پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين بين الملل :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/politic/international Thu, 21 Sep 2017 02:20:33 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Thu, 21 Sep 2017 02:20:33 GMT بين الملل 60 گام بزرگ تونس در راستای احقاق حقوق زنان مسلمان http://dinonline.com/doc/report/fa/7511/ براساس قانون قبلی کشور که قدمت آن به سال 1973 بازمی‌گردد، اگر یک زن مسلمان و یک مرد غیرمسلمان قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند، ابتدا مرد باید مسلمان می‌شد و مدرک مستندی از اسلام آوردن خود ارائه می‌داد. اما مردان مسلمان از لحاظ قانونی برای ازدواج با زنان غیرمسلمان آزاد بودند و نیازی به اسلام آوردن آن زن نبود. بنا به نقل بی‌بی‌سی، تونس با این اقدام جدید از دیگر کشورهای حوزۀ خاورمیانه و آفریقای شمالی که در آنها زنان همچنان برای ازدواج با غیر هم‌کیشان خود مشکل دارند متمایز می‌گردد. این اقدام جدیدترین حرکت ترقی‌خواهانۀ رئیس‌جمهور نود سالۀ تونس، باجی قائد سبسی است. در ماه اوت، سبسی با استناد به قانون اساسی کشور در سال 2014 که پیرو شورش‌های بهار عربی مقرّر شد، اظهار داشت حکومت ملزم است که برابری کامل را میان زنان و مردان محقّق سازد و از وجود فرصت‌های برابر برای همگان اطمینان حاصل کند. رئیس‌جمهور کمیسیونی تشکیل داده که وظیفۀ آن اصلاح سیاست‌هایی است که هم به حقوق ازدواج زنان و همچنین به قوانین وراثت مربوط می‌شود. براساس قوانین فعلی کشور تونس در حوزۀ وراثت، دختران تنها نصف پسران از والدین خود ارث می‌برند. سبی عنوان داشت امیدوار است تونس بتواند ترقّی کند و به برابری کامل و حقیقی بین شهروندان زن و مرد خود برسد. در ماه ژوئیه، کشور تونس در راستای گسترش حقوق زنان دست به اقدام دیگری زد و قانونی را که متجاوزین جنسی را در صورت ازدواج با قربانی‌شان مورد عفو قرار می‌داد ملغا ساخت. در همان ماه دولت قانونی به تصویب رساند که در آن سیاست‌های خاصی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان و پیگرد قانونی این خشونت‌ها مقرّر شده بود. این قانون مسائل مربوط به آزار و اذیت جنسی و تبعیض اقتصادی را نیز دربرمی‌گرفت. آمنا گوئلالی، از پژوهشگران ارشد تونس که برای دیده‌بان حقوق بشر فعالیت می‌کند ضمن بیانیه‌ای عنوان داشت: "قانون جدید تونس به زنان امکانات لازم را می‌دهد تا بتوانند در مقابل اقدامات خشونت‌آمیز شوهر، بستگان و دیگران از خود محافظت به عمل آورند." اما تکاپویی که در جهت احقاق حقوق زنان برپا شده است (به‌ویژه در حوزۀ وراثت) انتقادات بعضی از رهبران مذهبی و زنان عملگرا را سبب شده است، چراکه این افراد معتقدند تغییرات مطرح‌شده با دین اسلام مغایرت دارد. در ماه اوت گروهی از ائمۀ جماعت و الهیدانان بیانیه‌ای منتشر کردند و تغییرات پیشنهادی در قوانین وراثت را محکوم ساختند و آن را نقض آشکار احکام دین اسلام خواندند. ماه گذشته مونا ابراهیم، نائب رئیس حزب سیاسی محافظه‌کار «النهضه» اظهار داشت نظام وراثتی که در متون مقدس اسلامی مقرّر شده بر مبنای این اندیشه استوار است که مردان برخلاف زنان، باید درآمد خود را صرف تأمین معاش خانواده سازند. ]]> بين الملل Mon, 18 Sep 2017 20:00:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7511/ دالایی لاما: اگر بودا زنده بود به پناهندگان رنج‌دیدۀ روهینگیایی کمک می‌کرد http://dinonline.com/doc/news/fa/7509/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتون پست، دالایی لاما این جملات را در حالی اظهار داشت که ادامۀ خشونت‌ها در کشور بودایی‌نشین میانمار، باعث شده اقلیت مسلمانان به‌حاشیه‌رانده‌شده با ارتش این کشور وارد ضدّیت و کشمکش شوند. ظرف دو هفتۀ گذشته، قریب به چهارصدهزار روهینگیایی از میانمار گریخته و پناهندۀ بنگلادش شده‌اند و دست‌کم هزار نفر نیز در بحبوحۀ درگیری‌ها جان خود را از دست داده‌اند. هفتۀ گذشته اسقف اعظم بازنشسته، دزموند توتو در نامۀ سرگشاده‌ای در توئیتر خانم سوچی را خطاب قرار داد و این طور نوشت: "اندوه شدیدی که به خاطر مصایب اقلیت مسلمانان روهینگیایی در میانمار بر من غالب شده، مرا بر آن داشت که سوگند سکوتم را در حوزۀ مسائل اجتماعی بشکنم و لب به اعتراض بگشایم." اما خانم سوچی همچنان نسبت به گزارش‌هایی که از خشونت‌ها می‌رسد بی‌اعتنایی می‌کند و آنها را کذب و فریب می‌خواند. تجشری تاپا، پژوهشگر ارشد حوزۀ آسیای جنوبی که برای دیده‌بان حقوق بشر فعالیت می‌کند معتقد است سوچی تصمیم گرفته است که از اکثریت جمعیت بودایی میانمار جانبداری کند. رسانه‌های دولتی این کشور روهینگیایی‌ها را اخلاقاً بد و آفت جان بشر می‌خوانند. تاپا خطاب به هافینگتون پست بیان داشت: "اوضاع خیلی ناراحت‌کننده است. امیدوارم سوچی پی ببرد که او رهبر همۀ مردم کشور است، نه فقط اکثریت." ]]> بين الملل Sat, 16 Sep 2017 08:21:11 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7509/ با فروپاشی داعش، اتّحاد تشکیل‌شده علیه آن نیز رو به تضعیف گذاشته است http://dinonline.com/doc/article/fa/7488/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکونومیست، امریکا و متّحدانش هیچ‌گاه تا این اندازه در خاک سوریه نفوذ نداشته‌اند. امریکا سعی کرده است با همکاری کردها در شمال سوریه یک منطقۀ خودگردان را به وجود آورد. امریکا از همین ناحیه حمایت و کمک‌های خود را به نیروهای کرد و عربی که کرانۀ شمالی رود فرات را تحت محاصرۀ خود دارند می‌رساند. نمایندگان سوری امریکا نیز در اطراف مرز اردن پراکنده شده‌اند؛ از درعا گرفته تا شمال پایگاه ائتلافی «التنف». اما در این میان ایران و متّحدانش مثل پیشینیانِ اشکانی‌شان، دست بالا را دارند. ارتش سوریه مورد