پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture Sun, 22 Oct 2017 20:55:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sun, 22 Oct 2017 20:55:09 GMT فرهنگ و هنر 60 غیر از فرهادی کدام هنرمند، به‌دلیل فرمان ترامپ، به اسکار نمی‌رود؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7145/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از گاردین، روزی اوباما در نامه‌ای خطاب به رحیم الحاج، آهنگ‌ساز عراقی نوشت:   "آقای الحاج عزیز هنرهای مردمی و سنّتی جزو لاینفکّی از تاریخ غنی و سرشار از خلّاقیتِ ملّت آمریکا هستند و می‌توانند نقاط فصل را به نقاط وصل تبدیل کنند و وجه مشترک انسانی ما را به نمایش بگذارند. امیدوارم به خاطر موفقیت‌هایتان که اکنون در دورنمای هنرهای آمریکا به ثبت رسیده است به خود مباهات کنید." اما حالا به خاطر ممنوعیت مسافرتیِ ترامپ، الحاج ناگزیر است بخشی از سفر آتی خود را کنسل کند. براساس این ممنوعیت، مسلمانان هفت کشور (عراق، ایران، لیبی، سومالی، سودان، سوریه و یمن) تا نود روز اجازۀ ورود به آمریکا را نخواهند داشت. الحاج که قصد داشت هشت کنسرت در خارج از کشور برگزار کند، حال مجبور است تمام کنسرت‌های بین‌المللی خود را کنسل کند. جالب آن است که الحاج از سال 2000 در آمریکا زندگی کرده و از شهروندان این کشور است. این ممنوعیت نابجا هنرمندان متعدّد دیگری را نیز در مخصمه قرار داده است؛ از جمله کلارینت‌نوازِ سوری اهل آمریکا «کنان عظمه» که به خاورمیانه سفر کرده بود و حال قادر به بازگشت نیست. همچنین مجسّمه‌ساز ایرانی «شاهپور پویان» که قرار بود در ماه مارس به هنک‌کنگ برود، نمی‌تواند کشور را ترک کند. اصغر فرهادی نامزد دریافت جایزۀ اسکار برای بهترین فیلم خارجی‌زبان نیز نمی‌تواند در مراسم حضور پیدا کند. ترانه‌علی‌دوستی بازیگر اصلی این فیلم هم در اعتراض به ممنوعیت ویزا توسّط ترامپ، اسکار را تحریم کرده است. حسین حسن فیلم‌ساز عراقی نیز امکان شرکت در ‌نمایش نخست فیلم خود با عنوان «باد تاریک» را نخواهد داشت. حسین حسن یکی از برجسته‌ترین کارگردانان عراقی است و فیلم‌های او همواره تلاش داشته تا برای عراق و سراسر جهان تلرانس به ارمغان آورد. ]]> فرهنگ و هنر Fri, 03 Feb 2017 17:43:19 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7145/ سریال «پاپ جوان» http://dinonline.com/doc/report/fa/7090/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، سریال «پاپ جوان» با بازی «جود لاو»، داستان ساختگیِ زندگی پاپ جوانی به نام «لنی بلاردو» به عنوان پاپ پیوس سیزدهم را روایت می‌کند که اسقف‌اعظم شهر نیویورک است. او تنها 47 سال دارد، پدر و مادر خود را از دست داده و نخستین پاپ آمریکایی در طول تاریخ است. وی شخصیتی کاملاً به‌دور از انعطاف، سختگیر و مخالف لیبرال‌گری است. با سلسله‌مراتب کلیسا و عوامل لیبرالی داخل واتیکان نیز مخالف است. این موارد وضعیت فعلی کلیسا را اشاره رفته، البته در فیلم اشارۀ مستقیمی به پاپ فرانسیس یا واقعیت‌های امروز کلیسا نشده است. بلاردو تنها به راهبه‌ای که او را از کودکی بزرگ کرده است اعتماد دارد. نقش راهبه را خانم «دایان کیتون» بازی کرده است. سریال «پاپ جوان» در پانزدهم ژانویه برای نخستین بار پخش خواهد شد. در سال گذشته این سریال در ایتالیا و انگلیس غوغا به پا کرد. گزارشگر هالیوود لنی بلاردو را کاملاً نقطۀ مخالف پاپ فرانسیس می‌خواند؛ پاپ فرانسیس با آغوش باز پذیرای جوامع به‌حاشیه‌رانده‌شده است و بر ایجاد یک کلیسای باز و پذیرا تأکید دارد. اما شخصیت ساختگی پاپ پیوس سیزدهم شخصیتی طعنه‌آمیز، موشکاف، دل‌مرده و سنگدل است. هدف او آن است که کلیسا را همانند نسل‌های قدیم به مکانی مرموز و دور از دسترس مبدّل سازد. کارگردان سریال آقای «پائولو سورنتینو» این مجموعه را هشداری برای آیندۀ احتمالی کلیسا می‌داند و می‌گوید "ما شخصیت پاپ پیوس سیزدهم را بسیار متفاوت از پاپ فعلی به تصویر کشیده‌ایم، اما این چیزی است که احتمال دارد در عمل اتفاق بیفتد. ممکن است پس از داشتن یک پاپ بسیار لیبرال، گرفتار پاپی شویم که دارای اندیشه‌های بسیار متفاوتی باشد. به نظر من این یک خیال واهی است که کلیسا اندیشۀ بلندمدّتی نسبت به مدرنیته دارد." این مجموعه تمثیلی از آیندۀ آمریکا در سال 2017 نیز به شمار می‌رود. ]]> فرهنگ و هنر Thu, 12 Jan 2017 10:32:43 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7090/ مدیر عامل سابق دفتر موسیقی وزارت ارشاد: دوگانگی نظرات فقها سبب سردرگمی اهالی موسیقی شده ‌است http://dinonline.com/doc/interview/fa/6663/ دین آنلاین چکیده این سخنرانی را که در خبرگزاری مهر منتشر شده، بازنشر می کند: - برآیند همه  ۱۲ زیرشاخه موسیقی‌شناسی این است که موسیقی بر جسم و روان تأثیر دارد. از دیدگاه نورولوژی و در پی بررسی مغز افرادی که از کودکی موسیقی کار می‌کنند می‌توان گفت که بخش‌هایی از مغز دچار تغییر می‌شود. این یعنی که برخی بخش‌های مغز مختص موسیقی است و قطعا کار خداوند در آفرینش مغز با چنین کارکردی نمی‌تواند بیهوده باشد.   - انتزاعی بودن موسیقی باعث می‌شود که بتوانیم یک اثر موسیقی را با توجه به خاستگاه فرهنگی یا هوش فردی تحلیل کنیم. یک اثر موسیقی ممکن است برای من شادی آور باشد و برای شخص دیگری غمگین کننده. بر همین اساس موسیقی تأثیرات مثبت و منفی بر جسم و روح انسان دارد که این تأثیرات در شرایط گوناگون متفاوت است.   - خوشبختانه در فقه پویا که دیدگاه‌های امام خمینی(س) و مقام معظم رهبری را در برمی‌گیرد، تکلیف موسیقی روشن است. این دو بزرگوار تشخیص حکم موسیقی را بر عهده فرد مکلف گذاشته‌اند. اما امروز بسیاری از فقهایی که موسیقی را نفی می‌کنند، کنار دست خودشان و در حرم امام رضا (ع) آیین نوبت نوازی یا همان نقاره زنی اجرا می‌شود.   - ما اهالی موسیقی اهل دانش فقهی نیستیم و توقع ما این است که فقها همان طور که در مسائلی مثل بانکداری یا اهدای عضو با اتکا به نظر کارشناسان و مبتنی بر دانش علمی نظر فقهی خود را اعلام کرده‌اند، همین کار را در مورد موسیقی هم انجام دهند. امروز حذف موسیقی به معنای حذف بخش قابل توجهی از جریانی است که بسیار مثمر ثمر است.   - دوگانگی نظرات فقها اهالی موسیقی را هم دچار سردرگمی کرده‌است. آنها معتقدند اگر موسیقی حلال است همه نوع موسیقی باید حلال باشد و اگر حرام است همه نوع موسیقی باید متوقف شود. دوگانگی فقها در سطح سیاستگذاران فرهنگی نیز وجود دارد.   - علاوه بر عدم شفافیت در سطوح حاکمیتی، جزایر چندگانه‌ای که در کشور ما به عنوان مراکز فرهنگی موسیقایی فعال هستند از جمله وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد، حوزه هنری، صدا و سیما و شهرداری تلاش می‌کنند برای تطهیر خودشان از موسیقی از هم سبقت بگیرند.   - همه نهادهای فرهنگی از موسیقی پا پس می‌کشند؛ صدا و سیما از مرکز موسیقی تبدیل به دفتر موسیقی می‌شود و تولیدات خود را به حدود یک چهارم می‌رساند، حوزه هنری بخش موسیقی را تعطیل می‌کند، آموزش و پرورش رو به نیستی می‌رود و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم که می‌گوید وظیفه من فقط سیاستگذاری است. ما با ملغمه‌ای سر و کار داریم  که فقط می‌توانیم اسمش را موسیقی بگذاریم.   - اگر مرجع تقلید من اعلام کند که موسیقی حرام است، من همین امشب سازم را کنار می‌گذارم و زندگی‌ام را به شیوه دیگری اداره می‌کنم. اما من می‌دانم که نظر ولی فقیه چنین چیزی نیست و سیاست کلی نظام نمی‌تواند مبنی بر حذف موسیقی باشد.   - چطور ممکن است که ما اسناد بالادستی درباره موسیقی داشته باشیم، رسیدگی به عرصه فرهنگ و از آن جمله موسیقی در دوران حیات حضرت امام (س) به صورت سند در شورای عالی انقلاب فرهنگی مکتوب شده باشد و موسیقی در دانشگاه‌های ما تدریس شود، آن وقت بتوانیم موسیقی را حذف کنیم؟   - ما موسیقی‌دان‌ها بارها اشتیاق خود را برای گفت‌وگو با فقها نشان داده‌ایم. خود من بارها سخنگوی اهالی موسیقی در بین علما بودم و می‌دانم که چنین رویکردی از سوی علما هم وجود دارد. خوشبختانه علما هم خواستار تعامل هستند.   - اینکه آقای جنتی می‌گویند اهالی موسیقی بروند درس حوزه بخوانند، مسئله جدیدی نیست. خود من می‌توانم به شما تعداد زیادی کارشناس ارشد موسیقی معرفی کنم که در حال گذراندن دوره طلبگی در حوزه علمیه هستند. بنابراین من فکر می‌کنم مشکل جای دیگری است.   - مسلم است که موسیقی جزو اهداف عالیه نظام نیست، اما مقام معظم رهبری به کرات مباحث مختلفی از جمله آموزش موسیقی و شنیدن صدای بانوان را بررسی کرده‌اند و خود این نشان می‌دهد که بحث ایشان چگونگی موسیقی است نه بود و نبود آن. عنوان موسیقی فاخر برای اولین بار از سوی ایشان استفاده شد.           ]]> فرهنگ و هنر Thu, 08 Sep 2016 01:23:30 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/6663/ رهبر انقلاب دستگاه‌های فرهنگی را ولنگار خواندند http://dinonline.com/doc/report/fa/6455/ آیت‌الله خامنه‌ای در توضیح اولویت فرهنگ گفتند: در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد، زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی هایی انجام می شود. ایشان افزودند: در برخی مواقع تأکیدهایی که بر پرهیز از استفاده کالاهای مضرّ غیرفرهنگی همچون برخی مواد غذایی می شود، بیشتر از هشدار درباره کالاهای فرهنگی مضرّ است، در حالی که تأثیرات سوء این کالاها بر مردم خطرناک تر و گسترده تر است. رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضع‌گیری و اقدامی نمی شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اقدامات سختگیرانه در اروپا و امریکا برای کنترل اطلاعات گفتند: ما در حالی از اتهام های بی اساس آنها در خصوص جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات هراس داریم که کنترل های ما یک دهم سخت گیریهای آنها نیست.   ]]> فرهنگ و هنر Sun, 05 Jun 2016 13:15:41 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6455/ سحر بلبل حکایت با صبا کرد: ساعتی در خانه گوته http://dinonline.com/doc/report/fa/5119/ فرانکفورت شهر موزه‌ها است. ۲۹ موزه دارد، مانند موزه هنر معاصر، موزه عکاسی، موزه فیلم، موزه کودکان، و موزه کاریکاتور. اما یکی از معروف‌ترین موزه‌ها که در مرکز شهر است، موزه خانه گوته است. هرچه باشد، یوهانس ولفگانگ گوته (۱۷۴۹-۱۸۳۲) افتخار این شهر است. گفتنی است که در آلمان امروز دو شهر به نام فرانکفورت داریم و باید حتماً نامل کامل این شهر را گفت تا از آن یکی متمایز شود. این فرانکفورت معروف که دانشگاه گوته نیز در آن قرار دارد به فرانکفورت کنار رود مَین (Frankfurt am Main) معروف است و با فرانکفورت کنار رود اُودر (Frankfurt an der Oder, or Frankfurt Oder) فرق دارد. به هرحال فرانکفورت پرجمعیت و پرموزه همین فرانکفورت کنار رود مَین است که خیلی پر آب و شاداب است. خلاصه یکی فرانکفورت پایین دست رود اُودر است و دیگری کنار رود مَین. ظاهراً این جا هم تقسیمات بالارودی و پایین‌رودی جریان داشته است. برگردیم به موزه گوته.این موزه در خانه پدری گوته است و خود دو بخش دارد: موزه خانه گوته (Goethe-Haus) که اختصاص به شخص گوته دارد و موزه نقاشی که در ساختمانی به آن چسبیده است و نقاشی‌های متنوعی در آن به نمایش گذاشته‌اند. اما با یک بلیط هفت یورویی می‌توان هر دو موزه را دید.موزه گوته خانه‌ای چهارطبقه اعیانی است که به تعبیر قدما «مسقط الرأس» گوته به شمار می‌رود و اولین ونگ و وونگ گوته در این خانه پخش شد تا به شاهکاری چون فاوست برسد. در همین خانه بود که گوته رمان معروف رنج‌های ورتر جوان را، که ترجمه هم شده است، در سال ۱۷۷۴ نوشت. این رمان حکایت شورانگیز عشقی رمانتیک، ناکام و بدفرجام است که در زمان خود خواستاران و خوانندگان فراوانی به دست آورد. به گفته جان آرمسترانگ، این کتاب الگوی عشق رمانتیک را بازگو می‌گوید و نحوه شکل‌گیری عشق را به‌دقت تصویر می‌کند.[۱]باز در همین خانه نخستین بخش کتاب فاوست، که از قضا آن هم ترجمه شده است، نوشته شد. این کتاب به‌نحوی نسبت علم و دین و رازگشایی از عالم و رازنهانی را بازگو و داستان الهی‌دان شوریده‌بختی را روایت می‌کند که در پی سودای کامرانی گذرای این جهان، روح خود را به شیطان، یا مفیستوفلس، می‌فروشد و سرانجام دوزخی می‌شود. گوته هنگام نوشتن این نمایشنامه گفته بود: «در این تراژدی، اگر روزی پایان یابد، سرگذشت روح و ذهن بشر، تصویر خواهد شد. این تراژدی نقش و نگاری حقیقی از زندگانی بشریت در گذشته و حال و آینده است و فاوست صورت آرمانی انسان و نماینده بشریت است.»