پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/persons/ Tue, 21 Aug 2018 14:25:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 21 Aug 2018 14:25:36 GMT به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر 60 پیام خانواده امام صدر در هفتمین همایش امام موسی صدر http://dinonline.com/doc/note/fa/5471/ بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين سيدنا محمد بن عبد الله وعلى آله الطاهرين   عالی‌جناب نبیه بری   فرهیختگان و سروران گرامی   دانشمندان و پژوهشگران ارجمند   برادر فاضل، جناب مهندس چمران؛ برادرِ معلم و برادر عزیزم دکتر مصطفی چمران   برادران و خواهرانی که در نشست فرهنگی امام صدر حضور دارید   دوستان و دوستداران امام   السلام علیکم و رحمة الله وبرکاته   اکنون ما به دعوت همایش گران‌قدری گرد آمده‌­ایم که بر دیدار مجدد ما اصرار می­ورزد؛ دیداری که در گسترۀ انسان و در زیر لوای امامی است که بهترین معلم انسانیت و برادری است. از این همایش ارجمند که امسال با عنوان: «انسان: سرمایۀ میهن، سازندۀ تمدن و رقم‌زنندۀ تاریخ» برگزار می­شود، عمیقاً سپاسگزاریم که هر سال خانوادۀ امام صدر و همۀ کسانی را که اندیشه و خط او را دنبال می­کنند، به این نشست دعوت می­کند.   خداوند متعال فرموده است: «ان الأرض یرثها عبادی الصالحون» (انبیا، ۱۰۵)   منظور از بندۀ صالح و جانشین خدا در روی زمین، شهروند مخلص و مهروزی است که کار خود را نیک و استوار و نظام­مند انجام دهد، یعنی همان انسانی که امام صدر می­طلبید و به آن ایمان داشت تا با او میهنی توانمند و تأثیرگذار بسازد. امام دربارۀ چنین انسانی می­گوید: «و تنها انسان باقی می­مانَد، با لطافتش، با مهارتش، با موجودیتش، با توانایی­هایش، با روحش، با تندرستی­اش، با زندگی فردی‌اش، با روابط انسانی­اش و با نیروها و روابطی که خداوند به هر فرد ارزانی داشته است؛ تنها انسان باقی می­مانَد و تنها انسان است که سرمایۀ لبنان است. او مانده است تا وارد میدان شود.»   من به نام خانوادۀ امام، خود را معذور می­دانم که بحث دربارۀ انسان در اندیشه امام را به اساتید بزرگوار واگذارم، زیرا یقین دارم که آنان در مباحث خود دربارۀ اهمیت انسان از دیدگاه امام صدر، حق مطلب را ادا خواهند کرد.   اما می‌توانم عزیزان را به خواندن سخنان و کلمات امام دعوت کنم، زیرا تشخیص و راه‌حل و داروی بسیاری از چالش­ها و مشکلات و دشواری­ها و فتنه­هایی که امروزه با آن‌ها روبه‌رو هستیم، در آن‌ها وجود دارد. به همین اندازه بسنده می­کنم.   اما پیام دوبارۀ خانواده امام صدر به همایش شما:   اولاً، آزادی، حق امام صدر و دو همراهش، آقایان شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین است و منتی نیست که بر آنان بگذاریم. هدف اول و آخر ما، خانوادۀ امام صدر، آزاد کردن این سه عزیز و بازگرداندن آنان به میهن و صحنۀ فعالیتشان و نزد خانواده و دوستارانشان است.   ثانیاً، درخواست ما از مقامات و مسئولان لیبی به اجرا درآوردن توافق‌نامه همکاری میان لبنان و لیبی است. در این توافق‌نامه علاوه بر اینکه دولت انقلابی لیبی تأکید کرده است که امام و دو یار همراهش در لیبی به دست قذافی ربوده و زندانی شده‌اند، بر همکاری جدی و برنامه‌ریزی‌شده و فعال برای جست‌وجوی میدانی زندان‌های مخفی کشف نشده تأکید شده است. همچنین تحقیق از مقامات درجۀ یک نظام سابق لیبی و تکمیل اطلاعات طرف لبنانی و حضور دبیر کمیتۀ پیگیری در جلسات بازجویی و عمل به پیشنهادات او از دیگر مفاد این توافق‌نامه است.   برای هزارمین بار تکرار می­کنیم که ما، هرچند اوضاع امنیتی و سیاسی لیبی را درک می­کنیم، از سطح همکاری این کشور راضی نیستیم. به‌ویژه آنکه مقامات لیبی فرصت چهارسالۀ پس از انقلاب را برای پیشرفت و همکاری جدی در این پرونده غنیمت نشمردند، به طوری که گویا اوضاع تغییری نکرده و دیوار قذافی در برابر پیگیری پرونده همچنان پابرجاست. این در حالی است که گذشت زمان در پرونده­های آدم­ربایی و سلب آزادی خطری بزرگ است.   ثالثاً، درخواست ما از کمیتۀ رسمی پیگیری که سفرهای مکرری به لیبی و کشورهای دیگر با هدف جمع‌آوری اطلاعات و پیگیری داشته است، این است که اولاً تلاش خود را در داخل مرزهای لیبی افزایش دهد و سپس به دیگر کشور‌ها بپردازد و ثانیاً از هیچ وسیله یا فشاری فروگذار نکند. ما به اعضای این کمیته که بهترین قضات و افسران و دیپلمات‌ها و متخصصان هستند، اعتماد داریم و می‌دانیم که آنان فعالیت‌های خود را به طور سری انجام می‌دهند تا تلاش‌هایشان موفقیت‌آمیز باشد.   رابعاً، همان طور که در گذشته گفتیم، دستگاه­های اجرایی و قضایی و امنیتی لبنان نیز باید در این میان نقش خود را ادا کنند، زیرا قضیۀ امام، قضیۀ میهن و دولت و اقدام علیه امنیت ملی لبنان است و تنها قضیۀ یک خانواده و یا یک طایفه و مذهب نیست. این قضیه نباید در چند خطی در بیانیه کابینه‌های دولت تبدیل شود. از جناب نخست­وزیر و وزیران مربوط و فرماندهان دستگاه­های امنیتی تقاضا می­کنیم به گونه­ای که سزاوار امام و برادرانش است و به شکلی که مسئلۀ آدم­ربایی اقتضا می­کند، به این مسئله اهتمام بورزند و اولویت و سرعت را در آن در نظر بگیرند.   برای توضیح بیشتر اضافه می­کنیم:   ۱. باید از کمیتۀ رسمی پیگیری که از سوی کابینۀ لبنان شکل گرفته است به هر نحوی حمایت شود؛   ۲. بارها هشدار داده­ایم که عادی‌سازی روابط با لیبی از چند جهت به این مسئله آسیب می­رساند. با این حال گاه گاه شاهد تلاش­هایی برای زیر پا گذاشتن این اصل هستیم. از این رو، بر مطالبۀ خود از همۀ طرف­های ذی‌ربط لبنانی، از مقامات رسمی و محلی و اقتصادی و تبلیغاتی، تأکید می­کنیم، چراکه حرکت در جهت عادی‌سازی روابط، ظلم مضاعف به امام و برادرانش را به دنبال دارد و به تلاش­ها در جهت آزادسازی آن‌ها آسیب می­رساند.   ۳. باید تماس­ها برای انجام اقدامات امنیتی و دیپلماتیک و قضایی با همکاری اینترپل (پلیس بین‌الملل) و کشورهای متعددی که با این مسئله در ارتباط‌اند و نیز با دستگاه­های متخصص در این کشورها افزایش یابد و در این راستا با کمیتۀ رسمی پیگیری هماهنگی شود.   ۴. ایجاد فوری ابزار فشار بر طرف لیبیایی با هماهنگی کمیتۀ رسمی، برای اجرای یادداشت تفاهم با هدف دستیابی به گسترده­ترین سطح همکاری قبل از وخیم­تر شدن اوضاع در لیبی.   خامساً، همواره از رسانه­ها و وسایل ارتباط جمعی خواسته­ایم و می­خواهیم که در همراهی با تحولات، مسئولیت­پذیر باشند و خواسته یا ناخواسته به این پرونده آسیب نرسانند، نه فقط به خاطر مراعات عواطف ما که سخت آزرده است، بلکه به خاطر ترس بر سر جان این عزیزان و روند این پرونده. هر سخن حساب‌نشده­ای، خطری بزرگ برای آنان است و از این رو دستانتان را می­فشاریم و تقاضا داریم که کمیتۀ رسمی را تنها مرجع برای دریافت اطلاعات بدانند تا اخبار، به گونه­ای که به سود این مسئله است، منتشر شود نه به زیان آن. ما بر پایبند بودن به ادبیات این مسئله اصرار داریم و از همه می­خواهیم که به اصول آن پایبند باشند تا همگان عمق این فاجعۀ هولناک را درک کنند.   این مسئله هیچ گاه «روشن شدن سرنوشت» یا «حل معما» نبوده، نیست و نخواهد بود، بلکه از آغاز و در بین راه و تا پایان، آزادسازی عزیزان ربوده شده است. این چیزی است که ما سال‌هاست تکرار می­کنیم تا حقانیت این مسئله از یادها نرود. ما در همۀ اظهارات رسمی و بیانیه­های کابینه­های پی در پی و در شورای اتحادیۀ کشورهای عرب و کنفرانس­های آن و در دیگر محفل­ها و تریبون­ها بر این امر تأکید کرده­ایم.   دوستان وفادار   ما خانوادۀ امام از تلاش­های دولت لبنان و هیچ یک از دستگاه­هایش راضی نیستیم. ما اظهارات و تأکیدهای مسئولان را می­شنویم و اعتماد می­کنیم، ولی مانند دیگر وعده­ها به مرحلۀ اجرا نمی­رسد. از این رو، چاره­ای نداریم جز اینکه از امید سخن بگوییم و آرزو کنیم که به فرجام مورد انتظار برسیم و در این میان، جز بردباری و پیگیری راهی نداریم ولی در سی و هفتمین سالگرد این ماجرا، بیشترین هزینه را امام و دو برادرش می‌پردازند که در زندان لیبی به سر می­برند و راهبرد آزادسازی آنان با مانع روبه‌رو می­شود. واقعاً چرا؟ زیرا ما برای هزارمین بار می­بینیم این مسئله هیچ اولویتی نزد سران کشور ندارد.   با این حال، امید ما به خداوند عزوجل و به تلاش­ها و پیگیری­هایی است که از سوی جناب نبیه بری انجام می‌گیرد. خواستۀ ما این است که تلاش­ها و فعالیت­های دولت لبنان برای آزادی امام و برادرانش در کنار تلاش‌های ایشان تکمیل شود.   اما انتظار و درخواست ما از کشوری که ابرقدرت‌های جهان را به زانو درآورد، یعنی جمهوری اسلامی ایران، مثنوی بلندی است که بیان آن در این مجال اندک نمی‌گنجد.   از خداوند می‌خواهیم که این کشور را حفظ و حمایت کند تا ما و آنان بتوانیم به وظیفۀ خود در قبال این مسئله عمل کنیم.   از طولانی و تکراری شدن سخن پوزش می­طلبم...   ای سرور من ای امام! ما مسافت طولانی غیبت تو را کوتاه می­کنیم و دوباره به ندای تو، خطاب به عقل لبنانی گوش فرا می­دهیم و سخن تو دربارۀ پاسداری از انسان را می­خوانیم و با دیدگاه تو دربارۀ تمدن لبنان، این پنجرۀ نور به سوی دنیا و انسانیت، زندگی می­کنیم. این گونه است که امید، ما را به این نتیجه می­رساند که راهی برای نجات میهن نیست، جز اتحادی که تو سر می­دادی و به خاطر آن ربوده شدی.   برادر عزیز شیخ محمد یعقوب و استاد گران‌قدر سید عباس بدرالدین، آزاد کردن شما امانت و عهدی است که باید آن را ادا کنیم.   ما بر سر مسئلۀ مقدسِ شما سازش نخواهیم کرد و از اصول آن عقب نخواهیم نشست. بر خدا توکل می‌کنیم که او بهترین سرپرست و بهترین یاری‌رسان است.   و در پایان   دوستان و دوستاران امام در این اجتماع گران‌قدر و در سرتاسر لبنان و خارج آن،   ما تنها می‌توانیم از شما به خاطر وفاداری و مهرورزی صادقانه و خالصانه نسبت به امام صدر و اندیشه و خط او سپاسگزاری کنیم.   از خداوند می‌خواهیم که این نشست برای شما سودمند و ثمربخش باشد. از توجه شما متشکرم.   والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.   ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sun, 30 Aug 2015 19:53:26 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5471/ روزشمار ربودن http://dinonline.com/doc/note/fa/5467/ بامداد روز جمعه، سوم شهریور ۱۳۵۷ (۲۵ اوت ۱۹۷۸) امام موسی صدر به همراه شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین در فرودگاه بین المللی بیروت سوار هواپیما شدند و لبنان را به مقصد طرابلس، پایتخت لیبی ترک کردند. هواپیمایی که در بنغازی نیز توقفی داشت و مستقیماً به طرابلس نمی‌رفت. در فرودگاه بیروت، در میان بدرقه‌کنندگان ایشان، محمود بن کوره، کاردار لیبی نیز حضور داشت. امام و دو همراهش، ساعت ۸ شب، در فرودگاه بین المللی طرابلس از هواپیما پیاده شدند. هنگام پیاده شدن، هیچ یک از مقامات دولت لیبی، برای استقبال آنان حضور نداشت. در سالن فرودگاه احمد شحاتی، مسئول دفتر امور بین الملل لیبی، که با تأخیر رسیده بود، از آنان استقبال کرد.حسام توفیق میلاد، کارمند بخش تشریفات دفتر بین الملل لیبی که در زمان استقبال از امام در محل حضور داشته است، می‌گوید: به یکی از سالن‌های جانبی فرودگاه رفتیم. ناگهان رئیس سازمان اطلاعات لیبی، عبدالله السنوسی به همراه یک نفر دیگر رسید و حدود ده دقیقه با امام صحبت کرد. این نخستین بار است که نام السنوسی در پروندۀ امام موسی صدر مطرح می‌شود. شخصی که بعد‌ها به «جعبۀ سیاه» اسرار قذافی و نظام لیبی تبدیل شد. حسام توفیق معتقد است استقبال از امام موسی صدر از‌‌ همان ابتدا رنگ و بوی اطلاعاتی و امنیتی داشت. عبدالله السنوسی فرودگاه را ترک کرد و حسام توفیق و رئیسش، احمد شحاتی با خودروهای تشریفات دفتر امور بین الملل لیبی، امام صدر و همراهانش را تا محل اقامتشان در هتل الشاطی همراهی می‌کنند. هتل الشاطی، مجلل‌ترین هتل طرابلس بود و بیش از دیگر هتل‌ها نیز تحت نظارت سازمان اطلاعات لیبی قرار داشت. این هتل در سال ۲۰۰۷ به دستور قذافی مصادره و تخریب شد.روز دوم:روز دوم: چهارم شهریور ۱۳۵۷سفر امام به لیبی با نهمین سالگرد کودتای قذافی که آن را انقلاب اول سپتامبر می‌نامید، هم‌زمان شده بود و میهمانان بسیاری از کشورهای عربی برای شرکت در مراسم مذکور در هتل حضور داشتند. هیچ برنامه یا دیدار رسمی برای امام در نظر گرفته نشده بود و رسانه‌های لیبی نیز هیچ اشاره‌ای به حضور میهمان رسمی دولت خود، یعنی امام موسی صدر نکردند و از برنامه‌های ایشان در این سفر هیچ خبری ندادند. حسام توفیق روز شنبه چهارم شهریور (۲۶ اوت) برای احوال‌پرسی از میهمانان، به هتل مراجعه می‌کند. امام از اینکه نتوانسته به ملاقات قذافی برود، بسیار ناراحت است و به توفیق می‌گوید: «برایم بلیط رزور کنید، می‌خواهم به پاریس بروم.» توفیق پیشنهاد می‌دهد که به دفتر امور بین‌الملل بروند و با احمد شحاتی، رئیس دفتر امور بین الملل صحبت کنند. توفیق با خودرو شخصی خود، امام و همراهانش را به دفتر احمد شحاتی می‌برد. بنا به گفتۀ حسام توفیق، امام بار دیگر مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد. شحاتی مقابل دفتر کارش، «ایستاده» با امام گفت‌وگو می‌کند و حتی ایشان را به داخل اتاق دعوت نمی‌کند. توفیق می‌گوید که امام صدر به بی‌برنامگی و دیدار نکردن با قذافی اعتراض می‌کند، اما شحاتی به امام اطمینان می‌دهد که ان‌شاء الله به‌زودی با قذافی ملاقات می‌کنید. امام به ناچار به هتل بر می‌گردد.مأموریت حسام توفق در اینجا تمام می‌شود. و این آخرین باری است که او امام و همراهانش را می‌بیند.روز سوم: پنجم شهریور ۱۳۵۷از سومین روز اقامت امام موسی صدر و دو همراهش در لیبی هیچ خبری در دست نیست و مشخص نیست امام موسی صدر در این روز با چه کسانی دیدار یا تماس داشته‌اند.چنان‌که قبلاً اشاره کردیم، وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های گروهی لیبی، اخبار مربوط به سفر امام به این کشور و دیدارهای ایشان را مسکوت گذاشتند و هیچ خبری در این باره منتشر نکردند. در حالی که خبرگزاری‌های لیبی، از شخصیت‌های بسیار کم‌اهمیت در رادیو و تلویزیون، یاد و فعالیت‌هایشان را ذکر می‌کردند. از طرفی، در این سفر ارتباط امام با دنیای خارج نیز قطع شده بود، در حالی که ایشان همواره در تمامی سفرهای خود همه روزه از طریق تلفن با اعضای مجلس اعلای شیعیان و با دوستان و خانوادۀ خود ارتباط برقرار می‌کردند.روز چهارم: ششم شهریور ۱۳۵۷در چهارمین روز حضور امام صدر در لیبی، عباس بدرالدین با کاردار لبنان، نزار فرحات، در لیبی تماس می‌گیرد. تا این لحظه کاردار لبنان از حضور امام در لیبی بی‌اطلاع بوده است. فرحات برای افطار امام و همراهان را به سفارت دعوت می‌کند. بدرالدین از او می‌خواهد که برای او ویزای فرانسه بگیرد تا همراه امام و شیخ یعقوب راهی پاریس شود. امام موسی صدر و شیخ محمد یعقوب ویزای فرانسه را در گذرنامه های خود داشته اند و چنین درخواستی از کاردار نمی کنند. در این روز همچنین، محمد سلمان خبرنگار لبنانی الاصل ساکن لیبی، با امام مصاحبه‌ای می‌کند. این مصاحبه ضبط می‌شود ولی هیچ‌گاه از رادیو لیبی پخش نمی‌شود.روز پنجم: هفتم شهریور ۱۳۵۷امام صدر پنج روز است که در انتظار تعیین موعد دیدار با قذافی است. در این مدت، مقامات لیبی هیچ‌گونه وسیله نقلیه دولتی در اختیار آن‌ها قرار نداد. امکان تماس تلفنی با خارج از لیبی هم وجود نداشت و رسانه‌های لیبی هم از انتشار اخبار مربوط به سفر امام منع شدند.در این مدت خانواده‌های امام و همراهان او و نیز مقامات لبنانی با سفارت لیبی تماس گرفته ند و سفیر نیز اظهار بی‌اطلاعی کرده است. فضل بدرالدین، فرزند عباس بدرالدین در این باره می گوید: «در سفرهای قبلی بدرالدین و امام موسی صدر، پدرش هر روز با خانواده و با خبرگزاری و نمایندگان و مسئولان خبرگزاری تماس تلفنی می‌گرفت، اما در آن سفر که تماس آن‌ها با ما قطع شد. مطمئن شدیم که با برنامه‌ریزی قبلی قرار است اتفاق خاصی رخ دهد.»در این روز، مُنـَح الصلح، اسعد المقدم، طلال سلمان، بشارة مـِرهِج و محمد سلمان، میهمانان لبنانیِ جشن‌های انقلاب لیبی، در هتل با امـام صدر دیدار می‌کنند.شب هفتم شهریور، شاکر الجوهری، روزنامه‌نگار اردنی وارد هتل الشاطی می‌شود و امام موسی صدر را در لابی هتل می‌بیند که با چند لبنانی مشغول صحبت است. وی امام را مضطرب و نگران می‌بیند. بلال الحسینی، وکیل و حقوقدان لبنانی می گوید: در این شب قرار بود امام صدر و قذافی یکدیگر را ملاقات کنند ولی باز هم این اتفاق نیفتاد. نیمه شب با امام تماسی گرفته می‌شود و ملاقات برای سومین بار به تعویق می‌افتد و امام به شدت عصبانی می‌شود.(این روزشمار کامل خواهد شد)آخرین نامۀ امام به خانوادۀ خودامام موسی صدر در روز هشتم شهریور ۱۳۵۷، در ششمین روز سفر به لیبی، فردی لبنانی به نام نزار علی را در هتل می‌بیند که عازم پاریس است. امام یادداشت کوتاهی خطاب به فرزندانش می‌نویسد که به آنان بدهد و اعلام می کند که قصد دارد به پاریس برود."صدری ـ حمید والأولاد، إننا بخیر سأصل الی باریس إن شاء الله خلال یومی السبت والأحد. أرجو أن أتصل بکم مساء الجمعة أو بعد ظهر السبت بالهاتف لتحدید موعد الوصول. أتمنی إبلاغ أم صدری ذلک، والإتصال ببیروت بیت الحسینی رقم ۴۷۰۸۸۶ للإطلاع الی الوضع وإبلاغهم. أتمنی إبلاغ الدکتور صادق والدکتور عصام ذلک لکی ینتظرا فی باریس وصولنا. ام صدری. اخبار‌ها عن صحتی وعن وصولی الی فرنسه؛صدری – حمید فرزندانم – ما خوبیم. ان شاء الله شنبه یا یکشنبه به پاریس می‌رسم. امیدوارم بتوانم عصر جمعه یا بعدازظهر شنبه برای مشخص کردن زمان رسیدن با شما تلفنی تماس بگیرم. به‌ام صدری هم این مطلب را اطلاع دهید. با بیروت با منزل حسینی به شماره ۴۷۰۸۸۶ تماس بگیرید و به آن‌ها هم اطلاع دهید. به دکتر صادق و دکتر عصام هم اطلاع دهید تا منتظر رسیدن ما به پاریس باشند. ام صدری از سلامت و زمان رسیدن به پاریس او را مطلع کنید." ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 22:21:16 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/5467/ جهان به دولتی که به سرنوشت اتباع خود بی اعتناست، نگاه خوبی ندارد http://dinonline.com/doc/report/fa/5466/ به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، بیست و سومین درس گفتار اندیشه و عمل، تلخ ترین نشست این برنامه تا به امروز بود. به این علت که در مورد ناپدیدسازی امام موسی صدر و پیگیری قضایی آن صحبت شد.این نشست، دوم شهریور و در آستانه نه شهریور، سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر برگزار شد و در آن، دکتر حسین میرمحمد صادقی، حقوقدان، استاد دانشگاه شهید بهشتی و سخنگوی سابق قوه قضاییه این جنایت را از جنبه حقوقی بررسی کرد و آن را جنایتی علیه بشر خواند که مجامع بین المللی نیز توجه ویژه ای به آن دارند و چنین جرایمی را مورد پیگیرد قرار می دهند.دکتر میرمحمد صادقی در ابتدا کمی در مورد شخصیت و محبوبیت امام موسی صدر و سابقه آشنایی اش با ایشان صحبت کرد و گفت: در زمانی که علاقه زیادی به جلسه و سخنرانی وجود ندارد، معمولاً از مسائل و موضوعات مربوط به امام موسی صدر استقبال می شود. حضور این جمع نشان دهنده این است که امام موسی صدر محبوب قلوب افرادی است که حتی در زمان ناپدیدسازی ایشان به دنیا نیامده بودند. عشقی که ایشان به مردم داشتند باعث شد تا خداوند نیز عشق ایشان را در دل مردم قرار دهد. من با افراد بسیاری مواجه می شوم که سال ها بعد از ناپدیدسازی ایشان به دنیا آمده اند اما محب ایشانند.با نگاه دیگران به ایشان علاقه مند شدموی ادامه داد: این همان مهری بود که در دوران نوجوانی بر دل من هم افتاد. در حدود سال های ۱۳۴۹ و ۵۰ من دانش آموزی دبیرستانی بودم که همراه خانواده در راه سفر عمره، سفرهایی هم به لبنان داشتیم. در آن سفرها تغییر موقعیت و جایگاه شیعیان به خوبی مشخص بود. افرادی که ابتدا هویت خود را پنهان می کردند و صرفا بعد از متوجه شدن هویت ما آن را فاش می کردند، در سفرهای بعدی با افتخار از شیعه بودنشان و از امام موسی صدر می گفتند. از همان زمان محبت ایشان در دل من هم جای گرفت. من ملاقاتی با ایشان نداشتم و از طریق علاقه مردم به ایشان علاقه مند شدم. به همین دلیل زمانی که خانواده ایشان در حوزه بحث های قضایی از من مشورت خواستند از صمیم دل این کار را انجام می دادم.