پایگاه تحلیلی خبری دین آنلاین - آخرين عناوين علم :: نسخه کامل http://dinonline.com/news/culture/science Mon, 23 Jan 2017 20:18:59 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://dinonline.com/skins/default/fa/normal3/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری دین آنلاین http://dinonline.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری الف آزاد است. Mon, 23 Jan 2017 20:18:59 GMT علم 60 فیلسوفان سفیدپوست را از برنامۀ درسی حذف کنید http://dinonline.com/doc/report/fa/7091/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از واشنگتن تایمز، دانشجویان دانشکدۀ «مطالعات شرقی و آفریقایی-اس‌او‌ای‌اس» (SOAS) می‌خواهند آثار سقراط، افلاطون و فلاسفۀ کلاسیک دیگر از دروس دانشگاه حذف شود و این تقاضا نه به خاطر نوع منطق و استدلال آنها، بلکه به خاطر رنگ پوست این فلاسفه است.   برنامۀ دانشجویان برای استعمارزدایی از دانشکدۀ «مطالعات شرقی و آفریقایی» دربردارندۀ فهرستی از اولویت‌هایی است که گروهی از دانشجویان برای سال آتی در نظر گرفته‌اند. دانشجویان خواستار آنند که اکثریت فلاسفه‌ای که آثار آنها در این رشته موردمطالعه قرار می‌گیرد از جنوب جهانی (جهان ‌سوم) یا جمعیت‌های پراکندۀ آن باشند. این گروه در وب‌سایت خود عنوان داشته که اگر لازم باشد آثار فلاسفۀ سفیدپوست نیز موردمطالعه قرار بگیرد، اساتید ملزمند آثار آنها را از دیدگاهی انتقادی تدریس کنند. برای مثال این که بپذیرند فلاسفۀ روشنگری آثار خود را در یک فضای استعماری تحریر کرده‌اند. این درخواست‌ها موجب عصبانیت دانشگاهیونی شده که روزنامه‌های انگلیس با آنها مصاحبه کرده‌اند. آقای آنتونی سلدون، نائب‌رئیس «دانشگاه باکینگهام» در روز شنبه خطاب به «دیلی‌میل» اظهار داشت: "«صحّت سیاسی» دارد از کنترل‌مان خارج می‌شود. ما باید جهان را همان‌گونه که بوده بفهمیم، نه این که تاریخ را آن‌گونه که دوست داریم بازنویسی کنیم!" آقای فیلسوف، سر راجر اسکراتون می‌گوید: "اگر آنها فکر می‌کنند که کانت نقد خود از عقل محض را در یک فضای استعماری نوشته است، من هم می‌خواهم از آن آگاه شوم." اریکا هانتر، رئیس بخش ادیان و فلاسفۀ  دانشکدۀ مطالعات شرقی و آفریقایی نیز در مقابل درخواست دانشجویان مقاومت نشان داد و گفت این تقاضاها مضحک هستند. اولویت‌های دیگر این گروه دانشجویی شامل به دست‌ آوردن بورسیه برای پناهندگان و مبارزه با به حاشیه رانده شدنِ دانشجویان اقلیتی است. ]]> علم Tue, 10 Jan 2017 21:21:23 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7091/ رسالت یک متخصص ژنتیک برای پیوند دین با علم ژنتیک http://dinonline.com/doc/report/fa/7060/ خانم وو معتقد است علم ژنتیک باید از سطح مقالات علمی و همایش‌ها فراتر رود و وارد زندگی مردم شود. لذا تصمیم گرفته است تا در این رابطه با رهبران مذهبی ارتباط برقرار کند. وی در کنفرانسی که پاییز امسال برگزار کرد، دانشمندان، مشاوران ژنتیک، کشیشان و اعضای جوامع مذهبی را گرد هم آورد و این پرسش را مطرح کرد که: «آیا رهبران مذهبی که بین آنها و مردم اعتماد و ارتباط خوبی برقرار است، می‌توانند به ما متخصّصان ژنتیک کمک کنند؟» متخصّصان حوزۀ اخلاق زیستی و رهبران مذهبی مدّت‌هاست که بر سر جوانب اخلاقیِ اصلاح ژنتیکی (برای مثال اصلاح ژنوم‌های جنین) بحث و گفتگو پرداخته‌اند. اکثر آمریکایی‌های متدیّن مایل نیستند که بر روی فرزند آنها اصلاح ژنتیکی صورت گیرد. در مهندسی ژنتیک، اصلاح ژن‌ها، حذف ژنوم‌های بیمار و معیوب، بحث اخلاق و نگاه دین به این موضوع و جوازِ عملی آن مطرح است. کلیسای کاتولیک معتقد است که اگر مهندسی ژنتیک در خدمت درمان اختلالات و بیماری‌ها باشد، در آن صورت قابل‌قبول خواهد بود. اما متخصّصان اخلاق زیستی می‌گویند اصلاح ژنتیکی می‌تواند دستاوردهایی فراتر از حدّ درمان داشته باشد و وارد حوزۀ بهسازی انسان‌ها شود. اینجاست که مسئله قدری ذهنی‌تر می‌شود. برای مثال این بحث مطرح می‌شود که آیا اصلاح ژنتیکی برای مصون‌سازی انسان در برابر بیماری ایدز، نوعی درمان محسوب می‌شود یا خیر. یا این که آیا رفع دلایل ژنتیکی‌ای که منجر به نابینایی یا سندروم داون می‌شود حرکت درستی است یا خیر. بسیاری از افراد چنین اختلالاتی را نقص تلقّی می‌کنند، اما بعضی دیگر معتقدند که باید این اختلالات را نیز پذیرفت