پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/events/scenario6 Tue, 16 Jan 2018 18:59:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 16 Jan 2018 18:59:33 GMT جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی 60 بازتاب اربعین 95 در سایت‌های خبری جهان http://dinonline.com/doc/report/fa/6975/ به گزارش دین‌آنلاین، اگر اربعین حسینی در سال گذشته موردتوجه بسیاری از رسانه‌های بزرگ جهان قرار گرفت(برای نمونه اینجا را ببنید) و هر یک از زاویه‌ای به گزارش این کنگره عظیم شیعی پرداختند رصد رسانه‌ها و مطبوعات در روزهای مقارن با اربعین امسال نشان داد تصویر اربعین امسال در آن رسانه‌ها بازتاب چندانی نداشته است. با این همه، «یورونیوز» از معدود سایت‌هایی است که به این رویداد مذهبی پرداخته و به طور خلاصه به تعریف واژۀ اربعین، چرایی بزرگداشت این روز توسّط شیعیان و معرّفی اجمالی شخصیت امام حسین اشاره کرده است. «یورورنیوز» پیاده‌روی هشتاد کیلومتری میلیون‌ها زائر از شهرهای مختلف عراق به سمت کربلا را نیز مطرح کرده، اما هیچ اشاره‌ای به زوّار کشورهای دیگر و غیرمسلمانان و غیرشیعیانی که در این پیاده‌روی شرکت داشتند نداشته است. این سایت خبری اندکی نیز به بیان نحوۀ عزاداری این روز پرداخته است. سایت خبری بریتانیاییِ «آی‌بی‌تایمز» نیز گزارشی از اربعین 2016 ارائه داده و ذکر کرده که شهادت امام حسین واقعه‌ای است که در ایجاد شکاف موجود میان مسلمانان شیعه و سنّی تأثیر داشته است. «آی‌بی‌تایمز» اربعین را عظیم‌ترین گردهمایی مسلمانان خوانده و اظهار داشته است که تعداد زایران اربعین بسیار بیش از دو میلیون حجّاجی است که در مناسک حج شرکت می‌کند و در سال 2015 بیش از 22 میلیون نفر بوده است. این سایت گزارشی تصویری از عزاداری شیعیان در روز اربعین منتشر کرده و بیان داشته که بیش از یک میلیون زائر نیز پای پیاده از ایران به زیارت اربعین می‌آیند. همچنین عنوان کرده که در روز دوشنبه، 14 نوامبر داعشی‌ها طی عملیاتی انتحاری، شش نفر را در شهر کربلا به خاک و خون کشیدند. وب‌سایت «العربیِ» بریتانیا اما چند روز پیش از اربعین به ارائۀ توضیحاتی دربارۀ این رخداد بزرگ پرداخت و اربعین را بزرگ‌ترین گردهمایی شیعیان در تاریخ خواند. «العربی» عنوان داشت که امسال علی‌رغم تهدیدات تروریست‌ها، 22 میلیون زائر برای زیارت امام حسین علیه‌السّلام می‌آیند. این سایت همچنین به ضرورت تدارک دیده شدن تمهیدات مختلف رفاهی، ترابری و امنیتی توسّط دولت عراق پرداخته است. به گزارش «واشنگتن‌تایمز»، در اربعین امسال ده‌ها میلیون شیعه از اقصی‌نقاط جهان با پای پیاده به کربلا رفتند؛ این بزرگ‌ترین زیارت جمعی در جهان است و اطلاعات چندانی از آن در دسترس نیست. این سایت خبری در ادامه به چرایی موردمطالعه قرار نگرفتن جمعیت‌ شیعیان مذهبی پرداخته است و علّت این امر را وجود محدودیت‌های حکومتی در بعضی کشورها و وجود تنش و جنگ در بعضی کشورهای دیگر می‌داند. سپس بیان داشته که زیارت اربعین بهترین فرصت را برای مطالعه و بررسی دربارۀ شیعیان مذهبی در اختیار قرار می‌دهد. «واشنگتن‌تایمز» در این گزارش به پژوهشی پرداخته که دانشجویان دانشگاه ام. آی. تی با بهره‌گیری از این فرصت انجام داده‌اند. برای این منظور عوامل پژوهش به موکب‌های مختلف عراقی و ایرانی در مسیر پیاده‌روی اربعین سر زده‌اند و دیدگاه دسته‌های مختلف شیعی را دربارۀ مسائلی چون تنش‌های فرقه‌ای، برنامۀ هسته‌ای ایران و نگرش آنها نسبت به غرب، چین و روسیه جویا شده‌اند. طبق گزارش «واشنگتن‌تایمز»، 90درصد شیعیان دربارۀ مسائل فرقه‌ای این‌گونه پاسخ دادند که با گفتگوی شیعه و سنّی و کاهش تعارضات میان آنها موافق هستند و از وحدت این دو گروه و با هم نماز خواندنشان در یک مسجد حمایت می‌کنند. دربارۀ مسائلی چون تفسیر شیعه و سنّی از خشونت در اسلام، یا دمکراسی و رابطۀ بین دین و دولت، درصد بیشتری از افراد به سؤال‌ها پاسخ ندادند. در انتها «واشنگتن‌تایمز» نتیجه‌گیری کرده که جمعیت شیعیان مذهبی یک‌پارچه نیستند و بین آنها بر سر مسائل مختلف اختلاف‌نظرهایی وجود دارد. «راشا تودی» وب‌سایت خبری روسی پیاده‌روی اربعین را بزرگ‌ترین راه‌پیمایی جهان در راستای مبارزه و اعلام مخالفت با تروریسم خوانده و به نقل از «آنتوان بارا» نوشته است که "هیچ نبردی در تاریخ بشریت به اندازۀ شهادت حسین در نبرد کربلا عواطف و حسّ تحسین را در انسان برنمی‌انگیزد و به این میزان درس‌آموز نیست". «راشا‌ تودی» نیز به سکوت رسانه‌های جهان در برابر این رخداد عظیم اشاره کرده و عنوان داشته که در زمانۀ فعلی که تعصّبات و عقاید فاشیستی ما را تهدید می‌کند، رسانه‌ها می‌توانستند به جای سکوت کردن، اربعین را به عنوان الگویی برای وحدت و اتّحاد به نمایش بگذارند. از نظر این سایت خبری، دلیل سکوت رسانه‌ها، دشمنی وهابیت با شیعیان و تلاش آن برای خاموش کردن صدای شیعه است. زیارت میلیونیِ اربعین با وجود خطر داعش، یادآور مقاومت امام حسین در مقابل لشکر یزید است. اربعین یعنی وحدت مسیحیان، یهودیان، ایزدیان، شیعیان و اهل‌سنّت، زرتشتی‌ها، اهل تصوّف و بسیاری دیگر از مکاتب فکری. اربعین تنها مختصّ مسلمانان نیست و مانند حرکت امام حسین رخدادی جاویدان و جهانی است. کربلا پناهگاه امنی بر روی زمین است که هیچ‌کس را از پذیرش و سخاوت خود استثناء نمی‌کند. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Wed, 23 Nov 2016 19:08:50 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6975/ دو موضوع در زیارت اربعین و پیاده‌روی آن http://dinonline.com/doc/note/fa/6947/ دربارهٔ چرایی زیارت اربعین و پیاده‌روی آن لازم است دو موضوع به شکل دقیق موردتوجه و بحث علمی قرارگیرد: 1. زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین مهم‌ترین دلیل روایی زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین، روایت مرسلی است از امام حسن عسکری (ع) که آن را شیخ مفید در المزار (ص 53) و شیخ طوسی در تهذیب الاحکام (6/52) و مصباح المتهجد (2/787) نقل کرده‌اند. اگرچه سید بن طاووس (از نوادگان شیخ طوسی) در اقبال الاعمال (2/589)، می‌نویسد این روایت را جدّ ما با اسناد خودش از امام عسکری (ع) روایت می‌کند؛ اما در آثار یادشده، هیچ سندی دیده نمی‌شود. علامهٔ مجلسی پس از تصریح به مرسل بودن این روایت، دربارهٔ چرایی این زیارت، وجوهی را نقل و بعد، نقد می‌کند و در آخر با تردید و اظهار بی‌اطلاعی از چرایی و سبب این زیارت، از آن می‌گذرد. (ملاذ الاخیار، 9/125) بنابراین در خصوص زیارت سیدالشهدا (ع) در روز اربعین پشتوانهٔ روایی مسندی در دست نیست. استناد به سیرهٔ حضرات معصومین (ع) یا سیرهٔ تأییدشدهٔ شیعیان نیز کار آسانی نیست؛ چون گزارش معتبری که وجود این سیره را در آن عصر تأیید کند یافت نشد (در حد فحص صورت گرفته)؛ بنابراین چاره‌ای نمی‌ماند جز تمسک به‌عنوان مطلق زیارت سیدالشهدا (ع) که در استحباب و تأکید بر آنْ تردیدی نیست و کتاب کامل الزیارات سرشار از روایات معتبر آن است. بر این اساس اگر خواسته باشیم برای خصوص اربعین چاره‌ای بیندیشیم به نظر، همان توجیهِ شب‌های چهارشنبهٔ جمکران و 23 ذی‌قعدهٔ حرم امام رضا (ع)، توجیه مناسبی است (یک قرار معنویِ غیرِ منسوب به دین). دو نکته در پایان این بخش: یک. در منابع روایی روایاتی با همین محتوای «علامات المؤمن» وجود دارد که باوجود اشتراکِ موارد، اما زیارت اربعین، در آنها نیامده است؛ برای نمونه: بحار (82/79) به نقل از کنز الفوائد مرحوم کراجکی، الهدایة الکبری (ص 344)، الروضة ابن شاذان (ص 186). دو. برفرض قبولِ این روایت، باید توجه داشت که ارزش و اهمیت این زیارت، هم‌ردیف بلند گفتن بسم‌الله و انگشتر به دست کردن و نافله خواندن و پیشانی بر خاک نهادن است. 2. پیاده رفتن برای این زیارت حقیقت این است که برای پیاده رفتن به زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین روایتی نداریم، حتی نامعتبر. اگر روایاتی هست؛ نه در خصوص اربعین؛ بلکه دربارهٔ مطلق زیارت امام حسین (ع) است در هرزمانی؛ مانند این روایت: قال أبو عبدالله (ع) ... من خرج من منزله یرید زیارة قبر الحسین بن علی (ع) إن کان ماشیاً کتب الله له بکل خطوة حسنة و محی عنه سیئة. (کامل الزیارات، ص 132) امام صادق (ع) فرمود: ... هر کس به‌قصد زیارت قبر امام حسین (ع) از محل زندگی‌اش خارج شود؛ اگر پیاده باشد خدا درازای هر قدمی که برمی‌دارد حسنه‌ای برای او ثبت و گناهی را از او برطرف می‌کند. اما باید دانست که ذکر «مشی» از بابِ ذکرِ فردِ غالب است و خصوصیتی ندارد؛ زیرا در روایات دیگر، به این خاصْ نبودن و موضوعیتْ نداشتنِ «مشی»، تصریح شده است. برای نمونهْ در روایتی مربوط به زیارت امیرالمؤمنین (ع) آمده است: من زار أمیر المؤمنین (ع) ماشیاً کتب الله له بکل خطوة حجة و عمرة. (تهذیب الاحکام، 6/20) هر کس پیاده به زیارت امیرالمؤمنین (ع) برود خدا برای هر قدمی که برمی‌دارد برایش حج و عمره‌ای را ثبت می‌کند. بعد در سه روایت بعد (روایت 6) همین ثواب برای کسی منظور شده است که اصل زیارت را انجام داده است؛ خواه پیاده رفته باشد، خواه سواره: «ماشیاً کان أو راکباً». همین تصریح به موضوعیتْ نداشتن «مشی» در زیارت امام حسین (ع) را شیخ صدوق از امام صادق (ع) این‌گونه نقل می‌کند: إنه من خرج من منزله یرید زیارة قبر الحسین بن علی (ع) إن کان ماشیاً کتب له بکل خطوة حسنة و محی عنه سیئة فإن کان راکباً کتب الله له بکل حافر حسنة و حط بها عنه سیئة (ثواب الاعمال، ص 91) هر کس به‌قصد زیارت قبر امام حسین (ع) از محل زندگی‌اش خارج شود اگر پیاده باشد برای هر قدمی که برمی‌دارد حسنه‌ای برای او ثبت و گناهی پاک می‌شود و اگر سواره باشد برای هر قدمی که مرکب او برمی‌دارد حسنه‌ای برای او ثبت و گناهی ریخته می‌شود. بنابراین مراد از «مشی» در این روایات اصل رفتن به زیارت است؛ چه پیاده که در آن زمان رویهٔ غالب بوده است و چه سواره که امروز رایج است. برای همین وقتی به منبع مهمی چون الکافی در «باب فضل زیارة ابی عبدالله الحسین (ع)» نظر می‌کنیم (کافی، 4/580) می‌بینم تمرکز روایات، روی اصل رفتن به زیارت است بی‌آنکه اشاره‌ای به شکل رفتن داشته باشند. برای نمونه: قال أبو عبدالله (ع) من أتی قبر الحسین (ع) عارفا بحقه ... (حدیث 5). امام صادق (ع) فرمود: هر کس به‌سوی قبر امام حسین (ع) برود درحالی‌که عارف به‌حق آن حضرت است ... شاید برای عنایت به همین معنا بوده که ابن قولویه، صاحب کتاب کامل الزیارات در باب 49، بااینکه در اکثر روایاتش سخن از مشی (پیاده رفتن) است؛ اما در عنوان باب می‌نویسد: «ثواب من زار الحسین (ع) راکباً أو ماشیاً»؛ یعنی چه سواره و چه پیاده، فرقی نمی‌کند ثواب یکی است. روایتی که او در باب 79 از امام صادق (ع) نقل کرده است به‌روشنی، برابر بودن پیاده و سواره در ثواب زیارت اباعبدالله الحسین (ع) را بیان می‌کند: ... فإذا خرج من باب منزله راکباً أو ماشیاً وکل الله به أربعة آلاف ملک من الملائکة ... (ص 206). ... پس هنگامی‌که از در خانه‌اش بیرون آمد سواره باشد یا پیاده، خدا چهار هزار فرشته از فرشتگان را وکیل او می‌گرداند ... تمسک به روایت «افضل الاعمال احمزها» برخی تلاش کرده‌اند با تمسک به نبوی «أفضل الأعمال أحمزها» (بحار، 67/191) بر ثواب و رجحان پیاده رفتن استدلال کنند؛ اما گذشته از مشکل ضعف و اعتبار این روایت، باید توجه داشت که ضمیر (ها) به «الاعمال» برمی‌گردد؛ بنابراین سختیِ ذکرشده در آن، ناظر به خود آن کار است؛ نه مقدمات آن. در اینجا آن عمل، خودِ زیارت است؛ نه طی مسیر که مقدمهٔ آن است تا بحث شود اگر سخت (پیاده) باشد ثوابش بیشتر است. افزون بر آنچه گذشت، ظهور این نبوی، در سختی‌های ناگزیرِ نهفته در ذاتِ آن کار است؛ مانند جهاد؛ نه سختی‌های خودساخته‌ای که راه‌های خلاصی از آن هموار است. امام صادق (ع) در پاسخ به شخصی که پرسید: پیاده رفتن فضیلت بیشتری دارد یا سواره رفتن؟ فرمود: الرکوب. راوی که در ذهن خود، پیاده رفتن را افضل از سواره رفتن می‌انگاشته با تعجب می‌پرسد: الرکوب أفضل من المشی؟ حضرت پاسخ می‌دهد: نعم؛ چرا که رسول خدا (ص) نیز سواره به حج رفتند. (کافی، 4/456) از امثال این روایت (در همان منبع) پیداست این انگاره از دیرباز بین برخی متدینان بوده و آنها گمان می‌کردند در روایات، مشی (پیاده رفتن) خصوصیت دارد و یا باتحمل سختی بیشتر، درراه رسیدن به مقصد، ثوابِ بیشتری می‌برند که حضرت در پاسخ خود، این تصور را باطل کردند. اگر آن انگاره که امروز هم هستْ صحیح بود حضرت باید پیاده رفتن را افضل اعلام می‌کردند تا مردم با انداختن خود در سختی بیشتر، به ثواب بیشتری نائل شوند. ظهوری که از برخی روایاتِ حج، مبنی بر موضوعیت داشتن پیاده رفتن حاصل می‌شود از دید علمای حدیث؛ مانند شیخ طوسی در تهذیب (5/10. از حدیث 26 به بعد) و علامه مجلسی در ملاذ الاخیار (7/201-202) مخفی نمانده است. تضعیف، بیان وجه و جالب‌تر، موافقِ تقیه دانستن این‌گونه روایات از توجیهات این بزرگان است. جمع‌بندی گرچه برای خصوصِ زیارت امام حسین (ع) که از افضل قربات است در خصوص روز اربعین، روایت مسندی در دست نیست و باز گرچه برای خصوص پیاده رفتن به زیارت آن حضرت، ثواب خاصی در روایات دیده نمی‌شود؛ اما تردیدی نیست آنچه امروزْ در جریان است یک حرکت عظیم و شعاری رسا در ظهور ایمان به خدا و عشق به اولیای الهی است. یعنی مصداقی است برای شعائر الله (مائده/2، حج/32). شعائر جمع شعیرة است و شعیره به معنای علامت است؛ بنابراین شعائر الله یعنی هر آنچه علامت خدا باشد و انسان را به یاد خدا بیندازد. (ر.ک تفسیر نمونه، 14/97) بی‌شک این حرکت عظیم، هر انسانِ خداجویی را فارغ از هر آیین و مذهبی که دارد متوجه خدا می‌کند. برای همین است که این شور و عشق، مرزهای خاکی و چارچوب‌های عقیدتی را درنوردیده و از هر قوم و ملت و آیینی تلاش می‌کنند خود را به این اقیانوس متصل کنند. بر این اساس وقتی این موضوع را در سخنانِ علمای دین جستجو می‌کنیم، به آیه و روایتی در «خصوص» اربعین و پیاده‌روی آن برنمی‌خوریم؛ بلکه آنچه هست توجه به شور و شعار این حرکت است. «این کسانی که این راه را طی کردند و این حرکت عاشقانه را و مؤمنانه رادارند انجام می‌دهند، واقعاً دارند حسنه‌ای را انجام می‌دهند. این یک شعار بزرگ است، لا تُحِلّوا شَعائِرَ الله، این بلاشک جزو شعائرالله است. جا دارد که امثال بنده که محرومیم از این‌جور حرکت‌ها، عرض بکنیم که «یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً.» (مقام معظم رهبری 9/9/94)   ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Tue, 15 Nov 2016 01:12:05 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6947/ شکوه اربعین و دغدغه هایی چند http://dinonline.com/doc/note/fa/6930/ ما باید قدردان کسانی باشیم که برای به نظم درآوردن این حرکت عظیم و نیز بهره‌گیری از این فرصت برای تبلیغ دین و تربیت دینیِ مردمان کوشش‌های بی‌دریغی کرده‌اند و می‌کنند و نباید به خرده‌گیری‌های برخی بر این سازمان‌دهی‌ها و یا برخی هزینه‌های تحمیل شده بر زائران اهمیتی بدهیم. مکتبی که پیشوایش در بستر شهادت به پیروانش در کنار تقوا، نظم را توصیه می‌کند، هرگز نمی‌پسندد که به بهانه تسهیل برای زیارت، هیچ مقرراتی اِعمال نشود و هیچ هزینه‌ای در برابر برخی خدمات ضروری مطالبه نشود. این باور غلطی است که نهادهای مذهبی برای انواع فعالیت‌هایشان با تکیه‌بر تبرعات مردم، همه‌گونه هزینه بکنند، اما چون نوبت به خدمات دولتی و عمومی می‌رسد، هیچ هزینه نکنند و انتظار داشته باشند که رایگان، از این خدمات برخوردار باشند و این در حالی است که دستگاه‌های حاکمیتی و نظارتی هیچ اِشرافی بر نوع عملکرد و هزینه‌کردِ این نهادها و برنامه‌های مذهبی ندارند. بنابراین همچنان که خاک پای زائران و راهپیمایان را توتیای چشممان می‌کنیم، باید مطالبه‌گر و مشوق نظم سازمانی و انضباط مالی و سپاس‌گزار همه دستگاه‌های اجرایی و انتظامی باشیم! اما در کنار این تشویق‌ها و قدردانی‌ها جا دارد که به دو نکته توجه دهیم: نخست آنکه با توجه به رفتارهای جاهلانه داعشیان و برخی دول اسلامی و نیز سوءاستفاده‌های اسلام‌ستیزان روزگارمان از این رفتارها که به اسلام‌هراسی و منازعات مذهبی انجامیده، جا دارد که پویندگان اربعین از این فرصت برای به رخ کشاندن شکوه اسلام و نه فقط شکوه تشیع، و نیز آفتابی کردنِ ابعاد اخلاقی، معنوی و انسانی اسلام بهره بگیرند. هر گفتار و رفتاری که مخالفان مذهبیِ ما را تحریک کند دقیقاً بازی کردن در زمین دشمن و تبدیل این فرصت به تهدید خواهد بود. دنیای اسلام را باید به این باور برسانیم که ما، شیعیان ضمن پایبندی به مذهبمان هرگز از قدرت و شوکتمان برای تحریک و تحقیر دیگر مذاهب استفاده نخواهیم کرد و آماده‌ایم که همه داشته‌ها و یافته‌هایمان را در خدمت اعتلای همه مسلمانان و بلکه همه جهانیان قرار دهیم. باید نشان دهیم که وحدت و تقریبی که ما فراخوانِ آن هستیم، موقتی، تاکتیکی و از روی ترس و طمع و در هنگام ناتوانی یا کم‌توانی نیست، بلکه رویکردی راهبردی، همیشگی و مبتنی بر مبانی اسلامی و شیعیِ ماست. این تصویری که برخی آثار و مکتوبات ما از اسلام ظاهریِ دیگر اهالی قبله و لغو آن در عصر حضور ارائه می‌کنند، خطرناک‌ترین تهدیدی است که می‌تواند کیان اسلامی و حتی شیعیِ ما را به محاق ببرد. اگر صداقت ما مخدوش شود و اگر از تقیهٔ شیعی برداشتی ناصواب صورت بگیرد، دیگر، هرگز نخواهیم توانست پرچم‌دار و خدمتگزار اسلام راستین و فراگیر باشیم! راهپیمایی شکوهمند و اعجاب‌برانگیز اربعین که به گمانم در تظاهرات و شعائر دینی از برخی جهات، بی‌نظیر است، بهترین فرصتی است که در اختیار شیعیان در روزگار شیعه هراسی و اسلام‌ستیزی قرارگرفته تا هم به ناظران جهانی و افکار عمومیِ دنیای معاصر، اوج منش اخلاقی، انسانی، همگرایانه شیعه را در کنار ابعاد معنوی و عدالت‌طلبانه‌اش را نشان دهد و هم حامل پیام مودت و رحمت به دیگر مسلمانان باشد تا تحت تأثیر تبلیغات تکفیری‌ها و دشمنان سیاسیِ ایران و عراق قرار نگیرند و به جبهه تکفیری‌ها نپیوندند. راهپیمایان به چشم خود می‌بینند که پیروان دیگر مذاهب و حتی دیگر ادیان نیز چگونه در این آیین و همه آیین‌های سوگ حسینی مشارکت می‌کنند. همین روزها شاهد حرکت کاروانی بزرگ از برادرانِ اهل سنتِ ایران به‌سوی عتبات بودیم، پس ما نیز باید همرنگ با این حرکت زیبا و فرامذهبی و با تأسی به پیشوای اربعین و حماسه‌اش که هیچ رنگ و بوی مذهبی و طائفی نداشت، راهپیمایی اربعین را به جلوه‌گاه ارزش‌های اسلامی و انسانی تبدیل کنیم و سطحش را به حد برخی بهره‌های سطحیِ مذهبی و تخلیه هیجانات طائفی تنزل ندهیم! نکته دیگر آنکه در عین ارتقای همه خدمات لازم در طرف ایران و نیز دریغ نکردن از هر نوع کمکی که طرف عراقی مطالبه می‌کند، باید در باب ورود نهادهای دولتی و عمومی، و ازجمله آستان‌های مذهبی در خدمات‌رسانی در طرف عراقی، فراتر از مطالبات عراقی‌ها تأمل دوباره‌ای صورت بگیرد که آیا این نوع خدماتِ هزینه‌بر و در موارد زیادی، برتر و چشمگیرتر از خدمات توده مردم عراق، اولاً به صفا، خلوص و سادگیِ پذیرایی و مهمان‌نوازی عراقی‌ها آسیب نمی‌زند؟ و ثانیاً، آیا به‌مرور، به‌نوعی رقابت منفی در پذیرایی نمی‌انجامد و آیا اساساً با توجه به نیازهای فراوانِ فعالیت‌های مذهبی و امدادیِ مردم خودمان در داخل سرزمین خودمان، آیا موجه است که نذورات مردم را بدین سمت، سوق دهیم، درحالی‌که می‌دانیم که نهادهای مذهبیِ قدرتمندی در عراق یا مناطق شیعه‌نشین خلیج‌فارس وجود دارند که اگر بخواهند می‌توانند جایگزین خدمت‌رسانی ساده و بی‌آلایش عراقی بشوند و بنابه مصالحی در این عرصه ورود نمی‌کنند یا به حداقل‌ها بسنده می‌کنند. به یاد بیاوریم که برای ساخت ضریح سیدالشهدا در قم، چه غوغایی به پاشد و چه پول‌هایی جمع‌آوری و هزینه شدند، درحالی‌که دقیقاً در کارگاهی در مقابل کارگاه آن ضریح شاهد هستیم که بی‌سروصدا، ضریح عسکریین ساخته شده و به دستور آیت‌الله العظمی سیستانی هیچ فراخوانی برای تأمین هزینه‌هایش صورت نگرفت و فقط با هزینه کردِ دفتر معظم له، مراحل ساختش طی شد! آنچه در بند دوم گفته آمد، بیشتر در حد یک پرسش و اظهار نگرانی است و نگارنده اذعان دارد که نه بر همه اطلاعات لازم وقوف دارد و نه در این زمینه تخصصی دارد و آنچه او می‌گوید و می‌جوید جز تشحیذ اذهان و دریافت توضیحات آگاهان نیست و الله هو الموفِّق و الهادی الی الصواب!   ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Mon, 14 Nov 2016 22:00:00 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6930/ بازتاب مراسم اربعین در رسانه‌های جهان http://dinonline.com/doc/article/fa/4494/ نمایش میلیونی اربعین، پایانی بر دوره سالیانه عزاداری‌های حسینی است. روز اربعین بعد از عاشورا مهم‌ترین مناسبت در ارتباط با شهادت امام حسین است. این مراسم تنها در شهر کربلا برگزار می‌گردد، و به شکل پیاده‌روی از نقاط مختلف عراق، به ویژه نجف و کاظمین به سمت کربلا و زیارت حرم امام حسین (علیه السلام) انجام می‌شود. مسافران خارجی نیز گاه از شهرهای خود پیاده به سمت عراق حرکت می‌کنند، و گاه نیز با وسایل نقلیه به نجف آمده، از آن جا به سمت کربلا پیاده حرکت می‌کنند. گسترش فزاینده و تهاجمی این مراسم در کربلا، به بازسازی این مراسم پیاده‌روی در شهرهای دیگر نیز دامن زده است. امسال، آیین راهپیمایی عزاداران حسینی در شهر تهران و ری به سمت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم نیز انجام شد.برگزاری چلهم مردگان‌، عادتی مرسوم در میان جوامع عربی و اسلامی است. این سنت بر اساس قداست عدد چهل استوار است که نه تنها جوامع اسلامی، بلکه ادیان یهود و مسیحیت و تمدن‌های باستانی سومر و اکد نیز به آن اعتقاد داشتند. دیگر ویژگی اربعین امام حسین آن است که سر مبارک آن حضرت در این روز به کربلا بازگردانده شد و در کنار جسدشان دفن گردید. زیارت اربعین در ارتباط با واقعه دیگری نیز است. بنا به برخی روایات، کاروان اسیران و از جمله امام سجاد در همین روز به کربلا رسیده و قبر امام حسین را قبل از عزیمت به مدینه زیارت کردند. بر همین اساس، زیارت اربعین از سنت‌های متداول و با اهمیت در عراق است. (تراژدی کربلا، ابراهیم حیدری، انتشارات دارالکتاب الاسلامی، ۱۳۸۱هـ.ش، ص ۱۳۰)زیارت اربعین سابقه‌ای بسیار طولانی دارد و هر ساله بر تعداد زایران امام حسین افزوده می‌شود. بنا بر گزارش‌ها در اربعین ۱۹۶۸ میلادی، بیش از نیم میلیون نفر، و در آغاز دهه هفتاد، در حدود یک میلیون نفر به زیارت امام حسین آمده بودند. این زایران از شهرهای مختلف عراق و از کشورهای عربی و اسلامی، به ویژه ایران و هند و پاکستان و کشورهای مجاور به کربلا مسافرت می‌کردند. (همان، ص ۱۳۱) هرچند زیارت اربعین در سال‌های حاکمیت حزب بعث با محدودیت‌هایی به ویژه برای زایران خارجی روبه‌رو شد، ولی پس از سقوط صدام، به سرعت روندی افزایشی یافت تا جایی که تعداد زایران امام حسین در روز اربعین امسال نزدیک به ۲۰ میلیون نفر شد.اربعین، یکی از بزرگترین مراسم زیارت مذهبی در جهان است که عظمت و وسعت آن با مراسم «کومبه میلا» برابری می‌کند. کومبه میلا نام حج زیارتی هندوها است که هر سه سال یک بار برگزار می‌شود و بزرگترین گردهمایی مذهبی جهان است. ایندیپندنت،‌ روزنامه صبح بریتانیایی چاپ لندن، به مقایسه این دو مراسم پرداخته است و می‌نویسد: شهر کربلا که محل حرم امام حسین است، سال ۲۰۱۳ مقصد ۲۰ میلیون زائر از ۴۰ کشور جهان بود. مراسم مذهبی «کومبه میلا» متعلق به هندوها شاید بزرگترین مراسم مذهبی دنیا باشد، اما این مراسم هر سه سال یک بار برگزار می‌شود، و مراسم حج هم که به صورت سالانه برگزار می‌شود، هر سال تنها میزبان حدود ۲ میلیون زائر است. روزنامه ایندیپندنت، اهمیت این واقعه را تنها در گسترش فزاینده آن در سال‌های اخیر نمی‌داند، بلکه اربعین را یکی از بزرگترین و خطرناک‌ترین رویدادهای مذهبی جهان می‌نامند. با توجه به حملات تندرو‌های سنی و گروه تروریستی داعش که هر ساله تعدادی قربانی می‌گیرند، خطرپذیری شیعیان در اجرای این مراسم، حایز اهمیت است.