پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - پربيننده ترين عناوين دیدگاه :: نسخه کامل http://dinonline.com/reflection/viewpoint Mon, 22 Oct 2018 23:07:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 22 Oct 2018 23:07:58 GMT دیدگاه 60 روحانیت؛ نیازمند بازتعریف هویت http://dinonline.com/doc/note/fa/8006/ این تغییر، موجب بروز واکنش‌هایی شده که قبل از این سابقه نداشته است؛ واکنش‌هایی که در درجات مختلف از طرف طیف‌های مختلفی صورت می‌گیرد: شبکه‌های به‌اصطلاح آن‌ور آبی برنامه‌های متنوعی برای بررسی نظام، نقش و کارکرد روحانیت ترتیب می‌دهند. نشست‌های مختلف و متنوعی در مورد روحانیت در مراکز علمی مختلف برگزار می‌شود و پژوهش‌ها و پایان‌نامه‌های متعددی اخیراً به این سو سوق داده شده است. این نهاد توسط شخصیتهای مختلفی از رحیم‌پور تا جلایی‌پور مورد نقد و کنکاش قرار می‌گیرد. و نیز از طرف بدنه عمومی اجتماع که به برکت فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی امکان ایفای نقش فعال یافته‌اند، مورد اظهار نظر، نقد و ارزیابی قرار می‌گیرد. تعرض‌های خیابانی که طی چند سال گذشته افزایش چشمگیری داشته و چندین روحانی مورد تعرض، خشونت خیابانی، ضرب و شتم قرار گرفته و تعدادی نیز کشته شده‌اند. این چنین مواردی نشان از آن دارد که نوع تعامل روحانیت با جامعه دچار تغییری اساسی شده و به شکل بی سابقه‌ای اوبژه جریان‌ها و تفکرات مختلف واقع شده است. این چنین تغییری با توجه به گستردگی و عمیق بودنش ازلحاظ جامعه شناسی نیازمند تبیین و تحلیل است.   بر همین اساس به نظر می‌رسد که روحانیت جهت بازیابی تعامل خود با جامعه پیرامونی، نیازمند بازتعریف هویت خویش است، بازتعریفی که حداقل باید سه محور را شامل شود: 1. تعریف سازمان و نهاد روحانیت و جایگاه روحانیون در این سازمان؛ امروزه این نهاد به حدی از پیچیدگی و متداخل رسیده است که بر اساس نگرش‌ها و مبانی سابق، امکان درک و تحلیل آن وجود ندارد (کتاب شکل‌گیری سازمان روحانیت شیعه نوشته محمدعلی اخلاقی)   2. کارکرد و نقش روحانیت: هرچند به کارکرد و نقش روحانیت (به معنای شغل، وظیفه، هدف و...) پرداخته شده اما آن چه مراد است و کمتر بدان پرداخته شده عمل و وظیفه اجتماعی سازمان روحانیت شیعه است. 3. اشکال و شیوه‌های ایفای نقش: طی سالهای گذشته ورود مؤلفه‌های جدیدی که بدان اشاره خواهد شد، موجب تغییر نقش و وظیفه اجتماعی روحانیت شده است، اما همچنان شیوه ایفای نقش روحانیت در شکل و قالب سنتی خود باقی مانده و توجهی به تنوع اَشکال حضور خود ننموده است.   در این بازتعریف واقعیت‌هایی نیز باید مورد توجه قرار گیرد:   1. این بازتعریف نمی‌تواند در خلأ یا در محیط درون روحانیت مشخص گردد، بلکه باید در تعامل با جامعه اتفاق بیفتد، حداقل دو محور از این محورهای سه گانه (کارکرد و شیوه‌های ایفای نقش) نمی‌تواند بودن در نظر گرفتن اجتماعی که روحانیت در آن حضور دارد، تعریف و تبیین گردد.   2. به این مسئله توجه نمود که دنیای مدرن ویژگی‌ها مشخصه‌هایی دارد که اگر جایگاه، نقش و شیوه عمل بدون توجه به این فضا ترسیم گردد، امکان عمل و کنشگری فراهم نخواهد شد. مهم‌ترین مشخصه و وجه تمایز جهان کنونی با جهان سنت را به تعبییر امیل دورکیم (جامعه شناس فرانسوی) باید در تنوع، تکثر و تفاوت دنیای مدرن و تشابه و یک دستی جهان سنت باید جست.   3. روحانیت باید متوجه باشد که در دنیای جدید رسانه، ابزاری جانبی و عارضی نیست و بدون توجه با نقش و جایگاه رسانه‌ها روحانیت نمی‌تواند به ایفای نقش