و کاری به آنها نداشت. ]]> علم Tue, 27 Dec 2016 19:39:16 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7060/ گنجاندن مراقبت‌های معنوی در عرصۀ پزشکی http://dinonline.com/doc/report/fa/7026/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن پست، پوچالسکی می‌گوید گاهی اوقات مهم‌ترین چیزی که یک پزشک می‌تواند به بیمار خود هدیه دهد، حضورش و ابراز تمایلش به شنیدن سخنان بیمار است. با این کار پزشکان می‌توانند هم نیازهای جسمی بیمار را برآورده کنند و هم به احتیاجات روحی و معنوی‌شان رسیدگی کنند. وی معتقد است پزشکان نباید روی دینی که بیمار به آن گرایش دارد تمرکز کنند، بلکه در عوض موظّفند به بیمار کمک کنند تا بیماری و دردی را که می‌کشد خوب و درست تحلیل کنند و در پی معنا و مفهومی باشند که در پس بیماری‌شان نهفته است. متأسفانه این الگو در عرصۀ پزشکی جا نیفتاده است، اما پوچالسکی، پزشکان، دانشجویان پزشکی‌ و دین‌یارانی که در این مجموعه به فعالیت می‌پردازند سعی دارند این الگو را جا بیندازند. دکتر مایکل بالبونی، الهیدان و استاد روان‌پزشکی دانشگاه هاروارد حرفۀ خود را وقف پژوهش دربارۀ ابعاد معنوی و روحی در مراقبت‌های پزشکی کرده است. تحقیقات وی از تأثیر ژرفی که دین می‌تواند بر تصمیمات پزشکی بیماران بگذارد پرده برداشته است. البته نکتۀ دیگری که او خاطرنشان می‌کند این است که معمولاً متخصّصانِ مراقبت‌های پزشکی نسبت به دین و معنویات بی‌توجّه هستند. جامعۀ پزشکان اندکی کمتر از عموم مردم آمریکا مذهبی هستند. اما بسیاری از پزشکان مثل دکتر جان یون (John Yoon) از دانشگاه شیکاگو عرصۀ پزشکی را دقیقاً به خاطر اعتقادات معنوی خود دنبال می‌کنند. البته معمولاً چیزی که در انتظارشان است یأس و سرخوردگی است. یون در پاسخ به هافینگتون‌پست گفت: "همین که وارد دانشگاه پزشکی شدم، یک شوک فرهنگی به من وارد شد. متأسفانه آن‌ موقع در علم پزشکی فضایی برای کاوش ابعاد معنوی و مذهبی وجود نداشت". در سال 1995 پوچالسکی و «بنیاد جان تمپلتون» (John Templeton Foundation) تیمی را تشکیل دادند و برای آن دسته از دانشگاه‌های پزشکی‌ که در حوزۀ مسائل معنوی ورود کرده بودند جوایزی در نظر گرفتند. در دو دهۀ گذشته دانشگاه‌هایی در سراسر آمریکا، از جمله دانشگاه دوک، هاروارد، شیکاگو و لویولا برنامه‌هایی در حوزۀ «معنویت و سلامت» راه‌اندازی کرده‌اند. تعداد دانشگاه‌های پزشکی که آموزش در حوزۀ مسائل معنوی را در برنامۀ درسی خود گنجانده‌اند، از 13% در سال 1994، به تقریباً 90% در سال 2014 رسید. با این حال نسل جدید دانشجویان پزشکی بیش از این تشنۀ چنین آموزش‌هایی هستند. (40% پرستاران و پزشکان می‌گویند مراقبت‌های معنوی‌ای که ارائه می‌دهند کمتر از چیزی است که دوست دارند.) اگر پزشکان در مراقبت‌های پزشکی خود برقراری ارتباط معنوی با بیماران را فراموش کنند، فی‌الواقع فرصت‌ها را از دست داده‌اند. یک پزشک باید از اعتقادات و گرایش دینی بیمار خود آگاه باشد، تا بتواند راهنمایی و کمک بیشتری به او ارائه دهد. مثلاً اگر بیمار او روزه می‌گیرد، پزشک باید از این امر مطّلع باشد و داروها را مطابق ساعات غذای بیمار تجویز کند. نمونه‌ای از عدم هم‌سویی بیمار و پزشک، موردی بود که در آن یک عمل جراحی در لحظۀ آخر به تعویق افتاد. علّت آن بود که بیمار در لحظۀ آخر عنوان کرده بود که از پیروان فرقۀ مسیحیِ «شاهدان یهوه» و لذا مخالف تزریق خون دیگران است. پزشکان نیز ناگزیر از روش دیگری تحت عنوان «نجات سلول» (روشی است که در آن خون از دست‌رفته از بیمار دومرتبه بازیافت و مجدّداً به بیمار تزریق می‌شود) بهره گرفتند. در حالی که اگر پزشک توانسته بود با بیمار ارتباط برقرار کند، تأخیری در جرّاحی رخ نمی‌داد. بالبونی و دیگر محقّقانی که در کنار او کار می‌کنند به نتیجه رسیده‌اند که هر چه بیمارانِ مبتلا به امراض لاعلاج مراقبت‌های معنویِ بیشتری دریافت کنند، کمتر در پی مراقبت‌های ویژه و پرهزینۀ پیش از مرگ خواهند بود. اما مشکلی که معمولاً وجود دارد آن است که برنامۀ کاری پزشکان و پرستاران چنان فشرده است که زمان زیادی برای ارائۀ مراقبت‌های معنوی برای آنها باقی نمی‌ماند. ولیکن به هر حال باید راه‌های بهتری برای برقراری این ارتباط پیدا کرد.   ]]> علم Sun, 11 Dec 2016 16:03:46 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7026/ نتیجه بررسی‌های علمی: تجربیات معنوی همسان مصرف افیون تأثیر می‌گذارد http://dinonline.com/doc/report/fa/7000/ به گزارش دین‌آنلاین، به نقل از ایندیپندنت، دانشمندان «دانشگاه یوتا» با استفاده از اسکن ام‌.آر‌.آی. فعالیت مغزی نوزده جوان مورمون را در هنگام انجام کارهای مختلفی مثل استراحت، نگاه کردن به اخبار کلیسا دربارۀ گزارش‌های مالی، نیایش، خواندن جملات رهبران دینی و خواندن کتاب مقدّس بررسی کردند. از آنها خواسته شد هرگاه احساس معنویت به آنها دست داد، دکمه‌ای را فشار دهند. با بررسی اسکن‌ها، پژوهشگران متوجّه شدند که در لحظات تجربۀ معنوی، بعضی از نقاط مغز به رنگ روشن درآمده است. اینها همان نقاطی هستند که در هنگام گوش دادن به موسیقی، در لحظات عاشقانه و در موقع مصرف مواد مخدّر نیز در اسکن ام‌آر‌آی به رنگ روشن مبدّل می‌شوند. این بخش از مغز که «نوکلئوس اکومبنس» نام دارد، تحت عنوان «مرکز پاداش» مغز شناخته شده که کارکرد آن کنترل اعتیاد است و در ترشّح هورمون دوپامین نقش دارد. دوپامین یکی از موادی است که وضع و حال روحی انسان را کنترل می‌کند. دکتر جفری اندرسون (Jeffrey Anderson)، متخصّص رادیولوژیست اعصاب که عهده‌دار این مطالعه بوده است، در پاسخ به سی‌ان‌ان گفت: "به نظر می‌رسد که این نقاط مغز در تجربیات معنوی و مذهبی فعّال می‌شوند. اما رشتۀ عصب‌شناسی دینی هنوز رشتۀ جوانی است و مطالعات کمی روی آن صورت گرفته است. مطالعۀ ما اولین مطالعه‌ای بود که فعالیت نوکلئوس اکومبنس را به نمایش گذاشت. میلیاردها نفر تصمیمات مهم زندگی خود را بر پایۀ احساسات و تجربیات معنوی و مذهبی خود می‌گیرند و این احساسات یکی از قدرتمندترین عوامل مؤثر در رفتار اجتماعی ما هستند. با این حال، اطلاعات ما دربارۀ آنچه ضمن تجربیات معنوی در مغزمان می‌افتد بسیار اندک است و لازم است در این حوزه پژوهش‌های بیشتری صورت گیرد". ]]> علم Sun, 04 Dec 2016 09:30:03 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7000/ رئیس دفتر تبلیغات از تحول در نگرش حوزه برای مواجهه با علوم انسانی خبر داد http://dinonline.com/doc/report/fa/7006/ به گزارش دین‌آنلاین، حجت‌الاسلام و المسلمین احمد واعظی، رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معتقد است با وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی و آغاز شدن فعالیت‌ها در جهت به کرسی نشاندن و عملی کردن آموزه‏‌های دینی در عرصه‏ اجتماع  و تشکیل حکومت و جامعه دینی، دست‌آوردی که به‌تدریج برای حوزه‏ به دست آمده، آن است که حوزه‏ با دشواری‌ها، مشاکل و موانع پیاده کردن وجه اجتماعی دین بیشتر آشنا شده است. او در ادامه گفته است: قبل از انقلاب تصور می‌شد که به‌سهولت می‌توان جامعه را دینی و مناسبات اجتماعی را اسلامی کرد، اما به نظرم اکنون این درک درحال حاصل شدن است که این کار به‌آسانی نیست؛ در حقیقت درک بسیط جای خود را به درک پیچیده داده است. وی افزوده است: فضلایی که به هر صورت در این حوزه‌ها مشغول هستند و در حقیقت دغدغه احیای تمدن اسلامی یا اقتصاد اسلامی را دارند و دستی در علوم انسانی و اسلامی دارند، متوجه شده‌اند که این کار، آسان نیست. قبل از انقلاب تصور این بود که بین آموزه‏‌های اسلامی و پیاده شدن در جامعه فقط عنصر مانع وجود دارد یعنی یک حکومت طاغوتی مانع است و اگر این حکومت کنار رود، برای تحقق این امور بسیاری از موانع و مشکلات از بین می‌روند؛ گمان می‌کنم در حال حاضر برخی از حوزویان در حال رسیدن به این جمع‌بندی هستند که کارهای جدی علمی برای حل این مشکلات و موانع نیاز است. این سخنان رئیس دفتر تبلیغات در حالی مطرح می‌شود که چندی پیش حجت‌الاسلام‌والمسلمین حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و از طراحان اصلی اسلامی‌سازی علوم انسانی در دومین هم‌اندیشی روش‌های تحقیق در علوم انسانی که در مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا برگزار شد، گفت: «به اعتقاد من نیاز نیست که علوم اجتماعی متناظر با فرهنگ اسلام تولید شود بلکه باید علوم اجتماعی متناظر با فرهنگ خود را ببینیم و دریابیم، چون این علوم وجود داشته و در طول زمان تغییرات خود را داشته است. تنها باید آن را دید و شناخت.» سخنی که می‌تواند شاهدی بر تغییر نگرش و رویکرد متولیان اسلامی‌سازی علوم انسانی باشد. علوم انسانی تا پیش از این از سوی اصحاب اسلامی‌سازی به دلیل