور و محدود کنیم! درواقع علاقه‌ام به حقیقت، انگیزه اصلی تألیف این مجموعه بود تا بتوانم این شخصیت عظیم را تا حدودی معرفی کنم، و انصاف را در حق او به جا آورم، و آن چه را دیگر مؤلفان اهمال کرده‌اند، بیان کنم. در جلد اول این مجموعه با عنوان «علی و حقوق الانسان» با دلایل روشن ثابت می‌کنم که امام علی بر بسیاری از متفکران اروپایی و حتی جهان در شناخت و اعلان حقوق بشر به مفهوم کلی و ثابت آن، به اندازه چندین قرن پیشی گرفته است. جلد دوم با عنوان «بین علی و الثورة الفرنسیة» بر سبقت و تقدم امام علی بر فیلسوفان انقلاب کبیر فرانسه تاکید می‌کند. جلد سوم با نام «علی و سقراط» به شباهت‌های این دو در تمام زمینه‌ها می‌پردازد، و آن چنان که مشهور است سقراط پدر همه فیلسوفان جهان است. در آخرین جلد از این مجموعه شش جلدی (روائع النهج) نیز گلچینی از بهترین سخنان امام علی در نهج البلاغه تهیه کردم. - نظر شخصی شما در مورد امام علی چیست؟آیا این شش جلد کتابی که درباره امام گرد آورده‌ام، برای بیان نظر شخصی من کفایت نمی‌کند؟ اما اگر می‌خواهید جواب کوتاهی برای این سوال بدهم باید بگویم: علی نمود و تجسمی کامل و زمینی از اندیشه و فکر انسانی است، و ریشه در قوانینی ثابت دارد که مکان و زمان تغییری درجوهره آن‌ها نمی دهد. همچنین تجسمی از وجدانی بیدار، و آگاهی و شناختی عمیق به وحدت تمام موجودات است که با یک‌دیگر برابر بوده و در تعامل و تکامل هستند.- چرا توصیف عدالت انسانی را برای امام علی انتخاب کردید؟ آیا به این خاطر است که ایشان را نماینده کاملی از عدالت یافتید؟آیا من یا شما تعبیر دقیق‌تری در مورد شخصیت واقعی امام علی، و توصیف بهتری از سیره و زندگی ایشان که در کتاب‌هایم به آن اشاره کرده‌ام، می‌توانیم بیابیم؟ به نظر من، در این نام‌گذاری اشاره واضحی به مباحث کلی کتاب وجود دارد.- انتشار این کتاب چه آثاری را در پی داشت؟ و واکنش دانشمندان مسیحی و مسلمان، چه شیعی و چه سنی به انتشار آن چه بود؟اولین اتفاق عجیب، این بود که یکی از دلالان کتاب در عراق که مدیر انتشارات المثنی نیز هست، کتابم را،‌ پس از گذشت کمتر از یک ماه از انتشارش، بدون اجازه من در بغداد بازنشر کرد، و ده‌ها هزار نسخه از آن را به کشور‌های دیگر، از جمله کشورهای خاور دور فرستاد؛ جدای از این که بازار عراق را نیز پر کرد.دوم این که کتابم در بسیاری از کشور‌های شرقی بدون اطلاع من به دیگر زبان‌ها ترجمه شد.سوم این که در خود بیروت نیز چندین بار کتابم بدون آگاهی من و با پنهان‌کاری تجدید چاپ شد. انگیزه این گونه کارهای «کریمانه»، طمع تجاری برخی انتشارات در این شرق خوشبخت است. بد نیست بدانی که من خودم بعضی از این چاپ‌ها را به عربی و ترجمه‌های آن‌ها را از بازار خریده‌ام؛ چرا که ناشران و مترجمان بزرگوار زحمت ارسال یک نسخه از کتابم را به خود نداده‌اند. این تنها برخی از پیامدهای انتشار کتابم در میان دلالان کتاب بود.اما در مورد واکنش دنیای مسیحی بهتر است ماجرای یکی از پدران کلیسا در لبنان را برایت تعریف کنم. در حین نگارش کتاب، سردبیر مجله لبنانی «الرسالة» که یکی از دوستانم است، نزد من آمد و درخواست کرد که حداقل دو فصل از فصول پایان یافته کتاب را به او بدهم. در خواست او را پذیرفتم و دو فصل مذکور در دو شماره از مجله منتشر شد. پدر نجم، رییس مدرسه راهبان کرملی در شهر جونیه این دو فصل را در مجله مذکور خوانده بود، و از موضوع آن، و روش و سبک طرح مطالب، خوشش آمده بود. به همین دلیل، با سردبیر مجله تماس گرفته بود، و به او گفته بود که می‌خواهد تمام جلدهای این مجموعه را پس از اتمام آن، با هزینه مدرسه‌اش چاپ کند. پدر نجم، اصرار فراوانی بر خواسته‌اش کرد، و این گونه بود که موفق به چاپ مجموعه کتابم شد.پس از این که کتاب در مدت زمان کمی منتشر شد، و تعداد زیادی از آن به فروش رفت، آن راهب بزرگوار حاضر نشد هزینه کاغذ و حروف‌چینی و چاپ را که بسیار هم سنگین شده بود، از من پس بگیرد، و گفت: «این کتاب را تنها به سبب بزرگداشت امام علی منتشر کرده‌ام، و به این دلیل که از قلم مولف و صدق و راستی او در مشاهدات و نگاشته‌هایش راضی بودم. با این احوال، مبلغی را که می‌خواهید به من برگردانید، می‌توانید به یکی از انجمن‌های خیریه کمک کنید.» من نیز چنین کردم.بد نیست آن چه میخائیل نعیمه، ادیب و اندیشمند بزرگ شرق در هنگام انتشار کتابم گفت، و همچنین آن چه دانشمندان مسیحی عرب بیان کردند را در جلد پنجم کتابم بخوانید تا واکنش جهان مسیحی به انتشار کتاب را متوجه شوید.اما برای آگاهی از واکنش‌ها در جهان اسلام، می‌توانی فصل «آنچه در باره این کتاب گفته شده‌است» در جلد پنجم را بخوانی. در آن جا به واکنش‌های دانشمندان و اندیشمندان مسلمان از عرب و عجم، و به ویژه شیعیان و بزرگان دین در کشورهای عربی و ایران و شرق دور اشاره کرده‌ام. تمام خوانندگان بر این مسأله اتفاق نظر داشتند که این کتاب، تنها کتابی است که پرده از شخصیت واقعی امام علی برمی‌دارد، و نبوغ نادر ایشان را به نمایش می‌گذارد، و در میان آثار معاصران و گذشتگان بی‌مانند است.