پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/book/scenario7 Thu, 19 Apr 2018 20:21:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Thu, 19 Apr 2018 20:21:53 GMT درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام 60 درباره آزمایش رادیوکربن(کربن ۱۴) و نسخ خطی قرآن http://dinonline.com/doc/report/fa/5324/  آزمایش رادیوکربن یا کربن ۱۴ به‌توسط دبلیو. اف. لیبی، ای. سی. اندرسون و جی. آر. آرنولد در سال ۱۹۴۹ تکمیل شد. این تکنیک آزمایش رادیومتریک[اندازه‌گیری میزان موارد رادیواکتیو] روشی برای تعیین سن دقیق مصنوعات باستان شناختی‌ای بود که حیاتی ۵۰۰۰۰ ساله داشتند. این شاید یکی از گسترده‌ترین و بهترین روشهای آزمایش دقیق، شناخته شده و به یکی از ابزارهای اصلی کار باستانشناس تبدیل شده است. در ۱۹۶۰، لیبی بابت همین آزمایش رادیوکربن جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. در این مقاله ما به طور خلاصه درباره اصول این آزمایش بحث خواهیم کرد. این به خواننده کمک خواهد کرد تا درک مناسبی از پیشرفت‌ها و شکست‌های فرایند آن کسب کند. آیا آزمایش کربن برای نسخ خطی قرآن به کار رفته است؟ آیا آزمایش رادیوکربن نتایج دقیقتری را نسبت به تکنیکهای کهن خط شناسی و روشهای مرتبط با آن فراهم می آورد؟ ما روی این پرسشها در بخش پایانی بحث تمرکز میکنیم. اصول و تجربه   کربن دو ایزوتوپ رادیواکتیو پایدار دارد: کربن ۱۲ و کربن ۱۳. به علاوه، تعداد کمی از ایزوتوپهای رادیواکتیو ناپایدار کربن ۱۴ در روی زمین وجود دارند. میزان هر یک از این ایزوتوپها اینگونه است: کربن ۱۲، ۹۸.۸۹% ؛ کربن ۱۳، ۱.۱۱% و کربن ۱۴، ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۱۰% . به عبارت دیگرهر اتم کربن ۱۴ در طبیعت به ازای یک هزار میلیارد اتم کربن ۱۲ وجود دارد. منشأ کربن ۱۴ وقنی اشعه‌های کیهانی به اتمسفر زمین وارد می‌شوند، با مولکول‌های گاز برخورد می‌کنند که نتیجه آن تولید نوترون‌های با حرکت سریع است. این نوترونهای دارای انرژی، مولکول نیتروژن را به اتم‌هایی تفکیک کرده و سپس چنین واکنشی به وجود می آید: n + ۱۴N →۱۴C + p   که n نوترون و p پروتون است. چون کربن ۱۴ ناپایدار است تواید رادیواکتیو می‌کند. جذب کربن ۱۴ در زیست کره زمین ایزوتوپ کربن ۱۴ با فعالیت‌های جوی( مانند طوفان) به زمین می‌آید و در زیست‌کره جای می‌گیرد. کربن ۱۴ با عمل فتوسنتز گیاهان جذب گیاهان می‌شود و حیوانات نیز با خورد گیاهان همه این ایزوتوپ‌ها از جمله کربن ۱۴ را جذب میکنند و این فرایند تا زمان حیات گیاه یا حیوان ادامه دارد. کربن ۱۴ همچنین وارد اقیانوس‌ها نیز می‌شود. مرگ، واپاشی و آزمایش بعد از مرگ گیاه یا حیوان، تشعشع رادیو اکتیو کاهش یافته و از این طریق کربن ۱۴ پایدار شده و به نیتروژن ۱۴ غیر رادیواکتیو تبدیل می‌شود. به عبارت دیگر نسبت کربن ۱۴ به کربن ۱۲ کوچک و کوچکتر می‌شود. لیبی، اندرسون و آرنولد نرخ این واپاشی را نخستین بار اندازه گرفتند و نبمه عمر کربن ۱۴ را ۵۵۶۸ سال اعلام کردند. یعنی در ۵۵۶۸ سال نیمی از نمونه اصلی کربن ۱۴ از بین میرود. بعد از ۵۵۶۸ سال دیگر نیمه باقیمانده از بین می‌رود و همین طور ادامه دارد. نیمه عمر۳۰ ±۵۵۶۸   به عنوان نیمه عمر لیبی شناخته شد. مدتی بعد آنها مقدار دقیقتر نیمه عمر را اعلام کردند و آن ۴۰± ۵۷۳۰ بود که به نیمه عمر کمبریج شناخته میشود. پس از ۱۰ نیمه عمر مقدار اندکی کربن رادیواکتیو در نمونه باقی خواهد ماند. یعنی در حدود پنجاه تا شصت هزار سال این تکنیک محدودیت دارد. باید تأکید کرد که واپاشی کربن ۱۴ ثابت و خود به خود است. به عبارت دیگر، احتمال واپاشی یک اتم کربن ۱۴ در یک نمونه ثابت است، بنابراین، برای روش‌های آماری و تحلیل داده‌ها مناسب است. محدودیت‌های آزمایش رادیوکربن هیچ تکنیکی کامل نیست و رادیوکربن نیز از این امر مستثنا نیست. اگرچه با این تکنیک تقریباً هر نوع ماده ارگانیکی مستقیماً قابل تاریخ گذاری است محدودیتهای چندی در این‌باره وجود دارند. ۱.      اندازه نمونه: اندازه نمونه باستانشناختی مهم است، هر چه بزرگتر بهتر. ۲.      آماده سازی نمونه: باید با دقت انجام شود تا موجب آلودگی نمونه با جذب کربن زیاد جدید نشود. نمونه ها باید در بسته بندی بدون منفذ و با مواد شیمیایی خنثی قرار دهیم تا کربن جدید از اتمسفر جذب نمونه ها نشود تا از دقت نتایج آزمایش ها کاسته نشود. ۳.      نسبت کربن ۱۴ به کربن ۱۲ که میتواند کمی در طول سالیان تغییر کند. از جمله افزایش سوختهای فسیلی و افزایش دی اکسیدکربن موجب کاهش کربن ۱۴ خواهد شد. این تغییرات نسبی با استفاده از جدول کالیبراسیون در آزمایشگاههای مختلف رادیوکرین در طول چند سال جبران خواهد شد. اندازه گیری و کالیبراسیون اندازه گیریهای رادیوکربن پردازش نشده معمولاً با شاخص زمانی بی پی(Before Present) گزارش میشود. مبدأ این زمان، سال ۱۹۵۰ میلادی است. دو دلیل برای انتخاب این تاریخ به عنوان مبدأ این شاخص زمانی وجود دارد. نخست، این سال منحنی کالیبراسیون برای آزمایش کربن ۱۴ ایجاد شد و دوم اینکه این سال زمان آزمایش سلاح های اتمی بود که موجب تغییر بالانس کربن ۱۴ به کربن ۱۲ بود که از آن به اثر بمب اتم(Atom Bomb Effect) یاد میکنند. اندازه گیری رادیوکربن بر اساس اصطلاحات بی پی(BP )مستقیماً مبتنی بر نسبت رادیوکربن یافته شده در نمونه است. محاسبه آن مبتنی بر این فرض است که تراکم رادیوکربن جو همیشه معادل همان میزانی است که در سال ۱۹۵۰ بوده است. همانطوریکه پیش از این دیدیم این درست نیست. نسبت کربن ۱۴ به کربن ۱۲ تغییرات اندکی در طی چند سال کرده‌اند. اینجاست که نیاز به کالیبراسیون پیدا میشود. اندازه گیری رادیوکربن یک نمونه با دایره های یک درخت که به همان نسبت رادیوکربن دارد مقایسه میشود. زمانی که سن تقویمی دایره‌های درخت مشخص شد، سن نمونه نیز مشخص میشود. البته محدودیت‌هایی نیز وجود دارد. برای درک بهتر در عمل، مثالهایی از نسخ خطی قرآن را می آوریم. استفاده از آزمایش کربن ۱۴ درباره نسخ خطی قرآنی آزمایش رادیو کربنی نسخ خطی قرآنی نادر بوده است. برخی مخالفت‌ها به خاطر گران بودن و خطرناک بودن این شیوه بوده است. دانشمندان با موفقیت از روشهای سنتی‌ای مانند کهن‌خط‌شناسی و تاریخ هنر، قالب و تزیینات نسخ را با هم مقایسه کرده و تخمین‌هایی زده بودند. پس چه نیاز به روش جدید؟ اما با اکتشافات جدید برخی از مورخان، بیش از حد درباره استفاده از آزمایش کربن تردید روا داشتند. برای مثال، فرانسیس دروشه از متخصصان برجسته غربی در زمینه نسخ خطی قرآن یکی از آنهاست. به گفته او آزمایش کربن «نباید نادیده گرفته شود» گرچه نتایج آن باید با دقت و احتیاط تحلیل شود، آزمابش کربن «پاسخی برای آزمایش نسخ خطی اولیه خواهد داشت». اما او هشدار میدهد که «این تکنیک محدودیت‌هایی نیز دارد». وی سپس به دو نمونه مطالعاتی اشاره می‌کند که محدودیت‌های این روش را آشکار می‌کنند. دو قرآن وقفی، که یک آزمایشگاه فرانسوی آنها را مورد آزمایش کربن قرار داد و دامنه زمانی‌ای را تخمین زد که با تاریخ وقف ۵۰ تا ۱۰۰سال فاصله زمانی داشت و این نشان دهنده عدم دقت کافی این آزمایش برای نسخ خطی قرآنی است. با این اطلاعات که ذهنیت خوانندگان را معطوف به عدم دقت این روش در نسخ خطی قرآنی کرد، دروشه خود مستقیماً به سراغ نسخه خطی صنعا رفت تا این آزمایش علمی را انجام دهد و نتایج را با آزمایشگاه فرانسوی مقایسه کند. او می‌گوید «اینجا مشکلی وجود دارد و آنکه شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک برای پوست‌نوشته ایجاد مشکل می‌کند». پس با این شرایط جوی نمی‌توان از آزمایش کربن برای نسخ خطی پوست‌نوشته شده استفاده کرد. پس دروشه بدون آوردن هیچ نوع شاهد علمی این نسخ را از این آزمایش مستثنا می‌کند. در حالی که در میان دانشمندان کسی ویژگیهای آب و هوایی را مخل در انجام موفقیت آمیز آزمایش کربن بر روی نسخ نمی‌داند و آن را به لحاظ علمی تأیید نمی‌کند. اینجا اصل مهم روش‌شناختی‌ای وجود دارد. درست همان‌طوری که در زمینه کهن‌خط‌شناسی اطلاعات ناصحیح پژوهنده مورد بی‌اعتنایی قرار نمی‌گیرد، درباره روش آزمایش کربن نیز عدم دقت در پژوهندگان(یا آزمایشگاهها) کار را دچار مشکل می‌کند. به هر حال همانطور که کهن‌خط‌شناسان در ارزیابی دقیق دچار اشتباه می‌شوند آزمایشگاه‌هایی که دروشه بدانها اشاره داشت نیز ممکن است دچار خطای انسانی شده باشند و این نمی‌تواند موجب زیر سؤال رفتن این روش شود. پس چه کسی باید حرف آخر را درباره این آزمایش بزند؟ بر طبق نظر دروشه «نظر آخر را باید لغت شناس، مورخ یا کهن‌خط‌شناس بدهد». این پرسشی را در پی خواهد داشت: آیا دانشمندانی که درگیر در این آزمایش برای نسخ خطی قرآنی شده اند تنها یک تخصص ساده داشته‌اند؟  ممکن است به نظر آید که حرفه مورخ در اینجا در معرض خطر است. اما هیچ تقابلی در کار نیست و این تکنیک هم می‌تواند در کنار روش‌های دیگر در خدمت مورخ قرار گیرد. یکی از فواید مهم آزمایش کربن این است که بنابر آن، پیش‌داوری‌ها و پیش‌فرضهای دانشمندان درباره خاستگاه نسخ عربی و نسخ خطی قرآنی در محاسبات جایی ندارد. از سویی باید مورد توجه قرار گیرد که وقتی از تحلیل رادیوکربن استفاده می‌شود تقریباً هر تاریخی در دامنه زمانی خاص به توسط سطحی از اعتماد به لحاظ علمی ممکن است. از همین روی آزمایش رادیوکربن به ندرت اطلاعات غیرمنتظره به کهن خط شناس مجرب میدهد. نسخه خطی سن پترزبورگ، بخارا و تاشکند این نسخه با شماره E۲۰ در مؤسسه مطالعات شرقی سن پترزبورگ، از ازبکستان فراهم شده است. افیم رمضان در سال ۲۰۰۰، گزارش آزمایش رادیوکربن آن را منتشر کرد. در شکل اول، محور عمودی، تراکم رادیوکربنها را در شاخص زمانی بی پی نشان میدهد و محور افقی نشاندهنده سالهای تقویمی مشتق شده از اطلاعات دایره‌ای درخت است. منحنی نقطه چین در چپ که با فلش آبی مشخص شده، تراکم رادیوکربن در نمونه را نشان میدهد. منحنی پیوسته که با فلش سبز مشخص شده، اندازه گیری رادیوکربن در روی دایره‌های درخت را نشان میدهد. هیستوگرام نقطه‌چین که با فلش قرمز مشخص شده، نشاندهنده سنین ممکن برای نمونه است. این هیستوگرام در شکل دوم بزرگتر به نمایش گذاشته شده است. در این نمونه، نتیجه رادیوکربن BP ۵۰±۱۱۵۰ است. نشاندهنده این است که سن آن BP ۱۱۵۰ با خطای استاندارد ۵۰± سال است. سن BP ۱۱۵۰ با این فرض محاسبه شده که مقدار رادیوکربن در اتمسفر همیشه همین میزان است. در این نمونه سطح اعتماد با اندازه بیش از ۹۵ درصد در بازه زمانی ۷۷۵ تا ۹۹۵ میلادی است. تحلیل کهن خط شناس این نسخه خطی را متعلق به ربع آخر قرن هشتم میلادی میداند. در این آزمایش حق با دروشه بوده است. در هر حال، آلن جرج معتقد است که این نمونه ای است که چندان دقت در آزمایش لحاظ نشده است. نسخه خطی الولید از صنعا، یمن این شاید یکی از مشهورترین نسخی باشد که از دارالمخطوطات صنعا در یمن به دست آمده است. هانس فن بوثمر از دانشگاه سارلند آلمان، آن را از زوایای مختلف تزیینات، متن و تذهیب مورد بررسی قرار داده است. این نسخه از اولین نسخه‌های شناخته شده است که تخمین زده می‌شود مربوط به قرن اول هجری باشد و به خط کوفی کتابت شده است. ابعاد آن ۵۱ سانتیمتر طول و ۴۷ سانتیمتر عرض می‌باشد. از منظر کهن خط‌شناسی و تذهیب، فن بوثمر تخمین زده که این نسخه در دهه آخر قرن اول هجری نوشته شده باشد، حدود ۷۱۰ تا ۷۱۵ میلادی، در زمان خلیفه اموی، الولید. در هر حال آزمایش رادیوکربن تاریخ این نسخه را به سالهای ۶۵۷ تا ۶۹۰ میلادی برمیگرداند. یک آزمایش شیمیایی منتشر نشده بازه زمانی ۷۰۰ تا ۷۳۰ میلادی را تخمین زده است. فن بوثمر بیان کرد که این آزمایش رادیوکربن نکته‌ای را روشن می‌کند: آزمایش‌های دقیق روی این نسخه و شمایل‌نگاری نشان می‌دهد که این نسخه در زمان خلافت امویان نوشته شده است؛ شرایط تاریخی نشان می‌دهند که خلیفه الولید، خود سفارش این کار را داد. گرچه آزمایش کربن زمان زودتری را تخمین زده است.  نکته جالب این است که هم بررسی‌های کهن‌خط‌شناسی و هم آزمایش رادیوکربن تقریباً به نتایج مشابهی رسیدند یعنی تاریخ نسخه را سالهای پایانی سال اول هجری میدانند. گرچه رادیوکربن زمان زودتری را قائل شده است. این میتواند به این دلیل باشد که آزمایش رادیوکربن زمان مرگ حیوانی که پوست آن برای نوشتن نسخه استفاده شده را تشخیص میدهد و نه زمان نوشته شدن را. نسخه خطی در تاشکند متعلق به عثمان این نسخه در قرن نوزدهم در سن پترزبورگ روسیه مورد بررسی و مطالعه شرق‌شناس روشی، شبونین قرار گرفت. البته بعدها برگهایی از این قرآن به صورت جدا در حراجی‌ها فروخته شد. این نسخه خطی عظیم روی چرم با خط کوفی زیبا بدون هیچ گونه اعراب گذاری و تزییناتی نوشته شده است. شبونین تاریخ آن را اوایل قرن دوم هجری میداند. دروشه تاریخ نیمه دوم قرن هشتم میلادی را برای آن تعیین کرده است یعنی زمان خلافت خلیفه عباسی المهدی(۱۶۹-۱۵۸ هجری/ ۷۸۵-۷۷۵ میلادی) آزمایش کربن این نسخه در آکسفورد انجام شد. ۶۸ درصد احتمال که تاریخ مابین ۶۴۰ تا ۷۶۵ میلادی باشد و ۹۵ درصد احتمال که مابین ۵۹۵ تا ۸۵۵ میلادی باشد. یک بخش از قرآن مربوط به امویان آزمایش رادیوکربن در دانشگاه آکسفورد انجام شده و دو سیستم کالیبراسیون به کار رفت. در سیستم اول، با نام INTCALL۹۸ سن رادیو کربن BP ۳۳ ±  ۱۳۶۳ در نظر گرفته شده که به احتمال ۶۸ درصد متعلق به سالهای ۶۴۷ تا ۶۸۵ میلادی (۶۶-۲۶ هجری)خواهد بود و به احتمال ۹۵ درصد مابین ۶۱۰ تا ۷۷۰ میلادی که سال ۶۱۰ میلادی ۱۲ سال قبل از هجرت است تا ۱۵۳ هجری. و به احتمال ۹۰ درصد بین ۶۱۰ تا ۷۲۰ میلادی( دوازده سال قبل از هجرت تا ۱۰۲ هجری) و به احتمال ۵ درصد بین ۷۴۰ تا ۷۷۰ میلادی(۵۳-۱۲۲ هجری) در سیستم دوم با نام INTCALL۰۴ که سیستمی جدیدتری است با همان سن قبلی BP ۳۳ ±  ۱۳۶۳ نتایج دقیقتری حاصل شده است. ۶۸ درصد احتمال ۷۵-۶۴۴ میلادی(۵۶-۲۵ هجری) و ۹۵ درصد ۹۴-۶۰۹ میلادی و با احتمالی بسیار کم ۶۵-۷۴۸ میلادی را نیزشامل میشود که با احتساب بازه ۹۴-۶۰۹ باز هم ۷۵ سال آن در قرن اول هجری قرار دارد. با این سیستم کالیبراسیون بازه‌های دقیقتری به دست آمد. در نسخه عثمانی بازه زمانی ۸۵۵-۵۹۵، ۲۶۰ سال بوده با احتمال ۹۵ درصد و در نسخه E۲۰ در سن پترزبورگ ۹۹۵-۷۷۵، این بازه ۲۲۰ سال بوده است که در این نسخه امویان و با سیستمهای کالیبراسیون این بازه ها به ۱۶۰ و ۱۵۶ سال رسیدند.   