اتهام برخورداری از چارچوب معرفتی و پارادایمیک غربی، از نظر ایشان تنها با استحاله مبنایی و ریشه‌ای قابل اسلامی سازی بود اما حالا انگاری حمید پارسانیا با طرح این سخنان درصدد گفتن این نکته است که با پذیرش برخی از همان روش‌ها نیز می‌توان به سراغ بومی‌سازی علوم انسانی رفت. شاید این سخنان نشان دهنده تحول در مواجهه حوزه علمیه با اجتماع و علوم انسانی باشد؛ ماجرایی که رئیس دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم از آن خبر داده است. ]]> علم Sat, 03 Dec 2016 22:31:07 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/7006/ اعتقاد به وجود خدای علیم و تأثیر آن در افزایش همکاری میان مردم http://dinonline.com/doc/report/fa/6998/ به گزارش دین‌آنلاین، براساس مطالعۀ دانشگاه بریتیش کلمبیا که در نشریۀ «نیچر» منتشر شده است، اعتقاد به وجود خدایی که علم مطلق دارد و انسان‌ها را به خاطر اعمال ناشایستشان مجازات می‌کند (این یکی از ویژگی‌های لاینفک همۀ ادیان، از مسیحیت گرفته تا هندوئیسم است) می‌تواند نقشی کلیدی در افزایش همکاری در میان افرادی داشته باشد که ارتباط دوری با هم دارند و به پیشرفت و توسعۀ کشورها کمک کند. این پژوهش که نتیجۀ مشارکت بین‌المللی مردم‌شناسان و روان‌شناسان بوده است، به تأثیر دین بر تمایل انسان‌ها برای همکاری با افراد دیگر خارج از حلقۀ اجتماعی‌شان می‌پردازد. ضمن این مطالعه، با حدود ششصد نفر از جوامعی در وانواتو، فیجی، موریس، سیبری و تانزانیا که پیروان ادیان بودیسم، مسیحیت، هندوئیسم، آنیمیسم و نیاپرستی بودند، مصاحبه‌ها و آزمون‌هایی رفتاری صورت گرفته است. آقای بنجامین پورزیکی (Benjamin Purzycki) سرپرست اصلی پژوهش که یکی از پژوهشگران دارای مدرک فوق‌دکترا در «مرکز تکامل، شناخت و فرهنگ انسانی» در دانشگاه بریتیش کلمبیا است می‌گوید: "بعضی از اعتقادات (مثل اعتقاد به وجود خدایی که به تعاملات و رفتارهای بشر آگاه است و آنها را به سبب تخلّفات اخلاقی‌شان مجازات می‌کند) می‌تواند در افزایش تعاون و تشریک‌مساعی میان انسان‌ها تأثیر داشته باشد." اگر انسان بداند که کسی او را می‌بیند و آگاه باشد که در صورت طمع‌کاری یا دست‌کجی کردن خداوند او را تنبیه خواهد کرد، احتمال این که رفتارهایی ضدّاجتماعی نسبت به هم‌کیشان خود روا بدارد کمتر خواهد شد. بنابر نتایج این پژوهش، کسانی که به وجود خدای عالم بر همه چیز عقیده دارند و معتقدند خداوند انسان‌ها را به خاطر اعمال سوءشان مجازات می‌کند، معمولاً نسبت به هم‌کیشان ناشناس و دورِ خود (کسانی که در حوزۀ ایمان به خدا و مناسک دینی اعتقادات مشابهی دارند، اما نه این که لزوماً پیرو همان دین باشند) به‌انصاف رفتار می‌کنند. طبق دستاوردهای این مطالعه، وقتی انسان‌ها چنین عملکردی را در پیش می‌گیرند، فی‌الواقع رفتار آنها به نفع جوامع امروزی خواهد بود؛ چراکه بدین ترتیب از نهادها و مؤسسات بزرگ و تعاونی، تجارت‌، بازارها و شرکت‌ها پشتیبانی خواهند کرد. پورزیکی می‌گوید: "عقاید دینی می‌تواند یکی از عوامل تأثیرگذار اصلی در توسعه و ثبات نهادهای بسیار پیچیدۀ اجتماعی مثل حکومت‌ها باشد". ]]> علم Thu, 01 Dec 2016 13:04:58 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6998/ آیا می‌توان به جای روانشناس، به مشاور فلسفی مراجعه کرد؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/6835/ مطالعات فلسفیِ چندین هزار ساله می‌تواند برای کسانی که با مشکلات زندگی مواجه هستند توصیه‌هایی عملی دربرداشته باشد. یکی از رشته‌های فلسفه کاملاً به بررسی مسائل اخلاقی اختصاص دارد؛ فلاسفۀ رواقی به ما نشان می‌دهند که چگونه می‌توانیم دشواری‌ها را پشت سر بگذاریم، هستی‌گرایان می‌توانند ما را در رابطه با موضوع اضطراب راهنمایی کنند و ارسطو نیز یکی از اولین متفکّرانی بود که مسئلۀ شاکله‌های یک «زندگی خوب» را مطرح کرد. تمام این موضوعات می‌تواند بخش قابل‌اعتنایی از جلسات ‌روان‌درمانگریِ فلسفی را تشکیل دهد. در اوایل دهۀ 1990 الیوت کوهن (Elliot Cohen) برای نخستین بار ارائۀ مشاورۀ فلسفی را مطرح ساخت و «انجمن ملّی مشاورۀ فلسفی» (ان‌پی‌سی‌ای) (NPCA) را که متشکّل از بیست مشاور بود تأسیس کرد. براساس آنچه در وب‌سایت «ان‌پی‌سی‌ای» ذکر شده است، موانعی که بر سر راه فعالیت نویسندگان پیش می‌آید، از دست دادن شغل، به تعویق افتادن امور و مورد پذیرش قرار