[۲] بر اساس این نمایشنامه فیلم‌هایی نیز ساخته شده است. در این خانه، که سعی شده است معماری و حالت قرن هیجدهمی-نوزدهمی آن حفظ شود، تقریباً همه متعلقات خانه پدری گوته و شخص گوته به‌خوبی نگهداری شده است، از دیگ و دیگچه آشپزخانه تا میز کار شخصی خود گوته.هنگام رفت و آمد بازدیدکنندگان کف چوبی همه طبقات آن یکسره جیر جیر می‌کرد و صدایش اعصابم را خرد می‌کرد. در این خانه تقریباً همه چیز را نگه داشته بودند: از ابزارهای آشپزخانه و بخاری‌های آهنی قدیمی تا کتابخانه شخصی گوته و نقاشی های او و البته نسخه هایی از تحریرهای اول و چاپ نخست دیوان شرقی. در این کتابخانه کتاب‌هایی بود با قطع رحلی و حجیم. البته همه اشیای پشت شیشه است، دیدن حلال، اما دست زدن حرام است.همچنین در یک اتاق داستان زندگی حضرت یوسف و زلیخا طی چند نقاشی به تصویر کشیده شده بود. میز کار گوته کثیف و پر از مرکب بود و دارای چند قوطی مثل قوطی‌های عطاری بود. با دیدن این میز، بیشتر باور می‌کنیم که مهم نویسنده است نه لوازم او. پشت این میزهای فکسنی هم می‌توان شاهکار پدید آورد. دو ساعتی در خانه گوته با دهان خشک بالا و پایین می‌کردم و به نکاتی برخوردم. اما در این جا تنها به دو نکته اشاره می‌کنم.یکی آن که در آتمسفر اروپایی موزه بودم که ناگهان فضا عوض شد و بوی آشنایی به مشامم خورد. با دیدن آیه خوش‌نویسی شده «بسم الله الرحمن الرحیم» به خط عربی در میانه این نوشته‌های آلمانی قدیمی و گاه لاتین، حس کردم دوستی قدیمی را دیده‌ام. این آیه شربت خنکی بود که در کویر جهل و ناآشنایی‌ام عطشم را فرو ‌نشاند. دقت کردم، دیدم که در این ویترین پیشینه و وضعیت کتاب دیوان شرقی گوته آمده است. این کتاب در واقع ترجمه شرح‌گونه دیوان حافظ است و ارزش ادبی بالایی دارد. بر مقوایی دیدم که این آیه نوشته شده است. همچنین نسخه‌های متعددی از این کتاب و کتاب‌های دیگر مربوط به فرهنگ اسلامی آمده بود.کتابی جیبی دیدم که با خطوط عجیب و غریبی رویش چیزهایی نوشته بود، اما آشنا به نظر می‌رسید. با رمل و اسطرلاب، یک کلمه از تیتر آن را شناسایی کردم، یعنی «nuit» (یعنی شب) و بلافاصله حدس زدم که همان هزار و یک شب خودمان است. دوباره تیترش را مرور کردم، دیدم حدسم درست است «Les Mille et Une Nuit». اما کتاب هزار و یک شبهای خودمان خیلی رحلی بودند و خود این شب‌ها خیلی دراز. علت این که دیر متوجه عنوان کتاب شدم، آن بود که داشتم عنوانی فرانسوی را به زبان آلمانی می‌خواندم و هرچه سعی می‌کردم، می‌دیدم که فایده‌ای ندارد. ناچار پیش‌فرض خودم را عوض کردم و دیدم که بله این متن فرانسوی و ترجمه هزار و یک شب است. در حال مرور این کتاب‌ها بودم که رسیدم به نسخه‌ای جیبی از دیوان شرقی که پشت شیشه بود و به سختی می‌شد حروفش را خواند. البته اگر این طرف شیشه هم بود فرقی نمی‌کرد. چون هم به آلمانی بود و هم با خطی قدیمی نوشته شده بود. اما ناگهان دیدم که دارم یک خط آن را می‌خوانم و آشنا به نظر می‌رسد. این خط متمایز این بود:Sahar Bulbul hekajet ba saba kerdیعنی همان مصراع «سحر بلبل حکایت با سحر کرد» حافظ را برای خواننده آلمانی آوانویسی کرده بود. طُرفه آن که فعل «کرد» را با لهجه شیرازی، به صورت «کِرد» ضبط کرده بود. نمی‌دانم این از دقت نظر گوته بود یا همین طوری شده بود. این را به زبان‌شناسان تاریخی واگذار می‌کنم تا حلش کنند. اما هرچه بود این خط ناگهان مرا از فضای آلمان و گوته به حافظ و شیراز برد: «که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد!»اما دومین نکته آن بود که در طول این سیر و سیاحت، یاد بحث «سرمایه نمادین» و نوشته‌های دکتر محسن رنانی در این باره افتادم. واقعاً در این لوازم آشپزخانه و وسائل چوبی اسقاطی که در این خانه نگهداری می‌شود، و میز تحریر گوته چیست که کسانی را از جاهای مختلف عالم به سوی خود می‌کشد تا ساعتی را به دیدن اشیای بی‌مصرف صرف کنند و تازه بابت آن یورو هم بپردازند. چه اندیشه و برنامه و مدیریت فرهنگی و اقتصادی دست به دست هم می‌دهند تا بتوانند این گونه یک خانه معمولی را به مرکزی هنری و افتخارآفرین و در عین حال اقتصادی تبدیل کنند؟آیا در کشور ما از این سرمایه‌ها نیست؟ آیا مثلاً خانه ملاهادی سبزواری، یا ملاصدرا چنین ظرفیتی ندارند که بتوان آن‌ها را به سرمایه نمادین تبدیل کرد؟ تفصیل این بحث در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خوب دکتر رنانی، استاد اقتصاد، آمده است و مرا از بسط آن بی‌نیاز می‌کند.به هر حال بعد از دو ساعت خسته از راه رفتن و به پشت شیشه خیره شدن و با سختی برخی کلمات را خواندن، و در عین حال شاداب از دیدن نشان آشنایی در این خانه، دست آخر تندیس کوچک گوته را به یادگار خریدم به پنج یورو. یکی از آرزوهای دیرین من رفتن سر قبر کانت بود، اما سر از خانه گوته درآوردم.________________________________________[۱] جان آرمسترانگ، شرایط عشق: فلسفه صمیمیت، ترجمه مسعود علیا، تهران، ققنوس، ۱۳۹۳، ص ۱۱.[۲] . جلال ستاری، چهار سیمای اسطوره‌ای: تارزان، دراکولا، فرانکشتاین، فاوست، تهران، مرکز، ۱۳۷۶، ص ۶۸. ]]> فرهنگ و هنر Sun, 31 May 2015 06:27:36 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5119/ ما کدام بخش «تندیس معرفت» هستیم؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/5100/ این دومین باری است که به دانشگاه گوته، در فرانکفورت می‌آیم. نخستین بار سال ۱۳۹۱ بود که برای شرکت در کارگاه سه روزه‌ای درباره مفهوم شر در ادیان و فرهنگ‌ها شرکت کردم. امسال هم برای تدریس یک دوره فشرده دعوت شده‌ام. دو سه هفته‌ای در این جا خواهم بود و فرصتی خواهم داشت تا کمی درباره خود و پیرامونم تأمل کنم. پنجمین مرتبه است که به آلمان می‌آیم و همه هم مثلاً برای کارهای علمی و دانشگاهی بوده است، نه وقت گذرانی. همیشه سعی کرده‌ام برخی نکات و برداشت‌ها را مکتوب کنم و سفرنامه شخصی خودم را بنویسم. اما همه را منتشر نکرده‌ام یا شایسته نشر ندیده‌ام. این دفعه تصمیم دارم که بیشتر بنویسم. فکر می‌کنم پس از پنج سفر به این کشور و حضور در لایه‌های گوناگون کمی صلاحیت آن را کسب کرده باشم که در برخی مسائل اظهار نظر کنم. در این جا از شیوه رایج سفرنامه‌نویسی و ترتیب تاریخی صرف نظر می‌کنم و به جای آن در هر قسمت برخی ایده‌ها و مایه‌ها را برجسته می‌کنم. مسائلی را که بازگو می‌کنم، مهم شمرده‌ام. اما سکوتم در قبال برخی مسائل دیگر به دلیل بی‌اهمیتی آن‌ها نیست، بیشتر به دلیل آن است که هنوز در ذهنم پخته نشده است و «مهلت بایسته» حاصل نشده است. با این مقدمه «از خدا خواهیم توفیق ادب» و اولین یادداشت این سفر را تقدیم خوانندگان ارجمند می‌کنم.