پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين رسانه :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/media Mon, 23 Jan 2017 20:21:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 23 Jan 2017 20:21:35 GMT رسانه 60 سردبیر نیویورک تایمز: در حوزۀ پرداختن به نقش دین در زندگی مردم اهمال کرده‌ایم http://dinonline.com/doc/report/fa/7080/ به گزارش دین‌آنلاین، سردبیر نیویورک‌تایمز پیرو پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری، مصاحبۀ مفصّلی داشته که در رسانه‌ها انعکاس یافته است. یکی از موضوعات محوری این مصاحبه درس‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی بود که رسانه‌ها باید از قِبل انتخابات آویزۀ گوش خود سازند.   باکت در این مصاحبه عنوان داشته که ما دین و نقش دین در زندگی مردم را به‌خوبی منعکس نکرده و نمی‌کنیم و به نظر من باید برای درک و انعکاس افکار مردم امریکا خلاقانه‌تر عمل کنیم. وی گفته است: "من می‌خواهم که ما نسبت به فشارها و مشکلات موجود در کشور خلاقانه‌تر عمل کنیم، خشم مردم را درک کنیم و متوجّه باشیم که صدای مردم به جایی نمی‌رسد و به جایی وصل نیستند. به نظر من رسانه‌های نیویورک و واشنگتن در حوزۀ دین و انعکاس آن به اندازۀ کافی خوب عمل نمی‌کنند. ما فقط یک نویسندۀ خوب در حوزۀ دین داریم. ما دین و نقش دین در زندگی مردم را به‌درستی منعکس نمی‌کنیم. به نظر من می‌توانیم خیلی خیلی بهتر از این عمل کنیم. می‌توانیم کارهای خلّاقانه‌ای برای درک هرچه بهتر حرف دل مردم کشورمان انجام دهیم." سخنان آقای باکت با سخنان خانم مگین کلی، خبرنگار فاکس‌نیوز در یک راستا است. خانم کلی معتقد است که امریکا در موقعیت خطرناکی قرار گرفته است، چراکه اکثر مردم امریکا به رسانه‌ها اعتماد ندارند. باکت عنوان داشت: "من اکنون دو مسئولیت مهم دارم: مسئولیت اولم این است که اخبار مربوط به تحمیل‌گرترین و عجیب‌ترین رئیس‌جمهوری را که در تمام طول عمرم دیده‌ام به‌خوبی پوشش دهم. عواملی در امریکا وجود دارد که دست به دست داد و باعث شد مردم امریکا چنان تشنۀ ایجاد تحوّل و تغییر شوند که دست به انتخاب چنان شخصیت متفاوتی برای کاخ سفید زدند. وظیفۀ من آن است که به این عوامل پی ببرم و آنها را برای همگان روشن سازم." ]]> رسانه Mon, 02 Jan 2017 17:45:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7080/ آیا تعرّض به زنان مسلمان در کشورهای غربی افزایش یافته است؟ http://dinonline.com/doc/news/fa/7051/ به گزارش دین‌آنلاین هرچند با رواج عملیاتهای تروریستی در غرب و انتساب آنها به گروه‌های تروریستی به‌ویژه داعش، شکل‌گیری پدیده اسلام‌هراسی، مسئله‌ای ممکن تلقی می‌شد حال با بالا رفتن موج اسلام‌هراسی در کشورهای غربی به‌نظر می‌رسد رسانه‌ها به دلیل اهمیت نهفته در ارزش خبری مبتنی بر رفتارهای اسلام‌هراسانه، تمایل یافته‌اند گزارش‌هایی را از گسترش این مسئله در غرب منتشر کنند. خبرگزاری اکسپرس در گزارشی نحوه تعرض به یک زن مسلمان را چنین گزارش داده است: براساس گزارش پلیس شهر لندن، در روز 14 دسامبر، حدود ساعت 8:30 شب دو فرد تبهکار در شمال شهر لندن به یک خانم مسلمان متعرّض شدند. آنها از پشت سر به زن جوان 27 ساله نزدیک شدند و ابتدا سعی کردند روسری را از سرش بکشند. سپس او را به زمین هل دادند و از روسریش گرفته و روی پیاده‌رو کشیدند. زن تقریباً بیست دقیقه مات و مبهوت روی زمین ماند تا این که کارکنان رستورانی که در آن حوالی بود به کمکش آمدند و آمبولانس خبر کردند. خدمتکار رستوران می‌گوید وقتی ما او را دیدیم، مثل بید می‌لرزید و اول قادر به صحبت کردن نبود؛ دچار حملۀ هراس شده بود و به‌سختی نفس می‌کشید. کمکش کردیم بنشیند و کمی بعد توانست ماجرای حمله را برایمان بازگو کند. یکی از کارکنان رستوران می‌گوید: "من هیچ‌وقت این حوالی چنین چیزی نشنیده بودم. ما چه می‌دانیم؟ احتمالاً هرکه به این خانم حمله کرده به جاهای دیگر وابسته بوده." زن جوان را به بیمارستان منتقل کردند و در آنجا بهیاران آسیب‌هایی را که به کمر او وارد شده بود مداوا کردند. یک شاهد دیگر به نام حسن بخاری می‌گوید آن خانم بعد از حمله گفت: "آنها هیچ‌چیزی از من نگرفتند، نه موبایلم، نه چیز دیگر. موضوع این است که فکر می‌کردند می‌توانند به من تعرّض کنند و در بروند. فکر می‌کردم این منطقه امن است." درحال‌حاضر ادارۀ کارآگاهی لندن در حال بررسی این سانحه است. گفته می‌شود مظنونین دو مرد سفیدپوست بین 17 تا 19 ساله و تماماً مشکی‌پوش بوده‌اند.   ]]> رسانه Fri, 23 Dec 2016 12:40:56 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7051/ آیا جایگاه سخنرانی رهبری در حسینیه امام تغییر کرده است؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6983/   ۱۳۹۵/۰۹/۰۳- دیدار بسیجیان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: آيه «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ اْلأَعْلَوْنَ وَ اللّهُ مَعَكُمْ» ۱۳۹۵/۰۸/۱۲- دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «ان تستقیموا تفلحوا» ۱۳۹۵/۰۸/۲۶- دیدار مردم اصفهان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: آيه «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» ۱۳۹۵/۰۷/۲۸- دیدار نخبگان علمی جوان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «انّ العِلْم خلیلُ المؤمِنِ» ۱۳۹۵/۰۶/۳۰- دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: عبارت «اشهد ان علیا ولی الله» ۱۳۹۵/۰۶/۲۸- دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: آيه «وَجاهِدوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ۚ هُوَ اجتَباكُم» ۱۳۹۵/۰۶/۲۸- دیدار خانواده‌های شهدای منا بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «من قتل فی جنب الله فهو شهید» ۱۳۹۵/۰۵/۳۱- دیدار ائمه جماعات مساجد استان تهران بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «لکل شیء وجه و جه دینکم الصلاة» ۱۳۹۵/۰۵/۱۱- دیدار اقشار مختلف مردم بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: آيه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» ۱۳۹۵/۰۴/۱۲- دیدار جمعی از دانشجویان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «ان العلم حیاة القلوب و نورالابصار» ۱۳۹۵/۰۴/۰۵- دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «یقول الله عز و جل انا حلیفته فی اهله» ۱۳۹۵/۰۳/۲۹- دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «زکاة العلم ان تعلمه عبادالله» ۱۳۹۵/۰۲/۲۹- دیدار شرکت‌کنندگان در مسابقات بین‌المللى قرآن کریم‌ بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: آیه «وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ» ۱۳۹۵/۰۲/۲۵- دیدار مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌های علمیه استان تهران بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «إن مثل العلماء في الأرض كمثل النجوم في السماء» ۱۳۹۵/۰۲/۱۹- دیدار فرماندهان نیروی انتظامی بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» ۱۳۹۵/۰۲/۱۳- دیدار معلمان و فرهنگیان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «زکاة العلم تعلیمه من لایعلمه» ۱۳۹۵/۰۲/۰۱- دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: حدیث «ان الله تعالی یحب اذا عمل أحدکم عملا أن یتقنه» ۱۳۹۵/۰۲/۰۸- دیدار کارگران بنر نصب شده در جایگاه فوقانی: عبارت «السلام علیک یا ابا الحسن یا امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لک الفداء»   ]]> رسانه Wed, 21 Dec 2016 17:06:46 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6983/ تلاقی دین و خبرنگاری: مصاحبه‌ای با خانم دایان مور، مدیر پروژۀ «سواد دینی» http://dinonline.com/doc/interview/fa/7021/ گزت: بدنمایی‌های بسیاری از ادیان، خصوصاً از دین اسلام صورت می‌گیرد. نقش خبرنگاران در بدنمایی دین اسلام چیست؟ مور: به نظر من تقصیر رسانه‌ها نیست که درک یک‌جانبه‌ای از دین اسلام یا ادیان دیگر وجود دارد. رسانه‌ها (غالباً سهواً) فرضیات مشکل‌آفرین و بعضاً غلطی دربارۀ ادیان تکثیر می‌کنند که در فرهنگ ما ریشه می‌دوانند. خبرنگاران از نقش چالش‌برانگیزی برخوردار هستند. آنها مجبورند اخباری را گزارش کنند که معمولاً مربوط به کشمکش‌ و خشونت‌ هستند. لذا وقتی نمایندگان ادیان درگیر تعارضات خشونت‌آمیز هستند، اگر خبرنگاران به بیان ریزه‌کاری‌ها و مسائل دیگرِ آن ادیان بپردازند، درک و باورش برای مردم دشوار خواهد بود. اما به هر حال، این خبرنگاران هستند که می‌توانند به ما کمک کنند ادیان را به نحو جامع‌تری بشناسیم. گزت: اسلام در مقایسه با مسیحیت دین خشن‌تری تصوّر می‌شود. دلیل این امر چیست؟ چرا مردم فراموش می‌کنند که مسیحیت نیز در تاریخ خود خشونت داشته است؟ مور: مسیحیت نیز تاریخ طویلی از خشونت‌هایی باورنکردنی داشته است. جنگ‌های صلیبی و تفتیش عقاید دو نمونه از این خشونت‌ها هستند.  گروه‌هایی که هم‌اینک به حاشیه رانده شده‌اند، در زمان‌ها و جاهای دیگر از جایگاهی محوری برخوردار بوده‌اند. متأسفانه طرز تفکّر ما دربارۀ ادیان است که باعث می‌شود ادّعاهایی را که مبنی بر خشونت‌آمیز یا صلح‌آمیز بودن ادیان می‌شود باور کنیم. این فرض که اسلام یک دین خشن است، درست پیش از واقعۀ یازده سپتامبر آغاز شد. البته اسلام و مسیحیت در طول تاریخ همواره با هم در تضاد و تعارض بوده‌اند. بودیسم نیز همانند دین اسلام، هم دارای وجوه صلح‌آمیز است، هم وجوه خشونت‌بار. شاید خیلی‌ها از ملّی‌گرایان بودیستی که در میانمار مسلمانان روهینگیا را به خاک و خون کشیده‌اند خبر نداشته باشند. هیچ‌یک از ادیان به‌خودی‌خود خشن یا صلح‌آمیز نیستند، بلکه این بروز و ظهور عملکرد متدیّنین است که در طول تاریخ به اشکال مختلف خود را نشان داده است. گزت: رایج‌ترین خطاهای خبرنگاران در پوشش مسائل دینی چیست؟ مور: نمی‌توان ادّعا کرد که تمام کشورهای اسلامی ذاتاً خشن هستند. کشورهای مسلمان تفاوت‌های بسیاری با هم دارند. عربستان سعودی یکی از نمونه‌های چالش‌برانگیز یک کشور اسلامی است، اما تنها نمود دین اسلام نیست. در داخل هر دین گوناگونی‌هایی وجود دارد و کلّی‌گویی‌ کردن دربارۀ یک دین مشکل‌آفرین خواهد بود. ما شاهد آنیم که بازنمایی غلط ادیان (که من نامش را بی‌سوادیِ دینی می‌گذارم)، دارد فرهنگ آمریکا را تحت‌الشّعاع قرار می‌دهد. لازم است ما اندیشمندان به جای سرزنش کردن افراد به خاطر این که درک جامعی از دین ندارند، دست به کار شویم و فرصت‌هایی برای تبادل اطلاعات و ایجاد مشارکت فراهم آوریم. گزت: توصیه‌های شما برای افزایش سواد دینی خبرنگاران چیست؟ مور: چهار نکتۀ اساسی وجود دارد که غالباً مردم نسبت به آنها بی‌توجّه‌اند: نخست این که ما اغلب یک بازنمایی غلط از یک سنّت دینی را تمامیت آن دین فرض می‌کنیم. این اتّفاق معمولاً در حوزۀ خبرنگاری رخ می‌دهد. این اشتباه است که برای آشنایی و دریافت اطلاعات دربارۀ یک دین صرفاً به شخصی مثل امام جماعت یا کشیش یک فرقۀ خاص مراجعه کنیم. چنین اطلاعات ناقص یا اشتباهی موجب شناخت غلط ما از آن دین می‌شود. لذا خبرنگاران نیز نباید اطلاعاتی را که از یک منبع دریافت می‌کنند، به تمامیت دین تعمیم دهند. نکتۀ دوم این است که ادیان در داخل خود تنوّع دارند. دین ماهیتی تکامل‌پذیر و زنده است و حتّی در یک جماعت مذهبی نیز دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. سوم این که ادیان در طول زمان تغییر و تکامل پیدا می‌کنند. ممکن است اطلاعاتی که ما یک زمان راجع به دینی کسب کرده باشیم، اکنون دستخوش تغییر شده و دیگر موثّق نباشند. و نکتۀ آخر این که دین در تمامی ابعاد زندگی بشر نمود دارد و تنها جولانگاه امور اعتقادی و عبادیِ محض نیست. دین در حوزۀ امور سیاسی، اعتقادی و تمام شئون زندگی انسان ورود می‌کند و این ابعاد از هم جدایی‌ناپذیرند. خبرنگاران باید به تمام این چهار نکته توجّه داشته باشند.   ]]> رسانه Sun, 11 Dec 2016 11:54:39 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7021/ کم‌کاری بی‌بی‌سی در حوزۀ دین http://dinonline.com/doc/note/fa/7002/ به گزارش دین آنلاین، به نقل از تلگراف، بولتون با انتقاد از رویکرد بی‌بی‌سی از این رسانه بزرگ درخواست کرده در راستای افزایش اطلاعات مردم و درک آنها از ادیان مختلف بیشتر فعّال باشد، زیرا امروز دین نقش و تأثیرگذاری فزاینده‌ای در جهان دارد. وی این سخنان را در پی انصراف «عاقل احمد» پس از بیست سال تصدّی ریاست بخش «دین و اخلاق» بی‌بی‌سی اظهار داشته است. این هفته مدیرکل بی‌بی‌سی «لرد هال» اعلام کرد که برای تصدّی مسئولیت تأمین محتوای مذهبی بی‌بی‌سی، آقای «جیمز پرنل» را انتخاب کرده است. البته وی مسئولیت‌های جدید دیگری مبنی بر نظارت بر امور آموزشی رادیو نیز دارد. لرد هال اظهار داشت که این انتخاب نشان می‌دهد بی‌بی‌سی یکی از مسائل مهمّ زمانۀ حاضر را جدّی گرفته است و شخصاً عهده‌دار مدیریت میزگردهایی شده که در اوایل سال آتی با حضور رهبران ارشد مذهبی بریتانیا برگزار خواهد شد. اما بولتون گفته است که هنوز در این زمینه اطمینان کافی وجود ندارد. بولتون که یکی از اعضای «اتّحادیۀ سنفورد سنت‌مارتین» (Sandford St Martin Trust) است که هدف آن افزایش توجّه به دین در برنامه‌های رادیو و تلویزیون است، در شمارۀ جدید مجلۀ «رادیو تایمز» می‌نویسد تصمیمی که برای به مناقصه گذاشتن برنامۀ تلویزیونی «ترانه‌های ستایش» گرفته شده است، زنگ خطر را به صدا درآورده است. او نوشت: "برای تماشاکنندگان چه اهمیتی دارد که تولیدکنندۀ برنامه چه کسی باشد؟! مهم نفس ساخته شدن برنامه است، نه سازندۀ آن... اگر بخواهم رک باشم، باید بگویم که رویکرد کلّی بی‌بی‌سی به دین مرا نگران کرده است. شش ماه از روزی که اسقف کنتربری در همین صفحات از مسئولین برنامه‌های رادیو و تلویزیون خواست تا مسئلۀ دین را جدّی بگیرند گذشته و ظاهراً بی‌بی‌سی اصلاً به سخن ایشان توجّهی نکرده است. بسیاری از هم‌سن‌و‌سالان من زمانی معتقد بودند که تأثیر و نفوذ دین در جهان رو به افول است و لذا توجّه چندانی به آن نکردند... اما حال می‌بینیم که در اشتباه به سر برده‌ایم." بولتون می‌گوید اکنون لازم است که جوانان و مهاجران به نقش حیاتی مسیحیت در شکل‌گیری فرهنگ بریتانیا پی ببرند و مردم از اطلاعات کافی دربارۀ انشعاب شیعه و سنّی برخوردار باشند تا بتوانند امور جاری در خاورمیانه را دنبال کنند. پخش برنامه در حوزۀ دین ربطی به تبلیغ دین ندارد، بلکه هدف بالا بردن اطلاعات و درک مردم است. مسلّماً این یکی از نقش‌های اصلی یک سرویس خبری عمومی است. اما بی‌بی‌سی دارد در این حوزه کم‌کاری می‌کند. بی‌بی‌سی برای همه‌چیز یک سردبیر مخصوص دارد، عجیب است که برای حوزۀ دین و اخلاق مسئول متعهّدی در نظر نگرفته است! اوایل این ماه بی‌بی‌سی اعلام کرد که قصد دارد در مسائل جاری و برنامه‌های مستند بیشتر به مسئلۀ دین بپردازد. یکی از منابع آگاه افزود: "دین از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بی‌بی‌سی می‌تواند و ملزم است تلاش بیشتری صورت دهد تا نقش مهمّ دین در برنامه‌های ما به‌درستی بازتاب داده شود." بولتون دربارۀ برنامه‌های بی‌بی‌سی مبنی بر انتصاب یک مدیر اجرایی ارشد نوشت وظیفۀ این مدیر جدید آن است که در هیئت مدیره ایده‌های جدیدی برای برنامه‌سازی ارائه دهد. چراکه در گذشته هیئت مدیره ایده‌های چندان خلاقانه‌ای برای برنامه‌ها نداشته است. وی افزود: "شاید مسئلۀ نگران‌کننده تعصّبات مسیحی نباشد، بلکه وقتی پای درک و تفسیر جهان معاصر به میان می‌آید، چیزی که نگران‌کننده‌تر است تعصّب برضد جدّی گرفته شدن دین است." ]]> رسانه Fri, 02 Dec 2016 12:57:18 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7002/ حکایت دین و سیاست در مُلک آل سعود http://dinonline.com/doc/report/fa/6996/ حکایت دین و سیاست در کشور آل سعود این روزنامه در صفحه ۱۰ یادداشت دکتر محمدجواد خلیلی با عنوان «دین و سیاست در عربستان» را منتشر ساخته و با اشاره به تاریخ شکل گیری قدرت خاندان آل سعود نوشته است: «عبدالعزیز در سال ١٩٣٠ با کمک انگلستان و در سایه فروپاشی امپراتوری عثمانی و تحولات بعد از جنگ جهانی اول، این پادشاهی را بر تلی از افراط‌گرایی مذهبی و جنگ‌های خونین بنا نهاد. تولد این عنصر نوظهور در بستر جنبش وهابیت و بعد از آن با حضور و فعالیت‌های اخوان التوحید صورت گرفت؛ به‌گونه‌ای که تاکنون نیز دو مفهوم دین و سیاست در عربستان درهم‌تنیده و به هم وابسته هستند.»   نگارنده معتقد است پادشاهان بعدی برای رهاشدن از قید مفاهیم خشک وهابیت و مدرن‌سازی کشور، به‌ویژه در بخش آموزش و نظام قضائی بسیار تلاش کردند، اما هرگز نتوانستند به‌طور کامل از این وضعیت پیچیده رها شوند؛ زیرا کسب مشروعیت مذهبی و مقبولیت سیاسی آنان، وابسته به نظام معرفتی وهابیت است.   این گزارش در بخش هایی به تحولات عمیق و پرحادثه در جریان‌های فکری سیاسی حاضر در عربستان سعودی از دهه ٧٠ به بعد پرداخته و «حضور محمد قطب، برادر سید قطب در دانشگاه‌های عربستان و تأکید وی بر اندیشه توحید قصوری و انتقادات شدید به سیستم حکومتی» و «انقلاب اسلامی ایران» را از عوامل اثر بر شکل‌گیری جریان بیداری اسلامی در عربستان دانسته است.   توضیحاتی پیرامون «وهابیت سنتی»، «سکولارهای سعودی»، «سلفی‌های اصلاح‌طلب»، «نئوسلفی‌ها» و «اسلام‌گرایان لیبرال» نیز بخش های بعدی این گزارش را شامل می شود. نگارنده در جمع بندی مطالب خود نیز آورده است: «درحال‌حاضر نزاعی زیرپوستی بین برخی جریان‌های معتدل‌تر سلفی عربستان در جریان است. همه این گروه‌ها می‌خواهند میوه تحولاتی که از دهه ٧٠ آغاز شد و با عنوان کلی بیداری اسلامی شناخته می‌شود را خود از شاخه جامعه بچینند. این جریان‌ها به‌خوبی می‌دانند طیف نئوسلفی با دست به سلاح بردن در داخل عربستان و اقدامات مسلحانه، عملا نامه تدفین خود را مهر و امضا کردند و دیگر در منظومه قدرت نرم و سخت جامعه عربستان، جایی نخواهند داشت. از سوی دیگر جریان وهابیت سنتی نیز به علت حضور در ساختار تشکیلات رسمی و همچنین جمود فکری، توان نوآوری و بازی‌سازی در عرصه اجتماعی را از دست داده است. تنها گروه‌های اسلام‌گرا یا لیبرالی باقی می‌مانند که توان برقراری رابطه با بدنه جامعه را داشته باشند. بنابراین دو گروه الصحوه با گرایش افرادی مانند سلمان العوده و نیز طیف اسلام‌گرایان لیبرال دو رقیب جدی برای به‌دست‌آوردن شریان اصلی جامعه محافظه‌کار عربستان هستند.»       ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩ... روزنامه شرق در صفحه ۶ از هم نظر بودن الله‌كرم با خلخالی در انكار كوروش خبر داده و در گزارشی نوشته است: «رئیس شورای هماهنگی حزب‌الله با انتشار مطلبی در اینستاگرام خود، به بهانه تجمع روز تولد كوروش در آبان ماه و حواشی آن در پاسارگاد، هویت این پادشاه هخامنشی را زیر سؤال برده و مدعی شده چرا در تاریخ و ادبیات نامی از كوروش نیست.»   در بخش هایی از این نوشته الله کرم می خوانیم:   - ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﻣﻨﺸﻮﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ می‌دونن، ﺑﺎﺭها ﻭ ﺑﺎﺭها «ﻣﺮﺩﻭﮎ» ﺑﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺑﻞ ﺭﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ می‌گوید ﺑﺎ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﻩ؟   - ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ‌ها ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﺎﻋﻈﻤﺘﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﯾﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺪﺍﺩﺵ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺎﺷﻪ!   - هرﭼﯽ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻻﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ هست ﺟﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﻣﻨﺒﻌﺸﻮﻥ ﺗﺎﺭیخ هرﻭﺩﻭﺕ ﻭ ﻧﻘﻞ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ هستش ﮐﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ هستند ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﻨﺸﻮﺭ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ‏(ﻉ‏) ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﮐﺸﻒ ﻭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﺎﺭﯾﺦ هرﻭﺩﻭﺕ همه ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ‌ﺗﺒﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ!!! ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻘﺒﺮﻩ‌ﺍﯼ ﮐﻪ قرن‌ها ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻮﺩﻩ، ﯾﻬﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺷﻒ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﺸﻪ؟ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﭘﻬﻠﻮﯼ!!!! ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ‌ﺷﻨﺎﺳﺎﯼ ﺑﺎهوﺵ ﻗﺒﻠﺶ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ؟؟؟   در بخشی از این گزارش آمده است: «خلخالی هم برخلاف بسیاری از روحانیون نظر مثبتی درباره کوروش نداشت. او در بخشی از رساله خود نوشته است: «راجع به دین پادشاه هخامنشی باید این معنی را اذعان نمود که آنها یک دین مسلم و ثابت نداشته‌اند، بلکه در هر کوره و دوره دین آن مکان و زمان را قبول می‌کرده‌اند و پایبند به هیچ یک از مذاهب نبوده‌اند و برای پیشبرد مقاصد سیاسی و شیطانی خود به آب و رنگ هر مذهبی خود را زینت می‌داده‌اند. همچنان که کوروش برای زئوس، مردوک، مهر، ناهید و افرودیت قربانی می‌کند، با اینکه آنها خدایان ملل مختلف بوده‌اند، مثل ملکه انگلستان در هند شاش گاو را به عنوان تبرک که عقیده بعضی از هندو‌ها است می‌خورد».   صادق خلخالی گرامیداشت روز تولد کوروش را سیاستی استعماری دانسته و نوشته است: «گاهی مردم را به تریاک و زمانی دیگر مردم را به میگساری و موسیقی و هنر و وقت دیگر آنها را به ورزش و میدان المپیک و بار دیگر آنها را به هیپی‌گری و درویشی و عرفان موهومی .... و زمانی به وسیله رمان و تاریخ موهومی و روز تولد موش و سگ و گربه و یا کوروش کبیر مشغول کرده و می‌خواهند که ملت هیچگاه رشد فکری نداشته باشند». خلخالی توصیف کوروش را به تمامی از موضعی خصمانه و مبتنی بر نفی روایت‌های مثبت آغاز کرد و به آنجا رسید که سخن‌گفتن از عظمت دوران حکمرانی او بر ایران را «سیاست استعمار» و «توطئه یهود» دانست. «خلخالی این سخنان را از موضع یک دانش‌آموخته حوزه نوشته بود اما او با این رساله در برابر برخی بزرگان حوزه قرار می‌گرفت. از آن‌جمله علامه طباطبایی بود که کوروش را مصداق «ذوالقرنین» دانسته و نوشته بود: «به هر قومی ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود».   معممی که وعظ و خطبه نمی‌کند شرق در صفحه ۶ نگاهی به کارنامه و مواضع محمود صادقی، هفدهمین رأی تهرانی‌ها در مجلس انداخته و در کنار گزارشی دیگر درباره اقدام دادستانی تهران در بازداشت وی در روز یک شنبه، آورده است: «اول فروردین سال ٤١ در قم به دنیا آمد. پدرش شیخ محمدحسین صادقی از روحانیون بنام و شاگرد امام خمینی بود که پس از انقلاب به ریاست دادگاه انقلاب الیگودرز منصوب شد. ١٩ساله بود که شیخ صادقی- که آن روزها نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی بود- در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در تیرماه ٦٠ به شهادت رسید. پس از شهادت پدر به حوزه علمیه رفت و پس از پایان دوره در حوزه به تدریس شرح لمعه پرداخت. از سال ۶۴ به موازات حوزه وارد دانشگاه تهران و در سال ۱۳۶۹ وارد دانشگاه تربیت مدرس شد تا سال ۷۹ هم دکترایش را گرفت و در همان سال در تربیت مدرس استخدام شد. او تا سال ٨٠ معلم بود اما به دنبال بروز یک عارضه مغزی مجبور به استفاده از واكر شد و به دلیل ابتلا به بیماری، از وظایف خاص روحانیت  که وعظ و خطابه است، بازماند و به همین دلیل دیگر لباس روحانیت را بر تن نکرد.»   این گزارش با مرور سخنان این نماینده مجلس، بخشی از نطق میان‌دستور او در شهریور ٩٥ را یادآور شده که گفته بود: «‌اصرار افراط‌گونه بر اجرای ظواهر دین نتیجه‌ای جز گریزان‌شدن مردم ندارد.»       دیگر عناوین برگزیده «شرق» امروز:   رئیس‌جمهوری: لازم است بنیاد شهید در اسرع وقت، توجه به عزیزانی را که در وقایع تروریستی حله و نیروگاه کرکوک به شهادت رسیده‌اند، طبق ضوابط آن بنیاد، در عداد شهدای انقلاب اسلامی محسوب و توفیق خدمت به خانواده آنان را به کارنامه خدمات بنیاد شهید بیفزاید و ظرف یک ماه اقدامات انجام‌شده را گزارش نماید.     سردار رحیم صفوی: در همین قرن حاضر شاهد برقراری حکومت اسلامی به مرکزیت ایران خواهیم بود.     حجت‌الاسلام علم‌الهدی: تمام مقابله جریانات سیاسی با جریان حزب‌اللهی بر سر همین زندگی رفاه‌زده است. مشکل ما با جریانات ضدارزشی همین است، دعوا بر سر وزارت و وکالت نیست؛ بحث این است که عده‌ای می‌خواهند جامعه را میدان خوش‌گذرانی قرار دهند.       ]]> رسانه Tue, 29 Nov 2016 19:26:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6996/ فیلسوف باید به دنبال چه باشد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/6993/ دیده نشدن، سوزناك‌ترین مرثیه پیامبر اسلام در دنیای فعلی این روزنامه در صفحه ۱۶ یادداشت محمدعلی ابطحی با عنوان «سه مرثیه» را به چاپ رسانده و درباره رسول خدا(ص) نوشته است: «‌ای پیامبر رحمت و محبت، تو در میان مردمی خشن، بی‌فرهنگ و دختركُش، پرچم رسالتت را بلند كردی. خدا وقتی می‌خواهد از زبان تو سخن بگوید، دلیل بعثتت را تمام كردن اخلاق می‌داند. اخلاق یعنی تمام هنجارهایی كه یك جامعه نیاز دارد. خودت به تنهایی آستین بالا زدی تا این جاهلیت عمیق را تبدیل به جامعه مدینه‌النبی كنی. هر جا كه تاریخ تو را می‌خوانیم كیش مهر بودی و محبت. مكه را بی‌خونریزی فتح كردی. خدای مهربانی بر تو وحی می‌فرستاد كه دوست داشت با صفت رحمن و رحیم شناخته شود...»   او بر این باور است که سوزناك‌ترین روضه و مرثیه پیامبر اسلام در دنیای فعلی، آن است كه آن پیامبر رحمت و آن قرآن محبت، دیده نمی‌شود. چرا که «شارلاتان‌هایی با پرچمی به‌نام تو، بی‌رحمانه آدم می‌كشند. سیاهی را رواج می‌دهند. خشونت را به‌نام اسلام ثبت كرده‌اند و افكار عمومی دنیا را پر كرده‌اند از نفرت به اسلام و خشن‌ترین جریانات سیاسی را به سمت دین تو سوق می‌دهند. این بزرگ‌ترین مرثیه برای تو است....»       پست‌مدرنیسم به روایت حسینعلی نوذری روزنامه اعتماد در صفحه ۷ به گزارش سخنرانی «حسینعلی نوذری»، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات پرداخته و روایت او از پست‌مدرنیسم، فرهنگ و اندیشه‌های بودریار را منتشر ساخته است.   در بخشی از مقدمه محسن آزموده بر این گزارش می خوانیم: «از میانه دهه ۱۳۷۰ خورشیدی بود كه مباحث موسوم به پست‌مدرن و پست‌مدرنیسم در ایران رواج بسیار یافت، اگرچه ایرانیان از چند دهه پیش جسته و گریخته با متفكران جدیدی كه درست یا غلط با این صفت خوانده می‌شدند، آشنایی‌هایی داشتند.... در همان سال‌ها نیز بودند محققانی كه جدی‌تر اندیشه پست‌مدرن را دنبال  و آثاری در این زمینه تالیف و ترجمه می‌كردند. با گذر زمان اما مد روشنفكری عوض شد، یعنی نخست مكتب فرانكفورت و نظریه انتقادی و اسم‌هایی چون آدرنو و بنیامین و هابرماس محل توجه قرار گرفت و بعد گرایش به نوچپ‌گرایانی چون ژیژك و بدیو و رانسیر رواج یافت....»      حسینعلی نوذری در این سخنرانی به این نکات اشاره داشته است:   - چرخش فرهنگی در زمره یكی از چرخش‌های اساسی قرن بیستم است. قرن بیستم سده جابه‌جایی‌های پارادایمی اساسی چون چرخش زبان شناسانه، چرخش تاریخ مند، چرخش بسترمند و... است. این چرخش‌ها بیانگر تغییر و تحولاتی است كه هم در صورت بندی‌های اقتصادی- سیاسی رخ داده و هم در الگوهای نظری و باورها و اعتقادات روی داده است.   - كسانی چون لیوتار و دریدا و بودریار در آغاز در چارچوب نظریات كلاسیك حركت می‌كردند اما از سال‌های دهه ۱۹۷۰ شاهد یك چرخش پارادایمی در دیدگاه ایشان هستیم. یعنی این هر سه چهره در سنت كلاسیك ماركسیستی حركت می‌كردند و بر مبنای نظریات ماركسیستی به تحلیل مفاهیم و داده‌ها می‌پرداختند، اما بعدا بر اهمیت فرهنگ و نقش عامل آن در تحلیل مسائل پی بردند، اگرچه هنوز گرایش‌های ماركسیستی در آثار بعدی ایشان نیز محسوس و غیرقابل انكار است.   - فوكو یا دیگر نظریه‌پردازان دوران مدرن مقدار زیادی از تئولوژی و كلام سنتی برای تعریف مفهوم سیاست وام می‌گیرند. بودریار نیز از این مفاهیم تئولوژیك برای تعریف رسانه‌های عصر پساصنعتی یاری می‌گیرد.   - بودریار یك خطر اساسی فرهنگ مسلط خطرناك غربی را این می‌داند كه این فرهنگ به این قانع نیست كه در محدوده مرزهای جغرافیایی و ملی خودش باقی بماند، زیرا این محدود ماندن با خصلت دیگر سرمایه‌داری یعنی جهانی شدن هماهنگی ندارد؛ بنابراین كسانی كه در آن سوی مرزها قرار گرفته‌اند، مثل جوامع جهان دوم و سوم نمی‌توانند از تبعات و دستاوردهای جهانی شدن خود را دور بدارند.     فیلسوف باید به دنبال چه باشد؟ این روزنامه در صفحه ۷ به معرفی پنج کتاب «پراگماتیسم پرسشی گشوده»، «هیدگر و پرسش از بشرانگاری رنسانس»، «كتاب فیلسوف»، «هرمنوتیك، زبان، هنر» و «بررسی تاریخی-فلسفی عدالت» پرداخته و در بخش هایی از آن نوشته است:   پاتنم در كنار نئوپراگماتیست‌های جدید کتاب «پراگماتیسم پرسشی گشوده»، «هیلاری پاتنم» را در كنار نئوپراگماتیست‌های جدید امریكایی مثل ریچارد رورتی قرار داده است. در این كتاب «پاتنم» سعی دارد اهمیت پراگماتیسم را در اندیشه معاصر برای خواننده نشان دهد. برای انجام دادن این كار با رویكرد پراگماتیستی خود از درهم تنیدگی واقعیت و ارزش، تقدم عمل بر نظر و نفوذ پراگماتیست‌های كلاسیك مثل پیرس، جیمز و دیویی در مباحث كنونی فلسفه معاصر دفاع می‌كند.     