خبرگزاری رویترز نیز به مسائل امنیتی و خطرهایی که زایران اربعین را تهدید می‌کند، اشاره کرد: میلیون‌ها نفر از زائران شیعه از سراسر عراق و کشورهای همسایه، این هفته به شهر کربلا می‌روند تا در مراسم مذهبی که مقامات می‌گویند ستیزه‌جویان افراطی قصد دارند هدف حمله قرار دهند، شرکت کنند ... مراسم اربعین بارها هدف حملات شبه نظامیان (تکفیریها) قرار گرفته است. امسال اولین باری است که مراسم اربعین در حالی برگزار می‌شود که داعش کنترل بسیاری از شمال و غرب عراق را در تصرف خود دارد. رویترز تأکید می‌کند که علی‌رغم تمام تهدید‌ها و خطراتی که برای زایران وجود دارد،‌ سیل زایران عراقی و خارجی تا حدی است که جاده‌ها مملو از زایران است و تا حدی در مرزها ازدحام شده است که نیاز به روادید لغو شده است. دو میلیون زایر خارجی که عمدتا ایرانی بودند، در مراسم اربعین امسال حضور داشتند.هافینگتون پست، شبکه خبری لیبرال آمریکا نیز به مقایسه اربعین با کومبه میلا پرداخت. نویسنده مقاله هافینگتون پست، روحانی عراقی با نام سید مهدی مدرسی است که بنا به تجربیات خود، توصیفی دقیق از مراسم اربعین ارایه کرده است و در تا حدی هیجان‌زده شده است. تیتر مقاله مفصل هافینگتون پست به این شرح است: «بزرگترین حرکت زائرانه‌ی جهان در جریان است، اما شما هرگز چیزی از آن نشنیده‌اید!»در این مقاله آمده است که زایران اربعین نه تنها از زایران حج بیشتر هستند که نسبت به مراسم کومبه میلا نیز گسترده‌ترند؛‌ چرا که بر خلاف مراسم هندوها که هر سه سال برگزار می‌شود، در اربعین هر سال چنین جمعیت میلیونی مشارکت می‌کنند. افزون بر این، در موقعیتی برگزار می‌شود که به لحاظ ژئوپلتیکی متشنج و خطرناک است. داعش، شیعه را دشمن خونی خود می‌پندارد. از این رو، هیچ چیز بیشتر از این گروه‌های تروریستی را به خشم نمی‌آورد که ببینند زائران شیعه به خاطر بزرگ‌ترین نمایش اعتقادشان گرد هم می‌آیند.نویسنده، شرح مفصلی از نحوه حرکت و مسیر کاروانهای زیارتی ارایه می‌دهد و به شگفتی‌های این مراسم اشاره می‌کند: یکی از بخش‌های این حرکت زائرانه که هر بیینده‌ای را به شگفتی وامی‌دارد مشاهدهٔ هزاران زایرسرا است که همراه با آشپزخانه‌ای سیار در میان مسیرهای منتهی به کربلا مستقر شده‌اند، و توسط روستاییانی ساخته شده‌اند که در محدودهٔ مسیر پیاده‌روی زائران زندگی می‌کنند. زایرسراها (موکب‌ها) جاهایی هستند که تمام مایحتاج زائران در آن‌جا تأمین می‌شود؛ از غذای تازه گرفته تا جای استراحت؛ از تلفن رایگان بین‌المللی گرفته تا گهواره‌های کودکان؛ همه چیز رایگان است. درواقع، لازم نیست که زائران در این مسیر طولانی پیاده‌روی، چیزی غیر از لباس‌ به همراه داشته باشند. شگفت‌تر از آن، اصرار و التماس فراوان فعالان زائرسراها (موکب‌ها) است که زائران را مهمان خود کنند. نویسنده مقاله هافینگتون پست، وسعت و گستردگی پذیرایی از زایران را با میزان غذایی که سازمان ملل در زلزله هائیتی توزیع کرد، مقایسه می‌کند: پس از زلزلهٔ هائیتی و با حمایت و هم‌دلی جهانی، برنامهٔ غذای جهانی سازمان ملل اعلام کرد که با تلاش‌های زیادش، نیم‌میلیون وعدهٔ غذایی تحویل داده است. ارتش ایالات متحده منابع عظیمی از آژانس‌های فدرال را فراهم کرد و اعلام کرد که در مدت پنج‌ماه بعد از این فاجعهٔ انسانی، ۴. ۹ میلیون وعدهٔ غذایی به اهالی هائیتی تحویل داده شده است. حالا این را مقایسه کنید با تعداد بیش از ۵۰ میلیون وعدهٔ غذایی در روز در طول مراسم اربعین که برابر است با حدود ۷۰۰ میلیون وعدهٔ غذایی برای تمام مدت این مراسم. تمام این غذا‌ها، نه با سازمان ملل متحد یا هر خیریهٔ بین‌المللی دیگری بلکه توسط کارگران و کشاورزان فقیری تأمین شده است که عاشق خدمت به زائران هستند و تمام سال پس‌انداز می‌کنند.نویسنده مقاله، به نحوه زیارت شیعیان نیز اشاره می‌کند و با چند تن از آنها مصاحبه‌هایی نیز کرده است. یکی از افراد فعال در موکب‌ها می‌گوید: «برای آن‌که ببینید اسلام چه آموزه‌هایی دارد، به رفتار چند صد تروریست وحشی نگاه نکنید. بلکه به فداکاری خالصانه میلیون‌ها زائر اربعین توجه کنید.»المانیتور، از دیگر رسانه‌های بین‌المللی که به چندین زبان منتشر می‌شود، نیز گزارش‌های مفصلی درباره اربعین تهیه کرده است، و در یکی از گزارش‌‌هایش به تشریح چند و چون مراسم اربعین پرداخته است. المانیتور به نقل از مدیر سابق شبکه ماهواره‌ای النجف نوشت: «این رویداد مذهبی، بزرگترین تجمع در جهان است... نکته جالب در مورد این جمعیت انسانی این است که همه اقشار جامعه در آن شرکت دارند. با وجود ویژگی‌های مذهبی این مراسم، مردم غیرمذهبی نیز در آن شرکت می‌کنند؛ بی‌سوادان، دارندگان مدارک تحصیلی دانشگاهی بالا، و مردم عادی و رهبران کشور نیز در آن حضور می‌یابند.» گزارشگر المانیتور که غالبا بومی همان منطقه است، مشاهدات عینی خویش و مصاحبه‌های دیگری را در ادامه می‌آورد، ‌و به جنبه‌های معنوی این سفر زیارتی در نگاه زایران نیز اشاره می‌کند. المانیتور به نقل از حسن سلمان، نویسنده و رئیس هیات امنای شبکه رسانه‌های عراق (IMN)می‌نویسد: «زیارت اربعین ازعمق تاریخی، و مذهبی، به خصوص برای شیعیان برخوردار است. همچنین این مراسم از ابعاد سیاسی روشنی برخوردار است ... حتی افراد بیمار و معلول هم به امید بهبودی، در این پدیده انسان‌دوستانه شرکت می کنند.»المانیتور در پایان گزارش خود می‌نویسد: صرف نظر از مواضع ضد و نقیض در این بزرگداشت که ناشی از اعتقادات مذهبی متفاوت است، همه موافقند که این، بزرگترین گردهمایی است که در آن مردم به شدت و با شور و شوق شرکت می‌کنند تا به یکدیگر کمک کنند، و این امر به آنها احساس قدرت و امنیت می‌دهد.حضور گسترده زایران در این مراسم دینی که پس از سقوط صدام مجال دیگری برای رشد و توسعه و بروز یافته است، توجه بسیاری دیگر از رسانه‌ها را به خود جلب کرده است. این گزارش‌ها که غالبا حالتی توصیفی داشته و با شگفتی نگاشته شده‌اند، مواد خام فراوانی برای مطالعات جامعه‌شناختی و مردم‌شناختی آتی فراهم می‌کنند. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Wed, 17 Dec 2014 21:56:12 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4494/ جایگاه اقلیت‌های مذهبی در مراسم اربعین حسینی http://dinonline.com/doc/article/fa/4493/ به نظر می‌رسد تا پیش از سال‌های اخیر، اقلیت‌ها در وضعیت مسالمت‌آمیز، و گاه هم‌دلانه‌ای با این گونه مراسم قرار داشتند؛ لیکن دخالت عناصری جدید که به تغییر ماهیت مراسم و گسترش فزاینده آن دامن زده، وضعیت جدیدی را پدید آورده است. تبلیغات رسانه‌ای دگرستیزانه، ورود عناصر سیاسی به مراسم، استفاده ابزاری از مراسم عزا برای اهداف فرقه‌گرایانه،‌ و تلاش‌ها درصدد مصادره مراسم حسینی،‌ همگی وضعیت دشواری را برای اقلیت‌ها پدید آورده‌اند. ***پدیده سوگواری‌های حسینی با نمایش میلیونی روز عاشورا و سپس اربعین، چنان نیروی اجتماعی گسترده‌ای را آزاد کرده است که بی‌توجهی به آن برای غیر شیعیان ناممکن شده، و اتخاذ جایگاهی مناسب در برابر آن را دشوار ساخته است. دو راه در پیش روی اقلیت‌های مذهبی در عراق وجود دارد: همراه با اکثریت به مشارکت در مراسم بپردازند، و یا به شکل قدرتمندتر و پررنگ‌تری به هویت دینی - قومی خود برگردند، و در برابر این نیروی گسترده اجتماعی، واکنش منفی نشان دهند. در واقع، نحوه اجرای این مراسم است که قومیت‌های مختلف عراقی را با دشواری‌های متفاوتی در تعیین وضعیت و جایگاه خویش در برابر آن، مواجه کرده است.سوگواری‌های حسینی تا پیش از بروز طائفه‌گری در عراق، رویدادی فرهنگی و سنتی در تمام کشور به حساب می‌آمد. همه طوائف و گروه‌های عراقی در مراسم سوگواری حسینی، با انگیزه‌ای عاطفی و روانی، و نه دینی و مذهبی مشارکت می‌کردند. این حالت همچنان در برخی مناطق عراق و در میان برخی از طوائف عراقی وجود دارد؛ همچنان که در دیگر مناطق شیعی از جمله ایران نیز، مشارکت غیر شیعیان در مراسم عزای حسینی امری غیر معمول نبوده است. اما گسترش روزافزون این مراسم به دلیل حضور عناصری خارج از ماهیت آن، باعث شده تا این مراسم در سال‌های اخیر، بیش از آن که جریانی فرهنگی – انسانی باشد که آغوش خود را بر هر گونه مشارکت انسانی باز می‌کند، به پدیده‌ای صرفا مذهبی تبدیل شود که با هویت شخصی شیعیان پیوند می‌خورد.اقلیت‌های دینی، خود را در محاصره و هجمه زیست‌بوم فرهنگی خاصی می‌بینند که مجالی را برای حضور اجتماعی دیگری، مگر در پوسته فرهنگ غالب دینی نمی‌گذارد. بر اقلیت‌ها در چنین شرایطی لازم است که از اصطکاک با اکثریت و انجام هر کاری که مخالف با پدیده عزا است، اجتناب کنند. بهترین نمونه این اصطکاک در سال‌های پیش، روی داد که کریسمس با دوره سالانه عزاداری شیعیان همراه شده بود. شخصیت‌های دینی مسیحی با صدور اعلانی ترجیح دادند که از بروز و ظهور جلوه‌های جشن به خارج از کلیساها جلوگیری کنند تا اصطکاکی با دوره عزای شیعیان پدید نیاید. البته هم‌دردی مسیحیان با شیعیان نیز بی‌پاسخ نماند و قدردانی و سپاسگذاری دسته‌جات عزاداری را به دنبال داشت. هرچند که این ماجرا از هم‌زیستی مسالمت‌آمیز تاریخی میان طائفه‌های عراقی حکایت می‌کند؛ اما از جهتی دیگر، پرده از سلطه اکثریت بر اقلیت‌های دینی برمی‌دارد، و این سؤال را مطرح می‌کند که آیا مسیحیان، در چنین شرایطی، حق انتخاب دیگری نیز داشتند؟ به ویژه هنگامی که وقایع مشابه را می‌نگریم، این تردید بیشتر مطرح می‌شود. نمونه این گونه اصطکاک‌ها در ایران نیز دیده می‌شود. گروهی که بدون ملاحظه‌های فرهنگی و دینی، اقدام به برپایی مراسم نامزدی در ماه محرم امسال کرده بودند، با مخالفت شدید مردمی و نیروی انتظامی مواجه شدند.شخصیت‌های مسیحی عراقی، واکنش خود در حذف جشن‌های سال نو را از منظر ضرورت هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میان گروه‌های عراقی می‌دیدند. اسقف عماد البناء، مسؤول پاتریارکی کلیسای کلدانی در بصره و جنوب عراق، در این زمینه گفته بود: پرهیز از برپایی عمومی جشن سال نو، عقب‌نشینی از اصول‌مان نبود؛ بلکه زاده هم‌دردی و هم‌دلی با برادران هم‌وطن، و نمایشی از اخلاق دینی، و ضرورتی عملی برای شکل‌گیری گفتگوی ادیان به شمار می‌رود.از جانب شیعیان نیز تلاش‌هایی برای برقراری ارتباط با دیگر ادیان و قومیت‌های عراقی در ضمن مراسم عزا صورت گرفته است؛ به ویژه با مسیحیان که از جهت برخورداری از میراث دینی و گسترده تراژدیک (به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی) نقطه مشترکی با شیعیان دارند. این تلاش‌ها از طریق استفاده از ابزارهای ارتباط زبانی، مانند استفاده از واژگانی که پیشینه‌ای مسیحی دارند، صورت می‌گیرد. در ضمن مراسم عزا، عنوان راهب، فراوان برای امام سجاد به کار برده می‌شود. افزون بر این، از روایت‌های داستانی فراوانی می‌توان نام برد که به روایت مشارکت مسیحیان در عزای حسینی از زمان وقوع حادثه کربلا در سال ۶۸۰ میلادی تا کنون پرداخته‌اند. همچنین شمایل تصویری فراوانی که به اثر متقابل تراژدی مسیحی – شیعی ناظر هستند یا مقایسه‌هایی که میان نمادهای مسیحی و شیعی انجام می‌شود.نمونه‌هایی از مشارکت مستقیم اقلیت‌ها، در مراسم عزای شیعه نیز وجود دارد. دسته‌جات عزاداری و راه‌پیمایی سوگوارانه، ویژه برخی از صابئی‌ها و مسیحیان و پیروان دیگر ادیان عراقی از دیرباز وجود داشته است. هرچند شیعیان غالبا از این حرکت‌ها با گرمی استقبال می‌کنند؛ لیکن گاهی برخی رفتارهای انحصارطلبانه نیز از سوی گروه اندکی از شیعیان بروز می‌یابد. گزارش‌هایی مبنی بر شستن ظرفهای غذای صابئی‌ها توسط برخی از عزاداران شیعه وجود دارد؛ چه آن که صابئی‌ها را نجس می‌پندارند و ظرف‌های غذای آنان در حسینیه‌های بین راه تا کربلا را امحاء‌کرده یا تطهیر می‌کردند.