نسخه خطی ساتبیز ۱۹۹۳/ استنفورد ۲۰۰۷ روی پوست پاک شده یکی از برگه های متعلق به مجموعه صنعا در سال ۱۹۹۳ در حراج ساتبیز لندن به حراج گذاشته شد و اخیراً توسط آزمایشگاهی در دانشگاه آریزونا مورد مطالعه قرار گرفت. ۶۸ درصد احتمال تعلق به ۶۱۴ تا ۶۵۶ میلادی. ۹۵ درصد متعلق به ۵۷۸ تا ۶۶۹ میلادی. به گفته صادقی یکی از پژوهشگران، به احتمال ۷۵ درصد این نسخه بعد از سال ۶۴۶ میلادی تهیه شده که نشان میدهد که نسخه صنعا از زمان ۱۵ سال پس از وفات پیامبر اسلام تهیه شده است. نسخه حجاز در توبینگن در زمان کنسولی ویلست از طرف دولت پروس در دمشق در میانه‌های قرن نوزدهم میلادی، یوهان گاتفرید وتزشاین بسیاری از نسخه های خطی عربی از جمله قرآن را جمع آوری کرد. این مجموعه در آلمان به نمایش گذاشته شد که نسخه قرآنی مربوط به حجاز در توبینگن نمایش داده شد. آزمایش رادیوکربن نشان داده که این نسخه به احتمال ۹۵ درصد در دوره زمانی ۶۷۵-۶۴۹ میلادی نگاشته شده است. نسخه حجاز در برلین و قاهره کهن خط شناسان آن را مربوط به قرن اول هجری میدانند. آزمایش رادیوکربن با احتمال ۹۵ درصد متعلق به ۶۵۲-۶۰۶ میلادی میداند. نسخه حجاز در لیدن که در سال ۱۹۷۹ میلادی به توسط دانشگاه لیدن از پاریس خریداری شد. آزمایش رادیوکربن نشان داد که با احتمال ۹۵ درصد متعلق به بازه زمانی ۷۶۳-۶۵۲ میلادی است و به احتمال ۸۹ درصد متعلق به ۶۵۲ تا ۶۹۴ میلادی است و تنها ۶ درصد احتمال دارد که متعلق به سالهای ۷۴۷ تا ۷۶۳ میلادی باشد. نسخه خطی لیدن نوشته شده بر روی پاپیروس که به وسیله دانشگاه لیدن هلند از مصر خریداری شد. قرآنهای نوشته شده بر روی پاپیروس بسیار نادر هستند. آزمایش به احتمال بیش از ۹۹ درصد آن را مربوط به دوره ۶۴۶ تا ۷۷۰ میلادی میداند. نتیجه بحث ما این واقعیت را روشن کرد که کهن‌خط‌شناسی و آزمایش رادیوکربن گاهی اوقات با هم مطابقت دارند. در واقع، نتایج مشابه برای طومارهای بحرالمیت با استفاده از آزمایشهای رادیوکربن و کهن‌خط‌شناسی به دست می آیند. بخش‌های مختلف طومارهای بحرالمیت با آزمایش رادیوکربن در سال ۱۹۹۱ و بعدها در ۱۹۹۵ میلادی مورد بررسی قرار گرفت. مقایسه آزمایش رادیوکربن و کهن خط‌شناسی طومارها در ۱۹۹۱ این نتیجه را آشکار کرد که: تحقیقات ما نشان می‌دهد که هر دو روش رادیوکربن و کهن حط شناسی موفق شدند. نتایج مشابهی در ۱۹۹۵ به دست آمد: سنینی که با اندازه گیری کربن ۱۴ باقیمانده طومارهای بحرالمیت به دست آمده به طرز معقولی با تخمینهای کهن‌خط‌شناسی مطابقت داشته است. باید در نظر بگیریم که نتایج این دو مطالعه متنی بر سطح اعتماد اول( یا ۶۸ درصد) است. به عبارت دیگر، در ۶۸ درصد موارد تاریخ در بازه زمانی داده شده قرار دارد. اگر بازه گسترش یابد از سطح یک به سطح دو رفته و درصد از ۶۸ درصد به ۹۵ درصد افزایش می‌یابد. در نتیجه، این همچنین بر توافق کلی میان رادیو کربن و کهن‌خط‌شناسی اثر دارد. آزمایش رادیوکربن نسخ خطی قرآنی به ندرت انجام شده، زیرا این تکنیک نه تنها بسیار گران بوده بلکه همچنین یک بازه زمانی گسترده‌ای را برای تاریخ نوشته شدن نسخه در نظر می‌گیرد. هیچ تکنیکی کامل نیست و آزمایش رادیوکربن نیز از این امر مستثنا نیست. عوامل چندی وجود دارند که می‌توانند بر دقت نتایج اثر گذارند مانند نوع نمونه، اندازه آن، آماده سازی آن و نسبت کربن ۱۴ به کربن ۱۲( داده های کالیبراسیون). این نکته که گاه آزمایش رادیوکربن و کهن‌خط‌شناسی با هم سازگارند جذاب است. روش رادیوکربن می‌تواند تنها متمم و گاه مکمل روش سنتی کهن‌خط‌شناسی در تعیین تاریخ باشد. چند سال پیش، فن بوثمر نشان داد که آزمایش رادیوکربن نه تنها گران است که نیز نتایج آن در بازه زمانی‌ای که گاه تا چند صد سال را دربر میگیرد پراکنده است. به نظر او، روشهای سنتی کهن‌خط‌شناسی عربی دقیقتر است و برای نسخ خطی قرآنی بازه‌های زمانی کوچکتر و دقیقتری را انتخاب می‌کند. افیم رضوان از دقت کم روش شناختی در آزمایش نسخ خطی قرآنی اولیه اظهار تأسف میکند. وی با توجه به روشهای فیزیکی مدرن مانند آزمایش رادیوکربن مینویسد: "روشهای فیزیکی مدرن ممکن است بتواند تاریخ مواد گوناگون نوشته شده را تعیین کند اما به هرحال خطایی در حدود صد تا دویست سال دارد. از این رو، ما نمی‌توانیم بر این روشها تکیه کنیم. امیدواریم که تحلیل تعداد زیادی از نسخ خطی بر مبنای داده‌ها بتواند برای یافتن راهی بهتر برای تخمین تاریخ‌ها کمک کند." پیون نیز می‌نویسد: "چون تعیین سن نسخه ها به توسط روشهای علمی هنوز بسیار غیر دقیق است- با حاشیه خطای ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال- یک رهیافت مبتنی بر تاریخ هنر به نظر مناسبتر است." اخیراً بر استفاده ار روشهای چند گانه برای حل مشکلات در زمینه تعیین تاریخ دقیق نسخ تأکید می‌شود. و خدا بهترین‌ را می‌داند. ]]> درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام Wed, 29 Jul 2015 13:51:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5324/ نسخ خطی قرآن http://dinonline.com/doc/note/fa/4523/ قدیمی‌ترین نسخ خطی بازمانده‌ی قرآنی را می‌توان با احتمال قابل قبولی به قرن اول هجری تاریخ‌گذاری کرد. نکته‌ای که در این میان شایان تذکر است وجود تعداد نه چندان کمی نسخ قرآنی منسوب به اصحاب پیامبر اسلام، از آن جمله علی بن ابی طالب و عثمان بن عفان، است؛ اما بر اساس مطالعات انجام شده – به ویژه تحقیقات انجام شده توسط طیار آلتی قولاج – بسیاری از این نسخ را، با وجود قدمت بسیار، نمی‌توان به ابتدای قرن نخست هجری تاریخ گذاشت. یکی از مهم‌ترین نسخ خطی بازمانده از قرن اول هجری نسخه‌ی معروف به پاریسی-پترزبورگی۱ است که در طی سی سال گذشته به دقت توسط محقق فرانسوی فرانسوا دروش مورد مطالعه قرار گرفته است. این نسخه که بخش اعظم اوراق آن در کتابخانه‌ی ملی فرانسه در پاریس و کتابخانه‌ی ملی روسیه در سنت پیترزبورگ نگهداری می‌شود بر پایه‌ی روش‌های خط‌شناختی توسط دروش به ربع سوم قرن اول هجری تاریخ‌گذاری شده است و بر این اساس احتمالا قدیمی‌ترین مصحف قرآنی است که بخش قابل توجهی از آن سالم مانده است. ما می‌دانیم که خط عربی (به ویژه خط مورد استفاده در نسخ قرآنی) در یک یا دو قرن نخست پس از اسلام تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته است. سرعت این تغییرات به قدری است که با مطالعه‌ی دقیق نسخ بازمانده از این دوره و مقایسه‌ی آنها با یک دیگر می‌توان با دقت زیادی تاریخ تقریبی کتابت نسخه را تعیین کرد. در شیوه‌ی اتخاذ شده توسط دروش پنج کلمه به عنوان نمونه انتخاب شده و ارتوگرافی آنها در مصحف مورد بررسی قرار می‌گیرد. این پنج کلمه عبارتند از: «قال/قالت/قالوا»، «عباد»، و «عذاب»، که در نسخ قدیمی بیشتر بدون الف میانی نوشته می‌شوند؛ «آیات»، که به صورت «اىٮ» یا «اىىٮ» و «شیء» که بعضا به صورت «سای» نوشته می‌شوند.۲ یکی دیگر از نسخ قدیمه‌ی قرآنی که بخش بزرگی از آن سالم باقی مانده و مورد مطالعه‌ی فراوان قرار گرفته است نسخه‌ی شرقی ۲۱۶۵ کتابخانه‌ی بریتانیا است که همچون نسخه‌ی پاریسی-پترزبورگی زمانی در مسجد عمرو در قاهره جای داشت و در قرن نوزدهم به اروپا انتقال یافت. این مصحف مطابق با قرائت سوری ابن عامر است. اما به جرأت می‌توان گفت که مهم‌ترین نسخه‌ی قرآنی که تا کنون کشف شده است نسخه‌ی معروف به مصحف صنعا است که با نام صنعا ۱ نیز شناخته می‌شود. این مصحف به همراه تعداد بسیار زیادی نسخه‌ی قرآنی دیگر در اوایل دهه‌ی هفتاد میلادی در جامع کبیر صنعا و در حین انجام عملیات بازسازی کشف شد. این مصحف حاوی دو لایه نوشته است. به عبارت دیگر قرآن ابتدا یک بار روی صفحات مصحف کتابت شده، سپس با گذشت مدت زمانی کل محتوای مصحف پاک شده و دوباره متن قرآن بر روی آن کتابت شده است. با گذشت سالیان به دلیل آنکه در ترکیب مرکب مورد استفاده در کتابت ترکیبات فلزی وجود داشته، این ترکیبات اکسید شده و بدین ترتیب نوشته‌ی زیرین دوباره به رنگ قهوه‌ای کم‌رنگ بر روی اوراق مصحف نمودار شده است. متن بالایی مصحف، قرآنی کمابیش عادی است، اما مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که متن پایینی تنها نمونه‌ی به جای مانده از یک مصحف غیر عثمانی تا کنون است. بدین معنا که متن زیرین در برخی موارد با مصحف عثمان همخوانی ندارد و این تفاوت‌ها از نوع تفاوت‌های متداول در قرائات نیز نمی‌باشند، بلکه تفاوت در «رسم» هستند. نقاط تفاوت مصحف صنعا با مصحف عثمانی در برخی موارد با نقاط متفاوت ثبت شده در روایات برای مصاحف ابی بن کعب و ابن مسعود هماهنگی دارد، اما در حالت کلی به نظر نمی‌رسد که به تمامی با هیچ کدام از مصاحف اصحاب پیامبر که تفاوت‌های آنها در روایات ذکر شده همخوانی داشته باشد. اهمیت مصحف صنعا برای شناخت عمیق‌تر تاریخ قرآن غیر قابل انکار است اما صدور هر گونه حکم قطعی در مورد آن نیازمند زمان بیشتر و مطالعات دقیق‌تر است.