پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين بين الملل :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/politic/international Tue, 21 Nov 2017 00:47:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 21 Nov 2017 00:47:31 GMT بين الملل 60 شاهزاده محمّد بن سلمان: عربستان را به سمت اسلام میانه‌رو باز خواهم گرداند http://dinonline.com/doc/report/fa/7551/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، وارث قدرتمند تاج و تخت عربستان ضمن مصاحبه‌ای با گاردین عنوان داشت که کشور فوق‌محافظه‌کار سعودی طیّ سی سال گذشته عملکرد نرمالی نداشته، چراکه در واکنش به انقلاب ایران، اصول سیاسی انعطاف‌ناپذیر و سختگیرانه‌ای بر این جامعه حاکم شده است. شاهزاده سلمان در یک کنفرانس سرمایه‌گذاری ذیل توضیحات خود دربارۀ برنامۀ تشکیل منطقۀ مستقلّ اقتصادی که عربستان، اردن و مصر را دربرمی‌گیرد اظهار داشت: "کشور ما عضو گروه بیست است و ما یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهانیم. عربستان در میان سه قارّه واقع شده است. پیشرفت عربستان سعودی یعنی کمک به منطقه و تغییر جهان. لذا ما تلاش داریم پیشرفت کنیم و امیدواریم مورد حمایت همگان واقع شویم... اتّفاقی که در سی سال گذشته افتاد این بود که پس از انقلاب ایران، مردم کشورهای مختلف از جمله عربستان خواستند از الگوی انقلاب کپی‌برداری کنند. ما نمی‌دانستیم با این موضوع چگونه برخورد کنیم و این مشکل در تمام جهان اشاعه پیدا کرد. اما الان دیگر وقتش رسیده که از دست آن خلاص شویم... ما فقط می‌خواهیم به روش قبل خود بازگردیم؛ یعنی به سمت اسلام میانه‌رو که پذیرای جهان و تمام ادیان است. 70% سعودی‌ها زیر 30 سال سن دارند. ما همین حالا و خیلی سریع تفکّرات افراطی را از میان برخواهیم داشت." این در حالی است که مملکت سعودی به اشاعۀ نسخه‌ای از دین اسلام که مروّج افراطی‌گری است متّهم شده است. محوری‌ترین اصلاحاتی که اخیراً در عربستان شاهد آن بوده‌ایم فروپاشی اتّحاد میان روحانیان تندرو و آل‌سعود است که عهده‌دار امور حکومتی هستند. تحوّلات اخیر باعث مهار تابوهای اجتماعی شده است؛ مثل رفع ممنوعیت رانندگی زنان، کمرنگ شدن قوانین قیمومیت زنان و تأسیس یک مرکز اسلامی برای بررسی صحت و سقم احادیث پیامبر اسلام. شدّت و گسترۀ اصلاحات در تاریخ معاصر عربستان بی‌سابقه بوده و لذا این نگرانی وجود دارد که شالودۀ شدیداً محافظه‌کارِ مملکت با این انقلاب فرهنگی مخالفت نشان دهد. به گفتۀ یکی از تجار برجستۀ کشور، تحوّل اجتماعی به اندازۀ تحوّل اقتصادی حائزاهمیت است و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر عربستان می‌خواهد از اتّکای خود به نفت بکاهد و به اقتصاد خود تنوّع ببخشد باید بر چند مانع فایق آید؛ از جمله مقرّرات دست‌وپاگیر و اکراه مردم از تغییر. ]]> بين الملل Fri, 27 Oct 2017 18:04:18 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7551/ اقدام سعودی برای حذف احادیث توجیه‌گر رفتارهای افراطی http://dinonline.com/doc/news/fa/7546/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، بنابه اعلام وزارت فرهنگ و اطلاع‌رسانی عربستان سعودی، بعد از این «مجموعۀ ملک سلمان» به "منبع موثّقی از احادیث صحیح و معتبر" تبدیل خواهد شد. در بیانیۀ وزارتخانه آمده است: علما احادیث را "با هدف حذف مطالب جعلی و افراط‌گرایانه مورد مطالعه قرار خواهند داد. دیگر مطالب حذف‌شده مطالبی خواهند بود که با آموزه‌های دین اسلام در تناقض هستند و قتل و جنایت و اقدامات تروریستی را (که جایی در دین صلح‌آمیزِ اسلام ندارد) توجیه می‌کنند." ملک سلمان متولّی مساجد مقدّسِ مکّه و مدینه، شیخ محمد بن حسن الشیخ، یکی از اعضای بلندپایۀ شورای  علما را به عنوان رئیس شورای علمی منصوب کرده است. اعضای شورا نیز براساس حکم سلطنتی معیّن خواهند شد. جین کینینمونت یکی از اعضای عالی‌رتبۀ پژوهشیِ «چاتم‌هاوس» می‌گوید مقامات سعودی از یازدهم سپتامبر سال 2001 نگران افراطی‌گری بوده‌اند؛ چراکه برای آنها افراطی‌گری هم یک تهدید داخلی است و هم تنشی است که بر روابط عربستان با غرب وارد می‌آید. کینینمونت می‌گوید: "آنها مدّعی‌اند که این اتّهامات دمده شده، اما می‌دانند که این مسئله نقطۀ ضعف آنها در غرب است. رهبران جدید عربستان خیلی بیشتر از قبل نگران وجهه و روابط عمومی خود هستند و واقعاً تلاش دارند با افراطی‌گری مقابله کنند." خانم کینینمونت افزود عربستان سعودی بر سر موضوع یمن نیز با فشارهای بین‌المللی مواجه بود. ماه گذشته سازمان ملل توافق کرد که تحقیقات مستقلّی دربارۀ اتّهامات نقض حقوق بشر که توسّط تمام طرف‌ها در جنگ داخلی سه سالۀ یمن صورت گرفته انجام دهد. عربستان سعودی از رئیس‌جمهور یمن، عبد ربه منصور هادی در مقابل شورشیان حوثی که از حمایت ایران برخوردارند پشتیبانی می‌کند. عربستان سعودی و متّحدان آن به حملات هوایی غیرقانونی در یمن متّهم شده‌اند که موجب کشته شدن هزاران غیرنظامی و مورد اصابت قرار گرفتن مدارس، بیمارستان‌ها، بازارها و منازل مسکونی در گیرودار این جنگ داخلی شده است. مدّتی قبل در سال جاری جامعۀ محافظه‌کارِ «هنری جکسون» طیّ گزارشی مدّعی شد که عربستان افراطی‌گری را در بریتانیا ترویج می‌کند و از آن حمایت مالی به عمل می‌آورد. در این گزارش درج شده بود که "عربستان سعودی از دهۀ 1960 تاکنون یک برنامۀ چندین ‌میلیون دلاری برای صادر کردن اسلام وهّابی به سراسر جهان اسلام، از جمله به جوامع مسلمان غرب به راه انداخته است." "در بریتانیا این حمایت مالی عمدتاً در قالب کمک‌های مالی به مساجد و مؤسّسات آموزشی اسلامی بوده است که به نوبۀ خود میزبان واعظان افراط‌گرا و عهده‌دار توزیع مطالب افراط‌آمیز بوده‌اند. آنها با مورد تعلیم قرار دادن رهبران مذهبی مسلمان بریتانیایی در عربستان سعودی و همچنین استفاده از کتب درسی سعودی در تعدادی از مدارس اسلامی مستقلّ بریتانیا اعمال نفوذ کرده‌اند." البته سفارت عربستان در لندن عنوان داشت که این ادّعا مطلقاً غلط است. ]]> بين الملل Sat, 21 Oct 2017 20:49:41 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7546/ ازسرگیری صدور ویزا برای شهروندان شش کشور مسلمان‌نشین توسّط آمریکا http://dinonline.com/doc/news/fa/7545/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از راشاتودی، وزارت امور خارجه امریکا با تأسّی از حکم دادگاه، به سفارت‌خانه‌های امریکا