- آیا شخصیت خود را بر پایه این کتاب بنا کرده اید؟ و آیا اهدافتان محقق شده است؟نویسنده هنگامی که با خویشتن رو راست باشد، و در بیان آن چه در اعماق احساس و افکارش می‌گذرد، صادق باشد، خود را نیز با هر آن چه می‌نویسد، بروز می‌دهد. در میان کتاب‌های منتشر شده و یا آماده به چاپم، با هیچ کتابی مانند این کتاب از درون پیوند نخورده‌ام. اما در مورد سؤال شما که آیا اهداف نگارش این کتاب محقق شده است، باید بگویم از هیچ نویسنده یا متفکری در هر جا و هر زمان که باشد، بیش از این متوقع نیست که در مشاهدات و نگاشته‌های خویش صادق باشد، و در بیان حقایق جرات داشته باشد؛ اما اجرا و پیاده‌سازی آن چه نوشته در دنیای واقعی، موضوع دیگری است که به سیستم‌های اجتماعی و قدرت‌های حاکم و وضعیت عموم افرادی که مخاطبش هستند، بستگی دارد. بر این اساس، از تو می‌پرسم که آیا نامه امام به مالک اشتر نخعی، کارگزار مصر را خوانده‌ای؟ پس از خواندنش باید از خود بپرسی بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال از نگارش این نامه که مترقی‌تر از آن در میان قوانین هیچ کشوری تا زمان حال ما یافت نمی‌شود، چه کسی آن را در شرق پیاده کرده است؟!- جایگاه امام علی در تفکر مسیحی چیست؟اگر آثار اروپایی قرون وسطی را مطالعه کنید، به ویژه ادبیات ایتالیا که بیشتر از دیگر کشورها، شامل افکار و اعتقادات مسیحی آن زمان می‌شد، متوجه می‌شوید که بسیاری از مردم امام علی را قدیسی مسیحی می‌پنداشتند؛ چه آن که گفتار و کردارش شبیه به تعالیم مسیح است.لازم است بگویم که در یکی از کلیساهای قدیمی ایتالیا، شمایلی از امام علی وجود دارد. در همین بیروت، در ورودی سالن بزرگ پذیرایی در مدرسه «زهرة الاحسان» که تابع اسقف‌نشین رومی ارتدوکس است نیز تصویر بزرگی از امام علی وجود دارد.مورخ و پژوهشگر فرانسوی «بارون کارا دیفو» که در قرن پیش می‌زیسته، درباره امام علی آثاری دارد که با مطالعه آن‌ها به جایگاه رفیع امام در نگاه او و هم فکرانش دست می‌یابیم.اما در مورد نویسندگان و متفکران مسیحی عرب، بدون شک خود شما نیز به جایگاه رفیع امام علی در میان آن‌ها آگاه هستید. فقط کافی است روایت تاریخی معروف جرجی زیدان را مطالعه کنید، و یا آثار منثور و منظوم جبران خلیل جبران و میخائیل نعیمه و مارون عبود و پولس سلامه و فؤاد جرداق و عبدالمسیح محفوظ و بسیاری دیگر.پیش از این گفتم فردی که کتاب‌هایم در مورد امام علی را با هزینه خود و یا هزینه موسسه‌ زیرنظرش چاپ کرد، راهبی مسیحی لبنانی بود که از روی علاقه به امام علی و به جهت بزرگداشت و تکریم ایشان دست به چنین کاری زد. با این توصیف عجیب نیست که در کتاب‌های حدیث اسلامی می‌خوانیم پیامبر محمد که بیشتر از بقیه، از باطن و هویت امام علی آگاه بود، پس از نگاهی طولانی به ایشان گفت: «ای علی شباهتی میان تو و عیسی بن مریم وجود دارد».هنگامی که انسان به درجه بالایی از درک و شناخت می‌رسد، در رفتارش نمود می‌یابد، و تفاوتی میان شناخت‌های فلسفی و اجتماعی و دینی در این زمینه وجود ندارد. لذا در میان اصحاب معرفت نمی‌توان کسی را یافت که با ارزش‌های حقیقی هم‌سو نباشد.- به نظر شما دستاورد تمدنی که امام علی برای انسانیت به جای گذاشت، نمایانگر اندیشه‌ای محض است یا ارتباطی با آسمان دارد؟به طور کلی چیزی به نام اندیشه و فکر محض وجود ندارد. اندیشه از معادلات واقعی فراوان و توانایی اندیشمند در مشاهده و توجه به قوانین ثابت طبیعت و زندگی نشأت می‌گیرد، و برنامه‌ای در ارتباط با مردم و سرنوشت‌های‌شان و اهدافشان از زندگی یا هدف زندگی از آن‌ها ارایه می‌دهد. به همین ترتیب، درمی‌یابیم که روش علوی از مشاهده دقیق و عمیق قوانین ثابت، و سپس توجه به جامعه انسانی به شکلی جامع و منسجم با قوانین ثابت کیهانی نشأت گرفته شده است، و سعادت و سلامت انسان‌ها و جامعه را هدف قرار می‌دهد؛ سعادت و سلامتی که اراده حیات و ضروریات اجتماع از عدالت و برابری و تکامل، اقتضای آن را دارد، و هم‌سو با اراده آسمان بوده که اقتضای محبت و رحمت و پاکی نفوس را دارد. - جایگاه نهج‌البلاغه در اندیشه مسیحی کجاست؟نهج‌البلاغه در اندیشه مسیحی جایگاهی رفیع دارد. تمام ارزش‌های والا و مبانی رفیعی که متفکران و دانشمندان جامعه سعی در شناسایی و اشاعه آن‌ها طی ده‌ها قرن کردند، در نهج البلاغه یک جا جمع شده است. درباره نهج البلاغه شش جلد کتاب نوشته‌ام که بیان خلاصه‌ای از آن‌ها در کلماتی محدود امکان پذیر نیست. اگر جوابی کامل و درست می‌خواهید به شش جلد کتابم مراجعه کنید.- در مطالعات خود تشیع را به چه معنایی یافتید؟