ناپدیدسزی اجباری، جنایت علیه بشرسخنگوی سابق قوه قضاییه گفت: سرنوشت امام موسی صدر او را به یکی از مظلوم ترین علمای تشیع تبدیل کرده است. جای تعجب و تأسف است فردی تاریخ ساز که تلاش های بسیاری برای تبدیل مردمی بی هویت به مردمی که هویت مشخصی داشتند انجام داده در اوج شکوفایی که می توانست بسیار به عالم اسلام کمک کند، چنین سرنوشتی پیدا کند. امروز که از اعتدال می گوییم و از نیاز به مسئولانی که بتوانند این رویه را پیاده کنند، در رأس آنان امام موسی صدر به ذهن می رسد که این رویه را از سال های قبل پیاده می کردند.وی با تأکید بر اینکه انتخاب عنوان این نشست به اصرار وی بوده است، ادامه داد: در حقوق این اتفاق را آدم ربایی نمی دانیم؛ آدم ربایی جرم سبک تری نسبت به ناپدیدسازی اجباری است. در آدم ربایی کسی را می ربایند و مطالبه ای می کنند. اما زمانی که جرم عنوان و ویژگی ناپدیدسازی را می گیرد، بین المللی می شود.میرمحمد صادقی تصریح کرد: ناپدیدسازی بنا به تصریح بسیاری از اسناد و مدارک بین المللی جنایت علیه بشریت است. چون وضعیت قربانی این جرم و خانواده قربانی گاه از وضعیت فردی که کشته می شود اسفبارتر است. قربانی این جرم از حمایت های قانونی برخوردار نمی شود. در صورتی که اگر برای مثال فرد را زندانی کنند، خود و خانواده اش حقوقی دارند. حتی اگر اعلام شود فرد کشته شده است باز خانواده فرد حقوقی دارند. نامشخص بودن وضعیت در این جرم باعث شده از آدم ربایی متفاوت باشد.این استاد دانشگاه به تفاوت دیگر ناپدیدسازی و آدم ربایی نیز اشاره کرد: به طور کلی دو نوع جرم داریم: جرم آنی و جرم مستمر. جرم آنی در یک زمان اتفاق می افتد و رسیدگی به آن نیز مدت زمان خاصی دارد که بعد از گذشت آن، جرم دیگر قابل شکایت و پیگیری نیست. ولی جرم مستمر در طول زمان ادامه دارد. ناپدیدسازی نیز برخلاف آدم ربایی جرمی مستمر است؛ از زمانی که فرد ربوده شود تا زمانی که آزاد شود این جرم ادامه دارد. و مرور زمان برای این جنایت از زمانی آغاز می شود که یا فرد آزاد شود و یا اطلاعات دقیقی درباره سرنوشت وی به دست آید. در واقع همانطور که این مسئله در اذهان مردم و خانواده امام موسی صدر مشمول مرور زمان نشده، در قانون هم همین طور است.نگاه بین المللی به ناپدیدسازی اجباریمیرمحمد صادقی ادامه داد: مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۱ اعلامیه حمایت از همه اشخاص در قبال ناپدیدشدگی اجباری را تصویب و عناصر آن را مشخص کرد که تمام این موارد در مورد امام موسی صدر صادق است. در این علامیه چهار عنصر و ویژگی برای این جرم تعیین شده است؛ فرد بر خلاف میلش توقیف و نگهداری شود؛ جرم به دست مأموران دولتی یا گروه های سازمان یافته یا اشخاص عادی با حمایت مستقیم یا غیر مستقیم دولتی اتفاق بیفتد؛ هیچ اطلاعاتی در مورد سرنوشت یا مکان نگهداری فرد داده نشود؛ هدف از این کار محروم کردن فرد از حمایت های قانونی در بلندمدت باشد.سخنگوی سابق قوه قضاییه سپس در مورد جایگاه بین المللی این جرم توضیح داد: امروز در صحنه بین المللی چهار جرم عمده به عنوان ام الجرایم وجود دارد: نسل کشی، جنایت علیه بشریت، جنابت جنگی و تجاوز ارضی. ناپدیدسازی اجباری نیز از مصادیق جنایت علیه بشریت است. در سال ۱۹۷۹ مجمع عمومی سازمان ملل به کمیسیون حقوق بشر که امروز شورای حقوق بشر نامیده می شود مأموریت داد راجع به ناپدیدسازی اجباری تحقیق کند. چرا که این جرم در کشورهایی مانند شیلی در زمان پینوشه به دفعات رخ داده بود. این کمیسیون و یا شورا به طور کلی دو بحث را دنبال می کند؛ یک بحث های موضوعی، یعنی موضوعی از حقوق بشر و دو، بررسی موردی کشورها. تعیین گزارشگر حقوق بشر در مرود برخی کشورها تحت همین عنوان در این شورا صورت می گیرد.وی افزود: در بحث های موضوعی اولین موضوعی که این شورا به آن پرداخت ناپدیدسازی اجباری بود و بعدها موضوعات متعدد دیگری به آن اضافه شد. این امر نشان دهنده دیدگاه بین المللی به این جرم است.مسئولیت ناپدیدسازی هم متوجه ربایندگان است و هم دولت هامیرمحمد صادقی بیان کرد: اعلامیه سازمان ملل تصریح کرده است که این جرم هم مسئولیت کیفری شخص را به عهده دارد و هم مسئولیت حقوقی و مدنی دولت ها را. به این معنی که در مورد امام موسی صدر هم ربایندگان و عوامل مسئولیت دارند و هم دولت لیبی به عنوان شخصیت حقوقی. و یکی از راه های پیگیری این است که به این شورا شکایت شود.وی ادامه داد: اگر دادگاهی بخواهد به جرمی رسیدگی کند باید صلاحیت آن را داشته باشد. برخی جنایات آنقدر سنگین هستند که دادگاه های یک کشور براساس اهمیت جرم، فارغ از اینکه جرم کجا اتفاق افتاده است محاکم خود را قادر و صالح رسیدگی می دانند. در حالت عادی جرمی باید در کشوری رخ داده باشد یا تبعه آن کشور مجرم یا قربانی باشد تا دردادگاه های آن کشور قابل رسیدگی باشد. اما در مورد جرایم بین المللی این شروط صادق نیست. برای مثال امروز برخی کشورها مانند بلژیک به چنین جرایمی رسیدگی می کنند. بر اساس همین ویژگی بود که چند سال قبل گروهی از وکلا ازجمله شبلی ملاط - که وکیل پرونده امام موسی صدر نیز هست - علیه آریل شارون در دادگاه بلژیک شکایت کردند. که البته بعد این کشور به این قانون شروطی اضافه و آن را محدود کرد.وی افزود: امروز فقط یک محکمه بین المللی در لاهه داریم که از سال ۲۰۰۲ شروع به کار کرده است. طرح شکایت در این دادگاه شرایطی دارد و هر فرد یا نهادی نمی تواند به آن شکایت کند. خوشبختانه ازجمله سازمان هایی که می تواند موضوعاتی را به این دادگاه ارجاع دهد شورای امنیت سازمان ملل است که تا امروز دو موضوع را ارجاع داده است؛ سودان و لیبی. و موضوع لیبی می تواند شامل ناپدیدسازی امام موسی صدر نیز شود.وی در مورد ایران گفت: تا دوسال قبل طبق قانون نمی شد در ایران در مورد جرمی که قربانی تبعه ایران است شکایت کرد. اما این خلأ دو سال قبل برطرف شد و طبق ماده ۸ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۹۲ این اصل پذیرفته شده است که چنانچه جرمی اتفاق بیفتد که قربانی تبعه ایران باشد، دادگاه های ایران صلاحیت رسیدگی به آن را دارند.با فردی مواجهیم که قابل مقایسه با دیگران نیستاستاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی در مورد پیگیری لبنان گفت: پیگیری قضایی در لبنان به نقاط خوبی رسیده است. کیفرخواست هایی صادر و بازجویی هایی نیز انجام شده است و می تواند با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند. در این پرونده ما با فرد و رژیمی مواجهیم که با دولت ها و افراد دیگر قابل مقایسه نیست. با رژیمی مواجهیم که هر کاری انجام می دهد. در مورد انگیزه قذافی از دست زدن به چنین جنایتی بسیار صحبت می شود. قطعا می توان انگیزه های بسیاری برشمرد اما اصولا این فرد قابل پیش بینی نبود. برای مثال در سال ۲۰۰۵ با همکاری سیلویو برلوسکونی حکمی برخلاف رأی قبلی، از دادگاه ایتالیا گرفتند که امکان دارد امام موسی صدر وارد خاک ایتالیا شده باشد. این حکم اخیرا با حکم جدیدی نقض شده است.ناپدیدسازی امام موسی صدر نقطه ای تاریک در تاریخ استمیر محمد صادقی در ادامه به لزوم پیگیری پرداخت. وی بیان کرد: زمانی قذافی زنده بود و افراد دخیل در جنایت در رأس امور بودند و می گفتیم بحث اجرای عدالت است. امروز اینکه این قضیه پیگیری شود و خانواده و سایرین آن را زنده نگه داشته اند نه تنها از جهت کیفری، بلکه از این جهت نیز مهم است که نقطه تاریکی درتاریخ مشخص شود. تاریخ نمی داند چه قضاوتی باید کند. اگر اهداف پشت پرده این جنایت مشخص شود متوجه می شویم چه کشورهایی در این ماجرا دخیل بوده اند و این موضوع می تواند کمک کند که در آینده چطور با چنین توطئه هایی مقابله کنیم.پیگیری سرنوشت امام موسی صدر برای ایران اعتبار می آوردوی افزود: این پیگیری از جهت دولت ایران هم مهم است. امام موسی صدر تابعیت ایرانی داشته است و امروز جهانیان نسبت به دولتی که به سرنوشت اتباع خود بی تفاوت باشد نگاه خوبی ندارد. پیگیری این قضیه می تواند اعتباری برای دولت ایران در فضای بین المللی فراهم کند. اگر در این زمینه کوتاهی کنیم دور نیست که آیندگان ما را مورد ملامت قرار دهند.استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی در بخش پرسش و پاسخ در مورد تابعیت دوگانه امام موسی صدر و تأثیر آن بر پیگیری از طرف ایران گفت: چند نوع صلاحیت برای رسیدگی دادگاهی به جرمی وجود دارد؛ یک: سرزمینی. یعنی هر جا که جرم انجام شده است. دو، تابعیت. در مورد تابعیت، تابعیت منفعل هم تعریف شده است. یعنی قربانی جرم تابع کشوری باشد. تا سال ۱۳۹۲ نمی توانستیم صرفا بر اساس تابعیت ایرانی امام موسی صدر در ایران پیگیری قضایی کنیم. اما امروز به استناد ماده ۸ قانون مجازات اسلامی دادگاه های ایران به دلیل تابعیت ایرانی امام صلاحیت رسیدگی دارند. تابعیت مضاعف در اینجا تأثیرگذار نیست. چرا که به فرض نپذیرفتن تاین مسئله از طرف دولت ایران، تابعیت ایرانی بر جای خود باقی است.وی طرح موضوع ناپدیدسازی امام موسی صدر در محاکم بین المللی توضیح داد: دادگاه کیفری بین المللی امروز به دلیل ارجاع موضع لیبی از سوی شورای امنیت قابلیت رسیدگی دارد. اما دیوان بین المللی دادگستری بحث کیفری است. و صرفا دولتی می تواند علیه دولت دیگر شکایت کند. برای مثال در قضیه اشغال سفارت امریکا در تهران، دولت امریکا در این دیوان علیه ایران شکایت کرد و یا در قضیه سقوط ایرباس ایرانی، در همین نهاد علیه امریکا شکایت شد. اما ضمانت اجرایی کیفری آن کم است و در حال حاضر هم بحث کیفری در مورد ناپدیدسازی امام موسی صدر چندان مطرح نیست چرا که متهمان اصلی یا مرده اند و یا برایشان حکم قضایی صادر شده است.