پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين آموزگاران حکمت وحیانی :: نسخه کامل http://dinonline.com/scenario/hoze/scenario20 Tue, 16 Jan 2018 18:37:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Tue, 16 Jan 2018 18:37:16 GMT آموزگاران حکمت وحیانی 60 آیت‌الله میرزا محمدمهدی غروی اصفهانی (م 1365 ق) http://dinonline.com/doc/report/fa/5861/ ميرزا محمّد مهدی غروی مهم‌ترین و تاثیرگذارترین استاد مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی است. مرحوم میرزا ابتدا با سرپرستی پدرش تحصیلات حوزوی را آغاز كرد. مدت زیادی نگذشته بود که پدر ایشان دار فانی را وداع گفت و بنا بر وصیت و توصیه او، میرزا تحت سرپرستی علمی و معنوی حاج آقا رحیم ارباب (شاگرد آخوند ملا محمد کاشی و جهانگیرخان قشقایی) قرار گرفت. مرحوم میرزا پس از خواندن دروس مقدمات، سطوح عالی فقه و اصول را نیز تکمیل کرد[1] و هم زمان برخی از متون فلسفه و عرفان را با جدّیت، نزد دو تن از معروف‌ترین اساتید عصر، آخوند ملامحمد کاشی[2] و جهانگیرخان قشقایی[3] فرا گرفت. ايشان با راهنمایی و توصیه حاج آقا رحیم ارباب، در حدود هجده سالگی[4] راهی عتبات عالیات شد و در کربلا به محضر سید اسماعیل صدر (از خواص اصحاب ملا فتحعلی سلطان‌آبادی) شرفیاب شد و از مراتب علمی (فقه و اصول مرسوم) و معنوی (اخلاق و سیر و سلوک) وی بهره برد. بنا بر گزارش برخی از آگاهان،[5] مرحوم میرزا نزد مرحوم صدر تا جايی پیش رفت که به مقام تجرید و خلع بدن دست یافت. سپس برای ادامه تحصیلات عازم نجف اشرف شد و نزد اساتید آنجا، مانند آیات عظام: سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، آخوند خراسانی و میرزای نائینی زانوی شاگردی بر زمین زد. مرحوم ميرزا مدت 14 سال به طور ویژه نزد اصولی سترگ و نابغه كم‌نظير، ميرزای نائينی[6] (از شاگردان اخلاقی ملا حسین‌قلی همدانی و رفیق و وصی مرحوم سید احمد کربلایی)، كه يد طولايی در علوم معقول و منقول داشت، شاگرد ینمود. به گفته خودش تا مدت‌ها به تنهایی به درس میرزای نائینی می‌رفت و اولین فردی که به جمع ایشان اضافه شد مرحوم سید جمال گلپایگانی بود (اول من لحق بنا آسید جمال).[7] تعداد شاگردان این درس ویژه به هفت نفر رسید و به تعبیر حضرت آیت‌الله وحید خراسانی، مرحوم میرزای نائینی درس خود را با این هفت نفر پخته نموده است.[8] مرحوم میرزا بسیار مورد توجه میرزای نائینی بود و در حقیقت از برجسته‌ترين شاگردان و مقرّر درس ايشان به شمار می­آمد. از امتيازهای ويژه میرزای نائینی اين بود كه ديدگاه‌ها و تحقيق‌های خود را در اصول بر مبنای استدلال و برهان ارائه می‌داد و شاگردان خود را از مبانی علوم عقلی آگاه می‌كرد.[9] ميرزای نائينی به کمتر کسی اجازه اجتهاد می‌داد؛ اما در سال 1338ق، پیش از حرکت میرزای اصفهانی به ایران اجازه اجتهادی كم‌نظير به ایشان اعطا نمود و وی را با اوصافی والا در مقام درک و انتقال توصیف کرد که نشان‌دهنده تیزهوشی، استعداد بسیار بالا و درک قوی و نبوغ علمی وی است. تعبیرهایی مانند «جودت ذهن» (جوّال بودن و توانايی ذهن)، «نظر صائب»، «فکر ثاقب» و «دقت نظر» از جمله القاب به کار رفته در این اجازه‌نامه است. ... مرحوم میرزا، علاوه بر فقه و اصول، نزديک به بیست سال در فلسفه و عرفان تحصیل و تحقیق داشت. برای روشن شدن این مدّعا پای سخنان خود ایشان می‌نشینیم: ... با آنکه در آن وقت آیت‌الله سید محمدکاظم یزدی، صاحب کتاب عروة الوثقی، خواندن کتب فلسفه و عرفان را جایز نمی‌دانستند، ما در خفا مشغول تحصیل آنها بودیم. چون تا اندازه‌ای خود را فارغ از آن دیدم، و آن را برای نیل به مقصود كافی ندیدم، با آنکه نزد آسید احمد کربلايی، که شاگرد آمیرزا حسینقلی همدانی بود، وارد مراحل عرفان شده بودم و سالیانی قریب بیست سال در آن رشته کار می‌کردم تا آنجا که اکابر آن مرحله مرا استاد می‌دانستند ...[10] مرحوم میرزا متون فلسفی و عرفانی را به همراه سیر و سلوک عملی در عتبات عالیات و نزد فلاسفه و عرفای بزرگی چون شیخ مرتضی طالقانی، شیخ محمد بهاری و به ويژه سید احمد کربلایی فرا گرفت، تا آنجا که اساتید فلسفه و عرفان، استادی وی را در این فنون تأیید نمودند. مرحوم سید احمد کربلایی وی را در فلسفه اشراق استاد و در عرفان عارف کامل دانسته و اجازه ارشاد و دستگیری از سالکان را به وی اعطا نموده است.[11] بنا بر گزارش برخی از آگاهان،[12] مرحوم میرزا در نجف علاوه بر تحصیل، به تدریس کتب معقول نیز اشتغال داشت. وی در این دوره، سخت به مبانی فلسفه و عرفان معتقد بود،[13] با این همه دلش آرام نمی‌گرفت و اضطراب درونی‌اش روز‌به‌روز فزونی می‌یافت. او برخی از مصطلحات و قواعد فلسفی و عرفانی، مانند وحدت وجود، یکی دانستن علم و اراده حضرت حق، قاعده الشيء ما لم یجب لم یوجد، قاعده الواحد و مباحث معاد مثالی، را با آیات و روایات ناسازگار می‌دید؛ از همین رو برای رفع تحیر به دنبال گمشده خود می‌گشت. راه مسجد سهله را پیش گرفت و به حضرت ولی عصر؟عج) متوسّل شد؛ به گفته خودش، ریگی در مسجد سهله نیست كه اشکهای من روی آن نریخته شده باشد.[14] سرانجام به وصال یار نائل آمد و گمشده و مقصود خود را یافت. هنگام تشرف به محضر مولای خود به او القا شد که حقیقت معرفت و معرفت حقیقی را چگونه و از کجا باید آموخت. از آن تاریخ (که چند سال پيش از حرکت ایشان به سوی ایران بود) دست از معارف بشری گذشته کشید و تمام جزوات و نوشته‌های خود را، که نتیجه تحصیلاتش بود، پاره‌پاره كرد و به داخل شط افکند.[15] سپس با کمال توجه به سوی قرآن و روایات (بدون تأویل و توجیه غیر مربوط)  روی آورد و از سرچشمه زلال آن معارف کمال استفاده و بهره را برد. ايشان پس از آن به ايران آمد و در مشهد ساكن شد. مقام معظم رهبری درباره وضع حوزه مشهد هنگام ورود ميرزا می‌نگارد: حوزه علمیه مشهد در آن زمان از جهت علوم معقول و ادبیات بی‌شک در میان حوزه‌های علمی شیعه، رتبه اول را حائز بود و استادانی که این دو رشته را در مشهد تدریس می‌کردند بی‌نظیر یا کم‌نظیر بودند. اساتید بزرگ فلسفه و عرفان، مانند حاجی فاضل خراسانی، آقا بزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله عارف یزدی [و شاگردان ایشان، و میرزا ابوالقاسم الهی]، سالیان بسیاری به تدریس فلسفه و عرفان در آن حوزه اشتغال داشته‌اند.[16] استاد مکرّم حاج آقا اسماعیل غروی، فرزند مرحوم میرزا، کیفیت آغاز درس خارج ايشان را چنین بیان می‌كند: مرحوم شیخ هاشم قزوینی در مدرسه پریزاد درس خارج داشت. مرحوم والد در درس ایشان شرکت می‌کرد و اشکال می‌گرفت. پس از اشکالات علمی متعدد، مرحوم شیخ هاشم مرحوم میرزا را اعلم از خود و برای تدریس شایسته ديد و از ایشان دعوت می‌كرد که درس بگوید تا ايشان و شاگردان از مرحوم ميرزا استفاده كنند؛ بدین ترتیب درس خارج میرزا در مشهد آغاز شد و فضلای حوزه در درس ایشان شرکت كردند.[17] استاد واعظ‌‌زاده خراسانی نیز در این باره می‌فرمایند: میرزای اصفهانی از شاگردان دوره‌ اول درس مرحوم نائینی بود و یک دوره درس اصول را بیان کرده بود. می‌گفتند در مدرسه‌ پریزاد درس می‌گفت (و ظاهراً وی اولین کسی است که مبانی مرحوم نائينی را از نجف خارج کرده است) و غیر از یکی دو نفر از شاگردان مرحوم آقازاده، که همه آنان هم فلسفه می‌دانستند، بقیه به درس ایشان می‌رفتند.[18] آیت‌الله وحید خراسانی در این باره می‌فرماید: شاگردان مرحوم آقازاده، که در درس مرحوم میرزا نیز حاضر می‌شدند، اشکالات ایشان بر صاحب کفایه را در درس آقازاده و پاسخ مرحوم آقازاده بر این اشکالات را در درس مرحوم ميرزا طرح می‌کردند به همین منوال مباحثات ادامه داشت و بر اثر این نقض و ابرام‌ها حوزه علمیه مشهد به حد اعلای خود رسیده بود.[19] مرحوم میرزا از ابتدا در فکر طرح مباحث معارفی بود و وجود اساتید بسیار کارکشته و شاگردان ایشان این امر را بسیار دشوار می‌نمود. پس از مدتی - که ظاهراً طولانی هم نبوده - موقعیت علمی (استادی) ایشان تأیید و تثبیت شد و تدریس معارف را، که در حقیقت رد مطالب فلسفه و عرفان بود، شروع كرد. نقش مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی در این امر بسیار مهم بود؛ زیرا ایشان در ابتدا - و پس از برخورد با مرحوم ميرزا - دست از عقاید فلسفی خود برداشت و در تمامی دروس، به ويژه درس معارف مرحوم میرزا، از ابتدا تا آخرین لحظه شرکت كرد و طبق نقل‌های فراوان، مروّج مراتب علمی میرزا و مشوّق طلاب برای شرکت در دروس مختلف ایشان بود. تذکر این نکته ضروری است که مرحوم آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی پیش‌تر در قزوین فلسفه مشاء و اشراق را نزد نابغه­ دوران، آیت‌الله سید موسی زرآبادی، فرا گرفت[20] و سپس به اصفهان رفت و علاوه بر تحصیل فقه و اصول، تحصیلات فلسفی و عرفانی خویش را نزد مرحوم آخوند ملامحمد کاشی و میرزا جهانگیرخان قشقایی ادامه داد. در مشهد نیز با شرکت در درس آقابزرگ حکیم تحصیلات فلسفی خود را به اتمام رساند و در فلسفه صاحب نظر شد. ایشان در عرفان عملی از شاگردان مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی است.