حمایت سپاه قدس ایران است و نیروهای شبه‌نظامیِ شیعی و طایفه‌ای نیز با کمک پوشش هوایی روسیه، بر دیرالزور اعمال فشار می‌کنند. آنها در شمال به کرانۀ جنوبی فرات رسیده‌اند. سربازانی که از پالمیرا آمده‌اند نیز بیش از صد مایل بیابان را زیر پا گذاشته‌ و در جنوب به مرز عراق رسیده‌اند. دست‌آوردهای ایران در جاهای دیگر از این هم چشمگیرتر است. حزب‌الله که نیروی شبه‌نظامی و شیعی لبنانی و مورد حمایت ایران است، به خاطر بیرون راندن داعش از خاک لبنان مورد تعریف و تمجید قرار گرفته است. در شمال غرب عراق، نیروهای حشدالشعبی که از حمایت ایران برخوردارند در حال قدرت گرفتن هستند. به گفتۀ موفق ربیعی، مشاور سابق امنیتی عراق، آنها تلعفر را دوباره گرفته‌اند و نگهش خواهند داشت. در این صورت آنها با ایجاد یک حائل شبه‌مرزی و به وجود آوردن سپری در برابر کردها، به افزایش قدرت و نفوذ ایران کمک خواهند کرد. در بخش جنوبی‌تر نیز امید امریکا به متوقّف ساختن پیشرفت‌های ایران از طریق استان انبار، به ناامیدی تبدیل شده است. یکی از مشاوران نخست‌وزیر عراق می‌گوید قراردادی که شرکت امریکایی «الیو» جهت گشت‌زنی در اتوبان بغداد به عمّان بسته است، اصلاً پیش نمی‌رود. ولیکن در عوض حشدالشعبی و ارتش عراق جلو خواهند افتاد. قرار نیست امریکا و ایران مستقیماً با یکدیگر وارد جنگ شوند. امریکایی‌ها پس از سال‌ها رقابت بر سر سوریه، با روسی‌ها بر سر «مناطق عاری از تنش» به توافق رسیده‌اند. در عراق نیز امریکا و ایران کمپین‌های خود برای مبارزه با داعش را تا حد زیادی هماهنگِ با هم پیش برده‌اند. برت مک‌گورک یکی از مقامات امریکایی دیدارهای متعدّدی با هادی العماری داشته که شاید بتوان گفت قدرتمندترین و ایران‌دوست‌ترین رهبر حشدالشعبی است. در واقع در مبارزۀ با داعش، شاهد اختلاف‌نظر و ناسازگاری چندانی نبوده‌ایم. اما همین که این دشمن مشترک از صفحه محو شود، اوضاع نیز تغییر خواهد کرد. به گفتۀ یکی از مقامات عراق، "مادامی که با داعش در حال جنگ هستیم، اهمیتی ندارد که چه کسی بر خاک عراق تسلّط داشته باشد؛ ارتش عراق، نیروهای پیشمرگه یا حشدالشعبی. مهم این است که داعش نباشد. اما به محض این که این مأموریت به اتمام برسد، اوضاع تغییر خواهد کرد." رهبران کرد در عراق مشغول برنامه‌ریزی هستند تا در ماه سپتامبر یک همه‌پرسی با موضوع استقلال برگزار کنند؛ البته نه تنها در سه استانی که منطقۀ خودگردان آنها را تشکیل می‌دهد، بلکه در تمام سرزمین‌های موردمناقشه‌ای که در جنگ به اشغال داعش در آمد؛ مثل شهر کرکوک. در مقابل رهبران حشدالشعبی می‌گویند چنین اتّفاقی هرگز رخ نخواهد داد. ]]> بين الملل Mon, 04 Sep 2017 19:25:22 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7488/ کمک به قربانیان حادثه طوفان هاروی به جای قربانی در امریکا http://dinonline.com/doc/news/fa/7487/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، در روز عید قربان مسلمانان امریکا کارهای مختلفی انجام می‌دهند. در بامداد این روز ندای تکبیر سر می‌دهند و سپس نماز عید را که شبیه به نماز عید فطر است اقامه می‌کنند. پس از آن نیز عید را به یکدیگر تبریک می‌گویند و به هم هدیه می‌دهند. بعضی از مسلمانان که از بضاعت مالی لازم برخوردارند، در قالب حرکتی نمادین گاو، بز، گوسفند یا شتر قربانی می‌کنند و بعد از نگاه داشتن بخشی از گوشت برای خود، بقیه را به دوستان، بستگان و نیازمندان انفاق می‌کنند. بعضی دیگر نیز از قصّابی گوشت می‌خرند و آن را میان مردم پخش می‌کنند. اما امسال «شورای روابط اسلام و امریکا» مسلمانان امریکا را تشویق کرد تا معادل گوشت و نذوراتی را که می‌خواستند انفاق کنند، به قربانیان حادثۀ طوفان هاروی کمک کنند. این طوفان خانمان‌برانداز که جزو طوفان‌های دستۀ 4 بود، در روز بیست و پنجم ماه اوت در ایالت تگزاس رخ داد و باعث آواره شدن بیش از 32000 نفر و کشته شدن دست‌کم 35 نفر شد. در این هفته تعدادی از مساجد هیوستون درب‌های خود را به روی آوارگان تگزاسی باز کردند. «شورای روابط اسلام و امریکا» نیز مسلمانان را در سراسر کشور تشویق کرد تا آنچه را که برای عید قربان در نظر دارند به قربانیان این حادثه کمک کنند. مدیر عامل شورای ملّی روابط اسلام و امریکا، آقای نهاد عوض در این رابطه اظهار داشت: "ما جامعۀ مسلمانان امریکا را ترغیب می‌کنیم تا معادل مبلغ حیوانی را که می‌خواهند در روز عید قربانی کنند، به کسانی کمک کنند که به خاطر فاجعۀ طبیعی غیرمنتظره‌ای که در تگزاس رخ داده احتیاج مبرمی به این کمک‌ها دارند." ]]> بين الملل Mon, 04 Sep 2017 18:46:17 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7487/ فروپاشی داعش و آغاز بازسازی فرهنگی جهان اسلام http://dinonline.com/doc/note/fa/7483/ به معنای کامل و دقیق کلمه، جنگی با برد و پهنه‌ای جهانی علیه محور مقاومت درگرفت. در این جنگ، نقشه مشترک و همدلانه و یکپارچه‌ای با همراهی و رفاقت کامل آمریکا، اسرائیل، کشورهای خلیج‌فارس (به‌ویژه عربستان، قطر و امارات)، ترکیه و صدالبته جریان‌های سرطانی تروریستی تحت اشراف و نظارت و حمایت این محور فاسد و پلید، علیه ایران، تشیع، حزب‌الله، مقاومت و در یک کلمه اسلام ناب محمدی به راه افتاد.   قرار بود که این جنگ به سرنگونی چند قدرت منطقه‌ای به‌ویژه به تضعیف و براندازی کانون‌های مقاومت در خاورمیانه بینجامد. اسرائیل از اقتدار تهدیدآمیز مقاومت در محیط خود و حتی در ایران و عراق خلاصی یابد. اسلامی با شاخص‌های تکفیری و تروریستی و در عین غیر خطرناک علیه غرب و اسرائیل و با روحیه و فضای اسلام وهابی و ابن تیمیه ای در منطقه و جهان اسلام قدرت بگیرد و جایگزین طرح اسلامی مدل امام خمینی گردد.   