پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين علم :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/science Wed, 21 Feb 2018 20:37:22 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Wed, 21 Feb 2018 20:37:22 GMT علم 60 آیا دین می‌تواند نیاز انسان به معالجات پزشکی را کاهش دهد؟ http://dinonline.com/doc/article/fa/7633/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از سی.ان.ان. این خانم کشیش این جملات را در شرایطی ادا کرد که ایالات متّحدۀ آمریکا در بحبوحۀ یکی از بدترین فصل‌های آنفلونزا قرار گرفته و در سال‌های اخیر این میزان سرماخوردگی شایع نبوده است. اما طبق گزارشِ «مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها»، امسال این بیماری موجب مرگ و میر ده‌ها کودک و بستری‌ شدن جمع کثیری از مردم شده است. کوپلند اولین کشیش اوانجلی‌ای نیست که خواستار اعمال محدودیت در معالجات پزشکی شده است. بعضی از بنیادگرایان اعتقادی به تجویز دارو یا معالجات روان‌شناختی برای بیماری‌های روانی ندارند. معدودی از درمانگرانِ مذهبی معتقدند که با دعا و نیایش می‌توان بیماران را معالجه کرد و از مراجعه به روش‌های رایج پزشکی بی‌نیاز شد. شاهدان یهوه "تنها بر آن باشید که از خوردن خون پرهیز کنید، چراکه خون حیات است و نباید حیات موجود در گوشت را خورد." (سفر تثنیه 12:23). این تنها یکی از عبارات کتاب مقدّس است که شاهدان یهوه از آن برای توجیه مخالفتِ دین‌شان با انتقال خون استفاده می‌کنند. در سایت رسمی پیروان این دین نوشته شده که این موضوع بیشتر صبغۀ مذهبی دارد، تا شخصی. "این که ما با انتقال خون مخالفیم هم به خاطر اطاعت از خداست و هم به خاطر آن است که او را به عنوان دهندۀ حیات محترم می‌شماریم." پرینس، ستارۀ پاپ پیرو آیین شاهدان یهوه بود و گفته می‌شود که دلیل اعراض وی از عمل جراحی به خاطر اعتقادات دینی‌اش بود، چراکه اگر به جراحی شدن رضایت می‌داد، ناگزیر به پذیرش تزریق خون می‌شد. البته شایان ذکر است که شاهدان یهوه جز انتقال خون، با دیگر روش‌های پزشکی و درمانی مخالفتی ندارند. فرقۀ مسیحیِ آمیش آمیش‌ها با پیوند قلب و در بعضی موارد با عمل جراحی قلب مخالفند، چراکه معتقدند قلب به منزلۀ روحِ بدن است. البته از دیدگاه آنها، کودکانی که هنوز غسل تعمید نشده‌اند از این محدودیت مستثنا هستند. مذهب آمیش پیروان خود را از مراجعه به معالجات پزشکی منع نمی‌کند، اما بسیاری از آمیش‌ها جز در صورتی که ضرورت ایجاب کند، از انجام این کار خودداری می‌کنند. آنها بر این باورند که درمانگر مطلق خداست و بیشتر از روش‌های درمانیِ عامیانه، دمنوش‌های گیاهی و دیگر سم‌زداهای طبیعی استفاده می‌کنند. آمیش‌ها اعتقادی به روش‌های پیشگیری از بارداری، غربالگری‌ها و مراقبت‌های دوران بارداری ندارند. کلیسای ادونتیست‌های روز هفتم در سال 2014 اعتقادات ادونتیست‌های روز هفتم در رابطه با مراقبت‌های پزشکی خبرساز شد. در آن سال یک زوج انگلیسی به جرم کشته شدن پسربچۀ پنج ماهۀ خود در اثر کمبود شدید ویتامین دی یا همان بیماری نرمی استخوان محکوم شدند. رژیم غذایی گیاه‌خواری، عدم مصرف مشروبات الکلی و دخانیات جزو سبک زندگی پیروان این کلیسا است. اما دیدگاه‌های افراطی این افراد مبنی بر عدم استفاده از مراقبت‌های پزشکی ربطی به کلیسایشان ندارد. هندوها، سیک‌ها و مسلمانان در آیین ویشنوپرستی که انشعاب اصلی هندوئیسم است اعتقاد بر آن است که کشتن حیوانات، به‌ویژه گاوها گناه است. از این رو در این آیین مصرف هرگونه دارو، ایمپلنت، پیوندهای پوستی یا پانسمان‌های پزشکی که در آنها از اجزاء بدن خوک یا گاو استفاده شده باشد ممنوع است. سیک‌ها نیز با استفاده از محصولات حیوانی جهت مصارف دارویی مخالف هستند. البته هر دوی این ادیان برای موارد اضطراری که گزینۀ دیگری در دسترس نیست استثناهایی قائلند. مسلمانان شیعه و سنّی هر دو با مصرف هر گونه دارو، پانسمان‌های پزشکی یا ایمپلنت‌هایی که حاوی اجزاء بدن خوک باشد مخالفند. اما آنها نیز در موارد اضطراری و در زمانی که هیچ داروی جایگزین وجود ندارد، استثناء قائل می‌شوند. کریسشن ساینس پیروان فرقۀ کریسشن ساینس معتقدند که روش اصلی درمان باید از طریق دعا و نیایش باشد و در گذشته بسیاری از آنها با معالجات پزشکی نوین مخالف بوده‌اند. در گذشته سرخجه در میان پیروان این فرقه شیوع پیدا کرد و طبق آنچه مطالعات نشان می‌دهد، سطح مرگ و میر در میان آنها بالا بود. بین سال‌های 1980 تا 1990، هفت مورد پیش آمد که والدینی که پیرو آیین کریسشن ساینس بودند به اهمال در رسیدگی پزشکی به بیماری فرزندشان متّهم شدند. یکی از معروف‌ترینِ این موارد کشته شدن پسربچه‌ای دوساله به خاطر بی‌توجّهی پدر و مادرش بود. کودک در اثر ابتلا به انسداد روده درگذشت، حال آن که اگر والدین او سراغ معالجات پزشکی می‌رفتند، پسربچه درمان می‌شد و زنده می‌ماند. ]]> علم Mon, 12 Feb 