پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين اسلام در آمریکای شمالی :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/culture-politics/scenario42 Wed, 26 Sep 2018 06:57:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Wed, 26 Sep 2018 06:57:20 GMT اسلام در آمریکای شمالی 60 وضعیت زنان مسلمان در کانادا از نظر حقوق اجتماعی http://dinonline.com/doc/note/fa/7549/ مسئله تبعیض به طور کلی، از نظر اجتماعی و فرهنگی تفاوتی میان زنان مسلمان و سایر زنان کانادایی وجود ندارد. به عنوان مثال جایگاه­های شغلی مناسب در ارگان­های مختلف  اعم از دولتی و خصوصی در دسترس است. همین طور در کارهای فرهنگی مشارکت خوبی از زنان مسلمان دیده می شود و میان زنان مسلمان و غیرمسلمان در کانادا ارتباط و هماهنگی مناسبی وجود دارد. اگرچه از نظر تصدی موقعیت های سیاسی برای مسلمانان محدودیت هایی اعمال می شود. اگر انواع تبعیض­ را مد نظر قرار دهیم، باید اذعان کرد که در سطح دولتی، رفتارهای تبعیض آمیز به ندرت به چشم می خورند اما در توده مردم هر از چندگاهی برخوردهای توهین آمیز نسبت به زنان مسلمان به وجود می آید. از آنجایی که شیعیان کمتر به دنبال دادخواهی برای اعطای جایگاه و حقوق مناسب در ادارات و دفاتر دولتی هستند، در مقایسه با اهل سنت از رفتارهای تبعیض ­آمیز کمتری رنج می برند. به عنوان مثال چندی پیش، شورای مسلمانان (اهل سنت) لایحه­ ای را تقدیم دولت کرد که طی آن خواستار قرار دادن شریعت اسلام در دستگاه قضائی کشور شد. به نظر می ­رسد که ما شیعیان در مواجهه با مسائل دینی از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار هستیم چرا که همواره برای مسائل خود راه­ حل می­ یابیم! حتی شاید بتوان مسئله تبعیض را از نظر جغرافیایی و بر اساس مناطق مختلف تقسیم کرد. یعنی در برخی مناطق و شهرها که تنوع فرهنگی بالایی مشاهده می شود، رفتارهای تبعیض آمیز کمتر و در مناطقی که سفیدپوستان اکثریت را تشکیل می دهند، تبعیض بیشتر احساس می شود. همینطور شدت و ضعف این مسئله به رویکرد رسانه و اخبار مرتبط است. هرجا مسلمانان به خشونت یا ارتکاب جرم متهم می­ شوند، انعکاس خبری آن در رسانه­ ها باعث تهییج افکار عمومی و تحریک آنها برای عکس العمل نشان دادن می شود، البته این گونه رفتارها در شهرهایی مثل کبک و مونترال بیشتر مشاهده می ­شوند. مردم این منطقه تقابل شدیدی با دین به طور کلی و اسلام به طور خاص دارند. حتی آنها تلاش کردند تا همانند فرانسه لایحه منع حجاب در اماکن عمومی و دفاتر دولتی را به تصویب برسانند. بسیاری از جمله برخی از کانادایی ­ها به نشانه مخالفت و اعتراض به خیابان­ ها آمدند چرا که این لایحه برخلاف قانون اساسی کانادا مبنی بر آزادی عقیده است. در حقیقت منشور حقوق بشر در کانادا حکمفرماست. اسلام هراسی یکی از مهم ترین دغدغه ­های زنان مسلمان در غرب، به طور خاص در کانادا، درمان و به عبارتی مبارزه با ارائه تصویر منفی اسلام در رسانه­ هاست و برای درمان این مشکل آنها تلاش می ­کنند تا در تعاملات و رفتارهای خود از هشیاری و احتیاط بیشتری برخوردار باشند. به نقل از یکی از زنان شیعه ساکن در کانادا، "ما باید بیش از حد به نحوه رفتار، گفتار و تعامل خود با غیرمسلمانان دقت کنیم." به عنوان مثال، اگر زن مسلمان با همسر خود در حال پیاده­ روی است باید مراقب باشد که هیچ­ گاه از همسر خود عقب نماند چرا که ممکن است جامعه تصور کند که این کار از روی جزم ­اندیشی و تعصب انجام می ­گیرد. مسئله هویت در انتخاب میان هویت اسلامی و هویت کانادایی، گزینه دوم برای مسلمانان، و از جمله زنان مسلمان، از اولویت بیشتری برخوردار است. در واقع جامعه مسلمان، اعم از شیعه و سنی، بیشتر به دنبال جا گرفتن در بدنه اصلی جامعه است تا بتواند خود را از بند "مهاجر غیرکانادایی" بودن رهایی بخشد و با ورود در باشگاه شهروندان کانادایی، حقوق خود را استیفاء کند، تا حرف او شنیده شود و رفتار او مورد قبول واقع شود. هویت اسلامی اگرچه ملاک اتحاد مسلمانان در کانادا خواهد بود، اما از طرف دیگر باعث می ­شود تا کماکان به عنوان یک بیگانه و خارجی مورد ملاحظه و ارزیابی قرار گیرند. مشکلات درونی آنچه که بعضا باعث تقویت تفرقه میان مسلمانان و کانادایی­ها می­شود رفتارهای سنت­گرایانه برخی از مهاجرین مسلمان به خصوص رویکرد سلفی می­باشد. به طور ویژه برخی از مسلمانان خواستار پوشش نقاب بر چهره زنان هستند، در حالی که در بسیاری از موارد برای تشخیص هویت، مجبور به برداشتن نقاب خود هستند. نکته جالب توجه اینکه، هنگامی که این گروه در برخورد با مقامات دولتی مجبور به برداشتن نقاب خود