تشیع به معنای انکار هر بخشی از نظام‌ها و قوانین سیاسی و اجتماعی است که به انسان‌ها یا جامعه آسیب می‌رساند، و ایستادگی در برابر بهره‌کشی انسانی از انسان دیگر، یا گروهی از گروه دیگر، و شورش بر هر رفتار ناپسندی که از قدرت حاکم سر می‌زند، بی‌توجه به قدرت و شدتی که حاکمیت برای محافظت از مصالح و داشته‌هایش به کار می‌گیرد. تمام رویدادهای تاریخی در شرق بر این مفهوم و واقعیت دلالت دارند.شورش تشیع و شیعیان بر ستمکاری حاکمان در تاریخ، روی دیگری نیز داشت که همان رحمت و محبت و میل به اجرای عدالت در بین انسان‌ها است. همچنین، مهربانی با مستضعفان و مقاومت در برابر ظلم، و نابودی اسباب و پیامدهای آن.- آیا ساختار جامعه امروزی را سالم می‌بینید؟ و آیا به بازسازی دوباره جهان امروزمان مطابق با نهج البلاغه سفارش می‌کنید؟از بیچارگی انسان‌ها این است که ترکیب و ساختار جامعه در بیشتر مراحل تاریخ، و بیشتر مناطق، مطابق مصالح افرادی بوده که در سیاست و تجارت دست داشته‌اند. سیاست به همان معنا و مفهومی که در بیشتر نقاط جهان دنبال می‌شود، و تجارت که بزرگ‌ترین آفت در تاریخ ملت‌ها و حتی دوران حاضر است. هیچ کسی صلاحیت اداره امور دنیا را ندارد مگر تنها دو نفر: دانشمند و اندیشمند. دانشمند همان صاحب دانش و مقیاس و روش است، و اندیشمند، صاحب‌نظری خوش قلب و با وجدان و با درک و شعور از زندگی و قداست آن است.امام علی، در رفتار و گفتارش، اندیشمند و دانشمندی است که در یک شخص جمع شده است. ]]> جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی Sun, 16 Nov 2014 08:25:10 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4406/ سخنرانی جرج جرداق درباره رهبر اسلامی http://dinonline.com/doc/article/fa/4404/ جرج جرداق در سال ۲۰۰۱ میلادی در مرقد حضرت زینب، سخنانی درباره امام علی ایراد کرد که چکیده‌ای از مباحث کتاب‌هایش و هسته اصلی آرا و نظراتش درباره آن شخصیت نورانی است. از نگاه جرج جرداق، مبانی عدالت اجتماعی، دموکراسی و دولت رفاه و دیگر نظریه‌های مدرن اداره دولت، در میان سخنان امام علی موج می‌زند و متأسفانه هیچ‌گاه در شرق به آن اهمیت داده نشده است. متن این سخنرانی به شرح زیر است.***ای برادران! شاید بارزترین امری که انسان‌های بزرگ حقیقی را از دیگران متمایز می‌کند، و از آن‌ها مناره‌هایی نورانی در گذرگاه‌های تاریک تاریخ می‌سازد، فارغ از تمام اموری که درگیر آن هستند و اوضاع و احوالی که جوامع آن‌ها را مسموم ساخته، همان استواری و انسجام در شخصیت همه آن‌ها است، مانند انسجامی که در میان عناصر جهان وجود دارد، و تکامل در سیره و زندگی‌شان که میان روح کلی حاکم بر آنها و واقعیت زندگی پیرامون‌شان و اوضاع و احوال زمانی و مکانی پیوند می‌زند. این گونه است که چنین شخصیتی، ویژگی جامعیت یافته،‌ و در عین انسجام،‌ از تنوع نیز برخوردار است؛ دقیقا همانند مبانی و قوانین جهان که در عین جامعیت و همه‌گیری، و اتحاد و انسجام، گونه‌های متنوعی را نیز در خود جای داده است، و این تنوع، خللی در وحدت آن ایجاد نکرده است. گویا صاحب این شخصیت بزرگ، تمام جهان را به طور کامل در کیان و وجود خود یافته، و به طور ناخودآگاه به گونه‌ای رفتار می‌کند که خویشتن را بر اجتماع مردم بازمی‌تاباند.نگاهی به جهان خارج و اوضاع و احوال آن کافی است تا اطمینان یابیم که جهان بر پایه قوانین ثابتی استوار است، و ادامه حیات می‌دهد. پسر ابوطالب چنین نگاهی به جهان داشت، و آگاهی عمیقی از توازن و یکپارچگی میان اجزای آن یافته بود. ایشان می‌دید موجوداتی که در ظاهر چندپاره به نظر می‌رسند، جوهری یکپارچه و هماهنگ دارند، و آن چه در زمان حال از آن‌ها جدا می‌شود، در ازل یا ابد به آنها پیوند خورده بود یا خواهد خورد. تمام عناصر جهان به هم تنیده، و در همکاری با هم هستند، و وظایف و حقوقی در قبال یک‌دیگر دارند. ‌آن چه می‌دید و می‌یافت جنبشی در وجودش برمی‌انگیخت، و چنان در نهادش رسوخ می‌کرد که زبان به آن چه در اعماقش می‌جوشید، می‌چرخاند و می‌گفت: «همانا آسمان‌ها و زمین بر حق استوار شده‌اند.»اما امور حقی که به آنها اشاره می‌کند، همان راستی و عدالت و ثبات است که در قوانین ثابت جهان یافته بود.امام علی در اعماق وجودش می‌دید که مقایسه میان آسمان و زمین که بر حق استوار شده‌اند، درست است، و اجتماع انسانی، قطعا تصویر کوچک ‌شده‌ای از جهان استوار بر پایه‌هایی درست و ثابت است. آدمیان می‌بایست با هم‌دیگر برابر، و همیار و همکار یک‌دیگر باشند. در واقع، انسان‌ها به تعاون و برابری دستور یافته‌اند تا بتوانند ادامه حیات بدهند. بر این اساس، قانونی اجتماعی که از قوانین جهان بزرگ نشأت می‌گیرد، صادر می‌کند: «پس خداوند سبحان، حقوقی را برای برخی از مردم بر برخی دیگر واجب کرد، و این حقوق را در همه جهات همانند هم قرار داد، به گونه‌ای که بعضی از آن، سبب بعض دیگر است، و هیچ کدام واجب نمی‌شود مگر آن که دیگری واجب می‌گردد.»