پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين هفتاد سال قمی بودن :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/hoze/scenario9 Sun, 23 Sep 2018 04:48:57 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Sun, 23 Sep 2018 04:48:57 GMT هفتاد سال قمی بودن 60 آیت‌الله بروجردی و حاج آقا روح‌الله http://dinonline.com/doc/note/fa/4603/ بعد از رحلت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری در بهمن ماه سال ۱۳۱۵ سه تن از علمای بزرگ حوزه یعنی حضرات آیات سید محمد حجت تبریزی٬ سید صدر الدین صدر و سید محمد خوانساری اداره حوزه را بر عهده گرفتند.(۱) اما اختلاف نظرهای موجود میان مراجع از جانب مریدان دامن زده می‌شد.(۲) کار به جایی رسید که افرادی مانند مرحوم صدر و آقای خوانساری در امور مالی دخالت نکنند.(۳) از این رو، طلاب در وضع معیشتی نامساعدی به سر می‌بردند.(۴)از سوی دیگر با برکناری رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ اوضاع برای حوزه تغییر کرده و راه تنفسی ایجاد شده بود. در این شرایط حوزه به فقیهی جامع‌الشرایط٬ دلیر و نیرومند نیازمند بود تا بتواند آن حوزه ورشکسته و در هم ریخته را به پایگاه استواری تبدیل کند.بهترین گزینه برای این امر حاج آقا حسین عموعلی بود.(۵) ایشان تحصیلکرده نجف و از شاگردان آخوند خراسانی و سید کاظم یزدی بود.(۶) می‌گویند در درس آخوند هفتصد- هشتصد نفر شرکت می‌کردند و آخوند معمولاً به سوالات توجه نمی‌کردند اما وقتی آقای بروجردی سؤال و اشکال می‌کردند ایشان کاملاً ساکت می‌شدند و به بیانات ایشان گوش می‌دادند.(۷) از قضا کسالتی برای ایشان پیش می‌آید و به تهران و بیمارستان فیروزآبادی منتقل می‌شوند. بزرگان و مدرسان حوزه خدمت ایشان رسیده و تقاضا می‌کنند ایشان مقیم قم شوند. در این میان حاج آقا روح‌الله خمینی رفت‌وآمدهای متعددی را به بیمارستان داشتند و نقش عمده‌ای را جهت اقامت ایشان در قم ایفا کردند.(۸) حتی گفته می‌شود ایشان گاهی بنجاه تا شصت نامه برای علمای سراسر کشور دستنویس می‌کردند که از آقای بروجردی بخواهند به قم تشریف بیاورند.(۹)حاج آقا روح‌الله معتقد بود: مرجع تقلید شیعیان باید در ایران سکونت داشته باشد و ایرانیان نیز او را بشناسند؛ زیرا اکثر مقلدان مراجع مقیم عراق را ایرانیان تشکیل می‌دهند. لذا شایسته است ایران بایگاه مرجعیت تقلید شود، نه عراق. از سوی دیگر حضور آقای بروجردی در قم سبب تقویت حوزه علمیه قم و علمای ایران می‌شود و اینکه تمرکز مرجعیت در قم می‌تواند مراجع تقلید را از نزدیک در جریان رویدادهای سیاسی کشور قرار دهد. شاید ایشان یکی از دلایل مهم ناکامی مشروطیت و استقرار دیکتاتوری رضاخان را دوری مراجع تقلید عراق از ایران می‌دانست.(۱۰)آیت‌الله بروجردی اوضاع را مناسب دانسته و دعوت علما را بذیرفت و درسال ۱۳۲۳ وارد قم شدند. بعد از ورود آقای بروجردی و مراجع ثلاث رقابت و معارضه‌ای نبود.(۱۱) آیت‌الله صدر محل نماز خود را به ایشان تفویض کرد و آیت‌الله حجت وقت و محل تدریس فقه خود را که از مرحوم حائری داشت واگذار و آقای خوانساری هم کمال تواضع را در مقابل ایشان رعایت می‌کرد.(۱۲) با ورود و استقرار آیت‌الله درس و بحث حوزه رونق گرفت. بیشتر کسانی که به شهرستان‌ها رفته بودند دوباره به حوزه بازگشتند و نیز افرادی از حوزه‌های دیگر جذب حوزه قم شدند.(۱۳)حاج آقا روح‌الله شب و روز با ایشان بود. کارهای ایشان را انجام می‌داد و برای اینکه ایشان را در قم نگه دارد از هیچ فعالیتی دریغ نداشت.(۱۴) حاج آقا روح‌الله در حالی که در عالی‌ترین سطح حوزه تدریس می‌کرد برای تقویت آیت‌الله به‌طور فعال در درس ایشان شرکت می‌کرد.(۱۵) یک‌بار هم با ارسال نامه‌ای به خطیب نامدار فلسفی خواسته بود تا با استفاده از نفوذ خود از تجار خیرخواه جهت تامین شهریه آیت‌الله کمک بگیرد.(۱۶)بدین ترتیب حاج آقا روح‌الله مقام اول را در نزد آیت‌الله بروجردی پیدا کرد.(۱۷) آیت‌الله همیشه ایشان را در بهلوی خود می‌نشاندند(۱۸) و در مسائل مهم و خصوصاً سیاسی بدون مشورت با ایشان تصمیم نمی‌گرفتند.همین امر باعث شده بود حاج آقا روح‌الله را وزیر امور خارجه آیت‌الله بنامند.(۱۹) از همان ابتدا برخی از اطرافیان آیت‌الله موقعیت حاج آقا روح‌الله رابرنمی‌تابیدند، اما چاره ای نداشتند؛ چرا که آیت‌الله٬ حاج آقا روح‌الله را چشم و چراغ حوزه می‌دانستتند.(۲۰) یک‌بار آیت‌الله حاج آقا روح‌الله را با اختیارات تام برای موضوعی به مشهد فرستاد٬ در موضوع مشابهی در نهاوند باز حاج اقا روح‌الله نماینده آیت‌الله بود.(۲۱) یک‌سال پس از ورود آیت‌الله به قم ایشان به قصد زیارت عازم مشهد شدند و حاج آقا روح‌الله را به جای خود مسئول اداره حوزه نمودند.(۲۲) سید علی‌اکبر برقعی از روحانیانی بود که گرایش‌های اشتراکی(سوسیالیستی) داشت. وی بس از بازگشت از اروبای شرقی و ورود به قم موجبات درگیری‌های شد که با دخالت آیت‌الله از قم اخراج شد. مجله «ترقی» برای شرح واقعه به دیدار آیت‌الله بروجردی رفت اما ایشان مسئله را به حاج آقا روح‌الله ارجاع داد و وی طی مصاحبه‌ای به شرح واقعه پرداخت.