دستور داده تا به درخواست صدور ویزای شهروندان چاد، ایران، لیبی، سومالی، سوریه و یمن ترتیب اثر دهند. البته این وزارتخانه جهت صدور ویزا برای شهروندان کرۀ شمالی و ونزوئلا  همچنان از دستورالعمل‌های رئیس‌جمهور تبعیت خواهد کرد. اما وزارت دادگستری امریکا عنوان داشته که حکم قاضی را مورد استیناف قرار خواهد داد. این وزارت ضمن بیانیه‌ای عنوان داشت: "حکمی که امروز صادر شد حکم غلطی است و ممکن است پیامدهای منفی جدّی‌ای برای امنیت ملّی‌مان در پی داشته باشد." اما دادستان کلّ هاوایی، آقای دوگ چین حکم قاضی را یک پیروزی دیگر در عرصۀ تحقّقِ قانون خوانده و اظهار داشته که آمادۀ دفاع از این حکم است. قاضی واتسون در حکم خود عنوان داشت که در سومین نسخۀ ممنوعیت مسافرتیِ ترامپ اثبات نشده که ورود بیش از 150 میلیون تابعۀ شش کشور معیّن ضرری برای منافع ایالات متّحدۀ آمریکا دربردارد. قاضی واتسون قبلاً نیز جلوی نسخۀ دوم ممنوعیت مسافرتی ترامپ ایستاده و حکم داده بود که این ممنوعیت خلاف قانون اساسی امریکا است، چراکه براساس آن ممنوعیت، افراد بر اساس گرایش‌های دینی خود مورد تبعیض واقع شده بودند. در ماه سپتامبر ترامپ یک حکم اجرایی دیگر به امضا رساند که ممنوعیت مسافرتی را گسترش داده و کرۀ شمالی و ونزوئلا را (که مسلمان‌نشین نبودند) نیز شامل می‌شد. یکی از تأثیرات افزوده شدن این دو کشور آن بود که دادخواه دیگر نمی‌توانست به قوّت قبل مدّعی شود که اصل و اساس این ممنوعیت تبعیض دینی است. ]]> بين الملل Thu, 19 Oct 2017 16:30:14 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7545/ دگرگونی در اورشلیم http://dinonline.com/doc/article/fa/7534/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتون پست، نقشه‌ای که در پس برنامه تجزیۀ بخش عرب‌نشین اورشلیم است جنبۀ مالی و نژادپرستانه دارد. اگر اسرائیل از مسئولیت حمایت از این فلسطینی‌ها شانه خالی می‌کرد، میلیاردها شِکِل در هزینه‌هایش صرفه‌جویی می‌شد. در عین حال اسرائیل با خلاص کردن خود از شرّ این سیصدهزار فلسطینی، مطمئن می‌شد که در سرزمین‌های فلسطینی‌ها در اورشلیم، جمعیت یهودیان بر فلسطینی‌ها غلبه دارد. چیزی که در این نقشه به آن توجّه نشده سرنوشت فلسطینی‌هایی است که اسرائیل قصد بیرون کردن آنها را دارد. این فلسطینی‌ها زندانیانی خواهند بود که شهرک‌های اسرائیلی و یک دیوار 28 فوتی آنها را احاطه کرده و منقطع از بقیۀ کرانۀ غربی و بدون توانایی مشارکت در فعالیت‌های تجاریِ بیرون از دیوار، در فقر باقی خواهند ماند. سیاست اسرائیل در اورشلیم از زمانی که برای نخستین بار بخش شرقی شهر را به اشغال خود درآورد در همین جهت پیش رفته است. اسرائیلی‌ها تلاش کرده‌اند دو قاعده را در کنار هم حفظ کنند: تحت کنترل داشتن شهر و یهودی‌سازیِ آن. این موضوع تأثیر مخرّبی بر زندگی فلسطینیان داشته است. تا اوایل دهۀ 1990، اورشلیم کانون فعالیت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی فلسطین بود. صدها هزار تن از فلسطینیان در سراسر سرزمین‌های اشغالی برای کار، خرید، تحصیل، دریافت خدمات پزشکی یا اجتماعی و غیره به این شهر می‌آمدند. اما پس از اشغال فلسطین توسط اسرائیل در سال 1967، دیگر فلسطینی‌ها نمی‌توانستند به‌راحتی به اورشلیم دسترسی داشته باشند. هرچند این شهر با وجود موانعی که رژیم اسرائیل به وجود آورد باز هم مرکزیت خود را حفظ کرد. یکی از روش‌هایی که اشغالگران از آن طریق اذهان مردم را تحت کنترل خود درمی‌آورند، اسم گذاشتن بر روی دست‌ساخته‌های خودشان است. طرح اسرائیلیِ «اورشلیم بزرگ‌« یک اسم بی‌مسمّاست. وقتی اسرائیلی‌ها پس از جنگ 1967 این طرح ساختگی را اعلام کردند، فقط بخش شرقی شهر را شامل نمی‌شد، بلکه بخش بزرگی از کرانۀ غربی را نیز دربرمی‌گرفت. اسرائیل برای سرپوش گذاشتن بر این جرمِ الحاق غیرقانونی، این روستاها را «محلّات عرب‌نشین» نام نهاد و شهرک‌های خود را «محلّات یهودی‌نشینِ» اورشلیم خواند. در سال 1994 پس از این که یک تروریست یهودی 29 مسلمان را در مسجدی در الخلیل قتل‌عام کرد، اوضاع تغییر کرد. نخست‌وزیر رابین از ترس واکنش فلسطینی‌ها، دستور به بسته شدن مرز را داد و اخذ مجوز برای ورود به شهر دشوارتر شد. نهادهای فلسطینی موجود در شهر نیز تعطیل شدند. در تمام این مدّت تعداد شهرک‌ها در حال افزایش بود و روستاهای کوچک فلسطینیان در میان آنها به محاصره درآمد. این سیاست‌ها تأثیری آنی و فراگیر داشت. تنها چند سال پس از بسته شدن دائمیِ مرز، بیکاری در اورشلیم و نواحی اطراف آن رشد چشمگیری پیدا کرد. از آنجا که فلسطینیانِ کرانۀ غربی دیگر نمی‌توانستند به‌راحتی وارد شهر شوند، کسب‌وکارها و تسهیلات خدمات اجتماعی و درمانی ناگزیر بودند کارکنانشان را اخراج کنند و خدمات‌دهندگان نیز دفاتر خود را تعطیل کردند. پس از آن بود که دیوار ساخته شد و باز اسرائیل تلاش کرد با گذاشتنِ اسمِ «مانع» بر روی آن، ماهیتِ دیوار را طور دیگری جلوه دهد. این دیوار باعث جداسازی هرچه بیشتر محلات عرب‌نشینِ اورشلیم شده، به فقر و انزوای شهروندان این منطقه دامن زده است و باعث شده جمعیت فلسطینیان در اورشلیم بزرگ‌ اسیر و زندانی شوند. در داخل دیوار مأموران اسرائیلی هزاران فقره از خانه‌های فلسطینیان را به بهانۀ آن که بدون مجوّز ساخته شده‌اند تخریب کرده‌اند. اقامت هزاران تن از فلسطینی‌ها به پایان رسیده است؛ به این خاطر که مجبورشان کرده‌اند خارج از شهر کار پیدا کنند یا چون با کسی اهل کرانۀ غربی ازدواج کرده‌اند و اجازه ندارند همسر خود را به شهر بیاورند. اسرائیلی‌ها همچنان در حال اشغال املاک فلسطینی‌ها در محلات عرب‌نشین هستند. اسرائیل همۀ این کارها را می‌کند تا جمعیت یهودیان در اورشلیم بزرگ بر جمعیت فلسطینیان‌ غالب باشد. و بدین ترتیب زمینه برای برنامه نتانیاهو آماده شده است. با حذف سیصدهزار فلسطینی از اورشلیم، مشکل جمعیتی حل شده و فلسطینیان باقی‌مانده نیز در فقر و تحت کنترل نگه داشته می‌شوند. اورشلیم نیز مانند الخلیل خواهد شد. اسرائیل می‌گوید ما فلسطینیان را آزاد کرده‌ایم، اما حقیقت آن است که آنها را زندانی خود کرده‌اند. ]]> بين الملل Mon, 09 Oct 2017 06:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7534/ همه‌پرسی استقلال کردستان و پیام آیت‌الله سیستانی درباره آن http://dinonline.com/doc/interview/fa/7492/ احمدیان: همان گونه که می‌دانید، در چند هفته اخیر مسئله همه پرسی استقلال کردستان عراق به مسئله اول کشور عراق و منطقه تبدیل شد و در پی آن، آیت الله سیستانی پیامی درباره این واقعه سیاسی صادر کرد. من می خواهم بیشتر درباره این پیام و اثرات آن گفت و گو کنیم ولی قبل از آن مایلم از باب مقدمه بحث، سوالاتی را مطرح کنم. اجازه بدهید اول بپرسم که با توجه به شناخت شما از گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی عراق و رفت و آمدهایتان به استانهای مختلف و فعالیتهای ژورنالیستی جناب عالی در این کشور، نظر اکثریت مردم عراق درباره استقلال کردستان عراق و همه پرسی درباره آن چیست؟ آیا اقوام غیر کرد نیز با آن موافق اند؟ معموری: پاسخ به این پرسش تا اندازه زیادی به موضوع خاستگاه هویت ملی در عراق و اصالت یا عدم اصالت آن ارتباط دارد. در سال‌های اخیر، این نظریه بسیار به گوش می‌رسد که سرزمین عراق هویتی اصیل ندارد و اساسا کشوری جعلی و برساخته استعمارگران بریتانیایی است. بنابراین، روحیه و حس ملی در بین مردمان آن وجود نداشته و در واقع کشوری دربردارنده اقوام مختلف بدون هویت ملی مشترک است. از این رو، نباید مردم آن نسبت به تقسیم شدن آن حس بدی داشته و بلکه از آن استقبال کنند. این نظریه از دو جهت فلسفه نظام‌های سیاسی و تاریخ فرهنگی و اجتماعی عراق قابل نقد بوده و مخدوش است. از نقطه نظر نخست، نظریه فوق بر پیش‌فرض نادرستی استوار است و آن این که هر نظام سیاسی الزاما باید مخصوص به یک ملت مشخص با زبان و فرهنگ و دین مشترکی باشد و گر نه این نظام سیاسی جعلی و غیر اصیل است. با این وصف بیشتر قریب به اتفاق کشورهای جهان، جعلی و غیر اصیل هستند. برای نمونه، در ایران افزون بر زبان فارسی چندین زبان دیگر رایج است و فرهنگ‌های متعدد و ادیان و مذاهب مختلف با مسالمت و همزیستی کنار هم زندگی می‌کنند. واقعیت چندفرهنگی و متنوع جامعه ایرانی هرگز به معنای جعلی بودن این کیان سیاسی نیست. هم چنان که نام جدید ایران که از دوره رضاخان رایج شد به معنای غیر اصیل بودن نیست. مرزهای ایران نیز در طول تاریخ خود پیش‌روی و پس‌روی‌های زیادی داشته و گاه اساسا همه یا بخشی از این سرزمین تحت کنترل سیاسی یک نظام سیاسی بیگانه بوده است. همه این عوامل نمی‌تواند دلیلی بر جعلی بودن این سرزمین و غیر اصیل بودن هویت سیاسی آن باشد. تاریخ فرهنگی و اجتماعی عراق به روشنی نشانگر وجود عناصر هویتی مشترک بین مردمان این سرزمین علد رغم اختلاف زبان و دین است. تمدن‌های کهن بین‌النهرین از حدود چهار هزار سال پیش از میلاد در مناطق مختلف این سرزمین شکل گرفته و تراکم تاریخی و فرهنگی مشترکی برای مردمان آن به ارمغان آورده‌اند. آثار تاریخی بر جا مانده از دوره سومریان و بابلیان و آشوریان در جا به جای عراق یافت شده و هر دوره تمدنی استمرار دوره‌های تمدنی پیش از آن بوده است. سومریان و بابلیان در جنوب عراق شکل گرفته و به سمت شمال گسترش یافتند و آشوریان در شمال شکل گرفته و به سمت جنوب گسترش یافتند. منطقه میانی بین دو رود دجله و فرات به این سرزمین هویت اقتصادی واحدی بخشیده و زمینه‌ساز دادوستد و تجارت بین مردمان آن را فراهم آورده است. این امر به توسعه روابط فرهنگی در طول تاریخ انجامیده است. عراق علی رغم آن که در بسیاری از دوره‌های خود بخشی از یک امپراتوری با مرکزیت بیگانه بوده است، اما هویت متفاوت و خاص به خود را حفظ کرده است. عراق در دوره ساسانی بخشی از این امپراتوری به شمار می‌رفت، اما هرگز دین زرتشتی و زبان فارسی در این سرزمین رواج قابل توجه نیافت. عراقیان در دوره ساسانی غالبا به زبان آرامی سخن می‌گفتند و دیانت مسیحی داشتند. آثار کلیساهای کهن در شهرهای مختلف جنوب و شمال و وسط عراق از جمله شهرهای مقدس کربلا و نجف هنوز پا برجا است. از این رو نظریه برساخته بودن این کشور از اعتبار کافی برخوردار نیست و وجود علایق جدایی‌طلبانه به معنای نبود هویت ملی واحد در آن نیست. بخش معظم مردم عراق به هویت عراقی خود حس افتخار داشته و با تجزیه کشورشان مخالف هستند. نقشه پراکندگی اقوام عراقی نیز نشانگر وجود حس ملی فراگیری بینشان است. بخش زیادی از مردمان کرد عراق در خارج از اقلیم کردستان زندگی می‌کنند. از باب مثال، از میان کردهای فیلی به تنهایی حدود دو و نیم ملیون در بغداد و شهرهای جنوبی و شرقی عراق ساکن هستند. جمعیت قابل توجهی از عربهای سنی و شیعی نیز در شهرهای اقلیم کردستان سکونت دارند. به همین ترتیب پراکندگی و تنوع را در سرتاسر عراق می‌توان با اختلاف درجات مشاهده کرد. رفراندم اخیر کردستان نیز دلیل معتبری بر نبود حس ملی عراقی در بین کردها نیست. این رفراندم در فضای تبلیغات سیاسی پرفشاری از سوی حزب حاکم در کردستان با ادعای این که استقلال زمینه حل مشکلات اقتصادی کردها را فراهم خواهد آورد شکل گرفت. در واقع بخش زیادی از آرای مثبت، رأی به حل مشکلات اقتصادی و نه الزاما استقلال بوده است. رفراندم نیز بدون آماده‌سازی کافی و دادن فرصت به گروه‌های سیاسی کرد مخالف استقلال برای تبلیغ نگرش خود و بدون نظارت بین‌المللی شکل گرفت. حزب گوران و برخی گروه‌های سیاسی دیگر کردستان رسما با اجرای رفراندم مخالفت کردند. نتایج رفراندم نیز بر خلاف تبلیغات حزب حاکم کردستان، نشانگر وفاق ملی در بین کردها در استقلال از عراق نبوده است. 72 در صد واجدان شرایط در این رفراندم شرکت کردند که از میان آنها 92 در صد رأی مثبت دادند. عدم مشارکت 28 در صد از واجدان دست کم به معنای بی تفاوتی آنها نسبت به این موضوع است. بررسی نتایج رفراندم نسبت به شهرهای مختلف نیز معنادار است. در شهر سلیمانیه از باب مثال که دومین شهر بزرگ کردستان بعد از اربیل است، تنها 55 در صد از واجدان شرایط در رفراندم شرکت کردند. در شهر حلبجه که هدف بمباران شیمیایی صدام قرار گرفته بود و هواداران جدایی طلبی از این سابقه تاریخی برای تبلیغ به نفع استقلال کردستان استفاده می‌کردند، 55 در صد در رفراندم شرکت کردند که 22 در صد آنها رأی منفی دادند. بنابراین تصور بنده آن است که موضوع تقسیم عراق نه از حمایت مردمی کافی برخوردار است و نه به حل مشکلات عراق کمک می‌کند.   احمدیان: اما چنان که می‌دانید، کردها در توجیه لزوم استقلال کردستان علل دیگری را هم ذکر کرده اند. آقای بارزانی حتی همه پرسی را پرهیز از یک خطر عنوان کرد. او گفت: «همه پرسی استقلال برای هیچ کس خطری ندارد، در حالی که وضع موجود خطر بزرگی خواهد بود.»