تصریحات صریح و وقیحانه عربستانی‌ها در هنگام دیدار خیانتکارانه مقتدا صدر از ریاض در اوج خباثت و توطئه وهابیت و جریان تکفیر نمونه‌ای آشکار از این فضای خطرناک بود و هست. وزیر کشور سفیه عربستان هم‌زمان با وجود صدر در آنجا در توییتی که بعداً برداشته شد تشیع را به دو مکتب معتدل عربی! و مکتب تشیع امام خمینی که گستاخانه تشیعی تروریستی و خشن دانسته شده بود! تقسیم کرده بود.   در این ماجرای بسیار خطرناک و درعین‌حال خباثت آمیز، نقشی هم به اخوان المسلمین داده شده بود. جریان بیداری اسلامی به خاطر ناکارآمدی و بی‌حکمتی این جریان اسلام‌گرا به‌شدت آسیب دید. آرام‌آرام اخوانی‌ها بدشان نمی‌آمد که با عربستانی‌ها برای تحکیم اسلام مذهبی خودشان با سوریه درگیر شوند و ایران را دشمن بدانند. این حماقت برخی از لایه‌های اخوانی‌ها و اعتماد به آمریکا و کشورهای عربستان و قطر و ترکیه و سر مستی از صندوق‌های انتخابات و بی‌توجهی به هشدارهای زودهنگام اما دقیق و حکیمانه رهبری انقلاب، کار آنان را هم یکسره کرد.   تحلیل گران بی‌سواد و چشم به منابع تحلیلی استراتژیک غرب و مصرف‌کننده از منابع غربی و مزدبگیر از عربستان، در موجی از تعلیق و تحلیل و مقاله و برنامه‌های رسانه‌ای، فضای جهان اسلام را از درگیری دو مدل اسلام‌گرایی ایرانی شیعی و اخوانی سنی (ترکی و قطری و...) و گاهی هم از مدل‌های ایرانی، ترکی و عربی و امثال این دسته‌بندی‌ها بدون اینکه بدانند سرنخ‌های اصلی این نقشه خطرناک جهانی را گم کرده بودند. واقعیت میدانی چیز دیگری بود اما.   درهرحال، این نقشه هم چنان روی میز اما تاکنون هیچ آورده‌ای نداشته است. به‌جز تخریب و تفریق جامعه اسلامی و به جان هم انداختن مردم و مذاهب جهان اسلام خیری برای کسی نداشته است. البته محور مقاومت که نوک پیکان همه نقشه جهانی بود هم نه‌تنها جان سالم به در برد بلکه امروزه صادق‌ترین اندیشه و عمل تروریسم ستیزی منطقه شده است.   الان با قدرت و اطمینان قلب می‌شود گفت جهان اسلام با محوریت مقاومت، آماده برگزاری جشن تاریخی پیروزی بر داعش و طرح ویرانگر آن است. کار داعش تمام است. ایران، حزب‌الله، مقاومت، بشار اسد، روس‌ها، عراق و همه طرف‌های درگیر در این جنگ جهانی که با دخالت مستقیم اسرائیل، آمریکا، عربستان، قطر، ترکیه و دیگران همسوی آنان با همه دستگاه‌های بزرگ رسانه و مطبوعات و نفت و زمین و دریا و هوا و.... علیه اسلام ناب محمدی به راه افتاده بود رسماً تا پیروزی نهایی مسیر زیادی ندارند.   چنانکه اشاره شد که تشکیلات سخت‌افزار و سازمان‌دهی میدانی داعش در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. برخی از نشانه‌ای این شکست تاریخی هم بیان شد. مهم‌ترین و راهبردی‌ترین نکته در این راستا توجه دادن جهان اسلام به این مطلب است که داعش یک اندیشه است. یک تفسیر خشن، بسته، ابزاری، فاقد روح اخلاقی و تسامح، بدفهم و ظاهرگرا از اسلام است. اگرچه این سازمان سخت و پوسته مادی آن براثر ضربات سنگین واحدهای فعال مقاومت با محوریت و رهبری ایران درهم‌شکسته است اما تصور اینکه داعش کارش تمام شد تصوری خام و ساده انگارانه است زیرا:   1. سه‌گانه استعمار، ارتجاع و صهیونیسم در سطح جهانی و منطقه‌ای که مرکز مشترکی برای تشکیل این جریان‌ها داشته‌اند و تا آخر به آن وفادار بودند و خواهند بود، دست از نقشه‌های اصلی خود علیه معادلات تازه‌ای که جریان و محور مقاومت در جهان درست کرده‌اند بر نخواهند داشت. داعش نقابی بر چهره آن‌هاست. ابزاری برای تحقق اهدافشان بوده است. با نابودی و فاش شدن این نقاب بی‌تردید به دنبال سرپوش‌ها و جامه‌ها و پوستین‌های تازه‌تر و کارآمدتری خواهند رفت. جهان اسلام باید خود را برای طرح‌های جدید و جادوهای نوین آنان در تخریب معادلات حاکم بر منطقه باشد. با نگاه آینده‌گرایانه و آتیه اندیشانه ای و قبل از وقوع این حادثه برای آن علاج‌هایی داشته باشد. تخمین و پیش‌بینی طرح‌های دشمن کار سخت و به پیچیدگی سابق نیست.   2. در عین اقتدار مثال‌زدنی و بی‌نظیر محور مقاومت در برخورد با پوسته‌های سخت و مقاومت‌های سنگین این جریان که براثر شستشوی مغزی آنان رخ می‌داد اما در برابر جنبه‌های نرم و فرهنگی و ریشه‌های معرفتی و آسیب‌های فرهنگی که مانع بروز و ظهور این دست جریان‌های شالوده شکن و تخریبگر داخلی، ابتکار عمل قابل‌توجهی نداشته است. در مرحله کنونی و در آستانه شکست تاریخی سازمان داعش باید توجه کرد که تا زمان یکه این الگوی فکری در جهان اسلام رسوا نشود و به‌طور علمی و فکری و حساب‌شده تضعیف نگردد همه مقدرات و سرنوشت جهان اسلام می‌تواند در معرض تهدیدهای بنیان‌برانداز آن قرار گیرد.   3. متأسفانه جریان علمی جهان اسلام در قم، نجف، الازهر، مدینه منوره، الزیتونه، جامع القرویین و تمام ساختمان دانش سازی جهان اسلام در دانشگاه و حوزه آمادگی خوبی برای ورود به این مباحث را ندارند. برخی ا ز آن‌ها اصولاً زمینه‌ساز این اتفاقات هم بوده‌اند. پروژه‌های تقریب و امثال آن هم علی‌رغم آثار خوب و بابرکتی که داشته‌اند اما نمی‌توان برد آن‌ها را راهبردی و عمیق تصور کرد. ناکارآمدی این نهادها و جریان‌ها در تحقق اهداف نرم و فکری و تولید نظام‌های کارآمد علمی و عینی اجتماعی با رویکرد اخلاقی، تمدنی و عقلانی از اسباب اصلی مانور چنین جریان‌های تروریستی در قلب جهان اسلام است.   4. عصر بعد از داعش را باید با محوریت بازسازی فرهنگی جهان اسلام پی بگیریم. همان‌طور که ضاحیه بیروت پس از تبدیل شدنش به تلی از خاک و ویرانه بهتر از قبل ساخته شد، موصل، تلعفر، حلب، حمص، سیده زینب، و دیگر شهرهای ویران شده توسط داعش از قبل بهتر ساخته خواهد شد. اصلاً شرکت‌هایی در جهان منتطر خرابی‌اند تا با بازسازی آن ملیاردها به جیب بزنند. معضل جهان اسلام بازسازی فرهنگی است. بحران فکری نهادهای دینی در این است که خود در چمبره مذهبگرایی و تعصب قومی و امثال آن گرفتار است. سطح عقلانیت مسلمانان اگر پایین است به خاطر این ادبیات هزاروچند صدساله‌ای است که هیچ‌گاه فرصت بروز و ظهور مطابق با انسانیت قرآنی و اخلاقیت نبوی و اهل‌البیتی را نیافته است. سخت‌ترین کار مسلمانان در این قرن همین است که نهاده‌های فکری و روحانیتی و نظام‌های تفکر و عمل خود را مطابق عالی‌ترین رویکردهای تفسیر و متعالی‌ترین فهم‌های از عقلانیت و اخلاق اسلامی بازسازی کنند. خرابه‌های فرهنگ و هنر و تفسیر و اندیشه مسلمانان عامل اصلی این آشفتگی‌هاست و بازسازی آن کار ماندگار ماست.   ]]> بين الملل Wed, 30 Aug 2017 07:55:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7483/ بالا گرفتن خشونت‌ها در میانمار به کشته شدن صد تن و آواره شدن هزاران نفر منجر شد http://dinonline.com/doc/news/fa/7478/ به گزارش دینآنلاین به نقل از گاردین، بنا به اظهارات دولت میانمار، با ادامۀ درگیری‌ها در ایالت شمال‌غربی راخین، دولت میانمار دست‌کم چهار هزار تن از روستانشینان غیرمسلمان را از این منطقه بیرون کرده است و هزاران تن از مسلمانان روهینگیا نیز میانمار را به مقصد بنگلادش ترک کرده‌اند. طبق گزارش دولت، شمار جان‌باختگان درگیری‌ها که در روز جمعه با حملات هماهنگ‌شدۀ شورشیان روهینگیا اوج گرفت، به 98 تن رسید؛ از جمله هشتاد شورشی و دوازده تن از اعضای نیروهای امنیتی. این درگیری‌ها که از ماه اکتبر به شدید‌ترین حالت خود رسیده است، دولت را وادار کرده که پرسنل خود و هزاران تن از روستاییان غیرمسلمان را از این منطقه خارج سازد. در روز شنبه نیز مبارزات بین ارتش و صدها تن از اهالی روهینگیا در راخین ادامه یافت و شاهد خشن‌ترین درگیری‌ها در حومۀ شهر مونگداو بودیم. این حملات نقطۀ اوج تعارضاتی است که از اکتبر سال گذشته در منطقه شدّت یافته است. اکتبر گذشته حملۀ مشابه اما کوچک‌تری در روهینگیا رخ داد و منجر به عملیات نظامی وحشیانه‌ای شد که بهانۀ آن نقض حقوق بشر بود. تعامل با حدود 1.1 میلیون مسلمان روهینگیا در کشور عمدتاً بودیست‌نشینِ میانمار به بزرگ‌ترین چالش برای رهبر این کشور، خانم آنگ سان سو چی تبدیل شده است. سو چی در روز جمعه حملاتی را که ضمن آنها شورشیان با تفنگ، چماق و بمب‌های دست‌ساز به سی پاسگاه پلیس و یک پایگاه نظامی حمله کردند محکوم ساخت. بعضی از منتقدان غربی سو چی را متّهم کرده‌اند که از اقلیت آزاردیدۀ مسلمانان میانمار حمایت به عمل نمی‌آورد و در پی حملات اکتبر، از ضدّحملۀ ارتش دفاع می‌کند. چند روز پیش هزاران نفر از اهالی روهینگیا که خود را برای مقابله با ادامۀ درگیری‌ها آماده می‌کنند (اکثراً زنان و کودکان) سعی کردند از مرز زمینی و رودخانۀ ناف که مرز میان میانمار و بنگلادش است عبور کنند. از روز جمعه حدود دو هزار نفر از مرز گذشته‌اند. از اوایل دهۀ 1990 تا به امروز، بسیاری از اهالی روهینگیا میانمار را به مقصد بنگلادش ترک کرده‌اند و اکنون حدود چهارصدهزار روهینگیا در کشور باقی مانده است. حضور این افراد به منشأ کشمکش میان این دو کشور تبدیل شده‌اند و هر یک از این دو کشور آنها را شهروند کشور مقابل می‌داند. ]]> بين الملل Mon, 28 Aug 2017 19:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7478/ سنت و تجدّد: تجربه مراکش به بهانه درگذشت دو شخصیت مغربی http://dinonline.com/doc/article/fa/7475/ این هر دو را از نزدیک می‌شناختم و همچون عموم شخصیت‌های فرهنگی و دینی و علمی و نیز سیاسی و اقتصادی مراکش با آنان مرتبط بودم. اگرچه مدغری در ایام اخیر سخنان ناسنجیده و نادرستی درباره ایران و گسترش تشیع اظهار داشت، اما از آنجا که بیان نکاتی درباره این دو شخصیت به شناخت بهتر کشور کم و بیش ناشناخته مراکش و بلکه منطقه شمال آفریقا و تا حدودی غرب آفریقا کمک می‌کند، بدان پرداخته می‌شود. 1 . آقای غلاب از جمله روشنفکران نسل قدیم مغرب بود. شهر فاس به دلیل سوابق تاریخی و دینی و وجود دانشگاه قدیمی قرویین مرکز علم و فرهنگ و هنر و نیز جنبش‌های استقلال‌طلبانه پس از استعمار فرانسه بود. اوج این فعالیت‌ها به دهه‌های چهل و پنجاه باز می‌گشت که در نهایت به استقلال مغرب در 1956 انجامید. در آن ایام حزب استقلال بخش مهمی از اقدامات آزادیخواهانه را الهام می‌بخشید و سامان می‌داد. این حزب توسط شخصیت دینی و سیاسی معروف، علال الفاسی در 1943 بنیان‌گذاری شد و هنوز هم از احزاب بانفوذ این کشور است.   غلاب چنانکه خود نقل می‌کرد در کوران حوادث شهر فاس و فعالیت‌های حزب استقلال و تمامی اقدامات استقلال‌طلبانه قرار داشت، اما مسئله این بود که استعمار فرانسه در مراکش که عملاً بدان «تحت الحمایه» بودن می‌گفتند، متفاوت بود با استعمار این کشور در الجزائر و حتی تونس و موریتانی و نیز غرب آفریقا. مضافاً که سوابق تاریخی آن هم با کشورهای همسایه متفاوت بود. در شمال آفریقا تنها کشوری بود که سلطه عثمانی را نپذیرفت و مستقل باقی ماند.   این مجموعه شرائط موجب شد که حرکت استقلال طلبانه این کشور متفاوت باشد. تنها در بخش شمالی در منطقه تطوان و ریف که اسپانیا آن را به اشغال درآورده بود، نوعی مبارزه مسلحانه به رهبری عبدالکریم خطابی شکل گرفت. در نقاط دیگر داستان این گونه نبود.   جنبش استقلال‌طلبانه آنان عملاً جنبش نخبگان دینی و فرهنگی و اجتماعی جامعه بود برای طرد استعمارگران که با ضایعات نسبتاً اندکی، درست به عکس الجزائر، بدان دست یافت. مشکل الجزائر تنها یک میلیون شهید نبود، ساختارهای اجتماعی و تاریخی جامعه در هم ریخت و عملاً جامعه در نوعی خلأ فرهنگی و هویتی قرار گرفت که هنوز هم از آن رنج می‌برد، و خود داستان غم‌انگیز جداگانه‌ای دارد.   