(۲۳) اما در مهمترین مأموریت‌ها حاج آقا روح‌الله از طرف آیت‌الله و دیگر علما دوبار با شاه ملاقات کرد تا نقطه نظر علما را به شاه تأکید نماید.(۲۴)برنامه اصلاح حوزهلزوم اصلاحات و سرو سامان دادن به مسائل حوزه در این دوران نیز مطرح بود. آیت‌الله بروجردی معتقد بود: حوزه قم شهری است که دروازه ندارد. حوزه به روی اشخاص مختلف باز است؛ افراد صالح و ناصالح از هم ممتاز نیستند، ای کاش نظمی بود و برنامه‌ای.(۲۵) به‌دنبال نزاعی که بین طلاب در مدرسه فیضیه ایجاد شده بود برنامه جدی‌تر شد و هیئتی با عنوان مصلحین حوزه از طرف آیت‌الله مأمور شدند تا در مورد اموری از قبیل امتحانات حوزه٬ کیفیت پرداخت شهریه٬ اخذ وجوهات٬ ملاقات اشخاص با زعیم حوزه و(۲۶).... کار کرده و بیشنهادهایی را ارائه کنند. اعضای هیئت عبارت بودند از: حاج آقا روح‌الله خمینی٬ حاج سید احمد زنجانی سید ابوالقاسم اصفهانی٬ حاج آقا مرتضی حائری٬ حاج اقا محمد باقر طباطبایی سلطانی٬ حاج سید محمود روحانی٬ سید زین العابدین سلطانی و آقا ریحان الله گلبایگانی(۲۷) پس از آنکه کارهای مقدماتی انجام شد به یک‌باره آیت‌الله بروجردی از ادامه کار امتناع کرد. چند تن از اعضا به منزل آیت‌الله رفتند. در میان گفت‌وگوها مشاجره در گرفت. آقا فرمودند: "از کجا بدانم می‌خواهید اصلاح کنید." آقا مرتضی حائری با عصبانیت می‌گوید: آقا یعنی ما مفسد هستیم؟ پدر من حوزه‌ای به آن خوبی تشکیل داده، حال ما مفسد هستیم؟ این را گفت و عمامه‌اش را بر زمین زد. یکی از اطرافیان حاج آقاروح‌الله هم استکان چایی را که در دست داشت به دیوار زد که شکست. آقای بروجردی بلند شد و به اندرون رفت.(۲۸) یکی از موارد اصلاحی، مشورت آیت‌الله در مورد مصرف وجوهات با هیئت بود، برداشت آیت‌الله این بود که مسلوب الاختیار می‌شود.(۲۹)یکی دیگر از موارد، سامان دادن به بیت بود. هنگامی که ایشان نبودند علمای بلاد و دیگران مراجعه می‌کردند، ساعت‌ها معطل می‌شدند، اما کسی نبود به آنها رسیدگی کند.(۳۰) مرحوم دوانی نقل می‌کند: روزی به خانه آیت‌الله رفته بودم، دیدم برخی از آقایان هیئت مصلحین را مسخره می‌کنند که می‎خواهند چه بکنند و سرپرست وقت فیضیه تقلا می‌کرد که عزل نشود. کاملاً پیدا بود که برای این کار تبانی کرده اند.(۳۱) به دنبال شکست طرح حوزه آیت‌الله مرتضی حائری به مشهد مهاجرت کرد و نزدیک شش ماه در مشهد ماند اما آیت‌الله بروجردی با واسطه ایشان را باز گرداند. حاج آقا روح‌الله هم لب فرو بست و کناره‌گیری انتخاب کرد و در مجالس کمتر شرکت می‌کرد.(۳۲) آقای مرتضی مطهری نیز به تهران مهاجرت کرده بود. وی خود گفته بود: بر اثر شکست طرح آقای خمینی برای اصلاح حوزه که من هم از فعالین آن و شاگرد ایشان بودم از اطرافیان آیت‌الله بروجردی شکست خوردم، اطرافیان طوری مرا از نظر اقای بروجردی انداخته بودند که هر چه کردم مرا احضار کنند تا حضوراً عرایضم را عرض کنم نتیجه‌ای نگرفتم، حتی نامه‌ای نوشتم و به آقای منتظری دادم تا به آیت‌الله برساند، اما آقای بروجردی نامه را نگرفته بود.(۳۳)فداییان اسلاماین سالها مصادف با فعالیت فداییان اسلام و نفوذ آنها در حوزه علمیه قم بود. آیت‌الله حوزه علمیه قم را مرکز تعلیم و تربیت سپاهیان حافظ و مروجین تشیع می‌دانست و درصدد بود این مرکز را از گزند فتنه و هیاهوهای زودگذر سیاسی ایمن نگه دارند(۳۴) و معتقد بود ما حق نداریم سرمایه روحانیت و مرجعیت حوزه را به راحتی مصرف کنیم.(۳۵) از این رو در پایان یکی ازدرسهای خود مطرح کردند که چرا هر روز به بهانه‌ای درس‌های حوزه را تعطیل می‌کنید.(۳۶) فداییان طلاب جوان را جذب کرده و تندروی‌هایی نسبت به آیت‌الله بروجردی اعمال می‌کردند. از این رو موجبات بدبینی آیت‌الله را فراهم آورده بودند. آیت‌الله بروجردی یک‌بار هم گفته بودند: من نمی دانم چرا برخی از آنهایی که ادعای عقل می‌کنند و عقلای حوزه هستند از آنها دفاع می‌کنند.(۳۷) حاج آقا روح‌الله گرچه تندروی‌های اینها را قبول نداشت(۳۸) اما گفته بود اینان بدون هیچ آلت و اسلحه‌ای فقط با سخنرانی با دستگاه در افتادند و دستگاه را به وحشت انداختند.(۳۹)به دنبال ترور نا موفق حسین علاء در سال ۱۳۳۴ فداییان دستگیر شدند، در شرایطی که احساس می‌شد کارها به کندی انجام می‌گیرد فداییان صبح روز ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ به شهادت رسیدند. حاج آقا روح‌الله برای جلوگیری از اعدام فداییان چندین بار به دفتر آیت‌الله مراجعه کردند اما نتیجه نگرفتند. دو نامه هم یکی به صدرالاشراف و دیگری برای سید محمد بهبهانی فرستاد و از آنها خواست تا در این‌باره اقدام کنند.(۴۰)احتمالاً حاج آقا روح‌الله محاکمه و اعدام فداییان و از جمله نواب صفوی را به معنای انتقام از روحانیت سیاسی و مبارز تلقی می‌کرد.(۴۱) آیت‌الله بروجردی قطعاً با اعدام آنها موافق نبود و گمان می‌کرد که دولت تنها به محاکمه آنها اکتفا خواهد کرد، لذا اقدام مؤثری انجام نداد.