۳ از دیگر مصاحف درخور توجه نسخه‌ی منگانا و لوییس است که به همراه مصحف صنعا از معدود پالیمپسست‌های۴ قرآنی موجود است و به نسبت مطالعات زیادی بر روی آن انجام شده. مصحف معروف به قرآن آبی که توسط آلن جورج به اوایل دوره‌ی عباسی تاریخ‌گذاری شده نیز در میان نسخ متقدم از جهت هنری و زیبایی‌شناختی اهمیت به سزایی دارد. تعداد نسخ خطی حائز اهمیت بسیار است و از این لحاظ بررسی همه‌ی آنها در این مختصر ممکن نیست؛ لذا با توجه به سوء برداشت‌های پیش آمده‌ی اخیر در رابطه با نسخه‌ی قرآنی توبینگن در پایان اشاره‌ی کوتاهی به تاریخ‌گذاری رادیوکربن و کاربرد آن در تعیین قدمت قرآن‌های خطی خواهم داشت. تاریخ‌گذاری با کمک رادیوکربن یکی از قوی‌ترین ابزارهای در اختیار باستان‌شناسان و سایر محققان برای تعیین قدمت اشیای ساخته شده از بافت‌های زنده است. از آنجا که نسخ خطی معمولا بر روی پوست، پاپیروس، یا کاغذ نوشته شده‌اند رادیوکربن برای تعیین قدمت آنها نیز می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. اما استفاده از رادیوکربن بدون مشکلات مخصوص به خود نیست. از جمله‌ی این مشکلات کالیبره کردن دقیق اطلاعات به دست آمده از این طریق است که معمولا با کمک نمونه‌هایی که از طرق دیگر از تاریخ ساخت آنها اطلاع داریم امکان‌پذیر است. اما از آنجا که استفاده از این روش در تاریخ‌گذاری نسخ قرآنی متقدم سابقه‌ی چندانی ندارد نمی‌توان خیلی به تاریخ به دست آمده از این روش برای یک مصحف قرآنی اعتماد کرد.۵ دروش در اثر اخیر خود به مقایسه‌ی قدمت به دست آمده از این طریق برای چند نسخه‌ی قرآنی که تاریخ پشت جلد نیز داشته‌اند پرداخته و نشان داده است که تقریبا در تمامی این موارد تاریخ به دست آمده توسط رادیوکربن چند دهه قدیمی‌تر از تاریخ پشت جلد است. نظیر همین الگو را می‌توان در مورد تواریخ به دست آمده برای برخی نسخ از طریق رادیوکربن در مقایسه با تاریخ به دست آمده از طریق روش‌های خط‌شناختی مشاهده کرد: نسخه‌ی توبینگن که قبلا بر اساس ملاحظات خط‌شناسی به اواخر قرن اول هجری تاریخ گذاشته شده بود در تعیین قدمت رادیوکربن به نیمه‌ی نخست قرن اول نسبت داده شد.منابع:۱. François Déroche, Qur’ans of the Umayyads: A First Overview, Leiden, E. J. Brill, ۲۰۱۴;۲. François Déroche, La transmission écrite du Coran dans les débuts de l’islam: Le codex Parisino-petropolitanus, Leiden, E. J. Brill, ۲۰۰۹;۳. Behnam Sadeghi and Uwe Bergmann, The Codex of a Companion of the Prophet and the Qur’ān of the Prophet, Arabica ۵۷ (۲۰۱۰), ۳۴۳-۴۳۶;۴. Behnam Sadeghi and Mohsen Goudarzi, Ṣan‘ā’ ۱ and the Origins of the Qur’ān, Der Islam ۸۷ (۲۰۱۲), ۱-۱۲۹;۵. Alain George, Calligraphy, Colour and Light in the Blue Qur’an, Journal of Qur’anic Studies ۱۱ (۲۰۰۹), ۷۵-۱۲۵;۶. Alain George, Le palimpseste Lewis-Mingana de Cambridge, témoin ancien de l'histoire du Coran, Comptes Rendus de l'Académie des Inscriptions et Belles Lettres ۲۰۱۱, ۳۷۷-۴۲۹.۱- Codex Parisino-Petropolitanus.۲- نقطه‌گذاری در نسخ قدیمی از الگوی معینی پیروی نمی‌کند. کلمات گاهی با نقطه (به خصوص برای زدودن ابهام) و گاهی بدون نقطه نوشته می‌شوند.۳- دروش این نسخه را با اندکی تردید به نیمه‌ی دوم قرن اول هجری تاریخ‌گذاری کرده است.۴- Palimpsest; نسخه‌ای که حاوی دو لایه نوشته باشد.۵- حتی در برخی موارد محدوده‌ی زمانی به دست آمده برای یک نسخه تا یک صد سال پیش از ظهور اسلام بوده است! ]]> درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام Sun, 28 Dec 2014 10:59:07 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4523/ رویکرد تاریخی-انتقادی به قرآن (با تمرکز بر پروژه کرپوس کرانیکوم) http://dinonline.com/doc/report/fa/4522/ در تصور عموم قرآن کتابی است که دست کم از اندکی پس از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به همین شکل به دست ما رسیده است؛ پیامبری که خواندن و نوشتن نمی‌دانست، آنچه بر قلبش نازل می‌شد بدون تغییر ابلاغ می‌کرد و آن کلمات نیز به همان شکل به ما رسیده است؛ محیط ظهور قرآن شبه جزیره عربستان جامعه‌ای جاهلی بود که در ادبیات و دین و فرهنگ و آداب و رسوم «عقب‌مانده» و از این رو نیازمند تحوَل عمیق اسلامی بود. این تصورات مجموعاً درست است. اما در سنت اسلامی و نیز پژوهش‌های غیر اسلامی مفهوم «قرآن» و نحوه و منشأ ظهور آن تحول یافته است.نخست تعریف قرآن از خود آن اهمیت دارد. تفاوت مهم قرآن مجید با کتاب مقدس آن است که قرآن از همان آغاز خود را به عنوان کتابی مقدس معرفی می‌کند، در حالی که عهد جدید و کتاب مقدس عبری در زمان نگارش کتاب مقدس دانسته نمی‌شدند. قرآن در موارد گوناگون خود را کتابی می‌داند که سنت مکتوب پیشین را ادامه می‌دهد و نه تنها کتاب است، بلکه مانند تورات و انجیل و زبور کتابی مقدس است.۲ این ویژگی منحصر به فردِ فرا-زبانی (meta-linguistic) همچنین در مواردی به چشم می‌آید که قرآن در صدد رفع اتهاماتی است که به آن کتاب و حضرت محمد (ص) وارد می‌شود. این اتهامات نشان می‌دهد که معاصران پیامبر چه دیدگاهی دربارۀ آن داشتند. مخالفان قرآن خرده می‌گرفتند که قرآن در واقع شعر، سخن کاهنان، بیان شخصی مجنون (جن زده، دیوانه) است‌:‌ «وَ ما هُوَ بِقولِ شاعرٍ قَلیلاً ما تؤمِنونَ. و لا بِقولِ کاهنٍ قَلیلاً ما تَذکُرونَ» (حاقّه ۴۱-۴۲)، «فَما أنتَ بِنِعمَة رَبّکَ بکاهنٍ و لا مَجنونٍ. أم یَقولونَ شاعرٌ نَتَرَبّصُ بِه رَیْبَ المَنونِ» (طور ۲۹-۳۰)، «ما بصاحِبِکُم من جِنّه، إن هو إلّا نذیرٌ» (سبأ ۴۶) و نیز «وَ ما صاحبُکم بمَجنونٍ» (تکویر ۲۲). در این وضعیت تصور می‌شد که پیامبر دچار تجربه‌ای غیرطبیعی می‌شد و در نتیجۀ آن کلماتی را به زبان می‌آورد که مانند شعر یا سجعِ کهَان موزون بود. باید توجه داشت که در تصور پیشینیان شاعر و کاهن هنگام تولید شعر یا هاتف غیبی هر دو گرفتار چیزی شبیه جن و دیو می‌شدند و وضعیتشان با دیوانگان تفاوت چندانی نداشت. مخالفان پیامبر هم حاصل تجربۀ او (وحی) را با شعر و هاتف و زبان دیوانگان یکسان می‌دانستند.اتهامات مربوط به منشأ قرآن به شباهت آن با کتاب‌های پیشین نیز متوجه بود: «وقال الّذینَ کفَروا إن هذا إلّا إفکٌ افتراه و أعانَه عَلیه قومٌ آخرونَ» (فرقان ۴) و نیز «ولقد نَعلمُ أنّهم یقولونَ إنّما یُعلّمُهُ بشرٌ. لسانُ الّذی یُلحِدونَ إلیه أعجَمیٌّ و هذا لسانٌ عربیٌّ مبینٌ» (نحل ۱۰۳). در آیۀ‌ اخیر مخالفان قرآن آن را نتیجۀ تأثیر شخصی غیر عربی بر پیامبر می‌دانند. تصور می‌شود که مقصود از آن «غیرعرب» یکی از اهل کتاب بوده که با پیامبر هم‌صحبت شده است. اتهام تأثیر شخص (یا اشخاص) مسیحی (یا یهودی) بر حضرت محمد (ص) یکی از رایج‌ترین اتهاماتی بوده است که از آغاز تاکنون به ایشان زده می‌شده است. مشهورترین مورد داستان بحیرا راهب مسیحی است که نخست در نوشته‌های سریانی ضداسلامی قرون آغازین اسلامی به چشم می‌خورد و پس از آن مسلمانان از این داستان استفاده کردند تا ثابت کنند مسیحیان و یهودیان پیش از آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص) بشارت آن را داشته و منتظر ظهور آن حضرت بوده‌اند. به همین شکل در آیه‌ای دیگر آمده است: «وَ قالوا أساطیرُ الأوّلینَ اکتَتَبَها فهیَ تُملی علیه بُکرةً و أصیلاً» (فرقان ۵). سه واژۀ مهم در این آیه «اساطیر» و «اکتتب» و «تملی» است. «اساطیر» احتمالاً از واژه «اسطور» که ریشۀ آن به «س-ط-ر» برمی‌گردد، می‌آید که متضمن «نوشتار» است. بنابراین در این سیاق، «اکتتاب» و «املا» چه از جانب خود پیامبر (ص) باشد و چه به معنای املای آن به دیگران برای نوشتن باشد، به اقتباس از نوشته‌های پیشینیان اشاره دارد. علاوه بر این برخی از این آیه استفاده کرده‌اند تا نشان دهند که پیامبر سواد خواندن و نوشتن داشته‌اند.