پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين رسانه :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/media Mon, 22 Oct 2018 22:58:02 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 22 Oct 2018 22:58:02 GMT رسانه 60 مرور مطبوعات / آنان نمی‌توانند وارد فرایند قانون‌گذاری شوند http://dinonline.com/doc/report/fa/8007/ شرق   بداخلاقی و نسخه‌های شعاری محمدجواد لسانی پژوهشگر برخی بداخلاقی‌های رایج در جامعه را با نگاهی جامعه‌شناختی مورد بررسی قرار داده و در پایان وظیفه اصلی را بر دوش صداوسیما نهاده است. در بخشی از این نوشتار آمده است: هویت یا کیستی، مجموعه‌ای از ویژگی‌هاست که فرد را از دیگران متمایز می‌كند. می‌توان این تعریف را به جامعه هم تعمیم داد؛ زیرا هویت هر پدیده‏، بیانگر ماهیت وجودی آن است. به همین ترتیب گفته‌‌اند که هویت اجتماعی، مجموعه‌‏ای از خصوصیات اجتماعی، فرهنگی، زیستی و تاریخی همسان است که بر یگانگی اعضای آن دلالت می‏کند و آن را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، از سایر جوامع، متمایز می‌کند. آنکه تحملش را زودتر از دست می‌دهد و به دیگری سرایت می‌دهد، نگران مطالبه و حقوق خود است که با بی‌توجهی و خودسری دیگری ضایع می‌شود. او می‌شنود که یکی از اعضای جامعه ثروت عمومی را حیف و میل می‌کند و می‌گریزد. او می‌بیند که در میان پاره‌ای از کارگزاران، حرف‌ها با عمل، همخوان نیست پس در فاصله‌گیری از آرمان‌های مشترک، مقاومتی از خود بروز نمی‌دهد. دانایان جامعه، علل دیگری هم به جز کم‌رنگ‌شدن هویت اجتماعی برشمرده‌‌اند که آنها هم سبب فروکاهی تحمل و صبر مردم می‌شوند؛ از میانشان می‌توان گذار تاریخی جامعه، از مرحله سنتی به مرحله مدرنیته را برشمرد که بخشی از افراد، خواهان ماندن در مرحله نخست هستند اما گروهی دیگر که بیشتر به نسل جدید تعلق دارند، تقاضا برای گذشتن از وضعیت فعلی دارند تا از مرزهای سنت عبور کنند. با فاصله‌گیری از این آموخته‌های کلیدی است که در ساحت جامعه، موارد زیادی از ناسازگاری‌ها و بداخلاقی‌های اجتماعی مشاهده می‌شود. در این زمینه، بیش از دیگران، رسانه ملی کشور مسئول است که در اولویت‌های خویش، اصل تحکیم آرامش و نشاط در جامعه را فراموش کرده است.   آنتن رسانه ملی را به کسی که ادبیات سیاه‌نمایی دارد، ندهید علی‌عسکری، رئیس سازمان صداوسیما تأكید کرد: دشمن از ابتدای انقلاب تاکنون تلاش کرده بین نخبگان، اصحاب رسانه، نویسندگان و... نوعی ادبیات تخریبی تزریق کند که چنین ادبیاتی امروز گریبانگیر برخی رسانه‌ها در کشور نیز شده است. در این بین شما باید گوهرشناس باشید، نباید آنتن رسانه ملی را به کسی که ادبیات سیاه‌نمایی دارد بدهید، ما باید کسانی را که دارای ادبیات سازنده و فکر سازنده است بشناسیم و به آنها فرصت بیان افکارشان را بدهیم که البته این موضوع با نقد عالمانه کاملا متفاوت است.   پیاده‌کردن افراد از قطار انقلاب را متوقف کنیم عبدالرضا هاشم‌زایی نماینده تهران و عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس با انتقاد از پیش‌داوری نسبت به وزرای پیشنهادی قبل از بررسی برنامه‌های آنها، تأكید کرد: پیش‌داوری‌ها تأثیری بر رأی نمایندگان ندارد و نمایندگان با توجه به برنامه‌های وزرای پیشنهادی و عملکرد آنها رأی می‌دهند. این نماینده مجلس با انتقاد از هجمه سیاسی به وزرای پیشنهادی، گفت: به اندازه کافی با دید سیاسی افرادی را از قطار انقلاب پیاده کردیم و من فکر می‌کنم باید این کار را متوقف کنیم و برنامه وزیر و کارایی و نحوه عملکردش در سال‌های قبل را ارزیابی کنیم و بین خودمان و وجدان خودمان رأی دهیم.   آنان نمی‌توانند وارد فرایند قانون‌گذاری شوند ماجرای جایگاه قانونی هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام متشکل از 15 نفر، به چالش حقوقی جدی‌ای بدل شده است؛ چالشی که در آستانه بررسی لوایح چهارگانه FATF نه‌تنها صدای حقوق‌دان‌ها بلکه داد وزیر در آستانه استعفای دولت را هم درآورده است. روز گذشته مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی و بهمن کشاورز، حقوق‌دان، در نقد جایگاه این هیئت سخن گفتند؛ اگرچه در مقابل محسن رضایی، دبیر و مجید انصاری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نیز از عملکرد آن دفاع کرده‌اند. این ماجرا به چالش توییتری سخنگوی شورای نگهبان و وزیر راه هم منجر شده است. آخوندی در نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رئیس مجلس، درباره اختیارات هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص مصلحت نوشته بود: «در واقع با این اعلام، رکن جدیدی در ارکان حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران فراتر از قانون اساسی تعریف شده است که مسبوق به سابقه نیست». در مقابل کدخدایی در توییتی خطاب به او نوشت به‌جای نامه‌نگاری با رئیس مجلس، بهتر بود برای اطلاع از وظایف و اختیارات مجمع با دبیرخانه آن  ارتباط می‌گرفت. پرسش اصلی این است که آیا این هیئت به‌لحاظ قانونی این اختیار را دارد که به‌عنوان نهاد بالادستی مجلس و شورای نگهبان عمل کند؟ در این صورت، بر اساس کدام اصل قانون اساسی یا حتی قانون عادی این اختیار را دارد؟   مکثی بر جنبش زنان عبدالرحمن نجل‌رحیم مغزپژوه نگاهی انداخته است از زاویه علم مغزپژوهی بر جنبش‌هایی که زنان در طول تاریخ برای به دست آوردن حقوق مساوی با مردان و جبران بی‌عدالتی‌ها به انجام رسانده‌اند. در بخشی از این نوشتار آمده است: مغزپژوهی اجتماعی‌ـ‌ سیاسی امروز به ما یادآوری می‌کند مرد و زن یکسان می‌توانند تحت‌تأثیر روحیه محافظه‌کاری افراطی، یعنی تصلب در مقابل انعطاف‌پذیری مغزی، مقاومت در مقابل تغییر اجتماعی و پذیرش بی‌عدالتی در جهت کاهش تهدید محیطی، حفظ سنت‌ها، عدم تحمل ابهام و عدم حتمیت، عادت به نظم و ساختار موجود، قرار گیرند. از طرف دیگر، سوگیری سرسختانه کلیشه‌ای و تعصب گروهی ناآگاهانه در زنان نیز مانند مردان، اجازه نمی‌دهد که نسبت به شرایط عادلانه زیست انسانی، نظری باز و پذیرا داشته باشند. هرچه گروه خودی در مغز ما کوچک‌تر باشد پذیرش افراد بیشتر در داخل گروه کمتر می‌شود و دامنه همدلی احساسی ما وسعت کمتر و محدودتری پیدا می‌کند و فرد (چه مرد، چه زن) حاضر نمی‌شود که دیگران را در سطح وسیع‌تری از داشته‌های خود شریک کند. به همین علت برای خانم لوپن که یک زن فرانسوی دست‌راستی است، وجود زنان مسلمان در محدوده تنگ خودی‌ها، عامل تهدید برای دستیابی زنان فرانسوی به حقوقشان تلقی می‌شود. بنابراین سوگیری‌های کلیشه‌ای نژادی و جنسیتی در مغز ما فرایندی پیشقدم و سریع دارند که در لایه‌های عمیق مغز ما جا می‌گیرند و بیرون‌کشیدن آنها از اعماق سطوح ناآگاهانه کارکرد مغز ما، کاری دشوار است و نیاز به توجه و تمرکز شعورمندانه دارد. دانستن و آگاه‌شدن از این موضوعات به چرایی حقایق پشت‌پرده ریشه‌های مغزپژوهانه اقبال به جنبش راست‌افراطی زنان در دنیای امروز کمک می‌کند. در ضمن متوجه می‌شویم که دستیابی به حقوق جنسیتی زنان، بدون توجه به حقوق عادلانه برای نژادهای گوناگون انسانی میسر نیست. این یافته‌ها به ما نشان می‌دهد که می‌بایست با دیدی بازتر و آگاه‌تر به مقابله با جنبش‌های تنگ‌نظر راست‌افراطی دست یازیم و جنبش آزادی‌خواه زنان را که در پی کسب حقوق طبیعی خود هستند، در مبارزه دشواری که در پیش دارند همراهی کنیم.   اعتماد   معجزه رسانه‌های آزاد علی مطهری با توجه به ماجرای قتل جمال خاشقچی منتقد عربستانی، نگاهی انداخته است به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای در سال‌های نه چندان دور در ایران و می‌نویسد: ماجرای قتل فجیع و دردناك جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی بیش از هر چیز قدرت رسانه‌های آزاد را به نمایش گذاشت. از زمانی كه خبر بیرون نیامدن او از كنسولگری عربستان در استانبول در رسانه‌های تركیه و سپس جهان منتشر شد، دیگر هیچ مقام سیاسی نمی‌توانست آن را پنهان كند یا پیگیری نكند، چون تبدیل به یك مطالبه جهانی شده بود. در مثال مناقشه نیست اما اگر در زمان قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، ما رسانه‌های آزاد می‌داشتیم آن فجایع یا اتفاق نمی‌افتاد و یا به آن شدت رخ نمی‌داد. خوشبختانه آن رویه غلط و خودسرانه در كشور ما اصلاح شد. اما ریشه این گونه جنایت‌ها چیست؟ چگونه انسان‌هایی و به تعبیر بهتر حیواناتی آدم‌نما حاضر به انجام چنین اقداماتی می‌شوند؟ ریشه قضیه آن است كه وقتی چیزی را برای افرادی مقدس جلوه می‌دهند كه برای حفظ آن از هر وسیله می‌توان استفاده كرد، چنین فجایعی كه موجب سرافكندگی و شرمندگی بشریت است رخ می‌دهد، خواه آن چیز سلطنت باشد و خواه نظام حكومتی دیگری.   بدهكاران مهریه امیر حسین‌آبادی به مسئله مهریه که تبدیل به بحث روز در میان رسانه‌ها و مسئولان شده پرداخته و می‌نویسد: بخش عمده‌ای از تاكیدات قانون مدنی متوجه رفتار و احساس و اخلاق طرفین است كه قانون هم در بسیاری موارد در قبال آن جوابگو نیست و حتی در همان نقاطی كه قانون، ضمانت اجرای خشك و سخت دارد، تبعات سوئی به بار می‌آید. درست است كه میزان مهریه بر مبنای توافق طرفین و طبق یك قرارداد و بر اساس آزادی اراده تعیین می‌شود اما بالاخره یك امر اجتماعی است و می‌بینیم كه در نهایت، كار همسر بدهكار مهریه به زندان كشیده می‌شود و زندان هم، بنیان خانواده را بر هم می‌ریزد و ممكن است فرزندان این خانواده را هم به انحراف بكشاند و هزار مشكل دیگر به بار بیاورد. البته زندانی شدن بدهكاران مهریه، موضوع جدیدی نیست و تا قبل از سال 1352 هم تمام بدهكاران مالی و از جمله بدهكاران مهریه بنا به درخواست طلبكار بازداشت می‌شدند. سال 52 قانون منع بازداشت بدهكاران در قبال بدهی مالی تصویب شد مبنی بر اینكه فرد بدهكار باید صورت اموال خود را ارایه دهد و مخفی كردن واقعیت، مستوجب مجازات است. به نظر می‌رسد كه امروز، باید سابقه تاریخی برخی اتفاقات در كنار شرایط حاضر بررسی شده و برای حل مشكل یك چاره اساسی اتخاذ كنند. بخشنامه‌هایی از این دست هم درمان واقعی نیست بلكه یك راه‌حل فوری است اما در شرایط امروز كه مساله مهریه به یك معضل جدی برای خانواده و حقوقدانان و قضات تبدیل شده باید به راه‌حل مستمر فكر كرد چرا كه قضات هم از صدور حكم زندان بابت بدهی مهریه ناراحت هستند آن هم برای جوانی كه احتمالا زندگی مشترك خود را با عشق و علاقه آغاز كرده و حالا باید بازداشت شود.   آیا با فحاشی و تهمت‌زدن به نیروهای انقلاب می‌توان كشور را اداره كرد؟ جلیل رحیمی‌جهان‌آبادی، رییس كمیته بین‌الملل كمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: در بررسی CFT كسانی كه طرف مشورت ما بودند امریكا، اسراییل و سازمان‌های امنیتی آنها نبودند، بلكه نهادهای نظام جمهوری اسلامی بودند. اگر اینگونه باشد كه ما خیانتكاریم وزارت امور خارجه خیانتكار است، وزارت اطلاعات، شورای امنیت ملی و همه كسانی كه با آنها گفت‌وگو كردیم و با آنها به جمع‌بندی رسیدیم خیانتكار هستند. به نظر من اگر افراد غیرخائن را در كشور مشخص كنیم خیلی راحت‌تر از آن است كه بخواهیم این همه خائن را مورد نظر قرار دهیم. متاسفانه ظرف این سال‌ها یك رسم ناپسند در كشور شكل گرفته است و آن اینكه هر شخصی نظری دارد تلاش می‌كند رقیب خود را نه با استدلال، نه با برهان و نه با منطق بلكه با تخریب شخصیت و با برچسب‌زنی از راه به در كنند. این مایه تاسف است كه امروز به جایی رسیدیم كه از درون خانواده نظام بخواهند نمایندگان مجلس شورای اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار دهند. آیا با فحاشی كردن، تهمت‌زدن به نیروهای انقلاب و آیا با تخریب نهادهای نظام از جمله وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی می‌توان كشور را اداره كرد؟ باید بپذیریم كه در این جامعه تنوع فكری وجود دارد و دموكراسی برقرار است. هیچ كشوری در هیچ كجای جهان با تخریب و توهین به مسوولان آن نظام اداره نمی‌شود.   حفظ بنیان خانواده فكر تازه می‌خواهد اعتماد نقدی بر سخنان معاون جوانان وزارت ورزش و جوانان درباره طلاق نوشته و گفته است: با وجود فعالیت‌ دستگاه‌های مختلف حاكمیتی و دولتی در حفظ بنیان خانواده باز هم طلاق به امری عادی تبدیل شده است. آیا وظیفه دولت صرفا دادن تسهیلات ازدواج و پرداخت وام است؟ در شرایطی كه جامعه با دسترسی‌های مختلف اطلاعاتی به جامعه‌ای تبدیل شده كه به سرعت رشد می‌كند و دیگر با جامعه دهه‌های قبل قابل مقایسه نیست آیا می‌توان با نسخه‌های دهه‌های قبل برای «حفظ بنیان خانواده» كار به جایی برد؟ این در حالی است كه در ماه‌های اخیر و نوسانات نرخ سكه بهارآزادی موضوع «مهریه» و مطالبه آن نیز به بحثی بین مراجع دینی تبدیل شد. موضوعی كه برخاسته از هشدار ستاد دیه بود. ستاد دیه كشور درباره رشد 71 درصدی محكومان مهریه در 6 ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال 96 هشدار داده بود و پیرو آن، رییس قوه قضاییه با صدور بخشنامه‌ای خطاب به روسای كل دادگستری استان‌های سراسر كشور و با هدف جلوگیری از افزایش آمار محكومان مهریه و زندانی شدن زوج دستور داد كه درخواست‌های تعدیل و تقسیط مهریه بر اساس سكه طلا، خارج از نوبت و بدون تعیین وقت رسیدگی، بررسی شده و همچنین مهلت‌های تأدیه هم متناسب با وضعیت مالی زوج افزایش یابد.   فضلیتی به نام شنیدن اعتماد به بهانه انتقادهای صورت گرفته نسبت به برخی دولتیان در به کار بردن ادبیاتی خاصی در مواجه مردم، به این مسئله از زاویه فلسفه اخلاق و فلسفه سیاست نگاهی انداخته و نوشته است: شرط لازم برای تصمیم‌گیری، داوری و اظهارنظر درباره این مسائل، مطالعه «فلسفه اخلاق» است. شاید الان این پرسش در ذهن‌تان نقش بسته كه مطالعه «فلسفه اخلاق» برای فرهیختگان تحصیلكرده جامعه و دانشجویان بزرگوار كه خود از گروه‌های مرجع و الگوهای «اخلاقی زیستن» در جامعه‌اند، چه سودی دارد؟ و با خود بگویید وقتی ما سرشت چیزی را می‌كاویم، با حقایق جدیدی درباره آن آشنا می‌شویم كه پیش‌تر از آن بی‌خبر بودیم. اما اخلاق چیزی است كه بیشتر ما، حتی پیش از مطالعه آكادمیك با آن آشناییم. همه جوامع دارای مجموعه‌‌ای از قواعد اخلاقی‌اند و بیشتر مردم، پیش از رسیدن به بزرگسالی، با این قواعد آشنا می‌شوند. ما با یادگیری از مراجع اخلاقی مختلف در جامعه، مانند والدین و معلمان خود، یاد می‌گیریم كه «نباید شخص بی‌گناهی را بكشیم»، «نباید دروغ بگوییم» و «نباید دزدی یا غیبت كنیم.» پس «فلسفه اخلاق» چه‌ چیزی به ما یاد می‌دهد كه در آموزش‌های مراجع اخلاقی جامعه وجود ندارد؟ و اصلا چرا باید كاوشی فلسفی درباره اخلاق انجام شود؟   انتقام تاریخ از فوكویاما اعتماد نگاهی انداخته است به برخی اندیشه‌های فوکویاما و نوشته است: چالش نظرات فوكویاما احتمال وقوع جنگ بین امریكا و چین است. گراهام آلیسون از دانشگاه هاروارد می‌گوید: فكر می‌كنم نادیده گرفتن این احتمال احمقانه است. سناریوهای زیادی برای آغاز این جنگ به ذهنم می‌رسد. بعید می‌دانم به صورت یك حمله از پیش حساب شده به كشور دیگر باشد (مانند حمله آلمان به لهستان در سال ۱۹۹۹) اما می‌تواند ناشی از یك درگیری منطقه‌ای مانند مساله تایوان، كره شمالی یا دریای جنوب چین باشد كه به سرعت تنش‌های مرتبط با آن در حال افزایش است. من فوكویاما را در روزی ملاقات كردم كه بریتانیا با اتحادیه اروپا بار دیگر بر سر برگزیت به توافق مشتركی نرسید. او به طور خلاصه گفت كه برگزاری همه‌پرسی در كشوری كه دارای پارلمان است، اشتباه بزرگی است. داشتن نمایندگانی در حكومت دلایل بجایی دارد. اگر كامرون به آن عمل می‌كرد، اكنون با این مشكل مواجه نبودیم.   دولت در جهت‌دهی و هدایت مد و لباس عاشورایی اهتمام ورزد دبیر کارگروه مد و لباس می‌گوید: با توجه به ایده‌ها و طراحی در حوزه لباس عاشورایی فعالیت تخصصی را آغاز کردیم این فعالیت تخصصی منجر به اثر و ثمربخشی شده تا آیین نشست خبری سومین لباس عاشورایی را برگزار کنیم. از اهداف ما برای برگزاری نمایشگاه لباس عاشورایی انتقال مفاهیم ارزشمند و مفهومی جامعه دینی از حوزه تخصصی لباس است که سهم جدی در این مفهوم داشته و دارد. تاثیر نماد و طراحی در لباس بسیار حائز اهمیت است و باید با هدف بلند به تولید محتوایی و انتشار منابع کافی در حوزه مد و لباس در زمینه مفهوم عاشورایی بپردازیم. در حوزه مد و لباس عاشورایی شدت فقیر هستیم و منبع جدی در این زمینه وجود ندارد اما خوشبختانه با تلاش زیاد در حال ارتقا پیدا کردن در این حوزه هستیم. باید دولت در زمینه لباس عاشورایی اهتمام ورزد و جریان‌سازی خوبی در این زمینه داشته باشیم. به نوعی باید به سمتی برویم که استفاده از لباس موضوعی به‌خصوص عاشورایی برای مصرف‌کنندگان دارای اهمیت شود و در انتخاب طراح‌های لباس دقت و تعمل بیشتری را به کار ببرند.   ایران   جامعه در انتظار اصلاحات بنیادین است تقی آزاد ارمکی جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایران در پاسخ به فراخوان اخیر جهانگیری می‌گوید: این فراخوان باید توسط قشری بی‌طرف در دعواهای سیاسی چون روشنفکران و دانشگاهیان منتشر شود نه مهره‌های حاضر در قدرت. او همچنین می‌گوید اگر قرار است چنین سیگنالی از طرف حاکمیت ارسال شود، باید کل حاکمیت بعد از چاره‌اندیشی برای حل اختلافات سیاسی در صدور آن مشارکت داشته باشد. مردم نسبت به مجموعه کارنامه‌ای که برای آنها به عنوان کارنامه حکمرانی این طبقه مطرح است انتقاد دارند. مردم به دفعات به همین طیف‌ها اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب اعتماد کرده اما پاسخ اعتماد خود را آن گونه که باید و شاید نگرفته است لذا جلب اعتماد آنها عملاً سخت و سخت‌تر می‌شود. شما ببینید در همین رقابت‌های انتخاباتی چه اتفاقاتی بین نامزدها می‌افتد؟ اینها تازه افراد مورد تأیید نظام هستند، جامعه از خود می‌پرسد اگر این افراد در افشاگری‌های خود راست می‌گویند، چرا درباره مواردی که مطرح می‌شود تاکنون اتفاقی نیفتاده که اینجا باید افشا شود. اگر دروغ می‌گویند، چرا با دروغ آنها برخورد نمی‌شود؟ الان تریبون‌های رسمی نسبت به بیش از نیمی از هیأت حاکمه در طول 40 سال گذشته انواع اتهامات را مطرح می‌کنند. مردم باید به چه چیزی اعتماد کنند؟  یا مثلاً توجه کنید که مردم تشویق به رأی دادن می‌شوند اما بعد از آن وقتی نوبت کار افراد پیروز می‌رسد چقدر در عمل با شعارهای انتخاباتی فاصله می‌گیرند. مثلاً کابینه‌ای بسته می‌شود که اصلاً تناسبی با آن وعده‌ها ندارد. آیا مردم حق ندارند که بپرسند رأی دادن آنها در شرایطی که بعد از انتخابات تلاش می‌شود مسیر کارها از مسیری که رأی اکثریت تعیین کرده تغییر کند، چه تأثیری دارد؟ یعنی کارنامه‌های به جای مانده و شیوه برخورد با اعتماد مردم تکرار اعتماد را دشوارتر می‌کند.   کلیک بهتر از کتک فیاض زاهد در گفت‌و‌گو با ایران از حضور گروه فشار در فضای مجازی استقبال کرده و می‌گوید: قدیم به سخنرانی ما حمله می‌کردند و شاید مردم یک شهر مطلع می‌شدند و رسانه‌ها در حدی منعکس می‌کردند؛ اما حالا «شهروند خبرنگاران» با موبایل‌های خود فیلم می‌گیرند و به سراسر دنیا می‌فرستند. بزرگان این‌ها متوجه شدند که هزینه‌های روانی و اجتماعی چنین اقداماتی بسیار سنگین است. البته می‌دانیم که گروه‌های فشار در شکل‌های دیگری هم عمل می‌کنند؛ مانند حذف فیزیکی شبیه همین کاری که بن سلمان انجام داد.این نشان می‌دهد که در دنیای امروز نمی‌توان براحتی با روزنامه نگاران یا چهره‌های سیاسی این طور برخورد کرد. ما در ایران هم نیروهای «خودسر» داشتیم. اما امروز یک سازمان فکری وجود دارد که به جای اینکه به این‌ها پول و ساندیس بدهد و عده‌ای را به خیابان بکشاند، آنان را به فضای مجازی و حضور در این شبکه‌ها کشانده است.  من این را یک حرکت رو به جلو می‌دانم. وجود چنین جریان‌هایی در عرصه‌های مجازی خیلی بهتر از این است که در لاهیجان برای من ایجاد شد. فکر می‌کنم تعداد زیادی از این حساب‌ها یا اکانت‌ها فیک و ناشناس هستند. اما اگر آشنا هستند، یا بر اساس باورهای سیاسی و ذهنی خود عمل می‌کنند یا اینکه برای اجرای برخی منویات مأموریت دارند. به‌عنوان مثال در جریان «برجام» یا FATF منافع اقتصادی برخی به خطر می‌افتد و آنان شروع می‌کنند به هوچی‌گری، هیاهو و جنجال.   پدیدارشناسی دین «پدیدارشناسی دین» عنوان کتابی است از جیمز ال.کاکس استاد پدیدارشناسی دین و روش‌شناسی در مطالعات ادیان دانشگاه ادینبورو که با برگردان جعفر فلاحی از سوی نشر مرکز منتشر شد. نویسنده کتاب معتقد است مطالعات دینی که رشته‌ای مابین الهیات و مطالعات اجتماعی و فرهنگی است از بحران هویت جدی رنج می‌برد. از نظر من این بحران لااقل تا حدی نتیجه نقش محوری است که پدیدارشناسی دین از وجه تاریخی در رشته و توسعه رشته مطالعات ادیان در دانشگاه‌ها ایفا کرده است، چرا که به تجربه دریافتم که نظریه‌های مربوط به دین به‌شیوه‌هایی کم و بیش متناقض به دانشجویان ارائه می‌شود و دلیل این امر هم تا حدی فقدان کتاب واحدی است که جریان‌های مختلف پدیدارشناسی را یکجا کنار هم گردآورد و مباحث انتقادی روش‌شناختی پیش روی دین پژوهان را روشن کند. کاکس در کتاب «پدیدارشناسی دین»، به زبانی نسبتاً ساده درباره پدیدارشناسی به بحث می‌پردازد. وی زمینه و نحوه شکل‌گیری این رهیافت، تحولات آن در حوزه‌های مختلف دانشگاهی و علمی، تأثیراتی که از سایر علوم گرفته و بحث‌ها و نظرهای امروزی‌تر را در این باره بررسی کرده‌است. کاکس ابتدا در مقدمه کتاب به اصول مورد نظرش در انتخاب شخصیت‌ها و نحله‌های پدیدارشناسی اشاره می‌کند.   نماد وجدان روشنفکری در ایران حسین باهر جامعه شناس به مناسبت برگزاری بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی پدر جامعه‌شناسی ایران می‌نویسد: زمانی که تقریباً جامعه شناسی در ایران مطرح نبود دکتر غلامحسین صدیقی (1371-1274 خورشیدی) این رشته را در ایران بنیانگذاری کرد، البته خدمات او تنها به این مسأله ختم نشد؛ صدیقی در جایگاه یک واردکننده علم جامعه‌شناسی، علوم غربی را با علوم شرقی و زیرساخت‌ها و بسترهای آن درهم آمیخت و علم و آگاهی این ابتکار باعث شد که ما به جامعه‌شناسی به شکلی بومی و وطنی آن برسیم. در این راه شاگردان او به‌عنوان حلقه‌ای که در اطرافش گرد آمدند، همگی از جامعه شناسان تراز اول و مطرح ایرانی شدند که بعدها نسل به نسل به جامعه‌شناسی و ارتقای آن کمک کردند. او یک روشنفکر به تمام معنا بود که نه در برابر دستاوردهای غربی ایستادگی بی‌دلیل می‌کرد و نه نسبت به آن ذوق‌زدگی و خودباختگی داشت. این استاد جامعه‌شناسی بر اساس بسترها و زیست سرزمینی که در آن زندگی می‌کرد به جامعه خود نگاه می‌کرد و به همین دلیل هم مکتبی که او پی‌ریزی کرد بسیار عمیق و قابل اهمیت است. مهم‌ترین خدمت علمی و فرهنگی ایشان تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۷ بود که نهایتاً در سال ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی تبدیل شد. ]]> رسانه Sun, 21 Oct 2018 20:10:02 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8007/ مرور مطبوعات / آیا موضوع همه خطبه‌های نماز جمعه هماهنگ شده‌ است؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/8003/ شرق    گفت‌وگو با اولین معاون زن در شهرداری تهران با حکم شهردار تهران، «سکینه اشرفی» معاون برنامه‌ریزی، توسعه شهری و امور شورای شهرداری تهران شد. اشرفی پیش از این معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری سیستان‌وبلوچستان بود. شرق بدین مناسبت مصاحبه‌ای با وی انجام داده است. اشرفی در پاسخ به این سؤال که چقدر دولت یازدهم و همچنین شورای پنجم و شهرداری را در به‌کارگیری زنان موفق می‌دانید و چقدر تخصیص سهمیه برای به‌کارگیری زنان در شغل‌های مدیریتی مهم است، گفت: این‌که دولت و شهرداری جدید در به‌کارگیری زنان موفق بوده است نیاز به تحقیق و پیمایش دارد که من انجام ندادم و تحقیقی را هم که دیگران انجام داده باشند، مطالعه نکردم، ولی شاید یکی از راه‌های تشخیص موفقیت یا عدم موفقیت این باشد که بررسی کنیم آیا تخصیص سهمی که برای مدیران زن در نظر گرفته شده بود انجام شده یا نه و مسلم است که به این سهم نرسیده‌ایم و حداقل شعار دولت در اختیار قرار دادن بسیاری از مناصب به زنان اتفاق نیفتاده. البته این نکته را باید بگویم که چه در زمان مدیریت در استان سیستان‌وبلوچستان و چه در زمان کار در سازمان برنامه‌وبودجه زنانی بسیار موفق را دیدم که دیده نشدند و این سقف شیشه‌ای را حس کردم که همیشه وجود داشته و الان هم وجود دارد. اینکه سهمیه‌ای برای زنان باید در نظر گرفته شود یا نشود را باید در یک نکته جست‌وجو کرد. زنان به دلیل عدم پشتیبانی شبکه‌ای نیاز به تخصیص سهمیه دارند. وقتی یک منصب مدیریتی خالی می‌شود، شبکه‌ای از مردان وجود دارد که افراد مختلفی را در نظر دارند و به صورت مداوم این افراد را برای تصدی مناصب معرفی می‌کنند. عدم شناخت از قابلیت زنان و اینکه چنین فرصتی برای زنان هرگز وجود نداشته که بتوانند در پست‌های مدیریتی خود را نشان دهند، بنابراین در ذهن افراد هم این مهم نقش نمی‌بندد که زنان به‌عنوان یک مدیر می‌توانند این مناصب خالی را پر کنند. شاید این سهم 30 درصدی برای مدیریت زنان که طرح شده است باعث شود که زنان موفق و متخصص مورد توجه قرار بگیرند.   