کردها به اعمال تبعیض و بی توجهی حکومت مرکزی نسبت به کردها و مسائل آنها اشاره کرده اند. از جمله مدعی شده اند که طی چند سال گذشته مقامات بغداد موادی از قانون اساسی در رابطه با کردها را اجرا نکرده اند. مثلا آنها ماده 140 قانون اساسی و تامین بودجه و تسلیح نیروهای پیشمرگه از دستور کار خارج ساخته و هم سهمیه کردستان را از بودجه عمومی قطع کرده اند. اولا آیا این کاستیها که «تبعیض» خوانده شده به صورت سیستماتیک و عمدی بوده یا شرایط عراق دولت را واداشته تا به صورت موقت و نه دایم، از اعطای برخی حقوق مذکور در قانون اساسی به کردها خودداری کند؟ ثانیا به نظر شما منظور آقای بارزانی از «خطر» چیست؟   معموری: همه‌پرسی در واقع رخدادی مخاطره‌انگیز است. این امر از یک سو به تقویت گرایش‌های ناسیونالیستی انجامیده و زمینه ایجاد نزاعات جدید در عراق را فراهم می‌آورد. مناطق به اصلاح مورد نزاع بین کردستان و حکومت مرکزی که حاوی تنوع قومی گسترده‌ای است، بیشترین هزینه را در این بین خواهند داد. این مناطق به محل درگیری بین قومیتها تبدیل خواهد شد. این وضع بالفعل بعد از رفراندم تا حد زیادی صورت گرفته است. ترک‌های کرکوک و شبک‌های دشت نینوی و اقلیت‌های دیگر از تعرض به مناطقشان از سوی تندروان کرد شکایت دارند. به علاوه، با توجه به نگرانی کشورهای همسایه از گسترش ایده استقلال کردستان به مناطق کردنشینشان دیگر، زمینه دخالت بیشتر آنها در امور داخلی عراق را فراهم آورده که به خودی خود به افزایش تنش در منطقه خواهد انجامید. اقلیم کردستان بالفعل از مشکلات متعدد اقتصادی و سیاسی رنج می‌برد که بخشی از آنها ناشی از سوء اداره حکومت مرکزی و عدم پایبندی به وعهده‌هایش است. بودجه اقلیم چند باری در دوره‌های محدود قطع شد و بخشی از مواد قانون اساسی و به طور مشخص همه‌پرسی در خصوص سرنوشت کرکوک از سوی بغداد عملی نشد. اما واقعیت امر آن است که مشکلات کردستان بسیار وسیعتر و بیشتر از این امر بوده و در نقطه مقابل، کردستان نیز تخلفات قانونی متعددی در خصوص مسؤولیتهایش نسبت به حکومت مرکزی داشته است. حکومت محلی کردستان بیش از دو سال است که مشروعیت خود را از دست داده است. دوره ریاست مسعود بارزانی در حدود سه سال است که به پایان رسیده است و او هم چنان حاضر به کناره‌گیری از قدرت و واگذاری آن به شخص منتخب دیگری نیست. پارلمان اقلیم بیش از دو سال است که با دستور بارزانی تعطیل شده و از ورود رئیس پارلمان به اربیل ممانعت می‌شود. منابع مالی اقلیم غالبا تحت کنترل خانواده بارزانی قرار داشته و حسابرسی روشنی و شفافی نسبت به فروش نفت و منابع مالی دیگر وجود ندارد. بنا به قانون اساسی عراق که مورد پذیرش حکومت اقلیم نیز بوده و اکثریت کردهای اقلیم نیز به آن رای مثبت دادند، مسؤولیت کنترل مرزهای خارجی به عهده خکومت مرکزی است و نفت و گاز و منابع طبیعی دیگر ملک همه عراقیان بدون استثنا به حساب می‌آید. این در حالی است که مرزهای شمالی کردستان با ترکیه و مرزهای شرقی آن با ایران از سالها پیش در کنترل حکومت اقلیم بوده و از این طریق منابع مالی فراوانی حاصلش می‌شود. به علاوه اقلیم از مدتها پیش به طور یک طرفه به فروش نفت به ترکیه اقدام ورزیده و ایرادات مالی آن به حساب اقلیم رفته و هیچ هماهنگی‌ای در این بین با بغداد صورت نمی‌گیرد. مناطق مورد نزاع نیز غالبا در جریان مقابله با داعش در کنترل نیروهای کرد قرار گرفته و آن را بدون هماهنگی با بغداد به کردستان ملحق کرده‌اند. بنابراین مشکلات در واقع از هر دو طرف است و حل آنها نیازمند تفاهم و مذاکره در چارچوب قانون اساسی کشور و با در نظر گرفتن مصالح علیای ملی است.   احمدیان: اجازه بدهید به مسئله اصلی این گفت و گو بپردازیم: بیانیه آیت الله سیستانی. مشهور است که ایشان غالبا از ورود به مباحث سیاسی بسیار پرهیز دارند و درباره مسائل خاص اظهار نظر نمی کنند. لذا به نظر می رسد که ایشان مجبور به اظهار نظر و صدور بیانیه در این مورد خاص شده است. به نظر شما چه چیز ایشان را واداشته تا به صورت مستقیم به مسئله ورود کنند؟ آیا پیش از این هم ایشان با چنین جدیتی وارد مسائل سیاسی شده اند؟   معموری: سیره آیت‌الله سیستانی بر آن است که با نگاه دستوری و ولایی وارد امور سیاسی نشده ولی در عین حال نگرش خود را در امور اساسی و کلان کشور به عنوان توصیه ارائه می‌دهد. این توصیه‌ها معمولا به جهت تمرکز داشتن بر امور کلی و اساسی و نه جزئیات اختلاف‌برانگیز و همچنین به جهت نگرش بی‌طرفانه و ملی، مورد حمایت اغلب گروه‌های سیاسی کشور قرار می‌گیرند. وی هرگز به مصالح شیعیان علی وجه الخصوص یا عرب‌ها و غیره توجه نشان نداده و بلکه به طور کلی مصالح ملی شهروندان عراقی را مد نظر قرار می‌دهند. برای مثال، نقطه تمرکز ایشان در سال‌های بعد از 2003 بر اجرای انتخابات و تعیین حکومت منتخب در عراق قرار گرفت و پس از آن توجه جدی بر ممانعت از ایجاد جنگ داخلی و اختلافات فرقه‌گرایی داشتند و در حادثه ظهور داعش به ایجاد بسیج مردمی فراگیر از همه گرایش‌های دینی و قومی زیر نظر حکومت ملی عراق دستور دادند. در طول سال‌های اخیر نیز همواره به ایجاد اصلاحات سیاسی و مبارزه با فساد و و وحدت ملی توصیه کرده‌اند. در حادثه اخیر نیز با صراحت و شفافیت کامل از گرایش‌های جدایی‌طلبانه در عراق انتقاد کرده و راه حل مشکلات جاری بین کردستان و بغداد را صرفا در قالب قانون اساسی و رویه‌های قانونی از جمله رجوع به دادگاه فدرال عراق دانستند.   احمدیان: پس از صدور بیانیه، هم دولت مرکزی عراق و هم مقامات اقلیم کردستان عکس العمل نشان دادند و از پیشنهاد آیت الله سیستانی استقبال کردند. مقامات اقلیم عراق گفتند به این بیانیه رسما پاسخ خواهند داد. مسئله ای که همواره مطرح بوده این است که با این که در قانون اساسی عراق هیچ نقشی به مرجعیت شیعه داده نشده، به نظر می رسد که آیت الله سیستانی از نفوذ و قدرت فوق العاده ای حتی در میان مردمان غیر شیعه و غیر عرب برخوردار است. به نظر شما این قدرت از کجا سرچشمه می گیرد؟   معموری: آیت‌الله سیستانی از قدرت قانونی در عراق برخوردار نیستند. این بدان معنا است که فرمایشات ایشان الزام قانونی بر مبنای قانون اساسی یا قوانین مصوب دیگر این کشور ندارد. این قدرت از اعتبار معنوی ایشان در بین اصناف مختلف مردم عراق و نه الزاما شیعیان ناشی می‌شود. نگاه مردم‌گریانه و انسانی و ملی‌گرایانه ایشان در طول زعامت دینی‌شان سبب شده که توصیه‌های ایشان با احترام و توجه ویژه از سوی غالب نیروهای سیاسی کشور مواجه شود.   احمدیان: حالا اجازه بدهید برویم سراغ اثرات این پیام. اساسا به نظر شما این پیام آیت الله به چه معنا است؟ از کلیت پیام آیت الله سیستانی بر می آید که با استقلال کردستان مخالف است. آیا این پیام معنای تهدید آمیز دارد؟ اگر ماجرا بالا بگیرد و حل نشود، آیا ممکن است آیت الله سیستانی همچون ماجرای داعش مردم را به مقابله با استقلال خواهان یا تجزیه طلبان فرا بخواند؟ اثرات این پیام را به طور کلی چگونه ارزیابی می کنید؟   معموری: آیت‌الله سیستانی با هر گونه تلاش برای تقسیم عراق مخالف است. وی این امر را زمینه ایجاد درگیری‌های درازمدت در منطقه می‌داند که آثار منفی آن دامن همه را خواهد گرفت. دلیل مخالفت ایشان با نخست‌وزیری دوره سوم نوری مالکی نیز از همین جهت بود که وی را سبب تفرقه و درگیری بین عراقیان می‌دانست که سرانجامش تجزیه کشور و استمرار آشوب و تنش بود. پیام ایشان به طور مشخص توصیه به بازگشت به مجاری قانونی حاکم در کشور بود. او به مرجع قرار دادن قانون اساسی در حل اختلافات و رجوع به مراجع قانونی تعیین شده در قانون اساسی از جمله دادگاه فدرال توصیه کرد. همچنین وی به اتخاذ مسیر گفتگو در حل مشکلات و پرهیز از بکارگیری خشونت توصیه اکید کرد. موضوع کردستان با مساله داعش تفاوت جدی دارد و از این رو امکان صدور فتوایی از ایشان همچون موضوع داعش وجود ندارد. ایشان تا پایان امر به شیوه‌های مسالمت‌آمیز در حل اختلافات پایبند خواهد مانده و از بکارگیری خشونت به شدت پرهیز خواهند داد. نیروهای هوادار وی در بین گروه حشدالشعبی نیز به توصیه‌های ایشان پایبند خواهند ماند. وی در برخورد با مخالفت‌های سیاسی مناطق سنی‌نشین پیش از پیدایش داعش نیز به همین شیوه عمل کرد. در آن زمان وی به شکل مستمر حکومت عراق را به گفتگو با معترضان توصیه کرده و به ایجاد توافق ملی بین همه اطراف مشارکت کننده در حکومت دعوت می‌کردند. احمدیان: بسیار سپاسگزارم که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. ]]> بين الملل Sun, 08 Oct 2017 14:49:16 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7492/ تروریست لاس‌وگاس از چه کسی مجوز ترور گرفته بود؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7533/ به گزارش دین‌آنلاین، هافینگتون پست در نوشته‌ای انتقادی به قلم سارا رویز گراسمن آورده است: اسفتن پدوک مرد 64 ساله‌ای بود که در روز یک‌شنبه جماعت حاضر در کنسرت لاس‌وگاس را هدف گلوله قرار داد و موجب کشته شدن 59 نفر و زخمی شدن بیش از پانصد نفر شد. پس از آن، مأمورین جنازۀ او را در کنار انباری از اسلحه در اتاق هتل پیدا کردند. اما حالا رسانه‌ها به جای اینکه بگویند پدوک مصداقی از معضلاتِ سیستماتیکِ خشونت‌های سفیدپوستان در امریکاست، وی را فردی موسیقی‌دوست و تنها توصیف می‌کنند که با تیراندازان دیگری که مردم را آماج گلوله‌های خود قرار می‌دهند فرق دارد! ابراهیم هوپر، سخنگوی شورای روابط اسلام و امریکا در پاسخ به هافینگتون‌پست عنوان داشت اگر این حادثه ارتباطی با اسلام و مسلمانان داشت، طور دیگری آن را بازنمایی می‌کردند. بلافاصله آن را تروریسم داخلی یا حتّی بین‌المللی می‌خواندند. در آن صورت، تیراندازی را یک جنایت فردی تلقّی نمی‌کردند، بلکه به کلّ جامعۀ مسلمانان یا دین اسلام وصل می‌کردند و تعمیم می‌بخشیدند. سیاست یک بام و دو هوا میان جانیان سفیدپوست و دیگران   1. اغلب به ویژگی‌های فردیِ جانیان سفیدپوست پرداخته می‌شود کمتر از 12 ساعت پس از تیراندازی لاس‌وگاس، «واشنگتن‌پست» تیتر زد پدوک اهل قمار و موسیقی کانتری بود و زندگی آرام و به دور از جنجالی داشت. این در حالی است که معمولاً به ویژگی‌های فردی تیراندازان مسلمان یا رنگین‌پوست اشاره‌ای نمی‌شود. وقتی یک سیاه‌پوستِ غیرمسلّح کشته می‌شود، اولین چیزی که رسانه‌ها دربارۀ او می‌گویند بدی‌های آن شخص است. اما وقتی یک سفیدپوست دیگران را سلّاخی می‌کند، از علاقه‌مندی‌های او حرف می‌زنند! رسانه‌ها دربارۀ پدوک نوشتند او با تیراندازان دیگر فرق داشت، چون سابقۀ جنایی نداشت. در حالی که اصلاً این چنین نیست و اکثر تروریست‌های داخلی امریکا سفیدپوست هستند.   2. جانیان سفیدپوست معمولاً افرادی تنها تصویر می‌شوند که مبتلا به اختلالات روانی هستند درست چند ساعت پس از حادثۀ تیراندازی، رسانه‌ها پدوک را فردی تنها و منزوی خواندند که هیچ ارتباطی با گروه یا نهاد دیگری نداشته است. آنها می‌خواهند این گونه القا کنند که جانیان سفیدپوست جزئی از یک گروه بزرگ‌تر نیستند. اما اگر مسلمانان مرتکب اقدامات خشونت‌آمیز شوند، منتقدان معمولاً دین اسلام را ریشۀ معضل می‌خوانند. اگر یک مسلمان این کار را بکند، کلّ دین اسلام زیر سؤال می‌رود. اگر جانی یک سیاه‌پوست باشد، کلّ نژاد سیاهان گناهکار قلمداد می‌شود، اما اگر جانی سفیدپوست باشد، به عنوان یک شخص تنها یا دچار اختلال روانی معرّفی می‌شود که نیاز به ترحّم دارد! ترامپ و شهردار لاس‌وگاس نیز پدوک را یک دیوانه خواندند. شاید بعضی از جانیان دچار بیماری روانی باشند، اما اگر همیشه جانیان سفیدپوست را بیمار روانی عنوان کنیم، از یک طرف آنها را به خاطر عملکردشان تبرئه می‌کنیم و از طرف دیگر مانع از آن می‌شویم که راه‌حلّ مناسبی برای رفع معضلِ جنایات سفیدپوستان پیدا شود.   3. قاتلان سفیدپوست هیچ‌وقت برچسب «تروریست» نمی‌خورند حادثۀ روز یک‌شنبه موجب ایجاد ترس و وحشت در میان هزاران تن از مردم شد، اما کسی پدوک را تروریست (به معنی کسی که با انگیزه‌های سیاسی یا ایدئولوژی ایجاد رعب و وحشت می‌کند) نخواند. چرا؟ چون او یک سفیدپوست بود. اما اگر رنگین پوست یا خصوصاً مسلمان بود، بی‌شک بدون این که انگیزه‌های او از این اقدام را بررسی کنند، برچسب تروریست بر پیشانی‌اش می‌چسباندند.   