از جانب اهل سنت نیز، عقب‌نشینی واضحی از مشارکت در مراسم عزای حسینی دیده می‌شود. هرچند قرن‌های متمادی است که اهل سنت عراق، مشارکتی جدی در مراسم حسینی، به ویژه اربعین داشته‌اند، اما به سبب تشنج‌های فرقه‌گرایانه و سخت‌گیری‌های شیعیان در اختصاص این مراسم به خود، و همچنین گسترش تفکر تکفیری که عزاداری شیعیان را گونه‌ای از شرک به خداوند می‌پندارد، از تعداد عزاداران سنی در سال‌های اخیر به شدت کاسته شده است.مراسم عزای حسینی در اثر صعود گفتمان فرقه‌گرایانه از پدیده‌ای فرهنگی و فرامذهبی، به ویژگی خاص شیعیان تبدیل می‌شود. حضور نشانه‌ها و نمادهایی سیاسی - شیعی و پیام‌های دگرستیزانه در مراسم عزای حسینی مانند حمل تصاویر رهبران سیاسی شیعیان (نه شخصیت‌ها و بزرگان مذهبی) توسط برخی از عزاداران و مراسم لعن خلفا که امسال توسط گروهی از ایرانیان در مراسم اربعین صورت گرفت، هر چه بیشتر به محدود شدن مراسم عزا در میان شیعیان دامن می‌زند. در این میان، مشارکت اقلیت‌های دینی در مراسم عزای حسینی نمی‌تواند مانند گذشته تنها به هدفی فرهنگی و عاطفی باشد، و شرایط برای ابراز وجود آنان بسیار تنگ می‌شود.در چنین شرایطی بر بزرگان شیعه لازم است که با تلاشی مضاعف جلوی سخت‌گیری‌ها و تندروی‌های قومیتی و مذهبی در مراسم عزا را بگیرند، و از تبدیل شدن آن به فشاری اجتماعی که خود را بر دیگران تحمیل می‌کند، بازدارند. ماهیت فرهنگی و انسانی مراسم حسینی،‌ طی قرن‌ها به گسترش آن در میان تمام مذاهب و فرق موجود در عراق انجامیده است، اما تندروی‌های امروزی و استفاده از ابزارهای تهییج و تحریک جمعی برای گسترش فزاینده این مراسم، بدون توجه به شرایط فرهنگی و تاریخی عراق، می‌تواند درگیری‌های مضاعفی را در آینده به وجود آورد که بر زیست‌بومِ فرهنگی و مذهبی کشورهای مجاور نیز اثرگذار خواهد بود. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Wed, 17 Dec 2014 21:52:16 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4493/ خوانشی جامعه‌شناختی از آیین‌های عزا؛ معرفی کتاب تراژدی کربلا http://dinonline.com/doc/note/fa/4475/ شهادت امام حسین در کربلا اولین تراژدی در تاریخ اسلام به حساب می‌آید که در حافظه تاریخی همه مسلمانان و به‌ویژه شیعه جاودان مانده است. این واقعه چنان جایگاه قدرتمند و پردامنه‌ای در تاریخ و فرهنگ شیعه دارد که حضور پررنگ آن را در تمام بخش‌های زندگی روزانه خود شاهدیم؛ از آب خوردن‌های عادی تا مراسم ختم مردگان و فعالیت‌های اعتراضی و سیاسی و جشنواره سالانه حزن و اندوه در محرم و صفر. برای شهادت هیچ بزرگی چنین مراسم سالانه‌ای تا چهلم (اربعین) و حتی بعدتر از آن، برپا نمی‌شود. همچنین هیچ واقعه‌ای در میراث مکتوب و شفاهی شیعیان به اندازه قیام امام حسین، بازتاب نیافته است.کتاب‌های زیادی در زمینه حماسه حسینی و ابعاد مختلف تاریخی آن تالیف شده است؛ لیکن این پدیده تاریخی ابعاد دیگری نیز دارد که کمتر مورد توجه پژوهشگران بوده است. تحلیل اجتماعی از این پدیده حماسی که میراث مکتوب فراوانی را پدید آورده است، و اثری شگفت در فرهنگ ما به جا گذاشته و بازتاب گسترده‌ای در تحولات تاریخ اسلامی داشته، تا کنون کمتر مورد توجه نویسندگان و اندیشمندان قرار گرفته است. بر این اساس می‌توان ادعا کرد که کتاب دکتر ابراهیم حیدری در زمینه جامعه‌شناسی تراژدی کربلا اثری منحصربه‌فرد به‌شمار می‌رود.***«تراجیدیا کربلاء: سوسیولوجیا الخطاب الشیعی» نام کتاب پروفسور ابراهیم الحیدری است که اولین‌ بار توسط انتشارات دار الساقی منتشر، و چندین بار تجدید چاپ شد، و با استقبال فراوانی در کشورهای مختلف جهان رو به رو گشت، به طوری که گزارش‌های متعددی به انگلیسی، فارسی، اردو و غیره درباره آن نوشته شد. همچنین به زبان فارسی نیز ترجمه شده و با عنوان «تراژدی کربلا: مطالعه جامعه‌شناختی گفتمان شیعه» توسط انتشارات دار الکتاب اسلامی چندین بار تجدید چاپ شده است.کتاب تراژدی کربلا به ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و فولکلوریک مراسم عزای حسینی می‌پردازد. به باور مؤلف، این مراسم و آیین‌ها در شرایط اجتماعی خاص و محدودی شکل گرفت، و اندک اندک متحول شد و توسعه یافت تا به گونه‌ای از مخالفت و مبارزه پنهان علیه دیدگاه ایدئولوژی رسمی تبدیل شد و به همین سبب، برخی مجبور به سرکوب و مهار آن شدند. البته همین مخالفت‌ها و سرکوب‌ها نقش اساسی در گسترش هر چه بیشتر شعائر و آیین‌های حسینی داشتند.این کتاب به موضوع کربلا، چون متنی تاریخی و آداب و آیینی مردمی و اجتماعی می‌نگرد. در واقع، پروژه‌ای برای مطالعه این گونه آیین‌های دینی، و به ویژه عزای حسینی است که ما را در شناخت گفتمان شیعه یاری می‌رساند؛ چه آن که مراسم عزای حسینی پدیده‌ای اجتماعی - دینی است که گفتمان ویژه‌ای پیرامون واقع عاشورا پدید آورده است. مولف در سال ۱۹۶۸ در شهر کاظمین عراق، مطالعه‌ای میدانی- مردم شناختی در زمینه مراسم عزاداری حسینی انجام داد که شش ماه به طول انجامید و در آن، اطلاعات فراوانی از قومیت‌ها و گروه‌ها و اشعار و داستان‌ها و اساطیر جمع‌آوری کرد که آرشیو کاملی از فولکلور دینی و مردمی به شمار می‌رود. وی پروژه خود را با مطالعه میدانی دیگری خارج از عراق در منطقه نبطیه جنوب لبنان در سال ۱۹۷۵ تکمیل کرد. هرچند این مطالعه در جامعه عراقی شکل گرفته است ولی به دلیل پیوندهای تاریخی و مذهبی فراوان ایران و عراق، بسیاری از نتایج آن در مورد ایران نیز صادق است. جدای از این که الگویی برای مطالعه‌های بومی‌تر به دست می‌دهد.جناب آقای حیدری بر این باور است که مراسم سوگواری حسینی، صِرف ظواهری دینی و آیینی نبوده، بلکه از مهم‌ترین میراث مردمی در عراق و دیگر کشورهای شیعه‌مذهب است، و حتی باید گفت پدیده‌ای اجتماعی، سیاسی، فولکلوریک و مردمی است که ویژگی منحصر به فردی در جهان اسلام دارد. آیین‌های عزای حسینی به عنوان باوری دینی توانسته‌اند شیعیان را به تراژدی کربلا پیوند دهند، و ارزش‌ها و روش‌هایی را برای خودبیانگریِ شیعیان به نمایش گذارند، و از آن‌ها را از سستی و خمودی و سرخوردگی در بزنگاه‌های تاریخی برهانند؛ به ویژه زمانی که شیعیان، خویشتن را در موقعیتی ضعیف و تهدیدآمیز می‌یافتند، و نمی‌خواستند از موقعیت‌شان عقب نشینند. در این مواقع، عاشورا به کمک آن‌ها می‌آمد، و به کمک اصول و ارزش‌های آن، از خویشتن در قالب آیین و مراسم عزاداری محافظت می‌کردند.به این ترتیب، مراسم عزا به شکل جریانی مخالف و اعتراض‌آمیز، و مبارزه‌ای سرکوب شده، بروز می‌یافت که برخی ناچار به مهار آن شده بودند، و همواره از برپایی آن ممانعت می‌کردند تا مخالفتی با دیدگاه دینی و ایدئولوژیک رسمی که علت شکل‌گیری و انتشار سوگواری‌ها بود، صورت نگیرد. لذا عاشورا از زیرساخت‌های فرهنگی است که نمی‌توان اهمیت و پیامدهای آن را انکار کرد؛ چه آن‌که ابزار دفاع روانی است که در قالب عزا و تسلیت، و وعده و امید به شفاعت و نجات ظاهر شده و از شدت درد و رنجی که بر گرده انسان معاصر سنگینی می‌کند، می‌کاهد.همچنین پدیده عزای حسینی، خود نتیجه شرایط تاریخی و تناقضات اجتماعی و سیاسی عمیقی در جامعه شیعی است که از جهتی با تراژدی کربلا، و از جهتی دیگر با دردها و غم‌هایی که اشخاص را آزار می‌دهد، پیوند خورده است. همین امر باعث شده که به تدریج اشخاص، مراسم حسینی را وسیله‌ای برای آرامش و تسکین خود بیابند.مؤلف تاکید می‌کند که شعائر حسینی از آن جایی که معانی و اهدافشان با اعمال دینی ارتباط می‌یابد، اهمیت ویژه‌ای در باورها و اعتقادات مذهبی و دینی دارند. افزون بر این، برپایی بیشتر آیین‌ها، مقدس تلقی شده، و همین انگیزه اصلی بیشتر آن‌ها است. در واقع این گونه آیین‌ها و مراسم، احیای تجربه‌ای مقدس و تقرب به واسطه آن‌ها به عالم مقدس، به هدف بازگرداندن توازن به انسان حیران است. انسانی که از اضطراب‌ها و دلهره‌هایی رنج می‌برد، و این آیین‌ها، بنا بر دیدگاه روانشناسی اجتماعی، راه‌هایی دفاعی است که افراد به آن‌ها دست می‌یازند تا از حرام دوری کنند، یا در واقع، آیین بدیلی است که گمان می‌شود برای دوری از گناه‌ها در نظر گرفته شده است. به این ترتیب، آیین‌ها و مراسم، ابزاری برای تطهیر انسان‌ها از این گونه تهدیدات وجودی به شمار می‌روند.نویسنده کتاب، تحولات آیین‌های عزا در عراق را طی دو دهه ششم و هفتم قرن بیستم میلادی رصد می‌کند، و به این امر، توجه دارد که آیین عزا تا پیش از این تاریخ و پیش از جنگ جهانی دوم، به برپایی مراسم سوگواری در دو ماه محرم و صفر و روز اربعین در کربلا با تعداد اندکی از دسته‌جات و در مسیرهای اندک محدود می‌شد. دسته‌جات عزاداری در آن زمان از چنین اهمیت و نیرویی برخوردار نبودند، و جایگاه اجتماعی، سیاسی و مردمی خاصی نداشتند تا زمانی که فشارهای اجتماعی رو به گسترش نهادند، و بینش دینی افراد در کنار آگاهی از تمایز قومی و طائفه‌ای که به صورت آشکارا در اداره سیاسی کشور ظاهر شده بود، گسترش یافت.آقای حیدری پدیده مهاجرت به شهرها را نیز مورد توجه قرار داده است، و به اهمیت آن در ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، به ویژه تاثیرش در گسترش آیین‌های عزا تاکید می‌کند. مهاجرت کشاورزان به شهر و شرایط فقر و حرمانی که در شهر با آن مواجه می‌شوند، بازتاب‌های متفاوتی در ابعاد فرهنگی و سیاسی داشته است که جنبه‌ای از آن را می‌توان در شعر مردمی و زیارت عتبات مقدس، و از همه مهم‌تر، مشارکت در آیین‌ها و شعائر دینی دید. در کنار این رویداد که به روستانشینان و مهاجرتشان به شهرها می‌پرداخت، تحول دیگری در زندگی قبایل عراقی پدید آمد که در گسترش مراسم عزا بی تاثیر نبود. تغییر تولید بدوی و دامداری به تولید مدنی متکی به کشاورزی، ارتباطات اقتصادی و اجتماعی جدیدی را پدید می‌آورد، و این تحول نقش مهمی در تغییر سبک زندگی قبایل و الگوی فکری آن‌ها و همچنین عادت‌ها و ارزش‌های دینی و اجتماعی آن‌ها پدید می‌آورد.سپس مولف به نظرات ابن خلدون و علی الوردی اشاره می‌کند که سبک زندگی و فکری شهرنشینی را متفاوت از زندگی بدوی می‌دانستند. شهرنشینان به آیین‌ها و شعائر برای حل مشکلاتشان متوصل می‌شوند، و در سختی‌ها به مراسم عزا گرایش دارند و امید و آرزوها در میان آن‌ها عمیق‌تر است. آنان راه حل مشکلات خود را در نهادهای دینی و آیین‌های مذهبی و به ویژه توجه به عتبات مقدس و اولیا و صالحان می‌یابند، و خیر و برکت و شفاعت را از درگاه آنان طلب می‌کنند. تفاوت اساسی زندگی شهری با زندگی بدوی در همین امر نهفته است که در زمینه‌های متفاوتی از زندگی اجتماعی از جمله آیین‌های عزای حسینی بازتاب یافته است، و پس از جنگ جهانی دوم بر دایره شمول و گسترش آن افزوده شد.مؤلف، مقایسه‌ای میان آیین‌های عزای حسینی و نمونه‌های مشابه آن نزد اقوام قدیم عراقی می‌کند. آیین‌های حزن و اندوه در میان جوامع شرقی و ادیان باستانی آن، و به ویژه در سرزمین بین‌النهرین از دیرباز شناخته شده بود. سرودهای بابلیان و نوحه‌های آن‌ها بر خرابه‌های سومر و اکد، و مرثیه ایشتار بر تموز، الهه بهار که در سومر قدیم کشته شده بود، ما را به یاد نوحه‌های حضرت زینب بر امام حسین و لیلا بر فرزندش علی‌اکبر می‌اندازد. نویسنده تشابه آیین‌ها و مراسم حسینی با اساطیر قدیمی عراقی را رد نمی‌کند، بلکه معتقد است ارتباط اساطیری بین مراسم تموز در بابل و مراسم روز عاشورا می‌تواند تشابه فکری این دو را در بیان پیروزی خیر بر نیروهای شر برساند. نوحه‌خوانی هر ساله ایشتار بر تموز، بیانگر نیروی زایش و نوشدگی زمین و سرسبزی و زندگی است، مانند مراسم یادبود عاشورا که بازتولید و احیای مبانی فکری امام حسین در مخالفت با جریان منحرف حاکم و پذیرش شهادت است. مؤلف به آیین‌های مشابه تراژدی کربلا در فرهنگ فولکلوریک فارسی و ایرانی نیز توجه نشان داده و حماسه‌های قدیمی ایرانی را نیز در این زمینه مورد بررسی قرار می‌دهد.