این سخن از ادراک و شناخت امام علی از تعاملی برآمده است که حرکت عالم کبیر با تمام عناصرش، گویای آن است، و چاره‌ای نیست که در بطن جامعه انسانی نیز پیاده شود تا استمرار و بقای آن تضمین گردد. پس حقوق انسان‌ها در منطق امام علی برخی با برخی دیگر در تعامل است، و گرنه آشوبی به پا می‌شد که تباهی و انحطاط را در پی داشت.عناصر جهان به همان میزان که دریافت می‌کنند، می‌بخشند. گل‌ها، همان گونه که از زمین موادی را دریافت می‌کنند که برای حیات و رشد و رنگ و بوی‌شان به آن نیاز دارند، زمین نیز از رنگ و عطر آن‌ها به مقدار آن چه به آن‌ها بخشیده، بازمی‌ستاند. حتی هنگامی که به بالاترین مرحله رشد خود برسند، و عمرشان به پایان آید، ساقه و برگ‌های آن‌ها به زمین برمی گردد.آب‌هایی به دریا فرو می‌ریزد که پیشتر با تبخیر از دریا جدا شده بود و سپس به شکل باران بر دشت‌ها فرو ریخته بود.همچنین انسان در زندگی شخصی، هیچ نعمتی را به دست نمی‌آورد، مگر آن که نعمت دیگری را در مقابل آن از دست داده باشد. امام علی درباره این توازن و تعادلی که به ویژه در میان احوال انسان‌ها و قوانین طبیعت حاکم است، سخنی دارد که بیشتر به قوانین ثابت و بدون نقض ریاضیات شباهت دارد: «هیچ نعمتی از دنیا به دست نمی آید، مگر این که نعمت دیگری از کف برود، و انسان هیچ روزی را آغاز نمی کند، مگر آن که روز دیگری را به پایان رسانده باشد، و نفس‌های انسان گام‌های او به سوی مرگ است.»در حیات عمومی یا امور اجتماعی نیز، هیچ یک از شؤون انسانی از این قانونی که امام علی،‌ آن را از قانون سرمدی جهان اقتباس کرده، تخلف نمی‌کند. این حق شما بر جامعه است که آن چه به آن می‌بخشید، تقویت و بسط دهد تا بتوانید در آینده به میزانی که بخشیده‌اید، از آن بازستانید. اما اگر پاداشی کمتر از آن چه بخشیده‌اید دریافت کنید، سهم شما را فرد دیگری برداشت کرده است، و اگر بیشتر از آن چه بخشیده‌اید به دست آورید، سهم دیگری را خورده‌اید. در واقع، سیر می‌شوید به قیمت آن که دیگری گرسنه بماند و به این گونه، شما ستمگری غاصب خواهید بود. وجود ظالم و مظلوم در جامعه، آفتی برای آن و نقصانی در موازین عدالت اجتماعی است.از همین خاستگاه بود که امام علی به درمان اوضاع جامعه در مکان و زمان خویش پرداخت، و نسخه‌ای برای تمام جوامع بشری در همه زمان‌ها و مکان‌ها پیچید.علی دانست که خشت اول در بنای جامعه‌ای سالم، همان خشتی است که در صورت فقدان آن، اصلا بنایی شکل نخواهد گرفت، و آن توزیع اسباب زندگی به صورتی عادلانه و بدون ظلم و حق‌خوری در میان همگان است. همین مبنای امام که بیانگر مهم‌ترین بخش از عدالت اجتماعی است، در واقع همان مبنا و اصلی بود که ژان ژاک روسو، از فیلسوفان بزرگ قرن هیجدهم، ۱۲۰۰ سال پس از عصر امام، به آن رسید. دانشمندان علوم اجتماعی غربی در نیمه قرن نوزدهم به اهمیت این اصل واقف شدند و اعلان کردند که هر آن چه فردی اضافه بر نیازمندی‌اش دریافت کند، درواقع از حق نیازمندی بوده که به غصب از او گرفته است.امام علی، این مبنا و اساس را در سخنان خویش که از نظرگاهی واحد برمی‌آمد، مشخص و ترسیم کرده است و تمام این سخنان در معنای واحدی که همان سنگ بنای جامعه عادل است به هم پیوند می‌خورند:«هیچ نعمت فراوانی (بیش از نیاز) را نیافتم مگر این که در کنارش حقی ضایع شده بود.»«هیچ ثروتمندی کامیاب نگشت مگر آنکه فقیری گرسنه ماند.»«از احتکار جلوگیری کن.»«بپرهیز از این که چیزی را به خود اختصاص دهی درحالی که همه مردم در آن مساوی هستند.»«تهیدستی در وطن، غربت است.»بنابراین، امام علی، بنای جامعه عادل و سالم را، بسته به پایبندی صادقانه به این مبنا و اساس می‌بیند،‌ و بر این اعتقاد است که حکومت باید طبق آن عمل کند.حاکم در این روش، همان فردی است که امام علی تصویر خود را از او ارایه می‌دهد، و می‌گوید: «اگر گوسفندی در حجاز یا یمامه گم شود، خود را تا روز قیامت مسؤول آن می‌دانم.»احساس مسؤولیت امام علی در جایگاه حاکم، مانند احساسی است که پیامبران و فیلسوفان و شاعران برجسته‌ با آمال و آرزوهایی بزرگ، در سر می‌پرورانند. تلاش حاکم که می‌بایست تماما خیرخواهی برای مردمش باشد، با الهام از این احساس عمیق سنجیده می‌شود، و هر زمان کاری انجام دهد،‌ بایستی این سخن که از بالاترین و شریف‌ترین احساسات و منش‌ها برآمده، به او گفته ‌شود: «اگر تمام کار را انجام دادی، مانند کسی باش که هیچ انجام نداده است.»آن چه امام در رفتار و گفتارش ثابت کرد این است که ولایت و حاکمیت تنها می‌تواند از جامعه و برای جامعه باشد، و آن که قدرت را به دست می‌گیرد، لازم است به این اصل کلی عمل کند که جز به صلاح مردمش رفتار نکند، و روشی را در پیش گیرد که به آنان نشان می‌دهد فردی از جامعه است، و از آن‌ها و برای آن‌ها، و نه بر آن‌ها است. امام علی پس از آن که خلافت را به دست گرفت، خطاب به مردم گفت: «همانا من یکی از شما هستم. هر حقی شما دارید، من نیز دارم. هر آنچه بر شما لازم است، بر من نیز هست. هیچ چیز حق را باطل نمی‌کند. به خدا که من شما را بر طاعتی نمی‌خوانم، مگر آن که خودم در آن پیشگام باشم، و از معصیتی بازنمی‌دارم، مگر آن که خودم ابتدا از آن دوری کرده باشم.»