4. آدمکش‌های سفیدپوست معمولاً از رئیس‌جمهور مجوّز می‌گیرند دونالد ترامپ حملۀ روز یک‌شنبه را عملی شرورانه خواند و در توئیتر به قربانیان و خانواده‌هایشان تسلیت گفت. اما در مواردی که مشابهِ همین جنایت توسط مسلمانان صورت گرفته، واکنش ترامپ بسیار متفاوت بوده است. وی حملات مسلمانان را «حملات تروریستی» و «غیرقابل‌تحمّل» می‌خواند و خواستار ممنوعیت ورود مسلمانان به خاک آمریکا می‌شود. اما هنگامی که سفیدپوستان آمریکایی دست به چنین جنایاتی می‌زنند، صرفاً برچسب «دیوانه» به آنها می‌زند و احساس نمی‌کند که نیاز به اقدام متقابل یا تغییر روش وجود داشته باشد! ]]> بين الملل Sat, 07 Oct 2017 22:53:15 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7533/ توضیحات مسجدجامعی درباره مسئله کردستان عراق http://dinonline.com/doc/report/fa/7514/ نامساعد بودن شرایط منطقه و جهان برای پذیرش نتیجه رفراندودم ـ رفراندوم کردستان عراق در موقعیّتی برگزار شد که شرایط منطقه‌ای و بلکه اروپایی و جهانی به گونه‌ای نیست که نتایج آن را بپذیرد. پس از سقوط بلوک شرق کشورهای فراوانی از درون شوروی و یوگسلاوی سابق سربرآوردند و مستقل شدند، امّا اوضاع عمومی و منطقه‌ای در حال حاضر به کلی متفاوت با آن دوران است. در آن ایام قدرت‌های بزرگ جهانی جهت از بین بردن نهایی بلوک شرق از گرایش‌های استقلال‌طلبانه‌ای که در قلمرو شوروی وجود داشت، به عناوین مختلف حمایت می‌کردند، اگرچه مسئله در مورد یوگسلاوی به گونه‌ای دیگر بود. از این گذشته که نسبت اقوام و قومیت‌های موجود در آن دو کشور با مسکو و بلگراد، همانند نسبتی نبود که بین کردهای کردستان عراق و بغداد وجود دارد. از استقلال‌طلبی کردها تا رفراندوم در کاتالونیا ـ در اروپای کنونی عملاً دو جریان استقلال‌طلب فعال وجود دارد. یکی کاتالان‌ها هستند و دیگری اسکاتلندی‌ها. با آنکه اتحادیه اروپا خود را متعهد به دفاع از حقوق اقلیت‌ها می‌داند، امّا آنان مخالف هر نوع تصمیم یک‌جانبه‌ای هستند که بدون هماهنگی با پایتخت کشوری که در آن قرار دارند، اتخاذ شود. آنها علیرغم آنکه از پلیس اسپانیا به دلیل برخورد خشونت‌بارش با هواداران رفراندوم انتقاد کردند، امّا بدان لحاظ که این رفراندوم بدون جلب موافقت مادرید صورت گرفت، آن را غیرقانونی دانستند؛ و هم‌اکنون سخت در پی یافتن راه‌حلّی هستند که مانع از جدایی این دو شوند و حتی خود را به دلیل عدم مبادرت به میانجی‌گری قبل از برگزاری رفراندوم، سرزنش می‌کنند. صرف‌نظر از این نکته آنها به خوبی می‌دانند که نمی‌توانند پی‌آمدهای چنین جریان‌هایی را تحمل و حتی محاسبه کنند. استقلال کاتالان‌ها به معنای تحریک گرایش استقلال‌طلبانه در بسیاری از نقاط اروپا است. از شمال ایتالیا گرفته تا ایرلندی‌های شمال انگلستان و فیلامان‌های بلژیک و آلبانیایی تبارهای کوسوو و مجارهای ترانسیلوانیا و باسکی‌های منطقه باسک که هم در اسپانیا هستند و هم در فرانسه. همه مشکلات استقلال‌طلبان در جهانی ناآرام ـ ادامه چنین جریانی ثبات اجتماعی و سیاسی آنها را به شدت تهدید خواهد کرد و به برخوردهای نژادی و قومی و زبانی و ناحیه‌ای خواهد انجامید. مضافاً که این جریان موجب تثبیت موقعیت روس‌ها در کریمه خواهد شد، چرا که اکثریت مردم آن خواهان الحاق به روسیه هستند و طی رفراندومی با اکثریت مطلق بدان رأی دادند. علت اصلی تیرگی روابط غرب و روسیه همین مسئله کریمه بود؛ لذا به رسمیت شناختن جنبش‌های استقلال‌طلبانه کنونی به معنای مهر بطلان‌زدن به سیاست ضدروسی آنان خواهد بود که تحریم‌های مختلفی در پی داشت. مسئله تنها اروپا نیست، اصولاً داعیه‌های استقلال‌طلبانه برای کشورهای بزرگی چون روسیه و هند و چین و حتی برزیل و امریکا و برخی از کشورهای آفریقایی مشکل‌آفرین خواهد بود. ایالت سان‌پائولوی برزیل و کالیفرنیای امریکا، به دلائل اقتصادی قابل درک، از مدتها قبل خواهان استقلال بوده‌اند. طوارق در مالی خواهان کشور بزرگ خویش هستند که مشتمل است بر طوارق موجود در مالی و نیجر و لیبی و الجزائر و چاد. چنانکه بربرهای شمال آفریقا هم چنین ایده‌آل‌هایی دارند. با توجه به ارتباط‌های اینترنتی و شدت یافتن تأثیر و تأثرهای متقابل، بی‌اعتنایی به رشد جریان‌های استقلال‌طلب می‌تواند مشکلات فراوانی برای جهان ناآرام و پرتنش ما ایجاد کند. البته مسئله صرف استقلال‌‌‌طلبی نیست، چنین ایده‌ای به خودی خود موجب افزایش کینه و دشمنی و زنده‌شدن خاطرات منفی تاریخی می‌شود و ممکن است به اقدامات مسلحانه غیرقابل کنترل بینجامد، همانگونه که در بسیاری از موارد در گذشته چنین بوده است. مبتکران رفراندوم اخیر اگر شناخت دقیق‌تر و عقلانی‌تری نسبت به اوضاع جهان امروز می‌داشتند به چنین اقدامی، حداقل در زمان کنونی، دست نمی‌یازیدند. تحریک احساسات مردم و تهدید و تطمیع مستقیم و یا غیرمستقیم کسانی که مخالف آن بودند، به نفع هیچ کس و حتی خود کردهای عراقی نیست. آنها محتاج امنیّت، رفاه و پیشرفت در زمینه‌های مختلف هستند و نه اقداماتی که در تعارض با این همه است. وضعیت عمومی آنها پس از سقوط صدام به مراتب بهتر از عراقی‌های دیگر است و سهم نسبی آنان از درآمد نفت به مراتب بیش از آنها است و عمران و توسعه حاصل شده در قلمرو آنان اصولاً قابل مقایسه با نقاط دیگر عراق نیست. به احتمال فراوان غلیان برانگیخته شده در کردستان فروخواهد نشست. تصور بانیان رفراندوم این بود که دیگران، به ویژه کشورهای خارج از منطقه، از ابتکار آنان پشتیبانی خواهند کرد که نه چنین شد و نه تا آینده‌ای قابل پیش‌بینی چنین خواهد شد. شرایط در حال حاضر به گونه‌ای است که حتی اسرائیل که از اقبال برخی از جوانان کرد شوق‌زده شده بود، از سخنان صریح و غیرصریح خود عقب نشست. مضافاً که آنان از ابتدای تأسیس‌شان در پی کشف گسل‌های اجتماعی و قومی و دینی کشورهای منطقه بودند و پیوسته در جهت تقویت این گسل‌ها تلاش می‌کردند. مواضع ایران درقبال مسئله کردستان ـ در اتخاذ مواضع حادّ و برانگیزاننده نباید چندان عجله کرد. زمان و واقعیت‌های سخت موجود آنان را تعدیل خواهد کرد و ما نباید بهای این تعدیل را بپردازیم، فقط باید به زمان فرصت داد. گذشته از همه این نکات کردها اصولاً از اقوام ایرانی هستند و نه تنها زبان، بلکه فرهنگ و تمدن‌شان هم دارای ریشه‌های ایرانی است. نسبت ما و آنها متفاوت و بلکه به کلی متفاوت است با نسبت همسایگان دیگر و آنها. این واقعیتی است که همگان بدان اعتراف دارند و رابطه ما و آنها و حتی در سطح توده مردم، به جز موارد نادر، پیوسته خوب و صمیمانه بوده است. آنها صریحاً و مکرراً از ایران به دلیل کمک‌ها و همکاری‌های سریع و بدون قید و شرطش به هنگامی که اربیل توسط داعشیان مورد تهدید جدّی قرار گرفت، تشکر کردند و این حاکی از رابطه خوب و قدرشناسانه آنها است. چنانکه بهتر است ما سیاست مستقل خویش را در قبال آنها داشته باشیم و البته در چارچوب این سیاست می‌توان و بلکه باید با دیگران و نیز ترکیه همراهی کرد، امّا این دو کشور در این مورد نمی‌توانند از سیاست کاملاً یکسانی پیروی کنند. نحوه همکاری با ترکیه برسر مسئله کردستان ترکیه جدی‌ترین همسایه ما است و همکاری با او به نفع طرفین و بلکه به نفع کل منطقه است. مضافاً که این ابتکار به ایجاد و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای کمک می‌کند که همه بدان نیاز دارند، امّا نباید فراموش شود که تاریخ و ماهیت مشکلات ترکیه و اکراد متفاوت است با مشکلاتی که ما با رفراندوم اخیر داریم. از این گذشته عملاً ظرفیت‌های ما متفاوت است. ترکیه به دلیل زیرساخت‌های صنعتی و ساختارهای اقتصادی و تجاریش و ویژگی‌های سیاست خارجی‌اش، قدرت مانور فراوانی دارد که پیوسته از آن بهره می‌گیرد. هم‌اکنون رابطه تجاری آنها و کردستان عراق بالغ بر دوازده میلیارد دلار می‌شود که به نوبه خود نوعی وابستگی را ایجاد کرده و ترک‌ها می‌توانند از این واقعیت در آنجا که منافع‌شان اقتضاء می‌کند، به‌گونه‌ای یک‌جانبه سود برند. همکاری مشترک ما که اصل آن ضروری و مفید است می‌باید در چارچوبی قرار گیرد که نتایج نهایی به یک سوی نرود. این تجربه را در مجموعه «اکو» هم شاهد بودیم. ایران از تمام ظرفیت خود برای احیاء و گسترش این سازمان استفاده کرد امّا نتایج نهایی، حداقل در زمینه اقتصادی، نصیب دیگران گردید؛ چرا که آنان توان و آمادگی بیشتری داشتند. ]]> بين الملل Sat, 07 Oct 2017 07:01:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7514/ آزادی‌های زنان در عربستان سعودی تا به کجا خواهد رسید؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7532/ به گزارش دین‌آنلاین، به نوشتۀ نشریۀ اماراتیِ نشنال، این اتّفاق از اصلاحات مهمّی است که اقتصاددانان و مفسّران آن را یک نقطۀ‌عطف برای آیندۀ مملکت سعودی می‌دانند. همین چند وقت پیش بود که ریاض نخستین سخنگوی زن خود را برای فعّالیت در سفارت عربستان واقع در واشنگتن منصوب کرد. در واقع، حکم اخیرِ ملک سلمان یکی از تغییرات مهمّ اجتماعی است که اخیراً در عربستان شاهد آن بوده‌ایم. محمد بن سلمان، شاهزادۀ ولیعهد سعودی فکرهای بزرگی در سر دارد. وی عنوان داشته که اگر مردم عربستان خودشان به این نتیجه برسند که باید تغییر کنند، می‌توانند تا آسمان‌ها پیشرفت کنند. بن‌سلمان پروژۀ عظیمی با هدف تبدیل خطّ ساحلی دریای سرخ به اماکن تفریحی راه‌اندازی کرده است. این اقدام نیز جزئی از چشم‌انداز 2030 ولیعهد است. بن‌سلمان عنوان داشته که قصد دارد میزان مشارکت اجتماعی زنان را از 22درصد به 30درصد افزایش دهد. اندکی پیش از اعلام پروژۀ دریای سرخ ملک سلمان حکم سلطنتیِ مهمّ دیگری صادر کرد مبنی بر این که زنان اجازه دارند بدون نیاز به اذن سرپرست مذکّرشان به خدمات دولتی (مثل خدمات درمانی و آموزشی) دسترسی داشته باشند. با توجّه به این سیر سریعِ تحوّلات اجتماعی، می‌توان انتظار داشت که تغییرات مثبت بیشتری در راه باشد. چند روز پیش از صدور این حکم نیز زنان برای نخستین بار اجازۀ حضور در استادیوم ورزشی را پیدا کردند. زنان سعودی و سران جهانی همه از این تصمیم استقبال کرده‌اند. با این تحوّلات اخیر، مردم سعودی نسبت به آینده خوشبین‌تر شده‌اند. پیش‌بینی می‌شود که با رفع ممنوعیت از رانندگی زنان، زمینه بیش از پیش برای افزایش آزادی‌های زنان در جامعۀ سعودی فراهم شود. البته این تصمیم با مخالفانی از میان محافظه‌کاران نیز مواجه بود. دستگیری تعداد قابل‌توجّهی از روحانیان و فعّالان معروف حامل این پیام است که جوّ فعلی حاکم بر عربستان خرده‌گیری و انتقاد از تصمیمات کلیدی مملکت را برنمی‌تابد. اما به گفتۀ مقامات سعودی، نقاط مثبت این تصمیم بر جوانب منفیِ آن غالب است. چراکه با عملی شدنِ این حکم، حضور زنان بیشتر در تشکیلات سعودی پررنگ‌تر خواهد شد. نشریۀ نشنال در یکی دیگر از مطالب خود می‌نویسد عربستان با محقّق ساختن وعدۀ خود مبنی بر ارائۀ حق رانندگی برای زنان، به سرمایه‌گذاران این پیام را می‌دهد که مقامات سعودی نسبت به محقّق ساختن برنامۀ اصلاحات اقتصادی متعهّد هستند و به گفته‌های خود جامۀ عمل می‌پوشانند. به نوشتۀ نشریۀ سعودی گزت، این حکم تنها برای زنان سعودی اهمیت ندارد، بلکه برای کلّ مملکت سعودی و حتّی خاورمیانه ارزشمند است. این حکم چیزی فراتر از اعطای حقّ رانندگی به زنان است و به منزلۀ پذیرش ارزش و جایگاه نیمی از جمعیت کشور و احیای آزادی و شرف زنان است. در حقیقت، دین اسلام در ارائۀ حقوق برابر به زنان و مردان در جهان پیشتاز بود، اما متاسفانه عربستان با در پیش گرفتنِ تاریک‌اندیشی، مردسالاری و زن‌ستیزی از سنّت‌های درخشان اسلامی فاصله گرفت. این دین اسلام نبود که حقوق و آزادی‌های زنان را محدود کرد، بلکه عربستان خود این کار را انجام داد. عربستان با محدود ساختن حقوق اولیه و توانایی‌های زنان و دخترانِ خود، به خود و نسل‌های آیندۀ خود بزرگ‌ترین ظلم را می‌کند. این معادلۀ ساده‌ای است؛ سعودی‌ها برای تربیت انسان‌های آگاه، باسواد و دارای اعتماد به نفس به مادران آگاه، تحصیل‌کرده و دارای اعتماد به نفس احتیاج دارند. این در حالی است که در بعضی از کشورهای اسلامی دیگر مثل امارات، ترکیه، ایران و پاکستان، زنان با حفظ حجاب و هنجارهای دینی-اجتماعی، مجازند در عرصه‌های مختلف به فعالیت بپردازند و حتی به عضویت نیروهای مسلّح درآیند و خلبان هواپیمای جت شوند! اما حالا با این تصمیم جدید ملک سلمان، زنان عربستان گام در مسیری طویل و هیجان‌انگیز گذاشته‌اند. زمان آن رسیده که زنان سعودی (و تمام زنان مسلمان جهان) را تشویق کنیم تا تمام توانایی‌های خود را از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآورند و از هر لحاظ که می‌توانند در جوامع خود به نقش‌آفرینی بپردازند. ]]> بين الملل Fri, 06 Oct 2017 14:49:55 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7532/ تحلیل اکونومیست از رفتار متفاوت عربستان با زایران شیعه و ایرانی در حج امسال http://dinonline.com/doc/article/fa/7528/ به گزارش دین‌آنلاین، اکونومیست در گزارشی رفتار متفاوت مقامات عربستان سعودی را با زایران ایرانی بررسی و تحلیل کرده است. در این گزارش آمده است: به نظر می‌رسد عربستان تصمیم گرفته است در روابط خصمانۀ خود با شیعیان و خصوصاً قهرمانِ آنها یعنی ایران تجدیدنظرهایی انجام دهد. این در حالی است که مملکت سعودی ده‌ها سال است که به جبهۀ دگم‌اندیشیِ اهل‌سنّت علیه شیعیان تبدیل شده است. رسانه‌ها مطالب بسیاری علیه روافض (شیعیان) منتشر می‌کردند و شیعیان خارج از محدودۀ شکل صحیح اسلام به شمار می‌رفتند. اما امسال مراسم حج که غالباً با مشکلاتی مواجه می‌شد به لحاظ حضور فرق مختلف اسلامی، مراسمی استثنایی بود و با وجود افزایش 20درصدیِ تعداد حجّاج، شاهد بروز هیچ سانحۀ خاصّی نبودیم. ایران نیز از سعودی ها مراتب تشکّر را