نگرفتن همه موارد مناسبی برای راهنمایی فلسفی هستند. (با این حال اگر مشاور متوجّه شود که مراجعه‌کننده مبتلا به نوعی مشکل جدّی در ارتباط با بهداشت روان شده است، او را به یک روان‌درمانگر ارجاع خواهد داد.) مراجعه‌کنندگان برای هر جلسه مشاورۀ فلسفیِ یک ساعته نزدیک به صد دلار پرداخت می‌کنند. کوهن می‌گوید: "من افراد زیادی را دیدم که با تمام این مشکلات زندگی دست به گریبان بودند و به نظرم رسید که با یاد دادن طرز تفکّری که دانشجویان در دروس فلسفه و مقدّمات منطق با آن آشنا می‌شوند، می‌توان به افراد راهنمایی و مشاوره داد." کوهن غالباً از سخنان ژان پل سارترِ هستی‌گرا نقل می‌کند که معتقد بود انسان چیزی جز اعمال خود نیست. او می‌افزاید: "اگر انسان دست به عمل نزند، قادر به ارائۀ تعریفی از خود نخواهد بود و حاصل عمر او چیزی جز یک رؤیا یا آرزوی ناکام نخواهد بود." کوهن اکثراً به بیماران خود تکلیف می‌دهد که بعضی از کتب فلسفی را مطالعه کنند. تجویز خواندن کتب فلسفی برای آن نیست که مراجعه‌کننده به یک دیدگاه خاصّ فلسفی گرایش پیدا کند، بلکه برای آن است که قدرت استدلال آنها تقویت شود. کوهن می‌گوید: "ما به مردم توصیه نمی‌کنیم پیرو چه فلسفه‌ای باشند، بلکه مصلحت‌ها و جذابیت‌های اخلاقی را به آنها متذکّر می‌شویم."  یکی از مراجعه‌کنندگان شوهری داشت که فوق‌العاده سلطه‌جو بود و بر همین اساس، کوهن از او خواست کتاب «انقیاد زنان» (The Subjection of Women) نوشتۀ جان استوارت میل را مطالعه کند. این فیلسوف انگلیسیِ قرن نوزدهمی از زنانی نوشته بود که با خواست و ارادۀ خود برده شده بودند و تن به دستورات مردان می‌دادند. مطالعۀ این کتاب تأثیر چشمگیری روی آن خانم مراجعه‌کننده داشت و وقتی نزد کوهن بازگشت گفت: "من دیگر نمی‌خواهم برده‌‌ای راغب باشم." ناتان نوبیس (Nathan Nobis) که یکی از مشاوران فلسفی است، می‌گوید تعداد زیادی از مراجعه‌کنندگان او بعد از این که روان‌درمانگری را تجربه کرده و به نتیجه نرسیده بودند نزد او می‌آمدند. او می‌گوید: "آنها غالباً به مشاوران سنّتی مراجعه کرده بودند و احساس می‌کردند آنها درست منظورشان را متوجّه نمی‌شوند. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که مشکل آنها جنبۀ فلسفی دارد." نوبیس تعریف می‌کند که خودش بعد از این که در جلسات روان‌درمانی شرکت کرد و به ارتباط و هم‌بستگی این روش‌ها با فلسفه پی برد، تصمیم گرفت مشاور فلسفی شود. او برای این که به مراجعه‌کنندگان کمک کند تا بتوانند به‌روشنی تعقّل و استدلال‌ کنند، از منطق فلسفی استفاده می‌کند و از نظر او این کار تقریباً شبیه به روش روان‌درمانیِ شناختی-رفتاری است. او می‌گوید: "اینها همان تکنیک‌هایی هستند که غالباً در کلاس‌های اخلاق برای حل مشکلات اخلاقی به کار می‌رود، اما در اینجا آنها را برای حلّ مشکلات فردی یا ارتباطی مورد استفاده قرار می‌دهیم." اما هنوز یافتن مشاور فلسفی قدری دشوار است. این عرصه هنوز نوپا است، به‌ویژه در مقایسه با هزاران روان‌درمانگری که مشاورۀ معمولی ارائه می‌دهند. البته تعداد مشاوران ظرف پنج سال گذشته افزایش قابل‌توجّهی داشته است. کوهن می‌گوید در حال حاضر سیصد مشاور فلسفی در «ان‌پی‌سی‌ای» مشغول به فعالیت هستند، در حالی که پنج سال پیش تعداد آنها 75 نفر بود. علاوه بر این، «انجمن متخصّصان فلسفی آمریکا» (ای‌پی‌پی‌ای) (American Philosophical Practitioners Association-APPA) که یک نهاد مشاورۀ فلسفی شناخته‌شدۀ دیگر است اعلام می‌کند که تاکنون به دویست متخصّصِ فعال گواهی‌نامه داده است و این رقم از سال 2011 تاکنون، 30% افزایش داشته است. شرط «ان‌پی‌سی‌ای» برای پذیرش مشاور، آن است که دست‌کم دارای مدرک کارشناسی‌ارشد در رشتۀ بهداشت روان باشند و دورۀ عملی فلسفه خصوصاً روان‌درمانگریِ منطق-محور را بگذرانند. مشاوران «انجمن متخصّصان فلسفی آمریکا» نیز برای دریافت گواهیِ دستیاری، ملزم به داشتن مدرک کارشناسی‌ارشد در رشتۀ فلسفه هستند. طی سال‌های اخیر، هر دو انجمن از افزایش علاقۀ فلاسفۀ جوانی گزارش داده‌اند که قصد دارند از دانش آکادمیک خود به نحو عملی استفاده کنند. جالب است که نیاز به روش‌های ‌روان‌درمانگریِ فلسفی با این علاقۀ فزاینده هماهنگی دارد. کوهن می‌گوید: "اکنون مردم نسبت به قبل آگاه‌تر شده‌اند که تفکّر فلسفی دربارۀ مشکلات، به‌ویژه مشکلات اخلاقی، سودمند و نتیجه‌بخش