دکتر حیدری در فصلی دیگر به مقایسه‌ای که مستشرقان میان شعائر حسینی و آیین‌های مسیحی انجام داده‌اند، می‌پردازد. برخی از مستشرقان چنین می‌پندارند که شیعه و صوفیان خاستگاه واحدی دارند که باید آن را در عرفان مسیحی جست. عیدپاک از قرون وسطی به درامی دینی تبدیل شده بود که به شکلی دردآور از آلام حضرت عیسی در زمان دستگیری و محاکمه و شکنجه‌اش سخن می‌گفت. مشهور است در عید پاک دسته‌جات حزن که صلیب‌ها و پرچم‌ها و نمادهای دینی را به همراه داشتند به شکنجه خویش با زدن دسته‌های ضخیم چوبی بر پاهایشان و زخمی و خون آلود کردن خود می‌پرداختند تا همدردی خود با مسیح را به نمایش بگذارند. افزون بر تشابه فراوانی که میان شفاعت و وساطت حضرت مسیح و امام حسین در میان مسیحیان و شیعیان وجود دارد، بایسته یادسپاری است که برخی از این کارها خارج از فرهنگ اهل بیت است که مؤسس این مراسم عزا بودند. مضمون انکار و مخالفت که در میان آیین عزا نهفته است، جنبه دیگری از جامعه‌شناسی عاشورا می‌باشد که از دید مولف پنهان نمانده است. ترس، سرکوب و فشار، تاریخ عراق و تاریخ تمام شیعیان را با حزن و اندوه همراه کرده که در مراسم عزا به عنوان ابزاری برای مقاومت و مخالفت بروز می‌یابد. این مراسم و آیین‌ها، راهی برای خودبیانگری و دفاع از خویشتن است که در بسیاری از مناسبت‌ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ظاهر می‌شود. در واقع آیین‌های عزای حسینی، راهی برای ابراز وجود شیعیان است، هنگامی که دسته‌جات عزا به فرصت‌های مناسبی برای نمایش حالت نزار و نارضایتی مخفی و نقد نظام حاکم و اوضاع بد اجتماعی تبدیل می‌شوند. این مساله غالبا از طریق مقایسه رمزگونه استبداد نظام سیاسی حاکم با استبداد یزید انجام می‌شود.بر همین اساس بود که مجالس عزا از اواخر دهه شصت میلادی، آغاز به طرح واضح برخی شعارهای سیاسی کردند، و به تظاهراتی مردمی تبدیل شدند. منبریان به حمایت از حرکت‌های آزادی بخش ملی، اسلامی و جهانی می‌پرداختند، و قیام امام حسین را به قهرمانی‌های فلسطینیان و جنبش‌های آزادی‌بخش جزایر و ویتنام ارتباط می‌دادند. این مباحث کتاب، برای خواننده فارسی‌زبان که در جریان انقلاب اسلامی در ایران بودند، بسیار آشنا و قابل فهم است. کاربرد اعتراضی آیین‌های عزا در ایران نیز بسیار پررنگ بوده است. بخش گسترده‌ای از این کتاب (۸۰صفحه) به توصیفات دقیق مولف همراه با ریزه‌کاری‌های فراوان از شکل عزاداری حسینی و آیین‌های مختلف آن در عراق و برخی دیگر از کشورهای اسلامی مانند ایران، لبنان و مصر اختصاص دارد. ملاحظات مهمی نیز بنا به مناسبت موضوع در نقد برخی از آیین‌های مردمی می‌آورد که مخالف روح اسلام و تعالیم روح‌بخش آن است.در پایان، به مشکل حقیقی شناخت ما از امام حسین و جنبش او می‌پردازد. شناخت ما از امام حسین و واقعه عاشورا بر اساس خوانشی قدیمی و سنتی و بدون توجه به نیازهای روز صورت می‌گیرد. آیین عزای حسینی برای قرن‌هاست که تغییر نکرده و حتی از مسیر اصلی آن منحرف شده است. نگرش ما به این موضوع باید هم‌سو با تحول فکری معاصر و گسترش بینش و آگاهی انسان امروزی تغییر کند. مؤلف در این زمینه، فصل مستقلی را به تلاش‌هایی اختصاص داده که سعی در انحراف و سوءاستفاده از این جریان داشته و عزای حسینی را فدای اغراض سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود کرده‌اند، هم‌چنان‌که تلاش‌های اصلاح طلبانه متعددی را بررسی می‌کند که سعی در پوشاندن شکاف‌های پدید آمده در این مراسم داشتند. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Sat, 13 Dec 2014 14:20:55 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4475/ مصاحبه با پروفسور ابراهیم الحیدری http://dinonline.com/doc/interview/fa/4474/ این مصاحبه در سال ۲۰۱۰ میلادی، توسط مجله عراقی اطیاف با پروفسور ابراهیم الحیدری انجام شد که گزارش آن در شماره دوم مجله آمده است. دین آنلاین، متن اصلی مصاحبه را از نویسندگان مجله دریافت کرده است که با اندکی تلخیص به فارسی ترجمه کرده و منتشر می‌کند. این مصاحبه به آیین‌های عزا و بازخوانی جامعه‌شناختی از آنها می‌پردازد و سعی دارد تا به تحلیلی از گسترش بیش از اندازه آنها در سال‌های اخیر دست یابد.- شعائر و آیین‌ها چه جایگاه و کارکردی در سیستم‌های اجتماعی و فرهنگی و نظام‌های دینی دارند؟مراسم عزای حسینی ابعاد دینی و اجتماعی و سیاسی گسترده، و همچنین جنبه فولکلوریک و مردمی خاصی دارد که در جهان عربی- اسلامی منحصر به فرد است. این مراسم با تراژدی کربلا و تاریخ شهادت و حزن و اندوه پیوند خورده است. سرزمین خونینی، همچون کربلا در تاریخ یافت نمی‌شود، و هیچ مردمی، همچون مسلمانان به سوگ امامشان حسین ننشستند.قبل از این که از نقش شعائر و آیین‌های (طقوس) حسینی صحبت کنیم، لازم است بین این دو مفهوم، تفکیک قائل شویم. بیشتر نویسندگان عرب و مسلمان بین این دو مفهوم تفاوتی نمی‌گذارند، و آنان که متمایل به تفکیک بین این دو مفهوم هستند، شعائر را به حیطه امور دینی و مقدس محدود کرده، و آیین‌ها را در دیگر مجال‌های غیر دینی به کار می‌برند.در واقع شعائر به معنای نمادها و نشانه‌هایی است که معانی ویژه‌ای دارند، و فرقی نمی‌کند که این معانی، دینی یا اعتباری باشد. شعائر به طور معمول‌، محدود به ادیان نیستند و به بیشتر نظام‌های اجتماعی راه یافته‌اند. تمام آیین‌ها و مراسم که گونه‌ای از الگوهای رفتاری سفارش شده از سوی ادیان هستند، ذیل مفهوم شعائر می‌گنجند. این گونه الگوهای رفتاری در واقع اعمال و رفتار و سخنانی است که باید برای هدف مشخصی تکرار شوند و تداوم یابند، بدون این که کمترین تغییری در آن ایجاد شود. در واقع شعائر از اهمیت ویژه‌ای در اسلام، و به ویژه در حیات دینی و اجتماعی برخوردار هستند، و با مهم‌ترین واجبات دینی مانند نماز و روزه و... پیوند خورده‌اند؛ همچنان که در جشن‌تولدها و عروسی‌ها و مراسم ختم و... نیز حضور پررنگی دارند. از آن جایی که معانی و مفاهیم شعائر با اعمال و فرائض دینی ارتباط دارند، به همین دلیل است که برخی گمان می‌کنند که شعائر هر آن چیزی است که شرع آورده و دستور به انجام آن داده است. اما آیین‌ها (طقوس) همواره معنا و دلالتی دینی ندارند، ولی غالبا رنگ و لعابی دینی می‌گیرند. آیین‌ها، غالبا با عادت‌ها و سنت‌ها و اساطیر ارتباط دارند، و هنگامی که به درجه باور و عقیده می‌رسند با شعائر دینی درمی‌آمیزند. مهم‌ترین ویژگی آیین‌ها این است که مانند شعائر، به تکرار و استمرار تمایل دارند تا تداوم حضورشان را در جامعه تضمین کنند.شعائر و آیین‌ها، رفتارهایی فردی یا گروهی هستند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند، و مراعات قواعد و اصول ثابتی را می‌طلبند که نمی‌توان آنها را به سادگی و بدون گذر زمانی طولانی تغییر داد. شعائر و آیین‌ها بدون این قواعد و اصول، ارزش و اثر خود را از دست می‌دهند و از ویژگی‌های سنتی‌ تهی می‌شوند.برای مطالعه جامعه‌شناختی آیین‌ها، لازم است از سطح دینی و اعتقادی به سطح اجتماعی منتقل شویم تا بتوانیم معنا و بار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی که یافته‌اند را بررسی کنیم. آیین‌ها، نیروی «بازیابی جمعی» دارند که اصول دینی و ارزش‌های فرهنگی و اساطیری را در یادها بازتولید می‌کنند. لذا ابزارهایی جمعی هستند که آن چه در گذشته روی داده را به یادها برمی‌گردانند و از فراموشی آن جلوگیری می‌کنند. همچنین ارزش‌ها و سنت‌ها و عادت‌های موروثی مرتبط با آنها را زنده نگه می‌دارند. گرایش به محافظت از آیین‌ها و تلاش در تداوم آنها در جامعه،‌ به ایستادگی و مقاومت در برابر اطلاح‌طلبی و فرآیند تغییر اجتماعی نیز تعبیر می‌شود که تداوم و استمرار اوضاع گذشته از طریق تکرار و تأکید بر آن را تضمین می‌کند، به گونه‌ای که در برابر هر گونه پیشرفت و تغییر اجتماعی و تمدنی ایستادگی می‌کند.مردم‌شناسی فرهنگی که به مطالعه فرهنگ و جامعه انسانی می‌پردازد، تأکید دارد که آیین‌ها وظیفه‌ای دوگانه دارند؛‌ آنها تصورات دینی را تهییج و احیا می‌کنند، و در مرحله دوم احساس بازگشت به ریشه‌ها‌ی اصلی را تقویت می‌کنند. می‌توان این گونه کارکردهای اجتماعی و فرهنگی را در زمان‌های پریشانی فرهنگی و بروز شکاف‌های اجتماعی مشاهده کرد، همچنان که در درمان تناقضات درونی افراد، در جامعه‌ای که به سبب روند تغییر سریع، توازن خود را از دست داده، ایفای نقش می‌کنند. زیرا نزاعی که میان ارزش‌های جامد گذشته و ارزش‌های پویای معاصر پدید می‌آید،‌ جامعه را از حالت توازن خارج می‌کند. به عبارت دیگر می‌توان وظیفه دوگانه آیین‌ها را به تلاش‌هایی مرتبط دانست که برای حمایت از خویشتن در برابر محو و انحلال هویتی صورت می‌گیرد و حالت‌های پریشانی و پرتنشی که ایجاد کرده‌ است.از ویژگی آیین‌ها این است که می‌توانند همراه با نیازهای روز، تغییر و تعدیل شوند، بر خلاف شعائر دینی که صلب و خشک‌تر هستند. به عبارت دیگر،‌ مفهوم آیین‌ها را می‌توان تأویل برد و اهداف و وظایف جدیدی از آنها طلب کرد که این مسأله حاکی از اهمیت جایگاه آیین‌ها در جامعه امروزی است.- شعائر و آیین‌های حسینی چه اثری در امنیت روانی و احساس آرامش دارند؟همان گونه که گفتیم، شعائر و آیین‌های دینی، کارکردی دوگانه دارند: تصورات و احساسات دینی را دوباره برمی‌انگیزند،‌ و احساس بازگشت به ریشه‌ها و گذشته را تقویت می‌کنند. لذا با امر مقدس در ارتباط هستند که انگیزه حاکم بر تمام شعائر و آیین‌ها است. در واقع، شعائر و آیین‌ها، پل رابط میان زندگی عادی روزانه با آن چیزی هستند که مقدس خوانده می‌شود، و بازتولید تجربه‌ای به شمار می‌روند که به عالم مقدس پیوند می‌داد تا تعادل درونی و روانی را به انسان پریشان و سرگشته برگرداند. شعائر و آیین‌ها، اضطراب‌ها و پریشانی‌های انسان را‌ می‌کاهند، هنگامی که در برابر پرسش‌های بنیادینی قرار می‌گیرد که پاسخی قانع‌کننده برای آن‌ها نمی‌یابد.بر همین اساس است که علم روان‌شناسی اجتماعی،‌ آیین‌ها را ابزاری دفاعی می‌داند که انسان به آنها پناه می‌برد تا از گناه در امان ماند یا رهایی یابد، و یا آیین جایگزینی بیابد که گمان می‌کند می‌تواند جایگزین گناه‌ها شود. به این ترتیب است که آیین‌ها ابزارهایی برای تزکیه نفس از این گونه تهدیدات وجودی می‌شوند. فارغ از این که چه انگیزه‌هایی ورای آیین‌ها قرار دارد، همواره انگیزه‌ای روان‌شناختی نیز وجود دارد که اثری قابل توجه در پیگیری آیین‌ها و استمرار و تداوم آنها دارد؛‌به ویژه هنگامی که سختی‌ها و مشکلات و بحران‌های اجتماعی و روانی تشدید می‌شوند. اریش فروم، روانکاو و فیلسوف اجتماعی، به ریشه‌های روانی آیین توجه نشان داده است، و در کل معتقد است که آیین‌ها،‌ بیانی نمادین از افکار و احساساتی است که به وسیله رفتار و منش بروز پیدا می‌کند. لذا آیین‌‌‌ها، فارغ از این که چه علت‌ و انگیزه‌های مختلف دینی و اجتماعی دارند، در ناخودآگاه انسانی نیز ریشه دارند.درواقع، برپایی آیین‌ها، گونه‌ای از شور و وجد صوفیانه را در افراد ایجاد می‌کند که آنها را از انواع سرخوردگی‌های اجتماعی و روانی و سیاسی می‌رهاند، و یکی از ابزارهای دفاع و محافظت از خویشتن، و خودشناسی و خودآزمایی است، و از جهت دیگر، گونه‌ای از اعتراض منفی و موقت به شمار می‌رود که فراتر از اعتراض به شخص خاصی است.مشارکت فعال و مؤثر در آیین‌های عاشورا و گریه‌و ‌زاری و سینه‌زنی، انسان سرگشته و پریشان را در برابر وسعت درد و رنجی قرار می‌دهد که امام حسین و اهل بیت و یاران ایشان در روز عاشورا متحمل شدند، و دردی که بر گرده خود احساس می‌کند، به وعده و امید شفاعت و نجات تبدیل می‌شود.