شدند، هیاهوی بزرگی را در کانادا به راه انداختند و این حرکت سبب شد تا مسلمانان یک ­دنده و لجوج معرفی شوند. لازم به ذکر است که زنان مسلمان به خاطر زن بودن، بیشتر از ناحیه دولت پشتیبانی می­شوند و این مسئله در دسترسی به شغل و نوع تعامل همکاران با آنها در محل کار بارز است. در دانشگاه نیز به دلیل حضور تعداد زیادی از دختران و زنان محجبه، مسلمانان با مشکل خاصی مواجه نیستند. در واقع می ­توان ادعا کرد که جوانان کانادایی که در رده سنی ۱۸ تا ۳۰ سال قرار دارند، به درک اجتماعی مناسب نسبت به همزیستی مسالمت­ آمیز با سایر فرهنگ­ها به خصوص مسلمانان رسیده اند و این نیست مگر به علت تعاملات روزمره با این قشر از زمان کودکی. این گروه سنی بهره بیشتری از آزادیِ اندیشه­ دارند و حتی نسبت به گزارش­های خصمانه رسانه ­ها واکنش نشان می­دهند. چالش های اجتماعی همان طور که قبلا بیان شد، یکی از معضلات زنان مسلمان که به نوعی به تفاوت میان جامعه اسلامی و غربی نیز برمی­گردد، مراقبت و احتیاط دوچندانی است که باید مسلمانان در غرب نسبت به رفتار خود در جامعه داشته باشند. چراکه برداشت اکثریت مسیحی جامعه از اسلام، مبتنی بر رفتار مسلمانان در این جوامع است. اگرچه شاید این حس در مسلمانان، تنها نوعی حساسیت درونی به جهت مهاجر بودن باشد، اما به هر حال این پدیده در میان مسلمانان کشورهای اسلامی خاورمیانه وجود ندارد. البته به طور واقع­ بینانه، زنان مسلمان با چالش­هایی نیز در محل کار مواجه هستند. اصلی­ ترین معضل آنها به ویژه در بعضی از جایگاه ­های شغلی، مسئله "احوال پرسی و دست دادن" است. افرادی که در دفاتر دولتی مشغول هستند، به طور روزانه مراجعه کنندگان زیادی دارند و کانادایی­ها به رسم ادب در وهله اول به دست دادن عادت دارند این در حالی است که زنان شیعه، به طور خاص، باید به کرات برای امتناع و خودداری از دست دادن عذرخواهی کنند. این مشکل زمانی دو چندان خواهد شد که از زن مسلمان برای مصاحبه کاری دعوت به عمل می ­آید و او باید در میان تمامی متقاضیان کار، بهترین عملکرد را داشته باشد و امتناع از این سنت، به نوبه خود، باعث تردید و دودلی خواهد شد. مسئله دیگر بحث مشروبات الکلی است. در کشورهای غربی، مشروبات الکلی تقریبا در همه جا عرضه می­ شود و از آنجایی که حضور مسلمان در این مکان­ ها حرام است، در ساعات غیرکاری و استراحت از تعامل با مدیر و سایر همکاران محروم می­ شوند و در برخی موارد باید دعوت آنها را نیز رد کنند. دین و سکولاریسم بر اساس آمار فعلی، مسیحیت کاتولیک در کانادا رایج ­ترین تفکر دینی در میان مردم است. علیرغم اینکه بسیاری خود را مسیحی می­نامند اما حدود ۵۰ درصد از مردم، به ویژه در شهرهای بزرگ، به شیوه سکولار و لیبرال زندگی می­ کنند، البته در شهرهای کوچک و روستاها، مردم بیشتر به کلیسا می ­روند. رابطه نزدیکی میان مسلمانان و مسیحیان متعهد در کانادا برقرار است و همین امر باعث شده تا مسلمانان چندان از سکولاریسم به عنوان یک جنبش بی­طرف که به دنبال برقراری تساوی در حقوق است، استقبال نکنند. در حقیقت، مسلمانان به دلیل هماهنگی با مسیحیان در اعتقاد به خدا و لزوم دنبال کردن مسیر سعادت به سوی او، تعاملات عمیق و صمیمی را با این گروه تشکیل داده­اند. از طرفی، سکولاریسم برای مسلمانان به عنوان یک تهدید بزرگ به حساب می ­آید چرا که این پدیده به دنبال جدائی انسان از خداست. به عنوان مثال، در مدارس دولتی که نظام آموزشی و محتوای آن بر اساس سکولاریسم طراحی می­ شود، فرزندان مسلمان در معرض خطر مادی ­گرایی محض و فاصله گرفتن از معنویت قرار دارند. علی رغم تقابل سکولاریسم با اعمال هر گونه تعصبات دینی در سطوح مختلف جامعه به خصوص در مدارس، اما تصویب و گنجاندن عناوین جدید مانند مطالعات جنسیت و ارتباطات جنسی در مواد آموزشی مدارس ابتدایی باعث به وجود آمدن خسارات جبران­ ناپذیری برای جامعه مسلمانان شده است. از دیگر مسائلی که تحت تأثیر سکولاریسم در حال پیشرفت است، تهی کردن جامعه حتی از گفتگو درباره دین است. اختیاری بودن حضور در کلاس­های اعتقادی و دینی در مدارس خود نمونه بارزی از این سیاست کلی است. به عبارت دیگر، تعلیم دین در نظام آموزشی مدارس، از واحدهای اختیاری به حساب می­آید که باعث شده بسیاری از دانش آموزان در این کلاس­ها شرکت نکنند. از جمله دلائل عدم استقبال از کلاس­های آموزش دین، مقدماتی بودن مباحث مطروحه، مدیریت برخی کلاس­ها توسط اساتید سکولار و هدف دار بودن مواد درسی می­باشد. فشارهای اجتماعی برای رابطه دختر و پسر در مدارس آمریکای شمالی به ویژه کانادا، نگرانی خاصی از سوی مسلمانان در مورد روابط دختر و پسر وجود ندارد. دغدغه