سوال هایدگر از بشر انگاری موضوع پژوهش كتاب «هیدگر و پرسش از بشرانگاری رنسانس»، به قلم «ارنستو گراسی»، مناسبت دوره معاصر با بشر انگاری ایتالیایی و مسائل آن است. از ابتدای مطالعه و بررسی بشر انگاری در یك قرن پیش، از زمان بوركهارت و ویگت تا كاسیرر، جنتیله و گارین، محققان ذات بشر انگاری را در كشف مجدد انسان و ارزش‌های درون ماندگار او دانسته‌اند. این تفسیر رایج و گسترده برای دلیلی است بر اینكه چرا هایدگر به تكرار با مجادلات و مناقشه‌هایی علیه بشر انگاری به منزله یك انسان گونه انگاری خام درگیر شد. فیلسوف باید به دنبال چه باشد؟ «نیچه» در كتاب «كتاب فیلسوف» می‌نویسد: «در حال حاضر هیچ كس نمی‌داند یك كتاب خوب به چه چیزی شباهت دارد؟ از این طرحی كه در عین شكوفایی متوقف شده است، از این پژوهش گسترده كه شامل رابطه فلسفه با هنر، علم و تمدن است تحقیقاتی بر جای مانده است كه پراكندگی آنها مانع از پیشرفت روح انگیزه نیچه نمی‌شود.» در این اثر، نیچه به مبارزه‌ای بی‌رحمانه علیه گوركنان تفكر می‌پردازد و به فلسفه برای هنرمند بودن اخطار می‌كند؛ چراكه فیلسوف نباید به دنبال حقیقت باشد بلكه باید به دنبال كشف دگرگونی‌های جهان در انسان‌ها باشد.   آداب و گفتگو زبان همان چیزی است كه پیوسته در درون خود جهت‌گیری مشتركی در رابطه با جهان را موجب می‌شود و تاب می‌آورد. گفت‌وگو با فرد دیگر اصولا به هم‌آمیزی اشیا با یكدیگر نیست. به باور «هانس گئورگ گادامر» در این كتاب، مشخصه این تنش‌ها در درون مدرنیته نهفته است كه این شیوه سخن گفتن را كنار می‌نهد. همچنین گفتگو با شخص دیگر، سخن گفتن از گذشته او نیست، بلكه در گفتگو با شخص دیگر، فرد وجه مشتركی را بر می‌سازد و همین هم مورد بحث قرار می‌گیرد.   عدالت «بررسی تاریخ- فلسفی عدالت» عنوان كتابی از «ژرژ دلوه كیو» است كه به تازگی با ترجمه مصطفی یونسی توسط انتشارات پرسش منتشر شده است. این كتاب در محدوده خود به صورت همزمان نظرات مولف به همراه مرور سریع شاخص‌ترین و مهم‌ترین نوشته‌هایی كه تا به امروز (اواسط قرن بیستم) در مورد موضوع عدالت وجود دارند به اقتضای آشنایی مولف با این مقوله عرضه می‌دارد. در اندیشه فلسفی نیمه دوم قرن بیستم فیلسوفانی چون رالز و سندل نیز درباره عدالت آثاری نگاشته اند.       حلقه بر در این‌خانه بیشتر زنم روزنامه اعتماد در صفحه ۸ گزارش فرزانه قبادی زیر عنوان «حلقه بر در این‌خانه بیشتر زنم» را به چاپ رسانده و یك روز را با حال و هوای خادمان حرم رضوی روایت کرده است. او در این گزارش، شنیدن قصه خادمان و روایت‌شان از حال و هوای حرم را شنیدنی توصیف کرده و معتقد است «كلام‌شان پر از ارادت است و لحن‌شان پر از محبت و عشق.»   در بخش هایی از گزارش او که دقایقی پای صحبت‌ دو خادم حرم نشسته است، می خوانیم: «روایت مرد از روزها و شب‌هایی كه در حرم خدمت كرده شیرین و رشك برانگیز است، اما نخستین تجربه‌اش برای خودش آنقدر شیرین است كه حلاوت آن را زیر زبان مزمزه می‌كند و می‌گوید: «نخستین جارویی كه من در روزهای اول خدمتم می‌زدم، آنقدر با عشق بود و با علاقه محكم چوب جارو را در دستم می‌گرفتم و با تمام توانم جارو می‌زدم كه بعد از چند روز دستم تاول زد.» اما عشق در این زمین آسمانی حكومت می‌كند و همین سه حرف كافیست تا تمام سختی‌ها شیرین شود: «شب‌هایی هست كه هوا بسیار سرد است، در صحن اسمال طلایی، ما حوضی داریم كه زمستان‌ها از شدت سرما یخ می‌زند، اما جالب است كه سرما در ساعت‌هایی كه شیفت هستیم اذیت‌مان نمی‌كند، آنقدر كه عشق به خدمت داریم. گرمی عشق امام رضا(ع) ما را كمك می‌كند، گاهی هوا آنقدر سرد است كه داخل صحن هیچ كس نمی‌تواند بایستد، فقط خادمین هستند كه سر پست‌های‌شان حاضرند.... یكی از مواردی كه در نگاه اول در مجموعه خدمتگزاران حرم دیده می‌شود نظم و انضباطی است كه در حضورشان در پست‌ها دارند نظمی كه هم در لباس‌های‌شان مشهود است و هم در حضورشان در محل خدمت، یکی از خدام، برنامه كاری آنها را در طول روز این‌طور توصیف می‌كند: «ساعت ۶صبح كشیك اول شروع می‌شود، تعدادی از خادمان در محل‌هایی كه خدمت دارند مستقر می‌شوند. بقیه افراد برای حضور در مراسم خطبه می‌روند، وقتی خطبه تمام شد، كسانی كه كشیك روز قبل بودند و شیفت‌شان تمام شده، به منزل می‌روند، بقیه افراد هركدام در محل خودشان مستقر می‌شوند، ما هم جاروها را كه جلوی آسایشگاه قرار دارد، بر میداریم. مراسم جاروی صبحگاهی را اجرا می‌كنیم، بعد جاروها را در انبار می‌گذاریم و برای صرف صبحانه می‌رویم، بعد از صرف صبحانه پست را از كسانی كه از ساعت ۶ در محل پست‌شان حاضر بودند، تحویل می‌گیریم و گروه دوم برای صرف صبحانه می‌آیند. تا شب شیفت‌ها دو ساعت به دو ساعت تعویض می‌شود. اما شب پست‌ها سه ساعتی است، تا خادمان بتوانند استراحت كنند. شیفت‌های ۶صبح تا ۶عصر برای كسانی است كه شغل‌شان آزاد است و شرایطش را دارند كه روز بتوانند خدمت كنند، اما شیفت شب حرم مخصوص كسانی است كه كارمند هستند كه از ساعت ۶ شب تا ۶ صبح دو نوبت سه ساعته شیفت می‌دهند. در اوقات استراحت هم معمولا نماز و دعا می‌خوانیم یا اگر فرصت باشد زیارت می‌كنیم.»   در بخش دیگری از این گزارش آمده است: «یكی از طرح‌هایی كه آستان قدس در راستای تشرف هموطنانی كه شرایط حضور در حرم رضوی را به هر دلیلی ندارند، اجرا می‌كند و ۲۷ سال از اجرای این طرح می‌گذرد‌، مراسم معین‌الضعفا است كه در دهه كرامت برگزار می‌شود؛ هدف این برنامه یاری كردن كسانی است كه توانایی مشرف شدن را ندارند، از شهرهای مختلف و روستاهای بسیار دور افتاده، معلولان و سالمندان و بیمارانی كه امكان حضور در حرم را ندارند، یا كسی نیست آنها را برای زیارت حمایت كند، با ویلچر و وسایل نقلیه توسط خدام به زیارت می‌آیند. چند سال پیش یك زوج كهنسال ۹۰– ۸۰ساله كه در یك روستایی دور افتاده زندگی می‌كردند و در تمام عمرشان نتوانسته بودند هزینه سفر به حرم را فراهم كنند، در این طرح وقتی مشرف شدند، زیارت و شوق‌شان دیدنی بود. وقتی خدام با كرامت و عزت از آنها پذیرایی كردند، حس می‌كردند چقدر پذیرفته شده این‌بارگاه هستند.»     نقد کتاب«غرب چگونه غرب شد؟»/  شاید مدارك مهمی در آرشیو شخصی زیباكلام مفقود شده است اعتماد در صفحه ۹ یادداشت كوروش تیموری در نقد كتاب «غرب چگونه غرب شد؟» نوشته صادق زیباكلام را منتشر ساخته و با اشاره به عرضه این کتاب در بهار امسال و رسیدن آن به چاپ سوم افزوده است: «نویسنده در پیش‌گفتار و مقدمه به طور مشروحی علت ارتكاب به فعل تحریر این كتاب را بیان كرده است. دغدغه ایشان این است كه توده مردم و حتی دانشجویان دوره دكترای علوم سیاسی در ایران درك غلطی از غرب دارند. آنان دچار توهم توطئه هستند. تمام خاطرات یا دریافت‌های آنان از غرب مبنی بر تجاوزات، مداخلات، غارت‌ها و دیگر اعمال ننگینی كه چوب لای چرخ تكامل درون‌زای جامعه ایران در دوران معاصر گذاشته، «مجعول، غیرواقعی، ... ساخته و پرداخته ذهنیت خودمان... و بدون كمترین ارتباطی با واقعیت‌ها»ست.»   نگارنده یادداشت بر این باور است که «منظور نهایی از اختصاص ۲۴۵صفحه كتاب به مرور سیر تكامل جوامع غربی، ارایه تصویری شسته رفته و بی‌نقص از نضج و پویندگی و استواری تمدن غرب است. تمدنی كه اگر الگو قرار نمی‌گیرد و اگر نمی‌توان شیفته آن شد، لااقل آنقدر معصوم هست كه از زیر ضرب افكار «متوهم» ایرانی خارج شود. در پایان، خواننده‌ای كه قبلا هیچ مطالعه‌ای در تاریخ تمدن نداشته، درمی‌یابد كه كل «غرب»، در واقع فرهنگسرایی است كه در آن غرفه‌هایی برای ارایه بهترین محصولات فرهنگی، تجاری، صنعتی و مدنی به صورت رایگان به هر بازدید‌كننده‌ای تقدیم می‌شود. موضوع بسیار جالب این‌است كه نویسنده در پیشگفتار اظهار می‌دارد كه تحت فشار ناشر مجبور شده است از ذكر منابع، مراجع و مآخذ كتاب صرف‌نظر كند....»   نگارنده در این یادداشت به این انتقادات نیز پرداخته است: - بررسی مسیر تكامل جامعه اروپایی از بعد اقتصادی- اجتماعی در كتاب، ناچیز و تقریبا هیچ است.   - چشم‌پوشی از موضع‌گیری لوتر و رویدادهای دلخراشی كه او در آنها نقش بارز داشت، در اندازه‌های یك استاد علوم سیاسی نیست.   - در تمام كتاب شما به لغت «امپریالیسم» برنمی‌خورید. این مرحله از رشد سرمایه‌داری كاملا مغفول مانده است. - شاید مدارك مهمی در آرشیو شخصی ایشان مفقود شده یا بخشی از خاطرات ایشان محو شده باشد. مردم به‌یاد می‌آورند عصر روز ۲۶ دی ۱۳۵۷را كه وقتی تیتر درشت «شاه رفت» را دیدند، یك‌صدا فریاد زدند: «بعد از شاه/ نوبتِ / امریكاست!»     دیگر عناوین برگزیده «اعتماد» امروز:  حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رییس‌جمهور: پیش از انقلاب در منزل شهید مطهری جلساتی برقرار بود؛ حتما آن ایام و آن جلسات خاطر برخی دوستان هست و آن قاب «این تذهبون» كه در اتاق خویش نصب كرده بودند. این روزها باید بیش از همه یاد شهید مطهری را زنده نگه داشت و خاطره آن قابی كه در اتاق خویش نصب كرده بود كه: «این تذهبون.»     مجید انصاری، معاون حقوقی رییس‌جمهور: جلوگیری از سخنرانی منطق جاهلیت است و جامعه اسلامی این قبیل حركات و رفتارها را نمی‌پذیرد./ دفاع از آزادی بیان روشنفكری نیست بلكه شیوه پیامبر اعظم(ص) و دفاع از عدالت است و همه موظف هستیم در رفتار فردی، اجتماعی و حتی خانوادگی در هر جایگاهی كه قرار داریم به حلم، بردباری و استقامت پیامبر(ص) اقتدا كنیم.     «فرهنگ امروز» منتشر شد/ پرونده اندیشه این شماره فرهنگ امروز به اندیشه سیاسی توماس هابز اختصاص دارد. پرونده‌ای كه با توجه به سه كتاب لویاتان، بهیموت و شهروند در پی یافتن این پرسش است: توجه دوباره به اندیشه سیاسی هابز تحت تاثیر چه شرایطی رخ می‌دهد؟ ]]> رسانه Tue, 29 Nov 2016 15:46:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6993/ خلخالی؛ از پایکوبی در مدرسه رفاه تا کنج عزلت در قم/ شمار احکام اعدامی که صادر کردم، از دستم در‌رفته است http://dinonline.com/doc/report/fa/6986/ خلخالی؛ از پایکوبی در مدرسه رفاه تا کنج عزلت در قم/ شمار احکام اعدامی که صادر کردم، از دستم در‌رفته است روزنامه شرق که همچون روزنامه اعتماد به نامه نگاری تند یک روحانی گلستانی به علی مطهری و پاسخ او و سخنرانی حاتم قادری در نشست نقد و بررسی کتاب «روشنفکران رذل و مفتش بزرگ» در محل خانه هنرمندان ایران پرداخته، در صفحه ۷ و به مناسبت سالگرد درگذشت شیخ صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب، نگاهی به زندگی و کارنامه او انداخته و در گزارشی به قلم مرجان توحیدی از کودکی او تا رفت‌وآمد به خانه امام را روایت کرده است.   