فعالان و کاهلان عرصه فرهنگ! سیدحجت مهدوی‌سعیدی نیز درباره وظایف اهل فرهنگ و نقد آنان می‌نویسد: انشراح صدر و شناخت دقیق و جامع فرهنگ جهانی و تعامل سازنده با آن از جمله مختصات و مشخصات فرهنگ پیشرو و فعال است. به‌واقع در پرتو آموزه‌ها و ایستارهای فرهنگی است که می‌توان دانایان و نادانان و فعالان و کاهلان فرهنگ را شناخت و از باب تحکیم قانون شایسته‌سالاری، زمام فرهنگ را به دست دانایان و فعالان سپرد، تا امر نابسامان فرهنگ در کشور قدری سامان یابد و بهنجار شود. اما کاهل کیست!؟ به لحاظ روان‌شناختی کاهل کسی است که از فرهنگ و رخدادهای فرهنگی چیزی نمی‌داند و در رخوت خود نمی‌خواهد هم بداند! کاهلان نسبت به هر نوآور و نوآوری عبوس و بدخلق‌اند و در حیطه مسئولیت‌های خویش! به شگردهای مختلف انحصارگرا و کهنه‌اندیش و تنگ‌نظرند! باید توجه کرد توسعه پایدار و متوازن با همه جوانب و جوامع خود در دل فرهنگ پیشرو و فعال است که اتفاق می‌افتد و فرهنگ توسعه با توسعه‌اندیشان و فعالان نواندیش است که راه را برای هر زندگی بهتر و گشاینده‌تر می‌گشاید. با این دید و داوری؛ مشتغلان و متعاطیان و فعالان فرهنگ باید در درجه نخست فرهنگ و ادوار و اطوار نظری و تاریخی آن را به نیکی دریابند تا معنای لطیف و رفیع آن را به سطحیت و ابتذال و کژکارکردهای نهادی فرو نلغزانند. از مدرسه غنی و قوی فرهنگ ایرانی-اسلامی فعالانه بسیار می‌توان آموخت و بسیار از آن ره‌توشه گرفت که از جمله این آموخته‌ها و ره‌توشه‌های کثیر، گسست و فاصله‌گیری از مباحث مهمل و تکثیر مقولات منقضی‌شده است، مسائلی که اکنون دیگر در پیشگاه عقل و جهان نوین محلی از اعراب ندارد و تجدید و بازپروری آن نشانه بیرون‌افتادگی از زمان و تاریخ است. کاهل شخصی است که در زندان‌ مفاهیم محدود، حرف مکرر می‌زند و متزاید و متکثر، عمل قالبی بی‌ثمر انجام ‌می‌دهد و نهایتا آشفتگی مزمن و بحران مخاطب می‌آفریند. درباره فرهنگ پیشرو بشری و گروه فعالان و کاهلان آن، خاصه وجود این اپیدمی در فرهنگ معاصر ایران می‌توان بسی بیش از این، داد معنا داد و به بسط سخن نشست، اما مجال کوتاه این یادداشت تفصیل آن را برنمی‌تابد.   حالا نوبت خانم‌ها است سیده فاطمه ذوالقدر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گفت: رئیس‌جمهور قطعا هفته آینده وزرا را به مجلس شورای اسلامی معرفی خواهند کرد؛ وزارتخانه‌هایی که بسیار کلیدی هستند و بر اقتصاد تأثیرگذارند. افرادی که معرفی می‌شوند، یک هفته وقت دارند در کمیسیون‌ها رایزنی و برنامه‌های خود ارائه کنند. او در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان برای وزارتخانه‌هایی که قرار است وزرای آنها معرفی شوند، از ظرفیت زنان نیز استفاده کنیم، عنوان کرد: قطعا می‌توان از خانم‌ها وزیری را معرفی کرد. زنان ثابت کرده‌اند مدیران کارایی هستند و نشان داده‌اند در زمینه‌های مختلف می‌توانند به‌شدت فعال باشند. چه در زمان معرفی وزرا در ابتدای دولت دوازدهم و چه امروز به رئیس‌جمهور نامه نوشتیم حال که چهار وزیر معرفی می‌‌شوند، این حق نیمی از جامعه است که از بین آنها وزیری انتخاب شود. آقایان آزمون‌وخطای خود را پس داده‌اند و حالا نوبت خانم‌هاست که برای وزارت معرفی شوند؛ زیرا آنها نشان داده‌اند چه مدیران، کارشناسان و اندیشمندان قدرتمندی هستند.   قوه ‌قضائیه باید اصلاح شود حسن عباسی خواستار اصلاح قوه قضائیه شده است. این جزء معدود مواردی است که یک اصولگرا چنین اظهارنظری درباره قوه قضائیه می‌کند و خواستار اصلاح ساختاری آن می‌شود. عباسی به‌تازگی برای اتهام توهین به رئیس‌جمهوری، به هفت ماه زندان محکوم شده است. هواداران این سخنران اصولگرا که خودش را با عنوان تئوریسین «دکترینال بدون مرز» معرفی می‌کند، با ساخت هشتگ «حسن عباسی تنها نیست»، به دولت و به‌ویژه وزارت اطلاعات تاخته‌اند که چرا از حسن عباسی شکایت کرده است. این هواداران حتی مدعی شده‌اند دولت می‌خواهد جلوی آزادی بیان را بگیرد و حسن عباسی را به زندان بیندازد. این در حالی است که مرجع طرح‌کننده شکایت، هیچ ارتباطی با مرجع صدور حکم ندارد. او گفته است: یکی از شکایت‌ها این بوده که بنده تفاوت صحبت‌های آقای رئیس‌جمهور که می‌گوید مبنای علوم، اسلامی و غیراسلامی ندارد را با صحبت‌های رهبری که می‌فرمایند باید مبنای علوم توحیدی باشد، نشان دادم و دادگاه هم با توجه به مستنداتی که ارائه شد، تأیید کرد حرف ما درست است. آنچه دادگاه مدعی بود، این است که چرا گفته‌اید نظر فلانی با نظر رهبری تفاوت دارد. در این چند سال، تقریبا ماهی نبوده که دادگاه نرفته باشم و با مشکلات قوه‌ قضائیه از نزدیک دست‌وپنجه نرم نکرده باشم. قوه‌ قضائیه باید اصلاح شود، ولی در این بین که مطالبه اصلاح آن را داریم، باید حواسمان باشد جریان مطالبه بوی انقلاب بدهد و ضدانقلاب نتواند از آن سوءاستفاده کند. خیلی از این جریان‌ها زمانی نقد به قوه را شروع کردند که پای معاونان و همکاران خودشان به قوه ‌قضائیه افتاد و انتقاد به قوه در ادبیات‌شان خیلی دیرپا نیست. فرق ما این است که من و امثال من، نباید در ادبیات مطالبه‌گری عدالت‌خواهان مهم باشیم و اصلاح قوه ‌قضائیه جمهوری اسلامی باید مهم باشد.   اعتماد   تریبون انسجام نه افتراق حجت‌الاسلام محسن غرویان درباره جایگاه‌ نماز جمعه در تصمیم‌گیری‌های نظام می‌نویسد: وقتی در كشور تریبونی با اهمیت تریبون‌های نماز جمعه وجود دارد باید بیش از دیگر تریبون‌ها بر مسیر قانونی تاكید كند و در این مسیر، ائمه جمعه نیز از ابراز نظرهایی كه قانون را تحت تاثیر قرار می‌دهد، پرهیز كنند چرا كه اگر فتح باب شد كه قانونی در مجلس تصویب شود و برخلاف آن فضاسازی صورت بگیرد قطعا بازخورد مثبتی در جامعه ندارد و حتی این موضوع می‌تواند توهین به رای و تصمیم نهادها به‌ویژه قوه مقننه و نمایندگان مجلس محسوب شود. نباید فراموش كنیم ما همه عضو یك خانواده هستیم و این درست نیست كه یكی از اعضا این احساس را داشته باشد كه تصمیمش مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. مساله دیگری كه لازم است به آن توجه شود این است كه امروزه تمام دنیا با وجود رسانه‌های مختلف به یكدیگر مرتبط شده‌اند و طبیعی است كه همه مواضع در رسانه‌های بین‌المللی رصد می‌شود؛ از آنجایی كه تریبون نماز جمعه یك تریبون حكومتی یا به عبارت دیگر بلندگوی نظام معرفی شده است آنچه از تریبون‌های نماز جمعه مطرح می‌شود، می‌تواند مهم باشد لذا اگر قرار باشد از این بلندگو صدایی برخلاف رای نمایندگان ملت بلند شود این موضوع می‌تواند فاصله میان مردم و نماز جمعه را بیشتر كند و البته در عرصه بین‌المللی نیز وجهه خوبی برای كشور ما ندارد. در پایان باید بار دیگر به این نكته تاكید كرد كه ما باید به رای و قوانین كشور ملتزم باشیم لذا بهتر است در تریبون‌های نماز جمعه موضوعات به گونه‌ای مطرح شود كه نشان‌دهنده انسجام ما باشد نه افتراق.   اجازه ورود بانوان به استادیوم نباید مقدمه‌ای برای ادامه گناهان شود حجت‌الاسلام عبدالله حاجی‌صادقی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: احترام و تكریم بانوان یكی از آموزه‌های دینی است و ‌شخصیت خانم‌ها باید حفظ شود. آیا واقعا آن افراد می‌خواهند بانوان در داخل استادیوم شاد شوند یا دیگران ‌‌به وسیله آنها شاد‌ شوند؟ معتقد هستم این كار نباید مقدمه‌ای برای قباحت‌زدایی از برخی گناهان شود كه این كار بدی است. اقدام برخی مدیران برای اجازه ورود بانوان به استادیوم نباید مقدمه‌ای برای ادامه گناهان شود.   آیا موضوع همه خطبه‌های نماز جمعه هماهنگ شده‌ است؟ فائزه عباسی نیز گزارشی فراهم کرده است درباره شخصیت‌ها و سمت‌های مختلف به‌خصوص نهاد نماز جمعه که درباره لوایح اخیر مجلس موضع‌گیری‌های مختلفی داشته‌اند. در بخشی از این گزارش آمده است: فارغ از نوع انتقادهایی كه مطرح می‌شود وقتی به خطبه‌های نماز جمعه می‌رسیم این سوال در ذهن نقش می‌بندد كه آیا آنچه در خطبه‌های نماز جمعه بیان می‌شود با هماهنگی از سوی ستاد نماز جمعه یا مشورت با سایر قوا و... است؟ این موضوعی بود كه آن را با حجت‌الاسلام سیدرضا اكرمی نماینده سابق مجلس و چهره سیاسی اصولگرا درمیان گذاشتیم. او در این رابطه به اعتماد گفت: ما 900 نماز جمعه در سراسر كشور داریم. آن‌طور كه من می‌دانم آنچه در نماز جمعه‌ها مطرح می‌شود براساس اطلاعات شخص خود امامان جمعه است. البته به آنها بولتن‌هایی داده می‌شود كه در آنها درباره مسائل روز بحث شده است اما این به معنای آن نیست كه یك‌سری صحبت‌ها از سوی ستاد نماز جمعه یا هر ارگان دیگری به ائمه جمعه دیكته شود. از همین منظر هم هست كه برای مثال می‌بینیم علاوه بر صحبت‌های مختلف امام جمعه اصفهان بعد از تصویب لایحه CFT مجلس از این لایحه حمایت كرد و در مقابل امام جمعه مشهد در باب مخالفت با آن صحبت كرد.او ادامه داد: این موضوع نشان می‌دهد آنچه از تریبون‌های نماز جمعه بیان می‌شود، نظر خود ائمه جمعه است. بنابراین نمی‌توان گفت آنچه در نمازجمعه‌ها می‌گذرد و آنچه بیان می‌شود محصول یك ارگان یا نهادی كه وظیفه هماهنگ كردن و تدوین سیاستی خاص داشته باشد، نیست. بنابراین این اظهارنظرها برگرفته از مطالعات شخصی امامان جمعه است كه برخی با اطلاعات كامل مطرح می‌كنند و برخی هم بدون آنكه بر موضوعی مسلط باشند ابراز عقیده می‌كنند.   مردان دانشگاه از مریخ نیامده‌اند اعتماد در گفت‌وگو با ژاله شادی‌طلب، جامعه‌شناس، نگاهی انداخته است به نابرابری‌های جنسیتی رتبه‌ها و فرصت‌های شغلی دانشگاه. در بخشی از این مصاحبه آمده است: منِ استاد اگر حوزه مورد علاقه‌ام زنان باشد، جو فرهنگی دانشكده‌ها به من بابت كارهای علمی‌ام امتیازی نمی‌دهد. در بهترین حالت من یك اكتیویست هستم و حتی گاهی به شما نشان می‌دهند كه از نظرشان شما پژوهشگر، اندیشمند یا معلم نیستید. برای همین در كمیته‌های منتخب به افرادی نیاز داریم كه به حوزه‌های مورد نظر مسلط باشند یا دست‌كم نگرش منفی به آن نداشته باشند و مثلا این قضاوت منفی را در ذهن نداشته باشند كه: اینكه مدام در حوزه زنان كار می‌كند! در جریان این پژوهش كسی كه حتی در رشته‌ فنی استاد تمام شده و مثلا مقاله‌اش در حوزه كامپیوتر بوده می‌گفت كه چون من زن بودم پرونده‌ام به جای اینكه مثل بقیه شش ماه در كمیته بماند، سه سال ماند. یعنی به صرف زن بودن این آدم، جو فرهنگی حتی بر روی رعایت نوبت پرونده او هم تاثیر می‌گذارد. ضمن اینكه تعدادی از زنان كه در رشته‌های فنی استاد شده بودند صراحتا از تبعیض‌هایی كه كمیته در دادن امتیازها قایل شده بودند برای من گفته‌اند و تعدادی از آنها را نوشته‌ام. اما وقتی به حوزه علوم انسانی می‌آییم همه اینها پررنگ‌تر می‌شود. ببینید مقاله فیزیك را نمی‌توانند خیلی كاری كنند اما در رشته‌هایی مثل روان‌شناسی، مردم‌شناسی، اقتصاد و ... این قضایا پررنگ‌تر می‌شود.   جمهوری اسلامی   توضیحات وزارت علوم درباره مدرک تحصیلی هاشمی چندی پیش وزارت راه و شهرسازی در راستای مبارزه با فساد در سیستم نظام مهندسی استان تهران اقدام به شفاف‌سازی‌های گسترده کرد که در این بین جعلی بودن مدارک «سیدمهدی هاشمی» رئیس سابق سازمان نظام مهندسی و رئیس کمیسیون عمران مجلس در دوره نهم اعلام شد. دانشگاه امام حسین بلافاصله در نامه‌ای خطاب به حراست سازمان نظام مهندسی استان تهران اعلام کرد که مدرک وی در رشته کارشناسی عمران با تاریخ فارغ التحصیلی 03/08/1372 از این دانشگاه مورد تایید نیست. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز جعلی بودن مدرک «سید مهدی هاشمی» را تایید و اعلام کرد: مدرک دکتری وی هم به لحاظ مقررات آموزشی دوره‌های تحصیلات تکمیلی و هم به لحاظ محل تحصیلی نامبرده (پژوهشگاه منحله شاخص پروژه) که بدون مجوز شورای گسترش آموزش عالی انجام شده، غیرقانونی است. عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی هم با توجه به جعلی بودن مدارک دانشگاهی هاشمی اقدام به لغو پروانه اشتغال به کار مهندسی وی کرد. هاشمی هم در واکنش به این اقدام آخوندی ضمن اینکه اعلام کرد مدرکش جعلی نیست، مدعی شد این مدرک خود را به دستگاه‌های اجرایی ارائه نکرده است که بلافاصله فرم اطلاعات هاشمی در عضویت سازمان نظام مهندسی منتشر شد که در آنجا مدرک عمرانش ثبت شده بود.   پاسخی به دکتر علی مطهری در مورد عزاداری هفتم صفر حجت‌الاسلام هادی سروش مدرس حوزه علمیه قم در یادداشتی به یادداشت دکتر علی مطهری نایب رئیس مجلس درباره عزاداری هفتم صفر پاسخ داده است که در بخشی از آن آمده است: درباره نوشته جنابعالی در مورد هفتم ماه صفر ملاحظاتی را تقدیم می‌نمایم. در مورد دو نکته مهم که در نوشته‌تان آورده‌اید با شما همراه و هم فکر هستم؛ اول؛ در مورد اشتهاء نابحق به ترویج عزاداری و غم در جامعه. دوم؛ در مورد بی‌محتوا بودن قسمت قابل توجهی از برنامه‌های صداوسیما در ایام مربوط به اهل‌بیت(ع). و اجازه دهید اضافه کنم که این پدیده منفی وقتی بیشتر منفی می‌شود که در اکثر برنامه‌هایشان، ترویج از مداحان بی‌سوادی می‌شود که از مسیر صحیح مداحی فاصله گرفته‌اند. این دو مورد از نوشته‌تان جای قدردانی دارد و از ادامه این تفکر رسا و زیبا استقبال می‌شود.   رسالت     مراقب افراد نفوذی در آموزش و پرورش باشید آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با بیان اینكه مراقب افراد نفوذی در آموزش و پرورش باشید، گفت: باید مراقب آسیب‌های اجتماعی باشیم، انتقال فرهنگ غربی در قالب برنامه‌های مختلف همچون ۲۰۳۰ از آسیب‌های امروز است و این سند آسیبی در لباس خدمت بود، غربی‌ها در لباس خدمت به ما ضربه می‌زنند. وی فضای مجازی بی بند و بار را جزء مهم‌ترین آسیب‌ها در زمان کنونی دانست و تصریح کرد: این فضا در زمینه‌های اخلاقی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی آسیب زیادی دارد، دشمن اکنون در حال سوء استفاده از فضای مجازی است و اطلاعات نامطلوب به سرعت منتقل می‌شود. باید مراقب آسیب‌های اجتماعی باشیم، انتقال فرهنگ غربی در قالب برنامه‌های مختلف همچون ۲۰۳۰ از آسیب‌های امروز است و این سند آسیبی در لباس خدمت بود، غربی‌ها در لباس خدمت به ما ضربه می‌زنند. ]]> رسانه Fri, 19 Oct 2018 22:44:38 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8003/ مرور مطبوعات / هنوز در تاریخ تفسیر، مقتل و حقوق مشكل داریم http://dinonline.com/doc/report/fa/8001/ شرق   واکنش‌ به حضور زنان در ورزشگاه آزادی حجت‌الاسلام محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، صبح روز گذشته در آیین تکریم و معارفه دادستان قزوین راجع ‌به حضور زنان در ورزشگاه در بازی سه‌شنبه‌شب تیم ملی ایران برابر بولیوی صحبت کرد و گفت: حضور زنان در ورزشگاه آزادی یک آسیب است و هیچ توجیه شرعی ندارد. چرا مخالف هستیم؟ چون گناه صورت می‌گیرد. تماشای بازی ایراد ندارد؛ اما گناهی که صورت می‌گیرد، جای اشکال است. ما مسلمان هستیم، وقتی خانمی به ورزشگاه می‌رود و با مردانی که با لباس ورزشی و نیمه‌لخت مواجه می‌شود و آنها را می‌بیند، گناه می‌کند و برخی دنبال این هستند که حریم‌ها را بشکنند. با حریم خصوصی مردم کاری نداریم؛ اما در مجامع عمومی کسی حق ندارد حریم عمومی را آسیب بزند. با هر مدیری که بخواهد زمینه حضور بانوان در ورزشگاه را با بهانه‌های مختلف فراهم کند، برخورد می‌کنیم. قرار نیست در منظر عمومی هرکس هر جور خواست لباس بپوشد یا رفتار کند. نصیحت می‌کنم به مسئولان ورزشی که حرمت دینی را حفظ کنید و اجازه ندهید گناه صورت گیرد. اگر این اتفاق تکرار شود، به دادستان تهران دستور می‌دهم تا ورود کند. قرار نیست چهار نفر با هر هدفی حریم‌ها را بشکنند و ما ساکت بمانیم؛ ابتدا نصیحت می‌کنیم، بعد برخورد خواهیم کرد. رئیس پیشین صداوسیما نسبت به مواضع اخیر دادستان کل کشور درباره حضور زنان در ورزشگاه مبنی بر برخورد قضائی در صورت ادامه، واکنش نشان داد و گفت: در فوتبال، ورزشکاران نیمه‌لخت نیستند! حضور زنان در ورزشگاه حریم‌شکنی نیست. کبری و صغری هر دو مشکل دارند. به‌ صورت زنان و خانواده‌هایی که تفریح مناسب ندارند پنجه نکشید! تهدید مدیران ورزش به برخورد قضائی هم شایسته نیست! آیا گناه و خلاف شرع در زندان‌ها، کمتر از ورزشگاه‌هاست؟!   کریمی‌قدوسی رؤسای دو قوه را به خیانت متهم کرد در فیلمی که با عناوینی مانند «معرکه‌گیری کریمی قدوسی علیه رؤسای دو قوه» در فضای مجازی و سایت‌‌ها دست‌‌به‌دست و منتشر شده، کریمی‌قدوسی متنی را می‌خواند که مدعی است بخشی از سخنان مقام معظم رهبری است. سپس از حضار می‌پرسد: «مصداق این فرمایش رهبر معظم انقلاب کیست؟» بینندگان شروع می‌کنند به مطرح‌کردن نام مقامات؛ و سر آخر خودش می‌گوید: «آقای روحانی و آقای علی لاریجانی».در پی انتشار این فیلم بود که محمدعلی وکیلی، عضو هیئت‌رئیسه مجلس گفت: این توهین‌ها رایج شده و پیامک‌های تهدیدآمیز به نمایندگان نیز از مصادیق رایج توهین‌هاست. نهایتا هیئت‌رئیسه یا هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان می‌تواند یک تذکر در‌این‌باره بدهد که آن‌هم ضمانت اجرائی ندارد. این عضو فراکسیون امید به این سؤال که آیا هیئت‌رئیسه مجلس به این مسئله ورود می‌کند یا نه؟ پاسخ داد: حتی اگر هیئت‌رئیسه ورود کند هم چندان تأثیری ندارد. ماده 609 قانون مجازات اسلامی درباره توهین به رؤسای قوا می‌نویسد: هرکس با توجه به سمت به یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس‌جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید، به سه تا شش ماه حبس و یا تا 74 ضربه شلاق و یا 50 هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.     تنوع فرهنگی، زمینه‌ساز رشد و شکوفایی علمی است سمیه طلوع‌برکاتی پژوهشگر تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی درباره عوامل مؤثر در شکل‌گیری و بقای شهرهای علمی در تمدن اسلامی می‌نویسد: در مقاله‌ای كه هفته گذشته، 19 مهر، با عنوان «شهرهای علمی در تمدن اسلامی» در همین صفحه منتشر شد، ویژگی‌های متمایزكننده شهرهای علمی از دیگر شهرها به تفصیل بررسی شد و از میان شهرهایی كه در دایره تعریف شهر علمی قرار می‌گیرند، شهرهای بلخ، نیشابور، بغداد، قاهره و قرطبه (که در پنج منطقه گوناگون از شرق تا غرب جغرافیای اسلام قرار داشتند) معرفی و نشانه‌های حیات علمی آنها بازگو ‌شد. در بررسی این پنج شهر، ویژگی‌های مشترکی خودنمایی می‌کند که با توجه به تکرار و ثابت‌بودن آنها، می‌توان آنها را به‌عنوان عوامل مؤثر در شکل‌گیری و بقای این شهرها  در نظر گرفت که عبارتند از وضعیت اقتصادی، وضعیت اجتماعی و فرهنگی و نقش حاکمان در بسترسازی فعالیت‌های علمی. درباره وضعیت اجتماعی و فرهنگی شهر بلخ آمده است: براساس فراوانی ثروت و رفاه و ارتباط گسترده با مناطق مختلف، انتظار می‌رود که شهرهای علمی دارای جمعیت چشمگیر و ترکیب قومی و مذهبی متنوعی باشند. بررسی نمونه‌ای این فرضیه را تأیید می‌کند. در بلخ مقارن ظهور اسلام ایرانیانِ زرتشتی، چینی‌ها، هندوان بودایی و حدود سه هزار شمن زندگی می‌کردند. سپس اعراب مسلمان هم به ترکیب جمعیتی آن افزوده شدند. مسیحیان و یهودیان نیز به بلخ رفت‌و‌آمد داشتند. از مسلمانان، صوفیه، امامیه، اسماعیلیه و معتزله در بلخ زندگی می‌کردند. شهر نیشابور که به‌عنوان یک شهر نظامیِ ساسانی ساخته شده بود، از ابتدا گروه‌های قومی متعددی را در خود جای داد و تنوع در اقوام، تنوع در عقاید و مذاهب را در پی دارد. چنان‌که پیش از اسلام، نیشابور یکی از مراکز زرتشتی‌نشین خراسان بود و آذربرزین‌مهر در شمال غرب آن، ناحیه ریوند، نگهداری می‌شد؛ مسیحیت در آن وجود داشت و در سده پنجم میلادی یک اسقف‌نشین نسطوری به شمار می‌‌آمد و با توجه به ارتباط زیاد این شهر با چین، نمی‌توان احتمال وجود دین بودایی در آن را از نظر دور داشت.   «خشونت خانگی»؛ علت ۳۰ درصد تماس‌ها با اورژانس اجتماعی معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه ٣٠ درصد تماس‌ها با اورژانس اجتماعی تا پایان مردادماه مربوط به «خشونت خانگی» بوده است، گفت: ۵٢ درصد از کودکان خشونت‌دیده دختر و ۴٨ درصد پسر بوده‌اند. حبیب‌الله مسعودی‌فرید، افزود: تا پایان مرداد ماه سال جاری ۱۲۰هزارو ۵۵۰ تماس با خط تلفنی ١٢٣ برقرار شده و ۲۶هزارو ۳۰۰ نفر نیز در مراکز مداخله در بحران پذیرش شده‌اند. وی با بیان اینکه خودروهای خدمات سیار به ۶۷هزارو ۷۰۰ نفر خدمات تخصصی ارائه کرده‌اند، افزود: ۲۳۰هزارو ۷۱۰ نفر نیز از سوی پایگاه‌های خدمات اجتماعی شناسایی شده و برای آنها پرونده تشکیل شده است. معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی ٣٠ درصد از تماس‌ها با اورژانس اجتماعی را مربوط به خشونت خانگی دانست و اظهار کرد: ۵٢ درصد از کودکان خشونت‌دیده دختر و ۴٨ درصد پسر بوده‌اند. همچنین ۵۷ درصد از عاملان اعمال خشونت نیز پدران بوده‌اند.   اعتماد   مطالبه‌‌ای به نام فضای امن غلامرضا ظریفیان درباره فضای امن در دانشگاه‌ها برای بیان سخنان دانشگاهیان می‌نویسد: آنچه امروز به عنوان انتقاد از سوی جامعه دانشگاهی مطرح می‌شود نقد به تداوم وضعیتی است كه در گذشته پایه‌گذاری شده است. درواقع این صحبت به معنای آن نیست كه فضای دانشگاه نسبت به گذشته امنیتی‌تر شده است بلكه جامعه دانشگاهی بعد از روی كار آمدن حسن روحانی انتظاراتی از دولت داشت كه این انتظارات برآورده نشد. یعنی تغییراتی كه در مدیریت‌ها و برخورد حراست‌ها ایجاد شد با وعده رییس‌جمهور درباره داشتن دانشگاهی امن و نه امنیتی در تعارض است. بنابراین فضای دانشگاه بدتر نشده است اما دانشگاهی‌ها انتظار داشتند سنت‌هایی كه در زمان دولت احمدی‌نژاد پی‌ریزی شد منسوخ شود كه عملا این اتفاق رخ نداد. موضوع دانشجویان ستاره‌دار نمونه بارز در این زمینه است كه البته ما در مواردی شاهد تلاش‌هایی بودیم كه تا حدودی توانست برخی موارد را رفع كند و در همین راستا نیز لایحه‌ای در دست دولت است كه اگر این لایحه به سرانجام برسد می‌توانیم امیدوار باشیم قدم‌های بسیار خوبی در مقابله با این مسائل برداشته خواهد شد.   ایران   یک روز با آقای فیلسوف ایران به بهانه تجلیل از غلامحسین ابراهیمی دینانی در وصف وی می‌نویسد: فیلم نمی‌بیند، آن چنان به دیدن تلویزیون هم علاقه‌مند نیست؛ اما گفت‌و‌گو با منصوری لاریجانی را یک نفس تا امروز در شبکه چهار سیما ادامه داده و به گفته خودش تا زمانی که مخالفین این برنامه را به تعطیلی نکشانند؛ آن را ادامه خواهد داد. یک بار هم شنیدم که به یک خبرنگار می‌گفت:«زندگی من معمولی است؛یک بار از هایدگر پرسیدند زندگی ارسطو چگونه بود؟ گفت «متولد شد، زندگی کرد و از دنیا رفت، من هم متولد شدم، تا کنون زندگی کرده‌ام و فردا یا یک ساعت دیگر را خدا می‌داند.»باری! این بود شرحی از یک روز با آقای فیلسوف.   رسالت   هنوز در تاریخ تفسیر، مقتل و حقوق مشكل داریم آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تقلید گفت: هنوز در تاریخ، تفسیر، مقتل و حقوق مشکل داریم. ما یک علم الدراسه داریم و یک علم الوراثه؛ علم الدراسه همین علم اکتسابی است که استاد درس می‌دهد و شاگرد آن را می‌آموزد، اما علم الوراثه اکتسابی نیست و از راه درس و بحث حاصل نمی‌شود، بلکه از راه پیوند که همان «تولّی» است حاصل می شود. اگر کسی یک پیوند تام داشت و با تمام وجود گفت «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ، وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَ وَلِی لِمَنْ وَالاَكُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ» این شخص داری پیوند است و از راه این پیوند به او علم الوراثه می دهند، لذا شما می‌بینید در بین آن همه آقایان، یک بحرالعلوم پیدا می‌شود. در اینجا باید فرق وارث مال و وارث علم نیز مشخص شود؛ در مسئله مال تا مورث نمیرد چیزی به وارث نمی‌رسد، اما در مسئله علم تا وارث نمیرد چیزی به او نمی‌رسد؛ لذا شما باید هم در مدار علم الدراسه حرکت کنید و هم تلاش کنید تا به علم الوراثه برسید. فقه ما با تلاش و مجاهدت علما، هم رجال و هم درایه‌اش تأمین شده است، اما در تفسیر، مقتل، تاریخ و حقوق هنوز مشکل داریم، باید تلاش شود که مقتل نیز مانند فقه بین الرشد شود. ]]> رسانه Thu, 18 Oct 2018 10:13:41 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8001/ مرور مطبوعات / مردم چه می‌خواهند؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7997/ شرق   طلسم‌ ورود زنان به ورزشگاه شکست شرق در یادداشتی به بهانه باز شدن پای زنان به ورزشگاه آزادی در بازی ایران و بولیوی به بررسی چرایی این اتفاق پرداخته و می‌نویسد: شب گذشته در ورزشگاه آزادی چیزی نزدیک به 150 زن بازی ایران با بولیوی را از نزدیک دیدند؛ طبق گزارش‌های رسیده از ورزشگاه آزادی، این تماشاگران زن از قبل مشخص شده بودند: اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران، اعضای تیم ملی فوتسال زنان ایران، خانواده کارکنان فدراسیون فوتبال، خانواده تعدادی از بازیکنان و البته چندین خبرنگار و عکاس زن. این دو گروه آخر یعنی خبرنگاران و عکاسان البته اجازه فعالیت خبری نداشتند و فقط توانستند بازی را از نزدیک تماشا کنند. شبیه این اتفاق اما پیش‌تر در رقابت‌های والیبال رخ داد؛ فدراسیون جهانی والیبال، ایران را تهدید کرد که اگر اجازه ورود زنان به ورزشگاه‌ها داده نشود، ایران را از میزبانی رقابت‌های لیگ جهانی محروم می‌کند. مسئولان والیبال برای فرار از این محرومیت ابتدا رو به انتخاب گزینشی تماشاگران زن آوردند و بعدها که فضا مهیاتر شد، هم تعداد تماشاگران زن را افزایش دادند و هم اینکه دیگر این موضوع کمتر حالت گزینشی داشت. رفته‌رفته حساسیت‌های به‌وجود‌آمده هم از بین رفت و تماشاگران زن زیادی از بازی‌های والیبال در شهرستان‌ها هم دیدن کردند. فرمول والیبال حالا موردتوجه فدراسیون فوتبال قرار گرفته و آنها هم امید زیادی دارند ازاین‌پس بتوانند ورود زنان به ورزشگاه را با تعداد بیشتر و گزینش کمتر هموارتر کنند.   