[21] از قول مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی نقل شده است که نزدیک به بیست سال به تحصیل و تحقیق علوم فلسفی اشتغال داشته‌ است.[22] به فرموده آیت‌الله میرزا مهدی آشتیانی حاج شیخ هاشم قزوینی هم فقیه است و هم فیلسوف.[23] مرحوم آقا شيخ هاشم در علوم عقلی و عرفانی ممتاز بود[24] و نظريات ملاصدرا را هم به خوبی می‌دانست[25] و نه تنها از حكمت متعاليه، بلكه از فلسفه مشاء و اشراق نيز آگاهی تامّ داشت.[26] وی با وجود اين سابقه علمی، با شركت در تمامی دروس معارف عمومی و خصوصی میرزای اصفهانی، نقدهای وی بر فلسفه و عرفان را وارد دانست و از آن عقايد روی گردانيد و يكی از بزرگ‌ترين مروّجان معارف مرحوم ميرزا شد.[27] مقام معظم رهبری در این باره می­فرمايد: مرحوم حاج شيخ هاشم علاوه بر اينكه دلبسته علمی مرحوم آقا ميرزا مهدی شد، مروّج ايشان هم شد و به نظرم جاذبه مرحوم ميرزا ايشان را در مشهد نگه داشت.[28] رفته رفته طلاب و فضلای مهمی جذب این دروس شدند و بر اثر تبلیغات و اصرار مرحوم شیخ هاشم، شاگردان مهم فیلسوفان مشهد، مانند شیخ غلامحسین محامی بادکوبه­ای و شیخ محمود حلبی، نیز در درس ایشان حاضر شدند. آنان با طرح اشکالات و مباحثات جدی با مرحوم میرزا، در نهایت به مقام علمی ایشان گردن نهادند و تسلیم ایشان می‌شدند.[29] هنگامی که از آیت‌الله العظمی خویی درباره مقام فلسفی مرحوم میرزا سؤال شد، ایشان فرمودند: من در دوره ایشان نبوده‌ام، ولی افرادی از ایشان تبعیت کردند که من اطمینان دارم فیلسوف پخته‌ای بوده و الّا این افراد از او تبعیت نمی‌کردند.[30] آیت‌الله محسنی ملایری (از شاگردان فلسفه آقا بزرگ حکیم) می‌فرمود: مرحوم میرزا پس از آمدن به حوزه مشهد، هنگام نقد مبانی فلسفی و عرفانی، ابتدا به تدریس فلسفه روی آورد و مطالب فلسفی را تقریر کرد؛ آنچنان که درس فلسفه مرحوم آقا بزرگ حکیم خلوت شد و جز یکی دو نفر و من کسی در درس آقا بزرگ باقی نماند. آقا بزرگ حکیم وقتی چنین وضعیتی را مشاهده كرد، فرمود: "شما هم به درس ایشان بروید" و این چنین درس ایشان (در برهه­ای) تعطیل گشت.[31] مرحوم آیت‌الله ملایری گزارش داده‌اند: به درس میرزا رفتم. اولین جلسه‌ای که حاضر شدم بحث درباره کیفیت حصول علم برای نفس بود و بیان حقیقت علم و تمایز با نفس و مطالبی بسیار مهم در این باره. پس از این درس، همین که خدمت آقا بزرگ رسیدم، فرمودند: "خوب درس چه بود؟" من هم مطالبی که میرزا فرموده بود نقل کردم. آقا بزرگ حکیم به محض شنیدن فرمود: "عجب مطالب عرشی‌ای! عجب مطالب مهمی! تا کنون از کسی نشنیده بودیم؛ حتماً به درس ایشان بروید و بیایید و مطالب را به من هم بگویید".[32] مورّخ امین، جناب استاد غلامرضا جلالی نیز می‌نگارد: مرحوم آیت‌الله بادکوبه‌ای اهل علم و تحقیق بود و از محضر بزرگان حوزه مشهد بهره برد. ایشان چند دوره کامل فقه و اصول را نزد آیات عظام میرزا محمد آقازاده و حاج آقاحسین قمی آموخت. فلسفه و حکمت و عرفان را نيز از حکیم نامی، آقابزرگ شهیدی و شیخ اسدالله عارف یزدی استفاده کرد و به تدریج در سایه تلاش بی‌وقفه خود، در حکمت و عرفان و فقه و اصول و کلام و منطق صاحب نظر شد. با آمدن آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد، مرحوم بادکوبه‌ای نیز، مانند بسیاری از بزرگان حوزه، به درس میرزا جذب شد. مرحوم بادکوبه‌ای، مثل آقاشیخ هادی کدکنی، ابتدا به ترویج فلسفه می‌پرداخت، ولی تحت تأثیر میرزا مهدی اصفهانی، هردو از تحصیل و تدریس فلسفه، مگر با نگاه اجتماعی و انتقادی، پرهیز کردند.[33] آیت‌الله شیخ مرتضی محامی نیز در مصاحبه‌ای فرمودند: مرحوم والد با آنکه فارغ التحصیل درس آقازاده و آقابزرگ حکیم و نیز مستغرق در فلسفه ملاصدرا بودند،[34] با اصرار آقا شیخ هاشم به درس مرحوم میرزا مهدی اصفهانی رفتند و بعد از چند ماه بحث و مناظره، معارف ایشان را پذیرفتند. مرحوم والد بر اسفار و کتب فلسفی بسیار مسلط بودند، حتی در ملاقاتی که با آیت‌الله خویی داشتند به ایشان گفته‌اند که من حاضرم اثبات کنم که ملاصدرا در تمام کتاب اسفارش یک کلمه حرف حساب ندارد. گفتنی است که آیت‌الله العظمی میلانی در این مسئله با مرحوم آیت‌الله محامی هم‌نظر بودند، آیت‌الله قائمی، از مدرسان خارج حوزه علمیه قم و از شاگردان آیت‌الله میلانی، فرمودند: «از آیت‌الله میلانی استفتائی درباره اسفار دیدم (که يک کپی از آن نزد من است) كه فرموده بود: جز بسم الله الرحمن الرحیم چیزی از مطالب آن را قبول ندارم».[35] تسلط مرحوم محامی بر فلسفه به قدری بود که هنگامی که آیت‌الله شیخ محمدتقی آملی در شرح یکی از کتب معقول دچار مشکل علمی می‌شود، پاسخ مشكل را می‌دهد، و مرحوم آملی بسیار خوشحال می‌گردد.[36] آیت‌الله سید حسن صالحی در این باره می‌فرماید: آقای شیخ غلامحسین محامی هم از فلاسفه و از شاگردان مهم آقا بزرگ حکیم بودند. سرآمد همه اینها حاج شیخ هادی کدکنی بودند که از فلاسفه بزرگ حوزه مشهد شمرده می‌شدند. از شاگردان آقابزرگ حکیم و جزو مدرسان اول فلسفه در حوزه مشهد بودند و در رتبه آقابزرگ حکیم قرار داشتند. ایشان هم به احترام میرزا مهدی اصفهانی درس فلسفه را ترک کردند.[37] یکی دیگر از فلاسفه و مدرسان فلسفه در مشهد، آیت‌الله شیخ هادی کدکنی است. وی سالیان بسیاری از محضر آقابزرگ حکیم و شیخ اسدالله عارف یزدی استفاده علمی كرد و به تدریس فلسفه اشتغال داشت. ایشان علاوه بر شرکت در درس خارج میرزا، در درس معارف ایشان نیز شرکت كرد و پس از بحث‌های علمی، به مکتب معارفی مرحوم میرزا پيوست. از شاگردان بسیار بارز مرحوم میرزا، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ محمود حلبی است كه از اساتيد و مدرسان نامدار حوزه علميه مشهد بوده است. ایشان نیز در فلسفه و عرفان از شاگردان مهم آقابزرگ حکیم، و شیخ اسدالله عارف یزدی و مرحوم حاجی فاضل خراسانی بود.[38] دانشمند مکرم، جناب حاج اسماعیل غروی، در مورد تسلط علمی و فلسفی ایشان می‌فرمایند: «آقابزرگ حکیم شاگردان حوزه درسی خود را جهت دریافت پاسخ سؤالات و مشکلات علمی به مرحوم حاج شیخ محمود حلبی ارجاع می‌داد».[39] آیت‌الله حلبی می‌فرماید: «هجده سال بود که با مطالب فلسفه خو گرفته بودیم و آنها را هم وحی منزل می‌دانستیم». در زندگی‌نامه علمی ایشان نيز بیان شده است: «حدود بيست سال نزد عالم ربّانی حاج شیخ حسنعلی نخودکی، عرفان، فلسفه و علوم غریبه را شاگردی نموده‌‌ام».[40] آيت الله حلبی علاوه بر اینکه از اساتید سطوح عالیه بود، مدت‌ها به تدریس متون فلسفی، مانند شرح منظومه، شرح هدایه و اسفار، اشتغال داشت[41]و حدود 150 نفر شاگرد در درس فلسفه ایشان حاضر می‌شدند.[42] وی نیز با اصرار مرحوم آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی و به قصد دفاع از مبانی فلسفی عرفانی خود و رد فرمایشات میرزا، در درس میرزای اصفهانی حاضر شد؛ اما پس از مباحثات بسیاری که با میرزای اصفهانی انجام داد؛ اشکالات عقلی و نقلی میرزا را وارد دانست و مبانی ایشان را پذيرفت. از ديگر اساتید فلسفه مشهد، مربی بزرگ و جامع معقول و منقول،[43] آیت‌الله میرزا علی‌اکبر نوقانی است که سال‌ها در نزد اساتید فلسفه و عرفان به تحصیل این علوم اشتغال ورزید و سپس به تدریس فلسفه پرداخت.[44] در زندگی‌ علمی ایشان تدریس کتب علوم عقلی و حاشیه بر کتب فلسفی به چشم می‌خورد. ایشان نیز از مکتب علمی مرحوم میرزا استفاده برد و در ردیف معارف‌شناسان درآمد.[45] مجموع این گزارش‌ها نشان می‌دهد كه مرحوم میرزا نقد مبانی فلسفی و عرفانی را در حوزه نیرومند فلسفی و عرفانی مشهد، در میان شاگردان برجسته آقا بزرگ حکیم و حاجی فاضل و شیخ اسدالله عارف یزدی به گونه‌ای مطرح کرد که اساتید فن فلسفه و عرفان نیز ابتکارات وی را ستودند. بسیاری از فضلا و شاگردان این اساتید پس از بحث‌های طولانی با مرحوم میرزا به مکتب علمی ایشان گرویدند و کم‌کم، بر اثر شیوع این معارف، تدریس فلسفه در مشهد منسوخ شد. روش ميرزا مهدی اصفهانی در نقد فلسفه استاد محمد تقی شریعتی درباره روش ميرزای اصفهانی در نقد فلسفه می‌فرماید: فضلای طراز اول مشهد مثل آشیخ هاشم قزوینی و شیخ مجتبی قزوینی - دیگر از اینها بالاتر كه نداشتیم - و بعد از آنها کسانی مثل حاج شیخ محمود حلبی، میرزای نوقانی، آمیرزا جواد آقای تهرانی و دیگران همه از شاگردان میرزای اصفهانی و در برابر او تسلیم بودند. ایشان با فلسفه مخالف بود و همه اینها را از فلسفه برگرداند. مردی بسیار با تقوا، شریف و دانشمند بود. وقتی فلسفه را رد می‌کرد اینطور نبود که بی‌جهت بگوید که فلسفه مردود، بلکه تمام مطالب فلسفی را جزء به جزء نقد می‌کرد و به شاگردانش می‌گفت: «شما که اینجا نشسته‌اید همه فلسفه خوانده‌اید، ببینید من درست فهمیده‌ام یا نه؟ اگر من بد فهمیده‌ام مرا راهنمایی کنید». مطلب بزرگان فلسفه مثل ملاصدرا و ابن‌رشد یا ابوعلی سینا را نقل می‌کرد و بعد از تصدیق آقایان فضلا، از روی مبانی صحیح علمی و با استفاده از احادیث و روایاتی که از ائمه رسیده، که با فلسفه مخالفت کرده‌اند، آن مطلب را رد می­کرد.[46] مرحوم آیت‌الله مسلم ملکوتی چنين نقل می‌كند: مرحوم آقای اصفهانی یک وزنه علمی و قوی بود. ایشان نه تنها در فقه و اصول، بلکه در فلسفه و عرفان هم تسلط لازم و کافی داشت؛ ولی مخالف فلسفه بود، یعنی فلسفه را خوانده و فهمیده بود، ولی آن را رد می‌کرد. در همان درس معارفی که گذاشته بود، فلسفه و فلاسفه را نقد می‌کرد. نسبت به صدرالمتألهین خیلی حساسیت داشت؛[47] اغلب از کتاب اسفار مطلبی می‌آورد و خیلی تند آن را نقد و رد می‌کرد.[48] شاگردان مرحوم میرزا مهدی اصفهانی وجود مرحوم میرزا در طول مدت اقامت در مشهد مقدس منشأ برکات زیادی بود. افراد زیادی از کمالات علمی و معنوی ایشان استفاده بردند و به درجات علمی والا نائل آمدند. برخی از اين شاگردان عبارت‌اند از: 1. آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی (وی دارای تقربی بسیار نزد اساتید بزرگ و جامعیتی کم‌نظیر در علوم مختلف بود؛ همچنین وقار، معنویت و اخلاص در عبادت داشت و حاضر نشد رساله چاپ کند)؛[49] 2. آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی؛ 3. آیت‌الله سید صدرالدین صدر (از شاگردان دوره اول درس مرحوم میرزا، عالم طراز اول و از مراجع بزرگ قم)؛ 4. آیت‌الله سید محمدرضا علم‌الهدی بروجردی (از فقهای عظام مقیم مشهد و صاحب رساله عملیه)؛ 5. آیت‌الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی (مرجع آگاه که در دروس فقه و اصول و معارف میرزا شرکت نموده‌اند)؛ 6. آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی (به فرموده آیت‌الله حاج آقا مهدی مروارید، ایشان در برخی از فتاوا، مانند بحث آب کر، نظر مرحوم میرزا را پذیرفتند)؛ 7. آیت‌الله محمدرضا محقّق تهرانی (صاحب رساله عملیه)؛ بسیاری از شاگردان مرحوم میرزا جزو مجتهدان مسلّم حوزه بودند ولی، همانند میرزای اصفهانی، از شهرت و رفتن در مسیر مرجعیت امتناع نمودند؛ برای نمونه می‌توان به آیات عظام شیخ صدرا بادکوبه‌ای، شیخ علی نمازی شاهرودی، شیخ کاظم مهدوی دامغانی، میرزا علی‌اکبر نوقانی، شیخ عبدالنبی کجوری، شیخ محمود حلبی، میرزا جواد آقا تهرانی، میرزا حسنعلی مروارید، شیخ محمدرضا خانرودی ترابی، میرزا محمدباقر ملکی میانجی، سید حسین حائری کرمانشاهی و شیخ علی‌اکبر صدرزاده دامغانی اشاره كرد. ميرزا مهدی اصفهانی علاوه بر تحصيل،‌ تدريس و تربيت شاگردان فراوان، آثاری نيز تأليف كرد. آثار ايشان عبارت‌اند از: - مجموعه تقریرات در فقه و اصول (از افراد متعددی که در درس ایشان حاضر شده‌اند؛ برخی از اين تقريرات را خود ایشان تصحیح كرده است)؛ - ابواب الهدیٰ؛ - غایة المنیٰ؛ - مصباح الهدی؛ - رساله معاریض و توریه؛ - رسائل افتاء و تقلید؛ - معارف القرآن، كه در چند جلد از مهم‌ترین آثار ایشان محسوب می‌گردد. نقش مرحوم میرزا در احیای حوزه مشهد رضاشاه پس از واقعه مسجد گوهرشاد، که در واقع بهانه‌ای برای بر هم زدن حوزه علمیه مشهد بود، با اقداماتی نظیر تعطیل کردن مدارس، اخراج و تبعید علما، خلع لباس و عمامه حوزویان و ممنوعیت پوشیدن آن بدون مجوز، در واقع کمر حوزه را شکست. پس از اخراج رضاشاه از ایران مرحوم میرزا بسیار کوشید تا بار دیگر درس‌های حوزه مشهد دایر و جامه­ رشد و بالندگی بر قامت حوزه و طلاب مشهد آراسته گردد. اقدامات وی و شاگردانش را می‌توان در امور ذیل خلاصه کرد: 1. بازپس‌گیری حوزه‌ها، مانند مدرسه علمیه نواب، از اداره اوقاف و دانشکده معقول و منقول. این مدرسه را شاگرد ایشان، آیت الله شیخ محمود حلبی، از تصرف متصرفان خارج و اداره اوقاف آن را بازگشایی كرد؛[50] با اجازه مرحوم میرزا و حاج آقا حسین قمی تولیت آن به شاگرد دیگر ایشان، مرحوم آیت‌الله میرزا علی‌اکبر نوقانی، سپرده شد. 2. جذب طلاب فراوان، مانند: مرحوم حجت الاسلام و المسلمين شیخ مرتضی علم‌الهدی، شیخ محمدعلی آریانی و شیخ محمود انصاری، و بر عهده گرفتن تحصيل آنان؛ 3. دعوت و جذب اساتیدی که تبعید شده بودند یا از مشهد به اطراف گریخته بودند. مانند مرحوم آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی و آیت الله شیخ مجتبی قزوینی؛ 4. پرداخت شهریه به طلاب و رسیدگی به اوضاع اقتصادی آنان؛ 5. تدریس خارج فقه و اصول و معارف. این عالم ربّانی - که خود مدت‌ها قبل تاریخ دقیق فوت خود را نگاشته بود[51]- پس از عمری عبادت و تقوا و ترویج مکتب خالص قرآنی و اهل‌بیت(ع) و تربیت طلاب و فضلا، در روز پنجشنبه نوزدهم ذی‌حجه سال 1365ق دار فانی را وداع گفت و به سوی لقای محبوب شتافت. مرحوم آیت‌الله شیخ محمود حلبی در تاریخ فوت ایشان این گونه سروده است: يوم الخميس تلو عيد الغدير قــلـت لـعام فــقد هـاديــنا     نال إلى لقاء حي قدير غـاب مـن الأعـين مـهديـنا[52]     رابطه مرحوم حاج شیخ مجتبی با میرزای اصفهانی مدرسان و شاگردان ممتاز فلسفه و عرفان مشهد با شرکت در درس میرزای اصفهانی و مباحثه‌های طولانی با ایشان، از عقاید فلسفی و عرفانی دست شستند و مجذوب و تسلیم ایشان شدند. مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی نیز در آن ایام از شخصیت‌های ممتاز فلسفه به شمار می‌آمد؛[53] اما در پایان از شاگردان برجسته و معتقدان به معارف مرحوم میرزا شد.[54]مرحوم آیت‌الله شیخ محمدرضا محامی در این باره می­گوید: مرحوم حاج شیخ در مقابله با مرحوم میرزا، بی‌وجه مطلب را قبول نمی‌کردند؛ گاه مکرر جواب رد و بدل می‌شد و تفوق با مرحوم آمیرزا مهدی اصفهانی بود».[55] آیت‌الله میرزا حسن صالحی نیز این گونه گزارش می‌دهد: حاج شیخ مجتبی قزوینی، یکی از شخصیت‌های ممتاز عرفانی و فلسفی، در اثر گرایش به میرزا مهدی اصفهانی، رشته فلسفه و عرفان را ترک کرد. ایشان به پیروی از استاد خود معتقد بود که لازم است اشتباهات فلاسفه را متذکر شوند و فلسفه و عرفان را نقد می‌کرد.[56] مرحوم حاج شیخ بسیار مورد توجه استاد خود بود. این توجه از اجازه اجتهاد مفصلی که استاد به ایشان داده کاملا هویدا است. بعد از فروپاشی رژیم منحوس رضاشاه، ایشان جزو اولین افرادی بود که به دعوت مرحوم میرزا بار دیگر به حوزه مشهد برگشتند و تدریس را آغاز كردند. مرحوم میرزای اصفهانی در دوران سختی معیشتی خود، نیمی از شهریه اختصاصی خود را، که از سوی میرزای نائینی دریافت می­کرد، در اختیار مرحوم حاج شیخ قرار می‌داد.[57] حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حبیب الله احمدی سینایی فرزند مرحوم حاج شیخ مجتبی از قول والد خویش فرمودند: «در اواخر عمر مرحوم میرزا به من فرمودند: آنچه داشتم به شما (شیخ مجتبی) منتقل کردم».[58] برگرفته از: کتاب آموزگار حکمت وحیانی، نوشته محمد عربشاهی و حسن طالبیان شریف   [1]. گنجینه دانشمندان، ج 7، به نقل از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین میرزا علیرضا غروی (فرزند بزرگ مرحوم میرزا)، ص 116 . [2]. تاریخ حکما و عرفای متأخر، ص 423. [3]. همان، ص 339. [4]. عمده شرح حال نگاران مرحوم میرزا، سن ورود ایشان به عراق را حدود 12 سالگی ذکر كرده‌اند، اما با توجه به تحقیقات گسترده‌ای که در احوالات ایشان شد، این قول صحیح نيست. [5]. استاد و دانشمند محترم حاج آقا اسماعیل غروی، فرزند مرحوم میرزا. [6]. آیت‌الله مسلم ملکوتی در این باره می‌فرمایند: دوره خصوصی که میرزا نزد مرحوم نائینی درس می‌خوانده‌اند، جنبه‌های عرفانی بیشتری داشته است. [7]. مستدرک سفینة البحار، ج 10، ص 517. [8]. گفت و گو با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله. [9]. علامه نائينی فقيه نظريه پرداز، ص 100. 1. مقدمه ابواب الهدی، ص 44. [11]. متألّه قرآنی، ص 238. [12]. آیت الله شیخ محمد سمامی تنکابنی، به نقل مستقیم از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید حسین مکّی از معاصران مرحوم میرزا. [13]. خطیب توانا حجت الاسلام و المسلمین حاج سید کاظم علم الهدی حفظه الله طی گفت و گویی به نقل از مرحوم شیخ عبدالله یزدی این مطلب را از مرحوم آیت‌الله  سید هاشم نجف‌آبادی - هم حجره مرحوم میرزا در نجف - نقل نمودند. [14]. گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمین سید کاظم علم‌الهدی، به نقل از مرحوم آیت‌الله سید هاشم میردامادی، هم‌حجره مرحوم میرزا در نجف. [15]. ر.ک: مقدمه ابواب الهدی، ص 47. [16]. ر.ک: گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه مشهد، ص 24؛ ر.