(۴۲)طرح اداره موقوفات در سال ۱۳۳۱ حاج اقا روح‌الله به همرا دونفر از دوستان و هم فکران خود طرحی تهیه کرد که بر اساس آن موقوفات کشور زیر نظر مراجع تقلید اداره و مصرف می‌شوند. قرار بود این طرح پس از تایید آیت‌الله بروجردی در مجلس شورای ملی طرح و تصویب شود اما طرح حاج آقا روح‌الله دربیت آیت‌الله با بی اقبالی مواجه شد و ناکام ماند(۴۳)بست‌نشینی در بیت آیت‌الله بروجردیبعد از دکتر مصدق، آیت‌الله کاشانی و مظفر بقایی همکاری‌هایی باهم داشتند و هر دو با زاهدی روابطی تیره داشتند، به‌طوری که زاهدی علیه آیت‌الله کاشانی اقداماتی انجام داده بود، عده‌ای از طرفداران آقای کاشانی و بقایی به قم و بیت آیت‌الله بروجردی آمده و بست‌‌نشینی اختیار کرده بودند. هدف آنها ترغیب آیت‌الله برای مخالفت با زاهدی بود. آیت‌الله بروجردی با شهربانی تماس گرفته و خواسته بود اینها را از دفترش بیرون کنند. اینجا بود که حاج آقا روح‌الله به همراه شیخ مرتضی حائری به آیت‌الله بروجردی معترض می‌شوند. آیت‌الله بروجردی هم اوقاتش تلخ شده و هر دو را زیر کوران عصبانیت خود گذاشته بودند.(۴۴)مبارزه با بهائیتدر مورد مبارزه با بهائیت نیز حاج آقا روح‌الله اننقادهایی از آیت‌الله بروجردی داشتند. آیت‌الله در برابر بهائیت ایستاد. ایشان نامه ای به واعظ معروف فلسفی داد تا از رادیو قرائت کند. در این نامه به شدت بر ضد بهائیت سخن رانده بود. حاج آقا روح‌الله ازاین جریان ناراحت بود. به اعتقاد ایشان مرجعیت دراین موضوع نباید دخالت می‌کرد؛ زیرا واعظ پرقدرتی چون فلسفی برای این کار کافی بود.(۴۵) گذر زمان نشان داد حاج آقا روح‌الله هر نوع فعالیتی را که اصل مبارزه با رژیم را تحت شعاع قرار دهد رد می‌کرد.اطرافیان آیت‌الله بروجردیحاج احمد همه کار دفتر آیت‌الله بود. وی از هفت سالگی در خدمت آیت‌الله بوده و خیلی زرنگ، باهوش و با استعداد بود.(۴۶) از انجا که دستخطش خوب بود برخی از نوشته‌های آقا را در اختیار او می‌گذاشتند تا با خط خوش بنویسد.(۴۷) آیت‌الله بروجردی به او اعتماد خاصی داشت و خودشان گفته بود شاید من ده بار حاج احمد را امتحان کرده‌ام و در طول این چهل سالی که حاج احمد پیش من بود یک خطا از او ندیدم.(۴۸) حاج آقا روح‌الله و برخی از کسانی که اطراف آیت‌الله بودند انتقاد داشت و وجود آنها را برای مرجعیت آیت‌الله بروجردی مفید نمی‌دانست (۴۹) حاج احمد نیز به حاج آقا روح‌الله روی خوش نشان نمی‌داد وگاهی بی‌احترامی‌هایی را اعمال می‌کرد. مثلاً یکی از آقایان می‌گوید: روزی در بیت آیت‌الله بودیم همین که مجلس پر شد حاج احمد اشاره کرد چای، استکان اول را جلوی آیت‌الله و بعد از سمت راست شروع کرد وبعد سمت چپ و بعد مقابل آقا تا اخرین نفر در هرز نوبت دیدم با اینکه حاج اقاروح‌الله پهلوی آیت‌الله نشسته بود حاج احمد چای را از نفر دوم شروع کرد و وقتی دو صف را به اتمام رسانید آمد وچای جلوی حاج اقا روح‌الله گذاشت (۵۰) به نظر می‌رسد برخی از اطرافیان آیت‌الله در پی فرصتی بودند تا جایگاه حاج آقاروح‌الله را نزد آیت‌الله مخدوش سازند. یک روز یکی از دوستان آیت‌الله منتظری به ایشان گفته بود: در منزل آیت‌الله بروجردی جلسه‌ای بود که من آنجا حضورداشتم و صحبت این بود که الان جریان فداییان اسلام فرصت خوبی است تا آن را به گردن اقای خمینی و مطهری و منتظری بیندازیم و آنها را از دور آیت‌الله پراکنده کنیم.(۵۱) گرچه نمی‌توان همه حوادث را به اطرافیان آیت‌الله بروجردی نسبت داد اما در اجمال شکی نیست که آنها نقش مؤثری در اختلافات داشتند و به این ترتیب بود که حاج آقاروح‌الله رفت‌وآمد خود را به بیت آیت‌الله محدود کرد و گفته بود ما می‌خواستیم حوزه از آن صورت تعدد مراجع و تعدد سلیقه روی یک جنبه واحد قرار گیرد که گرفت حالا حضور من چه سودی دارد، به جای این بهتر است به درس و کار خود برسیم.(۵۲) گرچه ارتباط حاج اقا روح‌الله با آیت‌الله سرد شده بود اما ایشان را زعیم مسلمین می‌دانست و کوچکترین اهانت به وی را تحمل نمی‌کرد.(۵۳) حاج‌آقا روح‌الله که نتوانسته بود افکار انقلابی خود را دنبال کند به هیچ وجه در مقابل آیت‌الله جبهه گیری نکرد و تربیت شاگردان فراوان پرداخت تا همین شاگردان بعدها بازوان توانایی برای همراهی او در انقلاب باشند باشند.فهرست منابع) نویسنده از منابع زیر برای تحقیق خود استفاده کرده است، اما متاسفانه این نوشتار فعلا! فاقد ارجاعات به منابع مذکور است. دین‌آنلاین بابت این نقص از مخاطبان پوزش می‌طلبد!)تاریخ شفاهی حوزه علمیه قم .................................... غلامرضا کرباسچیجریانها و سازمانهای سیاسی مذهبی .............................. رسول جعفریانخاطرات ........................................................................... آیت‌الله بدلاخاطرات ...................................................................... آیت‌الله میانجیخاطرات ........................................................ حجت الاسلام علی دوانیخاطرات ............................................................ حجت الاسلام فلسفیزندگینامه سیاسی امام ............................................ محمد حسن رجبیخاطرات من از استاد مطهری ................................................ علی دوانیمفاخر اسلام .................................................................... علی دوانیچشم و چراغ مرجعیت ............................. خاطرات علما از آیت‌الله بروجردی ]]> هفتاد سال قمی بودن Tue, 20 Jan 2015 14:37:41 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/4603/ آیت‌الله بروجردی به روایت دانشنامه ایرانیکا http://dinonline.com/doc/article/fa/4595/ آیت‌الله بروجردی پس از تحصیل در نجف در درس آخوند خراسانی، به مدت ۳۵ سال در بروجرد سکنی گزید. شهرت وی به دانش  و پرهیزکاری سبب شد تا به عنوان مهم‌ترین مرجع تقلید غرب و جنوب ایران و همچنین  قسمت‌هایی از خراسان و عراق مطرح شود. در سال ۱۹۴۵ میلادی [۱۳۶۴ قمری و ۱۳۲۳ شمسی] که برای درمان در بیمارستان فیروزآبادی بستری شده بود از سوی علمای قم دعوت شد که در این شهر سکنی گزیند و ریاست حوزه قم را بپذیرد، این در حالی است که در سال ۱۳۴۷ قمری که وی از مسیر قم به سمت مشهد در حرکت بود، آیت‌الله حائری یزدی از وی خواست که در قم ساکن شود، اما وی امتناع ورزید.  در سال  ۱۳۶۵ قمری آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی؛ از مهم‌ترین مراجع تقلید آن زمان در نجف درگذشت و آیت‌الله بروجردی جانشین وی شد. یکی از عواملی که به آیت‌الله بروجردی کمک کرد تا به مقام مرجعیت برسد، خلاقیتی بود که وی در  فقه به کار می‌بست. وی در قم حوزه‌ای تشکیل داد که در واقع ترکیبی از بهترین خصوصیات مکاتب اصفهان و نجف بود . ایشان با میراث فقه اسلامی اعم از سنی، زیدیه و شیعه ۱۲ امامی آشنا بود و در جلسات درس خود بر بازگشت به اصول قرون گذشته پافشاری می‌کرد تا کارهای کلاسیک شیخ محمد مفید و شیخ طوسی را دوباره مورد مطالعه قرار دهد.اقتدار و توسعه حوزه در زمان زعامت آیت‌الله بروجردی رخ داد. بعد از درگذشت آیت‌الله حائری یزدی، طلاب ایرانی جذب نجف می‌شدند، اما پس از ریاست آیت‌الله بروجردی بر حوزه قم این روند به صورت عکس بدل شد. در سال ۱۳۲۳ قمری، ۲۵۰۰ طلبه در مدارس قم بودند که تعدادشان در سال ۱۳۳۴ قمری  به ۴۰۰۰ نفر رسیده بود و در زمان درگذشت آیت‌الله بروجردی به ۶۰۰۰ نفر رسید. جمع‌آوری بخشی از وجوهات شرعی سبب کمک به حوزه شد. هر شهری نماینده‌ای داشت که وجوهات شرعی را که از سوی  مردم پرداخت می‌شد، جمع می‌کرد و به قم می‌فرستاد. این عایدی، آیت‌الله بروجردی را قادر به فعالیت‌های عمرانی و کمک به طلاب کرد. اصلی‌ترین بنای معماری دوره مرجعیت وی، مسجد اعظم قم است که کنار حرم حضرت معصومه قرار دارد. آیت‌الله بروجردی نه تنها قم، بلکه تهران، کرمانشاه، شاهرود، بروجرد، ایرانشهر، نجف و کربلا را از لحاظ بیمارستان و ساخت مدارس جدید بی‌نیاز کرد. کمک به تجدید رابطه شیعه و سنی، نشانگر اهتمام وی به وحدت و انسجام مسلمانان بود. وی نماینده‌ای به قاهره فرستاد و در مصر، دارالتقریب تأسیس کرد. همچنین مکاتبات دوستانه‌ای با دو تن از رؤسای الأزهر؛ عبدالمجید سلیم و محمود شلتوت انجام داد که منجر به فتوای معروف فوریه ۱۴۹۴ شد که در آن، فقه شیعه به عنوان یکی از مذاهب رسمی  جهان اسلام به رسمیت شناخته شد و یک کرسی دانشگاهی در الأزهر  برای تدریس آن شکل گرفت. علاقه آیت‌الله بروجردی به کمک و هم‌دردی با شیعیان اسلام سبب شد تا ایشان نمایندگانی را به لبنان، کویت و سودان بفرستد.  دوران مرجعیت آیت‌الله بروجردی، دوران منحصر به فردی در مرجعیت است. وی موقعیت خود را محکم و استوار حفظ کرد و در سیاست مداخله‌ای نداشت. او اکراه از فعالیت‌های سیاسی را از آخوند خراسانی در نجف فرا گرفته بود. زمانی که وی در اصفهان بود، تظاهراتی به رهبری حاج آقا نورالله اصفهانی انجام  شد و رضاشاه وی را نیز برای مدت کوتاهی زندانی کرد. آنچه مشخص است اینکه در دوران سلطنت محمدرضا شاه، وی از فعالیت‌های سیاسی خودداری می‌کرد. البته ملاقات با شاه را در بیمارستان فیروزآبادی پذیرفت و شاه نیز  ۷ بار در مناسبت‌های مختلفی در قم با وی ملاقات کرد. مقابله با بهائیت از دیگر فعالیت‌های مهم آیت‌الله بروجردی بود. وی که خواهان برچیده شدن کامل جامعه بهائیان از ایران بود، نتوانست این خواسته را عملی کند. صدای اعتراض آیت‌الله بروجردی در مسایل دیگری نیز بلند می‌شد؛ از جمله اعتراض به انتشار مقالات غیراخلاقی و داستان‌هایی که ضد اسلامی هستند، و مهم‌ترین‌شان محکوم کردن لایحه اصلاحات ارضی بود که طی نامه‌ای به آیت الله بهبهانی اظهار داشت که تصرف  اراضی خصوصی، خلاف قوانین اسلام است. ]]> هفتاد سال قمی بودن Sat, 17 Jan 2015 11:05:05 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4595/ مختصات قم میانه http://dinonline.com/doc/article/fa/4599/ اگر دوره ۱۶ ساله مرجعیت شیخ عبدالکریم حائری یزدی را دوره نخستین قم معاصر بدانیم و دوره نهضت امام خمینی و عصر جمهوری اسلامی را دوره «قم سیاسی» تلقی کنیم، دوران ۱۶ ساله مرجعیت آیت‌الله‌العظمی بروجردی را باید دوره «قم میانه» نامگذاری کنیم و ریشه بسیاری از تحولات علمی و اجتماعی دوره قم سیاسی در همین دوره میانی قم جستجو کنیم.