هیچ قباله‌ای دست ما نیست سعید حجاریان در یادداشتی به بررسی اهمیت مستندسازی سیاسی پرداخته و می‌نویسد: یکی از علل نادیده‌گرفتن مستندسازی، «واسازی تاریخ» است؛ به این معنا که اشخاصی می‌خواهند بعضی امور را بپوشانند و بعضی دیگر را برجسته کنند. علت دیگر، «بازتفسیر تاریخ» است. پرواضح است با گذشت زمان بعضی جزئیات از یادها می‌رود. بر این اساس، همگان میل دارند تاریخ را مطابق زیست امروز‌شان، به‌روزرسانی کنند و فقط آنچه را به‌نفع امروزشان است، روایت کنند. از‌این‌رو باب بحث درباره بسیاری از موضوعات تاریخی پس از انقلاب، چندقفله شده است! زیرا طرح موضوع، جرقه دعواهای پایان‌ناپذیر خواهد بود. مهم‌تر از دو علت پیشین، مشکل ما رویه‌ای است که براساس آن جلسات تصمیم‌گیری معمولا گعده‌ای و شفاهی برگزار می‌شود. به یاد داریم آقای هاشمی پس از ردصلاحیت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 اصرار داشت شورای نگهبان اسناد ردصلاحیت وی را منتشر کند ولی شورای نگهبان چنین نکرد. پس از مرگ ایشان هم بنا بود دبیر شورای امنیت ملی حقیقت ماجرای استخر را به‌طور شفاف اعلام کند ولی باز هم مستندی منتشر نشد. این مسائل به شخصی خاص محدود نیست، چنان‌که می‌بینیم، پس از گذشت چندین سال، هنوز متن مکتوبی درباره «حصر» وجود ندارد و مسئولیت عملا مکتوم شده است.   اگر رفراندوم مشکل‌آفرین بود سوئیس باید از هم می‌پاشید علیرضا بهشتی، فرزند شهید بهشتی و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت‌مدرس، در گفت‌وگو با «عصر ایران» در مورد جامعه این روزهای ایران، آینده و... گفت‌وگو کرده است. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: ‌خیلی‌ها به مردم و شعورشان اعتماد ندارند. اختلاف سلیقه‌ها همیشه بوده و هست. این اختلاف‌‌ها باید در درون احزاب شکل بگیرد و هر حزبی باید نماینده یک گفتمان باشد. شما آگاهی‌سازی‌ها را درباره موضوع انجام دهید و بعد به انتخاب مردم بگذارید. نهایتش این است که یک رفراندوم برگزار کنید. آیا این رفراندوم هزینه‌ای برای کشور دارد. اگر این رفراندوم‌ها مشکل‌آفرین بود، حکومت سوئیس الان باید از هم می‌پاشید! ممکن است تصمیمات خوبی هم نباشد؛ اما این نظرات مردم است و مردم خودشان تصمیم می‌گیرند که چه جهتی را دنبال کنند. ما این سازوکارهای منطقی را کنار گذاشته‌ایم و سعی می‌کنیم با جوسازی‌ها، جنگ روانی راه بیندازیم و از راه انحرافی دنبال خواسته خود باشیم. اینها نشانه این است که ما واقعا قاعده بازی را بلد نیستیم. ‌ما قبول نمی‌کنیم که شاید مردم درست بگویند و نباید بی‌جهت آنها را از روند تصمیم‌گیری حذف کرد. انتخابات‌های ما به زورآزمایی جناح‌ها تبدیل شده و هیچ جریانی برنامه مدون و مشخصی برای مردم ندارند. هیچ‌کدام نمی‌گویند چه کار می‌کنند که کشور توسعه یابد؛ چون بعد از انتخابات در مقابل کسی پاسخ‌گو نیستند. وقتی هم از آنها سؤال می‌کنید که چرا کاری پیش نبردید و چه شد آن وعده‌ها، خواهند گفت که تحت فشار بودند یا نگذاشتند که کارشان را انجام دهند! ما با این روش‌ها 40 سال است که ادامه داده‌ایم و راهی هم به جایی نبرده‌ایم.   افزایش درخواست طلاق با گرانی سکه شرق افزایش درخواست طلاق به دلیل گرانی سکه را دستمایه یادداشت خود قرار داده و نوشته است: بالارفتن قیمت سكه در ماه‌های اخیر، عده‌ای را برای ازدواج مردد و تعدادی را برای گرفتن طلاق مصمم كرده است. این‌‌ روز‌ها زنان زیادی ‌دنبال گرفتن مهریه هستند و مردان زیادی نیز به دلیل بالارفتن قیمت سكه و ناتوانی در پرداخت مهریه، راهی زندان شده‌اند. آن‌طور که ستاد دیه کشور اعلام کرده است، «ابتدای سال 1397 تعداد زندانیان مهریه دوهزارو 978 نفر بود که در ادامه به دلایل متعددی مانند افزایش قیمت سکه، رشد 40درصدی این محکومان را در پی داشت. این نسبت ابتدا و میانه سال است، اما مقایسه‌ آمار زندانیان فعلی با محبوسان سال 93 نشان می‌دهد این تعداد زندانی رشد 71درصدی دارد». «مهریه را کی داده، کی گرفته»؛ جمله‌ای است که در مراسم خواستگاری و در جریان چانه‌زنی برای تعیین مهریه بر زبان‌ها جاری می‌شود، اما آمار زندانیان مهریه گواهی بر این نکته است که مهریه را هم می‌دهند و هم می‌گیرند؛ اغلب هم به زور و ضرب شکایت و دادگاه و زندان. در ادامه گزارش ستاد دیه آمده است: برخی استان‌های کشور اگرچه زندانیان مالی و بدهکاران دیات کنترل‌شده‌ای دارند، اما امروز طبق جدول آماری نزدیک به 60 درصد زندانیان جرائم غیرعمد شهرهایی مانند کرمان را بدهکاران مهریه تشکیل داده‌اند. در شرایطی که به دلیل وضعیت بی‌سابقه زندانیان مهریه پای نمایندگان مجلس هم به موضوع کاهش زندانیان مهریه باز شده، امید است بخش‌نامه جدید رئیس قوه قضائیه برای کاهش حداکثری بدهکاران صداق همانند ابلاغ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی ضمن پیشگیری از ورود به زندان، زمینه آزادی جمعیت بسیاری از بدهکاران غیربزهکار را فراهم کند.   اعتماد   كنگره ملی خانواده بر‌ای بررسی چالش‌های خانواده برگزار می‌شود كمال اكبری معاون مشاركت‌های اجتماعی سازمان امور اجتماعی در نشست خبری اولین كنگره ملی خانواده عنوان كرد: خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی است و آنچه برای ما به عنوان جامعه اسلامی مورد نظر است باید خانواده‌ای پیشرو و استوار داشته باشیم. این كنگره هم بنا بر نیاز كشور طراحی و تدارك دیده شده است و مهم‌ترین كار مد نظر ما در این كنگره فعال‌سازی نهادهای مردمی و تشكل‌های عمومی كشور است و فعال‌سازی نهادهای مردمی و تشكل‌های عمومی در موضوعات مورد نیاز و هماهنگ كردن و هماهنگ كردن مداخلات صحیح و دقیق سازمان‌های مردم نهاد در امور اجتماعی كشور است. امور اجتماعی باید از سوی مردم مورد توجه قرار گیرد و مردم نسبت به این مسائل حساس‌تر شوند. در واقع مردم هستند كه باید به كنترل آسیب‌ها و افزایش نشاط و ساماندهی مسائل ورود كنند. امروز سازمان‌های مردم نهاد توانمندی تشكیل شده است كه وظیفه ما ساماندهی آنها و استفاده از ظرفیت‌شان در حل آسیب‌ها است. در این كنگره هم نگاه ما این است كه با هم‌افزایی و كنار هم قرار گرفتن سازمان‌های مردم نهاد بتوانیم از ظرفیت حداكثری آنها بهره‌مند شویم.   پرونده تعدیل و تقسیط مهریه، خارج از نوبت رسیدگی شود به دنبال هشدار ستاد دیه درباره رشد 71 درصدی محكومان مهریه در 6 ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال 96، رییس قوه قضاییه با صدور بخشنامه‌ای خطاب به روسای كل دادگستری استان‌های سراسر كشور و با هدف جلوگیری از افزایش آمار محكومان مهریه و زندانی شدن زوج، دستور داد كه درخواست‌های تعدیل و تقسیط مهریه بر اساس سكه طلا، خارج از نوبت و بدون تعیین وقت رسیدگی، بررسی شده و همچنین مهلت‌های تادیه هم متناسب با وضعیت مالی زوج افزایش یابد. در متن این بخشنامه آمده است: «نظر به برخی گزارش‌های واصله تعدادی از محكومین تأدیه مهریه بر اساس تعداد سكه طلای تعیین شده به علت افزایش غیرمتعارف قیمت آن توان پرداخت را نداشته و به همین جهت در اجرای قانون نحوه اجرای محكومیت‌های مالی به زندان معرفی می‌شوند. بدین وسیله مقرر می‌دارد ترتیبی اتخاذ گردد تا دادگاه‌ها به صورت خارج از نوبت و بدون تعیین وقت رسیدگی نسبت به درخواست تعدیل كه از سوی زوج تقدیم می‌گردد رسیدگی و مهلت‌های تأدیه سكه را متناسب با وضعیت مالی محكومٌ‌‌علیه افزایش داده تا بدین‌ ترتیب از زندانی شدن آنان جلوگیری به عمل آید.»   ایران   مردم چه می‌خواهند؟ ایران میزگردی با حضور دکتر سیدجواد میری و دکتر ابراهیم فیاض با موضوع «سرمایه اجتماعی» تدارک دیده است. دکتر سیدجواد میری در این میزگرد می‌گوید: برای تقویت سرمایه‌‌اجتماعی، نخستین گام به رسمیت شناختن «اراده ملی» در ساختار سیاسی است. به رسمیت شناختن اراده‌ ملی به این معنا است که وقتی بر اراده مردم برای شرکت در انتخابات تأکید می‌شود، فقط شرکت مردم کافی نیست بلکه باید مشارکت آنان در نظارت، پاسخگو کردن قدرت، خواستن شفافیت از حاکمیت و... نیز متجلی باشد. در این صورت است که می‌توان به شکل‌گیری نهادهای مدنی امید بست. نهادهای مدنی باید به‌عنوان فرصتی برای تنفس و بازسازی جامعه محسوب شوند، اگر این چرخه شکل گیرد ما دیگر برای سرپا ماندن اقتصادمان، نیازی به تضمین گرفتن از اروپا نداریم.به جای اینکه خود را در زد و بندهای استراتژیک درگیر کنیم، از امر اجتماعی، منافع و امر ملی تمکین کنیم و ببینیم مردم چه می‌خواهند. باید در حوزه سیاسی به تنوع سیاسی گردن بنهیم؛ یعنی امر سیاسی را در تکثرش در جامعه‌ ایران بپذیریم. جامعه از سال‌ 1357 فاصله گرفته و تغییر و تحولات بسیار را از سر گذرانده است، این تحولات را می‌توان در زمینه پوشش، رفتارهای سیاسی، سبک‌زندگی و... دید. اگر می‌‌خواهیم از بحران‌ها گذر کنیم راهی جز توسل به سرمایه اجتماعی و ارجاع به اراده ملی نداریم در غیر این صورت با دست‌انداز‌ها و سنگلاخ‌هایی که امروز در منطقه هم شاهد آن هستیم، دست به گریبان خواهیم شد.   شبکه‌های مجازی: متهمان اصلی تجرد قطعی ایران پرونده‌ای درباره تجرد قطعی و عدم رغبت جوانان به ازدواج تدارک دیده است. مصطفی آب روشن جامعه‌شناس نیز در یادداشتی در این پرونده شبکه‌های مجازی را متهم اصلی تجرد قطعی دانسته و می‌نویسد: شبکه‌های اجتماعی عامل تجرد جوانان نیست، بلکه استفاده گسترده از این ابزار ارتباطی، انعکاس نابسامانی‌های ساختاری است که به اشکال مختلف به جوانان جامعه تحمیل گردیده است. در واقع درگیر شدن ذهن جوانان به روابطی وسوسه‌انگیز و کم هزینه در شبکه‌های اجتماعی از عواملی است که شوق و انگیزه برای ازدواج‌های پر هزینه و مسئولیت آور را بشدت تضعیف می‌کند. عده‌ای بر این تصورند که حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی جزو مهم‌ترین عوامل آسیب‌هایی مثل طلاق، خیانت، تجاوز به عنف و برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی است. هر چند شبکه‌های اجتماعی فرصت‌های بروز ارتباطات خارج از مدار زناشویی را با کمترین ریسک فراهم می‌کند اما این واقعیت را باید پذیرفت که علت روابط پرخطر و مشکلات ارتباطی را نمی‌توانیم به شبکه‌های اجتماعی ربط دهیم زیرا فضای مجازی همانند دماسنجی است که دمای محیط اطراف را به ما نشان می‌دهد. در واقع فضای مجازی ابزاری است که در آن بستر کیفیت ارتباطات زن و مرد امکان ظهور و بروز پیدا می‌کند و لایه‌های پنهان زندگی خودش را در قالب ارتباطات غیرمتعارف و پرخطر نشان می‌دهد، به عبارتی شبکه‌های اجتماعی علت مشکلات رفتاری افراد نیست بلکه مشکلاتی که از قبل وجود داشته و پنهان مانده بود در این فضا خود را به اشکال مختلف نمایان می‌کند و بطور بالقوه به مسأله اصلی تجرد قطعی می‌انجامد.   احساس تنهایی دستاورد تجرد قطعی نیره توکلی جامعه‌شناس نیز در گفت‌وگو با ایران نتیجه تجرد قطعی دختران را بررسی کرده و گفته است: توانمندی‌های مالی و اقتصادی دختران نقش به‌سزایی در تجرد آنها داشته است و همین تجرد هم البته پیامدهایی دارد که مهمترین‌اش احساس تنهایی است. انسان‌ها نیازمند داشتن خانواده‌هایی هستند که کانونی پرمهر و محبت داشته باشند، انسان نیازمند تعامل و ارتباط است و اگر ارتباط نداشته باشد، دچار افسردگی می‌شود. مهم‌ترین پیامد تجرد قطعی می‌تواند احساس تنهایی باشد. انسان‌ها نیازمند داشتن خانواده‌ هستند که کانونی پرمهر و محبت داشته باشند، انسان نیازمند تعامل و ارتباط است و اگر آن را نداشته باشد، دچار افسردگی می‌شود. اما اصولاً تجرد برای زن و مرد دلچسب نیست. زنان تنها در کشور مشکلات بسیاری دارند مثلاً آنها نمی‌توانند به راحتی خانه اجاره کنند و یا مسافرت بروند. جامعه خودش نگاه منفی به زن تنها دارد. همچنین ممکن است دختران تا سن ۳۵ سالگی به علت وجود خانواده احساس تنهایی نکنند اما در یک سنی افراد بشدت احساس تنهایی خواهند کرد و این آسیب‌پذیری برای زنان بیشتر از مردان خواهد بود. با این حال مخالف این هستم که خانواده را زن می‌سازد. بلکه مرد هم از اجزای  شکل‌گیری خانواده است و باید به این موضوع توجه کنیم. اتفاقاً فکر می‌کنم که بالا رفتن سن ازدواج کمک کرده تا طلاق هم کمتر شود. این موضوع به کاهش طلاق بسیار کمک کرده است. ]]> رسانه Wed, 17 Oct 2018 18:01:00 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7997/ مرور مطبوعات / تاریخ دانشگاه در ایران تاریخ گسست است http://dinonline.com/doc/report/fa/7996/ شرق   پاسبان حرم امام رضا(ع) هستم، اجازه اباحه‌گری نمی‌دهم حجت‌الاسلام علم‌الهدی، نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی، گفته است: من ضد هنر نیستم و این را ثابت کرده‌ام. اگرچه او نشانه‌هایی مبنی بر این اثبات ارائه نكرده است. او پیش از این هم در گفت‌وگویی گفته بود: در دوران جوانی دنبال نوشتن بعضی پیس‌های تئاتر بودم. دیروز هم گفته است: فیلم می‌بینم و این جزء برنامه‌ مرتب بنده است، اما سینما نمی‌روم و فیلم را در منزل می‌بینم. اگرچه او نگفته كه چه فیلم‌هایی می‌بیند یا آخرین فیلمی كه دیده است چیست. علم‌الهدی با تأکید بر اینکه باید ‌هویت ‌شهر امام رضا (ع) ‌محفوظ بماند، اظهار كرد: اجرای برنامه‌هایی ‌با ‌هویت امام رضا(ع) در مشهد مقدس منافاتی ندارد، ‌اما برنامه‌های اباحی‌گری نباید در مشهد مقدس اجرا شود. ‌وی با بیان اینکه شادی حرام نیست، افزود: ‌حتما در شادی باید فساد و فسق‌و‌فجور باشد؟ ما با فسق‌و‌فجور مخالف هستیم و نه با شادی.‌ کسی نمی‌تواند منکر معجزه هنر هفتم شود؛ موسیقی به‌عنوان یک هنر در استخدام ارزش‌های دین اثر بالایی دارد، اما با ابتذال مخالفیم. نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی با ابراز اینکه‌ «از اصول خود دست برنمی‌دارم»، تأکید کرد: بنده پاسبان حرم امام رضا(ع) هستم و از هیچ‌چیز هراس ندارم و نباید اجازه دهم آنها با هویت مشهد بازی کنند. بنده حرفم این است که اینجا حرم امام رضا (ع) است. در حرم امام رضا (ع) نباید ابتذال اجرا شود. بنده با ابتذال در حرم امام رضا (ع) مخالفم. افرادی که با ما مخالفت می‌کنند، یک عده موسیقی‌دان‌هایی هستند که اصل نقطه هدف ما را نمی‌دانند. وقتی می‌آیند با ما صحبت می‌کنند، خودشان قانع می‌شوند و می‌بینند حق با ماست. یک عده از مخالفان ما هم عده‌ای از جوان‌ها هستند.   در ایران هر چیزی وجه آسمانی دارد چهل‌ویکمین سمپوزیوم بین‌المللی کمیته ایکوم با موضوع «موزه‌شناسی و تقدس» از 23 تا 27 مهرماه در تهران برگزار می‌شود. سید احمد محیط طباطبایی، مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و رئیس ایکوم ایران نیز گفت: ایران سرزمینی مقدس است و در آن نه‌فقط مسلمانان و شیعیان که دیگر ادیان نیز حضور دارند و ما دارای بیش از 300 کلیسا، 11 مزار و یادمان یهودیان و همچنین آتشکده زرتشتی و دیگر ادیان قدیمی هستیم. او همچنین هدف غایی از برگزاری چنین همایشی را رسیدن به همزیستی و همگرایی و صلح در جهان دانست و گفت: برای شناخت این فرهنگ‌ها و باورها ما دور هم گرد آمده‌ایم و نتیجه‌اش قطعا صلح و نزدیکی بین ملت‌ها خواهد بود و در این زمینه فعالان موزه‌داری بر خود وظیفه می‌دانند که در موزه‌ها تلاش بیشتری کنند. ایوبی نیز گفت: بخشی از گذشته درآمیختگی با مذاهب و ادیان جهان وارد موزه‌ها شده است و از منظر جامعه‌شناسی نیز دورکیم، جامعه‌شناس، گفته؛ هر چیزی که در دسترس نیست برای ارتباط با آن ما انسان‌ها آیین برگزار می‌کنیم و امروز می‌شود گفت که موزه‌ها تقدس را می‌آفرینند، چون اشیای بی‌جان را در ویترین می‌گذارند و به آن نور می‌دهند که گویی یک آیین برای دیدن این اشیا شکل می‌گیرد و به آنها جان داده خواهد شد، چون مردم می‌آیند، بلیت تهیه می‌کنند و در یک شرایط ویژه و همانند یک آیین به تماشای این اشیا مشغول می‌شوند.   ملاحظاتی در باب نظریه الگوی اسلامی-ایرانی عبدالرحیم گواهی نیز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را که چند روز پیش از سوی رهبری ابلاغ شد، موضوع سخن خود قرار داده و نوشته است: از دیگر ضرورت‌های طراحی و تبیین یک الگوی اسلامی-ایرانیِ پیشرفت جواب‌ندادن مکاتب و الگوهای رایج شرقی و غربی در این زمینه به‌نحوی کامل و همه‌جانبه است؛ به‌نحوی‌که بعضی از آنها به سودباوری مطلق، بعضی دیگر به ماده‌پرستی (ماتریالیسم) و پوچ‌گرایی (نیهیلیسم)، بعضی دیگر حتی به هرج‌ومرج‌باوری (آنارشیسم)، بعضی به نفی خداوند و پیروی از شیطان، بعضی از مکاتب نوظهور ژاپن به آزادی کامل و رهاشدن از هر قیدوبند اخلاقی، بعضی به حکومت علم بر عقل و جان آدمیان (ساینتیسم) و بعضی دیگر به ظهور و بروز نواقص و کمبودهای فرهنگی، اخلاقی و معنوی دیگر انجامیده‌اند؛ تا‌جایی‌که بعضی از بزرگان فکر و اندیشه مغرب‌زمین از «هشت گناه بزرگ انسان متمدن»، «ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب» و این اواخر «جنگ تمدن‌ها» (ساموئل هانتینگتن) سخن به میان آورده‌اند. متأسفانه این پیشرفت در غرب در بسیاری از جهات همراه با غفلت از دین و معنویت و اخلاق و تعالی‌گرایی جان‌های آدمیان بوده است؛ به‌نحوی‌که در کنار رشد و توسعه اقتصادی، بی‌‌بندوباری اخلاقی و عاطفی و سست‌شدن پایه‌های سنتی اخلاق و معنویت و رشد اباحه‌گری جنسی و ازهم‌پاشیده‌شدن علقه‌های خانوادگی و کم‌رنگ‌شدن هنجارها و ارزش‌های ملی-دینی به وضوح دیده می‌شود.   تاریخ دانشگاه در ایران تاریخ گسست است مقصود فراستخواه در نشست نقد و بررسی کتاب «تاریخ دانشگاه در ایران» گفت: در اروپا امر اجتماعی نیرومند بود و جامعه تاب‌آوری داشت و نهادهای اجتماعی وجود داشتند. در ایران دولت قوی با جامعه ضعیف روبرو بود. آنجا دانشگاه به‌رغم تمام مشکلات جان گرفت، چون دانشگاه زود از نفس نمی‌افتاد و وابسته به دولت نبود. اگر در اروپا جایی متفکری محاکمه می‌شد در جای دیگر رادیکال‌ترین کارها صورت می‌گرفت. اما در ایران با سیطره و سلطه مواجهیم. انقلاب علمی در شهرهای اروپا سنت‌های تعلیمی و مدرسه‌ای را نقد می‌کرد. آنجا نقد در سنت و بر سنت بوده و در داخل سنت نیز چالش‌هایی شکل گرفته است. در نتیجه سنت کتک خورد، تمرین کرد و ریاضت کشید و تغییر کرد. پس آنجا سنتی دیالکتیکی وجود داشت که از طریق آن دانشگاه پیش رفت. دانشگاه در اروپا نه نتیجه کلیسا بلکه نتیجه چالش‌های درون و بیرون کلیسا بود. کلیسا علت دانشگاه نبود ولی در بستر تغییرات اجتماعی قرار داشت. اگرچه رضاشاه به مدرن‌سازی ایران کمک کرد و تا سال‌ها در برابر این امر مقاومت می‌کرد، اما روشنفکران مرزی دراین‌باره نقش مهم‌تری داشتند. پس داستان تصاحب دانشگاه توسط حکومت و تبدیل آن به زائده دیوان‌سالاری داستان دیگری غیر از ملوک‌الطوایفی است. دولت پهلوی دوم نیز نسبت به تغییراتی که خودش به آن کمک کرده بود بیگانه و ناهمزمان بود. پهلوی لزوم تغییر جامعه را درک کرده بود اما از جایی به بعد دیگر نتوانست با این منطق همراه شود. من در کتاب «تاریخ دانشگاه در ایران» بیشتر تلاش کردم ساختارها را پررنگ کنم. چون در زمان تالیف این کتاب ساختارها مرا اذیت می‌کرد و محدودیت‌ها را می‌دیدم. اما اکنون به نظرم عاملیت اجتماعی می‌‌تواند موثر باشد.   گشودن فضا برای لویاتانی قهار محمد هدایتی نگاهی انداخته است به کتاب «نظم و زوال سیاسی» فرانسیس فوکویاما. وی در بخشی از این نوشتار می‌نویسد: کتاب فوکویاما را باید در چارچوب سنت استادش ساموئل هانتینگتون تحلیل کرد؛ سنتی که می‌توان آن را «قدرت‌محور» نامید. برای هانتینگتون و البته فوکویاما تولید قدرت به‌مراتب مهم‌تر از کنترل آن است. آنها نگران چشم‌اندازهای بی‌ثبات‌کننده در جوامع هستند و راه برحذرماندن از این خطر را تشکیل دولتی می‌دانند که در وهله اول و پیش از هرچیز بتواند نظمی را برقرار یا تحمیل کند. به‌زعم آنها منشأ بسیاری از مشکلات فقدان این نظم دولتی است: «ریشه فقر فاحش درآمدی، بهداشتی و آموزشی و غیره برخی نواحی آفریقایی در قیاس با مناطق پررونقی چون شرق آسیا را باید مستقیما در نبود نهادهای دولتی قوی جست‌وجو کرد». پیش از این کتاب و در سال 2013 فوکویاما در مقاله «حکمرانی چیست» مسئله دولت و قدرت دولتی را برجسته کرده بود و خواهان گذار از پارادایم دموکراسی شده بود: «دغدغه‌ها یک دهه بعد از موج سوم دموکراسی کماکان بر روی دموکراسی و شرایط گذار به آن است، به عبارت دیگر تقریبا همه علاقه‌مند به مطالعه نهادهای سیاسی هستند که قدرت را محدود یا کنترل می‌کنند (پاسخ‌گویی دموکراتیک و حاکمیت قانون) اما کمتر کسی است که به نهادی که این قدرت در آن تجمیع و از آن استفاده می‌کند، یعنی دولت علاقه‌مند باشد».   هایدگر و پرسش بنیادین متافیزیک انتشارات سوفیا به‌تازگی کتاب «درآمد به متافیزیک» اثر مارتین هایدگر را با ترجمه انشاءالله رحمتی منتشر کرده است. نشست هفتگی شهر کتاب با حضور بیژن عبدالکریمی و انشاءالله رحمتی به نقد و بررسی این کتاب اختصاص داشت. عبدالکریمی در بخشی از سخنان خود در این نشست گفت: مواجهه‌‌ من با کتاب «درآمد به متافیزیک» سرشار از دلهره‌ای عظیم بود و برای چنین دلهره‌ای دو اعتبار وجود دارد: یکی اینکه فلسفه به ساحت فطرت ثانی متعلق است. به تعبیر کیرکگوری، یعنی ساحتی که در آن از زندگی روزمره فاصله می‌‌گیرم. پس انسانی که غرق در زندگی روزمره است و در حال مطالعه‌ فلسفه، آن را مدام در حال دورشدن از خودش می‌یابد و دچار دلهره می‌شود. دوم شکافی تاریخی است که در مواجهه با آثار بزرگ فلسفی احساس می‌شود و ناظر بر افق تاریخی من به‌منزله‌ سوژه‌ ایرانی است؛ یعنی همان چیزی که مرا از دیالوگ با چنین متنی بیرون نگه می‌دارد. بخش اول کتاب، متن درس‌گفتارهای هایدگر در نیم‌سال تابستان 1935 در دانشگاه فرایبورگ و بخش دوم شرح‌هایی از هایدگرشناسانی چون ریچارد گایگنون، ریچارد پلت، گریگوری فرید و دانیل دالسترام است. جالب توجه آنکه حتی فیلسوفی تحلیلی چون دالسترام در این میان حضور دارد و به بحث درباره نقد هایدگر به منطق و بررسی امکان گذر از منطق می‌پردازد. هایدگر مجموعه درس‌گفتارهایش را با پرسش بنیادین متافیزیک آغاز می‌کند، اما به‌سرعت با پیش‌کشیدن سؤالی مقدم آن را تغییر می‌دهد. او می‌گوید پیش از اینکه به چرایی وجود‌داشتن موجودات به‌جای نبودن‌شان بپردازیم، باید بگوییم که معنای وجود چگونه در ذهن‌مان شکل می‌گیرد. این پروژه‌ای است که هایدگر در «وجود و زمان» دنبال می‌کند.   بی‌سازمانی اجتماعی شرق در نوشتاری به بررسی سه آسیب بزرگ اجتماعی جامعه امروز ایران پرداخته است: طلاق، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، مفاسد اخلاقی. در بخشی از این نوشتار آمده است: از آنجایی که افزایش جمعیت با بروز آسیب‌های اجتماعی ارتباطی مستقیم دارد، بنابراین می‌بایست در کشورهایی که هرم سنی آنها جوان محسوب می‌شود، به صورت کلی آسیب‌های اجتماعی را مورد شناسایی قرار داد. این مقاله در نظر دارد به معرفی و آمارهای موجود در ارتباط با آسیب‌های اجتماعی بپردازد. در اولین جلسه شورای اجتماعی در سال ۱۳۹5 بود که معاون فرهنگی، اجتماعی وزارت کشور پنج آسیب اصلی کشور را تشریح کرد. او حدود ۲۰ عنوان مسئله، مشکل و آسیب را مورد توجه قرار داد که از میان آنها بر پنج آسیب، مشکل و مسئله به‌عنوان اولویت اول در کشور تأکید شد. این مقام مسئول در تشریح این پنج آسیب اولویت‌دار، اعتیاد، طلاق، مفاسد اخلاقی و اجتماعی و حاشیه‌نشینی و موضوعاتی تحت عنوان نقاط حاد و آسیب‌پذیری که بیش از میانگین کشور هستند.   افزایش ۱۱ درصدی ورودی پرونده‌های قضایی غلامحسین اسماعیلی رئیس دادگستری کل استان تهران گفت: شش‌ماهه اول سال ۹۷ در مقایسه با مشابه سال گذشته ۱۱ درصد افزایش تعداد پرونده داشته‌ایم. مردم ما به‌لحاظ تلاطم و اضطرابی که به دلیل مسائل اقتصادی اتفاق افتاد، شش‌ماهه سختی را پشت ‌سر گذاشتند و در کنار آن جنگ روانی سختی هم ایجاد شد. وضعیت موجود شرایط را برای دادگستری استان تهران به‌مراتب سخت‌تر کرد و پرونده‌هایی که مستقیما با وضع اقتصادی موجود و دادگاه‌های ویژه مرتبط بودند و تنگناهای اقتصادی كه باعث افزایش پرونده شد، کار ما را سخت‌تر کرد. در محاکم 13.3 درصد رشد پرونده داشتیم که افزایش پرونده در دادسرا 4.8 درصد بود. در تجدیدنظر و کیفری یک نیز به میزان 19.4 درصد رشد و در اجرای احکام مدنی به میزان 31.9 درصد رشد را شاهد بودیم. وی افزود: اجرای احکام کیفری به میزان 8.9 درصد رشد داشته و به‌طورکلی معدل رشد به میزان ۱۱ درصد بود که با همت همکاران این افزایش وارده را جبران کردیم.    