است." کوهن معتقد است که روند اخیرِ افزایش توجّهات به حوزۀ روان‌درمانگری فلسفی، با افزایش آگاهی‌ها دربارۀ نحوۀ به‌کارگیری فلسفه برای پیشبرد تکنولوژی مثل هوش مصنوعی و مسائل نوین اخلاقی مثل موضوع سرپرستی همراه بوده است. حتّی تعداد اساتیدی که در حوزۀ فلسفۀ کاربردی مثل اخلاق زیستی یا فلسفۀ روان کار می‌کنند نیز افزایش یافته است. وی می‌گوید: "فلسفه در حال ورود به حوزه‌های عملی است و جز حوزۀ مشاورۀ فلسفی، در حوزه‌های متعدّد دیگری نیز در حال نفوذ است." ]]> علم Wed, 19 Oct 2016 15:49:54 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6835/ آیا در آینده فرزندانمان را «سفارشی» به دنیا خواهیم آورد؟ http://dinonline.com/doc/note/fa/6751/ مادر این طفل شرایط ژنتیکی به‌خصوصی داشت که باعث می‌شد کودکش در دو یا سه سالگی از دنیا برود. این زوج تاکنون چهار سقط‌جنین داشتند و دو کودک خود را نیز از دست داده بودند. این بار پزشکان دی‌ان‌ای تخمک مادر را با میتوکندری یک تخمک اهدایی ترکیب کردند، تخمک جدیدی به وجود آوردند و سپس آن را با اسپرم پدر بارور ساختند. نتیجه نوزادی شد که دارای 0.1% دی‌ان‌ای اهدایی است، البته بدون نقص ژنتیکی‌ای که موجب مرگ او می‌شد. تکنولوژی نه فقط تولید تخمک‌های دستکاری‌شده، بلکه تولید اسپرم‌های دستکاری‌شده را نیز امکان‌پذیر ساخته است. برای مثال بانک اسپرم لندن برنامه‌ای برای گوشی‌های همراه منتشر کرده است که به زنان این امکان را می‌دهد تا اهداکننده‌های اسپرم را بر اساس قومیت، شغل، تیپ شخصیتی، رنگ چشم و غیره غربال کنند. همچنین آنها می‌توانند برنامه را طوری تنظیم کنند که وقتی اهداکننده‌ای با مشخصات مطلوب‌شان در دسترس بود، به آنها اطّلاع دهد. در حال حاضر پزشکان می‌توانند از قبل والدین را آگاه سازند که آیا حامل ژن‌هایی که منجر به سندروم داون، فیبروز کیستیک، اسپینا بیفیدا، بیماری سلول داسی‌شکل، بیماری تای ساکس و اختلالات دیگر می‌شود هستند یا خیر. می‌توانیم روزی را تصوّر کنیم که اشخاص همسر خود را براساس ظرفیت‌های ژنتیکی و قابلیت تولیدمثل‌شان انتخاب خواهند کرد. تاکنون میلیون‌ها نوزاد از طریق لقاح مصنوعی متولّد شده‌اند. از این طریق دانشمندان می‌توانند وجود بیماری‌های گوناگون را در جنین‌ها مورد آزمایش قرار دهند، سپس جنین‌های سالم را کشت کنند و بقیه را فریز کنند یا کنار بگذارند. به‌زودی این امکان به وجود خواهد آمد که مواردی مثل هوش و ساختمان جسمی نیز مورد آزمایش قرار بگیرد. تولید نوزادان سفارشی پیامدهای اخلاقی گوناگونی دارد: یکم. اگر (مانند من) اعتقاد داشته باشید که حیات زمانی آغاز می‌شود که اسپرم و تخمک به یکدیگر ملحق می‌شوند، از دیدگاه شما نیز جنین‌هایی که در آزمایشگاه‌ها تولید می‌شوند انسان محسوب خواهند شد. لذا کنار گذاشتن یا فریز کردن آنها به خاطر بیماری یا مسائل دیگر، عملی غیراخلاقی تلقّی خواهد شد. دوم. لقاح مصنوعی مستلزم هزینه‌های سنگین و شرایط آزمایشگاهی دشواری است. بنابراین صرفاً زوجین و کشورهای متموّل قادر به تولید سفارشیِ فرزندان خود خواهند بود و فرهنگ‌های ضعیف‌تر از این امکان بی‌بهره خواهند ماند. لذا به این ترتیب شکاف بین ثروتمندان و فقرا به نحو چشمگیری افزایش خواهد یافت. سوم. در این رابطه، موضوع وقوع پیامدهای غیرعمد بسیار پررنگ است. دنیای بدون کودکان سندوم داون چگونه خواهد بود؟ تصمیمات پزشکی فعلی چه تأثیری بر نسل‌های آتی خواهد داشت؟ آیا این به منزلۀ «بازی کردن با خدا» نیست؟ من شخصاً معتقدم که لقاح مصنوعی که به زوجین نابارور کمک می‌کند تا صاحب فرزند شوند، فن‌آوری فوق‌العاده‌ای است. اما معتقدم که زوجین باید هر جنینی را که تولید می‌کنند کشت کنند. و معتقدم که ما باید از تن دادن به وسوسۀ استفاده از لقاح مصنوعی و یا فن‌آوری ژنتیکی برای ارتقای ویژگی‌ها و استعدادهای فرزندانمان خودداری کنیم. تنها خدا است که آفریننده و بخشندۀ حیات است. می‌توانیم در مقام نیایش با حضرت داوود هم‌نوا شویم که به درگاه خدا دعا می‌کرد: "تو را ستایش می‌کنم، چراکه مرا به طرزی شگفت آفریده‌ای" (مزمور 139: 14). حق با مکس لوکادو (Max Lucado) است: "وجود ما یک اتّفاق و تصادف نبوده است. ما به طور عمده تولید نشده و محصول خطّ مونتاژ نبوده‌ایم! بلکه سازندۀ توانمندمان ما را سنجیده و آگاهانه طرّاحی کرده، موهبت‌ها و استعدادهای خاصی به ما بخشیده و با مهربانی ما را به دنیا منتقل کرده است." آخرین مرتبه‌ای که به خاطر وجود و حیات ابدی خود به درگاه آفریدگار شکرگذاری کردیم چه زمان بوده است؟ ]]> علم Sun, 02 Oct 2016 11:40:49 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6751/ «هورمون عشق» یا همان اکسی‌توسین می‌تواند احساس معنویت را در افراد تقویت کند http://dinonline.com/doc/report/fa/6732/ به گزارش دین‌آنلاین به نقل از هافینگتن‌پست، در مطالعه‌ای که تازگی خانم «پتی ون کاپلن» (Patty Van Cappellen) روان‌شناس اجتماعیِ دانشگاه دوک آن را سرپرستی کرده، هشتاد و سه مرد در بازۀ سنّی 35 تا 64 ساله شرکت کردند. به تمام آنها یک اسپری بینی داده شد که برای عدّه‌ای حاوی اکسی‌توسین، و برای بقیه حاوی دارونما بود. افرادی که دوز اکسی‌توسین دریافت کرده بودند در مقایسه با کسانی که دارونما دریافت کردند، احساس معنویت بیشتری را گزارش دادند. ون کاپلن می‌گوید: "به نظر می‌رسد حمایت بدن از باورهای معنوی تا حدودی به خاطر ترشّح هورمون اکسی‌توسین است." در این مطالعه معنویت به عنوان «حس پیوند با قدرتی برتر یا با جهانی که به زندگی انسان معنا می‌بخشد» تعریف شد. گروهی که اکسی‌توسین دریافت کرده بودند، بیشتر ابراز داشتند که معنویت در زندگی آنها مهم است و زندگی معنا و مقصودی دارد. به علاوه، این دسته جملاتی مثل "تمام امور زندگی به هم مرتبط است" و "سطح بالاتری از هشیاری یا معنویت وجود دارد که تمام انسان‌ها را با هم پیوند می‌دهد" را بیشتر تأیید کردند. شرکت‌کنندگان در مطالعه به یک راهنمای تفکّر و تعمّق مذهبی نیز گوش دادند. بعد از آن، گروهی که اکسی‌توسین دریافت کرده بودند، بیشتر از دسته‌ای که دارونما دریافت داشته بودند احساسات مثبتی مثل خوف از خدا، حس شکر و سپاسگذاری، امید، الهامات الهی، علاقه، عشق و آرامش را گزارش دادند. اعتبار نتایج مطالعه صرف‌نظر از گرایش‌های دینی شرکت‌کنندگان، موردتأیید واقع شد و یک هفته پس از توزیع هورمون و دارونما نتایج همچنان ثابت بود. ون کاپلن خاطرنشان ساخت که نتایج مطالعه را تنها می‌توان دربارۀ مردان به کار برد، چراکه شرکت‌کنندگان همگی مرد بودند. به گفتۀ او، نحوۀ تأثیرگذاری اکسی‌توسین در بدن زنان و مردان اندکی متفاوت است، و لذا مطالعات بیشتری باید صورت بگیرد تا نقش این هورمون بر روی سطح معنویت در زنان نیز بررسی شود. حتّی در میان مردان نیز ممکن است این تأثیر یکسان نباشد. مطالعه گویای آن بود که اکسی‌توسین بر روی افرادی که دارای متغیر خاصّی از ژن خوشۀ 38  هستند، تأثیر معنوی شدیدتری دارد، زیرا این متغیّر موجب سامان‌یافتگی نحوۀ آزادشدن اکسی‌توسین از نورون‌های هیپوتالاموس در مغز می‌شود. ون کاپلن اظهار داشت: "معنویت امری پیچیده است و عوامل بسیاری بر آن تأثیرگذارند. اما واقعاً به نظر می‌رسد که اکسی‌توسین بر نحوۀ ادراک انسان‌ها از جهان و باورهایشان تأثیر می‌گذارد." اما ون کاپلن تنها کسی نیست که به این دستاوردها رسیده است. مطالعات پیشین نیز نشان داده‌اند که اکسی‌توسین تأثیر ژرفی بر سطح معنویت، سخاوت، ازخودگذشتگی و حس همدلی در افراد دارد. اکسی‌توسین در تحولّات معنوی نیز نقش ایفا می‌کند. با این همه، این هورمون دارای یک جنبۀ منفی نیز هست. مطالعه‌ای که در سال 2010 در هلند بر روی مردان در دانشگاه آمستردام صورت گرفت، حاکی از آن بود که آزمایش‌شوندگانی که دوز اکسی‌توسین دریافت کرده بودند، بیشتر از کسانی که دارونما دریافت کرده بودند تعصّباتی حاکی از قوم‌گرایی و بیگانه‌هراسی ابراز کرده بودند. خوشبختانه معنویت تنها وابسته به هورمون‌ها نیست. نوع تعریفِ اختیاریِ ما از معنویت است که ایجاد تفاوت می‌کند؛ این که معنویت را پیوند با تمام آفرینش تعریف کنیم یا آن را تعهّد صرف نسبت به کسانی بدانیم که نگرش، عملکرد و باورهای آنها همانند خودمان است. ]]> علم Tue, 27 Sep 2016 10:44:07 GMT http://dinonline.com/doc/report/fa/6732/ اکتشاف فسیل های جدید برای تکامل‌گرایان مشکل‌آفرین می‌شود http://dinonline.com/doc/note/fa/6695/ حکایتی قدیمی دربارۀ یک شیمی‌دان، یک فیزیک‌دان و یک اقتصاددان وجود دارد که هر سه در یک جزیرۀ دورافتاده و خالی از سکنه گیر افتاده بودند و جز یک قوطی سوپ، چیزی برای خوردن نداشتند. در حالی که همگی متحیّر مانده بودند که چطور درب قوطی را باز کنند، شیمی‌دان گفت: "بیایید قوطی را حرارت دهیم تا باد کند و تجمّع