2018 19:59:28 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7633/ رئیس سازمان بسیج اساتید، تقدیر فارابی از طباطبایی را تضییع بیت‌المال دانست http://dinonline.com/doc/report/fa/7615/ به گزارش دین‌آنلاین، زارعی در گردهمایی بیش از یکصد نفر از مسئولان و مدیران کانون‌های بسیج اساتید دانشگاه شهر تهران در دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به اختتامیه جشنواره فارابی اظهار داشت: با اینکه مبنای جدید سازمان بسیج استادان کشور کمک به دولت محترم و رویکرد "حل المسائلی" در استان‌ها برای کمک به استانداران است، امّا من از این زاویه می‌خواهم و در این جمع استادان محترم اعتراض شدید استادان بسیجی و متعهد ایران اسلامی را به رئیس جمهور اعلام کنم؛ زیرا عملیات شبه علمی فارابی در بخش ویژه‌اش نوعی خشونت متافیزیکی جریان فلسفی "ایران شهری‌ها" با کمک بیت المال مسلمین علیه الگوی اسلامی پیشرفت است. اعطای جایزه از سوی رییس جمهور محترم به فردی که پیوند شریعت اسلامی با  فلسفه اسلامی  واتحاد عرفان اسلامی با فلسفه اسلامی را مهمترین دلیل و نقطه عطف  انحطاط ایران و زوال فلسفه سیاسی اسلامی می‌داند، مصداق انداختن پوست خربزه‌ای از سوی برخی  گردانندگان فارابی زیر پای رییس جمهور است؛ وقتی جریان ضد انقلاب و برانداز در خیابان شعار احیای سلطنت و جمهوری ایرانی را سر می‌دهد  وبه  آتش زدن اموال مردم و ترور دست می زند و هم زمان فردی که هزاران دشنام را در نقاب علم علیه عرفان اسلامی و پیوند شریعت و حکمت عملی اسلام تئوریزه کرده از سوی رئیس جمهور محترم مورد تشویق و تجلیل قرار می‌گیرد پیداست که در جشنواره فارابی خواسته یا نا خواسته یک عملیات در ادامه خشونت خیابانی صورت گرفته و به عنوان مقوّم فتنة ۹۶ عملیات شده است. وی با تاکید بر این افزود: با این که ما حساب رییس جمهور محترم که خود برگزیده مکتب اسلام است را از این عملیات شبه علمی علیه عرفان اسلامی و فلسفه اسلامی و فلسفة سیاسی اسلام جدا می‌کنیم، اما به ایشان اعتراض و گلایه شدید داریم. مگر آقای رئیس جمهور نمی‌دانند که ابتکار امام خمینی در طراحی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران تلفیقی از فقاهت، فلسفه، سیاست، عرفان و دیانت بوده و هنوز این مدل در آغاز راه است و به قول آیت الله جوادی آملی، امام با این کار سیاست متعالیه را پی ریزی کردند؛ پس چرا او که این پیوند را نقطه زوال و انحطاط ایران می‌داند از دست فرزند حوزة علمیه جایزه می‌گیرد؟ این استاد علوم سیاسی دانشگاه در پایان گفت: ما می گوییم بسیج استادان طرفدار انسداد نیست و طرفداران آزاد اندیشی و دیالوگ دو طرفه حتی با نظریه پردازان سکولار است، امّا حمایت و تشویق و تجلیل از کسانی که علیه فلسفه اسلام و علیه خواجه نصیرها، علیه ملّاصدراها و علیه حافظ‌ها و مبدعان سیاست متعالیه کتاب نوشتند و نظریه پردازی از نوع لج بازانه داشته‌اند، خیانت در بیت المال مسلمین ارزیابی می‌کنیم؛ چرا پیوند شریعت و فلسفه انحطاط و زوال ایران تلقی و ایدئولوژیک تفسیر می‌شود امّا لج بازی ایدئولوژیکی برای فلسفی نشان دادن سلطنت ایران شهری واجد دریافت جایزه می‌شود. این در حالی است که سیدجواد طباطبایی هدف پروژه خود را این می‌داند که منطق فهم خود را از نظام سنتی در ایران و تحول آن به دوره جدید از یک طرف و منطق تحول فکر در غرب را بتواند در جایی به هم تنیده کند. همچنین او در دفاع از خود گفته است: دلیل این که حرف‌های من فهمیده نمی‌شود این است که من در علوم انسانی رایج حرف نمی‌زنم و اگر به من ناسیونالیست گفته شود باید بگویم که من ناسیونالیست نیستم. ]]> علم Thu, 18 Jan 2018 12:03:04 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7615/ آیا مذهبی‌ها بیشتر از دیگران عمر می‌کنند؟ http://dinonline.com/doc/article/fa/7599/  به دو صورت می‌توان این سؤال را مطرح کرد: آیا متدینان بیشتر از بقیۀ مردم عمر می‌کنند؟ یا آیا مردمانی که در کشورهای مذهبی زندگی می‌کنند در مقایسه با ساکنان کشورهای سکولار از طول عمر بیشتر برخوردارند؟ تفاوت در میان کشورها پاسخ آن است که برخلاف تصوّر بسیاری از ما، کشورهایی که امید به زندگی در آنها بسیار پایین است، عمدتاً مردمانی بسیار مذهبی دارند. کشورهای حوزۀ جنوب صحرای آفریقا مصداق خوبی برای این موضوع هستند. بیماری مالاریا، انگل‌ها، تب دنگی، وبا، انواع اسهال، ایدز و امراض دیگر باعث شده چند ده سال از متوسّط عمر مردمان این مناطق کاسته شود و سطح امید به زندگی در این کشورها به زیر شصت سال افت پیدا کند. وجود بیماری‌های مزمن متعدّد و احتمال وقوع مرگ زودهنگام باعث شده تا ایمان به خدا و اهمیت دادن به دین در میان ساکنان این کشورها فراگیر شود. رشد و پیشرفت اقتصادی از یک طرف موجب ارتقای سطح سلامت و از طرف دیگر موجب کاهش اعتقادات دینی در میان مردم می‌شود. این بدان معناست که مردمان کشورهای توسعه‌یافته