***در پردیس جدید دانشگاه صد و یک ساله گوته در فرانکفورت، تندیسی با ارتفاع حدود ۶ متر فلزی از حروف الفبای زبان‌های گوناگون نصب شده است که بازگوی مشارکت همه فرهنگ‌ها در پدید آوردن معرفت جهانی است. کل این تندیس فقط از حروف مختلف فرهنگ‌های مختلف تشکیل شده است و به صورت مشبکی در فضای باز دانشگاه می‌درخشد و چشم هر تازه‌واردی را به خود خیره می‌کند. تندیس زیبایی است؛ انسانی نشسته بر زمین که همه اعضای تن او از حروف گوناگون ساخته شده است. حروف اسلامی یا عربی-فارسی، از جمله «و»، «ث»، «ل»، و «ح»، در این پیکره فراوان دیده می‌شود و تا سر تندیس را هم پوشانده است. نمی‌دانم که مقصود مجسمه‌ساز چه بوده است. اما با توجه به فضایی که این تندیس در آن نصب شده است، یعنی دانشگاه گوته، گویی وی می‌خواسته است این اندیشه را الهام کند که معرفت بشری اختصاص به هیچ قوم معینی ندارد، بلکه زاده و پرورده و برآمده مشارکت همه فرهنگها است و هر فرهنگی به نوبه خود در پیشبرد کاروان دانش نقش داشته است. نام این تندیس هم «تندیس معرفت» (the body of knowledge) است و چه بسا بیانگر همین ایده باشد.نیت سازنده، یعنی هومی پلنسا (Jaume Plensa) هنرمند اسپانیایی، هرچه باشد، با دیدن آن این پرسش دوباره در ذهنم جان گرفت که ما، مسلمانان، اینک کدام بخش از تندیس معرفت بشری را تشکیل می‌دهیم؟ این پرسش چهار سال قبل هم که این تندیس را دیدم به ذهنم خطور کرد و جا خوش کرد تا امروز. راستی، زمانی ما طلایه‌دار معرفت بشری بودیم و آثاری چون الحاوی زکریای رازی، و به تعبیر لاتینی رازِز (Rases)، و القانون ابن سینا، و باز به تعبیر لاتینی اَوِسینا (Avicenna)، در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد و این ماجرا تا قرن هیجدهم میلادی ادامه داشت. اما الآن چه؟ گلسرخی در شعری، گفته بود: «ثقل زمین کجا است؟ من در کجای جهان ایستاده‌ام؟» این پرسش را می‌توان درباره جایگاه ما در معرفت بشری هم پیش کشید.سخن از گذشته و عظمت دیرین گفتن، جز نمک بر زخم پاشیدن فعلاً خاصیتی ندارد. هدفم هم افتخار به گذشته نیست. صرفاً تأمل و کندوکاوی در وضع فعلی و کوششی، هرچند کورانه، برای برون شدن از آن است. این پرسش جدی است و نیازمند تأمل، اما با سینمار و کنفرانس و تشکیل ستاد و صرف بودجه بعید می‌دانم بتوان پاسخی کارگشا یافت. با این همه، امیدوارم که راهی بیابیم، یا بسازیم. به امید آن روز. این عکس‌ها را در ۹۴/۲/۳۰ (۲۰ می ۲۰۱۵) با دوربین نه چندان حرفه‌ای خود گرفته‌ام.   ]]> فرهنگ و هنر Thu, 28 May 2015 05:25:43 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5100/ نفوذ روشنفکران کاهش و عوام‌گرایی رشد می‌یابد؟ http://dinonline.com/doc/report/fa/4950/ مردم دیگر شیفتۀ روشنفکران نیستند/ نخبگان از مردم عقب‌افتاده‌اندمقصود فراستخواه، استاد دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی تحولات تکنولوژیک جدید را علت کاسته شدن ارزش نخبه‌گرایانۀ در جامعه دانسته است. وی معتقد است مردم دیگر نخبه‌گرا نیستند چون امکانات تازه‌ای برای آنها به وجود آمده است.این جامعه‌شناس بر این باور است که گفتمان‌های روشنفکری گذشته مبتنی بر هویت‌های بزرگ و روایت‌های کلان بوده است و با وجود دسترسی آسان و سریع به اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی متکثر، دیگر کسی برای کلان‌روایت‌ها و هویت‌های بزرگ ارزشی قائل نیست. «دیگر کسی به گفتار کلان روشنفکری که در برج عاج خود نشسته و نخبگان که حرف‌های بزرگ می‌زنند علاقه نشان نمی‌دهد»نویسندۀ کتاب دین و جامعه می‌گوید: شتاب تحولات آن‌قدر زیاد شده است که ما به‌نوعی غیر همزمانی و عقب افتادن روشنفکران و نخبگان از مباحث روبه‌رو هستیم... با این شتاب، مباحث کلاسیک نخبگان و روشنفکران دیگر برای مردم جذابیت سابق را ندارد... مردم دیگر منتظر نخبگان نمی‌مانند. اگر در گذشته روشنفکران جامعه را هل می‌دادند در حال حاضر از مردم عقب‌افتاده‌اند.فراستخواه دربارۀ علت عقب‌ماندگی روشنفکران می‌نویسد: روشنفکران دیگر آن چالاکی سابق را ندارند و فرسوده شده‌اند، حتی جامعه تمایل دارد از روشنفکران عبور کند.وجه منفی و مثبت از میان رفتن مرجعیت روشنفکران در نظر فراستخواه این است که دیگر جامعه نقد نمی‌شود. آرمان دهی و تحول‌خواهی و اندیشه انتقادی دچار ضعف می‌شود: «کار روشنفکر نقد جامعه بوده است، اما الآن دیگر نمی‌تواند جامعه را به‌درستی بشناسد تا بعد نقدش کند اما نکتۀ مثبت این است که آن نخبه‌گرایی مبتذل گذشته هم دیگر جایی ندارد، هر چه نخبگان می‌گفتند اگر نادرست هم بود مورد استقبال قرار می‌گرفت.»نویسندۀ کتاب «سرآغاز نواندیشی معاصر» به یکی دیگر از وجوه منفی ضعف روشنفکری پرداخته و نوشته است: کار روشنفکر این نیست که بخواهد مسئله جامعه را حل کند. کار روشنفکر در کنار نقادی قدرت و خود مردم این است که مسئله‌ساز باشد. باید مسئله مطرح کند و مدیران باید این مسئله را حل کنند. باری طرح مسئله باید جامعه را بشناسد.وی در آخر به این نکته نیز دلالت کرده است: روشنفکران باید از کلی‌گویی و روایت‌های کلان و به این سمت بروند که واقعیت‌های جاری رو ملموسی که جامعه پرشتاب ایران با آن درگیر است را درک کنند و روی آن کار کنند. در کنار این باید مراقب عوام‌زدگی و عوام‌گرایی که همواره بسترش در ایران وجد دارد باشند. نقد مردم در کنار نقد قدرت می‌تواند از عوام‌زدگی جلوگیری کند.روشنفکری تخصصی‌تر می‌شودحمیدرضا جلایی پور در یادداشتی مسئلۀ تخصصی شدن روشنفکری را پیش کشیده است. وی معتقد است وقتی همۀ نهادها، تغییر می‌کنند چگونه می‌توان انتظار داشته نهاد روشنفکر تغییر نکند. وی در ادامه می‌گوید در جامعه ما که به‌سرعت پیشرفت کرده و پیچیده است دیگر کسی مانند دکتر شریعتی نمی‌تواند بیاید و درزمینۀ همه‌چیز صحبت کند. «روشنفکری که دیگر در همه‌چیز و همه زمینه‌ها حرف برای گفتن داشته باشد عملاً قابل‌اعتنا نیست»این استاد دانشگاه تهران معتقد است در جامعه‌ای همه‌چیز به سمت تخصصی شدن رفته است، روشنفکر نیز باید تخصصی‌تر فکر کند تا متخصصانه نظر دهد. «در همین چهل سال گذشته فوکو از مفهومی به نام روشنفکری خاص حرف می‌زد، این بحث اکنون به ایران نیز رسیده است.»