در روش امام، مشورت حرف اول را می‌زند: «آن که از نظرات مختلف استقبال کند، مواضع اشتباه را خواهد شناخت». مردم حق دارند که از حاکم خود بخواهند: ‌«رازی را از آنها پنهان نکند، و تصمیمی را بدون آن‌ها نگیرد». از دستورات امام به والیان خود، فارغ از هر مکان و زمانی که در آن قرار دارند، این بود که: «توده‌ها را دریابید که دست خداوند با جماعت است».در این نظرگاه، جماعت مردم به تنهایی منبع قدرت تلقی می‌شود، و خیرخواهی برای آنان، هدف نهایی حکومت شمرده می‌شود؛ همان چیزی که امروزه، حکومت مردمی یا دموکراسی نامیده می‌شود.بنابراین، جلوگیری از احتکار و انحصار و بهره‌کشی، و جلوگیری از فراوانی نعمت مازاد بر نیاز در یک جا و حرمان در جای دیگر، و مساوات مطلق در حقوق و وظایف، و اعطای آزادی بیان و اختیار در تمام زمینه‌ها، و پایه‌ریزی رابطه‌ای سالم میان حاکم و محکوم بر اساس این مبانی، سپس تحکیم همه این‌ها با اخلاقی نیکو و همراه با محبت و رحمت، از بارزترین نقاطی است که روش امام علی در بنای جامعه‌ای عادل و فاضل را نمایش می‌دهد.امام علی که قلب، اندیشه و وجدانی بزرگ داشت، با نبوغ خود مرزهای تمام زمان‌ها و مکان‌ها را درنوردید. فیلسوف لبنانی شبلی شمیل درباره ایشان می‌گوید: «امام علی، بزرگِ بزرگان، و نمونه نادری است که نه در شرق و نه در غرب مانندی ندارد، چه در گذشته و چه در زمان حال».باشد که افتخار ما در آینده‌مان باشد، همان گونه که در گذشته‌مان بود. نگاه و توجه به گذشته، مقدمه اهتمام به آینده است. ]]> جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی Sun, 16 Nov 2014 08:20:15 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4404/ گرایش معنوی مسیحیان به امامان شیعه http://dinonline.com/doc/note/fa/4403/ کتاب «علاقة‌ المسیح باهل بیت النبی» اثر شیخ عفیف نابلسی یکی از این تألیفات بوده که توسط انتشارات دارالهادی بیروت چاپ شده است. به زبان فارسی نیز کتاب «پدر، پسر، روح‌القدس - تجلی عشق علوی و شور حسینی در شعر شاعران مسیحی» حاصل حضور چند ساله محمدرضا زائری در جامعه لبنان و نشست و گفت‌وگوهایی با شاعران و ادیبان مسیحی است که برای امام علی(ع) و امام حسین(ع) نوشته‌اند و سروده‌اند.گرایش معنوی برخی از مسیحیان به امامان شیعه تا جایی است که گاه با تعبیر مسیحی شیعی از آنان یاد می‌شود. آنتوان بارا، مؤلف کتاب «حسین در اندیشه مسیحی» یکی از همین مسیحیانی است که ‌به سبب ابراز علاقه‌ شدیدی که به امام حسین می‌کند، بنا به گفته خود، در کشورهای عربی، به «مسیحی شیعی» معروف است.این گونه عناوین مسامحه‌آمیز که گاه در مورد برخی از اهل‌سنت نیز به کار می‌رود، در واقع دلالتی اعتقادی ندارد، و بلکه حاکی از آن است که چهره‌های اسلامی، از معیارهای والای انسانی و اخلاقی برخوردارند، و گویا برخی از مسیحیان، تجسم مسیح را در امامان شیعه می‌بینند. شاهد آن که، آنتوان بارا، با رویکردی تحقیقی، ادبی و عاطفی، و با استفاده از نظریات اسلام و مسیحیت، زندگی و شهادت حضرت عیسی از دیدگاه مسیحیت، و زندگی و شهادت امام حسین(ع) از دیدگاه اسلام را با هم مقایسه کرده است.مرحوم جرج جرداق نیز امام علی را تجسمی از مسیح می‌دید،‌ و حتی به روایتی از پیامبر مبنی بر شباهت امام با حضرت عیسی استناد می‌کرد. وی که شش جلد کتاب در معرفی و بزرگذاشت امام علی تألیف کرده است، به تازگی دار فانی را وداع گفت. در تکریم این مؤلف مسیحی، شایسته است که برخی از هم‌فکران عرب وی نیز معرفی شوند؛ افرادی که شاید بتوان بنا به تعبیری که از آنتوان بارا می‌شود، آنان را نیز مسیحیان شیعی خواند. البته مرحوم جرداق،‌ خود نیز در جلد پنجم از مجموعه «امام علی، صدای عدالت انسانی»، با عنوان «علی و قومیت عربی»، بخشی را آورده است که شامل ارایه دیدگاه‌های ابوالعلا معری، جبران خلیل جبران و میخائیل نعیمه، و برخی دیدگاه‌های مستشرقان منصف و غیرمنصف پیرامون شخصیت امام علی است.***۱- خانواده جرداق: مرحوم جرج جرداق تنها فردی از خانواده‌شان نبود که به امام علی علاقه داشت. وی همواره از برادرش فؤاد به عنوان مبدأ آشنایی‌اش با امام علی سخن گفته است. فؤاد اشعاری را در تکریم و تمجید امام علی و ویژگی ظلم‌ستیزانه‌ ایشان سروده است که جرج در جلد پنجم از مجموعه «الامام علی صوت العدالة الانسانیة» بخشی از آن‌ها را آورده است. فؤاد، امام علی را حکیمی مظلوم‌نواز و ظالم‌ستیز معرفی می‌کند: کلما بی عارض الخطب ألم             وصمانی من عنا الدهر ألمرحت اشکو لعلی علتی             وعلی ملجا من کل هموأنادی الحق فی اعلامه             وعلی علم الحق الاشمکلما عُذب بالجور فتى             ودعاه فی دجا الخطب نجمفهو للظالم رعدٌ قاصف             وهو للمظوم فینا معتصموهو للعدل حمى قد صانه             خلق فذ وسیف وقلممن الاوطان بها العسف طغى             ولأرض فوقها الفقر جثمغیر نهج عادل فی حکمه             یرفع الحیف اذا الحیف حکم۲- جرجی زیدان: پس از جرج جرداق، بی‌شک مهم‌ترین نویسنده عرب مسیحی که امام علی را ستوده است، جرجی زیدان است. وی که پیش از جرج جرداق نیز می‌زیسته است، داستان‌های تاریخی فراوانی نوشته است. در رمان «۱۷ رمضان» به اوضاع آشفته کوفه و ماجرای شهادت امام علی می‌پردازد. کتابی نیز با عنوان «غادة کربلا» در مورد شهادت امام حسین و ماجرای کاروان اسیران کربلا دارد.