- چگونه می‌توان از شعائر و آیین‌های عزا استفاده اقتصادی خوبی کرد، بدون این که منافع شخصی در آن مطرح شود؟از دید جامعه‌شناختی، شعائر و آیین‌ها می‌توانند کارکردی اقتصادی بیابند، و البته همین امر، آیین‌ها را از مسیر اصلی منحرف می‌کند، و از مبانی والایی که برای تحقق آنها شکل گرفته‌اند، دور می‌کند. با وجود این که آیین‌ها از سوپاپ‌های اطمینان درونی برخودارند که به ویژه در بحران‌ها و آشفتگی‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به کار می‌آیند، با این حال، امکان تغییر کارکردی به ابزارهایی برای تحقق اهداف اقتصادی به نفع گروهی خاص دارند.همان طور که از شعائر حسینی در تأیید جنبش‌های ملی و قومی، و تأیید و تقویت نیروی سیاسی حاکم استفاده شده و می‌شود، نیرو‌های اجتماعی دیگری نیز هر کدام به قدر توان، تلاش کردند تا از این مراسم و آیین‌ها به نفع خود بهره برند؛ چه آن که اهمیت دینی قابل توجهی دارند و از نظر روانی بسیار اثرگذار هستند. نمونه‌های بسیاری وجود دارد که نیروی حاکم تلاش کرده است تا از مراسم حسینی به نفع خود بهره‌برداری کند، یا آیین‌های عزا را کنترل کند تا نیرو‌های مخالف نتوانند از آن برای پیشبرد اهداف‌شان استفاده کنند. استعمار انگلیس در دهه بیستم قرن پیش میلادی و برخی از حکومت‌های سابق عراق و بسیاری از احزاب سیاسی، تلاش‌های بسیاری در مصادره اهداف عاشورا کردند. بسیاری از نشریات و اطلاعیه‌های حزبی نیز در ایام برگزاری آیین‌های عزای حسینی و با استفاده از ارزش‌ها و اعتبار آن، منتشر و پخش می‌شوند؛ همان کاری که توده‌ای‌ها و گروه انصار السلام در نیمه قرن پیش در عراق انجام می‌دادند.از جهتی دیگر، بسیاری از بازاریان و شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی، هدایا و نذورات فراوانی را برای آیین‌های عزای حسینی اختصاص می‌دهند که تنها به نیت خیر صورت نمی‌گیرد، و اهداف دیگری را مانند کسب وجهه‌ اجتماعی و سود اقتصادی و اعتبار سیاسی و... نیز دنبال می‌کنند.موسم‌های برپاییی مراسم و آیین‌های عزا، به ویژه در اربعین حسینی، باعث رونق فعالیت‌های اقتصادی می‌شود، از هتل‌ها و رستوران‌ها گرفته تا سیستم حمل و نقل و مغازه‌داران و... و به این ترتیب، فرصت‌های شغلی فراوانی چه برای بیکاران و چه برای متکدیان پدید می‌آید. البته در این میان، فعالیت‌های داوطلبانه فراوانی نیز صورت می‌گیرد. اما بهره‌برداری‌های شخصی از این آیین‌ها به ویژه توسط خادمان حسینی و منبریان و برپاکنندگان دسته‌جات عزا نیز صورت می‌گیرد که حالتی منافقانه و ناشایست دارد. البته کسب درآمد و گذران زندگی از این طریق برای متصدیان مراسم عزا، حقی طبیعی است ولی به شرطی که از مسیر اصلی اهداف حسینی خارج نشوند.بنابراین، لازم است که شعائر و آیین‌های حسینی را از مسیر اصلی‌شان خارج نکنیم، و برای اهداف شخصی به کار نگیریم. بهتر است به جای صرف چنین اموال هنگفتی، به هدف اصلی امام حسین توجه کنیم، و برای مثال مراکزی را برای سوادآموزی یا حمایت از ایتام و تربیت و پرورش صحیح آنان بنا کنیم، و یا بنگاه‌های اقتصادی کوچکی را تأسیس کنیم که هم از شدت بیکاری کاسته شود، و هم درآمدی برای پذیرایی از زایران حسینی حاصل شود. به این ترتیب، معنای انسانیت را در جامعه نهادینه خواهیم کرد.- مشارکت پیروان دیگر ادیان و مذاهب در آیین‌های عزای حسینی چگونه قابل توجیه است؟مصیبت خون‌بار کربلا، تنها به مسلمانان اختصاص ندارد، و بلکه تراژدی‌ای انسانی است. انقلاب امام حسین و فلسفه دینی و اجتماعی آن، پیامی خطاب به تمام انسان‌ها دارد. نهضت عاشورا دربردارنده ارزش‌های قهرمانانه و از خودگذشتگی و فداکاری و شهادت در راه حقیقت و کمک به مظلومان است. حرکت امام حسین، درس‌هایی از حرمت و کرامت انسانی را برای تمام ادیان و مذاهب به ارمغان آورده است.لذا شعائر و آیین‌های حسینی، حرف مشترکی برای تمام ادیان و مذاهب و گروه‌ها دارد و آن‌ها را پیرامون هدف انسانی مشترکی گرد هم می‌آورد که همان جانبداری از ارزش‌های نیک، و دفاع از حق و عدالت و مبارزه با ارزش‌های پلشت و ستمکاری است. به همین دلیل است که شاهد حضور گسترده پیروان دیگر ادیان در مراسم عزای حسینی هستیم.- ابعاد فولکلوریک شعائر حسینی و ریشه‌های آن چیست؟ چگونه شکل گرفتند و چگونه گسترش یافتند؟شعائر و آیین‌های حسینی از میراث دینی و فولکلوریک به شمار می‌رود، و از روش‌هایی است که مردم برای بیان عادت‌ها و سنت‌ها و اصول و باورهایی که در خیال جمعی‌شان رسوخ کرده،‌ استفاده می‌کنند. عموم مردم از طریق تقلید و محاکات، به بازتولید این عادات و سنن اقدام می‌‌کنند. شعائر و آیین‌ها، ویژگی‌ها و نشانه‌هایی دینی، و رنگ و لعابی مردمی دارند. اما وظیفه اصلی آن‌ها یادآوری عقیده و ارزش‌ها، و محافظت از آنها و استحکام و تقویت باورها و اعتقادات در جامعه است. از جهتی دیگر، هنرهایی موروثی و زمان‌مند و مکان‌مند هستند که از طریق رفتار و اندیشه و عملی تقلیدی، بیانگری کرده و وظیفه محافظت از میراث فکری و ارزش‌ها و عرف‌های موجود در آن را دارند. بنابراین، فولکلوری مردمی بوده که از مجالس حسینی و نوحه‌خوانی و دسته‌جات نمایشی و تعزیه‌های مردمی و دیگر شعائر و آئین‌ها تشکیل می‌شوند و هر ساله یادآور عاشورا و ارزش‌ها و پهلوانی آن هستند.هیأت‌های عزاداری، دسته‌هایی مردمی و فولکلوری هستند که در هر محله یا صنفی یافت می‌شوند، و با رفتارهایی نمایشی مانند سینه‌زنی، زنجیرزنی، طبل‌زنی، علم‌گردانی و گاه قمه‌زنی، جشنواره‌ای از اشک و اندوه را پدید می‌آورند که در روز عاشورا با نمایش تعزیه به اوج خود می‌رسد. نمایش نمادین واقعه کربلا در روز عاشورا با نصب خیمه‌هایی در مراکز شهر یا صحن مراقد مقدس و تغییر لباس افرادی به شکل سپاهیان عمرسعد و اهل بیت و یاران امام حسین صورت می‌گیرد. بازی ساده و ابتدایی این افراد، در نگاه عزاداران بسیار طبیعی و واقعی به نظر می‌آید. این بازیگران مزدی را در مقابل ایفای نقششان دریافت نمی‌کنند و سناریویی برای بازی آن‌ها وجود ندارد، و فقط خطیب یا فردی عادی با استفاده از کتب تاریخی و مقاتل، آن‌ها را کارگردانی می‌کنند. آیین‌های عزای حسینی به دلیل برخورداری از مجالس تعزیه، دسته‌جات منظم سینه‌زنی و نمایش‌های خیابانی دو طرف درگیر در روز عاشورا، از مهم‌ترین هنرهای فولکلوریک و مردمی در جامعه شهری به شمار می‌روند. مشارکت واقعی مردم در این جشنواره‌های دینی، انگیزه‌های مختلف روانی، اجتماعی و فرهنگی دارد و درخشش‌های انقلابی در فکر شیعی را بازتاب می‌دهد.این شعائر وآئین‌ها همراه با حرکت‌های مخالفت‌آمیز شیعی رشد و گسترش یافته‌اند. پس از سرخوردگی‌ها و ناامیدی‌های مستمری که در تاریخ شیعه فراوان یافت می‌شود، قیام امام حسین به فلسفه‌ای برای شهادت تبدیل شد که شیعه را به مصیبت کربلا پیوند می‌دهد، و به تدریج در حافظه آن‌ها ریشه دوانده است تا جایی‌که به نشانه و نمادی برای بروز خویشتن و محافظت از فشارهای دردآور در طول تاریخ تبدیل شد. قیام امام حسن با گذشت زمان به شعائر و آیین‌ها و مراسمی اعتراضی در برابر نیروهای حاکم رسمی که خود سببی در گسترش این مراسم بود، تبدیل شد. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Sat, 13 Dec 2014 14:16:53 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/4474/ راز و رمز بقا و نفوذ نهضت حسینی در میان شیعیان (تحلیلی روان‌شناختی، جامعه‌شناختی‌ و سیاسی و ...) http://dinonline.com/doc/note/fa/4473/ این نوشتار با استفاده از روش پژوهش اکتشافی یا تولید انگاره در پی پاسخ به این پرسش است که چرا عکس العملی که شیعیان برای شهادت امام حسین علیه السلام دارند، برای هیچ کس دیگر، حتّی پیامبر صلی الله علیه وآله ندارند. وجود فضایلی چون حق‌طلبی، حماسه آفرینی، فداکاری و... در حماسه حسینی و پیام معنوی قیام امام حسین (علیه السلام) و وجوه جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و سیاسی قیام، برخی از عواملی است که قیام آن حضرت را جاودانه می‌سازد. امّا تأثیر عزاداری‌ها بر خلق و خوی و فرهنگ مردم و تأثیرپذیری عزاداری‌ها از عوامل دیگر را نمی‌توان نادیده گرفت. این عوامل همگی دست به دست هم داده و نهضت حسینی را نافذ و ماندگار ساخته است.الف) مقدمه۱. سؤال و مسأله اصلی: آیا حضور انسان‌هایی با جمعیت میلیونی با لباس عزا، بر سر و سینه‌زنان در ایام محرّم و عاشورا، ذهن کاوشگری را تحریک نمی‌کند که چه عواملی این همه انسان‌ها و خصوصاً جوانانی را - که به راحتی زیر بار فرمان، پیام و خواسته کسی نمی‌روند - از خانه‌ها بیرون کشیده و با آن خضوع و خشوع و هماهنگی به عرصه‌ها می‌کشاند؟ این کنش فردی و جمعی حداقل در ماه محرّم، یک حرکت عادی و معمولی نبوده و جای تأمل فراوان دارد. از جمله پرسش‌های برانگیخته شده، آن است که رمز ماندگاری و نفوذ نهضتی در قرن‌ها قبل تاکنون، با کمّ و کیفی این چنین را باید در کجا جست؟به عبارت واضح‌تر، پرسش اساسی آن نیست که رمز جاودانگی نهضت حسینی به عنوان یکی از جریانات حق‌طلبانه در تاریخ چیست؟ زیرا هم این پرسش درباره همه جریانات و اشخاص حق‌طلب (اعم از دینی مثل ابراهیم و موسی و عیسی و... و غیر دینی) جای طرح دارد و حیطه پرسش، به افراد و جریان‌های باطل نیز می‌رسد و جا دارد بپرسیم که چرا یاد آدمکشانی چون اسکندر، چنگیز و یزید در تاریخ جاودانه شد؟پس بحث این نوشتار، پرسش از جاودانگی مطلق نیست؛ بلکه پرسش اساسی آن است که چرا عکس‌العملی که شیعیان برای شهادت امام حسین (علیه السلام) دارند، برای هیچ کس دیگر، حتّی پیامبر (صلی الله علیه وآله) که اشرف آدمیان است، ندارند؟ (در فرهنگ شیعی مراسم سوم و هفتم برای پیامبر صلی الله علیه وآله نمی‌گیرند، چه رسد به اربعین)، حضور فراگیر، تأثیرات عجیب و غریب، هماهنگی‌های بالا در میان عزاداران، فداکاری‌ها و از خود گذشتگی‌ها، عزاداری مداوم و گاه تا اربعین برای شهادت امام حسین (علیه السلام) و یارانش، آن هم پس از قریب ۱۴ قرن، آیا جای این پرسش را ندارد که رمز بقا و نفوذ نهضت حسینی با این کمّ و کیف از کجاست؟ آنچه جای تأسف دارد، فقدان مباحث اساسی و ذو ابعاد در موضوع است.۱ گرچه این نوشتار موجز را نیز تنها باید درآمدی بر موضوع تلقّی نمود و تفصیل بحث را باید به فرصت دیگر و یا به صاحبان اندیشه و قلم واگذاشت.۲. روش پژوهش: واضح است که یک کار گسترده و عمیق، برای پاسخ به چنین سؤال سنگینی، نیاز به پژوهش‌های وسیع از طرق معتبر دارد. از جمله روش‌های پژوهش عبارت اند از: اوّل: پژوهش میدانی و بهره بردن از تکنیک مصاحبه و پرسش‌نامه و سپس تحلیل محتوای مطالب؛ دوم: پژوهش اکتشافی یا تولید انگاره (Hypothesis generating Study). در این شیوه، با بهره بردن از مقدمات نسبتاً مشهور و مقبول، سعی در طرح ایده‌ها و فرضیه‌هایی پیرامون پرسش اصلی مقاله می‌گردد، که روش مختار این مقاله نیز همین روش اخیر است.در ضمن، اقتضای بحث حاضر و موضوع مورد بحث (نهضت حسینی و تأثیرات آن)، یک بحث بین رشته‌ای است و از این رو، از زوایای متعدد و با لسان و ابزارهای رشته‌های مختلف علمی، به بحث پرداخته خواهد شد.۳. هدف این نوشتار: در این نوشتار کوتاه، نه در «مقام توصیف» مراسم و عزاداری‌ها نشسته‌ایم، که البته جای پژوهش داشته و آثار مکتوب در این حوزه نیز اندک است؛ و نه در «مقام تجویز» به داوری نشسته و نقد بر جریانات و مراسمات داشته و برای شیوه مطلوب نسخه‌پیچی می‌کنیم (البته در این زمینه تا حدّ خوبی تلاش هایی صورت پذیرفته است)؛ بلکه سطح و مقام مورد توجّه و تأمّل، «مقام تعلیل و تحلیل» است. یعنی چرایی حضور عجیب و غریب و همگانی مردم ایران و حداقل شیعیان در مراسم عزای حسینی، مورد بحث و مداقّه قرار خواهد گرفت و فرضیه سازی خواهد شد.ب) بررسی موضوع۱) فرضیه حب و علاقه به فضیلت: آیا می‌دانیم که چرا یاد سقراط در تاریخ، با عظمت باقی مانده است و از او به نیکی یاد می‌شود؟ گرچه از زمان قتل او بیش از ۲۵ قرن گذشته و مثلاً ربطی به ما ایرانیان ندارد. آیا هرگز از خود پرسیده ایم که چرا نام «رستم» و حماسه‌های او بر صفحه جان ما ایرانیان می‌درخشد و فراموش ناشدنی است؟ و آیا....شاید پاسخ اجمالی بدین پرسش‌های در حدّ فرضیه‌ای آن باشد که برخی از فضایل برای همه آدمیان در همه اعصار و مکان ها، زیبایی داشته و جذّاب بوده و قابل احترام اند و به تبع آنها، صاحبان آن فضایل نیز نامشان به نیکی یاد می‌شود. سقراط کشته راه آگاهی بخشی و روشنگری و هنر رستم، دفاع حماسی از این مرز و بوم است. چون پایداری در آگاهی بخشی و حق گویی زیبا است و فداکاری مطلوب، صاحبان این فضایل نیز جذّاب و ماندگارند، از این رو، نام بسیاری از صاحبان فضایل انسانی در صفحه جان‌ها می‌ماند.آیا نمی‌توان رمز بقا و نفوذ نهضت حسینی را به فضایلی که در کربلا موج می‌زند (حق طلبی، حماسه آفرینی، فداکاری۲ و...) بازگرداند؟ این پاسخ غلط نیست؛ ولی جامعیت ندارد. زیرا کسی برای صاحبان فضایل مثلاً سقراط۳ و رستم، هر سال به خیابان‌ها نمی‌ریزد و این همه موج آفرینی ندارد، و این آتش زدن قلوب و به حرکت در آوردن ها، خاصّ نهضت حسینی در میان شیعیان است. از این رو، پرسش اساسی بحث، حتّی با توجّه به نکته یاد شده، بی پاسخ می‌ماند. از این رو، سابقاً اشاره شد که رمز جاودانگی یک مطلب است و رمز جاودانگی به شیوه نهضت حسینی، بحثی دیگر.۲. فرضیه نیازمندی انسان به بعد معنوی و قلبی: آیا در یک نگاه «عرفانی - اخلاقی»، نمی‌توان بر روی این نکته تأمل نمود که اگر آدمیان واجد سه بُعد وجودی «جسم»، «عقل» و «قلب (دل)» هستند، هر سه بُعد یاد شده نیاز به تغذیه دارند، و اگر پذیرفته باشد که از بین این ابعاد، قلب و دل از سایر ابعاد مهم‌تر است، غذای مربوط به این حوزه نیز پر اهمّیت تر از سایر ابعاد خواهد بود؟اگر چنین باشد، نیاز قلبی و عطش باطنی پاسخ می‌طلبد، و همه انسان‌ها به دنبال آن هستند که به نحوی به این خواسته، پاسخ مطلوب بدهند. از این جا است که پیام معنوی همه اولیای خدا و حتّی پیامبران غیر توحیدی نیز دل‌ها را می‌لرزاند. پیام بیش از ۳۰۰۰ سال قبل «بودا» و «کنفوسیوس»، میلیون‌ها انسان را به دنبال خود کشانده و سیراب می‌کند. چه رسد به پیام هایی که دستی بر آسمان دارند که علی القاعده جامع ترند. رمز پایداری ادیان در میان بیشتر ملّت‌ها را باید در این نیاز عمیق بشر جست.اگر چنین است، آیا نمی‌توان با این عامل به تحلیل نهضت حسینی پرداخت که این جریان برای قلب ما آدمیان، غذاهای مطبوع و دل‌پذیر فراوان دارد؟ اگر در کربلا فقط «عشق» وجود داشت و دیگر هیچ، آیا این غذا برای انسان‌ها کم اهمّیت دارد؟ آیا غذایی بهتر از عشق، برای قلب می‌توان توصیه کرد؟ چرا حتّی عشق‌های زمینی امثال «لیلی و مجنون» فراموش ناشدنی است؟ با این اوصاف و با این توجیه، رمز ماندگاری نهضت حسینی را در نیاز فطری، باطنی و قلبی آدمیان به غذاهای معنوی، باید جست و امام حسین علیه السلام این عطش را به خوبی و فراوانی برطرف می‌کند.توجّه به این عامل در رمز بقای نهضت حسینی خطا نیست، ولی جامع الاطراف نیست؛ زیرا پیام معنویت و غذای قلبی فقط در سفره امام حسین علیه السلام نیست، گرچه دیگران مانند ایشان مورد توجّه و عنایت و محبوبیت قرار نگرفته اند. عجیب است که مردم و یاران حتّی غیر هاشمی امام حسین علیه السلام در کربلا، امثال «حر بن یزید ریاحی» را بیشتر از بعضی معصومان علیهم السلام می‌شناسند و با آنها انس دارند. از طفل شش ماهه و سه ساله تأثیراتی می‌گیرند که از غالب انبیای الهی نمی‌گیرند. پس رمز این گستردگی نفوذ و ماندگاری در نهضت حسینی را در این عامل تنها نباید جست و این موضوع همچنان جای بررسی دارد و این پرسش هنوز هم پاسخ می‌طلبد. این جاست که کم کم باید به تأثیر عوامل خاکی، بشری و حتّی غیر معنوی در ماندگاری و نفوذ نهضت نیز اشاره داشت.۳. فرضیه جامعه‌شناختی در بررسی استمرار مراسم حسینی: یا از بُعد «جامعه شناختی» نمی‌توان به تفسیر رمز و راز بقا و نفوذ نهضت کربلا نشست؟ به نظر می‌رسد که از این بُعد نیز بر نکات چندی می‌توان به مطالعه و تفکر نشست:۱.۳. بازیگران و میدانداران این عرصه، افراد محدود نیستند؛ بلکه این رخداد، کار گروهی سنگین، پیچیده، هماهنگ، موزون و هدفدار است و کار گروهی و تشکیلاتی اگر در جهت ایثارگری، فداکاری، معنویت خواهی، فضیلت طلبی و... باشد، بسیار ماندگارتر از کار فردی و شخصی است. این نحوه شهادت، امام حسین علیه السلام را از سایر معصومان علیهم السلام ممتاز و متمایز نموده و از این رو، شخصیتش نافذتر است.۲.۳.از جهت «جامعه شناختی» این نکته نیز در خور تأمل است که بردن اهل و عیال و خانواده به همراه خود، در ثبت جزء به جزء حوادث و ادامه نهضت و نقل حوادث پس از روز عاشورا، از عوامل مؤثّر انتقال آگاهی‌های مربوط به نهضت کربلا است. اگر نهاد خانواده اهمّیت دارد، وفاداری‌ها در آن بالا است. اعضای آن نزدیک ترین افراد به همدیگر تلقی می‌شوند، برای انتقال پیام نهضت نیز اعضای خانواده، محق ترین و مؤثرترین افرادند. از این رو، نهضت حسینی می‌تواند دقیق و جامع الاطراف حوادث آن، ثبت و منتقل شده و برای مشتاقان نقل و در خاطره‌ها ماندگار شده و از آن تأثیر بگیرند.۳.۳. همچنین پدیده کربلا، در قالب نهضتی موّاج ظاهر شده که جریانات اجتماعی مختلف را دامن زده شکل داده و مضمحل کرده (پراکندگی تجمّع یاران مسلم)، که خود به خود سرنوشت این جریانات و گروه ها، قابلیت ثبت و ضبط از سوی مورّخان و ناقلان را یافت و به دیگران منتقل شد.۴.۳. این جریان و نهضت، از سوی نهاد «روحانیت» به جد مورد توجّه قرار گرفته و بر روی آن تبلیغ شد. تنها امامی که شهادت او حوزه‌های علمیه را بیش از ده روز به تعطیلی می‌کشانَد، امام حسین علیه السلام است. از این رو، از جهت جامعه شناختی، تأثیر تلاش‌های این شأن اجتماعی بر افکار عمومی را نمی‌توان نادیده گرفت. خصوصاً که جدای از روحانیت، مجالس حسینی از سوی هنرمندان در قالب‌های متعدد، شعر، نوحه، مرثیه، شبیه خوانی و... نیز با لسان تشبیه، تمثیل، استعاره، مجاز و... بسط داده شده و حتّی گاه به تحریف لفظی و معنوی نیز کشانده شده است، ولی همین تحریف‌ها نیز در جذّاب و نافذ نمودن ابعاد نهضت، اثر مثبت داشته‌اند.۴ ۵.۳. از بُعد دیگری نیز حضور عظیم مردم، بررسی جامعه شناختی را می‌طلبد. زیرا این نکته قابل پرسش و تأمل است که چگونه این حرکات جمعی، منظّم و مکمّل در ایام خاص، در بین جمعیت عظیمی به ظهور می‌پیوندند؟ ممکن است خاستگاه این تجمّع عظیم را به سنّت‌های دینی بازگرداند. امّا نکته اساسی آن جاست که چرا چنین سنّت کم نظیر و عجیبی به وجود می‌آید؟ این هویت جمعی دینی، چگونه و چرا خلق می‌شود؟ چه چیزی سبب کنش جمعی هر ساله مردم است؟گرچه ممکن است این حرکات را به «عادت ها» بازگرداند و تحلیل نمود و گفت چون فرد در فرهنگ شیعی، از کودکی با مراسم حسینی انس می‌گیرد، والدین، او را به مراسم عزاداری می‌برند و لباس سیاه بر او می‌پوشانند، پرچم و علایم عزا به دستش می‌دهند و خود او نیز در نوجوانی و جوانی اندک اندک این مراسم را تجربه می‌کند. از این رو، این سنّت اجتماعی به صورت عادتی در جان او رسوخ کرده و تا حدّی ناخود آگاه در ایام محرّم او را حسّاس نموده و به مراسم‌ها کشانده و به رعایت حرمت‌ها و حریم هایی وادار می‌کند. امّا باز می‌توان بحث را بیشتر ریشه یابی نموده و به تحلیل خاستگاه عمیق تر این عادت‌ها و سنّت‌ها نشست.مثلاً این پرسش را که چرا یک فرد به سمت کار گروهی و کنش جمعی کشانده می‌شود، می‌توان به مباحث عمیق فلسفی و جامعه شناختی بازگرداند که انسان از روی فطرت و یا غریزه، مدنی الطبع است (و حتّی اگر متوحش بالطبع نیز باشد، مدنی بالعقل است و به حسب ضرورت‌های عقلانی، نیاز به جمع، گروه و اجتماع دارد) و برای این که به جمعی نزدیک شود، معمولاً کسانی که با او هم سنخ ترند را مناسب تر تشخیص می‌دهد. حادثه کربلا، از عوامل وحدت بخش همه شیعیانی است که در فرهنگ شیعه با هم مسانخت دارند و احساس پیوند می‌کنند.از این رو، کنش جمعی مثل ایام عاشورا شکل می‌گیرد و این حادثه، کنش جمعی را از آن رو برای همه بیشتر تسریع می‌کند که در طی قرون و اعصار، به رمز و رازها، اسطوره ها، اعجاز و کرامت‌ها و... پیوند خورده است. بنابر این جذّاب تر و قابل توجّه تر و ماندگارتر است.۶.۳. بدین نکات مطلب دیگری را نیز می‌توان افزود که هویت‌ها معمولاً در مقابل هویت‌های مخالف شکل می‌گیرند. مراسم عزاداری از علایم و نمودها و جلوه هایی است که فرهنگ شیعی را در مقابل سایر فرهنگ‌ها و خصوصاً در مقابل هویت اهل سنّت بازشناسی می‌کند. فرهنگ اهل سنّت، فرهنگ حاکم جهان اسلام در اغلب قرون اوّلیه بوده و شیعه در اقلّیت بوده است. این جمع محدود و محجور، به در کنار هم بودن، علایم و ویژگی‌های خاص داشتن و از دیگران باز شناخته شدن و طرح مفاخر فرهنگی و شخصیتی خود، نیاز داشته و این نیاز در هویت سازی شیعیان، انگیزه‌های لازم را برای در کنار هم بودن و ابراز وجود در ایام خاص، از طرق مختلف می‌داده است. و شعله نهضت حسینی نسبت به سایر موضوعات، بهانه مناسب تر برای وحدت و مقاومت و نزدیکی بوده است.پس به نظر می‌رسد که حادثه کربلا را به عنوان یک پدیده اجتماعی و با ادبیات علم جامعه شناختی نیز می‌توان به مطالعه نشست و زوایای ناگفته‌ای از آن را باز گفت و ابعاد ناشناخته‌ای را تحلیل نمود. این نگاه، با همه محاسنش، خصوصاً ابعاد معنوی نهضت، کاملاً توفیق ندارد و باید رمز و راز بقا و نفوذ نهضت را از زوایای دیگر نیز کاوید.۴. فرضیه روان‌شناختی در تحلیل تداوم نهضت امام حسین: آیا نمی‌توان در رمز و راز تأثیر فراگیر نهضت حسینی بر بزرگ و کوچک، زن و مرد، فقیر و غنی و... به عوامل «روان شناختی» نیز اشاره داشت؟ یعنی آیا علاوه بر ابعاد معنوی نهضت، این حضور در صحنه‌ها خاستگاه روانی در افراد نیز ندارند؟ مثلاً در کدام مراسم، تجمع، گردهمایی، راهپیمایی و... افراد می‌توانند تا این حد ابراز وجود کنند، خود را اثبات و مطرح نموده و مقبول و مطلوب دیگران نیز بیفتند؟ تنها در مراسم مربوط به کربلا است که اگر فردی نیروی بدنی دارد، می‌تواند علم حمل کند، اگر خوش صدا است، می‌تواند بخواند، اگر پول دارد، خیرات کند و وجهه کسب کند، اگر ضعیف است، طعامی بخورد و سینه‌ای بزند، اگر قمه کش است، قمه بزند. اگر لطیف القلب است، اشک بریزد و اگر توان و انگیزه حضور فعال در عرصه را ندارد، به تماشای مراسم جذّاب و ذو ابعاد و وسیع بنشیند و لذت معنوی و دنیایی ببرد، و اگر زن است، به جای گوشه نشینی، به کوچه‌ها بریزد و در عرصه‌ها به صورت موجّه و بی اشکال حاضر باشد، و اگر روحیه مدیریتی دارد، هیأتی را مدیریت کند و اگر...به عبارت دیگر، از جهت روان شناختی، چون در این مراسم‌ها در شرایط حاضر، همه افراد می‌توانند فعّالانه و آزادانه کنش جمعی داشته و ابراز وجود کنند، پس در نتیجه انگیزه لازم را برای از خانه بیرون زدن و در کنار دیگران بودن دارند و این جاست که نیاز به اجبار و اکراه از سوی دیگران نداشته و از حضور در عرصه ها، در محرم استقبال می‌کنند.از بُعد دیگری نیز حضور چشمگیر مردم خاستگاه روان شناختی می‌تواند داشته باشد. گفته شد که پیام عاشورا معنوی و قرین با فضیلت است. امّا با سایر پیام‌ها و فضیلت ها، این تفاوت جدی را دارند که در مقاطعی از اجرای مراسم حسینی جلوگیری شده است. از زمان شهادت آن حضرت و عصر اموی‌ها گرفته، تا زمان بنی العباس و به دست امثال متوکل ها، قبر و مزار امام حسین علیه السلام به آب بسته شده و مشتاقان زیارت او، تحقیر، تنبیه و حتّی کشته شده اند. در عصر جدید نیز امثال رضا شاه پهلوی سعی در جلوگیری از مراسم حسینی و منابر و دسته روی‌ها داشته اند و حال آن که انسان از جهت روان شناختی این خصلت را دارد که نسبت به چیزی که بازداشته می‌شود، حرص و رغبت عجیب و شدیدی از خود نشان می‌دهد و گفته اند که: «الإنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع». اگر دولت‌ها سعی کردند که مردم عزاداری نکنند، مردم حسّاس شدند که این مراسم را تقویت کنند و در مخفیگاه‌ها به پا نمایند و بر آنچه منع شده اند، اهتمام ورزند.