پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين بين الملل :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/politic/international Tue, 18 Jun 2019 02:07:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 18 Jun 2019 02:07:31 GMT بين الملل 60 گزارش رسانه امریکایی علیه مسیحی‌ستیزی در چین http://dinonline.com/doc/news/fa/8160/ به گزارش دین‌آنلاین، فاکس‌نیوز در گزارشی آورده است: یک نهاد حقوق بشری چینی مدافع آزادی مذهبی و اصل تساوی حقوق پشتیبانی خبر داده است که اداره دولتی رادیوی شهری هبی در استان هنان، برنامه‌ای را با عنوان "زیان بزرگ مسیحیت برای امنیت چین" برای اعضای حزب کمونیست اجرا نموده است. این نهاد در ادامه گزارش خود آورده است: دولت چین بارها ادیان از جمله مسیحیت را در راستای تلاش‌های خارجی قلمداد نموده که سعی در تخریب حکومتش دارند، هر چند که در این راستا هیچ نوع ادعای مستدلی ندارد. در نتیجه، آنها به تحت فشار قرار دادن پیروان ادیان پرداخته و به صراحت اعضای حزب کمونیست را از انجام اعمال مذهبی منع می‌نمایند. پروفسور ینگ فوک سانگ، مدیر مدرسه الهیات دانشگاه چینی هنک کنگ می‌گوید که سمینار برگزار شده توسط حزب کمونیست چین نشان دهنده سیاست‌های نظارتی سختگیرانه ایدئولوژی حزبی در شبکه‌های تلفنی و اینترنتی است و او عقیده دارد رئیس جمهور شی جین پینگ تهدید مذهب برای چین را برجسته می‌نماید. یک مسیحی کاتولیک دیگر به نام پائول نیز در این‌باره گفته است که اداره دولتی که مجری برنامه ذکر شده بوده است دارای ارتباطات کاری با آژانس های امنیتی است. کریستین پست نیز گزارش داده است که تعداد پیروان مسیحیت در چین از زمان انقلاب فرهنگی دارای رشد محسوسی بوده است و تا سال 2030 به بزرگترین جمعیت مسیحی در جهان تبدیل خواهند شد. اندرو بوید سخنگوی بنیاد خیریه Release International به فاکس نیوز گفته است که حکومت کمونیست چین از آنجا که شاهد هیچ نوع اعتراضی از جانب غرب نمی باشد در ارتباط با آزار و اذیت مسیحیان چینی جسورتر گشته است. ]]> بين الملل Sun, 26 May 2019 18:40:03 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/8160/ مسیحیان انجیلی تمایل کمی به تعامل با مسلمانان دارند http://dinonline.com/doc/report/fa/8151/ اطلاعات به دست آمده به وضوح تفاوت میان مسیحیان انجیلی و مسلمانان آمریکایی را نشان می‌دهد. بیش از ۵۰ درصد از مسلمانان گزارش دادند که به طور منظم با مسیحیان تعامل دارند و معتقدند چنین تعاملی به آن‌ها کمک می‌کند تا درک بهتری از گروه دیگر داشته باشند. اما این رقم برای مسیحیان انجیلی تنها ۲۲ درصد گزارش شد. مسیحیان بیشتر بر تفاوت‌های بین دو گروه تأکید داشتند. هر دو گروه احساس می‌کنند که روابط آن‌ها می‌تواند نسبت به حالت فعلی بهبود پیدا کند. دو گروه مسلمانان و مسیحیان انجیلی ارزش‌های مذهبی مشترکی مانند خانواده، بهبود اوضاع جهان و نیایش‌های روزانه را مطرح کردند. آن‌ها این عوامل مشترک را راهی برای همدلی و در نتیجه بهبود روابط بین دو گروه می‌دانند. در این زمینه مسیحیان انجیلی تفاوت‌های میان مسلمانان و مسیحیان را بیشتر برجسته می‌کردند. تعاملات بیشتر میان این دو گروه منجر به کشف شباهت‌های بیشتر بین اسلام و مسیحیت می‌شود. تعداد کمی از مسیحیان با مناسبت‌ها و اصطلاحات اسلامی آشنا بودند. حتی آن دسته از مسیحیان انجیلی که مرتباً با مسلمانان در ارتباط هستند، نمی‌توانند اصطلاحات اسلامی مانند شریعت، ماه رمضان و حجاب را تعریف کنند. هر دو گروه در این زمینه که احساسات ضد اسلامی در جامعهٔ مسیحیت انجیلی وجود دارد، توافق دارند و معتقدند مسلمانان به خاطر ایمان و عقیده‌شان مورد تبعیض قرار گرفته‌اند. ۶۲ درصد از مسیحیان انجیلی در نظرسنجی، تأیید کردند که احساسات ضد اسلامی در میانشان وجود دارد. این دو گروه تفاوت‌های قابل توجهی در نحوهٔ نگرششان به مسائل ژئوپولیتیکی نشان می‌دهند. ۶۱ درصد از مسیحیان انجیلی از محدودیت‌های مسافرتی مسلمانان که توسط رئیس جمهور ترامپ اعمال شد، حمایت کردند. در مقابل بیش از ۷۰ درصد از مسلمانان این محدودیت‌ها را صرفاً محدودیتی ناظر به مسلمان بودنشان می‌دانند. همچنین ۵۸ درصد از مسیحیان انجیلی مهاجرت از آمریکای مرکزی به ایالات متحده را تهدیدی برای این کشور می‌دانند، در حالی که مسلمانان با این موضع موافق نیستند. ]]> بين الملل Tue, 07 May 2019 21:01:56 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8151/ ما چه نسبتی با جهان عرب داریم؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/8155/ ۱ پرسش اصلی این نوشته را به جهت اهمیت آن در جایگاه عنوان نیز قرار دادم، چراکه معتقدم پس از ورود ایران به دوران معاصر این پرسش باید با قدرت و قوت بیشتری توسط روشنفکران، روحانیون و دانشگاهیان کشورمان مطرح می‌شد. این پرسش از باب معاصر بودن و ورود غرب آسیا به دوران تجدد که بنا بر روایتی می‌توان آن را برای ایرانیان پس از شکست در برابر روس‌ها و برای جهان عرب پس از حملۀ ناپلئون به مصر دانست، پرسشی بنیادین است. پیش از ورود به عصر نو، ارتباط ایرانیان و اعراب با ورود اسلام به ایران به مسئله‌ای دینی‌-سیاسی بدل شد که گاهی با تخاصم در نمادها و نمودهای شعوبی‌گری و گاه با همسازی در نمادها و نمودهایی چون آل‌بویه رخ نمود. با تغییر عالم و آدم در عصر جدید و نمایان شدن تطوارت عقل و تحولات معنای انسان، پرسش