هم سالم‌تر هستند، هم سکولارتر! کشورهای توسعه‌یافته از امتیازاتی مثل ارتقای سطح سلامت و برنامه‌های بهداشت و سلامتی مثل واکسیناسیون برای بیماری‌هایی مثل سرخک و آبله برخوردار هستند. در نتیجه از یک قرن پیش تا به امروز، متوسط امید به زندگی عملاً دو برابر شده است. لذا مسلّم است که سکولارها عمر بسیار طولانی‌تری نسبت به ساکنان کشورهای مذهبی دارند. برای مثال می‌توان به سوئد (با متوسّط امید به زندگی 81 سال) و ژاپن (با متوسّط امید به زندگی 82 سال) اشاره کرد که مردمان این کشورها در مقایسه با کشور آمریکا (که قدری مذهبی‌تر است و متوسّط امید به زندگی در آن 78.5 سال است) عمر طولانی‌تری دارند. مقایسۀ متوسّط امید به زندگی در میان متدینان و غیرمتدینان در داخل هر کشور این موضوع به کشور موردمطالعه بستگی دارد. بخش عمدۀ پژوهش‌ها در کشور آمریکا انجام شد. بعضی از مطالعات حاکی از آن بود که طول عمر متدینان بیش از طول عمر غیرمتدینان است. براساس گزارش‌ها، آمریکایی‌های متدیّن سیستم ایمنی قوی‌تر و فشارخون پایین‌تری دارند و بعد از عمل‌های جراحی به دورۀ نقاهت کوتاه‌تری نیاز دارند. کلیسا رفتن مزیت‌های بالقوۀ فراوانی دربردارد، از جمله سالم‌تر بودن سبک زندگی، مدیریت بهتر استرس و برخورداری بیشتر از حمایت اجتماعی. این مزیت‌ها نشان می‌دهد که چرا آمریکایی‌های متدیّن عمر طولانی‌تری دارند. اما در بعضی از دیگر کشورهای توسعه‌یافته ارتباطی میان تدیّن و سلامتی مشاهده نشد. در کشورهایی مثل دانمارک و هلند که در آنها متدینان در اقلیت قرار دارند، ارتباط خاصّی میان تدیّن و ارتقای سطح سلامتی دیده نشد. جمع‌بندی وقتی مردمانی را که در یک کشور زندگی می‌کنند با هم مقایسه می‌کنیم، مشاهده می‌کنیم که اگر متدینان در اکثریت باشند، از امتیاز ارتقای سطح سلامت بهره‌مند خواهند بود. اما اگر متدینان در اقلیت باشند، دیگر شاهد این امتیاز نخواهیم بود. چرا؟ یکی از علل احتمالی که غیرمتدینان در آمریکا از سطح سلامت پایین‌تری برخوردارند آن است که این جماعت عمدتاً از مشارکت در امور سیاسی محرومند و نقش کمتری در جوامع محلّی خود ایفا می‌کنند، چراکه مذهبی‌ها برای آنها ارزش چندانی قائل نیستند. یکی از دلایل مهم آن است که کلیساها نقشی محوری در برپایی خیریه‌ها و نهادهای مدنی دارند. در کشورهای سکولار، فعالیت اجتماعی بسیار بالاست، به نحوی که ملحدها نسبت به آنچه در کشورهای مذهبی مشاهده می‌شود بسیار فعّال‌تر هستند. غیرمتدینان به جای این که احساس کنند شهروند درجه دوم هستند کاملاً با جامعه همگام می‌شوند و از پیامدهای سلامتیِ این موضوع نیز بهره می‌برند. لذا چیزی که به نظر می‌رسید جزو مزیت‌های دینداری است، شاید صرفاً مزیتِ بودنِ با جمع باشد. در آمریکا بعضی از پژوهش‌گران حوزۀ سلامت معتقدند دین موجب افزایش سطح امید به زندگی است. اما با این که اکثر مردم آمریکا متدیّن هستند، امید به زندگی آمریکایی‌ها بسیار پایین‌تر از ساکنان کشورهای سکولاری است که دارای سطح توسعۀ اقتصادی مشابهی هستند (مثل ژاپن و سوئد). روشن است که پایین‌تر بودن کیفیت زندگی هم باعث رونق یافتن بازار دین می‌شود و هم سطح امید به زندگی را پایین می‌آورد. بنابراین عجیب است که پژوهشگران حوزۀ سلامت اصرار دارند که بگویند دین سطح سلامت را ارتقا می‌بخشد. اگر دین واقعاً می‌توانست به طول عمر انسان بیفزاید، پس چرا سطح امید به زندگی در میان مردمان متدیّن آفریقای جنوبی این قدر پایین است؟ ]]> علم Tue, 02 Jan 2018 15:39:21 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7599/ آیا واقعاً دین می‌تواند در رفع بیماری‌های روانی، ثمربخش باشد؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/7586/ توهّماتی از این دست در میان بیماران روانی شایع است. علاقۀ بیش از حدّ این افراد به شخصیت‌های مذهبی و ابتلا به توهّم خودبزرگ‌بینی می‌تواند علامت هشداردهنده‌ای باشد که نشان می‌دهد اوضاع‌شان دارد وخیم می‌شود.   مطالعات صورت‌گرفته نشان می‌دهد که ممکن است در مرحلۀ مقدّماتیِ بعضی از بیماری‌های روانی، فرد اعتقادات خود را تغییر دهد تا بدین ترتیب بر هویتِ خودساختۀ خود مهر تأیید بزند. مسلّماً میان دین و بیماری‌های روانی ارتباطات جدّی‌ای وجود دارد. اما آیا نقش دین در مواجهه با این قبیل بیماری‌ها درمان است یا مانع‌تراشی؟ طبق نظر کارشناسان، گاهی اوقات دین می‌تواند از طریق قرار دادن افراد در جمع، و هدف و معنا بخشیدن به زندگیِ آنها، به مبتلایان به بیماری‌های روانی کمک کند. پروفسور دینش بوگرا، رئیس سابق «انجمن روان‌پزشکی جهان» (World Psychiatric Association) در پاسخ به روزنامۀ مجازیِ «مترو» گفت: "در بسیاری از فرهنگ‌ها، دین بخش اصلی هویت فرد را تشکیل می‌دهد و حمایتی که دین از طریق حضور در جمع‌ها و گردهمایی‌های مذهبی به افراد ارائه می‌دهد می‌تواند فوق‌العاده مثمرثمر باشد. ممکن است در فرهنگ‌ها و فضاهای سنّتی، اختلالات سلامت روان مثل افسردگی ماحصلِ فراز و نشیب‌های زندگی باشد و مراجعۀ افراد به اماکن عبادی، مثل معابد و مساجد می‌تواند نقش کمک‌کننده‌ای در حلّ مشکل آنها داشته باشد. از سوی دیگر، شرکت در فعالیت‌های مذهبی می‌تواند به فرد حسّ تعلّق و هدف ببخشد." بیمارانی که در مرکز مراقبتی «سنت اندرو» واقع در بریتانیا بستری هستند، با این تفکّر هم‌عقیده هستند. یکی از خانم‌های بیمار در پاسخ به نشریۀ «مترو» گفت: "من یک مسیحی هستم. تدیّن باعث می‌شود نسبت به آینده ایمان و امید داشته باشم و دلم گرم باشد که همه‌چیز خوب پیش خواهد رفت و من به سعادت خواهم رسید. هر شب پیش از خوابیدن و هر موقع دیگری که در طول شبانه‌روز احساس نیاز کنم مشغول دعا و نیایش می‌شوم. هر وقت اوضاع بد پیش می‌رود و همین‌طور وقتی همه‌چیز روبه‌راه است دست به دعا و نیایش برمی‌دارم. ایمان به من کمک کرده تا بتوانم این شرایط را تاب بیاورم." البته او تنها کسی نیست که چنین دیدگاهی دارد. سال گذشته پروفسور الین ساکس مقاله‌ای دربارۀ افرادی که با موفّقیت بر بیماری شیزوفرنی غلبه کرده بودند نوشت. او برای انجام این مطالعه با بیست بیمار با متوسّط سنّی چهل سال مصاحبه کرد. شصت درصد از این افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا بودند. نتایج تحقیق نشان داد که فعالیت معنوی یکی از هشت راهکاری بوده که این افراد توانسته بودند به کمک آن با موفّقیت بر شیزوفرنی غلبه کنند. دکتر آلبرت پرساد، مدیر «مرکز پژوهش‌های کاربردی و بنیاد بین‌المللی ارزیابی (کاریف)» معتقد است در هنگام بروز سوانح، ممکن است نگرش مذهبی باعث به وجود آمدن احساس گناه، شرمساری و در بعضی موارد بیماری‌های روانی شود. پرساد می‌گوید دین و معنویت می‌تواند نقش مهمّی در زندگی و سلامت انسان ایفا کند. در مواقع بروز حوادثی مثل آتش‌سوزی برج گرنفل، بمب‌گذاری‌های منچستر یا بلایایی مثل سونامی‌ها و زمین‌لرزه‌ها، گاهی مردم سعی می‌کنند با عینک مذهبی به حوادث نگاه کنند. این ممکن است باعث شود احساس گناه یا خجالت به آنها دست دهد و خود را مسلمان یا مسیحی بدی تلقّی کنند. اما روی‌هم‌رفته نقش دین بیشتر کمک‌کننده است تا بالعکس. یکی از تازه‌مسلمانانی که در بیمارستان سنت اندرو بستری است می‌گوید: "من هفت سال است که اسلام آورده‌ام. اسلام به من قدرت و به زندگی‌ام الگو بخشیده است و کمک فراوانی به من کرده است." به گفتۀ دکتر پرساد، در فرایند درمان دین می‌تواند به بیمار قدرت روانی و انعطاف‌پذیری ببخشد. ]]> علم Wed, 13 Dec 2017 04:30:00 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7586/ پیش بینی اسحاق نیوتن درباره پایان‌ جهان http://dinonline.com/doc/note/fa/7542/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از اکسپرس، مطالبی که نیوتن در رابطه با آخرالزّمان نگاشته است 250 سال در صندوقی در خانۀ «ارل پورتزموس» نگه‌داری می‌شده است. در این مکتوبات آمده است که "شاید هم پایان کار جهان بعد از سال 2060 باشد، اما من دلیلی نمی‌بینم که زودتر از اینها به پایان برسد. دلیل این که این مطالب را می‌نویسم آن نیست که در مورد زمان دقیق پایان عمر جهان اظهارنظر قطعی کنم، بلکه هدفم آن است که به حدس و گمان‌های بی‌پروای خیالباف‌هایی که مرتّب دربارۀ زمان پایان عمر جهان اظهارنظر می‌کنند و با غلط از آب درآمدن پیش‌بینی‌هایشان، اعتبار پیش‌گویی‌های کتب مقدّس را نیز زیر سؤال می‌برند خاتمه ببخشم. نیوتن در یادداشت‌های خود می‌نویسد "کشورهای شرور نابود خواهند شد و یهودیان نیز پیش از پایان جهان به موطن خود بازخواهند گشت". می‌توان این حرفِ نیوتن را به استقرار اسرائیل پس از جنگ جهانی دوم تعبیر کرد. مکتوبات نیوتن در نمایشگاه دانشگاه عبری اورشلیم به نمایش درآمده است. به گفتۀ یمیمه بن مناحم، متصدّی نمایشگاه، نیوتن این نظرات خود را بر پایۀ دین مطرح کرده، نه بر پایۀ علم. اسحاق نیوتن به‌شدّت شیفتۀ موضوعات مربوط به پایان جهان بود و  در طیّ پنجاه سال 4500 صفحه دربارۀ هنگامۀ آخرالزمان مطلب نوشت. ]]> علم Mon, 16 Oct 2017 08:57:57 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7542/ پیشرفت در عرصۀ هوش مصنوعی و نگاه دین به این موضوع http://dinonline.com/doc/report/fa/7522/ در حالی که دانشمندان حوزۀ علوم کامپیوتری درصدد افزایش  ظرفیت‌ها و قابلیت‌های هوش‌ مصنوعی هستند، این پرسش برای اندیشمندان مذهبی مطرح شده که هوش مصنوعی تا کجا باید پیش برود؛ چراکه همواره در راستای پیشرفت‌های عرصۀ فن‌آوری، پرسش‌های اخلاقی و دینی نیز مطرح بوده است. در اینجا دیدگاه دین از اهمیت خاصّی برخوردار است. ادیان مختلف دیدگاه‌های گوناگونی درباره موضوع آفرینش و روح انسانی دارند. استفن گارنر، رئیس مدرسۀ الهیات کالج لیدلا می‌گوید لازم است همواره میان جهان تکنولوژی و جهان مذهبی گفتگو و تبادل‌نظر وجود داشته باشد تا از قِبَل این تعامل، زندگی بشر رو به بهتر