اصلی با جشن فارغ التحصیلی از دبیرستان شروع می­شود. این جشن که در میان جوانان به آن پرام گفته می­ شود به معنای ورود به سن بلوغ اجتماعی و مستقل بودن در تصمیم گیری می ­باشد. بسیاری از دانش آموزان از جمله مسلمانان علاقه­ مند به شرکت در این جشن هستند. طبیعی است که هر یک از دانش ­آموزان باید توسط یکی از دوستان جنس مخالف خود در این مراسم همراهی شود. این نمونه ای از نوعی فشار اجتماعی برای ارتباط دختر و پسر در فضای کشورهای آمریکای شمالی است. فمینیسم و تأثیر آن بر مسلمانان بسیاری از زنان جوان مسلمان در کانادا بر این باورند که اسلام فمینیستی ­ترین دین در جهان است. این گروه که در حال گذراندن دهه سوم عمر خود هستند، معتقدند که گونه صحیح فمینیسم نه در میان طرفداران این جنبش بلکه در اسلام یافت می ­شود. آنها با تکیه بر تاریخ مدافعه اسلام از حقوق زنان در زمانی که جامعه جهانی برای زنان ارزش انسانی قائل نبود، اسلام را سمبل دفاع از حقوق و اموال زنان ارزیابی می­کنند. به هر حال، فمینیسم در هر معنایی که از آن تفسیر کنیم در جامعه کانادا بروز زیادی داشته است. امروزه، زنان کانادایی در اکثر پرونده­ های طلاق و حضانت فرزندان در دادگاه پیروز هستند. زنان در دسترسی به موقعیت­های شغلی در سطوح مختلف از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. آنها مطابق با میل خود به صورت کامل مستقل تصمیم می­ گیرند و هیچ کس حتی همسر آنها نمی ­تواند آنها را بر انجام یا ترک فعل وادار کند. زنان کانادایی به راحتی می­ توانند از همسر خود جدا شوند بدون اینکه دغدغه ای برای زندگی شخصی بعد از طلاق داشته باشند چرا که دولت از آنها حمایت می­ کند. در کنار این تلقی رایج از فمینیسم، رویکردهای افراطی فمینیسم نیز در کانادا دیده می­ شود. جنبش فمن یکی از نمونه ­های فعال افراطی در صحنه سیاسی است. آنها به ادعای خود به دنبال آزادی و رهایی زنان هستند و البته زنان مسلمان در موقعیت­های مختلف اعلام کرده ­اند که به دنبال تأمین آزادی خود از طریق چنین جنبش­های افراطی نیستند. نکته کلیدی که در مورد فمینیسم باید دانست، ترکیب گرایش­های این نهضت با مفاهیمی همچون آزادی است. هنگامی که یک زن، به عنوان مثال، می­ گوید: "من در تصمیم ­گیری مختار هستم، من آزاد هستم که کار کنم یا تحصیل کنم و …" شاید در وهله اول به نظر برسد که او یک فمینیسم است در حالی که او  بر اساس اصل آزادی فردی چنین جمله­ ای را بازگو می­ کند. بنابراین از این منظر او یک فمینیسم نیست. این سوء تفاهم باعث بروز مشکلات عدیده ­ای میان زوج­های مسلمان شده است. به طور کلی، دولت کانادا برای زنان چنین حقی را قائل است و از آن به شدت پشتیبانی می­ کند در حالی که بسیاری از مسلمانان از جوامعی مهاجرت کرده­ اند که حتی عرف جامعه این سطح از آزادی را برای زنان مجاز نمی ­داند. افرادی که اسلام را بیشتر از نظرگاه فرهنگ شناخته­ اند و آداب و رسوم ملی و رایج در آن کشور نیز بخشی از دین به حساب آمده است (کشورهایی که به عنوان مثال مردسالاری در آنها و تفوق مرد بر زن جزء دین به حساب می­ آید) بیشترین گرایش را به فمینیسم داشته­ اند. زنان سومالیایی نمونه ­های خوبی برای این مطلب هستند. اما افرادی که با اسلام ناب آشنا هستند و افراط­ گرایی را از آن زدوده ­اند، بر این باورند که اسلام حقوق و آزادی زنان را تعالی بخشیده است و در نتیجه به حرکت­های فمینیستی اعتقادی ندارند. میزان رضایت مندی مسلمانان از زندگی در کانادا  این موضوع را می ­توان از سه جنبه مورد بررسی قرار داد: خدمات عمومی ـ رفاهی: خدمات عمومی-رفاهی به مثابه بهداشت، آموزش، شغل، امکانات رفاهی، فرهنگی و تفریحی و دسترسی آسان به این موارد. از این منظر باید اعتراف کرد که اکثر مسلمانان به کشورهای خود بازنمی­ گردند. جنبه اجتماعی: جنبه اجتماعی به معنای تعامل با دوستان و حتی سایر مردم در کانادا. اکثر مهاجرین اولین نتوانستند خود را با شرایط اجتماعی کانادا وفق بدهند چرا که در مواجهه اول، به معنای تام کلمه بیگانه و فاقد حمایت­های خانوادگی بودند. از سوی دیگر، زنان باید مسئولیت­های زندگی اعم از تربیت فرزندان، خرید، انجام کارهای منزل را شخصاً به دوش بکشند که این مسئله برای آنها چالش برانگیز است. جنبه فردی: شامل اموری مثل دینداری که یک امر شخصی است، می شود. از این نظر، هیچ رویکرد قطعی وجود ندارد. مسلمانان، از یک سو، به راحتی می­توانند به مناسک و آیین خود پایبند باشند اما از سوی دیگر، فضای دینی کانادا فاقد معنویت لازم برای تهییج مسلمانان است. در عین حال، برخی بر این باورند که حضور در کانادا باعث شده تا حس دینداری در آنها در تقابل