ک: گفت و گو با استاد واعظ‌زاده خراسانی، اندیشه حوزه، سال پنجم، شماره پنجم، آذر و دی 1378، ص 146. [17]. استاد غروی فرمودند: «این داستان را خود حاج شیخ هاشم برای من بیان فرمودند». برخی از ثقات و طلاب نیز این مطلب را مستقیم از مرحوم شیخ هاشم شنیده‌اند. [18]. گفتگو با استاد واعظ زاده خراسانی، اندیشه حوزه، سال پنجم، شماره سوم، آذر و دی 78، ص147. [19]. گفت و گو با مرجع عالیقدر آیت‌الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله. [20]. ر.ک:  مکتب تفکیک، ص 283. [21]. گفت و گو با دکتر جعفری لنگرودی، از شاگردان برجسته مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی، به نقل از خود ایشان. [22]. گفت و گو با حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید ابراهیم محدث، از شاگردان مأنوس با ایشان. [23].  گفت و گو با دکتر جعفری لنگرودی. [24]. فقيه آزادگان، ص 171. [25]. همان، ص 133. [26]. همان، ص 291. [27]. ر.ک: مشاهير مدفون در حرم رضوی، ص 237؛ مدرّس صالح، ص 234؛ تاريخ حكما و عرفای متأخّر، ص 424؛ پژوهشی درباره حديث و فقه، ص 513؛ كيهان فرهنگی، ويژه‌نامه شيخ هاشم قزوينی، شماره 259، ارديبهشت 87؛ در آفاق خلوص، نگاه حوزه، ‌شماره پنجم، مرداد 1374، ص 6. [28]. فقيه آزادگان، ‌ص 26 و 27. [29]. نمونه‌­ای از این گزارش­ها در کتابی درباره زندگی مرحوم میرزا آمده است. اين كتاب با همکاری این جانب و محقق گرامی جناب حجت‌الاسلام آقای حسن طالبیان شریف و اخوی فاضل جناب حجت‌الاسلام محمد عربشاهی به نام احیاگر حوزه خراسان به چاپ رسیده است. در این کتاب به تفصیل درباره زندگانی مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (تحصیلات، تدریس، شاگردان و نقش ایشان در رشد علمی و معنوی حوزه علمیه خراسان) به طور مبسوط و مفصل بحث شده است. یادآوری این نکته لازم است که متاسفانه بدون هماهنگی با نگارندگان مقداری دخل و تصرف در کتاب صورت گرفت، از جمله بخش تحصیلات میرزا در اصفهان که به کلی حذف گردید. [30]. مدرّس صالح، ص68 . [31]. گفت و گو با نویسنده و دانشمند معظم حجت‌الاسلام و المسلمین استاد علی اکبر مهدی‌پور.  [32]. متألّه قرآنی، ص 54. [33]. نگاه حوزه، بهمن 1381، شماره 88 -  89، ص 133 . [34]. مرحوم شیخ محمدرضا ربانی تربتی - که استاد منوچهر صدوقی سها از ایشان به عارف الهی تعبیر می‌کنند - حدود دوازده سال در درس‌های فلسفه و عرفان میرزا مهدی آشتیانی شرکت كرد و ظاهراً برجسته‌ترین شاگرد عرفانی دوره اخیر ایشان به شمار می‌رود. از آیت‌الله شیخ غلامحسین محامی بادکوبه‌ای که در معقول و منقول مجتهد و صاحب نظر بوده‌اند، تعبیر به «علّام فهّام» می‌کند. همچنین ایشان مقامات والای علمی و معنوی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی را ستوده و وی را صاحب ولایت می دانستند. (گفت و گو با آیت‌الله شیخ مرتضی محامی). [35]. اين سخن را آیت‌الله قائمی در تابستان گذشته و در حضور مسئول محترم مدرسه آیت‌الله خویی و برخی اساتید فرمودند. [36] . گفت و گو با آیت‌الله شیخ مرتضی محامی. [37]. مدرّس صالح، ص72 . [38]. گنجینه دانشمندان، ج 2، ص352. [39]. گفت و گوی نگارنده با استاد عالیقدر حاج آقا اسماعیل غروی. [40]. استاد و ادیب محترم حجت هاشمی در گفت و گویی به این نکته تصریح کردند. [41]. گفت و گو با استاد حاج آقا اسماعیل غروی. مرحوم شیخ محمدرضا ربانی تربتی در حضور آیت‌الله میرزا مهدی آشتیانی، آیت‌الله حاج شیخ محمود حلبی را «استاد» خطاب می‌نمایند (به نقل از فاضل ارجمند و استاد گرامی، محمدعلی روحانی، که در همان مجلس حضور داشتند). [42]. گفت و گو با آیت الله موسوی تهرانی، به نقل از خود ایشان. [43]. ر.ک: گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 184. [44]. گفت و گو با حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی نوقانی، نوه ایشان. [45]. ر.ک: مکتب تفکیک، ص 291. [46]. استاد محمد تقی شریعتی مدافع شریعت در برابر الحاد و طاغوت، کیهان فرهنگی، شماره 11، سال 1363، ص 168. [47]. شاید این به دلیل مسئله وحدت وجود بود که از آثار جناب ملاصدرا فهمیده می‌شود، چنانکه نقل کرده‌اند وقتی آیت‌الله العظمی بروجردی با تدریس علّامه طباطبایی مخالفت می‌کنند، برخی از فضلا خدمت ایشان عرض می‌کنند كه بد نیست درس فلسفه‌ای هم در حوزه باشد. آقای بروجردی می‌فرمایند: «پس ایشان شفا درس بدهند، نه اسفار». [48]. خاطرات آیت‌الله مسلم ملکوتی، ص 98. [49]. آخرین مصاحبه با مرحوم حکیم علام شیخ عبد الله نورانی در: ارج‌نامه، دفتر دوم، ص 138. [50]. ر.ک: حوزه علمیه خراسان، ج 1، مدارس مشهد، ص 17. [51]. اصل این دست‌نوشته در بین کتب ایشان پیدا شد و تصویری از آن در کتاب ابواب الهدی چاپ شده است. [52]. گنجینه دانشمندان، ج 7، ص 115. [53]. ر.ک: مدرّس صالح، ص 71. [54]. ر.ک: فقیه آزادگان، ص 352. [55]. ر.ک: متألّه قرآنی، مصاحبه با مرحوم شیخ رضا محامی، ص 209. [56]. ر.ک: مدرّس صالح، ص 71. [57]. گفت و گو با استاد علی ملکی میانجی، به نقل از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ علیرضا غروی اصفهانی، فرزند مرحوم میرزا. [58]. مرحوم آیت الله میرزا حسنعلی مروارید که قریب بیست سال شاگرد مرحوم میرزا بودند، مرحوم آیت الله شیخ مجتبی قزوینی را بهترین شاگرد مرحوم میرزا معرفی کردند. ]]> آموزگاران حکمت وحیانی Thu, 17 Dec 2015 05:25:02 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5861/ شیخ مجتبی قزوینی؛ آیت معرفت و سلوک http://dinonline.com/doc/report/fa/5860/ شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، به سال 1318 ق. در قزوین، از مادری صالحه تولد یافت. پدر وی، حجة الاسلام شیخ احمد تنکابنی نیز از عالمان بود و از شاگردان عالم متقی بزرگ، حاج میرزا حسین‏ خلیلی تهرانی (م:1326ق) . شیخ پس از تحصیلات‏ مقدماتی، در سنین جوانی به همراه پدر به نجف اشرف‏ مشرف گشت. و حدود هفت سال در آن سامان مقدس‏ بماند و از اساتید و عالمان بزرگی چون‏ سید محمد کاظم یزدی (م:1337ق) ، و میرزا محمد تقی شیرازی (م:1338ق) کسب فیض‏ کرد. گفته‏اند به معیت مرحوم آیة الله العظمی خوئی‏ (م:1413ق) مدتی از درس مرحوم میرزای نائینی‏ (م:1355ق) نیز بهره‏ مند گردید. در یکی از نامه‏ هایی‏ که میرزای نائینی، برای میرزای اصفهانی نوشته است. ذکر حاج شیخ مجتبی قزوینی آمده است. شیخ سپس به قزوین بازگشت. و دو سال در زادگاه‏ خویش بماند. در این مرحله از عمر خود بود که به مربی‏ بزرگ، دانای حقایق و اسرار، و عالم به معارف قرآنی و واجد آن معارف و متعبد به آن معارف، حضرت‏ سید موسی زرآبادی قزوینی (م:1353ق) -که‏شوهر خواهر وی نیز بود رسید، و با تعالیم او پا به دایره عوالم انسانیت و شناخت این عوالم گذاشت، و در راه‏ کسب «علم باطن» افتاد، و بسیاری از علوم محتجبه را نیز از وی بیاموخت، و به ریاضات و مجاهدات شرعی‏ بپرداخت، و به سیر «عوالم الهی» روی آورد. و همین‏ استاد بود که وی را-از همان اوان-به سستی مبانی‏ معارف غیر قرآنی واقف ساخت، و روی دل او را از فلسفه‏ یونانی، و عرفان و اشراق گنوسی و اسکندرانی، و فلسفه‏ ها و عرفانهای امتزاجی به سوی مطلع حکمت‏ یمانی و مشرق انوار قرآنی بازگرداند. شیخ سپس به قم آمد و 2 سال نیز در این شهر علم‏ بماند، و از درس خارج حاج شیخ عبد الکریم یزدی‏ (م:1355ق) استفاده کرد. آنگاه رخت به مشهد کشید، و در آستانه فیاض ولایت رضوی ماندگار گشت، و در آن سامان از استادان بزرگی بهره‏ مند گردید:حاج‏ میرزا محمد آقازاده خراسانی(م:1356ق) ، حاج‏ آقا حسین قمی(م:1366ق) آقابزرگ حکیم‏ شهیدی(م:1355ق) ، شیخ موسی خوانساری‏ (مؤلف «حاشیه مکاسب») و شیخ اسد اللّه‏ عارف یزدی، و سرانجام عالم بزرگ و مربی‏ و متعقل سترگ، حضرت میرزا مهدی غروی‏ اصفهانی خراسانی (م:1365ق). شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، پس از گذراندن‏ مراحل یاد شده، و بهره‏مندی کامل از شعب مختلف‏ علوم معقول و منقول، و کمال‏ پذیری با ریاضات و عبادات، خود انسانی بزرگ و مربیی کامل گشت و در شمار کاملان و بزرگان عالمان باطن درآمد. وی از سال‏ 1347 ق در حوزهء مشهد شروع به تدریس و تربیت‏ طلاب و فاضلان کرد، و 40 سال در مرکز علمی مشهد بدین مهم اشتغال داشت. و دهها و دهها تن عالم و فاضل و مدرس و واعظ و محقق و مؤلف را در سایهء مهرآیین خویش بپروراند. در خلال گفتن درسهای‏ گوناگون، در فقه و اصول و فلسفه و اخلاق اسلامی و معارف قرآنی، و تبیین و تحکیم مبانی «مکتب تفکیک» ، به صورتی پدروار و با رفتار مهربار به حال و احوال طلاب‏ می‏رسید، و با آنان با تواضع و افتادگی بسیار سلوک‏ می‏ کرد. او زندگیی بسیار ساده داشت، و با این‏ چگونگی گاه از نیازهای خود چشم می‏ پوشید، و آنچه را می‏توانست به طلبه‏ای تنگدست برساند می‏رسانید. این بود که شیخ بزرگوار که خود نمونه‏ ای مجسم از تقوی، و نفس‏ کشی، و اعراض از مال و منال و جاه و مقام‏ و شهرت و نعمت دنیا بود، برای هر طلبه محصلی، و هر پویای اسوه‏جویی، مایه تسلایی بود گرانقدر و تأثیرگذار. وی در برخورد با طلاب شخصیت آنان را هماره رعایت می‏کرد، و بویژه به سادات احترامی ویژه‏ می‏ گزارد. شیخ در تکالیف سیاسی و اجتماعی بموقع اقدام‏ می‏کرد، و در مبارزات و درگیریها مقدم بود. اشتغال او به‏ عبادات و ریاضات و اذکار و اوراد و استغراق او در عوالم‏ روحی(خلسات) و تعقل مستمر، او را از اقدامهای لازم‏ باز نمی‏ داشت، لیکن از مشوب گشتن کارها به امیال و اغراض و انحراف از اهداف دلسرد می‏گشت و دنبال آن‏ را وا می‏نهاد. به امور مسلمانان و نابسامانیها می‏ اندیشید و از آن چگونگی ها رنج می‏برد، و بویژه از قلت «تقوای‏ لازم» و «تعهد ملزم» ، در برخی از روحانیین دلی‏ خونین داشت، و از استاد خود میرزای اصفهانی نقل‏ می‏ کرد که آن بزرگ نیز از این بابت دلی خونین داشته‏ است و غمی گران می‏ خورده است. آثار وی را باید بیشتر در زحمات 40 ساله او در تدریس و تعلیم و تربیت شاگردان بسیار دانست. او اصول (سطح و خارج) و فقه (در سالهای آخر، خارج) و متون مهم فلسفه و فلسفهء انتقادی و معارف ناب قرآنی‏ تدریس می‏کرد، و در کار تربیت خواستاران و تعلیم طالبان می‏کوشید. روش تدریس او در حکمت و فلسفه بسیار آموزنده، و پرورنده استعداد و نشان دهندهء راه تفکر اجتهادی در مقام تعقل بود. و این چگونگی‏ بطور نمایان در آثار چاپ شده وی منعکس نگشته است. و این امر مایه افسوس است.   