«ما اکنون با اقیانوسی از مباحث جدید مواجهیم که قطعاً یک نفر به‌تنهایی نمی‌تواند به تمام آنها تسلط داشته باشد. از طرف دیگر خود مردم نیز به سمت این نوع تخصص گرایی سوق پیداکرده‌اند»این جامعه‌شناس معتقد است روشنفکران در زمان ما پخته‌تر از گذشته شده‌اند و این نخبگی را در هر رشته این می‌توان دید. با توسعه دانشگاه‌ها و بالا رفتن سطح تحصیلات جامعه، جایگاه روشنفکری تضعیف نشده است بلکه در سال‌های اخیر جایگاه جدی‌تر و بهتری نیز پیداکرده است. چراکه روشنفکران تخصصی‌تر نظر می‌دهند و مراجعه مردم به روشنفکران بیشتر شده است.وی دربارۀ عوام‌زدگی نیز گفت: عوام‌زدگی زیاد ربطی به روشنفکران ندارد. در شرایط فعلی که رسانه‌های بزرگ روی تفکر مردم در سرتاسر دنیا بسیار تأثیر می‌گذارند ما با یک جامعه‌ی رسانه‌ای بسیار قوی و پیچیده مواجه هستیم. گاهی این عوام‌زدگی و عوام‌گرایی در میان توده‌های مدرم به دلی همین کارکرد رسانه‌ها اتفاق می‌افتد شما حتی در آمریکا هم شاهدیم مسئله هستید در جوامع پیشرفته دنیا هم شاید این هستید که رسانه‌های بزرگ خصوصاً رسانه‌های صوتی و تصویری درزمینه رشد عوام‌زدگی نقش بسیار پررنگی دارند. رسانه‌ها مسائل پیچیده را بسیار دم‌دستی تفسیر می‌کنند احساسات مردم را به بازی می‌گیرند و به‌نوعی عوام را برانگیخته می‌کنند.جلایی پور در دو مثال بوش را در یازدهم سپتامبر معروف اویل قرن بیست و یکم پوپولیست و رسانه‌های آمریکا را دامن زننده به تفکرات عوامانه خواند. وی همچنین احمدی‌نژاد را هم که در صفحه تلویزیون ظاهر می‌شد و از مبارزه با دزدها و آوردن پول سر سفره مردم خبر می‌داد نوع دیگری از عوام‌گرایی و پوپولیسم خواند.وی با تمام این اوصاف معتقد است روشنفکری در ایران کارکرد خود را ندارد، چراکه آزادی بیان ندارد و نمی‌تواند صدایش را به مردم برساند. پس باید در چنین شرایطی منتظر خطر عوام‌زدگی و عوام‌گرایی بود.از روشنفکری به عوام‌گرایی، از جامعه مدنی به جامعه توده‌ایاحمد موثقی استاد دانشگاه تهران معتقد است روشنفکران می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در دوران گذار داشته باشند اما پس‌ازآن نقش آنها کمرنگ‌تر می‌شود.وی معتقد است میان روشنفکر و متخصص تفاوت وجود دارد و هر متخصصی را نمی‌توان روشنفکر نامید. از جهت دیگر او میان روشنفکر و روحانی نیز فرق قائل است. «روشنفکران از نهاد مدرن دانشگاه می‌آیند اما روحانیون از حوزه‌های سنتی. این دو با هم متفاوت هستند و ساختار فکری عملکرد متفاوتی دارند. درنتیجه نوعی رقابت و کشاکش بین این دو نهاد از دوران مشروطه به وجود آمده است.»دکتر موثقی با استناد به سخن شهید مطهری می‌گوید: روحانیت شیعه از دیرباز عوام‌زده بود. خود شهید مطهری بر این اعتقاد بود که روحانیت شیعه همواره با عوام در ارتباط بوده است. در خلأ یک نیروی روشنفکر همین عوام زندی نیز تقویت می‌شود وقتی فرصت نواندیشی و روشنفکری و تفکر انتقادی از یک جامعه گرفته شود این نوع عوام‌زدگی تقویت می‌شود. این عوام‌زدگی در بلندمدت به ضرر جامعه است.وی ادامه داد: عوام‌زدگی موجب می‌شود تا تفاوت‌های یک جامعه در نظر گرفته نشود. تکثر و تنوع در جامعه به رسمیت شناخته نشود. اینها زمینه‌های بروز خودکامگی است. با تضعیف روشنفکری عوام‌زدگی تقویت می‌شود و درنتیجه جامعه مدنی از میان می‌رود وزندگی جامعه به زندگی توده‌وار می‌انجامد.روشنفکری ما عملگراتر شده استمجتبی مقصودی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بر این باور است که «روشنفکری در مفهوم بنیادین خود با تفکر انتقادی گره خورده است. درواقع می‌توان گفت روشنفکر خرد نقاد جامعه است و رویکرد روشنفکر معطوف به نقد و انتقاد از ضعف‌ها و کاستی‌های موجود در جامعه و قدرت است». وی روشنفکر را منتقد قدرت می‌خواند و می‌گوید: گفتمان مارکسیستی روشنفکر ا متعلق به یک طبقه اجتماعی می‌دید. بعدها روشنفکر متعلق به یک قشر خاص نیز شد؛ و روشنفکری ازآنجاکه نسبت معکوس با حاکمیت داشته است ناقد قدرت بود ه و نیروی مخالف در مقابل قدرت حاکم بوده که همواره کمی‌ها و کاستی‌ها را نقد می‌کرده است. درنتیجه در ۱۵۰ سال اخیر در ایران ازنظر حاکمیت روشنفکری یک نیروی مزاحم تلقی شده است. به همین دلیل نظام‌های سیاسی در ایران همواره در پی تضعیف جایگاه روشنفکری بوده‌اند و تلاش برای محدود کردن روشنفکران صورت گرفته است.دکتر مقصودی از نیروی رقیب روشنفکری نیز سخن گفت: روحانیت نیز به نحوی برای آگاهی بخشی به توده‌ها عمل می‌کرد اما گاهی مبتنی بر منافع خودش. ابزار کار روحانیون منبر و خطابه است درحالی‌که ابزار کار روشنفکران قلم و کاغذ بوده است. شنیدن خطابه برای مردم جذاب‌تر از خواندن کتاب است. این دو نیروی رقیب در طول تاریخ گاه کنار هم بوده‌اند و گاه روبه روی‌هم. امروز روشنفکران توان کمتری برای ایجاد ارتباط با توده مردم‌دارند.وی در آخر معتقد است: روشنفکران ما در چند سال اخیر منطقی‌تر و واقع‌گراتر و عمل‌گراتر شده‌اند. باوجود حفظ موضع انتقادی نسبت به دولت و حکومت از برج عاج خود بیرون آمده و با واقعیت‌ها بیشتر درگیر هستند و تلاش می‌کنند از همین واقعیت‌ها برای بهتر شدن وضعیت استفاده کنند.روشنفکران، راه‌های جدیدی برای دیالوگ با جامعه پیدا کنندسعید پیوندی جامعه شناس و استاد دانشگاه لورن فرانسه نیز پدیدۀ روشنفکری را در سه دهه اخیر دستخوش دگرگونی‌هایی می‌داند. «همۀ شواهد نشان می‌دهد که در ایران شکلی از روشنفکری رو به زوال است و اشکال جدیدی در حال شکل گیری هستند.»وی معتقد است تغییر جایگاه روشنفکران در جامعه کنونی همزمان یکی از وجوه مهم تحولات اجتماعی معاصر و نشانه دموکراتیک شدن جامعه است.دکتر پیوندی دربارۀ تعریف روشنفکری به انتقاد و کنشگری نیز معتقد است: «ریشۀ این تعریف از روشنفکر به درک مارکس از مفهوم روشنفکر متعهد باز می‌گردد. این الگوی روشنفکری که در نگاه "امیل زولا" و "هاینریش بل" هم دیده می شود. این نگاه به وضع موجود تن نمی دهد و در پی تغییر است. در سنت روشنفکری چپ سخن مارکس در "تزهایی دربارۀ فوئرباخ" پیرامون این که "فیلسوفان تاکنون جهان را به شکل های مختف تعبیر کرده اند اکنون وقت آن رسیده است که آن را تغییر دهند" به معنای فراخوان به عمل است. بعدها سارتر مفهوم روشنفکر در قالب کنشگر متعهد را مطرح کرد.»