قوی‌ترین شاهد بر بی‌سوادی پیامبر (ص) در قرآن این آیه است که: «و ما کنتَ تَتلوا من قَبلِه من کتابٍ و لا تخطُّه بیمینِکَ اذاٌ لارتابَ المُبطِلون». علاوه بر این در تاریخ اسلام بسیاری صفت «امّی» برای پیامبر (ص) («الّذین یتّبعون الرّسولَ النّبيَّ الاُمّيَّ الّذي یجدونَه مکتوباً عندهم في التوراة و الإنجیلِ» (اعراف ۱۵۷) را به معنای بی‌سوادی آن حضرت گرفته‌اند. اما با رجوع به ریشۀ واژۀ «امّی» مشخص می‌شود که به معنای کسی است که به «امم» (امت‌ها، عبری: گوییم) تعلق دارد، یعنی غیریهودی است. از این رو، صفت «امّی» برای حضرت محمد (ص) شاهدی قوی برای بی‌سوادی ایشان نیست. بدین ترتیب، با توجه به شواهد ضد و نقیض عموم خاورشناسان امروزی ادعا می‌کنند که نمی‌توان دلیلی بر توانایی یا ناتوانی آن حضرت بر خواندن و نوشتن پیش از آغاز اسلام یافت.البته باید توجه داشت که سواد خواندن و نوشتن برای نبوت و تولید کتاب اصلاً ضرورت نداشته است. مهم‌ترین دلیل بحث دربارۀ این موضوع در زمان ظهور قرآن این بوده است که ناتوانی پیامبر (ص) بر خواندن موجب رد احتمال اقتباس مطالب قرآن از کتاب‌های پیشین می‌شد. چنان که گفته شد این اتهام از زمان ظهور قرآن وجود داشت و بعد در مشهورترین ردیۀ قرون آغازین اسلامی نوشته عبدالمسیح کندی در قرن سوم هجری به چشم می‌خورد. وفور مطالب مشترک میان قرآن مجید و کتاب مقدس که از نگاه مسلمانان نشان‌دهنده منشأ مشترک الاهی‌ آنها بود، در طول تاریخ دست‌مایه‌ای برای دشمنان مسیحی و یهودی و نیز خاورشناسان بود که حجیت قرآن را به بهانۀ «اقتباسی» بودن آن زیر سؤال می‌بردند. نامسلمانان همواره می‌کوشیدند که «منابعی» را که بر پیامبر (ص) «تأثیر» گذاشتند، کشف کنند.این امر در خاورشناسی مدرن نه تنها کاهش نیافت، بلکه با ظهور نقد تاریخی اوج گرفت. در شرایطی که دانشمندان در پی یافتن «منابع» کتاب مقدس بودند، «منابع» قرآن به طریق اولی محل بحث و مطالعه بود. نقطه عطف این مطالعات کتاب مهم ابراهام گایگر (۱۸۱۰-۱۸۷۴) خاورشناس یهودی آلمانی با عنوان Was hat Mohammed aus Judenthume aufgenommen? (محمد از یهودیت چه چیزی اقتباس کرده است؟) بود. اثر گایگر چند تحول در قرآن‌شناسی ایجاد کرد: نخست پیشینیان وی تأثیر یهودیت را نادیده می‌گرفتند؛ زیرا آگاهی چندان زیادی از نوشته‌های حاخامی نداشتند. اما او بر شباهت فراوان مطالب قرآن و بسیاری از آثار باستانی یهودی تأکید کرد. (البته امروزه روشن شده است که همۀ آن مواد حاخامی ضرورتاً همواره تقدم تاریخی بر قرآن نداشتند، بلکه شاید خودشان هم تحت تأثیر آن بوده باشند.) همچنین، گایگر بر خلاف پیشینیانش پیامبر (ص) را «فریبکار» نمی‌دانست؛ بلکه از نظر وی حضرت محمد (ص) عمیقاٌ به رسالت خود ایمان داشت و صرفاً برای اینکه در دعوت الاهی‌اش موفق‌تر باشد به صورت «خلاقانه» از موادی که یهودیان در اختیار داشتند، استفاده کرد. قرآن‌شناسان پس از گایگر هم روش وی را ادامه دادند و هم با پیشرفت در نقد تاریخی کوشیدند که اشکالات آن را برطرف کنند.روش انتقادی-تاریخی (historical-critical approach) که از قرن هجدهم در مطالعات کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان رواج یافت، ابزاری در دست دانشمندان بود تا معنای تاریخی متن را کشف کنند. آنان با توجه به گسست‌های ساختاری و محتوایی در متن یکپارچگی آن را زیر سؤال می‌بردند، می‌کوشیدند منابع گوناگون متن حاضر را کشف کنند و آن را در بستر تاریخی‌اش قرار دهند. روش تاریخی از زمان تولد در قرن هجدهم تاکنون مهم‌ترین روش پژوهش درباره کتاب مقدس (به ویژه در حلقه‌های پروتستان) بوده است. پژوهش‌های قرآنی نیز در دو قرن اخیر با نگاه تاریخی-انتقادی انجام شده‌اند.مهم‌ترین کاربرد‌ روش تاریخی-انتقادی در قرآن‌پژوهی نقد منبع (source criticism) بوده است. در این روش منابع گوناگون متن کشف می‌شود. اما از اوایل قرن بیستم سایر ابزارهای موجود در روش تاریخی نیز در قرآن‌پژوهی غربیان به کار رفت. یکی از مهم‌ترین آثار در این حوزه کتاب Geschichte des Qorans (تاریخ قرآن) در سه جلد (۱۹۰۹-۱۹۳۶) نوشته تئودور نولدکه است که به جوانب گوناگون نقد تاریخی قرآن می‌پردازد. جلد اول کتاب نولدکه با ذکر «منابع» قرآن آغاز می‌شود.۳ پس از آن ترتیب سوره‌ها که یکی از نوآوری‌های پژوهشی نویسنده است، بررسی می‌شود. نولدکه سوره‌های قرآن را به چهار دسته تقسیم کرد:۴۱) سوره‌های مکی آغازین، مربوط به سال‌های ۱ تا ۵ پس از بعثت، به ترتیب عبارتند از سوره‌های ۹۶، ۷۴، ۱۱۱، ۱۰۶، ۱۰۸، ۱۰۴، ۱۰۷، ۱۰۲، ۱۰۵، ۹۲، ۹۰، ۹۴، ۹۳، ۹۷، ۸۶، ۹۱، ۸۰، ۶۸، ۸۷، ۹۵، ۱۰۳، ۸۵، ۷۳، ۱۰۱، ۹۹، ۸۲، ۸۱، ۵۳، ۸۴، ۱۰۰، ۷۹، ۷۷، ۷۸، ۸۸، ۸۹، ۷۵، ۸۳، ۶۹، ۵۱، ۵۲، ۵۶، ۷۰، ۵۵، ۱۱۲، ۱۰۹، ۱۱۳، ۱۱۴و ۱.این بخش منظوم‌ترین سوره‌های قرآن را شامل می‌شود: ویژگی شکلی این سوره‌ها این است که آیه‌هایی بسیار کوتاه با قافیه‌های موزون دارند (مانند «والعادیاتِ ضَبحاً، فالموریاتِ قَدحاً، فالمُغیراتِ صُبحاً، فأثَرنَ به نَقعاً، فوسطنَ به جَمعاً، …»، عادیات ۱-۵)، با قسم آغاز می‌شوند (مانند سوره‌های شمس، ضحی، عصر و …)، سوره‌های نخست این بخش بسیار کوتاه هستند (مانند علق ۱-۵ یا مسد، قریش، همزه، …) اما به تدریج به مجموعه‌هایی طولانی‌تر (مانند نبأ و نازعات) تبدیل می‌شوند. از نظر محتوایی این سوره‌ها علاوه بر چالش‌های آغاز رسالت حضرت محمد (ص) (مانند مدثر، مسد)، به اثبات وجود خدا از طریق قدرت وی در خلقت و طبیعت می‌پردازند (مانند سوره‌های طارق، اعلی، شمس و …) و سرشار از تصاویر آخرت‌شناسانه هستند (مانند قارعه، غاشیه، زلزال).۲) سوره‌های مکی میانی، مربوط به سال‌های ۵ و ۶ پس از بعثت، به ترتیب عبارتند از سوره‌های ۵۴، ۳۷، ۷۱، ۷۶، ۴۴، ۵۰، ۲۰، ۲۶، ۱۵، ۱۹، ۳۸، ۴۳، ۷۲، ۶۷، ۲۳، ۲۱، ۲۵، ۱۷، ۲۷، ۱۸.این سوره‌ها ترکیبی از ویژگی‌هایی سوره‌های دوره‌های قبل و بعد را دارد.‌ آیه‌ها طولانی‌تر می‌شوند (مانند «إنّا أرسلنا نوحاً إلی قومِه أن أنذِر قومَک من قَبلِ أن یَأتیَهم عذابٌ ألیمٌ»، نوح ۱)، اما باز هم نظمی مشابه سوره‌های دوره پیشین وجود دارد (مانند «والصّافّاتِ صَفّاً، فالزّاجِراتِ زَجراً، فَالتّالیاتِ ذکراً، إنّ إلاهَکم لَواحدٌ»، صافات ۱-۴)، قسم کمتر است (مانند سوره قمر) و محاجه با بی‌ایمانان با قوت بیشتری صورت می‌گیرد (مانند «ما لَکم کَیفَ تَحکُمونَ، أفَلا تذَکَّرونَ، أم لَکُم سُلطانٌ مُبینٌ، فأتوا بِکتابِکم إن کنتم صادقینَ»، صافات ۱۵۴-۱۵۷). همچنین در این سوره‌ها اشاره به داستان‌های پیامبران پیشین افزایش می‌یابد (مانند سوره‌های طه، مریم و انبیاء). به تدریج در این سوره‌ها ویژگی فرازبانی قرآن در اشاره به خود به عنوان کتاب آغاز می‌شود (مانند «طس، تلک آیاتُ القرآنِ و کتابٍ مبینٍ، هدیً و بُشری لِلمؤمِنینَ» نمل ۱-۲، یا «حم، و الکتابِ المبینِ، إنّا أنزَلناه فی لیلهٍ مبارکهٍ إنّا کنّا مُنذِرینَ، فیها یُفرَقُ کُلُّ أمرٍ حَکیمٍ» دخان ۱-۴). در این سوره‌ها «رحمان» به عنوان اسم خاص خدا به کار می‌رود و در چندین مورد بخش قرآنی با «قُل» آغاز می‌شود.