اما آثار مکتوب وی: 1ـ بیان الفرقان(به فارسی) در 5 جلد: جلد اول، در بیان توحید قرآن و فرقهای آن با توحید فلسفه و عرفان. جلد دوم، در بیان وحی و نبوت از نظر قرآن، و فرقهای آن با وحی و نبوت به مشرب فلسفه و عرفان. جلد سوم:در بیان معاد قرآنی(معاد جسمانی) ، و وجوه فرق و تفاوت آن با معاد فلسفی و عرفانی(معاد تجسمی) . جلد چهارم، در بیان نقش اساسی معصوم «ع» در هدایت اصلی و ضرورت رجوع به معصوم برای فهم‏ قرآن و طلب هدایت از قرآن و بیان حدیث مسلم‏  «ثقلین» ، ورد مطالب سخیف و مردود غزالی، در کتاب‏  «القسطاس المستقیم» ، درباره عدم احتیاج به معصوم. جلد پنجم، در بیان و تحلیل مسائل غیبت و رجعت‏ و شفاعت، و تبیین احادیثی درباره «غیبت» و «قیامت» و علائم هر یک که خلط شده است.   2ـ رساله‏ ای در معرفة النفس، شامل: -بیان نظریه ارسطویی و نقد آن؛ -و نظریه «مادیة الحدوث بودن نفس» و نقد آن؛ -و نظریهء مادیین دربارهء نفس و نقد آن؛ -و سرانجام تبیین معرفة النفس قرآنی. 3ـ رساله ‏ای در نقد علمی و فلسفی اصول‏ یازده گانه ملا صدرای شیرازی، در مبانی فلسفی‏ خویش. 4ـ نسخه‏ هایی در برخی علوم غریبه. (معرفی به قلم محمدرضا حکیمی)   اعجاز قرآن از دیدگاه شیخ مجتبی قزوینی   علی نقی خدایاری در طول سده‌های گذشته عالمان و اندیشمندان اسلامی درباره‌ی مسأله‌ی تحدّی و اعجاز قرآن پژوهش‌هایی ارجمند و بررسی‌هایی ارزشمند انجام داده و درباره‌ی تعیین وجه یا وجوه‌ی اعجاز قرآن دیدگاه‌های مختلفی ابراز داشته‌اند. پرطرفدار‌ترین نظریه‌ها در باب اعجاز قرآن آرایی است كه به جنبه‌های ادبی و زبانی قرآن بر‌می‌گردد. مسائلی مانند نظم، اسلوب، فصاحت و بلاغت1. از این‌روی به‌نظر می‌رسد كه جنبه‌های اعجاز محتوایی و معارفی قرآن، آن‌گونه كه شایسته است، بررسی نشده است.پنداری جنبه‌های زبانی زیبا و شگفت قرآن، عالمان و نویسندگان مسلمان را چندان شیفته‌ی خود ساخته كه از پرداختن به دیگر وجوه اعجاز باز‌مانده‌اند. در عین حال برخی از مفسّران و متكلمان در كنار دیگر وجوه اعجاز از اشتمال قرآن بر علوم و معارف به‌عنوان یكی از وجوه اعجاز یاد كرده‌اند.2 علاّمه شیخ مجتبی قزوینی خراسانی (1318ـ 1386. هـ.ق) از جمله عالمانی است كه به‌شكلی گسترده درباره‌ی اعجاز قرآن سخن گفته است. ایشان به تبع استاد خود میرزا مهدی اصفهانی (1303ـ 1365. هـ.ق) بر آن است كه وجه تحدّی و اعجاز قرآن، معارف آن است.3 از نظر ایشان علوم و معارف قرآن دارای ویژگی‌هایی است كه آن را مهم‌ترین وجه اعجاز قرآن ساخته است. برای شروع بحث درباره‌ی اعجاز قرآن، توجه به مفاد آیات تحدی ضروری است. به‌یاد داریم كه در آیات تحدی از همه‌ی مخالفان و معارضان قرآن خواسته شده كه مثل قرآن (اسراء/88) یا ده سوره مانند آن (هود/13) یا سوره‌ای مانند آن (یونس/38؛ بقره/23) و یا حدیثی مثل قرآن (طور/13) بیاورند. بر‌اساس آیات یاد شده، موضوع تحدّی، آوردن «مثل قرآن» است. اكنون پرسش اساسی این است كه قرآن چیست تا دانسته شود كه مثل و مانند آن كدام است. قرآن كریم به تعبیر خود از سنخ كلام و گونه‌ای سخن است.4 سخن دارای دو بخش است: بخش نخست شكل ظاهری كلام است كه در قالب الفاظ و واژگان پدیدار می‌شود. بخش دوم، معانی و مدلول‌هایی است كه در دل واژگان و عبارات كلام جای دارد. اكنون باید دید كه از نظر قرآن كریم، كدام‌یك از دو جنبه‌ی لفظ و معنای قرآن دارای اهمیت بیشتری است و شایسته است به‌عنوان مهم‌ترین وجه اعجاز قرآن به‌شمار آید. بی‌گمان مطمئن‌ترین راه برای شناخت حقیقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصیف‌ها و تعبیرهای كتاب آسمانی درباره‌ی خود می‌باشد. از جمله توصیف‌های قرآن كریم درباره‌ی خود، تعابیرِ «هدی للنّاس»(بقره / 185)، «هدی للمتقین»(بقره/2)، «تبیانا لكل شیء» (نحل/ 89)، «فصّلناه علی علم» (اعراف/52)، «حكیم» (یس/42)، «حكمت» (قمر/ 5)، «برهان» (نسا/ 176)، «بصائر»(انعام/ 104؛اعراف/ 203)، «فرقان» (بقره/ 185)، «ذكر» (آل‌عمران/ 58؛ حجر/ 9)، «شفاء و رحمت»(اسرا/ 82)، «نور» (مائده/ 15)، قابل ذكر است. تأمل در توصیف‌ها و تعبیرهای یاد شده و دیگر اوصاف مأثور قرآن نشان می‌دهد كه قریب به اتفاق این اوصاف بیانگر ویژگی‌ها و جنبه‌های مربوط به محتوا، مدلول و معنای قرآن است و نه وصف واژگان و عبارات و جنبه‌های ادبی‌ـ زبانی آیات؛ به‌دیگر سخن: هدایت‌گری؛ بیانگر همه چیز بودن؛ حكمت‌آمیز بودن؛ نور و بصائر‌بودن و… ویژگی‌های علوم و معارفی است كه در قالب آیات و سور پدید آمده است. در این میان چند وصف انگشت‌شمار مانند قرآن و كلام، ممكن است ناظر بر جنبه‌های لفظی قرآن دانسته شود. اما باید توجه داشت كه این‌گونه اوصاف به هر دو جنبه‌ی لفظ و معنا عنایت دارد. زیرا وصفی مانند قرآن كه به‌معنای خواندن و خواندنی است5 به خواندن و تلاوت كردن آیات و سوری كه دارای معانیِ مشخصِ مورد نظر هستند، اطلاق می‌شود نه تكرار الفاظ مهمل و بی‌معنا؛ از این‌روی در این‌گونه اوصاف نیز، جنبه‌های معنوی قرآن مغفول نمانده است. بنابر آنچه یاد شد، با در كنار هم قرار دادن آیات تحدی و آیات مربوط به اوصاف حقیقت قرآن، در‌می‌یابیم كه هر یك از این اوصاف و تعابیر مورد تحدی قرار گرفته است. به‌عبارت دیگر منظور از آوردن مثل قرآن، آوردن مانند آن از حیث هدایت‌گری، روشن‌گری، بیانگر همه‌چیز بودن و… است. و در سخن كوتاه، آوردن كلامی كه حامل معارف هدایت‌گر و حكمت‌آمیزی همسنگ دانش‌های قرآن باشد. از سوی دیگر فرا‌گیر بودن تحدّی قرآن كه همه‌ی جن و انس، عرب و عجم در كلیه‌ی زمان‌ها و مكان‌ها را در‌بر‌می‌گیرد، نه صرفاً سخنوران عرب یا افراد عصر نزول، مستلزم آن است كه بعد علمی و معنایی قرآن مورد تحدّی باشد.6 چرا كه برای انسان‌هایی كه اساساً با زبان عربی آشنایی ندارند، درخواست پرداختن كلامی به شیوایی و رسایی قرآن، امر معقولی به‌نظر نمی‌رسد. حتی می‌توان گفت كه تأكید بر جنبه‌های زبانی قرآن به‌عنوان مهم‌ترین وجه اعجاز، فرو‌كاستن از شأن قرآن و آورنده‌ی آن در حد انسان‌های سخنوری مانند امرؤ‌القیس است. چرا كه هدف از رسالت پیامبر خاتم(ص) و نزول قرآن، عرضه‌ی طرحی نو در حوزه‌ی اندیشه و رفتار انسانی است. از این‌رو هماورد‌طلبی از حیث معارف هدایت‌گر با مدّعی متناسب خواهد بود.7 عنایت به واكنش كفار و مشركان در برابر دعوت پیامبر نشان می‌دهد كه آنان افزون بر اتهام‌هایی مانند دروغ، جنون و سحر كه به آن حضرت می‌زدند و قرآن را افسانه‌های پیشینیان می‌خواندند (نحل/24)، طرح اصولی مانند توحید و معاد را امری شگفت می‌پنداشتند (یس/78 ـ 79). این امر بیانگر آن است كه آنان خود را با تعالیم و حقایق جدیدی مواجه می‌دیدند و شگفتی پیام آسمانی قرآن از حیث این معارف است. البته این حقایق در قالب متنی روشن، زیبا و دلكش پدیدار گشته است.8 افزون بر این‌ها، برخی از آیات تحدّی، یعنی آیات سوره‌ی بقره، در سور مدنی قرار دارند.9 مخالفان و معارضان قرآن در مدینه، در درجه‌ی نخست، یهودیان بودند كه كتاب آسمانی و آیین خود را برتر از قران كریم و دین اسلام دانسته و از پذیرش اسلام تن می‌زدند.