علی‌رغم این همه مغرب، و به ویژه نخبگانش، عمیقاً تحت تأثیر فرهنگ فرانسوی قرار گرفت. این سخن برای نمونه در مورد الجزائر هم صحیح بود، امّا در آنجا مقاومت عمومی به نوعی مقاومت فرهنگی انجامید که در بطن خود حالتی انقلابی و سیاسی داشت که نمودش را در کتاب‌های «فانون» می‌توان یافت. اگرچه فانون الجزائری نبود، اما به جبهه مقاومت این کشور پیوست و عملاً به سخنگوی سیاسی – فرهنگی او در دوران مبارزات سخت سال‌های دهه پنجاه تبدیل شد.   تفاوت شرائط اجتماعی – سیاسی مغرب نوعی مقاومت فرهنگی را موجب شد که به کلی متفاوت بود با تجربه الجزائر و متفاوت با تجربه تونس و کشورهای غرب آفریقا تحت استعمار فرانسه. به طور خلاصه مسئله عبارت بود از مسئله «سنت و تجدد» و اینکه چگونه می‌باید این دو را با یکدیگر جمع کرد، البته این موضوع در دهه‌های بعد برای کشورهای دیگر هم مطرح شد، اما می‌توان گفت مغرب نخستین کشوری بود که در سطح عمومی با آن مواجه گردید. جالب این است که این موضوع حتی برای مصر که پس از حمله ناپلئون در 1798 با فرهنگ و تمدن آشنا شد، نیز مطرح نشد. چرایی و چگونگی و همچنین سیر تحولی این موضوع در مراکش مسئله مهمی است که لازم است در فرصتی دیگر بدان پرداخته شود.   2. آنچه موجب تعمیم و تعمیق این جریان فکری شد، شخص ملک حسن بود. او در 1961 به قدرت رسید و با توجه به سوابق تحصیلی و تجربی و نیز ویژگی‌های شخصی و شخصیتی‌اش «سنّت و تجدد» به یکی از دغدغه‌های دائمی و واقعی‌اش تبدیل شد که پایان عمر بدان می‌اندیشید و سیاست داخلی و توسعه‌ای کشور را بر همین اساس طراحی کرد و به پیش برد.   واقعیت این است که هویت مغربی در شکل کنونیش با توجه به این نکته قوام و مفهوم یافته است و نتایج آن در معماری و هنر و شهرسازی و کیفیت لباس و کفش و تزیینات و آداب و رسوم اجتماعی و مراسم رسمی و غیر رسمی این کشور به خوبی منعکس است و همین ویژگی‌ها است که به هویت مغربی و مغربی بودن غرور و افتخار می‌بخشد.   غلاب از جمله کسانی بود که در این زمینه فراوان نوشته بود. تا ایامی که با ایشان مرتبط بودم در این باره می‌اندیشید و سوال و گفتگو می‌کرد. تقریباً می‌توان گفت کمتر روشنفکر و تحصیلکرده مغربی می‌توان یافت که چنین دغدغه‌ای نداشته باشد، از هر گرایشی که باشد و حتی سوسیالیست‌ها و کمونیست‌هایش. این به نوبه خود یکی از دلائل انسجام اجتماعی و تا حدودی سیاسی و قدرت یافتن ناسیونالیسم مغربی بود. در جهان عرب کمتر کشوری می‌توان یافت که دغدغه‌ای روشنفکرانه طیف‌های مختلف نخبگان، اعم از دینی و غیر دینی، را دربرگیرد و نوعی هماهنگی فکری و مذهبی را موجب شود. یکی از جاذبه‌های تجربه ایرانِ بعد از انقلاب برای آنان به همین نکته بازمی‌گشت که ایران چگونه با این موضوع برخورد داشته است و یکی از پرجاذبه‌ترین‌هایش برای آنان چگونگی برخورد اندیشه دینی با مسئله یاد شده بود.   آنان اصل مسئله را دریافته بودند و در زمینه‌های عملی همچون هنر و معماری به پاسخ‌های قابل قبولی رسیده بودند، امّا در آنجا که مسئله ابعاد نظری و فلسفی و حقوقی و دینی می‌یافت عملاً سخن چندانی نداشتند و افراد منصف آنان بدان اعتراف می‌کردند، اگرچه غیر منصفین به گونه‌ای متعصبانه ضعف یاد شده را انکار می‌کردند. چرا که مایل نبودند برتری دیگران را بپذیرند و خود را مستغنی از افکار و ایده‌های دیگر می‌دانستند و همین نکته بود که گفتگو و تعامل فکری با آنان را حساس می‌کرد و اینکه چگونه این گونه بحث‌ها بدون خدشه وارد ساختن به غرور آنان سامان یابد و احیاناً به نتیجه برسد. به دلائل مذکور احتمالاً مدیریت جلسات گفتگو با مغربیان یکی از سخت‌ترین‌ها است.   3. مطرح بودن مسئله «سنّت و تجدد» نوعی کنجکاوی نسبت به محصولات کلامی و فلسفی و فقهی و بلکه هنری ما را موجب شده بود. اگرچه این کنجکاوی به دلائلی مذهبی و غیر مذهبی مخالفانی هم داشت که کمتر به طور علنی منویّات خود را اظهار می‌کردند، امّا فراوان بودند کسانی که به واقع مایل به درک تولیدات علمی و هنری ایران بودند. جهت جلوگیری از تطویل تنها به نمونه‌هایی اشارت می‌رود.   برای نمونه در زمینه‌ فقهی کتاب «تحریر المجلّة» مرحوم کاشف الغطاء مورد توجه بود. و به همین ترتیب مباحث فقهی مربوط به حقوق زن. چرا که فقه شیعه از نظر آنان در این مورد برجستگی‌های ممتازی داشت. صرف نظر از «تفسیر المیزان» تفسیر موضوعی آیت الله سبحانی خواهان فراوانی داشت و اصولاً به سایت موسسه امام صادق (ع) وابسته به ایشان به وفور مراجعه می‌کردند و البته بدین دلیل بود که در اوائل مأموریتم از وزیر علوم، آقای «خالد علیوه» خواستم که از ایشان دعوتی رسمی به عمل آورد. این دعوت انجام شد و ایشان در آکادمی علوم که معتبرترین مرکز علمی این کشور است و دانشگاه‌های رباط، دارالبیضاء، قرویین و مراکش سخنرانی‌های علمی داشت که انعکاس وسیع و ماندگاری داشت.   همچنانکه کتاب‌ها و دیدگاه‌های آقایان نصر و سروش مورد اهتمام فراوان بود و نیز تحقیقات قرآنی مرکز پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و ترجمه عربی دائرة المعارف بزرگ اسلامی. چنین اهتمامی در مورد هنرهای دینی و غیر دینی هم وجود داشت. استقبال از نمایشگاه‌هایی که در این موارد برگزار شد، و به ویژه از جانب هنرمندان و هنردوستان، کم‌نظیر بود. مهمتر آنکه در معرفی و نقد این آثار فراوان نوشتند و یا سخن گفتند و مصاحبه کردند. مسئله این بود که با توجه به میراث فرهنگی و هنری چگونه می‌توان هنر جدید آفرید و اینکه دیگران چگونه به این قبیل مسائل پاسخ گفته‌اند.   مضافاً که داستان نویسان فرانسه‌نویس مغربی، ادبیات خاص خود را در مجموعه فرانکوفون‌ها دارند، و این به دلیل عمق تاریخ و فرهنگ و مسائل خاص اجتماعی آنها است. برخی از آنان بسیار مایل بودند از محتوی رمان‌های پرطرفدار موجود در بازار ایران مطلع شوند. این حساسیت نسبت به سینمای ایران و به خصوص تولیدات مرحوم کیارستمی و سایر کارگردان‌های معروف وجود داشت. بخش مهمی از این کنجکاوی‌ها به دلیل همان دغدغه‌هایی بود که یادآور شدیم.   4. تحصیلات آقای مدغری در زمینه حقوق و علوم اسلامی بود. اولین ملاقات در سفارت انجام شد و ایشان با خود دو جلد کتاب «الناسخ و المنسوخ فی القرآن الکریم» به همراه آورده بود که هدیه کرد. کتاب از آنِ ابن العربی فقیه است که متفاوت است با ابن عربی عارف، اگرچه هر دو اندلسی هستند. ایشان به عنوان رساله دکتری این کتاب را تصحیح و ظاهراً برای نخستین بار منتشر کرده بود.   