شدن حرکت کند. اگر با خلقِ هوش مصنوعی، از تشخّص انسان یا از اتّحاد میان انسان‌ها کاسته شود یا به بشریت لطمه‌ای بخورد، می‌توان گفت هوش مصنوعی چیز بدی است. اما اگر بتوانیم هوش مصنوعی را به نحوی خلق کنیم که به غنای زندگی انسان‌ها بیافزاید، درواقع هوش مصنوعی آنها را به خدا نزدیک‌تر خواهد کرد. بحث تشخّص از مظهریتِ الهیِ انسان نشأت می‌گیرد؛ یعنی ارتباط انسان با خالق. مظهریت الهی تنها مختصّ انسان است. اما بعضی از متفکّران معتقدند که اگر انسان دستگاهی را خلق کند که دارای تشخّص یا ویژگی‌هایی شبیه به انسان باشد، این دستگاه نیز مظهر الهی خواهد بود. از طرف دیگر، پیشرفت در عرصۀ هوش مصنوعی با این واقعیت که آفرینندگی صرفاً مختصّ خداوند است همخوانی ندارد. گارنر می‌گوید ما خدا نیستیم، اما به طور بالقوّه و ذاتی در درون خود میل به خلق کردن داریم، از جمله از طریق استفاده از تکنولوژی. اما آفرینندگی انسان ناگزیر با محدودیت‌هایی مواجه است. تفاوت آفرینندگی انسان با آفرینندگی خداوند در این است که خداوند از هیچ خلق می‌کند، اما انسان با استفاده از امکاناتی که بر روی زمین موجود است این کار را انجام می‌دهد. راسل بجور، استاد علوم کامپیوتری کالج گوردون نگران آن است که تولید دستگاهی که از هوش مصنوعی بالایی برخوردار است، زمینه‌ساز بروز بت‌پرستی شود. او می‌گوید اگر از هوش مصنوعی در جهت مقهور ساختن مرگ و نجات نژاد بشر استفاده کنیم (اینها پیش‌بینی‌هایی است که دانشمندان و آینده‌نگران انجام می‌دهند)، احتمال بروز بت‌پرستی وجود خواهد داشت. اتّکا و اعتماد کردن به چیزی غیر از خدای خالق مساوی با بت‌پرستی است. هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای ارتقای تجربۀ انسانی است و می‌تواند در تولید اتومبیل‌ها، تشخیص بیماری‌ها و تصمیم‌گیری‌های مالی به ما کمک کند. نسخۀ پیشرفتۀ هوش مصنوعی به لحاظ هوش و توانایی به خودِ انسان نزدیک است. اکنون پرسش‌هایی در حوزۀ اخلاق مطرح شده که لازم است به آنها پاسخ داده شود. جوامع دینی باید در حلّ این معمّاها مشارکت کنند و دربارۀ نحوۀ استفاده از هوش مصنوعیِ پیشرفته اظهار نظر نمایند. سیستم‌های هوش مصنوعی ساختۀ دست خود بشر هستند. اما چگونه باید درست و غلط را به این سیستم‌ها آموزش دهیم؟ اگر پیش از آن که پیشرفت بیشتری در عرصۀ هوش مصنوعی صورت بگیرد، مسائل اخلاقی مربوطه را به‌درستی حلّ و فصل کنیم، دیگر با معضل دیکتاتوری ربات‌ها که در آثار علمی-تخیلی مشاهده می‌کنیم مواجه نخواهیم شد. ما باید امروز درست و غلط‌های اخلاقی را در عرصۀ هوش مصنوعی جا بیاندازیم تا در آینده با معضلات اخلاقی در این زمینه مواجه نشویم. راندال رید، دانشیار دین در دانشگاه ایالتی آپالاچی می‌گوید اگر دستگاهی تولید کنیم و علم بر همه‌چیز، توانایی انجام همه کار و امکان حضور در همه‌جا را در اختیار آن قرار دهیم، این مترادف با ایجاد رقیب برای ادیان یکتاپرستی و ایجاد کشمکش با آنها خواهد بود. با پیشرفت در عرصۀ هوش مصنوعی، می‌توانیم دستگاهی تولید کنیم که قادر است به کمک اینترنت در همه‌جا حاضر باشد، همه‌چیز را بداند و بتواند به تمام مسائل پاسخ دهد و فوق توانایی بشر همه‌چیز را بفهمد. آریا احتمال می‌دهد که چنین دستگاه‌هایی مورد پرستش بشر قرار گیرند. ممکن است در پی چنین پیشرفت‌هایی، جنبش‌های مذهبی‌ای به وجود آیند که به پرستش هوش مصنوعی مبادرت ورزند. احتمال دارد فرقه‌ها یا حتّی ادیان جدیدی نیز به وجود آیند. البته احتمال دارد با پیشرفت هوش مصنوعی، بعضی از فرقه‌های مسیحیت تلاش کنند دستگاه‌های هوش مصنوعی را با اصول اعتقادی و اخلاقی خود همگام سازند و مقرّرات اخلاقی و ارزش‌های مسیحی را به این دستگاه‌ها کددهی کنند. درحقیقت هوش مصنوعی به‌سرعت در حال پیشرفت است، اما جوامع علمی و دینی توانایی و امکانات لازم را برای بررسی جوانب اخلاقی این تکنولوژی در اختیار دارند و می‌توانند از الان جلوی بروز معضلات آتی را بگیرند. ]]> علم Mon, 25 Sep 2017 14:18:31 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7522/ آیا معنویت شادی می‌آورد؟ http://dinonline.com/doc/article/fa/7508/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از تایم، نظرسنجی‌ای که در سال 2015 توسّط پژوهشگران «مدرسۀ اقتصاد لندن» و مرکز پزشکی «دانشگاه اراسموس» در هلند انجام شد، نشان داد که مشارکت کردن در نهادهای مذهبی تنها فعالیت اجتماعی‌ای است که می‌تواند برای انسان شادیِ پایداری به ارمغان بیاورد؛ حتّی بیش از شادی‌ای که از داوطلب شدن در انجام امور خیریه، شرکت در دوره‌های آموزشی یا مشارکت در نهادهای سیاسی یا اجتماعی به انسان دست می‌دهد. چنانکه گویا معنویت و در پیش گرفتنِ یک زندگی فعّال مذهبی و اجتماعی به منزلۀ واکسنی قوی در برابر ویروس غم و ناراحتی است. براساس گزارشی که در نشریۀ «جاما اینترنال مدیسین» به انتشار رسید، حتّی یادگیری اندکی مدیتشین نیز می‌تواند