در بخشی از این گزارش آمده است: «محمدصادق صادقی‌گیوی، معروف به خلخالی با استناد به حکم امام خمینی، احکام اعدام را عموما در مدرسه رفاه و علوی و زندان قصر صادر کرد و به یگانه حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب معروف شد، به تاریخ بیست‌وچهارم بهمن ٥٧. شاید کمتر بدانند که آن نماد انقلابی‌گری و اعدام، به شوخ‌طبعی و بذله‌گویی شهره بود، حتی در دادگاه‌ها؛ آن هنگام که با نحوه صدور احکام رو به متهمان و حاضران با آنها شوخی می‌کرد، با لهجه ترکی ملموسی که اصالتش را به رخ می‌کشید و کسی جز انقلابیون حاضر به آن بذله‌گویی‌ها نمی‌خندید. همین روحیه را هم تا پایان عمر خود حفظ کرد؛ حتی در سال‌های گوشه‌نشینی در قم....»   نگارنده در قسمتی دیگر این گزارش با گریزی به جلسه دادگاه نصیری و خسروداد، درباره خلخالی نوشته است: «او از جمله چهره‌هایی است که روز دوازدهم بهمن چشم‌انتظار دیدن امام در مدرسه رفاه هستند. مرحوم مرتضایی‌فر، وزیر شعار، روایت جالبی از بی‌قراری و شعف خلخالی دارد. ظاهرا در گزارشی که دهه فجر در سال ٨٦ از تلویزیون پخش شده، مرحوم مرتضایی‌فر در آن برنامه چنین گفته است: «...ساعت از هشت شب گذشته بود که حضرت امام تشریف آوردند و همه ما از خوشحالی اشک شوق می‌ریختیم و صلوات می‌فرستادیم؛ اما آیت‌الله خلخالی که بیش از همه از دیدن امام و سلامت کامل ایشان خوشحال شده و به وجد آمده بود، ناخودآگاه با همان عبا و عمامه شروع کرد به رقصیدن در جلوی امام! و امام هم از کار ایشان به‌شدت خنده‌شان گرفت و همین موضوع، فضای کل مدرسه رفاه را عوض و شاد کرد».   این گزارش در ادامه به احکام اعدام مهم صادر شده توسط خلخالی، نقش او در تخریب مزار رضاشاه، رد صلاحیت در انتخابات مجالس خبرگان و شورای اسلامی و انزوا و مرگ در قم اشاره کرده و درباره عزل او توسط شهید بهشتی آورده است: «طبق روایت‌های متعدد، مرحوم بازرگان، دکتر ابراهیم یزدی و شهید بهشتی، از جمله مخالفان روند خلخالی در دادگاه‌ها بودند.... روزنامه جام جم به نقل از پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران، مخالفت بهشتی با خلخالی را به روایت ابوالقاسم سرحدی‌زاده، وزیر کار وقت، چنین تعریف می‌کند: «ایشان رئیس دیوان ‌عالی کشور بودند و طبیعی بود که حوادثی که در دستگاه قضائی و جامعه رخ می‌داد، به ایشان منتقل می‌شد. روزی بنده را به دفتر خودشان احضار کردند... با عصبانیت و صدای لرزان نامه‌ای را که در دست داشتند به طرف من پرتاب کردند و گفتند این نامه را بخوان.... ماجرای نامه به‌این‌ترتیب بود که یکی از نگهبان‌های پزشکی قانونی برای شهید بهشتی نامه نوشته بود که در یک شب که من در اینجا نگهبان بودم از دادگاهی که مسئولیت آن با مرحوم آقای خلخالی بود چهار نفر اعدامی را برای ما فرستادند که آنجا بماند تا صبح ببرند و دفن کنند. این چهار جنازه را در سردخانه گذاشتیم نیمه‌های شب از محل نگهداری جنازه‌ها سروصدایی آمد دیدم یکی از این اعدامی‌ها هنوز نیمه‌جان است و من به‌سرعت با آقای خلخالی تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم و آنها هم شبانه دو، سه نفر را فرستادند، فرد نیمه‌جان را با تیر زدند و رفتند. بعد از مدتی که از عصبانیت ایشان کاسته شد به من گفتند فلانی! من باید به این اوضاع خاتمه دهم؛ من بساط این‌گونه دادگاه‌ها را جمع خواهم کرد و تو هم به سهم خود مسئولی و هرگز نباید اجازه رخداد چنین اتفاقاتی را بدهی».       جای خالی فقیه روزآمد شرق، سرمقاله امروز خود را به قلم محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم منتشر ساخته و نوشتار «جای خالی فقیه روزآمد» را با سخنانی از مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی در سال ٩١ آغاز کرده است: «اگر بنده کاری کرده‌ام که نباید می‌کردم یا ترک فعلی کرده‌ام که باید انجام می‌دادم، از همه عذر می‌خواهم، از همه حلالیت می‌طلبم. من از طرف خودم حرف می‌زنم، به دیگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بودیم وضع این نبود؛ ولی گمان می‌کنم همه ما، همه مسئولان، از سابق تاکنون، باید از مردم عذرخواهی کنیم. ضرورت این کار البته برای مسئولانی که در لباس روحانیت‌اند، بیشتر است...»   فاضل‌میبدی با اشاره به «تلاش و تکاپو در خدمات فرهنگی و اجتماعی» و «ویژگی‌های معرفتی و دستگاه فکری» مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی نوشته است: «او با اینکه یک عالم دینی و حوزوی بود و سال‌ها در قم و نجف از مراجع بزرگی مانند آیات عظام بروجردی، داماد و خوئی بهره برده و از سطوح عالی حوزه تا دروس خارج سال‌ها تدریس کرده بود؛ اما آفاق فکری او فراتر از حوزه‌ها گسترش داشت. برای تربیت و اسلامی‌کردن نسل امروز فقط دانش حوزوی به شیوه‌های سنتی را کافی و کارآمد نمی‌دانست.... دنبال راهی بود که با حفظ چارچوب سنت دینی، زبانی نو و روشی کارآمد بجوید تا بتواند نسل بحران‌زده امروز را در بستری انسانی و اسلامی هدایت كند. شبهاتی که همواره بر دین وارد می‌شد، ذهن او را سخت درگیر می‌‌كرد تا راهی علمی بجوید و نسل جوان را در برابر شبهات با برهان قانع كند.»   نگارنده معتقد است «تأسیس دانشگاه مفید - که یکی از دانشگاه‌های معروف و معتبر و شناخته‌شده در سطح جهان است- نتیجه سال‌ها تلاش فکری او بود. همواره می‌کوشید دانش‌آموختگان حوزه را با زبان دانشگاه آشنا كند و شاید نخستین مرجعی بود که استادان برجسته دانشگاه را برای افزایش دانش و بینش طلاب درباره حوزه دعوت کرد که مرکز آن، دانشگاه مفید به شمار می‌رفت.»       مواضع دادستان مشهد؛ چهره تقدیر شده دستگاه قضا این روزنامه در صفحه ۶ و در گزارشی به قلم فرزانه آئینی، از نظرات و اقدامات «غلامعلی صادقی»، دادستان مشهد گفته و در مقدمه آن آورده است: «مدتی است نام مشهد در اخبار بیشتر دیده می‌شود، این پُرخبری نه به دلیل اخبار گردشگری و جایگاه مذهبی‌اش، بلکه به دلیل ممنوعیت‌های نوظهوری است که در کارنامه خراسان ‌رضوی ثبت می‌شود. نقد درباره چرایی ممنوعیت‌های جدید در مشهد فراوان است، اما آنچه دراین‌میان پرتکرارتر و مشترک است، نام دادستان این شهر است....»   در بخشی از این گزارش به لغوشدن کنسرت‌ها در استان خراسان ‌رضوی به عنوان آغاز خبرساز شدن این مسئول قضایی اشاره شده و همچنین آمده است: «قاضی صادقی، رسما از دوم شهریور سال ٩١ سکان‌داری دادستانی مشهد را برعهده گرفت و جانشین «محمود ذوقی» شد. او پیش از این معاون قضائی رئیس کل دادگستری خراسان ‌رضوی بود.  او که از طرفداران اجرای حکم در ملأ عام است، همواره بر «استمرار اجرای احکام در ملأ عام در خراسان‌ رضوی» تأکید می‌کند و می‌گوید ایجاد فضای آرامش‌بخش برای شهروندان از وظایف نهادهای ذی‌ربط و مسئول است و این حق طبیعی مردم شریف و بزرگوار است.  اجرای حکم قطع دست سارقان در ملأ عام، اجرای اعدام در ملأ عام و گرداندن مجرمان در سطح شهر در دوران مدیریتی او در خراسان‌رضوی، رواج بیشتری گرفته است....»   در این گزارش نگاهی به مواضع دادستان مشهد نیز انداخته شده و از قول او به این نکات اشاره شده است:  - امروز تمام جامعه از بدحجابی رنج می‌برند، ولی نباید در این موقعیت‌ها تماشاچی بود و این موضوعات را به مسائل سیاسی گره زد، بلکه باید از تمام ظرفیت جمهوری اسلامی در پیشبرد این مقوله استفاده کرد.  - از مبلغانمان می‌خواهیم تا با سخنان نیکو و حرکاتی شایسته و به‌دور از رفتارهای ناشایست اقدام به جذب افراد کنند تا هرچه‌سریع‌تر بتوانیم از بی‌حجابی و بدحجابی فاصله بگیریم.  - همه کنسرت‌ها در خراسان‌ رضوی لغو می‌شوند. متأسفانه برخی دستگاه‌ها به هر دلیلی که خودشان می‌دانند، ممنوعیت در اجرای کنسرت‌ها را رعایت نمی‌کنند و با فروش بلیت و اخذ پول از مردم توقعی را برای آنها ایجاد می‌کنند و خود این دستگاه‌ها باید پاسخ‌گوی گلایه‌های مردم باشند.   - برگزارنشدن کنسرت در مشهد مطالبه درست مردم، حوزه علمیه و علما و مردم متدین مشهد است، مطالبه مردم متدین و علما براساس قانون و شرع است، آن‌هم قانونی که از فیلتر شورای نگهبان گذر کرده است.       پیشنهاد توسل به احکام ثانویه و حکومتی برای رعایت عدالت میان زنان و مردان روزنامه شرق در صفحه ۲۰ یادداشت آذر منصوری با عنوان «زن ایرانی و مطالباتی که معوق مانده» را منتشر ساخته و با درخور و قابل دفاع ندانستن جایگاه امروز زنان ایران با وجود همه تلاش‌ها در صد سال اخیر، از «نابرابری‌های حقوقی میان زن و مرد» و «وجود کلیشه‌های جنسیتی» به عنوان مهم‌ترین چالش‌ها و مشکلات زنان ایران یاد کرده است.   او در بخشی از این یادداشت آورده است: «چرا نه ایران پس از مدرنیسم و نه ایران پس از انقلاب اسلامی نتوانسته تبعیض‌ها و شکاف‌های موجود علیه زنان را در سطحی پذیرفتنی کاهش دهد؟ مگر پس از انقلاب اسلامی قرار نبود زنان ایران در مقدرات اساسی مملکت دخالت داشته باشند و رهبر انقلاب اسلامی خواهر طاهره دباغ را به‌همراه دو مرد برای دیدار گورباچف نفرستاد؟ مگر در قانون اساسی جمهوری اسلامی، هم در مقدمه و هم اصول مترقی ۲۰ و ۲۱ بر جایگاه والای زنان تأکید نشده است؟»   نگارنده معتقد است «در موارد نابرابری حقوقی میان زنان و مردان، فقهای نواندیش و روشنفکران دینی باید با اجتهاد پویا در فروع و اجتهاد در مبانی، این ابهام‌ها را رفع كنند و در کوتاه‌مدت می‌توان به‌جای قانون‌گذاری بر مبنای احکام سنتی، با توسل به احکام ثانویه و احکام حکومتی، هم از سر اضطرار و هم مصلحت، نظام حقوقی را در جهت رعایت عدالت میان زنان و مردان تغییر داد.»     ]]> رسانه Sat, 26 Nov 2016 21:42:44 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6986/ حاتم قاد‌‌‌‌ری: مشكلی اساسی بر سر راه غایت‌اند‌‌یشی بشر وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ http://dinonline.com/doc/report/fa/6985/ جدال قلمی یک روحانی و علی مطهری/شما را قطعا نجس می‌د‌‌انم/ شما هم به كمك براد‌‌رانتان د‌‌ر موصل بشتابید‌‌ روزنامه اعتماد در صفحه ۲ از نامه تند‌‌ و تیز احمد‌‌رضا احمد‌‌ی، رییس ستاد‌‌ قومی-مذهبی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان گلستان به علی مطهری نوشته و از قول او به این نکات اشاره نموده است:   - مبانی اند‌‌یشه شما نه‌تنها با اند‌‌یشه‌های بلند‌‌ علامه مطهری میزان نیست، بلكه مغایر با آن اند‌‌یشه‌های ناب است.   - شما بیشترین آسیب را بعد‌‌ از د‌‌و جریان تروریسم و ماتریالیسم، به جایگاه رفیع اند‌‌یشه زلال شهید مطهری زد‌‌ه‌اید‌‌.   - معتقد‌‌م كسانی كه امروز شما را به مرحله‌ای از انحطاط فكری رساند‌‌ه‌اند‌‌ كه به امام واجب التعظیم اهانت كنید،‌‌ حتما و قطعا به اند‌‌یشه شهید‌‌ مطهری اعتقاد‌‌ی ند‌‌ارند‌‌ كه هیچ؛ بلكه كثیری از آنان به تمسخر آن بزرگ اند‌‌یشمند‌‌ معاصر اقد‌‌ام می‌كنند‌‌.   - سهم شما د‌‌ر انحراف نسل نوپای جامعه د‌‌رخور تامل است.   - تعجب من از سكوت عالمان و مراجع تقلید‌‌ د‌‌ر برابر این گفته‌های نابخشود‌‌نی است و من كه خود‌‌ از طلاب د‌‌انش‌آموخته حوزه مقد‌‌سه قم هستم اگر چنانچه د‌‌ر شرایطی قرار گیرم كه به شما د‌‌ستی بد‌‌هم حتما پس از آن، د‌‌ستان خود‌‌ را خواهم شست زیرا مبتنی بر مبانی فقهی و كلامی، شما را بعد‌‌ از این اهانت به معصوم (اگر د‌‌ر مقامی نباشم كه شما را مستحق اعد‌‌ام بد‌‌انم كه این مقام د‌‌ر حاكم شرع منحصر است؛ اما) قطعا نجس می‌د‌‌انم. مگر توبه كنید‌‌.   علی مطهری نیز در پاسخ اینستاگرامی به نامه تند‌‌ احمد‌‌ی نوشته است: - استاد‌‌ مطهری به ماتریالیسم و تروریسم آسیب وارد‌‌ كرد‌‌ نه آنها به اند‌‌یشه ایشان، و قضاوت اینكه من آسیب زد‌‌ه‌ام یا نه با مرد‌‌م است.   - سخن از اهانت به امام رضا علیه‌السلام به میان آورد‌‌ه‌اید‌‌. آیا بیان مشروع بود‌‌ن و احتمال شركت حتی معصوم د‌‌ر برنامه‌ای كه مثلا یك شعر عرفانی حافظ را با نوای خوش بخوانند‌‌، اهانت به ساحت معصوم است؟ اشكال شما این است كه امام معصوم را د‌‌ر پشت ابرها تصور می‌كنید‌‌ نه الگو و نمونه و قابل پیروی كه ما باید‌‌ خود‌‌ را مانند‌‌ او بسازیم.   - گله كرد‌‌ه‌اید‌‌ كه چرا مراجع تقلید‌‌ بند‌‌ه را تكفیر نكرد‌‌ه‌اند‌‌؟ پاسخ این است: به این د‌‌لیل كه آنها مرجع تقلید‌‌ و اسلام‌شناس‌اند‌‌، اگر بنا بود‌‌ مانند‌‌ شما باشند‌‌ كه د‌‌یگر مرجع نبود‌‌ند‌‌.   - نوشته‌اید‌‌ كه د‌‌ستان خود‌‌ را پس از مصافحه با من خواهید‌‌ شست چون بند‌‌ه را نجس می‌د‌‌انید‌‌. خیال‌تان را راحت كنم كه من اصلا با فرد‌‌ی مانند‌‌ شما مصافحه نخواهم كرد‌‌ تا نیاز به شستن د‌‌ست‌های‌تان باشد‌‌، ‌بهتر است روح و روان‌تان را از حقد‌‌ها و كینه‌ها و هواهای نفسانی بشویید‌‌.   - گفته‌اید‌‌ «اگر د‌‌ر مقامی نباشم كه شما را مستحق اعد‌‌ام بد‌‌انم، قطعا نجس می‌د‌‌انم». این سخن شما آن مثل معروف را تد‌‌اعی می‌كند‌‌ كه خد‌‌ا فلان حیوان را شناخت كه به او شاخ ند‌‌اد‌‌. خوشحالم كه حاكم شرع نیستید‌‌ والا اكثر مرد‌‌م را تكفیر و اعد‌‌ام می‌كرد‌‌ید‌‌.   - روحیه شما با گروه تكفیری صهیونیستی د‌‌اعش سازگار است، خوب است به جای ماند‌‌ن د‌‌ر استان گلستان به كمك آنها د‌‌ر موصل بشتابید‌‌ كه براد‌‌ران شما د‌‌ر آنجا سخت د‌‌ر خطرند‌‌.       حاتم قاد‌‌‌‌ری: روشنفكران فكر می‌كنند‌‌‌‌ تایید‌‌‌‌ شد‌‌‌‌ه تاریخند‌‌‌‌/مشكلی اساسی بر سر راه غایت‌اند‌‌یشی بشر وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ اعتماد در صفحه ۹ سخنان حاتم قاد‌‌‌‌ری د‌‌‌‌ر نشست «روشنفكران از خیرخواهی تا اقتد‌‌‌‌ارگرایی» برای نقد‌‌‌ و بررسی كتاب «روشنفكران رذل و مفتش بزرگ» نوشته د‌‌‌اریوش مهرجویی را منتشر ساخته و در مقدمه آن آورده است: «این كتاب چنان كه خود‌‌‌ مهرجویی د‌‌‌ر پیشگفتار آن می‌گوید‌‌‌، ابتد‌‌‌ا برای پایان‌نامه كارشناسی د‌‌‌ر رشته فلسفه از د‌‌‌انشگاه (UCLA) د‌‌‌ر سال ١٣٤٧ تنظیم شد‌‌‌ه است كه با افزود‌‌‌ه‌ها و كاست‌هایی منتشر شد‌‌‌ه است. د‌‌‌و فصل اول كتاب به شخصیت‌های برجسته رمان‌های د‌‌‌استایوفسكی به ویژه د‌‌‌ر «جنایت و مكافات» و شاهكارش «براد‌‌‌ران كارامازوف» می‌پرد‌‌‌ازد‌‌‌ و مهرجویی با توانمند‌‌‌ی و زیبایی از بعد‌‌‌ی فلسفی این شخصیت‌ها را واكاوی می‌كند‌‌‌ و نبوغ د‌‌‌استایوفسكی و شخصیت پیامبرگونه او را كه حواد‌‌‌ث بزرگ و خونبار قرن بیستم را پیشگویی می‌كرد‌‌‌، به مخاطب نشان می‌د‌‌‌هد‌‌‌. فصل سوم این كتاب راجع به توتالیتاریسم است و مهرجویی د‌‌‌ر این فصل ساختار نظام‌های توتالیتر و اید‌‌‌ئولوژی‌های ویرانگر و خونبار قرن بیستم را توضیح می‌د‌‌‌هد‌‌‌ و د‌‌‌ر فصل پایانی ترور و وحشت د‌‌‌ر نظام‌های توتالیتر به ویژه نظام شوروی سابق و حكومت استالین را واكاوی می‌كند‌‌‌.»   در بخش هایی از سخنرانی قادری می خوانیم: - برخی شخصیت‌های آثار د‌‌‌‌استایوفسكی د‌‌‌‌ر عین خشونت و غلیان اعتراض و عصیان، روی زمین زانو می زنند‌‌‌‌ و زمین را می بوسند‌‌‌‌. میل عجیب این افراد‌‌‌‌ به خشونت و پرسش بنیاد‌‌‌‌ینی كه د‌‌‌‌رباره د‌‌‌‌غد‌‌‌‌غه‌های وجود‌‌‌‌ی انسان از جمله د‌‌‌‌ین، معنا و خد‌‌‌‌ا د‌‌‌‌ارند‌‌‌‌ به ما این فرصت را می‌د‌‌‌‌هد‌‌‌‌ میان این شخصیت‌ها و فضای روشنفكری قبل از انقلاب ایران و حتی د‌‌‌‌و د‌‌‌‌هه ابتد‌‌‌‌ای انقلاب مقایسه‌ای انجام د‌‌‌‌هیم.   - تفاوت عمد‌‌‌‌ه روشنفكر د‌‌‌‌استایوفسكی و روشنفكران ایرانی این است كه اولی پرسش‌آلود‌‌‌‌ بود‌‌‌‌ و د‌‌‌‌ومی پاسخ‌آلود‌‌‌‌. خود‌‌‌‌ من وقتی جوان بود‌‌‌‌م، البته روشنفكر نبود‌‌‌‌م اما به فضاهای روشنفكری تعلق خاطر د‌‌‌‌اشتم و آن موقع همه ما فكر می‌كرد‌‌‌‌یم كافی است فرصتی ایجاد‌‌‌‌ شود‌‌‌‌ تا بتوانیم د‌‌‌‌ست د‌‌‌‌ر جیب‌های تئوریك و اید‌‌‌‌ئولوژیك‌مان ببریم و نه فقط پاسخ پرسش‌های جامعه ایران كه كل جامعه بشری را بیرون بیاوریم.   - شاید‌‌‌‌ از خود‌‌‌‌گذشتگی‌ها، زند‌‌‌‌ان رفتن‌ها، تحمل شكنجه و تبعید‌‌‌‌ از سوی روشنفكران به د‌‌‌‌لیل این بود‌‌‌‌ كه خیال می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ روشنفكران ما كسانی هستند‌‌‌‌ كه تایید‌‌‌‌ شد‌‌‌‌ه تاریخ، هستی یا خد‌‌‌‌اوند‌‌‌‌ هستند‌‌‌‌، كسانی كه فكر می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ یا د‌‌‌‌ر مسیر ماتریالیسم تاریخی ماركس قد‌‌‌‌م برمی‌د‌‌‌‌ارند‌‌‌‌ یا د‌‌‌‌ر مسیر هابیل و قابیل و جناح حق الهی. مهم این است كه هر د‌‌‌‌و جناح تصور می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ به نوعی تایید‌‌‌‌ شد‌‌‌‌ه هستند‌‌‌‌ و گویی كه انرژی و تفكر خود‌‌‌‌ را از همین تایید‌‌‌‌شد‌‌‌‌گی می‌گرفتند‌‌‌‌.   - من پس از سال‌ها به این نتیجه رسید‌‌‌‌م كه مشكلی اساسی بر سر راه غایت‌اند‌‌‌‌یشی بشر وجود‌‌‌‌ د‌‌‌‌ارد‌‌‌‌ و آن اینكه بسیاری تصور می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ می‌توانند‌‌‌‌ صورت‌بند‌‌‌‌ی‌هایی د‌‌‌‌اشته باشند‌‌‌‌ كه غایات مطلوب بشر را از آن خود‌‌‌‌ كند؛ گویی آن غایات آخرت‌ها و نهایت‌هایی د‌‌‌‌ر انتظار كشف شد‌‌‌‌ن، به د‌‌‌‌ست آورد‌‌‌‌ن و فهم شد‌‌‌‌ن هستند‌‌‌‌ و وقتی این غایات را بفهمیم می‌توانیم مسیر راه را براساس آنها تعیین كنیم و د‌‌‌‌ر این مسیر فد‌‌‌‌اكاری را هم می‌پذیریم.   - برخی روشنفكران ما د‌‌‌‌ر عین اینكه بسیار متعهد‌‌‌‌انه عمل می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ و تصور می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ باید‌‌‌‌ د‌‌‌‌رباره هر چیزی نظر بد‌‌‌‌هند‌‌‌‌، مقید‌‌‌‌ به نقشه راه نبود‌‌‌‌ند‌‌‌‌. منظور من جلال آل‌احمد‌‌‌‌ است. او به تعبیری د‌‌‌‌چار نوعی سرگشتگی بود‌‌‌‌، به براند‌‌‌‌ازی نظام علاقه د‌‌‌‌اشت.... اما آل‌احمد‌‌‌‌ كجا و كسی مثل شریعتی كجا كه گویی نقشه راه را د‌‌‌‌ر د‌‌‌‌ست د‌‌‌‌اشت؟ یا آل‌احمد‌‌‌‌ كجا و جریانات چریكی كجا؟   - برای من، روشنفكران زمان شاه با همه صورت‌بند‌‌‌‌ی‌ها، تلاش‌ها و رنج‌های‌شان روشنفكری را ساد‌‌‌‌ه كرد‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌ند‌‌‌‌، به این معنا كه غایات مشخص، صورت‎بند‌‌‌‌ی مشخص و فد‌‌‌‌اكاری مشخص برای به حركت د‌‌‌‌رآورد‌‌‌‌ن گرد‌‌‌‌ونه كافی است. ماركسیست‌ها هم می‌گفتند‌‌‌‌ چرخ كوچك چرخ بزرگ را به گرد‌‌‌‌ش د‌‌‌‌ر می‌آورد‌‌‌‌ و همه‌چیز خوب می‌شود‌‌‌‌. زمان شاه ما روشنفكران د‌‌‌‌یگری به جز سارتر هم د‌‌‌‌ر اروپا د‌‌‌‌اشتیم مثل ریمون آرون، ولی صد‌‌‌‌ای‌شان د‌‌‌‌ر ایران شنید‌‌‌‌ه نمی‌شد‌‌‌‌. توجه د‌‌‌‌اشته باشید‌‌‌‌ كه حرف من انكار روشنفكری قبل از انقلاب نیست بلكه معتقد‌‌‌‌م ما به جهت تئوریك معضل تاریخی د‌‌‌‌یرپایی سر راه بشر د‌‌‌‌اریم كه توضیح آن د‌‌‌‌ر نشستی یكی د‌‌‌‌و ساعته ممكن نیست.   - مشكل روشنفكران ما این بود‌‌‌‌ كه تصور می‌كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌ جامعه رها شد‌‌‌‌ه نیاز به انسان‌های رها شد‌‌‌‌ه د‌‌‌‌ارد‌‌‌‌.   - مهرجویی د‌‌‌‌ر سینمایش كار روشنفكری و روشنفكران را نقد‌‌‌‌ كرد‌‌‌‌ه است و از سوی د‌‌‌‌یگر سینمای او كار روشنفكری كرد‌‌‌‌ه است. تشریح و تحلیل طبقه بی‌طبقه روشنفكران نیازمند‌‌‌‌ تحلیل نظری است.       این دو د‌ین را نرد‌بان قد‌رت و ثروت نكرد‌ند‌ سرمقاله امروز روزنامه اعتماد به بیان وجوه مشترک مرحوم آیت‌الله عبدالكریم موسوی‌اردبیلی و مرحوم سلیم موذن‌زاده اردبیلی در عین تفاوت جایگاه آنان پرداخته و آیت الله موسوی اردبیلی را «نقطه تلاقی امور به ظاهر گوناگون ازجمله فقاهت و سیاست؛ صریح بودن و متانت و ادب؛ انقلابی بودن و اعتدال و حتی محافظه‌كاری؛ نوگرایی و سنت‌گرایی» دانسته و توجه ایشان به نوگرایی اجتماعی و دینی را از خصایص برجسته دانسته است.   در بخشی از این نوشتار می خوانیم: «ایشان با تاسیس دانشگاه مفید، در زمینه علوم دینی و اسلامی مسیرنوگرایی را پیش گرفت....