در آن هنگام وی رئیس «صندوق قدس» بود. درباره وضعیت بیت المقدس و محلات و اوقاف اسلامی و مغربی‌اش صحبت کرد و اینکه اسرائیلی‌ها اجازه بازسازی و تعمیر این ساختمان‌ها و محلات قدیمی را نمی‌دهند و اینکه برای حفظ هویت اصیل آن چه اقداماتی انجام شده و چه کارهایی باید انجام شود.   اینجانب نیز مطالبی درباره املاک و اوقاف اسلامی و مسیحی بیت‌المقدس و سایر نقاط پراهمیت همچون بیت‌اللحم بیان کردم. اطلاعاتم در این موارد به گفتگوهایم با شخصیت‌های مختلف اسلامی و مسیحی بازمی‌گشت. در مورد اسلامی‌ها به سفیر اردن در ایتالیا آقای «الحسن» و نیز وزیر اوقاف اسبق اردن، آقای «کامل الشریف» که اتفاقاً هر دو اصالتاً فلسطینی بودند، و در مورد مسیحیان به پاتریارک سابق دانشمند و بسیار مطلع بیت‌المقدس آقای «میشل صباح» و نیز دیپلمات برجسته واتیکان کاردینال «پیولاگی» که در نیمه دوم دهه شصت و سال‌های ابتدایی دهه هفتاد به عنوان نماینده ویژه پاپ پل ششم در بیت‌المقدس خدمت می‌کرد و همچنین اسقف «هیلاریون کاپوچی». اگرچه نکات فراوان دیگری از سایر مقامات مسیحی خاورمیانه‌ای نیز شنیده بودم.   هنگامی که مذاکرات برای برقراری رابطه دیپلماتیک بین اسرائیل و واتیکان جدّی شد، آقای الحسن چندین بار به ملاقات آمد. در آن هنگام اردن و واتیکان رابطه دیپلماتیک نداشتند و ایشان مأموریت داشت اطلاعات لازم در مورد چگونگی برقراری این رابطه را بدست آورد. حساسیّت اصلی آنان چگونگی توافقات در مورد اوقاف و امکنه و میراث مسیحی بود. چرا که واتیکان گفته بود که برقراری رابطه با اردن که اردنی‌ها بدان تمایل زیادی داشتند، می‌ّباید به طور همزمان با اسرائیل انجام شود. حتی یک‌بار وزیر خارجه واتیکان آقای جان لویی توران این موضوع را در یکی از ملاقات‌هایمان بیان داشت.   اجمالاً آنها می‌خواستند از کم و کیف این توافقات مطلع شوند و این کمکی بود بدانها برای دفاع قانونی و حقوقی از اوقاف اسلامی، چرا که اردن به عنوان متولی این اوقاف، به رسمیّت شناخته شده بود. جالب اینجا است که هم سفیر و هم کامل الشریف علیرغم فلسطینی بودن، از عرفات و سازمان آزادبیخش به دلیل تلاش برای جانشینی اردن انتقاد می‌کردند و این جریان را موجب تضعیف موقعیت مدافعان اوقاف می‌دانستند.   البته اوقاف و امکنه مسیحی صرفاً از آن کاتولیک‌ها نبود و واتیکان تنها می‌توانست در مورد کاتولیک‌ها و طریقه‌های کاتولیکی صحبت کند. بخش زیادی از آنها متعلق به کلیساهیا متعدد ارتدوکس، اعم از خاورمیانه‌ای و بیزانسی، و نیر ارامنه بود.   بیان این مسائل و پیچیدگی‌های دینی و تاریخی و حقوقی‌اش برای آقای مدغری بیش از حدّ جالب و مهم بود و او در مناسبت‌های مختلف به ملاقات می‌آمد تا با آگاهی بیشتری وظیفه خود را که حفاظت از هویت اصیل و اسلامی قدس بود، به انجام رساند.   5. صحبت‌های بعدی درباره چگونگی تشخیص اول ماه در کشور مغرب بود. او سال‌ها وزیر اوقاف ملک حسن و پادشاه کنونی بود. علت اصلی سؤال این بود که اول ماه در این کشور در دوران سفارت اینجانب پیوسته با تقویم ما مطابقت داشت، حال آنکه در بسیاری از موارد با آنچه در الجزائر و تونس اعلام می‌شد، تفاوت داشت.   او گفت وزارت اوقاف مسئولیت تعیین اول ماه را دارد. داستان به این کیفیت است که براساس سنتی تاریخی در مناطق مختلف کشور افرادی موظف هستند استهلال کنند و نتیجه را به مرکز اطلاع دهند. ما در مرکز اطلاعات وارده را بررسی و جمع‌بندی و سپس اول ماه را اعلام می‌کنیم و اصل برای ما رویت با چشم غیر مسلح است.   اتفاقاً یک بار همین مسئله را از سفیر کشور عمان در مغرب، اقای «الفارسی» پرسیدم. توضیحات او بسیار شبیه به توضیحات آقای مدغری بود و اینکه ملاک رؤیت با چشم غیر مسلح است و کسانی در مناطق مختلف موظف هستند که استهلال کرده و نتیجه را به مسقط گزارش دهند. عجیب اینجا است که علی‌رغم دوری این دو کشور اول ماه آنها تا آنجا که در مغرب بودم پیوسته یکسان و همچون ایران بود، حال آنکه عموماً این روز در عمان با آنچه شیخ‌نشین‌های دیگر اعلام می‌کردند، تفاوت داشت.   البته این نکته را مکرر از عالمان و اساتید مغربی شنیده‌ام که پس از گسترش کانال‌های ماهواره‌ای که نمازهای مسجدالحرام و مسجدالنبی را نشان می‌دهند، بخشی از مردم براساس اعلام عربستان اول ماه را انتخاب می‌کنند، همچنانکه به عکس گذشته که عموماً دست باز «اسدال» نماز می‌خواندند، دست بسته «متکتّف» نماز می‌خوانند. منزلت حرمین شریفین موجب شده که هر آنچه از آنجا صادر می‌شود، تلقی به قبول شود.   درباره وظائف وزارت اوقاف و چگونگی بازسازی و نوسازی آن نیز صحبت می‌شد. وزارت اوقاف در مغرب به عکس عموم کشورهای اسلامی از مهمترین وزارت‌خانه‌ها است و وزیرش از معدود وزرایی است که نه توسط نخست‌وزیر، بلکه توسط پادشاه انتخاب می‌شود. ملک حسن به این وزارت توجه خاص داشت و بخش مهمی از نوسازی آن تحت تأثیر تفکرات و تجربیات شخصی او است که البته مدغری را هم در این میان سهم زیادی بوده است.   او صریحاً می‌گفت هدف ما بازسازی نهادهای دینی و آموزشی با توجه به اصل «اصالت و تجدّد» بود. اینکه توفیق آنان در این زمینه تا چه مقدار بوده است، خود بحث مستقلی است، امّا قابل انکار نیست که رعایت این نکته گشایش بیشتری نسبت به دیگران را موجب شد. برای نمونه دانشجویان «دارالحدیث الحسنیّه» که مهمترین مرکز آموزش عالی دینی بود به واقع مایل بودند با افکار جدید دینی ایران آشنا شوند. چنین حالتی را در سایر کشورهای پادشاهی از شیخ‌نشین‌ها گرفته تا اردن، نمی‌توان سراغ گرفت.   