میرمحمد صادقی در مورد امکان طرح تقاضای استرداد سیف الاسلام قذافی به لبنان گفت: مسئله استرداد به موافقت نامه های بین دو شکور بستگی دارد. ولی به طور کلی هیچ کشوری تبعه خودش را به کشور دیگری مسترد نمی کند. در مورد سیف الاسلام علاوه بر این مورد، به این دلیل که در خود لیبی علیه او شکایات و اتهامات زیادی مطرح شده و حکم هم صادر کرده اند، به نظر نمی رسد لیبی با چنین درخواستی موافقت کند.وی تأکید کرد پیگیری قضایی در صورتی ارزش دارد که امکان اجرایی داشته باشد و در مورد امام موسی صدر نیز به دنبال نتیجه عملی هستیم و نه صرفا احکام نمادین. ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 22:10:09 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5466/ مستند «امام و سرهنگ» http://dinonline.com/doc/news/fa/5465/ ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 22:07:08 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/5465/ استاد عبدالحسین حائری: سرشناسه آقا موسی، اخلاق بود http://dinonline.com/doc/interview/fa/5464/ استاد عبدالحسین حائری، فقیه، محقق و نسخه‌شناس برجسته معاصر روز دوم شهریور سال‌جاری در گذشت. او فرزند آیت الله میرزا احمد حائری و نوه دختری آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم بود. و پس از گذراندن دروس سطح و خارج، در سن ۲۴ سالگی به درجۀ اجتهاد نائل شد. او در سال ۱۳۳۰ به تهران مهاجرت کرد و به دعوت ریاست وقت کتابخانۀ مجلس شورای ملی، وارد این مرکز شد و به کار نسخه‌شناسی و فهرست‌نگاری آثار خطی در این مرکز همت گمارد. استاد حائری در سال ۱۳۵۴ ریاست کتابخانه مجلس را عهده‌دار شد و نزدیک به بیست سال در این سمت ماند. وی صاحب نظریه «بازنویسی تاریخ علم بر اساس بازنویسی فهارس نسخ خطی» است که جایزه‌ای جهانی را نیز برایش به ارمغان آورده است.مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر ضمن تسلیت به مناسبت فقدان این چهرۀ برجستۀ علمی و فرهنگی کشور و آرزوی علو درجات برای آن مرحوم و صبر و اجر برای بازماندگان، بخشی از مصاحبۀ گروه تاریخ شفاهی مؤسسه را که نزدیک به پنج سال پیش انجام شده است، منتشر می‌کند: از مرحوم سید صدرالدین صدر خاطره‌ای به یاد دارید؟ بله. یادم هست آقای صدر شب‌های تابستان در پشت بام مسجد امام، نماز می‌خواند. گاهی در این نماز شرکت می‌کردم. اتفاقاً پدرم هم به این نماز می‌آمد و چون از کربلا با هم دوست بودند، انس زیادی داشتند و بعد از نماز می‌نشستند و با هم عربی صحبت می‌کردند. یادم است که آقا موسی، که هرکجا هست خدا نگهدارش باشد، بار‌ها ازطرف پدرش برای پدرم پول آورد داد... خلاصه مرحوم صدر از نظر اخلاقی شخصیت بی‌نظیر و ممتازی بود. به همین دلیل محبوبیت داشت. حتی این صحنه را خوب به یاد دارم که در روز عید، جمعیت زیادی در مسجد امام منتظر بودند تا آقای صدر برای نماز بیاید... ایشان مدتی هم مدیر حوزه بود. البته داستان حوزه مفصل است که الان وقت بیان آن نیست. اجمالاً اینکه پول کافی برای ادارۀ حوزه نمی‌رسید. آقای صدر اول رفت پیش مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی که مرجع مقیم نجف بود و اجازه گرفت تا مقداری از وجوهات را به قم بدهند. بعد‌ها سید ابوالحسن این موافقت را پس گرفت و مشکلات بیشتر شد. آقای صدر دوباره سفری به عراق رفت اما موضوع حل نشد. خیلی برای قم زحمت کشید. زحمت فراوان... مدت‌ها، ماه‌ها حتی می‌توانم بگویم سال‌ها مرحوم صدر به اعتبارشخصی خودش قرض کرد و شهریه داد، اما بالاخره نمی‌شد اداره کرد... ایشان امتحاناتی هم برای طلبه‌ها قرار داد و خودش ممتحن بود. در یکی از این جلسات من هم شرکت کردم. یعنی با آن‌که خودشان جایگاهی داشتند، می‌نشستند و از طلبه‌ها امتحان می‌گرفتند. اتفاقاً به خاطر اینکه من خوب جواب دادم، ۲۵ ریال، (شاید کمتر و یا بیشتر) به من جایزه دادند. [باخنده] این مربوط به زمان رضاخان و اوایل طلبگی است و به نظرم من کتاب سیوطی را امتحان دادم. خلاصه آقای صدر یک چیزی بود. تحفۀ خاصی بود. یکی از افرادی که من از آن‌ها اجازه اجتهاد دارم، آقای صدر است. تدریس ایشان چگونه بود؟ خود آقای صدر در مدرسۀ فیضیه درس فقه می‌گفت. جمعیت زیادی هم می‌آمد. بعد‌ها مریض شد. مدت‌ها نیامد تا بالاخره درسش منتقل شد به خانه. من و مرحوم مطهری در درس ایشان، گاهی کنار هم می‌-نشستیم چه در مدرسه فیضیه و چه در اتاقی که در منزل داشتند... برخی می‌گویند فداییان اسلام به آقای صدر ارادت خاصی داشتند. شما در این زمینه چیزی به یاد دارید؟ آقای صدر نسبت به فداییان اسلام نرمش داشت. نه اینکه تبلیغ یا حمایت خاصی کند بلکه با آن‌ها نرمش داشت و آن‌ها را رد نمی‌کرد، یعنی هیچ کس را رد نمی‌کرد. یادم است روزهای آخر که من گاهی از تهران می‌رفتم قم و به ایشان سرمی‌زدم، با حال بیمار و پیرمردی، خیلی اظهارلطف می‌کرد. در‌‌ همان وقت‌ها آدم‌های مختلف می‌-آمدند پیشش. با همه یک‌جور حرف می‌زد. با همه یک‌جورتعارف می‌کرد. خدا رحمت کند آقای صدر را. مرد بزرگی بود. خیلی بزرگ بود... باز دربارۀ فداییان اسلام یادم هست که بعد از فوت آقای صدر، یک روز، نواب صفوی همراه جمعی، برای عرض تسلیت آمده بود خانه‌ آقای صدر. خب، نواب صفوی روحیات خاصی داشت. اول به یکی از اعضای فداییان گفت قرآن بخوان. بعد شروع کرد قرآن خواندن. در همین حین، گریه‌اش گرفت. یک دفعه وسط گریه وزاری گفت: اتاقی که آقا درآن نماز می‌خواند کجاست؟ آقارضا گفت: «پاشو بیا». خب، آقارضا هم مرد میدان این کار‌ها بود. پاشد در را باز کرد و رفتند داخل. مدتی. هیچ‌کس را اجازه نداند. وارد شوند... گویا در دعوت از آقای بروجردی برای عزیمت به قم، مرحوم آقای صدر خیلی تلاش کردند.بله. خیلی زیاد. حتی افرادی مثل آقای منتظری و آقای مطهری به دستور آقای صدر مکرر رفتند به دیدن آقای بروجردی. یعنی آقای صدر این‌ها را می‌فرستاد؟ بله. خودش که نمی‌توانست برود. یعنی ایشان اصرار داشت که آقای بروجردی بیاید. بله. یعنی فهمیده بود که حوزه دارد از دست می‌رود... راه دیگری نبود.رابطه دوستی شما با آقا موسی چگونه شکل گرفت؟ من و آقا موسی از نظردرسی هم عرض نبودیم. من جلو‌تر بودم اما ایشان به خاطرهوش زیادش مورد توجه بود. و من دقیقاً یادم نیست که از چه زمانی با هم دوست شدیم اما می‌دانم که سابقۀ آن خیلی طولانی است. هر وقت سفری به ایران می‌آمد، همدیگر را می‌دیدیم. ما خیلی باهم رفیق بودیم. شب و روزهای زیادی با هم طی کردیم. شب و روزهای زیادی چه در قم و چه در تهران... دوستی ما با ایشان جوری نبود که فراموش بشود. این اواخر یک آقای وجدانی بود که اهل علوم غریبه بود. من رفتم پهلویش. گفتم: ازاین دوست ما شما می‌توانید خبری بگیرید؟ او حرف‌های عجیب و غریبی زد وگفت در جایی زندگی می‌کند، کمی خمیده و پیر شده... از خصوصیات اخلاقی آقا موسی بگویید. عرض کنم خدمت شما که اخلاقش ممتاز بود. گاهی به بچه‌های کوچک‌تر هم سلام می‌کرد. خصوصیات اخلاقی قابل بحث و بیان نیست. فقط اینکه آقاموسی کسی بود که خیلی از اخلاقیات پدرش را داشت. این را می‌‌توانیم به عنوان سرشناسۀ آقاموسی بگوییم.... آقا موسی جوانی صاحب فضل و فضیلت بود. خیلی زود حقیقت را قبول می‌کرد. اگر با حقیقتی مواجه می‌شد، حتی اگر نظرش مخالف بود، قبول می‌کرد... چگونگی هجرت امام موسی صدر به لبنان را یادتان هست؟ بله. نکته‌ای که من باید بگویم این است که آیت‌ الله سید محمد صدر، رئیس مجلس عراق که از بستگان خانوادۀ صدر بود، بعد از فوت آیت‌ الله سید صدرالدین صدر برای تسلیت سفری به ایران آمد. در‌‌ همان سفر با آقا رضا و آقا موسی صحبت‌هایی کرده بود و گفته بود که بر شما واجب است که دربارۀ لبنان فکر کنید و اگر لازم است به آنجا بروید. یعنی موضوع از اینجا شروع شده بود.آنچه می‌گویم از مسلمات است. من شکیات را نمی‌گویم. بعداً که آقا موسی به لبنان رفت، آنجا بین شیعه و سنی و مسیحی، اسلام واقعی را اجرا ‌کرد. به همین دلیل من معتقدم یکی از کسانی که در هجرت آقا موسی به لبنان تأثیر داشت، همین سید محمد صدر، رئیس مجلس عراق بود... ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 22:04:00 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/5464/ جلوه‌های‌ نوگرایی‌ در اندیشه امام‌ موسی‌ صدر http://dinonline.com/doc/article/fa/5463/ امام‌ موسی‌ صدر از جملۀ شخصیت‌های‌ اسلامی‌ نادری‌ است‌ که‌ قرن‌ بیستم، از یک‌ سو جلوه‌گاه‌ پیکار و تجلی‌گاه‌ راهبری‌ او بود، و از سوی‌ دیگر، شاهد ظلم‌ و ستم‌ بزرگی‌ بود که‌ در حق‌ او روا داشته‌ شد. ظلمی‌ که‌ تنها به‌ ربودن‌ جسم‌ او منحصر نشد، بلکه‌ به‌ نوعی‌ در برگزاری‌ مناسبت‌های‌ یادبود ایشان‌ نیز بازتاب‌ یافت. به‌ گونه‌ای‌ که‌ برخی‌ از این‌ قبیل‌ مراسم، نه‌ برای‌ ابراز وفاداری‌ به‌ آن‌ بزرگمردِ‌ عرصۀ اندیشه‌ و سیاست‌ و انسانیت، بلکه‌ بیشتر به‌ منظور استفادۀ تبلیغاتی‌ و ابزاری‌ انجام‌ گرفت. اما تلاش‌ و کوشش‌ جدی‌ و خالصانۀ مؤ‌سسات‌ و مرکز پژوهش‌های‌ امام‌ موسی‌ صدر، تا حدودی‌ این‌ نقیصۀ فرهنگی‌ را جبران‌ کرد و روش‌ معرفتی‌ ویژه‌ای‌ را که‌ امام‌ صدر به‌ عنوان‌ یک‌ راهبر اندیشه، پیشوای‌ حُسن‌ معاشرت، طلایه‌دار مقاومت‌ و بنیانگذار نگرش‌ جدید فقهی‌ - تشکیلاتی‌ و سیاسی‌ مطرح‌ کرد، بازشناسانده‌ است. گزاف‌ نیست‌ اگر بگوییم‌ که‌ برخی‌ از ابعاد شخصیتی‌ امام‌ هنوز پوشیده‌ مانده‌ است. از جملۀ این‌ ابعاد، نوآوری‌های‌ ایشان‌ در عرصه‌های‌ فکری، فقهی‌ و اجتماعی‌ است. این‌ها ابعاد مهمی‌ هستند که‌ در روند بررسی‌ و درک‌ بینش‌ اجتهادی‌ ویژۀ ایشان‌ در داخل‌ مرزهای‌ جهان‌ اسلام، نمی‌تواند نادیده‌ گرفته‌ شود، بینشی‌ که‌ موجب‌ شد ایشان‌ در مقایسه‌ با دیگر علمای‌ هم‌ طراز با خود، به‌ مدت‌ بیش‌ از سی‌ سال‌ طلایه‌دار و پیشتاز باشد و چنان‌ که‌ در این‌ بحث‌ بدان‌ خواهیم‌ پرداخت، بسیاری‌ از نظریات‌ جزئی‌ و تفصیلی‌ ایشان‌ با وجود آنکه‌ در دهۀ شصت‌ میلادی‌ مطرح‌ شده‌ است، هنوز هم‌ تأثیر و پویایی‌ تاریخی‌ خود را حفظ‌ کرده‌ و حتی‌ می‌توان‌ ادعا کرد که‌ برخی‌ از نظریات‌ ایشان، تاکنون‌ از سوی‌ هیچ‌ کس‌ مطرح‌ نشده‌ و هنوز هم‌ مدتی، شاید قریب‌ به‌ یک‌ دهه، زمان‌ لازم‌ است‌ تا همۀ شرایط‌ برای‌ طرح‌ و ارائۀ آن‌ مهیا گردد. یکی‌ از ابعاد مظلومیت‌ امام‌ موسی‌ صدر آن‌ است‌ که‌ در سالیان‌ گذشته، فرصتی‌ که‌ می‌توانست‌ برای‌ پرداختن‌ به‌ دستاوردهای‌ نوگرایانه‌ (فکری‌ و فقهی) و اصلاح‌طلبانۀ (اجتماعی‌ و سیاسی) ایشان‌ صرف‌ شود، به‌ هدر رفته‌ است. هر چند نبردهای‌ داخلی‌ لبنان، اولویت‌های‌ برنامۀ امام‌ را با تغییر و دگرگونی‌ مواجه‌ ساخت، اما توقف‌ آن‌ نبرد‌ها در سال‌ ۱۹۹۰م. (۱۳۶۹ش.) زمینه‌ای‌ را فراهم‌ کرد تا بسیاری‌ از کسانی‌ که‌ با خلوص‌ نیت‌ دنباله‌رو مکتب‌ امام‌ بودند، گفتمان‌ ایشان‌ را، که‌ در موضوعاتی‌ نظیر نبرد با دشمن‌ صهیونیستی‌ و پرداختن‌ به‌ مشکلات‌ داخلی‌ لبنان‌ (با توجه‌ به‌ تنوع‌ اقلیمی‌ و فرهنگی‌ آن) پیشتاز و بی‌ رقیب‌ بود، دگر باره‌ کشف‌ کنند. این‌ همه، نشانه‌ای‌ از «اصالت‌ «بینش‌ اصلاح‌طلبانه‌ و «تکامل» روش‌ نوگرایانۀ امام‌ و «ژرف‌اندیشی‌ «و «آینده‌نگری‌» ایشان‌ بود، به‌ گونه‌ای‌ که‌ اکنون‌ در نیمۀ نخستین‌ دهة‌ قرن‌ بیست‌ و یکم، همۀ نیروهایی‌ که‌ در عرصه‌های‌ ملی‌ و شیعی‌ لبنان‌ خواهان‌ حضور در صحنه‌ هستند و همۀ کسانی‌ که‌ تلاش‌ می‌کنند تا زمینۀ همکاری‌ و مقدمة‌ نوسازی‌ و اصلاح‌ را در عرصه‌ای‌ از عرصه‌های‌ اجرایی‌ فراهم‌ کنند، روش‌ و منش‌ امام‌ را نمایندۀ واقعی‌ افکار جامعه‌ و نقطۀ شروع‌ اجتناب‌ناپذیر می‌دانند. با توجه‌ به‌ همین‌ نکته، می‌توان‌ دربارۀ یکی‌ از ویژگی‌های‌ منحصر به‌ فرد شخصیت‌ فراگیر امام، که‌ همانا همدلی‌ و ایجاد «پیوند» (نقطۀ مقابل‌ دوری‌ و گسستگی) است، سخن‌ گفت، و پژوهشگران‌ این‌ عرصه، به‌ سادگی‌ در می‌یابند که‌ این‌ همدلی‌ و پیوند، سطوح‌ مختلفِ‌ موردِ‌ بررسی‌ در این‌ ویژگیِ‌ انسانیِ‌ ممتاز را در می‌نوردد و از آن‌ها فرا‌تر می‌رود. به‌ گونه‌ ای‌ که‌ امام‌ موسی‌ صدر، نه‌ تنها در عرصۀ پیوند زبانی‌ و تبلیغاتی‌ موفق‌ بود و آن‌ را ماهرانه‌تر و حرفه‌ای‌تر از برخی‌ متخصصان‌ علوم‌ ارتباطات‌ به‌ انجام‌ رساند، بلکه‌ به‌ راحتی‌ می‌توان‌ نقش‌ ایشان‌ را در پیوند میان‌ دو دورۀ تاریخی‌ - معرفتی‌ مشاهده‌ کرد. آن‌ دو دوره‌ عبارتند از عصر رنسانس‌ که‌ تا ابتدای‌ قرن‌ بیستم‌ ادامه‌ یافت، و مرحلۀ نوگرایی‌ و تجدد که‌ در دهۀ پایانی‌ همان‌ قرن‌ آغاز شد و تا کنون‌ ادامه‌ دارد. این‌ مرحلۀ تاریخی‌- معرفتی‌ اهمیت‌ بسیار دارد، چرا که‌ در واقع‌ نگرش‌ زیربنایی‌ و بنیادین‌ برای‌ بسیاری‌ از مراحل‌ اصلاح‌طلبانۀ دیگر را تشکیل‌ می‌دهد. ۱. پیوند با «نهضت‌ بیداری‌ عربی» و جهان‌ بینی‌ می‌توان‌ گفت‌ اندیشة‌ امام‌ موسی‌ صدر، رشته‌ای‌ بود از زنجیرۀ تجددخواهی‌ که‌ از زمان‌ آغاز «نهضت‌ جهان‌ عرب‌» به‌ رهبری‌ سید جمال‌ الدین‌ اسدآبادی‌ (۱۸۹۷م‌) و شاگرد او، شیخ‌ محمد عبده‌ (۱۹۰۵م) و مرجع‌ دینی‌ میرزا محمدحسین‌ نائینی‌ (۱۹۳۶م)، که‌ از مهم‌ترین‌ نظریه‌پردازان‌ حرکت‌ مشروطه‌ در ایران‌ بود، شکل‌ گرفت. سید جمال‌ الدین‌ اسدآبادی‌ و میرزا محمدحسین‌ نائینی، اصلاحات‌ در تمامی‌ عرصه‌ها؛ اعم‌ از فقه، سیاست‌ و جامعه‌ را مد نظر داشتند، اما دیدگاه‌ اصلاح‌طلبانۀ محمد عبده، پس‌ از استاد دگرگون‌ شد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ او را متهم‌ می‌کنند که‌ اصلاحات‌ را تنها به‌ ابعاد تربیتی‌ و فقهی‌ محدود کرد. محمد رشیدرضا (۱۹۳۵م) نیز همانند عبده، با انتقاد از نگرش‌ سیاسی‌ سیدجمال‌ الدین‌ در مقولۀ اصلاحات، او را مفتون‌ سیاست‌ نامیده‌ است. در ادامه، رشیدرضا ضمن‌ قطع‌ رابطۀ فکری‌ خویش‌ با روش‌ اصلاحی‌ سید جمال‌، به‌ اندیشه‌های‌ سلفی‌ گرایش‌ پیدا کرد، به‌ گونه‌ای‌ که‌ اصلاحات‌ را تنها در بُعد عقیدتی‌ معتبر می‌دانست‌ و تمامی‌ سطوح‌ تحلیل‌ در خصوص‌ مسائل‌ اجتماعی‌ و برخورد تمدن‌ها را منحصر در بُعد اعتقادی‌ می‌پنداشت. اما مسئله‌ به‌ همین‌ جا ختم‌ نشد. چندی‌ بعد، قطع‌ رابطه‌ با اندیشه‌های‌ نهضت‌ سید جمال‌ فزونی‌ یافت، به‌ گونه‌ای‌ که‌ پس‌ از سرنگونی‌ حکومت‌ عثمانی‌ و شکل‌گیری‌ جنبش‌های‌ اسلامی‌ در شرق‌ جهان‌ عرب، بحران‌ هویت‌ دامنگیر عده‌ای‌ از اندیشمندان‌ گردید، تا جایی‌ که‌ خواهان‌ احیای‌ خلافت‌ و اجرای‌ احکام‌ دین‌ در جامعه‌ شدند و آن‌ را مبنای‌ هر نوع‌ خیزش‌ و پیشرفت‌ و اساس‌ بازآفرینی‌ نیروی‌ سیاسی‌ و توسعۀ اقتصادی‌ دانستند. در ادامة‌ این‌ جریان‌ و در سایۀ سرکوب‌ و اختناق‌ داخلی‌ و سلطۀ استعمار خارجی، اندیشه‌های‌ رادیکال‌ و درون‌گرا شکل‌ گرفت‌ که‌ افرادی‌ چون‌ شهید «سید قطب» (۱۹۶۶م)، تقی‌الدین‌ نبهای‌ (۱۹۷۷م‌) و ابوالاعلی‌ مودودی‌ (۱۹۷۹م‌) از پیشتازان‌ این‌ اندیشه‌ بودند، که‌ در میان‌ آنان، سید قطب‌ از تأثیر و نفوذ بیشتری‌ برخوردار بود. سید قطب، مکتب‌ جدایی‌ و گسست‌ از اندیشۀ انسان‌محور را پایه‌گذاری‌ کرد که‌ بر مبنای‌ آن، قطع‌ رابطه‌ با دنیای‌ معاصر که‌ سید قطب، از آن‌ به‌ جاهلیت‌ مدرن‌ تعبیر می‌کرد، می‌تواند انسان‌ مؤ‌من‌ را در بُعد معنوی‌ و اجتماعی، با جامعه، حکومت‌ و دنیای‌ مبتنی‌ بر جاهلیت، بیگانه‌ گردانَد. آموزه‌های‌ سید قطب، به‌ سرعت‌ در مشرق‌ جهان‌ عرب‌ و در جوامع‌ سنی‌ و شیعه‌ گسترش‌ یافت، تا جایی‌ که‌ اندیشه‌های‌ او، در محافل، تشکل‌ها و احزاب‌ بزرگ‌ اسلامی‌ تدریس‌ می‌شد. در این‌ میان، امام‌ موسی‌ صدر از جملۀ اندک‌ افرادی‌ بود که‌ در ورطۀ جداییِ‌ فکری‌ از جریان‌ به‌ وجود آورندۀ نهضت‌ عربی‌ گرفتار نشدند. مقایسۀ ساده‌ای‌ میان‌ متون‌ و گفتارهای‌ امام‌ موسی‌ صدر و شهید سید قطب‌ در فاصلۀ سالهای‌ ۱۹۶۵ و ۱۹۶۴ (۱۳۴۳ و ۱۳۴۴)، تضاد و تفاوت‌ میان‌ اندیشه‌های‌ آن‌ دو را به‌ خوبی‌ نشان‌ می‌ دهد: موضع‌ امام‌ موسی‌ صدر در قبال فرهنگ‌ های‌ وارداتی‌ (سال‌ ۱۹۶۵ م.): اسلام‌ برای‌ نخستین‌ بار با فرهنگ‌ هایی‌ مواجه‌ شد که‌ از منابع‌ غیر اسلامی‌ آمده‌ بود. اسلام‌ در حالی‌ با این‌ فرهنگ‌‌ها رو به‌ رشد که‌ «دین‌»، هنوز در دل‌های‌ پیروان‌ آن، زنده‌ بود... زیرا گسترش‌ فزایندۀ اسلام، به‌ مناطق‌ اسکندریه، جندی‌ شاپور، حران، هند و مرو رسیده‌ بود و هر کدام‌ از این‌ مناطق، از قرن‌ هشتم‌ میلادی‌ به‌ یک‌ مرکز جهانی‌ فرهنگ‌ تبدیل‌ شده‌ بودند... فرهنگ، از منابع‌ گوناگون‌ خویش‌ به‌ جامعۀ اسلامی‌ منتقل‌ شد و نوعی‌ برخورد و بازتاب‌ به‌ وجود آمد. سپس‌ به‌ بخشی‌ از فرهنگ‌ اسلامی‌ تعلق‌ داشته‌ است. بدین‌ ترتیب، جامعه‌ اسلامی‌ به‌ نوبۀ خود، نسبت‌ به‌ جامعۀ جهانی‌ ادای‌ دین‌ کرد. اکنون‌ می‌توان‌ این‌ روند را بررسی‌ و از آن، قانون‌ و قاعده‌ای‌ برای‌ موضع‌گیری‌ در برابر فرهنگ‌ نوین‌ استخراج‌ کرد. روند ترجمه‌ و انتقال‌ فرهنگ، هدف‌دار بود و از سوی‌ رهبران‌ جوامع‌ اسلامی، گروهی‌ مأمور نظارت‌ بر مراحل‌ گوناگون‌ ورود فرهنگ‌ جدید و هماهنگ‌ شدن‌ آن‌ها با پیکرۀ جامعۀ اسلامی‌ شده‌ بودند... با نگاهی‌ به‌ مواضع‌ علمای‌ دین‌ در برابر گسترش‌ فرهنگ‌های‌ دیگر، می‌ بینیم‌ که‌ بیشتر آنان، از چنین‌ روندی‌ استقبال‌ می‌کردند و آن‌ را می‌پذیرفتند. به‌ عنوان‌ نمونه، امام‌ فق‌ها حضرت‌ امام‌ جعفر صادق (ع‌) شاگردان‌ خود را به‌ روی‌ آوردن‌ به‌ حوزه‌های‌ مختلف‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌ تشویق‌ می‌کردند و برخی‌ از آنان‌ را به‌ آموزش‌ تخصصی‌ آن‌ فرمان‌ می‌دادند. موضع‌ سید قطب‌ در قبال‌ فرهنگ‌ های‌ وارداتی‌ (۶۵ - ۱۹۶۴ م.): پیامبر خدا (ص‌) می‌خواست‌ نسلی‌ پاک‌دل‌ ایجاد کند. نسلی‌ با اندیشۀ پاک‌ و تصور پاک... و نسلی‌ که‌ در تکوین، از تأثیر هر روش‌ غیر الهی‌ به‌ دور ماند، چنان‌ که‌ قرآن‌ کریم‌ می‌فرماید. چنان‌ نسلی، که‌ از یگانه‌ منبع‌ اسلام‌ سیراب‌ شده‌ بود، در طول‌ تاریخ‌ جایگاه‌ منحصر به‌ فردی‌ داشته‌ است... اما در نسل‌های‌ بعد، اتفاق‌ دیگری‌ رخ‌ داد: سرچشمه‌ها با هم‌ درآمیختند! و در نتیجه، سرچشمه‌ای‌ که‌ نسل‌های‌ بعد از آن‌ سیراب‌ می‌شدند، با نفوذ آنچه‌ از فلسفه‌ و منطق‌ یونان‌ و باور‌ها و افسانه‌های‌ ایران‌ و اسرائیلیات‌ یهودیان‌ و لاهوت‌ مسیحیان‌ و دیگر محصولات‌ تمدن‌های‌ مختلف‌ به‌ سوی‌ آن‌ روان‌ شده‌ بود، درآمیخت‌ و همة‌ این‌ باورهای‌ وارداتی‌ به‌ تفسیر قرآن، علم‌ کلام‌ اسلامی، و فقه‌ و اصول‌ نیز راه‌ یافت. این‌گونه‌ بود که‌ پرورش‌ یافتگان‌ این‌ منبع‌ ناخالص، هرگز همانند آن‌ نسل‌ نخست‌ نشدند. بدین‌ ترتیب، میان‌ دو مکتب‌ اندیشه‌ در گفتمان‌ دینی‌ (در اینجا اسلامی‌)، یعنی‌ مکتب‌ «گسست‌ و درون‌ گرایی‌» و مکتب‌ «پیوست‌ و همکاری‌»، تفاوت‌ اساسی‌ وجود دارد و این‌ تفاوت، به‌ تصور هر مکتب‌ از انسان‌ و تعامل‌ آن‌ با هستی‌ و نوآوری‌های‌ بشر، و رابطۀ میان‌ شناخت‌ آدمی‌ و تکامل‌ او در سایۀ معرفت‌ دینی‌ - الهی‌ و رابطۀ متقابل‌ میان‌ عقل‌ و وحی، و علم‌ و دین‌ مربوط‌ می‌شود. همچنین‌ هر یک‌ از این‌ دو نگرش، در مورد رابطۀ میان‌ مفاهیم‌ فوق‌ و بازتاب‌های‌ حقیقت‌ در قالب‌های‌ جدید که‌ با افزایش‌ آگاهی‌ بشر نسبت‌ به‌ جهان‌ هستی‌ و حیات، رابطۀ مستقیم‌ دارد، مواضع‌ مختلفی‌ دارند و نیز در خصوص‌ امکان‌ همراه‌ شدن‌ آگاهی‌ بشر با متون‌ دینی‌ در قالب‌ها و معانی‌ نو و رابطۀ مؤ‌ثر میان‌ آگاهی‌ بشر و واقعیت‌های‌ اجتماعی‌ از یک‌ سو و متون‌ ثابت‌ و مقدس‌ دینی‌ از سوی‌ دیگر، رویکرد خاص‌ خود را دارا هستند. در اینجا به‌ برخی‌ از مواضع‌ امام‌ موسی‌ صدر در این‌ زمینه‌ اشاره‌ می‌کنیم: اسلام‌ آغوش‌ خویش‌ را برای‌ پذیرش‌ دیگر فرهنگ‌های‌ بشری‌ می‌گشاید، از آن‌ اقتباس‌ می‌کند، به‌ نزد خویش‌ فرا می‌خواند و بدان‌ پویایی‌ می‌بخشد و این‌ پویایی‌ و نشاط‌ را از وظایف‌ آدمی‌ در زندگی‌ و در عرصۀ هستی‌ می‌شمارد. «فرهنگ‌ اسلامی، همواره‌ انسان‌ را به‌ پیشرفت‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌ تحول‌ اندیشه‌ سوق‌ می‌دهد و با شکیبایی‌ و تحمل، هر اندیشۀ جدیدی‌ را بر می‌تابد و این‌ کار را نوعی‌ سلوک‌ الی‌ الله‌ و گامی‌ در راه‌ شناخت‌ او و پیمودن‌ مسیر کمال‌ می‌شمارد. چنانکه‌ گفتیم، اسلام‌ از هر تلاش‌ فکری‌ مثبت‌ و هر تحول‌ سالم‌ در اندیشه‌ استقبال‌ می‌کند و آن‌ را بخشی‌ از رسالت‌ انسان‌ در عرصۀ زندگی‌ و یکی‌ از وظایف‌ و واجبات‌ به‌ شمار می‌آورد. حتی‌ تأثیرگذاری‌ اسلام، به‌ همین‌ جا نیز ختم‌ نمی‌ شود، بلکه‌ آن‌ عنصر تازه‌وارد را به‌ درون‌ پیکر عظیم‌ فرهنگ‌ خود می‌کشاند و هیچ‌گاه‌ سراغ‌ نداشته‌ایم‌ که‌ اسلام‌ بر اثر هراس‌ از خود، مانع‌ از فعالیت‌های‌ فرهنگی‌ شود و آن‌ را خطری‌ برای‌ خود یا موجب‌ تضعیف‌ ایمان‌ مسلمانان‌ بداند. چرا که‌ اسلام، برای‌ «دین‌» جایگاه‌ اصیلی‌ قائل‌ است‌ که‌ هیچ‌یک‌ از علوم‌ و قوانین‌ وضعی، نمی‌تواند جایگزین‌ آن‌ گردد، و قرآن‌ کریم‌ نیز در هر مرحله‌ای، این‌ حقیقت‌ را به‌ روشی‌ جدید و در قالبی‌ نو و متناسب‌ با برداشت‌های‌ جدید از انسان‌ و جهان، تبیین‌ می‌کند و هر بار انسان‌ را نسبت‌ به‌ مقولۀ جدیدی‌ در جهان‌ هستی، آگاهی‌ می‌بخشد. هماهنگی‌ کاملی‌ که‌ میان‌ جهان، انسان‌ و کتاب‌ الهی‌ وجود دارد، در واقع‌ نوعی‌ انسجام‌ و هماهنگی‌ فطری‌ است‌ که‌ اصل‌ مذکور، آن‌ را در سطوح‌ مختلف‌ فهم‌ قرآن‌ کریم‌ و ابعاد گوناگون‌ طولی‌ و عرضی‌ آن، تبیین‌ می‌کند و آشکارا نشان‌ می‌دهد که‌ در هر زمان‌ و مکان‌ و در سایۀ هر تحول‌ نویی، می‌توان‌ درک‌ جهان‌ هستی‌ و یا به‌ تعبیر متکلمان، کتاب‌ تکوین‌ را با استفاده‌ از کتاب‌ تشریع‌ الهی، یعنی‌ قرآن‌ کریم‌ هماهنگی‌ و انسجام‌ بخشید. شنوندۀ سخن‌ خداوند حق‌ دارد که‌ همه‌ چیز را در هر عرصه‌ای‌ و از هر مقولۀ معرفتی‌ و با هر میزان‌ وضوح، در قرآن‌ بجوید و بفهمد، به‌ شرط‌ آنکه‌ معنای‌ مورد نظر عبارت، از فهم‌ شنونده‌ فرا‌تر نباشد و تفسیر آن‌ نیز از حدود معنای‌ حقیقی، مجازی‌ و کنایی‌ عبارت، درنگذرد. کلام‌ خداوند، «حقیقت‌ عینی» و «عین‌ حقیقت‌» است‌ که‌ ابعاد مختلف‌ دلالت‌ و معنایی‌ را شامل‌ می‌شود و مراحل‌ مختلفی‌ از تفسیر را برمی‌تابد که‌ هر یک‌ از آن‌ها، مورد نظر گوینده، حجتی‌ برای‌ شنونده‌ و راهگشایی‌ برای‌ مؤ‌منان‌ است. چنین‌ جهان‌بینی‌ و نگرشی‌ نسبت‌ به‌ دنیای‌ خارج‌ و نقش‌ انسان‌ در فهم‌ جهان‌ هستی‌ و ایجاد تحول‌ در برداشت‌ از متون‌ دین، زمینه‌ را برای‌ ایجاد نگرش‌ مبتنی‌ بر «پیوند و رابطه‌» با دیگران‌ و با دنیای‌ خارج‌ ایجاد می‌کند، چنان‌ که، برخلاف‌ باور سید قطب‌ و پیروان‌ دیدگاه‌ او، هر کس‌ از این‌ نگرش‌ بهره‌ داشته‌ باشد هیچ‌یک‌ از تمدن‌هایی‌ را که‌ خارج‌ از حوزۀ دین‌ اسلام‌ قرار دارند، به‌ خودیِ‌ خود بی‌معنا، عقب‌مانده، کینه‌توزانه‌ و جاهلانه‌ تلقی‌ نمی‌کند. برخی‌ از اندیشمندان‌ بزرگ‌ اسلامی‌ نیز از دهۀ پایانی‌ قرن‌ بیستم، به‌ تدریج‌ همین‌ روش‌ را در پیش‌ گرفتند و تلاش‌ برای‌ خروج‌ از دایرۀ اندیشۀ «گسست‌ و جدایی‌» را که‌ در دو دهۀ پیش‌ از آن، تحت‌ تأثیرش‌ قرار گرفته‌ بودند، آغاز کردند. امام‌ صدر، نقش‌ عوامل‌ دینی‌ و غیر دینی‌ را در پیشرفت‌ تمدن‌ها از یکدیگر جدا می‌دانست‌ و بدین‌ ترتیب، با دیدگاه‌ «مالک‌ بن‌ نبی‌» (۱۹۷۳م‌) موافق‌ بود. اما مفهوم‌ منحصر به‌ فردی‌ که‌ تنها از سوی‌ امام‌ مطرح‌ شد، برون‌ گرایی‌ و توجه‌ ادیان‌ و فرهنگ‌ها به‌ یکدیگر بر مبنای‌ زمینۀ مشترکی‌ با عنوان‌ «تصوف‌» و «عرفان‌» بود. ایشان‌ با بهره‌مندی‌ از میراث‌ عرفان‌ اسلامی‌ و ضمن‌ آشنایی‌ با مفاهیم‌ معنوی‌ دیگر ادیان، به‌ عرصۀ گفتگوی‌ دینی‌ و فرهنگی‌ گام‌ نهاد، برخلاف‌ عده‌ای‌ که‌ در سال‌های‌ اخیر بدون‌ پیش‌زمینۀ مشخص‌ و یا تنها برای‌ آنکه‌ دیدار و مذاکره‌ای‌ داشته‌ باشند، مدعی‌ گفتگو هستند. فراخوان‌ امام‌ برای‌ بهره‌گیری‌ فرهنگ‌ها از یکدیگر و استفاده‌ از تجربیات‌ تاریخی‌ میان‌ خود و انجام‌ گفتگوی‌ ادیان، آن‌ هم‌ بر اساس‌ زمینه‌ها و باورهای‌ مشترک، مدت‌ها پیش از تلاش‌هایی‌ که‌ در سال‌های‌ اخیر برای‌ گفتگوی‌ می‌ان‌ تمدن‌ها انجام‌ می‌شود، آغاز گردیده‌ بود. امام‌ در حالی‌ توانست‌ باور «برخورد حتمی‌ تمدن‌ها» را پشت‌ سر گذارَد که‌ برخی‌ از اسلام‌گرایان، هر آنچه‌ با دیدگاه‌ آنان‌ تفاوت‌ داشت، «جاهلیت‌ مدرن‌» می‌نامیدند و موجب‌ شدند که‌ برتری‌جویان‌ غرب‌ نیز تمدن‌ اسلامی‌ را خطری‌ برای‌ جهان‌ غرب‌ و جامعۀ بشری‌ بدانند و برای‌ برخورد اجتناب‌ناپذیر با آن‌ صف‌آرایی‌ کنند. از دهۀ شصت‌ قرن‌ گذشته، بینش‌ نویی‌ پیش‌ روی‌ جهانیان‌ قرار گرفت‌ که‌ امام‌ صدر آن‌ را در قالب‌ درک‌ متقابل‌ و پیوند میان‌ تمدن‌ها و میان‌ «دینداران‌ خداجوی‌» و «دنیاگرایان‌ انسان‌محور» معرفی‌ کرد؛ پیوندی‌ که‌ بر مبنای‌ هماهنگی‌ میان‌ تشریع‌ و تکوین‌ یا به‌ عبارت‌ دیگر، میان‌ مفاهیم‌ دگرگون‌شوندۀ علمی، و باورهای‌ دینی، که‌ همواره‌ متناسب‌ با پیشرفت‌ خِرد در انسان‌ متحول‌ می‌شود، قابل‌ درک‌ خواهد بود. چنین‌ نگرشی، در حقیقت‌ نگاه‌ دینی‌ و اعتقادی‌ و «پیوندآمیز» به‌ جهان‌ است‌ که‌ می‌تواند زمینه‌ای‌ برای‌ پیشرفت‌ دانش‌ و فرهنگ‌ و همراه‌ کردن‌ آن‌ با جلوه‌های‌ جدید حقیقت‌ باشد. اوج‌ تکامل‌ این‌ باور، آنجاست‌ که‌ کتاب‌ تشریع‌ (قرآن‌ کریم) را با کتاب‌ تکوین‌ (جهان‌ هستی)، هماهنگ‌ و منسجم‌ می‌بیند، چرا که‌ هر دوی‌ آن‌ها آفریدۀ پروردگار یکتا هستند. امام‌ صدر با تکیه‌ بر میراث‌ فلسفی، کلامی‌ و عرفانی‌ اسلام‌ توانست‌ مفهوم‌ «همراهی‌ دین‌ و دانش‌» را که‌ از سوی‌ محمد عبده‌ مطرح‌ شده‌ بود، متحول‌ کند. اهمیت‌ این‌ مواضعِ‌ روشنگرانه‌ زمانی‌ آشکار می‌گردد که‌ دریابیم‌ دیگر حرکت‌های‌ نوگرایانه، با الهام‌ از همان‌ بینش‌ امام‌ شکل‌ گرفت، تا جهان‌ را با نگرش‌ دین‌محور بنگرد. یکی‌ از جلوه‌های‌ این‌ نگرش، در قالب‌ تفکر اسلامی‌ کردن‌ معرفت‌ در اواخر دهۀ هشتاد تجلی‌ یافت‌ که‌ مبانی‌ خود را از مفاهیم‌ «کتاب‌ تشریع» و «کتاب‌ تکوین» اقتباس‌ کرده‌ بود، همان‌ که‌ امام‌ موسی‌ صدر مدت‌ها پیش، در دهة‌ شصت‌ آن‌ را مطرح‌ کرده‌ بود. ۲. امام‌ موسی‌ صدر و پیوند میان‌ ایران‌ و جهان‌ عرب‌ از نگاه‌ فرهنگی، تاریخی‌ و جامعه‌شناختی، امام‌ موسی‌ صدر در زندگی‌ خود، سه‌ عرصۀ مختلف‌ از جامعة‌ شیعه‌ را با ویژگی‌های‌ خاص‌ هر یک‌ از آن‌ها تجربه‌ کرد. نخست، جامعۀ ایران، با پیشینۀ تاریخی‌ برجا مانده‌ از عهد صفوی‌ تا نیمۀ قرن‌ بیستم، که‌ عرصۀ مهم‌ و عمیقی‌ از فلسفه‌ و عرفان‌ را در خود دارد. هانری‌ کربن‌ در نوشته‌های‌ خود، شکاف‌ عمیق‌ و گسست‌ فزاینده‌ای‌ میان‌ پیشینة‌ فرهنگی‌ - فلسفی‌ ایران‌ زمین‌ و فرهنگ‌ غربی‌ را مورد توجه‌ قرار داد و با ترجمۀ برخی‌ از کتب‌ فلسفی‌ و عرفانی‌ اندیشمندان‌ مسلمان‌ ایران، گام‌ مهمی‌ برای‌ معرفی‌ فرهنگ‌ و اندیشۀ ایران‌ (که‌ از عرصة‌ جهانی‌ غایب‌ بود) برداشت. دوم، جامعۀ عراق‌ و مکتب‌ نجف، با مقولات‌ فکری‌ و پیچیدگی‌های‌ رابطۀ آن‌ با دولت‌ حاکمه‌ و بازتاب‌های‌ انقلاب‌ عشرین‌ و مقتضیات‌ خاص‌ آن، که‌ از یک‌ سو مسائل‌ مربوط‌ به‌ جهان‌ عرب‌ و فلسطین‌ را پیش‌ رو داشت‌ و از سوی‌ دیگر، با چالش‌های‌ بین‌المللی‌ و مناقشات‌ سخت‌ با جریان‌های‌ سکولار و مارکسیستی‌ درگیر بود. سوم، عرصۀ لبنان‌ و ویژگی‌های‌ گوناگون‌ آن. در تجربۀ نخست‌ ایشان‌ در جامعۀ ایران‌ چند عامل‌ مهم‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ عبارتند از: غنای‌ فرهنگ‌ فلسفه‌ و عرفان‌ که‌ اساتید امام‌ صدر (مانند علامه‌ طباطبایی‌) از پیشتازان‌ آن‌ بودند، و تجربۀ طولانی‌ نهادهای‌ دینی‌ ایران‌ در پرداختن‌ به‌ سیاست‌ و توانایی‌ آن‌ها در تأثیرگذاری‌ بر ملت‌ و دولت، رابطۀ علما با مردم‌ و با حکومت‌ که‌ نقطۀ عطف‌ آن‌ را در رویارویی‌ علمای‌ دین‌ با حکومت‌ استبدادی‌ که‌ همۀ عرصه‌های‌ اقتصاد را در قبضۀ خویش‌ گرفته‌ بود، و در نهضت‌ تنباکو به‌ سال‌ ۱۸۹۳م‌ (۱۲۷۲ ش.) تجلی‌ یافت‌ و پس‌ از آن، در نهضت‌ مشروطه، نخستین‌ تلاش‌ها را برای‌ ایجاد هماهنگی‌ میان‌ حکومت‌ مشروطۀ اسلامی‌ و مذهب‌ تشیع‌ آغاز شد، که‌ با توجه‌ به‌ کتاب‌ «تنبیه‌ الامه‌ و تنزیه‌ المله‌ «تألیف‌ میرزا محمد حسین‌ غروی‌ نائینی، تلاش‌ می‌کرد حکومت‌ و سلطه‌ بر مردم‌ را نزدیک‌ کردن‌ به‌ مشروطه‌ و دموکراسی، تحت‌ نظارت‌ ولایت‌ فقیه‌ قرار دهد. این‌ دستاوردهای‌ مهم‌ و مؤ‌ثر، زمینۀ آگاهی‌ سیاسی‌ را فراهم‌ کرد و حکومتی‌ جدید به‌ وجود آورد که‌ در عین‌ سلطه‌جویی‌ و دیوان‌سالاری، با حکومت‌ های‌ سلطنتی‌ در طول‌ تاریخ‌ تفاوت‌ داشت. و این‌ نکته‌ای‌ بود که‌ بسیاری‌ از سردمداران‌ جنبش‌های‌ اسلامی‌ و عربی‌ شیعه‌ وسنی، تا دهۀ هشتاد از آن‌ غافل‌ بودند. پیوند میان‌ سه‌ عرصۀ ایران، جهان‌ عرب‌ (عراق) و لبنان‌ در شخصیت‌ امام‌ موسی‌ صدر، ایشان‌ را نسبت‌ به‌ ابعاد مختلف‌ مشکلاتی‌ که‌ جوامع‌ اسلامی‌ از آن‌ رنج‌ می‌برند، آگاهی‌ بخشید و ضرورت‌ تلاش‌ برای‌ اصلاحات‌ فراگیر را مبتنی‌ بر نگرشی‌ فرا‌تر از آنچه‌ پیش‌تر در میان‌ اندیشمندان‌ مسلمان‌ رایج‌ بود، در ذهن‌ ایشان‌ پدید آورد؛ اصلاحاتی‌ که‌ تنها به‌ ابعاد تربیتی‌ یا سیاسی‌ و یا فکری‌ محدود نگردد و پیشرفت‌ و توسعه‌ را (در بُعد انسانی‌ و فراگیر آن، چنان‌ که‌ در منشور سازمان‌ ملل‌ متحد آمده‌ است) در اولویت‌ قرار دهد. کاری‌ که‌ هیچ‌ یک‌ از نهضت‌ های‌ اسلامی‌ در نیمۀ دوم‌ قرن‌ بیستم‌ نتوانستند به‌ انجام‌ رسانند. این‌ نوع‌ نگرش‌ اصلاح‌طلبانه‌ که‌ به‌ دیدگاه‌ سید جمال‌الدین‌ بسیار نزدیک‌ بود، زمینۀ پیوند میان‌ جهان‌ عرب‌ را با همۀ گستردگی‌ آن، فراهم‌ کرد و آن‌ را به‌ سوی‌ دارالتقریب‌ بین‌ مذاهب‌ اسلامی، که‌ پدر امام‌ صدر، مرحوم‌ سید صدرالدین‌ صدر یکی‌ از ارکان‌ آن‌ بود، سوق‌ داد. امام‌ از مدت‌ها پیش، رابطۀ میان‌ وحدت‌ مسلمانان‌ و ضرورت‌ رویارویی‌ بزرگ‌ با استعمار غربی‌ و اشغالگری‌ صهیونیسم‌ را دریافته‌ و به‌ نقش‌ مهم‌ وحدت‌ در مسیر پیشرفت‌ و توسعه‌ پی‌ برده‌ بود. از این‌ رو ایشان‌ یکی‌ از نخستین‌ کسانی‌ بود که‌ در راه‌ تحقق‌ وحدت‌ و تقریب‌ مذاهب‌ اسلامی‌ آن‌ هم‌ در سطح‌ گسترده‌ و نامحدود، تلاش‌ بسیار کرد. از سال‌ ۱۹۶۹ م. امام‌ صدر