۳) سوره‌های مکی پایانی، مربوط به سال‌ ۷ پس از بعثت تا هجرت، به ترتیب عبارتند از سوره‌های ۳۲، ۴۱، ۴۵، ۱۶، ۳۰، ۱۱، ۱۴، ۱۲، ۴۰، ۲۸، ۳۹، ۲۹، ۳۱، ۴۲، ۱۰، ۳۴، ۳۵، ۷، ۴۶، ۶، ۱۳. این سوره‌ها در زمان اوج آزار مسلمانان از سوی قریش نازل شده‌اند، بنابراین توصیف پاداش و عقاب اخروی بسیار دقیق و مفصل است. خطاب «یا قومِ» به خطاب عمومی‌تر «یا أیّها النّاس» تبدیل می‌شود، نام «رحمان» برای خدا به کار نمی‌رود، داستان‌های انبیا تکرار می‌شود.۴) سوره‌های مدنی که عبارتند از: ۲، ۳، ۴، ۵، ۸، ۹، ۲۲، ۲۴، ۳۳، ۴۷، ۴۸، ۴۹، ۵۷، ۵۸، ۵۹، ۶۰، ۶۱، ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵، ۶۶، ۹۸، ۱۱۰. در زمان نزول سوره‌های مدنی، اکثر جمعیت مخاطبان قرآن مؤمن بودند، بنابراین خطاب غالب این سوره‌ها «یا أیّها الّذین آمنوا» است. حکومت اسلامی تشکیل شده بود، بنابراین غالباً قوانین در این سوره‌ها شرح داده شده‌اند. روشن است که آیات مربوط به جهاد فقط در مدینه نازل شدند. آیات سوره‌های مدنی نسبتاً طولانی هستند و نسبت به آیات مکی به نثر شبیه‌ترند.بنابراین قرآن در طی ۲۳ سال نگارش ژانر واحدی نداشته است و آیات نازل‌شده در سال‌های آغازین بعثت با آیات مربوط به سال‌های آخر از نظر ساختاری و محتوایی تفاوت دارند. اما علاوه بر این پس از رحلت حضرت محمد (ص) مجموعه‌ای واحد در دست مسلمانان نبود. هدف از جمع قرآن یکسان‌سازی مصاحف متعددی بود که در اختیار مسلمانان قرار داشت. برخی از دانشمندان مسلمان یا غیرمسلمان بر این باورند که جمع قرآن در زمان حیات پیامبر اسلام (ص) رخ داد و گروهی دیگر نیز به این نتیجه رسیده‌اند که این رخداد به چند دهه بعد یعنی زمان خلافت عبدالملک مروان برمی‌گردد. اما رأی بیشتر دانشمندان این است که توحید مصاحیف در زمان خلافت عثمان صورت گرفت. در این جریان «کانن‌سازی» (canonization) یک مصحف حاصل شد و سایر مصاحف به انحای گوناگون از میان رفت. اما مانند همۀ سرکوب‌هایی که در تاریخ انجام شد، مصاحف سرکوب‌شده در حاشیه‌ها حضور داشتند. برای نمونه در تفاسیر و کتاب‌های دیگر مربوط به علوم قرآنی از موادی سخن گفته می‌شود که به هر دلیلی به مصحف نهایی راه نیافتند، اما در سنت پیشاکاننی وجود داشتندهمچنین پس از مدتی به دلیل وجود نداشتن حرکت‌گذاری همان مصحف واحد پس از چند دهه به اشکال گوناگون قرائت شد. هفت قرائت از قرآن وجود دارد که هر کدام را دو راوی روایت کرده‌اند؛ بدین ترتیب، یک مصحف چهارده روایت پیدا کرد. از این میان بسیاری مسلمانان از روایت حفص از عاصم برای حرکت‌گذاری استفاده می‌کنند. قرائت ورش از نافع در میان مسلمانان مغرب، قرائت ابوعمرو در اتیوپی و سودان و قرائت قالون در تونس رایج‌اند. قرائات گوناگون باعث تغییر در معنای متن نیز می‌شود. برای نمونه در آیه‌ای که در مصحف به صورت «ملک یوم الدین» نوشته شده، حرف نخست در برخی قرائات با الف مقصوره و در برخی دیگر با فتحه حرکت‌گذاری شده، یعنی به دو صورت «مالک یوم الدّین» و «مَلک یوم الدّین» خوانده شده است. این تفاوت معنایی را شاید بتوان نادیده گرفت، چنان که قرائت هر یک از این دو صورت نماز را باطل نمی-کند. اما تفاوت جدی‌تر در مورد «غلبت الروم» دیده می‌شود که به دو صورت «غَلَبت الرّومُ» و «غُلِبت الرّومُ» قرائت شده است. قرائت نخست (حفص از عاصم)‌ فعلی معلوم و به معنای پیروزی رومیان است، اما قرائت دوم مجهول و متضمن شکست خوردن رومیان است.همه این مشکلات به دلیل آن است که فرهنگ عرب مانند بسیاری از فرهنگ‌های آن دوران شفاهی بود و کتابت ضرورتی ثانوی داشت. تنها آثار نوشتاری عربی پیش از اسلام چند سنگ‌نگاره است. بازرگانان معاملاتشان را از طریق نوشتن ضبط می‌کردند که اثری از این نوشته‌ها نمانده است. حتی اشعار دوران پیش از اسلام به دلیل منظوم بودن در خاطر می‌ماند و ماندگاری آن وابسته به نوشته شدن نبود. البته یهودیان و مسیحیان شبه جزیره از نسخه‌های مکتوب کتاب مقدس استفاده می‌کردند که احتمالاً این نسخه‌ها عربی نبوده‌اند. خود واژۀ «قرآن» که از واژۀ سریانی «قریانه» به معنای «خواندنی» (قطعاتی که برای تلاوت در عبادت مسیحیان و یهودیان تعیین می‌شود، معادل lectionary) گرفته شده است. خود همین واژه نشان‌دهندۀ طبیعت شفاهی قرآن است. گویی قرآن بخشی از مجموعه عظیم‌تر و فرازمینی واژۀ «کتاب» است.۵اما باوجود پیوستگی میان قرآن و ادبیات شفاهی معاصر، زبان آن به اشعار معاصرش شبیه‌تر است تا گویش‌های عربی قبایل گوناگون ساکن در آن مناطق. بنابراین می‌توان زبانی عربی را فرض کرد که در میان این قبایل عمومیت داشت و با گویش‌های قبیله‌ایشان تفاوت داشت. علاوه بر این، قرآن سرشار از وام‌واژه‌هایی از زبان‌های گوناگون به ویژه سریانی/آرامی، عبری، حبشی و فارسی است. این وام‌واژه‌ها نشان‌دهندۀ تماس مخاطبان نخستین قرآن با فرهنگ‌های گوناگون است. به عبارت دیگر، لازمۀ مفهوم بودن قرآن برای مخاطبان نخستینش این بوده است که آنان از این مفاهیمِ عمدتاً یهودی و مسیحی آگاه باشند.همچنین قرآن بسیاری از داستان‌های پیامبران را به گونه‌ای تلمیحی بازمی‌گوید. یعنی به جای اینکه کل داستان را با جزئیات شرح دهد، به اشاره‌ای بسنده می‌کند. برای نمونه، در سورۀ مریم پس از ذکر داستان تولد یحیی، ناگهان این آیه می‌آید: «واذْکُر في الکتابِ مریمَ إذا انتَبَذَت مِن أهلِها مکاناً شرقیّاً» (مریم ۱۶) «و در کتاب از مریم یاد کن آن گاه که از خانواده‌اش دور شد و در مکانی شرقی به خلوت نشست». گویی مخاطب مکی می‌داند که داستان مریم چیست و فقط باید ذکری از آن به میان آید. نمونۀ دیگر داستان یوسف است که پس از آیه‌ای درباره خود قرآن ناگهان گفته می‌شود: «إذ قالَ یوسفُ لأبیهِ یا أبَتِ…» (آن گاه که یوسف به پدرش گفت: ای پدر…». در این نگارش ظاهراً فرض می‌شود که خود مخاطب مکی می‌داند یوسف و پدرش چه کسانی هستند و آشنایی ضمنی با داستان دارد و فقط نیازمند بازگویی کلی داستان است. نمونۀ جالب دیگر آیات ۱۱۰-۱۲۰ سوره مائده است. در این قسمت سه اپیزود جداگانه درباره عیسی آمده که همه با «إذ» آغاز می‌شوند، مختصرند و در آنها گفت‌وگوهایی کوتاه (بین خدا و حواریون، بین حواریون و عیسی و بین عیسی و خدا) روایت می‌شود. چنان که لحن این آیات نشان می‌دهد، هدف گوینده بیشتر یادآوری اطلاعات پیشین است تا انتقال اطلاعات تازه. پس برای فهم دقیق‌تر قرآن بهتر است بدانیم که مخاطبان اصلی آن چه چیزهایی می‌دانستند. بدین ترتیب، نه تنها قرآن کتاب‌های پیشین را تصدیق می‌کند، بلکه فهم آن در بسیاری از موارد وابسته به آگاهی (هرچند ضمنی) از سنت یهودی و مسیحی در دوران باستان پسین است.پژوهش‌های تاریخی دربارۀ قرآن به سویی رفته است که به جای واکاوی «تأثیر» یهودیت و مسیحیت بر قرآن یا کشف «منابع» آن کتاب، در پی بازسازی مخاطبان قرآن است. پروژۀ آلمانی کرپوس کرانیکوم در این راستا عمل می‌کند.کرپوس کرانیکوم (corpus coranicum) پروژه‌ای پژوهشی در فرهنگستان علوم برلین-براندنبورگ است. پروفسور آنگلیکا نویورت (کرسی مطالعات عربی در دانشگاه آزاد برلین)، میشاییل مارکس و نیکولای زینای در سال ۲۰۰۷ این پروژه را آغاز کردند. این پروژه که در مکان فرهنگستان در پتسدام اجرا می‌شود، در پی واکاوی تاریخ قرآن است. زمان اجرای این پروژه حدود ۱۸ سال تخمین زده شده است.این پروژه سه بخش دارد:‌ ۱) مستندسازی متنی (نسخه‌های خطی و قرائات)، ۲) گردآوری شواهد از دوران باستان پسین، ۳)‌ شرح ادبی-تاریخی. نتایج این پژوهش‌ها در وبسایت پروژه قابل دسترسی است. برای نمونه سورۀ اخلاص (توحید) را در این وبسایت بررسی می‌کنیم.