پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين رسانه :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/media Tue, 11 Dec 2018 13:21:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 11 Dec 2018 13:21:43 GMT رسانه 60 مرور مطبوعات / ملی‌گرایی افراطی را نباید با وطن‌دوستی اشتباه گرفت http://dinonline.com/doc/report/fa/8032/ شرق   محاكمه تفکر شرق به مناسبت سالگرد دستگیری و محاکمه 53 نفر از مخالفان حکومت پهلوی در سال 1317، یادداشتی منتشر کرده و به بررسی اندیشه‌ها و فعالیت‌های آنان پرداخته است. در بخشی از این نوشتار آمده است: درباره تفکر سیاسی اعضای این گروه باید کمی تأمل کرد. کسانی مانند ارانی، اسکندری، ملکی و بزرگ علوی در زمینه عمکرد سیاسی قائل به روش‌های سوسیال‌دموکراسی بودند. آنها اگرچه در مبانی نظری با چپ‌های پیشین (حزب کمونیست) همسانی داشتند، اما رویکردهای رادیکالی آنها در مبارزه سیاسی را برنمی‌تابیدند. در مقابل، افرادی مانند عبدالصمد کامبخش، محمد شورشیان و رضا رادمنش بیشتر گرایش کمونیستی داشته و با سلوک گروه پیشین نسبت چندانی نداشتند. سال ۱۳۱۶ متعاقب اعتصابی دانشجویی در دانشکده فنی تهران، پلیس دارودسته ارانی را کشف و او و ۵۲ نفر دیگر از هم‌قطارانش را دستگیر کرد. اگرچه سرنخ دستگیری‌های زنجیره‌ای كه به عدد 53 نفر رسید، به فردی با نام شورشیان بازمی‌گشت، اما ضربه اصلی به 53 نفر را كه منجر به صدور حكم‌های سنگین شد، عبدالصمد كامبخش زد. گروه 53 نفر با استناد به قانون منع تبلیغ مرام اشتراکی، 11 آبان سال 1317 محاکمه شدند و در کیفرخواستشان اتهام عضویت در سازمانی کمونیستی آمده بود. در ادامه کیفرخواست، درباره اغلبشان به تبلیغ ایدئولوژی‌ای اشاره شده بود «کمونیستی»، «سوسیالیستی»، «ماتریالیستی» و حتی «ملحدانه». چند نفر نیز به ارتباط با کمونیست‌های در تبعید، سازماندهی اعتصابات دانشجویی در تهران و توطئه‌چینی برای ایجاد اخلال در کارخانه‌های نساجی اصفهان متهم شدند. چند نفر از متهمان پذیرفتند که به مارکسیسم علاقه‌ دارند و بسیاری از آنها اعتراف کردند سوسیالیست‌اند، اما هیچ‌کدام زیر بار اتهام کمونیست‌بودن نرفتند.   نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی شخصی است مجمع عمومی جامعه مدرسین در بیانیه‌ای اعلام کرده است «نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی به آیت‌الله شبیری‌زنجانی، نظر شخصی و از طرف شخص ایشان بوده است و ارتباطی با عنوان ریاست جامعه مدرسین ندارد». در متن این بیانیه آمده است: مقام علمی و اخلاقی و منش رفتاری آیت‌الله‌العظمی شبیری‌زنجانی بر حوزویان محترم، شاگردان، مقلدان و ارادتمندان ایشان پوشیده نیست که همواره مورد تکریم و احترام بزرگان و اعلام حوزه‌های علمیه بوده و هست. در ادامه این بیانیه عنوان شده است: نگرانی آیت‌الله یزدی از مخدوش‌شدن جایگاه مرجعیت و شخصیت آیت‌الله شبیری‌زنجانی توسط افراد مسئله‌دار، برآمده از تاریخ و تجربه نه‌چندان دور سالیان گذشته است که هر خواننده منصفی بر آن اذعان دارد. دغدغه‌های ایشان نه به‌خاطر مسائل جناحی، بلکه از باب دلسوزی، حراست و صیانت از جایگاه مرجعیت است. در ادامه این بیانیه، نامه مذکور بهانه‌ای برای حمله به جامعه مدرسین عنوان شده است، همچنین در این بیانیه آمده: نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی به آیت‌الله شبیری‌زنجانی، نظر شخصی و از طرف شخص ایشان بوده است و ارتباطی با عنوان ریاست جامعه مدرسین ندارد. امروز دامن‌زدن به مسائلی این‌گونه، شادی دشمنان به‌خصوص دشمنان حوزه و روحانیت شیعه را در پی خواهد داشت. مروری بر پوشش خبری و تحلیلی گسترده رسانه‌های معاند در روزهای اخیر، نشانگر آن است که ایجاد اختلاف در میان حوزویان در صدر برنامه‌های آنان است تا از کاهی، کوه بسازند و دل‌های مؤمنین و ارادتمندان به ساحت روحانیت و به‌ویژه مرجعیت عظیم‌الشأن را مکدر سازند.   تلاش برای اصلاح مظاهر حیوان‌آزاری شرق در نوشتاری به بررسی مسئله حیوان‌آزادی و پخش کلیپ‌هایی از این اقدام در فضای مجازی پرداخته و نوشته است: هفته‌ای نیست که فیلمی از آزار حیوانات در گوشه‌ای از ایران منتشر نشود. چه باید کرد که حیوان‌آزاری در سطح جامعه کمتر شود و رفتار مهربان‌تری با حیوانات داشته باشیم؟ بخشی از پاسخ به این سؤال به نبود قانون حمایت از حیوانات و خلأ حمایت‌های قانونی بر‌می‌گردد. در‌این‌باره پیش‌از‌این مطالبی در این ستون گفته شده و چون در آینده به‌ طور کامل‌تری مطالبی خواهم نوشت، از شرح این بخش می‌گذرم. بخش دیگری از دلایل حیوان‌آزاری را باید از بُعد جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و با توجه به شرایط امروز جامعه ایران تحلیل کرد. حیوان‌آزاری فقط جزئی از اشکال بروز خشونت در جامعه و حتما تابعی از وضعیت جامعه است. در‌این‌باره نیز بهتر است متخصصان این حوزه ورود و اظهارنظر کنند؛ اما آنچه من می‌خواهم در پاسخ به دلایل حیوان‌آزاری بگویم، به آن بخشی برمی‌گردد که آن را «مظاهر حیوان‌آزاری در جامعه» می‌نامم. رفتار‌هایی که باعث می‌شود شهروندان به سرنوشت حیوانات بی‌توجه باشند و حیوان‌آزاری عملی زشت به چشم نیاید. شوربختانه حیوان‌آزاری هنوز به یک ضد‌ارزش تبدیل نشده است. هرچند در این سال‌ها به یاری شبکه‌های اجتماعی و بر اثر تلاش کوشندگان این حوزه حساسیت عمومی افزایش یافته است؛ اما همچنان در خیلی جاها آزار حیوانات نه‌فقط ضد‌ارزش نیست؛ بلکه به‌عنوان تفریح برای عده‌ای جذاب است. کشتار حیوانات شهری یکی از مظاهر حیوان‌آزاری در جامعه است. در شهری که سالانه ده‌ها هزار حیوان شهری به دست پیمانکاران شهر کشته ‌شوند، نمی‌توان انتظار داشت که مردمانی حیوان‌دوست رشد پیدا کنند.   رئیس‌جمهوری و نیاز به جزئی‌گرایی در حل مشکلات امان‌الله قرایی‌مقدم جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با توجه به برگزاری جلسه مشترک جامعه‌شناسان و ریاست‌جمهوری، در نوشتاری به نقد سخنان مطرح در این جلسه پرداخته و نوشته است: جامعه واقعیتی بسیار پیچیده و منظومه‌ای متعدد‌الابعاد و متعدد‌الاجزا با سطوح و جنبه‌ها و جلوه‌های گوناگون و دائما در حال تغییر و دگرگونی است؛ بنابراین قانون و راهکار کلی و واحدی بر آن حاکم نیست و نظریه‌های کلی بیانگر واقعیات وقایع اجتماع نیستند. بعد از قرن نوزدهم، جزئی‌نگری در تبیین مسائل اجتماعی اهمیت یافته و کارساز شده است؛ چنان‌که تاکنون کلی‌نگری‌های فلاسفه‌، همچون مدینه فاضله افلاطون و فارابی، اتوپیا یا ناکجاآباد توماس مور، لویاتان (غول دریایی) توماس هابز، نظریه تکاملی خطی الهی، فلسفی و اثباتی آگوست کنت و جامعه کمونیستی مارکس وانگلس و جامعه بی‌طبقه توحیدی علی شریعتی و دیگران نتوانسته‌اند به سرانجام برسند.  استادان علوم اجتماعی و جامعه‌شناس دانشگاه‌ها در جلسه‌ای سه‌ساعته که سه‌شنبه، اول آبان، در حضور رئیس‌‌جمهور برگزار شد، بر اساس آنچه روزنامه‌ها به آن عنوان «چاره‌اندیشی برای ایران فردا» داده‌اند، باز هم به کلی‌گرایی پرداختند و نظریه واحدی که بتواند مشکل‌گشای مسائل موجود اجتماعی باشد، ارائه ندادند. آنها به راه‌حل‌های گوناگونی پرداختند که اگر به عمل درآید، بسیار بجا و مناسب است؛ از جمله توسعه عدالت‌گرایانه، اصلاح بوروکراسی، شنیدن صدای مردم، ضعف همبستگی اجتماعی، مسائل فرهنگی، صدای واحد دولت، تضمین امید به آینده به مردم، تقویت همبستگی اجتماعی، تمرکز روی جوانان، اشتغال‌زایی و کاهش میزان بی‌کاری، مبارزه با فقر، عبور از فشارهای بین‌المللی، گفت‌وگو و تعاملات اجتماعی بین همه گروه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، هنری، نخبگان و انجمن‌های علمی و جایگاه اختصاصی برای زنان. رئیس‌‌جمهوری نیز درباره تقویت و افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی صحبت کردند. اما به‌نظر می‌رسد باز هم این اظهارنظرها کلی است و در شرایط اجتماعی کنونی و تعدد مراکز تصمیم‌گیری در جامعه، به‌راحتی چندان قابل دسترسی نیست و مشکلات فراوانی بر سر راه رسیدن به این آرزوها وجود دارد؛ زیرا هریک از این چاره‌اندیشی‌ها به عوامل زیرمجموعه بسیار وابسته است که اگر به انجام نرسند، انتظار رسیدن به این اهداف غیرممکن است. مجموعه‌ این عوامل جزئی است که مشکلات و مسائل کنونی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روحی و روانی و بروز اعتراض‌های اجتماعی را فراهم کرده است؛ در نتیجه برای دستیابی به راه‌حل‌های پیشنهادی باید عوامل جزئی مربوط به آن پیشنهاد برطرف شود تا به سرانجام برسد.   وظیفه نیروی انتظامی ورود به حریم دانشگاه نیست احمد مازنی، رییس كمیسیون فرهنگی مجلس با تاكید بر پرهیز از ورود نیروهای انتظامی و امنیتی به حریم دانشگاه، تصریح كرد: «مسوولان فرهنگی، آموزشی، امنیتی و انتظامی دانشگاه باید مراقب هرگونه تعرض به حریم دانشگاه باشند و صیانت از دانشگاه وظیفه همه مسوولان است.» وی با اشاره به اخبار متفاوت منتشر شده درباره ورود نیروی انتظامی به حریم دانشگاه آزاد تهران شمال سوهانك، ادامه داد: «در این خصوص اخبار ضد و نقیضی منتشر شده و حتی برخی مسوولان موضوع ورود نیروی انتظامی به دانشگاه را تكذیب كرده‌اند.» او با بیان اینكه ضرورت دارد، دستگاه‌های ذی‌ربط از جمله نیروی انتظامی، مسوولان دانشگاه آزاد در خصوص حوادث سوهانك به مردم توضیح دهند، گفت: «البته مسوولان دانشگاه در اظهاراتی مبهم این حوادث را رد كردند ولی باید صراحتا با مردم سخن گفت و اگر احیانا تعرضی صورت گرفته باید از مردم و دانشگاهیان عذرخواهی كرد. چنانچه تعرضی هم به حریم دانشگاه صورت نگرفته باشد باید موضوع را به مردم توضیح داد تا با توجه به انتشار وسیع تصاویر این حادثه در فضای مجازی، مردم از نگرانی خارج شوند. مسوولان فرهنگی و نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها باید مراقبت كنند كه حریم دانشگاه از ورود دستگاه‌های انتظامی و امنیتی مصون بماند.»   كمال‌گرایی آفت حال خوش رضا حیدری قاسم‌آبادی روان‌شناس مثبت‌گرا در یادداشتی کمال‌گرایی را که به زعم وی چند سالی است بر سر زبان‌ها افتاده مورد بررسی و نقد قرار داده و نوشته است: كمال‌گرایی یا Perfectionism گرایش فرد به بی‌عیب و نقص بودن معنا می‌شود. طبیعی است كه این تمایل چیز بدی نیست اما متأسفانه گاهی جنبه افراطی به خود می‌گیرد و آفتی می‌شود برای حال خوش انسان‌ها. این ویژگی در تمام افراد با درجات مختلف وجود دارد اما آن چیزی كه سبب شده این مطلب برای شما خواننده عزیز نگاشته شود، پرداختن به نوع منفی و نابهنجار آن است چراكه كمال‌گرایی به بهنجار و نابهنجار تقسیم‌بندی می‌شود. كمال‌گرایان بهنجار یا مثبت معیارهای بالا اما واقعی را برای خودشان تعیین می‌كنند و تلاش كردن در مسیر رسیدن به آن معیارها برایشان ارزش بیشتری دارد تا رسیدن یا نرسیدن به آن‌ها. این افراد در مسیر رسیدن به خواسته‌هایشان تمام تلاششان را به كار می‌گیرند اما نتیجه هر چه كه باشد، برایشان قابل ‌قبول است و از عملكرد خودشان راضی هستند. طبیعی است كه این نوع از كمال‌گرایی نه‌ تنها برای فرد آسیبی به همراه ندارد بلكه سبب رشد و پیشرفت روزافزون او نیز می‌شود. اما كمال‌گرایان نابهنجار یا منفی همیشه استانداردهای خیلی بالا و غیرواقعی برای خودشان در نظر می‌گیرند و برخلاف كمال‌گرایان بهنجار، رسیدن یا نرسیدن به آن معیار برای اینها بسیار مهم‌تر است. این افراد چه اینكه به خواسته و هدف خود برسند و چه اینكه به آن نرسند در هر دو صورت احساس خوبی ندارند زیرا همیشه مشغول مقایسه كردن خودشان با دیگران هستند. جالب است بدانید كه اینها بسیار بیشتر از دیگران تلاش می‌كنند و به موفقیت‌های خوبی هم دست پیدا می‌كنند اما هیچگاه از وضعیت خود راضی نیستند. كمال‌گرایان منفی عادت دارند همیشه نیمه خالی لیوان را ببینند این نوع از كمال‌گرایی آفتی است كه به جان انسان‌ها می‌افتد و سبب می‌شود حتی زمانی كه به موفقیت‌های خوبی هم ‌دست پیدا می‌كنند، حال خوشی نداشته باشند. به عقیده روانشناسان هم تعیین اهداف خیلی بزرگ به علت وارد آوردن فشار روانی به افراد می‌تواند سلامت روان آنها را به خطر بیندازد.   ملی‌گرایی افراطی را نباید با وطن دوستی اشتباه گرفت قاسم منصور آل‌كثیر استاد دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ گفت‌وگویی تدارک دیده است با ناصر فکوهی درباره حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها. فکوهی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: ملی‌گرایی را نباید با وطن دوستی اشتباه گرفت برای امروز در جهان از واژه nationalism استفاده می‌شود و برای دومی از واژه patriotism. این دو واژه البته در قرن نوزده و تا اواخر قرن بیستم لزوما معانی امروز را نداشتند به خصوص واژه ملی‌گرایی، به خصوص در مورد كشورهایی كه با استعمار می‌جنگیدند تا استقلال به دست بیاورند بسیار مثبت بود. اما امروز در ادبیات سیاسی و فرهنگ واژه «ملی‌گرایی» بسیار نزدیك به واژگانی چون نژادپرستی و برتری‌جویی و تبعیض یك گروه نسبت به گروه یا گروهای دیگر است. در فرانسوی و در انگلیسی این معنا كاملا روشن است و فقط احزاب راست‌افراطی و نه حتی احزاب راست خود را «ملی‌گرا» تعریف می‌كنند. اگر رجوعی حتی سطحی به یك موتور جست‌وجو بكنیم به سرعت این را درمی‌یابیم. برعكس واژه «وطن‌دوستی» هرچند باز هم به «دولت – ملت» كه یك ابداع متاخر و قرن نوزدهمی است، ارجاع می‌دهد، لزوما دارای بار منفی ملی‌گرایی نیست. در انگلیسی این واژه دست‌كم میان اكثریت مردم بار مثبت دارد و فاقد معنای نژادپرستانه و تبعیض است. در زبان فرانسه البته این‌بار به اندازه انگلیسی مثبت نیست و اغلب احزاب و سیاستمداران و به خصوص روشنفكران از به كار بردن آن اجتناب می‌كنند و به جای آن از فرهنگ دوستی و دوست داشتن فرهنگ یك كشور، مثلا كشور خود، صحبت می‌كنند. مثلا در فرانسه عشق به فرانسه یا به فرهنگ فرانسه، اصطلاحاتی بسیار رایج هستند كه همه مردم به كار می‌برند؛ هم مردم عادی و هم روشنفكران از چپ و راست. در امریكا نیز تا حدی چنین است. اما رویكردهای باستان‌گرایان، یعنی ارجاع به گذشته‌های پرافتخار یك كشور و یك فرهنگ در برابر دیگر فرهنگ‌ها و كشورها، مفاهیم و رویكردهایی هستند كه تقریبا به صورت جهانشمول امروز به گروه‌های افراطی فاشیست یا شبه فاشیست تعلق دارند و تقریبا می‌توان گفت «برند انحصاری» آنها است. این امر تا حدی است كه به سختی ممكن است بتوان مثلا در دانشگاه‌ها و محافل فكری و روشنفكرانه فرانسه یا انگلستان و سایر كشورهای اروپا كسانی را پیدا كرد كه همچون باستان‌گرایان ما سخن بگویند؛ البته در سنت اسلاو، اروپای شرقی و گاه در ایتالیا كه پیشینه‌های فاشیستی و توتالیتاریستی داشته‌اند، گاه تعداد بیشتری را می‌توان پیدا كرد اما به هر حال این امر نادر و عجیبی به حساب می‌آید.   جمهوری اسلامی   دیدار حضرت آیت‌الله جوادی آملی با حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تقلید، با آیت‌الله شبیری زنجانی دیدار کرد. در این دیدار که در بیت آیت‌الله شبیری زنجانی صورت گرفت، دو مرجع تقلید درباره مسائل جاری حوزه‌های علمیه گفتگو کردند و حضرت آیت‌الله جوادی آملی بر عمق ارادت خود به خاندان آیت‌الله شبیری زنجانی که خاندان علم و تقوا و اخلاق است تاکید کردند. در پی انتشار نامه اعتراضی آیت‌الله محمد یزدی به حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی، در روزهای اخیر علما و مراجع مقیم حوزه علمیه قم به دیدار این مرجع تقلید رفته‌اند.   رسالت   بیانیه تشکل اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم تشکل اساتید سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم در بیانیه ای با اشاره به غوغاسالاری برخی جریانات درباره نامه آیت الله یزدی به حضرت آیت الله شبیری زنجانی اظهار داشت: عجیب آن است که ادعای دفاع از مرجعیت از جانب کسانی مطرح می‌شود که سابقه آنان مشحون از بی اعتنایی بلکه اهانت به مقدسات دینی و مرجعیت و اجتهاد و تقلید است. کسانی که تقلید را کار میمون می‌دانستند امروز به یکباره مدافع مرجعیت شده‌اند. در بخشی از این بیانیه آمده است: این مدعیان دفاع از حریم مرجعیت به کلی خود را به غفلت می‌زنند که سبب نگارش این نامه و سرگشاده بودن آن،‌ رسانه‌ای کردن عمدی خبر دیدار مرجعی محترم با کسانی است که در سال 88 ظلمی بزرگ را در حق نظام اسلامی مرتکب شده‌اند و تا کنون حاضر به حتی عذرخواهی از کار خویش نشده‌اند و رهبری معظم و بزرگوار انقلاب اسلامی حتی حاضر به پذیرش آنان جهت عیادت هم نشدند. دیداری که معنا و مفهوم آن بر کسی پوشیده نیست و می‌تواند به ایجاد حاشیه امن برای چنین افرادی تفسیر شود و صرفاً در چارچوب دیدار با چند شاگرد قدیمی قابل تفسیر نیست. البته عجیب نیست که غالب هیاهوگران و طلبکاران این روزها به نام دفاع از مرجعیت کسانی هستند که خود در آن فتنه لغزیده‌اند و تا به امروز دِین خود را در آن ماجرا ادا نکرده‌اند. عجیب آن است که ادعای دفاع از مرجعیت از جانب کسانی مطرح می‌شود که سابقه آنان مشحون از بی اعتنایی بلکه اهانت به مقدسات دینی و مرجعیت و اجتهاد و تقلید است. کسانی که تقلید را کار میمون می‌دانستند امروز به یکباره مدافع مرجعیت شده‌اند. ]]> رسانه Thu, 01 Nov 2018 23:57:23 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8032/ مرور مطبوعات /ریشه‌های ساختاری یك نامه http://dinonline.com/doc/report/fa/8028/ شرق   انتقاد به گشت ارشاد از بسیج دانشجویی تا محمدرضا عارف در پی انتشار ویدئویی از برخورد ناشایست گشت ارشاد با یک دختر دانشجو، انتقادها از هر سو متوجه این واقعه شده است. شرق در نوشتاری به بررسی این ماجرا پرداخته و نوشته است: پس از انتشار این ویدئو حتی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران مرکز نیز با صدور بیانیه‌ای نسبت به برخورد برخی پرسنل گشت ارشاد با یک دانشجوی دختر، واکنش نشان داد. در این بیانیه خطاب به ریاست دانشگاه آمده است: «...ضمن ابراز تأسف نسبت به اتفاقات پیش‌آمده مورخ ۵/آبان‌ماه/۹۷ که در اثر رفتار خودسرانه و سلیقه‌ای تنی چند از پرسنل نیروی انتظامی در محوطه بیرون دانشگاه رخ داد، این عمل باعث آزردگی خاطر و ازبین‌رفتن سلامت فکری دانشجویان شده است. همچنین معتقد است که هرگونه تذکر و برخورد باید در چارچوب موازین اسلامی و اخلاقی، با تدابیر صحیح و تأثیرگذار صورت بگیرد و از سوی دیگر دانشجو نیز بایستی ضمن رعایت شئونات اخلاقی و اسلامی، در مسیر صیانت از حرمت و جایگاه اجتماعی خود، پوششی متناسب با فضای آموزشی برگزیده تا به واسطه رفتار اشتباه و پوشش نامناسب تعدادی از آنان، شأن سایر دانشجویان نیز خدشه‌دار نگردد». ماجرای واکنش‌ها به این اتفاق به همین‌جا ختم نشد و روز دوشنبه محمدرضا عارف، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که ریاست کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس را نیز برعهده دارد، در واکنشی در توییتر دراین‌باره این‌طور نوشت: «حرمت دانشگاه و دانشجو نباید به بهانه‌های واهی مورد خدشه قرار بگیرد. هنوز تبعات شکسته‌شدن قداست دانشگاه در دهه‌های گذشته از یادها نرفته است. نیروی انتظامی تحت عنوان گشت ارشاد یا هر عنوان دیگری حق برخورد با دانشجویان در حریم دانشگاه را ندارد».   ملاقات آیت‌الله فیض‌گیلانی با رئیس‌جمهوری اسبق آیت‌الله فیض گیلانی از دیگر اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه نیز به دیدار رئیس‌جمهور اسبق رفت. شرق در این‌باره می‌نویسد: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم 50 عضو دارد كه در روزهای گذشته دو عضوش برخلاف نظر رئیس جامعه به دیدار یك نفر رفته‌اند. دیدار عضو نخست با اعتراض رئیس این جامعه روبه‌رو شد كه خروجی‌اش انتشار یك نامه بود. بعد از آیت‌الله شبیری‌زنجانی حالا خبر رسیده كه آیت‌الله فیض‌گیلانی، دیگر عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، هم در تهران به خانه رئیس‌جمهوری اسبق رفته است. تصویر این دیدار هم منتشر شده است. دیدار آیت‌الله شبیری‌زنجانی در منزل عبدالله نوری انجام شده بود. مشخص نیست كه آیا دیدار محمدعلی فیض‌گیلانی كه سابق بر این نماینده استان گیلان در دوره‌های اول و دوم مجلس خبرگان رهبری هم بوده منجر به چنین هشداری خواهد شد یا خیر. نكته مهم‌تر اما تأثیر این رفتارها در ساختار درونی تشكلی به نام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است؛ تشكلی كه در سال‌های اخیر درگیر اختلافات درونی دیگری هم بوده است. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در كنار جامعه روحانیت یك تشكل روحانی با گرایش اصولگرایی است. تأسیس هیئت مدرسین اواخر سال دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ به سمع و نظر آیت‌الله بروجردی رسید و آیت‌الله بروجردی هم این حرکت را تأیید کرد، ولی عضو این جامعه نشد.   آسیب‌شناسی یك نهاد حجت‌الاسلام محمد شعبانی، پژوهشگر حوزه، با بیان اینكه من بر این باور هستم که اگر امروز جامعه مدرسین جایگاه خود را از دست داده و اعضای آن ریزش کرده‌اند، گفت: «بعضا این تشکل سیاسی حوزه روی آورده به اظهارنظرهای تک‌صدایی که با جامعیت حوزه نمی‌سازد. تحمل نظرات دیگران را ندارند و همین امر موجب شده که افراد آن محدود و اثرگذاری این تشکل سیاسی در جامعه نسبت به گذشته پایین باشد. چرا گروهی از جامعه مدرسین خارج شدند؟ چرا به جامعه مدرسین بازنمی‌گردند؟ چرا آسیب‌شناسی نمی‌کنیم و جامعیت اول انقلاب را نداریم؟ اعضای جامعه مدرسین خوب است دیدگاه‌های خود را بازسازی و بازنگری کنند و همچون اول انقلاب فراگیر فکر کنند. اگر نگاه کنید غالبا دیگر اکثر افراد مؤثری که در اول انقلاب جامعه مدرسین را تشکیل دادند در این تشکل حضور ندارند؛ شاید درصد بسیار پایینی از آن افراد در جامعه مدرسین حضور دارند که آن هم طیف خاصی هستند. اشکال دوم جامعه مدرسین این بود که اجازه داده نشد در موازی او تشکل‌هایی شکل بگیرد درحالی‌که این امر به پویایی حوزه منجر می‌شد. سوم اینکه نظرات خود را به نام نظرهای حوزه منعکس کرده است درحالی‌که لزوما صددرصد دیدگاه‌ها و نظر آنها نظر تمام حوزه نیست. این سه اشکال اصلی جامعه مدرسین را تهدید می‌کند و اگر ادامه دهد تنزل پیدا می‌کند».   زبان باز، جامعه باز شرق در معرفی یکی از آثار داریوش آشوری با عنوان «زبانِ باز» به عنوان پژهشی درباره زبان و مدرنیت می‌نویسد: «زبان باز» دو بخش دارد با عناوینِ «پژوهشی درباره زبان و مدرنیت» و نیز زبان فارسی رویاروی مُدرنیت و زبانِ آن». یكی از فصل‌های خواندنی كتاب كه «زبان و فرهنگ» نام دارد، با این پرسش آغاز می‌شود: «چرا هر چیزی را به هر زبانی نمی‌شود گفت؟» آشوری در این فصل با پرداختن به مفهومِ «گفتمانِ» فوكویی و نسبت آن با «فرهنگ» نشان می‌دهد كاربردِ زبان‌ها در یك فضای گفتمانی و عالم معنایی ویژه از نظر پرورش واژگان، شیوه بیان و بارهای معنایی فراورده گفتمان‌ها هستند. در فضای گفت‌وشنودی هر فرهنگ گفتمان‌های چیره بر فضای روابط انسانی در یك جامعه شكل می‌گیرند. از این‌رو هر زبانی از آنِ یك عالم فرهنگی یا یك زیست‌جهان است و عالم معنایی آن را در خود بازتاب می‌دهد. كتابِ «زبان باز» در پی روشنگری این نکته‌ است که هیچ زبانِ طبیعی، از جمله زبانِ فارسی، به دلیلِ تنگناهای ساختاری و فرهنگی همه‌ زبان‌های طبیعی، با مایه‌ زبانِ گفتاری و ادبی خود نمی‌تواند از پسِ پاسخگویی به چنین نیازِ عظیمِ واژگانی برای زندگانی مدرن برآید، مگر این‌که با درکِ این نکته‌ اساسی بتواند قلمروهای زبانی مدرنِ خود را آگاهانه سازمان دهد. تمدنِ مدرن نسبت به زبانِ خود نگره‌ای و رفتاری دیگر، جز نگره و رفتارِ «ما»، دارد. داریوش آشوری در این كتاب با به‌كارگیری فلسفه و مفاهیم زبان‌شناختی و سیاستِ فرهنگ می‌كوشد تا نشان دهد دست‌آوردهای زبانی جهان مدرن از چه مایه‌اند، و ما با كوشش‌های خودآگاهانه و ناخودآگاهانه خود در برخورد با آن تاكنون چه كرده‌ایم و از كجا به كجا رسیده‌ایم. ویراستِ تازه «زبان باز» اخیرا در نشر مركز منتشر شده است.   