اعتماد   چالش خودباوری زنان فاطمه مقیمی به نابرابری جنسیتی و تبعیض نسبت به حقوق زنان پرداخته و نوشته است: در كشور توجه به زنان بیشتر در حوزه‌های عاطفی است و مسوولیت ویژه آنها را در نگهداری و تربیت فرزندان می‌بینند و كمتر بر نقش زن در اجتماع تاكید می‌شود. باید نگاه‌ها به زنان بر اساس توانمندی‌ها باشد و اگر مشاركتی در حوزه نگهداری و تربیت فرزندان صورت بگیرد، باید زن و مرد سهم یكسانی در آن داشته باشند تا منجر به كاهش حضور زنان در عرصه‌های دیگر نشود از این راه می‌توان به توسعه و رشد اقتصادی رسید. سطح دستمزد نیز یكی دیگر از چالش‌های زنان در محیط كار است كه باعث نابرابری در حوزه اشتغال زنان و مردان می‌شود. با توجه به اینكه در قانون برای زنان و مردان دستمزد برابر در نظر گرفته شده، اما در قاعده چنین اتفاقی نمی‌افتد و گاهی دستمزدهای زنان كمتر از مردان است. چالش دیگر، نگاه‌های تبعیضی و قرار نگرفتن زنان در اولویت استخدام است. همین امر موجب افزایش سهم بیكاری زنان مستعد در قیاس با مردان مستعد می‌شود كه این نشان‌دهنده عدم استفاده از نیروی كار« كارآ» است . چالش دیگر، نگاه زنان به خود به عنوان عضوی از جامعه است. به دلیل نگاه‌های تبعیضی، خودباوری زنان نیز به‌شدت كاهش یافته است. زنان به توانایی‌های خود باور ندارند و برای ورود به عرصه‌های رقابتی داوطلب نمی‌شوند. اگر هم داوطلب شوند، به دلیل پایین بودن باورهای اجتماعی و مسائل فرهنگی، برای فعالیت رای نمی‌آورند.   انتخابات غیرحزبی، مجلس قبیله‌ای اعتماد گفت‌وگویی فراهم کرده است با علی ططری رئیس مرکز اسناد مجلس و با وی درباره فراز و فرود پارلمان در ایران سخن گفته است. ططری در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: تصوری كه از احزاب در ممالك توسعه‌یافته وجود دارد را نباید از احزاب در ایران داشته باشیم. احزابی مثل اعتدالیون، دموكرات، تجدد و ترقی بیشتر ساختاری شبیه به فراكسیون داشته‌اند و نمی‌توان آنها را با نام حزب حساب كرد. با این وجود كه مرحوم علی‌اكبر سیاسی حزب ایران جوان را از مجلس ششم بنیان نهاد و فهرست نمایندگان را تهیه كرد، اما باز هم كاركرد كاملا حزبی در ایران نداشت. در آن دوران هر كدام از رجال سیاسی یك فراكسیون ایجاد می‌كردند و نام حزب بر آن می‌گذاشتند اما هیچ‌كدام كاركرد حزبی نداشتند. بزرگ‌ترین چالش امروز ما نبود حزب كارآمد است. این معضل در منابع و خاطرات همه رجل سیاسی آن دوران دیده می‌شود. همگی این اشخاص گفته‌اند كه ما بدون حزب نمی‌توانیم در مجلس و جامعه اهداف خود را پیش ببریم. اگر حزبی با كاركرد حزبی وجود داشته باشد بهترین نامزدهای خود را در سراسر كشور برای كاندیداتوری انتخاب می‌كند. حزب بر عملكرد آن نماینده نظارت می‌كند تا احیانا دچار انواع فساد نشود. اگر نماینده دچار خطا شود كل حزب دچار چالش می‌شود. مرحوم رضازاده شفق، نماینده ادیب دوره چهارم مجلس، در كتاب خاطرات مجلس می‌نویسد: «من نمی‌دانم چگونه چهارده دوره است مجلس را بدون حزب پیش برده ایم؟!» مگر می‌شود بدون حزب انتخابات سالم برگزار كرد؟ به همین دلیل انتخابات یا به عرصه دخالت دولت یا آوردگاه قومی و قبیله‌ای بدل می‌شود. این احزاب را نمی‌توان با احزاب انگلستان یا امریكا كه كاركرد سیاسی مشخصی دارند، مقایسه كرد.   حق شهروندی فراموش شده زنان آزاده بهشتی نیز از زاویه‌ای دیگر به حقوق زنان پرداخته و نوشته است: تحقیقات نشان داده حضور زنان در فضاهای شهری از نگاه روان‌شناختی تاثیرات مثبتی را برای شهر دارد. اگر این نظریه كه فضاها فقط به صورت كالبدی و فیزیكی رفتار انسان‌ها را تعیین و تبیین نمی‌كنند و به عنوان مجموعه‌ای از مفاهیم آگاهانه به روابط بین شهروندی نظمی خاص می‌دهند را بپذیریم، تامین امنیت فضای شهری به عنوان شاخص مهم از سوی مدیریت شهری پیگیری خواهد شد. از سوی دیگر رابطه بین سلامت روان و راندمان كاری و رشد اقتصادی نیز به اثبات رسیده و برای كلانشهری كه بیش از 3 میلیون زن شاغل دارد، تامین امنیت برای حضور در فضای شهری نباید نادیده گرفته شود اما متاسفانه جامعه شهری به صورت جنسیت‌زده به زنان می‌نگرد، معمولا فضاها و اماكن عمومی برای اشتغال به مردان اختصاص داده می‌شود بر همین ‌اساس تصویر ذهنی‌ زنان از محیط فیزیكی و فضاهای شهری همراه با ترس، احساس خطر، خشونت و فضاهای جنسیتی است كه پیامد آن احساس ناامنی است.از این رو جامعه شهری تهران و به ویژه مدیریت شهری و اعضای شورای شهر و حتی نمایندگان مجلس نیازمند تغییر نگرش سنتی نسبت به زنان هستند.   تصادف یا نشانه محسن آزموده به مناسبت زادروز نیچه فیلسوف فرانسوی در یادداشتی می‌نویسد: تبارشناسی در مفهوم متعارف در كاربرد روزمره، به معنای كندوكاو در تاریخ برای یافتن ریشه‌ها و سرسلسله‌های امور است؛ گونه‌ای جست‌وجو برای یافتن خاستگاه‌ها و عمدتا به هدف ارایه توجیهی برای منطقی نشان دادن آنچه امروز در جریان است. اما نیچه و فوكو، قطعا چنین به تاریخ نمی‌نگریستند و تبارشناسی برای آنها دقیقا به نیت نشان دادن خصلت اتفاقی، تصادفی و غیرضروری رخدادهاست. آنها با كنكاش در تاریخ پدیده‌ها به ما نشان می‌دهند كه اتفاقا آنچه اكنون و اینجای ما را ساخته حاصل گردآمدن خطوط نسب متعدد، منقطع و غیرمستقیم است و هیچ خاستگاه واحدی برای آن وجود ندارد. اما آنچه سبب می‌شود ما این خصلت تصادفی و پیشامدی را نبینیم، قدرت است. قدرت است كه با پنهان شدن در تاروپود مناسبات اجتماعی و فرهنگی و معرفتی، روایتی یكدست، «موجه» و «معقول» از پدیده‌ها ارایه می‌كند و تولد آنها را امری «ضروری» و شكل امروزین آنها را واقعیتی «طبیعی» و در نتیجه انكارناپذیر جلوه می‌دهد و صداها و روایت‌های موازی را منكوب می‌كند یا آنها را «غیرعقلانی» جلوه می‌دهد. تبارشناسی نیچه و فوكو، بر عكس، با آشكار كردن شرایط امكان تولد یك پدیده، پیرایه‌های فریبنده و پنهان‌گری را كه قدرت تحت عنوان حقیقت، به ما حقنه می‌كند، كنار می‌زنند و با ظاهر ساختن «خواست قدرت»، پرده از روابط نابرابر بر می‌دارند. از این دیدگاه اگر بنگریم، تولد «طبیعی» نیچه و پس از او فوكو، هر دو در روز 15 اكتبر (اولی در سال 1844 در آلمان و دومی در سال 1926 در فرانسه)، نه تقارنی شگفت‌انگیز و نه حتی یك رویداد صرفا «طبیعی»، بلكه نتیجه بر هم‌كنش هزاران هزار رویداد تصافی و حاصل تعامل نیروهایی متكثر است و تلاش برای «طبیعی» و «منطقی» و حتی «معنادار» جلوه دادن آن، دقیقا در تعارض با رویكردی قرار می‌گیرد كه این اندیشمندان نسبت به واقعیت تاریخی داشتند.   رسالت   كودكان كار گروگان مافیای میلیاردر رسالت در نوشتاری به بررسی کودکان کار و قانون کار ایران پرداخته و می‌نویسد: سلمان خدادادی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی تاکید می‌کند که قانون کار ایران برگرفته از مترقی‌ترین قوانین کاری جهان است. اما به این موضوع هم اشاره دارد که بعضی از مسائل نظیر فقر اقتصادی باعث می‌شود قانون به شکل مطلق اجرایی نشود و در واقع این مسئله باعث تشدید و ترویج کار کودک شده است. این نماینده مجلس معتقد است: حاکمیت باید در جهت شناسایی این کودکان اقدام کرده و ببیند چه باندها یا افراد سازمان یافته‌ای کودک را مورد استثمار قرار می‌دهند، اگرچه درصد تشکیلات سازمان یافته محدود است اما سازمان‌های امنیتی و انتظامی باید برخورد کنند. از آنجایی که این کودکان به خاطر نیاز خانواده مجبورند کار کنند، باید سازمان‌های حمایتی، نیاز مادی آنها را برطرف نمایند. الهام فخاری، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران نیز می‌گوید: جمهوری اسلامی ایران جزء کشورهای متعهد به کنوانسیون منع کار کودکان است، از این‌رو به لحاظ قوانین بنیادی و زیرساخت‌های قانونی، مقررات روشنی در زمینه بازدارندگی کار کودکان وجود دارد. اما مسئله نبود یا کمبود پایبندی به قانون از سوی برخی بنگاه‌ها و نهادهای کسب‌و‌کار در بخش خصوصی و به‌ویژه کارگاه‌ها و کارفرمایان غیررسمی است. به همین علت پیمانکاران کودکان را برای زباله گردی به کار می گیرند و این کودکان در معرض انواع و اقسام بیماری ها قرار می گیرند.   جمهوری اسلامی   اعتیاد به 15 ساله‌ها رسید اکرم مصوری منش مدیرعامل موسسه مطالعات و تحقیقات زنان گفت: سن اعتیاد به رده سنی 15 تا 18 سال و حتی زیر 15 سال کاهش یافته و دختران و زنان را نیز درگیر کرده که این مساله بسیار نگران‌کننده است. درحال حاضر سن مصرف موادمخدر و اعتیاد در میان نوجوانان و جوانان به شدت کاهش یافته است؛ از این رو، ضروری است راهکارهای اساسی برای کاهش میزان مصرف موادمخدر در این افراد اندیشیده شود. وی مهمترین آسیب حوزه زنان را نیز اعتیاد عنوان کرد و گفت: بزرگ‌ترین آسیب اجتماعی در کشور اعتیاد است که زنان و دختران را نیز شامل می‌شود؛ آمارها نشان می‌دهند که اعتیاد از سن 15 و 18 سالگی هم پایین‌تر آمده و حتی وارد مدارس شده است. چون موضوع آسیب‌های اجتماعی ریشه در همه مسائل کشور دارد، مساله اقتصاد که اکنون با بحران مواجه است، به عنوان یک مقوله بسیار مهم و تاثیرگذار در گرایش افراد به اعتیاد باید بیشتر مدنظر باشد. 30 تا 50 درصد جمعیت بسیاری از استان‌های کشور، زندگی حاشیه‌نشینی دارند که به عنوان آسیب اجتماعی به شمار می‌رود؛ زیرا زمانی که امکانات و رفاه وجود ندارد و معیشت افراد کامل نیست، به طور مسلم دچار آسیب می‌شوند و آسیب دیگر زن و مرد نمی‌شناسد. ]]> رسانه Tue, 16 Oct 2018 21:02:47 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7996/ مرور مطبوعات / همه‌پرسی و سبک‌شدن بار مسئولان http://dinonline.com/doc/report/fa/7994/ شرق   حسن عباسی به ۷ ماه حبس محکوم شد علیرضا آذربایجانی معاون هماهنگی و برنامه‌ریزی امور حقوقی دستگاه‌های اجرائی معاونت حقوقی رئیس‌جمهور، از صدور حکم هفت ماه حبس برای حسن عباسی به اتهام توهین به رئیس‌جمهور و وزیر راه خبر داد و گفت: این حکم قطعی است و به‌زودی اجرا می‌شود. در سال‌های گذشته افرادی که اهل سخنرانی هستند و بعضا از نمایندگان مجلس یا کسانی که به شکل‌های مختلف در دانشگاه‌ها و مراسم‌های مختلف حاضر می‌شوند، مطالب کذبی علیه هیئت دولت یا رئیس‌جمهور مطرح کرده و می‌کنند. ما سعی کردیم همیشه با اغماض از کنار این مسائل بگذریم اما بعضا مواردی پیش می‌آید که سخنرانان محترم در صحبت‌هایشان رسما نشر اکاذیب یا توهین به مقامات اصلی حکومتی می‌کنند. از جمله این افراد آقای حسن عباسی هستند که ایشان بسیار علاقه‌مند به صحبت و سخنرانی در مجموعه موضوعات متفرقه است که در بسیاری از آنها هم هیچ تخصصی ندارد. در سال ۱۳۹۵ به دلیل توهین‌های مکرری که ایشان مطرح می‌کرد، ناگزیر شدیم طرح شکایت کنیم که این موضوع تحت دو عنوان «نشر اکاذیب» و «توهین به مسئولان» صورت گرفت. حسن عباسی در دادگاه بدوی در ارتباط با «توهین‌»های مکرر محکومیت پیدا کرد اما درخصوص «نشر اکاذیب» دادگاه بدوی برای ایشان حکم برائت صادر کرد که با تجدیدنظرخواهی ایشان از رأی محکومیت، پرونده به دادگاه تجدیدنظر رفت و بعد از رسیدگی‌های مفصل در نهایت دادگاه تجدیدنظر به استناد ماده ۶۰۹ قانون مجازات، ایشان را به پنج فقره حبس هفت‌ماهه محکوم کرد.   اینستاگرام به جای تلویزیون شرق در یادداشتی با توجه به عدم پخش مسابقات ورزشی زنان از تلویزیون و گرایش این ورزشکاران به اینستاگرام می‌نویسد: بدعهدی مسئولان تلویزیون و بی‌توجهی مسئولان به پخش رقابت‌های زنان، حالا ورزشکاران و علاقه‌مندان به این حوزه را بر آن داشته تا خودشان دست‌به‌کار شوند و از طریق شبکه‌های مجازی از‌جمله دو شبکه اینستاگرام و تلگرام دست به پخش حداقل خلاصه‌ای از رقابت‌های زنان بزنند؛ خلاصه گل‌های زده‌شده در لیگ فوتبال و فوتسال یا پخش قسمت‌هایی از بازی‌های لیگ والیبال. البته فقط مربوط به همین رشته‌ها نیست؛ بازتاب موفقیت تیم ملی اینلاین هاکی زنان ایران هم به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی باعث شده این رشته کمترشناخته‌شده مورد توجه قرار بگیرد. پخش مبارزات انفرادی زنان در رشته‌های مختلف هم از دیگر مواردی است که در شبکه‌های اینستاگرام به وفور دیده می‌شود؛ موضوعی که اتفاقا باعث پیشرفت در بین ورزشکاران زن شده و حالا دختران زیادی تشویق می‌شوند به رشته‌های ورزشی مختلف بپیوندند و اغلب پرداختن به یک رشته ورزشی به صورت حرفه‌ای را برای آینده‌شان در نظر بگیرند. موج استقبال از این شبکه‌های اجتماعی هم هر روز بیشتر‌ از دیروز می‌شود. الان کانال «ورزش بانوان» در اینستاگرام نزدیک به صد هزار دنبال‌کننده دارد؛ شبکه‌ای که خلاصه‌ای از رقابت‌های مختلف زنان را چه به صورت ویدئویی و چه به صورت عکس‌محور پوشش می‌دهد. «فوتبال لیدی» هم دیگر شبکه فعالی است که روی هم رفته در اینستاگرام و تلگرام نزدیک به 40 هزار مخاطب دارد. این رسانه هم به‌ طور اختصاصی به رقابت‌های فوتبال و فوتسال در بخش زنان می‌پردازد و با پخش خلاصه مسابقات توانسته جایی برای خودش در میان علاقه‌مندان به ورزش زنان پیدا کند. به این موارد باید استفاده از «لایو اینستاگرام» هم اضافه شود که به مخاطب اجازه می‌دهد اغلب این رقابت‌ها را به صورت زنده هم دنبال کند.   همه‌پرسی و سبک‌شدن بار مسئولان صالح نیکبخت حقوق‌دان در یادداشتی به بررسی ابعاد مختلف مسئله همه‌پرسی که هرازگاهی از سوی مسئولان نیز مطرح می‌شود، پرداخته است. وی می‌نویسد: اصل پنجاه‌ونهم قانون اساسی بر همین اساس تصریح دارد در مسائل بسیار مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم انجام شود. درواقع قانون‌گذار پیش‌بینی کرده که ممکن است در مجالس بعد از تصویب قانون اساسی در میان نمایندگان ملت اختلاف نظر و تعدد آرا ایجاد شود. یعنی نمایندگان نتوانند درباره موضوعات مهم که در سرنوشت کشور مؤثر است، به تصمیم واحد برسند یا تصمیمی اتخاذ شود که بخش عمده‌ای از مردم درباره آن رضایت نداشته باشند. برای اینکه سرنوشت ملت در مسیر رفاه، آسایش، آرامش و امنیت باشد، می‌توان از نظر مردم، بهره گرفت. دولت فعلی، مسائل اقتصادی و سیاسی را پیش‌رو دارد و می‌تواند با ایجاد آمادگی در اذهان مردم ضرورت مراجعه به همه‌پرسی را دنبال کند. در ماه‌های اخیر، در رسانه‌های اجتماعی و البته در برخی موارد نظیر اعتراض کامیون‌داران، بازاریان، معلمان، کارگران و... از تصمیمات و اقدامات دستگاه‌های مختلف گلایه شده است. برخی نیز این مسائل را هدف‌دار یا مرتبط با رقابت‌های سیاسی در کشور ارزیابی می‌کنند. همین که دولت این ضرورت را احساس کرده که می‌توان با برگزاری رفراندوم به نظر واقعی مردم پی برد، یک گام جلو است. هنوز هم در کشور کسانی هستند که با وجود گسترده‌ترشدن ابزارهایی که مردم به واسطه آنها صدای خود را به گوش مسئولان می‌رسانند، باوری به رأی مردم ندارند.   سندی برای الکلی‌‌ها وزیر کشور در حالی روز گذشته از بازنگری در سند ملی کنترل و کاهش مصرف الکل (مشروبات الکلی) خبر داد که بنا بر آخرین آمار سرپرست سازمان اورژانس کشور، از نیمه شهریور تا 17 مهر، 768 نفر بر اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی حاوی متانول دچار مسمومیت شده‌اند که از این تعداد، 170 نفر کلیه‌های خود را از دست داده‌اند، 16 نفر نابینا شده‌اند و 69 نفر جان خود را از دست داده‌اند. رحمانی‌فضلی با اعلام این خبر در جلسه شورای اجتماعی کشور گفت: اجرای این سند از سال ۹۲ به مدت پنج سال آغاز شده بود که در سال ۹۶ به پایان رسیده است. اکنون شورای اجتماعی کشور نتایج و نقاط قوت و ضعف‌ اجرای این سند را در کارگروه بررسی کرده و با توجه به اولویت‌هایی که وجود دارد، این سند باید بازنگری شود تا پس از تصویب به دستگاه‌های مدنظر برای اجرا ابلاغ شود. باید در سند ملی کنترل و کاهش مصرف مشروبات الکلی، اجرای برنامه‌های فرهنگی تقویت شود. وزیر کشور همچنین با اشاره به گزارش برخی دستگاه‌ها مبنی بر ضعف قانونی در تشخیص مصرف با روش فنی مصرف‌کننده مشروبات الکلی در دادگاه‌ها گفت: این موضوع باید از طریق رئیس قوه ‌قضائیه پیگیری شود تا اگر نیاز است، مجوزهای قانونی و شرعی لازم اخذ شود.   اعتماد   شفافیت؛ پاكسازی یا پاكیزگی علیرضا كیانپور به ابهامات دو طرح و یك كمپین پارلمانی با موضوع شفافیت نگاهی انداخته است و به بررسی سخنان امیرآبادی نماینده اصولگرای شهر قم و عضو هیئت رئیسه مجلس و دیگر اصولگرایان در این زمینه پرداخته و نوشته است: امیرآبادی البته طراح این طرح نیست اما پس از به جریان افتادن آن، به‌همراه چند نفر از دیگر همفكرانش در فراكسیون نمایندگان ولایی، كمپینی مشابه با عنوان «شفافیت آرا» راه انداخت كه نمایندگان به‌صورت داوطلبانه آرای‌شان به طرح‌ها، لوایح و دیگر تصمیمات پارلمانی را علنی كنند. حسینعلی حاجی‌دلیگانی، نماینده عضو جبهه پایداری شاهین‌شهر اصفهان احتمالا مهم‌ترین همكار امیرآبادی در كمپین «شفافیت آرا» است و چند چهره موثر دیگر فراكسیون نمایندگان ولایی همچون محمد دهقانی نقندر، نایب‌رییس این فراكسیون، سیدحسین نقوی حسینی، سخنگو و مجتبی ذوالنور، نصراله پژمانفر و احمد سالك سه نماینده روحانی عضو جبهه پایداری از سه كلانشهر قم، مشهد و اصفهان ازجمله دیگر دست‌اندركاران این كمپین پارلمانی هستند.   زبان مردم در برابر زبان دولت و بازار محسن آزموده با بهرنگ صدیقی درباره جامعه‌شناسی مردم‌مدار به گفت‌وگو نشسته است. صدیقی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: جامعه‌شناسی مردم‌مدار صرفا توضیحاتی درباره زندگی اجتماعی به زبانی همه‌فهم نیست. اگر چنین باشد سخنرانی یک خطیب ساده در باب فواید ازدواج و صله‌رحم، مصاحبه با آن روان‌شناس در تلویزیون درباره سلامت اخلاقی و حفظ کیان خانواده، مشاوره‌ای که آن مددکار اجتماعی به مراجعانش می‌دهد، سخنرانی فلان مقام دولتی یا نامزد پستی سیاسی همه‌وهمه می‌توانند ذیلش قرار گیرند. عموما‌هم‌ چنین افرادی که گفتم خیلی بهتر از جامعه‌شناسان بلدند به زبانی همه‌فهم حرف بزنند. نکته این است که خیلی از این‌دست توضیحات و افاضات درواقع تعابیری غیراجتماعی از زندگی اجتماعی به دست می‌دهند. منظورم این است که، در کنار شیوه بیان، محتوای بحث در این خصوص تعیین‌کننده است. من در این خصوص به تعبیر سی‌. رایت میلز و بحثی که درباره تخیل جامعه‌شناختی دارد متوسل می‌شوم و به نظرم مختصات اصلی جامعه‌شناسی مردم‌مدار را در اختیارمان می‌گذارد. میلز به ما نشان می‌دهد که هر مساله‌ای که در زندگی اجتماعی با آن سروکار داریم اولا ریشه اجتماعی و ثانیا راه‌حل اجتماعی دارد. توجه به این دو نکته امکان می‌دهد طور دیگری به اطراف‌مان و مسائل‌مان نگاه کنیم. مسائل ما، منظورم مسائل اجتماعی است، نه ریشه در ساختار بیولوژیک ما دارند، نه در ساختار شخصیتی‌ و روان‌شناختی‌مان. ریشه‌شان را باید در ساختارهای اجتماعی پیدا کرد. بی‌توجهی به همین نکته است که تعابیر غیراجتماعی از زندگی اجتماعی را سبب می‌شود که در آثاری مثل جامعه‌شناسی خودمانی می‌شود دید.   گفت‌وگوی متقابل علم و مردم جبار رحمانی جامعه‌شناس در یادداشتی به بررسی جامعه‌شناسی مردم‌مدار پرداخته و نوشته است: هرچند در ابتدا درك ساده‌ای از این نوع جامعه‌شناسی در ایران وجود داشت و صرفا ورود به حوزه عمومی و رسانه‌های عمومی را نوعی جامعه‌شناسی مردم‌مدار می‌دانستند كه عموما توسط جامعه‌شناسان حرفه‌ای و سیاستگذار مورد نقد قرار می‌گرفت اما با گسترش فعالیت‌های این نوع جامعه‌شناسی در ایران به ویژه با فعالیت‌های اساتیدی مانند دكتر محمد امین قانعی راد و دكتر ناصر فكوهی درك دقیق‌تری از این نوع جامعه‌شناسی شكل گرفت و این اساتید، تلاش اصلی‌شان ورود دانش تخصصی آكادمیك به زندگی عمومی مردمی و ایفای نقش آن در ارتقای كیفیت این زندگی در زمانه و زمینه مدرن ایران بود. نتیجه این تلاش‌ها با تمركز بر فعالیت‌های انجمن جامعه‌شناسی تاحدی این بود كه دانش جامعه‌شناسی به دانشی برای زندگی (كسب خودآگاهی از جامعه و تلاش برای ارتقای فردی و جمعی) تبدیل شد. اما یك مساله بنیادی وجود داشت؛ ‌ضعف دانش جامعه ایرانی در كلیت آن برای تولید دانش عمیق و دقیق نسبت به زندگی جامعه ایرانی كه ناشی از محبوس بودن این علم در كنج اتاق‌های دانشگاه یا اتكای آن بر ترجمه یا انجام پروژه‌های مكانیكی جامعه‌شناختی در سازمان‌های سفارش‌دهنده بود. در این میان، ‌تعهد و تعلق شخصی برخی اساتید بود كه نیروی اصلی حیات این نوع جامعه‌شناسی را فراهم می‌كرد. این اساتید در عمل، ‌نه‌تنها به جامعه‌شناسی مردم‌‌مدار، بلكه به سایر گونه‌های جامعه‌شناسی (حرفه‌ای و سیاستگذار و انتقادی) ‌هم عمل می‌كردند و گاه مجبور بودند دانش مورد نیاز در جامعه‌شناسی‌مدار كه ریشه در سایر سنت‌های جامعه‌شناسی داشت را خودشان تولید كنند.   تقارن مهم تاریخی محمد ‌زارع شیرین‌كندی نیز به مناسبت تولد نیچه و فوکو به عنوان دو متفکر و فیلسوف غربی می‌نویسد: شاید نخستین‌بار در تاریخ فلسفه غرب نیچه بود كه سقراط و عقلانیت و ارزش‌ها و مفاهیم عقلانی غرب را به نحوی بنیادی نقد كرد. او با انتقادهایش ثنویت افلاطونی و مسیحی میان دو جوهر جسم و جان یا تن و روح، عالم بالا (مثل) و عالم پایین (محسوس)، عالم وحدت و كثرت را ویران و در یك كلمه متافیزیك غربی را با چالشی بزرگ روبه‌رو كرد. اما مهم‌ترین انتقاد نیچه و متفكران پست‌مدرن، از روشنگری قرن هجدهم و مفاهیم و ارزش‌های آن است، مفاهیم و ارزش‌هایی همچون علم و اخلاق جهانشمول، عقل و عقلانیت (لوگوسانترسیم) عام و همگانی، حقیقت، پیشرفت، واقعیت/ طبیعت، سوژه خودبنیاد و غیره. در نظر این متفكران مفاهیم و ارزش‌های مذكور معنا و مدلولی عینی و عام ندارند بلكه اموری سوبژكتیوند. مهم‌ترین آرمان روشنگری دایر بر اینكه بشر با عقل و علم خودبنیاد خویش خواهد توانست چنان پیشرفت و ترقی كند كه بهشت را روی زمین متحقق كند به دو جنگ جهانی و قتل عام میلیون‌ها انسان در قرن بیستم انجامید و همین امر اندیشمندان دردمند و حساس را به فكر و شك عمیق فرو برد و از همین جا اندیشه‌های پست‌مدرن كه در نیچه جوانه زده بود، رشد كرد. فوكو و دیگر همفكرانش همه نهادهای برآمده از روشنگری را در فرهنگ و تمدن غرب در معرض پرسش و سنجش قرار دادند. به عبارت دیگر نیچه و پیروان پست مدرنش از روشنگری قرن هجدهم، تجدد (مدرنیته) و مبانی و اصول آن سوال كردند و اساسی‌ترین نقدهای‌شان متوجه پایه‌های فكری و شالوده‌های اعتقادی مدرنیته است. وقتی یك دوره تاریخی مورد پرسش قرار می‌گیرد و بنیادهایش در معرض تردید و تشكیك واقع می‌شود، معلوم می‌شود كه در واقع آن دوره به یك مساله بدل شده و ستون‌هایش استحكام و اتقان پیشین را ندارد.   یكی برای همه، همه برای یكی داوود حشمتی در پی انتشار پستی غیرقابل پیش‌بینی از سوی حمید فرخ‌نژاد که پیش‌تر به خاطر برخی سخنانش به عنوان یک سلبریتی مورد حمایت نیز قرار گرفته بود، به یادکرد سخنی از شهید بهشتی پرداخته و آن را با سخن فرخ‌نژاد مقایسه کرده و می‌نویسد: فارغ از تفاوت‌های فاحش این دو نگاه قصد دارم نشان دهم چرا همین امروز هم شهید بهشتی و تفكر او مظلوم است و صدای فرخ‌نژاد بلند. شهید بهشتی از بزرگان عصر ما بود كه چهره‌اش در پس دشمنی‌های بسیار (از هر دو سو) پنهان شده و كمتر مورد توجه قرار گرفته است. تقابل این دو نوشته و این دو تفكر كاملا روشن است. شاید بسیاری باشند كه اگرچه جرئت نكنند علنی حرف فرخ‌نژاد را تكرار كنند اما در دل با آن همراه باشند. شهید بهشتی قطعا فرزندانش را دوست داشت. شاید بیشتر از فرخ‌نژاد كه فرزندش را در امریكا و به دور از خود نگه داشته است. نقل است در بحبوحه انقلاب و آن شور و هیاهو روز جمعه به درخانه شهید بهشتی رفتند كه یكی از مقامات سیاسی قصد دیدار با شما را دارد. نپذیرفته و گفته بود: مگر اینكه امام تكلیف كند. والا روز جمعه من متعلق به فرزندانم است. باید به فرزندانم دیكته بگویم و در درس‌ها به آنها كمك كنم و به كارهای خانه برسم؛ چون روز جمعه من، مخصوص خانواده است.   جمهوری اسلامی   امروز متقلبین و انقلابی‌نماها در دانشگاه‌ها حضور دارند دکتر قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت با بیان اینکه دانشگاهیان هزاران سوال از مسئولان نظام و جامعه روحانیت دارند که بی‌پاسخ است اظهارداشت: باید به این سوالات پاسخ داده شود و مسئولیت گمراهی دانشگاهیان و جامعه بر عهده مسئولانی است که این سوالات را بی‌پاسخ می‌گذارند. کتمان نمی‌کنیم که امروز هزاران سوال از مسئولان نظام و جامعه روحانیت در دانشگاه‌ها وجود دارد که بی‌پاسخ مانده است و بر خلاف سال‌های ابتدایی انقلاب اسلامی که بهشتی، مطهری، مفتح، روحانی و آیت‌الله خامنه‌ای در دانشگاه‌ها حضور می‌یافتند و به سوالات مختلف پاسخ می‌دادند امروز متقلبین و انقلابی نماها در دانشگاه‌ها حضور دارند. ای‌کاش سوالات دانشگاهیان بی‌پاسخ نماند. مسئولیت گمراهی دانشگاهیان بر عهده مسئولان کشور است.   رسالت   مهم‌ترین عامل پیوند حوزه و دانشگاه علم دینی است آیت‌الله جوادی آملی از مراجع تقلید گفت: مهم‌ترین عامل پیوند حوزه و دانشگاه علم دینی است. زمین و آسمان آینه الهی هستند، اگر این دین نصیب کسی شد، چه حوزوی و چه دانشگاهی باشد، کل جهان را آینه الهی می‌بیند. این دین، حوزه و دانشگاه را یکی می‌کند. آن مطلب عمیق علمی که دانشگاه و حوزه را یکی می‌کند، همان علم دینی است، در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها درباره سلسله آیات و آینه‌های الهی بحث می‌کنند. علم دینی تنها فقه و اصول نیست بلکه علمی که موضوع آن دین خدا و فعل خدا باید باشد، علم دینی است منتهی باید توجه داشت، تنها و مهم‌ترین عامل پیوند حوزه و دانشگاه علم دینی است، بالاترین علمی که مشکلات را حل می‌کند علم توحید است.   