با سایر ادیان و حتی سکولاریسم بیدار شود. از نظر این گروه، اسلام زمانی برای یک مسلمان به معنای واقعی ظهور پیدا می­ کند که در خارج از یک کشور اسلامی زندگی کند. از آنجائی که متدین بودن در کشورهای غربی، مثلا کانادا، یک هنجار اجتماعی به حساب نمی ­آید. بنابراین تعهد دینی از فضیلت و شاید حتی معنویت بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین این جنبه از زندگی مسلمانان، کاملا شخصی است اما به طور کلی می­ توان ادعا کرد که معنویت موجود در کشورهای اسلامی در غرب وجود ندارد. در این میان، خدمات عمومی ـ رفاهی و همچنین آموزش و تحصیلات فرزندان بیشترین اولیت را برای مسلمانان دارد. جنبه فردی در رتبه بعدی قرار دارد. آنها از جنبه اجتماعی صرف نظر می کنند تا به اولیت اول خود دست یابند. آنها تلاش می کنند تا برای اولویت دوم و سوم جایگزین پیدا کنند. مثلا برای دینداری، مسجد، حسینیه و جوامع کوچک تشکیل می­ دهند یا گه گاه به هدف زیارت، به اماکن مقدس سفر می­کنند. به طور کلی، اصل بر اقامت دائم مسلمانان است مگر مواردی نادر که به خاطر تأثیراتی فرهنگی غرب بر فرزندانشان (مسائلی همچون دین، زبان و آداب خانوادگی) مجبور به ترک آن کشور می­ شوند.   ]]> اسلام در آمریکای شمالی Sat, 21 Oct 2017 16:57:07 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7549/ دین و معنویت در امریکا http://dinonline.com/doc/note/fa/7540/ ـ مجموعاً حدود ۳۱۰۰ مسجد و مرکز اسلامی در امریکا وجود دارد، ۵۲۵ مرکز در ایالت کالیفرنیا، ۵۰۷ مرکز در نیویورک و ۳۰۲ مرکز در تگزاس است. بنابراین پراکندگی مراکز اسلامی وابسته به نوع ایالت و پراکندگی مسلمانان در این ایالت‌هاست، شاید بتوان گفت که حدود ۲/۱ میلیون ایرانی در امریکا زندگی می‌کنند که اکثر آنها در ایالت کالیفرنیا هستند و به خاطر این تجمع، مراکز اسلامی در کالیفرنیا بیش از ایالت‌های دیگر است، ایالت‌هایی مانند فلوریدا، مسلمانان و ایرانیان کمتری دارد و مراکز اسلامی در آنها کمتر هستند؛ تعداد کل مسلمانان در امریکا کاملاً مشخص نیست و ادعای دو میلیون تا ۱۰ یا دوازده میلیون شده، ولی اوباما گفته تعداد مسلمانان در امریکا ۷ میلیون نفر است که می‌شود ۲ درصد جمعیت امریکا. ـ رشد جمعیت مسلمانان در امریکا و کل غرب بیش از رشد مسیحیان است، علت آن هم مشخص است که مسلمانان به فرزندآوری اعتقاد دارند، خصوصاً کسانی مانند افغانستانی‌ها و پاکستانی‌ها چهار تا پنج فرزند می‌آورند، اما بسیاری از خانواده‌های غربی فرزند ندارند و بسیاری هم تک‌فرزند هستند. جامعه امریکا مذهبی‌تر از جامعه اروپاست. دینداری در اروپا حدود ۵۰ درصد و در امریکا حدود ۷۰ درصد است. علاوه بر آن نهاد خانواده در امریکا قوی‌تر از اروپاست. ـ دو مسئله متضاد در امریکا وجود دارد: یک مسئله اینکه بی‌دینی در حال رشد است و روی  دیگر سکه این است که دین‌داری هم در حال رشد است، چطور این دو مسئله با هم جمع می‌شوند، به این صورت که صورت کلی جامعه به شکل بی‌دینی پیش می‌رود، مظاهر بی‌دینی در جهان روبه‌افزایش است، مانند مسئله همجنس‌گرایی و حتی مسئله عدم اعتقاد به خداوند، ولی در عین حال دین‌داری هم در بین قشری از مردم روبه‌افزایش است، من برای این دو ادعا دو مثال می‌زنم، مثال اول اینکه گروهی با عنوان SBNR منظور این است که Spiritual but not religious آنها گروهی هستند که حتی روی ماشین خود هم این اصطلاح را به صورت مخفف درج می‌کنند که ما معنویت‌گرا هستیم، اما مذهبی نیستیم، پدیده‌ای است در غرب که احساس می‌کنند می‌توان معنویت‌گرا بود، ولی مذهبی نبود، نوع معنویت غیر دینی، شعار آنها این است که شما برای معنویت نیاز نیست که به خداوند اعتقاد داشته باشید همین که امید و عشق به همنوع خود داشته باشید. مثال دیگر برای این مسئله، رشد همجنس‌گرایی و عدم توجه به ملاحظات اخلاقی و ارزش خانواده است. ـ از طرف دیگر علاقه‌مندان به ادیان ابراهیمی و خصوصاً دین اسلام، بسیار زیاد هستند، مثالی که به شکل خاص در مدت زمان ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ در امریکا با آن برخورد کردم، شخصی بود به نام هـیوستن اسمیت که در همین مدت درگذشت، هـیوستن اسمیت استاد دانشگاه MIT، چینی‌تبار و باسابقه تدریس ۱۵ ساله در این دانشگاه بود، ایشان اصالتاً مسیحی و پروتستان و معتقد به متدیسم بود، هـیوستن اسمیت از اشخاصی است که تمایل بسیاری به مسائل معنوی داشت و به اسلام هم علاقه‌مند بود، نکته جالب این است که ایشان با زبان عربی آشنا شده و با اینکه مسیحی بود، پنج بار نماز به زبان عربی می‌خواند؛ و باز نکته جالب اینکه کسی که ترجمه‌ای از چند پاراگراف کتاب “طوبای محبت” حاج اسماعیل دولابی به ایشان ارایه کرده، می گوید که وقتی ایشان این جمله را شنید، شادی کودکانه‌ای به او دست داد، او به هر حال مسلمان نشد، ولی به اسلام علاقه‌مند بود و در سال ۲۰۱۷ فوت کرد، اشخاص دیگری هم مانند ابراهیم گومار هستند که آنها مسلمان شدند و حج به جا آوردند و مثنوی و دیوان حافظ را به انگلیسی ترجمه کردند.   ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:40:56 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7540/ سخنان لیاقت تکیم درباره "وضعیت شیعیان امریکای شمالی" http://dinonline.com/doc/report/fa/7464/ بررسی تاریخی ورود مسلمانان و شیعیان به امریکا به نقل از پروفسور تکیم، بنابر برخی احتمالات، مسلمانان قبل از کریستف کلمب وارد امریکا شدند. ولی قدر متیقن در سال 1517 شخصی به نام استفان از اسپانیا به وسیله کشتی کلمب به این منطقه عزیمت کرد و در فلوریدا ساکن شد. در زمان برده‌داری، در حدود 10 میلیون برده وارد امریکا شد. از آن تعداد 10 درصد مسلمان بودند که می‌توان آنها را از روی اسم و سایر مشخصات شناسایی کرد به‌عنوان‌مثال “kunta kinte” (کنتا کینته) که مستندی هم درباره او به نام “Roots”(ریشه‌ها) ساخته شد. برخی از این مسلمانان باسواد و حتی حافظ قرآن بودند. در سال 1880 عرب‌های مهاجر از شام (لبنان امروزی) به سمت امریکا آمدند. بعضی در نیویورک، لس‌آنجلس و سکرمنتو ساکن شدند. کماکان از اسم این مسلمانان که بعداً در انگلیسی تغییر پیدا کرده بود می‌توان ریشه‌های اسلامی را دنبال کرد مثل “Hajoli” که همان حاج علی است. در کشتی تایتانیک نیز حداقل سه مسلمان حضور داشتند و یکی از آنها فاطمه مسلمانی است که نجات پیدا کرد.[1] شهر میشیگان، به خاطر وجود کارخانه ماشین در بین سال‌های 1912 تا 1915، به‌عنوان نخستین پایگاه شیعیان در امریکا نام گرفت. دومین مسجد تاریخ امریکا نیز توسط شیعیان در این شهر ساخته شد. بعد از جنگ‌های جهانی، مهاجرت مسلمانان از کشورهای مختلف به امریکا اوج گرفت. تمایل سیاه‌پوستان امریکا به اسلام در سال 1917 در امریکا جنبشی به نام “Black Americans” (امریکایی‌های سیاه) تحت رهبری “Timothy drew” آغاز شد. وی در سفری که به مکه داشت ادعای پیامبری کرد و ملکه انگلستان به او نشان شرافت اعطا کرد. از همین موقع، او نام خود را به “noble drew Ali” تغییر داد و قرآن دیگری آورد. این قرآن تنها 48 سوره داشت که در حال حاضر در دسترس نیست. این جنبش بعداً “Moorish science temple” خوانده شد چراکه این سیاهان در اصل از مراکش و اسپانیا آمده بودند. ماهیت این نهضت آمیختی از اسلام، مسیحیت و احمدیه است. لازم به ذکر است که اولین قومی که در امریکا، اسلام تبشیری را آغاز کرد، احمدیه بود. در سال 1920 شخصی به نام محمدصادق از هند با کشتی به سمت امریکا حرکت کرد که در همان کشتی موفق شد 4 نفر چینی را به اسلام دعوت کند. وی بعد از ورود به امریکا، اجازه فعالیت تبلیغی پیدا نکرد. در سال 1930، “Wallace Fard Muhammad” (فرد والس) ادعای خدایی کرد و “Elijah Robert Poole” (الیجا پول) او را تأیید کرد. نام این نهضت “Nation of Islam” (ملت اسلام) بود که در سال 1931 تشکیل شد. الیجا محمد مدعی شد ((که در جهان دو ژن وجود داشته است (قوی و ضعیف) که در 6300 سال پیش، سیاه‌پوستان از ترکیب ژن قوی با ژن قوی دیگر به وجود آمدند.)) دلیل او بر این مدعا قدرت جسمانی سیاه‌پوستان در مقایسه با سفیدپوستان بود. ملت اسلام یک جنبش ضد سفیدپوست و به نفع سیاه‌پوست‌ها تبعیض‌آمیز است. اگرچه انحرافی، اما این حرکت به جایگاه اجتماعی سیاه‌پوستان کمک شایانی کرد. یکی از افرادی که جذب این جنبش شد مالکوم ایکس بود. ایکس به معنای نامعلوم بودن اسم واقعی است. توضیح بیشتر اینکه، آن‌ها اسامی واقعی خود را در پیشینه تاریخی‌شان جستجو می‌کردند و اسامی غربی را اسم واقعی خود نمی‌پنداشتند. باید به این واقعیت اذعان کرد که مالکوم ایکس حتی از خود الیجا محمد هم تأثیرگذارتر بود. در سال 1963 که جان اف کندی ترور شد، مالکوم ایکس از ضرب‌المثل “chickens come home to roost” استفاده کرد که به معنای "او مستحق چنین سرنوشتی بود" است. به همین خاطر الیجا محمد او را برای مدت سه ماه از ایراد هرگونه سخنرانی منع کرد. در همین فترت، مالکوم به سمت مکه رهسپار شد و درنتیجه آشنایی عمیق‌تر با اسلام به مقابله با الیجا محمد برخاست. در حال حاضر، این جنبش با کاهش شدید اقبال عمومی مواجه است. تاریخچه و آمار شیعیان در امریکا محمدجواد چیلری اولین عالم شیعی است که در سال 1942 تأثیر عمیقی را در منطقه خود ایجاد کرد. شیعیان در دهه 50 و 60 میلادی اسامی خود را