وی دربارۀ کاهش نفوذ کلام و نفوذ معنوی و نمادین روشنفکران نیز می‌گوید: کسانی مانند "وینوک" در کتاب قرن روشنفکران از پایان روشنفکری به معنای قرن بیستمی سخن می‌گویند و کسانی هم با احتیاط بیشتری تغییر جایگاه و نقش آنها را به میان می‌کشند. این استاد دانشگاه معتقد است: تحول فرد در رابطه با حوزۀ عمومی، کاهش نفوذ ساختارهای بزرگ مثل حزب و سندیکا و تشکیلات یکی از دلایل عمدۀ این بحث است. گسترش آموزش عالی و افزایش چشمگیر دانش آموزختگان آموزش عالی نیز از تغییرات مهم جامعه‌شناسانه است.وی دربارۀ اشکال جدید روشنفکری نیز گفت: متنوع شدن جنبش ها و مطالبات اجتماعی گاه روشنفکران خاص هر حوزه را پدید می‌آورد. جنبشهای دفاع از محیط زیست، حقوق زنان، کودکان، عدم خشونت، مسائل قومی، حمایت از حیوانات نمونه ای از این فضاهای جدید است. به وجود آمدن روشنفکری زنانه و روشنفکری قومی یکی ازنشانه های این تنوع است.عوام‌گرایی مسئله بعدی بود که دکتر پیوندی دربارۀ آن می نویسد: من عوام‌گرایی در حوزه سیاست (پوپولیسم سیاسی) را از بحث عوام‌گرایی در حوزه اجتماعی و فرهنگی که در ماههای اخیر شکل گرفته از هم جدا می‌کنم و بیشتر به حوزه دوم می پردازم. آیا وقتی با نگاه منفی صحبت از عوام گرایی در عرصه اجتماعی و فرهنگی می‌کنیم باید خواص‌گرایی را امری مثبت و ارزش بدیهی بدانیم؟«به گمان من آنچه امروز عوام‌گرایی نامیده می شود شاید بتوان به نوعی بخشی از اشکال جدید زندگی اجتماعی دانست. رشد فردیت جدید و گسترش بی سابقه اشکال تجربه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی سبب شده است تعییین یک نوع فرهنگ اصیل و مشروع با واقعیت های جامعه کنونی همگون نباشد. مشکل این است که بس خطکش و تعیین معیار های اصالت فرهنگی در دست کسانی است که خود محصول و طرفدار یک نوع فرهنگ هستند و نمی‌توانند داور بی‌طرف در این میدان رقابت باشند. دعوا فقط بر سر فرهنگ، تعریف فرهنگ، اصالت فرهنگ و مشروعیت فرهنگی یا عوام وخواص نیست. مسئله بر سر نوعی رابطه با قدرت در ابعاد واقعی یا نمادین هم هست. فرهگ و قدرت را در جامعه نمی توان از یکدیگر جدا کرد. برای مثال برخی از انواع موسیقی به عنوان موسیقی غیر اصیل (در برابر موسیقی کلاسیک) یا عوامگرایانانه بدون محتوا، وحتی مبتذل به حساب می آید. اشکال جدید بیان هنری به روی دیوارهای خیابان های اروپا و آمریکا تا مدتها نقاشی به حساب نمی آمد. نسل اول امپرسیونیست ها مدتها با دشواری توانستند خود را به فرهنگ و نقاشی و نهاد های فرهنگی اصیل بقبولانند.»«برخی روشنفکران ارزشهای فرهنگی خود را هم همان ارزشهای اصیل معرفی می کنند و فرهنگ های دیگر را عامیه و بدون ارزش کافی می دانند. در حقیقیت بخشی از قدرت روشنفکری هم این بود که فرهنگ اصیل را در برابر فرهنگ عامیانه قرار می داد. از زمانی که به اروپا آمدم متوجه شدم تا اندازه دید ما در این حزه بسته و خشک بود. چگونه هنرمندانی که از دید ما می توانستند به راحتی با برچس بمبتذل و عامه پسند تحقیر شوند و ضد ارزش نام بگیرند، در این دیار در کنار بقیه پذیرفته می شوند، حتی مقامات رسمی برای مرگ آنها پیام می فرستد. این به معنای رد کرد وجود ابتذال در هنر نیست. منظور من طبقه بندی فرهنگ بر اساس معیارهای یک گروه خاص به نام روشنفکر است.»دکتر پیوندی با رد کردن تصور رابطۀ خطی میان نوعی از فرهنگ و کنشگری اجتماعی می‌گوید: امروز در ایران کسی که کنشگر محیط‌زیست است و برای دفاع از زاینده‌رود یا دریاچه ارومیه تلاش می‌کند، شاید شنونده شوپن و بتهوون نباشد، شاید صدای مرتضی پاشایی را به باله دریاچه قو ترجیح دهد ولی خوب می‌داند که حفظ محیط‌زیست برای آینده او و فرزندانش اساسی است.وی در آخر به روشنفکران توصیه می‌کند در پی‌ریزی نوعی هشیاری تاریخی که در آن خواص و عوام، دیگر جایگاه پیشین را ندارند، مشارکت کنند و با حرکت از تغییرات ذهنیتی عظیم معاصر، راه‌های جدید دیالوگ با جامعه را بجویند. ]]> فرهنگ و هنر Wed, 22 Apr 2015 05:55:04 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/4950/ نظر رهبری دربارۀ موسیقی، کلید بحران موسیقایی کشور http://dinonline.com/doc/news/fa/4834/ استناد به نظر رهبری، مرجع منازعات فقهیبه گزارش دین آنلاین همۀ جناح ها و افراد سرشناس کشوری بر این امر متفق اند که در مباحث اختلاف برانگیز و مبهم نظر رهبری فصل الخطاب است. از موضوع تازۀ مذاکرات هسته ای بگیرید تا موضوعات قدیمی که هیچ وقت کهنه نمی شوند. مثل موسیقی که گویا منازعات بر سر حدود و ثغور آن پایان نخواهد داشت.علی جنتی که در ماههای اخیر سیبل منتقدان قرارگرفته بود، در موضوع موسیقی اعلام کرد: «دیدگاه مقام معظم رهبری در موسیقی، فیلم و دیگر حوزه‌ها ملاک و معیار ماست و نباید از رهبری جلو بیفتیم».وی با تاکید بر اینکه نباید یک قدم از رهبری جلو بیفتیم و باید پشت سر ایشان باشیم، گفته بود: «موسیقی ما با عرفان اسلامی عجین بوده و پذیرفته شده است و مسئولانی که احساس شرعی می‌کنند به این نکات توجه داشته باشند و در این راه باید عقیده مخالف را تحمل کرده، تبادل نظر و گفت‌وگو کنیم و بر اساس آن عمل کنیم». ۱اما گویا نگرانی و دلواپسی دلواپسان سرانجام ندارد. آنها جنتی را متهم کردند که «آقای جنتی برای توجیه خلاف شرع از رهبری و مراجع هزینه نکنید!»۲رهبری: نظر امام برای ما مرجع استنظر رهبری در مورد موسیقی اما بسیار واضح است. «امام در باب موسیقی فتوای جدیدی دادند که واقعاً هیچ‌یک از فقها با این استحکام و با این صراحت در باب موسیقی نظر نداده بودند» ۳ایشان دربارۀ موسیقی حلال و حرام، خود را پیرو نظر امام ره می دانند و به مسئولان می‌گویند: «موسیقی‌، ابزاری‌ است‌ که‌ می‌تواند حرام‌ و می‌تواند حلال‌ باشد. نوع‌ حلال‌ آن‌ به درستی‌ شناسایی‌ و برابر نظرات‌ روشنگر امام‌ راحل‌ در معرض‌ استفاده‌ قرار گیرد». ۴کشور نمی‌تواند با تعدد نظر‌ها اداره شودمعاون فرهنگی قوه قضاییه نیز کلید حل بحران اخیر را در موسیقی کشور، رجوع به یک منبع دانست و گفت: کشور نمی‌تواند با تعدد نظر‌ها اداره شود. مراجع تقلید نظرشان محترم است و مقلدانشان باید به نظراتشان پایبند باشند. اما قوانین کشور برپایه نظر یک مرجع است و آن هم رهبر معظم انقلاب است.