به رفع اضطراب، افسردگی و درد کمک کند. اما این بدان معنی نیست که دانشمندان دقیقاً به چرایی این تأثیر پی برده‌ باشند. وجود باورهای مذهبی و معنوی به انسان کمک می‌کند تا بتواند در برابر ناملایمات از خود محافظت نماید. بعضی از متخصّصان معتقدند که اعتقاد به یک دین به انسان این حس را می‌دهد که زندگی هدفمند و معنادار است و این می‌تواند به انسان کمک کند تا بر افسردگی و بی‌حوصلگی غلبه کند و روحیۀ خود را ارتقا بخشد. در حالی که دیدگاه سکولاری نمی‌تواند چنین کمکی به انسان بکند. شاید یکی از دلایل این تأثیر آن باشد که اعتقاد به وجود آخرت (که تقریباً در همۀ ادیان به چشم می‌خورد) می‌تواند شادی بیشتری برای انسان حاصل آورد، چراکه شخص می‌داند آیندۀ بهتری پیشارو دارد (به قول کارل مارکس، دین افیون توده‌هاست). تأثیرِ با جمع بودن بسیاری از ادیان انسان را از گناه‌هایی که به‌ مرور زمان به سلامتی و متعاقباً شادی او آسیب می‌رسانند بر حذر می‌دارند. برای مثال مورمون‌ها براساس اعتقادات دینی‌شان، اجازۀ مصرف دخانیات یا نوشیدن مشروبات الکلی و کافئین را ندارند و مشاهده می‌کنیم که نرخ مرگ و میر در میان این گروه، در مقایسه با کسانی که چنین رویه‌ای ندارند پایین‌تر است. در دنیای مصرف‌زدۀ امروز، مواجهه با تنوّع‌طلبی‌ها و حقّ انتخاب‌های مختلف می‌تواند انسان را تحت فشار قرار دهد و او را دچار افسردگی سازد. اما محدودیت‌ها و سختگیری‌های دینی (به‌ویژه در حوزۀ منع رفتارهای ناسالم) می‌تواند به کاسته شدن از بارِ این فشارها کمک کند. در مسئلۀ تدیّن و معنویت خود این واقعیت که انسان اعتقادات مشترکی با یک گروه دارد به او کمک می‌کند تا احساس تنهایی نکند. دانشمندان از دیرباز به این نتیجه رسیده‌اند که داشتن روابط مستحکم اجتماعی یکی از بزرگ‌ترین عوامل تضمین‌کنندۀ شادی است. افرادی که مذهبی بار آمده‌اند خوب می‌دانند که وجود اعتقادات مشترک مذهبی عامل بسیار مؤثّری در ایجاد پیوند میان افراد است؛ پیوندی مستحکم‌تر از چیزی که داشتن سرگرمی‌های مشترک، مدرسۀ مشترک، یا سرسپردگی به یک تیم ورزشی مشترک حاصل می‌آورد. واژۀ «رلیجن» از ریشۀ لاتین «رلیجیو» به معنای به هم پیوند دادن مشتق شده است. حضرت عیسی خطاب به جمعی از مسیحیان فرمود: "هرجا دو یا سه نفر از شما به اسم من جمع شوید، من هم در میان شما خواهم بود." اگر این حسّ با جمع بودن نبود، دین نمی‌توانست به این شدّت و اندازه در برابر غم از انسان محافظت کند. در واقع، کسانی که زندگی پردردورنج‌تری دارند بیش از دیگران از خاصیت محافظتی وجود جمع‌های مذهبی بهره‌مند می‌شوند. پژوهشگران در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که ارتباط میان اعتقادات دینی و شادی بیش از همه در میان افرادی پررنگ است که در شرایط سخت (ترس، فقر و گرسنگی) به سر می‌برند. این تفکّر که شادی باید هدف دین باشد تفکر نسبتاً تازه‌ای است. پروتستان‌های اولیه اصلاً چنین نگرشی نداشتند و معتقد بودند که هدف از وجود، تکریم و تجلیل خداوند است؛ نه شادی بشر. اما امروز نگرش‌ها تغییر کرده و بسیاری بر این باورند که بین موفقیت مادّی در این دنیا و لطف و مشیت الهی پیوند وجود دارد و دین می‌تواند برای انسان ثروت و رفاه به ارمغان بیاورد. به جز مذهب پروتستان، امروز در آئین‌های معنوی دیگر نیز شادی به عنوان یک هدف ترسیم شده است. ]]> علم Thu, 14 Sep 2017 04:33:25 GMT http://dinonline.com/doc/article/fa/7508/ نیکلاس اونف، جمهوری‌خواهی و سازه‌انگاری http://dinonline.com/doc/report/fa/7451/ به گزارش دین‌آنلاین، دکتر صادق حقیقت در ادامه گفت‌وگوها در حوزه فلسفه سیاسی با نیکلاس اونف، سازه‌انگار پسامدرن، استاد بازنشسته دانشگاه بین‌المللی فلوریدا (FIU) و یکی از افراد مطرح در سازه‌انگاری (به خصوص در روابط بین‌الملل) به‌گفت‌وگو پرداخت. این نظریه در کتاب جهان ساخته ما[1]، و مقاله «جهان‌های ساخته ما»[2] انعکاس یافته است. نیکلاس اونف با تکیه بر نظریه کنش کلامی و سه نوع آن، میان نیات سخنگویان و فعالیت زبانی تحت حاکمیت قواعد ارتباط برقرار می‌کند. همان گونه که مشیرزاده اشاره می‌کند، اونف دوگانگی دکارتی ذهن و ماده را می‌پذیرد، اما در عین حال، مفروضه‌های تجربه‌گرایانه و واقع‌گرایانه علوم را به چالش می‌کشد. به تعبیر او، ما نمی‌توانیم همه ویژگی‌های جهان را مستقل از زبان و گفتمان مربوط به آن بشناسیم. به نظر وی، این قواعدند که عوامل مادی را به منابع تبدیل می‌کنند. پس، آن‌چه قوام متقابل میان ساختار و کارگزار را ممکن می‌سازد، قواعد[3] است. تأکید اونف بر قوام متقابل میان کنش‌گران و ساختار همراه با توجه به اعمال و رویه‌های کارگزاران است، و برهمین اساس است که قواعد و هنجارها در نظریه او اهمیت خاصی می‌یابند.[4] دولت داده ماقبل اجتماعی[5] نیست، همان گونه که جهان اجتماعی متشکل از سه عنصر فرد، جامعه و قواعدی است که آن دو را به هم مرتبط می‌سازد.   