تغییر می‌دادند تا با امریکایی‌ها بهتر ارتباط برقرار کنند. جمعیت شیعیان در امریکا در حال حاضر در حدود 2 میلیون نفر تخمین زده می‌شود و به‌طورکلی 5 یا 6 میلیون مسلمان در امریکا زندگی می‌کنند. حدود 1500 مسجد یا مرکز اسلامی در امریکای شمالی وجود دارد. معضلات اجتماعی شیعیان در امریکا اختلافات قومی و نژادی: در امریکا مرکز اسلامی واقعی وجود ندارد اما مراکز هندی، پاکستانی، ایرانی و غیره به‌وفور یافت می‌شوند. در لس‌آنجلس، مثلاً، به‌تنهایی در حدود 30 مرکز اسلامی مختلف وجود دارد. مجلس علماء امریکای شمالی نیز خود دچار تفرقه است. مسئله جوانان: جوانان ما با مسیحیان و یهودیان ازدواج می‌کنند. بر اساس آمار غیررسمی، 25 تا 30 درصد جوانان با غیر شیعیان ازدواج می‌کنند چراکه هیچ فرصتی برای آشنایی درون دینی ندارند. ارتباط دختران و پسران طبق فتوای مراجع بسیار محدود است و این یک مشکل بزرگ در میان جوانان شیعه است. در شهر “Miami” (میامی) و “Denver” (دنور) تعداد دختران و پسران دارای سن ازدواج قابل‌توجه است ولی اینها هیچ ارتباطی با هم ندارند و ازنظر فقهی هم علما این ارتباط را نفی می‌کنند. ارتباط شیعه و سنی: ارتباط شیعه و سنی بعد از انقلاب اسلامی ایران، با فعالیت پرشور سلفی‌ها و وهابی‌ها، دچار تنش شد. در دانشگاه‌های کانادا مثلاً جنبش “Muslim student association” (انجمن دانش آموزان مسلمان) وجود دارد اما گرایش وهابی دارند و حتی می‌گویند که در کرسی‌های پروفسور تکیم شرکت نکنید. مرجعیت و تأثیر آن در امریکا با توجه به این نکته که در اهل سنت مرجعیت وجود ندارد، سنی‌ها فقهی به نام "فقه الاقلیه" برای مناطقی که مسلمانان در اقلیت هستند راه‌اندازی کرده‌اند و افرادی مانند قرضاوی یا جابر الالوانی و غیره متکفل چنین بحث‌هایی هستند. در شیعه، فقهایی که برای شیعیانِ در اقلیت فتوا بدهند، وجود ندارند. از طرفی روش معمولِ پرسش و پاسخ مراجع برای ما کارساز و عملیاتی نیست. مثلاً در مورد ارتباط جوانان با جنس مخالف دیگر نمی‌شود به روش سنتی کشورهای اسلامی برخورد کرد. فقه المغتربین هم یکسری پرسش و پاسخ بی‌روح است، پاسخ‌هایی که بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی شیعیان در امریکا ارائه می‌شوند. نمونه‌هایی از دغدغه‌های فقهی عید فطر و رؤیت هلال: حتی در یک خانواده به دلیل تقلید از مراجع مختلف مشکل داریم. مرگ و کیفیت آن چیست. چه مرحله‌ای را باید مرگ بدانیم؟ آیا مرگ مغزی، مجوز قطع دستگاه‌های پزشکی است؟ برخی مراجع فتوا دادند که شما می‌توانید از کفار دزدی کنید؟! اگر مسلمان در حال موت است، ازنظر فقهی باید به او کمک کرد و اگر کافر باشد لازم نیست که توجه کرد!  مثال دیگر، ازدواج با دختر صغیره و استمتاع از آن است. مشکل ما در فقه، تعارض فقه و اخلاق است. فقه ما این ظرفیت را دارد که خود را تطبیق دهد. لازم نیست که اسلام و فقه را عوض کنیم. فقه ما ابزاری دارد مثل عقل، سیره عقلا، اخلاق که کمتر در فقه استفاده می‌شود. باید یک فقه پویایی درست بشود تا پاسخ گوی نیازهای جوانان باشد. البته اسلام امروز در اقصی نقاط جهان گسترده است و حتی در شمالی‌ترین منطقه جهان در شهر “Inuvik” (اینویک) نیز ما مسجد داریم.[2] تشیع در امریکا بعد از یازدهم سپتامبر این اتفاق تا حدودی به نفع ما تمام شد چراکه جامعه غرب با وهابیت آشنایی پیدا کرد و تفاوت آن را با شیعه متوجه شد. پروفسور تکیم نقل می‌کند که "حتی گاهی از من در فرودگاه می‌پرسند که آیا شما شیعه هستی یا سنی؟" این یک فرصت طلایی بود که متأسفانه به دلیل عدم توانایی ما در تبلیغ از دست رفت. بعد از حادثه یازدهم سپتامبر شیعیان از هوشیاری و صدای بهتری در فضای سیاسی برخوردار شدند. حتی سنی‌ها بر شرکت در صحنه سیاسی امریکا برای تأثیرگذاری بیشتر تأکید دارند. شیعیان سیاه‌پوست  این حرکت نه از جانب ما بلکه از جانب خود سیاهان و حرکت آنها به سمت تشیع در سال‌های اخیر شروع شده است. سیاهان شیعه، برخلاف سیاهان اهل سنت، فاقد یک رهبر سیاه‌پوست تأثیرگذار هستند. در بحث ازدواج، منابع مالی، مسائل اجتماعی، مشکلات زیادی دارند به‌خصوص در زندان‌ها. هیچ‌کس به زندانیان شیعه در برگزاری مراسم عبادی شیعه در زندان کمک نکرد. تنها یک نفر به نام “Frankie Cancell” فرانکی کانسل به‌طور شخصی اقامه دعوا کرد.