از نسبت ما با جهان عرب به جهت ظهور و بروز ایدئولوژی‌های نوینی چون سوسیالیسم، کمونیسم، لیبرالیسم، ناسیونالیسم و جنبش‌های هویت‌گرای قومی چون ناصریسم و اصالت‌گرای مذهبی چون سعودیسم، پرسشی عمیقاً فکری-فرهنگی است که در لایه‌های ضخیمی از سیاست و اختلافات مذهبی احاطه شده است. پرسش از نسبت میان ما ایرانیان و جهان عرب می‌تواند پاسخ‌هایی داشته باشد که راه‌گشای حل مسائل پرتعدادی شود، مسائلی که از زمان جنبش مشروطه در ساحات مختلف زیست ما هنوز هم لاینحل باقی مانده‌اند. پرسش از نسبت ما با تجدد، راه‌های پیشرفت و توسعه در عین توجه به دین، وضعیت تاریخی ما در نسبت با مدرنیته، روند مدرنیزاسیون و تحولات آیندۀ آن و مسائلی ازاین‌دست می‌تواند در پرتو توجه به فهم نسبت ما با جهان عرب از دریچۀ گفت‌وگو و ارتباط دوسویه روشن‌تر شود. فهم نسبت ما به جهان عرب وام‌دار قطع رابطه و گفت‌وگوی فکری-فرهنگی و شکل نگرفتن عرصه‌های گفت‌وگو و تعامل است. این مسئله به‌واسطۀ خواست و ارادۀ یک طرف گفت‌وگو پیش نیامده است بلکه عوامل متعددی در دو سوی ایرانی و عربی دارد که موجب می‌شود تا از پسِ ۲۰۰ سال ظهور تجدد باب گفت‌وگو بسته باشد. در این نوشتار مجال نیست تا به ذکر دلایل این حکم و بیان بیّنات آن بپردازم، اما تلاش می‌کنم تا به‌گونه‌ای اجمالی صرفاً برخی از موانع عدم ارتباط فکری و فرهنگی ایرانیان (ما) با جهان عرب (آن‌ها) را بیان کنم، موانعی که قطعاً در دو سوی این رابطۀ فکری و فرهنگی قرار دارد. اما باز هم به خاطر خصلت اجمالی این نوشتار صرفاً به عوامل ایرانی عدم ارتباط با جهان عرب می‌پردازم تا در مجالی دیگر به عوامل عربی نیز پرداخته شود. ۲  انگاره‌های تاریخی زیادی وجود دارد که ذهن ایرانیان را بر روی ارتباط با جهان عرب فرو بسته است؛ فروبستگی‌ای که اساساً «چو غنچه» نیست بلکه دروازه‌های بزرگ دژهای باستانی را می‌ماند که سربازان قوی‌هیکل بر کنار آن نگاهبانی می‌دهند و هرکس را که نزدیک دروازه شود با غضب می‌نگرند. یکی از پررنگ‌ترین و تأثیرگذارترین انگاره‌ها، اشغال ایران توسط اعراب و سقوط امپراتوری ساسانی است. تاریخ موجود دربارۀ این اشغال که در ادبیات اسلامی-عربی از آن به‌عنوان فتح با جهاد تعبیر می‌شود، دست‌مایۀ بسیاری از تاریخ‌سازی‌ها، اسطوره‌سازی‌ها و افسانه‌پردازیی‌هایی شده است. حملۀ اعراب در زمان عمربن‌خطاب (خلیفه دوم) در بازسازی دوران جدیدش که به مدد تاریخ‌نگاران نوین ایرانی با گذشت نخستین دهه از حکومت قاجارها بر ایران آغاز شد به یکی از مخوف‌ترین و رعب‌انگیزترین اقدامات تاریخ جهان تبدیل شده است. در این حمله جنایاتی بازگو می‌شود که از جنایات هیتلر و چنگیز نیز هولناک‌تر است. این بازسازی تاریخی و منفورسازی عرب‌ها نزد ایرانیان محصول تاریخی-فرهنگی ۲۰۰ سال اخیر است. آثار معطوف به این بازسازی تاریخی توانسته است تا با پی‌رنگ‌های دهشتناکی، عرب را خصم ایرانیان نشان دهند. عرب‌هایی که در دو جنگ قادسیه و نهاوند عامل اصلی نگون‌بختی و عقب‌ماندگی تاریخی ایرانیانند! آن‌ها نگذاشتند که ایرانیان شکوه و فخر و عظمت باستانی‌شان را ادامه دهند و امروز در جایگاهی هم‌طراز با اروپاییان و یا برتر از آن‌ها بنشینند. این خصم‌سازی تاریخی یکی از اصلی‌ترین و ابتدایی‌ترین موانع فهم ما از جهان عرب است و اجازه نمی‌دهد تا با خصم بزرگ ارتباطی داشته باشیم. اساساً هیچ انسان عاقلی با خصم خویش به گفت‌وگو نمی‌نشیند بلکه تا جان در بدن دارد تلاش می‌کند تا او را از میدان براند و از خود دور سازد. ۳ پندارِ حُمِق ذاتی و فرهنگی عرب‌ها نزد ایرانیان نیز یکی دیگر از موانع ارتباط است. این تصور فرهنگی از عرب‌ها به‌نوعی محصول همان تاریخ‌نگاری است (در سطور پیشین مختصری از آن گفته شد)، اما عموماً مشاهده می‌شود که مستقل از پندار خصم تاریخی، به‌عنوان یک میدان و عرصۀ مستقل در نسبت میان ما و جهان عرب، جولانگاه وسیعی دارد و ازجمله عوامل فروبستگی هرچه بیشتر فهم ما ایرانیان از جهان عرب است. این تصور، جهان عرب و اهالی آن را انسان‌هایی ذاتاً نادان، کم‌فهم و بی‌توجه به فرهنگ و ادب می‌داند. در این تصور عرب‌ها نمی‌دانند و نمی‌خواهند که بدانند، آن‌ها به فکر خور و خواب و خشم و شهوت و از نمادهای فرهنگی و فکری به دور هستند. هرگونه ارتباط با عرب‌ها این روحیه را به ایرانیان تزریق می‌کند، پس باید مراقبت کرد که خوی ضد فرهنگی و ویروس نافهمی را در ارتباط با جهان عرب به دنیای ایرانیان منتقل نکنیم! این تصور بر این مهم تأکید دارد که در جهان عرب تنها فعالیت جنسی ارزش دارد و اهل این جهان خالی از فکرند. آن‌ها به چیزی نمی‌اندیشند بلکه در نهاد و ذات خود به دنبال ارضای اهوای خود هستند؛ و اساساً اگر چنین نبودند اسلام در سرزمین پدری آن‌ها (حجاز) ظهور نمی‌کرد. وجود اسلام در میان عرب‌ها به دلیل همین حُمق ذاتی آن‌ها بود که البته پس از ۱۴۰۰ سال پیامبر نیز نتوانست آن‌ها را از این حماقت بیرون آورد. دوری از چنین موجوات نادانی عقلاً واجب است. گوهر اسلام را ما ایرانیان دریافت کرده‌ایم دیگر نیازی به ارتباط نیست. اصل اسلام نزد ماست و آنان چیزی از این گوهر خدایی نشناختند و ندانستند؛ لذا با داشتن این گوهر الهی ما ذاتاً باید از آن‌ها دوری کنیم چون اصل اسلام فراچنگ ماست پس چه نیازی به ارتباط با کسانی داریم که با همۀ تلاش پیامبر و خداوند نتوانستند از این نادانی و حُمق ذاتی‌شان رهایی یابند. در این تصور ایرانیان باید راه