مکتب بودن یا نبودن؟آیا فقه شیعه دارای مکاتب فکری متعدد است؟ این پرسشی است که در چند سال گذشته، موضوع بحث‌های علمی و حتی ژورنالیستی قرار گرفته است. سخن گفتن از مکاتب فکری متعدد، علاوه بر آنکه ناشی از رقابت‌های علمی و تشکیلاتی درون روحانیت شیعه است، در چند دهه اخیر به برخی دلایل سیاسی نیز ارتباط یافته است.البته در اینکه حوزه دیرپای نجف دارای اسلوب و متدهای خاص پژوهشی و استدلالی است، نمی‌توان تردید کرد. ولی آیا می‌توان از وجود مکاتب دیگری با نام مکتب یا مدرسه قم و یا سامرا در برابر نجف سخن گفت؟ در صورت پذیرش وجود مکتبی به نام مکتب قم، آیا باید آغاز آن را از دوره متقدم قم (عصر محدثین قمی قرون اولیه) دانست و یا دوره نوین قم در یک قرن اخیر را نظر گرفت؟ در دوره نوین نیز آیا باید شیخ عبدالکریم حائری یزدی را پایه‌گذار مکتب قم دانست و یا آیت‌الله بروجردی را؟همه اینها پرسش‌هایی است که در چند سال اخیر، گاه و بیگاه مطرح شده و بحث‌هایی را برانگیخته است. آیت‌الله دکتر سید مصطفی محقق داماد؛ نوه مؤسس حوزه علمیه قم از مهم‌ترین مدافعان وجود مکتب مستقل حوزوی به نام «مکتب قم» بوده است. وی سال گذشته در همایشی آمادگی خود را برای مناظره با مدافعان دیگر مکاتب حوزوی اعلام کرد. به گمان محقق داماد، اهتمام و توجه ویژه به قرآن کریم، فارسی‌نویسی و نقادی استاد از ویژگی‌های مهم مکتب شمرده می‌شود(۱). دکتر محقق داماد همچنین در مقدمه‌ای که بر کتاب اصولی دایی‌اش آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی نوشته است، از مدرسه قم با عنوان «مدرسه اعتدال» نام برده و به چند ویژگی دیگر مکتب یا مدرسه قم اشاره می‌کند: «ساده‌نویسی مباحث اصولی و دوری از پیچیده‌نویسی و پیچیده‌گویی، دوری از دقت‌های عقلی و فلسفی محض در مباحث اصولی، بازگرداندن عرف و بنای عقلا به جایگاه اصلی خود به عنوان دو راه منطقی درک احکام شریعت، تعامل نوین با مباحث دشوار اصول فقه و طرح استدلال‌های نو» (۲)مؤسس مکتب قم کیست؟ حائری یا بروجردی؟با این حال، محقق داماد در این مقدمه و نیز در دیگر گفتارها و گفتگوهای خود از آیت‌الله حائری یزدی به عنوان پایه‌گذار مکتب قم نام می‌برد. این در حالی است که برخی دیگر از چهره‌های شاخص حوزه قم که در عداد مراجع معاصر بوده‌اند، آیت‌الله‌ بروجردی را پایه‌گذار مکتب قم می‌دانند. حضرات آیات منتظری و شبیری زنجانی(۳) از این دسته‌اند. مرحوم آیت‌الله منتظری در خاطرات خود با اشاره به تغییراتی که آیت‌الله بروجردی در حوزه قم ایجاد کرد، به برخی مشخصه‌های مکتب فکری آیت‌الله بروجردی اشاره می‌کند؛ اهتمام به تراث فقهی و کتب قدما (رأی مشهور)، اهتمام به علم رجال، اعتنا به آرای اهل سنت و مقابله با «تورم علم اصول» از نکات برجسته مکتب علمی آیت‌الله بروجردی است که مرحوم منتظری به آنها اشاره کرده است(۴).مختصات مکتب قمبرخلاف آنچه که در سال‌های اخیر برخی کوشیده‌اند تا تفاوت قم و نجف را در نگاه‌های سیاسی آنها به مقوله حکومت دینی و ولایت فقیه تقلیل دهند، تفاوت میان این دو مدرسه حوزوی، شبیه تفاوت میان دو مکتب فلسفی یا دو دانشگاه صاحب‌سبک است و تقلیل آن به مسائل روزمره سیاسی، منجر به بدفهمی شده و خواهد شد.مرحوم آیت‌الله منتظری در بیان ویژگی‌های مکتب استادش آیت‌الله بروجردی می‌گوید: «مرحوم آیت‌الله بروجردي اين اسانيد را به ترتيب حروف تهجی منظم كرده بود و عقيده‌اش اين بود كه مشكلات رجالی از داخل خود اسانيد به دست می‌آيد و حل می‎شود، عنايت داشتند كه مثلا در كافي اسامی روات به همان‌گونه كه آمده ثبت گردد، مثلا يک جا نوشته "محمد بن عبدالجبار الصهبانی"، يک جا نوشته "عن الصهبانی"، يک جا آمده "محمدالصهبانی". اينها پشت سرهم كه بيايد بعضی شارح بعضی ديگر می‎شود. ديگر اينكه سلسله روات تا امام معصوم كه پشت سرهم قرار می‎گرفت در مقايسه با هم اگر سقط‌هايی در سلسله بعضی سندها بود مشخص می‌شد و به اين ترتيب طبقات روات معين می‎شد(۵).نکته دیگری که آیت‌الله منتظری درباره سبک علمی استادش گفته است، به اهتمام و اعتنای ویژه وی به علم رجال مربوط می‌شود که به گفته قمی‌ها از مشخصه‌های مکتب قم محسوب می‌شود. به گفته مرحوم منتظری: «مسأله رجال احاديث در درس‌های مرحوم آقای حجت، آقای خوانساری و آقای صدر خيلی معمول نبود، در قم معروف بود كه آقای مرعشی نجفی در رجال مطالعاتی دارند ولی در درس ايشان هم يک عده خاصی شركت می‌كردند (۶).از دیگر مشخصه‌های روش فقهی آیت‌الله بروجردی، اعتنا به آرای اهل سنت است. آقای منتظری معتقد بود که حتی اعتنای ویژه ایشان به علم رجال نیز مدیون اعتنای ایشان به فقه اهل سنت است: «می‎فرمودند اهل سنت رجال را طبقه‌بندی كرده‌اند و علمای ما طبقه‌بندی نكرده‌اند. ايشان به طبقه‌بندی شدن رجال عنايت داشتند و می‎فرمودند مبدأ را بايد پيامبر اكرم(ص) قرار دهيم و صحابه كه از پيامبر اكرم(ص) حديث دارند طبقه اول روات محسوب می‌شوند و تابعين كه از صحابه حديث دارند طبقه دوم می‎باشند (۷).