حجت الاسلام هادی صادقی درباره لغو کنسرت از سوی دادستان چناران می‌گوید: دادستان‌ها می‌توانند در جایی که تخلفی عمومی صورت گیرد، ورود کنند، البته به شرطی که تخلفی باشد و یا اینکه زمینه تخلف وجود داشته باشد. اما اینکه در مشهد و در این مورد خاص تخلفی بوده و یا امکان بروز تخلف وجود داشته ما آنجا نبوده‌ایم که بخواهیم قضاوت کنیم.مسئولیت دادستان جلوگیری از تخلف است نه جلوگیری از اجرای کنسرتوی ادامه داد: باید تاکید کنم که دادستان برای جلوگیری از بروز تخلف می‌تواند ورود کند نه برای جلوگیری از اجرای کنسرت موسیقی. دادستان طبق موازین قانونی می‌تواند در مواردی که امنیت عمومی را به خطر بیاندازد ورود کند.کسی نمی‌تواند از برگزاری هیچ کنسرتی جلوگیری کندمعاون فرهنگی قوه قضاییه درباره جلوگیری برخی از ارگان‌ها از برگزاری کنسرت‌های موسیقی گفت: اصل بر این است که کنسرت موسیقی خلاف قانون نیست و کسی نمی‌تواند از برگزاری هیچ کنسرتی جلوگیری کند. حال ممکن است این پرسش مطرح شود که؛ اگر در حین برگزاری کنسرت مُحَرماتی صورت گیرد، آیا نباید از این امر جلوگیری کرد؟ من به مصداق کاری ندارم و مورد خاصی مد نظرم نیست اما اگر اختلاطی انجام شود باید جلوگیری کرد.صادقی در مورد لغو کنسرت علیرضا قربانی در استان خراسان رضوی گفت: باید بگویم که اگر تخلفی در کار بوده و دادستان وارد عمل شده از نظر قانونی منعی ندارد و درست است اما اگر تخلفی در کار نبوده، کاری که دادستان انجام داده قانونی نیست.ارگان مرجعی برای برگزاری مناسب کنسرت‌های موسیقی وی درباره اعطای مجوز از سوی یک ارگان و احترام دیگر ارگان‌ها به مجوزهای صادر شده، گفت: من هم شنیده‌ام که می‌گویند برای برگزاری مناسب کنسرت‌های موسیقی باید یک ارگان به عنوان مرجع وجود داشته باشد و وقتی این ارگان مجوزی صادری می‌کند همه باید تابع آن باشند. این حرف از جهاتی خوب است. اما باید هماهنگی‌ها انجام شود تا همه ارگان‌ها تصمیم‌های این مرجع را بپذیرند.صادقی ادامه داد: ‌ شرط دیگری برای این امر وجود دارد که عبارتست از: ‌ ارگانی که قرار است حرف آخر را بزند باید به وظایفش به طور کامل عمل کند. اگر آن ارگان کارش را درست و کامل انجام دهد همه چیز خوب است اما اگر این ارگان وظایفش را کامل انجام نداد چه؟ در این هنگام است که ارگان دیگری باید وارد عمل شود. در کل باید بگویم؛ اینکه یک نفر حرف اول و آخر را بزند خیلی سخن دقیقی نیست.معاون فرهنگی قوه قضاییه تاکید کرد: من هم معتقدم که این کش مکش‌ها نباید باشد و باید حل شود. بخش‌های مختلف مانند نیروی انتظامی، دادستانی و وزارت ارشاد باید با هم همکاری کنند و اگر شرایط مساعد بود مجوز برگزاری کنسرت را بدهند و از کنسرت به طور کامل پشتیبانی کنند.وی ادامه داد: وزارت ارشاد اگر می‌خواهد مجوزی را صادر کند که به نتیجه برسد و مشکلی هم پیش نیاید و جامعه هنری هم دل چرکین نشوند، لازمه‌اش این است که با ارگان‌های دیگر هماهنگ کند و از نظر امنیتی، ارزشی، اخلاقی و ابعاد دیگر مسئله را بسنجد. اما اگر نهادی آمد و بدون هماهنگی و بدون توجه به هشدارهای دیگر نهاد‌ها عمل کرد، شرایط چندان مساعد پیش نمی‌رود.وی در پاسخ به این پرسش که «کنسرت علیرضا قربانی تمام مجوز‌ها را گرفته، اما باز هم لغو شد، علتش چیست؟» اظهار کرد: من نمی‌دانم در این مورد خاص هماهنگی‌ها انجام شده یا نه، اما در هر حال این هماهنگی باید اتفاق بیافتد.وی ادامه داد: در برگزاری کنسرت‌های موسیقی باید از مواردی که موجب ناهماهنگی اجتماعی می‌شود، جلوگیری شود. مانند ناراحتی برخی‌ها از برگزاری کنسرت که موجب اختلاف و آشوب می‌شود. البته نمی‌توان همه کنسرت‌های موسیقی را به این دلیل لغو کرد که عده‌ای از برگزاری آن ناراحتند. اما می‌توان به آثار و تبعات اجتماعی توجه کرد، چرا که گاهی برگزاری برخی برنامه‌ها مشکلاتی را ایجاد می‌کند. اگر با آرامش و امنیت عمل شود به طور حتم برگزاری کنسرت‌های موسیقی موفق‌تر خواهد بود و نتیجه بهتری هم در بر دارد.تر و خشک با هم می‌سوزندصادقی با اشاره به مشکلاتی که در برگزاری برخی کنسرت‌ها پدید می‌آید، گفت: اختلاط نامناسب زن و مرد در کنسرت‌های موسیقی بسیار گزارش شده است و همین موارد است که مشکل ایجاد می‌کند. باید بگویم که گزارش‌هایی به دست ما می‌رسد که برخی از کنسرت‌های موسیقی با فرهنگ ما فاصله دارند. در عین حال کنسرت‌هایی را که به موسیقی ایرانی و سنتی و به موسیقی فاخر می‌پردازند باید حمایت کنیم. متاسفانه گاهی‌ تر و خشک با هم می‌سوزند. حتی گاهی برخی کنسرت‌ها که انقلابی‌اند و مفاهیم عالی را ترویج می‌دهند نیز با مشکل مواجه می‌شوند. وقتی ملاحظه‌ها و هماهنگی‌های لازم و تعامل کامل انجام شود، دیگر از این اتفاق‌ها نمی‌افتد.وی تاکید کرد: مسئولان مربوطه باید از این مشکلات پیشگیری کنند و نگذارند که کنسرت‌ها با درگیری و نزاع همراه شود. هماهنگی مهم‌ترین اصل است. مسئولان ارشاد در استان‌ها باید هماهنگی بیشتری در حل مشکلات داشته باشند.قوانین کشور برپایه نظر یک مرجع است و آن هم مقام معظم رهبری استمعاون فرهنگی قوه قضاییه درباره نظر برخی از مراجع تقلید مبنی بر حرام بودن موسیقی و در پاسخ به این پرسش که آیا نظر این مراجع می‌تواند منع قانونی برای برگزاری کنسرت‌های موسیقی محسوب شود یا خیر، گفت: ‌ کشور نمی‌تواند با تعدد نظر‌ها اداره شود. همه مراجع تفلید نظرشان محترم است و مقلدانشان باید به نظراتشان پایبند باشند و عمل کنند. اما قوانین کشور برپایه نظر یک مرجع است و آن هم مقام معظم رهبری است.وی در پایان تاکید کرد: ‌در زمینه موسیقی هم اصل بر نظر رهبری است. جایی که اختلاف نظر زیاد می‌شود نمی‌توان به اجماع رسید و باید به نظر یک مرجع اکتفا کرد. 5 منابع۱. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۳۱۰۲۳۰۰۱۶۸۰۲. http://www.