پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين بين الملل :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/politic/international Thu, 18 Jan 2018 19:24:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Thu, 18 Jan 2018 19:24:20 GMT بين الملل 60 ده رویداد مهمّ مذهبی سال 2017 در امریکا http://dinonline.com/doc/note/fa/7598/ به گزارش دین‌آنلاین، تری متینگلی، در تایم نیوز نوشت: از نظر من، بزرگ‌ترین رویداد مذهبی سال حادثۀ شارلوتزویل ویرجینیا بود که در آن خودبرترپنداران سفیدپوستی که دست به تظاهرات زده بودند، علیه یهودیان دشنام سر دادند و مدّعی شدند که خدا طرفِ آنهاست. در همین حال روحانیان مشغول دعا خواندن و خواندن سرودهایی در مقام اعتراض به خودبرترپنداران بودند. باپتیست‌های جنوب و دیگر مؤمنان نیز فریاد می‌زدند که حزب راست افراطی دست‌نشاندۀ شیطان است. اما طبق نظر خبرنگارانی که در نظرسنجی «انجمن خبری دینی» (Religion News Association-RNA) سال 2017 شرکت کردند، این ماجرا نیز مهم‌ترین ماجرای سال نبود. امسال هم مثل پارسال سالی بود که دونالد ترامپ و اوانجلی‌هایی که از برنامه‌های سیاسی او پشتیبانی می‌کردند در صدر اخبار بودند. بنا به اعلام «انجمن خبری دینی»، خبرسازترین چهرۀ امسال ترامپ بود. مراسم تحلیف او در بعضی از جبهه‌های مذهبی غوغایی برپا کرد. اوانجلی‌ها از دولت او حمایت کردند، مباحثات خشم‌آلودی پیرامون دین اسلام، نژاد و آزادی مذهبی سرگرفت، ترامپ نیل گرساچِ محافظه‌کار را به عنوان قاضی دیوان عالی ایالات متحده منصوب کرد و فرامینی اجرایی نیز در ارتباط با مهاجرت و تروریسم صادر کرد. از دیگر رویدادهای مهمّ مذهبی سال می‌توان به این موارد اشاره کرد: 2. در شارلوتزویل، فعالانِ راست افراطی در مقابل مخالفان از جمله روحانیان محلّی و ملّی دست به راه‌پیمایی زدند. در اثر برخورد عمدی رانندۀ یک خودرو با جمعیت، این رویداد یک کشته و چند مجروح بر جای گذاشت. 3. آمریکا برای شهروندان تعدادی از کشورهای مسلمان‌نشین ممنوعیت ورود وضع کرد. ترامپ عهد کرد تا با تروریسم رادیکال اسلامی به مبارزه بپردازد. 4. ترامپ براساس درخواست‌های پیشینِ ایالات متّحده، اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و موجب سرگرفتن مجادلات بسیاری در سراسر جهان شد. 5. نیروهای امنیتی میانمار با حمایت روحانیان بودایی، برای بیرون راندن نیم میلیون مسلمان روهینگیایی به سمت بنگلادش، به وحشی‌گری و ارعاب متوسّل شدند. 6. فرد تیراندازی پس از درگیری با اعضایِ مسیحیِ خانوادۀ خود، 26 نفر را در نخستین کلیسای باپتیستی «ساترلند اسپرینگز» به ضرب گلوله از پا درآورد. در پی این حادثه، بسیاری از رهبران مذهبی تمهیدات امنیتی را در اماکن مذهبی افزایش دادند. 7. با این که روی مور به سوءاستفادۀ جنسی از دختران نوجوان متّهم شده است، همچنان نامزد حزب جمهوری‌خواه در سنای آمریکا در آلاباماست. بسیاری از اوانجلی‌ها حامی کمپین او هستند و بعضی دیگر علناً با او مخالفت می‌پردازند. 8. ترامپ و سناتورهای حزب جمهوری‌خواه به وعده‌هایی که برای قرار دادن محافظه‌کاران در دادگاه‌های فدرال داده‌اند افتخار می‌کنند، به‌ویژه به منصوب کردن گرساچ در دیوان عالی. 9. تعدادی از بازیکنان سیاه‌پوستِ «لیگ ملّی فوتبال» در حالی که زانو زده بودند تا نسبت به بی‌عدالتی‌های نژادی اعتراض کنند، شهادت به مسیحیت دادند. نمادهای کنفدراسیون از کلیسای جامع ملی واشنگتن و بعضی کلیساهای دیگر برداشته شد. 10. لوتری‌ها و دیگران پانصدمین سالگرد اصلاحات پروتستانی را گرامی داشتند و میراث پیچیدۀ مارتین لوتر را مورد بحث و بررسی قرار دادند. ]]> بين الملل Sat, 30 Dec 2017 17:51:57 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7598/ ده دروغ ترامپ درباره مسلمانان http://dinonline.com/doc/report/fa/7594/ به گزارش دین آنلاین به نقل از هافینگتون پست، بیش از دو سال از زمانی که ترامپ درخواست ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا را مطرح کرد می‌گذرد و تقریباً یازده ماه است که کابینۀ او ممنوعیتی مسافرتی را برای تعدادی از کشورهای مسلمان‌نشین وضع کرده است. ده مورد از افتراها و دروغ‌های بزرگ ترامپ دربارۀ مسلمانان: 1. دروغ ترامپ دربارۀ وقوع حملۀ تروریستی در سوئد در فوریۀ 2017، ترامپ خطاب به جمعیت مردم در فلوریدا گفت: "ما باید از امنیت کشورمان محافظت کنیم. ببینید در آلمان چه اتّفاقی دارد می‌افتد. ببینید شب گذشته در سوئد چه اتفاقی افتاد!" درپیِ این سخنانِ ترامپ، کارل بیلت، نخست‌وزیر سابق سوئد در توئیتر نوشت: "سوئد؟ حملۀ تروریستی؟ترامپ چه می‌گوید؟!"   2. ترامپ می‌گوید همسایگان مسلمانِ جنایتکاران سن برنادینو بمب‌های زیادی را در آپارتمان او دیده بودند ترامپ در اشاره به حادثۀ تیراندازی سن برنادینو، به همسایگان مسلمانِ جانیان اتّهام زد و گفت آنها از پیش دیده بودند که بمب‌های بسیاری در آپارتمان آن دو نفر وجود دارد، اما به پلیس گزارش نداده بودند. 3. داستان ساختگی دربارۀ کشتار شورشیان مسلمان به ضرب گلوله‌های آغشته به خون خوک ترامپ در کمپین انتخاباتی خود بارها داستانی ساختگی را تعریف کرد و مدّعی شد که درگیرودار شورش «مورو» در فیلیپین، فرماندۀ آمریکایی، جان پرشینگ شورشیان مسلمان را به ضرب گلوله‌های آغشته به خون خوک از پا درآورد.   