دیگر ادعای قمی‌ها این است که در مکتب قم به کتب قدما و آرای آنها توجه می‌شود و برای استنباط فقهی در آرا و فتاوای آنها تتبع می‌شود. متتبع بودن از ویژگی‌های قمی‌ها برشمرده شده و آقای منتظری نیز این ویژگی را متأثر از استاد بزرگ قم؛ آیت‌الله بروجردی می‌داند: «قبل از اينكه مرحوم آیت‌الله بروجردی به قم بيايند اصلا كسی كتب اربعه يا كتب قدما را نگاه نمی‌كرد، فقط همين وسايل را نگاه می‎كردند گاهی اوقات وسايل را هم نگاه نمی‌كردند، فقط در جواهر بحث می‎كردند، مرحوم آقای حجت كمی اين جور چيزها را داشت. اما آقايان ديگر اصلا در اين وادي‌ها نبودند. بسياری از كتب كه الان می‎بينيد در دست‌هاست از بركت مرحوم آیت‌الله بروجردی است، ... مرحوم آیت‌الله بروجردی وقتی آمدند قم، به اقوال قدما خيلي عنايت داشتند ... كتب قدما و اصول متلقات از معصومين(ع) را اصلا كسی به آنها مراجعه نمی‌كرد. مرحوم آیت‌الله بروجردی كتاب‌های فقهی را كمياب كرد، مفتاح‌الكرامه را كمياب كرد. خلاف شيخ طوسی را تا زمان ايشان اصلا چاپ نكرده بودند (۸).دیگر مشخصه قم این است که بر خلاف نجف که اعتنای ویژه‌ای به علم اصول دارد، در قم از پدیده‌ای با عنوان «تورم علم اصول» صحبت می‌شود. به گفته مرحوم آقای منتظری: «آیت‌الله بروجردی نظرش اين بود كه علم اصول را شافعی پايه‌گذاری كرد. مرحوم آیت‌الله بروجردی يک وقت در درس مي‎فرمود: اصول ما خيلی متورم شده است. و ايشان نوعا در هر مسأله اصولی به جاي اينكه به نقل اقوال و مسائل حاشيه‌ای بپردازند، يك راه باريكی به اصل مسأله داشتند و نكته اصلی را كه ماده عامله مساله است مطرح می‌كردند و به مقدمات بعيده مسأله و حواشی نمی‌پرداختند (۹).دیگر ویژگی مورد ادعای قمی‌ها این است که می‌گویند بر خلاف نجفی‌ها، فلسفه را با مباحث اصول فقه نمی‌آمیزند. مرحوم آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی (فرزند مؤسس حوزه قم و دیگر شاگرد برجسته مرحوم بروجردی) درباره سبک اصولی استادش گفته است: «ایشان فلسفه را پیش دو تن از فلاسفه بنام اصفهان خوانده بودند، ولی فلسفه را در مسائل اصول و فقه هیچ سرایت نمی‌دادند. عقیده من این است که فلسفه ایشان از آقای شیخ محمدحسین اصفهانی (کمپانی) خیلی بهتر بود … آقای بروجردی عمیقاً به مسائل فلسفه نگاه می‌کرد. آقای اصفهانی فلسفه را زیاد دخالت داده، تا جایی که صورت مسائل اصول را به صورت مسائل فلسفی تغییر داده است و الحق این کار در نوع خود بی‌نظیر و نوآوری محسوب می‌شود. ولی آقای بروجردی با آن عمق و تسلطی که داشتند، فلسفه را هیچ مداخله نمی‌دادند، چون معتقد بودند که خرج اینها دو جاست.»(۱۰)درباره امام خمینی نیز گفته شده که می‌کوشید علی‌رغم تسلط و علاقه به فلسفه اسلامی، از به‌کارگیری روش‌های فلسفی در اصول فقه پرهیز کند. البته قمی‌ها مشخصه‌های عرف‌گرایانه‌ای نیز داشتند که در متدهای آنان جلوه می‌کرده است. به عنوان نمونه آقای منتظری در درس خارج فقه خود در سال ۱۳۸۲ درباره سبک خاص آقای بروجردی گفت: «مرحوم آیت‌الله بروجردی می‌گفتند در مسایل به یک روایت ولو صحیح نمی‌شود فتوا داد. ما چه می‌دانیم که واقعا لفظ امام چه بوده … این فرمایش آقای بروجردی را دست کم نگیرید!»(۱۱)حتی به یاد دارم که آیت‌الله منتظری در اواخر عمر خود در یکی از جلسات درس تصریح می‌کرد که نباید بر الفاظ روایات، همچون الفاظ قرآنی جمود داشت، چرا که گزارش روات و اصحاب ائمه از سخنان این ذوات مقدسه همچون گزارش یک خبرنگار از یک جلسه سخنرانی و گفتگو بوده و از همین روست به خاطر تکیه به حافظه و یا تفاوت فهم روات، اختلافاتی در روایت‌ها بروز می‌کند.همه اینها در کنار رفتار سیاسی و اجتماعی آقای بروجردی در طول ۱۶ سال مرجعیت و زعامت حوزه علمیه قم از وی یک مرجع صاحب‌سبک و تأثیرگذار ساخت. وی کوشید همچون حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از سیاست دوری گزیند و حوزه را آمیخته به حواشی خانمان‌برانداز سیاست نکند. مجموعه اسناد و خاطرات شفاهی موجود نشان می‌دهد که آیت‌الله بروجردی تنها چند بار در امور مملکتی دخالت کرده و این موارد نیز یا جنبه رفاهی برای مردم داشته (۱۲) و یا دارای انگیزه دینی بوده است؛ همانند درخواست توقف قطارها برای اقامه نماز مسافرین و یا وضعیت تعلیمات دینی مدارس کشور و مقابله با آزار مسلمانان از سوی بهایی‌ها (۱۳). شاید از همین روست که از نگاه دکتر مهدی حائری یزدی سیاست آیت‌الله بروجردی یک سیاست پراگماتیستی و مصلحت‌گرایانه ارزیابی می‌شد (۱۴). و حتی شاید بتوان رد پای این روحیه عملگرایانه را در نگاه محتاط و عرفی آقای بروجردی در فقه و مرجعیت نیز مشاهده کرد.