ایران   در حریم عرفا دکتر همایون همتی دکترای ادیان و عرفان و دانشیار دانشکده روابط‌ بین‌الملل به بررسی تصوف و عرفان پرداخته و گفته است که به بهانه کارهای ناصواب برخی صوفیان نباید اصل «عرفان» را مورد خدشه قرار داد. وی در بخشی از این نوشتار می‌نویسد: در طول تاریخ، هم در جامعه ما و هم در دیگر جوامع، سلسله‌های صوفیانه‌ای با رهبری، تشکیلات، سلسله مراتب و آداب خاص پدید آمده‌اند. این سلسله‌ها در طول تاریخ و دوران معاصر با حکومت‌ها دارای مناسبات و روابطی بوده‌اند. برخی نیز علیه حکومت‌ها شوریده‌اند و بدین‌سان جنبش‌های صوفیانه پدید آمده است. اینها همه نیاز به مطالعات گسترده جامعه‌شناختی دارد. همچنان که تحول روحی عارفان در اثر تجربه‌های معنوی، نیاز به مطالعات روانشناختی دارد ادعاهای معرفتی صوفیان نیز نیازمند تحلیل‌های فلسفی، الهیاتی و هرمنوتیکی است. تصوف مثل هر جریان اجتماعی و معرفتی دیگری می‌تواند و باید مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. نقد تصوف نباید محدود به ابعاد فقهی شود و می‌توان از ابعاد مختلف کلامی، تفسیری، فلسفی، اخلاقی، سیاسی، جامعه‌شناختی به نقد و ارزیابی آن اقدام کرد. حتی نقد عملکردهای سلسله‌های صوفیانه در جوامع مختلف نیز باید در دستور کار قرار گیرد. اخیراً چند اثر در این مورد به فارسی ترجمه و منتشر شده است. ]]> رسانه Mon, 15 Oct 2018 20:09:13 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7994/ مرور مطبوعات / مردم و نمادهای مذهبی در شهر http://dinonline.com/doc/report/fa/7992/ شرق   گلایه‌های آیت‌الله نامه‌نگاری‌ها بین آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید و آیت‌الله آملی لاریجانی رئیس دستگاه قضا، شرق را بر آن داشته تا نگاهی به اظهارنظرهای آیت‌الله مکارم شیرازی درباره موضوعات مختلف در سال‌های اخیر بیندازد. شرق می‌نویسد: اگر نگاهی به اظهارنظرهای مراجع تقلید در سال‌های اخیر بیندازیم، در میان آنها آیت‌الله ناصر مكارم‌شیرازی تقریبا سرآمد است؛ هم از نظر تعداد و حجم اظهارنظرها و هم محتوا و لحن آنها. بیشترین انتقاد یا اعتراض به سیاست‌های اجرائی در كشور در حوزه خرد یا كلان متعلق به این مرجع تقلید بوده است. اگرچه قوا و دستگاه‌های مختلف معمولا سهم برابری از این انتقادات نداشته‌‌اند و اتفاقا دستگاه قضائی تاكنون كمتر مورد انتقاد این مرجع تقلید قرار گرفته بود تا جایی كه می‌توان گفت این حجم از انتقادات اخیر این مرجع تقلید‌ از قوه قضائیه، آن هم در بازه زمانی كوتاه تقریبا تازگی دارد، اما آخرین انتقاد او كه به نظر می‌رسد از همه انتقادات پیشین تندتر بوده است، واكنش رئیس دستگاه قضا را به دنبال داشت. آیت‌الله مكارم‌شیرازی در آن انتقاد برخی احكام قضائی را منطبق بر اسلام ندانسته بود.   سیاست معاونت فضای مجازی همچون گذشته باقی می‌ماند منتظری دادستان کل کشور در جلسه معارفه معاونت جدید امور فضای مجازی کشور گفت: برای اینکه رویکرد حوزه معاونت فضای مجازی تغییر نکند، سیاست این معاونت همچون گذشته باقی است و با همکاری آقای خرم‌آبادی، یک فرد متخصص در این زمینه را به عنوان معاونت امور فضای مجازی انتخاب کردیم. سیاست دادستانی کل کشور در رابطه با فضای مجازی سیاست تعیین‌شده‌ای است که تاکنون ادامه داشته است. او با تأکید بر اینکه مقابله با عناصر ضد دین، ضد اخلاق و معنویت و ضد امنیت و ارزش‌ها بیش از گذشته ادامه داشته باشد، گفت: معاونت جدید فضای مجازی باید کمر همت را در برابر بدخواهان و کسانی که سنگ‌اندازی می‌کنند، محکم ببندد و با تدبیر و تعقل این مسائل را پشت سر بگذارد. با توجه به شرایط امروز کشور نسبت به فضای مجازی، برخورد با هرگونه فسادی در فضای مجازی در چارچوب قانون و مقررات ادامه پیدا خواهد کرد. حجت‌الاسلام‌والمسلمین منتظری از متولیان امر فضای مجازی خواست که با دادستانی کل همکاری کرده و به همه معاونت‌ها توصیه کرد که اقداماتشان را با برنامه‌ریزی پیش ببرند. دادستان کل خطاب به رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورای عالی فضای مجازی و وزیر ارتباطات و دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی، گفت: همه تکلیف داریم در برابر حمله شیمیایی دشمن، جامعه، نظام و دستگاه‌های مسئول را مجهز کنیم.   مردم و نمادهای مذهبی در شهر سیمین فروغ‌زاده عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی مشهد نگاهی انداخته به نمادهای دینی در فضاهای شهری و گفته است:  توجه صرف به زیرساخت‌های لازم برای طراحی فضای شهر از حیث القای حس دینی و معنوی کافی نیست و ایده‌آل آن است که برداشت و تلقی از فضای شهر توسط شهروندان ساکن و حتی مسافران آن شهر به‌گونه‌ای باشد که پذیرای این فضا باشند و آن را مثبت ارزیابی کنند. از سوی دیگر مدیران و برنامه‌ریزان شهر نیز در صورتی می‌توانند براساس یک برنامه‌ریزی دقیق و هماهنگ به تقویت و توسعه دینی و معنوی فیزیک شهر بپردازند.به این منظور در سال گذشته پژوهشی در شهر مشهد انجام شد که هدف اصلی آن شناسایی دیدگاه شهروندان، زائران ایرانی و نخبگان حوزوی و دانشگاهی شهر مشهد نسبت به دینی و معنوی‌بودن فضای شهر مشهد بود. یافته‌های این تحقیق نشان داد زائران در مقایسه با شهروندان مشهدی و نخبگان دانشگاهی و حوزوی فعال در شهر مشهد ادراک مثبت‌تری نسبت به میزان دینی و معنوی‌بودن فضای حاکم بر شهر مشهد (در سه بعد فرم، عملکرد و معنا) دارند. در دو بعد فرم و عملکرد پس از زائران، به ترتیب شهروندان و نخبگان تصویر ذهنی مثبتی از شهر داشتند، اما در بعد فرم، پس از زائران، ابتدا نخبگان و پس از آن شهروندان قرار داشتند. این تحقیق نشان داد زنان در مقایسه با مردان، نسبت به میزان دینی و معنوی‌بودن فضای شهر مشهد ادراک مثبت‌تری دارند.   تلگرام همچنان در اوج آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) درباره میزان استفاده ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. نتایج نشان می‌دهد کاربران تلگرام از خرداد ماه تاکنون ثابت مانده و این پیام‌رسان پرحاشیه همچنان و با فاصله، پرکاربردترین در ایران است. از آن سو، دیگر نتایج این نظرسنجی هم حکایت از آن دارد كه کاربران اندک پیام‌رسان‌های داخلی به میزانی چشمگیر نزول کرده و بیشترین کاهش را هم پیام‌رسان سروش تجربه کرده، به گونه‌ای که تعداد کاربران آن که در نظرسنجی خرداد ماه همین مرکز ۱۳.۵ اعلام شده بود، با یک ریزش سه‌برابری به ۴.۳ درصد رسیده است. محبوبیت و کاربرد فراوان تلگرام در شرایطی است که نزدیک به پنج ماه از فیلترشدن این پیام‌رسان می‌گذرد، با این حال هنوز ایرانی‌ها به مدد فیلترشکن بیشترین استفاده را از آن می‌برند. در نظرسنجی خرداد ماه این مرکز تعداد کاربران تلگرام ۴۷.۳ درصد از کل پاسخ‌گویان بوده‌‌اند و جدیدترین بررسی‌های صورت‌گرفته در مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) گویای آن است که با وجود فیلترینگ، همچنان بیش از ۴۷ درصد کاربران از تلگرام استفاده می‌کنند.آمار و نتایج جدیدترین بررسی‌های ایسپا که در مهر ماه امسال (1397)  انجام شده است، نشان می‌دهد ۶۲.۵ درصد از پاسخ‌گویان اعلام کردند قبل از فیلتر تلگرام از این پیام‌رسان استفاده می‌کردند. نکته جالب توجه اینکه در نظرسنجی خرداد ماه این مرکز نیز ۶۲.۴ درصد پاسخ‌گویان گفته بودند قبل از فیلتر از تلگرام استفاده می‌‌کردند.   واگذاری سرپرستی 94 کودک دختر بی‌سرپرست به زنان مجرد شرق به نقل از ایرنا می‌نویسد: محمد نفریه مدیرکل اداره کودک‌ونوجوان سازمان بهزیستی کشور گفت: سرپرستی 94 کودک دختر، سال گذشته به زنان مجرد بالای 30 سال واگذار شد. بر اساس قانون حمایت از کودکان‌ و نوجوانان بی‌سرپرست در سال 1392، سه گروه خانواده‌هایی که بچه‌دار نمی‌شوند، پدرومادرهایی که بچه‌دار هستند و همچنین زنان مجرد بالای 30 سال، در صورت داشتن شرایط لازم، سرپرستی کودک بی‌سرپرست به آنها واگذار می‌شود. وی با اشاره به اینکه استقبال زنان مجرد برای دریافت سرپرستی و فرزند دختر زیاد است، بیان کرد: بر اساس مقررات، تنها سرپرستی فرزند دختر به زنان مجرد بالای 30 سال داده می‌شود. مدیرکل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی همچنین از وجود 26 هزار کودک زیر پوشش بهزیستی خبر داد و افزود: این‌گونه کودکان در بیش از 380 مرکز نگهداری می‌شوند. نفریه خاطرنشان کرد: از این تعداد 9 هزار و 800 نفر در شیرخوارگاه‌‌ها و مراکز بزرگسال نگهداری می‌شوند و بقیه در داخل خانواده‌‌ها زیر پوشش قرار دارند. وی با تأکید بر اینکه به‌جز 40 شیرخوارگاه در کشور، برخی مراکز شبه‌خانواده توسط خیریه‌ها اداره می‌‌شوند، افزود: ماهانه یارانه‌ای به این مراکز برای نگهداری کودکان پرداخت می‌شود.   اعتماد   خرافه یا بیماری؟ عباس عبدی با توجه به خبر درگیری میان حامیان «یمانی» در تربت حیدریه، به نقد برخورد بعضی رسانه‌ها با اعتقادات دینی تحت عنوان خرافه پرداخته و نوشته است: چرا این جریانات را مصداق خرافه دانسته‌اند؟ به علاوه چرا خرافه را بیماری و بد دانسته‌اند؟ معیار تشخیص خرافه بودن یك عقیده چیست؟ اگر دقیق نگاه كنیم بسیاری از عقاید معمول در هر جامعه‌ای را می‌توان خرافه نامید. از نظر یك غیرمسلمان، بسیاری از اعتقادات مسلمانان و شیعیان می‌تواند مصداق خرافه باشد، همچنان كه از نظر مسلمانان، تثلیث هم مصداق خرافه محسوب می‌شود. یك غیرشیعی با شنیدن عقیده به ظهور و رجعت همان قدر احساس تعجب و خرافه‌ای می‌كند كه یك شیعی نسبت به برخی از عقاید ادیان دیگر چنین حسی را دارد. نمونه‌اش همین اعتقاد به «یمانی» است. اگر نفس چنین اعتقادی را خرافه بدانید، محل بحث و تأمل خواهد بود. زیرا فارغ از درستی یا نادرستی آن، در بسیاری از متون تاریخی و دینی آمده است. در این صورت همه معتقدان آن را باید ببرید كلینیك و درمان كنید كه صد البته منحصر به این موضوع نیست هر موضوع دیگری را می‌توان مصداق آن قرار داد و خواهان درمان شد. این گزاره نتیجه بسیار خطرناكی دارد. به علاوه اگر نفس اعتقاد ایراد نداشته باشد، چرا عمل به آن را موجب بیماری می‌دانید؟ خب اگر چیزی به عنوان یمانی یا سایر موضوعات مشابه وجود دارد، طبیعی است كه مردم برای آن مصداق تعیین كنند. این موضوعی است كه برای سایر موعودها نیز وجود دارد. چه كسی یا كسانی مرجع تشخیص موعود واقعی از بدلی هستند؟ اگر مرجع معینی وجود ندارد. چگونه حق داریم كه مانع از پیروی عده‌ای از موعود مورد نظر خودشان شویم؟   این است فلسفه نشر كرگدن به‌تازگی نمایشنامه «احمدِ فیلسوف» آلن بدیو را با ترجمه فرحناز عطاریان منتشر كرده است. نشست هفتگی شهر كتاب در روز سه‌شنبه هفدهم مهر به نقد و بررسی این كتاب اختصاص داشت و با حضور حسین شیخ‌رضایی، استاد فلسفه، افسر موم‌وندی‌كاظمی، رضا عبدی، روزنامه‌نگار، داستان‌نویس و منتقد ادبی و فرحناز عطاریان برگزار شد. شرق در معرفی این اثر می‌نویسد: نویسنده برای نشان دادن اعتراض خود به آنچه در فرانسه علیه مهاجران رخ می‌دهد سنت نمایشنامه‌نویسی كسانی چون مولیر را ادامه داده و با خلق قهرمانی متعلق به طبقات فرودست جامعه از زبان او ثروتمندان و سیاستمداران و قدرتمندان را به سخره گرفته است. در انجام این كار، بدیو تجربه‌ای زبانی نیز عرضه كرده است: ساخت زبانی كه در آن ناسزاها و اصطلاحات عامیانه در كنار اصطلاحات فلسفی نشسته‌اند. شگفت اینكه تركیب اعتراض اجتماعی و تجربه زبانی در بستر طرح مفاهیم فلسفی برای عموم، از كودكان تا بزرگسالان، رخ داده است.   غفلت از ادبیات و هنر محسن آزموده نیز به بهانه انتشار كتاب «احمد فیلسوف» به بررسی نگاه روشنفکران ایرانی به اندیشه‌های چپ‌گرا انداخته و نوشته است: قوی‌ترین و منسجم‌ترین صورت چپ‌گرایی در ایران معاصر از دهه 1320 در قالب حزب توده نمایان شد. حزبی كه نه فقط در عرصه سیاست بلكه در فضای فرهنگی نیز نقشی اساسی ایفا كرده است، به‌گونه‌ای كه بدون اغراق، اكثریت قریب به اتفاق روشنفكران، نویسندگان، شاعران و هنرمندان معاصر ایران، حتی اگر در برهه‌هایی از زندگی و فعالیت‌شان عضو این حزب نبودند، قطعا از آن تاثیر پذیرفته‌اند. چپ ایرانی اما از همان بدو پیدایش حزب توده، به چارچوب‌های آن منحصر نماند و به‌ویژه در دهه‌های بعد، صورت‌های متنوعی گرفت و زمینه‌ساز جریان‌های متنوع سیاسی و اجتماعی شد. اما روشن است كه با وجود این تنوع و گوناگونی فكر و عمل، همه این جریان‌ها، غیر از بنیاد چپ‌گرایی، یعنی پیگیری شعار عدالت‌خواهی و مبارزه سیاسی و فرهنگی برای برقراری عدالت و برابری، در برخی دیگر از ویژگی‌ها و خصایص نیز اشتراكاتی داشتند و دارند. ویژگی مهم نخست جریان روشنفكری چپ، جوانی و سرزندگی این جریان است. طبیعی است كه شعارهای آرمان‌خواهانه و پرتكاپوی چپ كه خواهان تغییر ساز و كار جهان است و به انقلاب و تحول اساسی گرایش دارد، در میان جوانان طرفداران بیشتری دارد، تا در میان آدم‌های سن و سال‌دار كه به محافظه‌كاری و حفظ وضع موجود تمایل دارند.   اسمش را نیاور، خودش را بیاور سید علی میرفتاح به بهانه برنامه «گستره شریعت» تلویزیون که به موضوع «رویاانگاری وحی» پرداخته، یادی از عبدالکریم سروش کرده و می‌نویسد: چیزی كه مهم‌تر از اصل بحث توجهم را به خود جلب كرد امساك مجری و كارشناسان بود در آوردن اسم دكتر سروش. می‌شد حدس زد كه چرا و به چه دلیل آقایان اسم دكتر سروش را لاپوشانی كرده‌اند، اما آیا این كار اخلاقی و منصفانه و دینی و مردمی است؟ مگر می‌شود شما با عقیده‌ای مخالفت كنید اما اسم مبدعش را نیاورید؟ من چه پرتوقع بودم كه اولش می‌خواستم به تلویزیون انتقاد كنم كه چرا تلفنی یا حضوری به سراغ خود صاحب فرضیه نرفته و از او نخواسته تا اصل و فرع حرفش را بزند و با علمای داخلی وارد گفت‌وگو شود. روزی كه بی‌بی‌سی با هر انگیزه‌ای وارد بحث رویای رسولانه شد خیلی از دلسوزان دست پشت دست زدند كه چرا نباید چنین بحث‌هایی در داخل و در رسانه ملی پیش برود؟ امیدوارم حرف بنده را بد تعبیر نكنید. بحثم به محتوای حرف دكتر سروش برنمی‌گردد فعلا هم كاری به درستی و نادرستی فرضیه‌اش ندارم. بحثم این است كه طرح موضوع و طرح نام او چه خطری دارد و چرا باید طوری رفتار كنید كه گویی با خودش قهر با فرضیه‌اش آشتی هستید؟ گفت خودش را بیاور و اسمش را نیاور. من مشكلی با ردیه نویسی ندارم، اما حتی اگر بخواهید چیزی را رد كنید قبلش باید آن را چاپ و منتشر كنید، تریبون در اختیارش بگذارید، دلایل و احتجاجاتش را بشنوید، لااقل مجوز نشر بدهید تا مقالاتش به سمع و نظر مردم برسد، بعدش همه را از موضع بالا رد كنید یا نیك و بدش را بگویید. اصلا مگر جز این راه راه دیگری برای دوام و قوام دانایی وجود دارد؟ یك كلام، ختم كلام. كلام و فلسفه و عرفان و ادبیات به كنار. انصاف كجا می‌رود؟   ایران   جامعه با این حد از تنش‌ها نیازمند رسانه آزاد است ایران به بهانه حضور عباس عبدی در برنامه زاویه شبکه چهار، گفت‌وگویی با وی فراهم کرده است. عبدی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: اکنون شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی حرف‌هایی به مراتب تندتر از این‌ها را هم مطرح می‌کنند و هر اتفاق منفی که قرار بود رخ بدهد، با آنها افتاده است و آزادی این رسانه آن اتفاقات را مثبت خواهد کرد که منفی‌تر نمی‌کند. بنابراین تنها کار درستی که صدا و سیما انجام می‌دهد، این است که این آزادی بیان موجود در جامعه را به مسیر رسانه‌های مسئول هدایت کند تا مسئولانه شود تا با حضور همه گروه‌ها، صدا و سیما به معنای واقعی خودش و به جایگاه یک رسانه خوب باز گردد. این طور نباشد که بخواهند چیزی را به ملت حقنه و نقش بوق را ایفا کنند. رسانه ملی باید فضا را برای همه گرایش‌ها بویژه در بخش‌های خبری باز کند و این بیش از هر چیز دیگری به بازسازی اعتماد به رسانه که رکن اولیه بازسازی اعتماد به حکومت است، کمک می‌کند. اگر اتفاقات و برنامه‌های اخیر را در رادیو تلویزیون می‌بینید، به این دلیل است که نیروهای جدید وارد صدا و سیما شده‌اند که گرچه اصولگرا هستند، اما می‌فهمند و معتقدند سیاست‌های گذشته راه به جایی ندارد. به همین دلیل بسیار راحت‌تر با منتقدان برخورد می‌کنند و به آنان احترام می‌گذارند، در حالی که نیروهای گذشته در چارچوب خاص و بسته خود هستند و بسرعت نمی‌توانند فضای ذهنی وعملی خود را تغییر دهند.   رسالت   ما امر به معروف و نهی از منکر کردیم نه تهدید رسالت گفت‌وگویی انجام داده است با خلیل موحدی محصل بانی و مجری ارسال پیامک به نمایندگان مجلس درباره FATF. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: هیچ پیامک تهدیدآمیزی ارسال نشده و فقط درباره الحاق ایران به کنوانسیون‌های بین‌المللی به روشنگری و امر به معروف و نهی از منکر پرداخته‌ایم. بنده عامل ارسال پیامک به نمایندگان مجلس نبودم و خودم حتی یک پیام هم ارسال نکرده‌ام، بلکه روش اعتراض پیامکی را به دیگران آموزش دادم. در این زمینه جلسات کارشناسی با حضور کارشناسان مختلف برگزار و مسئله از حیث حقوقی، اقتصادی و بین‌المللی مورد بررسی قرار گرفت و مردم و نخبگان فهمیدند که دارد کلاه سرشان می‌رود و مجلس متوجه نیست. یکی از روش‌های نقد و اعتراض به این مسئله که جنبه قانونی داشته باشد، همین ارسال پیامکی است و حتی عنوان کرده‌ایم که پیامک خلاف اخلاق و توهین و تهدید ارسال نشود و هرکس ارسال کند، خودش باید مسئولیتش را بپذیرد. از سوی دیگر همه از این نوع شیوه استقبال کرده‌اند و اثر خیلی خوبی هم داشته و در واقع این حرکت ملی بوده است. ما از روش‌های درست استفاده می‌کنیم و هرجایی مسئولان ما دچار انحراف شده و بخواهند خطا کنند، توصیه و روشنگری خواهیم کرد و این مسئله فقط مختص قوه مجریه هم نیست و اگر سایر قوا هم دچار اشتباه شوند، این اقدام را انجام می‌دهیم. ]]> رسانه Sun, 14 Oct 2018 20:06:43 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7992/ مرور مطبوعات / مخاطره فروپاشی؛ توهم یا واقعیت؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7991/ شرق   افراط‌گرایی قومی و یک انتصاب در آذربایجان احسان هوشمند درباره حساسیت منطقه آذربایجان و انتصاب حاشیه‌ساز اخیر می‌نویسد: قوم‌گرایی و افراطی‌گری قومی یکی از پدیده‌های نافی وحدت ملی و انسجام اجتماعی است و گسترش آن حتی می‌تواند زمینه‌ساز نفرت اجتماعی، رویکردهای تروریستی و جنگ و خون‌ریزی باشد. افراطی‌گری قومی، هم تحت‌تأثیر زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داخلی است و هم به‌عنوان ابزاری در خدمت رقبای منطقه‌ای کشور یا حتی دشمنان کشور است. در هفته‌های گذشته خبری منتشر شد که یکی از استادان دانشگاه آزاد اسلامی یکی از شهرستان‌های شمال غرب کشور به‌عنوان مشاور شهردار تبریز برگزیده شده است.‌ او از نخبگان کُرد سُنی‌مذهب اهل شهرستان بانه است. اقدام شهرداری تبریز می‌توانست به‌عنوان گامی در جهت تعمیق ارزش‌های ملی و همبستگی ملی از سوی مسئولان استانی تقدیر شود و نشانی از روح همدلی ملی و انسجام تاریخی ایرانیان باشد اما فضاسازی عده‌ای از افراطی‌های قوم‌گرا و تجزیه‌طلب و محافل وابسته به دشمنان کشور موجب شد تا شهردار تبریز اعلام کند نامبرده استعفا داده و از سمت شهرداری تبریز کنار گذاشته شده است.   گذر از مقاومت به تهاجم پنجشنبه هفته گذشته نهمین نشست از سلسله‌نشست‌های اندیشه‌ورزی قرآنی در «انجمن مطالعاتی قرآن» و با همکاری «باشگاه اندیشه» با موضوع «آشنایی با اندیشه‌های تفسیری سیدقطب» برگزار شد. یکی از سخنران‌های این مراسم، دکتر مصطفی خرمدل بود. او تفسیر فی ظلال‌القرآن سیدقطب را به زبان فارسی ترجمه کرده است. سخنران دیگر، حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی فرمانیان بود. او هسته مرکزی فکری سیدقطب را «توحید در حاکمیت» عنوان کرد و توضیح داد که سیدقطب می‌گفت اسلام به دنبال توحید القصور (قصرها) است؛ یعنی سیدقطب معتقد بود که قدرت باید در دست آدم‌های متدینی باشند که به دنبال اجرای فرامین خداوند باشند.  به‌این‌ترتیب بود که این متفکر مصری جوامع را به دو دسته کلی «جامعه اسلامی» و «جامعه جاهلی» تقسیم کرد. فرمانیان توضیح داد که سیدقطب راه گذر از جامعه جاهلی به جامعه اسلامی را جماعت یا گروه پیشتاز می‌دانست؛ گروهی که هدایت مردم را در دست بگیرد. این گروه نه برای موعظه كه برای جهاد و جنگ مسلحانه علیه نیروهای نظامی یک جامعه جاهلی تشكیل می‌شد.  فرمانیان، سیدقطب را «به معنای واقعی کلمه» سلفی نمی‌داند. به گفته فرمانیان، قطب هرگز مسلمانان را تکفیر نکرد.   هراس از آزادی شرق در انعکاس روایتی از انقلاب فرانسه در معرفی اثر «ترور علیه تروریسم؛ آزادی یا مرگ در انقلاب فرانسه» می‌نویسد: دوران ترور یا عصر وحشت به دوره‌ای از انقلاب فرانسه بین پاییز ۱۷۹۳ تا تابستان ۱۷۹۴ اطلاق می‌شود كه در آن هزاران نفر با گیوتین اعدام شدند. بعد از آن، اصطلاح «تروریست» چندین‌بار در ادوار مختلف تاریخی بازیابی شد. این اصطلاح در قرن بیستم برچسبی شد برای آن نیروی مقاومتی كه اعلام می‌كرد به قیمت زندگی و جانش حاضر نیست در رژیم‌های اشغالی و جعلی زندگی كند. به همین سیاق در الجزایر تروریست‌ها كسانی بودند كه بر ضرورت پایان‌بخشی به نظام شهروندی درجه دوم تاكید داشتند، نظامی كه استعمار فرانسه طبق آن شهروندان كشورهای مستعمره را «تروریست» معرفی می‌كرد. و نیز تمامی آنهایی كه در پی بنیان‌نهادن سیاست مقاومت علیه سلطه تحمیلی از جانب اشغالگران و فاتحان بوده‌اند نظیر مبارزان فلسطینی و فراکسیون ارتش سرخ آلمان. بعد از ماجراهای 11 سپتامبر 2001 و حمله القاعده به برج‌های تجارت جهانی در نیویورك، تروریسم و جنگ با ترور از پربسامدترین واژه‌های مورد استفاده سیاستمداران، رسانه‌ها و افكار عمومی شد. كتاب «ترور علیه تروریسم؛ آزادی یا مرگ در انقلاب فرانسه» اثر سوفی وانیچ كه به‌تازگی با ترجمه فؤاد حبیبی توسط نشر نی منتشر شده تلاش دارد با خوانش دقیق رویدادهای انقلاب فرانسه به تدقیق مفهومی واژه «تروریسم» بپردازد.   یک سینمای هایدگری؟ شرق به بهانه کتاب «ترنس مالیک: فیلم و فلسفه» بحث فلسفه سینما را مطرح کرده و نوشته است: کتاب «ترنس مالیک: فیلم و فلسفه» تلاشی است برای خوانشی فلسفی‌تر از فیلم‌های مالیک و پرهیز از ارائه تحلیل‌ و گزاره‌های تکراری. برای مثال، دیوید مارتین در یادداشتی که درباره کتاب نوشته است توضیح می‌دهد: «این کتاب طیف فوق‌العاده مهیجی از رویکردهای مختلف به فیلم‌های مالیک است که نور تازه‌ای به اعماق یکی از اندیشمند‌ترین مؤلفان سینما در سال‌های اخیر می‌تاباند. مجموعه مقالات کتاب به بررسی فیلم‌های مالیک از فیلم «زمین‌های بایر» تا «جهان نو» می‌پردازد و کارنامه سینمایی مالیک را با آرای اندیشمندانی چون هایدگر، کاول، هگل و مارکس مواجه می‌کند». در مقدمه‌ای که دین‌تاکر و استوارت کندال بر کتاب نوشته‌اند، دلیل جمع‌آوری این مقالات را پیشینه مالیک در فلسفه و شواهدی در فیلم‌هایش می‌دانند که ما را به پژوهش فرا می‌خواند. آن‌ها در ادامه توضیح می‌دهند، سینما به‌عنوان مهم‌ترین فرم هنری قرن بیستم چگونه همواره فیلسوفانی را به خود جذب کرده است که غالباً تفکرات بسیار متفاوتی در‌ باب سینما دارند. این دو در ادامه توضیح برای خوانش فلسفی از سینما مثالی از دلوز می‌آورند: «ژیل دلوز در اثر دو جلدی‌اش درباره نود سال نخست تاریخ سینما برآن است که نوعی فلسفه سینما هم در درون و هم در کنار سینما عمل می‌کند.   تضارب آرای فیلسوفان سینما شرق در دیگر نوشتار درباره کتاب «فلسفه سینما» می‌نویسد: در فرهنگ عامیانه بسیار گفته می‌شود که فلان فیلم سنگین یا به اصطلاح فلسفی بود. شاید این حرف در گفتار عامیانه چندان دقیق نباشد، اما بی‌تردید چیزی به نام «فلسفه سینما» وجود دارد. برای شناخت این موضوع باید به نسبت سینما به‌عنوان فرم‌های تصویری و فلسفه به‌عنوان فرم‌های مفهومی پی برد. فلسفه سینما را پژوهشی می‌دانند درباره ماهیت و شأن فرم‌های تصویری و وضعیت‌های سینمایی که هم مبتنی بر امکان‌ها و اندیشه‌های موجود است و هم می‌تواند به مواد خام و عناصر سازنده فرم‌های معرفتی جدید بدل شود. به عبارت دیگر، آثار سینمایی می‌توانند هم نمونه‌ها و مثال‌هایی از مباحث فلسفی از پیش موجود باشند و هم می‌توانند به پیشبرد آنچه تفکر فلسفی می‌نامیم کمک کنند. در همین زمینه کتاب «فیلسوفان سینما» به آرای متفکرانی می‌پردازد که هر یک به شیوه خاص خود، وضعیت‌ها یا فرم‌های سینمایی را به مفهومی قابل تامل در اندیشه خودشان بدل کرده‌اند. هر یک از مقالات این کتاب به بررسی نسبت یک فیلسوف با سینما اختصاص دارد و تصویری از مهم‌ترین چهره‌های نظریه سینمایی معاصر ارائه می‌دهد که هر یک به شیوه خاص خود روایتی دارند از نسبت‌ میان فلسفه و سینما.   خواندن فیلم‌ها سیامک رفیعی نیز نوشتاری درباره کتاب «فیلم به‌مثابه‌ فلسفه» نوشته است و اشاره کرده است: استنلی کاول در گفت‌وگویی با اندرو کلوان می‌گوید فیلم برای فلسفه ساخته می‌شود. اما نسبت میان فیلم و فلسفه چیست؟ در کدامین سویه‌های تفکر فلسفی باید به دنبال نقطه‌های پیوند با فیلم بود؟ ما معمولا فلسفه را فعالیتی فکری و انتزاعی قلمداد می‌کنیم درحالی‌که فیلم یا هر شکل دیگر هنری با صفت‌های انضمامی و ملموس توصیف می‌شوند. پس چگونه می‌توان از ارتباط فیلم و فلسفه سخن گفت؟ صالح نجفی، مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه، به تازگی در مجموعه کتاب‌هایی تحت عنوان «فیلم به‌مثابه‌ فلسفه» تلاش کرده فرصتی برای تمرین فکرکردن ایجاد کند، تمرین فکرکردن با/ در فیلم. نجفی در مقدمه کتاب می‌نویسد، در این مجموعه کوشیده در آنچه فیلم‌ها بیان می‌کنند و با ذات سینما نسبت دارد تأمل کند. او که پیش از این، در ذیل پروژه فکری فیلم-فلسفه، کتاب «عباس کیارستمی و فیلم-فلسفه» اثر متیو ابوت را ترجمه کرده بود، معتقد است «تأمل در سینما، تأمل در همه چیز است: تأمل در نحوه ادراک دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و کمتر چیزی در آن یافت می‌شود که به نحوی با سینما مرتبط نباشد».   اعتماد   مسوولان‌كاربلد نیستند كاربلدها مسوول نیستند روزنامه اعتماد مصاحبه‌ای فراهم کرده است با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و با وی درباره فعالیت‌های پدرش و سیاست روز به گفت‌وگو نشسته است. وی در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: ایشان معتقد بود در یك نهضت، گفتمان‌های مختلف با وجود دیدگاه‌های مختلف در زمینه شیوه اداره جامعه پس از پیروزی نهضت، برای دستیابی به یك هدف مشترك با یكدیگر تشریك مساعی می‌كنند، اما پس از پیروزی، طبیعی است كه هرگفتمانی در قالب یك حزب جای گیرد و در نتیجه، هر حزب یك گفتمان را نمایندگی كرده و رقابتش با سایر گفتمان‌های دیگر، در قالب رقابت احزاب در جامعه بروز و ظهور كند. متاسفانه واقعیت آن است كه بعد از گذشت دو سال و نیم از پیروزی انقلاب، به جای این رقابت معمول در عرصه سیاست، هم پوزیسیون و هم اپوزیسیون نظام كار را به جایی رساندند كه خشونت در برابر خشونت قرار گرفت و این خشونت جایگزین هرگونه فعالیت سیاسی سالم شد. برخی هم عقیده دارند كه ما از همان ابتدا قاعده بازی را بلد نبودیم و فكر می‌كردیم كه طرف مقابل ما حتما باید حذف شود و راهی برای تعامل وجود ندارد. در اتخاذ سیاست حذفی هم فرقی میان پوزیسیون و اپوزیسیون نظام وجود نداشت چون تقریبا همه گروه‌های سیاسی حاضر در فضای پس از انقلاب، سیاست حذف را در پیش گرفتند. به عقیده من اختلافات موجود در اول انقلاب باید در قالب تحزب نهادینه می‌شد تا بتوان به مرور زمان درباره اختلافات صحبت كرد.   آنچه از بهشتی نیاموختیم سیدعلی میرفتاح نیز در یادداشتی درباره شهید بهشتی می‌نویسد: بهشتی برای اثبات دانایی‌اش نیاز نداشت از الكسیس كارل نقل قول بیاورد یا غیرمسلمانان را به انگلیسی و آلمانی به اسلام فرابخواند. او سطح بحثش را بالاتر می‌برد و طوری حرف می‌زد و طرح مساله می‌كرد كه گویی یك اندیشمند معاصر دارد گزارش از جهان معاصر می‌دهد. چیزی كه شنیدنش از علما مرسوم بود همین بحث‌های شرعی، نهایت بحث‌های كلامی بود. مرحوم فلسفی نیز به زیگموند فروید زیاد اشاره می‌كرد اما منظورش طرح بحث روان‌شناسی نبود بلكه اینها را می‌گفت تا آخرش به این نتیجه برسد كه اسلام هزار و چهارصد سال جلوتر همه این بحث‌ها را گفته و بشر را پیش‌بینی كرده است. بهشتی اما سطح بحثش فراتر بود و چون غرب را خوب می‌شناخت می‌دانست كه چطور باید با جماعت غربزده‌ای كه از غرب به ستوه آمده‌اند و خواهان درافتادن با آن هستند و به هر دلیلی شوق دینداری در وجودشان شعله‌ور شده، گفت‌وگو كند. از عجایب روزگار یكی این است كه ما در ابتدای انقلاب مدرن‌تر از امروز بودیم. منظورم روحانیت است. چیزی كه مردم می‌دیدند دانایانی بود كه ملبس به لباس روحانیت بودند اما مسائل‌شان مسائل جهانی بود و تمنای‌شان پیشرفت و سرافرازی و عظمت ایران؛ البته با ملاحظات دینی و شرعی. رفته رفته این گفتمان مدرن كمرنگ شد و با شهید شدن بهشتی و باهنر و مفتح و... این گفتمان هم ضعیف شد و در مقابل «سنتی» ‌ها عرصه فراختری برای كار و سخنرانی و اعمال قدرت یافتند. ما با بهشتی و مطهری و خامنه‌ای و هاشمی و باهنر انقلاب كردیم اما رفته‌رفته، بنا به ملاحظاتی كار را بیشتر به سنتی‌ها سپردیم.   شفافیت بدون پاسخگویی زهرا نژادبهرام عضو شورای شهر تهران درباره اقدام اخیر شهرداری تهران در انتشار قراردادهای بالای ۲۵۰میلیون تومان این نهاد می‌گوید: آیا شفافیت فی‌نفسه پاسخ نیازهای اعتمادزایی در درون جوامع است یا احتیاج به دستورالعمل‌های دیگری دارد تا بتواند به شكل تطبیقی عمل كند و موضوع اعتمادزایی و اعتمادآفرینی را مجدد در دستور كار قرار بدهند. در بیشتر اسناد مربوط به سازمان‌ها، نهادها و دستگاه‌های مختلف و همین‌طور در اسناد بین‌المللی، اسناد مربوط به شفافیت در كنار اسناد مربوط به «پاسخگویی» قرار گرفته است. شفافیت به تنهایی برای اعتمادزایی كافی نیست كه بتواند اعتماد را به جامعه برگرداند. در توصیف این مبحث باید گفت اعتمادزایی دو بال دارد؛ یكی «شفافیت» و دیگری «پاسخگویی». به این معنا كه دربرابر هر نوع انتشار اطلاعاتی كه صورت می‌گیرد باید پاسخی وجود داشته باشد. بنابراین انتشار اطلاعات به تنهایی نمی‌توان متضمن شفافیت و پاسخگویی باشد. انتشار اطلاعات در كنار پاسخ گویی دقیق می‌توان موجب اعتمادزایی و ترمیم شكاف مردم و نهادهای مختلف ازجمله شهرداری تهران شود. علاوه بر این انتشار اطلاعات نظیر آنچه اینك شهرداری تهران در دستور كار قرار داده است می‌تواند برای رفتارهای سازمان‌های عمومی و ارتباط با مردم الگوسازی كند. همچنین باید توجه داشته باشیم كه مقوله «شفافیت» موضوع كار نهادهای مردمی (NGO)‌ها هم هست. آنها هم موظف هستند كه به موضوع شفافیت توجه كنند تا داوطلبان فعالیت‌های مدنی را در كنار خود داشته باشند.   مجمع عقلا فردین مرادخانی نیز اشاره‌ای دارد به مسئله مشروطه و دارالشورای ملی ایران و می‌نویسد: دارالشورای ملی ایران یا مجلس اول نخستین تجربه عملی ایرانیان در خصوص مفهوم پارلمان بود و بسیاری از مفاهیم در این نوزایش عملی ایرانیان شكل گرفت. ایرانیان كه برای نخستین‌بار با این مفهوم برخورد كرده بودند در عمل با مشكلاتی دچار شدند و در همان مجلس در خصوص این مسائل اندیشه‌ورزی‌هایی كردند. مشروح مذاكرات مجلس اول یكی از مهم‌ترین اسناد مشروطه خواهی ایرانیان است كه تاكنون چنانكه باید در تحقیقات مشروطه پژوهی مورد بررسی قرار نگرفته است. این مجلس در خصوص مفاهیمی مانند قانون، قانون اساسی، عدلیه، آزادی، مساوات و... سایر مفاهیم و اصول مشروطه‌خواهی تجربه درخشانی داشت. در این نوشتار كوتاه كوشش خواهد شد نقش این مجلس در پدیدار شدن مفهوم پارلمان از خلال مشروح مذاكرات مجلس اول مورد بررسی قرار گیرد. یكی از اولین بحث‌ها در این مجلس این بود كه وظیفه مجلس چیست. این مساله از آن رو برای آنها پرسش شد كه مردم در انقلاب، عدالتخانه می‌خواستند و بارگاه دادی كه داد آنها را بستاند. از این رو هر روز عریضه‌های فراوانی در مورد شكایت از عمل فلان حاكم یا وزیر به مجلس می‌رسید و مردم خواهان رسیدگی به آنها بودند.   در احوال و اندیشه فیلسوف ایمان اعتماد در معرفی اثر «درآمدی به كی‌یركگور» می‌نویسد: «درآمدی به كی‌یركگور» نوشته كی‌یر كگورشناس و استاد تمام دانشگاه بیلر است. از مهم‌ترین سرفصل‌های این كتاب می‌توان به زندگی و آثار كی‌یركگور، حقیقت و انفسی بودن، زندگی اخلاقی، ایمان و امر باطل نما، عشق به همسایه و ... اشاره كرد. «خدای متعال» كوششی است برای بررسی و تحلیل مفهوم خدا نزد فیلسوفان و متكلمان اسلامی با استفاده از دیدگاه‌های مربوط به ساختارگرایی و نشانه‌شناسی. ریچارد نتون، از میان چهار تلقی عمده قرآنی، تمثیلی، عرفانی و نوافلاطونی درباره ذات خدا، به جنبه ناشناخته و مطلقا متعال و نوافلاطونی خدا در مقام خالق توجه می‌كند. این كتاب اثری قابل توجه است كه در هفت فصل به بررسی تاریخ اندیشه در سنت عقلانی اسلام پیرامون مفهوم خدا، مساله فلسفی – عرفانی صدور و تبیین خلقت ازدیدگاه قرآن می‌پردازد. اما باید در نظر داشت كه این اندیشه، خود ساحتی از تحقیق است كه زمینه بررسی‌های بیشتر و دقیق‌تر را برای اهل فلسفه در عالم اسلامی می‌گشاید. اساسا هر تامل فلسفی در جای خود قابل اعتناست و اعتنای به آن موجب حركت و تداوم اندیشه می‌شود. این اثر خوانشی است از سنت عقلانی اسلامی در بافت مطالعات شرق‌شناسانه كه میان نشانه‌شناسی و ساختارگرایی جدید با متون كلاسیك اسلامی به ایجاد تعامل می‌پردازد.   دین‌شناسی هیوم «گفت‌وگوهایی درباره دین طبیعی» دیگر کتابی است که اعتماد در موضوع فلسفه معرفی کرده است. در بخشی از این نوشتار آمده است: مجموعه بحث‌ها و جدل‌هایی در خصوص عقلانیت باور دینی است كه هیوم در گفت‌وگویی میان سه شخصیت خیالی آن را به رشته تحریر درآورده است. از سویی، لُبّ عقاید هیوم درباره دین در این كتاب گرد آمده و از سوی دیگر برگزیدن سبك گفت‌وگو برای ابراز عقاید، اهمیت این واپسین اثر هیوم را در شناخت تفكر دینی او دوچندان ساخته است. سه شخصیت حاضر در بحث، نماینده سه دیدگاه بسیار متفاوت در خصوص معرفت ذات خداوندند؛ «دمنا» وابسته به متكلمان ارتدوكس است كه عقایدی جزم‌گرایانه دارد. «كلئانتس» كه یك عق‌ گراست و «فیلو» شك‌گرایی فلسفی است. این كتاب با پژوهشی در قالب پایان‌نامه در مقطع كارشناسی ارشد فلسفه كه در سال ۱۳۸۹ دفاع شد، آغاز شده و در ادامه افزون بر ارایه ترجمه فارسی روانی از گفت‌وگوهایی درباره دین طبیعی، دغدغه‌های دینی هیوم را بررسی تاریخی و تحلیلی در اختیار گذاشته است. در بخش نخست كتاب ابتدا به بررسی خاستگاه اندیشه هیوم در تاریخ فلسفه غرب پرداخته است.   مابعدالطبیعه، ماوراءالطبیعه نیست محسن آزموده در یادداشتی به بررسی تفاوت متافیزیک و ترانس‌فیزیک پرداخته و می‌نویسد: یكی از اشتباه‌های رایج در افواه خلط میان «متافیزیك» (مابعدالطبیعه) با «ترانس‌فیزیك» (ماوراءالطبیعه) است. اولی، یعنی «متافیزیك» عنوانی است كه گفته‌اند در گردآوری و تنظیم آثار ارسطو، فیلسوف بنیانگذار یونانی، برای آن بخش‌هایی به كار رفته كه بعد از مباحث فیزیك (طبیعیات) قرار گرفته‌اند. این بخش‌ها، از قضا شامل مباحث عمیقی درباره وجود، اصل و اساس هستی، جوهر و ذات اشیاء و... است. موضوعاتی كه در دسته‌بندی تخصصی امروزین، عمدتا ذیل مباحث «هستی‌شناسی» واقع می‌شوند. اما «ماوراءالطبیعه» به آن چیزی كه فراتر از طبیعت قرار می‌گیرد، اشاره دارد، موجوداتی مثل جن و پری، یا امور غیبی و خلاصه همه‌چیزهایی كه به چنگ حواس نمی‌آیند و ماوراءالطبیعه، صفتی برای اشیاء و چیزهایی است كه ورای این جهان محسوس هستند، خواه بدان‌ها قائل باشیم یا خیر. تا همین‌جا روشن می‌شود كه متافیزیك چیزی از سنخ دانش یا معرفت است، آن هم دانش و معرفتی تخصصی در فلسفه كه قدما می‌گفتند از «وجود به ماهو وجود» یا «موجود بماهو موجود» سخن می‌گفت و امروزه بیشتر تحت عنوان «هستی‌شناسی» شناخته می‌شود.   جمهوری اسلامی   مردم چه گناهی کرده‌اند؟ سخن سردبیر این شماره جمهوری اسلامی اختصاص یافته است به مسئله FATF و تقابل دو گروه مخالف و موافق آن، و نقش مردم در این میان. در بخشی از این نوشتار آمده است: برخلاف نظر کسانی که آیه یاس می‌خوانند و می‌گویند افراد، گروه‌ها و جناح‌ها کارائی خود را از دست داده‌اند و نمی‌شود کاری از پیش برد، اعتقاد راسخ داریم که اگر هر کس به وظیفه خودش عمل کند قطعاً تمام امور به درستی پیش خواهند رفت و همه می‌توانند نقش موثر خود را در پیشبرد اهداف نظام و تعالی کشور ایفا کنند. برای روشن شدن مطلب، کافی است به موضوع پر سرو صدای این روزها یعنی لوایح مربوط به پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با پولشوئی و تامین مالی تروریسم (سی. اف. تی) و آن بخش از آن که بیشتر بر سر زبانهاست یعنی اف. ای. تی. اف FATF و آنچه در ماجرای تصویب آن در مجلس شورای اسلامی پیش آمد نگاهی بیاندازیم. این وقایع، که برای یک جامعه اسلامی بهیچوجه قابل قبول نیست، حتی اگر در یک جامعه غیراسلامی رخ دهد نیز دور از انتظار است؛ زیرا به هر حال هر جامعه‌ای، چه اسلامی و چه غیراسلامی، از معیارهای قانونی و اخلاقی و یا حداقل قراردادهای اجتماعی برخوردار است که با رعایت آنها می‌توان مانع چنین وقایعی شد. مردم ایران در هفته‌ها و روزهای گذشته با صاحبان و مروجان دو طرز فکر نسبت به لایحه مربوط FATF مواجه بوده و هنوز هم هستند که یکی می‌گوید این لایحه کاملاًّ استعماری است و طرفداران تصویب آن خائن به کشور و نظام و ملت و حتی اسلام هستند و در مقابل، عده‌ای می‌گویند جلوگیری از تصویب آن یک خیانت است و موجب مشکلات غیرقابل تحملی برای مردم و نظام خواهد شد.   ایران   چندصدایی در سیما نباید نمایشی باشد عبدالله صلواتی، مجری و کارشناس سابق برنامه زاویه درباره ضرورت چندصدایی در سیما می‌نویسد: یکی از آسیب‌های جدی که می‌تواند متوجه هر کشوری باشد اولاً تکثر خطوط قرمز و ثانیاً مشخص نبودن مرز این خطوط قرمز است. وقتی که مرز مبهم باشد هر چیزی که مطرح نشده را فکر می‌کنید که خط قرمز است. یعنی به شکل نیاندیشیده و ننوشته چنین تداعی صورت می‌گیرد که یکی از مشکلات ما همین است که این مرزها هم مبهم و ناروشن است و هم متکثر. در صورتی که رسانه ما عنوانش رسانه ملی است و وظیفه ان این است که از تک‌گویی خارج شده و دنبال چندصدایی باشد. چرا که ملیت چیزی نیست که تکصدایی باشد. البته هر رسانه‌ای سیاست‌هایی دارد که می‌تواند آن چندصدایی را در قالب آن سیاست‌ها مدیریت کند اما این سیاست‌ها نباید و نمی‌توانند اصل چندصدایی را به کلی کنار بگذارند. ضمن اینکه اصل مخرب تک صدایی نباید از رسانه شروع شود. نکته دیگر درخصوص آن برنامه خاص، این دعوت‌ها در مقاطع مختلف از کنشگران سیاسی و فرهنگی وجود داشته. اگر بخواهیم این حضور و چندصدایی خود را به عنوان یک موقعیت رئال نشان دهد باید در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها سر ریز شود و جز این یک نمایش است که به ما آدرس غلط می‌دهد که تمام نقادان و مخالفان در جای جای سیستم مشارکت فعال دارند، در حالی که آن مشارکت فقط در قاب تلویزیون است.   مخاطره فروپاشی؛ توهم یا واقعیت؟ ایران هم‌چنین به ارائه گزارشی از مناظره داغ عباس عبدی و حسین کچویان در تلویزیون پرداخته است. کچویان در بخشی از این مناظره می‌گوید: در حال حاضر دولتی سر کار است که کمترین نسبتی با انقلاب ندارد. ۴۰ سال است که دولت ما بقا پیدا کرده در حالی که جمعیت ۸۰ میلیون شده و فروش نفت کاهش پیدا کرده. شاخص‌های توسعه انسانی که سازمان ملل به تازگی منتشر کرده را ببینید که دائماً ما در حال بهتر شدن هستیم. نوآوری‌ها و اختراع‌ها را ببینید. نیروی دریایی ما هیچ چیز نداشت؛ اما امروز تا دریای مدیترانه اقتدار دارد و همه چیزش را خودش می‌سازد. نشانه حرکت ما در این مسیر و نه در مسیر فروپاشی این است اگر این گونه که ایشان می‌گویند باشد این حکومت باید مشروعیت خود را از دست می‌داد نه این که در هر انتخاباتی مشروعیت خود را تجدید کند. محرم‌ها، راهپیمایی اربعین، 9 دی و مثال‌های دیگر را چرا نمی‌بینیم؟ درباره شاخص‌های بی‌اعتمادی ما می‌بینیم که در شرایط مشکلات ارزی و تورم، میزان کمک مردم ما به کمیته امداد ۲ برابر شد. اینها شاخص‌های عینی است. دولت‌های ما همیشه علیه مردم بوده‌اند.   این زاویه را می‌توان جدی گرفت؟ ابراهیم بهشتی دبیر سیاسی نیز درباره مناظره عبدی و کچویان در تلویزیون می‌نویسد: یکی از محورهای اصلی انتقادها به صداو سیما دعوت از کارشناسان تکراری و عمدتاً از یک گرایش سیاسی بود که به هیچ وجه بازتاب دهنده جامعه متنوع ایران به لحاظ سلیقه‌های فکری و سیاسی نبوده و نیست. در کنار آن عدم جسارت یا محافظه کاری در ورود به بحث‌های اصلی که جامعه مبتلا به آن است یا بعضاً سوء‌استفاده‌های سیاسی و جناحی از این مشکلات هم از جمله ضعف‌های دیگری است که برای این رسانه بر شمرده می‌شود. آنهم در زمانه‌ای که انحصار رسانه‌ای از ید صداوسیما خارج شده و جدی‌ترین مباحث روز چه در فضای مجازی و چه در برخی شبکه‌ها و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور مطرح می‌شود و دسترسی مردم هم به آنها با مشکل جدی روبه رو نیست. همواره این سؤال در اذهان عمومی و بخصوص کارشناسان وجود داشت که حکمت این محافظه‌کاری مفرط در رادیو تلویزیون ایران چیست و چرا صداو سیما با آن همه شبکه‌های ملی و استانی و برون مرزی میدان دار نمی‌شود؟ حالا به نظر می‌رسد این دغدغه‌ها حداقل مورد توجه قرار گرفته است. اگر چه تا حکم دادن به تغییر رویکرد در صداو سیما و اینکه «کشتی‌بان را سیاستی دیگر آمده» زود است اما تا همین‌جای کار هم باید آن را به فال نیک گرفت وبه توسعه آن کمک کرد.   مطالبات زنان هنوز شکل بحرانی نگرفته است ایران مصاحبه‌ای فراهم کرده است با پروانه سلحشوری نماینده مجلس و با وی درباره شفافیت در مجلس، مطالبات زنان و فراکسیون امید سخن گفته است. سلحشوری در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: من بحران را در حوزه زنان قبول ندارم و مسائل و مطالبات زنان اگر چه تلنبار شده اما هنوز شکل بحرانی به خودش نگرفته است. در حوزه کار بسیار سخت است، حتی صحبت کردن هم سخت است. از یک طرف شما با قشری روبه‌رو هستید که نیمی از جامعه هستند و خود را انسانی مانند بقیه می‌دانند، بیش از اینکه خودشان را زن یا مرد بدانند. وقتی خود را از نظر انسانی مانند مردم می‌بینند نمی‌توانند تحمل کنند که بسیار پایین دست‌تر از مردان قرار بگیرند. همکار ما در مجلس وقتی داشتیم درباره بحث گذرنامه و مشکلات زنان بحث می‌کردیم گفت که زن برای بیرون رفتن از خانه هم باید از همسر خود اجازه بگیرد چه برسد برای خروج از کشور. من فکر می‌کنم زنان ما خیلی عاقل‌تر از آن هستند که اساساً شرایط را بحرانی‌تر کنند. یعنی بتدریج دارند حقوق خود را کسب می‌کنند. چون بدنه اجتماعی در بطن جامعه طوری است که جامعه مردان هم اندک اندک این را می‌پذیرند و جامعه ما خیلی جلوتر از قانون است. به همین دلیل است که برخی از موارد قانونی اصلاً کارکردی ندارند. حتی همین همکاران ما در مجلس هم می‌بینیم که در حال تغییر هستند.   ایرانی که او می‌دید محمد میلانی پژوهشگر فلسفه به مناسبت چهلمین سالگرد مرگ هانری کربن فیلسوف و مفسر حکمت شیعه می‌نویسد: هانری کربن بنای کارش از سویی دیگر این بود که مردم غرب با معنویتی از یاد رفته‌ اما موجودی مشترک بین همه ادیان صاحب کتاب بار دیگر همنشین شوند. ایران اسلامی دقیقاً چنین حس و غنایی را از نظر او داشت. به تعبیری ایران بعد از توجه او به گونه شناخت فلسفه و تفکر شیعی بود که این بار به غرب معرفی می‌شد. لاجرم اسلام ایرانی اگر در ذهن کربن جایگاهی خاص داشته که منجر به خلق آثاری از جمله چهارجلد اسلام ایرانی شده و به دوره کمال فکر او مربوط می‌شود، زمینه‌های بروز و پیدایش اش دقیقاً به‌عنوان ماحصل و نتیجه کمال‌گرایی او در تفکر اسلامی- شیعی به حساب می‌آید. اسلام ایرانی یا همان اسلام کربنی بواقع اسلامی است که بر نهاد ایرانیان محسوب می‌شود و حاصل تاریخی چنان با عظمت و پرکار نتیجه‌اش متجلی شدن اسلامی است که از دید کربن در ایران و درمیان ایرانیان متجلی شده است. به همان اندازه که فهم بشری را ذو مراتب و متفاوت در فردفرد نوع بشر بدانیم و از سوی دیگر به قول شریف «کلمو‌الناس علی قدر عقولهم» نیز متعهد باشیم، طبیعی است که درک ایرانی از اسلام نیز متفاوت و دارای باطنی بسیار پرمایه و فاخر است. شاید به تعبیر بسیار آشکار این فاخر بودن به عینه در آثار کربن مورد تمجید و بیان قرار نگرفته است اما نباید فراموش کرد که تنها مقولات ارزشمند – معنوی- در دنیای امروز که متناسب با ذات ارزشمند انسانی هستند.   ستیز همزمان با سلطه بیگانه و استبداد پهلوی ایران در گزارش از نشستی با موضوع «عباس زریاب خویی و جهان ایرانی» می‌نویسد: زریاب خویی، پهلوی اول را «یک حکومت پلیسی» توصیف می‌کند که جوانی‌اش در آن روزگار سپری شده است. دوره‌ای که اگرچه «دستگاه دولتی به‌طور منظم کار می‌کرد و مردم بدون اعتراض به‌کار خود مشغول بودند» اما بواقع، از آن منزجز و متنفر بودند: «روشنفکران که عده ایشان بسیار معدود بود از نبودن آزادی فکر و قلم می‌نالیدند ولی این امر برای توده عظیم مردم اهمیتی چندان نداشت یا اصلاً اهمیت نداشت.» زیرا تصور عمومی آن بود که هدف حکومت، «هدم بنیان دین اسلام» است و به همین سبب، به آن، بغض و کینه داشتند: «در حقیقت این مسأله اساسی نداشت. دولت و حکومت نمی‌توانست با دین مخالف باشد ولی چون ساده اندیش بود و خیال می‌کرد که مثلاً عزاداری علنی برای حضرت سیدالشهدا مخالف تمدن اروپایی است از آن جلوگیری می‌کرد.» و حتی درباره حجاب هم نوشت: «کشف حجاب که از سال 1314 معمول شد بر این پندار دامن زد. دولت به جای آنکه مسأله کشف حجاب را امری خصوصی اعلام کند و آن را امری اختیاری بداند، امری الزامی دانست» و به اعتقاد او، همین هم، عاملی شد که در شهریور 1320، سقوط رضاشاه چنان موجی از شادمانی در میان مردم ایجاد کند که به اشغال وطن، وقعی ننهند. با این حال در فرازی دیگر تصریح می‌کند: «متجددان به‌سادگی گمان می‌کردند که این تشکیلات و تغییر لباس و آزادی ظاهری زنان، ایران را همتراز مغرب زمین خواهد ساخت. قدیمی‌ها سخت قشری و متعصب بودند و می‌پنداشتند با تغییر لباس، مردم یکپارچه از دین خود دست برخواهند داشت و کشف حجاب مخصوصاً فساد زندگی اجتماعی را در پی خواهد داشت.»   چهار مسأله مهریه به دور از عصبانیت حل و فصل شود آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه در خصوص مهریه تأکید کرد: بیانات جنابعالی را درباره مسائلی که اینجانب مطرح کرده بودم، خواندم. متأسفانه قانع‌کننده نبود و شاید توضیحات من برای آن چند مسأله کافی نبوده است. پیشنهاد می‌کنم همان‌طور که خود شما هم اشاره کرده‌اید دادستان کل کشور و دو نفر از قضات عالی‌رتبه که سوابق حوزوی داشته باشند تشریف بیاورند تا آن چهار مسأله مهم درباره مهریه در محیط عالمانه و دور از عصبانیت حل و فصل شود و چنانچه آن چهار مسأله روشن شد، ان شاء‌الله به کار بسته شود و اگر بعضی از قوانین موجود با متون اسلامی سازگار نبود از طریق مجلس شورای اسلامی اصلاح شود. گفتنی است رئیس قوه قضائیه اخیراً در جلسه مسئولان عالی قضایی با اشاره به اظهارات اخیر برخی از بزرگان حوزه پیرامون «زندانی کردن مردان بابت مهریه از سوی دستگاه قضایی»، بخشی از این اظهارات را ناشی از اطلاع نداشتن کافی دانسته بود.   رسالت   عدم رعایت حقوق زن وجه مشترك جاهلیت قدیم و مدرن است ‌آیت‌الله جوادی آملی با بیان این كه مودت و رحمت دو رکن حفظ خانواده است، گفت: آنچه در جاهلیت کهنه و مدرن وجود داشته و دارد این است که حق زن توسط خود زنان و مردان رعایت نمی شود. صدر سوره طلاق درباره احکام خانواده است، تأکیدی که قرآن درباره حقوق زن وجود دارد دارد در مسائل دیگر کمتر دیده می شود. اساس خانواده بر عفاف و حجاب است و اصرار قرآن کریم بر حق زن برای این است که اساس خانواده محفوظ باشد، سکینت را زن بر عهده دارد گرچه مسکن را مرد بر عهده می‌گیرد. زن وقتی می تواند آرامش خانواده را حفظ کند که حقوق زن را خود زن حفظ کرده و دیگران نیز حقوق زن را محترم بشمارند. دو رکنی که خانواده را حفظ می کند مودت عاقلانه و رحمت مهربانانه است، مرد که قدرت عملی بیشتر دارد باید نفقه و مسکن را تأمین کند و زن که قدرت عاطفی دارد باید تأمین سکینت کند، عاطفه زن به مراتب قوی تر از عاطفه مرد است و این که زود اشک می ریزد سرمایه است، سرمایه زن عاطفه است که مرد ندارد. جامعه را عاطفه اداره می کند، مشکل امروز در افزایش طلاق ها برای این است که عاطفه و مهربانی در جامعه کمرنگ شده است که 15 میلیون پرونده قضائی را در پی داشته است.   سلبریتی را نمی‌شود با تعارف مدیریت کرد مهدی ناظمی قره باغ استاد فلسفه دانشگاه گفت: سلبریتی را نمی‌شود با تعارف مدیریت کرد. وی معتقد است که بزرگ‌ترین رسانه‌های دنیا برای ستاره‌سازی و ستاره ماندن سلبریتی‌های‌شان شرط‌های مشخص سیاسی-اجتماعی دارند. اگر کسی بخواهد از این مدیریت رسانه‌ای رها شود، دیگر رسانه‌ای هم برای دیده شدن نخواهد داشت. «رسانه، جامعه و سلبریتی ایرانی» تمام شدنی نیست. هر روز ماجرایی تازه و داستانی جدید ما را با بلاهتی بی‌نظیر مواجه می‌کند. امروز باید از بازیگری حرف بزنیم که به بهانه کارهای خیریه شماره حسابش را داده و همه چیز را خرج کرده، فردا هم باید غصه خانواده بازیگر دیگری را بخوریم که مقیم آمریکا هستند و لنگ 10 هزار دلار ماهانه ساده و لعنتی‌شان. این همه ماجرا نیست، ما با یک رسانه ساده با کاربری ساده‌تر از حد تصورمان مواجهیم، کسی که در گذشته خیال می‌کردیم احتمالا انسان پیچیده و موقری است اما حالا اینستاگرام، توئیتر و حتی تلویزیون دست به دست هم داده‌اند تا پوچ‌ترین وجه رسانه را به رخ ما بکشند. ]]> رسانه Sat, 13 Oct 2018 20:30:12 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7991/ مرور مطبوعات / تندروها كشور را به این وضعیت كشاندند http://dinonline.com/doc/report/fa/7985/ شرق   شفاف‌سازی آملی لاریجانی درباره اظهارات برخی از بزرگان حوزه رئیس قوه قضائیه در پاسخ به اظهارات اخیر برخی از بزرگان حوزه درباره «زندانی‌کردن مردان بابت مهریه از سوی دستگاه قضائی»، بخشی از این اظهارات را ناشی از نبود اطلاع کافی دانست و نکاتی را برای شفاف‌سازی این موضوع به تفصیل بیان کرد. او گفت: برخی اشکالات نسبت به دستگاه قضائی مطرح می‌شود که وقتی از سوی علمای حوزوی به‌ویژه برخی مراجع معظم باشد، باید بیشتر مورد عنایت قرار گیرد؛ زیرا می‌دانیم که اگر از میان علمای حوزه کسانی انتقاد می‌کنند، نیت‌شان اصلاح و بهبود وضعیت است و هیچ شائبه‌ای از جهات دیگر وجود ندارد. رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه مراجع تقلید، مورد اطمینان و محل رجوع مردم هستند و به نحوی انتقادات مردم را نیز منعکس می‌کنند، ادامه داد: دستگاه قضائی نسبت به هر انتقادی باید روی گشاده داشته باشد؛ زیرا معتقدیم که انتقادات سازنده به رفع نقایص و افزایش اقتدار قوه قضائیه و رضایت‌مندی مردم کمک می‌کند. خصوصا اظهارات کسانی که از لحاظ علمی و اعتقادی جایگاه والایی دارند، نیاز به توجه جدی‌تری دارد و باید نسبت به این انتقادات گوش شنواتری داشته باشیم. آیت‌الله آملی‌لاریجانی اضافه کرد: «گاهی انتقادات ناشی از عدم اطلاع است. در‌این‌صورت اگر این انتقادات در محفلی خصوصی مطرح شود، مسلما انسب است؛ چون بیان آن در علن، ممکن است موجب قدح یک دستگاه شود؛ بدون آنکه استحقاق چنین قدحی را داشته باشد.   