اعتماد   ریشه‌های ساختاری یك نامه عباس عبدی در نوشتاری از زاویه‌ای دیگر به نامه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی پرداخته و می‌نویسد: این‌بار این اتفاق معمولی و ساده از طریق تلفن هوشمند، تصویربرداری شد و از طریق اینترنت به اطلاع عموم رسید و از طریق شبكه‌های اجتماعی مستقل از رسانه‌های رسمی، درباره آن گفت‌وگو شد و تعبیر و تفسیرهای خاصی نیز نسبت به آن انجام شد. تعبیر و تفسیرهایی كه لزوما مورد نظر عاملان این دیدار نبوده است. در این مرحله آقای یزدی براساس این واقعیت موجود وارد عرصه می‌شود ولی اشتباهی كه رخ می‌دهد این است كه حكم صادره بر اساس پدیده موجود، بدون پاسخ نمی‌ماند. زیرا دیگر نمی‌توان متكی به انحصار رسانه‌ای گذشته بود. اكنون انحصار رسانه‌ای وجود ندارد. همه می‌توانند در اولین فرصت واكنش نشان دهند و چون تعداد زیادی افراد واكنش نشان می‌دهند نكات بسیار جالبی در این واكنش‌ها هست. مثل مقایسه دیدار نامزد ریاست‌جمهوری مورد حمایت ایشان با تتلو و سكوت در برابر آن و دیدار آیت‌الله شبیری با افراد محترم و شناخته‌شده و واكنش تند نسبت به آن. این واكنش‌ها آن‌قدر زیاد است كه حتی فرصت پاسخگویی به آنها نیز وجود ندارد. این همان فضایی است كه جناب آقای یزدی با آن آشنایی كافی ندارند. تمام رویدادهای كنونی جامعه ایران را باید در پرتو انتقال از وضعیت انحصار رسانه‌ای به تنوع رسانه‌ای و در چارچوب تفوق تلفن همراه هوشمند، اینترنت و شبكه‌های اجتماعی تحلیل و فهم كرد. عامل دیگر كه اهمیت دارد، منابع مالی حوزه است. بسیاری از روحانیون به درستی خواهان بهبود شرایط حوزه بودند و هستند و رشد كمّی طلاب نیز یكی از ابعاد این خواست بود. ولی این مساله مشروط بر این بود كه منابع مالی آن نیز همچنان از مردم و نه دولت تامین شود. احتمالا اكنون به جز كسر نه‌چندان زیادی از منابع مالی حوزه؛ بقیه‌اش به نحوی به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم متاثر از منابع عمومی و دولتی است. منابع مالی تعیین‌كننده جهت‌گیری اثرگذاری و استقلال یك نهاد است. حوزه پیش از جمهوری اسلامی وجود داشته است. بنابراین باید برای آن نقش مستقل قایل شد. ولی اینكه اكنون معیار سنجش اعتبار پایه‌های آن نزدیكی یا دوری به قدرت باشد، چیزی جز بازتاب وضعیت مالی آن نیست.   بدترین فساد ظلم به نام دین است سید هادی خامنه‌ای دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در مراسم اربعین دارالزهرای تهران به سخنرانی پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود می‌گوید: اصرار بر شكل و فرم بی‌محتوا و قالب‌های تهی از معنا در عزاداری‌ها اصل این فریضه تعالی بخش در جامعه را كه همان تعظیم واقعه حركت اباعبدالله(ع) بر محور روشنگری در جامعه و مقابله با ظلم و تعدی به حقوق و آزادی اندیشه در جامعه بود را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. متاسفانه امروز شاهدیم كه افراط در شكل‌گرایی و ظاهرگرایی در عزاداری‌ها اصل محتواها و معناهای حقیقی محرم و عاشورا را زیر سوال برده و نسل امروز و جوان جامعه‌ای كه آگاهی و مطالعه كمتری نسبت به حركت عاشورا دارد را با تردیدهای جدی مواجه می‌كند. وی هم‌چنین گفت: نگران آن هستم كه توجه بیش از اندازه به تشریفات و شكل راهپیمایی باشكوه اربعین موجب آن شود كه مانند برخی دیگر از مراسم و مناسك دینی و مذهبی اصل آن زیر سوال رود و محل تردید قرار گیرد و در نهایت به تضعیف آن بینجامد. پیاده‌روی اربعین سنتی عالی و حسنه است اما اگر ساز و برگ آن را زیاد كنیم اصل آن زیر سوال خواهد رفت به قول ما طلبه‌ها هر چیزی اگر از حدش تجاوز كند معانی و نتیجه‌اش برعكس می‌شود. توجه بیش از حد به تشریفات مراسم مذهبی فارغ از محتواهای اصیل و عمیق آن مانند موریانه اصل و اساس سرمایه معنوی ما را نابود می‌كند.   مروری بر آمارهای سازمان بهزیستی اعتماد در نوشتاری به مسئله کودک‌آزاری پرداخته و می‌نویسد: واهمه برخی مسوولان از اعلام صریح آمار آسیب‌های اجتماعی، آفت یك دهه گذشته است؛ میراثی كه رییس دولت‌های نهم و دهم با ممنوع كردن انتشار آمار خط فقر و قلب آمار واقعی معتادان به جای گذاشت و تا امروز هم برخی مسوولان، با وجود آنكه خود را از انتساب به مشی دولت‌داری محمود احمدی‌نژاد مبری می‌دانند اما به دلایل مختلف، این مسیر را به اعلام و انتشار واقعیت‌ها ترجیح می‌دهند. آمار كودك‌آزاری هم از این قاعده مستثنی نیست. وقتی انتشار خبر آزار جنسی و قتل یك كودك با واكنش منفی مقامات محلی مواجه می‌شود و مسوولان بومی از ترس اینكه آبروی شهرشان لكه‌دار شده و حالا تكلیف صندلی و حقوق و آتیه بازنشستگی‌شان چه خواهد شد، خبر را از اصل، تكذیب كرده یا در اصلاحیه‌ها، تلاش می‌كنند واقعیت را آنچنان كه «نیست» نمایش بدهند، یعنی كه میراث محمود احمدی‌نژاد، هنوز میراث‌خوار دارد. كودك‌آزاری، آسیب اجتماعی است كه امروز و سال گذشته و 5 سال قبل در این كشور متولد نشده بلكه به درازای تاریخ، ماهیت وجودی كودك به عنوان یك موجود ناتوان كه قادر به دفاع از خود نیست، همواره افراد بزرگسال را ترغیب می‌كرده كه در هنگام مزمن شدن دردهای روانی خود، خشم انباشته را بر این موجود ناتوان تخلیه كنند. فرقی هم نمی‌كند كه نسبت سببی و نسبی فرد بزرگسال با كودكی كه قربانی این تخلیه انباشت خشونت می‌شود چه باشد؛ پدر، مادر، قیمان قانونی، اقوام، همسایگان و حتی رهگذران و غریبه‌هایی كه در اولین و آخرین مواجهه خیابانی، كودك را به چشم دیواری برای كوبیدن مشت‌های خشمگین خود می‌بینند. حتی تفكرات ایدئولوژیك هم تاثیری در اعمال خشونت بر كودك ندارد چرا كه در ابتدا باید به تعریفی مشترك از كودك‌آزاری برسیم تا بفهمیم آزار كودك، صرفا به معنای كتك زدن یا آزار جنسی او نیست.   عشق به روایت هری فرانكفورت اعتماد در شماره امروز خود پرونده‌ای در باب عشق از زاویه روان‌شناختی باز کرده است. یکی از مطالب این پرونده، نگاهی است به کتاب «دلایل عشق» نوشته هر فرانکفورت. در بخشی از این نوشتار آمده است: در نگاه فرانكفورت دغدغه داشتن به مثابه فعالیتی كه ما را به خودمان پیوند می‌دهد، به شكل گریزناپذیری بنیادین است. آنچه شایسته است، دغدغه انسانی باشد، عشق و خاصه عشق به خویشتن است. عشق ورزیدن بنا بر طبیعتش موجب می‌شود كه هم متعلق‌های آن را ارزشمند بدانیم و هم چاره‌ای نداشته باشیم جز اتخاذ آن متعلق‌ها به عنوان غایت نهایی‌مان. عشقی كه در اینجا مطرح است فراتر از تفسیری رمانتیك است، نه ما را به تعالی می‌رساند و نه به حضیض رهنمون می‌كند. بلكه این عشق طرحی است وجودی كه با نوعی مواجهه آغاز می‌شود و در جهت شناختن جهان حركت می‌كند. عشق میان دو فرد شبیه دو آلت موسیقی متفاوت است كه وقتی با رهبری توانمند موسیقیدانی همراه می‌شوند به طرز اسرارآمیزی همگرا شده و اثری بدیع خلق می‌كنند. اما نباید این هارمونی ارزشمند را با تعابیر سطحی و مبتذل توصیف كرد. فرانكفورت در این اثر موجز به دنبال آن است كه مفهوم بنیادین و ارزشی عشق را در زندگی شرح دهد. او بیان می‌كند اینكه به چیزها عشق می‌ورزیم ضرورتا نتیجه تشخیص ارزش آنها و مفتون آن ارزش بودن نیست، بلكه آنچه بدان عشق می‌ورزیم نزد ما ارزش می‌یابد، چون ما بدان عشق می‌ورزیم. از این رهگذر است كه حتی اگر فرزندان‌مان به نحوی ما را ناامید كنند باز هم به عشق ورزیدن به ایشان ادامه خواهیم داد. برای هر نوع عشق چهار مولفه مفهومی ضروری است. اول آنكه عشق علاقه‌ای بی‌غرضانه است در راستای به باشی و بالیدن دیگری، دوم آنكه عشق ناگزیر شخصی است و نمی‌توان دیگری را جایگزین معشوق دانست و از این حیث با سایر حالات انسانی نظیر احسان متفاوت است. وقتی درصدد كمك به تهیدستان هستیم چندان مهم نخواهد بود كه آنها مشخصا چه افرادی هستند. سوم؛ عاشق با معشوق خود احساس یگانگی می‌كند، یعنی علایق و منافع معشوق را از آن خود می‌داند و در نهایت، چهارم آنكه عشق بسته به انتخاب نیست بلكه با شرایطی كه خارج از مهار اختیار بی‌واسطه ما است، معین می‌شود.   گفت‌وگویی در باب عشق اعتماد در دیگر نوشتار خود درباره عشق به گفت‌وگو با محمدرضا سرگلزایی روان‌شناس نشسته است. سرگلزایی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: عشق نه برای سلامت روان لازم است، نه مانع است و نه كافیست؛ نه می‌شود به كسی كه عاشق نشده بگوییم تو شرط لازم سلامت روان را نداری و نه به كسی كه عاشق شده بگوییم كه تو شرط سلامت روان را نداری به‌خاطر اینكه عاشق شدی و عشق مانع سلامت روان است و نه به كسی كه عاشق شده می‌توانیم بگوییم كه تو به كمال رسیدی! چنین نیست برای اینكه ما انواع عشق داریم. انواع شخصیت‌ها و انواع فرهنگ‌ها، انواع عشق‌ها را تولید می‌كند. ما به آدمی كه عاشق می‌شود و به‌خاطر آن رابطه عاشقانه قتل انجام می‌دهد نمی‌توانیم بگوییم كه به‌واسطه عشق سلامت روان پیدا كرده است. اما آن عشقی كه عاشق در تجربه عاشقی شعر می‌سراید یا نقاشی می‌كند، این عشق یك وجه هنرمندانه انسانی‌ای را در او شكفته است. این آدم تا عاشق نبوده نه شعر می‌فهمیده و نه می‌سروده است. اما حال كه عاشق شده شعر می‌فهمد و شعر می‌سراید. اینجا در واقع یك پدیده انسانی و یك پدیده هنری به این آدم افزوده شده است، پس عشق در این آدم سلامت روان ایجاد می‌كند. اینكه این صورت‌های عشق چقدر سالم هستند یا ناسالم، به خود تعریف سلامت روان برمی‌گردد. تعریف سلامت روان هم زیرمجموعه فرهنگ است؛ یعنی یك نظریه‌پرداز عمیقا مسلمان هیچ‌وقت مثل یك نظریه‌پرداز عمیقا بودایی راجع به سلامت روان صحبت نمی‌كند. دو پیش‌فرض در سوال شما وجود دارد كه من با قطعی بودن هر دو مخالف هستم. اول اینكه انگار سلامت روان یك تعریف مورد اجماع دارد كه ندارد و دومین پیش‌فرضش این است كه عشق یك صورت ثابت دارد كه ندارد. بنابراین براساس اینكه كدام تعریف از سلامت روان‌ برداریم و كدام صورت از عشق را ‌برداریم می‌توان به این سوال جواب داد. در واقع پاسخ به سوال شما نیاز به این دارد كه به خیلی مقدمات بپردازیم.   افسانه نیمه گمشده نگار ناصری در نوشتاری دیدگاه‌های دوباتن روان‌شناس غربی درباره عشق را مطرح می‌کند و می‌نویسد: در سمینار سیدنی – ترجمه شده در كتاب عشق، كار و منزلت در عصر مدرن- وی با نقل كردن جمله‌ای از راشفوكو- كسانی هم هستند كه اگر از عشق نشنیده بودند هرگز عاشق نمی‌شدند- به ما یادآور می‌شود كه در این موردِ به خصوص هم ما شدیدا تحت تاثیر دیده‌ها و خوانده‌های‌مان هستیم. دوباتن مجموعه باورهای‌مان از عشق را تحت عنوان رومانتیسیزم جمع‌بندی كرده و می‌كوشد معایب چنین دیدگاهی را بالاخص در حفظ روابط بلندمدت به ما گوشزد كند. از اولین پیش‌فرض‌های باورهای رمانتیك به عشق، فرض لایتغر وجود نیمه گمشده است؛ باوری كه بسیار مبتنی به غریزه و شم است و حجیتش را از غریزی بودنش می‌گیرد. دوباتن به ما یادآور می‌شود كه نیمه گمشده افسانه‌ای بیش نیست. همسازی و تحمل متقابل محصول یافتن نیمه خیالی نیست بلكه دستاورد تلاشی طاقت‌فرسا در مسیر رابطه است كه دست بر قضا نیازمند مذاكره و صحبت كردن و آموزش دادن و آموزش‌پذیری است. حال آنكه در باور رمانتیك عشاق به حرف زدن نیازی ندارند، تفاهم به صورت پیش‌فرض برقرار است.   ایران   جمهوری اسلامی به ذوب شدن روحانیت در حکومت وابسته نیست نامه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی هم‌چنان با واکنش‌های مختلف مواجه است سید حسن خمینی نیز نسبت به این نامه واکنش نشان داده و نامه‌ای خطاب به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی نوشته است. در بخشی از این نامه آمده است: نظام جمهوری اسلامی ثمره همه مجاهدات عالمان مسلمان و مجاهدان راه عزت و سربلندی است و به همین سبب صیانت از آن از اوجب واجبات است. اما نکته آنجاست که حفظ این مهم نه تنها به ذوب شدن روحانیت شیعه در حکومت وابسته نیست، بلکه تنها با استقلال حوزه و مرجعیت از دولت‌ها میسر است. وجود عالمان وارسته‌ای که مردم همواره آنان را ملجأ و مأوای خود بدانند و در سختی‌ها و شداید به آنان مراجعه کنند، همواره راه حفظ اسلام و جمهوری اسلامی برای حال و آینده است. در این میان صد البته ممکن است نظری با نظری مخالف باشد، ولی هرگز نباید این مسیر به توهین و تحکم و بالانشینی منجر گردد. آنچه این روزها می‌تواند توجه‌ها را به خود معطوف نماید، جدای از تأکید بر مرتبت عالی حضرتعالی در میان حوزویان و اهل علم، ضرورت استقلال حوزه‌ها برای بقای کیان شیعه و به جهت حفظ نظام اسلامی است. مجدداً فرصت را مغتنم شمرده، ادب و احترام فراوان خود را معروض می‌دارم.   هویت ملی، دغدغه جامعه‌شناس ایرانی دیدگاه‌ها، آراء و آثار «احمد اشرف» پژوهشگر و جامعه‌شناس پیشکسوت ایرانی با حضور هادی خانیکی و پرویز اجلالی در «چهارمین مرحله از همایش جامعه‌شناسان ایرانی و جامعه ایرانی» در انجمن جامعه‌شناسی ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت. دکتر خانیکی در این مراسم گفت: ویژگی احمد اشرف نگاه تاریخی‌ اوست و اشرف مؤلفه‌های دخیل در ساخت هویت ملی و قومی را پدیده‌های اجتماعی می‌گیرد. گاهی مرز بین مورخ اجتماعی یا جامعه‌‌شناس تاریخی در رویکرد او به یکدیگر به شدت نزدیک می‌شود. در نگاه او، هیچ جامعه‌ای را بدون مؤلفه تاریخی نمی‌توان شناخت. احمد اشرف هویت ملی را منجمد و ثابت با پایه‌های مشخص نمی‌داند. اشرف بیشتر بر این مسأله تأکید می‌کند که این هویت ملی، پدیداری انفسی است که ریشه در تجارب و تصورات جمعی مردم دارد. بر اساس دیدگاه او ابتدا تصور ملت ساخته می‌شود و بعد ملت به وجود می‌آید. نهایتاً در نگاه اشرف، هویت ملی، نحوه رویارویی ما با دیگران است که می‌تواند نیرویی سازنده یا حتی نیرویی مخرب باشد و در جایی که هویت به نیرویی برای زیست معقول تبدیل می‌شود سازنده است و جایی که به تعصبات سرزمینی وارد می‌شود نیرویی ویرانگر خواهد بود. پرویز اجلالی نیز گفت: احمد اشرف یک جامعه‌شناس و البته سازنده باورهای علمی بود. در سه مورد می‌توان در این باره شاهد آورد؛ او به تبیین عقب‌ماندگی جامعه ایران از غرب پرداخت و مسأله شناخت ساختار طبقات اجتماعی در ایران را مورد بحث قرار داد و در نهایت تبیین مسأله هویت ایرانی را به‌طور جدی مطالعه کرد. شما وقتی آثار اشرف را می‌خوانید، کمتر به اسم نظریه‌پردازان برمی‌خورید. او تلاش کرد بفهمد جامعه ایران چرا عقب افتاد و چرا بورژوازی ایران نتوانست مانند غرب عمل کند. او در مطالعاتی که داشت به موانع رشد سرمایه‌داری در ایران پرداخت.   جمهوری اسلامی   مرثیه‌ای برای اخلاق یادداشت مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی نیز به ماجرای نامه آیت‌الله یزدی اختصاص دارد. در بخشی از این یادداشت آمده است: آنچه بیش از همه مایه نگرانی است، گم شدن اخلاق در حوزه‌های علمیه است. متاسفانه عده‌ای در حوزه به بهانه انجام اقدامات انقلابی، معیارهای اخلاقی را زیر پا می‌گذارند و هر کاری که می‌خواهند انجام می‌دهند و هرچه می‌خواهند می‌گویند. ما که در جامعه و در میان مردم هستیم، به روشنی می‌بینیم و سوگمندانه می‌شنویم که عموم مردم از این قبیل رفتارها که به نام روحانیت و حوزه صورت می‌گیرد نگران و ناراضی هستند. مردم از انقلاب، اخلاق و آداب اسلامی و انسانی و حفظ حرمت‌ها را انتظار دارند به ویژه از روحانیت و حوزه علمیه قم. بعضی افراد ابراز خوشحالی کردند که این نامه به ضرر نویسنده آن و به نفع طرف مقابل تمام شد و حتی یکی از آنها گفت دست آقای یزدی را می‌بوسم که این نامه را نوشت! این نگاه هم خارج از چارچوب اخلاق است و بر واقعیت نیز منطبق نیست. این واقعه به نفع هیچیک از طرفین نبود. همه زیان کردیم و بیش از همه حوزه و روحانیت و انقلاب و نظام دچار خسران شدند. از این ماجرا فقط دشمنان مشترک ما سود می‌برند. گویا همه از یاد برده‌ایم که دشمن داریم و عده‌ای در داخل و خارج برای هر کس که بر طبل دعوا و اختلاف و تفرقه بکوبد کف می‌زنند و پایکوبی و شادی می‌کنند. ]]> رسانه Wed, 31 Oct 2018 21:14:28 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8028/ مرور مطبوعات / چرا تنها برای امام حسین(ع) اربعین گرفته می‌شود؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/8023/ شرق   آیت‌الله عندلیب ‌همدانی از جامعه مدرسین رفت آیت‌الله عندلیب همدانی عضو جامعه مدرسین در اعتراض به نامه سرگشاده آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی، از عضویت در این نهاد دینی استعفا داد. شرق در ادامه این خبر به ارائه گزارشی از ماجرای این نامه و واکنش‌های مختلف نسبت به آن پرداخته و نوشته است: اگرچه به نظر می‌رسد علت اصلی این استعفا، همان‌طور كه از متن نامه هم پیداست، به اختلافات ریشه‌دارتری بازمی‌گردد كه حالا سر باز كرده است؛ اختلافاتی كه یك زمان خود را در انتخابات سال92 نشان داد. در زمان انتخابات 92 كه آیت‌الله محمد یزدی از احتمال تجزیه جامعه مدرسین سخن گفته بود، برخی احتمال می‌دادند این نهاد روحانی نیز به سرنوشت جامعه روحانیت دچار شود كه در آستانه انتخابات مجلس سوم دوپاره شد و مجمع روحانیون مبارز متشكل از روحانیون نزدیك به طیف چپ مذهبی از دل آن بیرون آمد.   اعتماد   سخنی با آقایان علما عباس عبدی نیز در اعتماد به توجه به واکنش‌هایی که نامه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی برانگیخته است، در نوشتاری خطاب به علما می‌نویسد: این ادعا كه نه تنها دین در تمام این زمینه‌ها حرف‌های به نسبت مشخص دارد، بلكه برخی معتقدند كه متولیان دینی نیز باید متولی همه این امور شوند. این نگرش از چند جهت ایراد اساسی دارد، كه مهم‌ترین آن در تقابل قرار دادن عقل و جامعه با دین است، در حالی كه آن دو نیز مخلوق و خواست خدا هستند. این بحث جداگانه‌ای است كه واردش نمی‌شوم ولی ایراد دوم كه مهم‌تر است، نتیجه عملی چنین تفسیر و انتظاری از دین است. یعنی انتظاراتی را از دین و نهاد دین ایجاد می‌كند و كرده است كه هیچگاه قادر به تأمین این انتظارات نیست. در نتیجه نگرش منفی نسبت به دین و نهاد رسمی دین و متولیان آن ایجاد می‌شود كه عوارض آن را كم‌كم در جامعه خود مشاهده می‌كنیم. این روند چنان شدید است و به علت شبكه‌های مجازی منتشر و بازتاب بیشتری پیدا می‌كند كه عده‌ای آن را مصداق توطئه علیه متولیان دینی می‌دانند و حتی در یادداشت‌ها و نوشته‌های‌شان اعلام می‌كنند. در حالی كه با ایجاد چنان انتظاراتی شكل‌گیری این نگرش نیز بدیهی است. تهدید دوم؛ غلبه مناسك و شكل بر محتوا و ارزش‌های بنیادین دینی است. این فرآیند در شرایط افول معنویت بیشتر رخ می‌دهد، زیرا دین رسمی برای اثبات وجود خود به‌شدت به مناسك وابسته می‌شود و در جهان رسانه‌ای امروز كه دیدن و دیده شدن اصل اساسی است، آن دسته از مناسكی كه بیشتر و بیشتر دیده شود، مقبول‌تر می‌شود. ولی فقط مناسك است و نه محتوا. به همین علت می‌بینیم كه سردمداران مناسك دینی جایگاه و منزلتی برتر حتی از علمای دینی و علمای اخلاق و معنویت پیدا می‌كنند. آنان تبدیل به پایه‌های قدرت می‌شوند. كسانی كه به‌شدت مناسكی هستند و در این راه هر روز نوآوری (یا بدعت) می‌كنند و گام به گام، علمای دین را به عقب می‌رانند و جالب اینكه به نسبت بهره كمتری را از آموزه‌های اصلی دین، یعنی اخلاق و ادب و معنویت و سایر ارزش‌های اصلی دینی دارند.   در دنیای امروز چطور لبخند بزنیم هلن راسل در نوشتاری به بررسی میزان احساس خوشبختی و بدبختی در جوامع پرداخته است. در بخشی از ترجمه فارسی این نوشتار آمده است: گزارش جهانی خوش‌بختی سازمان ملل برای سال 2018 مثل همیشه، كشورهای اسكاندیناوی را براساس امید به زندگی سالم، حمایت اجتماعی، آزادی، اعتماد و سخاوت در رتبه 4 كشور برتر قرار داده است. كشور استرالیا نیز در رتبه 10 فهرست قرار دارد. كانادا، از زمان انتشار فهرست 2012، با كمك سخاوتمندانه «جوی دو ویور» در كبك، ایالت فرانسه زبان، در زمره خوشحال‌ترین ملت‌ها رتبه‌بندی شده است. چیزی كه آنها را از سایر فرهنگ‌ها متمایز می‌كند، تاكید روی مشروطیت است. تكثر فرهنگی همواره به عنوان یكی از بزرگ‌ترین دستاوردهای كانادا مورد اشاره است و قابلیت تجلیل، ویژگی برجسته فرهنگ آنهاست. ذهنیت كانادایی بسیار تحت تاثیر ایده برابری از آرمان «ملت نخستین» است و آنها به ‌جای خرد كردن ارزش‌های بومی آنها را در آغوش می‌گیرند. گنجینه‌ای از نظرات، متعلق به كشورهای دیگر نیز وجود دارد كه در هیچ‌ یك از فهرست‌های رسمی دیده نمی‌شوند. در جامعه امروزی مبالغه بسیار گسترده شده است- به ‌ویژه در رسانه‌های اجتماعی- یعنی اگر ما چیزی را «دوست نداریم» فرض بر این ‌است كه باید از آن «متنفر باشیم». اما زندگی واقعی چنین نیست. بی‌شمار ابر تیره وجود دارد تا قبل از آنكه به توفان خشم تبدیل شوند. رویكرد تایلندی «مهم نیست، ناراحت نباش» به ما می‌گوید كه به‌ جای تلاش دایم به اندازه كافی خوب است و اینكه «راه رفتن در میانه زمین» راه به ‌سوی خوشبختی است، فرضیه‌ای كه مورد تایید پژوهشگران «مركز علوم برتر» دانشگاه «بركلی، كالیفرنیا» هم هست.   مبارزه با ظلم پیام اصلی عاشورا است اعتماد مصاحبه‌ای فراهم کرده است با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی درباره واقعه کربلا و قداست آن. در بخشی از این مصاحبه آمده است: جریان عاشورا پیوسته با دو برخورد متفاوت روبه‌رو بوده است؛ 1- یكی جریانی كه معتقد است این حادثه قابل فهم و شناسایی نیست و كلید فهم آن در اختیار بشر قرار ندارد، زیرا یك سر الهی است. در این جریان تلاش برای فهم عصری معنا ندارد. 2- جریان دیگر، جریانی است كه عاشورا را قابل فهم می‌داند. در دوره‌هایی از تاریخ تشیع كه این جریان غالب بوده است مثل قرن پنجم و قرن ششم كه عالمانی مانند شیخ مفید، سید‌مرتضی و شیخ طوسی پرچمدار معارف شیعی بودند، آنها عاشورا را كاملا عقلایی تفسیر می‌كردند و در پاسخ‌های خود اصلا احاله به امور غیبی و ماورایی نمی‌دادند ولی در برخی دوره‌ها این‌طور نبوده، مثلا در دوره صفویه این جریان ضعیف شده است. به هر حال حادثه كربلا، با توجه به رهبری آن و با توجه به اخلاص و فداكاری اصحاب حضرت، قطعا از قداست خاصی برخوردار است و نباید آن را در سطح یك واقعه عادی تنزل داد، ولی ما نباید قداست واقعه را به قداست فهم و درك خودمان تعمیم دهیم، ما باید فهم‌مان را دایما ارتقا ببخشیم و در جهت نقد و اصلاح آن كار كنیم.   ایران   سازمان‌های داوری فراتر از دادگاه‌ها محمد معصومیان نگاهی انداخته است به سازمان‌های داوری و مقایسه آن با دادگاه‌ها و می‌نویسد: در کشورهای توسعه یافته راه‌های مختلفی برای خلوت‌تر شدن دادگاه وجود دارد که یکی از آنها، مراجعه به نهادهای داوری است. داوری مکانیزمی برای حل اختلافات تجاری خارج از دادگاه است و به دو صورت «سازمانی» و «موردی» انجام می‌شود. شرط استفاده از داوری هم توافق طرفین برای رسیدگی به دعوا در داوری است و یا اینکه چنین چیزی برای رفع اختلاف در متن قرارداد ذکر شده باشد. اویس رضوانیان رئیس مرکز منطقه‌ای داوری تهران می‌گوید: در این سازمان دعاوی بازرگانی و تجاری با هزینه کمتر، زمان کوتاه‌تر و کیفیت بالاتر رسیدگی و رأی صادر می‌شود. شاید مهم‌ترین مسأله برای تجار هزینه دادرسی باشد که باید گفت در سازمان داوری هرچه خواسته شما بالاتر می‌رود، هزینه رسیدگی شیب کمتری پیدا می‌کند. برای همین هرچه مبلغ بالاتر باشد رسیدگی داوری مقرون به صرفه‌تر خواهد بود و این دقیقاً برخلاف سیستم دادگاه‌های ماست که هرچه مبلغ خواسته بالاتر باشد، هزینه رسیدگی هم بالاتر می‌رود. ما هم در پرونده‌های داخلی و هم خارجی می‌توانیم داوری کنیم. رأیی هم که در مرجع داوری صادر می‌شود، یا اعتبارش به اندازه رأی دادگاه است یا بالاتر از آن. رأیی که از داوری این سازمان صادر می‌شود به موجب قانون آیین دادرسی مدنی ما و قانون داوری تجاری بین‌المللی مانند رأی دادگاه، قابل اجراست. یعنی شما رأی داوری را می‌توانید ببرید به اجرای احکام دادگستری و بگویید برای ما اجرایش کنید. آنجا هم به صورت اجمالی بررسی می‌کنند که رأی واقعی، مستدل و قانونی باشد و بعد اجرایش می‌کنند.   