به جا آورد. ملک سلمان بن عبدالعزیز که در سال 2015 که به قدرت رسید، به همراه پسر جوانش محمّد که وزیر دفاع نیز هست در ابتدا تصمیم گرفتند به‌ هر زوری شده، از قدرت و نفوذ ایران در منطقه بکاهند. آنها با متّحدان حوثیِ ایران در یمن که کنترل صنعا را به دست گرفته بودند وارد جنگ شدند و از غرامت‌طلبیِ ایران به خاطر کشته شدن صدها زائر ایرانی در سال 2015 در مکّه خودداری کردند. سال پس از آن نیز شیخ نمر، روحانی جنجالیِ شیعیان را سر بریدند. روابط دیپلماتیک با ایران را قطع کردند و سردمدار اتّحاد نظامی بزرگی متشکّل از کشورهای سنّی شدند. حال دو سال از این اتّفاقات می‌گذرد و اکنون به نظر می‌رسد که شاهزاده محمّد که از ماه ژوئن ولیعهد عربستان شده است فکرهای تازه‌ای در سر می‌پروراند. او به جای مقابله با کشورهای مختلف وابسته به ایران، دارد دل آنها و حاکمان شیعی‌شان را به دست می‌آورد. عربستان روابط خود با عراق را که 25 سال پیش قطع شده بود از سر گرفته است. بن‌سلمان رئیس ستاد خود را برای به امضا رساندن معامله‌ای در حوزۀ اشتراک اطلاعات راهی بغداد کرد و نمایندگی‌های تجاری عراق را به ریاض منتقل ساخت. وی در ماه ژوئن میزبان حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق بود و در ماه ژوئیه با یکی از آتشین‌مزاج‌ترین روحانیان شیعۀ عراق، مقتدی صدر دیدار کرد. عربستان قصد دارد در شهر نجف یک کنسول‌گری افتتاح کند و برای هزاران شیعۀ سعودی که قصد زیارت مرقد امام علی را دارند پروازهای مستقیمی ترتیب دهد. عادل الجبیر، وزیر امورخارجۀ سعودی با اشاره به رو به خاموشی رفتنِ آتش جنگ در سوریه و افول داعش می‌گوید: "فرقه‌گرایی باید از میان برود. منطقه در حال آرام شدن است." سعودی‌ها دربارۀ سوریه نیز تغییر نگرش داده‌ و موضع نرم‌تری در رابطه با علویان و رژیم بشّار اسد در پیش گرفته‌اند. سعودی‌ها همچنان در حال بمباران کردن شمال یمن هستند. اما آنجا هم با آشتی‌جویی بیشتری عمل می‌کنند و برای به توافق رسیدن مشتاق‌تر هستند. عجیب‌تر آن است که سعودی‌ها به خاطر حملۀ هوایی‌ای که در 25 ماه اوت در صنعا صورت گرفت و منجر به کشته شدن 14 غیرنظامی شد عذرخواهی کردند. یکی از سخنگویان سعودی نیز از بازگشایی فرودگاه صنعا و بزرگ‌ترین بندر یمن، بندر «حدیده» دم زده است. بعضی از مقامات سعودی می‌گویند که قصد دارند دوباره دل متّحدان عرب ایران را به دست بیاورند تا بتوانند از این طریق با قدرت و نفوذ ایران مقابله کنند. یکی از آنها می‌گوید: "هرچه بیشتر به عراقی‌ها نزدیک شویم، ایرانی‌ها کمتر خواهند آمد. عراق متعلّق به جهان عرب است." بعضی از ناظران مصالحه و آشتی میان ایران و عربستان سعودی را پیش‌بینی می‌کنند و از معاملۀ بزرگی سخن می‌گویند مبنی بر این که سعودی‌ها برتریِ ایران را در شمال خاورمیانه، از جمله در سوریه به رسمیت بشناسند و در قبال آن دستِ عربستان در کشورهای حوزۀ خلیج و شبه‌جزیرۀ عربی باز باشد. اما جبیر این حرف‌ها را مضحک می‌خواند. یکی از مقامات سعودی ایران را متّهم به توطئه‌های تروریستی در کویت و بحرین می‌کند و از مداخلۀ ایران در یمن اظهار تأسف می‌کند و می‌گوید: "شما فقط حرف‌های شیرین دولت روحانی را می‌شنوید، اما ما اقدامات مهاجمانۀ سپاه پاسداران را می‌بینیم." لذا هرگونه پیشرفتی در این زمینه دشوار خواهد بود. ]]> بين الملل Thu, 28 Sep 2017 17:49:01 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7528/ گام بزرگ تونس در راستای احقاق حقوق زنان مسلمان http://dinonline.com/doc/report/fa/7511/ براساس قانون قبلی کشور که قدمت آن به سال 1973 بازمی‌گردد، اگر یک زن مسلمان و یک مرد غیرمسلمان قصد ازدواج با یکدیگر را داشتند، ابتدا مرد باید مسلمان می‌شد و مدرک مستندی از اسلام آوردن خود ارائه می‌داد. اما مردان مسلمان از لحاظ قانونی برای ازدواج با زنان غیرمسلمان آزاد بودند و نیازی به اسلام آوردن آن زن نبود. بنا به نقل بی‌بی‌سی، تونس با این اقدام جدید از دیگر کشورهای حوزۀ خاورمیانه و آفریقای شمالی که در آنها زنان همچنان برای ازدواج با غیر هم‌کیشان خود مشکل دارند متمایز می‌گردد. این اقدام جدیدترین حرکت ترقی‌خواهانۀ رئیس‌جمهور نود سالۀ تونس، باجی قائد سبسی است. در ماه اوت، سبسی با استناد به قانون اساسی کشور در سال 2014 که پیرو شورش‌های بهار عربی مقرّر شد، اظهار داشت حکومت ملزم است که برابری کامل را میان زنان و مردان محقّق سازد و از وجود فرصت‌های برابر برای همگان اطمینان حاصل کند. رئیس‌جمهور کمیسیونی تشکیل داده که وظیفۀ آن اصلاح سیاست‌هایی است که هم به حقوق ازدواج زنان و همچنین به قوانین وراثت مربوط می‌شود. براساس قوانین فعلی کشور تونس در حوزۀ وراثت، دختران تنها نصف پسران از والدین خود ارث می‌برند. سبی عنوان داشت امیدوار است تونس بتواند ترقّی کند و به برابری کامل و حقیقی بین شهروندان زن و مرد خود برسد. در ماه ژوئیه، کشور تونس در راستای گسترش حقوق زنان دست به اقدام دیگری زد و قانونی را که متجاوزین جنسی را در صورت ازدواج با قربانی‌شان مورد عفو قرار می‌داد ملغا ساخت. در همان ماه دولت قانونی به تصویب رساند که در آن سیاست‌های خاصی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان و پیگرد قانونی این خشونت‌ها مقرّر شده بود. این قانون مسائل مربوط به آزار و اذیت جنسی و تبعیض اقتصادی را نیز دربرمی‌گرفت. آمنا گوئلالی، از پژوهشگران ارشد تونس که برای دیده‌بان حقوق بشر فعالیت می‌کند ضمن بیانیه‌ای عنوان داشت: "قانون جدید تونس به زنان امکانات لازم را می‌دهد تا بتوانند در مقابل اقدامات خشونت‌آمیز شوهر، بستگان و دیگران از خود محافظت به عمل آورند." اما تکاپویی که در جهت احقاق حقوق زنان برپا شده است (به‌ویژه در حوزۀ وراثت) انتقادات بعضی از رهبران مذهبی و زنان عملگرا را سبب شده است، چراکه این افراد معتقدند تغییرات مطرح‌شده با دین اسلام مغایرت دارد. در ماه اوت گروهی از ائمۀ جماعت و الهیدانان بیانیه‌ای منتشر کردند و تغییرات پیشنهادی در قوانین وراثت را محکوم ساختند و آن را نقض آشکار احکام دین اسلام خواندند. ماه گذشته مونا ابراهیم، نائب رئیس حزب سیاسی محافظه‌کار «النهضه» اظهار داشت نظام وراثتی که در متون مقدس اسلامی مقرّر شده بر مبنای این اندیشه استوار است که مردان برخلاف زنان، باید درآمد خود را صرف تأمین معاش خانواده سازند. ]]> بين الملل Mon, 18 Sep 2017 21:00:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7511/