جرجی زیدان، رمانی با نام «عذراء قریش» درباره ماجرای قتل عثمان و ولایت امام نوشته است، و در آن، به دلایل قتل عثمان و نیز ولایت امام علی پرداخته، و فتنه‌ها و آشوب‌هایی را که در پی این حوادث به وجود آمده، توضیح داده است. همچنین از ماجراهای جنگ جمل و صفین و ماجرای حکمیت و ادعای خلافت معاویه و خروج مصر از تحت ولات امام علی، مطالبی آورده است. از نقاط حایز اهمیت این روایت تاریخی، تبیین و ترسیم چهره‌ای کاملا منطبق با انتظارات شیعیان از امام علی است.جرجی زیدان نیز در توصیف‌های خود از امام علی،‌ گویا ایشان را تجسم مسیح یا هم‌تراز با ایشان می‌دانست و نمی‌توانست یکی از آنها را بر دیگری ترجیح دهد: «اگر بگویم مسیح از علی (علیه السلام) بالاتر است عقلم اجازه نمی دهد، و اگر بگویم علی (علیه السلام) از مسیح بالاتر است دینم اجازه نمی دهد.» (محمد ابراهیم سراج، امام علی علیه السلام خورشید بی‌غروب،‌ ص ۳۲۵)۳- جبران خلیل جبران: جبران خلیل جبران، نویسنده و شاعر فقید لبنانی،‌ یکی دیگر از شیفتگان امام علی است که به ایشان را اولین اعراب می‌دانست که با روح کلی جهان تماس پیدا کرده بود. اظهار نظر احساسی جبران خلیل جبران درباره سبقت امام علی بر دوران خود، در میان شیعیان بسیار شهرت دارد و شهید مطهری در کتاب عدل الهی نیز به آن اشاره کرده است: «علی(ع) پیش از زمان خودش بود، و من از این رمز آگاه نیستم که‏ چرا روزگار گاهی افرادی را در زمان پیش از زمان خودشان بوجود می‏آورد.» (مرتضی مطهری،‌ عدل الهی، ص ۳۳۱) البته امام علی نیز همواره از این که در میان جماعتی ناآگاه و قدرنشناس گیر افتاده بود، شاکی بود: «غدا ترون ایامی ، و یکشف لکم عن سرائری ، و تعرفوننی بعد خلو مکانی و قیام غیری مقامی» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۴۹)۴- میخائیل نعیمة: وی،‌ یکی از متفکران عرب و از پیشگامان نهضت تجددطلبی است که همواره نامش در کنار جبران خلیل جبران مطرح می‌شود. جرج جرداق از میخائیل نعمیه در کنار خلیل جبران در جلد پنجم کتابش نام می‌برد،‌ و مراوداتی میان او و میخائیل نعیمه وجود داشت. میخائیل نعمیه در ضمن نامه‌ای به مرحوم جرداق می‌نویسد: «توجه داشته باشید که جبران بی‌اندازه از علی(ع) تجلیل می‌کرد و او را هم‌ردیف پیامبر خدا می‌دانست!» میخائیل نعمیه، خود در میان تعریف از کتاب مرحوم جرداق می‌گوید: «قدرت‌نمایی و قهرمانی امام علی(ع) تنها در حدود میدان‌های جنگ نبود، قهرمانی بود در صفای بصیرت، و طهارت وجدان، و سحر بیان، و حرارت ایمان، و عمق روح انسانیت، و بلندی همت، و نرمی طبیعت، و یاری محروم و رهایی مظلوم از چنگال متجاوز و ظالم، و فروتنی برای حق به هر صورت و مظهری که حق برایش تجلی نماید. این نیروی قهرمانی همیشه محرک و انگیزنده است، گر چه روزگارها از آن بگذرد ...»۵- پولس سلامة: این شاعر مسیحی عرب،‌ از مشهورترین شاعران و ادیبان کلاسیک لبنان است که نخستین بار ترکیب و قالب حماسه‎سرایی را برای روایت یک حادثه تاریخی در ادبیات معاصر عربی عرضه کرد. سلامه یکی از شاعرانی است که بخش مهم اشعار خود را به مدح و رثای اهل بیت پیامبر اسلام اختصاص داد. وی در دیوان خود به نام «عید الغدیر» که بین مردم به «ملحمة الغدیر» (حماسه غدیر) شهرت دارد، به مهم‌ترین فرازهای زندگی پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان اشاره می‌کند و کتاب خود را با واقعه کربلا و ذکر حال اسیران شام و کوفه به پایان می‌برد.نخستین قصیده این مجموعه، نیایش به درگاه الهی است، و با عباراتی در وصف امام علی(ع) به پایان می‌رسد. قصیده پایانی کتاب نیز که حکم نتیجه را دارد با نیایش به درگاه الهی آغاز می‌شود، و با ذکر دیدگاه‌های شاعر درباره بنی امیّه ادامه می‌یابد. آنگاه شاعر امام علی(ع) را مخاطب قرار داده، و ضمن شکوه از بیماری که او را در طول سرودن قصائد، خانه‌نشین ساخته بوده است، صبر خود را در مصایب، نوعی اقتدا به حضرت عیسی(ع)، پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) و امام حسین(ع) می‌داند.