گازهای داخلش باعث ترکیدن آن شود". فیزیک‌دان گفت: "نه، به نظر من بهتر است آن را از بالای صخره پرت کنیم تا با انرژی جنبشیِ لازم بر روی سنگ‌ها بیفتد و باز شود"، و در آخر اقتصاددان بعد از یک لحظه فکر کردن گفت: "به نظر من، بیایید یک قوطی‌بازکن را فرض کنیم!" حرفه‌ها مشاغل و دیگری نیز هستند که با فرضیات سر و کار دارند. رویکرد داروینیست‌ها برای یافتن مبدأ حیات بسیار شبیه به طرز تفکّر اقتصاددانان برای باز کردن قوطی است. سازوکار داروینی مبنی بر جهش ژنتیکی و گزینش طبیعی همه‌چیز را دربارۀ حیات توجیه می‌کند، به جز چگونگی آغاز یافتن آن! داروینسیت‌ها ناگزیرند بگویند: "یک سلول خودتکثیرگر را فرض کنید که حاوی اطلاعاتی در قالب کدهای ژنتیکی است". بسیار خوب، اما این معجزۀ کوچک از کجا آمده است؟ کشف جدیدی که صورت گرفته، توجیه وجود آن سلول اولیه را از آنچه که هست نیز دشوارتر می‌سازد. شاید بتوان گفت فسیل‌هایی که دانشمندان استرالیایی در گرین‌لند از زیر خاک بیرون آورده‌اند، قدیمی‌ترین آثار حیات هستند که تاکنون کشف شده است. اخیراً گروهی از دانشگاه ولونگانگ (Wollongong) یافته‌های خود را در نشریۀ «نیچر» (Nature) منتشر کرده‌ و ترکیب‌هایی به نام «استروماتولیت» را معرّفی کرده‌اند که در اثر پسروی یخ‌ها پدیدار شده‌اند. شاید کلمۀ استروماتولیت شبیه نام بیماری باشد، اما در واقع آنها سنگ‌های زیستی هستند که از مجموعۀ میکروب‌هایی که در آب‌های کم‌عمق زندگی می‌کنند تشکیل شده‌اند. اگر به باهاماس سفر کنید، می‌توانید استروماتولیت‌های زنده را ببینید. چه چیز خاصّی دربارۀ استروماتولیت‌ها وجود دارد؟ استروماتولیت‌ها در سنگ‌هایی دیده می‌شوند که اکثر دانشمندان سنّ آنها را 220 میلیون سال کهن‌‌تر از قدیمی‌ترین فسیل‌های موجود می‌دانند و این موضوع باعث می‌شود تاریخ فرضی شروع حیات به 7/3 میلیارد سالِ قبل بازگردد. نیویورک‌ تایمز اذعان می‌دارد که این موضوع "باعث می‌شود باور این که حیات اولیه از مواد شیمیایی تکامل پیدا کرده باشد دشوار گردد". این شوخی نیست! براساس یافته‌های زمین‌شناسی، این کولونی‌های میکروبی در پی دوره‌ای تشکیل شدند که زمین دستخوش یک بمباران سیّارکی شده و عملاً غیرقابل‌سکونت گشته بود. تایمز می‌افزاید: این قدمت زمانی، بالنّسبه "زمان اندکی برای وقوع تکامل باقی می‌گذارد..." دیوید کلینگ‌هافر (David Klinghoffer) در بخش اخبار و دیدگاه‌های مرتبط با موضوعِ تکامل می‌نویسد: این کمترین چیزی است که می‌توان گفت. این گونه‌های حیاتی، "کد ژنتیکی، پروتئین‌ها، فوتوسنتر" عملاً یک شبه به وجود آمده‌اند. ظهور گونه‌های حیاتیِ کاملاً رشدیافته (به این قدمت) در تاریخچۀ فسیل‌ها، دکتر ابیگیل آلوود (Abigail Allwood) از کالتک (Caltech) را برآن واداشت تا بگوید: نتیجه می‌گیریم که "پدیداریِ حیات سخت، اکراه‌آمیز و غیرمحتمل نیست. بلکه هرگاه موقعیت مناسب باشد، شاهد ظهور حیات خواهیم بود". پس اگر حیات حتّی تحت سخت‌ترین شرایط نیز این چنین خودانگیخته و قابل‌پیش‌بینی ظهور می‌کند، باید در همه‌جا شاهد پدیداریِ آن باشیم! اما دانشمندان هنوز قادر نیستند حتّی یک سلول نیز از مواد خام شیمیایی تولید کنند. دکتر استفان میر (Stephen Meyer) در کتاب خود «امضاء سلول‌ها» (Signature in the Cell) توضیح می‌دهد که این می‌تواند همان نقطه ضعف داروینسیم باشد. برای این که تکامل از گزینش طبیعی آغاز شود، به یک واحد خودتکثیرگر نیاز است. اما تاکنون سلول و طرح دی‌ان‌ای آن، بیش از آنی پیچیده بوده‌اند که بگوییم از طریق واکنش‌های شیمیاییِ تصادفی حاصل شده‌اند. احتمال این که حتّی یک پروتئین واحد نیز به صورت اتّفاقی و تصادفی ایجاد شود، غیرقابل‌تصوّر است. لذا میر و نظریه‌پردازان دیگری که روی موضوع «طراحی هوشمندانه» کار می‌کنند این طور نتیجه‌گیری کرده‌اند که حتماً کسی ساختارهایی که برای حیات لازم هستند را طرّاحی و خلق کرده است. در عین حال داروینیست‌ها که با یک تاریخچۀ فسیلی مواجه شده‌اند که به لحاظ نظری مبدأ حیات را بیشتر به سمت قدیم سوق می‌دهد، مجبورند یک قوطی‌بازکن استعاری را فرض کنند. فقط آنها نمی‌دانند که این سلول‌های اولیه چطور به وجود آمده‌اند، و هرچه بیشتر حفّاری و اکتشاف می‌کنیم، حیات دست‌کم برای داروینیست‌ها، بیشتر نامحتمل‌ می‌شود، تا محتمل!   ]]> علم Sun, 18 Sep 2016 17:28:43 GMT http://dinonline.com/doc/note/fa/6695/