4. به اشتراک گذاشتن تصاویر ویدئویی تحریک‌آمیز و ضدّاسلامی ماه گذشته ترامپ ویدئوهای دروغینی در توئیتر به اشتراک گذاشت؛ از جمله فیلم حملۀ یک نوجوان مومشکی به یک نوجوان بلوند که به کمک عصا راه می‌رفت با این عنوان دروغین: «حملۀ مهاجر مسلمان به پسر هلندی که با عصا راه می‌رفت.» پیرو ارسال این فایل ویدئوی، دولت هلند معترض شد و اعلام کرد که شخص مومشکی که یک هلندی بوده که براساس قانون هلند محکوم شده است.   5. ادعای دروغین ترامپ مبنی بر تروریستی بودنِ سرقت کازینو در ژوئن 2017 ترامپ اظهار داشت: "ما برای قربانیان حادثۀ حملۀ تروریستی مانیلا دعا می‌کنیم." در حالی که به گزارش سی‌ان‌ان، فرماندۀ کلّ فیلیپین دربارۀ این حادثۀ تیراندازی اعلام کرد که این حادثه جنبۀ تروریستی نداشته و کار یک سارق و صرفاً با نیّت دزدی بوده است.   6. این دروغ ترامپ که مادر کاپیتان مسلمان اجازۀ حرف زدن نداشت در سال 2016 خضرخان و غزاله‌خان، پدرومادر همایون خان ستارۀ مسلمان (که در جنگ عراق کشته شده بود) روی سن آمدند تا نسبت به ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا اعتراض کنند، اما غزاله خان کلامی به زبان نیاورد. پیرو این اتّفاق، ترامپ دربارۀ علت سکوت غزاله خان گفت: "او حرفی برای زدن نداشت. شاید اصلاً اجازۀ حرف زدن نداشت." در حالی که غزاله خان بعداً این موضوع را تکذیب و دلیل دیگری برای سکوت خود ذکر کرد.   7. ادّعای ترامپ مبنی بر این که هیلاری کلینتون قصد داشت اجازه دهد 620000 پناهندۀ مسلمان سوری وارد آمریکا شوند. 8. این دروغ ترامپ که مسلمانان نمی‌خواهند خود را با فرهنگ آمریکا هماهنگ سازند. 9. این دروغ آشکار که هزاران تن از مسلمانان حادثۀ یازده سپتامبر را جشن گرفتند. 10. ادّعای دروغین ترامپ دربارۀ مسلمان بودن باراک اوباما. ]]> بين الملل Sat, 23 Dec 2017 15:19:14 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7594/ آرمان یا واقعیت اصلاحات در عربستان http://dinonline.com/doc/report/fa/7587/ به گزارش دین‌آنلاین، عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل دانشگاه وزارت امور خارجه در نشست «اصلاحات در عربستان؛ از آرمان تا واقعیت» که در مؤسسه مطالعاات راهبردی اسلام معاصر(مرام) در جمع پژوهشگران و علاقه‌مندان برگزار شد با اشاره به سه حوزه تحول و اصلاحات که منظور محمد بن سلمان است نخست به اصلاحات اقتصادی اشاره کرد و تأکید در این اصلاحات را بر خروج از اقتصاد نفتی دانست و گفت: بنابراین اصلاحات، منابعِ مالی عربستان صرفاً درآمدهای ناشی از نفت نخواهد بود. گزینه اصلی برای جایگزینی اقتصاد نفتی، رونق صنعت گردشگری است. در بخش گردشگری مذهبی، آن‌ها به دنبال جذب بیشتر معتمران (زائران سفرهای عمره) در سراسر سال هستند. این در حالی است که قبلاً در برخی ماه‌ها مثل ماه شوال، اصلاً ویزای عمره صادر نمی‌کردند. وی افزود: نکته مهمتر بخش گردشگری غیرمذهبی است که عملاً دارای بازخوردهای فرهنگی و دینی است. به تعبیر سعودی‌ها، عربستان سرزمینی است که ظرفیت‌ها و جاذبه‌های توریستی فراوانی، به ویژه در ساحلِ دریای سرخ دارد. از جمله طرح‌های در دست اقدام، طرح نئوم(Neom) و استفاده از منابع طبیعی، است. ایشان در توضیح این موضوع گفت: عربستان تجربه میزبانی از گردشگران غیرمذهبی را ندارد و این در حالی است این صنعت منطق خاصی دارد. شما نمی‌توانید آن را متناسب با بالاخره ذهنیتِ خودتان خیلی شکل بدهید. مسجدجامعی در اشاره به خودکفایی در صنایع نظامی سعودی، اصلاحات در این بخش را مورد دیگر از اصلاحات اقتصادی یاد کرد و گفت: عربستان بعضاً اولین و یا دومین خریدار بزرگ سلاح است. محمد بن سلمان در برنامه 2030، به دنبال تولید نیمی از خرید تسلیحاتی فعلی عربستان سعودی است. این مسئله نتایج اقتصادی و صنعتی مهمی دارد. سفیر سابق ایران در مراکش بخش دوم از اصلاحات در عربستان را اصلاحات اجتماعی و فرهنگی دانست و گفت: این اصلاحات از مسئله حقوق زنان گرفته تا آزادی‌های به اعتباری ممنوعه را دربرمی‌گیرد. فرض کنید در عربستان تاکنون سینما یا محلِّ تجمع برای تئاتر یا اجرای کنسرت موسیقی وجود نداشته است. در واقع محمد بن سلمان در این بخش در حال ایجاد یک نوع گشایش اجتماعی و فرهنگی است. ایشان با مهم خواندن اصلاحات در بخش سوم توضیح داد: اصلاحات دینی بیشترین ارتباط را با منافع و مصالحِ ما و شیعیان دارد. محمد بن سلمان همیشه در موردِ اسلام معتدل، سخن می‌گوید. آنچه در ذهن او و امثال او می‌گذرد، این است که اسلام موجود عمیقاً تحت تأثیر تشکیلات و عالمان وهابی است و باید از کنترل آنها خارج شود. در واقع او و همفکرانش می‌خواهند سیطره وهابیت بر اسلام رسمی را که حدود هشتاد یا نود سال بر این کشور حاکم است بشکنند. ایشان در ادامه به تاریخچه اصلاحات در عربستان پرداخت: اولین موج اصلاحات، در زمان ملک فیصل شروع شد. دهة بیست عربستان به عنوان کشور واحد در‌آمد و عبدالعزیز حاکم شد و یک سلسله مشکلاتی با اخوان وهابی، غیر اخوان‌المسلمین، پیدا کرد که تا آخر دهه بیست سرکوب شد. از اواخر دهه بیست در زمان عبدالعزیز و پسرش سعود تا 1964 که قدرت به ملک فیصل منتقل شد، ایجاد ساختار جدید به معنای وزارتخانه و اداره کل و مراکز شهری و نهادهای مدنی، تقریباً مغفول ماند. عملاً فیصل عربستان را از حالت بدوی خارج کرد و کابینه، وزارت‌خانه‌های مختلف، مسائل آموزشی بهداشتی درمانی را تأسیس کرد. بنابراین به اعتباری می‌توان گفت موجِ اول اصلاحات به زمانِ فیصل مربوط است. مسجدجامعی درادامه به موجِ دوم اصلاحات پرداخت و گفت: موج دوم در سال 1991 بعد از آزادسازی کویت شکل گرفت. کویت در زمان بوشِ پدر با کمکِ امریکایی‌ها و غربی‌ها، آزاد شد. نه به خاطر فشارهای داخلی بلکه عمدتاً به دلیل فشار خارجی یعنی فشار امریکایی‌ها، سعودی‌ها مجبور شدند به یک سلسله اصلاحات تن در دهند. اصلاحاتِ برآمده از فشارهای خارجی نه تنها در نیمه اول دهه 90 بلکه در سال 2001 نیز اتفاق افتاد ایشان با بازگشت به موضوع اصلاحات اخیر در عربستان این اصلاحات را در مقایسه با اصلاحات قدیم، پدیده‌ای دانست که از درون خاندان حاکم نشئت می‌گیرد و محرّک اصلی اصلاحات در مفهومِ جدید در دو سه سال اخیر را نظام حاکم دانست. دکترمسجدجامعی هدف از اصلاحات اخیر را هماهنگی با وضعیتِ جدید جامعه عربستان، جامعه منطقه‌ای و جامعه جهانی دانست و گفت: در عربستان هفتاد درصدِ از مردم زیر سی سال هستند. یعنی جامعه عربستان به‌عنوانی از ایران هم جوان‌تر است و دیدگاه نسل جدید با نسل‌های قبلی در این کشور به خاطر فضای بسته جامعه، اختلاف زیادی دارد. وی در ادامه به عوامل متنوعی اشاره کرد که در بروز این اصلاحات نقش دارند و هراس سعودی‌ها از سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا بعد از حمله به