(بقره / 76 و 99 ـ 89) این امر مقتضی است كه تحدّی در برابر آنان، به هدایت و معرفت قرآنی باشد. هم‌چنان كه در آیه‌ی زیر كه مخاطب مستقیم آن یهودیان (و همه مخالفان و معارضان قرآن هستند) به تحدّی از بُعد هدایتگری تصریح شده است. فل فأتوا بكتاب من عند‌اللّه هو أهدی منهما أتّبعه (قصص،28/49) نویسنده‌ی «بیان الفرقان» به نقل از استاد خود آورده است كه «حدیث»بودن قرآن كه در آیات متعدد مطرح شده و در آیه فلیأتوا بحدیث مثله إن كانوا صادقین (طور، 52/34) موضوع تحدّی قرار گرفته تأكید بر این نكته است كه تحدی به علوم و معارفی جدید و غیر معهود است كه تفاوت بنیادین با دانش‌های بشر دارد.10 سخنان معصومان درباره‌ی قرآن نیز مؤید تحدّی قرآن از جنبه‌ی معرفت و هدایت آن است. امیر‌مؤمنان(ع)، در توصیف بعثت پیامبر اكرم(ص) تأكید می‌كند كه خداوند آن حضرت را با نور روشنگر، برهان آشكار و راه هویدا و كتاب هدایت‌گر بر‌انگیخت.11 در سخنی دیگر آن حضرت قرآن را نوری كه چراغ‌هایش خاموش نشود، چراغی كه فروزندگیش كاستی نیابد و پرتوی كه روشنایی‌اش تاریكی نگیرد و فرقانی كه برهانش خاموشی نپذیرد، معرفی كرده است.12 در این‌گونه احادیث كه به چند نمونه از آن اشاره شد،13 با یاد‌آوری ماهیت علمی و هدایت‌گری قرآن، بر جاودانگی و شكست‌نا‌پذیری آن تأكید شده است. و البته جاودانگی، عزتمندی و شكست‌نا‌پذیری تنها با بی‌بدیل بودن و معارضه‌نا‌پذیر‌بودن دانش و هدایت قرآن، امكان‌پذیر است. از این دسته روایات كه بگذریم در حدیث زیر تصریح شده كه وجه تحدّی قرآن معارف حكمت‌آمیز آن است. هنگامی كه ابن سِكّیت از امام‌رضا(ع) پرسید: كه چرا خداوند پیامبر اكرم(ص) را با «كلام و خُطَب» بر‌انگیخت؟ حضرت فرمود: خداوند حضرت محمّد(ص) را زمانی بر‌انگیخت كه بر اهل روزگار خطب و كلام چیره بود، پس آن حضرت از جانب خدا «مواعظ و حكمت‌هایی» آورد كه سخن ایشان را باطل ساخت و بدین وسیله حجّت را بر ایشان تمام گرداند.14 در حدیث یاد شده بر این نكته تأكید شده كه به‌رغم آن‌كه در زمان بعثت پیامبر مقولات ادبی و زبانی مانند اقسام خطبه و شعر رایج بود، پیامبر پندها و حكمت‌هایی از جانب خداوند آورد. و این به آن معناست كه ماهیت قرآن و در نتیجه وجه تحدّی و اعجاز آن از سنخ حكمت است نه كلام و خطبه.15 اكنون جای پرسش است كه دانش و معرفت قرآن از چه ویژگی‌هایی برخوردار است كه آن را مهم‌ترین وجه تحدّی آن ساخته است؟‌ از نظر شیخ مجتبی قزوینی، علوم و معارف قرآن دارای ویژگی‌ها یا جهات كمالی ده‌گانه‌ی زیر است كه آوردن مثل آن با ویژگی‌های یاد شده در توان هیچ‌كس نیست. این اوصاف و ویژگی‌ها عبارتند از: 1. اُمّی بودن پیامبر اكرم(ص). 2. جامعیت علوم قرآن كه از نظر تنزیل، نسخه‌ی جمعی و اجمالی عوالم تكوین، و از جنبه‌ی تأویل و تفسیر، نسخه‌ی مبسوط و تفصیلی عوالم تكوین از ازل تا ابد است. 3. دارا‌بودن علم و قوانین تشریع. 4. همه‌گونه خواننده‌ی قرآن اعم از مؤمن یا كافر، غنی یا فقیر، متكبر یا متواضع در خواندن قرآن متوجه می‌شود كه مشمول بخشی از خطاب‌های الهی مانند سرزنش یا نوازش، دلداری یا هشدار، مهر یا قهر و بشارت یا انذار است. 5. اشتمال قرآن بر علم غیب در اخبار به امور تكوینی و تشریعی عالم و افعال و حالات بشر گذشته و آینده. 6.‌به حكم له دعوة الحق (رعد/14)، تمام مقصد و مقصود دعوت قرآن به سوی حق متعال است. 7. جامعیت بیانی آیات، كه یك آیه در عین این‌كه مثلاً در مقام بیان حال پیامبران و چگونگی دعوت آن‌ها است، در عین حال اندرز و هشدار بوده و بیانگر خصوصیات اخلاقی و رفتاری انسان و در همین حال كه مشتمل بر بیان عالم تكوین است، مشتمل بر بیان عالم تشریع بوده و در همان حال شامل پاره‌ای از اخبار غیب است. و آن‌سان كه گویای حال خواننده و گوینده است، همان‌سان مایه‌ی تربیت و هدایت انسان است. 8. ویژگی هشتم آن‌كه برخی از سور و آیات، اجمال یا تفصیل و شرح آیات وسور دیگر با اختلاف تعبیر است، مثلاً آن‌چه در قرآن است در سوره یس آمده است. 9. علوم و معارف گوناگون قرآن به زبان عربی آشكار و با فصاحت (روشنی) و بلاغت نازل شده است. 10. علوم و معارف قرآن بدور از اختلاف و تناقض است.16 به نظر می‌رسد كه برخی از ویژگی‌های معارف قرآن در كلام شیخ مجتبی قزوینی مانند مورد نهم ناظر به جنبه‌های بیانی معارف قرآن است تا جنبه‌های محتوایی، در عین حال نقطه‌ی اختلاف آن با دیدگاه رایج كه فصاحت و بلاغت را وجه اعجاز قرآن می‌شمارد، آن است كه در اینجا محتوا و معارف قرآن اصل قرار گرفته و فصاحت و بلاغت جنبه‌ی فرعی پیدا كرده است. در حقیقت از نظر شیخ مجتبی قزوینی، نخستین و مهم‌ترین ویژگی معارف قرآن، ابتنای آن بر دو عنصر عقل و فطرت است. بن مایه‌ی آموزه‌ها، حقایق و مفاهیم اعتقادی و اخلاق قرآن عقلی و فطری است. ماهیت عقلی و فطری این تعالیم، از یك‌سو آن‌ها را همیشگی و همه‌جایی ساخته و از سوی دیگر شیوه‌ی خاصی را در عرضه و آموزش و در نتیجه پذیرش آنها موجب گشته است. شیوه‌ی قرآن در تبیین معارف و مفاهیم خود، تكیه بر خرد عام انسانی، از طریق استدلال عقلی و بیدار‌كردن فطرت آدمی از راه استذكار فطری است. توصیف قرآن به ذكر (آل عمران/58؛ حجر/9) ذكری (ق/8) و تذكرة (طه/3؛ مدثر/54) و تأكید بر شأن یادآور بودن پیامبر (غاشیه/21) اشاره به همین نكته است. به‌یاد داریم كه امیر‌مؤمنان(ع) نیز در تبیین رسالت پیامبر بر‌انگیختن گنجینه‌های پنهان عقول و باز‌یابی و یاد‌آوری معرفت فراموش شده را از شؤون پیامبران دانسته‌اند.17 در حقیقت تفاوت بنیادین و معجزه‌گر معارف الهی قرآن با رهاوردها و یافته‌های علمی بشری از همین‌جا بر‌می‌خیزد. و درست به سبب همین عقلی و فطری بودن تعالیم است كه قرآن كریم در دعوت به سوی اهداف خود، قاطعیت و صراحت داشته و از رویگردانی مخالفان و كافران، ابراز شگفتی می‌نماید. (قمر/2) و قرآن را نشانه و آیتی بسنده می‌داند. (عنكبوت/51) از اوصاف برجسته‌ی قرآن آیه و نشانه‌ی خدا بودن آن است. (بقره/99و252؛ آل‌عمران/100و 108؛ رعد/1). در احادیث نیز از تجلی خدا در قرآن سخن رفته است.17 آنچه درباره‌ی معارف عقلی و فطری قرآن گفته شد، در تبیین مفهوم «آیه» و «تجلی» نیز مدد می‌رساند. بدین‌سان كه تجلی خدا در قرآن تجلی به آیات و نشانه‌هاست.19 و آیه بودن قرآن نیز بدان معناست كه از یك‌سو بیانگر آیات تشریعی (آموزه‌ها و احكام دینی) و از سوی دیگر یادآور آیات تكوینی خداست.20 بر بنیاد معارف دینی، معرفت خدا، صُنع خدا و موهبتی الهی است كه در نهاد همه‌ی انسان‌ها به ودیعه گذاشته شده است. مطالعه در آیات خدا یكی از اسباب تذكر به معرفت فطری است. و قرآن كریم كه شگفت‌ترین آیه و با شكوه‌ترین جلوه‌گاه خدا است، بزرگترین یادآور معرفت فطری است. و شاید وجه تعبیر از قرآن به آیه و بیّنه ـ‌به‌جای معجزه‌ـ در متون دینی برای نشان‌دادن این حقیقت است كه خداوند حكیم آدمی را حامل و واجد معرفت خود ساخته، آنگاه موجوداتی را آیات خود قرار داده تا انسان‌ها با مطالعه این نشانگان به آفریدگار آیات متذكر شوند. پس از آنجا كه رابطه میان آیه و صاحب آیه (ذو‌الآیه) رابطه‌ای قرار‌دادی است، بدون معرفت پیشین به ذو‌الآیه، نمی‌توان از نشانه به صاحب نشانه پی برد. به دیگر سخن معرفت آیه فرع بر شناخت فطری و قبلی توحید است. راستی را برای كسی كه اساسا با امر توقف آشنا نیست، چراغ قرمز چگونه می‌تواند علامت ایستادن باشد؟21 جامعیت و كمال قرآن نیز بدان معنا است كه قرآن مجید تمامی مواد و مصالح علمی رسیدن انسان به فلاح و سعادت فردی و اجتماعی را دارا‌ست. قرآن با گستره‌ی عظیم معارف خود راهكارهای روابط انسان در چهار حوزه‌ی رابطه‌ی انسان با خدا، با خود، با انسان‌های دیگر و با جهان را تبیین كرده است. معصومان در احادیث متعدد22 و مفسّران در ذیل آیاتی مانند ما فرّطنا فی الكتاب من شیء (انعام،6 /38) و نزّلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیء (نحل،16/89) به جامعیت و كمال قرآن تصریح كرده‌اند.23 دیگر ویژگی معارف قرآن، حقانیت، درستی و واقع‌نمایی آموزه‌های آن است. این نكته مفاد آیاتی مانند: ذلك الكتاب لا‌ریب فیه (بقره/2) وإنّه لكتاب عزیز لا‌یأتیه الباطل من بین یدیه و لا‌من خلفه (فصّلت، 41/41 ـ 42) است كه مفسّران و دانشمندان اسلامی نیز بدان تصریح كرده‌اند.24 از اوصاف قرآن حكمت و حكیم است. (قمر/45؛ یس/20) حكمت از نظر واژه‌شناسی به معنای استواری، اتقان و منع از فساد و جهل است.25 بر این اساس حكمت قرآن، آموزه‌های راستین و مطابق واقع است كه از سویی دچار نقض نمی‌شود، و هیچ كژی در آن راه نمی‌یابد، و از سوی دیگر با روشنگری خود، انسان را در عرصه‌ی عمل از فساد و تباهی باز‌می‌دارد و در حوزه‌ی علم و اعتقاد مانع نادانی وی می‌گردد. امین الاسلام طبرسی درباره‌ی معنای حكیم در آیه‌ی وإنّه فی أمّ الكتاب لدینا لعلیّ حكیم (زخرف، 43/4)، گفته است كه حكیم یعنی مظهر حكمت بالغه، و گفته شده كه قرآن حكیم است یعنی بر هر حق و صواب دلالت دارد. به‌منزله انسان حكیم كه جز به حق سخن نمی‌گوید.26 افزون بر همه‌ی اینها تعالیم و حقایق قرآن دارای سطوح و لایه‌های معنایی متكثر است كه اندیشمندان و خرد‌ورزان هر چه در آنها بیندیشند و كاوش كنند به تمامی مراتب معارف آن نمی‌رسند. در احادیث از ظهر و بطن قرآن سخن به‌میان آمده28 و بر بی‌پایان‌بودن شگفتی‌های علمی قرآن تأكید شده است.29 در حقیقت همگانی بودن و جاودانگی قرآن، مقتضی است كه برای همه‌ی انسان‌ها در هر سطح فكری و عقلانی، هدایتگری و معرفت‌زایی داشته باشد. از این‌روست كه قرآن كریم در عین حال كه خود را مایه‌ی هدایت همه مردم می‌خواند (بقره/185؛ آل‌عمران/138)، فهم پاره‌ای از آموزه‌های خود را ویژه‌ی دانشمندان و خردمندان می‌داند (عنكبوت/43؛ رعد/19؛ غافر/54). به‌نظر می‌رسد اندیشه اعجاز معارفی به شكلی كه از سوی مرحوم میرزا مهدی اصفهانی مطرح شده و در آرا و آثار شاگردان ایشان ـ‌به‌ویژه مرحوم شیخ مجتبی قزوینی‌ـ بازتاب یافته، از نظریه‌های ارزشمند در باب اعجاز قرآن است كه در‌خور مطالعه و بررسی بیشتر است. برگرفته از: دانشنامه موضوعی قرآن پاورقیها: 1. علاّمه حلی، كشف المراد/484 ـ 485؛ تفتازانی، شرح المقاصد، 5/5؛ جلال الدّین سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، نوع 64 بحث اعجاز القرآن. 