بپردازد. توجه به محوریت رسانه در دنیای مدرن که در نظریه بازنمایی استوارت ها (نظریه پرداز فرهنگی) بر آن تأکید می‌شود شرط اولیه ایفای نقش و بازیگری است.   4. روحانیت بر خلاف فضای سنت که فاقد رسانه عام و فراگیر بود، هر روز به مدد فضای رسانه‌ای، صدها رقیب جدی می‌یابد. چنین فضای رقابتی، از اقتضاعات دیگر دنیای امروز است. این تنوع و تکثر رقیب به حدی است که با توجه به گسترش دین و معنویت فردمحور و خویش‌محور است، هر فردی، خود رقیبی برای روحانیت می‌تواند باشد. در چنین فضایی هرگونه کنشگری روحانیت بدون توجه به این حجم از تنوع و تعدد رقیب، نتیجه‌ای جز طرد و انزوا برای روحانیت به بار نخواهد آورد.   ]]> دیدگاه Sun, 21 Oct 2018 21:31:35 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/8006/ «سند الگوی پیشرفت» در هاله‌ای از ابهام http://dinonline.com/doc/note/fa/8011/ کلیات 1. «پیشرفت» به عنوان یکی از کلیدواژه‌های این سند، تعریف نشده است. مسلم است که منظور از آن با پیشرفت و توسعه دنیای غرب متفاوت است. 2. با توجه به متفاوت بودن معنای «پیشرفت» در این سند، بیان این نکته که در سال 1444 جزءِ چند کشور پیشرفته آسیا و جهان می‌شویم، مبهم خواهد شد. 3. یکی از ویژگی‌های سندِ قوی و پویا آن است که بسته و تمام شده نباشد، یعنی خود امکان تغییر و به‌روز شدن را در خود داشته باشد. این امکان در بندهایِ سند دیده نمی‌شود. 4. «در سال ۱۴۴۴ هجری شمسی مردم ایران دین‌دار، عموماً پیرو قرآن کریم، سنت پیامبر (ص) و اهل‌بیت (ع) ....» برنامه‌هایی که یک طرفش مربوط به اراده و تلاشِ آحادِ انسان‌ها و طرف دیگر آن وابسته به مقدار لطف و تفضل الهی است، برای به نتیجه رسیدن آن‌ها نمی‌توان زمان تعیین کرد طبق صریح قرآن هدایت انسان‌ها حتی در اختیار شخص پیامبر (ص) نیست و هدایت تنها به‌وسیله خداوند متعال با لحاظِ نوعِ تلاشِ انسان و ... صورت می‌گیرد. آنچه در اختیار حاکمان و مسئولان است زمینه‌سازی است اما اینکه این زمینه‌سازی در چه تعداد از انسان‌ها و در چه مدت زمانی مثمر ثمر واقع شود، معلوم نیست. باید توجه داشته باشیم که انسان‌ها رکن اصلی این آرمان هستند و باور و ایمانِ آنها امری درونی است و لذا صرفِ تصمیم و تصویب مسئولان تنها به دوگانگیِ ظاهر و باطنِ انسان‌ها منجر می‌شود. باید میانِ رساندنِ انسان‌ها به این چارچوب با رسیدنِ آنها به این مرحله تفکیک قائل شد.   مبانی انسان‌شناختی اساسی‌ترین شرط برای رسیدن به آرمان‌هایِ والا تحول واقعی انسان‌هاست و هیچ تئوری و نظریه‌ای هر چقدر متقن و محکم نمی‌تواند جایِ تحولِ انسان‌ها را پر کند. به همین دلیل آموزه‌های دینی نیز بیشترین تأکید را بر تهذیب و تعلیم انسان‌ها می‌کنند. ما انسان‌ها بهترین سند(قرآن) را در اختیار داریم اما انسان‌های ناصالح با استناد به همین قرآن، بزرگ‌ترین جنایت‌ها را مرتکب می‌شوند. با توجه به این نکته اساسی، نکاتی درباره مبانی انسان شناختیِ سند عرض می‌شود:   1. عبارت «هدف از آفرینش انسان، معرفت و عبادت پروردگار و در پرتو آن، دستیابی به مقام قرب و خلیفه‌اللهی است» دقیق نیست بالاخره هدف نهایی معرفت، عبادت، عبودیت و یا خلافت است؟ از نظر نگارنده، قرآن و سیره نبوی(ص) و ائمه(ع) گواهند بر اینکه نه مطلقِ معرفت و نه مطلقِ عبادت هیچ‌کدام هدف نهایی نبوده است اینکه رسول اکرم(ص) در معراج در بالاترین درجه قرب و معرفت قرار می‌گیرد اما جهت اجرایِ دستور رسالت به جامعه بت‌زده و شرک‌آلود برمی‌گردد و اینکه بسیاری از عبادت‌ها موردنهیِ معصومان(ع) قرار می‌گیرد، نشان می‌دهد هدف نهایی معرفت از طریق عبودیت و بندگی است و شاید همین نکته(طریقیّتِ عبودیت برای معرفت) وجه فارق میان عرفان اسلامی با دیگر عرفان‌هاست.   2. آیا همه انسان‌ها می‌توانند به مرتبه نهایی کمال نائل شوند؟ طبق برخی از ادله و آرا پاسخ منفی است. طبق برخی نظرات انسان‌ها علاوه بر تفاوت‌هایِ پسینی، تفاوت‌های پیشاخلقت نیز دارند و زمینه رسیدن به کمال نهایی برای همه در همه ساحات فراهم نیست.   3. مباحث «مبانی انسان‌شناختی» به برخی از امور مهم نپرداخته است از جمله اینکه: ـ انسان‌ها ضمن اشتراک در فطرت اولیه، در نتیجه اختیار، تربیت، محیط و .... ماهیت‌های متفاوت پیدا می‌کنند. با توجه به تفاوت‌ها: الف) نحوه تعامل با آنها متفاوت می‌شود، نتیجه اینکه در بسیاری از احکامِ کلی که برای عموم انسان‌ها صادر می‌شود، باید تجدید نظر شود. ب) طبق نظر برخی از بزرگان انسان‌ها سعادت و شقاوتِ متفاوت از هم پیدا می‌کنند. ج) صراط مستقیم نه یک مسیر معین برای همه انسان‌ها بلکه مجموعه‌ای از سُبُل است که هر فرد در سبیل متناسب با خود قرار می‌گیرد.   ـ انسان‌ها همه عوالم موجود در جهان هستی (غیب، شهود) را در خود دارند. از این‌رو دیدگاه‌های آنان با توجه به جایگاهی که در آن قرار گرفته‌اند متفاوت است. کتب و ادبیات ما مملو است از عباراتی که بزرگانِ غیب‌نشین دیده و حکایت کرده‌اند در حالی که شهودیان همانها را به سُخره گرفته‌اند.   ـ انسان‌ها به ویژه در دوران معاصر در نتیجه اختیار، عقل و کرامت از هرگونه جبر و تحمیل بیزارند تا جایی که حتی نسبت به آنچه باور دارند اگر احساس جبر و تحمیل بکنند موضع تدافعی می‌گیرند. تحمیل ولو با انگیزه‌های الهی انسان‌ها را از اهداف متعالی دور می‌کند. جالب اینکه خودِ خداوند متعال نیز در رفتار با انسان‌ها این اختیار را به او می‌دهد که مسیرش را انتخاب کند و اگر انسان‌ها مسیرِ اشتباه را پیش بگیرند خداوند صبرِ بیش از هزار سال را بر تعجیلِ تحمیل ترجیح می‌دهد.   4. در عبارت «تمدن‌سازی و پیشرفت اسلامی افزون بر تکیه بر اصول، ارزش‌ها و تعالیم اسلامی، مبتنی بر عقل و دانش بشری نیز هست» به‌طور غیر مستقیم عقل بیرون از تعالیم اسلامی شمرده شده است، در حالی‌که دست‌آوردِ عقل قطعی جزءِ تعالیم اسلامی است.   5. با توجه به اینکه زیربنایِ اصلیِ این سند به اصلاحِ علمی و عملیِ انسان برمیگردد و با توجه به اینکه روزبه‌روز از مقدارِ تأثیرگذاریِ نهادهایِ آموزشی و تربیتیِ معمول مانند آموزش و پرورش، کاسته می‌شود لذا این نوع نهادها نیازمند تدبیری اساسی هستند. در سند حاضر چنین تدبیری مشاهده نمی‌شود.   مبانی دین‌شناسی «الگوی پیشرفت اسلامی» بدون تعریف روشن و دقیق از دین و اسلام، به دلیلِ تعاریفِ مختلف از دین در معرضِ سوءِ استفاده خواهد بود. 1. مراد از دین چیست؟ آیا مراد، تسلیم در برابر حقیقت است؟ آیا مراد، باورهایی خاص و معین با انجام کارها و مناسک خاص دین محسوب می‌شود؟ آیا مراد از کافر کسی استکه شهادتین نگفته باشد؟ آیا مطلق انکار (چه بعد از علم و چه قبل از علم به حقانیت) کفر محسوب می‌شود؟ آیا انکار بعد از علم به حقانیت، کفر محسوب می‌شود؟ ـ با توجه به اینکه بسیاری از احکامِ دین مبتنی بر اسلام و کفر تنظیم شده است؛ ـ با توجه به اینکه برخی از ناباورمندی‌ها نسبت به برخی آموزه‌های دینی، نه از روی لجاجت با حق بلکه بخاطر شبهاتی است که برای اشخاص مطرح می‌شود. ـ و با توجه به اینکه نگاه جهانیِ نظام اسلامی با تعریفِ محدودِ مصداقی از دین سازگار نیست. ـ لذا تعریف دقیق و روشنی از اسلام لازم است. قرآن مرزبندی دینی با نام یهود و نصاری، و نگاه‌هایِ تعصب‌آمیزِ پیروانِ آنها را برنمی‌تابد. قرآن بر اسلام به عنوان دین فطری از زمان ابراهیم (ع)[1] تأکید دارد. در تعابیر قرآن «مُسلِم» واژه‌ای مشترک میان انبیای بعد از ابراهیم (ع) است از این‌رو ما در تعریف اسلام باید تعریفی شامل و جامع داشته باشیم تا همه حق‌مداران را ولو اینکه اشتباهاتی در مصادیق داشته باشند تحت لوای اسلام به حساب آوریم تا خدای ناکرده جزءِ گروه‌بندی‌های مذموم در قرآن نباشیم. به نظر می‌رسد که با الهام گرفتن از کلام امیرالمؤمنین (ع) که «الاسلام هو التسلیم» همه کسانی که حق‌مدارند و عناد و لجاجتی در برابرِحق ندارند در محدوده فراخ اسلام قرار می‌گیرند.[2]   2. فطری بودن دین رمز فرازمانی و فرامکانی بودن دین است. ازاین‌رو هر کدام از آموزه‌های دینی ابتدا باید از پیرایه‌های زمانی و مکانی پیراسته شود و سپس به عنوان آموزه دینیِ جهان‌شمول تلقی شود.   3. «اسلام با نظام هستی و سرشت انسان، هماهنگی دارد و نقش بدیل‌ناپذیری در تأمین نیازهای نظری و عملی، فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی ایفا می‌کند. به همین جهت استطاعت کامل برای تمدن‌سازی و ارائهٔ الگوی پیشرفت دارد»   ـ با توجه به اینکه حدود هزار و دویست سال از منابعِ ناب و مفسران معصوم (ع) محروم بوده‌ایم؛ ـ و با توجه به اینکه دنیای امروز بسیار متفاوت از دنیای صدر اسلام است، امکان اظهارِ نظر از سوی دین در همه عرصه‌ها وجود ندارد و به احتمال زیاد منجر به افتراء بر خداوند خواهد شد از جمله شواهد این ادعا اختلافات بسیاری است که در میان آرایِ عالمانِ حتی یک مذهب دیده می‌شود. نتیجه اینکه ضمن تصریح به کامل بودن دین اسلام، ناگزیریم در شرایط فعلی جهت اجرای آموزه‌های دین در جامعه تنها بر مسلُّمات دین اکتفا کنیم. در غیر این‌صورت اختلافِ آرایِ عالمان دین، هر روز بر تَذَبذُبِ جامعه خواهد افزود و در این میان سودجویان، از دین به عنوان ابزاری برای سودجویی استفاده خواهند کرد. ما ناگزیریم که راه حلِّ برخی از مسائلِ امروزی را در محدوده «نمی‌دانیم» قرار دهیم و برداشت‌های احتمالی از منابع دین را به نام دین معرفی نکنیم. البته این امر هیچ منافاتی با لزومِ محتاط بودنِ آحاد مؤمنان درزندگیِ فردی جهت صعود به قله‌های معنوی ندارد.   4. طبق ادله متقن و آرای بسیاری از علما، در صورتی می‌توانیم آموزه‌ای را منتسب به دین کنیم که علم به آن انتساب داشته باشیم و مظنونات و حدسیات را نمی‌توان به خدایِ متعال و دین او منتسب کرد.   5. نگاه ما به موضوع ظهور حضرت ولی عصر(عج) دست‌کم دو نوع می‌تواند باشد:   الف) اینکه در چند دهه آتی ظهور اتفاق می‌افتد. ب) اینکه ضمن تأکید بر اصلِ ظهور، نزدیک یا دور بودنِ آن را لحاظ نکنیم. این دو نگاه در سیاست‌گذاری‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و .... کاملاً تأثیرگذار است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد که قریب‌الوقوع دانستنِ ظهور و ابتنایِ برنامه‌ها و سیاست‌های روزمرّه جامعه بر آن صحیح نبوده است.   ارجاعات: [1] «مَا کانَ إِبْرَاهِیمُ یهُودِیا وَلَا نَصْرَانِیا وَلَکنْ کانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا» (آل عمران/67) [2] نگارنده در سال 1383 مجله رواق اندیشه، شماره 31 مقاله‌ای با عنوان «گذر از تعریف دین به شمول‌گرایی» منتشر کردم. در این مقاله توضیح بیشتری درباره تعریف مزبور داده شده است. ]]> دیدگاه Mon, 22 Oct 2018 19:03:37 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/8011/