عراق و ترس از گسترش نفوذ ایران در منطقه (به خصوص ایران هسته‌ای) را از این عوامل برشمرد و گفت: جامعه نخبه عربستان را می‌توانیم در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه تقسیم کنیم: یک گروه افرادی که عمیقاً ضدِ ایران هستند که شامل عالمان دینی و افرادی با گرایش غلیظ وهابی می‌شود. این گروه به هیچ عنوان تعدیل‌پذیر نیستند و اساساً مذاکره و گفتگو بی‌معناست. گروه دیگر خصومت ذاتی با ایران ندارد و به واقع ملک عبدالله و اصولاً خاندان سلطنی اکثراً به این گروه دوم تعلق دارند. اگرچه در بین خودِ خاندان سلطنتی قشرِ کوچکی که اتفاقاً سلمان هم از آنها است متمایل به گروه اول هستند. در اواخر قرن بیستم، بازیگران اصلی از گروه دوم بودند ولی در طیّ مخصوصاً ده سال اخیر، این جریان به عکس شده است. نویسنده کتاب "ژئوپلتیک خلیج فارس عربستان و شیخ‌نشین‌ها" افزود: با ظهور تحولات داخلی کشورهای عربی در سال 2010 که با دوره ریاست‌جمهوری اوباما مصادف شد، امریکایی‌ها سیاست مشخص خاورمیانه‌ای نداشتند. به‌طورکلی برای کشورهایی مثل عربستان که وابسته به قدرت هستند، بدترین شرایط، مبهم بودن سیاست‌های آن قدرت در قبال رقباء منطقه‌ای و خود آنهاست. وی افزود: مجموعه عوامل سه‌گانه یک ذهنیّت جدیدی را به‌ویژه در بدنه جوان نظام حاکم ایجاد می‌کند مبنی بر اینکه تا حد ممکن مستقل عمل کنیم، البته استقلال در معنا و فهم سعودی‌اش. واقع این است که این مرحله‌ای است که عربستان را واردِ فاز جدید زندگی حکومتی، سیاسی و فکری خود می‌کند. مسجدجامعی در توضیح عوامل سه‌گانه گفت: عربستان سه رکن مهم دارد: اول، رکن خاندان سلطنتی است. دوم، رکن دینی و سوم رکن اقتصادی است. طی اصلاحات دو ماه اخیر همه این بخش‌ها دگرگون شده‌اند. به عنوان اصلاح یک تعداد قابل توجهی از افراد بانفوذ خاندان را بازداشت کردند. رئیس گارد ملی یا فردی مثل طلال افرادی نیستند که به‌راحتی از این قضیه عبور کنند. به‌علاوه، شخصیت‌های اجتماعی و تا حدودی دینی نیز از این جریان متأثر شدند. به واقع بخش اقتصادی در عربستان، بخش صنعتی یا بخش صنایع زیربنایی نیست بلکه تجاری، بانکی، بورس و اعتباری است. در این قسمت تاجران سعودی موفق عمل کرده‌اند. یعنی با اینکه جهان سومی هستند، ولی موفق عمل کرده‌اند. سهم این گروه در زنده نگه داشتن و به اعتباری شکوفایی اقتصاد عربستان بسیار مهم است. بسیاری از این افراد هم دستگیر می‌شوند که خوب طبیعتاً باعث بی‌اعتمادی، خروج سرمایه ملی و تخریب تمام برنامه‌های زیربنایی توسعه‌ای خواهد شد. ایشان در پایان سخنان خود گفت: تمامی این طبقات ناراضی هستند و صرفاً به خاطر گرایش حنبلی و تبعیت از حاکم ساکت هستند. سعودی‌ها برای اولین بار خروج ارز بیش از شصت هزار ریال سعودی از کشور را ممنوع کردند. تمامی برنامه‌های توسعه‌ای به طور طبیعی از بین رفته است. پروژه‌های دولتی هم دچار مشکل شده است. بخش خصوصی و نرخ بی‌کاری به صورت محسوس افزایش پیدا کرده است. زمانی که یک کشور بدون اعتماد به نفس و بدون برخورداری از استحکامات لازم دست به تغییر و اصلاح بزند، منجر به سقوط می‌شود چنانکه گورباچف نتوانست اداره کند. ]]> بين الملل Wed, 13 Dec 2017 21:08:11 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7587/ بهانه اسرائیل برای تصرف بیت‌المقدّس http://dinonline.com/doc/report/fa/7582/ ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام همگی ارتباط تنگاتنگی با این شهر باستانی دارند و در طیّ چند هزار سال گذشته، پیروان هر یک از این ادیان به‌تناوب تمام یا بخشی از این شهر را در دست خود گرفته‌اند. در سال 1000 پیش از میلاد مسیح، با حکومت حضرت داوود یهودیان بر اورشلیم مسلّط شدند. طیّ دو هزار سالِ پس از آن، شهر پیوسته از گروهی به گروه دیگر منتقل شد؛ به‌ویژه در زمان جنگ‌های صلیبی. در آن زمان، صلیبیونِ مسیحی بر سر حکومت بر این شهر با دیگر رقبای مسیحی و مسلمانان وارد جنگ شدند. بین سال‌های 1517 تا 1917 نیز امپراطوری عثمانی (که دین رسمی آن دین اسلام بود) بر شهر حاکم شد. در کتاب مقدّس عبری به‌کرّات از شهر اورشلیم یاد شده است. در سنّت یهودی، این شهر مکانی است که هزاران سال پیش در آن ابراهیم، یعنی نخستین فرد از آباء یهودیت، فرزند خود اسحاق را به قربانگاه الهی آورد. بنا به آنچه در سفر تثنیه آمده، مدّتی بعد نوۀ ابراهیم یعنی یعقوب (که نام «اسرائیل» بر او نهاده شد) پی برد اورشلیم مکانی است که خداوند آن را به عنوان محلّی که به نام او بنیان‌نهاده‌شده از میان تمام قبایل برخواهد گزید. براساس کتاب مقدّس عبری، در زمان حکومت حضرت داوود اورشلیم پایتخت اسرائیل بوده است. همچنین اینجا شهری است که پسر داوود، یعنی سلیمان معبد خود را در آن بنا کرد. در آن زمان‌ها یهودیانی که نمی‌توانستند به زیارت اورشلیم بروند، رو به سویِ این شهر به دعا و نیایش می‌پرداختند. از طرف دیگر، طبق آنچه در قرآن آمده است، بیت‌المقدس آخرین مکانی بود که پیامبر اسلام پیش از معراج و گفتگو با خداوند از آن دیدن کرد. وی شبانه سوار بر موجودی اسطوره‌ای از مکّه به سوی بیت‌المقدّس پرواز کرد. این سفر اعجاب‌آورِ شبانه و تکلّم (حضرت)محمّد با خداوند رویدادهای مهمّی در دین اسلام تلقّی می‌شوند. وقتی محمّد وارد بهشت شد، خداوند به او گفت که باید پنجاه مرتبه در روز نماز بخواند. اما وی از خدا تقاضا کرد تا تعداد نمازها را به پنج وعده در روز کاهش دهد؛ یعنی همان چیزی که امروز معیار نماز در دین اسلام است. محمّد رسالت خود را در امتداد دیگر سنن ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت می‌دید. لذا نخستین قبله، یا جهتی که مسلمانان باید رو به سوی آن نماز بگزارند بیت‌المقدّس بود که بعدها این قبله به مکّه تغییر یافت. علاوه بر این، براساس پیش‌بینی‌های سنّت اسلامی، بیت‌المقدّس نقش مهّمی را در آینده ایفا خواهد کرد و یکی از شهرهایی خواهد بود که آخرالزّمان در آن رقم خواهد خورد. حال اعلامیۀ ترامپ موجب افزایش کشمکش‌ها شده است. تصمیم او مبنی بر به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل موجب برانگیخته شدن تحسین بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل شده است. اما متّحدان فلسطینی این اقدام را محکوم کرده‌اند؛ آنها نگران آنند که با این اقدام، مذاکره کردن دربارۀ پیمان صلح میان دو کشور (که مدّت‌هاست سخن از آن می‌رود) دشوارتر شود. در حقیقت چند ساعت پیش از اعلامیۀ ترامپ، هیئت نمایندۀ عمومی فلسطین در بریتانیا عنوان داشت که اگر رئیس‌جمهور آمریکا اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت بشناسد، عملاً با این کار "اعلام جنگ" کرده است. *دین‌آنلاین: پس از تصمیم ترامپ بر اعلام این شهر به‌عنوان پایتخت رژیم اشغالگر و انتقال سفارت امریکا به این شهر، بسیاری از رسانه‌های غربی با تحلیلی مشابه تحلیل هیستوری رفتار ترامپ را غلط ارزیابی کردند و برای آن عواقب سنگینی برشمردند. * بیت‌المقدس درنزد مسلمانان و یهودیان مقدس است و مسلمانان و یهودیان و بلکه مسیحیان دراین باره به احترام یکدیگر ارج می‌نهند، اما تصمیم ترامپ که در راستای اهداف رژیم صهیونیستی و در ادامه غصب این سرزمین مقدس اتفاق می‌افتد مورد پذیرش همه جامعه یهودی نیست. ]]> بين الملل Tue, 12 Dec 2017 16:08:52 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7582/ آیا آموزه‌ای از بودیسم کشتار میانمار را توجیه می‌کند؟ http://dinonline.com/doc/interview/fa/7568/ * اخلاقیات بوداگرایانه بر دو اصل بی‌گزندی و رواداری برپا شده است. خاستگاه این دو اصل در این آیین چیست؟ احتمالاً مرادتان از بی‌گزندی که لازمه‌ آن نیز رواداری است اشاره به اصطلاح سنسکریت اهیمسا است. من اهیمسا را به «نیازردن» یا «عدم آزار جانداران» برمی‌گردانم. می‌گوییم آزردن چون آزردن جانداران مراتب دارد شامل آزار روحی و جسمی و اوج آن در گرفتن جان یا قتل است. می‌گوییم جاندار چون شامل کشتن انسان، حیوان، یا هرموجود زنده‌ای است که دم حیاتی دارد. در نظر بودا سقط جنین حتا خطای بزرگی است. اهیمسا مهم‌ترین آموزه‌ی بودا است که در کانون پالی یا مجموعه متون دینی سنت هینه‌یانه یا تیره‌واده بارها به آن اشاره شده است. اهیمسا یا نیازردن در متون بودایی در شمار «دستورهای اخلاقی» و بلکه شرعی است. رهروی که مرتکب قتل شود علاوه بر مجازات کیهانی، بی‌تردید از دیر اخراج می‌شود؛ زیرا با این عمل نشان می‌دهد که صلاحیت یا آمادگی گام نهادن در راه بودا را ندارد. اهیمسا یکی از پنج دستور بودایی است که همه پیروان بودا وظیفه دارند از آن‌ها اجتناب کنند و به‌جا آوردن آن‌ها را مدام به زبان آورند، این‌گونه: تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از گرفتن جان؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از دزدی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از بی‌عفتی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از دروغگویی؛ تعهد می‌کنم به خویشتن‌داری از می‌خواری. نقض هریک از این پنج دستور علاوه بر مجازات کیهانی (نیروی کرمه) برای رهرو اخراج از دیر را نیز به همراه دارد. اولین دستور به پرهیز از آزار جاندارن و گرفتن جان اشاره دارد و از همه سنگین‌تر گرفتن جان انسان است حتا اگر جنین باشد.  سبد وینیه، اولین بخش کانون پالی هینه‌یانه، «گرفتن جان انسان» را ممنوع و نابخشودنی می‌خواند. قانون‌نامه دیری بودایی (پراتی‌موکشه) در سبد انضباط دیری (وینیه پیتکه) از چهار خطای بزرگ نام می‌برد که رهرو در صورت ارتکاب آن‌ها با کیفر اخراج همیشگی از سنگه (انجمن دیری) مواجه می‌شود. این چهار خطا این‌هاست: 1. رابطه جنسی یا بی عفتی، 2. گرفتن مال داده نشده یا دزدی، 3. گرفتن جان یا قتل، و 4. ادعای داشتن نیروهای فراطبیعی یا کرامات. رهروی که مرتکب یکی از این‌ها می‌شود را به «برگ خزان» یا «نخل بی سر» تشبیه کرده‌اند. در سراسر متون دینی وابسته به مکتب تیره‌واده آمده است رهروی که مرتکب قتل شود، چه در این زندگی و چه در زندگی بعدی، پیرو بودا نخواهد بود: «رهرو پذیرش شده‌ی کامل نباید دانسته جانداران را از داشتن زندگی محروم کند حتا اگر موری باشد. رهروی که دانسته انسانی را از زندگی محروم کند، حتا اگر جنین باشد، دیگر پبرو بودا نخواهد بود. رهروی که دانسته انسانی را از زندگی محروم کند دیگر هرگز پیرو بودا نخواهد شد، به کردار صخره‌یی دو نیم شده دیگر هرگز به هم نمی‌رسند.» * اگر بخواهیم برای آیین بودا اندیشه سیاسی یا اجتماعی متصور شویم چه  ویژگی‌هایی را باید برشمریم؟ آیین بودا بعد سیاسی ندارد. بعد اجتماعی هم بعدها در چین پیدا کرد. آموزه‌های بودا ربط و نسبتی با جامعه و سیاست نداشت اگرچه برخی جامعه‌شناسان دین مانند گامبریک نقش مصلح اجتماعی به او داده‌اند. او را مصلح آیین برهمنی دانسته‌اند که با نظام برهمنان به مخالفت برخاست و آیین جدیدی آورد. خلاصه از او یک مارتین لوتر بودایی ساخته‌اند. اما به واقع خودش گفته است آموزه‌ی من تنها به رنج انسان‌ها و کلید رهایی از رنج که درون خود انسان است اشاره دارد نه جامعه و تشکیل ملت واحد یا حکومت. در متون بودایی حتا یک عبارت نمی‌توان یافت که علیه نظام برهمنی بیان شده باشد. تاریخ آیین بودا زمانی با سیاست پیوند خورد که آشوکا، شاه مئوری، قرن سوم ق‌م، بودایی شد و خود را متعهد دانست که آموزه‌های بودا را گسترش دهد. انگیزه‌ پشت این کار او را متفاوت بیان کرده‌اند. نظر من این است که بیش‌تر دغدغه حکومت داشت. او با متحد کردن ادیان زمانه خویش، صلح و آرامش را در سراسر امپراتوری خویش گسترش داد و این کار بزرگی بود اما انگیزه او صرف گسترش دین بودایی نبود. حتا سعی کرد به جای آموزه‌های بودا، اندیشه‌های خود را گسترش دهد تا جایی که آموزه‌های بودا را دست‌کاری یا به قول امروزی‌ها تحریف می‌کرد، بر کتیبه‌ها می‌نوشت و در سراسر قلمرو خویش نصب می‌کرد. مردم در این نوشته‌ها بیش‌تر او را می‌دیدند تا بودا یا بنیادگذار هر دین دیگری را. بودایی‌ها هنوز هم او را شاه بودایی الگو می‌دانند اما هیچ‌گاه اجازه ندادند که آموزه‌های او جایگزین آموزه‌های بودا شود. دین بودایی که امروزه در کشورهای آسیای جنوبی و جنوب شرقی (سری‌لانکا، تایلند، میانمار، کامبوج و لائوس) رایج است در نتیجه فتوحات و سلطه آشوکا بر این مناطق بود. بعدها شاه آرمانی (چکره‌ورتین) وارد منابع بودایی شد. میتریه، بودای بعدی در سنت بودایی نیز بعدها رنگ موعود گرفت که برای نجات بودایی‌های جهان حکومت جهانی تشکیل خواهد داد. همه این‌ها بعدها در بیرون هند ساخته و پرداخته شد. غالباً هم متأثر از اندیشه چینی است و ربط و نسبتی با متون اولیه سنت‌های مختلف بودایی ندارد. * آیین بودا در جهان معاصر چه تحولات و تغییراتی را پذیرفته است؟ آیین بودا یک نام کلی است برای سه سنت رایج آن در مناطق مختلف جهان، یعنی سنت هینه‌یانه در پنج کشور آسیای جنوب شرقی، سنت مهایانه چهار کشور آسیای شرقی، و سنت وجره‌یانه در تبت. سنت هینه‌یانه تحول چندانی نداشته اما مهایانه و وجره‌یانه از همان آغاز خود را با جهان هماهنگ کردند. بودا شاگردان متفاوتی داشت اگرچه مهایانه فراتر از این معتقد است که بودا تعالیم متفاوتی هم داشت. یک قرن پس از مرگ بودا اختلاف‌های روشی بین پیروان او پیدا شد و انجمن واحدی که بنیاد نهاده بود دچار اختلاف و انشعاب شد. پیشگامان مهایانه اندیشه مهرورزی به حال همه جانداران را پیشه خود کردند و هینه‌یانه را خودخواه و خودپرست دانستند که جز به خود به کسی نمی‌اندیشد. این دعواهای فرقه‌ای تا امروز ادامه دارد. هینه‌یانه بسته باقی ماند اما مهایانه بیرون از هند با جان‌های دیگر به هم آمیخت و شکوفا شد. مهایانه بیش‌ترین تحول را در چین پیدا کرد. آموزه مهر به همه (کرونا) باعث شد که مهایانه تکلیف خود را با دیگران روشن کند و همدردی با مردم جهان را سرلوحه راه و روش خود قرار دهد. بوداییان مهایانی در چین و ژاپن و تبت چنین رویکردی دارند. اما هینه‌یانه امروزه در کشورهای آسیای جنوب شرقی همان است که در هند بود. راه و روشی که برای نجات بشر پیشنهاد می‌دهند در دیرنشینی و زاویه‌گیری خلاصه می‌شود که به نجات فردی می‌انجامد. هر کس خودش باید به رهایی برسد. فریادرسی از بیرون نخواهد آمد. اینان آموزه «جزیره‌ خود باش!» بودا را سرلوحه قرار داده‌اند. سخت‌گیری‌های هینه‌یانه سنت‌گرا موجب پیدایش یک نهضت در میان زنان بودایی شد که به «آیین بودای فعال اجتماعی» یا «آیین بودای درگیر» معروف است. مهم‌ترین تحول در هینه‌یانه همین است که چندان هم مورد قبول سنگه (انمن رهروان) بودایی نیست. مهم‌ترین کار «آیین بودای درگیر» کمک به آسیب دیدگان جهان و مستمندان است. پنج سال پس از تشکیل سنگه مردان، بودا سنگه زنان را تشکیل داد و خاله و دایه‌اش مهاپراجاپتی رئیس دیر زنان شد. اما با مخالفت‌های رهروان زن با دیر زنان و کارشکنی‌هایی که در طول تاریخ کردند به مرور دیر زنان از میان رفت و زنان هرگز اجازه نیافتند وارد نظام دیری شوند که در دست مردان بود. اینان کوشیند نقش زنان را در گسترش آیین بودا ناچیز جلوه دهند و برای این کار در متون هم دست بردند و حوادث مربوط به زنان را یا به مردان نسبت دادند و یا کلاً حذف کردند. نهضتی که امروزه در جهان بودایی به دست زنان اداره و رهبری می‌شود پاسخی است به این جریان زن‌ستیزی تاریخی. البته مراد من از زن ستیزی اشاره به زن در لباس رهرو و رهبر دینی است و این اندیشة که زن نمی‌تواند آموزگار دین باشد؛ زیرا آیین بودای تیره‌واده یا هینه‌یانه بر نقش اجتماعی زن به عنوان حامی آیین و نیز نقش مادر و تربیت فرزندان بودایی تأکید زیادی دارد اگرچه نقش زنان را محدود به همین دو نقش می‌داند. سنت هینه‌یانه چشمش را به روی این حقیقت می بندد که بودا با تشکیل دیر زنان اجازه داد که زنان هم در کنار مردان آموزگار دین باشند. *اگر بخواهیم نگاهی ژئوپلتیکی به بودیسم بیندازیم جغرافیای سیاسی بودیسم در مواجهه با پیروان دیگر ادیان چه حدود و ثغوری دارد؟ اگرچه اکثر دانشمندان ژئوپلتیک قائل به جدایی حوزه‌های ژئوپلتیک از جغرافیای سیاسی هستند اما ظاهراً شما ژئوپلتیک را معادل جغرافیای سیاسی گرفته‌اید که چندان غیرمعمول نیست. پاسخ این پرسش را بیش‌تر باید از کارشناسان علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و جغرافیا جویا شوید اما در باب تأثیر عوامل جغرافیایی بر رفتار دولت، ربط و نسبت مستقیمی با آیین بودا ندارد. اگرچه گاه در تاریخ آیین بودا می‌خوانیم که در مرحله‌ای دین دولتی شناخته شده اما ربط و نسبتی با آموزه‌های بودا نداشته است. بلکه سیاست حاکمان زمان بوده که از آیین بودا به عنوان رقیب ادیان دیگر حمایت کنند. امروزه آیین بودا در هیچ جای دنیا دین دولتی نیست. این را نیز نباید از یاد برد که آیین بودا در هیچ نقطه‌ای از جهان با هیچ دینی به رقابت و دشمنی نپرداخته. یعنی آموزه‌های بودا چنین اقتضایی ندارند. اما این بدین معنا نیست که آیین بودا در طول تاریخ دستخوش سیاست‌های دولتمردان نبوده است. گاه مثلا در ژاپن قدیم می‌بینیم که آیین بودا به عنوان وسیله‌ای در دست حاکمان در قبال ادیان بومی به کار گرفته شده است. اما هیچ رهبر دینی را نمی‌شود نام برد که سیاسی بوده باشد. هرجا رد پایی از آیین بودا در سیاست می‌بینیم باید به دنبال دست پنهان دولت و کشف سیاست پشت این آن برآییم. سرمشق جهان بودایی در مواجهه با ادیان دیگر را باید در سیرة خود بودا جسجو کرد. آیین بودا از هند، در میان مکتب‌های گوناگون هندی، برخاست و آموزه‌هایش با آن‌ها تفاوت چشمگیری داشت اما بودا برای ادیان معاصر خود حرمت زیادی قائل بود. در روایت‌ها آمده است وقتی پیروان ادیان دیگر نزد او می‌آمدند و اجازه می‌خواستند که پیرو او شوند «وی ایشان را از این کار منع می‌کرد و وقتی با اصرار آن‌ها مواجه می‌شد قبول می‌کرد اما توصیه می‌کرد که از انفاق به یاران سابق خود دریغ نکنند.» *ماجرای میانمار را چگونه تحلیل می‌کنید؟ حوادث میانمار یک جریان سیاسی است که در آغاز ربط و نسبتی با آیین بودا نداشت. قریب دو قرن است که دولت غیردینی میانمار  با مسلمانان ساکن منطقه وسیع آراکان درگیرند. مسلمانان این منطقه که به قوم روهینگیا معروفند در اصل مهاجران بنگالی هستند که هیچ‌گاه شهروند میانمار شناخته نشدند و از حقوق مردم میانمار برخوردار نیستند. مسلمانان برای رسیدن به این جایگاه کوشش زیادی کرده‌اند اما دولت میانمار با سرسختی تمام در برابر آنان مقاومت می‌کند و آنان را مهاجران غیرقانونی می‌خواند. در دهه‌های اخیر دولت میانمار فشار زیادی به مسلمان وارد کرده است. جمعی از فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر را بازداشت و از کشور اخراج کرده است. هر بار به بهانه‌ای هجوم می‌اورند عده‌ای را بازداشت و از کشور اخراج می‌کنند تا از این راه آمار را پایین بیاورند و اخیراً که دست به قتل عام مردم این منطقه زده‌اند. این درگیری‌ها تا این جند سال اخیر ادامه داشت تا این‌که ماجرای درگیری بین یک مسلمان و یک بودایی بر سر مسائل شخصی که منجر به فوت بودایی می‌شود دست‌مایه فتنه‌انگیزی دولت می‌شود که یک مسئله سیاسی و دولتی را به جنگ دینی تبدیل کند زیرا اکثریت مردم میانمار بودایی هستند و گویا اندیشه بر این بوده است که نزاع میان بوداییان و مسلمانان به مسئله مسلمانان برای همیشه خاتمه خواهد داد. دولت میانمار برای این کار از رهروان انقلابی و دست نشانده خود استفاده کرد و با این کار وارد بازی خطرناکی شد. آتشی افروخت که هم دامن خودش را گرفت و هم آیین بودا را خدشه‌دار کرد. این بازی آنقدر خطرناک بود که بیش از همه دامن دولت را گرفت و از رهبری فرهمند چهره‌ای دوگانه ساخت و کوس رسوایی‌اش را در جهان زدند. *آیا ماجرای میانمار ممکن است نوعی از خشونت دینی و مذهبی یا نوعی افراط‌گروی در برخی شاخه‌ های بودیسم انگاشته شود؟ بله عملاً که این‌طور برداشت می‌شود و نشان می‌دهد که هیچ دینی از ورود خشونت به آن مصون نیست. اساس آیین بودا بر عدم خشونت یا پرهیز از خشونت (قاعدة اهیمسا) است. این بدین معنا است چه بخواهیم و چه نخواهیم آیین بودا در این گوشه جهان یک بعد سیاسی پیدا کرده است اگرچه تازگی ندارد. البته داشتن بعد سیاسی یک چیز است و دشمنی کردن با دیگران چیز دیگر است. حضور قوم روهینگیا، یا به تعبیر دولت مهاجران غیرقانی، در میانمار نمی‌تواند علت دشمنی بوداییان با مسلمانان باشد. کشته شدن یک بودایی در یک درگیری متعارف که در هر کشوری اتفاق می‌افتد نیز ناچیزتر از آن است که دلیل دشمنی میان پیروان دو دین جهانی به شمار آید. پس این ماجرا نمی‌تواند دینی یا به تعبیر شما مذهبی باشد. اختلافات میان بوداییان و مسلمانان در سری‌لانکا بسیار شدیدتر از میانمار است اما هیچ‌گاه به این‌جا کشیده نشده است که یک دیر بودایی رهبر خشونت‌ علیه پیروان دین دیگر شود. اما نباید این پدیده را که در یک برهه از تاریخ و در یک گوشه از جهان رخ داده است با جهان بودایی یکی بگیریم. هینه‌یانه فقط یک سنت در میان سنت‌های بودایی است و میانمار فقط یک کشور در میان کشورهای هینه‌یانه است و آشین ویراتو، رهرو بودایی و رهبر خشونت‌های میانمار، فقط یک فرقه در میانمار است. ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Sun, 10 Dec 2017 07:51:15 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/7568/ آپارتاید در میانمار http://dinonline.com/doc/report/fa/7569/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتون پست، این سازمانِ حقوق بشری در گزارش خود این گونه توضیح داد که خشونت علیه روهینگیایی‌ها حملۀ گسترده و نظام‌مندی علیه غیرنظامیان به شمار می‌رود که بدیهی است با هویت قومی (یا نژادی) آنان در ارتباط است. لذا این جنایت‌ها قانوناً یک آپارتاید محسوب می‌شود؛ جنایتی که براساس قوانین بین‌الملل جنایتی علیه بشریت به شمار می‌رود. در این گزارش آمده است که پیکارِ خونین علیه روستاهای روهینگیایی واکنش نامشروع و نامتناسبی در برابر حملات گروه مسلّح روهینگیایی‌ِ «آراکان» به پایگاه‌های امنیتی دولت است که در ماه اوت اتفاق افتاد. بنا به اظهار سازمان عفو بین‌الملل، دولت میانمار به جای این که سعی کند متجاوزان را پای میز محاکمه بکشاند، کلّ روهینگیایی‌ها را به خاطر هویت‌شان هدف حملات خود قرار داده است. اوضاع انسانی در ایالت راخین (که سازمان ملل آن را مصداق بارزی از پاکسازی قومی خوانده است) به‌شدّت رو به وخامت گذاشته است. این بحران توجّه بین‌الملل را معطوف به ده‌ها سال تبعیض‌ حکومت علیه مسلمانان روهینگیا کرده است؛ مدّت‌ها است که این مردمان از حقوق شهروندی و بسیاری از حقوق ابتدایی خود محروم بوده‌اند. در روز سه‌شنبه آنگ سان سوچی، رهبر فعلی میانمار عنوان داشت که تلاش دارد بر سر بازگرداندن روهینگیایی‌ها به ایالت راخین با کشور بنگلادش به توافق برسد. از سال 2012 کشمکش‌ها میان بودایی‌ها و مسلمانان میانمار شدّت گرفت که این موضوع منجر به درگرفتن شورش‌های مرگبار و همچنین به آتش کشیده شدن خانه‌ها و آوارگی بسیاری از مردم شده است. از آن زمان تا به امروز روهینگیایی‌ها دسترسی به امکانات بهداشتی-پزشکی و آموزشی نداشته و برای مسافرت با محدودیت‌هایی مواجه بوده‌اند. شدّت محدودیت‌ها به گونه‌ای است که گویا این اقلیت در زندان بدون سقفی به سر می‌برند. قوانین تبعیض‌آمیز و دلبخواهی از جمله اوقات منع عبور و مرور بر روهینگیایی‌ها حاکم است. خانم آنا نیستات، مدیر ارشد پژوهشی سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید گویا سیستم طوری طراحی شده تا روهینگیایی‌ها در نومیدانه‌ترین و تحقیرآمیزترین حالت ممکن به سر ببرند. ]]> خشونت در میانمار؛ قومی یا مذهبی؟ Sun, 10 Dec 2017 07:17:41 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7569/ آیا ترور علی عبدالله صالح به سود انصارالله بود؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/7581/ ـ علی عبدالله صالح از بازماندگان نسلی بود که با کنار زدن زیدیان در سال ۱۹۶۲ میلادی قدرت را در یمن به دست گرفتند. او به‌تنهایی بیش از ۳۳ سال بر یمن حکومت کرد و حزب حامی او (حزب کنگره) قدرتمندترین حزب سیاسی در عرصه‌های شمالی یمن بود. علی عبدالله صالح در طول دوران طولانی زمامداری‌اش به چرخش‌های سیاسی و هم‌پیمانی‌های مختلف مشهور بود. یکی از بزرگ‌ترین خطاهای او نادیده گرفتن مردم و نقش تاریخی قبائل و مذهب زیدیه و در عوض اعتماد بیش از حد به سعودی‌ها بود. یک دهه قبل نهضت حوثی‌ها (انصارالله)  می‌توانست هشداری  در جهت تصحیح این رویکرد باشد. او با به‌راه‌انداختن شش جنگ در بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ و با کمک گرفتن از آل سعود کوشید این جنبش را سرکوب کند، ولی در عمل موجب تضعیف هر چه بیشتر قدرت خود و قدرت گرفتن انصارالله و جریان‌های مخالف خود شد. ـ در سال ۲۰۱۱ وقتی بهار عربی حکومت فرسوده او را در یمن نشانه گرفت و مشخص شد این حکومت دیگر امکان تداوم ندارد، حداقل در عرصه‌های شمالی یمن دو بدیل قدرتمند برای حکومت آقای صالح و حزب کنگره مطرح بود: حوثیان (انصارالله) و جریان سلفی با دو گرایش اخوانی و وهابی. اما عربستان که به دنبال تأمین منافع خود در یمن بود مایل نبود هیچ کدام از این دو بدیل به قدرت برسند و در قالب طرح شورای همکاری خلیج، ضمن کنار زدن صالح همچنان بر در قدرت ماندن جریان سکولار و وابسته در قالب فرد ضعیفی همچون عبدربه منصور هادی اصرار کرد که ناگزیر پس از دو سال و نیم در تابستان ۲۰۱۴ صبر مردم لبریز و تظاهرات‌های فراگیر به ورود انصارالله به صنعا و اسقاط دولت هادی منجر شد. نیروهای سلفی به حمایت از هادی در جبهه مقابل انصارالله صف‌آرایی کردند و علی عبدالله صالح نفوذ باقی‌مانده خود را در ارتش و ساختار دولت خرج هماهنگی برای قدرت گرفتن هر چه بیشتر انصارالله کرد و بدین‌گونه دو نیروی رودررو موقتاً در کنار هم قرار گرفتند.. ـ با آغاز جنگ ظالمانه سعودی‌ها برضد یمن، همکاری دو جریان رقیب بیشتر شد. احتمالاً محاسبات آقای صالح و برخی رهبران حزب او این بود که در نهایت آنها هستند که از زیر آوار این جنگ به عنوان قدرت بلا منازع سر برخواهند آورد. اما در طول دو سال و نیم جنگ عبدربه منصور هادی و  افراد چیده شده در دور او یک دکور و ماکت بی خاصیت بودند. جریان‌های سلفی نیز که عمدتاً مورد حمایت قطر بودند به تدریج تضعیف شده و توسط سعودی‌ها و اماراتی‌ها از صحنه کنار گذاشته شدند.. در جنوب یمن به‌ویژه عدن جدایی‌طلبان مانع استقرار دولت مورد حمایت ائتلاف بودند. در شرق یمن و در استاهایی همچون حضرموت، القاعده و داعش برای ائتلاف دردسر جدی بودند. در مرکز، شمال و غرب یمن نیز علی‌رغم محاصره بی‌رحمانه و بمباران‌های مداوم هوایی، ائتلاف کاری در برابر جبهه متحد انصارالله و صالح از پیش نمی‌برد. تنها گزینه باقی مانده برای ائتلاف سعودی اماراتی تلاش برای رخنه و تضعیف قدرت مستقر در صنعا بود. ـ علی عبدالله صالح یکی از آخرین گزینه‌ها برای تغییر معادله قدرت در یمن بود. ائتلاف و به صورت مشخص امارات و عربستان بر روی طرحی کار کردند که بر اساس آن چرخش صالح ترسبم کننده پیروزی آنان و حمایت قبایل از آقای صالح بود. این طرح شکست خورد. ـ صالح مهره‌ای سوخته و بدون ظرفیت لازم برای جلب حمایت قبائل و مردم یمن بود و از سوی انصارالله و نیروهای هم‌پیمانش متهم به خیانت شد. حجم بالای تبلیغات و بمباران‌های سنگین هم نتواست مانع تحت تعقیب قرارگرفتن آقای صالح وآن بخش از مردان حزب کنگره که به او وفادار مانده بودند توسط انصارالله بشود و سرانجام با کشته شدن علی عبدالله صالح، توطئه‌ای که می‌رفت انصارالله را مورد تهدید جدی قرار دهد به‌فرصتی برای تقویت بیشتر آنان و تحکیم قدرتشان در مرکز و شمال یمن تبدیل شد. ـ انصارالله همواره بر  مشارکت همه احزاب و جریانهای سیاسی  در ساختار قدرت تأکید کرده است. به همین دلیل علی‌رغم سابقه جنایتکارانه علی عبدالله صالح،  او و حزبش را به عنوان شریک سیاسی پذیرفته بودند. ولی بعد از آشکار شدن توطئه و خیانت آقای صالح و بروز علائم فتنه داخلی  خطری جدی یمن و مقاومت مردمی آن را تهدید می کرد. در چنین شرایطی حذف فیزیکی آقای صالح به ضمیمه تلاش برای حفظ نیروهای حزب کنگره در محور مقاومت، می‌تواند به نفع نیروهای انصارالله باشد؛ چرا که در صورت موفقیت ایشان و ایجاد یک بحران داخلی، جریان مقاومت و نیروهای مردمی یمن به صورت جدی مورد تهدید قرار می‌گرفتند. ]]> بين الملل Sat, 09 Dec 2017 07:41:56 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7581/ پاپ از ترامپ خواست به وضع موجود در اورشلیم احترام بگزارد http://dinonline.com/doc/news/fa/7576/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از پاپ هافینگتون پست، فرانسیس در پایان سخنرانی هفتگی خود از همگان درخواست کرد تا به تصمیم‌گیری‌های سازمان ملل دربارۀ شهر اورشلیم که برای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان حائزاهمیت است احترام بگزارند. وی در سخنرانی عمومی خود خطاب به هزاران نفری که سخنانش را می‌شنیدند اظهار داشت: "من از صمیم قلب از همگان تقاضا می‌کنم تا نسبت به وضع موجود این شهر احساس تعهّد کنند و از تصمیم‌گیری‌های بجایِ سازمان ملل تبعیت کنند... من نمی‌توانم دربارۀ نگرانی شدیدم درباره این وضعیت که ظرف چند روز گذشته به وجود آمده سکوت پیشه کنم." فرانسیس گفت که امیدوار است "عقلانیت و دوراندیشی بر جهان حکمفرما شود تا دیگر شاهد افزوده شدن تنش‌های جدید به دورنمای متشنّج جهانی نباشیم." فرانسیس پیش از ادای این جملات در ملأعام، به طور خصوصی با جمعی از فلسطینیانی که با واتیکان کنکاش‌های بینادینی داشتند دیدار کرد. وی گفت: "سرزمین مقدّس برای ما مسیحیان است. اورشلیم به معنای کلمه سرزمین گفتگوی میان خدا و بشر است." فرانسیس از لزوم گفتگوی میان ادیان و همچنین گفتگو در داخل جامعۀ مدنی سخن گفت. او خطاب به جمع فلسطینیان اظهار داشت: "شرط اولیه برای گفتگو وجود احترام دوجانبه و تعهّد نسبت به تقویت این احترام با هدف به رسمیت شناختن حقوق تمام مردم است." پاپ فرانسیس روز سه‌شنبه نیز در گفتگویی تلفنی با محمود عبّاس، رئیس‌جمهور فلسطین دربارۀ این بحران سخن گفت. ]]> بين الملل Wed, 06 Dec 2017 14:27:16 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/7576/ ظرف سی سال آینده جمعیت مسلمانان بریتانیا سه برابر خواهد شد http://dinonline.com/doc/report/fa/7574/ به گزارش