خودشان را جدا کرده و خود گوهر اسلام را صیقل داده و نگاهداری کنند، ضمن اینکه مراقب باشند تا دچار بلیۀ حُمق ذاتی عربی نشوند. ۴ هرچند جنگ عراق بر ایرانیان تحمیل شد و حزب بعث به رهبری صدام حسین به سودای کشورگشایی مرزهای ایران را مورد تاخت‌وتاز قرار داد، اما واکنش‌های ما کاملاً ناخواسته به‌عنوان مانعی در برابر فهم ما از جهان عرب قرار گرفت. حمایت کشورهای عربی چون مصر، اردن و... از صدام در طول جنگ و سوءاستفادۀ حزب بعث عراق از قومیت‌خواهی عربی در برابر ایرانیان فضایی به وجود آورد که سویه‌های ایرانیِ موانع ارتباط میان ما و جهان عرب نیز ناخواسته فعال شد. گفتمان فتح و اشغال کشورهای عربی توسط ایرانیان در اثنای جنگ هشت‌ساله با شعارهایی چون «راه قدس از کربلا می‌گذرد»، توانست ایران را علی‌رغم محق بودن و مظلوم بودن در جنگ با عراق به عرصۀ یکی دیگر از موانع ارتباط با جهان عرب ببرد. ایرانیان خصوصاً در سال‌های پس از آزادسازی خرمشهر به گفتمان مذهبی-سیاسی فتح با جهاد در کشورهای عربی دامن زدند. فتح بصره، بغداد و عراق و حرکت تا قدس به خصم‌انگاری هرچه بیشتر ایرانیان در جهان عرب دامن زد. ایرانیان این تصور را ایجاد کردند که مایل هستند پس از گوشمالی دادن عراق با اشغال آن کشور یکی‌یکی به حساب دینی-مذهبی کشورهای عربی برسند و آن‌ها را خصوصاً در خلیج فارس مورد بازخواست‌های مذهبی و تاریخی قرار دهند. این تصور نزد ایرانیان با شدت هرچه بیشتر با شعارهای مذهبی-تاریخی پرتعداد، پررنگ‌تر می‌شد. در این میان در پی فتح بخشی از جهان عرب چه دلیلی برای گفت‌وگو و ارتباط باقی می‌ماند؟ با گوهر اسلامی‌ای که ایرانیان به دست آورده‌اند بخش‌هایی از جهان عرب را فتح کرده و اسلام واقعی را نشان خواهند داد. پس از فتح و نشان دادن گوهر اسلام واقعی که عرب‌ها به دلیل حُمق ذاتی قادر به فهم آن نبودند، مونولوگ یک‌طرفۀ ایرانی آغاز می‌شود. این تصور از سوی طرف ایرانی باب هیچ گفت‌وگو و ارتباطی را نمی‌گشاید. ۵ از دوره صفویان با رسمی شدن مذهب تشیع اکثر فقهای مرتبط با دربار، از محقق کرکی تا شیخ بهایی، عرب‌زبان و عرب‌تبار بودند و اساساً پس از شیخ مفید این روال تا دوره صفوی ادامه داشت، اما کم‌کم فقهای برجستۀ ایرانی نیز ظهور کردند، فقهایی چون محقق اردبیلی، علامه مجلسی و... افزایش روحانیون و فقهای ایرانی شیعه که از نیمۀ دوم حکومت صفویان، حوزه‌های علمیۀ شیعه و مذهب تشیع را نمایندگی می‌کردند رو به تزاید گذاشت، به‌طوری‌که در دوران جدید، ایرانیان در معارف تشیع به‌نوعی از استقلال کامل رسیده بودند. این استقلال و تزاید روحانیون شیعه ایرانی کم‌کم و خصوصاً پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تشکیل کشورهای عربی بیشتر شد. به جهت اینکه اکثریت کشورهای عربی اهل‌سنت بودند، ایرانیان به‌نوعی بی‌نیازی در ارتباط و اشتراک فهمی بین شیعیان ایرانی و سنیان عرب دچار شدند. اگر تا اواسط دهه ۴۰ شمسی ایرانیان هنوز نیم‌نگاهی به مرجعیت عرب‌های شیعه در عراق و لبنان داشتند که تا حدودی موجب ارتباط و گفت‌وگوی ایرانی-عربی می‌شد، با استقلال کامل مذهبی در تأسیس حوزه علمیه قم ارتباط ایرانیان با جهان عرب شیعه نیز ارتباطی علی‌السویه شد و ارتباط با جهان عرب سنی که اکثریت قریب به اتفاق جهان عرب را تشکیل می‌داد به‌کلی قطع شد. شاید در دهه ۳۰ شمسی بتوان تلاش‌های ارتباطی و گفت‌وگومحور فقیه و مرجع بزرگ شیعیان، آیت‌الله العظمی بروجردی را برشمرد، اما کوشش این مرجع آینده‌نگر و نوگرای ایرانی نتوانست دوام یابد. ورود پرتعداد علما و مراجع برجستۀ شیعۀ ایرانی به میدان معرفت شیعی و تأسیس حوزه علمیه قم و فعالیت‌های ساختارمندتر آن پس از حذف رضاشاه پهلوی از عرصۀ سیاسی ایران عاملی بود که نخست ارتباط ما را به جهان عرب سنی و پس از آن ارتباط ما را با جهان عرب شیعه قطع کرد. در این فضای استقلال مذهبی، شیعۀ ایرانی چه نیازی به ارتباط با عرب سنی دارد و البته در گام بعد چه ارتباطی با عرب شیعه؟ اگر ارتباطی با عرب شیعه است برای ثبت سیادت شیعۀ ایرانی بر اوست نه گفت‌وگو و ارتباط فکری و فرهنگی؛ چراکه همۀ معرفت مذهبی و فرهنگی شیعی نزد ایرانیان متراکم و مجتمع شده است! ۶ یادگیری زبان عربی در ایران تاریخ بسیار بلندی دارد. متون ایرانی و علمی تا قرن هشتم اکثراً و عموماً به زبان عربی نگاشته می‌شدند، اما از قرن هشتم به بعد روش علمی-ادبی برعکس شد و عموم کتب و متون علمی به زبان فارسی نوشته شدند. هرچند که ساختارمند شدن زبان عربی مدیون تلاش‌های ادیبان و زبان‌شناسان ایرانی چون ابن‌سیبویه در قرن دوم و سوم بود، اما عدم توجه به زبان عربی در دوره معاصر، ایرانیان را نه تنها با جهان عرب بی‌ارتباط کرد بلکه آن‌ها با متون تاریخی خود نیز بیگانه شدند؛ متونی که فهم آن‌ها می‌توانست وضع دیگری را برای ایرانیان معاصر رقم بزند. به‌هرحال در پرتو تاریخ‌نگاری نوین در ایران و رویکردهای زبانی متأثر از ایدئولوژی‌های وارداتی، ایرانیان را در یادگیری و فهم زبان عربی تا حد زیادی به عقب راند. گمان می‌رفت با دیدن تمدن اروپایی، ایرانیان در آموختن زبان‌های اروپایی بسیار توانا شوند، اما با از دست رفتن زبان عربی نزد ایرانیان، طرفی هم از زبان اروپایی بسته نشد و هنوز هم دانستن زبان انگلیسی یکی از معضلات و مشکلات فرهنگی-علمی ایرانیان است. بی‌ارزش بودن زبان عربی، پیچیدگی‌های بیهودۀ این زبان، لزوم پیرایش زبان فارسی از زبان عربی در قالب واژگان و... نمونه‌هایی است از مفهوم‌سازی‌هایی که ایرانیان را از یادگیری زبان عربی به‌عنوان یکی از بهترین ابزارها و عرصه‌های فهم جهان عرب محروم کرد. هرچند پس از انقلاب اسلامی زبان عربی به‌عنوان زبان دینی و مذهبی در قالب آموزش‌های ابتدایی و متوسطه اجباری شد، اما ناگفته پیداست که وضع ایرانیان در یادگیری زبان عربی هیچ پیشرفت قابل توجهی نسبت به دوران پهلوی و قاجار پیدا نکرده است. چنانچه در دوره قاجار نخبگان فرهنگی-دینی و در دوره پهلوی دانشگاهیان فرهیختۀ بسیاری زبان عربی بلد بودند، اما در دوره کنونی عموماً روحانیون حوزه‌های علمیه نیز از یک بحث و استدلال منطقی دینی به زبان عربی عاجز هستند.   ]]> بين الملل Sat, 04 May 2019 14:10:01 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/8155/ ​تخریب مساجد: آخرین تاکتیک چین علیه فرهنگ اویغور http://dinonline.com/doc/report/fa/8146/ من ده سال قبل به تحقیق درباره اسلام در میان اویغورها پرداختم. تابستان‌هایم را به مسافرت در منطقه سین کیانگ در غرب چین می‌گذراندم؛ مسافرت‌های طولانی با اتوبوس در دشت‌های کاشغر، یارکند و کوچا به همراه گذراندن شب در روستاهای دوردست آنجا، توقف در اماکن مقدس صوفیه و بازدید از مساجد بسیاری. آن موقع، زمان شگفت انگیزی برای مسجدسازی در سین کیانگ بود. بعد از انقلاب فرهنگی، مسلمانان اویغور و قزاق براساس اشتراک دینی با هم مرتبط شدند. آن‌ها به یادگیری درباره اسلام در جهان بزرگتری پرداختند؛ افرادی که توانایی داشتند برای حج به مکه می‌رفتند شروع به بازسازی مساجدشان کردند. همچنان که جوامع محلی ثروتمندتر می‌شدند در زمینه ساخت مساجد بزرگتر و زیباتر سرمایه گذاری می‌کردند. مردم در نمازهای جمعه جمع می‌شدند و آن را به عنوان نمادهای پویای هویت و غرور فرهنگی‌شان پاس می‌دانستند. هفته پیش، همه این رویدادها با دیدن تصویری در توئیتر بار دیگر به یادم آمد. شاون ژانگ یکی از پیشگامان افشاگری درباره شبکه گسترده بازداشتگاه‌های مسلمانان در سین کیانگ تصویر ماهواره‌ای را مربوط به قبل و بعد از تخریب مسجد کریا در منطقه هوتان در توئیتر به نمایش گذاشته بود. قدمت این بنای بزرگ معماری به سال 1237 باز می‌گردد و در دهه‌های 80 و 90 میلادی به طور گسترده بازسازی گردیده بود. ناظران رفتار دولت چین را در منطقه سین کیانگ «وضعیت بولدوزری» نامیده‌اند. مساجدی همچون مسجد کریا یکی از اهداف اولیه این اعمال علیه به اصطلاح مقابله با افراط گری مذهبی بودند. یک گزارشگر که منطقه شرقی قومول را در سال 2017 بازدید کرده بود خبر از نابودی 200 مسجد از 800 مسجد آن منطقه داده بود و همچنین برنامه ریزی برای تخریب بیش از 500 مسجد در سال 2018. مساجد تنها اهداف این اقدامات نیستند. برخی شهرهای باستانی همچون کاشغر در راستای صنعت توریسم مورد ادعای چین در سین کیانگ نابود شده و از نو بازسازی گشته‌اند. سیاست بولدوزی به سراغ مردم، جوامع و فرهنگ‌هایشان نیز رفته است. هر نوع عمل مذهبی در سین کیانگ ممنوع گردیده است. یک فهرست رسمی کارهایی از قبیل سیگار نکشیدن، ننوشیدن الکل و تماشا نکردن تلویزیون را جزو نشانه‌های افراط گرایی دانسته است. افرادی که بر این اساس شناسایی شوند به بازداشتگاه‌های مذکور فرستاده می‌شوند. این بازداشتگاه‌ها مخفی بوده ولی محققان دریافته‌اند که بیش از یک میلیون مسلمان اویغور و قزاق در آنها نگهداری می‌شوند و تحت رژیم طاقت فرسای مطالعه و خودانتقادی به همراه خشونت و شکنجه سیستماتیک قرار دارند. دولت چین در فعالیت تبلیغاتی خود دربرابر جامعه بین الملل مدعی است وجود این مراکز آموزشی برای براندازی خشونت افراط گرایی و احیای ثبات در منطقه لازم است. برای من چنین روایتی با وجود دوستان اویغورم که ناپدید شده‌اند توهین آمیز است. در میان بازداشتی‌ها افراد دانشگاهی، ستارگان پاپ، کمدین ها و شاعران هم قرار دارند. افرادی که همچون مساجد تخریب شده نمادهای هویت و غرور اویغورهایند. این وقایع مرا به یاد دوران وحشت استالینیستی در دهه 30 میلادی می‌اندازد. ما شاهد آن هستیم که چین با اعمال محدودیت‌های جدیدی در استفاده از زبان اویغوری، گذراندن درس‌های اجباری به زبان چینی، رواج ازدواج بین قومی و جابجایی مستمر اویغورها و غیره، فرهنگ و هویت آنها را هدف قرار داده است. دولت چین با استفاده از جنگ جهانی غرب علیه تروریسم سعی در پوشاندن رفتارهای خود دارد. بسیار ناامید کننده است که بلندترین صداها در انتقاد نسبت به چین از جانب راست‌های امریکایی شنیده می‌شود که آنها هم در پی اهداف خودشانند. ما نیاز به صداهای بیشتری از جانب چپها در این زمینه هستیم که تعقیب و آزار مسلمانان سین کیانگ را در دامنه اسلام هراسی جهانی قرار بدهند. کشورهای مسلمانی که بابت طرح یک کمربند و یک جاده (BRI) طرف حساب چین هستند در ارتباط با محکوم کردن پکن تلاش نمی‌کنند اما وضع دولت‌های غربی در این زمینه چندان بهتر نیست؛ اخیراً شاهد آن بودیم که ایتالیا به پشتیبانی از این طرح وارد گردید. ما مدیون افراد شجاعی هستیم که با وجود تهدید مستقیم نیروهای امنیتی چین همچنان جهان را در جریان این وضعیت قرار می‌دهند. ]]> بين الملل Tue, 16 Apr 2019 21:17:39 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8146/ آیا قاتل مسلمانان نیوزیلند یهودی‌ستیز هم هست؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/8145/ ما هر دو در دهه گذشته با گفتمان مشابهی روبه‌رو