تهران، شهر بی‌گفت‌وگو هیاهوی پر از سکوت لطیف روحانی شهر تهران را از بعدی جامعه‌شناختی و فلسفی بررسی کرده و نوشته است: مدیران و برنامه‌ریزان شهری به تعاملات اجتماعی و گسترش مقیاس‌های ابرانسانی و افزایش سلطه سواره بر پیاده، سبب مرگ تدریجی گفت‌وگو در بین شهروندان و خاموشی چراغ نشاط و امید اجتماعی در شهر می‌شود. بنابراین آنچه از شهر و شهروندانش باقی می‌ماند، هیاهوی پر از سکوت و جامعه‌ای است که می‌توان آن را انبوه تنها نامید و در نهایت با این رویکرد عصبیت تولید می‌شود و همگونی و هویت‌ها به‌صورت ربطی در یک حلقه به‌هم می‌رسند؛ در نتیجه زنجیره تفاوت‌ها در جغرافیای مشترک را نابود و ما را از جمعیت‌شدگی به تعبیر مولانا دور می‌کند. اهمیت این موضوع به این دلیل است که اصولا اگر امروزه جامعه شهری وارد گفت‌وگو نشود  یا به نحوی آشفته و وارونه گفت‌وگو کند، در طولانی‌مدت خود را از درک تصویر واقعی خویش در آینه دیگران محروم خواهد کرد. با گفت‌وگو ادبیات و تمدن شکل می‌گیرد، ملت بدون گفت‌وگو، ملت بدون تاریخ است، به تعبیری دیگر، تاریخ واقعی یک ملت را باید در ادبیات و کثرت و میزان گفت‌وگو، مفاهمه و درک مشترک آنها از همدیگر جست‌وجو کرد. بر این اساس، بازگرداندن شوق اجتماعی، خلق خاطرات جمعی و تقویت جنبه‌های انسانی، ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و زیست‌پذیری شهر به عنوان یک رویکرد و اولویت استراتژیک باید در دستور کار مدیریت شهری قرار گیرد.   فرار نجومی از بازنشستگی شرق گزارشی تهیه کرده است درباره مدیران کلان بازنشسته که می‌کوشند با هزینه‌های آن‌چنانی از شمول قانون منع به کار گیری بازنشستگان خارج شوند. در بخشی از این گزارش آمده است: یکی از معاونان وزرا 600 میلیون تومان به یک صندوق تأمین اجتماعی داده تا سوابق خدمتی‌اش را حذف کند ولی با پاک‌کردن یک صندوق، درست‌شدنی نیست و اینها قابل‌ردیابی است. این سخنان قاضی‌زاده درباره پرداخت‌های میلیونی مدیران برای فرار از بازنشستگی باعث تعجب بسیاری شد اما بررسی‌ها نشان می‌دهد نه‌تنها موضوع مطرح‌شده توسط قاضی‌زاده یک استثنا نیست بلکه پس از تصویب قانون ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان به یک رویه تبدیل شده است. از‌آنجا‌که در‌حال‌حاضر 16 صندوق بازنشستگی در کشور وجود دارد و بسیاری از مدیران در طول دوران خدمت خود در دستگاه‌های متفاوت به عضویت چند صندوق بیمه‌ای مختلف درآمده‌‌اند، تلاش برای حذف سوابق در برخی از این صندوق‌ها می‌تواند بازنشستگی این مدیران را به تعویق بیندازد و این همان روشی است که به نظر می‌رسد هم‌اکنون در دستور کار برخی از این مدیران قرار گرفته است. اگرچه در نگاه اول پس‌دادن حقوق و مزایای یک صندوق بیمه‌ای امر خلاف قانونی به نظر نمی‌رسد اما نباید فراموش کرد که این مدیران فقط با پرداخت مبالغی به یک صندوق بیمه نمی‌توانند همه دین خود را در‌این‌باره ادا کنند؛ زیرا در کل دوران خدمت خود از آن سابقه بیمه‌ای برای ارتقا استفاده کرده و از مواهب مادی و معنوی آن بهره‌مند بوده‌اند.   سهمیه‌های ایثارگری و انصاف حمید ملک‌زاده درباره سهمیه‌های ایثارگری در استخدام‌های دولتی و ورود به دانشگاه‌ها نوشته است: محمود نیلی احمدآبادی رئیس دانشگاه تهران گفته است که به اندازه کافی در کشور قوانینی وجود دارد که به تکریم خانواده‌ ایثارگران بپردازد و برای ترفیع علم و دانش در دانشگاه‌های کشور پیشنهاد داده‌‌اند قوانین استخدامی «این عزیزان» در هیئت‌های‌ علمی اصلاح شود. البته دغدغه ایشان دغدغه بسیار مهمی است؛ «فراهم‌آمدن امکان نظارت بر ایثارگران جذب‌شده پیش از استخدام رسمیشان از طریق سنجش علمی و عملکرد ایشان». در واقع معنای این بخش از صحبت‌های آقای دکتر احمدآبادی چیزی نیست جز اینکه دانشگاه‌ها تا وقتی که قوانین مدنظر ایشان اصلاح نشوند، زیر بار استخدام جامعه مدنظر ما نمی‌روند. نکته دوم اما حاوی دغدغه اساسی ‌و صحیح ایشان است: ضرورت درنظرگرفتن امکان پایش صلاحیت‌های علمی و آموزشی استادان جذب‌شده در گروه‌های آموزشی برای ارتقای کیفیت علمی این گروه‌ها. این البته دغدغه‌ای شریف است که به نظر می‌رسد قانون‌گذار نیز ضمن تعیین‌کردن ضرورت بررسی عادی پرونده متقاضیان ایثارگر در جریان جذب مانند متقاضیان عادی و همچنین قراردادن ایشان ذیل قوانین عادی ارتقا و سنجش بعد از جذب، درست مانند اعضای دیگر هیئت‌های علمی، به آن اصرار داشته است. این‌طور به نظر می‌رسد که دغدغه درست ریاست محترم دانشگاه تهران و دیگر مسئولان محترم دولت در‌این‌باره، با رعایت کامل قانون رفع‌شدنی باشد. چیزی که به نظر می‌رسد ریاست محترم دانشگاه تهران به آن عنایت نداشته‌‌اند، در جای دیگری نهفته است.   آینه شرق واکنش دو روزنامه وطن امروز و کیهان را که از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات تذکر گرفته‌اند، منعکس کرده است. وطن امروز نوشته است: حالا مشخص شده این جماعت حق انتقاد و اعتراض را نیز برای جامعه گسترده منتقدان به رسمیت نمی‌شناسند و صرفا به‌خاطر استنباط از «استتار» یک مفهوم در تیتر «عابرباج» علیه رئیس مجلس، این‌گونه به خیال خود یک رسانه منتقد را تحت فشار قرار داده‌‌‌اند. اگرچه پیش از این نیز بارها ثابت شده کارنامه دولت حسن روحانی در موضوع آزادی بیان و مماشات با رسانه‌ها، سیاه‌‌‌‌‌ترین کارنامه در دولت‌‌های پس از انقلاب بوده اما این‌بار مشخص شده آستانه صبر حامیان دولت در هیئت نظارت بر مطبوعات پس از آبروریزی‌‌های اخیر دولت به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی، بسیار پایین آمده است و حتی مواردی مانند تیتر یک روزنامه را نیز که در انتقاد به رویه امتیازدهی به غرب از برجام تا CFT بوده تاب نمی‌آورند و با آن برخورد قهرآمیز یا همان گازانبری می‌کنند. این خبرگزاری معتمد هیئت نظارت همان رسانه‌ای است که بر آتش فتنه میان ملت‌‌های ایران و عراق دمید. در ماجرای جنایت اهواز و در قالب انتشار گزارش‌‌های تصویری، عکس‌‌های مسئله‌دار علیه اقتدار نیروهای نظامی منتشر کرد؛ و در جریان ماجرای ادعای نتانیاهو مبنی بر انجام فعالیت‌‌های تورقوزآباد، عکاس‌‌های این خبرگزاری به نحوی در شبکه‌‌های اجتماعی رفتار کردند که نه‌تنها ادعای نتانیاهو را تقویت می‌کرد، بلکه برای این ادعا تصویر‌‌سازی نیز می‌کردند. هیئتی که بازخوانی کارنامه ابوموسی اشعری را بهانه‌ای برای شکایت از «وطن‌امروز» می‌داند، این قبیل اقدامات خلاف امنیت ملی رسانه‌‌های رفیق‌هایشان را اصطلاحا زیرسبیلی رد می‌کند یا احیانا اگر برخوردی می‌کند در سایه سکوت خبری آن را انجام می‌دهد.   تکنیک ژورنال خوشبختی مجتبی لشکربلوکی استاد دانشگاه شریف در نوشتاری علمی به بررسی چرایی واکنش بیشتر نسبت به اخبار منفی در مقابل اخبار مثبت پرداخته و در ادامه به ارائه چند راهکار در این زمینه پرداخته و نوشته است: عصب‌پژوهان می‌گویند ما داده‌های منفی را سریع‌تر و کامل‌تر از داده‌های مثبت‌ پردازش می‌کنیم و این قبیل داده‌ها دوام بیشتری در حافظه ما دارند. مردم حتی نوزادان شش‌ماهه صورتی عصبانی را سریع‌تر در جمعیت کشف می‌کنند! اخبار یا تصاویر منفی بلافاصله ثبت، منتقل و ذخیره می‌شوند، ولی ۱۲ ثانیه طول می‌کشد تا رخداد یا اخبار خوب از حافظه موقت به حافظه طولانی‌مدت منتقل شود. زمانی که سازمان‌ها و کشورها برنامه‌ریزی استراتژیک می‌کنند، وقتی به فهرست ضعف‌ها و تهدیدها نگاه می‌کنید، می‌بینید حداقل دو برابر فرصت‌ها و قوت‌هاست. این نگاه منفی همه‌جا حضور دارد. ما مثبت‌ها (قوت‌ها و فرصت‌ها) را دست‌کم می‌گیریم و منفی‌ها (ضعف‌ها و تهدیدها) را راحت‌تر ثبت، ضبط و یادآوری می‌کنیم. خداوند به تصریح فرموده است شکرگزاری انسان در برابر دستاوردها و رخدادهای مثبت، موجب افزون‌شدن آنان می‌شود. نادیده‌گرفتن نعمت‌ها، دشواری و سختی را به همراه دارد. مثبت‌اندیشی قاعده‌مند، ژورنال خوشبختی و تکنیک مزه‌مزه‌کردن، کمک می‌کند هم شادمانی بیشتری را تجربه کنیم و هم مشمول وعده نیکوی خداوند شویم: افزونی خوبی‌ها و نیکی‌ها.   تفاوت بین رفاه حیوانات و حقوق حیوانات سپهر سلیمی در انتقاد از توجه به رفاه حیوانات به جای حقوق حیوانات می‌نویسد: حامیان «حقوق حیوانات» هیچ حقی از حیوان را قابل معاوضه در برابر منافع انسانی نمی‌دانند و بر این اساس می‌گویند انسان حق ندارد حیوانات را در مزارع پرورش دهد تا از گوشت و شیر آنها استفاده کند زیرا حیوانات حق حیات دارند و بشر نمی‌تواند این حق را از آنها سلب کند. حامیان رفاه حیوانات، استفاده از حیوانات را از نظر اخلاقی بی‌مانع می‌دانند ولی حامیان حقوق حیوانات هیچ‌گونه استفاده از حیوانات را جایز نمی‌شمارند. رفاه حیواناتی‌ها معتقدند انسان می‌تواند در جهت مصالح خود از حیوانات استفاده کند ولی حقوق حیواناتی‌ها‌ به‌هیچ‌وجه این مسئله را مجاز نمی‌دانند. از نظر طرفداران رفاه حیوانات، مصالح بشر نسبت به حیوانات همیشه در اولویت است اما از دیدگاه فعالان حقوق حیوانات این اولویت وجود خارجی ندارد. رفاه حیواناتی‌ها درد و رنج حیوانات را در مواقع ضروری مجاز می‌دانند اما طرفداران حقوق حیوانات در همه حال این کار را جایز نمی‌دانند. بسیاری از حامیان حقوق حیوانات معتقدند آن‌دسته از اقداماتی که به اسم حمایت از حیوانات در جهان انجام می‌شود، فقط  وسیله‌ای برای تداوم ظلم به حیوانات است. برای مثال، آن دسته از مقرراتی که دریاره شرایط نگهداری حیوانات مزرعه‌ای وجود دارد، یا استانداردهایی که برای باغ‌وحش‌ها تعریف می‌شود، در اصل فریبی در قالب ژست‌های حمایت از حیواناتی است تا از این طریق فشار افکار عمومی کم شود و ظلم به حیوانات ادامه داشته باشد.   اعتماد   نیاز به گفتمان كودكی داریم فرشید یزدانی نیز کودکان کار را موضوع قرار داده و نوشته است: در پژوهشی بین‌المللی گفته بودند كه هر واحدی كه صرف توانمندسازی و آموزش كودكان بكنید، در فرآیند میان‌مدتی 16 برابر آن به اقتصاد برمی‌گردد؛ یعنی اگر هزار تومان برای كودكی صرف كنید، در فرآیندی میان مدت حدود 16 هزار تومان به اقتصاد اضافه خواهد شد. وقتی كودكان وارد چرخه كار می‌شوند، این رابطه مختل می‌شود. وقتی كودكان ما كم آموزش ببینند، طبیعتا این اتفاق نخواهد افتاد. وقتی كودكان از لحاظ سلامت بدنی زیر سوال باشند، در آینده هزینه‌های حوزه سلامت افزایش خواهد یافت و همچنین این بچه‌ها نمی‌توانند كارآیی داشته باشند؛ این مساله از هر دو طرف به هم فشار می‌آورند و همدیگر را تشدید می‌كنند. این مساله‌ای كه باید در حوزه كودك به آن توجه كرد.بحث دیگری كه در حوزه كودكان باید به آن توجه كرد و تمام كودكان ما چه آنهایی كه دچار آسیبند و چه آنهایی كه نه با بحث گرفتن حق خلاق بودن و گفت‌وگو كردن و پرسشگری است. این گمشده كودكان ما است. بچه‌ها تا زمانی كه وارد مدرسه نشده‌اند، خیلی خلاقیت دارند اما وقتی وارد چرخه آموزش می‌شوند، قدرت نقد از آنها گرفته می‌شود؛ كودك باید مطیع معلم باشد، كودك حق ندارد انتقاد كند، كودك حق ندارد زیاد سوال كند و به او یاد نمی‌دهیم كه گفت‌وگو كند. در واقع یك حق كودكی كردن را از او می‌گیریم. بخشی از كودكی همان خلاقانه بودن است. به نظرم این یكی از گمشده‌های كودكی ما است. یكی دیگر خود بودن یا یگانه بودن كودك است كه هر كودكی بتواند بگوید كه من كودك خودم هستم و حق دارم خودم باشم.   تندروها كشور را به این وضعیت كشاندند هاشم‌زاده هریسی، نماینده مجلس خبرگان می‌گوید: بعضی‌ها منفعت‌، بقا و قدرت‌شان در ایجاد تنش در داخل و در حوزه بین‌المللی است، مملكت برای این افراد هیچ اهمیتی ندارد و حتی اگر مردم از گرسنگی بمیرند نیز برای آنها اهمیتی ندارد. این افراد معتقدند كه در هر شرایطی آنها باید باشند. عامل دیگر چنین رفتارهایی، تندرویی یا افراط‌گرایی است. متاسفانه افراط‌گرایی پدر كشور را درآورده و تمامی زحماتی كه تاكنون كشیده شده را برباد می‌دهد. تندروی بسیار خطرناك است، هركس كه بگوید در این كشور افراط‌گرایی وجود ندارد، دروغ گفته است. از ابتدای انقلاب ما مسوول مبارزه با دشمنانی چون بنی‌صدر و منافقین بودیم. من تاریخ تندرویی‌ها را می‌دانم و درباره آن تحقیق كردم، لذا مقاله‌ای هم در این باره تحت عنوان «دو حلقه مفقوده» نوشتم.   تشكیل مجلس، تحدید قدرت علی الله‌جانی پژوهشگر تاریخ معاصر و كارشناس اسناد تاریخی در مركز اسناد وزارت نفت نگاهی انداخته است به ادوار مجلس شورای ملی از انقلاب مشروطه تا انقراض قاجاریه. در بخشی از این نوشتار آمده است: در اصل هشتم از متمم نخستین قانون اساسی کشور در دوره مظفرالدین شاه آمده است كه آحاد مردم ایران در برابر قانون دولتی متساوی‌الحقوق هستند. و در بندهای 44، 45 و 64 متمم قانون اساسی كه ناظر بر اختیارات پادشاه است آمده كه شاه مصلوب‌الاختیار است و وزرا حق ندارند به توصیه‌های كتبی و شفاهی شاه عمل كرده و خود را به آن بهانه، مبرا از قانون تلقی كنند. این اصول مورد مخالفت بخشی از روحانیون و شخص شاه قرار گرفت. شیخ فضل‌الله نوری مجتهد نامی تهران در مخالفت با بند 8 قانون اساسی اظهار داشت كه «چطور ممكن است حقوق من مجتهد با حقوق یك گبر مساوی باشد؟» مجموع این مخالفت‌ها و ایستادگی مجلس در برابر شاه، باعث شد كه برخوردی خونین بین طرفین رخ دهد و لشكر قزاق به دستور شاه مجلس را بمباران كرد و عده‌ای از وكلا و مردم در این واقعه كشته شدند و ساختمان مجلس به آتش كشیده شد. مجلس منحل و دوره استبداد صغیر شروع شد. از مهم‌ترین دستاوردهای مجلس اول می‌توان به تدوین و تصویب متمم قانون اساسی اشاره كرد. براساس این قانون شاه دیگر سایه خدا روی زمین نبود؛ دیگر مالك جان و مال و ناموس مردم نبود و تبدیل به فردی عادی شده بود كه باید برای گذران زندگی از دولت حقوق دریافت كند. اما از معایب این مجلس می‌توان به گنجاندن موادی در قانون اساسی اشاره كرد كه هیچ حقی برای زنان و اقلیت‌ها قایل نبود و عملا نصف جمعیت كشور را نادیده می‌گرفت.   آینده زنان اعتماد در معرفی کتاب «جنس اول» می‌نویسد: سوالی كه سیمون دوبوار در سال ۱۹۴۹ در كتاب مشهورش «جنس دوم» مطرح كرد، این بود: «زن چیست؟» او بر این باور بود كه زن چیزی نیست جز نتیجه و محصول نیروهای اجتماعی و اقتصادی. به عقیده او، زن از شكم مادر، زن متولد نمی‌شود بلكه تحت شرایط اجتماعی و اقتصادی است كه به زن تبدیل می‌شود. هلن فیشر نویسنده «جنس اول» مردم‌شناسی است كه اعتقاد دارد آینده، متعلق به زنان است. او در این كتاب این ادعا را تشریح می‌كند. این محقق با استفاده از تحقیقاتی كه داشته، نشان می‌دهد چطور استعدادهای ذاتی زنان در قرن بیست و یكم، دنیای امروز را تغییر می‌دهد و آنان را به رهبرانی مطلوب و شكل‌دهندگانی موثر در كسب و كار اجتماعی مبدل می‌كند.فیشر در این كتاب با نگاهی به دوره‌های تاریخی گذشته، نشان می‌دهد كه چطور، ساختار خاص ذهن زن، زنان را قادر می‌سازد تا شیوه تفكر شبكه‌ای یا تفكر تركیبی را در پیش بگیرند، در حالی كه شیوه تفكر ذهن مردانه، گام به گام و همراه با تمركز كامل حواس و تفكیك‌سازی موضوعات است. «جنس اول» با عنوان فرعی «توانایی‌های زنان برای دگرگونی جهان» نوشته هلن فیشر با ترجمه نغمه صفاریان‌پور برای بار سوم توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شده است.   ایران   سایه تهدید فضای مجازی روی سر نخبگان فرهنگی ایران درباره تهدیدهای فضای مجازی با کارشناسان حوزه هنر و رسانه به گفت‌وگو نشسته است. پرویز اجلالی جامعه‌شناس می‌گوید: در شرایط فعلی، مردم در فضای مجازی راجع به هر چیز بدون برخورداری از اطلاعات کافی اظهارنظر می‌کنند، این اتفاق از این منظر حسن است که هر کسی می‌تواند نظر شخصی‌اش را بیان کند اما باید بدانیم که این نظرات بخصوص از جانب چهره‌های شناخته شده بی‌تأثیر نخواهد بود. البته مقصود ما این نیست که این فضا را محدود کنیم و جلوی اظهارنظرها را بگیریم اما باید دقت کنیم که صحبت‌های آنان به لحاظ ماهیتی ممکن است فاقد ارزش باشد. هنرپیشه‌ها چون معروف هستند و مردم نسبت به گفته‌های آنها حساس هستند حرف‌شان اثرگذاری بیشتری دارد، از همین رو سخنانشان باید آگاهانه و بر اساس اطلاعات کافی باشد. فضای مجازی دنیای آزاد و بدون قید و بندی است و نمی‌شود مانعی بر سر راهش ایجاد کرد منتهی افراد معروف باید با مسئولیت حرف بزنند و منافع عمومی کشور را در نظر بگیرند و راجع به موضوعی صحبت کنند که درباره‌اش اطلاعات دارند. وقتی حرفی یا اطلاعات کافی ندارید اظهار نظر نکنید چون اظهارنظر و ابراز سلیقه دیگران ارزش ندارد اما شما چون شهرت دارید ممکن است به حرفتان اهمیت بدهند. اظهارات یک سیاستمدار راجع به فلان اتفاق حساب شده و هدف‌دار است.   زبان مادری، سیاسی نیست ایران با دکتر سید جواد میری جامعه‌شناس و دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درباره زبان مادری به گفت‌وگو نشسته است. میری در بخشی از این مصاحبه می‌گوید: متأسفانه این موضوع که در ایران تنوع فرهنگی وجود دارد بدرستی درک نشده و در بین سیاستگذاران این حوزه، زبان مادری امری مذموم و به عنوان دشمنی برای زبان ملی و رسمی قلمداد شده است. در صورتی که اگر به تجربه تاریخی خودمان نگاه کنیم در ایران همواره این زبان‌ها گویشگران خودشان را داشته‌اند و زبان فارسی هم به عنوان زبان رسمی و مشترک پاس داشته ‌شده. اتفاقاً اگر بخواهیم در لوای امر سیاسی و امنیتی تنوع را سرکوب کنیم به ضرر امنیت ملی، انسجام جامعه ایران، وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران رفتار کرده‌ایم. هر دستکاری در امر سیاستگذاری فرهنگی و شیفت پارادایمیک مسائلی را به همراه دارد. اگر همان‌طور که شما می‌گویید پیوند یک فرد با زبان‌ مادری‌اش در مدرسه قطع نشود به‌طور ملموس چه اتفاقی در عرصه فرهنگ و جامعه می‌افتد؟ منظورم کارکردی است که آموزش زبان مادری در کنار زبان فارسی در حیطه فردی و جمعی برای کشور ما به همراه دارد. من گمان می‌کنم مطالبه‌ای که اکنون در زمینه حق آموزش زبان مادری در مدارس و مراکز آموزشی مطرح شده بیش از هر زمان دیگری به صورت یک گفتمان عمومی درآمده و حتماً باید پاسخ داده شود.   زبان مادری و عواطف لیلا اردبیلی دکترای انسان‌شناسی زبان‌شناختی نیز درباره زبان مادری می‌نویسد: هرجا صحبت از زبان می‌‌شود به‌طور ضمنی سخن از انتقال جنبه‌های گسترده‌ای از شناخت فرهنگی- اجتماعی است که این انتقال در ابتدایی‌ترین و البته عمیق‌ترین حالت آن از طریق قصه‌هایی انجام می‌شود که مادر برای کودک تعریف می‌کند. از طریق این قصه‌ها و روایت‌هاست که کودک با جنبه‌های مختلف شناخت فرهنگی، مانند مقوله‌بندی، مفهوم‌سازی، طرح‌واره‌ها و مدل‌های فرهنگی و از همه مهمتر احساسات و عواطف آشنا می‌شود؛ که موضوع اصلی ما در این گفتار است. تحقیقات میان‌فرهنگی گسترده‌ای در مورد ماهیت عواطف انجام شده‌اند و نتایج نشان داده‌اند که عواطف متأثر از محیط فرهنگی-اجتماعی هستند و زبان نقش بسیار مهمی را در انتقال آنها ایفا می‌کند. زبان مادری بخش عمده‌ای از احساسات، خاطرات و معانی عاطفی را در ذهن کودک شکل می‌دهد و ازین‌رو بخش مهمی از شناخت فرهنگی فرد محسوب می‌شود، و محروم ماندن کودک در سن مدرسه از این زبان باعث گسست عاطفی و شناختی‌ای می‌شود که بی‌تردید آسیب‌های ادراکی و روانی زیادی را در پی خواهد داشت. به همین دلیل تداوم آموزش زبان مادری در دوران ابتدایی مدرسه که اولین تجربه جامعه‌پذیری کودک است دارای ارزش شناختی-عاطفی است و پیامدهای ناگوار جایگزین کردن یکباره زبان رسمی به جای زبان مادری در آغاز این روند آسیب‌هایی را به همراه خواهد داشت که دل‌نگرانی‌های آن کمتر از دل‌نگرانی‌هایی نیست که مخالفان آموزش زبان مادری از عوارض آموزش این زبان دارند.   فقدان انضمامیت تاریخ ملی محمد زینالی پژوهشگر فرهنگ عامه درباره زبان و اسطوره می‌نویسد: زبانی که به آن صحبت می‌کنیم وجه بیرونی احساسات بنیادین ما نسبت به هر واژه بوده و قصه‌ها و تمثیل‌ها در قالب آن برای ما محسوس، قابل تجسم و معنادار می‌شوند. پیوندی که زبان ما با تصورات و معناهای عملی ما و دیگران دارد، دنیای بیرون را برای ما محسوس و قابل درک می‌کند. از این‌رو، آن چیزی که در این میان نقشی حیاتی دارد، زبان عامیانه یا محلی‌ای است که با آن صحبت می‌کنیم؛ مجموعه‌ای از مقوله‌های قابل فهمی که در جریان رشد و پرورش ما با درون ما پیوند برقرار کرده است. از این رو، برای فهم هر چیز دیگری، نیازمند آن هستیم که آن را با سنجه‌های دنیای آشنایی که داریم بسنجیم و تطبیق دهیم. به عبارت دیگر، ما دنیای دیگر را با دنیایی از اسطوره‌ها و تمثیل‌هایی که در زبان خود داریم و برای ما ملموس هستند درک می‌کنیم. اصلی‌ترین اسطوره‌ها را مادران به زبان صمیمی‌شان و در آغوش پر مهرشان به ما گفته‌اند. آن‌ها از داستان‌هایی می‌گویند که برای قوم، محله و دنیای محسوس آن‌ها آشناست. داستان‌هایی که احساس را با ایما و اشاره و در جریان بازی‌های کودکانه درونی کرده‌اند. آن‌ها را می‌توان در لالایی‌ها، تی‌تی‌ها، شعرها و داستان‌های عامیانه جست‌وجو کرد. ما با این احساسات و قدرت‌هایی که در اسطوره‌های ملموسش داریم به دنیای بیرونی وارد می‌شویم و چه بسا قصه‌های سلحشورانه‌ای را فرایابیم. اما چه بسا به خاطر تاریخی طولانی نوکرصفتی ناشی از دوران اختناق‌ ارباب و رعیتی در بسیاری از اعمال جمعی، به جای دریافت خروش و سلحشوری، میراث‌دار ترس و نهی از دیگران و جهان بیرونی بوده و از کنشگری اجتماعی فردی و جمعی ناتوان باشیم. ]]> رسانه Thu, 11 Oct 2018 16:39:42 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7985/ مرور مطبوعات / خائن‌خواندن رأی‌دهندگان مسئله شرعی دارد http://dinonline.com/doc/report/fa/7984/ شرق   زورمان به مافیای کنکور نرسید وزیر آموزش‌وپرورش اعلام کرد: در مسیری افتاده‌ایم که معلم و کارشناس برنامه آموزشی تلاش کرده‌اند تا حس پرسشگری را در دانش‌آموزان شکوفا کنند، اما یک مؤسسه غیرحرفه‌ای می‌آید و یک کتاب حل‌المسائل ارائه می‌دهد و همه نقشه‌های ما را نقش بر آب می‌کند. بطحائی با اشاره به لج‌بازی مافیای کنکور با آموزش‌وپرورش گفت: اعتراف می‌کنم توان مقابله با این مافیا را در دوره متوسطه ندارم. مسئله‌ای که حاکی از آن است که وزارت آموزش‌وپرورش هنوز در مبارزه با مؤسسات آموزشی و کنکور به نتیجه قابل‌قبولی نرسیده است. متأسفانه امروز کلاس‌ها و آزمون‌های کنکوری و حجم کتاب‌های کمک‌آموزشی، برنامه درسی را تحت‌الشعاع قرار داده، این در حالی است که برخی از این کتب از حداقل استانداردها نیز برخوردار نیستند. به‌عنوان مثال دانش‌آموز احساس بی‌نیازی از حضور در مدرسه می‌کند، به‌ویژه وقتی تبلیغات گسترده مؤسسات کنکوری را در صداوسیما و... مشاهده می‌کند. همچنین شاهد لج‌بازی برخی مؤسسات هستیم و گویی می‌خواهند با این منطق علنی، یک کشتی جانانه بگیرند ما برای مقابله با این آسیب‌ها برنامه‌هایی را مانند حذف آزمون‌ها از دوره ابتدایی شروع کردیم. هرچند هنوز زورمان به این موضوع در دبیرستان نرسیده و کنکور هنوز سر جای خودش هست؛ در واقع تا کنکور باشد فسادهای چند میلیارد تومانی نیز سر جایش باقی است.   تریبون‌های حیاتی محمدتقی فاضل‌میبدی عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم درباره جایگاه تریبون‌های نماز جمعه می‌گوید: در ایران تریبونی به نام وعظ و خطابه وجود دارد که جلوه‌گاه اصلی آن نماز جمعه است. این تریبون‌ها هم تریبون عمومی است با این تفاوت که ویژگی‌های دینی و مذهبی نیز دارد. بنابراین شرایطی حساس‌تر حتی از تریبون‌های رسمی و عمومی دارد. نکاتی که در آن مطرح می‌شود، اگر راجع به مسائل اخلاقی است، حتما باید با درنظرداشتن وجود تنوع در کشور باشد و اگر سیاسی است، حتما منافع ملی ایران در آن لحاظ شود و سمت و سوی حزبی و جناحی به خود نگیرد. کسی که در جایگاه امام جمعه می‌ایستد، مانند رئیس‌جمهوری است که در جهت منافع کشور، از نظرات حزبی و تشکیلاتی خود صرف‌نظر می‌کند. البته هرکدام از این مقامات اعم از تریبون‌های دوم و سوم، دیدگاه‌های حزبی و جناحی دارند و حتما می‌توانند آنها را در محافل داخلی تشکیلاتی خود بیان و دنبال کنند اما تبدیل تریبون عمومی به یک تریبون جناحی و تشکیلاتی، خطایی راهبردی است و تبعات متعددی برای کشور دارد. البته تریبون نماز جمعه حتما وظیفه نقد منصفانه در مقابل مردم را دارد اما با درنظرگرفتن مسائل همه ارکان کشور و نه فقط یک دولت یا حتی دولت غیرهمفکر. گاهی ملاحظه شده که تریبون نماز جمعه به فرصتی برای پاک‌کردن اشتباهات یک رئیس‌جمهور نزدیک به گرایش سیاسی ائمه جمعه تبدیل شده که این نیز به اندازه نقد غیرکارشناسی، خطرناک است.   