[3] در دادگاه اول مغلوب شد ولی در یک دادگاه ایالتی در مرتبه دوم برنده شد و ازاین‌پس، شیعیان مراسم عبادی خود را در زندان برگزار می‌کنند. باید دانست که شیعه شدن یک فرآیند است نه یک پدیده آنی. تحصیل و تدریس کرسی شیعه شناسی در امریکای شمالی: در کل منطقه امریکای شمالی تنها در حدود 10 تا 15 پروفسور شیعه مشغول تدریس هستند. اکثراً سنی‌ها کرسی‌های اسلام‌شناسی را اشغال کرده‌اند. البته وضعیت فعلی در مقایسه با سنوات قبل که کرسی‌های شیعه شناسی و اسلام‌شناسی توسط یهودیان اداره می‌شد، بهبود پیدا کرده است. راه‌اندازی یک کرسی شیعه شناسی دائمی در دانشگاه‌های کانادا در حدود 2 تا 3 میلیون دلار نیاز دارد. سنی‌ها تمام صحاح سته را ترجمه کردند. کتب اربعه ما اصلاً ترجمه نشده است. باید همایش در مورد تشیع برگزار کرد. فقط بودجه نیاز است و می‌توان به‌راحتی آن را انجام داد. اینکه چرا تشیع در جوامع مدرن پیشرفت نمی‌کند شاید به این خاطر باشد که در سطح آکادمیک فعالیتی نداریم. در سطح عامهٔ مردم نیز لطمه زدن و قمه زدن و نمایش این قبیل کارها در کانال اهل‌بیت مثلاً نه‌تنها جذابیتی ندارد بلکه باعث انزجار مردم می‌شود. در سطح آکادمیک، نیاز بیشتری به مدرسین شیعی احساس می‌شود. خروجی‌های حوزه علمیه، حتماً باید در مقطع فوق‌لیسانس فراگیری و آموزش خود را دنبال کنند. چراکه نظام آموزشی در غرب هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ روش بسیار متفاوت است. کیفیت مواجهه با جوامع غربی در پاسخ به این سؤال که چقدر شیعیان می‌توانند در سیاست‌های امریکا در خاورمیانه تأثیرگذار باشند، پرفسور تکیم می‌گوید که ما تا جایی که قانونی عمل کنیم و قانونی را زیرپا نگذاریم، ظرفیت انجام کار داریم. ولی مشکل از ناحیه خود ماست که متفرق هستیم و اختلاف درونی داریم. و از طرفی، اطلاعات حقوقی لازم را نداریم. بزرگ‌ترین لابی در امریکا، از آنِ یهودی‌ها است. تا حدی که هیچ‌کس نمی‌تواند علیه یهودیان در رسانه‌های امریکا یک کلمه بگوید. * محمدرضا حضوربخش پژوهشگر گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل بیت ارجاعات: [1]. https://www.encyclopedia-titanica.org/titanic-survivor/fatima-mousselmani.htmlui [2]. http://www.inuvik.ca/en/discovering-inuvik/Midnight-Sun-Mosque.asp [3]. http://law.justia.com/cases/federal/district-courts/FSupp2/205/128/2332290/ ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:39:56 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7464/ معرفی کتاب شیعه در امریکای شمالی http://dinonline.com/doc/report/fa/7466/ مؤلف در فصل اول به سیر تاریخ ورود مسلمانان و همچنین شیعیان به امریکا پرداخته است و بنابر برخی احتمالات غیر رسمی، حتی ورود مسلمانان به امریکا را قبل از کشف این کشور توسط کریستفر کلمب تخمین می‌زند. اولین دسته از مهاجران شیعه از شام (لبنان امروز) در دهه 20 به این کشور سفر کردند و در بین دهه‌های 50 تا 80 میلادی به دلیل مشکلات داخلی کشورهای اسلامی و تسهیل قوانین مهاجرتی در امریکا و کانادا، میزان مهاجرت مسلمانان به اوج خود رسید. تمرکز کتاب در فصل دوم به مراکز اسلامی و شیعی در امریکای شمالی معطوف شده است. علاوه بر نام بردن از مهم‌ترین مراکز و پایگاه‌های اسلامی در امریکای شمالی، این بخش از کتاب متکفل بحث از چالش‌های این مراکز است، مسائلی از قبیل معضلات جوانان و فاصله گرفتن آنها از مراکز اسلامی، قوم‌گرایی و مسئله زنان. پروفسور لیاقت تکیم در این بخش نمونه‌های متعددی از اختلافات قومی و نژادی و دخالت فرهنگ در دین را متذکر می‌شود. در فصل سوم، گزارش آماری از مراکز متعدد در امریکای شمالی ارائه شده است. این اطلاعات به‌صورت موسمی و مناسبتی قابل استفاده است. ازجمله عناصر این گزارش نام سازمان، آدرس، عالم مقیم، تعداد اعضاء نژاد، سال تأسیس، زبان برنامه‌ها، چالش کنونی و چشم‌اندازهای آینده است. فصل چهارم به نقش رهبری و مرجعیت و تاریخ حضور فعال آنها در منطقه امریکای شمالی اشاره شده است. آیت‌الله خویی اولین مرجع شیعی است که به راه‌اندازی یک مرکز اسلامی و حل مسائل شیعیان این منطقه رسیدگی کرده است. مشکل اصلی رهبری تشیع در این منطقه، اختلافات فقهی و مبنایی علماء و مراجع در موضوعاتی مثل رؤیت هلال، مسئله ارتباط جوانان، تکنولوژی، فتاوای سنتی است. از دیگر نکات حائز اهمیت، بومی نبودن علماء و عدم آشنایی آنها با جوامع غربی است. آخرین فصل کتاب به تطبیق فعالیت‌های تبلیغی اهل سنت و شیعه پرداخته است. همان‌طور که قابل پیش‌بینی است، سنی‌ها در این عرصه نسبتاً موفق عمل کرده‌اند درحالی‌که شیعه اساساً کار تبلیغی انجام نمی‌دهد. مراکز اسلامی صرفاً به برگزاری اعمال عبادی خود مشغول هستند و هیچ حرکتی برای جذب سایر مردم از خود نشان نمی‌دهند. از طرفی، مؤلف کتاب قائل است که شیعه شدن یک فرآیند است و نه یک پدیده. بنابراین باید برنامه‌ریزی بلندمدت برای افرادی که تازه شیعه هستند، چه ازلحاظ اجتماعی، فرهنگی و چه ازلحاظ اقتصادی و سیاسی صورت بگیرد. این در حالی است که جامعه شیعه در خواب غفلت به سر می‌برد. * محمدرضا حضوربخش پژوهشگر گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل بیت ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:38:30 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7466/ زنان مسلمان در امریکا در گفت‌وگو با ایوان یازبک حداد http://dinonline.com/doc/interview/fa/7541/ سؤال: مختصری از خودتان تعریف کنید؟ پاسخ: قبل از هر چیز، باید بدانید که من مسلمان نیستم. بسیاری از مردم به‌اشتباه تصور می‌کنند که من مسلمانم. در سوریه بزرگ شدم و شوهرم متولد اردن است. من یک پرزبیتار[2] هستم و در سال 1963 به امریکا مهاجرت کردم. سؤال: آیا شما فمینیست هستید؟ پاسخ: خیلی مشخص نیست. من همانند بسیاری از زنان مسلمان، عضو موسسه ملی زنان[3] نیستم. معتقدم که زنان از حقوق خود بهره مند هستند و این وضعیت را در بیشتر کشورهای عربی شاهد هستیم. در سوریه زنانی هستند که حتی سالها قبل از زنان در امریکا در رشته مهندسی مشغول به تحصیل بودند. سؤال: چگونه جنگ عراق، زنان مسلمان را در امریکا تحت تأثیر قرار داده است؟ پاسخ: امروز زنان بیشتری در امریکا حجاب را رعایت می‌کنند چرا که گمان می‌کنند ما علیه اسلام و نه علیه تروریسم اعلام جنگ کرده‌ایم. هم اکنون اسلام‌گرایی در سراسر جهان متبلور است. در گذشته تنها یک سوم زنان در قاهره مصر حجاب داشتند، اما الان این تعداد به 98% افزایش پیدا کرده است. زنان امروز برای انکار عقیده بوش با رضایت کامل سر خود را می‌پوشانند، عقیده‌ای که از نظر آنها، یا پذیرش ارزش‌های امریکایی است و یا اینکه ما بر سر تو بمب می‌اندازیم. سؤال: آیا این اسلام‌گرایی، زنان مسلمان امریکایی محصل در دانشگاه را نیز تحت تأثیر قرار داده است؟ پاسخ: بر عکس. اگر شما یک روسری بر سر کنید، در واقع گویی اعلام می‌کنید که من پذیرای رابطه نامشروع نیستم و خود را در ورطه زندگی خوابگاهی که چیزی جز شرابخواری و رابطه نامتعارف نیست، نمی‌افکنید. سؤال: در پروژه تحقیقاتی اخیر شما پیرامون زنان مسلمان در امریکا، به چه نتیجه‌ای دست پیدا کردید؟ پاسخ: جوان‌ترها در مورد ازدواج صحبت می‌کنند. آن‌ها تنها حاضر به پذیرش فردی از درون فرهنگ خود می‌باشند. مشکل این است که مردان مسلمان می‌توانند با غیر مسلمانان (مسیحیان و یهودیان) ازدواج کنند اما زنان چنین اجازه‌ای ندارند. بنابراین، تعداد زنان بیشتر خواهد بود. مضاف به اینکه، احساس کلی در دختران بالای 25 سال، این است که پیر شده و زمان ازدواج آنها دیر شده است. سؤال: آیا تجربه زنان مسلمان سیاه پوست در امریکا از اکثریت متمایز است؟ پاسخ: البته. اسلام سیاه، در مقابله با تبعیض در شهرها، از محله‌های سیاه‌نشین[4] سربرآورد. سیاهان از جنوب به سمت شهرهایی همچون شیکاگو و دیترویت با این ذهنیت مهاجرت کردند که مکان‌های جدید در مواجهه با سیاهان لیبرال هستند. اما برآیند عملیِ تعامل با ساکنان این شهرها، خلاف آن را اثبات کرد. هنگامی که مالکوم ایکس[5] تبلیغ خود را آغاز کرد، ایدئولوژی او به سرعت گسترش پیدا کرد. اگر به تعلیمات آنها دقت کنید، آن را به موازات اعتقادات گروه کوکلاکس کلن[6] درمی یابید با این تفاوت که آنها یک سفیدپوست را نمود شیطان تلقی می‌کنند. البته این نگرش هیچ ربطی به اسلام ندارد. سؤال: دانش آموزان مسلمان در مقاطع بالای تحصیلی امریکا چه جایگاهی دارند؟ پاسخ: در حال حاضر، تعداد اندکی موقعیت قابل دسترس وجود دارد. این یک نیاز است و دانش آموزان در جستجوی آن هستند. دولت به افرادی نیاز دارد که مسلمانان را درک کند و قدرت تکلم به زبان عربی را داشته باشد، بنابراین بودجه زیادی برای حمایت از آن وجود دارد. من یک استاد در مدرسه خدمات برون مرزی هستم و می‌دانم که دانش‌آموزان به وزارت امور خارجه مراجعه می‌کردند و الان به سازمان سیا مراجعه می‌کنند. جامعه وسواسمندانه رویکردی امنیتی پیدا کرده است و همگان گمان می‌کنند که در میان آنها جاسوس‌های اطلاعاتی حضور دارند. این بخشی از سیاست نظام پلیسی[7] (حکومت پلیسی) در امریکاست. * مترجم: محمدرضا حضوربخش پژوهشگر گروه مطالعات راهبردی مجمع جهانی اهل بیت ارجاعات: [1]. Lippy, Charles H. (2002). Pluralism Comes of Age: American Religious Culture in the Twentieth Century. ME. Sharpe. P. 184. [2]. Presbyterian [3]. National Organization of Women [4]. Ghetto [5]. Malcolm X [6]. Ku Klux Klan [7]. Police State ]]> اسلام در آمریکای شمالی Fri, 20 Oct 2017 17:33:22 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7541/