دین‌آنلاین، طبق پیش‌بینی‌های مرکز پژوهش‌های پیو، بنا به اظهار اتاق فکر ایالات متّحده، بریتانیا مقصد اصلی مهاجران اقتصادی‌ای است که رهسپار اروپا می‌شوند و کشور آلمان نیز عمدتاً مقصد پناهندگان است. به گفتۀ این مغز متفکّر، این پژوهش در پی آنی انجام شد که شمار پناهجویانی که از دست ناآرامی‌های موجود در سوریه و دیگر کشورهای مسلمان‌نشین دست به فرار می‌زنند به نحو بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. بریتانیا همچنین دارای یکی از بزرگ‌ترین شکاف‌ها در نرخ زاد و ولد میان مسلمانان و غیرمسلمانان است؛ زنان مسلمان به طور متوسّط دارای 2.9 فرزند و زنان غیرمسلمان دارای 1.8 فرزند هستند. این یعنی حتّی اگر قرار بود ورود مهاجران به طور کامل متوقّف شود، باز هم جمعیت مسلمانان بیش از 3% در بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و بلژیک افزایش می‌یافت. این مقاله گویای آن است که اگر مهاجرت با همین نرخ فعلی ادامه پیدا کند، اما جلوی ورود پناهندگان گرفته شود، بریتانیا با سیزده میلیون مسلمان که 16.7% جمعیت کلّ این کشور را تشکیل می‌دهد دارای بیشترین جمعیت مسلمانان در اتحادیۀ اروپا خواهد بود. در حال حاضر بریتانیا به لحاظ جمعیت مسلمانان پس از آلمان و فرانسه در رتبۀ سوم قرار دارد. در مقاله آمده است تعداد نسبتاً کمی (60000) از مهاجرانی که اخیراً وارد خاک بریتانیا شده‌اند پناهنده بوده‌اند، حال آن که شمار مهاجران معمولی که ظرف سال‌های اخیر قدم به خاک این کشور نهاده‌اند بیش از 1.5 میلیون نفر بوده است. به طور کلّی تخمین زده می‌شود که 43% از تمام مهاجرانی که از اواسط سال 2010 تا اواسط 2016 وارد بریتانیا شده‌اند مسلمان بوده‌اند. این مطالعه همچنین حاکی از آن است که بریتانیا دارای یکی از پایین‌ترین سطوح خصومت نسبت به پناهندگان عراقی و سوری است. از هر سه فردِ انگلیسی یک نفر پناهندگان را خطر مهمّی تلقّی می‌کند، در حالی که این رقم در فرانسه 39%، در آلمان 42% و در لهستان 60% است. براساس نتایج این پژوهش، در کشورهایی که تعداد پناهندگان کمتر است، مردم بیشتر مسلمانان را یک تهدید تلقّی می‌کنند. طبق اعداد و ارقام رصدخانۀ مهاجرت در آکسفورد، از هر پنج فرد غیرانگلیسی که در این کشور زندگی می‌کنند، یک نفر مسلمان است. ]]> بين الملل Tue, 05 Dec 2017 19:36:00 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7574/ آیا پاپ فرانسیس در سخنرانی خود به مسلمانان روهینگیا اشاره کرد؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7571/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، درپی سرکوب نظامی مسلمانان روهینگیا، بالغ بر 620 هزار نفر از آنها از ایالت راخین رهسپار بخش جنوبی بنگلادش شدند. سازمان ملل، ایالت متّحدۀ آمریکا و بریتانیا این سرکوب را پاکسازی قومی خوانده‌اند. اما این سفر چنان حسّاس است که بعضی از مشاوران پاپ وی را حتّی از ذکر نام روهینگیا نهی کرده‌اند تا مبادا موجب درگرفتن سانحه‌ای دیپلماتیک شود و باعث شود ارتش و دولت میانمار علیه اقلیت مسیحی این کشور جبهه‌گیری کنند. پس از سخنرانی آنگ سان‌ سوچی، پاپ فرانسیس به سخنرانی پرداخت و گفت آیندۀ میانمار باید آینده‌ای صلح‌آمیز باشد؛ صلحی بر پایۀ احترام به شرافت و حقوق تمام اعضای جامعه و احترام برای تمام قومیت‌ها. اختلافات مذهبی نباید منشأ تفرقه و بی‌اعتمادی شود، بلکه باید نیرویی در جهت نیل به اتحاد، بخشش، رواداری و ملّت‌سازیِ عاقلانه باشد. میانمار مسلمانان روهینگیا را به عنوان شهروند یا اعضای یک گروه متمایز قومی به رسمیت نمی‌شناسد و استفاده از واژۀ روهینگیا را نهی می‌کند. فیل رابرتسون، معاون مدیر دیده‌بان حقوق بشر در بخش آسیا می‌گوید پاپ در این سفر یک فرصت خوب را از دست داد. روهینگیایی‌ها از خیلی چیزها محروم شده‌اند، اما دیگر نباید نامشان را از آنها گرفت. مایو علی یکی از پناهندگان روهینگیایی که دست به فرار زده و حال در اردوگاهی در بنگلادش به سر می‌برد می‌گوید از این که پاپ در سخنان خود به‌صراحت دربارۀ مسلمانان صحبتی نکرد احساس ناراحتی می‌کند. "او باید همانند گذشته از حقیقت حمایت کند. سال گذشته پاپ از عبارت «خواهران و برادران روهینگیای ما» استفاده کرد و بیشتر دربارۀ درد و رنج‌های ما سخن گفت. اگر او در طیّ سفرش به کشور ما هیچ حرفی از روهینگیایی‌های مظلوم بر زبان نیاورَد، مانند آن خواهد بود که صرفاً تماشاچی آلامی بوده که ده‌ها سال است گریبانگر ما شده است." اما کریستین اشمیت، سفیر اتحادیۀ اروپا در میانمار از سخنرانی پاپ تجلیل کرد و گفت: "لزومی نداشت که پاپ مستقیماً دربارۀ بحران روهینگیا سخنی به میان آورد. این کار ضرورتی نداشت، چراکه در لابه‌لای تمام سخنانش به طور غیرمستقیم از آنها حرف زد." عملیات برضدّ اقلیت مسلمانان از ماه اوت و در پی حملۀ مبارزان روهینگیا به پاسگاه‌های امنیتی آغاز شد. بنا به گزارشِ روهینگیایی‌هایی که به کشور همسایه یعنی بنگلادش گریخته‌اند، ارتش میانمار روستاهای آنها را به غارت و آتش کشیده و زنان و دختران آنها را مورد تجاوز قرار داده است. روز چهارشنبه پاپ فرانسیس پیش از آن که به بنگلادش پرواز کند، یک مراسم عشای ربّانی را در شهر یانگون مدیریت خواهد کرد که پیش‌بینی‌ می‌شود ده‌ها هزار نفر در آن شرکت کنند. جمعیت 650 هزار نفریِ کاتولیک‌های میانمار مشتاقانه نسبت به سفر پاپ واکنش نشان داده‌اند، اما در عین حال می‌ترسند که نکند پاپ با اظهارات خود موجب برانگیخته شدن خشم ملّی‌گرایان نسبت به آنها شود. رئیس ارتش قدرتمند میانمار در طیّ گفتگوهای روز دوشنبه، خطاب به فرانسیس اظهار داشت که در کشور میانمار "هیچ‌گونه تبعیض مذهبی وجود ندارد". پاپ در دیدار چهل دقیقه‌ای خود با رهبران بودایی، هندو، مسلمان، مسیحی و یهودی بر پیام وحدت تأکید کرد و اظهار داشت که باید با همکاری یکدیگر تلاش کنند تا کشور را از نو بسازند و برادرانه در راستای نیل به صلح و آشتی با هم به گفتگو بپردازند. ]]> بين الملل Thu, 30 Nov 2017 21:13:13 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7571/