
اثرنگار ۵: ریشههای بین ادیانی روزه
روزه، آیینی مشترک در میان ادیان جهان، نهتنها ابزاری برای تزکیهٔ فردی، بلکه پلی برای همدلی و وحدت میان پیروان ادیان است. از اسلام و یهودیت تا مسیحیت، بودیسم و آیینهای شرقی، این سنت دیرینه با اشکال گوناگون، ریشه در اهداف مشترکی چون تقرب به خدا، خودسازی و همبستگی اجتماعی دارد. یاسر میردامادی در این اثرنگاره، با بررسی نقش روزه در تقریب دروندینی و گفتوگوی بینادیانی، به تأثیر آن در ایجاد صلح و اشتراکات معنوی میپردازیم.
نسخهٔ تصویری نوشته را اینجا دنبال کنید.
یاسر میردامادی: روزه یکی از مناسک دینی مشترک در میان ادیان مختلف است که، با وجود تفاوت در شکل و اجرا، ریشهها و اهداف مشترکی را نشان میدهد. روزهداری نهتنها جنبهای فردی برای تزکیه نفس دارد، بلکه تجربهای جمعی از دینداری را رقم میزند. بررسی ریشههای تقریبی (اتحاد دروندینی) و بینادیانی روزه، ما را به نقاط اشتراک میان ادیان و تلاش برای وحدت و همدلی هدایت میکند. در این شماره از اثرنگار، با تمرکز بر ریشههای مشترک روزه، به پیوندهای ادیان مختلف و نقش این پیوند در تقریب و گفتوگوی بین ادیان میپردازم.
روزه در همهٔ ادیان بزرگ جهان حضوری معنادار دارد و ریشههای آن نشاندهندهٔ اشتراکات عمیق میان سنتهای دینی است. در اسلام، روزه در تمام مذاهب، از جمله در میان اسماعیلیان و احمدیه، دیده میشود. مثلاً، در مذهب اسماعیلی نزاری، روزهٔ روحانی (پرهیز از گناه و افکار ناپاک) واجب است، اما روزهٔ جسمانی اختیاری است و برخی اسماعیلیان در رمضان مانند دیگر مسلمانان روزه میگیرند. این تفاوتها و شباهتها، جلوهای از تقریب دروندینی در اسلام را نشان میدهد.
در یهودیت، ۶ روز در سال روزه میگیرند که مهمترین آن «یوم کیپور» است. این روزهٔ ۲۵ ساعته، از نیم ساعت قبل از غروب تا نیم ساعت بعد از غروب روز بعد، به آمرزش گناهان و بازگشت موسی با الواح شریعت از کوه سینا مربوط است. ریشههای بینادیانی روزه در اسلام به این سنت یهودی پیوند میخورد. مارتین پلِسنِر، اسلامشناس، در دائرهالمعارف اسلام شباهتهایی میان روزهٔ رمضان و یوم کیپور میبیند. آنگلیکا نویورت، قرآنشناس آلمانی، هم در دائرهالمعارف قرآن حدیثی نقل میکند که مسلمانان تازهوارد به مدینه با دیدن روزهٔ یوم کیپور از یهودیان دربارهٔ روزه پرسیدند و فهمیدند به رهایی بنیاسرائیل از فرعون و نزول الواح به موسی ربط دارد. پیامبر اسلام پس از این گفت: «ما به سنت موسی از یهودیان سزاوارتریم» و روزه را تشریع کرد. این روایات، حتی اگر از نظر تاریخی هم مورد بحث باشند، بیانگر این باور در میان مسلمانان است که روزهٔ اسلامی ادامهٔ سنت یهودی است.
در مسیحیت، روزه هم جنبهٔ باطنی دارد و هم ظاهری. کتاب اشعیا روزهٔ واقعی را کمک به فقرا میداند، اما در عمل، برخی شاخهها مانند کاتولیک، ارتدوکس شرقی، انگلیکنها، لوتریها و متدیستها «چلهٔ روزهداری» (Lent) را برگزار میکنند که ۶ هفته قبل از عید پاک آغاز میشود و شامل کمخوری است. این تنوع، نمونهای از تقریبگرایی درونمسیحی است که در «شورای جهانی کلیساها» بهصورت سازمانیافته دنبال میشود. هدف این شورا وحدت گروههای مسیحی با وجود تفاوتهایشان است.
در آیین بودا، راهبان پس از وعدهٔ ظهر چیزی نمیخورند که نوعی رژیم زاهدانه است برای مراقبه، و بوداییان عادی هم به پرهیز غذا از ظهر تا صبح تشویق میشوند. در آیین هندو، روزه در روزهای خاص هفته، ماهها یا اعیاد مذهبی رایج است. آیین جِین نیز روزههای متعددی دارد که به «آهیمسا» (عدم خشونت) منتهی میشود. در آیین بهایی، روزه در ماه «علاء» (۱۱ اسفند تا نوروز) ۱۹ روز طول میکشد و از طلوع تا غروب شامل پرهیز از خوردن، آشامیدن و سیگار کشیدن است. این روزه با عید صیام و نوروز ایرانی همزمان میشود و تجربهای جمعی از دینداری را به نمایش میگذارد.
مفهوم تقریبگرایی (Ecumenism) که در مسیحیت به وحدت دروندینی میپردازد، با «گفتوگوی بین ادیان» (Interfaith Dialogue) تکمیل میشود. تقریبگرایی درون یک دین عمل میکند، اما گفتوگوی بین ادیان به دنبال همدلی میان ادیان مختلف است. هانس کونگ، الهیدان مسیحی میگوید: «صلح میان ملتها بدون صلح میان ادیان ممکن نیست و صلح میان ادیان بدون گفتوگو میسر نیست.» روزه، بهعنوان یک عمل دینی مشترک، بستری برای این گفتوگو فراهم میکند؛ زیرا نشان میدهد که ادیان با وجود تفاوتها، در اهدافی چون تزکیه نفس و همبستگی انسانی اشتراک دارند.
ریشههای تقریبی و بینادیانی روزه نشان میدهد که این عمل فراتر از یک مناسک فردی، راهی برای پیوند انسانها در تجربهٔ جمعی دینداری است. از تأثیر یوم کیپور بر روزهٔ اسلامی تا چلهٔ روزهداری در مسیحیت و روزههای زاهدانه در بودا و آیین جین و بهایی، این سنتها نقاط اشتراک ادیان را برجسته میکنند. تقریبگرایی دروندینی و گفتوگوی بینادیانی، هر دو از این اشتراکات بهره میبرند تا وحدت و صلح را گسترش دهند. روزه، در این نگاه، نهتنها فرد را به ژرفای درون خود میبرد، بلکه او را به جامعهای بزرگتر از پیروان ادیان مختلف متصل میکند و بُعد عمیقتری به دینداری جمعی میبخشد.