پاورقی‌ها۱- سخنرانی در مراسم رونمایی از کتاب آیت‌الله موسوی اردبیلی، ۱۵ دی ۱۳۹۳، دانشگاه مفید قم۲- مبانی الاحکام فی اصول شرائع الاسلام، ج ۱، ص ۳۰ و ۳۱۳- فصلنامه شهر قانون، شماره ۹، ص ۱۶۴- خاطرات آیت‌الله منتظری، صص ۱۲۸ – ۱۲۲۵- همان، ص ۱۲۶۶- همان، ص ۱۲۵۷- همان، ص ۱۲۸۸- همان، ص ۱۳۰۹- همان، ص ۱۲۳۱۰- مهدی حائری یزدی، جستارهای فلسفی، به کوشش عبدالله نصری، ص ۳۶۲-۱۱- فلسفه سیاسی اجتماعی آیت‌الله منتظری، عمادالدین باقی، ص ۱۸۱۱۲- مثل درخواست‌های مکرر آیت‌الله بروجردی از مقامات درباره وضعیت رفاهی و بهداشتی زادگاهش و یا درخواست آسفالت کردن جاده قم و تأمین نان اهالی عتبات (مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست، محمدحسین منظورالاجداد، صص ۴۳۷، ۴۴۱ و ۴۵۵)۱۳- مرجعیت در عرصه اجتماع و سیاست، صص ۴۵۳، ۴۴۴ و ۴۹۸۱۴- خاطرات آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی، به کوشش حبیب لاجوردی، ص ۴۶ ]]> هفتاد سال قمی بودن Sat, 17 Jan 2015 11:04:18 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/4599/ خط قرمز آیت‌الله بروجردی، تکمیل و بقای نظام حوزه بود http://dinonline.com/doc/interview/fa/4594/ آیا به جز دعوت علمای قم، دلیل خاص دیگری برای اقامت آیت‌الله بروجردی در این شهر وجود داشت و آیا ایشان طرحی قبلی برای حضور و تدریس در قم نداشته‌اند؟ایشان قبلا قم بودند؛ زمان حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، ولی به دلایلی به بروجرد رفتند و به مدت سی سال در بروجرد بودند. زمانی که ایشان کسالت پیدا کردند و برای معالجه به تهران رفتند، حضرت امام به دیدن ایشان رفتند و ایشان را به قم دعوت کردند، زیرا که در آن زمان مراجع ثلاث در قم حضور داشتند اما امام به دنبال شخصیت علمی شاخصی برای قم بودند و لذا با ایشان صحبت کردند تا پس از عمل جراحی و رفع نقاهت به قم بیایند که بعد از آن، آیت‌الله بروجردی به قم آمدند و به مدت شانزده سال تا پایان عمرشان در قم حضور داشتند.سرخوردگی اساتید آقای بروجردی از اتفاقات دوران مشروطه، تا چه حدودی در روش حوزوی و اجتماعی ایشان تاثیر گذاشته بود ؟ آیا این سرخوردگی از عوامل گوشه‌گیری آقای بروجردی در دوره اقامت و تدریس در بروجرد نبود؟ایشان سرخورده از بحث مشروطه نبودند و تا پایان عمرشان هم می‌فرمودند که کاری که پایانش برایم مشخص نباشد هرگز در آن دخالت نمی‌کنم. ایشان از شاگردان ممتاز آخوند خراسانی بودند و زمانی که اتفاقات مشروطه پیش آمد ، ایشان درس مرحوم آخوند خراسانی می‌رفتند به طوری که جلوی کلاس حاضر نمی‌شدند و در پشت ستون بودند که حتی آخوند خراسانی سؤال کرده بودند سید حسین بروجردی در درس حاضر می‌شوند؟ پس چرا من ایشان را نمی‌بینم؟ ایشان عمدا پشت ستون می‌نشستند، چرا که نمی‌خواستند وارد جریانات مشروطه شوند. آن زمان، دوره مشروطه بود و در جریانات نجف، مرحوم آخوند خراسانی هم یکی از پایه‌های مشروطه بودند. چون امر مشروطه و پایانش بر ایشان روشن نبود، بنابراین ایشان دخالتی نکردند. طراح اصلی دعوت از آقای بروجردی به قم چه کسی بود؟مرحوم امام خمینی بودند. در بیمارستان فیروزآبادی تهران، ایشان را دعوت کردند و مرحوم بروجردی پذیرفتند و به قم آمدند. اسناد موجود نشان می‌دهد که بعد از اقامت ایشان در قم، ارتباط ایشان با بروجرد قطع نشده بود و نظارت خود را کم و بیش بر مسائل مذهبی این شهر حفظ کرده بودند. آیا قومیت‌گرایی که گاهی درباره برخی از علما مطرح می‌شود درباره ایشان نیز صدق می‌کرد؟نه، بحث قومیت‌گرایی نبود، چون در آن زمان ارتباطات جمعی به این شکل نبوده، بنابراین ارتباط ایشان با شهرستان‌ها از طریق علمای شهرستان‌ها صورت می‌گرفت . علمای طراز اول هر شهرستان با ایشان در ارتباط بودند و بروجردی‌ها نیز علاقه خاصی به ایشان داشتند و مِن‌جمله عموزاده ایشان مرحوم آیت‌الله سلطانی که ایشان هم در رفت و آمد به بروجرد بودند. حتی آیت‌الله بروجردی نسبت به نجف اشرف هم اهتمام ویژه‌ای داشتند.عیادت محمدرضا شاه از آیت‌الله بروجردیدی 1323 بیمارستان آیت‌الله فیروزآبادی تهراننحوه اداره بیت ایشان مورد انتقادهایی قرار گرفته است. آیا این انتقادها به‌جاست؟ آیا واقعا ایشان از سوی برخی نزدیکان‌شان کانالیزه شده بود؟فرزندان آیت‌الله بروجردی در هیچ امری نمی‌توانستند دخالت کنند. پدرم کتاب شرح منظومه را می‌خواستند بخرند، اما پولش را نداشتند، ایشان یک بار با آیت‌الله بروجردی مطرح کرده بودند که در خرید کتاب کمک‌شان کند، اما ایشان پول نداده بودند. با آیت‌الله محسنی ملایری مطرح کرده بودند و ایشان نزد آیت‌الله بروجردی رفته و گفته بودند که آیت‌الله‌زاده از شما مبلغی درخواست کرده است. آیت‌الله بروجردی گفته بودند چه کسی را می‌گویید؟ آقای محسنی هم گفته بود آقازاده شما؛ احمد آقا. آیت‌الله بروجردی ناراحت شده و می‌گویند: «چرا می‌گویید آیت‌الله‌زاده؟! احمد هم مثل سایر طلبه‌هاست و از من شهریه می‌گیرد، قناعت کند و کتاب بخرد. من از این پول‌ها ندارم که بدهم!» بنابراین فرزندان ایشان دخالتی نداشتند. بحثی که بود، در مورد پیشکارشان حاج احمد خادمی مطرح شده بود که یکی از اعتراضاتی که به آیت‌الله بروجردی شد در مورد حاج احمد بود. حاج احمد بسیار آدم توانمندی بود. عده‌ای نزد آیت‌الله بروجردی رفتند و خواستار اخراج حاج احمد شدند. آقای بروجردی هم از حاج احمد خواستند تا چند روزی سر کار نیاید. طی چند روز غیبت حاج احمد، تمام سیستم به هم ریخت. علت اینکه آقای بروجردی حاج احمد را نگه داشته بود این بود که ایشان از بچه‌گی نزد ایشان بزرگ شده بود و