۵۹۸.ir/fa/news/۲۹۳۱۶۱/%D۸%A۲%D۹%۸۲%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%AC%D۹%۸۶%D۸%AA%DB%۸C-%D۸%A۸%D۸%B۱%D۸%A۷%DB%۸C-%D۸%AA%D۹%۸۸%D۸%AC%DB%۸C%D۹%۸۷-%D۸%AE%D۹%۸۴%D۸%A۷%D۹%۸۱-%D۸%B۴%D۸%B۱%D۸%B۹-%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۸%B۱%D۹%۸۷%D۸%A۸%D۸%B۱%DB%۸C-%D۹%۸۸-%D۹%۸۵%D۸%B۱%D۸%A۷%D۸%AC%D۸%B۹-%D۹%۸۷%D۸%B۲%DB%۸C%D۹%۸۶%D۹%۸۷-%D۹%۸۶%DA%A۹%D۹%۸۶%DB%۸C%D۸%AF۳. بیانات در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌/ پنجم اسفند ۱۳۷۰۴. انتصاب آقای‌ دکتر علی‌ لاریجانی‌ به‌ سمت‌ رئیس‌ سازمان‌ صداوسیما ۲۴/ ۱۱/ ۱۳۷۲۵. http://www.tasnimnews.com/Home/Single/۶۸۷۳۲۴ ]]> فرهنگ و هنر Mon, 16 Mar 2015 14:23:01 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/4834/ قرار دادن هنر در برابر دین، کاری غیر اخلاقی است http://dinonline.com/doc/news/fa/4808/ «علی جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در موزه هنرهای معاصر و در آیین رونمایی از کتاب گنجینه هنری بانک پاسارگارد گفت: اصولاً حوزه فرهنگ و هنر حوزه خاصی است که باید به دست خود اهالی آن مدیریت شود. جنتی ادامه داد: جامعه ما باید تکلیف خود را با حوزه فرهنگ و هنر روشن کند و برای آن شأن تخصصی قائل شود. بی‌تردید پدیدآورندگان رشته‌های مختلف هنری فرزندان این ملت‌اند و حد و حدود عرف و شرع را در آثارشان خوب می‌شناسند. وی گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم با ساز و کارهای نظارتی بر این حوزه نظارت دقیق دارد، پس دلواپسی بیش از حد و فریاد فقط فضا را غبارآلود و ذهن‌ها را مشوش می‌کند. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید اظهار کرد: قرار دادن هنر و هنرمند در برابر دین نیز کاری غیر اخلاقی و عبث است. اگر دقیق بنگریم از این منظر که کار هنرمند آفرینندگی است پس با روح معنوی حاکم در جهان هستی نزدیکی بیشتری دارد و فهم او از دین و ارتباط با مبدأ و آفریننده هستی شفاف‌تر است. ]]> فرهنگ و هنر Thu, 12 Mar 2015 03:57:03 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/4808/ فتوای امام(ره) و مقام‌معظم‌رهبری ملاک موسیقی است http://dinonline.com/doc/news/fa/4744/ در پی لغو کنسرت‌های موسیقی در چند شهر، از جمله مشهد مقدس که به تعبیر امام جمعه این شهر، به دلیل همجواری با آستان قدس رضوی از آن ممانعت شده است خانه موسیقی به‌عنوان مهم‌ترین نهاد صنفی این رشته هنری در بیانیه‌ای به آن واکنش نشان داد. در این بیانیه آمده است: «بار دیگر هنر شریف و هنرمندان مظلوم و متعهد این دیار بیش از پیش تحت‌فشار قرار گرفته و در هیاهویی مشکوک و در جنگ‌وجدال‌های سیاسی و تسویه‌حساب‌های جناحی محاصره و مسلوب‌الاختیار شده‌اند. هنگامی که دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید و با مشی اعتدال و عدالت‌گستری بر مسند قدرت نشست بارقه امید و شکوفایی در دل و دیده هنرمندان محروم و در‌حسرت‌مانده عرصه موسیقی به‌وجود آمد و آن زمان که رییس‌جمهور محترم سخن از حقوق شهروندی به میان آورد این امید مضاعف گشته و موجی از شعف و شادی و خرسندی در بین اعضای این صنف برخاست... امیدی زنده شد که دیگر دوره بی‌قانونی، زورگویی و تحکم به هنرمندان به‌سر آمده و مسیر فعالیت‌های قانونی و سالم فراخ‌تر از پیش و هموارتر شده است. اما دریغ و درد که دیری نپایید و دگرباره بخت هنرمندان باژگونه گشت و نه‌تنها این اتفاق نیفتاد بلکه حجم تعدی و تجاوز به حقوق شهروندی و هتک‌حرمت عزیزان فعال در حوزه موسیقی (به‌ویژه بانوان) و گسترش ممانعت‌ها و ممنوعیت‌ها چنان فزونی یافت که به‌جرات می‌توان گفت در سه‌دهه گذشته تا به این حد سابقه نداشته است.»در ادامه این بیانیه آمده است: «شاید اذعان به این واقعیت تلخ، برای سناریونویسان مخالف‌سازی با دولت‌یازدهم خبر خوش و مسرت‌بخشی باشد اما اگر اینگونه است پس وظیفه دولت در این‌باره چیست؟ قوه حافظ عدل و عدالت (قوه‌قضاییه) در این‌باره چه موضعی دارد؟ با نظر و نگاهی گذرا به فعالیت‌های فرهنگی حوزه موسیقی و حواشی آنها در شش‌ماهه گذشته به‌راحتی می‌توان احصا کرد که مانع تراشی و هجوم به برنامه‌ها و کنسرت‌های مختلف با توسل به دروغ و شانتاژ، ایستادگی در مقابل مجوزهای رسمی وزارت ارشاد، برهم‌زدن کنسرت‌ها حتی در حضور مسوولان و ماموران نیروهای انتظامی! شایعه‌پراکنی‌های گسترده در رسانه‌های همسو، انعکاس گسترده اظهارات خلاف‌واقع دلواپسان در خصوص موسیقی، اهانت به نوازندگان و خوانندگان و زنان هنرمند، ممانعت از اجراهای بامجوز در لحظه شروع برنامه‌ها، القای دروغ‌های خودساخته از جمله شایعه صدور مجوز برای تکخوانی زنان با هدف تحریک علما و مراجع تقلید همه‌وهمه از نمونه‌های قابل‌مشاهده است و پرواضح است که اینها همه حکایت از پروژه جدید و نخ‌نمای گروهی از سیاسیون ناشی و بازنده انتخابات برای فشارآوردن به دولت منتخب و به‌منظور بهره‌برداری‌های خاص سیاسی است.»در بخشی دیگر از این بیانیه با اشاره به اینکه باید تکلیف موسیقی یک‌بار دیگر مشخص شود، خانه موسیقی به نمایندگی از همه اهالی موسیقی از قوای سه‌گانه کشور و همه مسئولان، نهاد‌ها، نیروی انتظامی و همه ارگان‌های ذی‌ربط درخواست کرده تا به وظیفه ذاتی، شرعی و قانونی خود عمل کنند و به دفاع از حقوق شهروندان و هموطنان به‌ویژه اهالی فرهنگ برخیزند و به این خواسته بحق آنها پاسخ مسئولانه و درخور بدهند. این نهاد صنفی با درخواست از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر مراکز و سازمان‌هایی چون صداوسیما، حوزه‌هنری و... خواسته در ارزیابی، سنجش، آموزش، انتخاب آثار و تولیدوپخش موسیقی به‌ویژه در زمینه فعالیت بانوان و پخش صدای آنها، بیانات، رهنمودها و فتاوی بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام‌معظم‌رهبری را به‌عنوان ملاک و معیار سیاست‌گذاری و اجرا مطمح‌نظر قرار دهند و نسبت به مجوزهای صادره خود مسئولیت‌پذیر بوده و با جدیت و اقتدار لازم از مخدوش‌نمودن اعتبار مجوزهای قانونی از سوی گروه‌های خودسر و غیرمسئول ممانعت کنند و حافظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان باشند. خانه موسیقی همچنین از تمامی نیروهای امنیتی و انتظامی خواسته تا پاسدار بحق حقوق شهروندی بوده و به‌عنوان نیروهای معتقد و متعهد به نظام جمهوری اسلامی در اجرای قوانین جاری به وظیفه خود عمل کنند. همچنین قوه‌قضاییه و تمامی نیروها و ضابطان قضایی هم با اخلال‌گران نظم عمومی و ناقضان قوانین که در مقابل مجوزهای رسمی گردن‌کشی کرده و مانع اجرای برنامه‌های فرهنگی می‌شوند برخورد مقتضی کنند. ]]> فرهنگ و هنر Mon, 02 Mar 2015 17:53:44 GMT http://dinonline.com/doc/news/fa/4744/