در بخش مستندسازی متنی، قدیمی‌ترین نسخه‌های خطی و قرائات در دو بانک اطلاعاتی Manuscripta Coranica (نسخه‌های خطی قرآنی) و Variae Lectiones Coranicae (قرائات گوناگون قرآن) گردآوری می‌شوند. این بخش دسترسی به مطالب مرتبط با انتقال نوشتاری و سنت شفاهی (قرائات گوناگونی که در آثار زبان-شناختی و تفسیری مسلمانان در پنج قرن اول) را آسان می سازد و از این طریق راه هایی تازه برای کار علمی می گشاید.نسخه های خطی قدیم قرآن تا یک دهه قبل با جدیت مطالعه نشدند؛ از این رو در نظر گرفتن شواهد فیزیکی همچنان ضرورت دارد. تئودور نولدکه (۱۸۳۶-۱۹۳۰) بر ضرورت مطالعه شواهد خطی را در اثر مهمش تاریخ قرآن (۱۸۶۰) تأکید کرد. در دهه ۱۹۲۰ گوتهلف برگشترسر (۱۸۸۶-۱۹۳۳) ایجاد یک سازوکار انتقادی (apparatus criticus) برای متن قرآن را که هم شواهد خطی و هم قرائات را (با همکاری نزدیک با دانشمند استرالیایی آرتور جفری) چنان که در آثار علمی آمده است، پیشنهاد کرد. در سال ۱۹۳۰ او بخشی را با عنوان Korankomission (كارگروه قرآن) در فرهنگستان باواری علوم در مونیخ ایجاد کرد تا به این کار بپردازد.برگشترسر و همکار و جانشینش اتو پرتزل (۱۸۹۳۰۱۹۴۱) از نسخه‌های خطی قرآن را از مجموعه هایی در برلین، استانبول، قاهره، مادرید، مکناس، پاریس و رباط بیش از ۱۰۰۰۰ عکس برداشتند. پروژۀ کرپوس کرانیکوم اکنون این مجموعه عکس را به صورت دیجیتال در می‌آورد.برای نمونه برای سورۀ اخلاص، تصویر دو نسخۀ خطی دیده می‌شود: نسخۀ موزۀ توپکاپی سرای استانبول که بر پوست نوشته شده و به دوران اموی (اواخر قرن اول-اوایل قرن دوم) مربوط می‌شود و نسخۀ سیده زینب که در مسجد الحسین در قاهره بوده، به خط کوفی بر پوست نوشته شده و به اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم برمی‌گردد.نسخۀ موزۀ توپکاپی سرای: نسخۀ سیده زینب: قرائات گوناگون آیۀ نخست («قل هو الله احد») از این قرار است:در بخش دوم متونی از محیط دینی، فرهنگی و زبان شناختی قرآن جمع‌آوری می‌شود و در بانک اطلاعاتی Texte aus der Umwelt des Korans (متونی از محیط قرآن) قرار می‌گیرد. در این بخش شواهدی از دوران باستان پسین به زبان‌های عربی، سریانی، عبری، یونانی و حبشی، سنگ‌نگاره‌هایی به زبان‌های عربی شمالی و جنوبی پیش از دوران اسلامی و آثار دیگر گردآوری و با آیات قرآن مرتبط می‌شوند. این مجموعه از آثار دست دوم و مطالعه مستقیم منابع مرتبط حاصل می‌شود. تاکنون مطالعه آثار سریانی مورد تمرکز بوده و شواهد آن در بانک اطلاعاتی پروژه قرار گرفتند. این پروژه با مطالعه منابع باستان پسین می‌کوشد زمینه فرهنگی و دینی مخاطبان پیام حضرت محمد (ص) ‌را بازسازی کند.اما بخش زیادی از آثار پژوهشی موجود در پی آن بوده‌اند که منابع متن قرآن را پیدا کنند، به این معنا که تصور می‌شود قرآن حاصل رونوشتی از منابع پیشین بوده است. اما هدف پروژه کرپوس کرانیکوم ایجاد رویکردی تازه برای مطالعه بینامتنی قرآن است. متن بسیار استدلالی و گفتمانی که حضرت محمد برای مخاطبانش اعلام کرد در قالب دوران باستان پسین خوانده می‌شود تا هدف اصلی‌اش فهمیده شود. از آنجا که جامعه نخستین مسلمانان از سنت‌های یهودی، مسیحی یا عربی آگاهی داشت، می‌توان متن قرآن را با مقایسه سنت‌های باستان پسین و ضبط شباهت‌ها و تفاوت‌های آن با این سنت‌ها خواند تا خط استدلالی گفتمان آن روشن شود.برای نمونه سورۀ اخلاص در گفت‌وگو با متون یهودی و مسیحی معاصر خوانده می‌شود. «قل هو الله احد» (بگو خدا یکتاست) احتمالاً در موقعیتی بیان شده که مخاطبان با آیۀ مهم کتاب مقدس که در نمازهای روزانۀ یهودیان نیز تکرار می‌شود، آشنا بوده‌اند. آن آیه از این قرار است: «بشنو، اسراییل، ی‌ه‌وه [خداوند] خدای ما ی‌ه‌و‌ه [خداوندی] یکتاست» (تثنیه ۶:۴). متن مرتبط دیگر اعتقادنامۀ نیقیه-قسطنطنیه است. در این اعلامیه (مربوط به قرن چهارم میلادی، یعنی حدود سه قرن پیش از ظهور اسلام) تآکید می‌شود که عیسی ساختۀ خدا نیست، بلکه از او زاده شده است. می‌توان ادعا کرد که «لم یلد و لم یولد» (فرزند نیاورده و زاده نشده) صریحاً این آموزۀ مسیحی را رد می‌کند.بخش سوم شرحی تاریخی-ادبی را شامل می‌شود که به واکاوی الگوهای ادبی قابل مشاهده (مانند الگوهای قافیه‌ای، طول بیت، اضافات موجود در سوره‌های مدنی) و تغییر موضوعی در متن می‌پردازد. قرآن متنی است که نخست در مکه و سپس در مدینه (در فاصله سال‌های حدودا ۶۱۰ تا ۶۳۲ م.) اعلام شده است. مطالعه قرآن به ترتیب نزول کمک میـکند که متن و الاهیات آن را در قالبی تاریخی که تشکیل نخستین جامعه اسلامی را بازتاب می‌دهد، بخوانیم. نیکولای زینای شرح سوره‌های مکی نخست را نوشته و می‌توان از سایت (اینجا) به آن دست یافت. شرح سوره‌های دوران مکی میانه و دوران مکی متأخر در حال نگارش است.کرپوس کرانیکوم با دانشمندانی از اروپا و خاورمیانه در قالب پروژه اروپا در خاور میانه - خاورمیانه در اروپا در موسسه علمی برلین همکاری می‌کند. به علاوه با پروژه پژوهشی آلمانی-فرانسوی کرانیکا Coranica همکاری دارد که به شواهد فیزیکی قرآن (نسخه‌های خطی، سنگ نگاره‌ها و تماس زبانی) می‌پردازد. يكي از کارهایی که در این پروژه انجام می‌شود، این است که مصاحیف با رادیوکربن (ایزوتوپ کربن با عدد جرمی ۱۴)، تاریخ‌گذاری می‌شوند این کار با بسیاری از مصاحیف انجام شده است و پژوهشگران آلمانی بسیار علاقه‌مند به تاریخ‌گذاری رادیوکربنی مصاحیف موجود در ایران هستند. در مورد مصحف توبینگن یا مصحف MA VI ۱۶۵ که خبر آن اخیراً در رسانه‌ها منتشر شد، به کمک تاریخ‌گذاری و اطلاعات مربوط به رسم‌الخط می‌توان گفت که یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های موجود از قرآن است. (اطلاعات حاصل از آزمایش رادیو کربن را در نمودار زیر ملاحظه کنید. محور عمودی قدمت مصحف و محور افقی حدود سال آن را به میلادی نشان می‌دهد.) بر این اساس مصحف مذکور احتمالا در حدود سال ۶۴۹-۶۷۵ میلادی (۲۷-۵۳ هجری قمری) نگاشته شده است. اطلاعات بیشتری از این پژوهش‌ها در سال آینده میلادی منتشر خواهد شد. * فاطمه توفیقی؛ پژوهشگر دین و ادبیات۱- این گزارش با حمایت آکادمی علوم برلین-براندنبورگ تنظیم شده است. اما مسئولیت تمام مطالب آن بر عهدۀ نویسنده است.۲- نگ. Stefan Wild, ed. Self-Referentiality in the Qur'an. (Wiesbaden: Harassowitz Verlag, ۲۰۰۶).۳- فریدریش شوالی و گوتهلف برگشتریسر به ترتیب جلدهای دوم و سوم را نگاشتند گرچه تاریخ قرآن بیشتر به نام نولدکه شناخته می‌شود. این کتاب اخیرا به زبان انگلیسی ترجمه شده است.۴- نولدکه در واقع از اصطلاح «مکی نخست»، «مکی دوم» و «مکی سوم» (Die Suren der ersten Periode, Die Suren der (zweiten Periode, Die Suren der tritten Periode استفاده کرد. اما به تدریج اصطلاح‌های «مکی آغازین»، «مکی میانی» و «مکی پایانی» به کار رفت. همچنین ویژگی-های سوره‌های مکی پس از نولدکه نیز مطالعه شد. یکی از مهم‌ترین آثار در این حوزه کتاب Studien zur Kompositionen der Mekkanischen Suren (مطالعاتی دربارۀ ترکیب سوره‌های مکی، ۱۹۸۱) اثر آنگلیکا نویورت (Angelika Neuwirth) است. آنچه دربارۀ تفاوت سوره‌ها گفته می‌شود، حاصل همۀ این پژوهش‌هاست.۵- نگ. Madigan, Daniel. The Qur'an's Self-Image. Writing and Authority in Islam's Scripture. (Princeton: Princeton University Press, ۲۰۰۱) ]]> درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام Sun, 28 Dec 2014 10:46:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/4522/ مخطوطات قرآنی در غرب و تاثیر آن در مطالعات قرآن پژوهی http://dinonline.com/doc/interview/fa/4516/ کشف نسخ قدیمی قرآن، چه تأثیری بر مطالعات قرآن‌پژوهی و مطالعات اسلامی دارد؟ آیا ممکن است این نسخ، انقلابی در قرآن‌پژوهی ایجاد کنند؟ پاسخ این سؤال هم مثبت و هم منفی است. اولاً در موضوع مخطوطات قرآنی ـ مانند موضوعات دیگرـ بین جوامع اسلامی و جامعه دانشگاهی مطالعات قرآنی در غرب، تفاوت فرهنگی وجود دارد؛ این تفاوت به اهمیت و نوع نگاه متفاوت این دو برمی‌گردد؛ مثلاً در کتابخانه‌هایی چون کاخ گلستان و آستان قدس رضوی، مخطوطات قرآنی نگهداری می‌شود که در برخی امضای ائمه معصومین (ع) هم در آن‌ها دیده می‌شود که البته همه آن امضاها، بی‌استثنا جعلی هستند؛ اما این نسخ در اختیار محققین قرار نمی‌گیرد و بیشتر کارکرد موزه‌ای دارد. در این‌سو، نگاه بیشتر رسانه‌ای است تا علمی و محققانه. در آن سو در غرب، میزان توجه به مخطوطات قرآنی بیشتر است و اغلب در دسترس اهل پژوهش است تا رسانه‌ها؛ هرچند قابلیت رسانه‌ای شدن را دارد. محقق خارج از کشور به همه نسخه‌ها دسترسی دارد و حتی به‌صورت آنلاین از آن‌ها استفاده می‌کند؛ مثلاً نسخه اخیر توبینگن آنلاین در دسترس است؛ اما محقق ایرانی با تلاش بسیار هم نمی‌تواند به تصویری از نسخه خطی قرآن، دست یابد.از منظر دیگر، توجه به تاریخ قرآن، موضوعی غربی است؛ البته در سنت اسلامی نیز به آن توجه شده و می‌شود؛ اما نخستین بار در غرب بود که به شکل علمی و با نگاه تاریخی، بر روی قرآن مطالعه شد و با پژوهش‌های نورتکهلدکه در قرن ۱۹ به اوج خود رسید. به همین دلیل هرگونه سندی که ما را به روزگار پیدایش قرآن برساند، در غرب ارزشمند است. توجه به مخطوطات قرآنی نیز از این نکته سرچشمه می‌گیرد. مثلاً نورتکهلدکه با تحلیل محتوایی سوره‌های قرآن، ترتیب نزول را استخراج و گزارش‌های تاریخی را بررسی می‌کند. چون بررسی تاریخی متون در غرب اهمیت دارد و از همین روی بررسی مخطوطات قرآنی برای پژوهشگران غربی مهم است. تحقیقات در سنت اسلامی، کم‌تر تاریخی هستند؛ مثلاً استدلال‌های مرحوم آیت‌الله خویی در مقابل تحریف قرآن، جنس کلامی دارد؛ نه تاریخی؛ البته استدلال‌هایی این‌چنینی در غرب هم دیده می‌شود اما بیشتر استدلال‌ها، تاریخی‌اند.در سال ۱۹۹۹ موج رسانه‌ای مصحف صنعا با مقاله‌ای از توبی لیستر شدیدتر از نسخه اخیر توبینگن بود؛ چون به همراه خود تهمت‌هایی علیه مسلمین همراه داشت که بسیاری از محققان مانند سید حسین نصر و خانم مک اولیف را به واکنش وا‌داشت. همه این جریان‌ها در چارچوب توجه مطالعات اسلامی غربی به نگاه تاریخی و بالتبع مخطوطات قرآنی، جا می‌گیرد. در داخل ایران نیز شاهد بازخوردهای این جریانات هستیم. متأسفانه در ایران، مقاومت بسیار شدیدی در مقابل تحقیقات بر روی نسخ خطی قرآن دیده می‌شود. اساتید علوم قرآنی به جایگاه و اهمیت موضوع مخطوطات آگاه نیستند و پس از انتشار آثار برخی مانند نورتلدکه و بعد از گذشت مدت‌ها، به فکر نقد و تحلیل آن می‌افتند. علاوه بر این، قانع کردن نهادهای علمی - فرهنگی برای انتشار مخطوطات قرآنی که در اختیار دارند، بسیار دشوار است.باید توجه داشت که آنچه در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود، همه آنچه در فضای دانشگاهی غرب می‌گذرد نیست؛ مثلاً درباره نسخه توبینگن، محققان غربی، به جایگاه اصلی بحث، کشش و اهمیت آن آگاه هستند و توجه دارند که با این یافته‌ها، می‌توان گامی به جلو برداشت. به‌عبارت‌دیگر پژوهشگران، از فضای رسانه‌ای منفعل نمی‌شوند. عموم محققان غربی تمایل چندانی به عمومی شدن این مباحث ندارند. البته افرادی مانند جرد پویین نیز هستند که اطلاعات خود را با روش‌های رسانه‌ای منتشر می‌کنند؛ نه علمی. کشف نسخه‌هایی مانند مصحف صنعا یا نسخه توبینگن، کدام بخش از علوم قرآنی را شامل می‌شود و کدام بخش را ممکن است به چالش بکشد؟در مطالعات قرآنی دارای شاخه مهمی است به نام تاریخ قرآن. این شاخه، داده‌هایی از تاریخ شفاهی، کتابت، تجمیع و تدوین آن و موضوعاتی ازاین‌دست را بررسی می‌کند. در این میان، مخطوطات قرآنی، با سند تاریخی خود، نظریاتی را در این موضوعات رد یا تأیید می‌کند؛ مثلاً وَنزبرو معتقد است که همه ۱۱۴ سوره قرآن در قرن اول هجری، تدوین نهایی نشده است؛ البته او هیچ‌گاه به مخطوطات مراجعه نکرد. نظریه وی مدت‌ها بر همه شاخه‌های مطالعات اسلامی در غرب از فقه تا ادبیات، سایه افکنده بود و مطالعه در هر شاخه از مطالعات اسلامی، وابسته به نوع دیدگاه محقق به نظریه ونزبرو بود. پژوهش بر روی مخطوطات قرآنی موجب شد که به‌تدریج محققان غربی به وجود نشانه‌هایی از قرآن در قرن اول اذعان کنند.آزمایش کربن‌۱۴ روی نسخه صنعا در یمن، نشان داد که پوست این نسخه متعلق به نیمه اول قرن اول است؛ البته این آزمایش تخمینی است ولی با تخمین قطعی، می‌توان گفت که این نسخه حداکثر به سال ۱۰۰ هجری برمی‌گردد. این تخمین درباره پژوهش‌های باستان‌شناسی پذیرفته شده است. در این باره لازم است به نکته مهمی توجه کنیم و آن تفاوت جنس پوست با نوع خط است. تا کنون پژوهشگران به این موضوع نپرداخته‌اند که اگر پوست مصحفی متعلق به دوره‌‌ای مثلاً سال ۳۰ هجری بود، لزوما به این معنی نیست که کتابت مصحف نیز به آن دوره برگردد؛ چون ممکن است پوست پس از دباغی انبار شده یا به منطقه دیگری ارسال شده باشد. برخی مانند آقای بهنام صادقی احتمال می‌دهند که کتابت تمام قرآن، نیازمند پوست بسیاری است که فرآوری این حجم از پوست در اختیار عموم نبود. پوست موردنیاز یا باید با واردات پوست از منطقه‌ای مثل شامات تأمین می‌شد یا دانش فرآوری آن؛ البته هرچه به ایران و شامات نزدیک باشد این احتمال تقویت می‌شود و در منطقه حجاز محتمل نیست. به طور طبیعی هر حاکمی که تصمیم به کتابت نسخه کامل قرآن می‌گیرد، قصد دارد، تمام کار در دوره خود او صورت گیرد. در نتیجه همه پوست‌های مورد نیاز مصحف، در زمان کتابت تهیه شده است؛ اما این احتمال باقی است که پوست‌ها، از دوره‌های پیشین به دست حاکم جدید افتاده باشد و او از پوست‌های قدیمی، مصحفی فراهم آورد. همچنین ممکن است پوستی پس از استفاده، شسته و بعدها بار دیگر از آن استفاده شده باشد؛ چنان‌که این موضوع مرسوم بود. در نتیجه احتمال تفاوت تاریخ تولید پوست و تاریخ کتابت منتفی نیست.درباره مصحف‌های صنعا و توبینگن نیز ممکن است پوست استفاده‌شده، قدیمی‌تر از تاریخ کتابت مصحف باشد. جگِرد پویین در بررسی‌های خود، مصحفی را که دولایه بررسی کرد. چهار برگ از این مصحف چهل صفحه‌ای، ناپدید شد. یک برگ از آنها که به مبلغ پنج میلیون دلار در حراجی به فروش رفته بود. خریدار این مصحف، از سر کنجکاوی یکی از صفحات را برای جداسازی پالیمست‌ها به دانشگاه استنفورد برد. در آن زمان جز آقای بهنام صادقی فرد دیگری در مطالعات اسلامی در دانشگاه استنفورد نبود. حاصل تحقیقات وی بر روی یک برگ از این مصحف در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. وی برای اولین بار لایه زیرین را جدا کرده و آزمایش کربن۱۴ را نیز انجام داد. نتیجه تحقیقات وی نشان داد که ۹۵ درصد لایه زیرین، قرآن عثمانی است و ۵ درصد آن با قرائت مرسوم جهان اسلام متفاوت است و مطابق قرائت‌های غیرمعروف مثل ابن مسعود است. این موضوع در سنت اسلامی تازگی نداشت. اشتباه سنت غربی این بود که گمان می‌کرد سنت اسلامی از تفاوت قرائت‌ها بی‌خبر است. بهنام صادقی تصمیم گرفت که لایه زیری ۳۶ برگ نسخه صنعا را برررسی کند. نسخه رویی آن، قرآنی عثمانی یعنی همین قرآن مرسوم بود. در سال ۲۰۱۲، همه متن را وی به چاپ رساند. ]]> درباره مصحف توبینگن و بیرمنگهام Sun, 28 Dec 2014 09:31:49 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/4516/