می‌دانست که ایشان چه می‌خواهند، چون آقای بروجردی اهل دستور دادن نبودند. حاج احمد در ارتباطاتش آدم بسیار توانمندی بود و دلیلش این بود که زمانی که آقای بروجردی می‌خواستند دستوری را به شاه بدهند، مرحوم فلسفی و حاج احمد پیش شاه رفتند. آيت‌الله بروجردی گفته بودند که من به شاه امر می‌کنم که این کار را انجام بدهد. مرحوم فلسفی هم در بیانِ این جمله مانده بود که چگونه به شاه بگوید که آيت‌الله بروجردی امر کرده که هم شأن آقای بروجردی رعایت شود و هم شاه بدش نیاید. در این حین که مرحوم فلسفی و حاج احمد وارد اتاق شاه می‌شدند، حاج احمد به آقای فلسفی گفته بود که این کار را به من واگذار کن. مرحوم فلسفی می‌گفت که من ساکت شدم و حاج احمد این‌گونه شروع به صحبت کرد که آيت‌الله بروجردی به من امر کردند که من به شما بگویم . مرحوم فلسفی نیز در آن هنگام به قدرت حاج احمد پی بردند که هم شأن آيت‌الله بروجردی را رعایت کرده و هم شأن شاه را.مرحوم آيت‌الله میرزا محمود اردکانی جدّ اُمّی بنده هستند که از نوادگان ملاعلی کنی بودند. ایشان در مورد اعتراضاتی که به حاج احمد بود داستانی را نقل کرده‌اند که روزی در اندرونی با آيت‌الله بروجردی درباره حاج احمد صحبت می‌کردی. آقای بروجردی می‌گوید که آقای آمیرزا محمود، من اینها را می‌دانم، اما حاج احمد خصوصیاتی دارد که بر این مطالبی که آقایان می‌گویند می‌چربد. لذا آيت‌الله بروجردی اعتنایی به این حرف‌ها نمی‌کردند. اگر وجود مکتبی به عنوان «مکتب قم» را بپذیریم، آغاز مکتب قم را با آقای حائری یزدی می‌دانید یا آقای بروجردی؟ دلیل شما چیست؟بنیانگذار حوزه علمیه قم مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بودند، اما روش علمی حاج شیخ عبدالکریم متخذ از مکتب سامرا بود، نجفی نبود. مرحوم حائری گزیده‌نویس بودند. اما حوزه قم به عنوان یک مکتب در مقابل نجف، در زمان آيت‌الله بروجردی مطرح شد که در واقع ریاست حوزه‌های علمیه شیعه از نجف به قم منتقل شد و جهان اسلام نگاهش را متوجه قم کرد، به طوری که قم را پایگاه شیعه می‌دانستند. وقتی از یک «مکتب» حرف می‌زنیم، یعنی باید کسی را داشته باشد که نظریه‌پرداز باشد . آيت‌الله بروجردی در اصول، صاحبِ مکتب و نظریه بود. در فقه، نظریه‌پرداز بود و کسی بود که به اصول متلقای گذشتگان بسیار اهتمام داشت. آيت‌الله سیستانی به من فرمودند که جد شما آيت‌الله بروجردی بیشتر به نجف تعلق دارد. البته ایشان بزرگان نجف را درک کرده بودند اما سیستم نجف بر ایشان غالب نشد. لذا ایشان در بحث رجال صاحب‌نظر بودند. آيت‌الله بروجردی در جمیع جهات صاحب‌نظر بودند و چون صاحب‌ نظریه بودند می‌توان از ایشان به عنوان بنیانگذار یک مکتب نام برد. از سوی دیگر در دوران ایشان بود که قم به تمام دنیا در جنبه‌های مختلف معرفی شد و نگاه‌ها به قم متوجه شد. در حقیقت، قم در کنار نجف قرار گرفت.آقای بروجردی در روش مرجعیتی خود از الگوی مرجعیتی خاصی تبعیت می‌کرد؟ یا اینکه اقدامات مهم ایشان به ابتکار خود ایشان بود؟ایشان صاحب سبک بودند و در همه جا نقل کرده‌اند که من هیچ‌گاه قدمی بر نداشتم که به مرجعیت برسم. به تعبیر من، آيت‌الله بروجردی صد سال از زمان خودش جلوتر بود. ایشان در زمانی که در مدرسه صدر اصفهان درس می‌خواند به فکر ساختن مسجدی بود که بعدها مسجد اعظم قم شد. طرح‌هایی که آيت‌الله بروجردی داشت طرح‌های یک‌شبه نبود. ایشان مسؤولیت‌های اجتماعی را هم لحاظ می‌کرد، مثل ساخت بیمارستان، ساخت مدارس، کارخانه برق و ... . ایشان در همه زمینه‌ها اقداماتی داشت. ایشان مبلغ دینی به خارج از کشور می‌فرستادند مانند مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا مهدی حائری یزدی؛ فرزند مؤسس حوزه قم که به امریکا فرستادند. مسجد امام علی(ع) را در هامبورگ ساختند که اکنون این مسجد تنها مسجد اروپاست که مرکزیت و محوریت دارد. مرحوم صدر بلاغی را هم به لندن فرستادند. در بحث تعامل با اهل سنت، مکاتباتی که با شیخ شلتوت داشت و فتوای منحصر به فردی که در طول تاریخ به نفع تشییع صادر شد که به گمان اهل تسنن این‌گونه شد که تشییع از فرقه بودن در جهان اسلام به مذهب بودن ارتقا پیدا کرد. در بحث نظام حوزه، ایشان اولین کسی بودند که حوزه را نظام‌مند کردند و بحث امتحانات رسمی در زمان ایشان مطرح شد. تا زمان آيت‌الله بروجردی در هیچ یک از حوزه‌ها امتحانی وجود نداشت. ایشان در نجف مطرح کردند که کسانی که می‌خواهند ارتقا پیدا کنند باید امتحان دهند. در واقع ایشان حوزه را نظام‌مند کردند. ایشان یک خط قرمز داشت و آن هم نظام حوزه بود، هر حرکتی که به حوزه لطمه می‌زد ایشان در مقابلش می‌ایستاد. در واقع خط قرمز آيت‌الله بروجردی بقای حوزه، تکمیل و ارتقای حوزه بود. تمام فعالیت‌های ایشان حتی فعالیت‌های سیاسی نیز بر محوریت حوزه است. اگر بخواهیم به زبان امروز، درباره الگوی مرجعیتی آيت‌الله بروجردی صحبت کنیم، باید بگوییم که ایشان برای مرجعیت خودشان نیز استراتژی داشتند. ]]> هفتاد سال قمی بودن Sat, 17 Jan 2015 11:03:42 GMT http://dinonline.com/doc/interview/fa/4594/