وی در بخشی از اشعار خود می‎گوید که حق، چنان در من مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند. ‎ای آسمان گواه باش و ‎ای زمین شهادت بده که من علی را دوست می‎دارم:لا تَقُل شیعةٌ هواةُ علٍّی             إنَّ کلَّ منصفٍ شیعیاهُوَ فخرُ التاریخِ لا فخرَ شعبٍ             یصطَفِیهِ ویدعِیهِ وَلِیاجَلجَلَ الحقُ فی المسیحی حتى             صَارَ مِن فَرطِ حُبِهِ عَلَویاأنا مَن یعشقُ البطولةَ والإلهامَ             والعدلَ و الخلقَ الرَضِیافإذا لم یکن عَلی نَبیاً             فَلَقَد کانَ خُلُقَهُ نَبوّیاَأنتَ ربٌ للعالمینَ الهی             فَأَنِلهُم حَنَانَک الأَبَویاَوأَنِلنی ثوابَ ما سَطَرَت کفِّی             فهاجَ الدموع فی مقلتیاسِفرُ خیرُ الأنامِ مِن بعدِ طَهَ             مَا رَأَى الکونُ مِثلَهُ آَدمیایا سماءُ اشهَدِی و یا ارضُ قَرِّی             واخشَعِی إنَنی ذَکرتُ عَلیا۶- سلیمان کتانی: مرحوم کتانی در نوشتن برای امامان شیعه، بسیار پرکار بود و تألیفات مستقلی برای بیشتر امامان شیعه داشت. او در حوزه شرح احوال وزندگینامه‌ها، کتاب زندگی پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) را به نام «محمد شاطیء وسحاب» (محمد، ساحل و ابرها) به رشته تحریر در آورد. در سال ۱۹۶۵ کتاب دیگری پیرامون زندگی امام علی(ع) به نام «الامام علی نبراس و متراس» (امام علی، چراغ و سنگر) نوشت که در مسابقه کتابخانه عربی اسلامی در نجف اشرف، حایز جایزه نخست گردید.سپس کتابی درباره حضرت فاطمه زهرا(س) به نام «فاطمة الزهراء وترٌ فی غمد» (فاطمه زهرا،‌ زهی در نیام) تألیف کرد که این کتاب نیز حایز جایزه نخست شد. وی در همین کتابش درباره حضرت زهرا می‌نویسد:«قهرمانى به تن و بازو نیست، به تاج و تخت هم نیست؛ بلکه قهرمانى در به کارگیری منطق عقل و استدلال است. آنگاه بایستی هدف‏ها را تعیین کرد و برنامه را ترسیم نمود. قهرمانى زهرا، چیزى جز این معنای بزرگ نبود. از این رو، از هر چه عامل بیداری و خیزش دیگران مى‏شد بهره گرفت، بى آنکه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهاى لاغر و نحیف وى در این خواست، مانعش باشد». (فاطمة الزهراء وتر فی غمد،‌ ص ۲۱۱)وی کتابی دیگر درباره امام حسن(ع) تألیف کرد که آن را «الامام الحسن، الکوثر المهدور» (امام حسن، کوثر بربادرفته) نام نهاد، و در آن به شرح زندگی امام حسن(ع) به طور کامل پرداخت. به نظر سلیمان کتانی، امام حسن، قربانی وحدت امت در آن زمان شد، و در دورنگه داشتنِ حکومت و امت از شورش‌های تند و سختی که خون امت را به هدر می داد، موفق شد. کتانی سپس به تألیف کتابی درباره امام حسین(ع) به نام «الامام الحسین فی حلة البرفیر» (امام حسین در قبایی ارغوانی ) پرداخت.کتاب کتانی درباره امام زین‌العابدین به نام «الامام زین العابدین عنقود مرصـّع» (امام زین‌العابدین، خوشه‌ای زرین) نیز موفق به دریافت جایزه شد. وی درباره امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نیز کتاب‌هایی با نام‌های «الامام باقر نجی الرسول» «الامام جعفر الصادق ضمیر المعادلات» «الامام الکاظم ضوء مقهور الشعاع» دارد.۷- نصری سهلب: حضور امام موسی صدر در لبنان باعث شده بود تا ادیبان و شاعران لبنان، گرد او جمع شوند و مراسم ادبی متفاوتی برپا شود. در روز عید غدیر نیز مراسم شعرخوانی در تکریم امام علی و دیگر امامان اهل بیت با حضور شاعرانی از تمام لبنان از جمله جناب نصری سهلب برپا می‌شد.نصری سهلب اشعار زیبایی در مدح و رثای امام علی و امام حسین دارد و در معرفی و بزرگداشت امام علی کتابی به نام «فی خطی علی» (در مسیر علی) دارد که در مقدمه آن می‌نویسد: «علی(ع) از انسان‌هایی بود که مرگ برایشان مقدر شده بود تا ملت‌ها و امت‌ها را زنده کنند. دشمنان علی، آنهایی بودند که زندگی را بر مرگ ترجیح دادند، پس با زندگی خویش، مردند و فراموش شدند. بزرگداشت او،‌ تنها بزرگداشت قهرمانی نیست که به شهادت رسید و در وجدان خدا، جاودان شد، بلکه یادآوری خیانت‌کارانی نیز هست که در حقش خیانت کردند و در آتش جهنم جاودان شدند ... چرا در مسیر علی و امثال ایشان که قهرمانان ایمان و شیران میدان بودند، گام برنداریم! حسین و خاندانش در کربلا کشته شدند ولی در وجدان ملت برای همیشه زنده خواهند بود. با خفت در زمینی زندگی می‌کنیم که هر روز خوار و ذلیل‌مان می‌کنند. چرا در میدان جهاد در راه وطن و این امت زخم‌دیده و کرامت از دست‌رفته‌مان خون ندهیم و هم‌خوان با قهرمان کربلا که قهرمان همه زمان‌ها است، در مسیر علی و خاندانش گام برنداریم!»