چرا تنها برای امام حسین(ع) اربعین گرفته می‌شود؟ دکتر جبار رحمانی انسان‌شناس و عضو پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی به واقعه عاشورا و اربعین از نگاه جامعه‌شناسی پرداخته و نوشته است: کهن‌الگوهای آیینی حول مناسبت‌های مقدماتی یک رخداد، مناسبت‌های رخداد در لحظه خاص، مناسبت سوم، مناسبت چهلم یا اربعین و مناسبت سالگرد، زمینه‌ای می‌شوند برای تجلی و تقدیس و بزرگداشت آن واقعه و از خلال این بزرگداشت، صورتبندی آن اجتماع مذهبی شکل می‌گیرد، گویی این فرم‌های نمادین، (مراسم سوم، اربعین) زمینه‌ای هستند برای توسعه و تسری امر قدسی کلیدی و محوری در حیات اجتماعی مؤمنان و البته در عین حال همین مناسبت‌های سوم و چهلم و... هستند که مبنا و مبدأ خلق ابهت قدسی یک واقعه از منظر مؤمنان هستند. یک واقعه مقدس بدون آیین‌های قدسی حول خودش نمی‌تواند در منظر ذهنی مؤمنان، تقدس والایی داشته باشد. لذا وقتی یک واقعه کانونی بر این فرم‌های کهن الگویی تقدیس و تکریم (آیین‌های سوم و چهلم و سالگرد) سوار می‌شود، خود نیز بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود، گویی این واقعه کلیدی نیز از خلال این فرم‌های حیاتی شکوفاتر می‌شود. همان‌طور که اشاره شد در فرهنگ شیعیان، آیین اربعین، صرفاً و تنها برای امام حسین(ع) و برای بزرگداشت مراسم چهلم شهادت امام حسین(ع) و اصحابش در واقعه عاشورا تعریف شده است. به همین دلیل در سنت‌های مذهبی شیعیان، تنها یک اربعین هست، آن‌هم اربعین حسینی. اصولاً اربعین در کهن الگوهای قدسی ذهن بشری و مذاهب آن جریان دارد. اربعین همیشه نشانه‌ای بوده از کمال و بلوغ یک پدیده. گویی بواسطه اربعین است که یک فرد، یک جامعه، یک پدیده، یک حادثه، حتی یک روند و فرآیند مذهبی و اجتماعی، به کمال و بلوغ می‌رسد.   قیمت سکه مهر زوج‌ها را کم کرد حمیدرضا بازگشا به بررسی وضعیت پرداخت مهریه با توجه به کاهش ارزش سکه پرداخته و به سراغ صاحب‌نظران رفته و راهکارهای آنان برای حل این مسئله را جویا شده است. در بخشی از این گزارش آمده است: افزایش ناگهانی زندانیان مهریه سبب شد تا برخی از نمایندگان طرح کاهش کف مهریه را در خانه ملت به منظور کاهش مشکلات زندان‌ها و حفظ بنیاد خانواده پیگیری کنند. هرچند درخصوص حداکثر و حداقل میزان مهریه هنوز نمایندگان در پیش‌نویس اولیه این طرح به اجماع نرسیده‌اند، اما به نظر می‌رسد در اینکه باید برای اوضاع آشفته کنونی چاره‌ای اندیشید، توافق دارند. ایده همسان‌سازی درآمد و مهریه در حالی مطرح می‌شود که برخی دیگر از کارشناسان نگران حقوق زنان بوده و خواستار راهکارهایی برای عبور از این شرایط هستند که هیچ‌گونه حقی از زنان تضییع نشود. ابوالفضل ابوترابی، رئیس فراکسیون حقوق بشر مجلس شورای اسلامی می‌گوید: ماده واحده‌ای ذیل تبصره 3 ماده 19 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی طراحی کردیم مبنی بر اینکه رئیس قوه قضائیه می‌تواند در طول مدت 2 سال بدون دادخواست به‌صورت موردی در محاکم نسبت به‌کاهش قیمت سکه با ابلاغ بخشنامه به تمام محاکم اقدام کند و چون قانون است، محاکم مکلف به اجرای آن هستند. این طرح در راستای احیای ماده 29 قانون حمایت از خانواده است که میزان مهریه را از رقم 110 به 14 سکه بهار آزادی تقلیل داده است. بر اساس این طرح اگر خانمی برای دریافت 14 سکه بهار آزادی به محاکم قضایی ورود کند اصل بر این گذاشته می‌شود که مهریه خود را دریافت نکرده است و می‌تواند به‌طورمستقیم به اجرای احکام دادگستری مراجعه کند و فرآیند دادرسی حفظ می‌شود و چنانچه مرد از پرداخت آن امتناع ورزد به مجازات حبس محکوم می‌شود، چرا که همه از توان مالی لازم برای پرداخت این میزان مهریه به‌صورت نقد یا اقساط برخوردار هستند.   تنها دو پیام رسان به فعالیت خود ادامه می دهند حمید فتاحی معاون وزیر ارتباطات گفت: از دی‌ماه ٩٦ که شروع فعالیت پیام‌رسان‌های بومی آغاز شده است، تعداد رجیستری کاربران آنها از ١.٥ میلیون به ١٥ میلیون رسیده و ١٠ برابر شده است. اگر با همان روند پیش می‌رفتند در بهترین حالت شاید به سه برابر تعداد اولیه کاربر دست پیدا می‌کردند. هم‌اکنون برخی از مدیران پیام‌رسان‌ها احساس می‌کنند که دیگر نمی‌توانند در این بازی باشند و پس از مدت ٨ ماه که پیام‌رسان‌های بومی فعالیت خود را آغاز کردند، مرکز ملی فضای مجازی به این نتیجه رسیده است که تعداد ٧ پیام‌رسان زیاد است. البته این یک رویه بوده که در ابتدا ٧ پیام‌رسان را معرفی کرده و از میان آنها، موفق‌ترین‌ها را انتخاب می‌کنند. به همین دلیل هم‌اکنون صحبت بر سر این است که دو پیام‌رسان انتخاب و حمایت از آنها ادامه یابد. مابقی پیام‌رسان‌ها از گردونه حمایت حذف خواهند شد. به این معنی که فعالیت می‌کنند اما دیگر در چارچوب حمایتی وزارت ارتباطات قرار ندارند. چرا که هر توانمندی که داشتند در این بازه زمانی به نمایش گذاشته‌اند. حتی برخی از مدیران این پیام‌رسان‌ها خودشان به این جمع‌بندی رسیدند که کار را ادامه ندهند.   رسالت   استانی شدن انتخابات مجلس، مسائل قومی و قبیله‌ای را به حاشیه می‌کشاند بهرام پارسایی نماینده مردم شیراز در مجلس گفت: یکی از مزایای استانی شدن انتخابات مجلس این است که می‌تواند تحزب را در کشور تقویت و احزاب را فعال کند. در حال حاضر بیشتر نمایندگان در شهرهای کوچک که یک نماینده دارند، در زمان انتخابات بر اساس گرایش‌های طایفه‌ای، قومی و فامیلی انتخاب می‌شوند و مسائل کلان در انتخاب نمایندگان این مناطق کم‌تر نقش دارد. متأسفانه گاهی نمایندگان در جریان انتخابات مجلس وعده‌هایی برای عمران، آبادانی، جاده، راه، آب، برق و گاز یک منطقه می‌دهند که جزء کارهای قوه مجریه است و در حیطه وظایف نمایندگی تعریف نمی‌شود. در بین این شعارها کم‌تر مواردی را می‌بینید که به قانون‌گذاری و نظارت که وظایف اصلی نمایندگی است، پرداخته باشد. این عضو فراکسیون امید مجلس ادامه داد: استانی شدن انتخابات مجلس باعث می‌شود این مسائل از بین برود و مردم به تیم منسجم و با برنامه رأی ‌دهند و در مقابل برنامه‌های خود پاسخگو باشند. در این شرایط، مسائل قومی و قبیله‌ای در حاشیه قرار می‌گیرد و جامعه هم منطقی فکر و انتخاب می‌کند. در حال حاضر طبق قانون فعلی نماینده باید ۲۵ درصد آرا را از یک شهرستان کسب کند اما در زمان استانی شدن انتخابات، نماینده باید ۲۰ درصد شهرستان و اکثریت آرای استان را به دست بیاورد، در واقع به رأی حداقلی در شهرستان نیاز دارد بنابراین ارتباطش با شهرستان قطع نخواهد شد. اگر کسی در استان بیشترین رأی را بیاورد ولی در شهرستان زیر ۱۰ درصد رأی داشته باشد، قابل قبول نیست و همین باعث می‌شود ارتباط نمایندگان با شهرستان هم‌چنان وجود داشته باشد و قطع نشود.   یک دانشجو به‌راحتی می‌تواند کرسی آزاداندیشی برگزار کند حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه قائم‌مقام رئیس هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره گفت: یک دانشجو به‌راحتی و بدون هیچ مانعی می‌تواند کرسی‌های آزاداندیشی برگزار کند. آیین‌نامه جامعی در خصوص کرسی‌های آزاداندیشی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشته شده است. آیین‌نامه‌ها بیانگر حقوق هستند و بیانگر این هستند که افراد چه مسئولیتی دارند و حقوق دانشجو چیست. همچنین  این آیین‌نامه‌ به‌نوعی حق‌التکلیف است. قائم‌مقام رئیس هیئت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره در پایان گفت: یک دانشجو و یک تشکل به‌راحتی و بدون هیچ مانعی می‌تواند کرسی‌ آزاداندیشی برگزار کند. ]]> رسانه Sun, 28 Oct 2018 23:11:08 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8023/ مرور مطبوعات / هشتگ #آیت‌الله ـ العظمی ـ شبیری ـ زنجانی http://dinonline.com/doc/report/fa/8020/ شرق   علم از مشاهده آغاز نمی‌شود؛ بلکه با حدس‌ آغاز می‌شود فائزه طلوع‌برکاتی دانش‌آموخته فلسفه نظریه ابطال‌گرایی «کارل پوپر» را به عنوان راهی برای رسیدن به عقلانیت انتقادی مطرح کرده و نوشته است: به اعتقاد پوپر، اینکه تنها با مشاهده صرف، بدون هیچ چیزی از جنس نظریه آغاز کرد، نامعقول است؛ بنابراین نمی‌شود بدون پس‌زمینه‌ای نظری مشاهده‌ای را انجام داد. او معتقد است «مشاهده همیشه گزینشی است. لازمه مشاهده، وجود هدفی انتخاب‌شده، وظیفه‌ای مشخص، علاقه‌ای خاص، دیدگاه و مسئله است و لازمه توصیف مشاهده، زبان توصیفی با واژه‌های بیانگر خصوصیات است؛ توصیف مشاهده، لازمه‌اش تشابه و طبقه‌بندی است که این نیز مستلزم تمایلات، دیدگاه‌ها و مسائل است»3. به اعتقاد پوپر، ما می‌توانیم بدون استنتاجات استقرایی به علم بپردازیم؛ بنابراین او روش علمی غیراستقرایی را پیشنهاد می‌کند که به نظریه «حدس‌ها و ابطال‌های پوپر» شهرت یافت. هیوم، فیلسوف تجربه‌گرا، معتقد بود هیچ‌گاه نمی‌توانیم از طریق مشاهدات و منطق قیاسی، صادق‌بودن یک حکم کلی را استنتاج (نتیجه‌گیری) کنیم، بنابراین ما هرچقدر هم که قوی سفید مشاهده کنیم، هیچ‌گاه نمی‌توانیم صدق حکم کلی «همه قوها سفیدند» را استنتاج کنیم، بلکه فقط می‌توانیم «احتمال» صادق‌بودن آن را بپذیریم. اما پوپر اظهار کرد هرچند مشاهدات و منطق قیاسی نمی‌توانند صدق یک حکم کلی را اثبات کنند، اما می‌توانند «کذبش» را اثبات کنند. به عبارت دیگر، حکم کلی را «ابطال» کنند.   منابع دریافت اخبار کذب خود را تغییر دهید کریمی قدوسی به زعم بسیاری صاحب‌نظران اتهام دیگری را مطرح و دولت را زیر سؤال برده و موجب صدور جوابیه از سوی وزارت امور خارجه شده است. قدوسی مدعی شده است که وزارت امور خارجه برای برقراری تماس و مذاکره با دولت آمریکا در یکی از کشورهای همسایه تلاش‌هایی صورت داده است. در بخشی از جوابیه وزارت امور خارجه آمده است: بخشی از صحبت‌های اخیر آقای قدوسی اخباری است که چون همیشه وی ادعا می‌کند از منابع موثقی دریافت کرده و به آنها اطمینان دارد که تمامی آنها تکذیب می‌شود. برای چندمین بار است که این نماینده محترم مجلس به‌سادگی اسیر اخبار نادرست و سراپا غلط منابع خبری خود می‌شود و خود را تبدیل به ابزار انتشار اخبار بی‌پایه و بنیان منابعی می‌کند که هدفشان ایجاد التهاب در جامعه و فضاسازی علیه وزارت امور خارجه و دلسردکردن نیروهای دلسوز و مردم هوشیار و آگاه ایران نسبت به دستگاه دیپلماسی کشور و بازی‌کردن ناآگاهانه در نقشه‌ای است که دشمنان کشور ترسیم کرده‌اند. بی‌شک تمامی مقامات، کارکنان و دیپلمات‌های وزارت امور خارجه که طی سالیان اخیر و به‌خصوص طی چند هفته اخیر آماج بدترین و تندترین حملات رسانه‌ای برخی گروه‌ها و تشکل‌های همسو و همفکر این نماینده محترم قرار گرفته‌اند، ریشه این حملات و اتهامات واهی را موفقیت و کامیابی دستگاه دیپلماسی و در خوش‌بینانه‌ترین حالت ناشی از عصبیت و نگاه جناحی و فقر و فقدان یک نگاه ملی و فراجناحی مبتنی بر مصالح و منافع مردم ارزیابی می‌کنند که در هر صورت جای بسی تأسف است افرادی بدین‌سان برای رسیدن به امیال سیاسی خود و در کسوت نمایندگی مردم چنین شیوه و رویه ناپسندی را پیشه خود ساخته‌اند.   راست و چپ در سیاست عبدالرحمن نجل‌رحیم مغزپژوه بر اساس علم جدید مغزپژوهی کوشیده است دلیل گرایش افراد به جناح‌های چپ و راست در سیاست را بررسی کند. در بخشی از این نوشتار آمده است: امروزه مغزپژوهی سیاسی به ما می‌گوید که تفاوت‌های فلسفی چپ و راست در سیاست، به نحوه شکل‌گیری باور و اعتقادات ما ربط دارد که از ساختار و کارکرد مغزی ما ناشی می‌شود. به نظر «جوست» و همکارانش در دانشگاه نیویورک، آنچه راست را از چپ در سیاست جدا می‌کند، دو نحوه احساس و اندیشه درباره ارزش‌های محوری زندگی ما است. به‌همین‌دلیل یا در مقابل تغییرات اجتماعی مقاومت می‌کنیم (حفظ سنت در تقابل با به‌چالش‌کشیدن آن) یا برعکس، اگر عدالت‌طلب باشیم، نبود برابری را رد می‌کنیم (سلسله‌مراتب و طبقات را به چالش می‌کشیم) و راست و چپ به‌این‌ترتیب از هم تفکیک می‌شود. دست‌راستی‌ها تمایل به دفاع از نابرابری‌های موجود دارند و آنها را برحق و لازم می‌دانند. برعکس، دست‌چپی‌ها برای حاکم‌کردن شرایطی برابر، نظام موجود را مورد انتقاد قرار می‌دهند. این تفاوت‌های ایدئولوژیک براساس دو ارزش محوری ذکرشده در بالا در سطح زیرین و پنهان آگاهی نیز تظاهر می‌کند و نشان می‌دهد که دست‌راستی‌ها ثبات، سنت، وظیفه و فرمان را ترجیح می‌دهند و دست‌چپی‌ها از ارزش‌های مخالف آن، چون انعطاف‌پذیری، پیشرفت، تفاهم، تنوع و گوناگونی دفاع می‌کنند. پژوهش درباره کارکرد مغزی و مشخصات شخصیتی راستی‌ها و چپی‌ها پس از نتایج فاجعه‌بار جنگ جهانی دوم شروع شد. نظریه‌ای دراین‌باره شکل گرفت که ریشه انگیزه‌های معرفت‌شناسی و اگزیستانسیال حفظ سنت در مقابل تغییر و قبول نابرابری، نشانه فرایند پرهیز از شرایط ناامنی و تهدید حاصل از تغییر وضعیت موجود در شبکه‌های مغزی است.   اعتماد   فاین تذهبون؟ حسین موسوی‌تبریزی در نوشتاری به نقد نامه سرگشاده آیت‌الله محمد یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی پرداخته و نوشته است: آیت‌الله شبیری‌زنجانی از جمله مراجع تقلیدی است كه از مشكلات روز كشور آگاه بوده و همواره در مسیر اعتدالی و فارغ از نگاه سیاسی و جریانی حركت كرده است. آیت‌الله شبیری زنجانی در طول سال‌های زندگی خود با افراد مختلف برخوردی معتدل داشته‌اند. ایشان هیچگاه موافق یا مخالف صد درصدی هیچ‌یك از افراد یا جریان‌های سیاسی كشور نبوده‌اند؛ با توجه به این واقعیت اینكه فردی با لحنی دستوری به یك مرجع تقلید بگوید با چه افرادی نشست و برخاست كند، ممكن است تبدیل به یك بدعت خطرناك شود. بدعتی كه در آن هركسی به خود اجازه دهد با هرلحنی كه تمایل دارد با مراجع عظام تقلید گقت‌وگو یا مكاتبه كند. آقای یزدی از اوایل انقلاب روحیات تندی داشته‌اند اما با این وجود بازهم بسیار بعید است كه نامه منتشر شده از سوی ایشان باشد. اگر این نامه واقعا از سوی ایشان باشد باید از ایشان پرسید آقای یزدی فاین تذهبون؟ به كجا می‌خواهید بروید؟ نواختن كلنگ به ساختمان مرجعیت تا پیش از این به‌صورت زیرزمینی صورت می‌گرفت اما با انتشار این نامه به نظر می‌رسد كلنگ‌زنی به مرجعیت شیعه وارد فاز تازه و علنی شده است. اگر این نامه از سوی آقای یزدی باشد، بر ایشان است كه هرچه سریع‌تر بر جبران اشتباه خود برآمده و از مرجعیت شیعه عذرخواهی كند. چنین اظهارنظرهایی كه در آن خط مرز برای مرجعیت تعیین می‌شود، هتك حرمت به مرجعیت شیعه بوده و بدعت‌گذاری است بنابراین این اشتباه باید از سوی آقای یزدی جبران شود.   اینستاگرام فیلتر نمی‌شود محمد كاظمی، عضو كمیته تعیین مصادیق مجرمانه درباره شایعه فیلترینگ اینستاگرام گفت: پیام‌رسان‌های داخلی نتوانستند جای انواع خارجی را بگیرند؛ به همین دلیل مردم در فضای مجازی راه خود را باز كردند و كماكان از تلگرام استفاده می‌كنند. سرویس‌های ارایه شده توسط پیام‌رسان‌های داخلی، مطلوب مردم نیست و اینكه تلگرام با وجود ماندن در پشت سد فیلترینگ هنوز هم مورد استفاده مردم است و عملاً استفاده‌كنندگان از این شبكه، با وجود فیلترینگ كاهش چشمگیری نداشته، شاهد این مدعاست. اینستاگرام فیلتر نخواهد شد؛ نه دولت چنین برنامه‌ای دارد و نه اعضای كمیته تعیین مصادیق مجرمانه رایانه‌ای.   آموزش «فلسفه برای کودکان» از کودکی محمودرضا اسفندیار با توجه به آسیب‌های اجتماعی جدی مانند طلاق عاطفی و نزاع‌های خیابانی به ضرورت آموزش تفکر خلاق (فلسفه برای کودکان) در دوران کودکی پرداخته و نوشته است: در اواخر سال‌های ۱۹۶۰، متیو لیپمن استاد فلسفه دانشگاه كلمبیا در نیویورك به این نتیجه رسید كه تقویت قدرت تفكر و استدلال دانشجویان باید از دوران كودكی آغاز شود. از این‌رو در سال ۱۹۷۴ موسسه IAPC (موسسه بسط و ترویج فلسفه برای كودكان) را تاسیس كرد. فلسفه برای كودكان (Philosophy for Childern) آموزش تفكر عمیق و پرورش قدرت استدلال در كودكان با هدف شكل‌گیری تفكر نقاد و خلاق در كودك است. این گرایش به همت پژوهشگران علاقه‌مند از دهه 80 در ایران نیز ترویج شد. سعید ناجی یكی از فعالان این حوزه و موسس گروه فلسفه برای كودكان و نوجوانان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با وجود همه برداشت‌های موجود، معنای واقعی فلسفه برای كودكان و نوجوانان (فبك) را نه فلسفه آكادمیك و نه ساده كردن مفاهیم فلسفی بزرگسالان برای كودكان، بلكه همان پرسش توام با تحقیق به منظور رسیدن به پاسخ می‌داند. ایشان در این مفهوم، فلسفه را پرسش خوب، درست بیان كردن، تأمل كردن و گفت‌وگو كردن می‌داند واین معنا از تحقیق را همان معنای فلسفه در عبارت فلسفه برای كودكان می‌پندارند. تفكر نقاد و خلاق استعدادی بالقوه است كه نیازمند توجه و پرورش است تا در سایه بارورسازی به فعلیت رسد. از این‌رو، می‌بایست زمینه رشد و بالندگی آن را به همت نهاد رسمی تعلیم و تربیت ازكودكی آغاز كرد تا با ترویج مهارت گفت‌وگو و تضارب افكار، بتوان بر اساس افق‌های ترسیم شده همه اسناد بالادستی، جامعه‌ای پیشرو را در عمل محقق ساخت.   وعظ به جای خطابه مختار جعفری نیز نقدی بر سخنرانی داود فیرحی در سخنرانی «عاشورا و بحران خلافت» نوشته و آورده است: فوكو وظیفه خود را روشنگری در باب قدرت و پایین كشیدن قدرت از سریر اسطوره‌ای خود به زیر می‌داند. فوكو از عاملیت قدرت و سوژه می‌گریزد و تنها به اعمال قدرت و شرایط آن می‌پردازد. او برای این كار بعد مقابل قدرت یعنی مقاومت را به عنوان نقطه عزیمت انتخاب می‌كند. اینها از بنیان‌های اندیشه فوكو هستند كه در سخنرانی دكتر فیرحی در 26 شهریور 1397 در دارالزهراء تهران با عنوان «عاشورا و بحران خلافت» دیده نمی‌شود. گویی فیرحی در عبور تاریخی خویش از اندیشه‌های نخستینش از صندلی فوكو بلند شده و بر صندلی چامسكی نشسته است. به‌زعم دكتر اردستانی در میزگرد «روش‌شناسی فوكو و مطالعات ایران»؛ بررسی كتاب «دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام» (11/03/1394) دكتر فیرحی در كتاب صدرالذكر كه رساله دكتری‌شان است سعی كرده‌اند تا اندیشه‌های فوكو را در آن جای دهند و از نظریه «گفتمان» استفاده كنند. به‌رغم آن دیدگاه و رویه در فقه سیاسی، فیرحی در اینجا از منظر اقتصاد سیاسی به بحث وارد می‌شود و قائل به عاملیت سوژه و قدرت است. او به سراغ خلیفه دوم و سوم می‌رود. او از واژگان دولت رانتی، «كنترل رسانه‌ها»-كه به‌طور تصادفی نام یكی از كتاب‌های چامسكی است، تمامیت‌خواهی [توتالیتاریسم] و... استفاده می‌كند و با ذهنیت طبقاتی ماركس معترضان را در برابر بهره‌مندان قرار می‌دهد. او با ایده اختناق و «اعتراض» به‌پیش می‌آید و آزادی خواهان را در برابر فرصت‌طلبان می‌نشاند.   اسماعیلیان معاصر اعتماد در شماره امروز خود به معرفی چند کتاب پرداخته است؛ از جمله کتاب اسماعیلیان معاصر که در بخشی از این معرفی آمده است: «تاریخ معاصر اسماعیلیان» نوشته فرهاد دفتری با ترجمه رحیم غلامی توسط انتشارات «فرزان روز» منتشر شده است. اسماعیلیان گروهی از شیعیان هستند كه امامت را به اسماعیل، فرزند امام جعفر صادق(ع) ختم می‌كنند و او را امام هفتم خود می‌دانند. اینان همزمان با روزگار سامانیان سربرآوردند و سده‌ها با توان بسیار به پراكندن اندیشه خویش پرداختند. امروزه از شمارشان كاسته شده است. در ایران بسیار كمیابند و در برخی كشورها مانند افغانستان، تاجیكستان، هندوستان، تانزانیا، كنیا و سایر ممالك پراكنده‌اند. چنان‌كه هانری كربن می‌گوید اسماعیلیان پس از سقوط قلعه الموت به دست مغولان و نابودی كتب موجود در آن منابع خود را از دست دادند. اما اسماعیلیان مستعلوی كه در دوره فاطمیان در مصر مستقر بودند و اكنون بیشتر در هند هستند، منابع دست اول خود را حفظ كرده‌اند، هرچند تمایلی به انتشار آن ندارند.   نیهیلیسم غرب «آسیا در برابر غرب» دیگر کتابی است که اعتماد معرفی کرده است. اثر درباره نیهیلیسم نیچه و نتایج تقدیر تاریخی بروز غربزدگی جمعی در آسیا است. در بخش انتهایی این كتاب تمدن‌های آسیایی با تفكری فلسفی مورد بحث قرار گرفته است. از جمله‌ مهم‌ترین سرفصل‌های این كتاب می‌توان به نیهیلیسم چیست؟ داستایوفسكی و نیهیلیسم روس، تقدیر تاریخی، ناسیونالیسم، قیام توده‌ها، تفكر بی‌محمل، هنر بی‌جایگاه، ایران و اسلام، جمال حق و نبوغ انسان و ... اشاره كرد. داریوش شایگان در فروردین سال جاری بدرود حیات گفت.   راهنمای شهریار اعتماد در معرفی اثر «شهریار» می‌نویسد: بی‌تردید هیچ اثری در اندیشه سیاسی مدرن به اندازه «شهریار» ماكیاوللی تاثیرگذار نبوده است.تنها استثنا شاید مانیفست كمونیست ماركس باشد. تا امروز ده‌ها كتاب قطور در تفسیر و تشریح ایده‌هایی كه در شهریار آمده است نوشته شده‌اند. اما این كتاب راهنما می‌كوشد با تكیه بر چهار موضوع محوری این كتاب، یعنی شر، آزادی، تضاد اجتماعی و امنیت، خواننده را با اصلی‌ترین دغدغه‌های ماكیاوللی آشنا كند. میگل وتر نویسنده این راهنمای خواندن، علاوه بر بازگشایی دشواری‌های كتاب شهریار، به خواننده دیدی تاریخی می‌دهد درباره اینكه در هر دوره‌ای از تاریخ مدرن، شهریار چطور خوانده شده است و الهام‌بخش چه متفكران و نویسندگانی بوده است«راهنمای‌خواندن شهریار ماكیاوللی» نوشته میگل‌وتر با ترجمه محمد ملاعباسی توسط انتشارات ترجمان منتشر شده است.   فراتر از فلسفه اعتماد در معرفی اثر «درآمدی بر متافلسفه» می‌نویسد: «متافلسفه» به خود فلسفه می‌اندیشد و خواننده را به پاسخ چنین پرسش‌‌هایی نزدیك‌‌تر می‌كند: اینكه اساسا فلسفه چیست و به چه دردی می‌خورد؟ آیا علم و علوم انسانی جدید ما را از فلسفه بی‌نیاز نمی‌كنند؟ آیا فلسفه ما را نهایتا به حقیقت می‌رساند؟ فرق فلسفه خوب و بد چیست؟ آیا تفاوتی میان فلسفه تحلیلی و قاره‌‌ای هست یا خیر؟ «درآمدی بر متافلسفه» اولین كتابی است كه به‌طور مستقل به این پرسش‌‌ها می‌پردازد. این كتاب خواننده را با رویكردهای اصلی به فلسفه، از تحلیلی تا قاره‌‌ای، و از سنتی گرفته تا مدرن، آشنا می‌كند. نویسندگان كتاب بیانی شسته و رفته و منظم و آموزشی دارند و مباحث متافلسفه و دیدگاه‌های پراكنده این حوزه را طبقه‌‌بندی و تشریح كرده‌‌اند. «درآمدی بر متافلسفه» نوشته سورن اورگارد، پل گیلبرت و استیون بروود با ترجمه مهدی رعنایی به همت انتشارات ترجمان علوم انسانی منتشر شده است.   ایران   ۲۷ درصد خانم‌های ما تحصیلات دانشگاهی دارند معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده گفت: یکی از پرشتاب‌ترین نرخ‌های رشد «امید به زندگی» برای ایرانیان بوده است. ایرانیان از حدود ۵۵ سال به حدود ۷۴ سال رسیده‌اند. یا در حوزه سواد از سواد بسیار پایینی که در دوره قبل انقلاب بود، تا امروز که بالای ۹۰ درصد سواد وجود دارد، مخصوصاً در خانم‌ها که سریع این بی‌سوادی را کم کردند. ۲۷ درصد خانم‌های ما تحصیلات دانشگاهی دارند و امروز ۳۰ درصد از اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های ما را خانم‌ها تشکیل می‌دهند. این هم امر جالبی است که این میزان خانم‌ها توانسته‌اند در دانشگاه‌ها به عنوان اعضای هیأت علمی پیش روند و کرسی‌های دانشگاه را در مراتب مختلف هیأت علمی کسب کنند و در عرصه ورزش هم که امروز ورزش قهرمانی ما فوق‌العاده است.   #آیت‌الله ـ العظمی ـ شبیری ـ زنجانی ایران، هشتگ آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی را به عنوان تیتر خود قرار داده و به گزارشی از هشتگ‌های منتشر شده در فضای مجازی در این زمینه پرداخته است. در بخشی از این نوشتار آمده است: امروز تا نامه استعفای آیت‌الله عندلیب همدانی از جامعه مدرسین در اعتراض به این نامه آیت‌الله یزدی منتشر شد بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نامه را منتشر کردند و بعد درباره‌اش نوشتند. بخش‌هایی از این نامه مانند: «تفسیر من از استقلال حوزه و جایگاه رفیع مرجعیت با دیدگاه جنابعالی و هم‌فکران شما در جامعه محترم مدرسین هیچ‌گونه هماهنگی ندارد.» بارها توسط کاربران بازنشر شد و کاربران از این حرکت استقبال کردند. البته همه کاربران با این مسأله موافق نیستند. بسیاری هم دیروز از نامه آیت‌الله یزدی دفاع کردند و هم امروز از آیت‌الله عندلیب همدانی انتقاد کردند. مثلاً کاربری نوشت: «نامه بحق آیت‌الله محمد یزدی به آیت‌الله شبیری زنجانی باعث شد تا نفوذی‌های جریان فتنه در جامعه مدرسین خودشان را لو بدهند.» بعضی کاربران هم دیروز و امروز نظر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره آیت‌الله محمد یزدی را می‌نویسند و به اشتراک می‌گذارند: «متأسفانه ایشان بر اثر مشکلات جسمی، گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند، سال‌هاست که جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است و ارسال سلام.»   رسالت   جمعیت سالمندان کشور۳۰ درصد افزایش می‌یابد معاون وزیر بهداشت با اشاره به اینکه تا30 سال دیگر، جمعیت سالمندان کشور به بیش از 30 درصد خواهد رسید، گفت: اولین هدف وزارت بهداشت، افزایش امید به زندگی است. یکی از سه معیار شاخص توسعه انسانی زندگی طولانی و سالم است. زندگی طولانی و سالم، دسترسی به دانش و معرفت و سطح زندگی مناسب، سه معیار شاخص توسعه انسانی هستند. با حمایت و مراقبت طولانی‌مدت می‌توان اطمینان حاصل کرد که آنها زندگی شایسته را با فرصت‌هایی برای رشد شخصی ادامه می‌دهند. با این حال رفتارهای ناسالم در میان افراد مسن رایج هستند، سیستم‌های بهداشتی هنوز به طور کامل با نیازهای سالمندان منطبق نیست. در بسیاری ازنقاط جهان، برای سالمندان خروج از خانه ناایمن و غیرممکن است، مراقبین، اغلب اطلاعات کمی داشته و فقر دانشی دارند. حداقل 1 در10 سالمند، قربانی نوعی سوء رفتار با سالمندان است. بنابراین پیری جمعیت‌ها مستلزم پاسخ جامع بهداشت عمومی است.   ۹۴/۵ درصد زندانیان مهریه، توان پرداخت ندارند جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران گفت: ۹۴/۵ درصد محکومان زندانی توان پرداخت مهریه را ندارند. مسئله آسیب‌های اجتماعی به دلیل اینکه در ساختار‌های اجتماعی کشور اثر می‌گذارد، باید مورد توجه همه دستگاه‌ها باشد. وی درباره علت ورود دادستانی به موضوع طلاق، از آسیب‌های اجتماعی به عنوان بستری برای فروپاشی خانواده و وقوع جرائم یاد کرد و در بیان مصادیق به اعتیاد، حاشیه‌نشینی و مفاسد اخلاقی اشاره کرد که با افزایش آمار طلاق ارتباط تنگاتنگی دارد. جعفری دولت‌آبادی در رابطه با اعلام آمار ازدواج و طلاق گفت: آمار متعددی از وضعیت طلاق در کشور منتشر می‌شود که برخی از آنها مبنا ندارد و موجب تشویش اذهان جوانان می‌شود، لذا ضروری است از اعلام آمارهای بی‌مبنا در مورد طلاق خودداری شود و این بخش مدیریت شود تا آماری واقعی از طلاق ارائه شده و آمار بی‌مبنا منتشر نگردد. دادستان تهران در رابطه با اظهارات زندانیان در خصوص توان پرداخت اقساط ماهانه، تصریح کرد: ۸۶ درصد ‌توانایی پرداخت اقساط تا سقف۵۰۰ هزار تومان در ماه، ‌از۵۰۰ تا یک میلیون ۱۲/۵ درصد و از یک میلیون به بالا نیم درصد عنوان شد و درواقع محکومان زندانی حداکثر پولی که می‌توانند پرداخت کنند، یک میلیون تومان است.   کارنامه شورای تحول علوم انسانی آماده ارائه به جامعه نخبگان حداد عادل رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی گفت: کارنامه فعالیت شورای تحول و ارتقای علوم انسانی آماده ارائه به جامعه نخبگان است. در شورای تحول کار شتاب‌زده و بدون دقت را خیانت به انقلاب اسلامی می‌دانیم و همه برنامه‌های درسی و سرفصل‌های آموزشی با دقت و با در نظر گرفتن همه ظرافت‌ها و ملاحظات تصویب می‌شوند. موضوع تاریخ علم در دوره اسلامی موضوع مهمی است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی خوشبختانه این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. غرب‌گرایان از همان ابتدا به این موضوع نگاه منفی داشتند ولی با همه سختی‌ها کار تاکنون پیش رفته است. در بین کشورهای اسلامی هیچ کشوری جز ایران اسلامی این موضوع مهم را به صورت یک درس دانشگاهی اجرا نکرده است. ]]> رسانه Sun, 28 Oct 2018 15:35:06 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8020/ مرور مطبوعات / پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد http://dinonline.com/doc/report/fa/8019/ شرق   انقلابی درون یک انقلاب شرق در نوشتاری به معرفی کتاب «زنان در کوبا» که به تازگی از سوی نشر طلایه پرسو به فارسی منتشر شده، پرداخته است. در بخشی از این نوشتار آمده است: این کتاب می‌کوشد با بررسی نقش زنان به نحوه شکل‌گیری «انقلابی درون انقلاب» بپردازد. نقش زنان در انقلاب کوبا به حدی چشمگیر بود که فیدل کاسترو آن را «انقلاب در انقلاب» نامیده بود. کتاب سه نویسنده دارد که در قالب مقاله و مصاحبه انقلاب کوبا را روایت می‌کنند و هر سه نیز زن هستند. هر سه همدیگر را می‌شناختند و در دوره‌ای بیش از پنج دهه با هم کار کرده بودند. از‌این‌رو کتاب را می‌توان انعکاس دو نسل مختلف در رهبری «انقلابی درون انقلاب» دانست. ادغام و همکاری دو نسل در پیشبرد وظایف انقلاب بود که به وجه مشخصه جنبش زنان در انقلاب کوبا بدل شد. با‌این‌حال کتاب را نمی‌توان کتابی دانست صرفا درباره زنان. کتاب را می‌توان کتابی دانست درباره انقلاب کوبا که از منظر زنان فعال در این انقلاب نوشته شده است. در روایت زنانی که این کتاب را نوشته‌اند، یک چیز بیش از همه آشکار است: «گشودن راه برای آنکه گسترده‌ترین اقشار زنان - سازمان‌یافته، مؤثر و منضبط - درگیر مبارزات جاری و ساختن یک نظم نوین اجتماعی شوند».   مسلمانان امروز چه می‌خواهند؟ «آینده اسلام» دیگر کتابی است که شرق به معرفی آن پرداخته و نوشته است: کتاب «آینده اسلام» نوشته جان اسپوزیتو استاد امور بین‌الملل و مطالعات اسلامی در دانشگاه جورج‌تاون و یکی از اسلام‌پژوهان برجسته و مؤلفان پرکار در حوزه مطالعات اسلامی است كه در آن به وضعیت کنونی و آینده اسلام پرداخته و طی آن موضوعاتی مختلف از جمله وضعیت مسلمانان غربی را بررسی کرده است. نویسنده انگیزه اصلی در نوشتن كتاب «آینده اسلام» را تاثیرات اسلام و اكثریت مسلمانان بر جهان غرب در كنار اعمال اقلیتی از تروریست‌ها و نیازی كه باراك اوباما به بازسازی روابط با جهان اسلام ابراز كرده بود می‌داند. سوالات بررسی‌شده در این كتاب عبارتند از: آیا آینده اسلام با اصلاح همراه خواهد شد یا انقلاب؟ آیا اسلام و مدرنیته سازگارند؟ بنیادگرایی اسلامی تا چه اندازه فراگیر و نشان‌دهنده چهره واقعی اسلام است؟ آیا بنیادگرایی اسلامی تهدیدی برای جوامع مسلمان و غرب به شمار می‌رود؟ آیا اسلام با مفاهیم مدرن دموكراسی، حاكمیت قانون، برابری جنسیتی و حقوق بشر سازگاری دارد؟ آیا اقلیت‌های مسلمان می‌توانند شهروندانی وفادار در آمریكا و اروپا باشند؟   اعتماد   نزول سرمایه اجتماعی عباس عبدی در نوشتاری در اعتماد، کاهش سرمایه اجتماعی در پی سیاست‌های اخیر دولت را مورد توجه قرار داده و با توجه به دیدار ریاست‌جمهوری با جامعه‌شناسان می‌نویسد: در این جلسه پرسش مهمی از سوی آقای روحانی طرح شد. این پرسش ناظر به این مسئله بود كه چرا اعتماد مردم به حكومت و به طور خاص دولت كم شده؛ در حالی كه دولت هیچ فرقی با گذشته نكرده است؟ البته اگر این پرسش جدی بود كه جدی هم هست، نباید در این جلسه طرح می‌شد، بلكه باید پیش از این از سازمان‌ها، نهادها و وزرای مربوطه سوال می‌شد تا از كارشناسان پاسخ آن را بگیرند. اولین نظرسنجی كه به دست دولت رسید و حكایت از افت شدید اعتماد داشت، باید موجب می‌شد كه دولت و رییس‌جمهور به سرعت كارگروهی را برای پاسخ به چرایی این وضع تشكیل می‌داد. این پاسخ در یك جلسه چند 10 نفری و به صورت اقتضایی به دست نمی‌آید. دستگاه اداری مسوول استفاده از صاحب‌نظران و كسب نظرات آنان است. بنابراین صرف اینكه پس از حدود یك سال چنین پرسشی در یك جلسه موردی طرح شده است، نشان می‌دهد كه پرسش برای دولت جدی نبوده است. برای فهم ماجرا باید به جمله دیگری از آقای روحانی در این جلسه توجه كرد آنجا كه گفتند: «ما كشور نیرومندی هستیم و نباید اجازه داد برخی‌ها آینده را برای مردم سیاه ترسیم كرده و آنان را نگران سازند. جامعه ما نباید نگران فردا باشد؛ جامعه‌ای كه بیش از امروز، نگران فردا باشد باعث می‌شود همین نگرانی از فردا، امروز آن را نیز برهم بزند» در حقیقت این نحوه نگاه به جامعه جدید ریشه این مشكلات است. در جامعه جدید آینده برای ما مساله اصلی است. حال را در پرتو آینده ارزیابی و درك می‌كنیم. اگر حاضر می‌شویم كه سرمایه‌های زیادی صرف آموزش و بهداشت فرزندان‌مان كنیم همه و همه معطوف به آینده او است.   مسئولیت مراجع محمد مرزبان‌راد ضمن اشاره به سخنان آیت‌الله مکارم شیرازی درباره مهریه و تأثیرگذاری آن در تصمیم‌گیری‌های قوه قضائیه می‌نویسد: اگر قانونگذار و مجریان قانون در قوای مجریه و قضاییه تا این اندازه نسبت به نظر مراجع در حوزه‌های علمیه حساس هستند و واكنش درست و به‌موقع نشان می‌دهند - چنان‌كه در مورد اخیر مهریه شاهد آن بودیم- آیا این نشانگر مسئولیت عظیم مراجع معظم تقلید نسبت به سایر آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی كشور نیست؟ آیا نمی‌توان به پیشگاه مراجع محترم از ده‌ها مسئله لاینحل و صدها مشكل اساسی و زیربنایی كه كشور را دچار بحران‌های بزرگ اخلاقی و اجتماعی كرده است، شكوه كرد؟ تا چندی پیش بسط ید را تنها متوجه مسئولان در قوای سه‌گانه و سایر نهادهایی می‌دانستیم كه مستقیما از رهبر انقلاب مشروعیت می‌گیرند. لیكن با این مورد مسئولیت متوجه مراجع عظام تقلید و حوزه‌های علمیه نیز شده است. آقایان لازم است همان‌گونه كه آیت‌الله‌العظمی مكارم بدون آداب و ترتیب به فریاد درماندگان و گرفتاران رسیدند، به سایر ناهنجاری‌ها و گرفتاری‌های كشور بپردازند و راه‌حل ارایه كنند. این تعامل می‌تواند منشا خیر و بركت برای كشور باشد.   صداقت با مردم در جلب اعتماد جامعه به مسئولان تأثیرگذار است سعید باستانی، نماینده مجلس گفت: شاخص‌های حساسیت و علل بی‌اعتمادی مردم به مسئولان مشتمل بر ناكارآمدی‌ها و بهره‌وری پایین، باندبازی‌ها و فساد اداری و اقتصادی، عزل و نصب‌های مدیریتی، بی‌عدالتی و بی‌تفاوتی در برخورد با مفاسد، فقدان سیستم‌ها و سامانه‌های جامع اداری و اطاله دادرسی در دستگاه قضایی است. نارضایتی مردم و دوری سرمایه اجتماعی از مسئولان كشور و شفاف و صادق نبودن مسئولان با جامعه در تداوم نابسامانی‌ها مؤثر است. تداوم این چرخه مانع از اعتماد جامعه به مسئولان و ناتوانی مسئولان برای آرام كردن شرایط كشور می‌شود. قوای سه‌گانه باید با آسیب‌شناسی زیرمجموعه‌های خود دلایل ایجاد مشكلات و چالش و ناكارآمدی‌ها را برای مردم تشریح كنند. امید مردم، سرمایه‌ای اجتماعی است كه باید برای بازگرداندن این سرمایه از دست رفته اقدامات اجرایی در سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه اتفاق بیفتد. صداقت مسئولان در رده‌های مختلف مدیریتی با مردم در جلب اعتماد جامعه به مسئولان تأثیرگذار است.   یادمان هویت ملی مبتنی بر اصول دکتر محمدجواد کاشی استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی نگاهی انداخته است به آخرین كتاب فرانسیس فوكویاما. در بخشی از این نوشتار آمده است: فوكویاما در كتاب اخیر خود كه با نام «هویت: طلب كرامت و سیاست مبتنی بر خشم» منتشر شده به روایتی از ملی‌گرایی تحت عنوان «هویت ملی مبتنی بر اصول» می‌پردازد كه به نظرم قابل تامل است. من خیال می‌كنم در آستانه انقلاب ایران چنین صورتی از ملی‌گرایی متولد شد اما در سن نوزادی از دنیا رفت. فوكویاما در كتاب خود به خطر ظهور هویت‌‌جویی‌های قومی، نژادی، مذهبی و جنسیتی به منزله صورت‌های خطرناك سیاست هویت اشاره می‌كند. ظهور ترامپ و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا، نمونه‌های بارز این ظهور خطرناكند و طلیعه دورانی تازه در مسیر تحولات جهانی. به نظر فوكویاما، سیاست‌های لیبرالیستی مدافع حقوق فردی و سیاست‌های چپ مبتنی بر دفاع از حقوق طبقه كارگر هر دو در یك نكته مشترك بودند و آن فراموش كردن بسیاری از گروه‌های اجتماعی حاشیه مانند گروه‌های قومی، جنسیتی، نژادی و مذهبی بود. این گروه‌ها، نه جایگاه خود را در سیاست‌های دنیای لیبرالی درك می‌كردند نه در سیاست‌های چپ. این سنخ از گروه‌ها به قول فوكویاما، دركی درونی از خود دارند كه با دركی كه از آنها ساخته شده، ناسازگار است. آنها تصور می‌كنند چیزی در سرشت هویتی‌شان وجود دارد كه ناشناخته مانده و در فضای سیاست‌های لیبرال یا چپ نادیده گرفته شده است. آنها خشمگین‌اند و اینك با تكیه بر ابزارهای رسانه‌ای جدید و موج نوظهور پوپولیسم سیاسی در عرصه بین‌الملل میدانی تازه برای ظهور پیدا كرده‌اند. به نظر فوكویاما، این سنخ از فعلیت سیاسی برای همه كشورها و عرصه بین الملل خطرناك است.   سرانجام ملی‌گرایی مبتنی بر اصول اعتماد در نوشتاری درباره احساس تشخص جمعی بدون توجه به تنوعات درونی مخالفان شاه در ابتدای انقلاب می‌نویسد: آن روز كه خسرو گلسرخی ماركسیست در دادگاه شاه به نام امام علی تمسك كرد، بی‌آنكه الزاما مسلمان یا شیعه شود، یك تحول بزرگ در ایران روی داده بود. مردم خود را آماده عقد یك پیمان جدید می‌دیدند كه در پرتو آن احساس تشخص جمعی كنند بی‌آنكه تنوعات درونی‌شان نادیده گرفته شود. همه با یكدیگر احساس آشنایی و صمیمیت می‌كردند و تنها یك نفر بود كه در این میان بیگانه بود و آن شخص شاه بود. طرد نام شاه، اسم رمز پیوند میان مردم حول و حوش ارزش‌های آزادیخواهی و عدالت و استقلال بود. اما صد افسوس كه ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی در همان فضای انقلابی سال‌های 56 و 57 متولد شد و هنوز سنش به یكی دو سال نرسیده بود كه از دنیا رفت. فقط به چند عامل اشاره می‌كنم كه مسبب مرگ این طفل بیچاره شدند والا عوامل بسیار دیگری دخیل بودند. از جمله این دلایل عبارت بود از این که حفظ سرشت ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی با خواست تمركز در عرصه سیاسی ناسازگار بود. در آن روزگار در عرصه سیاسی ایران، كسانی با هم ستیز می‌كردند كه در یك نكته مشترك‌ بودند، همه خواهان صورتی از سیاست متمركز بودند. به جز یكی دو مورد خاص، هیچ كس، خرد حیات سیاسی مبتنی بر كثرت و تفاوت را نداشت. یكی، دیگری را متهم می‌كرد به مزدور بیگانه و خود داغ ننگ مرتجع را بر گردن می‌آویخت. یكی با خشم دیگری را پایگاه امپریالیسم می‌شمرد و البته خود داغ وابستگی به ساواك شاه را دریافت می‌كرد. اما این همه نمی‌دانستند كه با هم شریك و همكارند در تولید احساس ضرورت به یك نظم متمركز و تك ‌پایه. در چنین شرایطی طفل ملی‌گرایی مبتنی بر اصول ایرانی یا باید در پای اسلام‌گرایی قربانی می‌شد یا چپ‌گرایی. چنین شد كه انقلاب اسلامی شد و طفل ملی‌گرایی مبتنی بر اصول از دنیا رفت.   كتاب فوكویاما و فهم وضعیت ما اعتماد در نوشتاری با نگاه به کتاب تازه فوکویاما و وضعیت ابتدای انقلاب اسلامی می‌نویسد: كتاب فوكویاما، مرا به فضای ابتدای انقلاب برد. واقع این است كه خواست آزادی و عدالت و استقلال سیاسی، مضمون اساسی نهضتی بود كه در فضای منتهی به انقلاب سال 57 در ایران شعله كشید. دین و باورهای مذهبی در برانگیختن این فضا، نقش درجه اول داشت. اما آنچه سبب معتبر شدن دین در عرصه سیاسی شد، عرضه روایت‌هایی بود كه دین را به منزله پشتوانه اصلی عدالت و آزادی و استقلال در عرصه عمومی منتشر كرده بود. فوكویاما در كتاب خود به خطر ظهور هویت‌‌جویی‌های قومی، نژادی، مذهبی و جنسیتی به منزله صورت‌های خطرناك سیاست هویت اشاره می‌كند. ظهور ترامپ و جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا، نمونه‌های بارز این ظهور خطرناكند و طلیعه دورانی تازه در مسیر تحولات جهانی. او برای برون‌رفت از این خطر، همه را به احیای هویت ملی مبتنی بر اصول فراخوان می‌كند. به قول فوكویاما، ملی‌گرایی كه بر انگاره‌های عصر روشنگری ظهور كرد مبتنی بر باورهای نژادی و قومی نبود بلكه بر منظومه‌ای از آرای اصولی عصر روشنگری نظیر آزادی و برابری انسانی استوار بود. فوكویاما، هم لیبرال‌ها و هم چپ‌ها را فرا می‌خواند تا برای نجات ارزش‌های عصر روشنگری، پرچم آن سنخ از ملی‌گرایی را برافرازند و در مقابل سیاست‌های هویت دنیای امروز مقاومت كنند. یكی از دلایل ظهور سیاست‌های هویتی گروه‌های قومی و مذهبی و جنسیتی در دنیای امروز از نظر فوكویاما، رشد فرآیند جهانی شدن است. جهانی شدن هم احساس درونی نادیده‌ گرفته‌شدگی گروه‌های قومی و جنسیتی و دینی را تشدید كرده و هم امكان‌های ظهور و بروز به آنها عطا كرده است.   پیش‌بینی مكتب فرانكفورت كه محقق شد نیما اسدی در نوشتاری به بررسی مکتب فرانکفورت در فضای روشنفکری آمریکا پرداخته و می‌نویسد: انتخابات ریاست‌جمهوری امریكا كه منجر به انتخاب دونالد ترامپ شد، شوكی به روشنفكران جهان از جمله خود ایالات متحده بود و این سوال در ذهن اكثر آنها حكاكی شد كه چگونه در یك كشور آزاد و پیشرو در همه زمینه‌ها از جمله علوم انسانی، فردی پوپولیست كه متوسط اندیشه‌هایش از تمامی رییسان جمهور امریكا پایین‌تر است برگزیده شده است. هنوز پس از دو سال از این انتخاب این سوال كماكان در ذهن روشنفكران امریكا باقی است. اما اگر كمی به اندیشه‌های مكاتب جهانی رجوع كنیم متوجه یك نكته مهم می‌شویم و آن این است كه حدود نیم قرن پیش یك مكتب فكری پیش‌بینی چنین روزی را می‌كرد؛ مكتب فرانكفورت. این موضوع را مجله نیویوركر حدود یك ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری امریكا در گزارشی منتشر كرد. گزارش زیر در همین خصوص است: مدت كوتاهی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، خبر كوتاهی روی خطوط خبری آمد: ویلای توماس مان در لس‌آنجلس حفظ خواهد شد. این خانه كه مطابق با مشخصه‌های توماس ‌مان در دهه 1940 ساخته شده بود در اوایل همین سال (2015) برای فروش گذاشته شده بود و به احتمال زیاد تخریب می‌شد زیرا ساختمان بی‌ارزش‌تر از زمین آن بود.   احترام به حقوق مالكیت اعتماد در نوشتاری به بررسی نقش قانون مالکیت از سوی حکومت‌ها پرداخته و می‌نویسد: نخستین مولفه حاكمیت قانون و دومین مولفه احترام به حقوق مالكیت است. اگر به این مولفه توجه شده و به آن جامه عمل پوشانده شود، نهادگرایی گسترش پیدا خواهد كرد اما مادامی كه ما شاهد نقض مكرر حاكمیت مردم و همچنین ناتوانی دستگاه قضایی در مقابله با این موارد به دلیل گستردگی و شدت هستیم، نهادگرایی معنا ندارد. دراین میان صحبت از بازار آزاد فرصتی را برای صاحبان ثروت فراهم می‌كند تا در كاركرد درست بازار آزاد اخلال كنند. این اتفاقی است كه به كرات در ایران رخ داده و مردم شاهد تضییع حقوق‌شان موارد متعدد توسط نهادهای قدرتمند بوده‌اند بنابراین خلأ نهادی كه در چنین شرایطی مردم را همراهی و پشتیبانی كند، احساس می‌شود. به بیان دیگر نهادی كه حامی منافع مردم باشد، وجود ندارد. مطرح شدن موضوع بازنگری در ساختار اقتصادی، بحث تازه‌ای نیست. در سه دهه گذشته ما همواره شاهد حضور سیاست‌هایی به اسم بازار آزاد بودیم و این سیاست‌ها در شرایطی پدیدار می‌شدند كه بستر نهادی تحقق بازار آزاد وجود نداشت. در آن دوران اقداماتی صورت گرفت كه منافع گروه‌های خاص تامین شد و این تامین منافع، سبب بروز شكاف طبقاتی، اختلاف درآمدی و از دست رفتن فرصت‌های اجتماعی برای جمعیت كثیری از مردم شد. خروجی دیگر این دیدگاه، فقر بیش از حد مردم بود. باید بدانیم ناامنی به دنبال فقر وارد جامعه می‌شود.   فیلسوفان گسسته از جامعه محسن آزموده با نگاهی به پیشینه قدرتمند فلسفه در سنت ایرانیان و عدم ایجاد ارتباطی وثیق بین فلاسفه و جامعه ایرانی می‌نویسد: با وجود این سنت دیرپا و كهن، فلسفه ایرانی و بالطبع فیلسوفانی ایرانی، به دلایل و عللی كه مجال تفصیل آن اینجا نیست، نتوانسته‌اند پیوند وثیقی با جامعه ایرانی بیابند و در نتیجه از میان نخبگان فكری ما، اعم از فیلسوفان، فقها، متكلمان، دانشمندان، عرفا و ادبا و شاعران، آنها كه بیش از همه در زبان و فرهنگ عمومی حضور دارند، دسته اخیر، یعنی ادبا و شاعران و تاحدودی عرفا هستند. به بیان روشن‌تر، فیلسوفان ما، از فارابی و ابن‌سینا و خواجه نصیرالدین گرفته شیخ اشراق و میرداماد و ملاصدرا، با وجود بلندی اندیشه و اهمیت انكارناپذیرشان، كمتر با متن جامعه ارتباط داشتند و آثارشان مخاطبانی محدود در میان اهل فرهنگ و كتابخوان‌ها داشت. بر این اساس پربیراه نیست اگر ادعا كنیم كه در تاریخ فرهنگی ما، این ادیبان و شاعران بودند و هستند كه نقشی را كه فیلسوفان و متفكران غربی ایفا می‌كردند، برعهده دارند. مردم ما با حافظ و سعدی و خیام، هم‌سخنی بیشتری دارند تا با معلم ثانی و بوعلی و حاج ملاهادی سبزواری. مخاطب اصلی گروه دوم، نخبگان فكری و معدود تحصیلكردگان بودند و هستند و آثاری چون فصول الحكمه و شفا و نجات و اسفار را اندك‌شمار فرهیختگانی می‌خواندند و می‌خوانند كه آموزش فلسفی دیده‌اند و به زبان مغلق و پیچیده و «مفهومی» فلسفه آشنایی دارند.   چرا تغییر، شكست می‌خورد؟ خشایار قدیری‌نژاد در نوشتاری به چرایی موفق‌آمیز نبودن تغییر در سازمان‌های اجتماعی پرداخته و می‌نویسد: اكثر مدیران نمی‌دانند كه تغییر یك فرآیند است و نه یك رویداد. این مدیران، كه برای شتابدهی به فرآیند تغییر همواره تحت فشارند، ناچار یا خود خواسته از برخی مراحل تغییر چشم‌پوشی می‌كنند اما نمی‌دانند كه میانبر‌ها همیشه به مقصد نمی‌رسند. با شناخت مراحل تغییر می‌توان احتمال موفقیت تغییر را افزایش داد. مرحله اول تغییر ایجاد حس فوریت و ضرورت تغییر است. موفق‌ترین تلاش‌ها برای تغییر زمانی پدید می‌آیند كه برخی افراد یا گروه‌ها نگاه موشكافانه به وضعیت داخلی سازمان، موقعیت سازمان در بازار، روندهای فناوری و عملكرد مالی بیندازند. از نكات مهم این مرحله متقاعد كردن 75درصد از مدیران سازمان با این موضوع است كه وضعیت فعلی خطرناك‌تر از وضعیت ناشناخته بعدی است. مرحله دوم تشكیل اتحادی قدرتمند است. باید گروهی را گرد هم آورد كه یك تعهد مشترك دارند و قدرت كافی برای هدایت تلاش‌های تغییر؛ البته ترغیب این گروه به كار تیمی، فراتر از سلسه مراتب معمول ضروریست. باید دقت كرد كه این تیم باتجربه باشند و رهبری را به مدیریت منابع انسانی، مدیریت كیفی یا برنامه‌ریزی تنزل ندهند، یعنی یك مدیر صفی. مرحله سوم از تغییر ایجاد بینشی جدید است. ایجاد بینشی جدید برای هدایت تلاش‌های تغییر و توسعه راهبردهایی برای تحقق این بینش بسیار مهم است. بینش نباید مبهم باشد و باید بتوان در كمتر از 5 دقیقه آن را برای دیگران توضیح داد. مرحله چهارم تغییر انتقال بینش است. باید از تمام ابزار و روش‌ها برای انتقال بینش جدید و راهبردهای دستیابی به آن استفاده كرد و رفتارهای جدید را با الگو قرار دادن گروه اتحاد قدرتمند آموزش داد.   ایران   روحانی از کاهش اعتماد عمومی احساس خطر می‎کند اشرف بروجردی در گفت‎وگو با ایران درباره کاهش اعتماد عمومی می‌گوید: اگر در بین احزاب و گروه‎های سیاسی تعاملات فکری صورت بگیرد، گره‎های ذهنی باز و ابهامات مرتفع شود و با ادبیات فاخری که لازمه سیاستمداران است سخن گفته شود، می‎توان به بهبود وضعیت امور امیدوار بود. قطعاً برگزاری نشست با احزب می‎تواند اعتماد عمومی از دست رفته را به جامعه برگرداند. این امر کمک می‎کند که احزاب نقش خودشان را ایفا کنند و به‌عنوان یک پایگاه فکری برای جامعه مطرح باشند. احزاب و گروه‌هایی که با رئیس‎جمهوری گفت‎وگو می‎کنند، شامل همه طیف‎ها نمی‎شود. هرچند می‎توان آن را مفید دانست اما از این منظر که این جلسات فراگیر نیست، نمی‎توان آن را جامع دانست. به‌نظر باید زمینه‎ای فراهم شود که در یک میدان وسیعتری گفت‌و‌گوها ادامه پیدا کند. انتقاداتی که بعضاً در مورد دولتمردان و شخص رئیس‎جمهوری مطرح می‌‎شد، عدم برگزاری چنین نشست‎هایی با احزاب و گروه‌های سیاسی و صاحبنظران حوزه‎های اقتصادی و جامعه‌شناسی و سایر حوزه‎ها بوده است. چه واقعیاتی در جامعه رخ داده که باعث و بانی چنین جلساتی شده است؟ آیا با این اتفاق باید بحث کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را جدی گرفت؟   مدافع پرشور تاریخ علم اسلامی ایران از برگزاری بزرگداشت فؤاد سزگین شرق‌شناس ترک در دانشگاه تهران خبر داده و می‌نویسد: سزگین اما بیش از هرچیز به کسی شناخته می‌شد که تاریخ‌نگار علم است و تاریخ علوم اسلامی را خوب می‌شناسد. چیزی در حدود 40 سال، تاریخ علوم طبیعى و علوم عربى اسلامى در دانشگاه فرانکفورت تدریس کرد و در آنجا به پژوهش پرداخت. در میان آثارش، «تاریخ ‌التراث العربی» با موضوع تاریخ علم و فناوری در جهان اسلام و گاهشمار دانشمندان و مهندسان مسلمان را نوشت و حتی برای ترجمه‌اش از آلمانی به عربی، جایزه‌ای از ملک فیصل دریافت کرد. او حتی موزه‌ای در همان دانشگاه، تأسیس کرد تا با 800 عدد از ابزار و ادوات، عصر طلایی تاریخ علم مسلمانان را به نمایش گذاشت. از آثار او، اما، 4 جلد از مجموعه 13 جلدی، «تاریخ ‌التراث العربی» با عنوان «تاریخ نگارش‌های عربی» توسط گروهی به سرپرستی احمدرضا رحیمی ریسه، در سال 1391 از سوی خانه کتاب منتشر شده است که شامل «قرآن، حدیث، تاریخ، فقه، عقاید، تصوف» در جلد نخست، «شعر» در جلد دوم، «پزشکی، داروسازی، جانورشناسی، دامپزشکی» در جلد سوم و «کیمیا، شیمی، گیاه‌شناسی، کشاوری» در جلد چهارم آمده است. جایگاه او چنان رفیع است که رجب طیب اردوغان؛ رئیس جمهوری ترکیه، در تشییع جنازه‌اش گفت سال 2019 را سال «پروفسور فؤاد سزگین و تاریخ علوم اسلامی» نامگذاری خواهیم کرد.   رسالت   هزینه‌های جاری حوزه را با کوچک‌سازی ساختار کاهش دهید آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید گفت: در مدیریت حوزه با برنامه‌ریزی و کوچک‌سازی ساختار هزینه‌ها کنترل و کاهش یابد. یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که سنّت‌های حوزه را حفظ کنید تا تحت‌الشّعاع دیگر فرهنگ‌ها قرار نگیرد؛ چرا که حوزه خود فرهنگ مستقلی دارد و باید این فرهنگ و سنّت حفظ شود. طبق اساسنامه شورای عالی حوزه، این شورا مستقل است و این استقلال فقط به معنای استقلال مالی نیست بلکه استقلال در تصمیم‌گیری‌ها و... را نیز شامل می‌شود و امام راحل نیز بر این استقلال تأکید فراوان داشتند. اگرچه معمولاً دیگر استقلال‌ها بدون استقلال مالی انجام نمی‌گیرد لیکن باید تلاش شود استقلال همه‌جانبه شورای عالی و حوزه علمیه حفظ شود. شورای عالی حوزه، باید ارتباطش با مراجع را پررنگ‌تر و پیوندش را با آنان بیشتر کند. در گذشته علما و مراجع از موقعیت بالایی برخوردار بودند. انتظار می‌رود اکنون نیز در نظام جمهوری اسلامی این امر تقویت شود. عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه با اشاره محدودیت‌های حوزه قم و نیاز حوزه به تخصص‌گرایی در حوزه تاکید کرد: پذیرش طلاب مبتدی را به شهرستان‌ها واگذار کنید تا حوزه قم بتواند در سطح بالاتری فعالیت کند. از آنجایی که قم مرکز حضور فضلا شده،‌ لذا شهرستان‌ها خالی مانده و این موجب آسیب‌پذیرتر شدن است؛ بنابراین باید این موضوع بررسی شود و طرحی اجرایی برای آن اندیشیده شود. ]]> رسانه Sat, 27 Oct 2018 03:30:57 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8019/ مرور مطبوعات / شروط ضمن عقد جایگزین مهریه‌های نجومی شده است http://dinonline.com/doc/report/fa/8015/ شرق   صداوسیما بر کدام مدار می‌گردد؟ مصطفی ایزدی در شرق در نقد صداوسیما و کاهش گرایش مردم به این رسانه می‌نویسد: رسانه‌ها دو کار اصلی و عمده می‌کنند: آگاهی‌بخشی و فرهنگ‌سازی. هر رسانه یک هنرنمایی دارد، اما رسانه صداوسیما هنرنمایی‌اش این است که بین خودش و مردم فاصله بیندازد! مدیران آن چه بخواهند و چه نخواهند، چه آمار بدهند و چه ندهند، از اعتبار خود روزبه‌روز می‌کاهند. اینان فکر می‌کنند اگر اعلام کنند که فلان برنامه را چند درصد از مردم ایران دیده‌اند، یعنی نزد مردم اعتبار زیادی دارند، در صورتی که این‌طور نیست. اعتبار یک رسانه به این نیست که یک برنامه طنز یا یک برنامه اجتماعی، بینندگان زیادی دارد. بلکه ارزش و اعتبار یک رسانه به این است که درصد زیادی از مردم به واقعی‌بودن اخبار و اطلاعات آن رسانه ایمان داشته باشند و آن را در معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بی‌طرف بدانند. راستی چرا رسانه‌های اینترنتی که آزادانه اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی می‌کنند، آن‌قدر تأثیر دارند که رسانه ملی مجبور می‌شود هرچند وقت یک بار با انتشار خبر و گفت‌وگو و فیلم از فلان موضوع مطرح‌شده در فضای مجازی، تأثیرزدایی کند؟ چرا چنین است؟ جوابش این است که فرهنگ حاکم بر مدیران آن به گونه‌ای نیست که بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند و نمی‌خواهند در دفاع از حقایق جامعه گامی مثبت بردارند. وقتی مردم حقایق را می‌بینند و واقعیت‌ها را با گوشت و پوستشان لمس می‌کنند، اما در رسانه ملی به گونه‌ای دیگر می‌شنوند، اعتماد خود را به صداوسیما از دست می‌دهند. از طرف دیگر این رسانه در برخورد با جریان‌های سیاسی فعال در جامعه و حتی فعال در عرصه خدمتگزاری، یک‌طرفه می‌رود و شیوه تک‌صدایی را برای خود برگزیده است.   جنگیدن با حکم خدا، راه‌حل حضور بانوان در ورزشگاه‌ها نیست حجت‌الاسلام صادقی، معاون فرهنگی قوه قضائیه، با گلایه از برخی از کسانی که می‌خواهند از حقوق زنان دفاع کنند، ولی راه مناسبی را انتخاب نمی‌کنند، گفت: دیدن بدن برهنه جنس مخالف برای نامحرم جایز نیست، این حکم شرعی است، اما ممکن است با وجود فاصله زیاد جایگاه تماشاچیان در برخی موارد، صدق نظر به بدن نامحرم نباشد. این یک بحث فنی و مصداقی است و می‌توان برای تشریح موضوع با فقها و مراجع محترم صحبت کرد. معاون فرهنگی قوه قضائیه به عارضه دوم در بحث حضور بانوان در ورزشگاه‌ها اشاره کرد و افزود: حفظ حرمت بانوان ضروری است، اما جو حاکم بر ورزشگاه ممکن است غیراخلاقی باشد و حضور یک بانوی مسلمان در چنین فضایی که امکان هتک حرمت وجود دارد، جایز نیست. صادقی، راهکار حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را مدیریت و ایجاد فضای سالم عنوان کرد و گفت: راه‌حل حضور آزادانه بانوان برای تماشای مسابقات ورزشی، جنگیدن با حکم خدا نیست، بلکه از مدیران دستگاه‌ها باید خواست با مدیریت صحیح، زمینه این حضور را فراهم کنند که منع شرعی و اخلاقی وجود نداشته باشد، البته تیم‌های ورزشی، طرفداران آنها و عموم مردم هم در زمینه‌سازی حضور محترمانه بانوان نقش دارند.   روزگار سپری‌شده تهران سالخورده تندیس اسماعیل‌نژاد پژوهشگر اجتماعی درباره پدیده سالخوردگی در تهران می‌نویسد: بررسی داده‌های آماری نشان می‌دهد 3/3 درصد از جمعیت کشور در سرشماری سال 1365 را سالمندان (جمعیت 65 سال به بالا) تشکیل می‌دادند که این رقم در سال 1395 به 1/6 درصد رسیده است. مقایسه ارقام سالمندی تهران و ایران حکایت از آن دارد که تهران در مقایسه با سایر شهرها سالمندان بیشتری دارد، به‌گونه‌ای که میانگین سنی تهران در سرشماری سال 1385 معادل 2/31سال بوده و این عدد برای کل کشور 9/27 عنوان شده است. «شهری‌شدن» تهران علاوه‌بر افزایش جمعیت با سالمندشدن آن همسو شده است. در تبیین دلایل سالمندی کلان‌شهر تهران عوامل مختلفی مانند کیفیت بالای خدمات پزشکی و درمانی و سطح برخورداری افراد از این میزان خدمات دخیل‌اند. در حقیقت به دلیل تغییرات به‌وجودآمده تحت تأثیر شهری‌شدن پرشتاب کلان‌شهر تهران مانند کاهش میزان باروری در دوره‌های اخیر و تسلط سبک زندگی شهری و شکل‌گیری فرهنگ تأخیر در سن ازدواج و ایجاد فاصله میان‌ سال‌های ازدواج و تولد اولین فرزند، میزان جمعیت در گروه سنی اول یعنی صفر تا 14 سال به نسبت میزان این گروه در کل کشور و استان افزایش یافته است. همچنین میزان جمعیت جوان یا فعال در شهر تهران نیز مانند کل کشور و میزان استانی آن افزایش‌یافته، قرارگرفتن جمعیت شهر تهران در ساختار سنی فعال و شرایط منفعت جمعیتی، شهر تهران را بیش‌ازپیش در موقعیت رشد و توسعه اقتصادی قرار داده است.   سهل‌آمدن و سخت‌رفتن؛ چرا؟ عبدالله ناصری در نقد تلاش بعضی مسئولان که بر اساس قانون جدید مجبور به استعفا هستند اما به دنبال راهکاری برای گریز از این مسئله هستند، می‌نویسد: انکار نمی‌کنیم در همین دوران 40 ساله جمهوری اسلامی مواردی به برخی افراد عرضه شده و پذیرفته نشده است، اما غم‌انگیزتر از این، آنجایی است که بلافاصله مسئولیت پذیرفته می‌شود و به میز مدیریت سلام می‌کنیم، اما برای وداع با اتاق ریاست بسیاربسیار در تنگنا قرار داریم- البته تنگناهای اخلاقی- و آنجا که حتی به مصاف قانون می‌رویم و سعی می‌کنیم قانون موضوعه‌ای را که وجدان‌های بیدار جامعه، مخصوصا جوانان، در انتظار تحقق آن هستند، نیز نادیده بگیریم. قانون اخیر؛ یعنی منع به‌کارگیری بازنشستگان در نظام مدیریتی کشور صحنه امتحان سیاسی و اخلاقی خوبی بوده است و خواهد بود. این قانون فقط اختصاص به حوزه اجرائی کشور دارد و حتما می‌توان گفت یکی از دلایل استقبال از این قانون در بخش‌هایی از جامعه، بی‌توجهی مدیران ارشد کشور در دهه‌های اول جمهوری اسلامی برای پرورش مدیران آینده بوده است، بی‌شک باید از آن استقبال کرد. بدتر از این، آن است بعضی از مدیران و صاحب‌منصبان مشمول این قانون در پی درصدسازی جانبازی یا تنظیم سوابق ایثارگری هستند و از آن بدتر تلاش برای تفسیر قانون به نحوی که دسته‌ای از مدیران از این قانون خارج شوند و حتی به تکاپو می‌افتند که از مجلس شورای اسلامی استفساریه طلب کنند.   اعتماد   شروط ضمن عقد جایگزین مهریه‌های نجومی شده است شهیندخت مولاوردی؛ دستیار ویژه رییس‌جمهوری در امور حقوق شهروندی گفت: برخی زوج‌های جدید و جوان به سمت شروط ضمن عقد و حقوق غیر‌مالی مثل وكالت طلاق، نصف كردن دارایی و وكالت خروج از كشور پیش می‌روند، به طوری كه این موضوع را جایگزین مهریه‌های نجومی كرده‌اند، این فرهنگ خوبی است كه در حال جاافتادن است ولی هنوز جای كار دارد. در قانون مدنی در ماده 11 و 19 پیش‌بینی شده و طبق شرع این اجازه داده شده كه زوجین هنگام ازدواج توافق داشته باشند و سال‌هاست در حال انجام است. مهریه را نمی‌شود كم كرد، البته بحث تعدیل مهریه بر اساس بخشنامه‌ای از سوی قوه قضاییه با توجه به نوسانات قیمت نرخ سكه و تاثیر آن بر افزایش تعداد زندانیان مهریه مطرح است و دستوری داده‌اند كه تعدیل پیدا كند. اكنون و چه قبل از آن درباره اختیار كاهش مهریه هیچ مشكلی نداشته‌ایم و افزایش آن را شورای نگهبان نظر داد كه بعد از عقد امكان افزایش سكه وجود ندارد ولی برای كاهش آن مساله‌ای نبوده است.   ایران   قبض و بسط‌های بی‌پایان در مواجهه با یک اندیشمند محمد میلانی پژوهشگر فلسفه با توجه به ماجرای دستکاری مجسمه مرحوم شریعتی و حذف کراوات از آن و سابقه برخوردهایی مشابه آن در مواجهه با نام شریعتی در سال‌های گذشته می‌نویسد: به راحتی می‌توان دید که در چند نسل از جامعه‌ای که مدعای فرهنگی و اصالت دارد چه فجایعی درحال روی دادن بوده، که به هیچ عنوان نه عقل حکم به چنین تنگ نظری‌ها و بدسگالی‌ها می‌دهد و نه شریعت اسلام و بالاخص مرام پیشوایان بزرگوار اسلام و شیعه چنین نظری در برابر حتی مخالفان خود دارند. مضاف براین‌که مرحوم شریعتی یک مثال است. این وضعیت بی‌هیچ شک و شبهه‌ای نشان از وجود فقر فرهنگی دامنگیر اجتماعی و نیز عدم شناخت ریشه‌دار فرهنگی در میان نسل‌های نوپای مدعی حفظ فرهنگ دارد. فقری که به هیچ عنوان سنت تساهل و تسامح و احترام به آراء و شخصیت بزرگان و مفاخر را نه تنها برنمی‌تابد بلکه در پیشرفته‌ترین شکل ممکن ریشه در محیط‌های رسمی آکادمیک و فرهنگی نظیر دانشگاه‌ها و مجامع علمی و پژوهشی دارد. باز برای نمونه باید اذعان کرد که در سال‌های اخیر به دفعات کنگره‌ها و بزرگداشت‌های وزینی از برای احترام به مقام شامخ اساتید و نام‌آوران برجسته ایرانی برگزار شده است که همین رفتارهای تکامل‌ نیافته باعث شکل‌گیری زشت‌ترین تصویرها و بدترین خاطره‌ها در ذهن‌های نسل‌هایی شده است که بناست آینده ایران را با اتکا و توسل به افکار گذشتگان و سنت به جا مانده از آنها بسازند و پرقوام و استوار نگه دارند.   رسالت   رسانه‌ها، زبان گویای نظام هستند آیت‌الله یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رسانه‌ها را از ارکان حاکمیت و زبان گویای نظام عنوان کرد. نقش رسانه‌ها در اداره جامعه بیش از نقش دانشگاه‌ها است و آحاد جامعه را تربیت می‌کند. وی پرداختن به اخلاق، وظایف، عمل و کارکرد رسانه را لازم دانست و گفت: رسانه به دو نحو مستقیم و غیرمستقیم مردم را آموزش می‌دهد که در رسانه ملی بیشتر به آموزش مستقیم توجه می‌شود اما نقش آموزش غیرمستقیم بسیار بیشتر است؛ لباس، آرایش، نشست و برخاست و مسائل دیگر برای بینندگان آموزنده است؛ آن‌ها سعی می‌کنند که همان اعمال و گفته‌ها را تکرار کنند و در این تقلید آن اعمال و رفتار را مناسب و شایسته می‌دانند. یزدی نوع دکور و تنوع پوشش در رسانه ملی را مورد توجه قرار داد و افزود: تجمل در ظواهر برنامه‌های صدا و سیما، روح اشرافی‌گری و توجه به تجملات را در جامعه آموزش می‌دهد که موجب سختی افرادی می‌شود که توانایی تجهیز خانه‌ها و زندگی خود را به مدلی که تبلیغ می‌شود ندارند؛ در بعضی موارد نیز تبلیغ فرهنگ غرب به چشم می‌خورد که به این اثرگذاری در اخلاق و رفتار عامه مردم توجه خاصی نمی‌شود.   دوران مدیریت فرهنگی کوتوله‌ها است سیدمهدی شجاعی در مراسم رونمایی از ۱۳ مجموعه داستان کوتاه گفت: در کشور ما عزم و برنامه‌ای برای فعالیت پیرامون ادبیات و فرهنگ وجود ندارد و روز به روز شاهد کوتوله شدن مدیران فرهنگی هستیم. زمانی که مردم به اطلاع دست پیدا می‌کنند اوقات آن حکومت را تلخ می‌کنند و این مسئله با منافع حکومت‌ها در تضاد است اما کیفیت مواجهه با فرهنگ در حکومت‌های مختلف مهم است و آنها هستند که تعیین می‌کنند چگونه باید با این پدیده روبه‌رو شوند تا اوقات آنها تلخ نشود. مثلا گاهی با قهر کردن مخاطب در اطلاعات، او را از حقیقت دور می‌کنند و برخی نیز با فیلتر کردن. وی اضافه کرد: برخی حکومت‌ها فهمیده‌اند که با تحویل گرفتن هنرمند می‌توان او را مصادره کرد و برخی دیگر هم نفهمیده‌اند و در این راه ناشی‌گری کرده‌اند. ما از این جمله‌ایم و شاهدیم که امروز هیچ موضوعیت و اصالتی برای فرهنگ در کشور وجود ندارد. هیچ سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی را در این زمینه شاهد نیستیم. ]]> رسانه Thu, 25 Oct 2018 08:01:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8015/ مرور مطبوعات / احساسات مردم را جدی بگیریم! http://dinonline.com/doc/report/fa/8014/ شرق   اگر شفافیت نباشد مردم اعتماد نمی‌کنند آیت‌الله محسن غرویان مدرس حوزه و دانشگاه درباره ضرورت شفاف‌سازی فعالیت‌های مسئولان گفت: چون مالک اصلی حکومت مردم هستند، حق دارند به صورت شفاف در جریان مسائل حکومت باشند. این حق مردم، تکلیفی برای مسئولان درست می‌کند. اگر حق حاکمیت متعلق به مردم است، بنابراین تکلیف مسئولان این است که مسائل پشت پرده‌ای نداشته باشند و همه مسائل را با مردم در میان بگذارند تا اعتماد مردم را جلب کنند. رهبر معظم انقلاب با سخنان اخیر خود در حقیقت به صدا‌و‌سیما، رسانه‌ها و سایر ابزارهای تبلیغاتی هشدار می‌دهند که مسائل را به صورت واقعی برای مردم بیان کنند؛ مسئولان هم با مردم صحبت کنند و در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سکوت ممتد نداشته باشند. یک استثنا داریم و از دیدگاه فقهی نیز پذیرفته‌شده است که مسائل حساس امنیتی باید بین مسئولان باشد تا آنها را به‌موقع برای مردم بیان کنند. رهبری فرمودند به‌جز این‌گونه مسائل، مسائل دیگر با شفافیت بیان شود. در سیره ائمه(ع) هم این موضوع به چشم می‌خورد. این امر در سیره اهل بیت(ع) و رهبران دینی بوده است که چیزی را از مردم پنهان نمی‌کردند. اگر شفافیت نباشد، مردم اعتماد نمی‌کنند. گاهی در جامعه ما اختلاس، پول‌شویی و جا‌به‌جایی بیت‌المال صورت می‌گیرد و روشن می‌شود برخی صاحب‌منصبان و حتی برخی شخصیت‌های دینی و مذهبی پشت پرده این ماجراها هستند. اینها نشانه شفافیت‌نداشتن است و اعتماد مردم از حاکمان سلب می‌شود. به‌هر‌حال عدالت و عدم تبعیض این اقتضا را دارد که مثلا مردم بدانند فلان مسئول چقدر در ماه حقوق می‌گیرد و اختلاف سطح حقوق‌بگیران عادلانه است یا نیست.   اندر فواید جرم‌زدایی از توهین حسین جلالی در شرق به نسبت «جرم‌انگاری توهین» با «تحدید آزادی بیان» پرداخته و به سراغ چند تن از کارشناسان رفته و نظر آنان را جویا شده است. کوروش احمدی، کارشناس روابط بین‌الملل در یادداشتی درباره تجربه آمریکا در زمینه جرم‌زدایی از توهین و افترا نوشته که به خوانندگان ایرانی فضای دیگری را نشان می‌دهد. بهمن کشاورز، حقوق‌دان و وکیل دادگستری،  بر این گمان است که توهین باید جرم‌انگاری شود. او با نگاهی به خلقیات سیاسی ایرانیان، این‌طور استدلال می‌کند که «با توجه به ویژگی‌های خلقی ما که معمولا خود را در بیان هرچیزی مختار و آزاد می‌پنداریم و توجهی به اینکه آنچه می‌گوییم چه آثار و تبعاتی دارد، نداریم و به‌طور معمول در نسبت‌دادن انواع اعمال و صفات به یکدیگر بی‌باک هستیم»، بهتر است توهین، جرم‌انگاری شود. مقابل ابوذر نصراللهی، وکیل دادگستری و یکی از وکلای شکایت‌کننده از بازپرس فیلترکرده تلگرام، در نقطه مقابل قرار می‌گیرد. او برخلاف کشاورز جرم‌انگاری توهین را در معارضه با آزادی بیان توصیف می‌کند و البته بر این امر تأکید می‌کند که عموما مقامات سیاسی باید ظرفیت خود را بالا ببرند و با سخت‌گیری مانع از به‌وجودآمدن فضای نقد نشوند. او در مجموع مزایای جرم‌زدایی از توهین را بیشتر از معایب آن می‌داند.   مهاجرت همچون آیین امید آسایش نگاهی انداخته است به پدیده مهاجرت به‌خصوص نخبگان که امروزه سرعت سیر بیشتری یافته است. در بخشی از این نوشتار آمده است: روزی می‌گویند سالانه 150 هزار دانشجو از ایران می‌روند و رتبه نخست جهانی را دراین‌باره داریم، روزی دیگر تکذیب می‌کنند و می‌گویند آمار مهاجرت دانشجویان ما در میان 10کشور نخست هم نیست. حالا دیگر مهاجرت، دست‌کم در میان دانشجویان ایرانی که موضوع کارم بودند، به نوعی آیین‌ گذار تبدیل شده است؛ یعنی، مهاجرت پاسخی عملی و البته عقلانی به مشکلات شخصی نیست که به همراهی با جریانی اجتماعی بدل شده که رفته‌رفته جایی در فرهنگ مردم یافته است. بسیاری از افراد مدام در مواجهه با شکست‌ها و سرخوردگی‌های زندگی روزمره به فکر مهاجرت می‌افتند و بسیاری نیز گرفتاری‌های روزمره، از ترافیک گرفته تا گرفتاری‌های اداری و مشکلات اقتصادی را با خیال مهاجرت تحمل می‌کنند. با اینکه دغدغه مهاجرت برای بسیاری در همه عمر بی‌پاسخ می‌ماند و هیچ‌گاه منجر به مهاجرت نمی‌شود، همین‌‌که مهاجرت را امکانی برای رهایی از مشکلات تصور می‌کنند، نوع مواجهه‌شان را با واقعیات زندگی روزمره تغییر می‌دهد. این خوره رفتن یا ماندن، فارغ از نتیجه نهایی‌اش، پیشاپیش تصور هرگونه تلاش را برای تغییر در زندگی فردی و اجتماعی ناممکن می‌کند.   اعتماد آشتی در آكادمیا زینب صدوقی دكترای سیاستگذاری فرهنگی از پژوهشی درباره دانشگاه و صلح سخن گفته و نوشته است: بسیاری از محققان به فرهنگ‌سازی دانشگاه‌ها در خلال كاركردهای آموزش، پژوهش و التزام اجتماعی دانشگاه‌ها اشاره دارند و ترویج فرهنگ صلح و دوستی را از این منظر مورد تاكید قرار می‌دهند. به ویژه اینكه امروزه دیگر صلح صرفا در نبود جنگ معنا نمی‌یابد و بیش از صلح منفی صلح در معنای آرامش، مسوولیت پذیری، تساهل و مدارا، همكاری، دگرپذیری، احترام به خود – دیگران و طبیعت معنا می‌یابد. دانشگاه به عنوان مدرسه پژوهش در گام اول وظیفه تولید دانش صلح را در خلال تحقیقات و پژوهش‌ها بر عهده دارد و در گام بعدی باید این دانش تولیدی را در خلال آموزش در اختیار اساتید و دانشجویان قرار دهد. خشونت محصول ذهن متعارض است؛ زمانی كه ذهن بشر بر غیرحقایق و خودمحوری تمركز می‌كند و در شرایط تعصب، تبعیض نژادی، محرومیت و تحقیر قرار می‌گیرد، چنین اذهانی گرفتار توهمات و برداشت‌های نادرست می‌شوند. فرد خود را جدا از مجموعه گروه، جامعه و جهان می‌بیند و به تدریج خویشتن خویش را در مخالفت با جهان قرار داده و خشمگینانه نبرد ذهنی خود و جهان را آغاز می‌كند. بر این اساس آموزش و تحقیق اهمیت می‌یابد. دانشگاه می‌تواند نقش شایانی در شكل‌دهی به گفتمانی با دال مركزی صلح و دوستی ایفا كند كه در اینجا در كسوت نهاد تولید دانش و كشف حقیقت ظاهر شده و از طریق پیشبرد مرزهای دانش و توسعه نوآوری و خلاقیت در افراد می‌تواند تغییر در ذهنیت و در نهایت تحول در دنیای بیرونی را به دنبال داشته باشند. بررسی دلایل جنگ و تعارض، تفاوت‌های فرهنگی، قومی، سیاسی و ... كه می‌تواند به تعارض منجر شود، تكنیك‌های حل تعارض و بررسی راه‌های موفقیت آنها موضوعاتی است كه در این راستا می‌تواند هدف تحقیق و پژوهش قرار گرفته و راهنمای سیاستگذاران در مورد چگونگی رفع زمینه‌ تعارضات و همچنین مبنایی برای رفتار افراد شود.   تاملاتی درباره دانشگاه سه كتاب جدید از مجموعه «تاملات صاحب‎نظران ایرانی در باب آموزش عالی» منتشر شده است. شانزدهمین شماره این مجموعه با عنوان «دانشگاه و چالش‌های جامعه ایرانی» نوشته تقی آزاد ارمكی، جامعه‌شناس نام‌آشنا و استاد علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. آزاد ارمكی در مقدمه این كتاب با اشاره به اهمیت نهاد دانشگاه، آن را متاثر از سنت‌های فكری و علمی حوزوی ما می‌داند و از منظر بازخوانی تاریخ دانشگاه ایرانی، به بررسی چالش‌های پیش روی جامعه ایرانی می‌پردازد. بعد از مقدمه كتاب با گفت‌وگوی جبار رحمانی، عضو هیات علمی پژوهشكده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دبیر این مجموعه با تقی آزاد با عنوان «بررسی وضعیت دانشگاه در دوره معاصر» آغاز می‌شود. نكته مهم این گفت‌وگو پرداختن موردی به برخی از دانشگاه‌ها و موسسات عالی امروز و برخی پدیده‌هایی است كه بر اثر آنها پدید آمده‎اند. آزاد در این گفت‌وگو تاكید می‌كند دانشگاه را مثل تخم‌مرغی می‌داند كه شكستن آن صدای ظهور ساحت جدیدی را به گوش می‌رساند. «دانشگاه، نوسازی فرهنگی-اجتماعی و تجددخواهی»، عنوان دومین بخش كتاب است كه در آن مساله رابطه دانشگاه در فرآیند اندیشه‌ورزی و مدنیت در ایران مورد بحث قرار گرفته است. دیگر بخش‌های كتاب عبارتند از: «كارمند دكتر و استاد كارمند»، گفت‌وگوی مجله فرهنگ امروز با تقی آزاد، «جریان دانشجویی در ایران»، سخنرانی آزاد در دانشگاه كاشان، «بحران بنیادی معرفتی در دانشگاه» گفت‌وگوی آزاد با روزنامه شرق، «از ابن‌خلدون جامعه‌شناسی اسلامی درنمی‌آید» گفت‌وگوی خداداد خادم با تقی آزاد ارمكی، «ضعف و قوت‌های جامعه‌شناسی ایران» گفت‌وگوی دكتر آزاد با فرهنگ امروز و «دانشگاه، توسعه بومی یا توسعه محلی» سخنرانی دكتر آزاد در دانشگاه بابلسر.   حیات ققنوس وار دانشگاه ایرانی نشست نقد و بررسی كتاب «تاریخ دانشگاه در ایران» نوشته مقصود فراستخواه و نسرین اصغرزاده سه‌شنبه ۱۷ مهرماه با همكاری انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. در این نشست محمد فاضلی و نسرین نورشاهی نیز حضور داشتند. محمد فاضلی در این نشست گفت: اهمیت كتاب در این است كه نشان می‌دهد دانشگاه یك نهاد فكر نشده در جامعه ایرانی نیست. یك پژوهش تاریخی باید نشان دهد چگونه پنداشت‌های قبلی ما محك نخورده بوده است. ایشان در این كتاب نشان می‌دهد مواجهه ما با دانشگاه یك مواجهه سرسری نیست بلكه دانشگاه در ایران چیزی حدود ۲۰۰ سال فرسایش با سایر نهادهای ایران داشته است. بنابراین دانشگاه ایده‌ای بوده كه برای آن تقاضای اجتماعی وجود داشته است. مواجهه با غرب سوالات عمیقی پدید آورد و دانشگاه نهادی برای پاسخ دادن به این سوالات بود. به گفته استادیار دانشگاه شهید بهشتی، فراستخواه تجلی جمله‌ ماركس را نشان می‌دهد آنجا كه می‌گوید: «انسان‌ها تاریخ را می‌سازند نه اما آن‌گونه كه می‌خواهند» بنابراین تمام كسانی كه درباره علم در ایران كار كردند از نوه فتحعلی شاه گرفته تا فروغی تلاش كردند دانشگاهی را در تراز تمدن ایرانی بسازند اما به تور نهاد سیاست خوردند. وی با اشاره به اینكه چگونه سیاست دانشگاه را شكل داده است، توضیح داد: فراستخواه می‌گوید قبض و بسط سیاست سبب قبض و بسط دانشگاه شده بنابراین دانشگاه موجود بی‌ریشه و بی‌در و پیكر در ایران نبوده و با سنت‌های مذهبی تعامل و اصطكاك داشته است. دانشگاه در ایران با محافظه‌كاری‌های اجتماعی از جمله نهادهای سنتی درگیر می‌شود پس كتاب در یك مسیر تاریخی نشان می‌دهد بی‌ثباتی سیاسی چگونه نفس دانشگاه را گرفته است و وقتی مناقشه در عرصه سیاست اوج می‌گیرد دیگر دانشگاه نفس نمی‌كشد؟   