بودیم: سامی‌ستیزی و اسلام‌هراسی. یکی از ما مسلمان است و دیگری یهودی. در بیرون و داخل، در توئیتر و تلویزیون بوده‌ایم. ما با هم بحث کرده‌ایم، حتی سر اینکه چگونه به کارمان سرعت بدهیم سرگردان بوده‌ایم. اکنون ما با یکدیگر همراه شده‌ایم؛ چرا که با یک تهدید جدی و مشترک روبه‌روییم. جوامع ما هر دو تحت حملات خشونت‌بار از جانب افراطی‌های دسته‌راستی برتری نژاد سفید روبه‌رو هستند. ماه گذشته در کرایست چرچ نیوزیلند یک افراطی سفیدپوست 50 مسلمان نمازگزار را به قتل رساند. اکتبر گذشته نیز در پیتسبورگ پنسیلوانیا یک افراطی سفیدپوست دیگر 11 یهودی را در حال انجام مراسم عبادی‌شان کشت. هر دوی آنها غرق در نفرت از یهودیان و مسلمانان بوده و نظریه جایگزینی بزرگ را پذیرفته بودند. نظریه‌ای که ادعا می‌کند مسلمانان و دیگر اقلیت‌ها مهاجمان به جوامع غربی بوده و برای اکثریت سفیدپوست و مسیحی یک تهدید به شمار می‌آیند. آنها ما را این چنین می‌بینند: مسلمانان و یهودیانی که بر سر یک نقطه به تفاهم رسیده‌اند: نسل‌کشی سفیدپوستان؛ یک نظریه توطئه نژادی. تنها پاسخ ما به آنها این است که باید همراه یکدیگر در مقابلشان بایستیم و مبارزه کنیم. البته این کار آسانی نیست آن هم با قدمت تعارض و دشمنی مابین یهودیان و مسلمانان به‌خصوص بر سر ماجرای اسرائیل/فلسطین. جهادی‌ها در سال 2012 در تولوز بچه‌های یهودی را در مدرسه‌ای به قتل رساندند یا در سال 2015 به سوپر مارکت یهودیان در پاریس حمله نمودند. مسلمانان خود را شریک درد فلسطینیانی می‌دانند که کشورشان تحت اشغال اسرائیل است. ما دلایل دشمنی دوجانبه را می‌شناسیم. اخیراً یک رهبر مذهبی در مسجدی از نیوزلند ادعا نمود که موساد در کشتار کرایست چرچ دخیل بوده است؛ نظریه قدیمی توطئه در جهان امروزی. از سوی دیگر چهره‌های یهودی دست‌راستی را می‌بینیم که جزو مهم‌ترین هواداران شبکه اسلام‌هراسی هستند. در اینجا خطایی مشترک وجود دارد اینکه هر دو این جوامع غافل از آن هستند که افراطی‌های نژادسفید از هر دو متنفرند. ما جرمی کوربین را بابت نادیده گرفتن ضدیهودی‌گرایی موجود درون حزب کارگر محکوم می‌کنیم، در حالی که به اهمیت رفتارهای سامی‌ستیزانه ایلهان عمر نماینده دمکرات کنگره امریکا نیز توجه داریم. او کسی است که خود قربانی اسلام‌هراسی لیبرال بوده است. هر دوی ما رفتارهای نژادپرستانه ضد اسلامی در حلقه‌های لیبرال ـ چپ را از جمله اظهارات ریچارد داوکینز مبنی بر قیاس اسلام با سرطان مورد انتقاد قرار می‌دهیم، آن هم در فاصله زمانی کمتر از دو هفته پس از وقوع ماجرای کشتار کرایست چرچ نیوزیلند. اکنون تهدید اصلی و فزاینده برای زندگی مسلمانان و یهودیان از جناح چپ احساس نمی‌شود بلکه از جانب راست افراطی وجود دارد. به گزارش مجمع ضد افترا، در سال 2018 و در ایالات متحده، هر یک مورد از پنجاه قتل مرتبط با افراطیون به خشونت راست افراطی باز می‌گشت. آمار رسمی در آلمان نشان می‌دهد که نه مورد از ده جنایت ضد سامی‌ها در سال 2017 توسط اعضای گروه‌های راست افراطی یا نئونازی صورت گرفته است. یک تحقیق تازه در 15 کشور اروپای غربی حاکی از آن است که تمایلات افرادی که دارای عقاید منفی نسبت به مسلمانان و یهودیان هستند مشابه است. همچنین در سال 2010 گالوپ در ایالات متحده به شواهدی مشابه دست یافته بود. ایدئولوژی نژادی در سطوح بالا شکل می‌گیرد، از جمله می‌بینیم که دونالد ترامپ می‌گوید «اسلام از امریکا متنفر است» و برای مسلمانان 5 کشور ورود به خاک امریکا را ممنوع می‌سازد و در عین حال به «جهانی‌گرایان» می‌تازد که از جانب ضد سامی‌ها به‌عنوان یک کد جهت شناسایی یهودیان شناخته می‌شود، به‌خصوص در مورد جورج سوروس که بوگی من (لولو خورخوره) محبوب ضد سامی‌هاست. همان جرج سوروسی که نایجل فاراژ یکی از بانیان برگزیت او را بزرگ‌ترین خطر برای کل جهان غرب می‌داند. از نظر ما در مورد ظهور ترامپ و برگزیت که سبب اوج گرفتن جنایات علیه جوامع ما در دو سوی آتلانتیک گشته است تصادفی وجود ندارد. در ایالات متحده جنایات نژادی علیه یهودیان افزایش داشته است و مسلمانان پس از یهودیان در رتبه دوم قرار دارند. در بریتانیا نیز شاهد آن هستیم که مسلمانان در مکان اول قرار دارند و یهودیان بعد از آنها. ما نگران سلامت فرزندانمان هستیم. ما ترس‌های مشترکی داریم. از انجام کارهای همگرایانه استقبال می‌کنیم. اینکه می‌بینیم گروه‌های مسلمان بیش از 200 هزار دلار برای خانواده‌های داغدیده کنیسه درخت زندگی در پیتسبورگ جمع‌آوری می‌کنند دلگرم کننده است. از سوی دیگر اینکه فدراسیون یهودیان پیتسبورگ نیز برای قربانیان مسجد نیوزیلند به جمع‌آوری پول می‌پردازد امیدوارکننده است. این‌ها یک الگو برای همه ما هستند. ما مسلمانان و یهودیان باید بپذیریم که با یک تهدید مرگبار و مشترک روبه‌رو هستیم و فقط یک راه برای مبارزه با آن داریم: با هم بودن.     ]]> بين الملل Mon, 15 Apr 2019 21:36:20 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8145/ مراکز نگهداری مسلمانان در چین همانند "مدارس شبانه‌روزی" هستند http://dinonline.com/doc/news/fa/8134/ بازداشت گسترده اقلیت های اویغور و مسلمان در منطقه جین جیانگ چین در هفته های اخیر انتقادات بسیاری را از سوی کشورهای جهان در پی داشته است. سفیر ایالات متحده آن را بخشی از "جنگ با ایمان" نامیده و ترکیه که زمانی در قبال این مسئله سکوت اختیار کرده بود به جمع منتقدان آن پیوسته است. کمیسر ارشد سازمان ملل متحد در حقوق بشر نیز خواستار پاسخگویی چین گردیده است. کارشناسان خارجی با اشاره به تصاویر ماهواره ای و اسناد دولتی می گویند که دولت چین در راستای تبدیل میلیون ها اویغور، قزاق و دیگر گروه های مسلمان به هواداران چینی زبان حزب کمونیست، این اردوگاه ها را که هیچ نوع محاکمه ای هم در آن جریان ندارد برقرار نموده است. در عین حال، شهرت ذاکر یک مقام حکومتی در جیان جینگ با رد این اظهارات می گوید: "برخی در جهان درباره بازداشتگاه ها یا اردوگاه های آموزشی صحبت کرده اند. این ادعاها دروغ محض هستند. در واقع، مراکز ما به مانند مدارس شبانه روزی ای هستند که در آنجا دانش آموزان با آزادی غذا خورده و زندگی می کنند." آقای ذاکر از برای این مراکز نام رسمی "مراکز کارآموزی آموزشی" را بکار برده است. آقای ذاکر که خود یک اویغور می باشد در سال گذشته بعنوان یکی از مدافعان برجسته اقدامات تنبیهی پکن بر علیه فعالیت های دینی اسلامی و اختلاف افکنانه قومیتی در منطقه جین جیانگ فعالیت می کرد. اویغورها مردمانی ترک زبان هستند که دارای اشتراک سنتی و زبانی با مسلمانان آسیای میانه و ترکیه می باشند. اخیراً وزیر خارجه ترکیه چین را به "بازگشایی بازداشتگاههای اسرا در قرن بیست و یکم" متهم نموده و سیاستهای پکن را نقض "حقوق اساسی بشر" در مورد اویغورها و دیکر مسلمانان ترک زبان دانست. چاوش اوغلو در این ارتباط می گوید: "ما در حالی که حق چین برای مقابله با تروریسم را به رسمیت می شناسیم، ولی بایستی بین تروریست ها و مردمان بی گناه تمایز قائل شویم". کمیسر ارشد سازمان ملل متحد در حقوق بشر نیز خواستار دسترسی مستقل برای بررسی گزارشهایی درباره این گونه رفتار چین در منطقه جین جیانگ شد. واکنش سام براون بک، سفیر امریکا در این مورد شدیدتر بوده است هنگامی که می گوید: "ما بایستی این اردوگاه ها را آن چیزی که می باشند بنامیم؛ بازداشتگاه هایی هستند که برای محو کردن هویت فرهنگی و دینی جوامع اقلیت برپا گشته اند". لازم به ذکر است که نفوذ چین در بعضی کشورهای منطقه به قدری است که باعث ایجاد دردسر برای برخی فعالان مخالف با این اردوگاهها در خارج از چین شده است. در این مورد ماجرای سریک جان بیلاش بنیانگذار یک نهاد در قزاقستان مورد توجه می باشد که به قزاق های فراری از جین جیانگ کمک می کرد. وکیل او به صورت تلفنی خبر داده است که بیلاش در آلماتی بازداشت شده است. او پیش از این به ظن "القای نفرت پراکنی قومی" به مدت 2 ماه در بازداشت خانگی به سر می برده است. ]]> بين الملل Wed, 20 Mar 2019 13:24:39 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/8134/ همگرایی مسلمانان و یهودیان بلژیک پس از عملیات تروریستی اخیر http://dinonline.com/doc/report/fa/8135/ براساس قانون جدیدی در بلژیک، اعمال مذهبی که مقدمات تأمین گوشت حلال و کوشر را فراهم می‌کند در منطقه فلاندرز بلژیک ممنوع شده است. بنابراین دستیابی به چنین محصولاتی با مشکل بیشتری همراه گشته و قیمت آن در ماه‌ های اخیر افزایش زیادی یافته است. صاحب یک سوپر مارکت در بروکسل می گوید از آنجا که نمی خواهد گوشتی را که حلال نیست بفروشد فروش گوشت را متوقف نموده است. او همچنین مدعی است که به همین سبب فروش مغازه اش 40 تا 45 درصد کاهش یافته است. به سبب این قانون جوامع یهودی و مسلمان در مقابل چنین ممنوعیتی با هم متحد گشته اند. گروهی از نهادهای اسلامی و یهودی به کمک یک بنیاد حقوقی امریکایی برای کنار گذاشتن این قانون جدید دست اقدام حقوقی زده اند. آنها مدعی هستند که قانون جدید نقض کننده حقوق شهروندی آنها بوده و مانع از انجام آزادانه اعمال مذهبی شان می گردد. دادگاه قانون اساسی بلژیک در ماه ژانویه نظرات آنها را شنیده و انتظار می رود در هفته‌های پیش رو در این مورد تصمیم خود را اعلام کند. قوانین بلژیک مدت زمان زیادی است که برای پیشگیری از رنج کشیدن حیوانات الزام نموده است که قبل از کشتار، آنها بی حس گردند. با وجود این، تاکنون در مورد ذبح اسلامی و یهودی برای تهیه گوشت حلال و کوشر استثنا قائل شده بود. قانون جدید در منطقه فلاندرز و در ماه ژانویه به اجرا گذاشته شد، در حالی که قانون مشابهی در منطقه والونیا و در ماه آگوست قرار است اجرا شود. بسیاری از مسلمانان تصویب این قانون را ناشی از اسلام فوبیا می دانند و نه نگرانی برای حقوق حیوانات. از نظر یهودیان نیز این قانون یادآور دوره تاریکی در تاریخ اروپا می باشد، زمانی که در سال 1933 نازی ها با تصویب قانونی کشتار برای تهیه کوشر را ممنوع نمودند. بلژیک نخستین کشور اروپایی نمی باشد که کشتار با بی حسی را در مورد حیوانات در نظر گرفته است. کشورهای دیگر شامل سوئد، نروژ، ایسلند، دانمارک و اسلوونی می باشند. سوئیس و لیختن اشتاین فقط در مورد ماکیان چنین قانونی را اعمال کردند. خاخام پینچاس گلداشمیت، رئیس کنفرانس خاخام های اروپایی در یک بیانیه اعلام نمود: "بارها بوسیله مقامات ارشد اتحادیه اروپا به جامعه یهودی گفته شده است که اروپایی بدون یهودیان وجود ندارد. [اما] این ممنوعیت ها این اظهارات را نابود کرده و زندگی یهودیان را در معرض خطر قرار می دهد". علی‌رغم اعتراضات صورت گرفته از سوی اقلیت های مسلمان و یهودی، سیاست مدارانی که این قانون را برای فلاندرز تصویب نموده اند می گویند نباید در مورد ادیان استثنا قائل بشویم. بن ویتس، وزیر امور سلامت حیوانات پارلمان فلاندرزی می گوید: "عقاید ما درباره آسایش حیوانات فراتر از دیدگاههای دینی ماست. چرا بایستی [دین] به شما حق بیشتری بدهد؟" ویتس وجود انگیزه های سیاسی یا ضد اسلامی برای تصویب این قوانین را نمی پذیرد و مدعی است که فقط نگران آسایش و رفاه حیوانات می باشد. در صورتی که اقدامات قانونی علیه این قانون در سطح کشور بلژیک و همچنین اتحادیه اروپا به جایی نرسد، انتظار می رود مسلمانان و یهودیان در این زمینه دچار سختی هایی گردند. با وجود این، برخی از اعضای این دو جامعه دینی هیچ طرحی برای خروج از بلژیک ندارند. بنجامین هافمن مالک یک فست فود و رستوران کوشر در انتورپ می گوید: "کجا بهتر است؟ اینجا جامعه بزرگی است. زندگی در اینجا خوب است. اگر قانون اتحادیه اروپا در مقابل کشتار آیینی باشد، در آن صورت ما مشکلاتی خواهیم داشت". ]]> بين الملل Tue, 19 Mar 2019 14:01:48 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8135/ درباره نمادهای به‌کار رفته در عملیات تروریستی نیوزیلند http://dinonline.com/doc/report/fa/8132/ به گزارش دین‌آنلاین، منابع پلیس به سی بی اس نیوز گفته‌اند که برنتون هریسون تارنت استرالیایی و 28 ساله مسئول کشتار صورت گرفته در پی حملات تروریستی به دو مسجد در کریست چرچ است. با وجود این مقامات رسمی هویت فرد دستگیر شده را هنوز تأیید نکرده‌اند و یا اینکه تارانت همان فردی است که در ویدیوی پخش مستقیم بر روی فیسبوک در حال پخش زنده تیراندازی خود است. همچنین مقامات تأیید نکرده‌اند که فرد دستگیر شده همان کسی است که بیانیه 74 صفحه آنلاین را نوشته و زمینه نفرت‌پراکنی علیه مهاجران غیر سفیدپوست را سبب شده است. به‌نظر می‌رسد محتوای برخی از چیزهایی که به‌وسیله قاتل انتشار یافته است نمایانگر سخنرانی با مضمون نفرت‌پراکنی شدید است. موسیقی قطعات موسیقی‌ای که این تیرانداز به هنگام رفتن به سوی مسجد پخش می‌کند یک آهنگ شاد است و ادعا شده ریشه در یک جنگ خانمان سوز دینی و قومی اروپایی دارد. این آهنگ ملی صرب مربوط به جنگ سالهای 95 ـ 1992 در پی تجزیه یوگسلاوی سابق می‌باشد و در آن به ستایش جنگجویان صرب و رادوان کارادزیچ ـ رهبر سیاسی صربهای بوسنی می‌پردازد که بخاطر نسل کشی و جنایات جنگی عیه مسلمانان بوسنی در دادگاه لاهه محاکمه گردید و به زندان افتاد. ویدیوئی در یوتیوب در ارتباط با این آهنگ در دست است که زندانیان نحیف و لاغر مسلمان در اردوگاه صربها در زمان جنگ [بالکان] را نشان می‌دهد. این آهنگ در حالی که می‌گوید «از اوستاش ها [کروات‌های فاشیست] و ترک‌ها دوری کنید» برای کرواتها و مسلمانان بوسنی از واژگان جنگی و تحقیرکننده استفاده می‌کند. زمانی که شخص تیرانداز بعد از تیراندازی به ماشینش باز می‌گردد، آهنگ «آتش» اثر گروه راک انگلیسی «جهان دیوانه آرتور براون» از اسپیکرهای ماشین به گوش می‌رسد. به هنگامی که تیرانداز سوار ماشین می‌شود صدای خواننده را می‌شنویم که فریادزنان می‌خواند «من خدای جهنم هستم». نمادها حداقل در دو اسلحه بکار رفته در این تیراندازی اشاراتی درباره اِبا آکرلاند ـ دختر 11 ساله سوئدی ـ وجود دارد. ابا آکرلاند در آوریل سال 2017 در جریان حمله با کامیون در شهر استکهلم توسط رخمت آکیلوف یک شهروند 39 ساله ازبک به قتل رسید. گرامی داشت مرگ آکرلاند در بیانیه‌ای که ظاهراً توسط این فرد تیرانداز منتشر گشته بود بعنوان انگیزه‌ای جهت انجام این تیراندازی در راستای جنگ علیه دشمنان تمدن غرب دانسته شده است. عدد چهارده را نیز در اسلحه‌های این تیرانداز می‌توان مشاهده نمود. بنظر می‌رسد این عدد اشاره به "14 کلمه" داشته باشد که به گفته مرکز حقوق فقر جنوبی یک شعار برتری نژاد سفید است که مرتبط با "نبرد من" آدولف هیتلر می‌باشد. تیرانداز مذکور همچنین از نماد خورشید سیاه استفاده نموده است. به گفته این مرکز که گروه‌های نفرت پراکن را مورد نظارت و بررسی قرار می‌دهد این نماد در میان هزاران گروه راست افراطی تبدیل به یک نماد همسان و رایج گشته است. در تصاویر انتشار یافته از اکانت توئیتری حذف شده مرتبط با این مظنون که مطابق با سلاح‌های به‌کار رفته در پخش زنده است به وین 1683 اشاره شده است. این تاریخ مربوط به زمانی است که امپراطوری عثمانی به هنگام محاصره شهر وین در نبرد کاهلنبرگ شکست می‌خورد. "Acre 1189" که بر روی تفنگ‌ها نقش بسته است نیز اشاره به جنگهای صلیبی دارد. در این میان اسامی 4 جنگجوی اسطوره‌ای صرب که در مقابل حکومت 500 ساله عثمانی‌ها در بالکان جنگیده بودند به خط سیریلیک بر روی اسلحه‌های این فرد نوشته شده است. نام چارلز مارتل دیگر نامی است که مشاهده می‌شود. به گفته مرکز حقوقی فقر جنوبی طرفداران برتری نژاد سفید برای این شخص بابت نجات اروپا بواسطه شکست ارتش مسلمانان مهاجم در نبرد تور در سال 734، قائل قائل هستند. "مالت 1565" نیز بر روی اسلحه‌ها مشاهده می‌شود که اشاره به محاصره بزرگ مالت دارد و در طی این محاصره ساکنان و شوالیه‌های مالت توانستند ترک‌ها را شکست دهند. ]]> بين الملل Fri, 15 Mar 2019 18:45:05 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8132/ تحلیل وقایع در دوران کهن برای شناخت مناسبات دوران جدید http://dinonline.com/doc/report/fa/8124/ به گزارش دین‌آنلاین، فیسک در ابتدای مقاله‌اش به بازدید خود از بقایای دیوار روم قدیمی نزدیک تاور هیل و یادبود ناوگان تجاری بریتانیا اشاره می‌نماید. او از لوحه‌های یادبود 35.800 دریانورد تجاری بریتانیا