2. برای نمونه، ر. ك، ابن‌میثم بحرانی، قواعد المرام/132 و 133؛ علامه مجلسی، عین‌الیقین، 1/486؛ محمد جواد بلاغی، آلاءُ‌الرحمن/11ـ 16؛ ماوَردی، النُّكَت و العیون، 1/32؛ ابن جزی، التسهیل لعلوم التنزیل/881. 3. شیخ مجتبی قزوینی، بیان الفرقان، 2/308. 4. شیخ صدوق، التوحید/224. 5. ابن منظور، لسان العرب، 1/128. 6. بیان الفرقان، 2/124. 7. همان/197. 8. محمد باقر ملكی میانجی، نگاهی به علوم قرآنی/177 و 186. 9. شیخ طبرسی، مجمع البیان، 1 / 74 و 10 / 211؛ وهبه زحیلی، التفسیر المنیر، 1 / 68. 10. بیان الفرقان/199 و 200. 11. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 16. 12. همان، خطبه‌ی 198 و خطبه‌ی 133. 13. ر. ك: محمد‌رضا حكیمی و همكاران، الحیاة،2/69 به بعد؛ محمد‌باقر موحد ابطحی، جامع الآثار و الاخبار، 1/126 به بعد. 14. كلینی، كافی، 1/24، ح20؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، 1/122، ح6. 15. نگاهی به علوم قرآنی/191. 16. همان/208 ـ 216. 17. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 1. 18. همان، خطبه‌ی 147؛ شیخ بهایی، مشرق الشمسین/404؛ زركشی، البرهان فی علوم القرآن/452. 19. حسنعلی مروارید، تنبیهات حول المبدأ و المعاد/91 و 92. 20. ر. ك: علی اكبر رشاد و همكاران، دانشنامه‌ی امام علی(ع)، 1/166 و 167. 21. برای مطالعه در این زمینه ر. ك: بیان الفرقان/ ؟؛ توحید الامامیه/ ؟. 22. كافی، 1/59 به بعد؛ فیض كاشانی، الصافی، 1/56 به بعد. 23. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، 6/418، الصافی، 2/118؛ احكام القرآن، 2/246؛ ابن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، 4/352. 24. طبرسی، مجمع البیان، 82/1 و 27/2؛ بیضاوی، تفسیر بیضاوی، 1/24 و 25. 25. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، 2/91؛ جوهری، الصحاح، 5/1902. 26. مجمع البیان، 9/67. 27. كافی، 2/598؛ مجلسی، بحار الانوار، 92/78 به بعد. 28. نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 18. ]]> آموزگاران حکمت وحیانی Thu, 17 Dec 2015 05:24:19 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5860/ آیت‌الله سید جعفر سیدان؛ میراث‌بر شیخ مجتبی قزوینی http://dinonline.com/doc/report/fa/5831/ آیت الله سید جعفر سیدان از برجسته­‌ترین شاگردان مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی است که حدود چهارده سال در درس‌های مختلف ایشان شرکت كرد. اين عالم ربّانی، مفسر عالی‌قدر، متكلم برجسته، نقاد فلسفه و عرفان رايج و مدافع كم‌نظير معارف اهل‌بيت(ع) در اواخر سال 1313ش در مشهد، در خانواده­‌ای مؤمن و متديّن چشم به جهان گشود. پدرش، جناب حاج سید جواد سیدان، از سادات مؤمن و اهل معنا و مادرش از بانوان مؤمنه و مقید به آداب اسلامی بودند. آيت الله سيدان در اول فروردين 1341 هجری شمسی مطابق با 14 شوال 1381 قمری با يكی از صبيّه‌های خانواده اصيل و محترمِ آقا سيد محمد باقر سيستانی والد مكرّم حضرت آيت الله العظمی حاج سيد علی سيستانی «دام ظلّه» وصلت نمودند. تحصیلات آیت‌الله سیدان پس از دوره دبستان، دروس حوزوی را در مشهد آغاز نمود. بخش­هایی از جامع المقدمات و متون ادبیات عرب را نزد آیت‌الله حاج شیخ یعقوب واعظی و استاد شیخ غلامحسین شهری - که در تدریس ادبیات عرب ممتاز بود - آموخت. بقیه متون ادبی را نزد استاد مسلم و نامدار ادبیات عرب در حوزه علمیه مشهد، ادیب نیشابوری فرا گرفت. شرح لمعه، قوانین و معالم را نزد آیت‌الله حاج میرزا احمد مدرس یزدی، فصول را نزد استاد سیدی علوی و رسائل و مکاسب و کفایه را نزد آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی شاگردی کرد. سپس هشت سال با جدیت در درس خارج فقه و اصول آیت‌الله العظمی میلانی حاضر شد تا به درجه اجتهاد نائل آمد.[1] این درس را با آیت‌الله حاج شیخ رضا محامی بادکوبه­‌ای مباحثه کرد و برخی از تقریرات آن را نیز نوشت. آيت‌الله سيدان علاوه بر تحصیل فقه و اصول، حدود چهارده سال، مبانی فلسفی و عرفانی را همراه با نقد آن نزد علامه محقق حاج شیخ مجتبی قزوینی آموخت. ايشان، متونی چون شرح اشارات، شرح منظومه، مشاعر و بخشی از اسفار را درس گرفت و نقد آن‌ها را از استاد خود شنید. همچنین سالها در درس معارف حاج شیخ مجتبی قزوینی حاضر شد. از آنجا که مرحوم شیخ این دروس را به گونه اجتهادی و با اجازه رد و اشکال به شاگردان خویش می داد، با ژرف نگری و نقادی فراوان همراه بود. آیت الله سید جعفر سیدان با بهره گیری از این فرصت گرانسنگ، در دوران نشاط و شادابی جوانی، متون رایج فلسفه و عرفان را به دور از هرگونه تقلید و سرسپردگی و با گفت و گوهای جمعی با استاد و دیگر شاگردان برجسته ایشان همچون حضرات آیات سید عباس سیدان (اخوی بزرگشان)، سید محمود مجتهدی سیستانی، استاد محمد رضا حکیمی و ... آموخت و به فاصله بنیادین این علوم با معارف وحیانی واقف گردید. آیت الله سیدان را می توان یگانه مروج دیدگاه های انتقادی - اجتهادی مرحوم شیخ مجتبی قزوینی در فلسفه در روزگار معاصر و از استادان مسلّم معارف اهل بیت دانست. تدریس آیت‌الله سید جعفر سیدان ضمن تحصيلات، به تدریس متون درسی حوزه از ادبیات عرب تا سطوح عالیه فقه و اصول پرداخت. آیت‌الله حاج شیخ مهدی مروارید، حجت‌الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی نوروزی، حجت الاسلام و المسلمین شعبانی و حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن ربانی از شاگردان درس رسائل ایشان هستند. تسلّط استاد در این درس تا جایی بود که برخی از مدرسین سطوح مانند شهید هاشمی‌نژاد، برای آگاهی از غوامض و مطالب سنگین و دقیق این کتاب به ایشان مراجعه می نمودند. حجت الاسلام و المسلمین شعبانی در این زمینه می گوید: در آن دوره حدود 20 الی 30 نفر بودیم که در درس رسائل ایشان حاضر می شدیم. پیش از آن به درس برخی اساتید دیگر رفته بودم ولی آنها را شایسته تدریس این کتاب نیافتم. اما آیت الله سیدان تسلط لازم و کافی برای این کار را دارا بودند. کتب منطق و کتب کلامی، مانند شرح تجرید، باب حادی عشر، شرح منظومه، شرح اشارات، بدایة و نهایة الحکمة از جمله متون معقولی است که استاد به تدریس آن اشتغال داشته است. گفتنی است تدریس برخی از متون یاد شده چندین دوره تکرار گشته است. آیت‌الله سیدان علی‌رغم شایستگی­های علمی در عرصه فقه و اجتهاد، همواره خود را متعهد به تبیین و دفاع از آموزه­‌های صحیح اعتقادی می­داند. ایشان از سال‌ها پیش تدریس متون فقهی و اصولی را از اولویت کاری خود خارج و وارد حوزه معارف و مباحث اعتقادی قرآن و حدیث شد و مجاهدانه به تربیت شاگردان، پاسخ به شبهات، تدریس و تألیف و مناظره پرداخت. استاد معظم، سید جعفر سیدان مسئولانه خلأ ارائه مباحث اعتقادی و معارفی اهل‌بیت  را - که به طور جدی توسط اساتید و مدرسان دینی پی‌گیری نمی‌شود - احساس نمود و در پاسخ گویی به شبهات اعتقادی جوانان و روشنگری در عرصه باورهای بنیادی و وحیانی اهتمامی ویژه داد. اکنون بیش از سی سال است که از مجاهدت های علمی استاد سپری می شود و شمار زیادی از طلاب و محققان از محضر درسی وی بهره برده اند. ايشان اهتمام ویژه­ای به کتاب توحید شیخ صدوق دارد و سال‌ها است که آن را به عنوان متن درسی قرار داده است. ژرف نگری و پافشاری استاد در فهم حقایق معارفی این اثر تا جایی است که گاه بحث و تدریس یک سطر از حدیث یا عبارات مولف آن چندین روز به طول می انجامد. آیت الله سیدان در مباحث مختلف توحیدی و معرفة الله ضمن شرح و تبیین روایات معصومین، طالبان علم را به احادیث این کتاب ارجاع می دهند. از نظر ایشان تعقل و تدبر صحیح در احادیث این کتاب، معرفت حقیقی و عاری از انحراف از خالق جهان را در پی دارد. استاد سیدان ضمن تکریم از مؤلف آن، درباره اهمیت این کتاب می­گوید: با این که کتاب پر ارزش و گران‌قدری است، لیکن غفلت از این کتاب به‌گونه­‌ای است که حتی برخی نام این کتاب را نشنیده و یک بار نیز آن را مطالعه ننموده­‌اند و در عین حال مبانی فلاسفه و عرفا را نشر می­‌دهند که در برخی از موارد، تضاد و ناسازگاری آشکاری با مباحث معارفی اهل‌بیت