تهران زنان را دوست ندارد آزاده بهشتی كارشناس ارشد شهری درباره امنیت اجتماعی زنان در شهری مانند تهران می‌نویسد: اگر جدول امن‌ترین شهرهای دنیا را زیر و رو كنیم رتبه 52 برای پایتخت ایران در میان 60 شهر امن جهان به ثبت رسیده است. تهران در سال ۲۰۱۵ در این رده‌بندی حضور داشت. و از بین ۵۰ شهر در رتبه ۴۹ قرار گرفت اما در رده‌بندی شاخص سال ۲۰۱۷ از بین ۶۰ شهر در سكوی ۵۲ قرار گرفته است. با وجود این ارتقای چند پله‌ای تهران در فاصله این دو سال تهران همچنان در رتبه‌های آخر رده‌بندی ایستاده و اتیكت یكی از ناامن‌ترین شهرهای جهان به پیشانی آن چسبانده شده است. عدم احساس امنیت در زنان تاثیر زیادی روی توانایی آنها در مشاغل، تحصیلات، زندگی شهری و نقش‌آفرینی در گروه‌های اجتماعی و فعالیت‌های تفریحی و جمعی خواهد داشت. تعداد زنانی كه در طی روز و مخصوصا شب‌ها در مكان‌های عمومی ظاهر می‌شوند معیاری است كه می‌تواند سلامت یك جامعه و سرزندگی آن را نشان دهد. هر چقدر در طراحی محیط شهری نیازهای زنان بیشتر در نظر گرفته شود، آنها بیشتر احساس امنیت و آرامش خواهند داشت. ایده و مفهوم شهر دوستدار زن نتیجه تلاش برای حل مسائل و مشكلات زنان و ارتقا و بهبود وضعیت آنها در زندگی شهری است. شهری مطلوب و مناسب زندگی اجتماعی زنان در همه ابعاد كه حضور زنان را در شهر راحت‌تر كرده و زندگی‌شان در فضای شهری را آسان‌تر می‌كند. در این میان حلقه گم‌شده‌ای كه هر روز تهران را ناامن‌تر می‌كند، طراحی فضای شهری مردانه است. باید به این نكته توجه داشت كه طراحی فضا و برنامه‌ریزی مناسب شهر می‌تواند تأثیر زیادی روی احساس امنیت بگذارد؛ بنابراین بهتر است امنیت همه شهروندان به ویژه زنان اولویت طراحی شهری باشد.     جمهوری اسلامی   سفر به ایران 50 درصد ارزان شد جمهوری اسلامی در نوشتاری به بررسی کاهش یا افزایش سفر به ایران در پی کاهش ارزش پول ملی و کم‌تر شدن هزینه سفر به ایران پرداخته و نوشته است: سفر به ایران برای گردشگران خارجی تا 50 درصد ارزان‌تر شده است. برای همین آمدوشد از کشورهای همسایه تا 51 درصد بیشتر شده است، اما این ارزانی هنوز گردشگران کشورهای دیگر را وسوسه نکرده است. رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوش‌بین است که این ارزانی، آمار گردشگران غیرمنطقه‌ای را هم جابه‌جا و افت آن را در نیمه دوم سال جبران کند. اما ابراهیم پورفرج ـ رئیس جامعه تورگردانان ایران ـ معتقد است: تا وقتی ارزانی و امنیت ایران در تلویزیون‌های جهانی به تصویر کشیده نشود، به سختی می‌توان نظر گردشگرانی را که از سفر به ایران می‌ترسند، تغییر داد. پورفرج در عین حال اظهارات علی‌اصغر مونسان را درباره افزایش سفر گردشگران کشورهای حاشیه و همسایه ایران تایید کرد و به ایسنا گفت: هرچند که سفر گردشگران اروپایی و آمریکایی به ایران کم شده، اما تلاش ما این است که با کاهش هزینه سفر، افت این بازار را جبران کنیم. در نیمه دوم امسال، سفر گردشگران اروپایی و آمریکایی به ایران نزدیک به 42 درصد کاهش داشته که از تحریم و تهدید متاثر بوده است. درحال حاضر ‌بیشتر از هر زمان دیگری به تبلیغات نیاز داریم تا نشان دهیم این کشور امن است. در روزهای آینده جلسه‌ای با آقای مونسان ـ رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ـ خواهم داشت تا درباره ضرورت تبلیغات و حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی مذاکره کنیم.   ایران   سخنان جامعه‌شناسان در دیدار با ریاست‌جمهوری روز گذشته جمعی از استادان نام‌آشنای جامعه‌شناسی و پژوهشگران حوزه اجتماعی با ریاست جمهوری دیدار و دغدغه‌های خود را مطرح کردند. نظرات برخی از این صاحب‌نظران چنین است: مهرداد عربستانی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و رئیس انجمن انسان‌شناسی ایران: به نظر می‌رسد بنیان‌های حیات اجتماعی، همچون اعتماد اجتماعی، امنیت اجتماعی، پیش‌بینی‌پذیری آینده و ثبات، در وضعیت نامطلوبی هستند و خود حیات اجتماعی به نفع حیات فردی رو به ضعف گذاشته است. وضعیتی که برخی از آن به «گیر افتادگی اجتماعی» تعبیر می‌کنند. نعمت‌الله فاضلی دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی: نظام سیاستگذاری و سیاسی برای این‌که بتواند موقعیت پیچیده و فراپیچیده زندگی اجتماعی وسیاسی و اقتصادی را فهم پذیر کند لاجرم نیازمند مفاهیمی است که توانایی توضیح دادن پدیده‌های پیچیده امروزی را داشته باشند. در تمام دهه‌های گذشته نظام سیاستگذاری ایران فاقد زبان کارآمدی برای فهم پذیر کردن و گفت‌و‌گو درباره جامعه ایران به‌طور کلی بوده است. هادی خانیکی استاد دانشگاه علامه‌ طباطبایی: جامعه، نظام، دولت و کشور با شرایط پیچیده و خطیری روبه‌رو است. سرنوشت ایران، نظام و دولت بهم پیوسته است و باید راهی برای درک واقعی مسائل پیش‌رو و توافق بر سر ابعاد و اندازه‌های آنها و تشریک مساعی برای حل‌شان پیدا کرد. آن مسأله بنیادین که غالب محققان علوم ‌اجتماعی هم به درستی به آن پرداختند، مسأله «تضعیف همبستگی اجتماعی و ضرورت بازسازی آن» است که باید سهم و نقش دولت، حکومت، جامعه ‌مدنی، نخبگان علمی و کنشگران سیاسی را در ایجاد و کاهش آن تعیین کرد. مقصود فراستخواه دانشیار مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی: مسأله اصلی جامعه ایران هنوز همچنان شکاف ملت و دولت است. موانع ساختاری و رویه‌ای زیادی متأسفانه اجازه نمی‌دهد که ملت-دولت به صورت اجتماعی ساخته شود و توسعه پیدا کند، nation state یک برساخته اجتماعی است که توضیح ساخته شدن آن در دانش اجتماعی ایران وجود دارد و اصحاب علوم‌اجتماعی درباره الزامات توسعه ملت-دولت و موانع تحقق آن مطالعات و تحقیقات زیادی انجام داده‌اند و اکنون در این خصوص انباشت دانش اجتماعی در ایران وجود دارد؛ ولی متأسفانه این دانش اجتماعی معطل مانده است. علی جنادله عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی: برای توصیف و فهم وضعیت فعلی جامعه، مفهوم فرسایش تعمیم ‌یافته سرمایه ‌اجتماعی می‌تواند مفهوم مناسبی باشد. به این معنا است که امروزه با فرسایش سرمایه اجتماعی در سطوح مختلف روبه‌رو هستیم. به گونه‌ای که حتی برخی جریان‌ها یا چهره‌های سیاسی که تا پیش از این، از قدرت بسیج و انگیزش مردمی برخوردار بودند، امروزه با فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه هستند. سید حسین سراج زاده رئیس انجمن جامعه شناسی ایران: امروز حکمرانی خوب یک ضرورت برای اداره موفق جامعه است و لازمه حکمرانی خوب این است که حاکمان و مدیران بدانند که واقعیت‌های جامعه‌ای که مدیریت می‌کنند چیست و با چه مسائل و مشکلات بنیادین و ساختاری روبه‌روست و چگونه می‌توان با آنها روبه‌رو شد. بنابراین، حکمرانی باید دانش بنیاد باشد و حاکمان به صورت سیستماتیک از همه علوم بهره بگیرند. مهدی فرقانی رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی: امروزه یک اختلال ارتباطی بین مردم و دولت شکل گرفته است که عامل اصلی بروز آن نارضایتی، ناامیدی وسرخوردگی است. این اختلال از یک طرف به رسانه‌ها و از سوی دیگر به دولت برمی گردد. مسأله دوم هم مربوط به رفتار دولت با رسانه‌ها بود که تاکنون، این رفتارها بیشتر واکنشی و انفعالی بوده است و باعث شده تا مردم نسبت به رسانه‌های سنتی تمایل کمتری از خود نشان دهند.   احساسات مردم را جدی بگیریم! دکترنعمت‌الله فاضلی انسان‌شناس درباره کتاب «تحلیل فرهنگی» اثر جیم مک‌گوئیگان می‌نویسد: کتاب «تحلیل فرهنگی» نوشته جیم مک‌گوئیگان، محقق سرشناس حوزه مطالعات فرهنگی، که در سال 2010 به زبان انگلیسی و توسط انتشارات سیج چاپ شد، از جمله کتاب‌‌های نوآورانه‌ای است که پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات آن را به همت سجاد علیزاده به زبان فارسی ترجمه و بتازگی منتشر کرده است. این اثر از جنبه‌های مختلف برای خوانندگان ایرانی و محققان حوزه شناخت، تفسیر و تحلیل فرهنگ در ایران امروز اهمیت دارد. این کتاب که با یک مقدمه و 10 فصل تهیه شده است تلاش می‌کند به ما بیاموزد که موضوعات و مسائل «حوزه عمومی» را، یعنی موضوعاتی که عموم مردم به آن علاقه دارند و ناظر بر نیازها و مباحث و موضوعات و مناقشاتی است که در رسانه‌ها و مطبوعات بحث می‌شود، چگونه با چشم‌اندازی دانشگاهی ببینیم و از حوزه‌های گوناگون نظریه اجتماعی، انتقادی و سنت مطالعات اجتماعی استفاده کنیم. این اثر به تحلیل فرهنگی می‌پردازد؛ یعنی «مطالعه فرآیندهای نمادین در جامعه»؛ فرآیندهایی که ما آدم‌ها در زندگی کلانشهری امروز با آنها درگیر هستیم.   رسالت   با آموزه‌های اسلام در حوزه رسانه فاصله داریم آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تقلید گفت: شعار رسمی ما در ایام سوگ و ماتم اباعبدالله علیه السلام این دعا است که می گوییم «أَعْظَمَ اللَّه اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السّلام، و جعلنا و إیاكم من الطالبین بثاره»؛ بخش اول این دعا برای ثواب بردن است اما بخش دوم این دعا، همان چیزی است که اگر آن را بفهمیم و به آن عمل کنیم همه مشکلات ما از جمله در حوزه رسانه حل خواهد شد و آن این است که از خداوند می خواهیم به ما آن توفیق را بدهد که خونبهای حسین بن علی(ع) را بگیریم. وی به رسالت دینی و اخلاقی رسانه‌ها اشاره کرد و بیان داشت: هنوز تا تحقق خواسته‌ها و آموزه‌های اسلام در حوزه رسانه فاصله زیادی وجود دارد، اما قطعاً این توانمندی و ظرفیت در کشور هست، راه هم مشخص است؛ رسانه باید تلاش کند جامعه را با معارف دینی و اخلاقی آشنا کند، اصلی‌ترین وظیفه رسانه در بعد اخلاق این است که به مردم و جامعه بگوید مرگ از پوست به درآمدن است و نه پوسیدن و ما در مواجهه با مرگ، مرگ را می‌میرانیم نه اینکه بمیریم، لذا انسان یک موجود ابدی است! اگر این اصل را بفهمیم و باور کنیم هرگز نه بیراهه می‌رویم و نه راه را بر کسی می‌بندیم، لذا مشکل ما این است که انسان را نشناخته‌ایم و این وظیفه رسانه است که حقیقت انسان را به او بشناساند.   فتوای ورزشی با گزارشات نادرست! مهدی عامری به بررسی نظرات آیت‌الله موسوی بجنوردی در روزنامه آرمان درباره ورود زنان به ورزشگاه پرداخته و نوشته است: به نظر این تلقی ایشان با دو اشکال مواجه است: اولا اشکال مراجع منحصر در اختلاط و مسائل غیراخلاقی حواشی مسابقه نیست: بلکه یک بخش از دلیل مخالفت مراجع نوع پوشش ورزشکاران در برخی مسابقات ورزشی است که البته آقای بجنوردی در این باب نظری نداده و ورود به بحث نکرده است تا مشخص شود نظر ایشان در مورد نگاه بدون واسطه زنان به بدن مرد نامحرم چیست و آیا در این مورد هم ایشان حکم به عدم اشکال می‌دهند یا نه؟ مع الوصف به نظر می‌رسد نظرات مراجع را به درستی خدمت ایشان بیان نکرده‌اند و تنها قسمتی از نظرات را برای ایشان خوانده‌اند! ثانیا: گویا گزارشاتی اشتباه از وضعیت ورزشگاه‌ها به جناب بجنوردی رسانده‌اند و اگر ایشان از وضعیت حقیقی ورزشگاه‌ها مطلع می‌شد این گونه سخن نمی‌گفت! ایشان نگاه بسیطی به ماجرا دارند و به نظر گزارشات متعدد از فحاشی و سنگ‌پراکنی و هتاکی‌های مختلف در ورزشگاه‌ها به سمع و نظرشان نرسیده است. اوضاع در برخی ورزشگاه‌ها به حدی وخیم است که حتی برخی مردان نیز عطای حضور در ورزشگاه را به لقای آن بخشیده‌اند! ]]> رسانه Wed, 24 Oct 2018 08:51:45 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8014/ مرور مطبوعات / فوکویاما: سوسیالیسم باید بازگردد http://dinonline.com/doc/report/fa/8012/ شرق   چرا قانون جرم‌سیاسی اجرا نمی‌شود محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس، با انتشار عکسی از «کاربرگ سؤال از وزیر» در حساب توییتری خود نوشت: «سؤال اینجانب و بیش از ۳۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وزیر دادگستری؛ چرا دادسراها و دادگاه‌ها قانون جرم سیاسی را اجرا نمی‌کنند؟» این نامه به امضای نزدیک به 30 نفر از نمایندگان مجلس رسیده و متن آن از این قرار است: «به‌موحب اصل 167 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 4 قانون جرم سیاسی مصوب 20/2/1395 رسیدگی به جرایم سیاسی باید علنی و با حضور هیئت‌منصفه انجام شود. مطابق ماده 6 این قانون محل نگهداری متهمان و محکومان جرایم سیاسی در مدت بازداشت و حبس باید از مجرمان عادی مجزا باشد و پوشاندن لباس زندان به ایشان در مدت بازداشت و حبس ممنوع است و باید از حق ملاقات و مکاتبه با بستگان طبقه اول برخوردار باشند. متأسفانه با گذشت قریب دو ونیم سال از تصویب و ابلاغ قانون دادسراها و دادگاه‌ها از اجرای آن خودداری می‌کنند. در اجرای اصل 160 قانون ساسی و ماده 4 «قانون نحوه اجرای قسمتی از اصل 160 قانون اساسی» علل معطل ماندن این قانون را از قوه محترم قضائیه جویا شده و برای نمایندگان مردم بیان نمایید». مجلسیان به این‌خاطر که نمی‌توانند مستقیما مقامات قوه قضائیه را مورد پرسش قرار دهند، از وزیر دادگستری خواسته‌اند تا هم به این سؤال پاسخ دهد و هم پیگیری‌های لازم را در دستگاه قضائی انجام دهد. با وجود اینکه اصل 168 قانون اساسی بر به رسمیت شناختن جرم سیاسی تصریح دارد اما تا پیش از اقدام مجلس فعلی، قانون‌های لازم برای تعریف «جرم سیاسی» انجام نشده بود. این اصل قانون اساسی می‌نویسد: «رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت‌منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. نحوه انتخاب، شرایط، اختیارات هیئت‌منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می‌کند».   دو قرن عدالت توزیعی شرق در یادداشتی به معرفی کتاب «تاریخ مختصر عدالت توزیعی» پرداخته و می‌نویسد: این موضوعی است كه ساموئل فلای‌شاكر در كتاب «تاریخ مختصر عدالت توزیعی» كه به‌تازگی با ترجمه مجید امینی منتشر شده است، آن را تشریح می‌كند. از نظر او موضوع تخصیص منابع همان موضوعی است كه عدالت توزیعی در معنای نوین‌اش به آن گرایش دارد و سابقه‌اش از دو قرن فراتر نمی‌رود. كتاب نشان می‌دهد كه در فلسفه سیاسی غرب در واقع با دو مفهوم متفاوت از «عدالت توزیعی» سروكار داریم و نه با یك مفهوم واحد، و نیز اینكه مفهومی كه با ارسطو آغاز می‌شود و در اواخر سده هجدهم به تدریج محو می‌شود در تضاد ‌نسبتا شدید با مفهوم مدرن عدالت توزیعی است كه جان رالز با اتكا به مجموعه‌ای از دریافت‌های شهودی شكل‌گرفته در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم صورت‌بندی كرد. «عدالت توزیعی» كه امروزه عدالت اجتماعی یا عدالت اقتصادی هم نامیده می‌شود در معنای اصلی و ارسطویی‌اش به اصولی اشاره داشت كه تضمین می‌كردند مستحقان جامعه متناسب با شایستگی‌های خود، به‌ویژه از نظر جایگاه سیاسی‌شان از كمك بهره‌مند شوند. نویسنده با شرحی در تاریخ فلسفه سیاسی نشان می‌دهد كه چگونه از مفهوم ارسطویی عدالت توزیعی به معنای نوین آن رسیدیم. عدالت توزیعی به مفهوم مدرنش خواهان آن است که دولت تضمین کند دارایی به گونه‌ای در کل جامعه توزیع شود که همه از سطح مشخصی از امکانات مادی برخوردار شوند. بحث‌های جاری درباره‌ عدالت توزیعی به‌طور معمول حول این موضوع متمرکز است که چه مقدار از امکانات باید تضمین شود و برای توزیع این امکانات به چه میزان از دخالت دولت نیاز است؛ دو موضوعی که با هم در ارتباطند. به باور نویسنده، میان فهم ارسطو از عدالت توزیعی و آنچه ما از این اصطلاح می‌فهمیم، تفاوت‌های بسیاری وجود دارد كه برخی از آنها را به‌واقع می‌توان تفاوت در برداشت دانست و نه تفاوت در اصل مفهوم.   سوسیالیسم باید بازگردد شرق مصاحبه‌ای از فوکویاما با نشریه نیواستیتزمن با موضوع سوسیالیسم منتشر کرده است. در بخشی از این مصاحبه آمده است: ظهور مجدد چپ سوسیالیستی در ایالات متحده و بریتانیا بستگی به این دارد که منظور از سوسیالیسم چه باشد. مالکیت بر وسایل تولید – به‌جز در مواردی که واقعاً به آن نیاز است، مثل خدمات عمومی - فکر نمی‌کنم عملی باشد. ولی اگر منظور برنامه‌های بازتوزیعی باشد که می‌کوشد عدم توازن عظیمی را که الان هم در درآمد و هم در ثروت به‌وجود آمده سروشکل دهد، بله، فکر می‌کنم نه‌تنها می‌تواند بازگردد، بلکه باید بازگردد. این دوران طولانی که از ریگان و تاچر شروع شد و در آن نظراتی درباره منافع بازار بدون مقررات نضج گرفت، از خیلی جهات تاثیرات فاجعه‌باری داشته. در عرصه برابری اجتماعی منجر به تضعیف اتحادیه‌های کارگری و تضعیف قدرت چانه‌زنی کارگران عادی شد و همه‌جا الیگارشی‌هایی سر برآورد که قدرت سیاسی زیادی کسب کردند. در عرصه بازار مالی، اگر تنها یک چیز از بحران مالی یاد گرفته باشیم این است که باید به‌شدت این بخش را با مقررات کنترل کرد چون اگر به خطا برود هزینه‌اش را همه باید بدهند. کل این ایدئولوژی عمیقاً در بافت منطقه یورو نفوذ کرده. سیاست ریاضت اقتصادی که آلمان بر کشورهای جنوبی اروپا اعمال می‌کند فاجعه‌آمیز بوده. بااین‌حال تنها نظام رقیب قابل‌تامل در مقابل لیبرال‌دموکراسی نه سوسیالیسم بلکه الگوی سرمایه‌داری دولتی چین بود. چینی‌ها علناً می‌گویند که برترند چون در بلندمدت قادرند ثبات و رشد اقتصادی را تضمین کنند، کاری که دموکراسی از عهده آن برنمی‌آید... اگر در 30 سال آینده اقتصادش از آمریکا بزرگ‌تر شد و مردمش هم پولدارتر شدند و کشورشان هنوز سرجایش بود، آن‌وقت می‌توانم بگویم که حرفشان بی‌اساس نیست.   عدالت جماعت‌گرایان و لیبرال‌ها شرق هم‌چنین در نوشتاری دیگر به بررسی لیبرالیسم و جماعت‌گرایان به عنوان منتقدان لیبرالیسم پرداخته و می‌نویسد: از میانه‌های دهه ۱۹۷۰ عده‌ای از نظریه‌پردازان سیاسی‌ بیرون از گفتار چپ با نقد دیدگاه‌های خاص لیبرالی کل ساختار لیبرالیسم و نظریه‌های سیاسی آن را به باد انتقاد گرفتند. این جریان مشخصا با انتشار کتاب «در پی فضیلت» (١٩٨١) نوشته السدر مک‌اینتایر و «لیبرالیسم و محدودیت‌های عدالت» (١٩٨٢) نوشته مایکل سندل از درون لیبرالیسم سر برآورد و دیری نپایید که به‌عنوان یکی از جدی‌ترین منتقدان لیبرالیسم و نولیبرالیسم مطرح شد. از چهره‌های دیگر این جریان می‌توان به رونالد دورکین، چارلز تیلور و مایکل والزر اشاره کرد. جماعت‌گرایان بر این باور بودند که نظریه‌های لیبرالی بهای زیادی برای «فرد» قائل‌ است و نسبت به جایگاه «جماعت» و «اجتماع» در تحقق استعدادهای افراد بی‌توجه. جماعت‌گرایان با اشاره به تناقض ساختاری لیبرالیسم نشان دادند لیبرال‌ها در عین اینکه هرفردی را تشویق می‌کنند تا درون ساختاری سیاسی حق و خیر خود را تعریف و دنبال کند، اما از نقش مهمی که ساختار سیاسی در تعریف حق و خیر دارد می‌گذرند. تاکید بر سهم و نقش «جماعت» در مناسبات و ساختارهای سیاسی موجب شد این جریان به «جماعت‌گرایان» شناخته شوند. جماعت‌گرایان طرفدار نظام‌های دموکرات در دولت‌های لیبرال‌ و منتقد جدی فردمحوری لیبرالی‌اند. آنها تاکید دارند ضمن اندیشیدن به دولت ایده‌آل خود، باید کانون توجه را نه «فرد» بلکه «جماعت» درنظر گرفت. تاکید ایشان بر اهمیت نیروهای اجتماعی، جماعت و پیوندهای اجتماعی است که در ایدئولوژی‌های فردگرایانه لیبرالی غایب است.   شناس عالمی اما شناسنامه نداری شرق به سراغ افراد فاقد شناسنامه و یا کسانی که شناسنامه آنان باطل شده و بدون هویت به‌خصوص در مناطق مرکزی در استان سیستان و بلوچستان زندگی می‌کنند، رفته است. در بخشی از این گزارش آمده است: احمدعلی کیخا، نماینده مردم زابل در مجلس، یکی از نمایندگانی است که پیگیر وضعیت افراد بی‌شناسنامه و مشکوک‌التابع است. در برخی از مناطق استان سیستان‌وبلوچستان این مشکل برای افراد زیادی رخ داده است. کیخا می‌گوید: متأسفانه در این مناطق هرکسی به هر دلیل از فردی خوشش نیاید با ارسال یک نامه به ارگان‌های مربوطه اعلام می‌کند این فرد مشکوک‌التابع است و فرد منع از خدمات می‌شود. حالا باید برود دنبال اینکه ثابت کند ایرانی است. وقتی به فردی شناسنامه داده شده است، چرا تا اعلام می‌کنند این فرد مشکوک‌التابع است به‌سرعت او را منع از خدمات می‌کنید. این یک اشکال اساسی است که باید برای آن چاره‌ای اندیشید. حتی اگر فردی به ارگانی نامه می‌نویسد و ادعا می‌‌کند فلانی مشکوک‌التابع است، حداقل باید نامه را با دقت بررسی کرد و اگر زمانی ادعاها اثبات شد، بعد او را منع از خدمات کنید، اما قبل از قطعی‌شدن به چه جرمی این افراد را منع از خدمات می‌کنند. به فرض اینکه آن فرد هم توانست ایرانی‌بودن خودش را اثبات کند. هزینه‌ای را که در این مدت به او تحمیل می‌شود، چه کسی جبران می‌‌کند؟ وی در خصوص انتقال و رهاکردن این افراد در کشور‌های همسایه نیز می‌گوید: اگر مأموران قانون با این افراد برخورد کنند، آنها را به کشور‌هایی مانند افغانستان و پاکستان می‌فرستند، از این موارد زیاد داشته‌ایم. تعدادی از ایرانی‌ها در هرات زندگی می‌کنند که ریشه ایرانی دارند؛ خودشان ایرانی بودند اما چون نتوانستند ایرانی‌بودن خودشان را اثبات کنند، آنها را به افغانستان برده‌اند و رها کرده‌اند. بر اساس ماده ٤٥ قانون ثبت‌احوال، اگر فرد قادر به ارائه دلایل کافی برای اثبات تابعیت ایرانی خود نباشد و چنانچه از ابزار جدید و علمی (آزمایش DNA) برای اثبات نسب استفاده شود و نتیجه‌ای به دست نیاید، شورای تأمین شهرستان بدون لحاظ مصالح فردی و اجتماعی فرد، رأی به اثبات‌نشدن تابعیت ایرانی او می‌دهد و در نتیجه شناسنامه این فرد ابطال می‌شود.   نیاز زمانه؛ جست‌وجوی امید شرق در نوشتاری ضمن اعلام نتایج یک نظرسنجی مبنی بر این که فراتر از مردم، فعالان اقتصادی نیز نسبت به آینده نگران هستند، به نقل از گودرزی رئیس اتاق بازرگانی می‌نویسد: وقتی عوامل را کنار هم بگذاریم، یک تصویر کلی از وضعیت نگرش فعالان اقتصادی به دست می‌دهد؛ نگرانی از آینده، پیش‌بینی‌ناپذیری و احساس بی‌اثری. این شرایط باعث می‌شود بخش خصوصی احساس انفعال کند؛ بخشی که انتظار می‌رود در شرایط کنونی، نقش فعال‌تری نسبت به وضعیت داشته باشد. در زمان‌‌هایی که تحول یا تغییری در جامعه روی داده است، نخبگان فضای فکری متفاوتی داشته‌اند. آنها احساس می‌کردند می‌توانند آینده بهتری را رقم بزنند و توانایی آن را هم دارند؛ درحالی‌که نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد فضای فکری آنان متفاوت است. چنین نتایجی نشان می‌دهد از کجا باید آغاز کرد. اکنون زمانی است که به امید بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم؛ این را نتایج نظرسنجی نیز نشان می‌دهد. این اطلاعات را باید بر اساس «احساس زوال اجتماعی» تفسیر کرد. بین «احساس زوال اجتماعی» و خود «زوال اجتماعی» باید تفاوت قائل شد. این احساس اثر واقعی دارد. منظور از این احساس، این است که افراد در قبال آینده نگران‌اند و فکر می‌کنند اعتماد و اخلاق در جامعه کم‌رنگ شده و تبعیض و فساد در حال گسترش است. «احساس زوال اجتماعی» یک چارچوب ادراکی است که افراد بر اساس آن به پدیده‌ها واکنش نشان می‌دهند. آنها ممکن است اتفاقاتی را که مؤید احساس است، برجسته‌تر ببینند و به آن واکنش جدی‌تری نشان دهند؛ ولی واقعیت‌های اتفاقاتی که از دید آنها مخالف این احساس است، کم‌رنگ‌تر و کم‌اهمیت شود.   