از نگاه این عامل، خاستگاه نهضت حسینی، صبغه فردی و روانی دارد و این خاسته، گرچه می‌تواند معنوی باشد، ولی لزوماً آسمانی و آخرتی نیست. از این رو، با این که به تعبیر امام حسین علیه السلام، مردم بنده دنیا هستند و دینداری لقلقه زبان آنها است (الناسُ عَبیدُ الدنیا والدینُ لَعِقٌ عَلی ألسِنَتِهِم)، ولی برای پاسخگویی به نیازهای شخصی، فردی و روانی خود، در این حرکات جمعی حضور فعّال دارند و در بستر این نهضت، دستاوردهایی را دارند که در جای دیگر ندارند. این جا به گونه‌ای می‌توانند مورد توجّه، حمایت و تشویق قرار گیرند که در جای دیگر حضورشان مورد اقبال نیست. این عامل نیز حداقل تبیینگر رفتار کثیری از آنانی که با حرارت، عشق، شور و معنویت، به نحوی در عزاداری‌ها مشارکت دارند، نیست و از این رو، باید به عوامل دیگر نیز توجّه داشت.۵. فرضیه سیاسی در تبیین جاودانگی عاشورا: از نگاه «سیاسی»، قدرتمندان و حکام تا چه حد در بقا و نفوذ نهضت حسینی مؤثّر بوده اند؟ بی شک، حداقل در ایران، تأسیس دولت صفوی و رسمیت تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور، در گسترش بخشیدن به آداب و مناسک شیعی و از جمله عزاداری‌های نهضت کربلا، بسیار مؤثّر بوده است و از آن پس، در عصر قاجار نیز تبلیغ مذهب تشیع توسّط حکومت، در بسط شعائر شیعی بی تأثیر نیست. ولی چنانچه اشاره شد، اگر منع دولتی نتیجه عکس می‌دهد، تبلیغ و جدّیت دولت‌ها در رسمی و حکومتی کردن نهضت کربلا، از عمق آن کاسته و چه بسا عکس العمل منفی مردم را نیز در پی داشته باشد. ضمن این که اگر گستره و عمق نهضت حسینی و عزاداری‌های آن را کاملاً به دولتمردان مثلاً صفویه گره بزنیم، با سقوط صفویه نیز باید این حضور و مشارکت و به سر و سینه زدن ها، افول کند و حال آن که چنین نشد.شاید بتوان از عوامل بقا و استمرار نهضت حسینی و علایق و دل بستگی‌ها شدید مردم را از آن جهت دانست که مدیریت تشکل‌های مذهبی و هیئت حسینی و اعضا و افراد شرکت کننده، عمدتاً غیر دولتی است و نهادهای فرهنگی مدنی از دلایل ایجاد علایق مردم است. از دلایل اقبال مردم به نهضت حسینی آن است که غالباً خودجوش و از پایین بوده، نه این که به دولت‌ها گره خورده باشد.از این رو، اگر عوامل سیاسی را در توسعه و گسترش عزاداری‌ها در مقاطعی مؤثّر بدانیم، هم این تأثیر همیشگی و همگانی نبوده و هم لزوماً باعث تعمیق، اقبال و پذیرش مردمی نمی‌شده و چه بسا در مقابل آن عکس العمل‌ها نیز شکل می‌گرفته است.امّا در یک سطح محدودتر، می‌توان از جهت سیاسی نیز دلایل ماندگاری نهضت حسینی و تأثیرات آن را بررسی نمود و آن بُعد ظلم ستیزی، استبدادگریزی، عدالتخواهی و نامشروع تلقّی نمودن سلاطین عصر است. این بُعد سیاسی نهضت حسینی، برای آنانی که سر ستیز با حکام عصر و سلاطین وقت را داشتند، دست مایه بسیار ارزشمندی بوده که به تأسّی از نهضت کربلا، حرکات خودشان را توجیه کنند و به آن نشاط و شور بخشند و مبارزان را به پایداری و مقاومت بکشانند. همچنین نیاز داشتند که از تکه تکه و شخص شخص کربلا، در راستای تلاش خود بهره برند و با زنده نگه داشتن یاد حسین و کربلا، کربلاهای دیگر خلق نمایند.۶. فرضیه جذابیت اندیشه حسینی برای نخبگان و اندیشمندان: نکته دیگری نیز که جای تأمّل دارد، جذّابیت امام حسین علیه السلام و نهضتش برای برخی نخبگان فکری - سیاسی حتّی غیر مسلمان است. مثلاً چرا باید در قرن بیستم، امثال «گاندی»‌ها از امام حسین علیه السلام سخن بگویند و این نهضت برای اینان نیز جذّاب و نافذ باشد؟ در پاسخ بدین پرسش می‌توان گفت که:اوّلاً: چنین متفکران و مصلحان و محییانی، به جهات موقعیت جغرافیایی و یا تضارب و تعامل فرهنگی با فرهنگ شیعی و با شیعیان، از نزدیک حرکات شور انگیز و گروهی شیعیان را در هاله‌ای از قداست و قرین با عزاداری‌ها و اشک‌ها دیده اند و از این جهت حداقل در اذهانشان این سؤال مطرح می‌شد که این حسین کیست که چنین دیگران را به سر شوق و غم می‌آورد؟ثانیاً: نهضت حسینی در ابعاد مختلفی، پیام‌های عمیق دارد. هم در بُعد اخلاقی، عزّت بخش و قرین با معنویت بوده و هم در بُعد سیاسی - اجتماعی حامل پیام حماسه و مقاومت است. از این رو، هر مصلحی که به دنبال درمان درد جوامع خود باشد، به تناسب نیاز و خلأی که حس می‌کرده است، از این دریای حسینی به اندازه ظرفیت وجودی خود بهره برده است و از نهضت حسینی تأثیر گرفته و درباره آن به داوری نشسته و از فضایل حسینی گفته است. از جهت کارکرد مثبت، نهضت حسینی در میان برخی غیر مسلمانان و غیر شیعیان نیز باقی مانده و نفوذ عمیق داشته است.ج) جمع‌بندی و نتیجه‌گیریدرباره عزاداری‌های حسینی به صورت فراگیر و همگانی، حداقل از دو زاویه می‌توان به تأمّل نشست:اوّل: تأثیر این عزاداری‌ها بر خلق و خوی و فرهنگ مردم: در این صورت، این عزاداری‌ها به صورت «متغیر مستقل» مورد توجّه قرار می‌گیرند (شیوه و کاری که نگارنده در کتاب تأثیر عزّت و افتخار حسینی بر نهضت و انقلاب اسلامی انجام داده است)؛دوم: تأثیرپذیری عزاداری‌ها از عوامل دیگر: در این صورت حضور در صحنه مردم به صورت «متغیر وابسته» مورد تأمّل قرار خواهد گرفت. کاری که به تبع پرسش این نوشتار (راز و رمز بقا و نفوذ نهضت حسینی در طی اعصار و قرون چیست؟)، به صورت موجز در این جا مورد عنایت قرار گرفته است.بد نیست حاصل بحث، با بهره گرفتن از تمثیلی بیان شود: اگر آتشی را در جایی ببینیم، حداقل از دو جهت درباره آن می‌توان به تحقیق نشست: اوّل آن که شعله برافروخته شده از چه چیزی بوده و تا چه حد قوی و نیرومند است؟ دوم آن که، محیط برای مشتعل شدن این شعله تا چه حد مساعد بوده است؟ زیرا مثلاً شعله کبریت بر روی خاک و سنگ خاموش می‌شود و تنها در فضای مساعد است که خانمانسوز بوده و یا مفید می‌افتد.در تعلیل آتشی که از نهضت حسینی بر جان حداقل شیعیان افتاده و هر روز شعله ورتر نیز می‌گردد، می‌توان پرسید که تا چه حد، این آتش به خود شعله و امام و یارانش باز می‌گردد و تا چه اندازه بسترها و محیط بر آن مؤثرند؟از جهت خود شعله می‌توان گفت که:۱. آتش کربلا متأثّر از شمشیر و منتهی به خون بوده که در مقابل مرگ عادی و یا قتل بدون خونریزی، جانسوزتر و جان گدازتر است.۲. این شعله، گروهی و جمعی بوده و از شعله فردی، سوزاننده تر است.۳. از طفل صغیر تا پیران را در خود داشته، که برای همه اقشار جذّابیت دارد.۴. میدانداران اصلی آن از خاندان وحی بوده و شخصیت کلیدی نهضت، امام معصوم بوده است.۵. این نهضت، توسّط دیگر افرادی که حاضر و ناظر بودند، به خوبی پرورانده شده و به دیگران منتقل شده است.۶. این کشته شدن، قرین با معنویت، طهارت و قداست بوده و نیز به فضیلت‌های بشری مثل عزّت، وفای به عهد، عشق، وحدت و... محفوف بوده است که برای دینداران و حتّی افراد بی دین حامل پیام است.۷. و نهایتاً این که، نباید در خاص و ویژه کردن این شعله، از رذالت و دنائت لشگریان عمر سعد نیز چشم پوشی کرد، که شعله حق خواهی، مظلومیت و عزّت طلبی را به شدّت مشتعل نمودند.امّا از جمله بسترها و عوامل بیرونی که در رمز و راز ماندگاری و تعمیق نهضت مؤثّرند، عبارت اند از:۱. وجود نیاز فطری و باطنی انسان‌ها به معنویت، فضیلت، حماسه و پیام‌های سازنده. زیرا نهضت حسینی غذای روحی سالم، برای همه مشتاقان و شیفتگان دارد.۳. منع و انکار قدرت‌های عصر، در حسّاس و درونی کردن نهضت بی تأثیر نبوده است. چنانچه بعضی از حکام نیز در گسترش دادن عزاداری‌ها و مراسم حسینی بی نقش نبوده اند.۳. از بُعد روانی نیز افراد مختلف و از طرق گوناگون می‌توانند در این مراسم خود را یافته و اثبات کنند و لذا حضور در عزاداری ها، برای آنان جذّاب است.۴. از بُعد جمعی، هویت یابی شیعیان در مقابل پیروان سایر مذاهب و نیاز انسان‌ها به زندگی جمعی با همکیشان و همسنخان، از دلایل کنش‌های جمعی مذهبی و نیز در رابطه با این نهضت است. به عبارت دیگر، عمده شدن سنّت عزاداری و تبدیل به عادت جمعی شدن، خاستگاه‌های درونی تر در آحاد جامعه دارد.۵. نقش بازیگری غیر دولتی و نهادهای مدنی و خودجوش در تقویت، تثبیت و تعمیق نهضت را نباید دست کم گرفت. چون حرکت‌های از پایین و مردمی، معمولاً بیشتر مورد اقبال دیگران قرار گرفته و نافذتر و ماندگارترند.۶. نقش هنر در درونی کردن نهضت در قالب‌های مختلف (وعظ، شعر، مرثیه، شبیه خوانی، نقاشی و...) و ماندگاری آن، بسیار قابل توجّه می‌باشد.۷. ذو ابعاد بودن نهضت، حتّی دامنه پیام‌های این رخداد را به اماکن و اشخاصی که به گونه‌ای با شیعیان مرتبط‌اند، نیز رسانده و در نتیجه، این نهضت گسترش بیشتر یافته و ماندگارتر شده است.۸. اُنس انسان‌های معمولی به اسطوره و حوادث پر رمز و راز، بر قداست و تأثیر گذاری این نهضت اثر ویژه داشته است (و در تقدّس زایی نباید از ویژگی‌های فردی امام حسین علیه السلام نیز غفلت کرد) و...نهایتاً این که، در این پژوهش کوتاه، با هدف «اکتشافی»، تلاش بر آن بوده است که در پاسخگویی به این پرسش که «چرا نهضت حسینی تا این حد، نافذ و ماندگاری باقی مانده است؟» از زوایای متعدّد فرضیه هایی مورد توجّه قرار گرفته و مقدّمه‌ای برای بحث اساسی و عمیق در موضوع فراهم آید. امید است که مطلوب افتد و مقبول واقع شود.پی‌نوشت‌ها:۱) در منابع مشهوری چون مقاتل که مباحث تحلیلی نیامده است. و در کتب نویسندگان معروف تاریخ معاصر ایران، مثل حسین وارث آدم (شریعتی)، یا مقاله حسین بن علی و جلال الدین رومی (از کتاب قمار عاشقانه، دکتر عبد الکریم سروش)، پرتوی از عظمت حسین علیه السلام (آیت اللَّه صافی)، پس از پنجاه سال پژوهش پیرامون قیام امام حسین علیه السلام (دکتر سید جعفر شهیدی) و... نیز به سؤال اصلی مورد بحث پرداخته نشده و تنها نگاه‌های محدود و یا ناقص و غیر قانع کننده‌ای به پرسش در منابع زیر منعکس شده است: آیتی محمّد ابراهیم، بررسی تاریخ عاشورا، کتاب خانه صدوق، ۱۳۴۷، ص ۱۲۸ - ۴۷؛ چوبینه سجاد، نگاه فلسفی به جریان عاشورا، انتشارات ابرار، ۱۳۷۷، ص ۸۲ - ۵۹؛ باقی نصر آبادی علی، عوامل پایداری و جاودانگی نهضت عاشورا، مجله حکومت اسلامی، ش ۲۷، بهار ۱۳۸۲، ص ۳۴۸ - ۷۴. ۲) گفته اند که «تعرف الأشیاء بأضدادها»، از راه‌های شناخت یک چیز، شناخت جبهه مقابل آن است. اگر در کربلا، فضیلت در یک طرف لشکر موج می‌زند، اقسام رذیلت‌ها از سوی لشکر مقابل دیده می‌شود که که باعث شناخته شدن فضایل و صاحبان فضایل گردیده و هم ایجاد مظلومیت خاص نموده، که قلب‌ها را جریحه دار کرده و تأثیر زاید الوصفی دارد و هم سبب شده که هیچ مورّخی آن عصر را بررسی نکند، مگر آن که از امام حسین و یارانش بگوید و لذا نهضت حسینی ثبت و ضبط و ماندگار شد. ۳) برای آشنایی بیشتر با سقراط حداقل ر. ک: برن ژان، سقراط، ترجمه دکتر ابوالقاسم پور حسینی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، (چاپ دوم) ۱۳۷۴؛ ورنر شارل، حکمت یونان، ترجمه بزرگ نادرزاد، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، (چاپ دوم) ۱۳۷۳، ص ۷۳ - ۴۲.۴) بزرگانی در مقابل این تحریفات ایستاده اند که حاج حسین نوری، مؤلّف لؤلؤ و مرجان و استاد مطهری در تحریفات عاشورا از دیگران مشهورترند. در نوشتار حاضر پرسش آن نیست و دغدغه نیز آن نبوده که آیا این حضور عمومی مردم در قالب‌های مختلف صواب است یا ناصواب، درست یا نادرست، زلال است یا غیر زلال و... بلکه مجموعه این حضور با همه حسن و عیبش مورد توجّه است و چرایی این مشارکت، عجیب مورد توجّه است و بحث در حسن و عیب، مربوط به مقام تجویز است. ]]> جامعه‌شناسی اربعین و آیین‌های عزای حسینی Sat, 13 Dec 2014 14:09:11 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4473/