دارد. متأسفانه کتابی با این عظمت تنها دو سه شرح با اهمیت دارد. از این رو آیت‌الله سیدان بر آن است که این کتاب گرانسنگ را به حوزویان معرفی كند و اهمیت محتوای معارفی احادیث آن را به گوش همگان برساند. ايشان ضمن شرح احادیث این کتاب، به طرح اقوال و نقد و بررسی اجتهادی دیدگاه­های کلامی،‌ فلسفی و عرفانی می­پردازد و در پایان نظر صحیح و مختار خود را اثبات می­کند. مباحث مهمی چون جبر و اختیار، قضا و قدر، علم و اراده خدا، فناء فی الله، تجلّی خدا، احادیث طینت، عالم ذرّ، خلقت اشیا، سنخیت، عینیت یا تباین بین خدا و مخلوقات، کیفیت خلقت، اولین مخلوقات، علت خلقت انسان، خلقت نوری اهل‌بیت، رجعت، معاد، کیفیت معاد، بهشت و جهنم و مباحث پیرامون آن، الاهیات در نهج‌البلاغة، معارف توحیدی و اعتقادی صحیفه سجادیه، شرح خطبه غدیر (مباحث خداشناسی در ابتدای خطبه) ، شرح احتجاجات اهل‌بیت در کتاب احتجاج شیخ طبرسی و شرح حدیث مناظره امام رضا با عمران صائبی، سلیمان مروزی و ديگران، شرح احادیث کتاب توحید صدوق، نقد قواعد فلسفی و نقد اصول یازده­گانه حکمت متعالیه در گفتار و نوشتار ایشان بررسی جدی شده و مغایرت مبانی فلسفی و عرفانی با مبانی معارف قرآن و عترت آشکار گردیده است. برخی از امتیازات دروس اعتقادی و معارفی آیت‌الله سیدان عبارت است از: 1. تسلط و احاطه کاملِ استاد به اقوال متکلّمین، فلاسفه و عرفا، که حاکی از تلاش وصف‌ناپذیر ايشان در فهم صحیح از متون عقلی است. 2. استاد سیدان به توضیح يک متن خاص اکتفا نمی‌كند، بلكه ضمن نقد و بررسی عبارات كتاب‌های کلامی، فلسفی و عرفانی، نظر مختار خود را مطابق ادله عقلی و نقلی بیان می­کند. در حقیقت، به شیوه درس خارج، نظرات موافق و مخالف را بیان و در پایان نتیجه بحث را روشن و مستدل می­نماید. 3. شکیبایی و سعه صدر استاد در طرح دیدگاه­های مخالف و تلاش برای ارائه فهم صحیح از آنها تا جایی است که گاهی مخاطبان ممکن است، تقریر ایشان را تلقی به قبول و غیر قابل خدشه بدانند. بررسی های علمی همراه با یادکرد تفصیلی ادله عقلی و نقلی آراء مورد نقد، به مقتضای و شرایط مطلب، تاکیدی بر این شیوه است. ایشان در بسیاری موارد، عين متون مورد بحث را از روی کتاب می­‌خواند و آنها را نقد و تحلیل می‌كند. 4. ادب و متانت در رويارويی با آرای مخالف یکی از شاخصه­های روشی ایشان در مقام نقد است. ايشان در بسیاری از مباحث با فلاسفه و عرفا مخالف است؛ اما هیچ‌گاه بیانش به توهین و تحقیر آلوده نمی‌شود. «مرحوم ملا صدرا در کتاب اسفار این چنین می‌فرمایند»، «علامه طباطبایی در بدایه و نهایه چنین فرموده­‌اند»، «از مشاهیر و معاریف فلسفه و عرفان در کتاب خود این چنین فرموده است»، از جمله تعابیر همیشگی استاد سیدان برای نقل و نقد دیدگاه­‌ها است. درس تفسير آيت‌الله سيد جعفر سيدان طی سال‌ها تلاش و ممارست خستگی‌ناپذير در عرصه معارف و فهم صحيح آيات قرآن، از شایستگان و صاحب نظران حوزه تفسیر قرآن است. وی از منتقدان جدّی روش تفسير قرآن به قرآن است و آن را در تفسير بسياری از آيات ناتوان می‌داند، به همين جهت كتاب الميزان، در ميان ديگر كتب تفسيری، مورد نقد جدی ايشان است. ايشان روش تفسير قرآن به قرآن را به نحو موجبه جزئيه می‌پذيرند و بر اين باورند كه دلالت برخی از آيات قرآن روشن است، اما تفسیر تمام آیات به این روش خطا می دانند.[2] به اعتقاد ایشان رعایت اصول و ضوابط تخاطب در تفسیر قرآن ضروری است. استاد سيدان آگاهی از ادبیات عرب، دانش فصاحت و بلاغت، شأن نزول آيات و سوره‌های قرآن، آیات محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ، مجمل و مبیّن، مطلق و مقید و... را در تفسير راه‌گشا می‌دانند و معتقدند تنها راه تفسير آيات متشابه، بیان اهل‌بيت  است. تفسير اين دسته از آيات نبايد با آيات محكم ناسازگار باشد،‌ هرچند از آيات محكم نمی‌توان تفسير آيات متشابه را دريافت. علم باطن قرآن نیز به اهل‌بيت اختصاص دارد و غير معصوم از اين علم بی‌بهره‌ است. استاد سيدان بر اين اعتقاد است كه برخی مبانی نادرست فكری فلاسفه و عرفا، همچون محی‌الدين عربی، ملاصدرا و برخی مشايخ صوفيه، موجب راه‌يابی خطا به تفسير قرآن و سبب انحراف علمی شديد گشته است. از نظر استاد انس با مبانی فلسفی و عرفانی، آگاهانه يا ناخودآگاه، تأثيری جدی در فهم آيات قرآن دارد. ايشان تفسير كنز الدقائق را جامع‌ترين، دقيق‌ترين و كم‌خطاترين كتاب تفسيری می‌داند؛ اما در مقابل معتقد است تفسير الميزان با وجود نقاط قوت اجمالی، خطاهای فراوان و روش غير صحيح دارد. مناظرات و گفتگو‌های علمی در کارنامه علمی آیت الله سید جعفر سیدان مباحثات و مناظرات گوناگونی ثبت شده که نشانگر تعهد و دغدغه های دینی این بزرگوار است. مناظره با آیت الله جوادی آملی در بحث معاد جسمانی که به قلم آیت الله شیخ مهدی مروارید با عنوان «بحثی پیرامون مسئله ای از معاد» به چاپ رسیده از جمله مناظرات مهم استاد است. مناظره با علامه طباطبائی (در دوران جوانی)، دکتر مهدی حائری، دکتر شریعتی و نیز میزگرد «نسبت عقل و وحی از دیدگاه فلسفه و مکتب تفکیک» با حضور استاد غلامرضا فیاضی و حمید پارسانیا از دیگر تلاشهای علمی آیت الله سیدان است. آثار و تألیفات آيت‌الله سيدان در طول سال‌ها فعالیت‌های علمی آثار متعددی تألیف كرده است. برای نمونه می‌توان به تقریرات درس خارج آیت‌الله میلانی، دروس اعتقادی، میزان شناخت، فوائد النبويّة، آیات العقائد، نقدی بر تفسیر المیزان، روش فقهای امامیه یا مکتب تفکیک، سنخیت، عینیت یا تباین، نقد قاعده الواحد، نقد قاعده الشیء ما لم یجب لم یوجد و نقد اصالت الوجود اشاره كرد. تقریرات درس‌های ایشان در مباحث اعتقادی نيز عبارت‌اند از: بحث معاد، اثبات حدوث عالم، اتحاد عاقل و معقول و فناء فی الله. این جزوات را حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر فاضل به رشته تحریر در آورده است. برخی از آثار یاد شده با انتشار کتاب دو جلدی معارف وحیانی، که مشتمل بر مقالات، درس‌گفتارها، گفت­وگوها و مناظرات آیت الله سیدان است، تجمیع و تدوین شده‌اند. آیت الله سیدان از منظر بزرگان بسیاری از مراجع عظام و علمای برجسته حوزه‌های علمیه به ایشان به دیده احترام و تجلیل می‌نگرند که در اینجا تنها به نمونه‌هایی اندک بسنده می‌کنیم: - آیت الله العظمی سید علی سیستانی: در دیداری که نگارنده با آیت الله سیستانی در نجف داشتم، ضمن ستایش استاد سیدان به دیانت و پرهیزگاری و تسلّط به مبانی فلسفه، فرمودند: کسی که می‌خواهد مبانی فلسفی را نقد کند باید خود مسلط بر آن باشد. آقای سیدان با فهم کامل از این مبانی، آنها را نقد می نماید. همچنین ایشان در نامه‌ای که سالها پیش به استاد نگاشته‌اند، ضمن تجلیل از شخصیت علمی و معنوی ایشان می فرمایند (مضمون نامه): دو امتیاز در بحثهای شما در نقد مبانی فلسفی و عرفانی مشهود است: ا- علمی بحث کردن 2- مؤدّبانه بحث کردن. امید است با در نظر گرفتن این رویه حسنه شما، به زودی شاهد تحول در حوزه‌های علمیه باشیم. - استاد علامه محمد رضا حکیمی در کتاب متاله قرآنی می نویسد: آیت الله سیّد جعفر سیدان خراسانی، یکی از زبده‌ترین پروردگان مکتب شیخ استاد، عالم عامل، مدرس فاضل. امروز ایشان در نقد فلسفه و حرّیت فکری چهره ای بی‌نظیرند و در بیان معارف حقّه الهیّه  قرآنی و اوصیایی، استادی کم نظیر. و در این روزگار، افتخار حوزه های علمیه به ویژه حوزه خراسانند. خدمات ایشان در تقلید شکنی و ارائه راه تعقل مستقل، همیشه مورد تقدیر خواهد بود. «نقد فلسفه» که امروز - اندک اندک - مورد توجه برخی از افاضل قرار گرفته و اهمیت آن تا حدی معلوم شده است، یکی از کارهای سالیان آیت الله سیدان است که به صورت بسیار فنی و با «متد علمی» انجام می‌دهند. آیت الله سیدان، در مورد نقدهای فنی شیخ استاد بر داده های فنی فلسفی و عرفانی، و نقد اصول یازده گانه صدرایی، و همچنین نقد معرفة النفس یونانی و صدرایی و مادّی، نقد معاد مثالی، و بیان حقایق قرآنی و اوصیایی در این باره‌ها، استحضاری کامل دارند. و بارها از مدّعیان هیاهوگر، دعوت به مناظره علمی کرده‌اند و آنان طفره رفته‌اند. و در مناظره با یکی از استادان فاضل حوزه علمیه قم، عظمت و حقانیت و اعتلای مبانی تفکیکی را نشان داده اند. جناب آقای سیدان از صدرنشینان منبر و خطابه نیز هستند، و یادگاری از برخی استادان منبر روزگاران گذشته‌اند، یعنی واجد علم و عمل و گفتار و کردار.[3] منابع: * برگرفته از کتاب آموزگار حکمت وحیانی، نوشته روح الله عربشاهی و حسن طالبیان شریف. [1]. به گفته آیت‌الله سیدان، آیت‌الله میلانی به اجتهاد ایشان تصریح نموده­‌اند. [2]. برای آگاهی بیشتر از دیدگاه‌های استاد درباره المیزان و روش صحیح تفسیر قرآن، ر.ک: معارف وحیانی، دفتر دوم، ص 585 - 599. [3]. متأله قرآنی، ص 522 - 523.   ]]> آموزگاران حکمت وحیانی Thu, 17 Dec 2015 05:23:57 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/5831/