سازه‌انگاری (constructivism) در روابط بین‌الملل راه سومی بین دو دیدگاه واقع‌گرایان و لیبرال‌ها است؛ و از نظر معرفت‌شناختی، ناقد تجربه‌گرایی و اثبات‌گرایی تلقی می‌شود. از این دیدگاه، به جای تحلیل مفهومی قدرت، باید به رابطه دیالکتیکی قدرت و دانش از یک سو، و تبار و زمینه‌های قدرت از سویی دیگر توجه کنیم؛ چرا که معنای توصیفی یا خنثی از قدرت ممکن نیست. در حالی که مکتب نواقع‌گرایی به دلیل تأکید بر قدرت، از اقتصاد غافل می‌شود، منطق نولیبرال مستلزم همگرایی اقتصادی جهانی و کالاهای عمومی متناسب با آن است. مکتب (نو) رئالیسم منطق روابط بین‌الملل را قدرت مادی و عریان (همانند سلاح اتمی) می‌بیند، و وضعیت حاصل از رقابت دولت‌ها در صحنه روابط بین‌الملل را بی‌نظمی یا آنارشی[6] فرض می‌کند. در مقابل، مکتب (نو) لیبرال منطق روابط دولت‌ها را روابط اقتصادی، و وضعیت حاصل را نوعی نظام سلسله مراتبی[7] می‌داند. سازه‌انگاری به عنوان راه سوم، و بر خلاف نئورئالیسم و نئولیبرالیسم، واقعیات اجتماعی را امری برساخته می‌داند. هرچند سازه‌انگاری در آثار ویکو در قرن 18 ریشه دارد، اما به شکل جدید مولود مناظره نوواقع‌گرایان ونولیبرال‌ها از یک سو، و تقابل نظریه‌پردازان انتقادی و خردگرایان از سویی دیگر در دهه 1990 است. بخشی از گفت‌وگوی سید صادق حقیقت با نیکلاس اونف: ـ همه چیز از جمله روابط بین الملل، در ساختاری به نام (روابط) اجتماعی معنا پیدا می‌کند ـ لیبرالیسم و نو واقع گرایی نمی‌توانند همه واقعیت را توضیح دهند ـ نظریه من در دو مسئله از الکساندر ونت جدا می‌شود: اول این که برای واقعیت خارجی اصالتی نمی‌بینم؛ چرا که جهان ساخته ذهن ماست؛ و دوم آن که بر اساس نظریه «بازی‌های زبانی»، زبان یک پارادایم کامل است و معنا را می‌سازد. اشکال به ونت این است که او هم نمی‌تواند از چارچوب دولت و عقلانیت بیرون آید ـ سخن و قواعد بین ساختار و کارگزار وساطت می‌کنند ـ آن چه ارائه کرده‌ام یک «چارچوب» است، و نه یک «نظریه»؛ و بنا نیست مسائل سیاست خارجی را حل کند ـ «چارچوب» سازه انگاری نسبت به بقیه روشها، حتی روشهای کمی، گشوده است ـ اصطلاح سازه انگاری جدید (new constructivism) دستاورد چندانی ندارد ـ من همانند مایکل سندل جمهوری گرا هستم؛ و معتقدم جمهوری گرایی با سازه انگاری قابل جمع است   گفتنی است سیدصادق حقیقت انتشار متن کامل مصاحبه را در قالب کتاب به آینده موکول کرده است. ارجاعات: [1]. Nicholas Onuf, The World of Our Making. [2]. Nicholas Onuf, “Worlds of Our Making: The Strange Career of Constructivism in International Relations”. [3]. rules [4]. حمیرا مشیرزاده، تحول در نظریه‌های روابط بین‌الملل، صفحات مختلف. [5]. pre-social given [6]. anarchy [7]. hierarchy ]]> علم Sun, 30 Jul 2017 12:28:18 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7451/ درگذشت پیتر برگر؛ الهیدانی که با اندیشۀ «مرگ خدا» مبارزه کرد http://dinonline.com/doc/note/fa/7416/ پرفسور برگر که در اتریش متولّد شده بود، در طول عمر خود ده‌ها کتاب تألیف کرد. وی به خا‌طر طرح اندیشۀ «جامعه‌شناسی معرفت» مبتنی بر درک تجربۀ انسان‌ها از واقعیات روزمره به شهرت رسید. «انجمن بین‌المللی جامعه‌شناسی» یکی از کتاب‌های برگر را تحت‌عنوان «ساختار اجتماعی واقعیت: رساله‌ای در جامعه‌شناسی معرفت» که وی آن را در سال 1966 با همکاری توماس لاکمن تألیف کرد، به‌عنوان یکی از پنج کتاب تأثیرگذار در حوزۀ جامعه‌شناسی در قرن بیستم موردتجلیل قرار داد. هنگامی که این بحث مطرح شد که آیا مفهوم وجود خدا در جهان امروز که به‌سرعت به سمت سکولاریته و تکنولوژی در حال حرکت است موضوعیت دارد یا خیر، پروفسور برگر توانست با بیان اندیشه‌های خود توجّهات بسیاری را به سمت خود جلب کند. همان زمان (سال 1966) بود که مجلۀ تایم نیز بر روی جلد خود به خطّ قرمز تیتر زد: «آیا خدا مرده است؟» الهیدانانی چون پل تیلیش، گابریل واهانیان و توماس آلتیزر به نگارش آثاری دست زدند که حرف همه‌شان این بود که در جامعۀ پساآشویتزی با بدبینی و شکاکیتی که نسبت به خیرخواه بودنِ هستی دارد و با انجذابی که به سمت منافع مادی دارد، درک از مسائل قدسی همانند اعتقاد به وجود یک خدای متعالی تا حدّ زیادی  قوّت خود را از دست داده است. به نظر می‌رسید که بعضی از الهیدانان دیگر با اعتقادات سنّتیِ خداباورانه مخالف هستند. اما پرفسور برگر با نگارش کتاب «شایعۀ فرشتگان: جامعۀ مدرن و کشف دوبارۀ ماوراءالطبیعه» در سال 1969 با این رویه مقابله کرد. برگر مدّعی شد که شکّاکیت ملحدان، درست به اندازۀ ایمان کورکورانه قابل‌تردید است. با این حال او اذعان داشت که سکولاریسم رو به افزایش گذاشته و وابستگی‌های فرهنگی بر ارزش‌های معنوی سبقت گرفته است. اما انسان‌ها می‌توانند «نشانه‌هایی از تعالی» را در تجربیات روزمره بیابند و از این طریق هوشمندی و حساسیت‌های مذهبی خود را غنا