ارتباط با آقای مدغری موجب شد تا با عموم بخش‌های دینی مغرب آشنا شوم. از وزیر اوقاف فعلی آقای «احمد توفیق» گرفته تا رئیس و اعضای مجلس علمی آنان که عالم بزرگ و متواضع آقای «محمد یسف» ریاست آن را به عهده داشت و تا آقای «احمد خملیشی» که ریاست «دارالحدیث» را عهده‌دار بود و تا مجموعه وسیعی از عالمان که همگی آنان عمیقاً تمایل داشتند با ایران معاصر آشنا شوند.   مدغری در 2007 کتابی تحت عنوان «حکومت محاسن‌داران» نوشت که در طی آن پیش‌بینی کرد که احزاب اسلامی قدرت را به دست خواهند گرفت، جریانی که در 2011 اتفاق افتاد. بخشی از شهرت او در محافل رسانه‌ای و روشنفکری مغرب و خصوصاً انعکاس وسیع خبر درگذشت او، به همین دلیل بود.   در پایان نخستین ملاقات کتاب «البیان فی تفسیر القرآن» آیت ا... خویی را به ایشان هدیه کردم. در ملاقات بعدی مراتب اعجاب خود را نسبت بدین کتاب اظهار داشت و به ویژه آنجا که ایشان در باب ناسخ و منسوح بحث می‌کند و افزود که شخص ملک حسن نسبت به کتاب‌های عالمان بزرگ شیعه اهتمام داشت و اتقان و استحکام اسلوب بحث آنان را می‌ستود.   6. در اینجا لازم است به اجمال درباره رابطه دین و سیاست در مغرب اشارتی رود. تمامی کشورهای عربی که دارای نظام پادشاهی هستند از عنصر دین به نفع حاکمیت خویش بهره برده و می‌برند. از عربستان و شیخ‌نشین‌ها گرفته تا اردن. امّا هیچیک از آنان نه جمعیّت مغرب را دارند و نه پیچیدگی‌های تاریخی، فرهنگی و موقعیت خاص جغرافیایی این کشور را. مغرب نزدیک‌ترین کشور شمال آفریقا به قاره اروپا است. تنگه جبل الطارق تنها هفده کیلومتر عرض دارد. مضافاً که به دلیل قرب مسافت نوعی تجاذب و تعامل تاریخی و تمدنی هم بین این دو وجود دارد. به گونه‌ای که می‌توان گفت اسپانیا و بلکه شبه جزیره ایبریا ادامه مغرب است و مغرب ادامه اسپانیا و خصوصاً اندلس. این سخن در مورد مغرب و غرب آفریقا هم صحیح است. یکی از دروازه‌های تمدنی و فرهنگی غرب آفریقا مغرب بوده است و تا حدودی هم‌اکنون هم چنین است.   مضافاً که هسته مرکزی هویت مغربی چه به لحاظ تاریخی و چه در حال حاضر اسلام است. البته برای اکثریت مردم اسلام به مثابه دین و برای دیگران به مثابه میراث و تمدنی شکوهمند و قابل افتخار. حال اینکه نهادها و سازمان‌های دینی و آموزش‌های دینی چگونه هدایت و نوسازی شوند خود مسئله‌ای مهم و راهبردی است و به نظر می‌آید این مهم با هوشمندی قابل تقدیری انجام یافته است که این خود تا حد زیادی به مسئله تأکید بر «اصالت و تجدّد» در مفهوم مغربی آن بازمی‌گردد.   صرف نظر از مباحثی که به پیچیدگی‌های گذشته و حال راجع می‌شود، مسئله این است که نهاد سلطنت در این کشور عملاً به مهمترین رکن ثبات اجتماعی و سیاسی آن تبدیل شده است. تقریباً تمامی کسانی که تمایلات عمیقاً غرب‌گرایانه دارند و نیز تمامی متدینانی که مخالف گروه‌های تکفیری هستند هم اکنون پشتیبان نظام سلطنتی می‌باشند، علیرغم اینکه این دو گروه اختلافات فراونی داشته و دارند. آنان احساس می‌کنند اگر این استوانه فرو ریزد، کشور در هرج و مرجی که ناشی از فعال شدن سلفیان تکفیری است فرو خواهد رفت. بخش مهمی از پیدایش چنین احساس و جریانی به طرّاحی‌ها و نکاتی که مورد اشارت قرار گرفت، باز می‌گردد. 96/5/30 - محمد مسجدجامعی   ]]> بين الملل Sun, 27 Aug 2017 15:18:06 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7475/ بمب‌گذاری در مساجد نیز جزو اقدامات تروریستی است http://dinonline.com/doc/note/fa/7461/ به گزارش دین‌آنلاین سحر عزیز و خالد بیدون در هافینگتن پست نوشته‌اند: هیچ‌کجا گفته نمی‌شود که تروریست‌های اسلام‌ستیز خطری هستند که آمریکا را تهدید می‌کند، چه بسا به این طریق بتوان با مسلمانان آمریکا ابراز همبستگی و همدردی کرد و راهی برای جلوگیری از ادامۀ تروریسم داخلی یافت. رسانه‌ها بمب‌گذاری اخیر را یک جنایت ناشی از نفرت خواندند؛ گویا تروریسم و جنایات برخاسته از نفرت کاملاً از هم تفکیک‌شده هستند! در این میان، تنها فرد باشهامت مارک دیتون، فرماندار مینه‌سوتا بود که این بمب‌گذاری را اقدامی تروریستی خواند.   اقدام تروریستی یک اقدام خشونت‌آمیز و ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده، با هدفی سیاسی یا اجتماعی است که توسّط بازیگران غیردولتی و علیه غیرنظامیان صورت می‌گیرد. هدف از این اقدام تنها ترساندن قربانیان حادثه نیست، بلکه ایجاد رعب و وحشت در میان کلّ جامعه است. چنانچه انگیزۀ نهفته در پس یک اقدام تروریستی تعصّب نسبت به دین، ملّیت یا نژادِ قربانیان باشد، می‌توان آن را یک جنایت برخاسته از نفرت نیز تلقّی کرد. بمب‌گذاری اخیری که در مسجدی واقع در حومۀ مینه‌سوتا رخ داد هم یک اقدام تروریستی بود، هم یک جنایت برخاسته از نفرت. قصد بمب‌گذاری‌کنندگان ارعاب ده‌ها هزار مسلمان سومالیایی است که به مساجد منطقۀ مینه‌سوتا آمدوشد می‌کنند. مینه‌سوتا دارای بیشترین جمعیت مهاجران سومالیایی‌ است.  