***این افراد، تنها برخی از مسیحیان علاقه‌مند به اهل‌بیت پیامبر اسلام بودند، و گنجایش قلم‌فرسایی در این زمینه، می‌تواند بسیار بیشتر از این باشد. اما نکته حایز اهمیت در این بین،‌ تجمع بیشتر این افراد در منطقه‌ای است که از تنوع فرهنگی و دینی بالایی برخوردار بوده و مجال اندیشیدن به دیگری، فارغ از درگیری‌های طایفه‌ای و مذهبی را به ایشان می‌داده است، و متفکران را به این نتیجه می‌رساند که اختلاف‌ها در هسته اصلی ادیان و در میان متدینان واقعی به آن ادیان، بسیار کم‌تر از اخلافاتی است که در ظاهر جوامع شاهد آن هستیم. ]]> جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی Sun, 16 Nov 2014 08:16:14 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4403/ علی جورج جرداق کیست؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/4401/ نگاشتن کتابی چند جلدی درباره امام علی توسط نویسنده‌ای مسیحی، جذابیتی کم‌نظیر برای شیعیان دارد. این جذابیت از جهت روانشناسی اجتماعی به شکوه دریافت اعتراف به حقانیت خویش از دیگری مربوط می‌شود. در این نوع فضای تعاملی، موقعیت مرکزی هویت در تعامل با دیگری استوارتر می‌گردد، ولی هم‌زمان زمینه‌ای برای انتقال ارزش‌های دینی یک گروه انسانی به بیرون از بافت اجتماعی خود هموار گشته و در نتیجه امکان ارائه تفاسیر متفاوت از مؤلفه‌های سازنده این نظام ارزشی فراهم می‌آید. حال این سؤال پیش می‌آید که جورج جرداق از کدام علی سخن می‌گوید و نسبت این شخصیت با آن چه در اندیشه شیعی، امام اول آنان است چیست؟جورج جرداق، ادیبی دارای گرایش‌های سوسیالیستی و متأثر از جریان عمومی پان عربیسم در جهان عرب است. از این منظر او کاملاً نسبت به موقعیت الهیاتی امام علی در اندیشه شیعی بی‌تفاوت است. موضوع امامت، جانشینی پیامبر و مراتب و مقامات دینی این شخصیت برای او اهمیتی ندارد. در مقابل، سخنوری علی و توانایی‌های ادیبانه او در تبیین اندیشه‌هایش و احساس عمیق زیبایی‌های زبانی و بیانی و تمثیلی در سخنانش برجسته است. ایکون امام علی در ذهنیت جورج جرداق با ارزش‌های عام انسانی مانند: عدالت، برابری و خیرخواهی عجین است. این ایکون در طول تاریخ اسلام نزد اقوام مغلوب تطور نشانه‌شناختی فراوانی یافته و به نمادی از اعتراض علیه فاتحان تبدیل شده است. بخش وسیعی از این پتانسیل به جهت نقش اعتراضی امام علی در برابر جریان غالب زمان خودش به دست آمده است. به ویژه آن که وی نیز سرانجام جان خود را در این مسیر داد. گرایش به همزادانگاری بین قربانیان سبب شده که ایکون امام علی برای اقلیت‌های جهان اسلام، ظرفیتی وسیع‌تر از چارچوب کلامی و الهیاتی خود یابد. احساس علاقه‌مندی و ارادت به امام علی از این منظر به جورج جرداق اختصاص ندارد و در بین گروه‌های متعدد دیگری از اقلیت‌های دینی و قومی منطقه به چشم می‌خورد. جورج جرداق در علی نمادی از همه فضایل اصیل عربی می‌بیند. او نماد مردانگی و شهامت و شجاعت و انصاف و راستی و درستی است. ایکون‌سازی قوم‌گرایانه از امام علی را باید در بستر جریان ملی‌گرایی عربی در قرن گذشته جستجو کرد. ملی‌گرایان عرب علی رغم تضعیف هویت دینی به سود هویت قومی، بخش وسیعی از امور دینی را هویتی قومی بخشیدند تا از پتانسیل وسیع معنوی آن‌ها بهره برند. نوع نگرش جورج جرداق به امام علی از همان سنخ نگرش امین الخولی و طه حسین به قرآن است. قرآن در نقش کتاب قوم عرب و امام علی در نقش قهرمان ملی عرب در این گفتمان بروز می‌یابند. در عین حال نگرش قوم‌گرایانه جورج جرداق با نگاه عام انسانی‌اش در تناقض نیست.به این بخش از یکی از مصاحبه‌های اخیر جورج جرداق توجه کنید:علي يجب الا يكون ما هو معتمد على عرقية او فئوية او حزبيه او ايدلوجية ضيقه، بل ان العداله المتوفره في علي من عادات عربية أصيلة كحب الخير والمساعدة والنخوة والشهامة والكرم والرجولة والبطولة والفروسية والشجاعة والعدل والانصاف والثقافة والادب والفكر والعلم والدين اي الزهد ومخافة الله وما غير ذلك امور تدفعني في ان اتخذ من الامام علي عليه السلام ايقونة قومية عربية اتفاخر بها».تفسیر جورج جرداق از امام علی از نگاه هرمنوتیکی تفسیری خواننده‌محور از متنی باز است که ظرفیت قرائت‌های بی‌نهایت را دارد. این ویژگی از امتیازات مهم جهان‌بینی شیعی به شمار می‌رود. از این جهت که شخصیت‌های بنیان‌گذار در این جهان‌بینی دارای ظرفیت‌های قرائت‌های انسانی متنوع بوده و امکان تعامل و همبستگی معنوی را با ادیان و مذاهب و باورهای دیگر فراهم می‌آورند. این ویژگی افزون بر امام علی در شخصیت‌های کلیدی دیگری چون امام حسین و امام مهدی نیز به چشم می‌خورد. این ویژگی به مقام الهیاتی این افراد مربوط نیست؛ چه این که چنین ظرفیتی در ایکون پیامبر اسلام علی رغم بالاتر بودن مقام دینی وی وجود ندارد.در نسبت بین دو نگرش درون‌دینی و برون‌دینی به شخصیت‌های شیعی، رابطه‌ای متضاد به چشم می‌خورد. به این معنا که هر چند تصور و تعریف ما آزادتر و رهاتر از چارچوب الهیاتی‌مان باشد، زمینه جذابیت بیشتری برای بیرونیان پدید می‌آید و هر چند پیوند با ویژگی‌های الهیاتی عمیق‌تر شود و یا به هویت‌های خاص مذهبی محدود شوند، از جذابیت بیرونی آن‌ها کاسته می‌شود. برای مثال از این منظر می‌توان به تحلیل سیر اوج و افول مراسم سوگواری امام حسین نزد اهل سنت در دوره‌های مختلف تاریخی پرداخت. این گرایش در دوره‌های فقدان یا ضعف تنش فرقه‌گرایانه به شدت اوج گرفته و در دوره‌های فرقه‌گرایی رو به افول یا زوال می‌گذارد. ]]> جرج جرداق؛ خوانش غیر شیعی از امام علی Sat, 15 Nov 2014 15:27:41 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4401/