در دو جنگ جهانی نام می‌برد که اجسادشان در دریا گم شده است. این لوحه‌ها دارای نام‌های مسلمانان عرب نیز بوده که بسیاری از آنها یمنی هستند و در این سیستم دریانوردی فعالیت می‌کرده‌اند. فیسک درباره آنها می‌نویسد: "یمنی‌های تاریخی که عمدتاً دریانوردان و تاجران دوره آغازین اسلامی بودند حتی جلوتر از رومی‌ها به شبه جزیره مالاکا سفر کرده بودند. چند سال قبل که به جنوب کوالالامپور می‌رفتم متوجه شدم نشانه‌های کنار جاده به خط عربی هستند.» فیسک به توسعه‌طلبی امپراطوری‌های بزرگ قدیم همچون روم اشاره کرده و می‌گوید: «جهانی سازی جریان جدیدی نیست. همین جریان برای امپراطوری‌ها نیز وجود دارد. آنها سریع‌تر از آنچه ما فکرش را بکنیم و بسیار سریعتر از تصور شهروندانشان سقوط می‌کنند. امپراطوری روم که تا بریتانیای امروزی و سرزمین اعراب گسترش یافته بود، با شورشیان محلی در بریتانیا و یهودیانی در ساماریا روبه‌رو بود که با آنها می‌جنگیدند. امپراطوری روم بر اثر نابرابری‌های گسترده میان ثروتمندان و فقرا، فساد دیکتاتورهای خودخواه روانی و جنگجویان فاسد (لژیون های شورشی) سقوط کرد؛ و این قیاس نادرستی با خاورمیانه امروزی نیست.» خبرنگار ایندپندنت به تکرار تجربیات امپراطوری روم در خاورمیانه توسط عثمانی، بریتانیا و امریکای عصر حاضر می‌پردازد و می‌نویسد: «برخی چیزها هرگز تغییر نمی‌کنند. آنها دشمنان محلی‌شان را شکسته داده یا به حد نابودی رسانده و یا متحد خود می‌سازند. بیرون از مرزهای امپراطوری روم بعنوان "بربر" دیده می‌شدید، همان‌گونه که امروزه آنهایی که بیرون از مرزهای امریکا در خاورمیانه‌اند "تروریست" به حساب می آیند.» فیسک در ادامه به تلاش عربستان برای متقاعد ساختن امریکا نسبت به اقدامات ایران (پارس ـ پارت های تاریخ روم) برای تسخیر جهان عرب اشاره می‌نماید در حالی که امریکا به‌عنوان نماینده امپراطور روم در عصر حاضر به بمباران شهرهای عربی از راه دور اکتفا می‌کند. فیسک اروپا و امریکا را روم کاتولیک دانسته و در مقابل آن روسیه را امپراطوری بیزانس ارتدوکس. او از اسرائیل به‌عنوان یک لژیون نام می‌برد که به‌وسیله روم مسلح می‌شود. جهان عرب نیز به‌وسیله امپراطوری روم مسلح می‌شود اما اعتماد چندانی بدانها ندارد. وظیفه اعراب حفظ امنیت مرزها است و اگر مسلمانان ـ کارتاژ این سناریوی شوم ـ به دنبال پایان کار اسرائیل باشند باید به دنبال اعلام وفاداری به امپراطوری دیگری باشند. حال در این میان سوریه نقش کارتاژ را بازی می‌کند یا لبنان؟ فیسک می‌گوید درگیر بودن با شورشیان در منطقه از زمان امپراطوری روم وجود داشته است. بریتانیا دایما با مهدیون یا مصری‌ها، ترک‌ها و نهضت مقاومت عراق در 1920 و اعراب و یهودیان فلسطین درگیر بوده است. از این رو مسلط دانستن امریکا بر خاورمیانه نسبت به امپراطوریهای سابق امری چندان درست نیست. وی با استناد به نقل قولی از یک گزارش، به تلاش‌های امریکا در راستای تسلط بیشتر بر منطقه اشاره کرده: «با توجه به توانایی ایران و سوریه در تاثیرگذاری بر حوادث و همچنین منافع آنها در جلوگیری از بحران در عراق، ایالات متحده باید کاری کند که آنها را اساساً درگیر بسازد» و می‌گوید که به ذهن کسی گوشمالی دادن سوریه خطور نمی‌کرد. فیسک در پایان به سرنوشت تاریخی منطقه در مقاومت علیه حاکمیت خارجی اشاره کرده و به یادآوری تجربه‌های ناموفق دیوارکشی رومی‌ها (دیوارسازیهای اسرائیل در عصر حاضر) می پردازد. او می‌گوید اکثر امپراطوری‌ها تکه کوچکی از خود را به جای می‌گذارند که بدان تعلق خاطر دارند همچون جبل الطارق، فالکلند، هنگ کنگ، ایرلند شمالی برای بریتانیا. آیا در حال حاضر اسرائیل چنین جایگاهی را برای امریکا و در واقع غرب دارد؟ ]]> بين الملل Wed, 06 Mar 2019 17:24:11 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/8124/ کوچ اجباری اقلیت‌ها؛ راهکاری برای فرار از فشار فعالان حقوق بشر http://dinonline.com/doc/news/fa/8106/ از آنجایی که چین یک قدرت بزرگ تجاری است، دولت قزاقستان کوشیده از پوشش اخبار مربوط به این موضوع پرهیز کند. باوجود این، فشار فعالان حقوق بشر برای تأثیرگذاری در دولت باعث توجه رسانه‌های بین‌المللی بر این موضوع شده است. افرادی که طی گزارش وزارت خارجه موفق به ترک چین خواهند شد می‌توانند برای شهروندی یا اقامت دائم قزاقستان اقدام کنند اما اینکه چه کسانی و چرا می‌توانند چین را ترک کنند هنوز مشخص نشده است. پس از آغاز فشارهای دولت چین در منطقه سین‌کیانگ بسیاری از قزاق‌های متولد چین مجبور به ترک چین شده‌اند؛ بسیاری از آنها به دنبال فرصت‌های اقتصادی یا به هدف آموزش فرزندان خود در مدرسه‌های قزاقستان سین‌کیانگ را به علت وجود محدودیت‌ها ترک کرده‌اند. این موضوع باعث جدایی بسیاری از آنها از آشنایان خود شده و به همین دلیل آنها برای انتقال دیگر قزاق‌ها به چین اشتیاق بسیاری دارند. یکی از فعالان حقوق بشر در چین بر اساس داده‌های خود تخمین زده است که در سال گذشته حدود ۲۰ هزار نفر یا بیشتر توانسته‌اند سین‌کیانگ را به مقصد قزاقستان ترک کنند. در ماه‌های اخیر قزاق‌های متولد چین در قزاقستان اخباری مبنی بر آزادی بعضی از آشنایان خود از سین‌کیانگ چین را می‌شنوند در حالی که می‌دانند بقیه دوستان و اقوام آنها همچنان در سین‌کیانگ در بازداشت هستند. ]]> بين الملل Sun, 13 Jan 2019 07:22:58 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/8106/