اعتماد   افزایش نیازمندان بهزیستی و كمیته امداد اعتماد در یادداشتی خبر از افزایش نیازمندان به خدمات بهزیستی و کمیته امداد داده و نوشته است: اگر تا 7 ماه قبل، مسوولان دو نهاد حمایتی كشور، افزایش مراجعات و درخواست برای بهره‌مندی از خدمات كمیته امداد و سازمان بهزیستی را متوجه دلایل متعدد همچون فوت یا ازكارافتادگی سرپرست خانوار، زندانی شدن سرپرست خانوار، فقدان پوشش بیمه تامین اجتماعی سرپرست خانوار برای بهره‌مندی از خدمات مستمری و بازنشستگی، دریافت وام خوداشتغالی و كمك‌های پشتیبانی، معلولیت بر اثر حوادث طبیعی یا غیرطبیعی، طلاق و بی‌پناهی بر اثر سالمندی اعلام می‌كردند، امروز و در پایان هفتمین ماه سال، دلیل تمام مراجعات نیازمند دریافت مستمری، تقلیل شدید قدرت اقتصادی خانوار، ناتوانی جدی سرپرستان خانوار در تامین معاش خانواده، خالی شدن سفره خانوار به دلیل موج گسترده بیكاری و ركود شدید اشتغال در كشور و در یك تعریف خلاصه شده، توسعه مهار گسیخته سایه فقر بر سر خانواده‌هاست. بنا بر اعلام مسوولان سازمان بهزیستی كشور، در حال حاضر 830 هزار خانواده با جمعیت بیش از دو میلیون نفر تحت پوشش دریافت مستمری این سازمان قرار دارند كه بدون دریافت مستمری‌های 108 الی 520 هزار تومانی ماهانه بهزیستی، واقعا قادر به ادامه حیات نخواهند بود. آمار مددجویان تحت پوشش مستمری كمیته امداد هم احوال متفاوتی ندارد و بنا بر آخرین عددی كه از سوی پرویز فتاح؛ رییس كمیته امداد اعلام شده، هم‌اكنون حدود3 میلیون نفر نیازمند جدی دریافت مستمری تحت پوشش این نهاد حمایتی قرار دارند كه در صورت قطع این ارقام كه حتی از نصف حداقل دستمزد مصوب 97 هم جا می‌ماند، باید از ادامه زندگی انصراف بدهند.   جمهوری اسلامی   مسئولان جز در موارد نظامی و امنیتی هیچ رازی را از مردم پنهان نکنند رهبر معظم انقلاب تاکید کردند: مسئولان جز در موارد نظامی، امنیتی و اموری که با دشمن مقابله داریم، باید شفاف باشند و هیچ رازی را از مردم پنهان نکنند. ایشان در ابتدای جلسه درس خارج فقه خود، در توضیح «نامه حضرت امیرالمومنین (ع) خطاب به مسئولان و فرماندهان نظامی» برخی وظایف آنان را برشمردند و این نامه را به مثابه دستورالعملی برای همه مدیران نظام اسلامی دانستند و با اشاره به فرازهایی از این نامه گفتند: در منطق حکومت علوی اگر کسی به خاطر مسئولیتش دارای امتیاز و احترامی شد، این موضوع نباید اخلاق و رفتار او را با مردم تغییر بدهد و او را از مردم دور کند. ایشان در شرح فرازی از نامه حضرت علی(ع) گفتند: این نکته بسیار مهمّی است؛ این شفّافیتی که حالا سر زبانها است، در کلام امیرالمؤمنین است. شفافیت را امیرالمؤمنین یاد داده؛ می‌گوید حق شما بر من ـ یعنی حقی که شما پیش من دارید ـ این است که هیچ رازی را از شما پنهان ندارم، هیچ حرفی را از شما پنهان نکنم، مگر در جنگ و مسائل جنگ و مسائلی که با دشمن طرف هستیم، اینجا نمی‌شود حرف‌ها را زد؛ چون حرف را وقتی که گفتیم، شما شنیدی، دشمن هم می‌شنود. بله در این مسائل حرب -حرب، اعمّ از همین حرب به‌اصطلاح نظامی و مانند اینها است- در مسائل امنیتی، در مسائل نظامی، در مسائل گوناگونی که جنگ داریم با دشمن، اینجا جای افشاگری نیست، جای شفّافیت نیست، امّا در غیر اینها، در مسائل عمومی مردم، مسئولان باید شفاف باشند و هیچ رازی را از مردم پنهان نکنند. ]]> رسانه Tue, 23 Oct 2018 18:17:46 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8012/ مرور مطبوعات / نقد حقوقی بهمن کشاورز بر گفته‌های ابتکار درباره مهریه http://dinonline.com/doc/report/fa/8010/ شرق   آیا مجمع تشخیص همان مجلس سناست؟ حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور، در توییتی نوشت: گویا برخی تمایل دارند مجمع تشخیص مصلحت نظام را -در غیاب رئیسش- در جایگاه مجلس سنا قرار دهند. عجله نکنید! این ابتکار را بگذارید برای اصلاحیه قانون اساسی. ناظران، این توییت آشنا را کنایه به محسن رضایی تعبیر کرده‌اند. آن هم در شرایطی که بحث ورود مجمع تشخیص مصلحت نظام، به‌ویژه هیئت عالی نظارت مجمع، به بررسی لوایح FATF همگان را با پرسش حقوقی جدیدی روبه‌رو کرده است؛ اینکه آیا این هیئت جایگاه حقوقی کافی‌ای برای قانون‌گذاری دارد؟ آشنا اگرچه به کنایه گفته است که برخی در غیاب رئیس به‌دنبال ارتقای جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام‌اند، اما باید گفت نخستین کسی که از مقایسه مجمع تشخیص مصلحت نظام با مجلس سنا صحبت کرد، خود آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی، رئیس جدید مجمع تشخیص مصلحت نظام، سال گذشته در برنامه‌ای تلویزیونی گفت: مدتی است مطرح می‌شود که در بازنگری قانون اساسی، کشور ما هم مانند برخی از کشورهای دومجلسی، با دو مجلس اداره شود؛ هم‌اکنون نیز می‌توان گفت که مجمع تشخیص مصلحت نظام مقدار مهمی از وظایف مجلس سنا در نظام‌های دومجلسی را انجام می‌دهد. مجلس سنا یا مجلس دوم در دیگر نظام‌ها، به معنای واقعی کلمه مجلس قانون‌گذاری است. درحالی‌که مجمع تشخیص مصلحت، اساسا چنین صلاحیتی ندارد و حتی تعیین سیاست‌های کلی نظام نیز از صلاحیت‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست. مطابق بند یک اصل ١١٠ قانون اساسی، تعیین سیاست‌های کلی نظام از صلاحیت‌های رهبری است، اما رهبری در حقیقت پس از گرفتن نظرات مشورتی این سیاست‌ها را ابلاغ می‌کند.   همه ادعاهای كریمی‌قدوسی جواد کریمی‌قدوسی، نماینده اصولگرای مجلس، از مخالفان دولت و نزدیك به جبهه پایداری اگرچه به ندرت بابت انتشار اتهامات عجیب و غریبش به افراد عذرخواهی می‌كند اما یك روز بعد از حلالیت طلبیدن بابت انتشار یك خبر نادرست و انتساب جمله‌ای به محمدجواد ظریف، دوباره یك توییت عجیب‌تر منتشر كرد. او ادعا كرده: در روزهای اخیر بعضی از اعضای کابینه دولت به قم سفر کرده و در دیدار با برخی از مراجع تقلید، ضمن خلاصه‌کردن راه‌حل مشکلات کشور از طریق رایزنی‌های سیاسی، از ایشان می‌خواهند در تماس تلفنی با رهبر انقلاب، حضرت آقا را نسبت به صادرکردن فرمان مذاکره با آمریکای جنایتکار ترغیب کنند. این اقدام از مصادیق بزرگ خیانت است. او دقیقا یك روز پیش از این توییت از ظریف عذرخواهی كرده و نوشته بود: از بابت نسبت‌دادن اتهامات ناروا به دیگران باید به خدا پناه ببریم. از جمله انتساب‌دادن این سخن به جناب ظریف و انتشار آن از سوی این حقیر. كریمی‌قدوسی در توییتی از قول ظریف نوشته بود: ما حاضر نیستیم كه همسران و فرزندانمان بیوه شوند. این در حالی است كه او حملات خود به ظریف و وزارت خارجه را در نماز جمعه هم ادامه داده و در واكنش به تكذیب اتهاماتش به وزارت خارجه گفته بود: متأسفانه کار اینها تکذیب‌کردن است، مگر بنده کارخانه تولید خبر کذب دارم؟ بنده ۴۰ سال است که برای مردم حرف می‌زنم و آنها حرف من را می‌شنوند. انتشار اخبار عجیب و اتهام‌زنی‌های عجیب‌تر شیوه این نماینده اصولگرای مجلس و مسبوق‌به‌سابقه است. با وجود اینكه او نتوانسته تاكنون مستنداتی برای اتهاماتی كه مطرح می‌كند، بیاورد اما تا اینجای كار هیچ یك از شكایاتی كه علیه او بابت همین اتهامات مطرح شده به نتیجه نرسیده است. او با اینكه اتهام‌زن خوبی است اما تا این لحظه فقط یك محکومیت شش ماه حبس در كارنامه خود دارد كه البته آن هم هیچ وقت اجرا نشد.   راه‌حلی برای یک تناقض سخن یکی از مراجع سال‌ها پیش در یکی از جلسات خصوصی مبنی بر این که خواندن فلان کتاب حرام است، و مصادیق جدید آن هم‌چون ورود زنان به ورزشگاه‌ها بهانه‌ای شده است تا مجید صیادی مدیركل پیشین امور كتاب وزارت ارشاد درباره این‌که ملاک کار دستورالعمل‌های ابلاغی است یا نظرات مراجع، دست به قلم شود. در بخشی از این یادداشت آمده است: مدیری بر اساس ضوابط ابلاغی، مجوزی صادر می‌کند یا کارهایی انجام می‌دهد که این مجوز یا کارها، به‌نوعی با حوزه عمومی سروکار دارد؛ مثلا برگزاری و اجرای یک کنسرت یا حضور زنان در ورزشگاه یا در حوزه بانک. این مدیر متوجه می‌شود کاری که انجام می‌دهد و مجوزی که برای وقوع یک کار صادر می‌کند، مغایر با نظر برخی مجتهدان و به‌ویژه مرجع تقلیدش است. چگونه باید رفتار کند؟ مجری قانون باشد، یا دینداری متشرع؟در سطح جامعه، تکلیف افراد چیست؟ مجوزی صادر شده و کارهایی انجام می‌شود که قانونی است، اما برخی مجتهدان و به‌ویژه مرجع تقلیدشان آنها را تأیید نمی‌کنند؛ باید در مقابل عملی که منکر می‌داند سکوت کند و صرفا در آن فعالیت شرکت نکند؟ یا باید به گونه دیگری رفتار کند؟  در این بین و با همین شرایط، تکلیف مدیران  دستگاه‌های نظارتی چیست؟ برای سنجش و ارزیابی عملکرد مدیر یا دستگاه مدنظر، با کدام ملاک و معیار عمل کند؟   رفع حصر در شورای عالی امنیت ملی رأی نمی‌آورد تازه‌ترین جمله عزت‌الله ضرغامی درباره حصر این است که «مسئله حصر به شورای عالی امنیت ملی سپرده شده است. (اما) آنجا هر وقت رأی‌گیری می‌شود، رفع حصر رأی نمی‌آورد». ضرغامی چند ماه پیش هم در جمع زندانیان سیاسی پیش از انقلاب گفته بود: حصر به‌هیچ‌وجه ارتباطی با مقام معظم رهبری نداشت و تصمیم شورای عالی امنیت ملی کشور بود. او همان‌جا گفته بود: مسئله حصر یک مسئله امنیتی است. همان‌طور‌که در سال ۸۹ با حضور آقای روحانی در جلسه شورای عالی امنیت ملی به تصویب رسید، هر وقت این شورا با ریاست رئیس‌جمهور به نتیجه جدیدی برسد، قاعدتا پیگیری می‌شود. این را که موضوع حصر در شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیری شده است، بارها غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، اعلام و تأکید کرده است تا‌زمانی‌که مصوبه شورای عالی امنیت ملی پابرجا باشد، حصر ادامه خواهد داشت. او شهریور 96 گفته بود: شورای عالی امنیت ملی در اسفند سال 89 تشکیل جلسه داد و مصوبه 544 در این رابطه بود و تعجب می‌کنم که بعضی از این آقایان که می‌گویند حصر نیست، خودشان عضو و در متن هستند. او گفته بود: کمیته‌ای در دبیرخانه شورای امنیت ملی برای پیگیری و هماهنگی امور را دنبال می‌کند که از طرف قوه ‌قضائیه و وزارت اطلاعات نیز در آن حضور دارند.   نقد حقوقی بهمن کشاورز بر گفته‌های ابتکار درباره مهریه معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، در اظهارنظری گفته بود که باید سکه به قیمت روزی که مهریه تعیین می‌شود (تاریخ عقد)، داده شود. بهمن کشاورز، وکیل شناخته‌شده دادگستری، در واکنش به سخنان وی می‌گوید: اول این‌که، ماهیت مهریه عمدتا با دو دیدگاه بررسی می‌شود؛ یکی این است که مهریه عبارت ‌است از هدیه‌ای که شوهر به زن در آغاز زندگی مشترک می‌دهد و دیگر تعبیری است که در آن ازدواج به عقدی معوض تعبیر یا تشبیه شده و در نتیجه مهریه یکی از دو عوض (عوضین) ‌است که البته این معنای دوم به‌هیچ‌وجه در شأن خانم‌ها نیست. در تعبیر نهایی مهریه – به‌ویژه در مورد خانم‌هایی که تحصیلات و تخصصی ندارند- نوعی وسیله تأمین و آسودگی خیال است که البته در بسیاری موارد کارساز نیست. به همین دلیل توصیه اینجانب همواره این بوده است که خانم‌های ما با توجه به استعداد و آمادگی‌ای که دارند با تحصیل و فن‌آموزی در شرایطی قرار بگیرند که نیاز به چنین تعمیمی نداشته باشند و به‌جای آن حقوق مختلفی را که آنها را در شرایط مساوی با شوهر قرار می‌دهد ضمن عقد شرط کنند. دوم اینکه علت اینکه از مدت‌ها پیش تعیین مهریه به صورت سکه رواج یافته آن است که می‌خواهند کاهش ارزش پول را به این ترتیب جبران کنند. زیرا هرچند که مهریه در زمان مطالبه بر مبنای شاخص تورم منتشرشده از بانک مرکزی محاسبه می‌شود اما مطمئنا رقم به‌دست‌آمده با عددی که در صورت تعیین مهریه به صورت سکه به دست می‌آید، به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه نیست.   ضرورت پایش و پیگیری مصادیق نقض حقوق شهروندی اعضای کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز با رئیس شورای شهر تهران دیدار و راجع به مسائل و دغدغه‌های مرتبط با حوزه حقوق بشر و شهروندی گفت‌وگو کردند. در این دیدار محسن هاشمی با تأكید بر نقش جامعه مدنی در پایش حقوق بشر و شهروندی بر ضرورت گسترش همکاری مشارکت‌پذیرانه کانون وکلا با شورای شهر در زمینه تحقق حقوق شهری و شهروندی به‌منظور تأمین رضایت عمومی و رصد فعالیت‌های شهرداری بر مدار تکریم حقوق انسانی تأكید کرد. اعضای کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا نیز با اشاره به پیوندهای دو نهاد عمومی و مدنی، بر ضرورت تشریک مساعی جهت شناسایی، ترویج، آموزش، تحقق، توسعه، تضمین و نظارت نسبت به مقوله حقوق بشر تأكید و شعار الگوی مدیریت شهری بر مدار احترام به حقوق انسانی در مسیر خیر عمومی و بهره‌مندی همگانی از خدمات شهری شایسته را مطرح کردند. اعضای کانون در ادامه خواستار تشکیل کمیته مشترک پیگیری و پایش مصادیق نقض حقوق شهری و شهروندی شده و با تأكید بر شاخص‌های متعین و استاندارد در زمینه ارزیابی و داوری برخورداری شهروندان از حقوق شهروندی، مشارکت‌پذیری شهرداری در همکاری سمن‌ها و ارزیابی پیشرفت‌ها و موانع تحقق حقوق شهروندی با تمرکز بر نهادهای مستقل مردمی و از جمله کانون وکلا را مورد تأكید قرار دادند.   اعتماد می‌خواستند اصفهان و تهران را بمباران شیمیایی كنند مهران موسوی خوانساری چند روز آخر جنگ تحمیلی را مورد بررسی قرار داده و از خطر بمباران شیمیایی اصفهان در این روزها سخن گفته و نوشته است: آنچه نگران‌كننده به نظر می‌رسید، زمزمه برنامه‌ریزی عراق برای استفاده از تسلیحات نامتعارف علیه شهرهای بزرگ ایران بود. آیا صدام تصمیم گرفته بود برای وارد آوردن فشار هرچه بیشتر به جمهوری اسلامی به جهت پذیرش آتش‌بس، از كلاهك‌های شیمیایی علیه اصفهان و تهران و كلان‌شهرهای دیگر استفاده كند؟ روز 31 فروردین ماه روزنامه اطلاعات در گزارش مفصلی از جمله نوشت: مردم با كسب آمادگی‌های كافی باید برای مقابله با جنگ روانی دشمن از هر حیث آماده بوده و به این نكته توجه داشته باشند كه اولین و مهم‌ترین شرط در مقابله با حملات شیمیایی احتمالی دشمن، كنترل اعصاب و حفظ آرامش است. مرحوم اكبر هاشمی‌رفسنجانی نیز در گفت‌وگوی چند سال پیش خود با هفته‌نامه «پنجره» كه مهر ماه امسال همزمان با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، در روزنامه اطلاعات بازنشر داده شد، به دلایلی اشاره كرده كه ایران در تیرماه 1367 تصمیم به پذیرش قطعنامه 598 و پایان دادن به جنگ هشت ساله گرفت. یكی از این دلایل به نقل از وی، خطر استفاده از بمب‌های شیمیایی توسط صدام بوده است: عراق به كمك غربی‎‎ها موشك‎‎های میان‎برد خود را به موشك دوربرد تبدیل كرده بود كه به تهران و اصفهان هم می‎رسید. در آن شرایط عراق می‎توانست تبریز، اصفهان و حتی تهران را هدف بمباران شیمیایی قرار دهد كه در این صورت، مانند فاجعه شیمیایی حلبچه، همه مردم می‎مردند. این اشاره هاشمی در احتمال استفاده رژیم عراق از تسلیحات نامتعارف آن هم علیه مهم‌ترین شهرهای ایران و از جمله اصفهان از آن جهت قابل تأمل است كه وی در دوران جنگ تحمیلی به عنوان جانشین فرمانده كل قوا و فرمانده جنگ ‌عمل می‌كرد و طبیعتا آنچه درباره زوایای متعدد دفاع مقدس بیان كرده، از سندیت قابل قبولی برخوردار است.   نمی‌اندیشیم محمد زارع شیرین‌كندی نیز در یادداشتی به مسئله توسعه و نقش دین در آن از دوران رنسانس تا کنون پرداخته و نوشته است: از صد و پنجاه سال پیش كسانی به كرات گفته‌اند كه اگر بار دین و آیین و سنت‌های فرهنگی گذشته را از دوش‌مان‌برداریم، آسوده و آزاد شده و مانند غرب ترقی و پیشرفت می‌كنیم. این سخن جای تامل فراوان دارد. قائلان به این رای از غرب قیاس می‌گیرند و گمان می‌كنند كه چون غرب صرفا از سلطه استیلای كلیسای مسیحی آزاد شد، پیش رفت. در حالی كه تجدد غربی رویداد و فرآیندی منحصر به فرد در تاریخ بشر است كه عوامل تاریخی، فكری، فرهنگی، دینی، اقتصادی و اجتماعی فراوان در به وجود آمدن آن نقش داشته است. شاید رنسانس، عظیم‌ترین و سترگ‌ترین انقلاب در دوره جدید تاریخ بشر است و هیچ واقعه‌ای به اهمیت و عظمت آن نمی‌رسد، اما اروپا به صرف كنار گذاشتن دین و سنت‌های تاریخی به رنسانس و تجدد و روشنگری نرسید، اگرچه تجدد در ذات خود با مذهب تباین دارد و مبتنی بر انسان‌انگاری (اومانیسم) و خودموضوعی و خودبنیادی بشر (سوبژكتیویسم) است. وقتی اروپا بیدار شد و پیش رفت، فرادهش و مذهب هم خود به خود در جایگاه خاصی قرار گرفت و نهضت اصلاح دینی یكی از شؤون تجدد است، یعنی نه علت آغازین تجدد است و نه نتیجه آن، بلكه در كنار عوامل دیگر یكی از عوامل تاثیرگذار است. اروپا ابتدا سنت را كنار نگذاشت به این منظور كه پیشرفت كند و متجدد شود، بلكه اروپای متجدد و پیشرفته دین ویژه‌ای را اقتضا كرد كه با نهضت اصلاح دینی به وجود آمد. سخن كسانی كه گمان می‌كنند، اگر آیین و فرادهش و فرهنگ و ادبیات سنتی كنار گذاشته شود، پیشرفت و توسعه تحقق می‌یابد، انتزاعی است. آیا با صرف كنار گذاشتن سنت‌های فرهنگی، جامعه راه توسعه را طی می‌كند و متجدد می‌شود؟   ایران   درخواست اعضای دولت از مراجع برای مذاکره با رهبری در موضوع امریکا کذب است در پی اظهارات نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی، مبنی بر درخواست اعضای دولت از مراجع برای مذاکره با بیت رهبری در موضوع آمریکا، دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی دولت ضمن ابراز تأسف از ادامه این رفتار کریمی قدوسی آن را ناپسند و خلاف اخلاق اسلامی نامید و این اظهارات را تکذیب کرد و گفت: هیچ نماینده‌ای از سوی دولت به قم سفر نکرده و دیداری با مراجع عظام تقلید نداشته است؛ ضمن اینکه مواضع دولت در این خصوص مشخص و شفاف بوده و همان‌طور که ریاست محترم جمهوری بارها تأکید نموده‌اند، با توجه به غیر قابل اعتماد بودن دولت امریکا، هرگونه مذاکره در شرایط موجود بی‌فایده بوده و تنها راه چاره برای گذر از پیچ تاریخی کنونی، ایستادگی دولت و ملت ایران در برابر فشارهای اقتصادی و جار و جنجال‌های تبلیغاتی آن دولت علیه ملت ایران است و بر این باوریم که غیرعقلانی و بی‌مبنا بودن اظهارات و ادعاهای مطرح شده توسط آقای کریمی قدوسی، بر همگان عیان بوده و آن را ناشی از تخیلات کذب گوینده آن تلقی خواهند نمود. علی‌ای‌حال جناب کریمی قدوسی باید پاسخگوی ادعاهای بی‌اساس مطرح شده خود درباره دولت که مصداق بارز نشر اکاذیب با هدف تشویش افکار عمومی است در محاکم قضایی باشد.   مجلس، صداوسیما و ائمه‌جمعه ناکارآمدی و ناامیدی را به جامعه القا کردند حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران گفت: همه دستگاه‌ها اعم از دولت، مجلس، قوه قضائیه، صداوسیما، نمازجمعه و حوزه در شکل‌گیری وضعیت موجود نقش دارند، البته نقش مردم را نیز نباید نادیده گرفت. یک آقایی می‌گفت وقتی حادثه دی 96 رخ داد خیلی تعجب کردم و به دوستانم گفتم بروید مطبوعات، صداوسیما و خطبه‌های ائمه جمعه را از 95 تا 96 رصد کنید. آنها گزارش دادند و دیدیم مجلس، صدا و سیما و ائمه جمعه در این سال‌ها ناکارآمدی و ناامیدی را به جامعه القا کردند. وقتی همه در القای ناامیدی دست به دست هم دهند محصولش همین می‌شود.   شکایت از جدایی ایران در نوشتاری سخنرانی پروفسور سید حسین نصر در دانشگاه جان هاپکینز امریکا درباره مولانا را منتشر کرده است. در بخشی از این سخنرانی در ارتباط با استفاده از نام مولانا در راستای ناسیونالیسم آمده است: یکی از مهم‌ترین پیام‌های مولانا «همدمی» است. فراموش نکنیم هدف مولانا نزدیک کردن قلب‌ها به یکدیگر بود. او با تمام تقسیماتی که ما از لحاظ نژادی، قد، رنگ پوست و طبقاتی در جوامع‌مان درست می‌کنیم، مخالفت داشت. این تراژدی بزرگی برای تمدن ما است که بیاییم و یکی از بزرگترین شخصیت‌هایی را که برای وصل کردن آمده بود وسیله‌ای برای عناد فرهنگی بین خودمان و ترک‌ها، به‌عنوان دو ملت بزرگ در خاورمیانه قرار دهیم. حتی در به‌کارگیری کلمه «بلخی» به‌عنوان کنیه او که در وهله نخست «ناسیونالیسم افغانی» را بر ضد ایران برمی‌انگیزد، نیز چنین است. البته در اینکه مولانا اصلش متولد بلخ است شکی نیست. حال اگر برخی عنوان می‌کنند که مولانا افغان بوده و ایرانی نبوده است! حداقل من نمی‌دانم که معنی «افغان» در قرن هفتم هجری چیست؟ با این تفاسیر، باید توجه داشت که این ناسیونالیسم‌های جدید بسیار غیرمنطقی و از روی احساسات هستند. چنین چیزی در تغایر با فرهنگ و تمدن سنتی قرار دارد و از لحاظ سیاسی نیز برای غرب پرمنفعت است. اکنون، هیچ‌کدام از ما، مولانا را نمی‌خوانیم و به حرف‌هایی که می‌زند عمل نمی‌کنیم؛ فقط برای رفع احتیاجات مرتبط با شاخصه‌های ناسیونالیستی، بیرقش را دستمان گرفته‌ایم! و این چقدر می‌تواند دون‌شأن یک فیلسوف و شاعر بزرگ باشد که آمده تا نزدیکی و همدلی ایجاد کند! مولانایی که حتی پیغمبر اسلام(ص) را اینگونه دید: «مصطفی آمد که آرد همدمی».   وصلت به شرط مصلحت ایران در گفت‌وگو با کارشناسان از ضرورت بازاندیشی در تعیین سن قانونی ازدواج گزارشی فراهم آورده است. در بخشی از این گزارش آمده است: فریده غیرت، حقوقدان می‌گوید: حداقل سن ازدواج در قوانین کشور که منبعث از شرع مقدس است، برای دختران 13 وبرای پسران 15 است. همچنین اگر پدری تمایل به ازدواج دخترش در زیر سن 13 سال داشته باشد، می‌تواند در شرایطی خاص اجازه آن را بگیرد. این امر تاکنون سبب مشکلات عدیده‌ای شده است، چرا که سن جهانی کودک 18 سال است و دنیا زیر 18 سال را برای یک انسان سن کودکی می‌داند. سن کودکی یعنی عدم تشخیص کامل مسائل که از جمله آنها مبحث ازدواج است. ازدواج امر مهمی در زندگی است و تصمیم‌گیری و اقدام در مورد آن باید با درک و شعور رسیده و بالغ، انجام شود. بحث بلوغ در قوانین کشورمان همیشه مورد بحث بوده است چرا که تشخیص آن مشکل است. همچنین از نظر جغرافیایی نیز سن بلوغ دارای تفاوت‌هایی است به گونه‌ای که در مناطق گرمسیر و سردسیر متفاوت است. مرحله رسیدن به بلوغ دختران جنوب کشور در مقایسه با دختران شمال کشور دارای تفاوت‌های جدی است.   جمهوری اسلامی   تیمی از قوه قضاییه درحال بررسی لایحه تامین امنیت زنان است معاون حقوقی قوه قضاییه گفت: تیم جدیدی از قوه قضاییه در حال بررسی لایحه تامین امنیت اجتماعی زنان در برابر خشونت است. این لایحه در 5 فصل و 90 ماده به منظور جلوگیری از بی‌عدالتی در روابط خانوادگی و ضرورت رفع ظلم و تعدی نسبت به زنان در عرصه خانواده، و همچنین پیش‌بینی راهکارها و ضمانت‌های قانونی و جلوگیری از افراط و تفریط در این زمینه از طرف مرکز امور زنان و خانواده دولت یازدهم تدوین شد. لایحه منع خشونت علیه زنان که چندی پیش برای بررسی از دولت به قوه قضائیه ارجاع شده، در معاونت حقوقی این قوه بررسی شد. طیبه سیاوشی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تیر امسال به نقل از خدائیان معاون حقوقی قوه قضاییه گفته بود که 41 ماده از 92 ماده این لایحه حذف شده است، علت حذف این مواد هم موازی بودن آنها با مواد قانون مجازات اسلامی و آئین دادرسی کیفری اعلام شده است. البته قوه قضاییه بحث و انتقاد اصلی‌اش نسبت به این لایحه، کیفرزایی آن بوده است. این قوه معتقد است با توجه به تاکیدات رئیس قوه قضاییه مبنی بر کیفرزدایی و حبس زدایی، بیشتر مواد این لایحه بر زندان فرستادن تاکید دارد. معاون حقوقی قوه قضاییه پیشتر گفته بود برای بررسی پیش‌نویس لایحه تامین امنیت اجتماعی زنان، کمیسیونی با حضور کارشناسان معاونت حقوقی قوه‌قضاییه و نمایندگانی از معاونت امور زنان ریاست جمهوری، وزارت دادگستری، ستاد حقوق بشر قوه‌‌ قضاییه و جمعی از اساتید دانشگاه‌ها تشکیل شد و لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت از جهات مختلف مورد بررسی و مداقه قرار گرفت.   مدیریت صحیح عامل پیشرفت حوزه علمیه آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تقلید درباره عامل پیشرفت حوزه علمیه گفت: خروجی نجف تمام حوزه‌های علمیه را تامین می‌کند که امروز اگر خروجی نجف گرفته بشود، تمام حوزه‌های علمیه ما می‌خوابد. اگر کتب اربعه هست، ساخت و پرداخته آنهاست. نوشته‌های مرحوم محقق و علامه و سایر فقهای نام‌آور ما خروجی نجف است. در بین متاخرین اگر جواهر، مکاسب، رسائل و کفایه است خروجی نجف است. اگر خروجی نجف را بردارید تمام حوزه‌های علمیه شرق و غرب جهان تشیع می‌خوابد. چرا؟ درست فکر کردن، مدیریت دقیق و فهیم داشتن، حوزه را نجات می‌دهد. وقتی حوزه علمیه نجف را به سید مرتضی دادند، اصل وقف کردن را به خیلی‌ها فهماند. اصل اداره حوزه علمیه را هم به خیلی‌ها فهماند که متاسفانه نه به آن فهم وقف عمل شد نه به فهم حوزه علمیه. مرحوم سید مرتضی بخشی از اموالش را برای تهیه کتاب طلبه‌ها، قلم طلبه‌ها، دفتر طلبه‌ها، لوازم‌التحریر طلبه‌ها که آن روز برای اینها بسیار دشوار بود، وقف کرد. این معنای احیای وقف است که آدم چه چیزی را وقف بکند. بعد آمد حوزه علمیه تاسیس کرد. مدیریت کرد. خوب درس گفت. شاگردان را خوب تربیت کرد. طلبه با استعداد و آن کس که خوب می‌فهمد، در پیشگاه خدا مسئول است، اما آن کس که با زحمت باید به او بفهمانی، او برای کارهای دیگر خلق شده است. ]]> رسانه Mon, 22 Oct 2018 17:57:50 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8010/ مرور مطبوعات / آنان نمی‌توانند وارد فرایند قانون‌گذاری شوند http://dinonline.com/doc/report/fa/8007/ شرق   بداخلاقی و نسخه‌های شعاری محمدجواد لسانی پژوهشگر برخی بداخلاقی‌های رایج در جامعه را با نگاهی جامعه‌شناختی مورد بررسی قرار داده و در پایان وظیفه اصلی را بر دوش صداوسیما نهاده است. در بخشی از این نوشتار آمده است: هویت یا کیستی، مجموعه‌ای از ویژگی‌هاست که فرد را از دیگران متمایز می‌كند. می‌توان این تعریف را به جامعه هم تعمیم داد؛ زیرا هویت هر پدیده‏، بیانگر ماهیت وجودی آن است. به همین ترتیب گفته‌‌اند که هویت اجتماعی، مجموعه‌‏ای از خصوصیات اجتماعی، فرهنگی، زیستی و تاریخی همسان است که بر یگانگی اعضای آن دلالت می‏کند و آن را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، از سایر جوامع، متمایز می‌کند. آنکه تحملش را زودتر از دست می‌دهد و به دیگری سرایت می‌دهد، نگران مطالبه و حقوق خود است که با بی‌توجهی و خودسری دیگری ضایع می‌شود. او می‌شنود که یکی از اعضای جامعه ثروت عمومی را حیف و میل می‌کند و می‌گریزد. او می‌بیند که در میان پاره‌ای از کارگزاران، حرف‌ها با عمل، همخوان نیست پس در فاصله‌گیری از آرمان‌های مشترک، مقاومتی از خود بروز نمی‌دهد. دانایان جامعه، علل دیگری هم به جز کم‌رنگ‌شدن هویت اجتماعی برشمرده‌‌اند که آنها هم سبب فروکاهی تحمل و صبر مردم می‌شوند؛ از میانشان می‌توان گذار تاریخی جامعه، از مرحله سنتی به مرحله مدرنیته را برشمرد که بخشی از افراد، خواهان ماندن در مرحله نخست هستند اما گروهی دیگر که بیشتر به نسل جدید تعلق دارند، تقاضا برای گذشتن از وضعیت فعلی دارند تا از مرزهای سنت عبور کنند. با فاصله‌گیری از این آموخته‌های کلیدی است که در ساحت جامعه، موارد زیادی از ناسازگاری‌ها و بداخلاقی‌های اجتماعی مشاهده می‌شود. در این زمینه، بیش از دیگران، رسانه ملی کشور مسئول است که در اولویت‌های خویش، اصل تحکیم آرامش و نشاط در جامعه را فراموش کرده است.   آنتن رسانه ملی را به کسی که ادبیات سیاه‌نمایی دارد، ندهید علی‌عسکری، رئیس سازمان صداوسیما تأكید کرد: دشمن از ابتدای انقلاب تاکنون تلاش کرده بین نخبگان، اصحاب رسانه، نویسندگان و... نوعی ادبیات تخریبی تزریق کند که چنین ادبیاتی امروز گریبانگیر برخی رسانه‌ها در کشور نیز شده است. در این بین شما باید گوهرشناس باشید، نباید آنتن رسانه ملی را به کسی که ادبیات سیاه‌نمایی دارد بدهید، ما باید کسانی را که دارای ادبیات سازنده و فکر سازنده است بشناسیم و به آنها فرصت بیان افکارشان را بدهیم که البته این موضوع با نقد عالمانه کاملا متفاوت است.   پیاده‌کردن افراد از قطار انقلاب را متوقف کنیم عبدالرضا هاشم‌زایی نماینده تهران و عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با انتقاد از پیش‌داوری نسبت به وزرای پیشنهادی قبل از بررسی برنامه‌های آنها، تأكید کرد: پیش‌داوری‌ها تأثیری بر رأی نمایندگان ندارد و نمایندگان با توجه به برنامه‌های وزرای پیشنهادی و عملکرد آنها رأی می‌دهند. این نماینده مجلس با انتقاد از هجمه سیاسی به وزرای پیشنهادی، گفت: به اندازه کافی با دید سیاسی افرادی را از قطار انقلاب پیاده کردیم و من فکر می‌کنم باید این کار را متوقف کنیم و برنامه وزیر و کارایی و نحوه عملکردش در سال‌های قبل را ارزیابی کنیم و بین خودمان و وجدان خودمان رأی دهیم.   آنان نمی‌توانند وارد فرایند قانون‌گذاری شوند ماجرای جایگاه قانونی هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام متشکل از 15 نفر، به چالش حقوقی جدی‌ای بدل شده است؛ چالشی که در آستانه بررسی لوایح چهارگانه FATF نه‌تنها صدای حقوق‌دان‌ها بلکه داد وزیر در آستانه استعفای دولت را هم درآورده است. روز گذشته مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی و بهمن کشاورز، حقوق‌دان، در نقد جایگاه این هیئت سخن گفتند؛ اگرچه در مقابل محسن رضایی، دبیر و مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نیز از عملکرد آن دفاع کرده‌اند. این ماجرا به چالش توییتری سخنگوی شورای نگهبان و وزیر راه هم منجر شده است. آخوندی در نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس، درباره اختیارات هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نوشته بود: «در واقع با این اعلام، رکن جدیدی در ارکان حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران فراتر از قانون اساسی تعریف شده است که مسبوق به سابقه نیست». در مقابل کدخدایی در توییتی خطاب به او نوشت به‌جای نامه‌نگاری با رئیس مجلس، بهتر بود برای اطلاع از وظایف و اختیارات مجمع با دبیرخانه آن  ارتباط می‌گرفت. پرسش اصلی این است که آیا این هیئت به‌لحاظ قانونی این اختیار را دارد که به‌عنوان نهاد بالادستی مجلس و شورای نگهبان عمل کند؟ در این صورت، بر اساس کدام اصل قانون اساسی یا حتی قانون عادی این اختیار را دارد؟   مکثی بر جنبش زنان عبدالرحمن نجل‌رحیم مغزپژوه نگاهی انداخته است از زاویه علم مغزپژوهی بر جنبش‌هایی که زنان در طول تاریخ برای به دست آوردن حقوق مساوی با مردان و جبران بی‌عدالتی‌ها به انجام رسانده‌اند. در بخشی از این نوشتار آمده است: مغزپژوهی اجتماعی‌ـ‌ سیاسی امروز به ما یادآوری می‌کند مرد و زن یکسان می‌توانند تحت‌تأثیر روحیه محافظه‌کاری افراطی، یعنی تصلب در مقابل انعطاف‌پذیری مغزی، مقاومت در مقابل تغییر اجتماعی و پذیرش بی‌عدالتی در جهت کاهش تهدید محیطی، حفظ سنت‌ها، عدم تحمل ابهام و عدم حتمیت، عادت به نظم و ساختار موجود، قرار گیرند. از طرف دیگر، سوگیری سرسختانه کلیشه‌ای و تعصب گروهی ناآگاهانه در زنان نیز مانند مردان، اجازه نمی‌دهد که نسبت به شرایط عادلانه زیست انسانی، نظری باز و پذیرا داشته باشند. هرچه گروه خودی در مغز ما کوچک‌تر باشد پذیرش افراد بیشتر در داخل گروه کمتر می‌شود و دامنه همدلی احساسی ما وسعت کمتر و محدودتری پیدا می‌کند و فرد (چه مرد، چه زن) حاضر نمی‌شود که دیگران را در سطح وسیع‌تری از داشته‌های خود شریک کند. به همین علت برای خانم لوپن که یک زن فرانسوی دست‌راستی است، وجود زنان مسلمان در محدوده تنگ خودی‌ها، عامل تهدید برای دستیابی زنان فرانسوی به حقوقشان تلقی می‌شود. بنابراین سوگیری‌های کلیشه‌ای نژادی و جنسیتی در مغز ما فرایندی پیشقدم و سریع دارند که در لایه‌های عمیق مغز ما جا می‌گیرند و بیرون‌کشیدن آنها از اعماق سطوح ناآگاهانه کارکرد مغز ما، کاری دشوار است و نیاز به توجه و تمرکز شعورمندانه دارد. دانستن و آگاه‌شدن از این موضوعات به چرایی حقایق پشت‌پرده ریشه‌های مغزپژوهانه اقبال به جنبش راست‌افراطی زنان در دنیای امروز کمک می‌کند. در ضمن متوجه می‌شویم که دستیابی به حقوق جنسیتی زنان، بدون توجه به حقوق عادلانه برای نژادهای گوناگون انسانی میسر نیست. این یافته‌ها به ما نشان می‌دهد که می‌بایست با دیدی بازتر و آگاه‌تر به مقابله با جنبش‌های تنگ‌نظر راست‌افراطی دست یازیم و جنبش آزادی‌خواه زنان را که در پی کسب حقوق طبیعی خود هستند، در مبارزه دشواری که در پیش دارند همراهی کنیم.   اعتماد   معجزه رسانه‌های آزاد علی مطهری با توجه به ماجرای قتل جمال خاشقچی منتقد عربستانی، نگاهی انداخته است به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای در سال‌های نه چندان دور در ایران و می‌نویسد: ماجرای قتل فجیع و دردناك جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی بیش از هر چیز قدرت رسانه‌های آزاد را به نمایش گذاشت. از زمانی كه خبر بیرون نیامدن او از كنسولگری عربستان در استانبول در رسانه‌های تركیه و سپس جهان منتشر شد، دیگر هیچ مقام سیاسی نمی‌توانست آن را پنهان كند یا پیگیری نكند، چون تبدیل به یك مطالبه جهانی شده بود. در مثال مناقشه نیست اما اگر در زمان قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، ما رسانه‌های آزاد می‌داشتیم آن فجایع یا اتفاق نمی‌افتاد و یا به آن شدت رخ نمی‌داد. خوشبختانه آن رویه غلط و خودسرانه در كشور ما اصلاح شد. اما ریشه این گونه جنایت‌ها چیست؟ چگونه انسان‌هایی و به تعبیر بهتر حیواناتی آدم‌نما حاضر به انجام چنین اقداماتی می‌شوند؟ ریشه قضیه آن است كه وقتی چیزی را برای افرادی مقدس جلوه می‌دهند كه برای حفظ آن از هر وسیله می‌توان استفاده كرد، چنین فجایعی كه موجب سرافكندگی و شرمندگی بشریت است رخ می‌دهد، خواه آن چیز سلطنت باشد و خواه نظام حكومتی دیگری.   بدهكاران مهریه امیر حسین‌آبادی به مسئله مهریه که تبدیل به بحث روز در میان رسانه‌ها و مسئولان شده پرداخته و می‌نویسد: بخش عمده‌ای از تاكیدات قانون مدنی متوجه رفتار و احساس و اخلاق طرفین است كه قانون هم در بسیاری موارد در قبال آن جوابگو نیست و حتی در همان نقاطی كه قانون، ضمانت اجرای خشك و سخت دارد، تبعات سوئی به بار می‌آید. درست است كه میزان مهریه بر مبنای توافق طرفین و طبق یك قرارداد و بر اساس آزادی اراده تعیین می‌شود اما بالاخره یك امر اجتماعی است و می‌بینیم كه در نهایت، كار همسر بدهكار مهریه به زندان كشیده می‌شود و زندان هم، بنیان خانواده را بر هم می‌ریزد و ممكن است فرزندان این خانواده را هم به انحراف بكشاند و هزار مشكل دیگر به بار بیاورد. البته زندانی شدن بدهكاران مهریه، موضوع جدیدی نیست و تا قبل از سال 1352 هم تمام بدهكاران مالی و از جمله بدهكاران مهریه بنا به درخواست طلبكار بازداشت می‌شدند. سال 52 قانون منع بازداشت بدهكاران در قبال بدهی مالی تصویب شد مبنی بر اینكه فرد بدهكار باید صورت اموال خود را ارایه دهد و مخفی كردن واقعیت، مستوجب مجازات است. به نظر می‌رسد كه امروز، باید سابقه تاریخی برخی اتفاقات در كنار شرایط حاضر بررسی شده و برای حل مشكل یك چاره اساسی اتخاذ كنند. بخشنامه‌هایی از این دست هم درمان واقعی نیست بلكه یك راه‌حل فوری است اما در شرایط امروز كه مساله مهریه به یك معضل جدی برای خانواده و حقوقدانان و قضات تبدیل شده باید به راه‌حل مستمر فكر كرد چرا كه قضات هم از صدور حكم زندان بابت بدهی مهریه ناراحت هستند آن هم برای جوانی كه احتمالا زندگی مشترك خود را با عشق و علاقه آغاز كرده و حالا باید بازداشت شود.   آیا با فحاشی و تهمت‌زدن به نیروهای انقلاب می‌توان كشور را اداره كرد؟ جلیل رحیمی‌جهان‌آبادی، رییس كمیته بین‌الملل كمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: در بررسی CFT كسانی كه طرف مشورت ما بودند امریكا، اسراییل و سازمان‌های امنیتی آنها نبودند، بلكه نهادهای نظام جمهوری اسلامی بودند. اگر اینگونه باشد كه ما خیانتكاریم وزارت امور خارجه خیانتكار است، وزارت اطلاعات، شورای امنیت ملی و همه كسانی كه با آنها گفت‌وگو كردیم و با آنها به جمع‌بندی رسیدیم خیانتكار هستند. به نظر من اگر افراد غیرخائن را در كشور مشخص كنیم خیلی راحت‌تر از آن است كه بخواهیم این همه خائن را مورد نظر قرار دهیم. متاسفانه ظرف این سال‌ها یك رسم ناپسند در كشور شكل گرفته است و آن اینكه هر شخصی نظری دارد تلاش می‌كند رقیب خود را نه با استدلال، نه با برهان و نه با منطق بلكه با تخریب شخصیت و با برچسب‌زنی از راه به در كنند. این مایه تاسف است كه امروز به جایی رسیدیم كه از درون خانواده نظام بخواهند نمایندگان مجلس شورای اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار دهند. آیا با فحاشی كردن، تهمت‌زدن به نیروهای انقلاب و آیا با تخریب نهادهای نظام از جمله وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی می‌توان كشور را اداره كرد؟ باید بپذیریم كه در این جامعه تنوع فكری وجود دارد و دموكراسی برقرار است. هیچ كشوری در هیچ كجای جهان با تخریب و توهین به مسوولان آن نظام اداره نمی‌شود.   حفظ بنیان خانواده فكر تازه می‌خواهد اعتماد نقدی بر سخنان معاون جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره طلاق نوشته و گفته است: با وجود فعالیت‌ دستگاه‌های مختلف حاكمیتی و دولتی در حفظ بنیان خانواده باز هم طلاق به امری عادی تبدیل شده است. آیا وظیفه دولت صرفا دادن تسهیلات ازدواج و پرداخت وام است؟ در شرایطی كه جامعه با دسترسی‌های مختلف اطلاعاتی به جامعه‌ای تبدیل شده كه به سرعت رشد می‌كند و دیگر با جامعه دهه‌های قبل قابل مقایسه نیست آیا می‌توان با نسخه‌های دهه‌های قبل برای «حفظ بنیان خانواده» كار به جایی برد؟ این در حالی است كه در ماه‌های اخیر و نوسانات نرخ سكه بهارآزادی موضوع «مهریه» و مطالبه آن نیز به بحثی بین مراجع دینی تبدیل شد. موضوعی كه برخاسته از هشدار ستاد دیه بود. ستاد دیه كشور درباره رشد 71 درصدی محكومان مهریه در 6 ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال 96 هشدار داده بود و پیرو آن، رییس قوه قضاییه با صدور بخشنامه‌ای خطاب به روسای كل دادگستری استان‌های سراسر كشور و با هدف جلوگیری از افزایش آمار محكومان مهریه و زندانی شدن زوج دستور داد كه درخواست‌های تعدیل و تقسیط مهریه بر اساس سكه طلا، خارج از نوبت و بدون تعیین وقت رسیدگی، بررسی شده و همچنین مهلت‌های تأدیه هم متناسب با وضعیت مالی زوج افزایش یابد.   فضلیتی به نام شنیدن اعتماد به بهانه انتقادهای صورت گرفته نسبت به برخی دولتیان در به کار بردن ادبیاتی خاصی در مواجه مردم، به این مسئله از زاویه فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست نگاهی انداخته و نوشته است: شرط لازم برای تصمیم‌گیری، داوری و اظهارنظر درباره این مسائل، مطالعه «فلسفه اخلاق» است. شاید الان این پرسش در ذهن‌تان نقش بسته كه مطالعه «فلسفه اخلاق» برای فرهیختگان تحصیلكرده جامعه و دانشجویان بزرگوار كه خود از گروه‌های مرجع و الگوهای «اخلاقی زیستن» در جامعه‌اند، چه سودی دارد؟ و با خود بگویید وقتی ما سرشت چیزی را می‌كاویم، با حقایق جدیدی درباره آن آشنا می‌شویم كه پیش‌تر از آن بی‌خبر بودیم. اما اخلاق چیزی است كه بیشتر ما، حتی پیش از مطالعه آكادمیك با آن آشناییم. همه جوامع دارای مجموعه‌‌ای از قواعد اخلاقی‌اند و بیشتر مردم، پیش از رسیدن به بزرگسالی، با این قواعد آشنا می‌شوند. ما با یادگیری از مراجع اخلاقی مختلف در جامعه، مانند والدین و معلمان خود، یاد می‌گیریم كه «نباید شخص بی‌گناهی را بكشیم»، «نباید دروغ بگوییم» و «نباید دزدی یا غیبت كنیم.» پس «فلسفه اخلاق» چه‌ چیزی به ما یاد می‌دهد كه در آموزش‌های مراجع اخلاقی جامعه وجود ندارد؟ و اصلا چرا باید كاوشی فلسفی درباره اخلاق انجام شود؟   انتقام تاریخ از فوكویاما اعتماد نگاهی انداخته است به برخی اندیشه‌های فوکویاما و نوشته است: چالش نظرات فوكویاما احتمال وقوع جنگ بین امریكا و چین است. گراهام آلیسون از دانشگاه هاروارد می‌گوید: فكر می‌كنم نادیده گرفتن این احتمال احمقانه است. سناریوهای زیادی برای آغاز این جنگ به ذهنم می‌رسد. بعید می‌دانم به صورت یك حمله از پیش حساب شده به كشور دیگر باشد (مانند حمله آلمان به لهستان در سال ۱۹۹۹) اما می‌تواند ناشی از یك درگیری منطقه‌ای مانند مساله تایوان، كره شمالی یا دریای جنوب چین باشد كه به سرعت تنش‌های مرتبط با آن در حال افزایش است. من فوكویاما را در روزی ملاقات كردم كه بریتانیا با اتحادیه اروپا بار دیگر بر سر برگزیت به توافق مشتركی نرسید. او به طور خلاصه گفت كه برگزاری همه‌پرسی در كشوری كه دارای پارلمان است، اشتباه بزرگی است. داشتن نمایندگانی در حكومت دلایل بجایی دارد. اگر كامرون به آن عمل می‌كرد، اكنون با این مشكل مواجه نبودیم.   دولت در جهت‌دهی و هدایت مد و لباس عاشورایی اهتمام ورزد دبیر کارگروه مد و لباس می‌گوید: با توجه به ایده‌ها و طراحی در حوزه لباس عاشورایی فعالیت تخصصی را آغاز کردیم این فعالیت تخصصی منجر به اثر و ثمربخشی شده تا آیین نشست خبری سومین لباس عاشورایی را برگزار کنیم. از اهداف ما برای برگزاری نمایشگاه لباس عاشورایی انتقال مفاهیم ارزشمند و مفهومی جامعه دینی از حوزه تخصصی لباس است که سهم جدی در این مفهوم داشته و دارد. تاثیر نماد و طراحی در لباس بسیار حائز اهمیت است و باید با هدف بلند به تولید محتوایی و انتشار منابع کافی در حوزه مد و لباس در زمینه مفهوم عاشورایی بپردازیم. در حوزه مد و لباس عاشورایی شدت فقیر هستیم و منبع جدی در این زمینه وجود ندارد اما خوشبختانه با تلاش زیاد در حال ارتقا پیدا کردن در این حوزه هستیم. باید دولت در زمینه لباس عاشورایی اهتمام ورزد و جریان‌سازی خوبی در این زمینه داشته باشیم. به نوعی باید به سمتی برویم که استفاده از لباس موضوعی به‌خصوص عاشورایی برای مصرف‌کنندگان دارای اهمیت شود و در انتخاب طراح‌های لباس دقت و تعمل بیشتری را به کار ببرند.   ایران   جامعه در انتظار اصلاحات بنیادین است تقی آزاد ارمکی جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایران در پاسخ به فراخوان اخیر جهانگیری می‌گوید: این فراخوان باید توسط قشری بی‌طرف در دعواهای سیاسی چون روشنفکران و دانشگاهیان منتشر شود نه مهره‌های حاضر در قدرت. او همچنین می‌گوید اگر قرار است چنین سیگنالی از طرف حاکمیت ارسال شود، باید کل حاکمیت بعد از چاره‌اندیشی برای حل اختلافات سیاسی در صدور آن مشارکت داشته باشد. مردم نسبت به مجموعه کارنامه‌ای که برای آنها به عنوان کارنامه حکمرانی این طبقه مطرح است انتقاد دارند. مردم به دفعات به همین طیف‌ها اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب اعتماد کرده اما پاسخ اعتماد خود را آن گونه که باید و شاید نگرفته است لذا جلب اعتماد آنها عملاً سخت و سخت‌تر می‌شود. شما ببینید در همین رقابت‌های انتخاباتی چه اتفاقاتی بین نامزدها می‌افتد؟ اینها تازه افراد مورد تأیید نظام هستند، جامعه از خود می‌پرسد اگر این افراد در افشاگری‌های خود راست می‌گویند، چرا درباره مواردی که مطرح می‌شود تاکنون اتفاقی نیفتاده که اینجا باید افشا شود. اگر دروغ می‌گویند، چرا با دروغ آنها برخورد نمی‌شود؟ الان تریبون‌های رسمی نسبت به بیش از نیمی از هیأت حاکمه در طول 40 سال گذشته انواع اتهامات را مطرح می‌کنند. مردم باید به چه چیزی اعتماد کنند؟  یا مثلاً توجه کنید که مردم تشویق به رأی دادن می‌شوند اما بعد از آن وقتی نوبت کار افراد پیروز می‌رسد چقدر در عمل با شعارهای انتخاباتی فاصله می‌گیرند. مثلاً کابینه‌ای بسته می‌شود که اصلاً تناسبی با آن وعده‌ها ندارد. آیا مردم حق ندارند که بپرسند رأی دادن آنها در شرایطی که بعد از انتخابات تلاش می‌شود مسیر کارها از مسیری که رأی اکثریت تعیین کرده تغییر کند، چه تأثیری دارد؟ یعنی کارنامه‌های به جای مانده و شیوه برخورد با اعتماد مردم تکرار اعتماد را دشوارتر می‌کند.   کلیک بهتر از کتک فیاض زاهد در گفت‌و‌گو با ایران از حضور گروه فشار در فضای مجازی استقبال کرده و می‌گوید: قدیم به سخنرانی ما حمله می‌کردند و شاید مردم یک شهر مطلع می‌شدند و رسانه‌ها در حدی منعکس می‌کردند؛ اما حالا «شهروند خبرنگاران» با موبایل‌های خود فیلم می‌گیرند و به سراسر دنیا می‌فرستند. بزرگان این‌ها متوجه شدند که هزینه‌های روانی و اجتماعی چنین اقداماتی بسیار سنگین است. البته می‌دانیم که گروه‌های فشار در شکل‌های دیگری هم عمل می‌کنند؛ مانند حذف فیزیکی شبیه همین کاری که بن سلمان انجام داد.این نشان می‌دهد که در دنیای امروز نمی‌توان براحتی با روزنامه نگاران یا چهره‌های سیاسی این طور برخورد کرد. ما در ایران هم نیروهای «خودسر» داشتیم. اما امروز یک سازمان فکری وجود دارد که به جای اینکه به این‌ها پول و ساندیس بدهد و عده‌ای را به خیابان بکشاند، آنان را به فضای مجازی و حضور در این شبکه‌ها کشانده است.  من این را یک حرکت رو به جلو می‌دانم. وجود چنین جریان‌هایی در عرصه‌های مجازی خیلی بهتر از این است که در لاهیجان برای من ایجاد شد. فکر می‌کنم تعداد زیادی از این حساب‌ها یا اکانت‌ها فیک و ناشناس هستند. اما اگر آشنا هستند، یا بر اساس باورهای سیاسی و ذهنی خود عمل می‌کنند یا اینکه برای اجرای برخی منویات مأموریت دارند. به‌عنوان مثال در جریان «برجام» یا FATF منافع اقتصادی برخی به خطر می‌افتد و آنان شروع می‌کنند به هوچی‌گری، هیاهو و جنجال.   پدیدارشناسی دین «پدیدارشناسی دین» عنوان کتابی است از جیمز ال.کاکس استاد پدیدارشناسی دین و روش‌شناسی در مطالعات ادیان دانشگاه ادینبورو که با برگردان جعفر فلاحی از سوی نشر مرکز منتشر شد. نویسنده کتاب معتقد است مطالعات دینی که رشته‌ای مابین الهیات و مطالعات اجتماعی و فرهنگی است از بحران هویت جدی رنج می‌برد. از نظر من این بحران لااقل تا حدی نتیجه نقش محوری است که پدیدارشناسی دین از وجه تاریخی در رشته و توسعه رشته مطالعات ادیان در دانشگاه‌ها ایفا کرده است، چرا که به تجربه دریافتم که نظریه‌های مربوط به دین به‌شیوه‌هایی کم و بیش متناقض به دانشجویان ارائه می‌شود و دلیل این امر هم تا حدی فقدان کتاب واحدی است که جریان‌های مختلف پدیدارشناسی را یکجا کنار هم گردآورد و مباحث انتقادی روش‌شناختی پیش روی دین پژوهان را روشن کند. کاکس در کتاب «پدیدارشناسی دین»، به زبانی نسبتاً ساده درباره پدیدارشناسی به بحث می‌پردازد. وی زمینه و نحوه شکل‌گیری این رهیافت، تحولات آن در حوزه‌های مختلف دانشگاهی و علمی، تأثیراتی که از سایر علوم گرفته و بحث‌ها و نظرهای امروزی‌تر را در این باره بررسی کرده‌است. کاکس ابتدا در مقدمه کتاب به اصول مورد نظرش در انتخاب شخصیت‌ها و نحله‌های پدیدارشناسی اشاره می‌کند.   نماد وجدان روشنفکری در ایران حسین باهر جامعه شناس به مناسبت برگزاری بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی پدر جامعه‌شناسی ایران می‌نویسد: زمانی که تقریباً جامعه شناسی در ایران مطرح نبود دکتر غلامحسین صدیقی (1371-1274 خورشیدی) این رشته را در ایران بنیانگذاری کرد، البته خدمات او تنها به این مسأله ختم نشد؛ صدیقی در جایگاه یک واردکننده علم جامعه‌شناسی، علوم غربی را با علوم شرقی و زیرساخت‌ها و بسترهای آن درهم آمیخت و علم و آگاهی این ابتکار باعث شد که ما به جامعه‌شناسی به شکلی بومی و وطنی آن برسیم. در این راه شاگردان او به‌عنوان حلقه‌ای که در اطرافش گرد آمدند، همگی از جامعه شناسان تراز اول و مطرح ایرانی شدند که بعدها نسل به نسل به جامعه‌شناسی و ارتقای آن کمک کردند. او یک روشنفکر به تمام معنا بود که نه در برابر دستاوردهای غربی ایستادگی بی‌دلیل می‌کرد و نه نسبت به آن ذوق‌زدگی و خودباختگی داشت. این استاد جامعه‌شناسی بر اساس بسترها و زیست سرزمینی که در آن زندگی می‌کرد به جامعه خود نگاه می‌کرد و به همین دلیل هم مکتبی که او پی‌ریزی کرد بسیار عمیق و قابل اهمیت است. مهم‌ترین خدمت علمی و فرهنگی ایشان تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۷ بود که نهایتاً در سال ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد. ]]> رسانه Sun, 21 Oct 2018 20:10:02 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8007/