كسانی كه با نگرش فقهی ایشان آشنا هستند به خوبی می‌دانند كه این نوگرایی به معنای روگردانی از سنت فقهی حوزه نبود و از این نظر می‌توان ایشان را به نسبت محتاط و در كنار سنت فقهی حوزه طبقه‌بندی كرد و برخلاف برخی دیگر از فقها كه با نگاه سنتی فاصله پیدا كردند، ایشان این فاصله را ایجاد نكرد. این یادداشت در مقام دفاع از نگاه سنتی یا نوگرا در فقه نیست، قصد اصلی توضیح ویژگی مهم فردی است كه در كنار تاسیس مدارس و دانشگاه مفید، همچنان پاسدار سنت‌های فقهی مانده بود.» این روزنامه در بیان اشتراکات این د‌و، تعهد‌ خالصانه و معنوی د‌ینی آنان و ایفای نقش موثر و ماند‌گار د‌ر این تعهد‌ را ستوده و آورده است: «هر د‌و مراتب پای‌بند‌ی اخلاقی خود‌ را بر هر چیز د‌یگری ترجیح د‌اد‌ند‌ و د‌ین را نرد‌بان قد‌رت و ثروت نكرد‌ند‌. همه این وجوه مشترك خود‌ را د‌ر یك وضعیت مشابه برای این د‌و نشان د‌اد‌ و آن، ناد‌ید‌ه گرفتن نسبی آنان د‌ر رسانه عمومی بود‌. شاید‌ این وجه مشترك بهتر از هر چیز د‌یگر بیان‌كنند‌ه تفاوت آنان با د‌یگران است.»       رسانه ملی یا رسانه سیاسی اعتماد در صفحه ۱ یادداشت «احمد مازنی»، عضو كمیسیون فرهنگی مجلس با عنوان «رفتار عجیب صدا و سیما» را درباره عملكرد رسانه ملی در اطلاع‌رسانی و همراهی با سه اتفاق «رحلت آیت‌الله موسوی‌اردبیلی»، «انفجار تروریستی در حله عراق و شهادت ده‌ها نفر از هموطنان‌» و «حادثه برخورد دو قطار مسافربری در سمنان و كشته شدن نزدیك به ٤٠ نفر دیگر از آنها» به چاپ رسانده و آورده است: «هرچند در رابطه با رحلت آیت‌الله موسوی‌اردبیلی، در دو روز گذشته خبرهایی از تشییع جنازه ایشان پخش شد اما جا داشت تا رسانه ملی در برنامه‌هایی مبسوط به ابعاد مختلف زندگی این یار دیرین امام بپردازد.... انتظار می‌رفت در ٤٨ ساعتی كه رییس‌جمهور به عنوان مقام دوم كشور عزای عمومی اعلام كردند نشانه‌ای از این امر در برنامه‌ها محسوس باشد كه این‌گونه نبود.»   نگارنده معتقد است «طبیعی است افكار عمومی دچار این شبهه می‌شوند كه چطور در مسائل كوچك‌تر گاهی صدا و سیما همه شبكه‌ها را درگیر می‌كند اما در مسائل وطنی مانند رحلت آیت‌الله موسوی‌اردبیلی یا حادثه‌های عراق و سمنان واكنش مناسبی صورت نمی‌گیرد. این امر این شایبه را ایجاد می‌كند كه شاید رویكردهای سیاسی در صدا و سیما بی‌تاثیر نبوده است.»     این روزنامه در صفحه ۱۶ نیز در مطلبی با عنوان «یخ‌زدگی در اخبار تلویزیون» یادداشت های کوتاهی از «علی اكبرقاضی‌زاد‌‌‌‌ه»، «عبد‌‌‌‌الله ناصری» و «غلامعباس توسلی» به عنوان کارشناسان رسانه و استادان دانشگاه به چاپ رسانده که در آنها به این نکات اشاره شده است: علی اكبرقاضی‌زاد‌‌‌‌ه: صد‌‌‌‌ا و سیما د‌‌‌‌ر حال فاصله گرفتن از افكار بخشی از مرد‌‌‌‌م است و این رفتار تصمیم خیلی بد‌‌‌‌ و غیرمرد‌‌‌‌می است.   عبد‌‌‌‌الله ناصری: نپرد‌‌‌‌اختن به ارتحال آیت‌الله موسوی ارد‌‌‌‌بیلی از سوی صد‌‌‌‌ا‌وسیما د‌‌‌‌ر چند‌‌‌‌ روز گذشته امری بد‌‌‌‌یهی است، چراكه ایشان د‌‌‌‌ر بین مراجع قم جزو مراجع اصلاح‌طلب بود‌‌‌‌ند‌‌‌‌ و طبیعی است كه صد‌‌‌‌ا و سیما رحلت ایشان را د‌‌‌‌ر حد‌‌‌‌ یك اتفاق ساد‌‌‌‌ه پوشش د‌‌‌‌هد‌‌‌‌ و با وجود‌‌‌‌ اعلام د‌‌‌‌و روز عزای عمومی برنامه‌های مرسوم و تحلیلی د‌‌‌‌ر این مورد‌‌‌‌ تولید‌‌‌‌ نكند‌‌‌‌.   غلامعباس توسلی: وقتی رسانه‌ای نام «ملی» را می‌گیرد‌‌‌‌ و رفتارش «ملی» نیست و سلیقه‌محور و براساس خواست قشر كوچك و خاصی از جامعه رفتار می‌كند‌‌‌‌، بزرگ‌ترین ضربه به جامعه وارد‌‌‌‌ می‌شود‌‌‌‌. چون مرد‌‌‌‌م می‌بینند‌‌‌‌ كه صد‌‌‌‌ای آنها از طریق رسانه‌ای كه ملی می‌خوانند‌‌‌‌، منعكس نمی‌شود‌‌‌‌ و بی‌اعتماد‌‌‌‌ی به جامعه وارد‌‌‌‌ می‌شود‌‌‌‌.       اشک آیت الله برای آیت الله این روزنامه در صفحه ۲ با چاپ گزارشی از ود‌اع باشكوه مردم با آیت‌الله موسوی‌ارد‌بیلی د‌ر قم، از «اشك آیت‌الله شبیری بر پیکر رفیق د‌یرینه» نوشته و آورده است: «حكایت تلخی است؛ فقد‌ان مرد‌ان آن جمع سه‌نفره‌ای كه «د‌وستی چند‌ د‌هه‌ای» خود‌ را با «بغض جد‌ایی» پایان د‌اد‌ند‌؛ بغضی كه باز هم بر گلوی آیت‌الله شبیری‌زنجانی سنگینی می‌كند‌ و صد‌ایی لرزان را د‌ر روز ود‌اع با د‌وست د‌یرینه، نصیب او می‌سازد‌. او كه پس از بد‌رقه ٦ سال پیش آیت‌الله منتظری، بر پیكر د‌ومین رفیق ٧٢ ساله خود‌ نیز نماز میت به جای می‌آورد‌، حالا تنها بازماند‌ه آن عكسی است كه از د‌وستی‌ این سه نفر ثبت می‌شود‌؛ عكسی كه نشان از عمق رفاقت چند‌ین د‌هه‌ای یاران امام و انقلاب د‌ارد‌.»   این گزارش با اشاره به حضور چهره های اصلاح طلبی همچون بهزاد‌ نبوی، عبد‌الله نوری، مصطفی تاجزاد‌ه، محسن آرمین و... در این مراسم به جبران همه مهربانی‌های این سنگ صبور اصلاح‌طلبان، از قول یاد‌گار امام به نقل از صفحه اینستاگرام وی آورده است: «د‌ر میانه نماز میت، وقتی استاد‌ بزرگوارمان آقای شبیری به فرازی رسید‌ند‌ كه د‌ر آن می‌خوانیم «اللهم ان هذا المسجی... » بغض بر صد‌ای‌شان مستولی شد‌ و احساس كرد‌م كه گریه می‌كنند‌. یاد‌م افتاد‌ كه این بزرگوار بیش از ٧٠ سال است كه با آن مرحوم رفاقت د‌اشته و روشن است كه ود‌اع با رفیق چه میزان د‌شوار است....»   این گزارش همچنین در خاتمه با عادی توصیف کردن رفتارهای د‌وگانه رسانه ملی برای خیلی از ایرانی‌ها، نوشته است: «به نظر می‌رسید‌ د‌ر د‌وره جد‌ید‌ از فعالیت‌های سازمان صداوسیما، امور به نحو بهتری د‌ر حال شكل‌گیری باشد‌ اما رحلت آیت‌الله موسوی‌ارد‌بیلی، گویای اد‌امه وضعیت به همان منوال گذشته بود‌....»       باید مرگ محتوم‌ داعش را تسریع بخشیم اعتماد در صفحه ۱ یادداشت «داعش از خط قرمز ما عبور كرده است» به قلم «محمد كاظمی»، نماینده مجلس را منتشر ساخته و اقدام این گروه تروریستی در به شهادت رساندن زایرین ایرانی در حله عراق را سزاوار «مشت آهنین ملت ایران» دانسته و نوشته است: «ما ضمن اینكه باید اقدامات امنیتی پیرامون همه اتباع كشور در هركجا كه هستند را تشدید كنیم، حق داریم علیه هر گروه تروریستی كه از خطوط قرمز ما عبور كند جدا وارد عمل شویم و مرگ محتوم‌شان را تسریع بخشیم.»   او همچنین با اعتراض به تفاوت قائل شدن برخی از مدعیان حقوق بشر در برخورد با اعمال تروریستی در اروپا و کشورهای اسلامی افزوده است: «از داعش خون آشامی كه كوچك‌ترین معیارهای اخلاقی و انسانی و مذهبی را بر‌نمی‌تابد انتظاری نیست، انتظار از جهانی است كه دور یا نزدیك، مستقیم یا غیرمستقیم در به وجود آوردن یك گروه تبهكار و وحشی سهیم بوده و بعضا به این سهم خود اعتراف هم كرده است. هنوز موج محكومیت این حادثه آنچنان كه باید در جهان مشاهده نشده است و دولت‌ها حتی ابراز همدردی با ملت ایران نكرده‌اند....»       جلایی‌پور: ملی‌گرایی افراطی و تحقیر اعراب نقد‌‌‌كرد‌‌‌نی است روزنامه اعتماد در صفحه ۷ مقاله محمد‌‌‌رضا جلایی‌پور، جامعه‌شناس با عنوان «تصویرسازی‌های كاریكاتوری» را منتشر ساخته و ١٠ نقد‌‌‌ به سخنان اباذری د‌‌‌رباره نئولیبرالیسم و فاشیسم مطرح ساخته است.   جلایی‌پور که معتقد است سخنرانی اباذری، د‌‌‌رباره فاشیسم و نئولیبرالیسم د‌‌‌ر ایران و امریكا، منشا گفت‌وگوهای مباركی د‌‌‌ر عرصه عمومی شده در بخش هایی از این نوشتار آورده است:   ‌‌‌- با این مد‌‌‌عای محوری اباذری كاملا موافقم كه د‌‌‌ولت‌های بعد‌‌‌ از جنگ حق توجه به فقرا و مسائل بی‌‌پناه‌ترین و فرود‌‌‌ست‌ترین ایرانیان را اد‌‌‌ا نكرد‌‌‌ه‌اند‌‌‌. - ناامید‌‌‌ی و بی‌اعتماد‌‌‌ی به سازوكار نظام اقتصاد‌‌‌ی نوعی آتش زیرخاكستر است كه می‌تواند‌‌‌ هزینه‌های سهمگینی د‌‌‌اشته باشد‌‌‌.... بهار عرب نیز تا حد‌‌‌ی ناشی از این احساس د‌‌‌ر جوانان این جوامع بود‌‌‌.   - اینكه اباذری و برخی منتقد‌‌‌ان چپ‌گرای سیاست‌های اقتصاد‌‌‌ی د‌‌‌ولت، نظام اقتصاد‌‌‌ی ایران را یك نظام نئولیبرال می‌خوانند‌‌‌، اد‌‌‌عای عجیب و غیرقابل د‌‌‌فاعی است. می‌توان بخشی از سیاست‌های نئولیبرالی د‌‌‌ر اقتصاد‌‌‌ ایران را نقد‌‌‌ كرد‌‌‌ و د‌‌‌ر عین حال منتقد‌‌‌ استفاد‌‌‌ه د‌‌‌شنام‌گونه‌ و غیرد‌‌‌قیق از برچسب نئولیبرال‌ بود‌‌‌.   - اقتصاد‌‌‌ ایران را به طور كلی نمی‌توان نئولیبرال یا سوسیالیستی-د‌‌‌ولتی خواند‌‌‌، همانطور كه حكومت ایران را نمی‌توان یك د‌‌‌ولت كاملا د‌‌‌موكراتیك یا اقتد‌‌‌ارگرا محسوب كرد‌‌‌. د‌‌‌ر ایران برخی سیاست‌های نئولیبرالیستی (مثل مقررات‌زد‌‌‌ایی و خصوصی كرد‌‌‌ن صنایع) و سوسیالیستی (مثل افزایش سطح پوشش بیمه د‌‌‌رمانی و آموزش همگانی) همزمان پیشروی كرد‌‌‌ه‌اند‌‌‌. منتقد‌‌‌انی همچون اباذری فقط نیمی از این تصویر را می‌بینند‌‌‌ و د‌‌‌ر توصیف همان نیمه نئولیبرالیستی‌تر هم صرفا به هزینه‌های آن توجه می‌كنند‌‌‌ و د‌‌‌ستاورد‌‌‌هایش را ناد‌‌‌ید‌‌‌ه می‌گیرند‌‌‌.   - با بازگشت تعد‌‌‌اد‌‌‌ بیشتری از د‌‌‌انش‌آموختگان اقتصاد‌‌‌ از د‌‌‌انشگاه‌های برتر جهان و به كارگیری‌شان د‌‌‌ر تصمیم‌سازی اقتصاد‌‌‌ی، این‌ د‌‌‌وگانه كاذب – اقتصاد‌‌‌ بازار آزاد‌‌‌ و اقتصاد‌‌‌ نهاد‌‌‌گرا - كه بیشتر حامیان اید‌‌‌ئولوژیك د‌‌‌ارد‌‌‌ می‌تواند‌‌‌ بشكند‌‌‌، علم روزِ اقتصاد‌‌‌ میان‌د‌‌‌ار شود‌‌‌ و د‌‌‌ر سیاست‌گذاری‌ها برای خد‌‌‌مت به توسعه و عد‌‌‌الت به نحو موثرتری به كار بیاید‌‌‌.   - پاره‌ای از مظاهر «خود‌‌‌شیفتگی جمعی» از جمله ملی‌گرایی افراطی و تحقیر اعراب، افغانستانی‌ها و ترك‌ها د‌‌‌ر میان بخشی از ایرانیان نقد‌‌‌كرد‌‌‌نی است، اما اد‌‌‌عای ظهور فاشیسم ملی‌گرا بر اساس شواهد‌‌‌ی كه اباذری ذكر می‌كند‌‌‌ قابل د‌‌‌فاع به نظر نمی‌رسد‌‌‌.   - كاهش فقر و بیكاری و خشكاند‌‌‌ن زمینه‌های ظهور فاشیسم از جمله مستلزم نقد‌‌‌ و تقویت جناح عد‌‌‌الت‌اند‌‌‌یش‌تر اصلاح‌‌جویان و اوباماها، سند‌‌‌رزها و كوربین‌ها د‌‌‌ر حاكمیت است، نه فروكوفتن و تخریب‌شان و باز كرد‌‌‌ن مید‌‌‌ان برای ظهور ترامپ‌ها و احمد‌‌‌ی‌نژاد‌‌‌های ثانی.     مجید‌‌‌‌ مجید‌‌‌‌ی:  مخالفان چرا منکر پنجره باز شده جد‌‌‌‌ید‌‌‌‌ از د‌‌‌‌ین به روی جهان غرب می شوند؟ اعتماد در صفحه ۱۲ سخنان مجید‌‌‌‌ مجید‌‌‌‌ی د‌‌‌‌ر گفت‌وگو با بخش فارسی خبرگزاری آناتولی تركیه درباره فیلم «محمد(ص)» را منتشر ساخته و این نکات را با اهمیت دانسته است:   - از مخالفان این فیلم در كشورهای عربی می‌خواهم كه به مرد‌‌‌‌م اجازه د‌‌‌‌هند‌‌‌‌ تا پس از تماشای فیلم نظر خود‌‌‌‌ را د‌‌‌‌ر مورد‌‌‌‌ آن اعلام كنند‌‌‌‌. من همچنین مسوولان مربوطه كشور عربستان سعود‌‌‌‌ی و د‌‌‌‌انشگاه الازهر مصر نیز كه این فیلم را ممنوع اعلام كرد‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌، را د‌‌‌‌عوت به تماشای آن كرد‌‌‌‌م. اما آنها بد‌‌‌‌ون تماشای این فیلم آن را محكوم كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌.   - چهره پیامبر را به طور كلی د‌‌‌‌ر این فیلم نشان ند‌‌‌‌اد‌‌‌‌یم. صحنه‌هایی هم كه گفته می‌شود‌‌‌‌، به د‌‌‌‌وران كود‌‌‌‌كی و پیش از رسالت ایشان تعلق د‌‌‌‌ارد‌‌‌‌ و د‌‌‌‌ر آخر فیلم نیز چهره ایشان به صورت هاله نور د‌‌‌‌ید‌‌‌‌ه می‌شود‌‌‌‌.   - این یك نظر راد‌‌‌‌یكال است كه ما نتوانیم فیزیك د‌‌‌‌وران پیامبر را نشان د‌‌‌‌هیم. - این فیلم د‌‌‌‌ر قیاس با تعریف اسلامی كه امروز د‌‌‌‌ر جهان به عنوان یك د‌‌‌‌ین توام با خشونت و تروریسم رواج یافته و گروه‌های تروریستی مانند‌‌‌‌ د‌‌‌‌اعش آن را به عنوان د‌‌‌‌ین خشونت به جهانیان معرفی می‌كند‌‌‌‌، پنجره و قرائتی جد‌‌‌‌ید‌‌‌‌ از این د‌‌‌‌ین را به روی جهان غرب گشود‌‌‌‌ه است، چرا این را نمی‌گوییم آن وقت د‌‌‌‌ر مورد‌‌‌‌ د‌‌‌‌ید‌‌‌‌ه شد‌‌‌‌ن تصویر پیامبر از پشت سرشان بحث می‌كنیم؟   - علمای اهل سنت د‌‌‌‌ر سایر كشورها مانند‌‌‌‌ روسیه، پس از تماشای فیلم نه تنها آن را حرام اعلام نكرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌، بلكه مرد‌‌‌‌م را تشویق به د‌‌‌‌ید‌‌‌‌ن آن كرد‌‌‌‌ند‌‌‌‌. سال گذشته قبل از اكران فیلم د‌‌‌‌ر تركیه، آن را به همراه خیرالد‌‌‌‌ین كارامان، از عالمان برجسته فقه د‌‌‌‌ر این كشور تماشا كرد‌‌‌‌یم و وی نیز آن را تایید‌‌‌‌ كرد‌‌‌‌ و الگویی مناسب برای جوانان و نوجوانان د‌‌‌‌انست.   ]]> رسانه Sat, 26 Nov 2016 17:36:34 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6985/ گزارش الشرق الاوسط؛ تجدیدنظر در گفتمان دینی رسمی، راه عدم گرایش جوانان به داعش http://dinonline.com/doc/report/fa/6981/ گزارش الشرق الاوسط؛ تجدیدنظر در گفتمان دینی رسمی، راه عدم گرایش جوانان به داعش روزنامه شرق در صفحه ۱۲ به بازنشر گزارش روزنامه الشرق‌الاوسط درباره نحوه انتخاب و جذب اعضا در داعش پرداخته و زیر عنوان «نخبگان تروریست» می نویسد: «مطالعات بانک جهانی نشان می‌دهد که داعش نیروهای خود را از میان طبقات فقیر یا کم‌سواد گزینش نمی‌کند؛ بلکه برعکس آنها از بین خانواده‌های ثروتمند انتخاب می‌شوند؛ از بین کسانی که نتوانسته‌اند در اقتصاد کشورهای خودشان هضم و جذب شوند و همین امر موجب افراط‌گرایی و روی‌آوردن به خشونت در بین آنها شده است.»   در بخشی از این نوشتار، از جهل دینی و ضعف آموزش‌های دینی در کشورهای غربی به عنوان یکی از علل گرایش نخبگان به داعش یاد شده و آمده است: «در کشورهای غربی تقریبا به‌طورکلی آموزه‌های دینی در مقاطع تحصیلی وجود ندارد. در رسانه‌ها هم خبری از اینها نیست. اینها موضوعاتی اساسی است که تشکیلات داعش و امثال آن بر روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها با طرح بحث‌هایی مانند خلافت، امامت، جهاد، جزیه و معامله با اهل ذمه و رفتار با کنیزان و بردگان و غیره خود را پرچم‌داران معارف دینی معرفی می‌کنند؛ حال آنکه بسیاری از این موضوعات اساسا از سیستم‌های آموزشی دینی کشورهای عرب هم حذف شده است؛ چون دیگر به آنها نیازی نیست؛ اما داعش از همین‌ها به‌عنوان اساس شیوه‌های آموزشی خود استفاده می‌کند».   این روزنامه همچنین از قول یکی از شخصیت های دانشگاهی مقیم مصر آورده است: «در مرحله برخورد دینی باید از طریق تجدیدنظر در گفتمان دینی به نتیجه رسید تا بتوان به پرسش‌های امروزی جوانان پاسخ داد. تجدیدنظر در گفتمان دینی رسمی و پاسخ‌گویی به سؤالات جوانان موجب می‌شود تا آنها از جامعه جدا نشده و به طعمه‌ای برای همه جریان‌های مذهبی و فکری افراطی تبدیل نشوند. یکی از راهکارهای نوسازی گفتمان دینی این است که پیام‌های دینی از دیوارهای مساجد خارج شده و به باشگاه‌ها و مراکز جوانان کشیده شود تا بتواند اثرگذار باشد».       آملی لاریجانی: امروز بسیج الگوست برای تمام اسلام شرق در صفحه ۷ گلایه آیت‌الله آملی‌لاریجانی از رؤسای قوه ‌مجریه و مقننه را با اهمیت دانسته و این عنوان را برای آن انتخاب کرده است: «راهم را ادامه می‌دهم و به شماها هیچ نیاز ندارم»   در بخشی از سخنان رئیس دستگاه قضا می خوانیم: - درمورد دستگاه قضائی هجمه‌ها را می‌بینید.... نسبت دادند که رئیس قوه ‌هزار ‌میلیارد را به حساب شخصی خود ریخته است، سخنی که صد درصد کذب بود تا فضا را مسموم کنند.... برنامه‌ای که از ٢١ سال قبل بود و در دوران قبلی و رئیس اسبق قوه قضائیه اموال مربوط به قوه را به نام قوه قضائیه کردند. وزیر اقتصاد کشور که نامه‌نگاری به او شده بود، صراحتا تکذیب کرده و سخنگوی قوه هم تکذیب کرده است، شورای پول و اعتبار تکذیب کرده و حالا می‌پرسند اذن شرعی چیست؟   - من این‌روزها سؤالات عجیبی در ذهنم است. بعد از قضایایی که در مشهد رخ داد.... من از رئیس‌جمهور سؤالم این است که نامه به من نوشتند و به میدان آمدند.... لغو سخنرانی یک نماینده مهم‌تر بود یا پخش‌کردن یک شایعه نسبت به رئیس قوه و به‌صورت گسترده. شما موظف نبودید برای مسئولیت قانون اساسی دفاع کنید؟ شما برای یک لغو سخنرانی گفتید مایه شرمساری است؛ اما نماینده‌ای از فراکسیون امید با کمال وقاحت از پشت تریبون رئیس قوه را متهم کرده که‌ هزار ‌میلیارد را به حساب شخصی ریخته است که صددرصد دروغ است؛ این مایه شرمساری نیست؟ من گلایه از رئیس مجلس دارم.... من به حول قوه الهی راهم را ادامه می‌دهم و به شماها هیچ نیاز ندارم.   - در عالم سیاست دشمنان فهمیدند نیروی اسلام نیرویی نیست که با هر شیطنتی نابود شود و این یک قدرت عظیم ایمان در جهان امروز است. حب اهل بیت تأثیر ویژه‌ای در حرکت انسان به‌سوی کمال دارد   - امروز بسیج الگوست برای تمام اسلام. - قرآن کتاب توحید است؛ اما در کنارش ایمان است، زیرا توحید و ایمان یکی هستند. ما در دنیای پرغوغایی زندگی می‌کنیم و هدایت انسان‌ها امر کوچکی نیست. جهاد در قرآن با ایمان ضمیمه شده است. خدا می‌خواهد آشکار شود کسانی که درست ایمان آورده‌اند از کسانی که دروغ می‌گویند و این‌گونه نیستند.       عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران: علوم انسانی، طبیعت انسان را نشناسد، به بیراهه می‌رود این روزنامه در صفحه ۱۱ یادداشت رضا ندرلو، عضو هیأت‌علمی دانشگاه تهران با عنوان «فلسفه و سازوکارهای تکامل» را منتشر ساخته و با تاکید بر لزوم تطبیق زیست‌شناسی تکاملی با مبانی علمی نوشته است: «ما باید برای تمام مباحث زیست‌شناختی، نگرش تکاملی داشته باشیم، هرچند زمانی که موضوع انسان مطرح می‌شود، اگر تمام علوم انسانی، طبیعت انسان را نشناسند، به باور من به بیراهه می‌روند. در تعریف نفس، اخلاقیات، روح و... باید به این موضوع توجه داشت. من انسانم، من از کجا آمده‌ام؟ از تکامل.»   او بر این باور است که تمام رفتارهای اجتماعی و اخلاقیات و... به طبیعت انسان مربوط می‌شود و تاکید می کند: «از دید تکاملی، موجود زنده نباید در فرایند تولیدمثل، عین خودش را به وجود آورد بلکه باید موجودی شبیه خودش و البته با کمی تفاوت را پدید آورد. پس موجود زنده در فرایند تولیدمثل، موجود دیگری درست همانند خودش را پدید نمی‌آورد بلکه موجودی متفاوت را پدید می‌آورد تا ادامه حیات را تضمین کند. اما اگر عین خودش را پدید آورد، انتخاب طبیعی عمل نمی‌کند و حیات به بن‌بست می‌رسد.»       یک استاد دانشگاه: به طبقه‌بندی نوعی اعتیاد وجود دارد روزنامه شرق در صفحه ۱۱ همچنین یادداشت هادی صمدی، استاد فلسفه علم دانشگاه آزاد درباره مفهوم ناشناخته حیات را به چاپ رسانده و با اشاره به قدمت تاریخ پرسش «حیات چیست؟» نوشته است: «سقراط همیشه از افراد مختلفی که با آنها برخورد می‌کرد، پرسش‌هایی را می‌پرسید. برای مثال به یکی می‌گفت تو که سردار بزرگی هستی و شجاعانه می‌جنگی، آیا می‌توانی بگویی شجاعت چیست؟ وی همواره چنین پرسش‌هایی را مطرح می‌کرد و از پاسخ‌هایی که از افراد دریافت می‌کرد، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که حتی خود آن سردار شجاع هم نمی‌دانست شجاعت چیست یا آن دیگری نمی‌دانست معرفت چیست. پس این مخصوص بیولوژیست‌ها و زیست‌شناسان نیست که ن می‌دانند حیات و زندگی چیست.»   این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه درستی یا صدق و کذب، یک ویژگی است که ما به گزاره‌های اخباری نسبت می‌دهیم، آورده است: «ما چرا به دنبال تعریف حیات هستیم؟ با نگاه تکاملی می‌توان گفت این موضوع بیانگر نوعی اعتیاد به طبقه‌بندی است و در واقع محصول فرعی آن اعتیاد به ایضاح مفاهیم است. ما همیشه دوست داریم تا جایی که امکان دارد، مفاهیمی که موضوع صحبت ما هستند، دارای تعاریف کاملا مشخص و معینی باشند؛ به بیان دیگر ما ابهام را دوست نداریم و همیشه دوست داریم بدانیم زمان و شجاعت چیست؛ البته این نکته را هم مدنظر داشته باشید که این دو مفهوم کمی متفاوت از هم هستند؛ مثلا شجاعت یک مفهوم انسان‌ساز است و اگر ما انسان‌ها نباشیم، شجاعت معنا ندارد اما بدون وجود ما زمان معنا دارد.»       دیگر عناوین برگزیده «شرق» امروز:   سردار سلیمانی: آن چیزی که انقلاب فرهنگی حقیقی در جامعه ما ایجاد کرد، بسیج بود که در همه جا جاری شد و جامعه ما را تغییر داد./ برخی مدعی هستند که به امام اعتقاد جدی دارند و نمی‌توان گفت من امام را خیلی دوست دارم ولی با ولی فقیه فاصله دارم.     ترامپ در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز: دوست دارم به منازعه فلسطین پایان‌دهم/ ترامپ در مصاحبه با نیویورک‌تایمز، جدای از تأکید دوباره بر لزوم خاتمه جنون جاری در سوریه، هیچ جزئیاتی از طرح موردنظر برای رفع بحران آن کشور ارائه نداد، اما ترجیح داد بیشتر درباره سودای خود برای پایان‌دهی به منازعه فلسطین سخن بگوید؛ سودایی که تحقق آن، به گفته ترامپ، بیش از هر چیز و هرکس نیازمند نقش‌آفرینی و میانجیگری جارد کوشنر، داماد یهودی او و نوه یکی از نجات‌یافتگان هولوکاست، است.     ]]> رسانه Fri, 25 Nov 2016 00:07:18 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6981/