تظلم‌خواهی مجلس پیامک‌های تهدیدآمیز به نمایندگان مجلس درباره FATF موجب شد تا علی مطهری به سراغ دادستان برود. وی در نامه‌ای به دادستان کل کشور خواستار رسیدگی به این موضوع شده است. در متن نامه علی مطهری خطاب به حجت‌الاسلام منتظری آمده است: همان‌طور که مستحضر هستید، برای ممانعت از تصویب لایحه الحاق به کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم در مجلس، پیامک‌های متعددی برای نمایندگان محترم ارسال شد و هنوز ادامه دارد. این پیامک‌ها شامل تهدید، توهین و دشنام فراوان بوده است که طبعا آرامش روانی آنها را برهم می‌زند. نظر به درخواست تعدادی از نمایندگان که به این‌جانب مراجعه کرده‌اند و به ‌طور کلی وظیفه ذاتی دادستان کل به‌عنوان مدعی‌العموم، مستدعی است دستور رسیدگی و تحقیق و کشف عاملان این اقدام و سپس معرفی و تعیین مجازات مقتضی برای آنها را صادر فرمایید. قبلا از حسن توجه آن مقام محترم سپاسگزارم. محمدعلی وکیلی، دیگر عضو هیئت‌رئیسه، از پیگیری قضائی ابراز ناامیدی کرده و فقط از وزارت ارتباطات خواستار روشن‌شدن هویت پیامک‌زنندگان شده بود؛ اما از زمانی که این پیامک‌ها رنگ‌وبوی تهدید به مرگ گرفت، گویا برخی نمایندگان خواستار بررسی جدی موضوع از کانال قضائی شده‌اند.   خائن‌خواندن رأی‌دهندگان مسئله شرعی دارد احمد توکلی نیز در واکنش به پیامک‌هایی که رأی به FATF را خیانت نامیده‌اند، می‌گوید: رهبر معظم انقلاب به مجلس برای بررسی موضوع اجازه دادند؛ بنابراین طبق قانون، عقل و رویه باید درباره آن بحث شود و در نهایت رأی‌گیری کنند. البته ما در دل افراد نیستیم، ممکن است در مجلس هم نفوذی و خائن باشد که با این لایحه نیز موافق بوده باشد؛ اما اینکه موافقان لایحه را خائن بنامند، حرف گزافی است که مسئله شرعی هم دارد. معتقدم مخفی نگه‌داشتن آرا گرچه قانونی بود؛ اما درست نبود؛ چون پنهان‌کاری زمینه طرح صحبت‌های برخی درباره خائن‌بودن موافقان لایحه را تقویت می‌کند و موجب می‌شود برخی به مجلس ظنین شوند؛ اما اگر رأی‌گیری علنی بود، باعث می‌شد نمایندگان به ‌لحاظ رأیی که می‌دادند، از خود اعتماد‌به‌نفس و شجاعت نشان دهند و هر کسی از رأی خود دفاع کند. در‌این‌حال حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر، عضو جامعه روحانیت مبارز هم گفت: خیر، این‌طور نیست که نماینده‌ای را به دلیل رأی به مصوبه‌ای فاقد صلاحیت بدانیم؛ بلکه نگاه و تحلیلش این بوده است. در عین بیان نقطه‌نظرات، ما باید جلوی تنش‌ها و اختلافات را بگیریم. یک نماینده نقض برجام و معاهدات بین‌المللی در جهان را می‌بیند و تصویب لایحه را به صلاح کشور نمی‌داند؛ اما نماینده دیگر می‌گوید با تصویب لایحه لطمه‌ای به نظام و کشور نمی‌خورد. حالا برداشت و تحلیل است. در مجموع باید براساس حسن‌نیت نگاه کرد؛ چون نگاه نمایندگان اخلال در نظام نیست. رأی داده‌اند و حالا شورای نگهبان باید بررسی کند.   پیامک داده‌ام، باز هم این کار را می‌‌کنم خلیل موحدی، عضو سابق شورای شهر مشهد که به گفته نوروزیان، معاون سیاسی استاندار خراسان رضوی، مسئول ارسال پیامک‌ها به نمایندگان بوده، درباره چرایی ارسال پیامک‌ها گفته است: یکی از راه‌های ما ارسال پیامک بود. ما هم جلسات روشنگری داشتیم و هم مباحثه می‌کردیم و ارسال پیامک فقط یکی از آن راه‌ها بود. این حرکت یک دستور جمعی بود. در واقع ما تصمیمات مختلفی گرفتیم که یکی از آنها پیامک بود که همه هم انجام دادند. ما یک حسینیه داریم که آنجا این تصمیم گرفته شد؛ اما چون تشکل‌ها با ما مرتبط هستند، این تصمیم را همه اجرا کردند. او با بیان اینکه این موضوع با نمایندگان مشهد هماهنگ نشده بود، اعلام کرد: ما جلسات متعددی داشتیم که رسانه‌ای هم شد و نمایندگان مشهد هم در آن شرکت کردند. درباره اثرگذاری این پیامک‌ها هم همین بس که از آقای رحیمی تا آقای لاریجانی و مطهری مصاحبه کرده‌اند و واکنش نشان دادند. این نشان می‌دهد این پیامک‌ها چقدر تأثیرگذار بوده است. ما فقط روشنگری کردیم و این کار را در کمال ادب انجام دادیم. به‌ نظر می‌رسد عده‌ای طراحی کردند تا با ارسال پیامک‌های توهین‌آمیز آن را به حرکت ما نسبت بدهند؛ اما این حرکت مبراست؛ چون مشخص است ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر آدم فرهنگی که در سطح شهر هیئتی دارند، هیچ‌کدام حاضر نیستند خودشان را برای چنین چیزی تخریب کنند؛ بنابراین ما همه‌جا حاضریم از رفتار خود دفاع کنیم.   پرونده‌های کریمی‌قدوسی روی میز هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان سخنگوی هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان از بررسی شکایت بروجردی از کریمی‌قدوسی، دو عضو کمیسیون امنیت ملی، در جلسه دیروز این کمیسیون خبر داد و گفت: شکایتی از آقای کریمی‌قدوسی درباره انتشار فیلمی درخصوص آقای دری‌اصفهانی در صحن مجلس شده بود که هیئت نظارت این کار را خلاف وظایف نمایندگی تشخیص نداد. محمدجواد جمالی، در توضیح این جلسه گفت: دستور اول شکایت آقای بروجردی از آقای کریمی‌قدوسی به دلیل انجام یک مصاحبه‌ بود. ظاهرا بنا بر اختلاف‌نظرهایی که بین آقای بروجردی و آقای کریمی‌قدوسی در مجالس قبلی وجود داشته، شکایتی به محاکم قضائی شده که برای آن حکم صادر شده است. آقای بروجردی تأكید داشت که با توجه به صدور حکم قضائی دیگر نباید آقای کریمی‌قدوسی در این موارد علیه او مصاحبه و صحبت کند. برای بررسی این شکایت آقای کریمی‌قدوسی در جلسه هیئت حاضر شد و این توضیح را داد که صحبت‌هایی به نقل از او علیه آقای بروجردی مطرح شد که او این حرف‌ها را مطرح نکرده و سایت عمارنیوز منتشر كرده است. در نهایت مقرر شد که در جلسه بعدی آقای بروجردی به‌عنوان شاکی حضور پیدا کرده و موضوع را توضیح دهد.   اعتماد   اوایل انقلاب در استفاده از عنوان خیانت تحفظ بیشتری وجود داشت سیدحسین موسوی تبریزی، دادستان كل اسبق انقلاب اسلامی و نماینده دور اول و سوم مجلس در مصاحبه با اعتماد درباره استفاده از تعبیر خیانت درباره بعضی نمایندگان مجلس می‌گوید: همان اوایل انقلاب هم به‌راحتی از لفظ خائن برای افراد و گروه‌ها استفاده نمی‌شد. مثلا در تبریز كه خلق مسلمان داشتیم بیش از 30 كمیته‌های انقلاب به نام امام شریعتمداری بود و چند كمیته به نام امام خمینی و برخی هم مشترك بود. مادامی كه همین كمیته‌هایی كه از پادگان‌ها اسلحه برده‌بودند و مستقل كار می‌كردند، فرمانداری و استانداری و صداوسیما را نگرفتند یا به امام جمعه حمله نكرده بودند؛ كسی با آنها كاری نداشت. وقتی این اتفاقات رخ داد در نیمه دوم 58 تصمیم‌گرفته‌شد كه جریان خلق مسلمان در تبریز جمع‌آوری شود. اوایل انقلاب به این راحتی از لفظ خیانت برای افراد و گروه‌ها استفاده نمی‌شد تا عملا دست به خیانت بزنند. حتی آقای بهشتی در تلویزیون با آنها مناظره می‌كرد. من شخصا در دانشگاه تبریز با روسای این گروه‌ها جلسه و نشست می‌گذاشتیم و صحبت می‌كردیم. استفاده از عنوان اتهامی خیانت از سوی كسانی كه انحصارطلب بودند روز به روز بیشتر شد. متاسفانه اشخاص هم به یكدیگر این اتهام را می‌زدند. در واقع افرادی كه الان منافع‌شان را در این می‌بینند كه دیگری را حذف كنند و خودشان توانایی ندارند تا در معرض نمایش بگذارند و مردم آنها را به خاطر آن خدمت یا توانایی تحویل بگیرند؛ فقط بر دیگری و دیگران فشار می‌آورند و نسبت خیانت می‌دهند. در صورتی كه در قوانین اسلامی خائن به كسی گفتن جرم است و قابلیت شكایت دارد و عنوان مجرمانه است. متاسفانه الان عده‌ای برای اینكه خودشان را در جامعه تثبیت و خودنمایی كنند از این اتهامات برای دیگران استفاده می‌كنند.  نمی‌دانند كه ریشه این اتهام به كجا می‌رسد. وقتی می‌گویند برجام خیانت بود دیگر در نظر نمی‌گیرند كه معنای حرف‌شان این است كه تمام حاكمیت كشور خیانت كرده است. هیچ‌كس بدون اجازه رئوس نظام نمی‌توانست تن به تصویب برجام بدهد.   ارتش اوهام اعتماد درباره انتشار اخبار دروغ در فضای مجازی می‌نویسد: الان همه فكر می‌كنند مصدر و مرجع خبرند، راست و دروغش هم دغدغه كسی نیست. اگر بپرسید چیست، می‌گویند در تلگرام خواندم، در اینترنت دیدم. حالا اشكال كار كجاست؟ این خبرنگاران موبایلی جز كسادی كار ما یك بلای دیگر هم بر سر جامعه آورده‌اند، آنها برای دیده شدن باید به دنبال بدترین خبرها بگردند و منفی‌ترین تصویر از امر واقع را مخابره كنند وگرنه كسی آنها را فالو نخواهد كرد. صحت و سقم حرف‌شان هم دغدغه كسی نیست. تكذیب‌ها در لابه‌لای اخبار گم می‌شود و به گوش كسی نمی‌رسد. ثمره این كار بدبینی بیمارگونه‌ای است كه الان جامعه به آن مبتلا شده است. مردم هر روز در معرض منفی‌بافی‌های اذهان كسانی هستند كه تعهد روزنامه‌نگارانه و حرفه‌ای ندارند. در توییتر باید با دو، سه جمله چیزی بگویند كه به عقل دیگری نرسیده باشد. حالا دیگر كار از منفی‌بافی هم گذشته و به فحاشی كشیده شده، اصلا كسی كه اسم و رسمش معلوم نیست به دلیل تعهد به چه چیزی باید اخلاقی را رعایت كند؟ این مقدمه برای گفتن این حرف بود كه مخاطب نوشته‌های ما ذائقه‌اش تغییر كرده، حوصله‌اش زود سر می‌رود از خواندن یك ستون روزنامه، خیلی سریع باید در دو خط اول بگوییم، اصلاح‌طلب و اصولگرا دیگه تمومه ماجرا. خیلی حوصله كند یك پاراگراف بخواند باید سریع این جملات را ببیند كه دیگر هیچ «تكرار» می‌كنمی كسی را پای صندوق رای نمی‌آورد و دیگر اصلاح‌طلبان هرچه در چنته داشته‌اند، خرج كرده‌اند و الان باید یأس و ناامیدی بدنه اجتماعی‌شان را درو كنند، چرا كه آنها ثابت كرده‌اند هر وقت به قدرت راه یافته‌اند، كاری نكرده‌اند جز پر كردن جیب‌های خودشان و از این مدل حرف‌ها كه البته الان دیگر ادعا نیستند بلكه تبدیل به گزاره‌های بدیهی یك حقیقت ناب شده‌اند.   نسبت دادن خیانت به وصف كیفری بهمن كشاورز حقوقدان نیز از زاویه کیفری به طرح مسئله خیانت از سوی برخی پرداخته و می‌نویسد: كلمه خیانت تا آنجا كه بنده می‌دانم صرفا در عنوان فصل بیست‌و‌چهارم قانون مجازات اسلامی در بیان «خیانت در امانت» آمده است اما در متن ماده 674 قانون مذكور كه راجع‌به این جرم است این كلمه تكرار نشده بلكه توصیف شده است. از طرفی این مطلب كه آیا عناوین و فصول در قانون مجازات اسلامی موضوعیت دارد و قابل استناد است یا خیر بحث مستقل و مشخصی بنده ندیده‌ایم. مثلا در قانون مجازات سوییس عناوین قابل استناد است و موضوعیت دارد و این معنا محتاج تصریح است. اما لفظ خیانت كه افرادی بی‌محابا نسبت به دیگران به كار می‌برند مطمئنا با مفهوم مندرج در عنوان فصل بیست‌وچهارم و ماده 674 مورد نظر گویندگان نیست بلكه احتمالا مفاهیمی را در نظر دارند كه چه بسا مفاد ماده 498 تا 512 قانون مجازات اسلامی و همین‌طور عناوینی مثل محاربه و افساد و بغی را در بر گیرد اما گویندگان به صراحت با ما فی الضمیر خود را مطرح نمی‌كنند. بنابراین این مورد با ماده 697 قانون مجازات اسلامی انطباق ندارد زیرا موضوع ماده مذكور افترا یعنی نسبت دادن صریح عملی به كسی است كه آن عمل مطابق قانون جرم محسوب شود. ملاحظه می‌شود نسبت دادن اكاذیب به افراد صرف‌نظر از آنكه عنوان آن را چه بگذاریم به موجب ماده مذكور جرم محسوب می‌شود و بنابراین این اسنادها هم می‌تواند قابل تعقیب باشد.   كودك و استاندارد زنده ماندن پرویز پیران، جامعه‌شناس در نشست «شهر و كودك» گفت كه تفاوت بزرگی میان شهر دوستدار كودك در جامعه ایرانی و جوامع توسعه‌یافته وجود دارد. ایده شهر و كودك به سمت بحث‌های لوكس می‌رود، به عنوان مثال تعریف فضاهای بزرگ عمومی كه كودكان بتوانند بدون وجود ماشین‌ها به راحتی در آن بازی كنند. این ایده در كشورهای دیگر بازتعریف بازی و تعریف نقش را مطرح می‌كند اما در كشور ما این بحث باید با این سوال آغاز شود كه كودك كیست؟ منظور این استاد دانشگاه پرداختن به موضوع كودكان كار و خیابان بود كه اتفاقا در فضاهای عمومی احتمال آسیب‌دیدگی آنها بیشتر می‌شود اما یك روز پس از صحبت‌های او حادثه‌ای در یكی از روستاهای كردستان رخ داد كه نشان می‌دهد معنای «بحث لوكس» در حوزه رسیدگی به كودكان و بازتعریف حق آنها بر محیط پیرامون‌شان تا چه اندازه واقعیت دارد. روز دوشنبه 16 مهرماه دنیا ویسی، دانش‌آموز ۶ ساله مدرسه روستای گرماش كردستان زیر آوار دیوار مدرسه ماند و در بیمارستان بعثت سنندج مرگ او بر اثر شدت جراحات وارده اعلام شد. دستاورد بزرگ ما در شهر تهران كه البته خیلی هم متاخر نیست، مصوبه سال 86 بود كه تهران هم به موضوع شهر دوستدار كودك مورد علاقه وارد این حوزه شد. در اولین نشست سال 2007 به خاطر مشاركت فعال تهران باعث شد در همان نشست به عنوان دفتر منطقه‌ای خاورمیانه و آفریقا انتخاب شود اما از آن موقع تاكنون چه اتفاقی افتاده؟ به نظرم اوضاع امروز شهر نشان می‌دهد كه چه اتفاقی افتاده.   برای ایجاد رضایت شخصی در جامعه خوب عمل نكرده‌ایم فرید براتی‌سده درباره وضعیت سلامت روان در جامعه می‌نویسد: امروز، سلامت روانی را بر مبنای مدل‌های پزشكی تعیین نمی‌كنند بلكه تعیین‌كننده عمده، رضایت درونی شخص و احساس آرامش روانشناختی و آسایش اجتماعی است. اما تا چه حد در این زمینه‌ها پیش رفته‌ایم؟ فكر می‌كنم متاسفانه در این زمینه به خوبی عمل نكردیم. اخیرا تحقیقی در كشور در مورد علل شادی و ناشادی مردم انجام شد و یكی از دلایل مورد اشاره مردم درباره ناشاد بودن‌شان، این بوده كه هیچ گونه تسلطی بر محیط و شرایط زندگی‌شان ندارند و انگار همیشه دیگران برای آنها تصمیم می‌گیرند و اختیار هیچ‌چیز دست خودشان نیست. نتیجه این تحقیق این پیام را دارد كه وقتی در جامعه‌ای ناشادی ناشی از چنین احساسی باشد، سلامت روان معنا ندارد. اما یك بعد سلامت روان هم نبود نگرانی‌ها و دغدغه‌ها و افسردگی‌هاست كه در این زمینه هم آمار وزارت بهداشت درباره شیوع اختلال روانی در 23.5 درصد جمعیت 18 تا 64 ساله كشور، متاسفانه آمار قابل توجهی است هرچند كه همین عدد هم آمار حداقلی است چون در جمعیت بالای 18 سال انجام شده اما به هر حال قابل توجه است. با وجود آنكه برای ارتقای سلامت روان هم تلاش‌های خوبی از سوی دستگاه‌های مختلف و از جمله وزارتخانه‌های بهداشت و درمان، وزارت آموزش پرورش و وزارت رفاه و سازمان بهزیستی كشور انجام شده اما واقعا سلامت روان چندان مورد توجه نبوده كه به چنین آماری رسیده‌ایم.   مقایسه هومن با فردید كاوه رهنما در نوشتاری فلسفی در مقایسه دو فیلسوف؛ محمود هومن و فروید می‌نویسد: هومن به یاسپرس علاقه دارد و فردید دل سپرده هایدگر است، هومن از قدما بیش از همه روی حافظ كار كرده و فردید به ابن‌عربی علاقه دارد، هومن دم خور استادان حرفه‌ای فلسفه چون ژان وال است و فردید مدعی حضور سر كلاس هایدگر است و در مضامین فكری، سخت متاثر از هانری كربن است، اگرچه از اذعان به آن امتناع دارد. نكته جالب آن است كه هومن آثار متعددی نگاشته اما فردید به عنوان فیلسوف شفاهی معروف شده است و ایده‌ها و نظریاتش را از رهگذر سخنرانی‌هایی بیان كرده كه شاگردانش آنها را واگویه كرده‌اند. نكته جالب‌تر و بسیار مهم‌تر از حیث تاریخ فكر ایرانی آنكه هر دو این نام‌ها نسبتی مستقیم با یكی از سرشناس‌ترین و موثرترین روشنفكران معاصر ایران، جلال آل‌احمد (1348-1302) داشته‌اند و این ارتباط نیز بیش و پیش از هر چیز در تدوین و تكوین یكی از مهم‌ترین (اگر نگوییم مهم‌ترین) مضامین روشنفكری معاصر ایران یعنی «غرب زدگی» بوده است. اگرچه آل احمد در پیشگفتار رساله غرب‌زدگی می‌گوید: ‌«من این تعبیر «غرب‌زدگی» را از افادات شفاهی سرور دیگرم حضرت احمد فردید گرفته‌ام» اما چند سطر پیش‌تر وقتی درباره نسخه اولیه رساله توضیح می‌دهد، درباره اصلاحات و توضیحاتی كه دوستانش در اثر خواندن این كتاب پیش از انتشار به او داده‌اند، شرح می‌دهد. با توجه به اهمیت یافتن مفهوم غربزدگی در تناسب با تحولات سیاسی و اجتماعی دهه 1350 و در نهایت انقلاب اسلامی 1357 بارها به احمد فردید نیز توجه شد، به ویژه كه شاگردان فردید كوشیدند اندیشه‌های پیچیده فلسفی او را در تلائم با حوادث روزگار تبیین كنند، اما محمود هومن كه بیشتر كسوت یك استاد فلسفه را داشت تا فیلسوفی نظریه‌پرداز كه می‌كوشد آینده را پیشگویی كند، از نظرها پنهان و كمتر به آثارش توجه شد. شاید هم سرنوشت شاگردان این دو استاد فلسفه را بتوان در این ماجرا دخیل دانست، با بررسی سرنوشت مهم‌ترین شاگردان این دو، به سادگی مشخص می‌شود كه سرنوشت استادان در پی سرگذشت شاگردان چگونه رقم می‌خورد.   فیلسوف زندگی محسن آزموده در یادکردی از محمود هومن، حافظ‌شناس و استاد فلسفه به مناسبت سالمرگ او می‌نویسد: هومن در فرانسه نخست در كلاس‌های ژرژگورویچ (1965-1894) جامعه‌شناس فرانسوی‌زاده روسی و از استادان برجسته جامعه‌شناسی سوربن شركت كرده بود، همان جامعه شناسی كه بعدا دكتر علی شریعتی روشنفكر مسلمان و تاثیرگذار معاصر ایرانی سخت تحت تاثیرش قرار گرفت، اما بحث‌های گورویچ برای هومن جالب توجه نبود و به همین خاطر به كلاس‌های ژان وال رفته بود. وقتی هومن به فرانسه می‌رود، ژان وال استاد شناخته‌شده‌ای است، وال از تبعید به امریكا به دلیل جنگ جهانی دوم بازگشته و استادی سرشناس و سردبیر نشریه كالج فلسفه است كه خودش در سال 1946 آن را تاسیس كرده است. ژان وال در ابتدا هومن را نمی‌پذیرد، اما بعدا بر اثر اصرار هومن و نشان دادن كتاب‌هایش به او، با درخواست او موافقت می‌كند. هومن سخت تحت‌تاثیر ژان وال بود و «او را قوی‌ترین كریتیك فلسفه در اروپا می‌دانست». او همچنین در اروپا با كارل یاسپرس و مارتین هایدگر دیدار كرده بود، اما به یاسپرس بیشتر علاقه داشت و «می‌گفت هایدگر اهل فن است نه فیلسوف اما یاسپرس فیلسوف و عارف بزرگی است»، با این همه منتقد نادیده گرفتن تاریخ ایران از سوی یاسپرس بود و می‌گفت: «یاسپرس در كتاب آغاز و انجام تاریخ خود، از چین و هند آغاز می‌كند و سپس به فلسطین و یونان می‌رود و ایران را به حساب نمی‌آورد و از روی ایران می‌پرد. گویی ایران اصلا نبوده است.»   فیلسوف ضد سیستم اعتماد درباره ژان وال فیلسوف یهودی فرانسوی و استاد برجسته فلسفه در سوربون می‌نویسد: ژان وال (1974-1888) فیلسوف یهودی فرانسوی و استاد برجسته فلسفه در سوربن پس از فراغت از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و نیل به اخذ درجه لیسانس در ادبیات (رشته فلسفه) و توفیق در مسابقه آگركاسیون در 1910، و اشتغال چندسالی به تدریس در دبیرستان‌ها، در سال 1920 با گذراندن رساله‌ای درباره فلسفه‌های پلورالیستی در امریكا دكترای فلسفه گرفت و در سال 1936 رسما به استادی دانشكده ادبیات دانشگاه پاریس (سوربن) برگزیده شد. او در فلسفه دنباله‌روی آنری برگسون فیلسوف حیات‌گرای فرانسوی و ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس برجسته دین امریكایی و جورج سانتایانا فیلسوف و ادیب امریكایی اسپانیایی‌الاصل بود. او به عنوان یكی از معرفان تفكر هگلی به فرانسه در دهه 1930 شناخته می‌شود، پیش از آنكه الكساندر كوژو درسگفتارهای مشهورش را ارایه كند او همچنین پیشگام معرفی تفكر سورن كی یركگار به فرانسویان است. او بر متفكران برجسته‌ای چون ایمانوئل لویناس و ژان پل سارتر تاثیر گذاشت و مقاله مهمی‌با عنوان نیچه و مرگ خدا در ارتباط با تفسیر كارل یاسپرس از این كار نوشت. وال را به عنوان فیلسوف ضد سیستم می‌شناسند.   ایران   استفاده از «تیم آقای هاشمی» برای چند نیروی خودسر صحیح نیست اخیراً حجت‌الاسلام احمد منتظری در مصاحبه با برنامه «خشت خام» این ادعا را مطرح کرده بود که ماجرای جاسازی مواد منفجره در ساک زائران حج، توسط سید مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتطری که در سال 1366 به جرم قتل آیت‌الله شمس آبادی و افراد دیگر اعدام شد، انجام نشده است. وی این ماجرا را به شش پاسدار نزدیک به مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نسبت می‌دهد. محسن هاشمی فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ضمن انتقاد از اظهارات اخیر احمد منتظری فرزند مرحوم آیت‌الله منتظری تأکید می‌کند: پرواضح است نسبت دادن این اقدام که توسط عده‎ای خودسر انجام شده و گزارش‌های رسمی آن نیز موجود است به‎صورت آگاهانه به نظام جمهوری اسلامی در سطح رئیس مجلس وقت و فرمانده جنگ آن‎هم پس از 33 سال و در اوج تنش‌های منطقه‎ای، بدون هیچ مستنداتی نه اقدامی اخلاقی و نه عقلانی است. ادعای مطرح شده بر مبنای شنیده شما از فردی که ابوی گرامی اظهار نموده‌اند، نمی‎تواند پایه‎ای محکم برای چنین تهمت‎هایی باشد. مخصوصا اینکه این اقدام خودسرانه کاملاً برخلاف مشی اصولی آیت‎الله هاشمی رفسنجانی در تعامل با جهان و تنش‌زدایی بویژه در جهان اسلام بوده است و به کار بردن واژه تیم آقای هاشمی برای چند نیروی خودسر نیز صحیح به‌‌ نظر نمی‎رسد، زیراکه در آن مقطع آیت‎الله هاشمی رفسنجانی مسئولیت فرماندهی جنگ را از سوی امام خمینی به عهده داشته و تمامی نیروهای مسلح تحت فرماندهی ایشان بوده است.   اقتصاد بالاخره اولویت هست یا نیست؟ ایران تناقض‌گویی چند تن از بزرگان اصولگرایی درباره اقتصاد را پیش کشیده است. به عنوان مثال درباره آیت‌الله مصباح یزدی می‌نویسد: آیت‌الله مصباح یزدی خرداد 93 با بیان اینکه «امروز جنس و کالایی می‌خریم به عنوان مثال ۳ هزار تومان، اما این جنس در هفته بعد ۸ هزار تومان می‌شود» پرسید: «پس چگونه گفته می‌شود که تورم کاسته و تحریم‌ها برداشته شده است؟ ا‌ن‌شاءالله که سخن این افراد درست است و عقل ما نمی‌رسد.» وی حتی اضافه کرد که «تنها تأمین آب و نان مردم هنر نیست، آب و نان جنبه حیوانی انسان است، آنچه انسان را سعادتمند می‌کند وجهه ارزشی او به شمار می‌رود.» درحالی آیت‌الله مصباح یزدی تأمین آب و نان را امری بی ثمر و فاقد هنر می‌داند که چهره‌ها و رسانه‌های همسو با او، به صورت مستمر دولت را  بابت کاستی‌ها و مشکلات اقتصادی آماج حملات خود قرار می‌دهند. نکته مهم تر اینکه این طیف از اصولگرایان، همه واقعیت‌های دیگر مانند برجام، بهبود سیاست خارجی، کنسرت و سایر مسائل را با این ادله که مسأله اصلی مردم آب و نان و معیشت و اشتغال است، تخطئه می‌کنند و از دولت می‌خواهند به جای پرداختن به مسائل فرعی، مسائل اصلی را حل کند. گویی این عده در این هنگام سخن زعیم خود را از یاد می‌برند که «تنها تأمین آب و نان مردم هنر نیست، آب و نان جنبه حیوانی انسان است.»   اضطراب مرگ و کارناوال تولد مصطفی انصافی درباره فلسفه برگزاری جشن تولد به معنی فرار از مفهوم مرگ می‌نویسد: جشن تولد، از این منظر کارناوالی برای گریز از واقعیت تلخ مرگ است؛ خلق رؤیایی در ذهنمان مبنی بر نامیرایی بواسطه تولد هر ساله. در واقع جشن تولد، سالگرد ورودمان به جهان نیست، بلکه کارکردی فراتر از آن دارد و ما بواسطه این پدیده به خود القای تولد هر ساله را می‌کنیم و گریزپذیری مرگ را نوید می‌دهیم. از این منظر، ما پیرتر شدن هر ساله خودمان را جشن می‌گیریم و دیگران نیز در این راه ما را یاری می‌کنند تا با فاصله‌گیری از مرگ، تنها به سویه زیستی خویش اتکا کنیم و زبری و تلخی مرگ را فراموش کنیم. مرگ، یک نقطه آجیدن است، یک گره‌گاه برای همه حوادث، همه رخدادها و همه کنش‌هایی که با آن مواجهیم یا آنها را اعمال می‌کنیم. مرگ، روی دیگر حیات نیست، بلکه تنیده شده در آن است؛ همچون دو فلز از یک آلیاژ؛ بدون وجود یکی، دیگری بی‌معنا است و خاصیت لازم را ندارد. مرگ در ظاهر یک رخداد فیزیکی و بیولوژیکی است، یک انقطاع زمانی و مکانی با جهانی که با آن آشناتریم و مواجهه با حیاتی ناآشنا. اما مرگ فیزیکی یک دال است که همواره در طول تاریخ به مدلول‌های متکثری دلالت یافته است. از این منظر، مرگ یک مفهوم تاریخی است چرا که در طول تاریخ انسان‌ها به شیوه‌های ذهنی متفاوتی با آن مواجه شده و آن را برای خود تفسیر کرده‌اند.   رسالت   صراحت خارج‌نشین و محافظه‌کاری داخل‌نشین سومین جلسه از سلسله نشست های سوژه‌یابی در مستند با موضوع «بررسی نقش روشنفکران در نهضت مشروطه و پس ازآن» و با سخنرانی دکتر موسی فقیه‌حقانی برگزار شد. وی در بخشی از این نشست گفت: بسیاری از مسائلی که امروز در حوزه روشنفکری با آن مواجه هستیم در مشروطه هم با آن مواجه بودیم اظهار داشت: آخوندزاده از جمله کسانی بود که در ایران حضور نداشت و این سبب شده بود تا به صورت آزادنه اظهار نظر کند و اسلام را نفی کند که بعضا از سوی جریان روشنفکری داخل نقدی به او می‌شد که چرا اسلام را آن‌قدر به صراحت نفی می‌کنی که در ایران با واکنش جدی مواجه شوی که حتی آخوندزاده این حرف ها را برنمی‌تابد و زیر بار نمی‌رود. امروز هم می‌توانید ببینید خارج‌نشین چطور با صراحت صحبت می‌کنند و قائلند که باید رودربایستی را کنار بگذاریم اما داخلی‌های که همسو و هم‌فکرشان هستند کمی تحفظ دارند و همه منویات و دیدگاه‌های خودشان را مطرح نمی‌کنند. ]]> رسانه Wed, 10 Oct 2018 19:27:55 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7984/