به‌ منظور تحکیم‌ وحدت‌ میان‌ امت‌ اسلامی‌ و مذاهب‌ مختلف، پیشنهادهایی‌ را مطرح‌ کرد. به‌ عنوان‌ نمونه، کشورهای‌ اسلامی‌ را به‌ استفاده‌ از ابزار علمی‌ پیشرفته‌ برای‌ اثبات‌ رؤ‌یت‌ هلال‌ ماه‌ فراخواند، تا بر مبنای‌ نظریات‌ فقهی‌ نوگرایانه، آغاز ماه‌های‌ قمری‌ و اعیاد و مناسبت‌ها، در سراسر جهان‌ اسلام، یکسان‌ باشد، و جلوه‌ای‌ از وحدت‌ امت‌ اسلامی‌ باشد. اکنون‌ پس‌ از سی‌ سال، شاهد هستیم‌ که‌ برخی‌ از فق‌ها و اندیشمندان‌ مسلمان، به‌ منظور حل‌ مشکل‌ اختلاف‌ میان‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در تعیین‌ اعیاد و ماه‌ها و آغاز ماه‌ رمضان، همین‌ روش‌ را پیشنهاد می‌کنند. اما تلاش‌ امام‌ برای‌ وحدت، بسی‌ گسترده‌تر از این‌ بود، به‌ گونه‌ای‌ که‌ ایشان، با شجاعت‌ تمام‌ مسائلی‌ را مطرح‌ کردند که‌ تاکنون‌ به‌ صورت‌ علنی‌ مطرح‌ نشده‌ است. از آن‌ جمله، می‌توان‌ به‌ تلاش‌ برای‌ یکسان‌سازی‌ برخی‌ از احکام‌ و عبادات‌ (مانند اذان‌ و نماز جماعت‌) اشاره‌ کرد که‌ هدف‌ امام‌ از طرح‌ آن، رسیدن‌ به‌ فقه‌ واحد اسلامی‌ و عقیدۀ مشترک‌ اسلامی‌ است. نگرش‌ فقهی‌ نوگرایانۀ امام، تنها به‌ حوزۀ وحدت‌ میان‌ مسلمانان‌ محدود نگردید، بلکه‌ بسیاری‌ از مقولات‌ فقهی‌ مربوط‌ به‌ وجوهات‌ و احکام‌ مالی، همانند زکات‌ و صدقه‌ را نیز در برگرفت، به‌ گونه‌ای‌ که‌ ایشان، همگان‌ را به‌ تلاش‌ برای‌ ایجاد یک‌ مؤ‌سسۀ خیریه‌ و مبتنی‌ بر تأمین‌ اجتماعی‌ فراخواندند، تا به‌ تدریج‌ ذهنیت‌ پرداخت‌ کمک‌ مستقیم‌ در قالب‌ صدقه‌ از بین‌ برود و وجوهات‌ شرعیه‌ در راه‌ کمک‌ به‌ تثبیت‌ سیستم‌ تولید مصرف‌ شود. با این‌ کار ضمن‌ جلوگیری‌ از بیکاری‌ و تن‌پروری، چرخ‌ اقتصاد نیز به‌ گردش‌ دری‌ آید و هیچ‌ کارگری‌ بیکار نمی‌ماند. همچنین‌ ایشان‌ موارد مصرف‌ وجوه‌ شرعیه‌ را مورد بازنگری‌ قرار دادند و حوزه‌های‌ دیگری‌ همچون‌ آموزش، بهداشت، تقویت‌ شرکت‌های‌ تعاونی‌ و اعطای‌ وام‌ بدون‌ بهره‌ را نیز بدان‌ افزودند. به‌ طور خلاصه‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ امام‌ صدر از چهل‌ سال‌ پیش‌ با ارائۀ بینش‌ فقهی‌ - دینی‌ نوگرایانه، روند جمع‌آوری‌ و مصرف‌ وجوهات‌ شرعیه‌ را به‌ گونه‌ای‌ ساماندهی‌ کردند که‌ مبنایی‌ برای‌ حمایت‌ اقشار محروم‌ و آسیب‌پذیر جامعه‌ باشد و ضمن‌ جلوگیری‌ از پدیدۀ تکدی‌گری، آنان‌ را به‌ چرخۀ توسعۀ اقتصادی، اجتماعی‌ وارد گردانَد. ۳. ایجاد هماهنگی‌ میان‌ ویژگی‌های‌ اختصاصی‌ جامعۀ لبنان‌ و بُعد عربی‌ - اسلامی‌ آن. پیوند میان‌ سه‌ تجربه‌ (ایران، عراق‌ و لبنان) در اندیشۀ امام‌ موسی‌ صدر، ضرورت‌ پرداختن‌ به‌ اصلاحات‌ بر مبنای‌ نگرش‌ فراگیر و به‌ دور از نگاه‌ تک‌ بُعدی‌ (تربیتی‌ یا سیاسی‌ و یا فکری) را در ذهن‌ ایشان‌ تقویت‌ کرد. در نتیجه‌ امام‌ با بینشی‌ نزدیک‌ به‌ دیدگاه‌های‌ سید جمال‌الدین، مسئلة‌ مهمی‌ را که‌ تا آن‌ زمان‌ از نگاه‌ دیگر نظریه‌پردازان‌ نهضت‌ و تحول‌ پنهان‌ مانده‌ بود، به‌ درستی‌ درک‌ کرد. این‌ نکته‌ چیزی‌ نبود جز «ویژگی‌های‌ اختصاصی» دو جامعه. دیدیم‌ که‌ امام‌ صدر، با سرعت‌ شگفت‌آوری‌ ویژگی‌های‌ جامعۀ لبنان‌ و شرایط‌ شکل‌گیری‌ و عوامل‌ پراکندگی‌ و ضعف‌ موجود در آن‌ را به‌ درستی‌ باز شناخت‌ و مسئلۀ تنوع‌ فرهنگ‌ها و روش‌ برخورد مثبت‌ با هر یک‌ از آن‌ها را نیز دریافت. اما در عین‌ حال، خطرات‌ بیماری‌ «طایفه‌گرایی‌» را که‌ به‌ جان‌ ساختار سیاسی‌ حکومت‌ لبنان‌ افتاده‌ و آن‌ را به‌ همگامی‌ با تبعیض‌های‌ اجتماعی، فقر، محرومیت‌ و زاغه‌نشینی‌ سوق‌ داده‌ بود، به‌ موقع‌ تشخیص‌ داد و این‌ خطر، همان‌ بود که‌ امام‌ در اواخر دهۀ شصت، نسبت‌ به‌ تأثیرات‌ سوء آن‌ بر آیندۀ میهن‌ هشدار داده‌ بود. نکتۀ دیگر، پیوند لبنان‌ با جهان‌ عرب‌ و نزدیکی‌ آن‌ به‌ پیکرۀ زخم‌خوردۀ فلسطین‌ بود. امام‌ به‌ خوبی‌ دریافته‌ بود که‌ حفظ‌ تنوع‌ دینی، مذهبی‌ و ثبات‌ اجتماعی‌ جامعۀ لبنان، مستلزم‌ اصلاحات‌ در ساختار سیاسی‌ و اجتماعی‌ این‌ کشور است‌ و در عین‌ حال‌ می‌دانست‌ که‌ انجام‌ اصلاحات‌ نباید موجب‌ تضعیف‌ ماهیت‌ عربی‌ لبنان‌ و کمرنگ‌ شدن‌ نقش‌ آن‌ در مبارزه‌ با دشمن‌ صهیونیستی‌ و حمایت‌ از قضیۀ فلسطین‌ گردد. بر همین‌ اساس، امام‌ توانست‌ نگرش‌ جامعۀ لبنان‌ به‌ مسألۀ نبرد میان‌ اعراب‌ و اسرائیل‌ را به‌ گونه‌ای‌ جهت‌دهی‌ کند که‌ همگان، رژیم‌ نژادپرست‌ صهیونیستی‌ را تهدیدی‌ برای‌ همزیستی‌ ملی‌ لبنان‌ و خطری‌ برای‌ سرزمین‌ها به‌ شمار آوَرَند. همچنین‌ در میان‌ شیعیان‌ بینشی‌ ایجاد کردند که‌ آنان‌ ضمن‌ حضور مؤ‌ثر در جامعۀ لبنان، با تکیه‌ بر ارزش‌هایی‌ همچون‌ بذل‌ مال‌ و جان، حراست‌ از مرزهای‌ جنوبی‌ لبنان‌ در برابر دشمن‌ صهیونیستی‌ را بر عهده‌ گیرند و به‌ یاری‌ محرومان، از هر طایفه‌ و گروهی‌ که‌ باشند بشتابند. امام‌ موسی‌ صدر تناقضی‌ میان‌ ویژگی‌های‌ خاص‌ جامعۀ لبنان‌ و حوزۀ ملیت‌ عربی‌ نمی‌دید و ساختار جامعۀ شیعه‌ و عمق‌ فرهنگی‌ آن‌ در ایران‌ و عراق‌ را با ملی‌گرایی‌ دولت‌ لبنان‌ در تناقض‌ نمی‌یافت. از این‌ رو توانست‌ نگرشی‌ بر مبنای‌ پیوند، و نه‌ گسستگی‌ و جدایی، در میان‌ گرایش‌ها و گروه‌های‌ مختلف‌ جامعۀ لبنان‌ ایجاد کند و یک‌ هویت‌ مشترک، مرکب‌ و برون‌گرا به‌ وجود آورَد که‌ در عین‌ حال‌ هر یک‌ از اجزأ آن‌ هویت‌ مشترک‌ ماهیت‌ اصلی‌ و ثابت‌ خویش‌ را نیز حفظ‌ کنند. ایشان‌ اصلاحات‌ را ابتدا با تصحیح‌ نگرش‌ شیعیان‌ به‌ علمای‌ دین‌ آغاز کرد و توانست‌ نقش‌ علما را در جامعه‌ و میهن‌ احیا کند. لازمۀ این‌ کار وارد کردن‌ علمای‌ دین‌ به‌ صحنۀ قدرت‌ سیاسی‌ بود، به‌ گونه‌ای‌ که‌ رهبران‌ سیاسی‌ نظام‌ فئودالی‌ را نیز پیرو و تابع‌ رهبران‌ نهادهای‌ دینی‌ گردانَد و درگیری‌ های‌ منطقه‌ ای‌ و گروهی‌ را پایان‌ بخشد. بدین‌ ترتیب‌ امام‌ موسی‌ صدر توانست‌ علمای‌ شیعه‌ را از گوشه‌نشینی‌ در کنج‌ عزلت‌ خارج‌ کند، رهبری‌ و ارشاد جامعه‌ را به‌ آنان‌ بسپارد و جامعۀ شیعیان‌ لبنان‌ را از حاشیه‌ به‌ متن‌ آوَرَد و به‌ پویایی‌ و بالندگی‌ در حوزه‌ های‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ رهنمون‌ شود. چنین‌ بینش‌ و عملکرد بی‌سابقه‌ای، آن‌ هم‌ از جانب‌ یک‌ روحانی‌ نواندیش، تأثیرات‌ مهمی‌ بر جامعۀ شیعیان‌ برجای‌ نهاد که‌ برخی‌ از آن‌ها عبارت‌ بود از: الف‌) ایجاد دگرگونی‌ در بینش‌ و نگرش‌ نسبت‌ به‌ خویشتن‌ و دیگران‌ که‌ از طریق‌ به‌ کارگیری‌ اندیشۀ روشنفکران‌ اسلامی‌ در پیشبرد برنامه‌های‌ سیاسی‌ و ملی‌ شیعیان‌ انجام‌ گرفت. این‌ کار یک‌ دهه‌ (۱۹۷۰ - ۱۹۶۰) به‌ طول‌ انجامید. در ادامه‌ ایشان‌ همان‌ اندیشۀ نوپا را مبنای‌ ساماندهی‌ فعالیت‌هایی‌ قرار داد که‌ با به‌ کارگیری‌ ابزارهای‌ موجود، در جامعۀ شیعیان‌ لبنان‌ انجام‌ می‌شد. این‌ دوره‌ از اواخر دهۀ شصت‌ آغاز و تا زمان‌ شروع‌ جنگ‌های‌ داخلی‌ لبنان‌ ادامه‌ یافت. ب‌) ایجاد آشتی‌ و نزدیکی‌ میان‌ جامعۀ شیعیان‌ و نهادهای‌ دینی، و پایه‌ گذاری‌ اندیشۀ «دولت‌ جدید» با استفاده‌ از تعریف‌ مبانی‌ مشروع، شفاف‌ و اصلاح‌طلبانه‌ در حوزۀ نظام‌ سیاسی‌ و نیازهای‌ اجتماعی. اصول‌ و مبانی‌ این‌ اندیشه‌ عبارت‌ بود از همکاری‌ و برابری‌ در اتخاذ تصمیم‌ها و ادارۀ کشور و همفکری‌ برای‌ پیشبرد روند رویارویی‌ جهان‌ عرب‌ با رژیم‌ صهیونیستی. ج‌) آغاز روند رشد و توسعه‌ در جامعۀ شیعیان‌ و مناطق‌ محروم، از طریق‌ مبارزه‌ با مثلث‌ جهل، بیماری‌ و فقر؛ ایجاد موسسات‌ آموزشی، درمانی، جهت‌ دهی‌ و هدایت‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و افزایش‌ آگاهی‌ همۀ اقشار، اعم‌ از ثروتمندان‌ و فقرا. بدین‌ ترتیب، امام‌ توانست‌ پلی‌ میان‌ جامعۀ شیعیان‌ لبنان‌ و محیط‌ سیاسی، اجتماعی‌ پیرامون‌ آنان‌ ایجاد کند و بر اساس‌ مبانی‌ دینیِ‌ برون‌گرا، اقشار گسترده‌ای‌ از جامعۀ لبنان‌ عرصۀ پیشرفت‌ و نوگرایی‌ وارد گرداند. ۴. عبور از گفتمان‌ تئوریک‌ و وارد کردن‌ نهضت‌های‌ اسلامی‌ به‌ عرصۀ عمل‌ چنان‌ که‌ گفتیم، در دوران‌ پس‌ از نهضت‌ بیداری‌ جهان‌ عرب‌ که‌ اکثر اندیشمندان‌ اسلامی، قطع‌ رابطه‌ با دنیای‌ خارج‌ و جهان‌ معاصر را لازم‌ می‌دانستند، امام‌ موسی‌ صدر در چنین‌ گردابی‌ گرفتار نشد. اما مهم‌تر آنکه‌ ایشان. از پرداختن‌ به‌ تئوری‌ تصورات‌ آرمان‌گرایانه‌ای‌ که‌ اندیشه‌های‌ فکری‌ و سیاسی‌ مطرح‌ شده‌ گرفتار آن‌ بودند، دوری‌ گزید. بیشتر جریان‌های‌ اسلامی‌ معاصر، (از جمله‌ در لبنان) برای‌ پاسخ‌گویی‌ به‌ نیاز‌ها و پرسش‌های‌ جامعۀ معاصر تنها به‌ تئوری‌ها و راهکارهای‌ محدود اکتفا کرده‌ بودند و این‌ مهم‌ترین‌ انتقادی‌ بود که‌ در دهۀ هشتاد قرن‌ بیستم‌ از جانب‌ نوگرایان، به‌ جریان‌های‌ اسلام‌گرای‌ دهه‌های‌ پیش‌ از آن‌ وارد می‌شد، چرا که‌ اغلب‌ آن‌ها از روش‌های‌ علمی‌ و ابزارهای‌ اجرایی‌ واقع‌گرا، بی‌بهره‌ بودند. هیچ‌یک‌ از اسلام‌گرایان‌ نتوانستند همچون‌ امام‌ موسی‌ صدر، بازنگری‌ در ابزار، راهکار‌ها و برنامه‌های‌ اجرایی‌ را به‌ منصۀ ظهور برسانند. دستاوردهای‌ ایشان‌ در عرصۀ عمل‌ عبارت‌ بود از: مجلس‌ اعلای‌ شیعیان، جنبش‌ محرومان، مجلس‌ جنوب، مؤ‌سسات‌ هنری‌ و پرورشی، تلاش‌ در راه‌ یکسان‌ سازی‌ فقه‌ میان‌ مذاهب، دستاوردهای‌ سیاسی‌ مانند میثاق‌ قانون‌ اساسی، اقدامات‌ و پیشنهادهای‌ سازنده‌ در خصوص‌ تحصن، اعتصاب‌ و راهپیمایی، دستاوردهایی‌ در زمینۀ راه‌سازی‌ برای‌ مناطق‌ دوردست، پیشنهادهایی‌ در خصوص‌ سدسازی‌ و تأمین‌ آب، برنامه‌های‌ زراعی، صنعتی‌ و گردشگری، به‌ کارگیری‌ پژوهش‌های‌ علمی‌ و آماری‌ برای‌ تهیۀ طرح‌های‌ توسعه‌ و پیگیری‌ از طریق‌ نهاد‌ها و ارگان‌های‌ رسمی‌ و دولتی. ۵. چشم‌ انداز آینده‌ آگاهی‌ امام‌ نسبت‌ به‌ دنیای‌ معاصر و جهان‌ خارج‌ زمینۀ پیوند با افق‌های‌ آینده‌ بود، چنان‌ که‌ گفتمان‌ و عملکرد امام‌ صدر، دستاورد‌ها و موضع‌ گیری‌هایی‌ را در برداشت، که‌ علی‌ رغم‌ مخالفت‌های‌ موجود در آن‌ دوره‌ و تهمت‌هایی‌ که‌ در ادامه‌ بدان‌ وارد شد، صحت‌ و صلابت‌ آن، پس‌ از چند دهه‌ به‌ اثبات‌ رسید. برخی‌ از آن‌ دستاورد‌ها عبارتند از: الف. مسئلۀ مقاومت‌ در جنوب‌ لبنان‌ و مرزهای‌ جنوبی. امام‌ از مدت‌ها پیش، بی‌طرفی‌ حکومت‌ لبنان‌ در نبرد جهان‌ عرب‌ با صهیونیسم‌ و عدم‌ آمادگی‌ جامعه‌ لبنان‌ برای‌ دفاع‌ از خود در برابر تجاوزات‌ اسرائیل‌ را مورد انتقاد قرار دادند و به‌ صورت‌ جدی‌ همگان‌ را به‌ تأسیس‌ نیروی‌ مقاومت‌ میهنی‌ و بسیج‌ مردمی‌ (به‌ جای‌ ارتش‌ نظامی) در مرزهای‌ جنوبی‌ فراخواندند و لزوم‌ مسلح‌ شدن‌ مردم‌ آن‌ منطقه‌ برای‌ رویارویی‌ با هر تهدید ناگهانی‌ را یادآور شدند. امام‌ نخستین‌ کسی‌ بود که‌ فلسفۀ مقاومت‌ و پایداری‌ را، که‌ قوت‌ لبنان‌ را در پایداری‌ و دوری‌ از ضعف‌ می‌داند، پایه‌گذاری‌ کرد. اکنون، به‌ خصوص‌ پس‌ از آزادی‌ جنوب‌ لبنان‌ در سال‌ ۲۰۰۰ م. صحت‌ آنچه‌ امام‌ پیش‌ از سال‌ ۱۹۷۰ فرمودند، به‌ اثبات‌ رسید. به‌ ویژه‌ آنکه‌ بینش‌ ژرف‌ امام، مدت‌ها پیش‌ از آنکه‌ تجاوزی‌ از سوی‌ اسرائیل‌ به‌ جنوب‌ لبنان‌ صورت‌ گیرد، ساختار دفاعی‌ لبنان‌ را طرح‌ریزی‌ کرد و برنامۀ دفاعی‌ ایشان‌ نوعی‌ پیش‌بینی‌ بود، نه‌ عکس‌العمل‌ در برابر کار انجام‌ شده، و به‌ راستی‌ باید ایشان‌ را بنیانگذار مقاومت‌ لبنان‌ بر ضد دشمن‌ صهیونیستی‌ نامید. ب. هشدار در مورد خطرات‌ و اختلافات‌ داخلی‌ و تهدیدی‌ که‌ برای‌ آیندۀ میهن‌ در برداشت‌ و ممکن‌ بود موجب‌ از میان‌ رفتن‌ امکانات، از هم‌ گسیختگی‌ یا حتی‌ نابودی‌ کشور گردد. یکی‌ از آن‌ خطرهای‌ مهم، در کنار هم‌ قرارگرفتن‌ قدرت‌ و ثروت‌ نامشروع‌ بود که‌ سلطة‌ اقتدارگرایانه‌ای‌ را بر فرد و جامعه‌ تحمیل‌ می‌کرد و بر مبنای‌ تعصب، طایفه‌گری‌ و تقسیمات‌ جناحی‌ و گروهی، موجب‌ تحقیر اقلیت‌ می‌گردید. همچنان‌ که‌ اقلیت‌ نیز فقدان‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ را در جامعه‌ مورد تحقیر قرار می‌داد و قربانی‌ شدن‌ اولویت‌های‌ جامعه‌ در مسلخ‌ عافیت‌طلبی‌ و به‌ بهانۀ مصلحت‌ عمومی‌ را نظاره‌گر بود. در این‌ میان‌ امام‌ موسی‌ صدر، بیش‌ از آنکه‌ به‌ احقاق‌ حق‌ اقلیت‌ محکوم‌ بیندیشد، به‌ گشودن‌ افق‌های‌ جدید در برابر همۀ کسانی‌ که‌ حقی‌ از آنان‌ پایمال‌ شده‌ بود می‌اندیشید و ضمن‌ مخالفت‌ با به‌ کار گماردن‌ دوست‌ و آشنا و فامیل‌ و افراد بی‌تجربه‌ در پست‌های‌ حساس‌ همگان‌ را به‌ ایجاد فرصت‌های‌ شغلی‌ و اجتماعی‌ برابر و اصلاح‌ ساختار‌ها بر مبنای‌ شایسته‌سالاری‌ فرا می‌خواندند. ایشان‌ بار‌ها نسبت‌ به‌ فساد اخلاقی‌ و روحیۀ مصرف‌گرایی‌ هشدار دادند و آن‌ را مخدوش‌کنندۀ چهرۀ ارزش‌ها و ادیان، و موجب‌ غلبۀ امیال‌ و شهوات‌ بر اندیشه‌ و خرد برشمردند. بدین‌ ترتیب، ایشان‌ یک‌ مصلح‌ بشری‌ بودند که‌ با انگیزه‌های‌ دینی، همواره‌ درصدد رفع‌ مشکلات‌ محرومین، برآوردن‌ خواسته‌های‌ اقشار ضعیف‌ و پایمال‌ شده، مخالفت‌ با حکومت‌ تمامیت‌خواهان‌ و محکوم‌ کردن‌ دسته‌بندی‌ های‌ اجتماعی، سیاسی‌ و ایدئولوژیک‌ آنان‌ بود. پیش‌ بینی‌ها و هشدارهای‌ ایشان‌ کاملا درست‌ و بجا بود و چنان‌ که‌ دیدیم، دسته‌بندی‌ احزاب‌ و گروه‌ها، که‌ توسط‌ عوامل‌ غیر داخلی‌ جهت‌دهی‌ می‌شد، در نهایت‌ به‌ جنگ‌ داخلی‌ لبنان‌ منتهی‌ شد. اکنون‌ که‌ تجمع‌ قدرت‌ و ثروت، می‌رود تا پس‌ از ایجاد بحران‌ مالی‌ و اقتصادی‌ لبنان‌ را در ابعاد اقتصادی‌ و سیاسی‌ تحت‌ سیطرۀ جهانی‌ قرار دهد پیام‌ها و هشدارهای‌ امام، هنوز هم‌ در گوش‌ها طنین‌انداز است، گویی‌ که‌ هم‌اکنون‌ از ژرفای‌ جان‌ بیدار او برآمده‌ است. ج. دیدگاه‌ ایشان‌ در مورد نبرد با دشمن‌ صهیونیستی‌ و ابعاد دینی، تاریخی‌ و استراتژیک‌ این‌ مبارزه، بر کسی‌ پوشیده‌ نیست. ایشان‌ معتقد بودند که‌ آزادی‌ قدس، بدون‌ تکیه‌ بر مفاهیم‌ دینی‌ و معنوی‌ ممکن‌ نیست‌ و آنان‌ که‌ از روح‌ ایمان‌ الهام‌ نگیرند، چنین‌ کاری‌ را نمی‌توانند انجام‌ دهند. تحولات‌ اخیر، خصوصاً‌ در انتفاضۀ اول‌ و دوم‌ مسجدالاقصی، رسانده، چرا که‌ شرافت‌ قدس‌ فرا‌تر از آن‌ است‌ که‌ جز با دست‌ مومنان‌ شرافتمند، آزاد گردد. و سرانجام‌ اینکه، توجه‌ دوباره‌ به‌ اندیشه‌های‌ امام‌ موسی‌ صدر، هر چند با وقفه‌ای‌ طولانی‌ آغاز گردیده، در واقع‌ پیوندی‌ با میراث‌ جاودان‌ و ماندگار او و بیانگر اصالت‌ بینش‌ آن‌ اندیشمند و پیشوای‌ مبارز و نشانۀ پیشتازی‌ ایشان‌ در عرصه‌های‌ سیاسی، تشکیلاتی‌ و اجتماعی‌ است. در واقع‌ می‌توان‌ دیدگاه‌ها و اولویت‌های‌ برنامه‌ریزی‌ ایشان‌ را حلقة‌ اتصال‌ میان‌ سرآغاز نهضت‌ جهان‌ عرب‌ (در آغاز قرن‌ بیستم‌) و تلاش‌های‌ نوگرایانۀ ابتدای‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ دانست؛ او که‌ با ایجاد نخستین‌ تشکیلات‌ ملی، اسلامی‌ و عربی، جمع‌ کثیری‌ از لبنانیان، یعنی‌ شیعیان‌ را به‌ سوی‌ دستیابی‌ به‌ جایگاه‌ طبیعی‌ خویش‌ و برافراشتن‌ پرچم‌ مقاومت، توسعه‌ و برون‌گرایی‌ رهنمون‌ شد. ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 22:01:08 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/5463/ سید صدرالدین صدر: آزادی حق امام موسی صدر و دو همراه اوست http://dinonline.com/doc/news/fa/5462/ در هفتمین دوره از همایش «ملتقی الامام السید موسی الصدر» با عنوان «انسان؛ سرمایۀ وطن و سازندۀ تمدن و رقم‌زنندۀ تاریخ» سید صدرالدین صدر، فرزند امام موسی صدر پیام خانوادۀ امام صدر به مناسبت نهم شهریور، سالگرد ربودن امام موسی صدر و دو همراهش را خواند.به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، فرزند امام موسی صدر، در این پیام بر پنج نکتۀ اصلی تأکید کرد.وی در بند اول این پیام ضمن اشاره به ضرورت پیگیری و تلاش برای آزادی امام موسی صدر و همراهانش تأکید کرد: آزادی، حق امام صدر و دو همراهش، آقایان شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین است و منتی نیست که بر آنان بگذاریم. هدف اول و آخر ما، خانوادۀ امام صدر، آزاد کردن این سه عزیز و بازگرداندن آنان به میهن و صحنۀ فعالیتشان و نزد خانواده و دوستارانشان است.در ادامۀ این بیانیه به توافق‌نامۀ دولت‌های لبنان و لیبی پرداخته شده و آمده است: درخواست ما از مقامات و مسئولان لیبی به اجرا درآوردن توافق‌نامه همکاری میان لبنان و لیبی است. در این توافق‌نامه علاوه بر اینکه دولت انقلابی لیبی تأکید کرده است که امام و دو یار همراهش در لیبی به دست قذافی ربوده و زندانی شده‌اند، بر همکاری جدی و برنامه‌ریزی‌شده و فعال برای جست‌وجوی میدانی زندان‌های مخفی کشف نشده تأکید شده است. همچنین تحقیق از مقامات درجۀ یک نظام سابق لیبی و تکمیل اطلاعات طرف لبنانی و حضور دبیر کمیتۀ پیگیری در جلسات بازجویی و عمل به پیشنهادات او از دیگر مفاد این توافق‌نامه است.همچنین خانوادۀ امام صدر با توجه به شرایط امنیتی لیبی و اطراف آن، گسترش فعالیت‌های تحقیقاتی را خواستار شده و اعلام کرده است: درخواست ما از کمیتۀ رسمی پیگیری که سفرهای مکرری به لیبی و کشورهای دیگر با هدف جمع‌آوری اطلاعات و پیگیری داشته است، این است که اولاً تلاش خود را در داخل مرزهای لیبی افزایش دهد و سپس به دیگر کشور‌ها بپردازد و ثانیاً از هیچ وسیله یا فشاری فروگذار نکند. ما به اعضای این کمیته که بهترین قضات و افسران و دیپلمات‌ها و متخصصان هستند، اعتماد داریم و می‌دانیم که آنان فعالیت‌های خود را به طور سری انجام می‌دهند تا تلاش‌هایشان موفقیت‌آمیز باشد.این پیام در بند چهارم بر ابعاد ملی و بین‌المللی پروندۀ ربودن امام صدر و دو همراهش تأکید کرده و می‌افزاید: درخواست ما از مقامات اجرایی و قضایی و امنیتی لبنان این است که به وظایف خود عمل کنند، زیرا قضیۀ امام، قضیۀ میهن و دولت و اقدام علیه امنیت ملی لبنان است و تنها قضیۀ یک خانواده و یا یک طایفه و مذهب نیست. این قضیه نباید در چند خطی در بیانیه کابینه‌های دولت تبدیل شود. وظیفۀ آنان، اولاً حمایت کامل از فعالیت‌های کمیتۀ رسمی پیگیری و ثانیاً، جلوگیری از برقراری روابط عادی دیپلماتیک با لیبی (زیرا این کار ظلمی مضاعف به امام و دو یار همراهش است.) و ثالثاً افزایش ارتباط و تماس با اینترپول و کشورهای دیگر برای تدوین یک برنامه امنیتی و دیپلماتیک و قضایی، رابعاً، فشار بر دولت لیبی است برای اجرای تفاهم‌نامه میان لبنان و لیبی پیش از اینکه اوضاع لیبی به آشوب بیشتر بینجامد.در پنجمین محور این بیانیه دربارۀ رسانه‌ها آمده است: از رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی می‌خواهیم که در حد مسئولیت خود مراقب باشند که مبادا اخبار و شایعات منتشرشده آسیبی به سلامت عزیزان در بند ما نزنند.خانوادۀ امام موسی صدر همچنین در این پیام تأکید کرده است که: ما خانوادۀ امام از فعالیت و اقدامات دولت لبنان راضی نیستم و همواره شنوندۀ سخنان و اظهارات مسئولان هستیم اما دریغ از وفای به این عهد‌ها. تنها چارۀ ما در این کار صبر و شکیبایی و باز هم پیگیری است.در این پیام آمده است: امروز سی و هفت سال از این حادثه می‌گذرد و امام و دو یار همراهش متضرران اصلی هستند، زیرا آنان هستند که در طول این سال‌ها در زندان‌ها محبوس هستند و تلاش برای آزادی آنان با موانع بسیار روبه‌رو می‌شود، چراکه متأسفانه همان‌گونه که بار‌ها و بار‌ها اعلام کرده‌ایم، مسئلۀ آنان در اولویت اولیای این میهن نیست.در پایان این پیام همچنین دربارۀ نقش ایران در این پرونده آمده است: انتظار و درخواست ما از کشوری که ابرقدرت‌های جهان را به زانو درآورد، یعنی جمهوری اسلامی ایران، مثنوی بلندی است که بیان آن در این زمان کوتاه نمی‌گنجد. از خداوند می‌خواهیم که این کشور را حفظ کند تا ما و آنان بتوانیم به وظیفۀ خود در قبال این مسئله عمل کنیم.مؤسسۀ فرهنگی «منبر الامام الصدر» برگزار کنندۀ همایش‌های «ملقتی الامام السید موسی الصدر» در لبنان است که هفتمین دوره از آن روز جمعه ۲۸ اوت ۲۰۱۵ (ششم شهریور ۱۳۹۴) در شهر صور لبنان، با حضور اندیشمندان و فرهیختگان لبنانی برگزار شد. ]]> به مناسبت سی و هفتمین سال ناپدیدشدن امام موسی صدر Sat, 29 Aug 2015 21:58:01 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/5462/