اما سیاستمداران و رسانه‌های خبری سومالیایی‌ها را بدنام کرده، جوانان سومالی-آمریکایی را یک مشکل امنیتی برای کشور خوانده و لذا موجب دامن گرفتن تعصّبات و خصومت‌ها علیه سومالیایی‌ها شده‌اند. این دشمنی به حدّی افزایش یافته که سومالی-آمریکایی‌ها دائماً در محل کار و مدارس آماج تبعیض، اسلام‌ستیزی و جرائم برخاسته از نفرت قرار می‌گیرند. انگیزۀ سیاسی و نژادیِ بمب‌گذاری در مساجد در آمریکا به بمب‌گذاری در کلیساها و مساجد خاورمیانه و افغانستان شباهت دارد. بمب‌گذاری‌کنندگان دارای هدفی فرقه‌گرایانه هستند مبنی بر این که مسیحیان، اهل‌سنّت، یا شیعیانِ آن منطقه را بترسانند. پیام سیاسی آنها این است که آن جماعت مذهبی جایی در آنجا ندارند و اگر امنیت می‌خواهند، باید از کشور بروند. سیاست‌های فرقه‌گرایانه و تأییدآمیزِ دولت و تعلّل آن در محکوم ساختن خشونت‌های فرقه‌ای، به اهداف سیاسی تروریست‌ها مشروعیت می‌بخشد. در آمریکا دولت ترامپ اسلام‌هراسی را ترویج و تشجیع می‌کند. مسلمانان بیش از پیش به عنوان ستون پنجم جلوه داده می‌شوند و مساجد آنها محلّ پرورش تروریست‌ها تصویر می‌شود. ]]> بين الملل Tue, 15 Aug 2017 10:39:05 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7461/ اردوغان: اسرائیل دارد به ماهیت اسلامی بیت‌المقدّس لطمه می‌زند http://dinonline.com/doc/news/fa/7448/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، اظهارات اردوغان در پی درخواست رهبران اسلامی از فلسطینان مبنی بر ادامۀ اقامۀ نماز و اعتراضات در شهر اورشلیم، منجر به اقدامات تلافی‌جویانۀ مقامات اسرائیلی شد. مقامات اسرائیل با اشاره به سابقۀ عملکرد ترکیه در حوزۀ حقوق بشر، اظهارات اردوغان را «یاوه» خواندند. این در حالی است که ناآرامی‌ها در اماکن مقدّس شهر اورشلیم همچنان ادامه دارد. در پی کشته شدن دو تن از مأموران پلیس اسرائیل در ورودی مسجدالاقصی توسط سه عرب اسرائیلی، اسرائیل اقدامات امنیتی تازه‌ای در پیش گرفته و هر شب شاهد اعتراضات مردم در خارج از مجموعۀ مسجدالاقصی هستیم. اردوغان در سخنرانی خود در آنکارا اظهار داشت: "اسرائیل دارد به ماهیت اسلامی اورشلیم ضربه می‌زند... هیچ‌کس نباید از ما انتظار داشته باشد که در برابر استانداردهای دوگانه‌ای که در اورشلیم حاکم است ساکت بمانیم." وی افزود ترکیه نمی‌تواند محدودیت‌هایی را که در این مکان مقدّس بر مسلمانان تحمیل شده تاب بیاورد. الاقصی یکی از مقدّس‌ترین اماکن اسلامی و نمادی برای فلسطینیانی است که در پی تأسیس کشوری از برای خود هستند. این مسجد بر روی مجموعه‌ای بنا شده که یهودیان آن را بازماندۀ دو معبد باستانی خود می‌دانند. این مجموعه در شرق اورشلیم واقع شده است؛ یعنی همانجایی که اسرائیل در جنگ سال 1967 آن را به اشغال خود درآورد و به پایتخت خود الحاق کرد؛ البته این اقدامی بود که در سطح بین‌الملل به رسمیت شناخته نشد. اسرائیل به امید آرام ساختن ‌ناآرامی‌ها موج‌یاب‌های فلزی را که پس از حملۀ چهاردهم ژوئیه نصب شده بود، از ورودی‌های مجموعه حذف کرد، اما گفته شده که در عوض دوربین‌های پیشرفتۀ مداربسته در این مکان کار گذاشته خواهد شد. فلسطینی‌ها نیز اعلام داشته‌اند که با هر گونه اقدامات امنیتی جدید مخالف هستند. به نظر می‌رسد اردوغان قصد دارد با مداخلات خود دوباره به خشم اسرائیل دامن بزند. وزارت امورخارجۀ اسرائیل ترکیه را متّهم ساخته که طوری رفتار می‌کند که گویا هنوز امپراطوری عثمانی وجود خارجی دارد. امانوئل ناهشون، یکی از سخنگویان اسرائیل می‌گوید: "مسخره است؛ دولت ترکیه قبرس شمالی را تحت اشغال خود درآورده، ظالمانه اقلیت کردنشین را قلع و قمع می‌کند و خبرنگاران را روانۀ زندان می‌سازد، اما برای اسرائیل که تنها دمکراسی واقعی منطقه است درس اخلاق می‌دهد." یکی از مسائلی که به بحران دامن می‌ زند آن است که زیردستانِ فلسطینیِ محمود عباس مشارکت امنیتی با اسرائیل را در کرانۀ غربی به حالت تعلیق درآورده‌اند و اعتراضات شبانه در اورشلیم نیز دارد کم‌کم شکل کمپین نافرمانی مدنی به خود می‌گیرد. ]]> بين الملل Sat, 29 Jul 2017 11:21:03 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7448/ سقوط موصل، پایان یا آغاز کار داعش؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7443/ علی‌رغم جشن‌هایی که در عراق به مناسبت شکست داعش گرفته می‌شود، شکست داعش در موصل به معنای پایان کار این گروه نیست. بلکه صرفاً به منزلۀ پایان کار داعشی است که یک قلمرو ارضی را تحت سیطرۀ خود درآورده بود. در حقیقت با آزادی موصل، خلافت خودخواندۀ داعش ضربه خورد، اما مرحلۀ جدیدی آغاز شد که به همان اندازۀ تصرّف ارضی داعش ترسناک است. ظرف چند ماه گذشته، داعش با از دست دادن قلمرو خود در موصل و رقّه، دوباره به وضعیت سابق خود بازگشته و تبدیل به یک گروه افراطی شورشی شده که دست به بمب‌گذاری‌هایی در عراق و سوریه می‌زند. بخش قابل‌توجّهی از دلیل جذب افراد به داعش دقیقاً رفتار خشونت‌بار سربازان عراقی با غیرنظامیان این کشور است. آنها با این کار خود را با داعش هم‌سطح می‌سازند و تنها باعث شعله‌ورتر شدن آتش تنش‌هایی می‌شوند که موجب پر و بال گرفتن داعش می‌شود. دیده‌بان حقوق بشر خلاصه‌ای از نحوۀ اعدام متهمان به عضویت در داعش، حبس در شرایط غیرانسانی و مجازات جمعی اعضای خانوادۀ جنگجویان داعشی، تخریب خانه‌های آنها و تبعیدشان به اردوگاه‌ها را توسّط دولت عراق به ثبت رسانده است. همچنین بیش از هزار تن از اهل‌سنّت که به خاطر جنگ موصل آواره شده بودند بدون دلیل و مدرک بازداشت شدند. اتّفاقاتی از این قبیل یادآور استثمارهای دولت عراق در سال‌های پیش از ظهور داعش است. از سال 2003 تاکنون نیروهای عراقی غیرنظامیان و به‌ویژه اهل‌سنّت را آماج خشونت‌های خود قرار داده‌اند. همین قبیل رفتارها بود که موجب گرایش جوانان سنی به گروه‌های افراطی شد. نبرد با داعش تنها یک نبرد نظامی نیست، بلکه جنبۀ سیاسی نیز دارد. بخشی از این مبارزه متضمّن آن است که بر عملکرد نیروهای نظامی و رفتار آنها با مردم، حتّی با زندانیان داعشی نظارت صورت گیرد. * انتشار این دیدگاه در دین‌آنلاین به‌منزله تأیید ادعاهای نویسنده درباره نحوه برخورد ارتش عراق با داعش نیست. دین‌آنلاین این یادداشت را تنها به‌منظور انعکاس بخشی از نگرانی‌ها و نگرانی‌پراکنی‌ها در رسانه‌های غرب، منتشر کرده است. ]]> بين الملل Thu, 27 Jul 2017 08:34:02 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7443/