بخشند. برای مثال وقتی مادری طفل وحشت‌زدۀ خود را آرام می‌کند و به او اطمینان‌خاطر می‌دهد که همه‌چیز خوب است، این پیام به انسان منتقل می‌شود که هستی قابل‌اعتماد است و باید به آن اطمینان داشته باشد. یا وقتی مشاهده می‌شود انسانِ فانی با وجود نزدیک شدن به مرگ، همچنان امیدوار است، می‌فهمیم که این یعنی مرگ به منزلۀ پایانِ کار نیست. کتاب «شایعۀ فرشتگان» موقعیت برگر را به عنوان یک الهیدان ارتقاء بخشید. در سال 1969 «دبیرخانۀ خداناباوران واتیکان» از برگر درخواست کرد تا برای اندیشمندانی که دارای گرایش‌های مختلف مذهبی بودند کنفرانسی را با موضوع سکولاریزاسیون سامان‌دهی کند. پروفسور برگر نگران جریان تدریجی و پیش‌روندۀ سکولاریزاسیون بود و در این رابطه معتقد بود که پروتستان‌ها به جای این که تلاش خود را وقف پیام لایتغیّرِ کتاب‌مقدّس کنند، بدون اتّخاذ نگرش انتقادی، پذیرای جنبش‌های اجتماعی شده‌اند. او با عمدۀ مکاتب الهیات پروتستانی مخالف بود و می‌گفت تمام دغدغه و دل‌مشغولی این مکاتب آن است که مسیحیت را دینی مفید و مقتضی جلوه دهند و بیشتر انرژی این مکاتب صرف دوره‌هایی در حوزۀ روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مدیریت کلیسا می‌شود، تا الهیات! او می‌گفت اگر می‌خواهیم مسیحیت به «شعور این نسل» رسوخ کند، آموزش‌ الهیات امری ضروری است. پرفسور برگر در چندین دانشگاه به تدریس می‌پرداخت؛ از جمله در «دانشگاه بوستون»، «مدرسۀ جدید پژوهش‌های اجتماعی»، «کالج بروکلین»، «دانشگاه راتگرز» و «کالج بوستون». برگر علی‌رغم جایگاه والای خود، معترضانی نیز داشت. مایکل نواک، فیلسوف کاتولیک اندیشه‌هایی را که برگر در «شایعۀ فرشتگان» مطرح ساخته بود موردتحسین قرار داد، اما عنوان داشت که لحن کتاب ارباب‌منشانه است و استدلال‌ها با شتابزدگی گردآوری شده است.  خود برگر نیز اعتراف داشت که در بیان این که مدرنیته لزوماً موجب افول ایمان شده، به خطا رفته است و به‌جز جاهایی مثل اروپای غربی و گروه‌های اجتماعی‌ای مثل روشنفکران، بیشتر مردم جهان همچنان کماکان مذهبی هستند. پرفسور برگر به کشورهایی مثل هندوستان سفر کرد تا بتواند ادیان و فرهنگ‌های جهان سوم را نیز در کنار ادیان یهودیت و مسیحیت بشناسد. اما با توجّه به قدرتی که ادیانی مثل اسلام در جوامع‌ خود دارند، پی برد که وسواسش در رابطه با سکولاریزاسیون خاصّ فرهنگ غرب است و نمی‌تواند نتیجه‌گیری‌هایی را که دربارۀ فرهنگ خود داشته است، به  فضای فرهنگی غالب در جهان سوم تعمیم بخشد.   ]]> علم Sat, 01 Jul 2017 13:57:29 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/7416/ دانشمندان: مرگ خوشایندتر از چیزی است که تصوّر می‌کنیم http://dinonline.com/doc/report/fa/7383/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از تلگراف، پروفسور کرت گری، یکی از پژوهشگران دانشگاه کارولینای شمالی می‌گوید: "غالب ما وقتی خود را در شرف مرگ می‌یابیم، به غم و غصّه و وحشت فکر می‌کنیم. اما نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که مرگ کمتر از آنچه ما فکر می‌کنیم ناراحتی‌آور و ترسناک است." پژوهش پروفسور گری و همکارانش در نشریۀ «سایکولوجیکال ساینس» به انتشار رسیده است. آنها در این پژوهش پست‌های وبلاگ بیماران لاعلاجی را که مبتلا به سرطان و اسکلروز جانبی آمیوتروفیک بودند و همچنین جملات آخر زندانیان محکوم به اعدام را مورد بررسی قرار داده‌اند. این جملات با جملات داوطلبانی که از آنها خواسته شده بود تصوّر کنند در شرف مرگ قرار دارند مقایسه شد. نتایج حاکی از آن بود که هر چه افراد به مرگ نزدیک‌تر بودند، معمولاً از جملات مثبت‌تری استفاده می‌کردند. هم بیماران لاعلاج و هم زندانیان محکوم به اعدام بیشتر بر روی مسائلی مثل دین و خانواده تمرکز داشتند. پژوهشگران این طور تعبیر کردند که توجّه به خانواده و مسائل دینی می‌تواند به فرونشاندن حسّ نگرانی و اضطرابِ افراد در مواجهه با مرگ کمک کند. پروفسور گری می‌گوید: "انسان به نحوی باورنکردنی (هم به لحاظ جسمانی و هم به لحاظ احساسی) خود را با شرایط تطبیق می‌دهد. ما انسان‌ها چه در شرف مرگ باشیم، چه نباشیم، زندگی روزمرّه‌مان را ادامه می‌دهیم. ما مرگ را یک اتّفاق دلتنگی‌آور و بی‌معنا تلقّی می‌کنیم، حال آن که آخرین پست‌های وبلاگ بیماران لاعلاج و آخرین جملات محکومان به اعدام مملوّ از عشق و همبستگی اجتماعی و معناست." پژوهشگران می‌گویند در حال حاضر تلاش سیستم پزشکی ما بر این است تا حتّی‌الامکان مانع از مرگ شود و غالباً دلیل این ممانعت، دیدگاه منفی افراد نسبت به مرگ است. با توجّه به روایت‌های منفی فرهنگی که دربارۀ مرگ وجود دارد، اکراه افراد از مواجهۀ با مرگ امری بدیهی است. اما نتایج تحقیقات گویای آن است که مرگ مثبت‌تر از چیزی است که ما تصوّر می‌کنیم. ]]> علم Sun, 11 Jun 2017 11:48:43 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7383/